﻿1
00:00:00,083 --> 00:00:01,750
‫آنچه گذشت...

2
00:00:01,833 --> 00:00:03,500
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

3
00:00:03,500 --> 00:00:06,166
‫تو به جرم قتل آدام مکینتاش بازداشتی

4
00:00:06,250 --> 00:00:08,416
‫اونا یه روانشناس برام فرستادن

5
00:00:08,500 --> 00:00:10,625
‫هی، این خوبه، درسته؟

6
00:00:10,708 --> 00:00:15,833
‫بعضی از این تهدیدات از کامپیوتری میان
‫که به نام ریل ثینگ ثبت شده

7
00:00:15,857 --> 00:00:16,875
‫خب، این دفترمه

8
00:00:16,958 --> 00:00:18,083
‫آره

9
00:00:18,166 --> 00:00:20,583
‫پنهان کردنِ رازها یواش یواش
‫آدم رو مسموم می‌کنه

10
00:00:21,625 --> 00:00:23,083
‫به خواهرت بگو چه اتفاقی افتاد

11
00:00:23,166 --> 00:00:24,208
‫مسئولیتت رو انجام بده

12
00:00:24,291 --> 00:00:26,041
‫اون باهام خوابید، کلو

13
00:00:26,125 --> 00:00:27,208
‫الان حرفش رو پیش می‌کشی؟

14
00:00:27,791 --> 00:00:29,625
‫مارتینی میل دارید؟

15
00:00:29,708 --> 00:00:30,875
‫نیکی، بیا بریم خونه

16
00:00:30,958 --> 00:00:33,125
‫- خواهش می‌کنم
‫- تو من رو آوردی اینجا

17
00:00:33,208 --> 00:00:34,208
‫حالا می‌مونم

18
00:00:36,916 --> 00:00:38,125
‫سید اوانز. اون یه خبرنگاره

19
00:00:38,208 --> 00:00:41,583
‫می‌دونی، من به خاطر خودم
‫خواهرم رو پنهان نمی‌کنم

20
00:00:41,666 --> 00:00:43,666
‫- به خاطر ایتنـه
‫- می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

21
00:00:43,750 --> 00:00:45,166
‫به طور غیررسمی

22
00:00:49,750 --> 00:00:51,583
‫خودشه

23
00:00:53,166 --> 00:00:55,666
‫می‌خوام یه چیزی رو برام چک کنی

24
00:00:55,750 --> 00:00:58,125
‫قبل از این که این دختر خودش رو به کشتن بده

25
00:01:00,250 --> 00:01:11,250
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

26
00:01:15,791 --> 00:01:18,958
‫دو کیلو شورت‌کیکِ توت‌فرنگی واسه شما

27
00:01:20,750 --> 00:01:23,333
‫می‌تونم بهت بگم
‫قانونِ ضدانحصار چقدر کسل‌کننده‌ست

28
00:01:23,416 --> 00:01:25,541
‫به اندازه‌ی این شیفت کسل‌کننده‌ست

29
00:01:25,625 --> 00:01:28,541
‫چون امروز خیلی کساده

30
00:01:29,833 --> 00:01:32,000
‫شاید یه ذره از اینا لازم داریم...

31
00:01:32,083 --> 00:01:34,208
‫باید تمرکز کنم

32
00:01:34,291 --> 00:01:35,500
‫خیلی خب. البته، البته

33
00:01:35,583 --> 00:01:37,042
‫- شرمنده، شرمنده
‫- زمان و مکانش نیست

34
00:01:37,066 --> 00:01:39,625
‫آره، زمانش شاید الان باشه

35
00:01:43,833 --> 00:01:45,750
‫آره، شاید بهتره برم

36
00:01:45,833 --> 00:01:48,000
‫نمی‌خوام باعث شم اخراج شی

37
00:01:48,083 --> 00:01:49,250
‫چی؟ حرفشم نزن

38
00:01:49,333 --> 00:01:51,666
‫خوشحال میشم که می‌بینم
‫اینجا نشستی و آینده‌مون رو می‌سازی

39
00:01:52,958 --> 00:01:54,416
‫مشتری‌هات دارن میان

40
00:01:54,500 --> 00:01:57,583
‫اوه. بلنچ

41
00:01:57,666 --> 00:01:59,208
‫سلام

42
00:01:59,291 --> 00:02:01,208
‫امروز حالت چطوره؟
‫شما خیلی سرِ حال به نظر میاید.

43
00:02:01,291 --> 00:02:03,208
‫می‌خوایم توی بخشِ تو بشینیم

44
00:02:03,291 --> 00:02:04,541
‫اوه، بهتره همین کارو بکنید

45
00:02:04,625 --> 00:02:06,458
‫اون شوهرته؟

46
00:02:06,541 --> 00:02:08,750
‫حق ندارید لاس بزنید، خانم‌ها.
‫اون سرگرمِ درس خوندنه.

47
00:02:08,833 --> 00:02:10,541
‫قراره وکیل بزرگی شه

48
00:02:10,625 --> 00:02:12,291
‫امروز با نوشابه شروع می‌کنید یا قهوه؟

49
00:02:49,333 --> 00:02:51,166
‫آره

50
00:02:51,250 --> 00:02:54,083
‫آره، آره، آره

51
00:03:00,000 --> 00:03:07,000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

52
00:03:08,000 --> 00:03:11,000
‫« ترجمه از سینـا صداقت »

53
00:03:28,483 --> 00:03:32,626
‫« خواهرِ بهتر »
‫« فصل اول - قسمت پنجم »
‫« فقط بپرس »

54
00:03:32,750 --> 00:03:33,958
‫سلام

55
00:03:34,041 --> 00:03:36,458
‫سید مقاله رو تا نزدیک شدن
‫تاریخ دادگاه نگه داشته

56
00:03:36,541 --> 00:03:37,833
‫تأثیرش بیشتر میشه

57
00:03:37,916 --> 00:03:39,291
‫تاریخ هدف چیه؟

58
00:03:39,375 --> 00:03:41,541
‫این الان از اختیار ما خارجه

59
00:03:41,625 --> 00:03:43,833
‫احساس خوبی در موردش ندارم

60
00:03:43,916 --> 00:03:45,666
‫شاید بهتره کنسلش کنیم؟

61
00:03:45,750 --> 00:03:47,375
‫برو بدو

62
00:03:49,416 --> 00:03:52,208
‫امیدوارم خواهرم بیش از حد نمونده باشه

63
00:03:52,291 --> 00:03:54,333
‫قطعاً جذبه داره

64
00:03:55,625 --> 00:03:57,791
‫وای خدا. می‌ترسم بپرسم یعنی چی

65
00:04:02,000 --> 00:04:03,291
‫نیکی؟

66
00:04:03,291 --> 00:04:13,291
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

67
00:05:00,666 --> 00:05:03,041
‫«به عنوان سرپرستِ قانونی ایتن مکینتاش

68
00:05:03,125 --> 00:05:05,083
‫بدین وسیله اجازه می‌دهم

69
00:05:05,166 --> 00:05:09,958
‫فوراً از داروی ضدافسردگی...

70
00:05:10,041 --> 00:05:13,208
‫فلوکستین برای درمانش استفاده شود»

71
00:05:25,125 --> 00:05:26,457
‫می‌تونیم اینجا سیگار بکشیم؟

72
00:05:26,541 --> 00:05:28,375
‫مأمور وزارتِ بهداشتی؟

73
00:05:28,457 --> 00:05:31,082
‫آره. اینم نشانم

74
00:05:32,166 --> 00:05:34,457
‫کوکتلِ بلادی مری. سوبله

75
00:05:44,625 --> 00:05:46,916
‫حالا یه چیزهایی می‌بینم

76
00:05:47,000 --> 00:05:48,707
‫نه بابا

77
00:05:48,791 --> 00:05:50,250
‫خواهرم اسکیزوفرنی داره

78
00:05:50,332 --> 00:05:52,750
‫اون لامپ‌های معلق می‌بینه

79
00:05:54,082 --> 00:05:57,541
‫پدرم، پنج ساله مُرده

80
00:05:57,625 --> 00:05:59,457
‫شوهر سابقم تازه به قتل رسیده

81
00:06:02,916 --> 00:06:04,416
‫همه جور لامپ

82
00:06:05,541 --> 00:06:07,791
‫شاید خواهرت دنبال نور می‌گرده

83
00:06:07,875 --> 00:06:10,041
‫همچین آدمی نیست

84
00:06:10,125 --> 00:06:11,958
‫این روح‌های لعنتی

85
00:06:12,041 --> 00:06:16,166
‫عالی می‌شد اگه می‌تونستم جواب بگیرم

86
00:06:16,250 --> 00:06:19,375
‫که قراره یهویی پیداشون شه یا نه

87
00:06:19,457 --> 00:06:21,541
‫یعنی، شوهرِ سابقم،

88
00:06:21,625 --> 00:06:24,957
‫اصلاً نمی‌دونم چی بین ماست

89
00:06:25,041 --> 00:06:27,875
‫و می‌دونی، اون در مورد من حق داشت

90
00:06:27,957 --> 00:06:29,582
‫منم در مورد اون عوضی حق داشتم

91
00:06:30,832 --> 00:06:32,750
‫ولی بابام،

92
00:06:32,832 --> 00:06:35,000
‫بابام، دلم می‌خواد...

93
00:06:39,082 --> 00:06:41,207
‫لعنتی!

94
00:06:41,291 --> 00:06:43,207
‫از من استفاده کن

95
00:06:43,291 --> 00:06:45,125
‫من برای همین اینجام

96
00:06:50,666 --> 00:06:52,291
‫چیه، یهویی خجالتی شدی، بابا؟

97
00:06:52,375 --> 00:06:53,791
‫هی

98
00:06:53,875 --> 00:06:55,332
‫قوانین رو می‌دونی

99
00:06:57,500 --> 00:06:58,500
‫واقعاً می‌دونم؟

100
00:06:58,582 --> 00:07:00,625
‫تو مستی،

101
00:07:00,708 --> 00:07:02,500
‫درکش نمی‌کنی

102
00:07:02,583 --> 00:07:04,125
‫بپرس

103
00:07:04,208 --> 00:07:05,708
‫فقط بپرس

104
00:07:11,083 --> 00:07:14,708
‫چطور با تمام کارهای وحشتناکی
‫که کردی کنار میای؟

105
00:07:17,875 --> 00:07:19,500
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

106
00:07:20,875 --> 00:07:22,332
‫اون می‌دونه منظورم چیه

107
00:07:22,416 --> 00:07:25,125
‫هیچکس در موردش حرف نمی‌زنه

108
00:07:26,207 --> 00:07:28,041
‫یه چیزی بهم بده

109
00:07:32,291 --> 00:07:34,125
‫اون می‌مُرد

110
00:07:35,207 --> 00:07:36,207
‫برای کشور

111
00:07:36,291 --> 00:07:39,625
‫معلومه که نه

112
00:07:39,707 --> 00:07:41,957
‫گاهی باید با جنگیدن از مهلکه خارج شی

113
00:07:42,041 --> 00:07:44,416
‫و کشور ناپدید میشه

114
00:07:44,500 --> 00:07:46,791
‫چیزی جز تو و اون باقی نمی‌مونه

115
00:07:46,875 --> 00:07:47,875
‫و «اون» چیه؟

116
00:07:47,957 --> 00:07:50,707
‫هرچی که بین تو و خروجی هست

117
00:07:54,125 --> 00:07:55,250
‫خودت رو می‌بخشی؟

118
00:07:55,332 --> 00:07:57,500
‫مثل یه مرد رفتار می‌کنی،

119
00:07:57,582 --> 00:07:59,457
‫با کاری که کردی کنار میای

120
00:07:59,541 --> 00:08:00,958
‫و اگه زن باشی چی؟

121
00:08:01,041 --> 00:08:02,041
‫بیشتر از اون

122
00:08:02,125 --> 00:08:03,916
‫بارِ تصمیم‌هات رو به دوش می‌کشی،

123
00:08:04,000 --> 00:08:07,208
‫و به مسیرت ادامه میدی
‫چون بی‌حرکت موندن می‌کشتت

124
00:08:15,750 --> 00:08:17,207
‫می‌تونم لمسش کنم؟

125
00:08:29,291 --> 00:08:30,582
‫آره

126
00:08:33,250 --> 00:08:35,165
‫خوبه

127
00:09:10,500 --> 00:09:12,500
‫چه غلطی می‌کنی؟

128
00:09:13,625 --> 00:09:14,833
‫لعنت بهت کلوئی

129
00:09:17,083 --> 00:09:18,208
‫شرمنده

130
00:09:18,291 --> 00:09:22,083
‫فقط از اون طرف دیدمت
‫و فکر کردم بیام یه سلامی بکنم

