﻿1
00:00:00,083 --> 00:00:01,708
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,875 --> 00:00:05,000
‫تو ایتنی؟

3
00:00:05,083 --> 00:00:06,208
‫بنده کارآگاه گیدری هستم

4
00:00:06,291 --> 00:00:07,642
‫ایشون هم همکارم کارآگاه بوون

5
00:00:07,666 --> 00:00:09,416
‫یه حادثه‌ای رخ داده که
‫به پدرتون مربوط میشه

6
00:00:09,500 --> 00:00:10,500
‫زنده نموند

7
00:00:10,541 --> 00:00:11,708
‫بهتره بدونی که ما با

8
00:00:11,791 --> 00:00:13,541
‫- نیکول مکینتاش تماس گرفتیم
‫- می‌دونی که

9
00:00:13,625 --> 00:00:15,833
‫نیکی معتاده و سال‌هاست که اونو ندیده

10
00:00:15,916 --> 00:00:18,083
‫ولی هنوزم قَیّم قانونیشـه

11
00:00:18,166 --> 00:00:19,601
‫چند تا سؤال دیگه از ایتن داریم اگه...

12
00:00:19,625 --> 00:00:21,958
‫- مشکلی نیست
‫- نه. من مادرتم

13
00:00:22,791 --> 00:00:25,041
‫برو اتاقت. وسلام

14
00:00:27,541 --> 00:00:29,000
‫این رسید رو از تاکسی آنلاینِ لیفت پیدا کردم

15
00:00:29,083 --> 00:00:31,666
‫این شرکته چیه، جنتری؟

16
00:00:31,750 --> 00:00:34,375
‫شبیه بقیه‌ی شرکت‌هاییـه که
‫نمایندگی می‌کنیم، ولی

17
00:00:34,458 --> 00:00:35,541
‫ته و توش رو در میارم

18
00:00:35,625 --> 00:00:38,291
‫سلام آرتی، همه‌چی مرتبـه؟

19
00:00:38,375 --> 00:00:41,333
‫بازرس‌ها همراه پلیس نیویورک
‫دم در هستن. هیچ کاری ازم بر نمیاد.

20
00:00:41,416 --> 00:00:43,000
‫حکم بازرسی و تفتیش این ملک

21
00:00:43,083 --> 00:00:45,083
‫- اینجا افسر مسئول کیه؟
‫- چه عجب!

22
00:00:45,166 --> 00:00:48,583
‫میشل سندرز هستم. خانواده منو استخدام کردن
‫که وکیل ایتن مکینتاش باشم

23
00:00:48,666 --> 00:00:50,875
‫اونا اطلاعاتی دارن که ما نداریم

24
00:00:50,958 --> 00:00:53,416
‫حرفِ کوین با حرف من یکی نبود

25
00:00:53,500 --> 00:00:54,892
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

26
00:00:54,916 --> 00:00:56,083
‫شما به جرم قتل

27
00:00:56,166 --> 00:00:57,767
‫- آدام مکینتاش بازداشت هستید
‫- نه، نه... بیخیال

28
00:00:57,791 --> 00:00:59,500
‫باشه حالا از سر راهم برید کنار!

29
00:01:01,000 --> 00:01:12,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

30
00:01:13,541 --> 00:01:15,041
‫آخه با خودت چه فکر می‌کردی؟

31
00:01:15,125 --> 00:01:16,541
‫آدام، خواهش می‌کنم

32
00:01:16,625 --> 00:01:17,916
‫عزیزم...

