﻿1
00:00:07,290 --> 00:00:08,840
‫امشب رو اینجا می‌مونیم.

2
00:00:10,207 --> 00:00:12,470
‫وای، کوپ.

3
00:00:14,010 --> 00:00:15,800
‫پولش رو از کجا آوردی؟

4
00:00:16,850 --> 00:00:18,060
‫ولخرجی کردم دیگه.

5
00:00:23,020 --> 00:00:25,230
‫تو برو دوش بگیر.
‫من حواسم به دَر هست.

6
00:00:25,310 --> 00:00:26,940
‫باشه... ممنون.

7
00:00:41,620 --> 00:00:42,620
‫به‌به.

8
00:00:43,460 --> 00:00:45,210
‫عاشق دست‌پخت توئـم.

9
00:00:46,446 --> 00:00:47,643
‫همه همین رو می‌گن.

10
00:00:53,493 --> 00:00:55,474
‫کاش همون زمان باهات ازدواج می‌کردم.

11
00:01:02,743 --> 00:01:04,640
‫ببین، غمت نباشه.

12
00:01:05,980 --> 00:01:07,770
‫فرمانده کوپ همه‌چی رو درست می‌کنه.

13
00:01:07,850 --> 00:01:09,270
‫فرمانده کوپ؟

14
00:01:09,360 --> 00:01:10,360
‫بعله.

15
00:01:11,480 --> 00:01:15,820
‫باشه، ولی خودم هم
‫از پس کارهام برمی‌آم.

16
00:01:16,461 --> 00:01:17,820
‫متوجهـم.

17
00:01:21,450 --> 00:01:23,950
‫من برم یه‌کم دراز بِکشم.

18
00:01:24,040 --> 00:01:26,500
‫این قایم‌موشک‌بازی خسته‌م کرده.

19
00:01:30,250 --> 00:01:31,250
‫چیزه...

20
00:01:32,550 --> 00:01:34,380
‫می‌خوای من...

21
00:01:34,460 --> 00:01:36,340
‫نه، روی تخت‌بزرگه بخواب.

22
00:01:36,430 --> 00:01:38,640
‫راستی، ممنون.

23
00:01:38,720 --> 00:01:41,180
‫اوضاع... خیلی به هم ریخته...

24
00:01:41,260 --> 00:01:45,390
‫و اگه تو نبودی،
‫نمی‌دونم چی‌کار می‌کردم...

25
00:01:46,060 --> 00:01:47,270
‫این چه حرفیـه.

26
00:01:52,070 --> 00:01:53,110
‫دوستت دارم.

27
00:01:57,740 --> 00:01:59,070
‫بالاخره گفتم.

28
00:02:00,820 --> 00:02:05,200
‫ولی جدی می‌گم.
‫خیلی دوستت دارم، کوپر.

29
00:02:26,000 --> 00:02:37,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

30
00:02:37,024 --> 00:02:44,024
سینمافریک در شبکه های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

31
00:02:45,000 --> 00:02:48,000
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی

32
00:03:09,750 --> 00:03:13,510
‫{\an8}[ زیـبـایـی ]

33
00:03:14,598 --> 00:03:18,460
‫{\an8}(قسمت هفتم: «سالن پذیرایی زیبا»)

34
00:03:26,830 --> 00:03:29,620
‫درود بر تو ای مریم که سرشار از
‫فیض هستی و خداوند با توست.

35
00:03:29,700 --> 00:03:31,120
‫خجسته هستی تو در میان زنان

36
00:03:31,210 --> 00:03:33,210
‫و مبارک است میوه‌ی رَحِم تو.

37
00:03:34,170 --> 00:03:36,210
‫ای مریم مقدس، مادر خدا،
‫برای ما گناهکاران دعا کن...

38
00:03:36,290 --> 00:03:38,340
‫اکنون و در لحظه‌ی مرگ‌مان. آمین.

39
00:03:39,460 --> 00:03:41,800
‫درود بر تو ای مریم که سرشار از
‫فیض هستی و خداوند با توست.

40
00:03:42,630 --> 00:03:44,910
‫خجسته هستی تو در میان زنان...

41
00:03:53,314 --> 00:03:54,693
‫رها کن، عزیزم.

42
00:03:57,440 --> 00:04:01,110
‫جویی، نترس.
‫بابات کنارتـه.

43
00:04:01,190 --> 00:04:03,570
‫چیزی نمی‌شه.
‫رها کن.

44
00:04:03,660 --> 00:04:05,200
‫جناب، لطفاً عقب وایستید.

45
00:04:05,703 --> 00:04:07,080
‫نترس.

46
00:04:08,607 --> 00:04:11,147
‫نترس، عزیزم.

47
00:04:12,210 --> 00:04:15,460
‫چی شده؟
‫کلاً دو دقیقه نبودم...

48
00:04:16,040 --> 00:04:18,550
‫ماساژ قلبی ندین!
‫دوباره دنده‌هاش رو می‌شکنین!

49
00:04:18,630 --> 00:04:21,880
‫- جولیانا، آروم باش.
‫- ولم کن. کدوم گوری بودی؟

50
00:04:21,970 --> 00:04:24,050
‫باز خوابت برده بود؟

51
00:04:24,130 --> 00:04:25,217
‫ولش...

52
00:04:26,050 --> 00:04:27,720
‫علائم حیاتی برگشت.

53
00:04:30,423 --> 00:04:31,600
‫وای...

54
00:04:31,680 --> 00:04:32,890
‫خدایا...

55
00:04:32,980 --> 00:04:35,020
‫خدایا شکرت.
‫خدایا شکرت.

56
00:04:35,100 --> 00:04:37,110
‫چیزی نیست، عزیزم.

57
00:04:37,690 --> 00:04:39,192
‫فدات بشم.

58
00:04:40,755 --> 00:04:42,476
‫می‌دونستم کاریت نمی‌شه.

59
00:04:43,360 --> 00:04:45,030
‫نگران نباش.

60
00:04:46,570 --> 00:04:48,830
‫دیگه خوب شدی.

61
00:04:49,660 --> 00:04:52,410
‫خدافظ، ستاره‌ها... خدافظ، ابرها...

62
00:04:52,500 --> 00:04:54,660
‫خدافظ، شلوغی شهر...

63
00:04:55,330 --> 00:04:59,460
‫پایان.
‫این داستان رو خیلی دوست دارم.

64
00:05:01,760 --> 00:05:03,470
‫- بابا؟
‫- جان؟

65
00:05:04,510 --> 00:05:07,890
‫می‌شه... یه چیزی بگم؟

66
00:05:08,680 --> 00:05:09,720
‫بگو.

67
00:05:10,640 --> 00:05:14,640
‫اتاقم شبیه اتاق بچه‌هاست.

68
00:05:16,060 --> 00:05:18,230
‫خب تو همیشه بچه‌ی من می‌مونی.

69
00:05:19,610 --> 00:05:22,980
‫ولی الان دیگه نوجوونـم، درستـه؟

70
00:05:23,070 --> 00:05:27,780
‫نمی‌شه اتاقم مناسب سنم باشه؟

71
00:05:28,370 --> 00:05:33,160
‫مثلاً پوسترهای
‫چارلی اِکس‌سی‌اِکس رو بزنم به دیوار.

72
00:05:32,652 --> 00:05:33,167
‫{\an8}(چارلی اِکس‌سی‌اِکس
‫از خواننده‌های معروف نسل جوان توی آمریکاست.)

73
00:05:33,250 --> 00:05:34,250
‫خب...

74
00:05:35,210 --> 00:05:37,120
‫باشه. حتماً.

75
00:05:38,092 --> 00:05:40,000
‫این هم به چَشم.

76
00:05:42,710 --> 00:05:43,800
‫انجام می‌شه.

77
00:05:43,800 --> 00:05:53,800
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

78
00:06:56,674 --> 00:06:58,031
‫{\an8}[ جولیانا ویلیامز - زاناکس ]

79
00:07:22,770 --> 00:07:26,110
‫از ۱۲ شب تا ۴ با من.
‫۴ تا ۸ صبح هم با تو.

80
00:07:26,190 --> 00:07:27,780
‫فردا کار دارم.

81
00:07:29,440 --> 00:07:31,400
‫کارمون همینـه، مایر.

