﻿1
00:00:00,080 --> 00:00:02,040
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,040 --> 00:00:04,740
‫اتهام وارده به متهم، ایتن مکینتاش

3
00:00:04,765 --> 00:00:06,805
‫قتل درجه دو هست

4
00:00:06,830 --> 00:00:10,160
‫متهم بدون وثیقه در بازداشت می‌مونه

5
00:00:10,160 --> 00:00:11,760
‫خب کی می‌تونیم ایتن رو ببینیم؟

6
00:00:11,760 --> 00:00:15,480
‫- ‫قیم قانونی ایتن می‌تونه بره دیدنش
‫- ‫پس یعنی من نمی‌تونم ببینمش

7
00:00:15,820 --> 00:00:17,620
‫وجهه‌ی ظاهری این وضعیتت

8
00:00:17,620 --> 00:00:19,280
‫داره هیئت‌مدیره رو نگران می‌کنه

9
00:00:19,280 --> 00:00:20,790
‫مگه هیئت‌مدیره خودت نیستی؟

10
00:00:20,790 --> 00:00:24,620
‫شما و آدام مکینتاش ‫با همدیگه با
‫یه مشتری کار می‌کردید ‫به نام گروه جنتری؟

11
00:00:24,620 --> 00:00:26,660
‫- درسته
‫- ‫شاید جیک رودریگز

12
00:00:26,660 --> 00:00:27,830
‫واقعاً حسادت می‌کرده

13
00:00:27,830 --> 00:00:31,540
‫یه مرد مجرد که با یه زوج جذاب
‫زیاد وقت می‌گذرونه

14
00:00:31,540 --> 00:00:33,940
‫مثلث پیچیده‌ایـه ولی در حدی که بکُشتش؟

15
00:00:34,320 --> 00:00:35,580
‫انگار باورش شده

16
00:00:35,580 --> 00:00:38,600
‫مزیت حواس‌پرتی یک بیوه‌ی عزادار

17
00:00:38,600 --> 00:00:40,080
‫حرف تو گوشش نمیره،

18
00:00:40,080 --> 00:00:41,540
‫توی بچگیش هم همین بود

19
00:00:41,540 --> 00:00:42,720
‫باید باهاتون روراست باشم

20
00:00:42,720 --> 00:00:44,720
‫تو در ظاهر آدمِ بی‌نقصی هستی

21
00:00:44,720 --> 00:00:47,020
‫ولی همه‌ی خانواده‌ها ‫رازهایی دارن

22
00:00:47,316 --> 00:00:48,370
‫مال من نیست

23
00:00:48,370 --> 00:00:49,920
‫شاید بهتره این مسائل مطرح نشن

24
00:00:49,920 --> 00:00:51,060
‫یادته چطوری یادت دادم؟

25
00:00:51,060 --> 00:00:52,910
‫ولی هر اختلافی هم که بین‌تون بوده باشه،

26
00:00:52,910 --> 00:00:55,120
‫مشخصه اون پسر رو دوست دارین

27
00:00:55,120 --> 00:00:56,700
‫می‌خواین برگرده خونه؟

28
00:00:56,700 --> 00:00:58,020
‫پس همه‌چی رو بهم بگین

29
00:01:05,000 --> 00:01:16,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

30
00:01:16,024 --> 00:01:23,024
سینمافریک در شبکه های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

31
00:01:24,000 --> 00:01:27,000
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

32
00:01:40,790 --> 00:01:43,450
دلم ماشین چمن‌زنیم رو می‌خواد

33
00:01:46,660 --> 00:01:48,580
‫اونقدرا درب‌وداغون نیست

34
00:01:48,580 --> 00:01:49,870
‫مراسم رو میگم

35
00:01:49,870 --> 00:01:53,250
‫خب عالی که نیست اما
‫افتضاح هم نیست

36
00:01:53,250 --> 00:01:56,370
‫خب، اونقدرها آدم محبوبی نبودی

37
00:01:56,370 --> 00:01:57,870
‫مادرت رو نگاه

38
00:01:58,026 --> 00:01:59,841
‫از این که مجبوره با

39
00:01:59,865 --> 00:02:02,306
مردم حرف بزنه خیلی ناراحتـه

40
00:02:04,000 --> 00:02:06,620
‫خب، شاید این لباس که پوشیدی
‫یکم خوشحالش کنه

41
00:02:06,620 --> 00:02:09,620
‫هیچوقت نمی‌ذاشت خیلی بهم خوش بگذره.
‫حالا نوبت منـه

42
00:02:13,580 --> 00:02:15,580
‫نیکی هنوز نیومده

43
00:02:15,580 --> 00:02:17,160
‫هیچوقت پیداش نمی‌شد

44
00:02:17,160 --> 00:02:19,000
‫مگه این دفعه چه فرقی داره؟

45
00:02:19,000 --> 00:02:21,200
‫من که میگم همیشه با خودش روراست بوده

46
00:02:22,580 --> 00:02:24,818
‫شرمنده، من برم یکم با مردم حرف بزنم

47
00:02:24,842 --> 00:02:27,428
‫خودت که می‌دونی،
الان تو کانون توجهاتم

48
00:02:36,040 --> 00:02:38,620
‫عوضی

49
00:02:46,290 --> 00:02:47,700
‫مامان؟

50
00:02:49,000 --> 00:02:51,000
‫میشه این رو نگه داری؟

51
00:03:06,800 --> 00:03:10,460
« خواهر بهتر »

52
00:03:12,000 --> 00:03:13,500
‫آره

53
00:03:20,160 --> 00:03:22,500
‫- صبح‌بخیر
‫- سلام

54
00:03:24,040 --> 00:03:27,830
واسه اول صبح، غذای زیادیـه

55
00:03:28,800 --> 00:03:31,080
‫خب، خوابم نبرد

56
00:03:31,290 --> 00:03:32,950
‫بیا

57
00:03:33,720 --> 00:03:34,950
‫ممنون

58
00:03:34,950 --> 00:03:37,250
‫خب، می‌دونم باید صبر کنیم تا

59
00:03:37,250 --> 00:03:39,450
‫«کاملاً سرد» بشه اما بیخیال

60
00:03:39,450 --> 00:03:43,950
‫باید تا گرمـه ازش لذت ببریم، نه؟

61
00:03:43,950 --> 00:03:46,160
‫نه، نه.
‫گشنم نیست

62
00:03:47,200 --> 00:03:48,950
‫بوش خیلی خوبـه

63
00:03:51,120 --> 00:03:53,870
‫دیشب یه خواب عجیبی‌غریبی
‫درمورد مامان و بابا دیدم

64
00:03:53,870 --> 00:03:55,410
‫- جداً؟
‫- آره

65
00:03:55,410 --> 00:03:58,580
‫مراسم ختم بابا بود اما
‫خودش هم بود...

66
00:03:58,580 --> 00:04:00,830
‫شوخی می‌کرد و مجلس رو گرم می‌کرد

67
00:04:00,830 --> 00:04:02,750
‫دوستای ویتنامیش هم اونجا بودن

68
00:04:02,750 --> 00:04:04,790
‫مثل همیشه به حرفای همه گوش می کردن و

69
00:04:06,140 --> 00:04:07,540
‫مامان هم بود

70
00:04:07,540 --> 00:04:09,580
‫میخ به تابوب می‌کوبید

71
00:04:10,480 --> 00:04:12,700
‫که مطمئن شه از اونجا بیرون نیاد

72
00:04:12,700 --> 00:04:14,790
‫آره

73
00:04:14,790 --> 00:04:17,200
‫یادتـه اون روز که پریود شدم

74
00:04:17,200 --> 00:04:19,870
‫مامان به‌لحظه نکشید و
‫تموم درها رو قفل کرد؟

75
00:04:19,870 --> 00:04:22,370
‫خیلی روی خون‌ریزی حساس بود

76
00:04:22,370 --> 00:04:24,790
‫خیلی متعصب بود

77
00:04:30,910 --> 00:04:33,000
‫- وای خدا
‫- چی‌شده؟

78
00:04:34,540 --> 00:04:37,250
‫«همسر خواهر، زندگی دوگانه»

79
00:04:37,250 --> 00:04:40,410
‫- حداقل عکس خوبی ازمون گرفتن
‫- همه‌جا گذاشتنش

80
00:04:40,410 --> 00:04:43,410
‫خب که چی؟
‫حداقل درمورد ایتن نیست

81
00:04:43,410 --> 00:04:45,450
‫چرا هست چون همه‌مون
عین دیوونه‌ها شدیم

82
00:04:45,450 --> 00:04:47,200
‫خب...

83
00:04:48,700 --> 00:04:51,500
‫عالی شد. حالا کاترین گفته برم خونه‌ش

84
00:04:51,913 --> 00:04:55,020
‫خب، فکر می‌کردم
اون مراسم ختم الکی، امشب بود

85
00:04:55,020 --> 00:04:55,880
‫نه،‌ نه

86
00:04:55,880 --> 00:04:59,060
‫اون رو که کنسل می‌کنه اما
‫باید این قضیه رو راست و ریس کنم

87
00:05:00,040 --> 00:05:01,790
‫هی، چیزی هست که من ندونم؟

88
00:05:04,790 --> 00:05:07,870
‫مردم می‌دونن ایتن از کجا اومده

89
00:05:07,870 --> 00:05:10,950
‫آره. از زن سابق آدام

90
00:05:13,250 --> 00:05:14,790
‫هیچوقت وارد جزئیات نشدیم

91
00:05:16,290 --> 00:05:17,950
‫فقط می‌خواستیم از نو شروع کنیم

92
00:05:21,330 --> 00:05:23,750
همه‌مون این نعمت رو نداشتیم

93
00:05:28,950 --> 00:05:31,950
‫خب برو. من که درهرصورت
‫باید آماده شم برم به دیدن ایتن

94
00:05:32,200 --> 00:05:33,840
‫لطفاً درمورد مقاله چیزی بهش نگو

95
00:05:33,840 --> 00:05:37,160
‫- باشه؟
‫ - مطمئنم زیر نظرمون داره

96
00:05:43,320 --> 00:05:45,400
‫این همه رنگ رو نگاه کن

97
00:05:47,160 --> 00:05:49,656
‫چندین سال تلاش کردم تا

98
00:05:49,680 --> 00:05:52,830
‫رابطه‌ی بین‌مون صادقانه باشه

99
00:05:54,500 --> 00:05:57,500
‫می‌خواستم بدونی که
‫می‌تونی روم حساب کنی

100
00:05:57,500 --> 00:05:59,120
‫بهم اعتماد کنی...