33
00:01:18,000 --> 00:01:19,666
‫ممکن بود کسی رو به کُشتن بدی

34
00:01:19,750 --> 00:01:20,958
‫ایتن

35
00:01:21,041 --> 00:01:23,833
‫آهای، ایتن

36
00:01:24,875 --> 00:01:26,416
‫می‌خوای؟

37
00:01:28,600 --> 00:01:30,767
‫پس بعد از اینکه دزدیدیش،
‫باهاش بازی می‌کردی؟

38
00:01:30,791 --> 00:01:33,500
‫بردی نشون دوستات دادی که
‫پُز بدی بگی چقدر خفنی؟

39
00:01:33,583 --> 00:01:34,666
‫آدام

40
00:01:36,958 --> 00:01:37,958
‫- سلام‌، مک
‫- سلام، هلن

41
00:01:38,000 --> 00:01:40,208
‫زده به سرت؟

42
00:01:42,208 --> 00:01:43,625
‫ردیف کردنش سخت بود

43
00:01:46,000 --> 00:01:47,791
‫- چه غلطا؟
‫- ممکن بود تیر بخوره

44
00:01:47,875 --> 00:01:49,458
‫- توی کله‌ی خودت، لامصب!
‫- آدام

45
00:01:49,541 --> 00:01:51,166
‫اسلحه!

46
00:01:52,000 --> 00:01:54,000
‫ایتن...

47
00:01:54,083 --> 00:01:56,416
‫ممکنه این قضیه تا آخر عمر
‫گریبان‌گیرت بشه

48
00:02:00,000 --> 00:02:07,000
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

49
00:02:08,000 --> 00:02:11,000
‫ترجمه از: امیر ستارزاده و سـحـر

50
00:02:20,001 --> 00:02:25,749
‫« پسر وکیلِ مقتول، به جرم قتل بازداشت شد »

51
00:02:25,750 --> 00:02:27,250
‫سونیا،

52
00:02:27,333 --> 00:02:31,250
‫به نورا بگو جلوی این
‫مطبوعات کوفتی رو بگیره

53
00:02:35,833 --> 00:02:38,291
‫باورم نمیشه اون حروم‌زاده‌های
‫بدبخت دستگیرش کردن

54
00:02:38,375 --> 00:02:40,541
‫لامصب عین کابوسـه

55
00:02:40,625 --> 00:02:44,208
‫- خبرنگارهای فضول هم جلوی در جمع شدن
‫- پایین؟

56
00:02:44,291 --> 00:02:46,250
‫یه مشت موش که دارن
‫از سر و کولِ هم بالا میرن

57
00:02:46,333 --> 00:02:48,250
‫وای خدایا

58
00:02:48,333 --> 00:02:50,250
‫تازه همین دیشب بازداشت شد

59
00:02:50,333 --> 00:02:52,100
‫می‌دونن قتل توی همپتنز که
‫خرده‌شیشه‌های

60
00:02:52,105 --> 00:02:54,500
‫یه خانواده‌ی بی‌‌نقص رو نشون بده،
‫ملت عاشق این داستان‌ها هستن

61
00:02:54,583 --> 00:02:56,458
‫- آره
‫- حداقل دربانت فعلاً

62
00:02:56,541 --> 00:02:58,375
‫جلوشون رو گرفته

63
00:02:58,458 --> 00:02:59,875
‫نه، نه، آرتی همچین آدمی نیست

64
00:02:59,958 --> 00:03:01,291
‫آره. خوشحالم که بهش اعتماد داری

65
00:03:01,375 --> 00:03:04,458
‫ولی اگه من بودم، چند صد دلار میذاشتم
‫روی پولی که بهش میدی

66
00:03:04,541 --> 00:03:05,708
‫جهت اطمینان

67
00:03:06,791 --> 00:03:07,958
‫بدجور داغون شدی

68
00:03:10,875 --> 00:03:14,333
‫وجهه‌ی ظاهری این وضعیتت
‫داره کم‌کم هیئت‌مدیره رو نگران می‌کنه

69
00:03:14,416 --> 00:03:16,833
‫مگه هیئت‌مدیره شخصِ خودت نیستی؟

70
00:03:16,916 --> 00:03:19,375
‫آره، ولی خودت که می‌دونی، هر کسی
‫باید پاچه‌خواری یکی دیگه رو بکنه

71
00:03:19,458 --> 00:03:22,625
‫الان هم هیئت‌مدیره‌ی من نگرانـه که

72
00:03:22,708 --> 00:03:26,625
‫نتونی اونطور که باید، توجهت رو
‫به ریل ثینگ معطوف کنی