82
00:07:31,490 --> 00:07:32,910
‫کل زندگی‌مون همین کاره.

83
00:07:32,990 --> 00:07:35,490
‫صبح می‌خوام یه‌کم بخوابم.
‫خسته‌ام.

84
00:07:35,580 --> 00:07:37,040
‫- این هفته دوشیفت بودم.
‫- خیلی خوب.

85
00:07:37,120 --> 00:07:38,910
‫باشه. مشکلی نیست.

86
00:07:39,410 --> 00:07:41,120
‫- بیا بشین.
‫- می‌خوام بهش یه سر بزنم.

87
00:07:41,210 --> 00:07:43,540
‫بگیر بشین.
‫باید حرف بزنیم.

88
00:07:46,540 --> 00:07:47,550
‫باشه.

89
00:07:50,380 --> 00:07:52,090
‫دفعه‌ی بعدی که
‫جویی ایست قلبی می‌کنه...

90
00:07:52,180 --> 00:07:54,340
‫حرفت رو تموم نکن،
‫وگرنه برات بَد تموم می‌شه.

91
00:07:54,430 --> 00:07:56,850
‫می‌خوام فرم «عدم احیا» رو امضا کنم.

92
00:07:56,930 --> 00:07:58,970
‫خدای من.
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

93
00:07:59,640 --> 00:08:00,680
‫اون دخترمونـه.

94
00:08:00,770 --> 00:08:02,980
‫پیرکودکی هیچ درمانی نداره.

95
00:08:03,060 --> 00:08:05,270
‫درستـه ۱۵ سالشـه،
‫ولی قلب یه آدم ۹۰ساله رو داره.

96
00:08:05,360 --> 00:08:07,480
‫- نه. نه.
‫- من هم حق دارم نظر بدم!

97
00:08:08,690 --> 00:08:11,650
‫لیاقت همچین زندگی‌ای رو نداره.

98
00:08:13,910 --> 00:08:14,910
‫ما هم همین‌طور.

99
00:08:17,455 --> 00:08:19,095
‫کاش بهت نمی‌دادم...

100
00:08:19,120 --> 00:08:20,830
‫یا اصلاً باهات ازدواج نمی‌کردم.

101
00:08:20,910 --> 00:08:23,420
‫- تقصیر توئـه.
‫- یعنی بیماریش به‌خاطر منـه؟

102
00:08:23,500 --> 00:08:25,000
‫چرا کسشعر می‌گی، جولیانا؟

103
00:08:25,080 --> 00:08:27,670
‫- باز چندتا قرص خوردی؟
‫- خفه شو!

104
00:08:27,750 --> 00:08:30,170
‫اسپرم تو پیر شده بود.
‫۴۵ سالت بود.

105
00:08:30,260 --> 00:08:32,510
‫- ضعیف و پیر شده بود.
‫- هیچ ربطی به سن نداره.

106
00:08:32,590 --> 00:08:35,340
‫- خودت می‌دونی که این مشکل ژنتیکیـه.
‫- کهنه و فاسد شده بود.

107
00:08:35,430 --> 00:08:39,100
‫ناقص بود.
‫من توی اوج زیبایی‌م بودم.

108
00:08:39,458 --> 00:08:40,954
‫۳۰ سالم بود.

109
00:08:41,539 --> 00:08:43,519
‫می‌تونستم با هر مَردی ازدواج کنم.

110
00:08:44,350 --> 00:08:45,810
‫ولی عاشق من شدی.

111
00:08:45,900 --> 00:08:47,190
‫بله و اشتباه کردم.

112
00:08:47,822 --> 00:08:49,400
‫فکر نکنی تسلیم می‌شم.

113
00:08:49,480 --> 00:08:51,570
‫تا آخرین لحظه کنارش هستم.

114
00:08:51,650 --> 00:08:55,910
‫هرچی خدا بخواد، همون می‌شه.
‫دستی‌دستی نمی‌کُشمش.

115
00:08:57,620 --> 00:08:59,080
‫شاید هم مشکل از تو بوده.

116
00:09:01,330 --> 00:09:02,750
‫چی گفتی؟

117
00:09:03,790 --> 00:09:05,580
‫- هیچی.
‫- الان چه زری زدی؟

118
00:09:05,670 --> 00:09:07,290
‫- هیچی.
‫- می‌گم چی گفتی؟

119
00:09:57,380 --> 00:09:59,510
‫به‌به، جناب ویلیامز.

120
00:10:00,100 --> 00:10:02,930
‫بایرون فورست هستم.
‫خوش‌وقتـم.

121
00:10:03,010 --> 00:10:04,520
‫می‌دونم الان گیج شدین.

122
00:10:04,600 --> 00:10:07,730
‫آخه با تصویرم روی
‫مجله‌ی تایم خیلی فرق کردم.

123
00:10:07,810 --> 00:10:08,810
‫بهتون توضیح می‌دم.

124
00:10:08,900 --> 00:10:12,520
‫فعلاً می‌خوام راجع‌به
‫مسئله‌ای باهاتون صحبت کنم.

125
00:10:13,400 --> 00:10:14,480
‫شما راحت باشین.

126
00:10:14,570 --> 00:10:17,200
‫به‌به، چه بانویی.

127
00:10:17,280 --> 00:10:20,030
‫بایرون فورست هستم، خانم ویلیامز.
‫به‌به.

128
00:10:23,990 --> 00:10:26,620
‫تخت بیمارستان کودک توی سالن پذیرایی.

129
00:10:27,397 --> 00:10:29,250
‫واقعاً... سختـه.

130
00:10:29,330 --> 00:10:32,000
‫من توی بنیاد «تحقق آرزو»
‫فعالیت گسترده‌ای دارم.

131
00:10:32,090 --> 00:10:33,090
‫البته پشت پرده.

132
00:10:33,170 --> 00:10:37,420
‫جان سینا ادعا می‌کنه بیشترین
‫آرزوها رو برآورده کرده، ولی چرت می‌گه.

133
00:10:36,922 --> 00:10:37,427
‫{\an8}(جان سینا، کُشتی‌گیر و بازیگر معروف آمریکایی،
‫تابه‌حال آرزوی چندصد کودک بیمار از بنیاد «تحقق آرزو» رو برآورده کرده
‫و به همین خاطر، لقب «قهرمان مهربانی» بهش داده شده.)

134
00:10:37,769 --> 00:10:39,630
‫این منـم که رکورد زدم.

135
00:10:39,720 --> 00:10:43,890
‫آقای ویلیامز، واقعاً مَرد خوش‌شانسی هستی.
‫همسرتون در زمینه‌ی مُد فعالیت می‌کنن

136
00:10:43,970 --> 00:10:46,640
‫و تعجبی نداره که همچین
‫خونه‌ی زیبایی داشته باشین.

137
00:10:46,720 --> 00:10:48,690
‫شما سرویراستار

138
00:10:48,770 --> 00:10:50,350
‫نشریه‌ی اِل بودین، درستـه؟

139
00:10:50,440 --> 00:10:51,810
‫- بله.
‫- بسیار عالی.

140
00:10:52,428 --> 00:10:54,545
‫به به، یه مَرد قانون و خانم اهل مُد.

141
00:10:54,570 --> 00:10:57,610
‫مثل داستان‌های عاشقانه‌ی
‫سنتیِ آمریکاییـه. بیاین بشینیم.

142
00:11:00,860 --> 00:11:03,320
‫اینجا چه خبره؟
‫تو دیگه کی‌ای؟

143
00:11:03,410 --> 00:11:06,950
‫کسی‌ام که هرروز درحال
‫پیگیری پرونده‌ی بچه‌تون بوده.

144
00:11:06,975 --> 00:11:08,305
‫از بنیاد «تحقق آرزو» اومدین؟

145
00:11:08,450 --> 00:11:09,830
‫یادتـه؟
‫اونجا ثبت‌نام کردیم...

146
00:11:09,910 --> 00:11:13,540
‫جویی دوست داشت برای بازیگرهای
‫سریال «خرس» غذا درست کنه...

147
00:11:13,565 --> 00:11:15,185
‫ولی نتونستن برنامه بچینن.