131
00:09:22,166 --> 00:09:24,083
‫خب، سلام

132
00:09:25,125 --> 00:09:27,125
‫سلام

133
00:09:28,458 --> 00:09:30,708
‫هی رفیق، الان نه. یالا

134
00:09:35,750 --> 00:09:37,540
‫ایتن چطوره؟

135
00:09:37,625 --> 00:09:40,915
‫می‌دونی ایتن چند دفعه هوات رو داشت؟

136
00:09:43,000 --> 00:09:45,915
‫آره. عه، گمونم

137
00:09:46,000 --> 00:09:48,208
‫ولی... این؟

138
00:09:48,290 --> 00:09:49,583
‫این فرق می‌کرد

139
00:09:49,665 --> 00:09:51,790
‫انتظار نداشتم به پلیس دروغ بگی

140
00:09:53,083 --> 00:09:56,875
‫ولی می‌خواستم در مورد پسرم
‫تمام حقیقت رو بگی

141
00:09:56,958 --> 00:10:00,791
‫چون اون وفادار و مهربونه،

142
00:10:00,875 --> 00:10:03,208
‫با وجود این که پدرش
‫بدجوری در حقش جفا کرد

143
00:10:03,291 --> 00:10:05,791
‫ایتن از آدام خوشش نمی‌اومد

144
00:10:05,875 --> 00:10:07,291
‫تو از بابات خوشت میاد؟

145
00:10:07,375 --> 00:10:08,666
‫آره، معلومه. اون آدم خوبیه

146
00:10:08,750 --> 00:10:10,916
‫خب، ایتن این رو نمی‌گفت

147
00:10:12,083 --> 00:10:14,666
‫توی آشپزخونه جلوش باهم گلاویز شدید

148
00:10:16,666 --> 00:10:18,375
‫مسخره بود. سرِ رول پیتزا بود

149
00:10:18,458 --> 00:10:20,000
‫آره

150
00:10:20,083 --> 00:10:21,958
‫حالا تصور کن...

151
00:10:22,375 --> 00:10:26,000
‫اون ناگهان به قتل می‌رسه

152
00:10:26,024 --> 00:10:27,791
‫تو دیوونه شدی

153
00:10:27,875 --> 00:10:30,750
‫به نظر بقیه‌ی مردم چطور میاد؟

154
00:10:32,083 --> 00:10:35,375
‫ایتن هیچوقت به آدام یه کلمه
‫در مورد مواد فروختنت نگفت

155
00:10:35,458 --> 00:10:38,290
‫اون گُل‌ها که توی خونه‌مون پیدا کرد
‫مالِ تو بودن

156
00:10:40,583 --> 00:10:42,333
‫شاید باید بهش می‌گفت

157
00:10:44,958 --> 00:10:46,333
‫چی می‌خوای؟

158
00:10:48,125 --> 00:10:51,458
‫اگه دادگاه ازت خواست شهادت بدی،

159
00:10:51,540 --> 00:10:53,625
‫فقط چیزهای خوبم یادت بیاد

160
00:10:56,040 --> 00:10:58,125
‫تو چیزی به مامانم گفتی...

161
00:10:58,208 --> 00:11:00,583
‫در مورد، می‌دونی...

162
00:11:00,666 --> 00:11:02,000
‫کاری که می‌کنم؟

163
00:11:05,875 --> 00:11:07,208
‫این ماشین رو تمیز کن

164
00:11:07,291 --> 00:11:09,041
این تو حالِ آدم رو بهم می‌زنه

165
00:11:12,417 --> 00:11:14,958
‫روی سوابق تهدیدهای آنلاین کار می‌کنم، نان،

166
00:11:15,041 --> 00:11:17,166
‫اون سکوهای پیام‌رسان
‫کارو خیلی طولانی می‌کنن

167
00:11:17,250 --> 00:11:19,375
‫رمزنگاریِ دوگانه و سر تا سر مسخره

168
00:11:19,458 --> 00:11:21,375
‫فکر می‌کنن پرچم‌دارانِ متمم اول هستن

169
00:11:21,458 --> 00:11:23,916
‫در واقع دارن برای بچه‌بازها
‫پناهگاه امن فراهم می‌کنن

170
00:11:24,000 --> 00:11:25,625
‫- درست میگم؟
‫- عجب دنیایی

171
00:11:25,708 --> 00:11:26,708
‫منظورم اینه که...

172
00:11:26,791 --> 00:11:28,583
‫پیام‌های پاپیت دارن رمزگشایی میشن،

173
00:11:28,666 --> 00:11:32,625
‫و ایمیل‌های مربوط به تمام نام‌های کاربری
‫که در مورد کلوئی تیلور پُست میذاشتن

174
00:11:32,708 --> 00:11:34,165
‫در اسرع وقت به دستت می‌رسونمش

175
00:11:34,250 --> 00:11:35,790
‫خیلی خب، مرسی، دی.
‫هر چه زودتر بهتر، خب؟

176
00:11:35,875 --> 00:11:36,875
‫آره، چشم

177
00:11:39,915 --> 00:11:41,833
‫از بخش فناوری چه خبر؟

178
00:11:41,915 --> 00:11:44,750
‫دی روی تهدیدهایی که از کامپیوتر دفتر
‫برای بیوه ارسال شدن کار می‌کنه

179
00:11:44,833 --> 00:11:45,915
‫جزئیات رو بررسی می‌کنیم

180
00:11:46,000 --> 00:11:47,333
‫مسیرِ موشکافی

181
00:11:47,415 --> 00:11:48,958
‫گوش کن، وقتی که زمانش برسه،

182
00:11:49,040 --> 00:11:52,250
‫می‌خوایم توی دادگاه از طرفِ ما
‫در این مورد شهادت بدی، نان

183
00:11:52,333 --> 00:11:53,333
‫آره

184
00:11:53,415 --> 00:11:55,125
‫البته با بوون مشکلی ندارم

185
00:11:55,208 --> 00:11:57,040
‫نه، نه، اون هیچوقت به پسره مظنون نبود

186
00:11:57,125 --> 00:11:58,500
‫دلش بهش راضی نمی‌شد

187
00:11:58,583 --> 00:12:00,166
‫اگه تو باشی منطقی‌تره

188
00:12:00,250 --> 00:12:01,750
‫درسته

189
00:12:01,833 --> 00:12:05,708
‫البته اگه فکر می‌کنی
‫می‌تونی توجه رو تحمل کنی

190
00:12:05,791 --> 00:12:08,083
‫قطعاً می‌تونم

191
00:12:08,166 --> 00:12:09,208
‫خیلی خب، همین دیگه

192
00:12:09,291 --> 00:12:10,666
‫من رو در جریان بذار

193
00:12:22,375 --> 00:12:26,458
‫این رو امروز صبح
‫توی کتاب مورد علاقه‌ام خوندم

194
00:12:26,541 --> 00:12:29,541
‫جالبه...

195
00:12:29,625 --> 00:12:36,083
‫چطور جملاتِ مختلف در زمان‌های مختلف
‫تأثیرِ متفاوتی روی آدم میذارن

196
00:12:38,000 --> 00:12:40,250
‫«اگر احساس ترس کنم،

197
00:12:40,333 --> 00:12:42,375
‫تک و تنها راهی می‌شوم

198
00:12:42,458 --> 00:12:44,833
‫از این نظر مانند یک گربه‌ام»

199
00:12:46,083 --> 00:12:50,208
‫منزوی شدن می‌تونه آدم‌هایی
‫مثل ما رو احیا کنه

200
00:12:50,290 --> 00:12:52,833
‫ولی رستگاری در کنار هم بودنه

201
00:12:52,915 --> 00:12:54,333
‫دقیقاً همینطوره

202
00:12:54,415 --> 00:12:56,125
‫برادرها...

203
00:12:56,208 --> 00:12:58,125
‫و خواهرِ تنهامون

204
00:13:00,958 --> 00:13:02,375
‫این یه جلسه‌ی مردونه‌ست؟

205
00:13:02,458 --> 00:13:05,875
‫چون من مشکلی باهاش ندارم

206
00:13:05,958 --> 00:13:08,791
‫قبل از این که شروع کنیم،
‫کسی روزشماری می‌کنه؟

207
00:13:11,250 --> 00:13:12,833
‫بله؟

208
00:13:12,916 --> 00:13:14,833
‫عه...

209
00:13:14,916 --> 00:13:17,083
‫در واقع چند ساعته

210
00:13:18,541 --> 00:13:21,666
‫کسی ساعت داره؟
‫شاید 45 دقیقه‌ست.

211
00:13:21,750 --> 00:13:23,500
‫می‌خوای داستانت رو در میون بذاری؟

212
00:13:23,583 --> 00:13:25,625
‫الان در میون گذاشتم

213
00:13:27,833 --> 00:13:29,583
‫من اینجام

214
00:13:30,583 --> 00:13:32,165
‫تو یه گربه‌ی تنها بودی

215
00:13:34,083 --> 00:13:36,040
‫حالا خوش برگشتی

216
00:13:37,958 --> 00:13:39,500
‫کسِ دیگه؟

217
00:13:50,583 --> 00:13:52,583
‫ببخشید

218
00:13:53,583 --> 00:13:55,500
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

219
00:13:57,040 --> 00:13:59,083
‫یه کارهایی دارم

220
00:13:59,165 --> 00:14:00,708
‫زیاده‌روی کردن؟

221
00:14:00,791 --> 00:14:02,458
‫آره

222
00:14:02,541 --> 00:14:04,250
‫مصرف کردن؟

223
00:14:04,333 --> 00:14:06,458
‫امروز نه

224
00:14:06,541 --> 00:14:09,458
‫تاریخ دادگاه بچه‌ام مشخص شده

225
00:14:09,541 --> 00:14:11,750
‫خب، این چیز خوبیه، آره؟

226
00:14:11,833 --> 00:14:15,833
‫گمونم بستگی به این داره که چطور پیش بره

227
00:14:19,166 --> 00:14:20,625
‫چطوره که هر روز اینجایی؟

228
00:14:20,708 --> 00:14:22,416
‫یعنی، کارت چیه؟

229
00:14:22,500 --> 00:14:23,625
‫کتاب می‌نویسم

230
00:14:23,708 --> 00:14:26,583
‫واقعاً؟

231
00:14:26,666 --> 00:14:29,000
‫- یعنی خودت ناشری؟
‫- نه

232
00:14:29,083 --> 00:14:30,625
‫ناشرم سایمون اند شوستره

233
00:14:30,708 --> 00:14:32,165
‫یکی می‌خوای؟

234
00:14:38,540 --> 00:14:40,208
‫وای، آره

235
00:14:40,290 --> 00:14:42,750
‫یه زیردریِ خوب به کارم میاد

236
00:14:42,833 --> 00:14:45,040
‫وقتی بهم توهین می‌کنی عینکت رو بردار

237
00:14:47,083 --> 00:14:49,625
‫امروز قصد جبران گذشته رو داری؟

238
00:14:49,708 --> 00:14:51,583
‫هنوز یه عالمه باهاش فاصله دارم

239
00:14:53,790 --> 00:14:56,875
‫نصیحتت افتضاح بود

240
00:14:56,958 --> 00:14:58,958
‫فقط محض اطلاعت

241
00:15:01,375 --> 00:15:04,500
‫دره‌ی قاچاقچی؟

242
00:15:04,583 --> 00:15:05,708
‫هیجان‌زده‌ام

243
00:15:05,791 --> 00:15:07,041
‫وای

244
00:15:07,125 --> 00:15:08,208
‫آره، عه...

245
00:15:08,291 --> 00:15:09,541
‫سلام، مأمور الیورو

246
00:15:09,625 --> 00:15:11,708
‫شما شوهرِ مرحومم آدام مکینتاش رو می‌شناختید

247
00:15:11,791 --> 00:15:13,833
‫من کلوئی تیلور هستم

248
00:15:13,916 --> 00:15:15,041
‫میشه لطفاً باهام تماس بگیرید؟

249
00:15:15,125 --> 00:15:16,708
‫خیلی مهمه

250
00:15:16,791 --> 00:15:18,500
‫ممنون

251
00:15:30,166 --> 00:15:33,833
‫[زنیکه شوهر خواهرش رو از راه بدر کرده]
‫[کلوئی تیلور هیولاست]

252
00:15:34,208 --> 00:15:38,000
‫[فقط یه بخشِ دیگه از پروژه‌شونه]

253
00:15:40,625 --> 00:15:42,665
‫[از اونا که جلوی آینه راست شدنِ کیرش رو تماشا می‌کنه]

254
00:15:42,750 --> 00:15:43,625
‫[این بده؟ خخخ!]