101
00:05:59,120 --> 00:06:00,580
‫- خب دارم
‫- اما نکردی

102
00:06:02,450 --> 00:06:06,160
‫برای زنی مثل من که تو
‫زندگیش کلی بدبختی کشیده،

103
00:06:06,160 --> 00:06:09,473
‫این همه تحقیر شده و
‫زندگیش برای همه رو شده،

104
00:06:09,497 --> 00:06:12,810
‫فکر نمی‌کردی که پیشم در امان باشی؟

105
00:06:13,830 --> 00:06:16,450
‫کلی چیزهای زشت بود که
‫از همدیگه می‌دونستیم

106
00:06:17,940 --> 00:06:20,000
‫هیئت‌مدیره نمی‌تونه هی جلسه رو بندازه عقب

107
00:06:20,000 --> 00:06:22,820
‫هرکاری از دستم بر بیاد می‌کنم تا
‫از منافعت دفاع کنم

108
00:06:23,750 --> 00:06:25,080
‫یکم وقت می‌خوام

109
00:06:25,080 --> 00:06:27,120
‫تا برگردم شهر و یه‌سری وسایل جمع کنم

110
00:06:27,120 --> 00:06:29,300
‫مجبورم همین اطراف بمونم تا
‫به ایتن نزدیک‌تر باشم

111
00:06:29,300 --> 00:06:31,140
‫خب، احتمالاً کار عاقلانه همین باشه

112
00:06:31,140 --> 00:06:34,660
‫این مقاله‌‌هه که می‌خوای
برای عموم منتشر کنی

113
00:06:34,660 --> 00:06:37,200
‫باید چیزهایی که می‌خوای بنویسی رو
‫بهمون بگی. خیلی زود

114
00:06:37,200 --> 00:06:39,680
‫- تا آخر امروز به دستت می‌رسونم
‫- از پسش برمیای؟

115
00:06:39,680 --> 00:06:41,320
‫آره، می‌تونم

116
00:06:50,160 --> 00:06:52,330
‫- سلام عزیزم
‫- سلام مامان

117
00:06:55,130 --> 00:06:56,680
‫چه خوشگل شدن

118
00:06:58,250 --> 00:07:00,870
‫کلوئی

119
00:07:00,870 --> 00:07:02,540
‫عزیزم

120
00:07:02,540 --> 00:07:04,660
‫- میشه بغلت کنم؟
‫- معلومـه

121
00:07:05,300 --> 00:07:07,700
‫سلام جنی.
‫حالت چطوره؟

122
00:07:07,700 --> 00:07:09,500
‫مگه مهمـه؟

123
00:07:09,500 --> 00:07:11,700
‫حال تو چطوره؟

124
00:07:11,700 --> 00:07:13,200
‫من فقط...

125
00:07:13,200 --> 00:07:15,750
‫تصورش برام سختـه

126
00:07:17,040 --> 00:07:19,760
‫- آره
‫- خیلی واسه امشب ذوق دارم

127
00:07:19,760 --> 00:07:22,020
‫واقعاً باید دور هم جمع شیم

128
00:07:23,040 --> 00:07:24,660
‫فکر نمی‌کردم قرارمون امشب باشه...

129
00:07:24,660 --> 00:07:27,250
‫آره، من و مامان داشتیم
گل‌ها رو مرتب می‌کردیم

130
00:07:27,250 --> 00:07:30,040
‫خیلی مهمـه بین کسایی باشی که
‫هر دوتون رو می‌شناختن

131
00:07:30,040 --> 00:07:32,660
‫برای گرامی داشتن یاد آدام

132
00:07:32,660 --> 00:07:34,790
‫و این که یکم غذا بهت بدیم

133
00:07:35,480 --> 00:07:36,720
‫حالا ببینیم امروز چی میشه

134
00:07:36,720 --> 00:07:38,680
‫امروز میای اینجا

135
00:07:42,160 --> 00:07:43,830
‫بله، کلوئی تیلورم

136
00:07:43,830 --> 00:07:47,290
‫جسد شوهرم، آدام مکینتاش در ارتباط با
‫پرونده‌ی قتل نگه داشته شده اما

137
00:07:47,290 --> 00:07:48,910
‫کالبدشکافیش تموم شده

138
00:07:48,910 --> 00:07:50,740
‫پلیس‌ها دیگه کاری باهاش ندارن

139
00:07:51,660 --> 00:07:52,870
‫امروز

140
00:07:52,870 --> 00:07:55,450
‫می‌خوام امروز بسوزونمش

141
00:07:55,450 --> 00:07:58,910
‫به‌اندازه‌ی کافی صبر کردیم.
‫ممنون

142
00:08:27,080 --> 00:08:28,950
‫بگیر بخواب

143
00:08:28,950 --> 00:08:30,410
‫گوشت با منـه؟

144
00:08:30,410 --> 00:08:32,160
‫بگیر بخواب!

145
00:08:32,160 --> 00:08:34,080
‫دیگه آخرهاشـه

146
00:08:49,080 --> 00:08:51,500
‫این یکی رو دوست دارم

147
00:08:51,500 --> 00:08:53,660
‫شبیه عمو جِفم می‌مونه

148
00:08:55,000 --> 00:08:56,870
‫اون هم آرنجش قلابی بود

149
00:08:59,760 --> 00:09:02,280
‫موقع کار با تسمه نقاله
‫دستش قطع شد

150
00:09:15,950 --> 00:09:18,040
‫بعضی از صبح‌ها،

151
00:09:18,040 --> 00:09:20,840
‫بعد از خوردن هات‌چاکلت‌هایی که
‫با ویسکی قاتی شده بود

152
00:09:20,840 --> 00:09:24,410
‫بابام من و خواهرم رو مجبور می‌کرد
‫بریم ماشین‌سواری‌های طولانی

153
00:09:24,410 --> 00:09:27,350
‫تو جاده با ماشین استیشن واگنش

154
00:09:27,374 --> 00:09:29,330
‫مارپیچی حرکت می‌کرد

155
00:09:29,330 --> 00:09:32,160
‫خیلی بازی باحالی بود

156
00:09:32,160 --> 00:09:34,370
‫همیشه حالت تهوع بهم دست می‌داد

157
00:09:34,370 --> 00:09:36,500
‫و خواهرم عین چی می‌ترسید

158
00:09:40,950 --> 00:09:43,620
‫اما دوست داشتم ویسکی توی شکمم باشه

159
00:09:43,620 --> 00:09:44,830
‫حس خوبی بهم می‌داد

160
00:09:46,160 --> 00:09:49,330
‫با این که حالم رو بد می‌کرد

161
00:09:49,330 --> 00:09:52,790
‫و واقعاً دوست داشتم راز نگه‌‌دار باشم

162
00:09:54,500 --> 00:09:56,660
‫خیالش رو بابت این قضیه راحت می‌کرد

163
00:09:56,660 --> 00:09:57,870
‫اوم...

164
00:10:00,410 --> 00:10:03,040
‫چیزی بود که بین‌مون بود

165
00:10:03,040 --> 00:10:04,660
‫بین من و پدرم و...

166
00:10:08,580 --> 00:10:10,580
‫تا این که دیگه تموم شد

167
00:10:11,830 --> 00:10:15,540
‫تا این که دیگه چشم دیدنم رو نداشت

168
00:10:16,970 --> 00:10:21,612
‫پس شاید من اون بخش از خواهرمم که

169
00:10:21,637 --> 00:10:23,657
‫انکارش می‌کنه

170
00:10:26,500 --> 00:10:28,410
‫اون بخش هرز‌ه‌طورش...

171
00:10:28,823 --> 00:10:31,148
‫اون بخشیش که صبحونه‌ها با مامان

172
00:10:31,172 --> 00:10:35,105
‫همبرگر ۲۵ سنتی وایت کستل می‌خورد

173
00:10:35,130 --> 00:10:36,830
‫اون دفنش کرد...

174
00:10:36,830 --> 00:10:40,700
‫همراه با...