148
00:11:14,680 --> 00:11:15,195
‫{\an8}(سریال «خرس» اثری آمریکایی ساخته‌ی کریستوفر استورر هست.
‫یکی از مضامین اصلی این سریال «کمال‌گرایی»ـه.)

149
00:11:15,880 --> 00:11:21,180
‫باید عرض کنم شخصاً به‌شدت
‫شیفته‌ی خونواده‌تون شدم.

150
00:11:22,800 --> 00:11:24,050
‫منظور؟

151
00:11:24,760 --> 00:11:31,140
‫طول عمر کودکان مبتلا به نسخه‌ای
‫شدید از پیرکودکی، زیر ۱۵ سالـه.

152
00:11:31,730 --> 00:11:33,440
‫لونافارنیب روی بچه فشار می‌آره...

153
00:11:32,939 --> 00:11:33,444
‫{\an8}(لونافارنیب تنها داروی مخصوص بیماری پیرکودکی هست.)

154
00:11:34,190 --> 00:11:37,780
‫ولی حقیقتاً مقاومت
‫بچه‌ی شما مثال‌زدنیـه.

155
00:11:37,860 --> 00:11:41,110
‫گرچه در نهایت ضررش بیشتره.

156
00:11:41,200 --> 00:11:42,950
‫بچه‌ی ما راحت تسلیم نمی‌شه.

157
00:11:43,030 --> 00:11:47,240
‫اون‌وقت چندتا قانون نقض کردی
‫که اطلاعات پزشکی بچه‌م رو دربیاری؟

158
00:11:47,330 --> 00:11:48,620
‫خانم و آقای ویلیامز...

159
00:11:49,250 --> 00:11:54,460
‫اومدم اینجا چون
‫خونواده‌ی شما برگزیده شده.

160
00:11:56,380 --> 00:11:59,210
‫من یه فناوری پزشکی جدید ساختم

161
00:11:59,800 --> 00:12:03,680
‫و به نظرم دخترتون
‫بهترین نمونه برای امتحانش هست.

162
00:12:03,760 --> 00:12:05,890
‫ما برای هر درمانی که
‫فکر کنین، اقدام کردیم...

163
00:12:05,970 --> 00:12:07,680
‫ولی هیچ نتیجه‌ای نداشته.

164
00:12:07,769 --> 00:12:10,899
‫چاره‌ی دیگه‌ای
‫برای بنجامین باتِن نمونده.

165
00:12:10,387 --> 00:12:10,901
‫{\an8}(بنجامین باتِن نام شخصیتی از یه فیلم با همین عنوان هست؛
‫روایت مَردی که پیر به دنیا می‌آد و نوزاد از دنیا می‌ره.)

166
00:12:10,980 --> 00:12:13,940
‫دوست عزیز، فوراً
‫از خونه‌ی من برو بیرون.

167
00:12:14,020 --> 00:12:20,110
‫بنیاد تحقیقات پیرکودکی
‫از سال ۱۹۹۹ تا الان...

168
00:12:20,610 --> 00:12:22,530
‫کلاً ۹میلیون دلار ناچیز خرج کرده.

169
00:12:23,400 --> 00:12:25,570
‫این‌طوری به نتیجه نمی‌رسین.

170
00:12:25,660 --> 00:12:29,790
‫چنین جهشی توی ژن لامین‌آ
‫بسیار زجرآور و کُشنده‌ست.

171
00:12:29,307 --> 00:12:29,812
‫{\an8}(ژن لامین‌آ لایه‌ای پروتئینی هست که از سلول‌ها محافظت می‌کنه.)

172
00:12:30,580 --> 00:12:32,460
‫چیزی که من بهتون پیشنهاد می‌دم...

173
00:12:32,540 --> 00:12:36,670
‫درمان کودک نیست.

174
00:12:37,790 --> 00:12:39,380
‫چیزی فراتر از اونـه.

175
00:12:42,380 --> 00:12:47,220
‫این مَرد جوان مبتلا به آتروفیِ
‫عضلانی نخاعیِ تیپ۲ از نوع تهاجمیـه.

176
00:12:47,850 --> 00:12:49,100
‫یعنی با این وضع...

177
00:12:49,930 --> 00:12:52,060
‫به ۲۵سالگی نمی‌رسید.

178
00:12:58,480 --> 00:13:02,440
‫یعنی داری می‌گی این همون آدمـه؟

179
00:13:02,530 --> 00:13:04,780
‫اگه باورتون نمی‌شه...

180
00:13:05,410 --> 00:13:07,070
‫خودم مدرک محکم‌تری‌ام.

181
00:13:10,700 --> 00:13:15,500
‫باورتون می‌شه الان دارین
‫با همون بایرون فورست حرف می‌زنین؟

182
00:13:17,290 --> 00:13:19,840
‫ببینین، می‌دونم درکش سختـه.

183
00:13:19,920 --> 00:13:23,420
‫اون‌قدر عجیبـه که
‫انگار سحروجادو در کاره

184
00:13:23,510 --> 00:13:27,220
‫یا مثلاً یه میوه‌ی ممنوعه‌ست
‫که اگه بخوری، جاودانه می‌شی.

185
00:13:27,300 --> 00:13:29,140
‫- والا از اون هم عجیب‌تره.
‫- آره.

186
00:13:29,220 --> 00:13:31,810
‫اگه می‌خواین برم، الان می‌رم.

187
00:13:31,890 --> 00:13:34,810
‫ولی ترجیح می‌دم به شما
‫و جویی‌کوچولو کمک کنم.

188
00:13:42,150 --> 00:13:43,610
‫معرفی می‌کنم:

189
00:13:47,240 --> 00:13:48,610
‫«زیبایی».

190
00:13:49,570 --> 00:13:52,830
‫خونواده‌ی شما انتخاب شده
‫تا اولین نفر برای دریافت هدیه‌ای باشه

191
00:13:52,910 --> 00:13:55,750
‫که به‌زودی کل دنیا خواهانش می‌شن.

192
00:13:55,830 --> 00:13:57,290
‫خدایا.

193
00:13:57,870 --> 00:13:59,830
‫هزینه‌ش هرچی بود، مهم نیست.
‫خونه رو می‌فروشیم.

194
00:13:59,920 --> 00:14:02,210
‫تو رو خدا ما رو ثبت‌نام کنین.

195
00:14:02,300 --> 00:14:06,670
‫خانم ویلیامز، ناراحتم کردین.
‫فکر کردین ازتون قرونی پول می‌گیرم؟

196
00:14:08,180 --> 00:14:09,720
‫به‌اندازه‌ی کافی شنیدم.

197
00:14:10,300 --> 00:14:11,510
‫به نظرم...

198
00:14:13,470 --> 00:14:15,930
‫وقت نوشیدنیـه.

199
00:14:18,153 --> 00:14:19,900
‫ویسکی می‌خوری، آقای فورست؟

200
00:14:20,801 --> 00:14:22,267
‫بله، عالیـه.

201
00:14:23,755 --> 00:14:26,104
‫البته در برابر
‫نوشیدنی‌های شما چیزی نیست.

202
00:14:26,167 --> 00:14:27,457
‫نگران نباشین.

203
00:14:28,110 --> 00:14:29,820
‫- دخترتون رو نجات می‌دیم.
‫- ممنون.

204
00:14:30,620 --> 00:14:32,620
‫قول می‌دم حالش خوب می‌شه.

205
00:14:34,330 --> 00:14:35,330
‫بفرمایید.

206
00:14:37,870 --> 00:14:41,000
‫ای خدا...
‫داری چی‌کار می‌کنی، مایر؟

207
00:14:41,080 --> 00:14:44,130
‫پا شدی اومدی خونه‌ی من

208
00:14:44,987 --> 00:14:47,340
‫و از وضعیت دخترم سوءاستفاده می‌کنی؟

209
00:14:48,300 --> 00:14:52,350
‫حقیقتاً... حوصله‌م داره سر می‌ره.

210
00:14:52,930 --> 00:14:55,470
‫رفتارت قابل‌پیش‌بینیـه.

211
00:14:55,560 --> 00:14:58,640
‫تازگی پرونده‌ی بزرگی تشکیل شده

212
00:14:58,730 --> 00:15:00,350
‫درباره‌ی مرگ آدم‌های زیبا

213
00:15:00,440 --> 00:15:01,690
‫توی نقاط مختلف دنیا.