255
00:15:43,750 --> 00:15:46,165
‫[من که دوست دارم لزِ دوتا خواهر رو ببینم]

256
00:15:46,208 --> 00:15:48,208
‫حالِ آدم رو بهم می‌زنن

257
00:15:53,958 --> 00:15:57,750
‫[به نظرم بچه بی‌گناهه]

258
00:15:57,833 --> 00:16:00,041
‫[به اندازه‌ی جنده‌ای که ریدتش بی‌گناهه]

259
00:16:00,125 --> 00:16:01,583
‫عجب!

260
00:16:01,666 --> 00:16:04,750
‫تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد

261
00:16:04,833 --> 00:16:07,166
‫[تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد]

262
00:16:07,250 --> 00:16:08,250
‫[کیرم دهنت]

263
00:16:14,500 --> 00:16:16,333
‫خدایا، لباس بپوش

264
00:16:16,416 --> 00:16:18,041
‫یه لحظه بیا تو

265
00:16:25,083 --> 00:16:27,625
‫چرا پیام‌ها و تماس‌هام رو نادیده می‌گیری؟

266
00:16:27,708 --> 00:16:29,791
‫- چون نمی‌خوام باهات حرف بزنم
‫- چرا؟

267
00:16:29,875 --> 00:16:31,416
‫تو ماجرای رابطه‌مون رو به بیل گفتی

268
00:16:32,915 --> 00:16:35,790
‫اوه. پس وقتی رفتم
‫گوشی‌ام رو چک کردی؟

269
00:16:35,875 --> 00:16:37,125
‫من معذرت خواهی نمی‌کنم

270
00:16:37,208 --> 00:16:39,125
‫اون تنها چیزی نبود که دیدم

271
00:16:41,458 --> 00:16:43,458
‫بیل می‌خواد توی خونه‌ام چی پیدا کنی؟

272
00:16:43,540 --> 00:16:45,958
‫بیل می‌خواست مطمئن شم
‫آدام هیچی اینجا جا نذاشته

273
00:16:46,040 --> 00:16:47,165
‫که نباید میذاشت

274
00:16:47,250 --> 00:16:48,540
‫چیزهای مربوط به کار

275
00:16:48,625 --> 00:16:49,833
‫و نمی‌خواستم به خاطرش اذیتت کنم،

276
00:16:49,915 --> 00:16:51,833
‫واسه همین بهش گفتم انجامش دادم
‫تا شرش از سرمون کم شه

277
00:16:53,208 --> 00:16:54,875
‫و عه...

278
00:16:54,958 --> 00:16:57,500
‫ببین، اون یکی چیزه در مورد ما...

279
00:16:57,583 --> 00:17:00,208
‫آره، فراتر از احمقانه‌ست، رقت‌انگیزه

280
00:17:00,291 --> 00:17:02,708
‫از بین همه به بیلِ عوضی گفتی

281
00:17:02,791 --> 00:17:04,415
‫اون دوست داره این چیزها رو اهرمِ فشار کنه

282
00:17:04,500 --> 00:17:06,790
‫- اصولِ اخلاقی گزینشی داره
‫- باشه، صبر کن

283
00:17:06,875 --> 00:17:08,625
‫من به چاک گفتم، نه بیل

284
00:17:08,708 --> 00:17:10,250
‫یه شب توی مرکزِ سلامتی

285
00:17:10,333 --> 00:17:12,415
‫- لعنتی
‫- مست بودم

286
00:17:12,500 --> 00:17:14,083
‫- اشتباه کردم
‫- آره

287
00:17:14,165 --> 00:17:15,790
‫متأسفم

288
00:17:16,915 --> 00:17:18,915
‫دقیقاً بهش چی گفتی؟

289
00:17:20,125 --> 00:17:22,875
‫بهش گفتم...

290
00:17:25,290 --> 00:17:27,165
‫بهش گفتم که...

291
00:17:28,375 --> 00:17:30,291
‫من عاشقتم

292
00:17:31,666 --> 00:17:35,250
‫بهش گفتم نمی‌دونم
‫تو هم چنین احساسی داری یا نه

293
00:17:37,250 --> 00:17:38,500
‫هی

294
00:17:39,708 --> 00:17:41,875
‫چطور می‌تونم برات جبرانش کنم؟

295
00:17:41,958 --> 00:17:42,958
‫نکن

296
00:17:43,041 --> 00:17:44,583
‫بس کن، بس کن، بس کن

297
00:17:44,666 --> 00:17:46,333
‫- خواهش می‌کنم. می‌دونی که نمی‌تونم
‫- هیس

298
00:17:46,416 --> 00:17:48,333
‫- چیزی نیست
‫- فقط ازم فاصله بگیر

299
00:17:48,416 --> 00:17:49,791
‫ازم فاصله بگیر

300
00:17:51,958 --> 00:17:53,833
‫واقعاً می‌خوای این کارو بکنم؟

301
00:17:56,583 --> 00:17:59,041
‫باید بری، باید بری

302
00:17:59,125 --> 00:18:01,541
‫خیلی ممنون که اومدی

303
00:18:06,125 --> 00:18:07,708
‫چه خبره؟

304
00:18:08,791 --> 00:18:10,708
‫هیچی. جیک نزدیک ساحل زندگی می‌کنه

305
00:18:10,791 --> 00:18:15,208
‫می‌دونی، اون ما رو به سندرز معرفی کرد

306
00:18:15,291 --> 00:18:17,500
‫هیکلِ خفنی داره

307
00:18:17,583 --> 00:18:19,375
‫در آوردنِ اون لباس سخته

308
00:18:19,458 --> 00:18:22,708
‫خب، لباس غواصیه، نه لباس

309
00:18:25,500 --> 00:18:27,416
‫- تا دیر وقت بیرون بودی
‫- آره

310
00:18:27,500 --> 00:18:30,000
‫خاموشی رو نقض کردم.
‫ببخشید، مامان.

311
00:18:30,083 --> 00:18:31,833
‫خب، لباست رو بیرون
‫کنارِ استخر پیدا کردم،

312
00:18:31,916 --> 00:18:35,708
‫و لباس‌هات رو شستم
‫و این رو توی جیب کتت پیدا کردم

313
00:18:35,791 --> 00:18:38,083
‫باشه

314
00:18:38,166 --> 00:18:41,083
‫گوش کن، موافقم، باشه؟ موافقم

315
00:18:41,166 --> 00:18:45,375
‫به نظرم دادنِ داروی ضدافسردگی
‫به ایتن درست بود

316
00:18:47,166 --> 00:18:51,583
‫فقط دفعه‌ی بعد که براش تصمیم می‌گیری،
‫می‌خوای در موردش بحث کنیم.

317
00:18:54,458 --> 00:18:55,541
‫باشه، چشم

318
00:18:56,875 --> 00:18:58,291
‫البته

319
00:19:03,333 --> 00:19:05,416
‫خب، توی خونه‌ی کاترین چه اتفاقی افتاد؟

320
00:19:05,500 --> 00:19:08,458
‫بدترین مراسم یادبودی که رفته بودم

321
00:19:14,541 --> 00:19:16,625
‫مشروب خوردن چی شد؟

322
00:19:16,708 --> 00:19:20,166
‫پشت سر هم به لاشی‌های ریاکار برخوردم

323
00:19:20,250 --> 00:19:23,625
‫و تو من رو جلوشون به نمایش گذاشتی

324
00:19:23,708 --> 00:19:25,083
‫حق با توئه

325
00:19:25,166 --> 00:19:27,250
‫متأسفم. افتضاح بود

326
00:19:27,333 --> 00:19:28,583
‫آره

327
00:19:28,666 --> 00:19:29,875
‫فقط...

328
00:19:31,125 --> 00:19:33,750
‫وقتی مشروب می‌خوری ترسناک میشه

329
00:19:38,916 --> 00:19:42,291
‫من فقط می‌خواستم
‫باهات گازپاچو بخورم

330
00:19:49,583 --> 00:19:51,416
‫هی، عه...

331
00:19:51,500 --> 00:19:55,041
‫اگه می‌خوای اون گفتگویی رو
‫که شروع کردیم ادامه بدیم...

332
00:19:55,125 --> 00:19:58,916
‫در مورد بابا، من پایه‌ام

333
00:20:00,208 --> 00:20:02,333
‫امروز به اندازه‌ی کافی از هنک حرف زدم

334
00:20:09,250 --> 00:20:11,125
‫نمی‌تونید اینا رو ببرید داخل

335
00:20:11,208 --> 00:20:13,833
‫اینا فقط هدیه‌هایی برای پسرم هستن.
‫اون فقط 17 سالشه.

336
00:20:13,916 --> 00:20:17,583
‫مخفی کردن مواد قاچاق توی غذا راحته.
‫مجاز نیست.

337
00:20:19,000 --> 00:20:20,666
‫شرمنده

338
00:20:37,458 --> 00:20:38,666
‫مامان

339
00:20:38,750 --> 00:20:39,958
‫سلام

340
00:20:40,041 --> 00:20:42,708
‫- خدای من
‫- من از نیکی خواستم هیچی نگه

341
00:20:42,791 --> 00:20:45,291
‫- خوبم. خوبم. واقعاً
‫- خدای من

342
00:20:46,750 --> 00:20:48,708
‫باشه

343
00:20:51,458 --> 00:20:53,625
‫خیلی متأسفم. یه چیزهایی برات آورده بودم

344
00:20:53,708 --> 00:20:57,041
‫برات غذا آورده بودم
‫و نذاشتن بیارمش داخل

345
00:20:57,125 --> 00:20:59,458
‫حتی سوپ دامپلینگی رو که
‫دوست داشتی آورده بودم

346
00:20:59,541 --> 00:21:02,000
‫همون ارزونه

347
00:21:03,791 --> 00:21:05,750
‫وقتی از اینجا برم بیرون...

348
00:21:05,833 --> 00:21:09,208
‫- درسته
‫- می‌تونیم باهم کنسرو سوپ دامپلینگ بخوریم

349
00:21:09,291 --> 00:21:10,708
‫باشه

350
00:21:13,791 --> 00:21:16,583
‫ورزش می‌کنی؟

351
00:21:16,666 --> 00:21:18,250
‫چرا؟ هیکلم خوب شده؟

352
00:21:18,333 --> 00:21:20,416
‫آره

353
00:21:24,791 --> 00:21:27,666
‫می‌دونم دارو مصرف می‌کنی و...

354
00:21:30,875 --> 00:21:33,083
‫فقط می‌خوام بگم متأسفم که...

355
00:21:33,166 --> 00:21:34,625
‫در اون زمینه زودتر کمکت نکردم

356
00:21:38,541 --> 00:21:40,666
‫چه احساسی بهم میده؟

357
00:21:44,625 --> 00:21:46,291
‫باعث میشه توی بدنم احساس راحتی کنم

358
00:21:47,416 --> 00:21:48,416
‫خوبه

359
00:21:51,958 --> 00:21:54,833
‫- واقعاً دلم برات تنگ میشه
‫- منم دلم برات تنگ میشه

360
00:21:54,916 --> 00:21:57,250
‫و بدون تو همه چی...

361
00:21:57,333 --> 00:21:59,375
‫خیلی افتضاحه

362
00:22:02,416 --> 00:22:05,583
‫- دیدن نیکی خوبه
‫- آره

363
00:22:05,666 --> 00:22:09,916
‫مطمئنم آشنا شدن باهاش عالی بوده

364
00:22:13,583 --> 00:22:15,041
‫عزیزم، چیه؟

365
00:22:16,166 --> 00:22:19,750
‫راستش خیلی وقت نشده که باهاش حرف زدم

366
00:22:19,833 --> 00:22:22,250
‫- منظورت چیه؟
‫- بهم پیام می‌دیم

367
00:22:22,333 --> 00:22:25,791
‫و گاهی تلفنی حرف می‌زنیم

368
00:22:25,875 --> 00:22:31,416
‫اون پنج سال پیش توی خاکسپاری بابابزرگ
‫یه گوشی تاشو بهم داد

369
00:22:31,500 --> 00:22:36,583
‫تا این اواخر واقعاً شروع
‫به حرف زدن نکرده بودیم

370
00:22:43,083 --> 00:22:44,500
‫عه...