175
00:10:42,333 --> 00:10:45,060
‫کوچیک‌ترین آثاری از من دفنش کرد

176
00:10:46,120 --> 00:10:49,103
‫خدایا، چقدر بدم میاد با این که سنم بالاست،

177
00:10:49,128 --> 00:10:51,808
‫همچنان به‌خاطر خواهر کوچیکم گریه می‌کنم

178
00:10:56,540 --> 00:11:00,579
‫اما شاید خیلی چیزی خوبی نیست که

179
00:11:00,604 --> 00:11:02,459
‫اومدم اینجا

180
00:11:15,330 --> 00:11:16,950
‫- سلام
‫- سلام

181
00:11:19,620 --> 00:11:22,160
‫به گمونم خوندیش دیگه؟

182
00:11:22,720 --> 00:11:23,720
‫باشه، خیلی‌خب

183
00:11:23,720 --> 00:11:25,977
‫شاید چندتا سوال تو ذهنت باشه

184
00:11:26,002 --> 00:11:28,330
‫خودم هم هنوز چندتا سوال دارم

185
00:11:28,330 --> 00:11:31,910
‫اما اگه مشکلی نداری،
‫چندتا چیز هست که می‌خواستم اول بگم

186
00:11:31,910 --> 00:11:33,500
‫خیلی‌خب

187
00:11:33,500 --> 00:11:36,450
‫خواهر من همیشه سختی کشیده

188
00:11:36,450 --> 00:11:38,090
‫از وقتی که نوجوون بود،

189
00:11:38,115 --> 00:11:40,475
‫درگیر مشروب و مواد و...

190
00:11:40,500 --> 00:11:43,450
‫هرچیزی که دستش بهش می‌رسید شد

191
00:11:43,475 --> 00:11:46,131
‫انگار... نفرین‌شده بود.
‫اون نفرین باهاش بود

192
00:11:46,156 --> 00:11:47,949
‫اما با من نبود...

193
00:11:47,974 --> 00:11:50,916
‫من یه‌جورایی ازش معاف شدم

194
00:11:53,330 --> 00:11:56,080
‫مشخصـه که من از خیلی جهات بی‌نقصم

195
00:11:57,660 --> 00:12:01,200
‫اما مامانم دعا می‌‌کرد که مادر شدن...

196
00:12:02,410 --> 00:12:03,830
‫آتیش خواهرم رو خاموش کنه...

197
00:12:03,830 --> 00:12:05,585
‫خیال‌بافی می‌کرده؟

198
00:12:05,610 --> 00:12:07,923
‫یادمـه به ایتن نگاه می‌کردم و

199
00:12:07,948 --> 00:12:09,845
‫با خودم می‌‌گفتم،

200
00:12:09,870 --> 00:12:13,910
‫«اگه یه بچه می‌تونه، لابد این هم می‌تونه»

201
00:12:13,910 --> 00:12:15,450
‫اون بی‌نقص بود

202
00:12:16,750 --> 00:12:19,400
‫روزی که نزدیک بود غرق شه
‫اصلاً باورکردنی نبود اما

203
00:12:19,400 --> 00:12:21,918
‫از همون لحظه، اولویت اصلیم شد

204
00:12:21,942 --> 00:12:23,870
‫چیزی که به صلاح ایتنـه

205
00:12:23,870 --> 00:12:26,580
‫فکر و ذکرم این بود،
‫«چی به صلاح ایتنـه؟»

206
00:12:30,540 --> 00:12:32,700
‫و بعدش که من و آدام...

207
00:12:34,080 --> 00:12:36,087
‫...کم‌کم عاشق همدیگه شدیم،

208
00:12:36,111 --> 00:12:38,940
‫می‌دونستیم باید تصمیمات مهمی بگیریم و

209
00:12:38,940 --> 00:12:41,274
‫چیز خیلی قشنگی بهم داده شد که

210
00:12:41,298 --> 00:12:43,331
‫فقط می‌خواستم مواظبش باشم

211
00:12:44,910 --> 00:12:46,790
‫برای همین دفنش کردیم

212
00:12:47,870 --> 00:12:49,200
‫و حالا...

213
00:12:50,830 --> 00:12:53,500
‫حالا کوسه افتاده دنبال خون

214
00:12:53,500 --> 00:12:54,950
‫آره

215
00:12:56,410 --> 00:12:58,410
‫و هرچیز دیگه‌ای که ممکنه...

216
00:12:59,260 --> 00:13:00,290
‫- آره
‫- می‌دونی؟

217
00:13:00,290 --> 00:13:03,440
‫اوم... البته

218
00:13:05,080 --> 00:13:06,700
‫می‌فهمم

219
00:13:09,580 --> 00:13:12,200
‫پس... امشب می‌بینمت؟

220
00:13:12,200 --> 00:13:14,330
‫تو مراسم ختم؟

221
00:13:14,330 --> 00:13:15,790
‫- آره
‫- آره، حتماً خودم رو می‌رسونم

222
00:13:16,580 --> 00:13:18,120
‫مثل همه‌ی آشناها میام

223
00:13:18,120 --> 00:13:19,540
‫ممنون

224
00:13:19,540 --> 00:13:22,250
‫- ایتن چطوره؟
‫- نمی‌دونم

225
00:13:22,250 --> 00:13:24,080
‫امروز نیکی میره به دیدنش

226
00:13:24,080 --> 00:13:25,975
‫اما میشل سندرز داره تلاش می‌کنه تا
‫من هم راه بدن

227
00:13:26,000 --> 00:13:27,580
‫خب نگران نباش، میشل کارش خوبـه

228
00:13:27,580 --> 00:13:30,760
‫شرط می‌بندم تا الان ۶ تا راه واسه
‫استفاده از اون مقاله پیدا کرده

229
00:13:30,760 --> 00:13:33,073
‫ببین، هرکاری که لازمـه بکن تا

230
00:13:33,098 --> 00:13:34,975
‫ایتن رو برگردونی خونه

231
00:13:35,000 --> 00:13:37,040
‫از اونجا به بعدش بقیه‌ی کارها رو بکن

232
00:13:40,280 --> 00:13:41,980
‫من برم شنا کنم

233
00:14:17,717 --> 00:14:21,151
« بیل براداک »

234
00:14:22,001 --> 00:14:25,194
‫« وقتی کسی خونه نبود،
‫یه سری بهش زدم »

235
00:14:25,218 --> 00:14:28,628
‫« چیزی پیدا نکردم. بعید بدونم
‫آدام چیزی اونجا قایم کرده باشه »

236
00:14:43,120 --> 00:14:46,080
‫- خوبـه. بعداً می‌بینمت
‫- فعلاً

237
00:14:46,080 --> 00:14:47,870
‫وایت کستل مشکلی نداره

238
00:14:51,950 --> 00:14:55,200
‫از کل چرت و پرت گفتن‌هام
‫فقط همینش رو شنیدی؟

239
00:14:55,200 --> 00:14:56,660
‫امیدوارم

240
00:15:00,830 --> 00:15:04,540
به‌نظرم باباهامون ‫دوستای خوبی
واسه همین می‌شدن

241
00:15:18,580 --> 00:15:20,080
‫اینجا قشنگـه

242
00:15:21,410 --> 00:15:23,250
‫آره

243
00:15:26,410 --> 00:15:29,950
‫می‌تونم درمورد رازداری،
‫دیدگاهم رو بهت بگم؟

244
00:15:31,250 --> 00:15:33,200
‫مثل سمی می‌مونه که آروم آروم می‌کشتت

245
00:15:33,200 --> 00:15:36,330
‫اما راز برای من مثل مولتی‌ویتامین می‌مونه

246
00:15:36,940 --> 00:15:39,420
‫با خشمی که داری چی‌کار می‌کنی؟

247
00:15:39,420 --> 00:15:40,980
‫کدوم خشم؟

248
00:15:45,580 --> 00:15:49,080
‫خالی از لطف نیست اما
‫طبق تجربه‌ی من

249
00:15:49,520 --> 00:15:53,500
‫به‌ خواهرت بگو چه اتفاقی افتاده،
از زبون خودت

250
00:15:53,500 --> 00:15:55,620
حواست به مشکلات و بدبختی‌های خودت باشه

251
00:15:58,880 --> 00:16:01,100
‫فکر نمی‌کنم واسه این حرف‌ها آماده باشه

252
00:16:01,100 --> 00:16:03,450
‫- شاید غافلگیرت کرد
‫- حتماً

253
00:16:04,320 --> 00:16:06,500
‫اتفاقات بدتری هم افتاده

254
00:16:07,660 --> 00:16:10,790
‫خب مالی، از توپ نترس، باشه؟

255
00:16:10,790 --> 00:16:13,280
‫فقط باید جلوش رو بگیری.
‫از بدنت استفاده کن، تکون بخور

256
00:16:13,280 --> 00:16:14,290
‫نگرفتیش هم مهم نیست

257
00:16:14,290 --> 00:16:16,040
‫- بله مربی
‫- «بله مربی»

258
00:16:16,040 --> 00:16:18,700
‫درستـه. همین رو می‌خوام بشنوم.
‫بله خانم. بله خانم

259
00:16:20,290 --> 00:16:21,790
‫دهنم سرویسـه

260
00:16:21,790 --> 00:16:22,910
‫خیلی‌خب، بگیر که اومد

261
00:16:24,000 --> 00:16:26,790
‫باریکلا! کارت عالی بود!