214
00:15:01,770 --> 00:15:04,070
‫حتی مأمورهام هم هدف قرار گرفتن.

215
00:15:04,150 --> 00:15:06,980
‫ولی فکر کنم از این قضیه
‫باخبری، درستـه، آقای فورست؟

216
00:15:07,070 --> 00:15:09,950
‫- این مواد آدم‌ها رو می‌کُشه.
‫- اشتباه می‌کنید.

217
00:15:10,030 --> 00:15:13,620
‫دست من نیست
‫که آدم‌ها ذات‌شون خرابـه.

218
00:15:14,160 --> 00:15:15,830
‫قدرنشناسی می‌کنن

219
00:15:15,910 --> 00:15:19,660
‫و از نعمتی که بهشون داده شده،
‫سوءاستفاده می‌کنن.

220
00:15:19,750 --> 00:15:21,370
‫حتماً در ازاش یه چیزی می‌خوای.

221
00:15:26,050 --> 00:15:27,840
‫تحقیقاتت رو متوقف کن.

222
00:15:27,920 --> 00:15:31,840
‫هرچی پرونده هست، ببند.
‫به مأمورهات بگو دیگه تحقیق نکنن.

223
00:15:31,930 --> 00:15:34,930
‫دهن‌شون رو ببند
‫و بگو پرونده سرنخی نداره.

224
00:15:35,010 --> 00:15:39,060
‫فقط یکی‌شون هست که
‫می‌خوام شخصاً بهش رسیدگی کنم.

225
00:15:39,890 --> 00:15:43,230
‫کوپر مَدسن.
‫بهم تحویلش بده.

226
00:15:44,190 --> 00:15:46,980
‫هیشکی سؤال نپرسه و دنبالش هم نگرده.

227
00:15:50,654 --> 00:15:52,950
‫- ای بابا.
‫- حق داری سکوت کنی...

228
00:15:53,030 --> 00:15:58,160
‫درخواستم خیلی ساده‌ست.
‫۲۴ساعت دارم تعقیبش می‌کنم.

229
00:15:58,240 --> 00:16:01,290
‫آدم‌هام سعی کردن
‫به‌روش جَوون‌های امروزی بترسوننش.

230
00:16:01,370 --> 00:16:04,960
‫عجیبـه که این‌قدر به شغلش وفاداره.

231
00:16:05,040 --> 00:16:09,050
‫نقشه‌ی دیگه اینـه که
‫مسمومش کنم تا جون بده و بمیره.

232
00:16:09,130 --> 00:16:12,101
‫اتفاقاً از این کارها دوست دارم.
‫سرگرم می‌شم.

233
00:16:12,630 --> 00:16:15,510
‫ولی این‌طوری خبرش همه‌جا می‌پیچه

234
00:16:16,050 --> 00:16:19,140
‫و من اصلاً حوصله‌ی درگیری ندارم.

235
00:16:19,220 --> 00:16:21,270
‫مخصوصاً با کسایی که تسلیم نمی‌شن.

236
00:16:21,350 --> 00:16:23,350
‫اون هم الان که به موفقیت رسیدم

237
00:16:23,440 --> 00:16:27,230
‫و قراره میراثم رو به جا بذارم.

238
00:16:27,980 --> 00:16:30,610
‫کمکم کن.
‫بهم تحویلش بده.

239
00:16:31,110 --> 00:16:34,660
‫بفرستش یه جای امن، بعدش
‫آدم‌هام یواشکی می‌رن سراغش.

240
00:16:34,740 --> 00:16:39,990
‫و بعدش می‌خوای
‫یواشکی و بی‌سروصدا بُکشیش؟

241
00:16:42,830 --> 00:16:46,540
‫راستی اون مأمور خوشگلت
‫که توی ونیز گم شد، برگشته

242
00:16:47,130 --> 00:16:53,130
‫و مبتلا به همین داروئـه. اون آقا هم
‫دختره رو مثل گیسوکمند توی یه خونه حبس کرده.

243
00:16:53,220 --> 00:16:57,140
‫داره تو رو دور می‌زنه.
‫می‌خواد حقیقت رو ازت مخفی کنه.

244
00:16:57,220 --> 00:17:01,020
‫درست مثل بقیه‌ی آدم‌ها،
‫اون هم به فکر خودشـه.

245
00:17:01,720 --> 00:17:08,230
‫یعنی ارزش این آشغال‌ها
‫از دختر خودت بیشتره؟

246
00:17:11,190 --> 00:17:14,900
‫اگه فوراً مشکلاتم رو حل کنی...

247
00:17:15,660 --> 00:17:20,120
‫یه خونواده‌ی بی‌نقص برات می‌سازم.

248
00:17:21,120 --> 00:17:24,830
‫ولی اگه من رو دستگیر کنی
‫یا بُکشی، باختی.

249
00:17:26,000 --> 00:17:27,540
‫این آرزو رو به گور می‌بری.

250
00:17:28,500 --> 00:17:34,010
‫دوست نداری خوشگل‌تر بشی، جولیانا؟
‫نمی‌خوای حالت خوب بشه؟

251
00:17:34,880 --> 00:17:38,590
‫هنوز بعداز ماجرای سرطان سینه‌ت
‫توی سال پیش، رنگت پریده‌ست.

252
00:17:38,680 --> 00:17:41,470
‫و می‌دونی که همیشه
‫احتمال برگشت سرطان هست...

253
00:17:41,560 --> 00:17:44,206
‫ولی نه وقتی محصول
‫معجزه‌آسای من رو مصرف کنی.

254
00:17:47,821 --> 00:17:50,360
‫تا آخر عمرتون سالی
‫دَه‌میلیون دلار بهتون می‌دم.

255
00:17:50,440 --> 00:17:53,110
‫و البته یه خونه توی جزیره‌ی
‫استوایی با یه‌عالمه خدمتکار.

256
00:17:53,190 --> 00:17:55,700
‫اسنادش همین‌جا حاضره.

257
00:17:56,490 --> 00:17:59,240
‫زیبایی رو در اختیار
‫هر سه‌تاتون قرار می‌دم.

258
00:18:00,320 --> 00:18:02,700
‫دَه‌تا انگشت دست و دَه‌تا انگشت پا.

259
00:18:04,040 --> 00:18:07,330
‫وقتی بچه‌های من سالم به دنیا اومدن...

260
00:18:07,420 --> 00:18:09,460
‫یه حس رهایی و آرامش بهم دست داد.

261
00:18:10,210 --> 00:18:13,670
‫دیگه می‌دونستم سالم هستن
‫و مشکلی ندارن.

262
00:18:14,920 --> 00:18:16,920
‫نمی‌تونم تصور کنم...

263
00:18:18,470 --> 00:18:21,760
‫چقدر دردناکـه که هرروز شاهد

264
00:18:21,850 --> 00:18:25,350
‫از بین رفتن تدریجی بچه‌تون باشین.

265
00:18:26,730 --> 00:18:29,350
‫هرروز عذابش رو می‌بینین...

266
00:18:29,440 --> 00:18:35,780
‫ولی نمی‌تونین هیچ کاری براش بُکنین.

267
00:18:37,640 --> 00:18:40,190
‫و حتی دیگه می‌ترسین

268
00:18:40,280 --> 00:18:42,370
‫برای یه بچه‌ی دیگه اقدام کنین.

269
00:18:42,950 --> 00:18:46,000
‫منصفانه نیست، مگه نه؟

270
00:18:46,700 --> 00:18:49,250
‫آقای ویلیامز، یه قهرمان...

271
00:18:51,330 --> 00:18:54,300
‫منتظر مرگ بچه‌ش نمی‌شه.

272
00:18:55,670 --> 00:18:57,010
‫بلکه نجاتش می‌ده.

273
00:19:03,000 --> 00:19:10,000
سینمافریک

274
00:19:16,201 --> 00:19:17,640
‫تیم موردعلاقه‌ت کدومـه؟

275
00:19:17,860 --> 00:19:19,400
‫کیرم توی فوتبال.

276
00:19:19,490 --> 00:19:22,490
‫نسخه‌ی قبلی‌ت
‫بازیکن خط‌میانی خوبی می‌شد.