371
00:22:44,583 --> 00:22:47,708
‫می‌دونی، من اون گوشیِ مخفی رو
‫توی دفترم پیدا کردم

372
00:22:49,791 --> 00:22:51,000
‫آره، میشل گفت

373
00:22:52,083 --> 00:22:54,125
‫الان جزو مدارکه

374
00:22:55,250 --> 00:22:58,208
‫اونجا چیزی هست که باید ازش خبر داشته باشم؟

375
00:22:58,291 --> 00:23:01,375
‫هر چیز اتهام برانگیزی؟

376
00:23:03,333 --> 00:23:04,708
‫در مورد من نه

377
00:23:06,708 --> 00:23:08,625
‫کوین تنها کسِ دیگه‌ست که شماره رو داشت

378
00:23:13,333 --> 00:23:15,791
‫رابطه‌ات با نیکی چطور بوده؟

379
00:23:15,875 --> 00:23:19,208
‫اون خیلی پیشرفت کرده، درسته؟

380
00:23:19,291 --> 00:23:21,708
‫با مشروب خوردنش و غیره؟

381
00:23:26,416 --> 00:23:28,583
‫فقط بی‌صبرانه منتظرم بیای خونه

382
00:23:34,625 --> 00:23:37,375
‫عاشق اینم که کون به هوا می‌خوابه

383
00:23:39,833 --> 00:23:42,000
‫- خوبی؟
‫- خدایا، می‌دونی،

384
00:23:42,083 --> 00:23:46,416
‫من همیشه استخر می‌خواستم و احساس می‌کنم
‫آبیِ این استخر خیلی عجیب و غریبه

385
00:23:46,500 --> 00:23:48,250
‫درسته؟

386
00:23:51,375 --> 00:23:53,583
‫تمام لوازم هنریت توی زیرزمینه

387
00:23:53,666 --> 00:23:55,791
‫الان دیدمشون

388
00:23:55,875 --> 00:23:59,125
‫چرا نمیاریشون بیرون
‫خودت رو سرگرم کنی؟

389
00:23:59,208 --> 00:24:01,666
‫آره. آره، حق با توئه

390
00:24:01,750 --> 00:24:04,541
‫فقط کونِ لق این هورمون‌های تخمی

391
00:24:04,625 --> 00:24:07,166
‫امروز می‌تونی از پسرمون مراقبت کنی؟

392
00:24:08,250 --> 00:24:10,416
‫البته

393
00:24:14,708 --> 00:24:16,375
‫خدافظ

394
00:24:21,458 --> 00:24:22,916
‫بدتر شده

395
00:24:23,000 --> 00:24:25,250
‫یعنی، یعنی نمی‌تونه ازش خارج شه

396
00:24:25,333 --> 00:24:27,916
‫کلوئی، دیگه آمارِ دروغ‌هاش از دستم در رفته

397
00:24:29,000 --> 00:24:30,916
‫آره، شاید. من...

398
00:24:31,000 --> 00:24:33,625
‫نمی‌دونم می‌تونم پیش اون
‫بهش اعتماد کنم یا نه

399
00:24:44,458 --> 00:24:45,708
‫من رو ترسوندی

400
00:24:45,791 --> 00:24:49,875
‫ایتن بهم گفت توی خاکسپاری بابا
‫بهش یه گوشی دادی

401
00:24:51,041 --> 00:24:54,916
‫بعد توی ماشینم نشستی، دروغ گفتی

402
00:24:55,000 --> 00:24:58,250
‫و وانمود کردی نمی‌دونی مالِ کیه

403
00:24:58,333 --> 00:25:00,958
‫گذاشتی فکر کنم شاید مالِ آدام باشه

404
00:25:01,041 --> 00:25:03,583
‫- من داشتم ازش محافظت می‌کردم. من...
‫- بس کن

405
00:25:03,666 --> 00:25:07,791
‫بعدش این داستانِ بابا رو برام تعریف کردی
‫درست وقتی که می‌خواستیم بریم

406
00:25:07,875 --> 00:25:11,092
‫توی مراسم یادبود شوهرِ کشته شده‌مون شرکت کنیم

407
00:25:11,116 --> 00:25:12,750
‫و این...

408
00:25:12,833 --> 00:25:16,333
‫برات تعجب آوره که نمی‌تونم باهاش کنار بیام

409
00:25:16,416 --> 00:25:19,916
‫تو گفتی اون اتفاق نیفتاده

410
00:25:20,000 --> 00:25:21,250
‫اتفاق افتاده

411
00:25:21,333 --> 00:25:25,833
‫تو سعی داشتی برینی به هر چیز خوبی
‫که از خانواده‌مون گرفتم

412
00:25:25,857 --> 00:25:28,041
‫بهت گفتم،

413
00:25:28,125 --> 00:25:31,833
‫چون از تنهایی به دوش کشیدنش خسته شدم

414
00:25:31,916 --> 00:25:33,250
‫تو به ایتن یاد دادی بهم دروغ بگه

415
00:25:33,333 --> 00:25:36,000
‫و از بین تمام آسیبی که به بار آوردی...

416
00:25:36,083 --> 00:25:39,083
‫زندگی‌هامون یه دروغ هستن

417
00:25:39,166 --> 00:25:41,125
‫زندگیِ تو یه دروغه!

418
00:25:42,208 --> 00:25:45,000
‫ایتن بهت چی گفت؟

419
00:25:49,541 --> 00:25:51,541
‫ببین، عه...

420
00:25:54,000 --> 00:25:55,333
‫حق با توئه

421
00:25:56,583 --> 00:25:58,500
‫متأسفم

422
00:25:58,583 --> 00:26:01,875
‫واقعاً متأسفم

423
00:26:01,958 --> 00:26:03,666
‫بابتِ همه چی

424
00:26:03,750 --> 00:26:05,833
‫واقعاً

425
00:26:07,083 --> 00:26:11,166
‫آره، ولی خب معذرت خواهیت تمومش نمی‌کنه

426
00:26:12,583 --> 00:26:15,291
‫چون یه خطا به دیگری ختم میشه،

427
00:26:15,375 --> 00:26:16,875
‫و اونم به دیگری ختم میشه،

428
00:26:16,958 --> 00:26:20,916
‫و تو بدون این ماجراهای مداوم هیچی نیستی

429
00:26:21,000 --> 00:26:23,000
‫فقط یه...

430
00:26:24,416 --> 00:26:26,500
‫سوراخ خالی و پوچی

431
00:26:28,458 --> 00:26:31,500
‫گاهی خیلی بدجنس میشی، می‌دونی؟

432
00:26:37,458 --> 00:26:39,750
‫یه مدت میرم شهر،

433
00:26:39,833 --> 00:26:41,833
‫تا بتونم دوباره بهش سر بزنم

434
00:26:42,833 --> 00:26:44,625
‫حالش چطور بود؟

435
00:26:45,875 --> 00:26:48,500
‫منظورت غیر از تمام کبودی‌های روی صورتشه؟

436
00:26:48,583 --> 00:26:52,000
‫اون ازم خواست نگرانت نکنم. من...

437
00:26:52,083 --> 00:26:53,541
‫تو عاشق این کنترل هستی

438
00:26:53,625 --> 00:26:56,541
‫آره، شاید بهتره

439
00:26:56,625 --> 00:26:59,708
‫دفعه‌ی بعد که می‌بینیش
‫سعی کنی وانمود کنی نسبتاً پاکی

440
00:26:59,791 --> 00:27:02,791
‫سعی کنی این حقیقت رو پنهان کنی
‫که ما مثل چی از هم متنفریم

441
00:27:04,000 --> 00:27:05,916
‫مسیر زندگی دو خواهر از هم جدا شده

442
00:27:06,000 --> 00:27:07,916
‫فرزند طردشده‌ای که
‫از تاریخ خانواده‌شون پاک کردن

443
00:27:08,000 --> 00:27:09,750
‫حالا تنها کسیه که به اون پسر دسترسی داره

444
00:27:09,833 --> 00:27:13,500
‫خوش‌یمن‌ترین اتفاقیه که تا به حال
‫برای این زنِ بدبخت افتاده

445
00:27:13,583 --> 00:27:20,041
‫تنها وقت گذروندن با پسرِ عزیزش
‫وقتی که توی زندانه

446
00:27:20,125 --> 00:27:21,125
‫از پسره خوشت میاد

447
00:27:21,208 --> 00:27:22,250
‫آره

448
00:27:22,333 --> 00:27:24,000
‫اون تنها عضو بالغ اون خانواده‌ست

449
00:27:24,083 --> 00:27:27,041
‫- این رو مطمئنم
‫- آره

450
00:27:27,125 --> 00:27:30,208
‫- کارآگاه فناوری کلوئی مدام زنگ می‌زنه
‫- چرا؟

451
00:27:30,291 --> 00:27:32,458
‫حتماً پیگیر تهدیدهاییه
‫که از دفترش اومدن

452
00:27:32,541 --> 00:27:34,916
‫خب یکی دوتا از کارمندهاش ازش متنفرن

453
00:27:35,000 --> 00:27:37,541
‫به این معنا نیست که شوهرش رو کشتن

454
00:27:37,625 --> 00:27:39,750
‫و در ضمن هیچکدوم از اینا
‫توی دادگاه قابل استناد نیستن

455
00:27:39,833 --> 00:27:41,583
‫- درسته
‫- خیلی خب

456
00:27:41,666 --> 00:27:43,958
‫- خب...
‫- مادر، خاله و...

457
00:27:44,041 --> 00:27:45,458
‫احضاریه‌ها دارن آماده میشن،

458
00:27:45,541 --> 00:27:48,250
‫تمام ارتباطات حساب‌های پیدا شده
‫روی کامپیوترِ ایتن مکینتاش

459
00:27:48,333 --> 00:27:50,625
‫- و گوشیِ یکبارمصرف چی؟
‫- بی‌ربطه

460
00:27:50,708 --> 00:27:53,134
‫- مالِ متهم نبوده
‫- تلفنِ کاری آدام مکینتاش

461
00:27:53,158 --> 00:27:55,167
‫رئیسه، برادک،

462
00:27:55,191 --> 00:27:58,333
‫وقتی ازش در مورد پرونده‌ای که آدام روش
‫کار می‌کرد پرسیدیم رفتارش مشکوک شد

463
00:27:58,357 --> 00:27:59,309
‫گروه جنتری...

464
00:27:59,333 --> 00:28:02,583
‫چرا باید با گشتن دنبال مظنون‌های دیگه
‫پرونده‌مون رو زیر سؤال ببریم؟

465
00:28:03,708 --> 00:28:05,958
‫استحکامِ پرونده‌مون به این بستگی داره

466
00:28:06,041 --> 00:28:09,625
‫که هیچ مظنونِ دیگه‌ای
‫با این همه مدرکِ متهم‌کننده نیست

467
00:28:09,708 --> 00:28:13,708
‫هر مدرکی که ممکنه
‫یه مظنونِ احتمالی دیگه معرفی کنه

468
00:28:13,791 --> 00:28:16,416
‫شکِ معقولی میشه که یه عضو هیئت منصفه
‫برای تبرئه‌ی متهم لازم داره

469
00:28:16,500 --> 00:28:18,541
‫پس، چرا ما،

470
00:28:18,625 --> 00:28:23,083
‫ما شاکی‌ها باید بریم دنبالش بگردیم؟

471
00:28:23,166 --> 00:28:26,458
‫دام، این سخنرانی‌های نمایشی
‫شاید توی دادگاه جواب بدن،

472
00:28:26,541 --> 00:28:29,625
‫ولی در حال حاضر به نظر میاد داری
‫برای بچه‌های کُندذهن شعرخوانی می‌کنی

473
00:28:33,208 --> 00:28:37,708
‫شما پلیس‌ها خیلی پوست‌نازکید

474
00:28:39,625 --> 00:28:41,166
‫نذار بره روی اعصابت

475
00:28:41,250 --> 00:28:44,333
‫اون دستمال کوچیک توی جیبش

476
00:28:44,416 --> 00:28:47,375
‫هرچی رو که میگه بی‌اعتبار می‌کنه،
‫تا جایی که به من مربوطه.