73
00:03:26,708 --> 00:03:28,458
‫چقدر سریع بود

74
00:03:28,541 --> 00:03:30,583
‫نه، با این لحن نگفتن

75
00:03:30,666 --> 00:03:31,958
‫تسلیت عرض کردن

76
00:03:32,041 --> 00:03:35,000
‫اگه کاری از دستشون بر میاد،
‫تعارف نکن

77
00:03:35,083 --> 00:03:37,625
‫ولی به زودی زمزمه‌های جایگزینی احتمالی
‫دهن به دهن میشه

78
00:03:37,708 --> 00:03:40,041
‫پیشنهاد برای مرخصی طولانی‌مدت، استراحت

79
00:03:40,125 --> 00:03:41,583
‫هرچند مرخصی‌ای که هیچوقت تموم نمیشه

80
00:03:41,666 --> 00:03:43,017
‫موقعی هم که آماده‌ی برگشتن شدی،

81
00:03:43,041 --> 00:03:45,416
‫آدمی که آموزش دادی جات رو گرفته و

82
00:03:45,500 --> 00:03:47,625
‫اسمت رو از بالای صفحه برداشتن،

83
00:03:47,708 --> 00:03:50,166
‫جاش اسم اون رو گذاشتن

84
00:03:50,250 --> 00:03:51,791
‫آدمی که من آموزش دادم

85
00:03:51,875 --> 00:03:53,541
‫یا آدمی که شما انتخاب می‌کنید؟

86
00:03:53,625 --> 00:03:55,041
‫بس کن

87
00:03:57,041 --> 00:03:58,583
‫من طرف توئم

88
00:04:00,791 --> 00:04:04,208
‫باید توی جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی فردا

89
00:04:04,291 --> 00:04:07,416
‫به همه حالی کنی که هیچ‌جا نمیری

90
00:04:08,750 --> 00:04:11,750
‫وای کیر توش، به کل یادم رفته بود

91
00:04:11,833 --> 00:04:13,541
‫راننده‌ام می‌تونه برسونتت

92
00:04:15,500 --> 00:04:17,791
‫- توی راه به حرفات فکر کن
‫- فکر کردم

93
00:04:17,875 --> 00:04:20,166
‫ولی باید حاضر بشم.
‫باید سر و وضعم رو درست کنم.

94
00:04:20,250 --> 00:04:23,457
‫نه. همینطوری عالی هستی

95
00:04:25,082 --> 00:04:27,041
‫غم و عزا چیزیـه که

96
00:04:27,125 --> 00:04:29,207
‫مردم می‌تونن باهاش ارتباط بگیرن

97
00:04:29,291 --> 00:04:31,416
‫جلوه‌ی انسانیـه

98
00:04:31,500 --> 00:04:33,457
‫باعث هم‌ذات‌پنداری میشه

99
00:04:33,541 --> 00:04:35,582
‫تو کسی هستی که بقیه
‫می‌خوان ازش حمایت کنن

100
00:04:35,666 --> 00:04:38,207
‫واسه همینـه که همه
‫خانواده‌ی کندی رو دوست دارن

101
00:04:38,291 --> 00:04:41,250
‫مقایسه‌ات چندان دقیق نبود

102
00:04:41,332 --> 00:04:43,332
‫این یه داستان دلخراشـه که

103
00:04:43,416 --> 00:04:45,625
‫هیچ‌کس نمی‌تونه باهاش همدردی نکنه

104
00:04:45,707 --> 00:04:47,000
‫پس از این تراژدی

105
00:04:47,082 --> 00:04:49,582
‫برای جلب همدردی و
‫موفقیت خودت استفاده کن

106
00:04:51,707 --> 00:04:54,250
‫میشه فعلاً از این حادثه بهره‌برداری نکنیم؟

107
00:04:56,375 --> 00:04:59,832
‫تبدیل این بحران به فرصت،
‫خیلی کار وحشتناکیـه، می‌دونم