277
00:19:22,570 --> 00:19:24,625
‫پاهات مثل پای خرس بود.

278
00:19:25,990 --> 00:19:27,830
‫عین بابام حرف می‌زنی.

279
00:19:27,855 --> 00:19:29,214
‫بابات دوست داشت فوتبال بازی کنی؟

280
00:19:29,725 --> 00:19:32,145
‫التماسم می‌کرد...
‫التماس...

281
00:19:32,556 --> 00:19:34,380
‫جالبی‌ش اینـه که
‫دوست داشتم بازی کنم.

282
00:19:34,460 --> 00:19:37,210
‫ولی اون‌قدر بهم کسشعر می‌گفت...

283
00:19:38,170 --> 00:19:40,470
‫دلم نمی‌اومد برم سمت فوتبال.

284
00:19:40,926 --> 00:19:42,615
‫آره، خشونت کافی واسه فوتبال نداری.

285
00:19:42,640 --> 00:19:47,770
‫درستـه.
‫چاق بودم. افسردگی داشتم.

286
00:19:47,917 --> 00:19:49,117
‫بنازم.

287
00:19:49,680 --> 00:19:53,150
‫خداوکیلی ضربه رو ببین!
‫می‌شه آدم عاشق این بازی نشه؟

288
00:19:53,230 --> 00:19:55,205
‫مثل کسخل‌ها فقط همدیگه رو هُل می‌دن.

289
00:19:55,230 --> 00:20:00,280
‫آدم نباید قرتی باشه.
‫انسان‌بودن یعنی خشونت.

290
00:20:00,360 --> 00:20:02,875
‫- واقعاً این‌طوری فکر می‌کنی؟
‫- دنیا با خشونت می‌چرخه، پسر.

291
00:20:02,910 --> 00:20:04,700
‫ای جونم... بزن...

292
00:20:04,780 --> 00:20:08,490
‫بدو!
‫آباریکلا! آفرین!

293
00:20:08,580 --> 00:20:11,160
‫حال کردی؟
‫کون‌شون پاره‌ست.

294
00:20:11,790 --> 00:20:13,170
‫برنده‌ی شرط‌بندی خودمـم.

295
00:20:14,582 --> 00:20:16,598
‫می‌دونی چی عجیبـه؟

296
00:20:17,500 --> 00:20:22,300
‫- چی؟
‫- این‌روزها اصلاً به باشگاه‌رفتن فکر نمی‌کنم.

297
00:20:23,550 --> 00:20:26,300
‫یعنی حتی فکر ورزش به ذهنم نمی‌رسه.

298
00:20:26,390 --> 00:20:28,260
‫فقط می‌خورم و می‌خوابم...

299
00:20:28,725 --> 00:20:31,185
‫هیچ غذایی نیست که برام مضر باشه...

300
00:20:31,810 --> 00:20:33,520
‫انگار دیگه مهم نیست.

301
00:20:33,600 --> 00:20:35,600
‫آره دیگه...

302
00:20:35,690 --> 00:20:37,110
‫چرا باید مهم باشه؟

303
00:20:37,190 --> 00:20:39,570
‫متابولیسم بدنت توی بهترین حالتـه.

304
00:20:39,650 --> 00:20:43,110
‫سلول‌های بدنت
‫هر ساعت دارن بازیابی می‌شن.

305
00:20:46,660 --> 00:20:48,450
‫پس توی بدنم واویلاست.

306
00:20:51,290 --> 00:20:55,210
‫می‌شه گفت... زمان واسه تو متوقف شده.

307
00:20:56,130 --> 00:20:59,340
‫یعنی... هیچ‌وقت نمی‌میریم؟

308
00:21:00,710 --> 00:21:03,050
‫توی اتاق‌خواب یه بالکن هست.

309
00:21:03,970 --> 00:21:06,140
‫برو از اونجا بپر ببین چی می‌شه.

310
00:21:06,720 --> 00:21:08,890
‫پخشِ زمین می‌شی.

311
00:21:08,970 --> 00:21:12,220
‫هرچی که قبلاً باعث مرگت می‌شد،
‫الان هم می‌شه.

312
00:21:12,850 --> 00:21:16,560
‫باور کن این دارو
‫سیستم مغزم رو به هم ریخته.

313
00:21:16,650 --> 00:21:17,860
‫ولی باز هم کافی نبوده.

314
00:21:17,885 --> 00:21:20,304
‫امروز زیادی با چوچول دختره ور رفتی...

315
00:21:20,860 --> 00:21:22,570
‫دیگه وقت کاره.

316
00:21:22,650 --> 00:21:25,950
‫نمی‌خوام دستیارم
‫از این سوسول‌های بی‌عرضه باشه.

317
00:21:30,330 --> 00:21:33,790
‫چیـه؟ چه مرگتـه؟
‫می‌خوای گریه کنی؟

318
00:21:33,870 --> 00:21:35,870
‫نه، ولی بعضی‌وقت‌ها
‫مثل اون یاروها حرف می‌زنی.

319
00:21:35,960 --> 00:21:37,710
‫همون‌هایی که باهاشون چَت می‌کردم.

320
00:21:38,028 --> 00:21:40,840
‫این حرف‌ها بهم
‫حس تنهایی می‌ده، داداش.

321
00:21:40,920 --> 00:21:44,470
‫می‌گیری چی می‌گم؟
‫دارم سعی می‌کنم عوض بشم.

322
00:21:45,332 --> 00:21:46,496
‫ببین، جِی.

323
00:21:48,470 --> 00:21:49,760
‫تو تنها نیستی.

324
00:21:51,260 --> 00:21:53,390
‫من هم توی زندگی جدیدم رفیقی نداشتم

325
00:21:53,856 --> 00:21:55,100
‫ولی تو رو رفیق خودم می‌دونم.

326
00:21:57,390 --> 00:21:58,614
‫اسمم آنتونیوئـه.

327
00:22:05,530 --> 00:22:09,200
‫خوش‌وقتـم، آنتونیو.
‫- من هم جِرمی‌ام.

328
00:22:10,740 --> 00:22:13,240
‫حالا تعریف کن ببینم
‫چجوری یه قاتل تک‌چشم شدی؟

329
00:22:15,910 --> 00:22:17,000
‫دیگه زیاده‌روی نکن.

330
00:22:19,250 --> 00:22:20,710
‫خب نوبت توئـه که حرف بزنی.

331
00:22:22,670 --> 00:22:26,220
‫حالا تو باید درددل کنی.
‫خودت همیشه سؤال‌پیچم می‌کنی.

332
00:22:26,720 --> 00:22:29,470
‫می‌خوای از زندگی‌م بدونی.
‫همه‌ش می‌گی بهت اعتماد کنم.

333
00:22:30,180 --> 00:22:32,760
‫فکر کردی از این اسگل‌هائـم؟

334
00:22:32,850 --> 00:22:35,100
‫هیشکی توی زندگی‌م
‫اندازه‌ی بابام تحقیرم نکرد.

335
00:22:35,850 --> 00:22:38,770
‫ولی باز هم دوستش داشتم
‫و فکر می‌کردم پیشم می‌مونه.

336
00:22:38,850 --> 00:22:43,110
‫ولی لاشی رفت.
‫تو هم گفتی من مثل پسرتـم.

337
00:22:44,650 --> 00:22:46,162
‫یعنی رفتارت با پسرت این‌طوریـه؟

338
00:22:48,570 --> 00:22:49,570
‫ببین...

339
00:22:50,410 --> 00:22:54,080
‫من از اول زندگی‌م
‫می‌دونستم آدمِ کارهای اداری نیستم.

340
00:22:54,790 --> 00:22:56,910
‫۱۸سالگی رفتم توی ارتش.

341
00:22:57,000 --> 00:22:58,750
‫شدم فرمانده‌ی نیروی دلتا.

342
00:22:58,830 --> 00:23:02,080
‫واسه استخدام توی سازمان
‫امنیت درخواست دادم، ولی رد شدم.

343
00:23:02,170 --> 00:23:03,894
‫آخه نتیجه‌ی ارزیابی
‫روانی‌م ترسوندشون.