262
00:16:27,280 --> 00:16:28,500
‫سلام

263
00:16:28,500 --> 00:16:30,620
صورتت نورانی‌مون کرد

264
00:16:30,620 --> 00:16:34,208
‫ممنون. بدون ریش و پشم‌هام حس عجیبی دارم

265
00:16:34,233 --> 00:16:35,868
‫خب، باید قضیه‌ی مهمی باشه

266
00:16:35,893 --> 00:16:38,370
‫که با کفش‌های مجلسی اومدی تو خاک و خُل

267
00:16:39,700 --> 00:16:43,370
‫کلوئی تیلور تصمیمش رو گرفته و
‫می‌خواد شوهرش رو بسوزونـه

268
00:16:43,370 --> 00:16:45,200
‫حق داره

269
00:16:46,490 --> 00:16:49,280
‫خب دخترها،
‫برید یه آبی به سر و صورت‌تون بزنید

270
00:16:50,370 --> 00:16:53,067
‫پرونده داره سر و صدا می‌کنه نان

271
00:16:53,092 --> 00:16:55,375
‫اون مقاله‌ که صبح
منتشر شد رو دیدی؟

272
00:16:55,400 --> 00:16:57,340
امیدوارم باز همون شایعه‌های جنجالی باشه

273
00:16:57,340 --> 00:16:59,540
‫اون کسشرهای «زن‌ها نقش اساسی» دارن رو ول کن

274
00:16:59,540 --> 00:17:01,830
‫دخترهان که مهمن.
‫وقتی جوون‌ان میام سراغ‌شون

275
00:17:01,830 --> 00:17:04,080
‫قبل این که تبدیل بشن یه‌مشت سلیطه‌ی بدبخت

276
00:17:04,080 --> 00:17:06,520
‫این لطف شما به جامعه‌ست

277
00:17:06,520 --> 00:17:07,380
‫خیلی ممنون

278
00:17:07,380 --> 00:17:09,775
‫بوون، تاحالا یه توپ بیسبال با
سرعت ۸۰ کیلومتر

279
00:17:09,800 --> 00:17:10,900
خورده به تپه‌ی ونوست؟

280
00:17:10,900 --> 00:17:13,653
‫- نان. بیخیال
‫- مسخره‌بازی که نیست بوون

281
00:17:13,678 --> 00:17:16,675
‫با این حال واسه ما کاپ ایمنی درست نمی‌کنن.
‫نه جناب

282
00:17:16,700 --> 00:17:20,410
‫رفتم سردخونه که جلوی انتقال جسد رو
‫بگیرم اما خیلی دیر شده بود

283
00:17:20,410 --> 00:17:23,540
‫- دلیل این کارت چی بود؟
‫- فقط می‌خواستم مرحوم رو ببینم

284
00:17:23,540 --> 00:17:25,950
‫- به حس درونیم گوش کنم
‫- خیلی‌خب، اولاً...

285
00:17:25,950 --> 00:17:28,450
‫خوشحالم درگیر پرونده شدی.
‫برات مفیده

286
00:17:28,450 --> 00:17:30,410
‫دوماً، از اینترنت بیا بیرون

287
00:17:30,410 --> 00:17:32,500
‫این‌قدر درمورد این احمق‌‌ها نخون

288
00:17:32,500 --> 00:17:34,370
‫اسم ما سر زبون‌ها نمی‌افته

289
00:17:34,370 --> 00:17:36,910
‫- مگه این که یه گندی بزنیم
‫- پس گند نزن

290
00:17:40,250 --> 00:17:42,950
‫گفتم شاید وقتش باشه که
‫حلقه رو تحویل بدم

291
00:17:42,950 --> 00:17:44,950
‫نمی‌تونم بیشتر از این نگهش دارم

292
00:17:44,950 --> 00:17:46,410
‫خیلی‌خب

293
00:17:47,700 --> 00:17:49,655
‫یه سری به خواهرها بزن

294
00:17:49,680 --> 00:17:52,160
‫درمورد جسدسوزی از بیو‌ه‌هه سوال بپرس

295
00:17:52,160 --> 00:17:55,370
‫به اون یکی مادره هم خرت و پرت‌هاش رو پس بده

296
00:17:55,370 --> 00:17:57,540
‫- باشه تپه‌ی ونوس
‫ - آره، تو می‌خندی

297
00:17:57,540 --> 00:17:59,040
‫اما واقعیـه

298
00:17:59,040 --> 00:18:02,370
‫راستی، کفشات توی اخبار محلی غوغا می‌کنه

299
00:18:11,280 --> 00:18:12,700
‫مثل فیلم‌ها شده

300
00:18:12,700 --> 00:18:14,250
‫کی این بلا رو سرت آورده؟

301
00:18:14,250 --> 00:18:15,950
‫چیزی نیست. خوبم

302
00:18:15,950 --> 00:18:18,330
‫اصلاً هم خوب نیست

303
00:18:23,080 --> 00:18:24,580
‫خیلی‌خب...

304
00:18:24,580 --> 00:18:26,290
‫اصلاً تونستی بخوابی؟

305
00:18:30,880 --> 00:18:32,200
‫غذاش چطوره؟

306
00:18:32,200 --> 00:18:34,750
‫- همونطوری که انتظار میره
‫- یعنی گُه سگـه؟

307
00:18:38,750 --> 00:18:40,290
‫کلوئی دلش می‌خواست بیاد

308
00:18:40,290 --> 00:18:42,160
‫آخه راستش... یکم پیچیده‌ست

309
00:18:42,160 --> 00:18:43,450
‫میشل گفت مامان...

310
00:18:43,450 --> 00:18:47,410
‫کلوئی می‌تونه
درخواست تجدیدنظر کنه که چیز خوبیـه

311
00:18:54,160 --> 00:18:57,910
‫یه مددکار برام فرستادن،
‫مشاوره

312
00:18:57,910 --> 00:18:59,160
‫عالیـه

313
00:19:01,860 --> 00:19:03,740
‫هی، این چیز خوبیـه دیگه، نه؟

314
00:19:06,620 --> 00:19:08,660
‫تو که قبلاً مشاوره رفتی، مگه نه؟

315
00:19:09,540 --> 00:19:12,220
‫تو چندتا جلسه‌ی خونوادگی بودم اما بعدش...

316
00:19:13,560 --> 00:19:15,600
‫خب همین خوبـه

317
00:19:18,280 --> 00:19:19,940
‫خوبـه

318
00:19:19,940 --> 00:19:22,310
‫که کسی رو داشته باشی تا
‫باهاش حرف بزنی، خب؟

319
00:19:23,580 --> 00:19:25,790
‫اولش ممکنه ترسناک باشه

320
00:19:25,790 --> 00:19:28,080
‫اما...

321
00:19:30,620 --> 00:19:34,370
‫اگه من هم وقتی هم‌سن تو بودم،
‫مشاوره رو شروع می‌کردم

322
00:19:34,370 --> 00:19:35,910
‫شاید الان...

323
00:19:42,380 --> 00:19:45,400
‫نباید پیش خودت راز نگه داری، خب؟

324
00:19:46,750 --> 00:19:49,080
‫داغونت می‌کنه

325
00:19:49,080 --> 00:19:51,450
‫از بین می‌برتت

326
00:19:52,056 --> 00:19:55,937
‫خب؟ پس مهم‌ترین مسئله اینـه که بری پیشش،

327
00:19:55,962 --> 00:19:57,849
‫و بتمرگی رو اون صندلی

328
00:19:59,700 --> 00:20:01,410
‫باشه

329
00:20:05,500 --> 00:20:07,620
‫هی، میشه لطف کنی...

330
00:20:07,620 --> 00:20:09,830
‫و نگی که...؟

331
00:20:10,260 --> 00:20:11,290
‫هی...

332
00:20:12,290 --> 00:20:13,830
‫بهش نمیگم

333
00:20:17,880 --> 00:20:19,450
‫دارم یاد می‌گیرم

334
00:20:19,450 --> 00:20:22,830
‫اما دیگه تکرار نمیشه.
‫الان می‌دونم باید چی‌کار کنم

335
00:20:30,330 --> 00:20:34,080
‫هرسه‌شنبه... برمی‌گردی؟

336
00:20:36,580 --> 00:20:38,500
‫همیشه میام

337
00:20:39,950 --> 00:20:43,200
‫تا موقعی که بهم اجازه بدن میام

338
00:20:47,250 --> 00:20:48,500
‫باشه

339
00:20:59,900 --> 00:21:01,660
‫سیکتیر کن بابا

340
00:21:15,500 --> 00:21:16,700
‫- سلام
‫- حالت خوبـه؟

341
00:21:16,700 --> 00:21:18,410
‫- آره خوبم، ممنون
‫- کلوئی

342
00:21:18,410 --> 00:21:20,910
‫کلوئی! کلوئی!

343
00:21:20,910 --> 00:21:22,580
‫گورت رو گم کن...

344
00:21:22,580 --> 00:21:24,450
‫هی، دستت رو بکش...

345
00:21:25,910 --> 00:21:27,250
‫گورت رو از اینجا گم کن

346
00:21:27,250 --> 00:21:29,870
‫حیوون حرومزاده

347
00:21:35,790 --> 00:21:37,660
‫هی...

348
00:21:37,660 --> 00:21:39,450
‫بابت اتفاقات بیرون شرمندم

349
00:21:39,450 --> 00:21:42,290
‫اشکالی نداره

350
00:21:42,290 --> 00:21:44,870
‫ممنون...