108
00:05:01,583 --> 00:05:04,333
‫الان موضوع بحث‌مون تویی و

109
00:05:04,416 --> 00:05:06,916
‫قدرتت

110
00:05:07,000 --> 00:05:10,666
‫به‌طور کلی و توی این لحظه

111
00:05:14,375 --> 00:05:17,416
‫این فقط مجله رو موفق‌تر می‌کنه

112
00:05:19,791 --> 00:05:21,791
‫خودت رو موفق‌تر می‌کنه

113
00:05:37,207 --> 00:05:39,041
‫خوبه

114
00:05:51,457 --> 00:05:54,166
‫واسه سر زدن یکم زود نیست؟

115
00:05:56,457 --> 00:05:58,125
‫از کِی اونجایی؟

116
00:05:58,207 --> 00:06:01,041
‫تازه اومدم، ژاکلین کندی

117
00:06:03,125 --> 00:06:05,208
‫ولی انگار تکلیفش با اولویت‌هاش مشخصـه

118
00:06:05,291 --> 00:06:07,642
‫«می‌دونم نگران پسرتی، ولی
‫برند مجله‌مون رو فراموش نکنیم.»

119
00:06:07,666 --> 00:06:11,166
‫مادرِ جایگزین، عجب مسیری رو پیش گرفته

120
00:06:11,250 --> 00:06:14,958
‫اون بیشتر مثل یه خواهر می‌مونه

121
00:06:15,041 --> 00:06:16,041
‫کاترین باهوشـه و

122
00:06:16,082 --> 00:06:19,207
‫داره کمکم می‌کنه از یه مسیر
‫خیلی سخت رد بشم

123
00:06:19,291 --> 00:06:22,250
‫«باهوش» خیلی کلیشه‌ای شده، مثل «نابغه»

124
00:06:22,332 --> 00:06:23,791
‫- اون اسطوره‌ست
‫- «اسطوره» هم همینطور

125
00:06:23,875 --> 00:06:27,750
‫اون یکی از اولین زن‌های سیاه‌پوستِ
‫میلیونر این کشوره و

126
00:06:27,832 --> 00:06:31,082
‫از معدود زن‌های سیاه‌پوستی که تا حالا شرکتی
‫رو که جزو «500 شرکت برتر» بوده اداره کرده

127
00:06:31,166 --> 00:06:33,375
‫صفحه‌ی ویکی‌پدیاش رو خودت نوشتی؟

128
00:06:33,457 --> 00:06:35,500
‫واقعاً نمی‌تونم این رفتارت رو تحمل کنم

129
00:06:35,582 --> 00:06:38,200
‫کلوئی، هیچکس برای شما دو نفر و

130
00:06:38,202 --> 00:06:40,832
‫خوش‌رقصی‌تون جلوی هیئت‌مدیره،
‫تَره هم خرد نمی‌کنه

131
00:06:41,875 --> 00:06:43,582
‫منظورت شغلمـه؟

132
00:06:43,666 --> 00:06:45,626
‫آره، همون شغلی که کل
‫هزینه‌های زندگی ایتن رو تأمین کرده

133
00:06:45,666 --> 00:06:47,541
‫عجب زندگی‌ای!

134
00:06:47,625 --> 00:06:49,416
‫- می‌خوام یادداشت‌هام رو چاپ کنم
‫- باشه

135
00:06:49,500 --> 00:06:52,375
‫این واسه جلسه‌ی فرداتـه.
‫ولی امروز، ایتن جلسه‌ی رسیدگی داره و

136
00:06:52,457 --> 00:06:54,625
‫کلوئی، ما هنوز هیچی ازش نمی‌دونیم

137
00:06:54,707 --> 00:06:56,625
‫این مدت یه بند داشتم بهش زنگ می‌زدم

138
00:06:56,707 --> 00:06:58,332
‫جواب تلفن نمیده، خب؟

139
00:06:58,416 --> 00:07:00,625
‫خدایا. خیال می‌کنی الان
‫خودم دیوونه نشدم؟

140
00:07:00,708 --> 00:07:03,041
‫دوباره بگیرش. کم پول میدی مگه بهش؟

141
00:07:03,125 --> 00:07:05,333
‫باشه. با کمال میل

142
00:07:05,416 --> 00:07:06,958
‫با میل سندرز تماس گرفتید

143
00:07:07,041 --> 00:07:08,875
‫لطفاً پیغام بذارید

144
00:07:08,958 --> 00:07:10,500
‫سلام، میشل

145
00:07:10,583 --> 00:07:13,291
‫کلوئی تیلور هستم،
‫دوباره زنگ زدم

146
00:07:13,375 --> 00:07:16,332
‫لطفاً به محض اینکه هر اطلاعاتی
‫درباره‌ی جلسه‌ی امروز داشتی،