344
00:23:05,340 --> 00:23:06,880
‫ولی باید یه‌جوری پول درمی‌آوردم.

345
00:23:06,960 --> 00:23:09,300
‫سر و کارم افتاد
‫به آدم‌ها و جاهای ناجور.

346
00:23:09,380 --> 00:23:10,630
‫بعدش چی شد؟

347
00:23:17,220 --> 00:23:18,270
‫همه‌چی عوض شد.

348
00:23:18,807 --> 00:23:20,179
‫بیدار شدی؟

349
00:23:20,520 --> 00:23:24,020
‫تو هم اگه مثل من دنیادیده باشی،
‫می‌دونی زن‌های ناجوری اون بیرون هست.

350
00:23:24,650 --> 00:23:26,860
‫و آدری هم یکی از اون شیطون‌ها بود.

351
00:23:26,940 --> 00:23:31,200
‫یک از اسپرم‌هام سرعتش زیاد بود
‫و وارد دروازه شد و نیکُلاس ازش دراومد.

352
00:23:32,037 --> 00:23:35,950
‫اولش فکر می‌کردم
‫می‌تونم هر دو زندگی رو اداره کنم.

353
00:23:36,790 --> 00:23:39,830
‫ولی قاتل‌بودن و پدربودن
‫با هم هم‌خوانی نداره.

354
00:23:42,971 --> 00:23:44,540
‫من هم دیگه داشتم پیر می‌شدم.

355
00:23:47,000 --> 00:23:49,550
‫اگه توی این بازی یه قدم
‫اشتباه برمی‌داشتم، کارم تموم بود.

356
00:23:51,090 --> 00:23:53,840
‫مثل ورزش می‌مونه.
‫باید تشخیص بدی کِی بازنشسته بشی.

357
00:23:54,600 --> 00:23:58,100
‫رفتم یه شغل آبرودار پیدا کنم.
‫قاطی میلیاردرها شدم.

358
00:23:58,180 --> 00:24:00,060
‫سابقه‌ی خوبی داشتم
‫و راحت کار گیرم اومد.

359
00:24:00,680 --> 00:24:01,850
‫محافظ کی بودی؟

360
00:24:02,850 --> 00:24:04,020
‫مارک زاکربرگ؟

361
00:24:04,100 --> 00:24:06,270
‫قرارداد محرمانه امضا کردم.
‫نمی‌تونم بگم.

362
00:24:06,360 --> 00:24:08,030
‫شرط می‌بندم زاکربرگ بوده.

363
00:24:09,530 --> 00:24:10,820
‫زندگی‌م یکنواخت شده بود.

364
00:24:12,700 --> 00:24:13,740
‫ولی خوب بود.

365
00:24:14,990 --> 00:24:15,990
‫زاکربرگ‌ـه...

366
00:24:17,200 --> 00:24:19,750
‫تا این‌که الهه‌های کُسکش
‫انتقام از راه رسیدن.

367
00:24:19,256 --> 00:24:19,761
‫{\an8}(الهه‌های انتقام، سه خواهر توی اساطیر یونان باستان هستن
‫که وظیفه‌شون مجازات بنده‌های ناخلف خدایانـه.)

368
00:24:20,660 --> 00:24:21,660
‫کی؟

369
00:24:21,750 --> 00:24:23,790
‫از این فرقه‌های کیریِ
‫طرف‌دار محیط زیست

370
00:24:23,870 --> 00:24:25,750
‫که سر از کار دنیا درنمی‌آرن.

371
00:24:26,690 --> 00:24:28,880
‫سال‌هاست کون میلیاردرها رو پاره کردن.

372
00:24:29,510 --> 00:24:33,130
‫البته همه‌ش لب‌ودهن بودن،
‫تا این‌که یه روز...

373
00:24:34,470 --> 00:24:35,470
‫عمل کردن.

374
00:24:36,140 --> 00:24:37,930
‫مادر طبیعت در عذاب است!

375
00:24:38,010 --> 00:24:40,140
‫می‌سوزانید، می‌درید و اسراف می‌کنید!

376
00:24:43,060 --> 00:24:45,230
‫طعم خشم الهه‌های انتقام را بچشید!

377
00:24:57,490 --> 00:25:02,450
‫۸۰درصد بدنم سوخت.
‫زنده‌موندنم معجزه بود.

378
00:25:05,210 --> 00:25:08,210
‫یه زندگی پُر از جراحی‌های
‫پوستی در انتظارم بود

379
00:25:08,290 --> 00:25:10,340
‫و بگاییِ محض.

380
00:25:11,295 --> 00:25:13,275
‫اون میلیاردر لاشی‌ای که
‫استخدامم کرده بود هم

381
00:25:13,300 --> 00:25:15,760
‫واسه‌م یه چک کشید و رفت پی کارش.

382
00:25:16,430 --> 00:25:18,260
‫پولش واسه خرج خونواده‌م کافی نبود.

383
00:25:19,560 --> 00:25:22,730
‫وفادارِ کسی بودی که قَدرت رو ندونست.

384
00:25:26,600 --> 00:25:29,060
‫من می‌تونم از این جهنم خلاصت کنم.

385
00:25:30,230 --> 00:25:32,190
‫ولی برات هزینه داره، دوست من.

386
00:25:33,280 --> 00:25:37,200
‫باید کسایی که بهم
‫آسیب می‌زنن رو نابود کنی.

387
00:25:40,526 --> 00:25:41,806
‫راحت باش.

388
00:25:43,870 --> 00:25:45,000
‫بخواب.

389
00:25:47,790 --> 00:25:49,330
‫یهم اون دارو رو پیشنهاد داد...

390
00:25:49,920 --> 00:25:52,920
‫یه فرصت دوباره
‫که بتونم به خونواده‌م برسم.

391
00:25:53,920 --> 00:25:56,220
‫یه‌کم از دردش باقی مونده...

392
00:25:58,390 --> 00:26:04,390
‫ولی باز هم بهم لطف بزرگی کرد.
‫ناجی من و خونواده‌م شد.

393
00:26:05,060 --> 00:26:07,940
‫من هم در ازاش ترفیع درجه گرفتم.

394
00:26:08,020 --> 00:26:10,770
‫به‌به.
‫عالی شدی، پسر.

395
00:26:11,730 --> 00:26:14,320
‫از آخرین باری که دیدمت،
‫خیلی بهتر شدی.

396
00:26:16,780 --> 00:26:19,070
‫ولی هنوز کامل نیستی.

397
00:26:20,280 --> 00:26:22,200
‫یه سری چیزها با «زیبایی» درمان می‌شن

398
00:26:22,280 --> 00:26:24,370
‫ولی بعضی چیزها هم شانسیـه.

399
00:26:25,080 --> 00:26:31,340
‫تقصیر آراِن‌اِی هست
‫که به دی‌اِن‌اِی دستور اشتباه می‌ده.

400
00:26:32,800 --> 00:26:36,010
‫یه‌کم ریزه‌کاری داری که انجام می‌شه.

401
00:26:38,260 --> 00:26:40,090
‫بابت چشمت شرمنده.

402
00:26:41,350 --> 00:26:47,680
‫ولی به‌جاش برات
‫یه چشم‌بند خفن درست کردم.

403
00:26:49,440 --> 00:26:52,440
‫از جَوونی بهم ثابت شده بود
‫که تنها مهارتم کُشتنـه.

404
00:26:53,400 --> 00:26:55,230
‫هرچند خجالت می‌کِشیدم
‫که زندگی‌م اینـه...

405
00:26:55,320 --> 00:26:57,860
‫ولی دیگه راه برگشتی نبود.

406
00:27:01,240 --> 00:27:03,870
‫به‌به.
‫چه خفن.

407
00:27:05,120 --> 00:27:07,370
‫از یه چشم واقعی هم بهتره.

408
00:27:12,880 --> 00:27:16,050
‫قراره با هم حسابی بترکونیم.

409
00:27:17,880 --> 00:27:21,550
‫خوب می‌دونستم
‫که توی این زندگی جدید...

410
00:27:21,640 --> 00:27:25,510
‫دیگه اون آدم سابق نمی‌شم.

411
00:27:25,600 --> 00:27:28,480
‫و با پدربودن هم خدافظی کردم.