351
00:21:44,870 --> 00:21:47,290
‫- آدم‌‌های ترسناکی‌ان
‫- آره

352
00:21:47,290 --> 00:21:50,290
‫عوضی کل صبح توی لابی هتل پلاس بود

353
00:21:50,290 --> 00:21:53,290
‫اما نباید همچین چیزهایی رو ببینی

354
00:21:54,290 --> 00:21:56,450
‫برای همین شرمندم

355
00:22:00,830 --> 00:22:02,580
‫نه

356
00:22:02,580 --> 00:22:03,700
‫امروز نه

357
00:22:05,700 --> 00:22:07,950
‫خدا به همراهت

358
00:22:10,960 --> 00:22:12,750
‫کلیدهات پیش منـه

359
00:22:14,750 --> 00:22:16,080
‫- آره
‫- ممنون

360
00:22:40,000 --> 00:22:47,000
سینمافریک

361
00:22:47,000 --> 00:22:57,000
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

362
00:23:55,290 --> 00:23:58,080
‫خیلی از اینجا بدم می‌اومد اما
‫انصافاً منظره‌ش حرف نداره

363
00:24:02,250 --> 00:24:05,040
‫اولین خونه‌مون تو خیابون هشتم رو یادتـه؟

364
00:24:05,040 --> 00:24:09,240
‫بالای اون مغازه‌ی خرازیِ کلیدسازیِ آرایشگاه؟

365
00:24:10,100 --> 00:24:11,900
‫آره، مغازه‌هه فقط واسه ظاهرسازی بود

366
00:24:11,900 --> 00:24:14,440
‫آره، هیچوقت موهام رو اونجا کوتاه نکردم

367
00:24:14,870 --> 00:24:18,290
‫سینکش اینقدر بزرگ بود که
‫می‌تونستی توش بُز بشوری

368
00:24:18,290 --> 00:24:21,600
‫نمی‌دونم چرا اتاق‌خوابش چهارتا در داشت.
‫دلم واسه اونجا تنگ شده

369
00:24:21,600 --> 00:24:23,790
‫وای خدا، چهارتا در داشت

370
00:24:26,080 --> 00:24:27,080
‫لاغر شدی

371
00:24:28,790 --> 00:24:30,330
‫جداً؟

372
00:24:30,330 --> 00:24:32,240
‫عاشق وقتایی هستی که این رو میگم

373
00:24:32,240 --> 00:24:34,020
‫آره، همینطوره

374
00:24:35,620 --> 00:24:37,700
‫چندوقته خیلی اشتها ندارم

375
00:24:37,700 --> 00:24:40,560
‫اونا دارن گوشتت رو می‌خورن و
‫تو هم دودستی‌ تقدیم‌شون می‌کنی

376
00:24:40,560 --> 00:24:43,040
‫آره، یه بخشیش رو

377
00:24:43,480 --> 00:24:44,740
‫البته

378
00:24:46,126 --> 00:24:49,580
‫رسانه‌ها سیری‌ناپذیرن و

379
00:24:49,580 --> 00:24:51,580
‫تو هم هرچی می‌خوان بهشون میدی

380
00:24:54,125 --> 00:24:56,416
‫کارهایی که من انجام می‌دم بی‌فایده نیستن.

381
00:24:56,500 --> 00:24:59,458
‫چیزی که بهشون میدم. چیزی که به‌شون میدی

382
00:24:59,541 --> 00:25:01,916
ولی کارهایی که من انجام می‌دم بی‌فایده‌ن

383
00:25:07,833 --> 00:25:11,625
‫فکر می‌کنی اگه از دفتر دادستان
‫نمی‌اومدی بیرون همه‌چی خیلی بهتر بود،

384
00:25:11,708 --> 00:25:14,708
‫الان پشت میزت نشسته بودی و داشتی سالاد مونده‌ت رو می‌خوردی

385
00:25:14,791 --> 00:25:17,166
‫و ده برابر کمتر از من پول در می‌آوردی!

386
00:25:17,250 --> 00:25:18,375
‫حسابی نشستی حساب‌کتاب کردی‌ها

387
00:25:19,458 --> 00:25:23,500
‫نه، چیزی بهتر نمی‌شد،
‫اما خدمتِ کردن به جامعه

388
00:25:23,583 --> 00:25:25,875
‫خیلی بهتر از اینه که به یه مشت آشغالِ دزد کمک کنی!

389
00:25:25,958 --> 00:25:28,750
‫آره خب با این لحنی که می‌گی معلومه بهتره

390
00:25:28,833 --> 00:25:32,708
‫چه پولدار، چه بی‌پول
‫من هیچوقت آدم خوشبختی نیستم

391
00:25:32,791 --> 00:25:34,458
‫مجبور بودم بیام بیرون

392
00:25:35,583 --> 00:25:36,583
‫هردوتامون مجبور بودیم

393
00:25:40,583 --> 00:25:42,041
‫این عوضی‌ها رو ببین...

394
00:25:44,000 --> 00:25:47,708
‫- خدای من
‫- حواست باشه از زاویه خوبت عکس بگیرن

395
00:25:49,041 --> 00:25:50,958
‫هر دو زاویه‌م حرف ندارن

396
00:25:51,958 --> 00:25:53,791
‫فکر می‌کردم به‌اندازه کافی عکس گرفتن

397
00:25:53,875 --> 00:25:55,541
‫بزودی دلت واسه این روزها تنگ می‌شه

398
00:26:33,375 --> 00:26:34,375
‫الـو؟

399
00:26:34,458 --> 00:26:35,458
‫خب،

400
00:26:35,541 --> 00:26:36,833
‫مقاله...

401
00:26:36,916 --> 00:26:39,208
‫دارم جواب‌مون رو آماده می‌کنم

402
00:26:39,291 --> 00:26:41,625
‫ایتن می‌خواد هیچ واکنشی نشون ندی

403
00:26:41,708 --> 00:26:43,375
‫که فقط همه‌چی رو بدتر می‌کنه

404
00:26:43,458 --> 00:26:44,916
‫خب در حال حاضر که این
‫وضعیت به نفع ما تموم شده

405
00:26:45,000 --> 00:26:48,666
‫دادگاه دیگه دلش نمی‌خواد بیشتر از این
‫قاتی این مسخره‌بازی‌ها بشه

406
00:26:48,750 --> 00:26:51,208
‫فعلاً منتظرم تاریخِ دقیق رو اعلام کنن

407
00:26:51,291 --> 00:26:53,750
‫- اما احتمال زیاد دادگاه زودتر برگزار بشه.
‫- چقدر زود؟

408
00:26:53,833 --> 00:26:56,041
‫نمی‌دونم، همین چند هفته آینده

409
00:26:56,125 --> 00:26:57,583
‫یعنی ایتن می‌تونه برگرده خونه؟

410
00:26:57,666 --> 00:27:00,625
‫آره اگه هرکسی کار خودش رو به‌درستی انجام بده،
‫فعلاً آروم باش و جلب توجه نکن

411
00:27:00,708 --> 00:27:01,875
‫خبری شد بهت پیام می‌دم

412
00:27:06,000 --> 00:27:07,166
‫خدایا...

413
00:27:11,833 --> 00:27:14,333
‫کلویی؟

414
00:27:14,416 --> 00:27:15,625
‫کلویی؟

415
00:27:16,708 --> 00:27:20,333
‫سلام. من کلویی تیـلورم. این‌جا زندگی می‌کنم

416
00:27:20,416 --> 00:27:23,041
‫بله، شما رو می‌شناسیم

417
00:27:23,125 --> 00:27:24,458
‫بفرمایید

418
00:27:32,333 --> 00:27:33,458
‫سلام

419
00:27:33,541 --> 00:27:35,458
‫عجب بوی گوجه‌ای راه افتاده!

420
00:27:35,541 --> 00:27:38,708
‫گازپاچو درست کردم.
‫گذاشتم توی یخچال خنک بشه

421
00:27:38,791 --> 00:27:40,416
‫باشه، ایتن چطور بود؟

422
00:27:43,708 --> 00:27:45,500
‫خوب بود. آره

423
00:27:45,583 --> 00:27:48,958
‫مثل دیروز، اما اوکی بود

424
00:27:49,041 --> 00:27:50,666
‫باشه

425
00:27:50,750 --> 00:27:52,208
‫خب، میشل سندرز زنگ زد

426
00:27:52,291 --> 00:27:53,750
‫و گفت احتمالاً دادگاه زودتر برگزار می‌شه

427
00:27:53,833 --> 00:27:55,291
‫چون نمی‌خوان بیشتر از این
‫قاتی این ماجرا بشن

428
00:27:55,375 --> 00:27:57,375
‫- عالیه
‫- آره همینطوره

429
00:27:57,458 --> 00:28:00,708
‫و این‌که، کاترین حسابی اصرار
‫کرد امشب برای مراسم یادبود

430
00:28:00,791 --> 00:28:02,000
‫- بریم خونه‌شون.
‫- کلویی!

431
00:28:02,083 --> 00:28:05,791
‫می‌دونم. اما اصلاً نمی‌شه پیچوندش.
‫واسه همین، یکی از لباس‌های من رو بپوش

432
00:28:05,875 --> 00:28:06,916
‫هر کدوم رو دلت خواست انتخاب کن

433
00:28:07,000 --> 00:28:09,041
‫خودم لباس دارم

434
00:28:09,125 --> 00:28:12,333
‫یه‌چیز مشکی بپوش. زیاد بدن‌نما نباشه

435
00:28:12,416 --> 00:28:13,958
‫خب، چه خوب شد که گازپاچو درست کردم

436
00:28:14,041 --> 00:28:16,083
‫می‌تونیم واسه این‌که
‫دست‌ِخالی نریم اون رو ببریم

437
00:28:16,166 --> 00:28:18,166
‫نه خواهشاً!

438
00:28:19,958 --> 00:28:23,125
‫خیلی‌خب، پس...

439
00:28:23,208 --> 00:28:24,916
‫کی‌ها قراره بیان؟

440
00:28:25,000 --> 00:28:30,166
‫کاترین گفت فقط کسایی که آدم رو
‫می‌شناختن میان؛ ته‌ش 10/12 نفر

441
00:28:34,791 --> 00:28:36,041
‫چیـه؟

442
00:28:36,125 --> 00:28:37,125
‫هیچی!

443
00:28:37,208 --> 00:28:40,666
‫شبیه این...بیوه‌های باکلاس شدی!

444
00:28:40,750 --> 00:28:43,791
‫ممنون

445
00:28:47,458 --> 00:28:49,458
‫این خوبه دیگه؟

446
00:28:49,541 --> 00:28:52,500
‫آره؛ واقعاً...
‫واقعاً خوشگل شدی!