147
00:07:16,416 --> 00:07:18,896
‫بهم زنگ بزن. واقعاً ممنون میشم

148
00:07:18,957 --> 00:07:22,416
‫در ضمن، هنوز نمی‌دونیم
‫ایتن رو کجا نگه می‌دارن

149
00:07:22,500 --> 00:07:25,457
‫پلیس منهتن میگه توی لانگ‌آیلنده و
‫لانگ‌آیلند هم میگه توی منهتنـه

150
00:07:25,541 --> 00:07:27,500
‫پس لطفاً بهم زنگ بزن

151
00:07:27,582 --> 00:07:29,707
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

152
00:07:32,250 --> 00:07:33,832
‫فکر خوبیـه

153
00:07:33,916 --> 00:07:35,916
‫پلیس همپتن شرقی، بفرمایید

154
00:07:36,000 --> 00:07:37,791
‫سلام. کارآگاه گیدری رو می‌خواستم لطفاً

155
00:07:37,875 --> 00:07:39,875
‫- یه لحظه
‫- این سلیطه

156
00:07:39,957 --> 00:07:41,750
‫کارآگاه نان گیدری هستم

157
00:07:41,832 --> 00:07:44,000
‫سلام. کارآگاه گیدری، کلوئی تیلور هستم

158
00:07:44,082 --> 00:07:45,875
‫مادر ایتن مکینتاش

159
00:07:45,957 --> 00:07:48,250
‫ایتن رو کجا زندانی کردن؟

160
00:07:48,332 --> 00:07:49,791
‫بازداشتگاه شهرستان سافک

161
00:07:49,875 --> 00:07:51,707
‫شرمنده، فکر می‌کردم خبر دارید

162
00:07:51,791 --> 00:07:53,666
‫ممنون که اینقدر پیچوندید. مرسی!

163
00:07:53,750 --> 00:07:55,957
‫وای خدا. حالا چی؟

164
00:07:57,000 --> 00:07:58,750
‫- بیا بریم اونجا
‫- عالیه

165
00:07:58,832 --> 00:08:00,375
‫دیگه از صبر کردن خسته شدم

166
00:08:00,458 --> 00:08:02,208
‫- عالیه. بیا بریم اونجا لامصب
‫- بریم

167
00:08:02,291 --> 00:08:03,333
‫- خوبه
‫- خیلی‌خب

168
00:08:03,416 --> 00:08:05,166
‫- خوبه
‫- برو لباس عوض کن

169
00:08:05,250 --> 00:08:07,291
‫چرا؟

170
00:08:07,375 --> 00:08:08,708
‫به خاطر سنت،

171
00:08:08,791 --> 00:08:11,208
‫درکِ سطحی‌ات از آداب معاشرت و

172
00:08:11,291 --> 00:08:13,541
‫برجستگی کصِ کلوچه‌ایت که
‫از ده کیلومتری دیده میشه