412
00:27:28,560 --> 00:27:30,850
‫اون بخش از وجودم رو کُشتم.

413
00:27:30,940 --> 00:27:35,520
‫نمی‌خواستم پسرم ببینه چه آدمی شدم.

414
00:27:37,565 --> 00:27:39,762
‫اون تنها نقطه‌ی نورانی زندگی‌مـه.

415
00:27:45,030 --> 00:27:46,290
‫دلت براش تنگ نمی‌شه؟

416
00:27:49,450 --> 00:27:50,830
‫تو دل‌تنگ بابات می‌شی؟

417
00:27:52,120 --> 00:27:53,830
‫آدم لاشی‌ای بود...

418
00:27:55,630 --> 00:27:56,750
‫ولی آره.

419
00:27:59,650 --> 00:28:00,660
‫یادش می‌کنم.

420
00:28:02,283 --> 00:28:03,555
‫دلم تنگ می‌شه.

421
00:28:04,281 --> 00:28:06,871
‫کاش الان بالا سرم بود.

422
00:28:09,980 --> 00:28:11,230
‫اون‌وقت می‌تونست...

423
00:28:15,400 --> 00:28:18,940
‫می‌تونست بهم یاد بده
‫چجوری آدم خوبی باشم.

424
00:28:20,440 --> 00:28:22,820
‫یه آدم بی‌نقص نه،
‫فقط آدم خوبی باشم.

425
00:28:23,820 --> 00:28:25,320
‫می‌تونست بهم توضیح بده...

426
00:28:26,620 --> 00:28:30,370
‫که اگه ترکم نکرده بود...

427
00:28:32,507 --> 00:28:34,277
‫شاید زندگی‌م به گُه کشیده نمی‌شد.

428
00:28:48,810 --> 00:28:52,850
‫هیچ‌وقت یادت نره
‫که این نسخه‌ی جدیدمون...

429
00:28:52,940 --> 00:28:54,270
‫همه‌ش مصنوعیـه.

430
00:28:56,060 --> 00:28:57,162
‫ببین منو.

431
00:29:03,610 --> 00:29:07,620
‫هیچی توی این دنیا
‫نمی‌تونه ذات آدم رو عوض کنه.

432
00:29:09,450 --> 00:29:13,370
‫هنوز چشم‌هات باز نشده که ببینی،
‫ولی به هر دومون نخ‌هایی وصل شده.

433
00:29:14,330 --> 00:29:18,460
‫بالاخره یه‌روز کشیده می‌شی
‫و حسش می‌کنی.

434
00:29:26,775 --> 00:29:28,304
‫{\an8}[ ازطرف سازمان: چراغ سبز داده شد ]

435
00:29:31,850 --> 00:29:33,100
‫دیگه قصه بسـه.

436
00:29:34,180 --> 00:29:37,810
‫وقتشـه بریم سازمان بهداشت
‫و حساب اون مأمورها رو برسیم.

437
00:29:51,972 --> 00:29:54,330
‫مایر برامون یه ساعت دسترسی جور کرده.

438
00:29:55,221 --> 00:29:57,870
‫اون‌وقت چرا اجازه داد
‫خانم اِستون رو هم با خودت بیاری؟

439
00:29:58,380 --> 00:30:00,022
‫چون گفتم دستیار لازم دارم.

440
00:30:00,500 --> 00:30:01,978
‫خانم استون.

441
00:30:04,162 --> 00:30:06,550
‫سازمان بهداشت همه‌ی
‫آزمایش‌ها رو روی مَنی پیاده کرده.

442
00:30:06,630 --> 00:30:08,680
‫حتی آزمایش‌های اختصاصی محرمانه.

443
00:30:09,590 --> 00:30:11,760
‫و چون این ویروس
‫در سطح کشوری خطرناکـه...

444
00:30:12,390 --> 00:30:15,270
‫نتیجه‌ی آزمایش‌ها به‌صورت مجزا

445
00:30:15,350 --> 00:30:19,150
‫توی یه سرور آفلاین نگهداری می‌شه.

446
00:30:20,860 --> 00:30:23,400
‫من اتاق مَنی رو می‌گردم
‫و ازش یه نمونه‌ی تازه هم می‌گیرم.

447
00:30:23,480 --> 00:30:25,860
‫تو هم داده‌ها رو از سرورها بردار.

448
00:30:26,400 --> 00:30:28,660
‫بعدش می‌فهمیم این ویروس چیـه

449
00:30:28,740 --> 00:30:31,490
‫و چطوری جلوش رو بگیریم.

450
00:30:39,921 --> 00:30:41,412
‫{\an8}[ اتاق مدیریت داده‌ها ]

451
00:31:06,134 --> 00:31:07,421
‫{\an8}[ درحال انتقال داده‌ها... ]

452
00:31:17,120 --> 00:31:18,250
‫صبح به‌خیر.

453
00:31:21,052 --> 00:31:22,842
‫زود باش دیگه.

454
00:31:23,670 --> 00:31:25,420
‫پیشرفتی هم حاصل شده؟

455
00:31:25,500 --> 00:31:30,180
‫به نظر من که داش‌مون
‫مَنی اوضاعش خوب نیست.

456
00:31:31,510 --> 00:31:32,590
‫چطور مگه؟

457
00:31:33,260 --> 00:31:35,970
‫من خیلی وقتـه توی این کارم...

458
00:31:36,600 --> 00:31:39,480
‫و وقتی اجل کسی رسیده باشه، حس می‌کنم.

459
00:31:40,633 --> 00:31:44,240
‫مثلاً هوای اتاق سرد می‌شه
‫و انگار عزرائیل داره از کنارت رد می‌شه.

460
00:31:44,520 --> 00:31:45,940
‫دیگه...

461
00:31:46,020 --> 00:31:49,190
‫این بیمارستان هم که
‫فضاش به‌شدت دل‌گیره.

462
00:31:49,280 --> 00:31:50,490
‫می‌گیری چی می‌گم؟

463
00:31:50,570 --> 00:31:51,610
‫نه زیاد.

464
00:31:53,200 --> 00:31:56,120
‫- عینک آفتابی چی می‌گه؟
‫- آب‌مروارید دارم.

465
00:31:56,200 --> 00:31:58,290
‫توی این سن... باورت می‌شه؟

466
00:31:59,960 --> 00:32:02,080
‫ولی دکتر می‌گه دیده نمی‌شه.

467
00:32:02,580 --> 00:32:04,080
‫نظر تو چیـه؟

468
00:32:11,300 --> 00:32:12,840
‫سلام، جردن جون.

469
00:32:14,260 --> 00:32:19,720
‫آره، خوب می‌دونم کی هستی
‫و می‌دونستم می‌آی اینجا.

470
00:32:19,810 --> 00:32:22,640
‫نه بابا؟
‫از کجا فهمیدی؟

471
00:32:23,150 --> 00:32:24,770
‫اومدی راز تغییرت رو بفهمی.

472
00:32:26,564 --> 00:32:27,703
‫حالا بیا بریم.

473
00:32:34,320 --> 00:32:35,410
‫تکون نخور!

474
00:32:40,700 --> 00:32:42,160
‫کجا با این عجله؟

475
00:32:43,420 --> 00:32:45,420
‫صبر کن بینم.

476
00:32:50,309 --> 00:32:52,670
‫مراقب باش، عزیزم.

477
00:32:58,479 --> 00:33:03,350
‫البته زیاد از این عینک خوشم نمی‌آد.
‫از رفیقم نِیت مفت برداشتم.

478
00:33:03,440 --> 00:33:04,810
‫تو هم می‌شناسیش، نه؟

479
00:33:04,900 --> 00:33:08,190
‫فکر کنم بشناسیش،
‫آخه گذاشتمش روی تخت‌خوابت.

480
00:33:09,400 --> 00:33:11,650
‫نه، از این کارها نکن.

481
00:33:13,030 --> 00:33:15,240
‫فکر کنم کم بهش تزریق کردم.

482
00:33:15,320 --> 00:33:17,160
‫طفلک داره زجرکُش می‌شه.

483
00:33:17,240 --> 00:33:20,252
‫آها. بالاخره رفت به ملکوت.