447
00:28:57,708 --> 00:29:00,750
‫از وقتی اومدم فقط دلم می‌خواست
‫دستم به این موها برسـه

448
00:29:02,458 --> 00:29:05,041
‫خیلی تمیز و مرتبه!

449
00:29:05,125 --> 00:29:07,625
‫وقتی بیدار می‌شم اینطوری نیست

450
00:29:07,708 --> 00:29:10,416
‫نه بابا

451
00:29:15,083 --> 00:29:16,416
‫گوش کن...

452
00:29:17,666 --> 00:29:23,166
‫جلسات تراپی ایتن با مددکارش
‫از این هفته شروع می‌شه

453
00:29:24,375 --> 00:29:26,750
‫یکوچولو استرس داشت

454
00:29:26,833 --> 00:29:29,250
‫خب، می‌دونی، بلاخره...

455
00:29:29,333 --> 00:29:31,750
‫از مرکز اصطلاح و تربیت که بیشتر از این‌ها انتظار نمی‌ره

456
00:29:31,833 --> 00:29:34,125
‫تو تا حالا از مشاور کمک گرفتی؟

457
00:29:34,208 --> 00:29:36,208
‫آره بابا؛ همیشه

458
00:29:36,291 --> 00:29:38,750
‫اون تکنیکِ «آزادیِ احساسی» رو هم انجام می‌دم

459
00:29:38,833 --> 00:29:40,500
‫اون ضربه زدنـه رو می‌گم

460
00:29:42,458 --> 00:29:44,208
‫حالا تاثیری هم داشته؟

461
00:29:45,416 --> 00:29:46,416
‫خفه شو!

462
00:29:51,416 --> 00:29:52,958
‫ایتن چی؟

463
00:29:54,416 --> 00:29:58,125
‫آره. اونم تا حالا چندباری از این
‫مشاوره‌های خانوادگی رفته. اما...

464
00:29:58,208 --> 00:30:00,666
‫می‌دونی، فهمیدم که نیازی نیست

465
00:30:02,666 --> 00:30:05,375
‫من...

466
00:30:05,458 --> 00:30:08,083
‫فکر می‌کردم که خب...

467
00:30:08,166 --> 00:30:10,708
‫از اون‌جایی که...

468
00:30:10,791 --> 00:30:14,208
‫- یعنی خب خیلی سختی کشیده
‫- آره؛ وقتی که بچه بود

469
00:30:14,291 --> 00:30:18,041
‫آره. فقط چون ایتن خودش باهام صحبت کرده بود می‌گم

470
00:30:19,541 --> 00:30:23,625
‫می‌دونی، تراپی رفتن که نشونه‌ی ضعف آدم نیست
‫یا هرچیزی که آدام...

471
00:30:23,708 --> 00:30:25,083
‫- باشه...
‫- به ذهنم رسید که...

472
00:30:25,166 --> 00:30:27,958
‫ممنونم. ممنون که راهنمایی‌م کردی!

473
00:30:28,041 --> 00:30:29,750
‫فکر کنم دیگه کافی باشه

474
00:30:30,833 --> 00:30:34,625
‫راستش، قبول کردن اشتباهات و
‫مسئولیت‌پذیر بودن واقعاً کار سختیه

475
00:30:34,708 --> 00:30:40,250
‫یه روند طولانیه، می‌دونی...
‫و برای من...

476
00:30:40,333 --> 00:30:43,625
‫خیلی طول کشید، تا واقعاً...

477
00:30:43,708 --> 00:30:45,750
‫آره. شماها همیشه دوست دارین

478
00:30:45,833 --> 00:30:47,916
‫از بدبختی‌های مردم داستان‌های
‫قشنگ و قهرمانی بسازید

479
00:30:48,000 --> 00:30:49,666
‫اینطور نیست؟

480
00:30:49,750 --> 00:30:53,333
‫گذشته و اشتباهات من خیلی واسه‌ت جالب‌ن نـه؟

481
00:30:53,416 --> 00:30:54,583
‫خودمم اون‌جا بودم!

482
00:30:54,666 --> 00:30:56,583
‫تو هیچی یادت نمیاد

483
00:30:56,666 --> 00:30:59,375
‫بچگی ما اونقدرها هم بد نبود

484
00:31:00,416 --> 00:31:02,583
‫خیلی کوچیک بودی تا بتونی
‫بدترین بابای دنیا رو بشناسی!

485
00:31:02,666 --> 00:31:03,916
‫زندگیت...

486
00:31:04,000 --> 00:31:07,166
‫به‌خاطر تصمیمات اشتباه خودته...

487
00:31:07,250 --> 00:31:12,208
‫که به این روز افتاده، نه بابا.

488
00:31:12,291 --> 00:31:14,875
‫احتمالاً خبر نداری

489
00:31:14,958 --> 00:31:16,750
‫چی؟

490
00:31:16,833 --> 00:31:19,208
‫احتمالاً چی رو خبر ندارم؟

491
00:31:20,708 --> 00:31:23,375
‫یه‌مدت معتادِ الکل بود و بعدشم ترک کرد

492
00:31:23,458 --> 00:31:25,250
‫هیچوقت از خودت نپرسیدی چرا ترک کرد؟

493
00:31:25,333 --> 00:31:28,416
‫خب بگو ببینم چرا ترک کرد؟

494
00:31:28,500 --> 00:31:31,000
‫نمی‌دونم، شاید می‌خواسته آدم
‫بهتری باشه و از نو شروع کنه؟

495
00:31:32,750 --> 00:31:35,833
‫مطمئنی داری درمورد بابای خودمون حرف می‌زنی؟

496
00:31:37,333 --> 00:31:38,791
‫مامان مجبورش کرد

497
00:31:42,583 --> 00:31:45,250
‫کلو، یه‌شب اومد روی تختی
‫که من روش خوابیده بودم...

498
00:31:47,166 --> 00:31:49,791
‫چی می‌گی؟

499
00:31:49,875 --> 00:31:51,958
‫دوباره رفته بود سمت مشروب،

500
00:31:52,041 --> 00:31:53,750
‫مامان خبر نداشت،

501
00:31:53,833 --> 00:31:55,291
‫ولی من می‌دونستم

502
00:31:55,375 --> 00:31:57,416
‫یه‌شب که از همیشه مست‌تر بود

503
00:31:57,500 --> 00:32:00,083
‫درحالی که تلوتلو
‫می‌خورد، اومد طبقه‌ی بالا

504
00:32:00,166 --> 00:32:01,333
‫من خواب بودم

505
00:32:01,416 --> 00:32:03,583
‫اومد داخل اتاق و فکر کرد من مامانم...

506
00:32:03,666 --> 00:32:05,208
‫و بعد...

507
00:32:05,291 --> 00:32:07,541
‫- می‌خواست من رو بکنه، کلو
‫- خدای من...

508
00:32:07,625 --> 00:32:09,291
‫نیکی، اینطوری درمورد بابا صحبت نکن!

509
00:32:09,375 --> 00:32:12,875
‫وقتی که شروع کردم به داد و بی‌داد کردن و جیغ زدن

510
00:32:12,958 --> 00:32:15,833
‫فهمید کی‌ام

511
00:32:15,916 --> 00:32:18,041
‫بعدشم هم التماس کرد

512
00:32:19,333 --> 00:32:21,375
‫به مامان هیچی نگم

513
00:32:22,916 --> 00:32:25,541
‫اما من از اتاق بیرون اومدم و رفتم ته اون راهرو

514
00:32:25,625 --> 00:32:28,875
‫و عاقلانه ترین تصمیم زندگی‌م رو گرفتم

515
00:32:31,708 --> 00:32:34,083
‫مامان برای آخرین بار بهش هشدار داد!

516
00:32:35,125 --> 00:32:37,916
‫واسه همین مامان همیشه درها رو قفل می‌کنه کلویی

517
00:32:39,375 --> 00:32:41,375
‫دلیلش اینـه!

518
00:32:44,583 --> 00:32:46,250
‫الان؟

519
00:32:47,625 --> 00:32:49,833
‫الان باید بگی؟

520
00:32:51,625 --> 00:32:55,250
‫انگار که کم بدبختی داریم و زندگی‌مون گل و گلابـه

521
00:32:57,125 --> 00:32:59,541
‫اون...
‫اون که نمی‌دونسته!

522
00:32:59,625 --> 00:33:00,666
‫اون‌که انجامش نداده

523
00:33:00,750 --> 00:33:02,875
‫به هیچ عنوان همچین کاری نمی‌کرد

524
00:33:02,958 --> 00:33:04,166
‫به هیچ عنوان همچین کاری نمی‌کرد

525
00:33:05,625 --> 00:33:07,625
‫اون‌ که نمی‌دونسته تو مامان نیستی!

526
00:33:07,708 --> 00:33:09,375
‫اتفاقی بوده

527
00:33:10,375 --> 00:33:12,041
‫اتفاقی بوده

528
00:33:30,958 --> 00:33:32,958
‫برو در رو باز کن

529
00:33:46,833 --> 00:33:47,958
‫کارآگاه بوون

530
00:33:49,166 --> 00:33:50,500
‫به لحظه نشناختمتون‌ها

531
00:33:50,583 --> 00:33:51,833
‫خانم تیلور؟

532
00:33:51,916 --> 00:33:54,708
‫خانم مکینتاش؟

533
00:33:54,791 --> 00:33:56,250
‫گمون کنم این متعلق به شماست

534
00:33:57,416 --> 00:33:58,875
‫بله

535
00:34:00,041 --> 00:34:01,958
‫بهتره همین‌جا باشن

536
00:34:02,041 --> 00:34:04,833
‫و این رو...