173
00:08:26,582 --> 00:08:28,582
‫چرا با پلیس تماس نگرفتن؟

174
00:08:30,166 --> 00:08:33,625
‫اسلحه پر نبود. می‌دونستن
‫قرار نیست کاری بکنم

175
00:08:34,875 --> 00:08:36,665
‫پس چرا با خودت بردیش؟

176
00:08:41,082 --> 00:08:42,375
‫اشتباه کردم

177
00:08:42,457 --> 00:08:45,165
‫اتفاقی رفت توی کیفم

178
00:08:48,583 --> 00:08:51,208
‫ایتن، معمولاً زیاد توی هچل میفتی؟

179
00:08:54,375 --> 00:08:55,833
‫مال کیـه، ایتن؟

180
00:08:55,915 --> 00:08:57,600
‫امانتـه، واسه یکی از دوستامـه

181
00:08:57,608 --> 00:08:59,500
‫بابا، به خدا مال من نیست

182
00:09:02,958 --> 00:09:04,625
‫پس مال کیه، ایتن؟

183
00:09:05,666 --> 00:09:06,833
‫پس واقعاً

184
00:09:06,916 --> 00:09:09,125
‫امانتی بود و برای یکی دیگه بود؟

185
00:09:16,833 --> 00:09:19,541
‫یعنی میگی اون ماری‌جوانا
‫واسه کوین بود؟

186
00:09:20,916 --> 00:09:22,666
‫اوه

187
00:09:22,750 --> 00:09:26,625
‫اون شب باید با چند نفر ملاقات می‌کرد

188
00:09:26,708 --> 00:09:28,916
‫پدرم اگه می‌فهمید،
‫از کوره در می‌رفت،

189
00:09:29,000 --> 00:09:32,083
‫پس نمی‌تونستم همراه کوین باشم،
‫یه درصد ممکن بود گیر بیفته و اینا

190
00:09:32,165 --> 00:09:33,958
‫واسه...

191
00:09:34,040 --> 00:09:35,958
‫واسه همین توی ساحل
‫تنهاش گذاشتم و بهش گفتم

192
00:09:36,040 --> 00:09:38,208
‫هر وقت کارش تموم شد بیاد دنبالم

193
00:09:43,875 --> 00:09:45,875
‫مامانمـه؟

194
00:09:47,208 --> 00:09:49,125
‫لابد دلش هزار راه رفته

195
00:09:50,375 --> 00:09:51,833
‫فقط نگرانـه

196
00:09:57,750 --> 00:10:00,583
‫گمونم الان وقتشـه یه استراحتی داشته باشیم

197
00:10:02,250 --> 00:10:04,125
‫چطوره جفت‌مون هم یه چیزی بخوریم

198
00:10:11,625 --> 00:10:13,416
‫ممنون

199
00:10:13,500 --> 00:10:15,416
‫چطور بودم؟

200
00:10:17,041 --> 00:10:19,875
‫از هر 10 مصاحبه‌ی اول،
‫توی 9 تاش دروغ و چرندیات گفته میشه

201
00:10:19,958 --> 00:10:21,625
‫طوری نیست

202
00:10:21,708 --> 00:10:24,291
‫تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

203
00:10:24,375 --> 00:10:26,875
‫یه روزی می‌رسه که دادستان به تو
‫برچسبِ بچه‌ی خشن می‌زنه و

204
00:10:26,958 --> 00:10:30,750
‫کسی که می‌تونسته پدرش رو بکشه و

205
00:10:30,833 --> 00:10:33,665
‫عذر موجهی هم نداره که
‫حین ارتکاب قتل کجا بوده

206
00:10:35,415 --> 00:10:38,833
‫پس امیدوارم تا وقتی برگردم،

207
00:10:38,915 --> 00:10:41,125
‫بعد اینکه یکم غذا به معده‌ات رسید و

208
00:10:41,208 --> 00:10:43,165
‫کمی فکر کردی،

209
00:10:43,250 --> 00:10:47,000
‫تهِ حرفات این نشه که
‫«اتفاقی رفت توی کیفم»

210
00:11:00,958 --> 00:11:03,250
‫گزارش رسمی کالبدشکافی رسید

211
00:11:03,333 --> 00:11:06,083
‫دفتر بیل براداک.
‫باید از لیست‌مون خط بزنیمش.