484
00:33:21,080 --> 00:33:23,750
‫کوپر جان، چرا هشدارم رو جدی نگرفتی؟

485
00:33:23,830 --> 00:33:26,170
‫اون‌قدر همه‌جا سرک کشیدی
‫که عاقبتش این شد.

486
00:33:28,750 --> 00:33:30,840
‫من می‌تونم کمکت کنم.

487
00:33:30,920 --> 00:33:32,130
‫خفه شو.

488
00:33:37,050 --> 00:33:38,600
‫برو داخل.

489
00:33:43,180 --> 00:33:44,640
‫بتمرگ.

490
00:33:44,730 --> 00:33:48,150
‫می‌گم... بتمرگ.

491
00:33:48,230 --> 00:33:50,360
‫حوصله‌ی بازی ندارم.

492
00:33:50,440 --> 00:33:51,900
‫تو هم آلوده‌ای، مگه نه؟

493
00:33:52,113 --> 00:33:54,203
‫خبر نداری چه بلایی سرت اومده.

494
00:33:57,070 --> 00:33:58,690
‫اگه اینجا سروصدا راه بندازی...

495
00:33:59,469 --> 00:34:02,099
‫می‌ریزن سرمون
‫و کل کشور می‌فهمه قضیه چیـه.

496
00:34:02,160 --> 00:34:07,290
‫من هم دنبال دردسر نیستم.
‫پس آرامش‌مون رو حفظ کنیم، باشه؟

497
00:34:11,750 --> 00:34:13,130
‫آفرین.

498
00:34:16,970 --> 00:34:19,090
‫قربون آدم چیزفهم.

499
00:34:19,802 --> 00:34:21,289
‫پاره‌ت می‌کنم.

500
00:34:24,615 --> 00:34:25,768
‫بی‌سروصدا.

501
00:35:23,990 --> 00:35:24,990
‫آره.

502
00:35:25,620 --> 00:35:27,120
‫همین‌طوری ادامه بده تا دختره بمیره.

503
00:35:29,313 --> 00:35:31,960
‫فکرک ردی تنها اومدم، کسخل؟

504
00:35:32,040 --> 00:35:35,130
‫- مثل خودت با همکارم اومدم.
‫- داری کُس می‌گی.

505
00:35:35,210 --> 00:35:38,550
‫مطمئنـی؟
‫مگه نرفته اتاق سرورها؟

506
00:35:39,260 --> 00:35:41,890
‫دستیارم مثل من اهل نمایش نیست

507
00:35:41,970 --> 00:35:44,850
‫و احتمالاً تیکه‌تیکه‌ش نکرده...

508
00:35:44,930 --> 00:35:47,270
‫ولی اگه باورت نمی‌شه،
‫با هم بریم ببینیمش.

509
00:35:49,180 --> 00:35:54,940
‫یه تار مو ازش کم بشه،
‫زنده‌ت نمی‌ذارم.

510
00:35:54,972 --> 00:35:56,186
‫آفرین.

511
00:36:05,870 --> 00:36:08,450
‫چرا همون شب توی خونه‌م ما رو نکُشتی؟

512
00:36:08,540 --> 00:36:12,710
‫می‌خواستم با یه تیر سه نشون بزنم.
‫تو، زیدت و داداشم مَنی.

513
00:36:12,790 --> 00:36:16,290
‫نقشه‌م جواب داد.
‫راه برو.

514
00:36:21,630 --> 00:36:22,720
‫رسیدیم.

515
00:36:24,140 --> 00:36:25,350
‫کون خوش‌فرمی داری.

516
00:36:32,606 --> 00:36:34,100
‫جِی، بده بالا.

517
00:36:38,860 --> 00:36:40,030
‫بفرما.

518
00:36:40,578 --> 00:36:42,788
‫- چطوری؟
‫- عالی‌ام.

519
00:36:43,277 --> 00:36:45,067
‫راه بیُفت. زود باش.

520
00:37:13,560 --> 00:37:14,730
‫من هم دوستت دارم.

521
00:37:18,860 --> 00:37:21,690
‫الهی بمیرم.
‫اشکم دراومد.

522
00:37:54,377 --> 00:37:55,488
‫عع.

523
00:37:57,440 --> 00:37:59,060
‫حال‌تون چطوره؟

524
00:37:59,810 --> 00:38:00,820
‫مضطربـیم.

525
00:38:00,900 --> 00:38:02,530
‫ولی هیجان‌زده و امیدواریـم.

526
00:38:03,150 --> 00:38:05,200
‫بسیار عالی.
‫در ضمن...

527
00:38:05,280 --> 00:38:07,990
‫درمان جویی هم داره عالی پیش می‌ره.

528
00:38:08,070 --> 00:38:10,200
‫بهترین دکترها بالای سرش هستن

529
00:38:10,280 --> 00:38:13,160
‫و متخصص اطفال هم براش آوردیم.

530
00:38:13,540 --> 00:38:15,950
‫همه‌چی داره طبق برنامه پیش می‌ره.

531
00:38:17,330 --> 00:38:18,330
‫شروع کنیم؟

532
00:38:21,880 --> 00:38:22,960
‫واقعاً خوش‌شانسـین.

533
00:38:24,800 --> 00:38:29,840
‫هر محصولی با آزمون‌وخطای بیشتر،
‫بهینه‌تر می‌شه.

534
00:38:29,930 --> 00:38:31,890
‫این دارو همین امروز صبح تولید شده.

535
00:38:31,970 --> 00:38:35,060
‫بهترین و قوی‌ترین نسخه‌ی فعلی‌مونـه.

536
00:38:36,730 --> 00:38:38,270
‫کی اول تزریق می‌کنه؟

537
00:38:38,350 --> 00:38:39,918
‫- من می‌زنم.
‫- باشه.

538
00:38:40,020 --> 00:38:41,190
‫خیلی هم عالی.

539
00:38:41,980 --> 00:38:43,190
‫اتاق ب.

540
00:38:44,190 --> 00:38:47,530
‫اگه واکنش بَدی نشون دادم،
‫به زنم تزریق نمی‌کنی، فهمیدی؟

541
00:38:47,610 --> 00:38:49,490
‫خیالت راحت.
‫همه‌چی آزمایش شده.

542
00:38:49,570 --> 00:38:51,070
‫هیچ عوراضی وجود نداره.

543
00:38:52,530 --> 00:38:53,620
‫بفرمایید.

544
00:38:59,370 --> 00:39:03,000
‫تا یه ساعت دیگه،
‫هر دو یه خونواده‌ی کامل می‌شین.

545
00:39:05,510 --> 00:39:06,510
‫دوستت دارم.

546
00:39:09,065 --> 00:39:11,065
‫عاشق خونواده‌مـم.

547
00:39:11,065 --> 00:39:21,065
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

548
00:40:13,570 --> 00:40:15,280
‫- عشقم؟
‫- جولیانا؟

549
00:40:15,870 --> 00:40:17,870
‫خدایا.

550
00:40:17,950 --> 00:40:20,410
‫- یعنی چی؟
‫- مگه می‌شه...؟

551
00:40:20,500 --> 00:40:22,540
‫- وای، چه خوشگل شدی.
‫- هوم.

552
00:40:24,130 --> 00:40:26,380
‫- عزیزم؟
‫- جان؟ چیـه؟

553
00:40:26,460 --> 00:40:28,500
‫- صدامون می‌زنن.
‫- آها.

554
00:40:29,170 --> 00:40:30,260
‫بریم.

555
00:40:38,640 --> 00:40:40,100
‫به‌به...

556
00:40:41,615 --> 00:40:43,252
‫حاضرم با هر دوتون سکس کنم.

557
00:40:45,560 --> 00:40:46,900
‫بریم؟

558
00:41:23,140 --> 00:41:26,520
‫مامان! بابا!
‫بالاخره اومدین.

559
00:41:27,860 --> 00:41:28,860
‫- جویی.
‫- جویی.

560
00:41:28,940 --> 00:41:30,860
‫- منتظرتون بودم.
‫- چه خوشگل شدی.

561
00:41:36,131 --> 00:41:38,007
‫این پایان‌های خوب...

562
00:41:38,676 --> 00:41:40,594
‫همیشه اشکم رو درمی‌آره.

563
00:41:52,104 --> 00:42:12,104
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