477
00:28:47,458 --> 00:28:48,583
‫گوش کن

478
00:28:48,666 --> 00:28:50,875
‫وظیفه‌ی اون حرف زدن از جزئیاتِ فنیه

479
00:28:50,958 --> 00:28:53,833
‫وظیفه‌ی تو پیدا کردن چیزهاییه
‫که توی هر دسته قرار می‌گیره

480
00:28:53,916 --> 00:28:56,416
‫هنوز چند هفته تا دادگاه مونده

481
00:28:56,500 --> 00:28:58,416
‫می‌دونم فکر می‌کنی کارِ پسره نبوده،

482
00:28:58,500 --> 00:29:02,375
‫و با این که شاید مخالف باشم،
‫یا کارِ اون بوده یا نبوده.

483
00:29:03,458 --> 00:29:04,833
‫این نقل قول از یوگی براست؟

484
00:29:08,333 --> 00:29:11,000
‫اوه. هشدار گول برای کلوئی تیلور

485
00:29:11,083 --> 00:29:12,541
‫شرایط عوض شده

486
00:29:12,625 --> 00:29:14,041
‫این مشکل توئه

487
00:29:14,125 --> 00:29:16,416
‫این که اون تو آمار می‌گیری،
‫نه توی دنیای واقعی.

488
00:29:16,500 --> 00:29:18,541
‫حرفت رو بزن

489
00:29:18,625 --> 00:29:23,583
‫ببین، برو سرورِ ابری رو چک کن و خودت
‫پیام‌های گوشی یکبارمصرف رو گیر بیار

490
00:29:23,666 --> 00:29:26,458
‫برو توی شهر، توی دفترِ شوهره دردسر درست کن

491
00:29:26,541 --> 00:29:29,166
‫لرزه به جونِ رئیسه بنداز. فعال باش، خب؟

492
00:29:29,250 --> 00:29:31,916
‫مادامی که بیش از حد از مسیر منحرفت نکنه،

493
00:29:32,000 --> 00:29:35,291
‫موشکاف باش، مسیر رو تا تهش دنبال کن

494
00:29:35,375 --> 00:29:37,208
‫تو کارآگاه خوبی هستی

495
00:29:37,291 --> 00:29:39,125
‫ممنون، نان

496
00:29:39,208 --> 00:29:41,666
‫خفه شو بابا

497
00:29:43,083 --> 00:29:48,125
‫«گوشت در آبِ خودش می‌پخت
‫و رنگی متمایل به بژ داشت

498
00:29:48,208 --> 00:29:50,250
‫حداقل صدفِ سالمی بود

499
00:29:50,333 --> 00:29:53,125
‫او قبلاً یاد گرفته بود چطور تشخیص دهد
‫صدفی خراب شده

500
00:29:53,208 --> 00:29:55,833
‫گوشتش رنگ و رو رفته و کدر بود

501
00:29:55,916 --> 00:29:59,791
‫قهوه‌ای، خاکستری یا سیاه
‫به معنای آلودگی بودند

502
00:29:59,875 --> 00:30:01,291
‫هر از گاهی صورتی

503
00:30:01,375 --> 00:30:03,541
‫اگر کاملاً خراب شده بود،
‫رنگش قرمز بود.

504
00:30:03,625 --> 00:30:06,250
‫او همیشه به سختی می‌توانست
‫قرمزها را دور بریزد

505
00:30:07,958 --> 00:30:11,125
‫عجیب به نظر می‌آمد که بیمارترین‌ها
‫روشن‌ترین رنگ را داشتند،

506
00:30:11,208 --> 00:30:13,083
‫سرزنده‌تر از همه بودند

507
00:30:13,166 --> 00:30:16,875
‫آنان که به زندگی نزدیک‌تر به نظر می‌آمدند
‫از همه به مرگ نزدیک‌تر بودند

508
00:30:16,958 --> 00:30:18,916
‫اما چاره‌ای نبود

509
00:30:19,000 --> 00:30:20,958
‫قرمزها به هیچ وجه درست نمی‌شدند

510
00:30:21,041 --> 00:30:22,417
‫آن‌ها را دور می‌ریخت

511
00:30:22,441 --> 00:30:26,875
‫و می‌رفت دنبال صدفِ گوشتی بژ رنگی می‌گشت
‫که نشان از زندگی داشتند»

512
00:30:30,625 --> 00:30:33,541
‫انتخاب هیئت منصفه
‫در پرونده‌ی ایتن مکینتاش به پایان رسیده

513
00:30:33,625 --> 00:30:35,625
‫و محاکمه قراره دو هفته بعد آغاز شه

514
00:30:35,708 --> 00:30:38,625
‫نوجوان اهل نیویورک که
‫متهم به قتل پدرش شده

515
00:30:38,708 --> 00:30:40,708
‫در پرونده‌ای که بعضی‌ها بهش میگن
‫«قتل هامپتون»

516
00:30:40,791 --> 00:30:43,708
‫و در کل از روند تسریع‌شده‌ای بهره برده

517
00:30:43,791 --> 00:30:46,541
‫امروز مایکل باکنر برای ارائه‌ی تحلیل اینجاست

518
00:30:49,458 --> 00:30:51,000
‫[شماره ناشناس]

519
00:30:57,125 --> 00:30:58,833
‫کلوئی تیلور هستم

520
00:30:58,916 --> 00:31:01,583
‫مأمور الیورو هستم.
‫با من تماس گرفته بودید.

521
00:31:01,666 --> 00:31:03,666
‫می‌خواید صحبت کنید؟

522
00:31:03,750 --> 00:31:06,125
‫آره، می‌خوام راحت باشی

523
00:31:06,208 --> 00:31:09,000
‫فقط تعریف‌های مختلفی ازش داریم

524
00:31:09,083 --> 00:31:12,125
‫سه تا پنکه توی یه اتاق زیادیه، همین

525
00:31:13,208 --> 00:31:15,208
‫بدنت آشفته‌ست

526
00:31:16,958 --> 00:31:19,625
‫لطفاً کمی از اون روغنِ پامچال
‫که برات خریدم مصرف کن

527
00:31:21,375 --> 00:31:23,083
‫سلام، کارآگاه

528
00:31:23,166 --> 00:31:25,625
‫عه، عزیزم، بهت زنگ می‌زنم

529
00:31:25,708 --> 00:31:27,291
‫آره، زنگ می‌زنم

530
00:31:28,708 --> 00:31:30,333
‫وقتِ تغییر توی خونه‌ست، هان؟

531
00:31:32,250 --> 00:31:34,791
‫- اون زنت بود؟
‫- توی دوران قبل از یائسگیه

532
00:31:34,875 --> 00:31:36,708
‫سعی کردم براش آماده‌اش کنم،
‫ولی اون قبول نکرد.

533
00:31:36,791 --> 00:31:38,958
‫و می‌گفت داغ کردنِ بدنش
‫به خاطر گرمایش جهانیه

534
00:31:39,041 --> 00:31:40,416
‫ولی می‌دونی که چطوره

535
00:31:40,500 --> 00:31:43,041
‫واقعاً نمی‌دونم

536
00:31:43,125 --> 00:31:45,916
‫خب، نیازی به خجالت کشیدن نداره،
‫بخشی از روالِ طبیعی زندگیه.

537
00:31:46,000 --> 00:31:48,916
‫من خوبم، ولی توی صندوق
‫روغن روان‌کننده می‌فروشن

538
00:31:49,000 --> 00:31:50,458
‫خواهرت اینجاست؟

539
00:31:50,541 --> 00:31:52,541
‫خیلی خوب می‌دونی که توی منهتنه

540
00:31:52,625 --> 00:31:53,875
‫همکارت آمارش رو داره

541
00:31:53,958 --> 00:31:57,666
‫- حسابی روی خواهرم راست کرده
‫- تغییر و تحولِ عجیبیه، مگه نه؟

542
00:31:57,750 --> 00:31:59,333
‫تبدیل شدن از یه نیکوکارِ محبوب

543
00:31:59,416 --> 00:32:01,791
‫به کسی که تمام دنیا می‌دونن
‫زندگیِ خواهرش رو دزدیده

544
00:32:03,333 --> 00:32:05,375
‫«در رفاه زندگی می‌کرد و یک هیولا بزرگ کرده»

545
00:32:05,458 --> 00:32:07,916
‫و تو اون بیرون دوتا شغل افتضاح داشتی

546
00:32:08,000 --> 00:32:10,833
‫فقط برای این که اجاره‌ی آپارتمانت
‫نزدیکِ شیکر هایتس رو بدی

547
00:32:10,916 --> 00:32:12,250
‫اینا رو از کجا میاری؟

548
00:32:12,333 --> 00:32:14,041
‫همکارم و هشدارهای گوگلش

549
00:32:14,125 --> 00:32:18,125
‫آره. ولی افراد زیادی
‫با خواهرت همدردی نمی‌کنن،

550
00:32:18,208 --> 00:32:21,000
‫مهم نیست وانمود می‌کنه چندتا
‫دختر صندوق‌دارِ لاتین براش مهمه

551
00:32:21,083 --> 00:32:23,333
‫- بذار کمکت کنم
‫- نه. خودم می‌تونم...

552
00:32:24,500 --> 00:32:27,666
‫ولی تو جلوه‌ی خوبی پیدا کردی...
‫مادرِ جفادیده.

553
00:32:27,750 --> 00:32:29,875
‫آدم فکر می‌کنه تو بودی که
‫مسئول روابط عمومی داشتی

554
00:32:31,333 --> 00:32:33,666
‫خیلی خب، ممنون، کاگنی و لیسی

555
00:32:34,833 --> 00:32:38,083
‫مطمئنم زنت داره از یائسگی عرق می‌ریزه

556
00:32:38,166 --> 00:32:41,750
‫آره، شب‌ها گرم میشه، اعتراف می‌کنم.
‫آروم و قرار نداریم.

557
00:32:41,833 --> 00:32:43,708
‫ولی تو اون بیرون کنارِ آب زندگی می‌کنی،

558
00:32:43,791 --> 00:32:46,208
‫با تهویه مطبوع مرکزی که کار می‌کنه

559
00:32:46,291 --> 00:32:48,750
‫کی می‌تونست این رو پیش‌بینی کنه؟

560
00:32:48,833 --> 00:32:50,291
‫چند هفته دیگه می‌بینمت

561
00:32:50,375 --> 00:32:54,291
‫اوه، در ضمن «کاگنی و لیسی» یه تعریفه

562
00:32:54,375 --> 00:32:56,375
‫اون قالی خیلی به خونه‌ات میاد

563
00:32:57,875 --> 00:32:59,375
‫جنده خانم

564
00:33:10,500 --> 00:33:12,041
‫خانم تیلور

565
00:33:12,125 --> 00:33:13,708
‫من مأمور ویژه ادوارد الیورو هستم

566
00:33:13,791 --> 00:33:15,833
‫ایشون مأمور ویژه تروی یانگر هستن

567
00:33:15,916 --> 00:33:18,458
‫- سلام
‫- لطفاً بذار خانم بشینه

568
00:33:20,625 --> 00:33:22,416
‫ممنون

569
00:33:24,416 --> 00:33:26,291
‫اینجا جای زیادی نیست

570
00:33:26,375 --> 00:33:30,291
‫این تمام روز در مورد دورِ کمرم سرم نق می‌زنه

571
00:33:33,458 --> 00:33:35,125
‫خب، شوهرم،

572
00:33:35,208 --> 00:33:36,625
‫- تسلیت می‌گیم
‫- ممنون

573
00:33:36,708 --> 00:33:39,125
‫ممنون. عه...