537
00:34:04,916 --> 00:34:06,333
‫از پزشکی قانونی فرستادن

538
00:34:06,416 --> 00:34:08,583
‫دیگه برای تحقیقات بهش نیاز نداریم.

539
00:34:08,666 --> 00:34:10,291
‫گفته بودید وقتی کارمون
‫تموم شد سریع برش گردونیم

540
00:34:12,000 --> 00:34:13,416
‫ممنونم

541
00:34:14,583 --> 00:34:17,708
‫گفتن برای سوزاندن جسد خیلی عجله دارید

542
00:34:17,791 --> 00:34:19,250
‫این‌که چندبار تماس گرفتید...

543
00:34:19,333 --> 00:34:20,708
‫بله، دیگه وقت‌ش بود

544
00:34:21,708 --> 00:34:23,250
‫توی فرهنگ ما هم خیلی زود
‫کارهای مُرده رو انجام می‌دن

545
00:34:23,333 --> 00:34:24,916
‫امر دیگه‌ای نیست؟

546
00:34:25,000 --> 00:34:27,708
‫- تسلیت می‌گم
‫- روز خوبی داشته باشید

547
00:34:27,791 --> 00:34:29,791
‫ریدم توی فرهنگ‌شون

548
00:34:29,875 --> 00:34:30,958
‫خیلی‌خب

549
00:34:32,250 --> 00:34:34,250
‫می‌خواین بسوزونیدش؟

550
00:34:35,708 --> 00:34:37,666
‫خودش می‌خواست

551
00:34:37,750 --> 00:34:38,958
‫زودباش، بریم دیگه

552
00:34:39,041 --> 00:34:40,666
‫دیرمون می‌شه

553
00:35:01,375 --> 00:35:02,458
‫سلام

554
00:35:02,541 --> 00:35:05,291
‫کاترین، ایشون خواهرم نیکی هستن

555
00:35:05,375 --> 00:35:07,041
‫سلام

556
00:35:07,125 --> 00:35:08,958
بابت برگزاری این مراسم ازتون ممنونم

557
00:35:09,041 --> 00:35:10,458
‫باعث افتخاره

558
00:35:10,541 --> 00:35:12,166
‫از آشنایی‌تون خوشبختم

559
00:35:12,250 --> 00:35:13,958
‫بابت اتفاق‌هایی تلخی
‫که براتون افتاده متاسفم

560
00:35:16,416 --> 00:35:17,833
‫گازپاچو

561
00:35:17,916 --> 00:35:19,791
‫نیازی نیست گرمـش کنید

562
00:35:19,875 --> 00:35:22,250
‫خب...

563
00:35:22,333 --> 00:35:23,958
‫عالی به‌نظر میاد

564
00:35:25,333 --> 00:35:26,333
‫مثل خودتون

565
00:35:26,416 --> 00:35:27,625
‫بفرمایید داخل

566
00:35:34,625 --> 00:35:36,541
‫آم، ببخشید که همین اول کار می‌گم

567
00:35:36,625 --> 00:35:38,583
‫باید یه لحظه برم دستشویی!

568
00:35:38,666 --> 00:35:39,833
‫سرویس بهداشتی دقیقاً پشت‌سرتونه!

569
00:35:40,916 --> 00:35:42,583
‫خیلی‌خب

570
00:35:45,041 --> 00:35:46,625
‫ممنونم

571
00:35:50,250 --> 00:35:52,541
‫سید ایوانز این‌جا چیکار می‌کنه؟

572
00:35:52,625 --> 00:35:53,833
‫اون یه خبرنگارـه

573
00:35:53,916 --> 00:35:55,708
‫اومده باهامون هم‌دردی کنه

574
00:35:55,791 --> 00:35:57,000
‫چیزی درز پیدا نمی‌کنه

575
00:35:57,083 --> 00:35:59,291
‫بهم قول داد

576
00:35:59,375 --> 00:36:01,000
‫می‌دونی که همیشه یه جورایی ازت خوشش می‌اومده.

577
00:36:02,041 --> 00:36:04,125
‫کاترین، یکوچولو زیاده‌روی کردی!

578
00:36:04,208 --> 00:36:05,750
‫کلویی؟

579
00:36:07,041 --> 00:36:09,916
‫هیئت مدیره تصمیم گرفته تا یه‌مدت

580
00:36:10,000 --> 00:36:13,166
‫از مجله‌ ریل ثینگ فاصله بگیری

581
00:36:13,250 --> 00:36:14,333
‫چی؟

582
00:36:14,416 --> 00:36:16,708
‫سعی کردم مخالفت کنم، اما قبول نکردن

583
00:36:17,958 --> 00:36:20,166
‫قراره همه‌چی بی‌سروصدا پیش بره؛ نه خبری، نه بیانیه‌ای

584
00:36:20,250 --> 00:36:21,875
‫فقط...

585
00:36:21,958 --> 00:36:24,083
‫چندتا شماره‌ی بعدی رو می‌دن
‫دست یه سردبیر دیگه

586
00:36:24,166 --> 00:36:25,833
‫تا وقتی که...

587
00:36:25,916 --> 00:36:28,708
‫دوباره بتونی از پس وظایفت بر بیای

588
00:36:33,000 --> 00:36:35,125
‫اینطوری به صلاحته

589
00:36:35,208 --> 00:36:38,583
‫همین امروز رو ببین واسه
‫این مراسم چقدر اذیت شدیم!

590
00:36:41,416 --> 00:36:43,416
‫کاترین، من هیچ مشکلی با

591
00:36:43,500 --> 00:36:45,375
‫انجام دادن کارم ندارم

592
00:36:45,458 --> 00:36:47,500
‫تصمیم گرفته شده

593
00:36:47,583 --> 00:36:50,708
‫ادامه‌ش دیگه به خودت بستگی داره

594
00:36:52,541 --> 00:36:53,708
‫بیا بریم

595
00:36:54,708 --> 00:36:57,833
‫الان می‌گن معلوم نیست کجان...

596
00:37:49,708 --> 00:37:51,333
‫بله واقعاً ازتون ممنونم

597
00:37:51,416 --> 00:37:52,750
‫و ممنونم که تشریف آوردید

598
00:37:52,833 --> 00:37:55,083
‫من دیگه با اجازتون برم...

599
00:37:55,166 --> 00:37:57,250
‫ببخشید، معذرت می‌خوام

600
00:37:57,333 --> 00:37:59,458
‫کلویی، خدای من!

601
00:37:59,541 --> 00:38:00,541
‫واقعاً متاسفم

602
00:38:00,625 --> 00:38:02,250
‫ممنونم افشین

603
00:38:02,333 --> 00:38:04,000
‫من و آدام قرار بود امروز بریم تنیس بازی کنیم

604
00:38:04,083 --> 00:38:05,958
‫تاریخش رو تنظیم کرده بودم و تقویمم یادآوری کرد

605
00:38:06,041 --> 00:38:07,875
‫وای، خب

606
00:38:07,958 --> 00:38:09,333
‫هرجا می‌ری یادش میفتی!

607
00:38:09,416 --> 00:38:11,666
‫از این‌که هر هفته شکستت می‌داد
‫حسابی کیف می‌کرد

608
00:38:15,208 --> 00:38:16,208
‫حالا نه هر هفته...

609
00:38:16,291 --> 00:38:17,625
‫- با اجازه‌تون
‫- بفرمایید

610
00:38:27,000 --> 00:38:28,625
‫سلام عزیزم

611
00:38:28,708 --> 00:38:30,291
‫سلام

612
00:38:32,041 --> 00:38:33,125
‫سلام

613
00:38:35,333 --> 00:38:36,708
‫نیکی

614
00:38:36,791 --> 00:38:38,000
‫من جینی‌م

615
00:38:38,083 --> 00:38:39,875
‫دخترِ کاترین

616
00:38:39,958 --> 00:38:41,458
‫بله...

617
00:38:41,541 --> 00:38:43,000
‫من...

618
00:38:43,083 --> 00:38:45,083
‫من واقعاً متاسفم...

619
00:38:45,166 --> 00:38:48,833
‫بابت تمام این اتفاقات تلخی که براتون افتاده.

620
00:38:48,916 --> 00:38:50,500
‫مارتینی میل دارید؟

621
00:38:50,583 --> 00:38:52,666
‫بله، ممنون

622
00:38:54,708 --> 00:38:55,833
‫ودکاست یا جین؟

623
00:38:55,916 --> 00:38:57,500
‫این دوتا جین‌ان

624
00:38:59,166 --> 00:39:00,916
‫خودت کدوم رو دوست داری؟

625
00:39:01,000 --> 00:39:02,458
‫هردوتاشون رو دوست دارم

626
00:39:02,541 --> 00:39:04,250
‫اما نه با هـم

627
00:39:07,541 --> 00:39:09,458
‫همین‌جا وایسا ببینم

628
00:39:14,833 --> 00:39:16,166
‫لباسم قشنگه؟

629
00:39:16,250 --> 00:39:17,833
‫بله

630
00:39:17,916 --> 00:39:19,791
‫به احترام همسرتون امشب سورمه‌ای پوشیدم

631
00:39:19,875 --> 00:39:22,166
‫شما قطعاً بهتر از من می‌دونید،

632
00:39:22,250 --> 00:39:24,500
‫کت‌وشلوار آبی خیلی به آقایون میاد

633
00:39:27,958 --> 00:39:29,416
‫با کمال میل

634
00:39:29,500 --> 00:39:31,416
‫ممنونم

635
00:39:31,500 --> 00:39:32,916
‫نیت...