212
00:11:06,166 --> 00:11:07,809
‫آزمایشگاه چی؟
‫لکه‌ی خون و کفش؟

213
00:11:07,833 --> 00:11:08,916
‫مال ایتنـه

214
00:11:09,000 --> 00:11:10,309
‫احتمالاً خونِ بریدگی دستشـه،

215
00:11:10,333 --> 00:11:12,708
‫دعوا با پدرش قبل اینکه بکُشتش

216
00:11:12,791 --> 00:11:14,208
‫آها

217
00:11:26,916 --> 00:11:28,625
‫الو

218
00:11:28,708 --> 00:11:30,000
‫آقای براداک

219
00:11:30,083 --> 00:11:31,958
‫کارآگاه‌ بوون و گیدری هستیم

220
00:11:32,040 --> 00:11:33,415
‫تماس گرفتن با شما

221
00:11:33,500 --> 00:11:35,040
‫از هفت‌خوان رستم سخت‌تره

222
00:11:35,125 --> 00:11:38,000
‫خودتون که می‌دونید،
‫علاوه بر کار و بار معمول،

223
00:11:38,083 --> 00:11:40,875
‫کلی مراحل و روند هست.
‫چه کمکی ازم بر میاد؟

224
00:11:40,958 --> 00:11:43,250
‫می‌دونیم روزی که
‫آدام مکینتاش به قتل رسید،

225
00:11:43,333 --> 00:11:45,625
‫داشته با جیک رودریگز داشتن با
‫گروه جنتری همکاری می‌کردن،

226
00:11:45,708 --> 00:11:47,875
‫این رو هم می‌دونیم که شما آدام رو
‫واسه جلسه‌ی دوم با اونا فرستادیش

227
00:11:47,958 --> 00:11:49,790
‫ولی تنها

228
00:11:49,875 --> 00:11:52,250
‫می‌خوایم علتش رو بدونیم.
‫آدام رو بیشتر دوست دارید؟

229
00:11:53,250 --> 00:11:55,665
‫رقابت بین کارمندان ضرر نداره

230
00:11:55,750 --> 00:11:57,083
‫سرِ این رقابت

231
00:11:57,165 --> 00:12:00,833
‫بین آقای رودریگز و آقای مکینتاش
‫تنشی وجود داشت؟

232
00:12:00,916 --> 00:12:02,541
‫اونا تفاوت‌های جذابیتِ خودشون رو
‫درک کرده بودن

233
00:12:02,625 --> 00:12:04,708
‫آدام اهل تفکر بود و موشکافی می‌کرد

234
00:12:04,791 --> 00:12:06,541
‫جنتری ازش خوشش اومد

235
00:12:06,625 --> 00:12:10,125
‫ظاهراً با یه شام خداحافظی
‫توی کویینز ازشون پذیرایی کرده

236
00:12:10,208 --> 00:12:13,791
‫احیاناً آدام نگفته بود که با
‫یکی از افراد گروه جنتری مشکلی داره؟

237
00:12:13,875 --> 00:12:16,166
‫اصلاً. آدمی نبود که غر بزنه

238
00:12:16,250 --> 00:12:19,333
‫از پرونده‌هاش مربوط به گروه جنتری،
‫چیزی هست که شاید

239
00:12:19,416 --> 00:12:22,458
‫- به تحقیقات ما مربوط باشه؟
‫- گمون نکنم، بعیده

240
00:12:22,541 --> 00:12:24,791
‫وکیل‌ها به حدس و گمان معروف نیستن

241
00:12:24,875 --> 00:12:26,875
‫حدس من خیلی واضحـه،
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم

242
00:12:26,958 --> 00:12:29,000
‫در ضمن تمام پرونده‌های آدام

243
00:12:29,083 --> 00:12:32,625
‫تحت حفاظت اصل محرمانگی وکیل-موکل
‫قرار دارن، مگر اینکه حکم قضایی صادر بشه

244
00:12:32,708 --> 00:12:35,208
‫از دادستانی اقدام کردیم برای حکم

245
00:12:35,290 --> 00:12:38,290
‫الان سعادت صحبت با چه کسی رو دارم؟

246
00:12:38,375 --> 00:12:40,040
‫نان گیدری

247
00:12:40,125 --> 00:12:43,708
‫خب، مشتاقم حکم‌تون به دستم برسه
‫تا مطابقش عمل کنم، خانم گیدری

248
00:12:43,790 --> 00:12:45,708
‫یا باید بگم سرکار خانم؟
‫(قبلی برای زن‌ متأهل استفاده میشه)