574
00:33:39,208 --> 00:33:42,000
‫اون قبل از مرگش بهم گفت
‫با شما کار می‌کنه

575
00:33:43,375 --> 00:33:45,541
‫جوابش رو می‌دونی

576
00:33:45,625 --> 00:33:47,708
‫نمی‌تونیم این رو تأیید یا رد کنیم

577
00:33:47,791 --> 00:33:50,250
‫می‌تونم تأیید کنم که
‫اون به خاطرش مُرده

578
00:33:50,333 --> 00:33:53,083
‫به خاطرش کارش با شما

579
00:33:53,166 --> 00:33:55,500
‫با کارآگاه‌هایی که روی این پرونده کار می‌کنن

580
00:33:55,583 --> 00:33:57,750
‫- در مورد این نظریه حرف زدی؟
‫- نه

581
00:33:57,833 --> 00:33:59,750
‫چون ما نمی‌تونیم کارِ زیادی برات بکنیم

582
00:33:59,833 --> 00:34:01,791
‫خب، با آشناهام توی شرکتِ حقوقی حرف زدم

583
00:34:01,875 --> 00:34:05,125
‫- وکیل‌ها دست به یکی می‌کنن
‫- ولی درِ ما همیشه به روت بازه

584
00:34:05,208 --> 00:34:07,916
‫تا بتونیم یه گفتگوی مبهم دیگه داشته باشیم

585
00:34:08,000 --> 00:34:09,625
‫این یکی از شرایط موقعیت ماست

586
00:34:13,500 --> 00:34:15,291
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟

587
00:34:16,583 --> 00:34:18,583
‫پسرم آدمِ خوبیه

588
00:34:19,583 --> 00:34:22,708
‫و به خاطر جرمی که نکرده توی زندان می‌میره

589
00:34:24,875 --> 00:34:26,666
‫اون این کارو نکرده

590
00:34:28,625 --> 00:34:30,500
‫اون این کارو نکرده

591
00:34:32,250 --> 00:34:34,541
‫تا بیرون بدرقه‌تون می‌کنم

592
00:34:34,625 --> 00:34:36,125
‫الان برمی‌گردم

593
00:34:40,791 --> 00:34:42,625
‫خانم تیلور، صبر کنید

594
00:34:44,000 --> 00:34:47,000
‫- غیررسمی صحبت کنیم؟
‫- بله

595
00:34:47,083 --> 00:34:50,166
‫پرونده‌های دفتریش رو بررسی کنید
‫و اگه چیزی پیدا کردید بهم اطلاع بدید

596
00:34:50,250 --> 00:34:52,125
‫ما در مورد گروه جنتری اطلاعات لازم داریم

597
00:34:52,208 --> 00:34:53,583
‫هیچوقت اجازه نمیدن این کارو بکنم

598
00:34:53,666 --> 00:34:55,458
‫اجازه نگیرید. شما همسرش هستی

599
00:34:55,541 --> 00:34:57,375
‫دارایی‌هاش الان مالِ شماست

600
00:34:57,458 --> 00:35:00,250
‫پس این قطعاً به اتفاقی
‫که براش افتاده مربوطه؟

601
00:35:00,333 --> 00:35:04,333
‫اگه بتونید مدرکِ موثق
‫و محکمی برام گیر بیارید،

602
00:35:04,416 --> 00:35:06,250
‫می‌تونم یه چیز واقعی بهتون بدم

603
00:35:07,833 --> 00:35:09,125
‫چی گیرِ من میاد؟

604
00:35:11,500 --> 00:35:13,541
‫اگه از این گفتگو حرفی بزنید،

605
00:35:13,625 --> 00:35:17,208
‫مخصوصاً به هرکس که
‫توی پرونده‌ی پسرتون دخالت داره،

606
00:35:17,291 --> 00:35:18,625
‫حبس می‌شید

607
00:35:19,750 --> 00:35:22,708
‫غیر از این، بهم خبر بدید چی می‌خواید

608
00:35:53,208 --> 00:35:54,500
‫احساس می‌کنم بهم خیانت شده

609
00:35:54,583 --> 00:35:56,958
‫- یعنی، چطور تونست اینا رو پنهان کنه؟
‫- درسته؟

610
00:35:57,041 --> 00:35:58,541
‫توی شهادتِ کنگره به مادرش اشاره کرد،

611
00:35:58,625 --> 00:36:00,208
‫ولی هیچوقت نگفت خواهر داره

612
00:36:00,291 --> 00:36:02,333
‫دقیقاً. یه کلمه هم نگفت

613
00:36:02,416 --> 00:36:04,208
‫اون یه زندگیِ دیگه ساخته بود

614
00:36:04,291 --> 00:36:06,375
‫«ریل ثینگ» بیخیال بابا

615
00:36:06,458 --> 00:36:07,750
‫واقعاً راست میگی. یعنی،

616
00:36:07,833 --> 00:36:09,416
‫چه حقیقتی رو باید باور کنیم؟

617
00:36:09,500 --> 00:36:11,000
‫این احساساتت رو تحریک می‌کنه

618
00:36:11,083 --> 00:36:13,250
‫آره. اون الگوی من بود

619
00:36:13,333 --> 00:36:17,541
‫و دلم براش می‌سوزه... خیلی بده...
‫ولی خب کارما همیشه دامنِ آدم رو می‌گیره.

620
00:36:17,625 --> 00:36:18,750
‫اسمِ خوبی برای این قسمته

621
00:36:18,833 --> 00:36:20,416
‫کُس‌خل‌ها

622
00:36:30,458 --> 00:36:32,791
‫عه، اومدم دنبال تاپرور

623
00:36:33,916 --> 00:36:36,291
‫نیکی اومده، خواهرِ کلوئی

624
00:36:36,375 --> 00:36:37,833
‫دخترم سلام می‌رسونه

625
00:36:37,916 --> 00:36:39,000
‫اوه. سلام، جینی

626
00:36:39,083 --> 00:36:40,625
‫بیا سگت رو ببر
‫وگرنه با تاکسی می‌فرستمش

627
00:36:40,708 --> 00:36:44,375
‫گفت فقط یه شبه و الان یه هفته گذشته
‫و فرانزنِ لعنتی هنوز اینجاست

628
00:36:44,458 --> 00:36:46,833
‫شاید تاپرورت دور انداخته باشن

629
00:36:46,916 --> 00:36:49,833
‫- اسمِ سگه فرانزنه؟
‫- مگه مهمه؟

630
00:36:49,916 --> 00:36:52,166
‫به نظرم بیشتر بهش میاد «باک» باشه

631
00:36:52,250 --> 00:36:54,666
‫کاپوچینو می‌خوای؟
‫این دستگاه همه چی درست می‌کنه.

632
00:36:54,750 --> 00:36:56,125
‫عه، نه، میل ندارم

633
00:36:56,208 --> 00:36:58,041
‫خوبه، چون نمی‌دونم چطور کار می‌کنه

634
00:36:58,125 --> 00:37:03,250
‫دینا، خواهش می‌کنم،
‫سگه بوی گند میده.

635
00:37:06,666 --> 00:37:08,291
‫بشین

636
00:37:08,375 --> 00:37:10,875
‫من تنها کسی هستم که اجازه دارم
‫اینجا بال بال بزنم

637
00:37:12,416 --> 00:37:14,791
‫عه، در مورد مهمونیت، من فقط...

638
00:37:14,875 --> 00:37:17,083
‫فکر می‌کنی من هیچوقت توی مراسم یادبود
‫با یه پیشخدمت سکس نکردم؟

639
00:37:18,000 --> 00:37:20,333
‫من این حرکت رو ابداع کردم

640
00:37:20,416 --> 00:37:21,958
‫بازم معذرت می‌خوام

641
00:37:22,041 --> 00:37:25,541
‫لازم نیست. ولی اصلاً به دخترم نزدیک نشو

642
00:37:25,625 --> 00:37:30,833
‫اون عاشق زن‌های دگرجنس‌گرای
‫جذاب و دست نیافتنیه

643
00:37:30,916 --> 00:37:32,375
‫کی گفت من دست‌نیافتنی‌ام؟

644
00:37:34,250 --> 00:37:36,666
‫- فقط می‌خواست جواهراتم رو بخره
‫- حتی توی اتسی هم فروش نمیره

645
00:37:37,833 --> 00:37:40,208
‫من خریدارم

646
00:37:40,291 --> 00:37:42,541
‫آره

647
00:37:42,625 --> 00:37:43,958
‫اگه ازش خوشت میاد، عالیه

648
00:37:48,250 --> 00:37:51,416
‫ببین، واقعاً بهت اعتماد ندارم

649
00:37:51,500 --> 00:37:53,916
‫ولی فکر کنم کلوئی رو دوست داری

650
00:37:54,000 --> 00:37:56,375
‫خیلی از زن‌ها خوشت نمیاد، مگه نه؟

651
00:37:56,458 --> 00:37:57,416
‫ببخشید؟

652
00:37:57,500 --> 00:38:00,250
‫اوه، شما دخترهای سفیدپوست
‫و مسائلی که با مامان‌هاتون دارید

653
00:38:00,333 --> 00:38:03,541
‫مادرهاتون چیزی جز فکر کردن
‫به مردها بهتون یاد نمیدن،

654
00:38:03,625 --> 00:38:05,791
‫واسه همین به هم نارو می‌زنید
‫تا یه مرد گیر بیارید

655
00:38:05,875 --> 00:38:07,541
‫خدا رو شکر که ما اون کارو نمی‌کنیم

656
00:38:07,625 --> 00:38:09,458
‫امکاناتش رو نداریم

657
00:38:09,541 --> 00:38:11,625
‫ما کنار هم می‌مونیم

658
00:38:11,708 --> 00:38:14,958
‫الان داریم در مورد زن‌های سفید حرف می‌زنیم
‫یا زن‌های سیاه یا...؟

659
00:38:15,041 --> 00:38:19,041
‫تو توی آشپزخونه‌ی من نشستی، پس آره،
‫در مورد زن‌های سیاه حرف می‌زنیم.

660
00:38:19,125 --> 00:38:22,416
‫خب، فقط محض اطلاعت،
‫من تبعیض نژادی قائل نمیشم.

661
00:38:24,875 --> 00:38:26,250
‫داری سر به سرم میذاری

662
00:38:26,333 --> 00:38:28,583
‫و فقط از بعضی از زن‌ها متنفرم

663
00:38:28,666 --> 00:38:31,000
‫خب، وقتی شما از هم متنفرید،

664
00:38:31,083 --> 00:38:33,333
‫دنیای مردونه که توش زندگی می‌کنیم
‫به چرخیدن ادامه میده

665
00:38:33,416 --> 00:38:37,541
‫و شما جنده‌های خودخواه
‫باهم تقسیمش نمی‌کنید

666
00:38:37,625 --> 00:38:39,416
‫و همزمان اون مردهای عوضی،

667
00:38:39,500 --> 00:38:41,125
‫باهم توپ رو توی زمین پیش می‌برن

668
00:38:41,208 --> 00:38:43,208
‫اونا همکاری می‌کنن

669
00:38:43,291 --> 00:38:47,500
‫پس، می‌خوای بزرگ شی،
‫باهم بازی کنیم؟

670
00:38:47,583 --> 00:38:48,916
‫یه کاری بکنی؟

671
00:38:49,000 --> 00:38:50,333
‫مثل یه زن سیاهپوست؟

672
00:38:50,416 --> 00:38:52,500
‫مثل یه شاه لامصب

673
00:38:53,708 --> 00:38:57,916
‫اوضاع مطبوعاتی خرابه.
‫باید یه کاری بکنیم

674
00:38:58,000 --> 00:39:00,125
‫تا کلوئی رو بهتر جلوه بدیم

675
00:39:03,416 --> 00:39:05,833
‫من افکارِ عمومی رو مدیریت می‌کنم

676
00:39:06,916 --> 00:39:08,708
‫ممنون

677
00:39:10,333 --> 00:39:12,125
‫سؤال دیگه‌ای داری؟

678
00:39:14,291 --> 00:39:17,083
‫آره. توی خونه‌ای به این بزرگی
‫احساس تنهایی نمی‌کنی؟

679
00:39:17,166 --> 00:39:19,250
‫بس کن

680
00:39:19,333 --> 00:39:21,250
‫هیچوقت

681
00:39:35,250 --> 00:39:37,291
‫سلام نیکی، عه...

682
00:39:37,375 --> 00:39:40,125
‫من دارم برمی‌گردم خونه، پس...

683
00:39:40,208 --> 00:39:43,291
‫قبل از این که برسم
‫هر گندی رو که زدی تمیز کن

684
00:39:47,291 --> 00:39:51,958
‫عه، باغ مجسمه توی موما
‫و بعدش شام توی کارلایل چطوره؟

685
00:39:52,041 --> 00:39:56,250
‫من و خواهرم توی سفرِ تولد 21 سالگیش
‫رفتیم کارنیگه دلی

686
00:39:56,333 --> 00:39:58,083
‫من اون عکس رو دیدم

687
00:39:58,166 --> 00:40:01,291
‫ساندویچ‌های خیلی بزرگی داشتن.
‫می‌تونستیم یکی رو نصف کنیم.

688
00:40:01,375 --> 00:40:04,708
‫حتماً. ولی نمی‌خوای نمایش ببینی؟

689
00:40:04,791 --> 00:40:08,166
‫می‌تونم از طریق مجله
‫صندلی‌های خیلی خوبی بگیرم

690
00:40:09,250 --> 00:40:13,000
‫اندوه بزرگِ زندگی‌ام،
‫از دست دادن خواهرم.