636
00:39:33,000 --> 00:39:35,083
‫نیت، نیکی

637
00:39:36,166 --> 00:39:38,291
‫می‌بینمت نیکی

638
00:39:40,000 --> 00:39:41,625
‫اوه‌!

639
00:39:41,708 --> 00:39:43,625
‫خبرهاییـه؟

640
00:39:43,708 --> 00:39:46,041
‫ خب، مراسم‌های یادبود آدم رو حشری می‌کنن

641
00:39:46,125 --> 00:39:48,541
‫واقعاً.

642
00:39:50,000 --> 00:39:51,458
‫همه‌ش به آدام می‌گفتم بیا پیش خیاطِ خودم

643
00:39:51,541 --> 00:39:53,333
‫گوش نمی‌کرد

644
00:39:53,416 --> 00:39:55,250
‫راستی همسر شما کجاست؟

645
00:39:55,333 --> 00:39:56,375
‫صورت‌ش...

646
00:39:56,458 --> 00:39:58,500
‫جای لیزرـش هنوز خوب نشده

647
00:39:58,583 --> 00:39:59,875
‫خیلی بد شده

648
00:39:59,958 --> 00:40:01,000
‫ازشون شکایت کردیم

649
00:40:01,083 --> 00:40:02,583
‫البته گفتن سلام برسونم

650
00:40:02,666 --> 00:40:04,375
‫ممنونم

651
00:40:04,458 --> 00:40:06,083
‫خیلی قشنگه!

652
00:40:06,166 --> 00:40:07,875
‫- راستش رو بخوای خودم درستش کردم
‫- الکی!

653
00:40:07,958 --> 00:40:09,125
‫آره

654
00:40:09,208 --> 00:40:10,458
‫اینم خودم درست کردم

655
00:40:10,541 --> 00:40:12,333
‫این دوتا رو هم همینطور

656
00:40:12,416 --> 00:40:14,291
‫وای، چقدر قشنگه!

657
00:40:15,625 --> 00:40:17,416
می‌شه سفارش داد؟

658
00:40:22,000 --> 00:40:24,291
‫راستش رو بخوای امروز

659
00:40:24,375 --> 00:40:27,791
‫روی سایت «اتسی» رکورد فروش زدم!

660
00:40:29,541 --> 00:40:30,666
‫باید...

661
00:40:30,750 --> 00:40:32,500
‫- به‌سلامتی
‫- تا می‌تونم پول در بیارم دیگه

662
00:40:32,583 --> 00:40:33,583
‫عذرخواهی می‌کنم بیل

663
00:40:33,666 --> 00:40:34,750
‫من یه‌لحظه برم پیش خواهرم

664
00:40:34,833 --> 00:40:36,750
‫- بله؛ بله. حتماً
‫- زود برمی‌گردم

665
00:40:38,750 --> 00:40:39,750
‫تسلیت می‌گم

666
00:40:39,833 --> 00:40:41,208
‫سلام

667
00:40:41,291 --> 00:40:43,708
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم

668
00:40:43,791 --> 00:40:45,000
‫باشه

669
00:40:45,083 --> 00:40:47,166
‫حالا گورت رو گم کن

670
00:40:47,250 --> 00:40:48,958
‫باشه؟

671
00:41:25,292 --> 00:41:29,516
‫« تاریخ برگزاری دادگاه رو مشخص کردن.
‫سه‌شنبه‌ی 5 هفته دیگه »

672
00:41:41,375 --> 00:41:43,000
‫خب چی گفتن؟ خبر تازه‌ای نشده؟

673
00:41:43,083 --> 00:41:46,750
‫جنتری خیالم رو راحت کرد که از خدماتمون کاملاً راضی‌ان

674
00:41:46,833 --> 00:41:48,958
‫در واقع، قرارداد همکاریشون رو هم تمدید کردن

675
00:41:49,041 --> 00:41:52,291
‫قراره سه تا استادیوم جدید توی خاورمیانه بسازن

676
00:41:52,375 --> 00:41:54,666
‫احتمالاً کلی نیرو لازم دارن

677
00:41:58,666 --> 00:42:01,041
‫بلاخره پیدات کردم. زود باش
‫بیا تمومش کنیم

678
00:42:07,458 --> 00:42:10,625
‫از همه‌تون ممنونیم که تشریف آوردید

679
00:42:10,708 --> 00:42:13,375
‫به افتخار آدام

680
00:42:14,666 --> 00:42:17,416
‫خب. بله. از همه‌تون ممنونم

681
00:42:17,500 --> 00:42:20,291
‫واقعاً خوشحالم که...

682
00:42:20,375 --> 00:42:22,708
‫توی این شرایط سخت محبت و
‫حمایت‌تون رو از من دریغ نکردید.

683
00:42:22,791 --> 00:42:24,958
‫این چند روز گذشته...

684
00:42:26,416 --> 00:42:30,750
‫واقعاً برای من و خانواده‌م سخت و سردرگم‌کننده بوده

685
00:42:30,833 --> 00:42:35,458
‫چقدر دلم می‌خواست آدام اینجا بود و
‫کمکم می‌کرد که همه‌چیز رو بهتر درک کنم.

686
00:42:37,375 --> 00:42:39,125
‫اون...

687
00:42:41,875 --> 00:42:43,375
‫آدم پیچیده‌ای بود

688
00:42:44,666 --> 00:42:46,708
‫و خیلی زیاد دلم براش تنگ شده

689
00:42:46,791 --> 00:42:50,500
‫ای کاش الان این‎جا بود و مثل
‫همیشه گیر می‌داد که زود بریم

690
00:42:55,208 --> 00:42:56,708
‫به‌ افتخارش

691
00:43:01,250 --> 00:43:03,000
‫بریم سراغ یکی دیگه!

692
00:43:03,083 --> 00:43:04,333
‫رفیقِ خودمی

693
00:43:05,333 --> 00:43:07,125
‫نیکی

694
00:43:07,208 --> 00:43:09,916
‫میشل سندرز پیام داده.
‫تاریخ دادگاه رو مشخص کردن

695
00:43:10,000 --> 00:43:11,166
‫باید بریم

696
00:43:11,250 --> 00:43:14,250
‫واقعاً؟ همین امشب برگزار می‌شه؟

697
00:43:14,333 --> 00:43:16,708
‫چون قراره تیرامیسوهای کوچولو بیارن بخوریم

698
00:43:17,958 --> 00:43:20,083
‫چه غلطی می‌کنی؟

699
00:43:24,458 --> 00:43:28,250
‫- نیکی، پاشو بریم خونه
‫- خودت من رو آوردی این‌جا

700
00:43:30,833 --> 00:43:32,208
‫الانم می‌خوام بمونم

701
00:43:33,250 --> 00:43:38,916
‫ما به‌خاطر آدام و زندگی‌ای فوق‌العاده‌ای
‫که داشت این‌جا دور هم جمع شدیم

702
00:43:40,291 --> 00:43:42,625
‫با آدم‌هایی که...

703
00:43:42,708 --> 00:43:45,583
‫خیلی خوب اون رو می‌شناختن

704
00:43:47,166 --> 00:43:49,625
‫- مگه نه؟
‫- آره

705
00:44:19,458 --> 00:44:21,541
‫می‌شه یکی هم به من بدی؟

706
00:44:30,041 --> 00:44:31,791
‫حالت خوبه؟

707
00:44:33,333 --> 00:44:34,625
‫نه

708
00:44:40,416 --> 00:44:42,625
‫راستش رو بخوای، اصلاً باورم نمی‌شه اینجایی

709
00:44:42,708 --> 00:44:44,333
‫منم باورم نمی‌شه تو این‌جایی

710
00:44:48,416 --> 00:44:52,125
‫هر حرفی بزنم مسخره به‌نظر میاد،
‫واسه همین اومدم بیرون

711
00:44:58,500 --> 00:45:00,416
‫واقعاً براتون ناراحت شدم

712
00:45:03,583 --> 00:45:07,125
‫ببین، من‌که به‌خاطر خودم خواهرم
رو از چشم بقیه پنهون نمی‌کنم

713
00:45:08,875 --> 00:45:10,000
‫به‌خاطر اونـه

714
00:45:11,291 --> 00:45:12,958
‫- به‌خاطر آدام؟
‫- ایتن

715
00:45:17,416 --> 00:45:19,875
‫به‌خاطر تمام بلاهایی که سر اون بچه آورده

716
00:45:23,416 --> 00:45:26,791
‫می‌خوای درموردش صحبت کنی؟ بدون این‌که جایی درز کنه...

717
00:45:29,583 --> 00:45:31,291
‫یا بکنه...

718
00:46:05,250 --> 00:46:06,541
‫سلام

719
00:46:07,666 --> 00:46:09,333
‫سلام

720
00:46:17,416 --> 00:46:19,583
‫مراسم باحالی بودها

721
00:47:15,166 --> 00:47:16,541
‫هیچی

722
00:47:17,083 --> 00:47:19,350
‫« سید ایوانز - خبرنگار سیتی دیلی »

723
00:48:21,166 --> 00:48:24,375
‫مطمئنی حالت خوبه؟

724
00:49:29,666 --> 00:49:31,458
‫چی شده؟

725
00:49:31,541 --> 00:49:32,583
‫یالا!

726
00:49:32,583 --> 00:49:42,583
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

727
00:50:52,292 --> 00:50:53,292
‫«اف‌.بی‌آی»

728
00:50:53,792 --> 00:50:55,912
‫« مامور ویژه: ادوارد الیورو »

729
00:50:59,833 --> 00:51:01,125
‫خدای من، آدام!

730
00:51:07,250 --> 00:51:37,250
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

731
00:52:01,583 --> 00:52:03,708
‫خودشه!
‫« کلویی تیلور »