691
00:40:14,791 --> 00:40:16,000
‫می‌دونم

692
00:40:19,500 --> 00:40:23,708
‫می‌خوام بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم

693
00:40:23,791 --> 00:40:25,333
‫به تمام کارهایی که اینجا کردی

694
00:40:27,333 --> 00:40:29,041
‫مرسی، مامان

695
00:40:29,125 --> 00:40:31,208
‫عجب منظره‌ای

696
00:40:31,291 --> 00:40:33,250
‫آره، می‌خوای بریم بیرون بشینیم؟

697
00:40:33,333 --> 00:40:34,583
‫نه

698
00:40:35,666 --> 00:40:38,291
‫ولی می‌دونی چی واقعاً سربلندم می‌کرد،

699
00:40:38,375 --> 00:40:40,041
‫این که با خواهرت آشتی می‌کردی

700
00:40:43,333 --> 00:40:45,458
‫آره، واقعاً به این سادگی نیست

701
00:40:45,541 --> 00:40:47,250
‫می‌دونم. می‌دونم

702
00:40:48,250 --> 00:40:50,625
‫ولی عملیش کن

703
00:40:50,708 --> 00:40:53,500
‫تو همه‌ی این کارها رو کردی.
‫می‌تونی اون کارم بکنی.

704
00:40:53,583 --> 00:40:55,041
‫به خاطر من

705
00:41:06,333 --> 00:41:09,083
‫واقعاً، هنک؟
‫هیچی برای من نداری، هان؟

706
00:41:10,458 --> 00:41:14,625
‫فکر می‌کردم همه جور ترفند و روش

707
00:41:14,708 --> 00:41:16,500
‫برای پاک کردن لکه خون داشته باشی

708
00:41:17,916 --> 00:41:21,750
‫شاید خون آدم فرق می‌کنه...

709
00:41:24,291 --> 00:41:25,791
‫با خونِ ماهی یا خرگوش

710
00:41:49,916 --> 00:41:51,333
‫الو؟

711
00:41:53,083 --> 00:41:57,791
‫سلام. شماره‌ات رو از روی برگه‌ی
‫ثبت نام جلسات مردونه برداشتم

712
00:41:57,875 --> 00:42:00,666
‫دارم به کتابت گوش میدم

713
00:42:00,750 --> 00:42:02,208
‫واقعاً؟ کدوم یکی؟

714
00:42:03,541 --> 00:42:06,125
‫نمی‌دونم. عه...

715
00:42:06,208 --> 00:42:08,208
‫فقط از لحنِ صدات خوشم میاد

716
00:42:08,291 --> 00:42:12,333
‫از چیزی که در مورد صدف‌های قرمز گفتی
‫خوشم میاد

717
00:42:12,416 --> 00:42:14,916
‫چیکار می‌کنی؟

718
00:42:15,000 --> 00:42:17,791
‫دارم خونه رو مرتب می‌کنم،
‫واسه خواهرم.

719
00:42:18,916 --> 00:42:22,041
‫جایی که می‌نویسی چه شکلیه؟

720
00:42:22,125 --> 00:42:27,000
‫عه، خب، کلی کتاب و پنجره داره

721
00:42:28,375 --> 00:42:30,333
‫حالت خوبه؟

722
00:42:30,416 --> 00:42:33,000
‫یه لطفی می‌خوام،
‫اگه یه لحظه وقت داری.

723
00:42:33,083 --> 00:42:35,208
‫آره. پشت خطم

724
00:42:39,708 --> 00:42:41,958
‫باهام دعا می‌کنی؟

725
00:42:42,041 --> 00:42:44,208
‫حتماً

726
00:42:44,291 --> 00:42:45,875
‫روی زانوهامم

727
00:42:47,291 --> 00:42:49,125
‫داری بلند میشی

728
00:42:51,291 --> 00:42:54,416
‫[کلوئی، رفتم خونه‌ی استخردار]
‫[امیدوارم اشکالی نداشته باشه]

729
00:43:41,500 --> 00:43:43,125
‫- اوه، سلام
‫- سلام

730
00:43:47,041 --> 00:43:48,458
‫اومدم اینجا

731
00:43:49,875 --> 00:43:51,666
‫برای این که فضا داشته باشیم

732
00:43:53,458 --> 00:43:55,250
‫سرت شلوغ بوده

733
00:44:02,166 --> 00:44:03,916
‫موهات خیلی خوشگل شدن

734
00:44:06,875 --> 00:44:07,875
‫آره

735
00:44:09,416 --> 00:44:10,666
‫موهای تو هم همینطور

736
00:44:13,416 --> 00:44:15,083
‫خب، عه...

737
00:44:17,500 --> 00:44:19,250
‫واسه این جلسه چی می‌پوشیم؟

738
00:44:22,041 --> 00:44:23,916
‫خیلی خب، عه...

739
00:44:25,125 --> 00:44:28,208
‫این یکی رو امتحان کن

740
00:44:31,041 --> 00:44:32,208
‫این پشتشه؟

741
00:44:32,291 --> 00:44:34,958
‫این شبیه پیش‌بند بچه‌ست

742
00:44:35,041 --> 00:44:36,958
‫نه، قشنگه

743
00:44:38,500 --> 00:44:39,875
‫عه...

744
00:44:41,000 --> 00:44:43,791
‫خیلی خب، فقط محض اطلاعت
‫شاید یه اطلاعاتی داشته باشم

745
00:44:43,875 --> 00:44:45,458
‫در مورد کاری که آدام قاتیش شده بود

746
00:44:45,541 --> 00:44:50,833
‫کارِ خوبی که سعی داشت انجام بده
‫و آدم‌های خیلی بدی رو عصبانی کرد

747
00:44:52,291 --> 00:44:56,083
‫این اطلاعاتِ مبهم رو به سندرز دادی؟

748
00:44:56,166 --> 00:44:58,750
‫نمی‌تونم وارد جزئیات بشم، خب؟

749
00:44:58,833 --> 00:45:02,333
‫خیلی جدیه و ممکنه توی دردسر زیادی بیفتم

750
00:45:02,416 --> 00:45:06,833
‫باشه، ما داریم برای شرکت توی دادگاه
‫قتل پسرمون لباس انتخاب می‌کنیم، کلو

751
00:45:11,250 --> 00:45:15,208
‫خیلی خب، پای طرف‌های دیگه...

752
00:45:15,291 --> 00:45:17,541
‫با منافع دیگه در میونه

753
00:45:17,625 --> 00:45:19,291
‫- باشه؟
‫- آهان. باشه

754
00:45:19,375 --> 00:45:21,416
‫عه...

755
00:45:21,500 --> 00:45:25,208
‫و فکر می‌کنن شاید به چیزی
‫دسترسی داشته باشم که...

756
00:45:25,291 --> 00:45:27,916
‫شاید به دردشون بخوره

757
00:45:28,000 --> 00:45:32,125
‫شاید چیزی که ممکنه
‫آدام رو تبدیل به هدف کرده باشه

758
00:45:32,208 --> 00:45:35,958
‫و این افراد دیگه با منافع دیگه

759
00:45:36,041 --> 00:45:38,291
‫می‌خوان در موردش چیکار کنی؟

760
00:45:39,958 --> 00:45:41,666
‫براشون به دستش بیارم

761
00:45:44,416 --> 00:45:45,666
‫باشه

762
00:45:45,750 --> 00:45:48,666
‫توی هر گاراژِ زیرزمینی و سرّی
‫که این یاروها رو توش می‌بینی،

763
00:45:48,750 --> 00:45:53,875
‫بهشون بگو عنم دستشون رو نمی‌گیره
‫مگر این که علناً...

764
00:45:53,958 --> 00:45:57,041
‫اعلام کنن که هر کاری آدام می‌کرده

765
00:45:58,583 --> 00:45:59,708
‫ممکنه منجر به این شده باشه،

766
00:45:59,791 --> 00:46:02,750
‫که افراد دیگه‌ای هستن که دلایل مشروعی
‫داشتن که قصد جونش رو کنن

767
00:46:05,083 --> 00:46:06,791
‫خوبه

768
00:46:06,875 --> 00:46:08,166
‫باشه

769
00:46:08,250 --> 00:46:11,083
‫انگار اونم سرش شلوغ بوده

770
00:46:11,166 --> 00:46:13,291
‫آره

771
00:46:20,458 --> 00:46:21,958
‫واو!

772
00:46:22,958 --> 00:46:24,708
‫خیلی خوشگل شدی

773
00:46:25,958 --> 00:46:27,625
‫چون شبیه تو هستم

774
00:46:37,291 --> 00:46:42,083
‫[ایتن در خطر است]
‫[داستانِ واقعی ایتن مکینتاش]

775
00:46:47,666 --> 00:46:49,166
‫لعنتی

776
00:46:53,583 --> 00:46:57,541
‫«به گفته‌ی منابع ما، نیکول مکینتاش
‫به قرص و مشروب اعتیاد داشت

777
00:46:57,625 --> 00:47:00,000
‫و به طرز خطرناکی
‫به ایتن کوچک بی‌توجهی می‌کرد،

778
00:47:00,083 --> 00:47:03,708
‫که باعث شد یک روز
‫تا مرز غرق شدن پیش برود

779
00:47:03,791 --> 00:47:06,791
‫کلوئی تیلور شوهر و پسرِ خواهرش را ندزدید

780
00:47:06,875 --> 00:47:08,916
‫او آنان را نجات داد»

781
00:47:16,875 --> 00:47:18,625
‫کلو، برای رفتن حاضری؟

782
00:47:22,666 --> 00:47:24,000
‫آره

783
00:47:25,000 --> 00:47:27,666
‫نیکول، تو سعی کردی بچه‌ات رو غرق کنی؟
‫اون شب چه اتفاقی افتاد؟

784
00:47:27,750 --> 00:47:29,166
‫نیکول، نیکول!
‫چجور موادی مصرف می‌کنی؟

785
00:47:29,250 --> 00:47:31,041
‫- اُکسی؟ مالی؟ متاکوالون؟
‫- صبر کن. چه خبره؟

786
00:47:31,125 --> 00:47:33,625
‫- نیکول، هنوزم مصرف می‌کنی؟
‫- گُم شید!

787
00:47:33,708 --> 00:47:36,333
‫ایتن پدرش رو به ضرب چاقو کشت
‫چون تو مادرِ بدی هستی

788
00:47:36,416 --> 00:47:38,500
‫- در این مورد چی برای گفتن داری؟
‫- برید عقب. برید عقب

789
00:47:38,583 --> 00:47:41,208
‫- راه برو. فقط حرکت کن
‫- چند وقت توی بیمارستان روانی بستری بودی؟

790
00:47:41,291 --> 00:47:43,083
‫- دست از سرمون بردارید!
‫- تو اینا رو بهشون گفتی؟

791
00:47:43,166 --> 00:47:44,666
‫ممنون

792
00:47:44,750 --> 00:47:46,916
‫تو چیکار کردی؟

793
00:47:46,916 --> 00:47:56,916
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

794
00:48:35,375 --> 00:48:37,750
‫همه قیام کنید

795
00:48:40,250 --> 00:48:42,416
‫وقتی ایتن یه بچه کوچولو بود،
‫دوست داشت

796
00:48:42,500 --> 00:48:45,416
‫بهم کمک کنه برف‌های
‫جلوی ساختمون رو پارو کنم

797
00:48:45,500 --> 00:48:50,291
‫دوست داشت روی پیاده‌رو نمک بپاشه
‫و مطمئن شه هیچکس سُر نخوره

798
00:48:50,375 --> 00:48:54,583
‫اون عاشق تماشای آب شدنِ یخ با نمک بود

799
00:48:55,625 --> 00:48:58,041
‫و بی‌دلیل هم نیست. عه...

800
00:48:58,125 --> 00:49:00,583
‫مادرش یکی از بهترین‌هاست

801
00:49:00,666 --> 00:49:02,625
‫می‌دونید، اون هوای همه‌مون رو داره

802
00:49:02,708 --> 00:49:04,708
‫فقط هم زمانِ کریسمس اینطور نیست

803
00:49:04,791 --> 00:49:07,083
‫بهمون قهوه و فلان میده

804
00:49:07,166 --> 00:49:10,041
‫اون گوش میده،
‫اسم‌ها رو به خاطر می‌سپاره.

805
00:49:10,125 --> 00:49:11,750
‫اون زنِ خوبیه

806
00:49:11,833 --> 00:49:14,250
‫ایتن پسرِ خوبیه. می‌دونید؟

807
00:49:14,333 --> 00:49:16,791
‫مثل بقیه‌ی بچه‌های شهر نیست

808
00:49:16,875 --> 00:49:20,291
‫براش مهم نیست خونه‌ات چقدر بزرگه
‫یا چجور ماشینی زیر پاته

809
00:49:21,666 --> 00:49:24,500
‫حتی زیر تختش یه دست لباسِ شوالیه داره

810
00:49:26,458 --> 00:49:29,333
‫یعنی لباسی که خیلی خوب ازش مراقبت می‌کنه

811
00:49:29,416 --> 00:49:30,916
‫حتی برقش میندازه

812
00:49:33,375 --> 00:49:36,583
‫ولی آره، اون واقعاً باحاله

813
00:49:36,666 --> 00:49:39,291
‫و... اون برادرمه

814
00:49:39,375 --> 00:49:42,000
‫وقتی رفتیم خونه‌ی کوین دانم
‫تا خبر رو بدیم،

815
00:49:42,083 --> 00:49:46,333
‫ایتن مکینتاش جوری رفتار کرد که
‫انگار اطلاعات براش تازگی نداشت

816
00:49:47,416 --> 00:49:52,666
‫توی 15 و خُرده‌ای سال سابقه کار پلیسی،
‫اولین باری بود که همچین واکنشی دیدم.

817
00:49:52,750 --> 00:49:54,666
‫انگار غافلگیر نشده بود

818
00:49:55,791 --> 00:49:57,791
‫انگار انتظارش رو داشت

819
00:49:58,791 --> 00:50:00,791
‫انگار قبلاً بهش فکر کرده بود

820
00:50:00,875 --> 00:50:05,166
‫من 20 ساله که مدیر دبیرستان کزدن هستم

821
00:50:06,625 --> 00:50:11,166
‫پدر ایتن می‌خواست بعد از سال اول
‫به مدرسه‌ی نظامی منتقلش کنه

822
00:50:11,250 --> 00:50:14,708
‫و آدام این رو با من در میون گذاشت
‫و من به ایتن گفتم

823
00:50:14,791 --> 00:50:20,500
‫فکر کردم شاید باعث شه
‫وخامتِ وضعیتش رو درک کنه

824
00:50:20,583 --> 00:50:24,416
‫وقتی به ایتن گفتید پدرش قصد داره اون رو
‫بفرسته مدرسه‌ی نظامی چی گفت؟

825
00:50:26,041 --> 00:50:27,958
‫اون گفت...

826
00:50:28,041 --> 00:50:30,583
‫«اون نمی‌تونه این کارو با من بکنه

827
00:50:31,666 --> 00:50:33,625
‫یه راهی پیدا می‌کنم که جلوش رو بگیرم»

828
00:50:39,583 --> 00:50:41,200
‫در چند هفته‌ی اخیر، وکلای مدافع

829
00:50:41,224 --> 00:50:44,166
‫سعی کردن ایتن مکینتاش رو پسرِ خوبی جلوه بدن،

830
00:50:44,250 --> 00:50:45,708
‫در حالی که وکلای شاکی قصد داشتن

831
00:50:45,791 --> 00:50:49,500
‫رابطه‌ی اغلب تهدیدآمیزش
‫با پدرش رو آشکار کنن

832
00:50:49,583 --> 00:50:52,000
‫امروز که برای سؤال و جواب
‫در جایگاه قرار می‌گیره،

833
00:50:52,083 --> 00:50:55,000
‫همه کنجکاون بدونن مرد جوان ممکنه چی بگه

834
00:50:56,541 --> 00:50:57,750
‫تازه از بخش فناوری رسید

835
00:50:57,833 --> 00:50:59,041
‫خیلی طولش داد

836
00:50:59,125 --> 00:51:00,541
‫باید برسونمش دستِ دام ویلیس

837
00:51:00,625 --> 00:51:01,791
‫از این مطمئنی، نان؟

838
00:51:01,875 --> 00:51:04,541
‫تویی که همیشه میگی هر اتفاقی که
‫توی اینترنت می‌افته واقعی نیست

839
00:51:04,625 --> 00:51:06,458
‫خب، این قطعاً واقعیه

840
00:51:06,541 --> 00:51:08,892
‫به نظرت شرایط حول نقل مکانت

841
00:51:08,916 --> 00:51:11,833
‫به نیویورک و این که کلوئی مادرت شد
‫بهت ضربه‌ی روحی وارد کرد؟

842
00:51:11,916 --> 00:51:13,625
‫اون موقع دو سالم بود

843
00:51:13,708 --> 00:51:16,708
‫داستانی که بهت گفتن چی بود؟

844
00:51:19,125 --> 00:51:22,583
‫مامانم همیشه می‌گفت که
‫مادرِ واقعی‌ام مشکلاتی داشت

845
00:51:22,666 --> 00:51:24,416
‫و نیاز داشت باهاشون کنار بیاد

846
00:51:24,500 --> 00:51:26,958
‫و نمی‌تونست مادری که نیاز دارم باشه

847
00:51:27,041 --> 00:51:29,791
‫و هر اتفاقی یه دلیلی داره

848
00:51:29,875 --> 00:51:32,375
‫روی این نسخه از رویدادها تأکید می‌شد؟

849
00:51:32,458 --> 00:51:35,416
‫ما در مورد اون یکی مامانم حرف نمی‌زدیم

850
00:51:35,500 --> 00:51:36,750
‫پس هیچوقت ازش حرفی نمی‌زدید؟

851
00:51:36,833 --> 00:51:39,250
‫یه جورایی ممنوع بود؟

852
00:51:39,333 --> 00:51:40,875
‫یعنی، بدون این که به زبون بیارنش

853
00:51:41,958 --> 00:51:44,750
‫پنهان کردن رازها و داشتنِ زندگی دوگانه...

854
00:51:44,833 --> 00:51:46,958
‫خانواده‌ی شما در اینا خلاصه میشه

855
00:51:47,041 --> 00:51:48,458
‫اعتراض دارم، خانم قاضی

856
00:51:48,541 --> 00:51:50,416
‫وارد نیست. لطفاً ادامه بدید

857
00:51:50,500 --> 00:51:52,458
‫این رو توی محله‌های فقیرنشین می‌بینیم

858
00:51:52,541 --> 00:51:56,041
‫چیزی که بعضی‌ها بهشون میگن
‫«جوامع کم‌برخوردار»

859
00:51:56,125 --> 00:51:57,500
‫بیشترشون سیاهپوست و تیره‌پوست هستن

860
00:51:57,583 --> 00:52:00,666
‫تأثیرِ مخرّب کم‌توجهی

861
00:52:00,750 --> 00:52:04,208
‫ارتباط بین ضایعه‌های روانی در کودکی
‫و گرایش به خشونت در بزرگسالی

862
00:52:04,291 --> 00:52:05,291
‫اعتراض دارم

863
00:52:05,375 --> 00:52:09,250
‫خانم قاضی، نیازی به بیان
‫این مشاهداتِ فرهنگی نامربوط نیست

864
00:52:09,274 --> 00:52:12,416
‫وارد نیست، ولی خلاصه‌اش کنید، جناب وکیل

865
00:52:14,416 --> 00:52:17,541
‫ما در جوامع کم‌درآمد چنین مقایسه‌هایی انجام می‌دیم

866
00:52:17,625 --> 00:52:20,125
‫ولی برای پسرهای سفیدپوست ثروتمندم صادقه

867
00:52:20,208 --> 00:52:21,625
‫شما هم انسان هستید

868
00:52:21,708 --> 00:52:24,166
‫مهم نیست والدینتون چقدر پول دارن

869
00:52:25,791 --> 00:52:28,041
‫اونا زود رامت کردن
‫و خوب رامت کردن، مگه نه؟

870
00:52:28,125 --> 00:52:29,416
‫آشغال عوضی

871
00:52:29,500 --> 00:52:30,791
‫لطفاً سکوت دادگاه رو رعایت کنید

872
00:52:33,166 --> 00:52:35,000
‫هدفش از گفتن این کُس‌شعرات چیه؟

873
00:52:35,083 --> 00:52:36,416
‫متأسفانه،

874
00:52:36,500 --> 00:52:39,167
‫خیلی از این مسائل دستِ خودت نبودن

875
00:52:39,191 --> 00:52:41,250
‫و با این حال ما اینجا داریم
‫با نتایجش زندگی می‌کنیم

876
00:52:41,333 --> 00:52:44,875
‫ما در این مورد حرف زدیم که کلوئی
‫یه شخصیتِ اجتماعی متعهد و پرمشغله بود

877
00:52:44,958 --> 00:52:48,125
‫در مورد نقش اجتماعی کلوئی هم حرف زدیم

878
00:52:48,208 --> 00:52:50,708
‫و این که چطور باعث شد
‫در سکوهای گوناگون تهدید بشه

879
00:52:50,791 --> 00:52:52,375
‫بعضی از این تهدیدها از کامپیوتری بودن

880
00:52:52,458 --> 00:52:54,208
‫که به نام مجله‌ی ریل ثینگ ثبت شده بود

881
00:52:54,291 --> 00:52:55,625
‫ما این رو می‌دونیم

882
00:52:55,708 --> 00:52:57,833
‫ولی چیزی که هنوز باید در موردش حرف بزنیم

883
00:52:57,916 --> 00:53:00,833
‫اینه که اون کامپیوتر
‫در خونه‌ی کلوئی تیلور بود

884
00:53:00,916 --> 00:53:02,166
‫- و توسط ایتن استفاده می‌شد
‫- چیه؟

885
00:53:02,250 --> 00:53:04,375
‫و یکی از مشتاق‌ترین فعالان اون سایت‌ها،

886
00:53:04,458 --> 00:53:07,000
‫کسی به نام کرت لو مین،

887
00:53:07,083 --> 00:53:09,750
‫اون حساب به ایمیل تو متصل بود، ایتن

888
00:53:11,208 --> 00:53:12,458
‫اون تو بودی، مگه نه؟

889
00:53:13,625 --> 00:53:15,750
‫پست‌هایی رو می‌خوندی
‫که تهدید به تجاوز می‌کردن

890
00:53:15,833 --> 00:53:17,333
‫تجاوز

891
00:53:17,416 --> 00:53:19,500
‫علیه مادرِ خودت

892
00:53:19,583 --> 00:53:20,583
‫تهدیدات به قتل

893
00:53:20,666 --> 00:53:23,208
‫تهدیدهایی که از کاربرهایی می‌خوندی
‫که باهاشون تعامل می‌کردی

894
00:53:23,291 --> 00:53:25,750
‫ولی بعضی از این پست‌ها
‫در واقع در مورد پدرت بودن؟

895
00:53:25,833 --> 00:53:28,208
‫در یک مورد، کرت لو مین پست می‌کنه...

896
00:53:28,291 --> 00:53:30,833
‫اعتراض می‌کنم. وکیل داره شهادت میده

897
00:53:35,041 --> 00:53:37,916
‫ایتن، میشه این رو با شروع
‫از نام کاربری برام بخونی؟

898
00:53:46,666 --> 00:53:48,666
‫«کرت لو مین:

899
00:53:48,750 --> 00:53:50,625
‫اگه بمیره بهتره»

900
00:53:51,708 --> 00:53:55,291
‫«چاد69: می‌خوای فقط واسه خودت باشه، کرت؟»

901
00:53:56,375 --> 00:53:58,416
‫«کرت لو مین:

902
00:53:58,500 --> 00:54:01,083
‫بکشمش؟ البته که انجامش میدم

903
00:54:01,166 --> 00:54:03,666
‫قیافه‌اش رو نگاه کن.
‫می‌دونی که حقشه.»

904
00:54:03,750 --> 00:54:06,291
‫ایتن، تو این کامنت‌ها رو گذاشتی؟

905
00:54:10,083 --> 00:54:11,250
‫آره

906
00:54:14,291 --> 00:54:16,166
‫چرا؟

907
00:54:16,250 --> 00:54:17,916
‫چون احساسی بود که داشتم

908
00:54:18,000 --> 00:54:19,000
‫چه احساسی داشتی؟

909
00:54:26,166 --> 00:54:28,250
‫گاهی اوقات دلم می‌خواست بمیره

910
00:54:29,000 --> 00:54:49,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