249
00:12:47,208 --> 00:12:48,415
‫کارآگاه بگید کافیه

250
00:12:48,500 --> 00:12:52,290
‫اگه بازم بتونم به سؤالات‌تون جواب بدم،
‫حتماً تماس بگیرید کارآگاه

251
00:12:53,665 --> 00:12:56,790
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم،
‫دارن فایل‌ها رو پاک می‌کنن

252
00:12:56,875 --> 00:12:58,208
‫نه که حالا مهم باشه

253
00:12:59,333 --> 00:13:02,500
‫شاید جیک رودریگز واقعاً حسادت می‌کرده

254
00:13:02,583 --> 00:13:04,833
‫قطعاً، ولی در حدی که بکُشتش؟

255
00:13:06,291 --> 00:13:09,666
‫نمی‌تونم این فونت مورچه‌ایت رو بخونم

256
00:13:09,750 --> 00:13:11,791
‫سوابق تماس‌های جیک رودریگز،
‫طبق درخواستت

257
00:13:11,875 --> 00:13:14,916
‫یه عالمه تماس رفت‌و‌برگشتی
‫با یه شماره‌ی ثبت‌نشده،

258
00:13:15,000 --> 00:13:16,500
‫بعضیاشون هم شب قتل

259
00:13:16,583 --> 00:13:20,291
‫یه مرد مجرد که با یه زوج جذاب
‫زیاد وقت می‌گذرونه

260
00:13:20,375 --> 00:13:22,958
‫مثلث پیچیده‌ایـه.
‫ممکنه ازش خوشم بیاد

261
00:13:23,041 --> 00:13:24,916
‫اگه واقعاً هم‌راستا با

262
00:13:25,000 --> 00:13:28,458
‫بقیه‌ی مدارک یا
‫کسی که دستگیر کردیم بود

263
00:13:28,541 --> 00:13:30,333
‫همیشه بهم ضدحال می‌زنی

264
00:13:30,416 --> 00:13:32,375
‫خیلی‌خب، دیگه نمی‌خوام

265
00:13:32,458 --> 00:13:34,665
‫کلمات «ضد» و «حال» رو جلوی من

266
00:13:34,750 --> 00:13:36,391
‫از زبونت بشنوم

267
00:13:36,415 --> 00:13:37,958
‫شنیدی؟ مرسی

268
00:13:38,040 --> 00:13:39,540
‫بریم

269
00:13:45,790 --> 00:13:47,333
‫عالیه

270
00:13:47,415 --> 00:13:49,750
‫حالا اتاق شده مثل بازارِ شام

271
00:13:49,750 --> 00:13:59,750
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

272
00:15:08,625 --> 00:15:10,041
‫چه خوش‌تیپ شدی

273
00:15:10,125 --> 00:15:12,541
‫مثل یه مرد. فقط کاش
‫صاف بایستی و سینه رو بدی جلو

274
00:15:12,625 --> 00:15:14,041
‫خدایا

275
00:15:14,125 --> 00:15:15,208
‫خدا رو شکر، دارم از گشنگی می‌میرم

276
00:15:15,291 --> 00:15:17,041
‫- هات‌داگ با سس کچاپ
‫- حله

277
00:15:17,125 --> 00:15:18,805
‫من دو تا می‌خوام.
‫با سس خردل، کچاپ نه.

278
00:15:18,833 --> 00:15:20,184
‫- فعلاً بیا با یه ساندویچ شروع کنیم، خب؟
‫- حله

279
00:15:20,208 --> 00:15:23,708
‫بیخیال رفیق. اقتضای سنشـه.
‫من به این چند تا می‌خوردم؟ چهار تا؟

280
00:15:23,791 --> 00:15:25,708
‫آره ولی تو مدام شنا می‌کردی تا
‫بورسیه بگیری

281
00:15:25,791 --> 00:15:27,583
‫فرق داره

282
00:15:27,666 --> 00:15:29,333
‫- بکنش سه تا
‫- ردیفه

283
00:15:29,416 --> 00:15:33,125
‫همینـه. خودشـه. آره!

284
00:15:33,208 --> 00:15:36,208
‫بفرمایید

285
00:15:36,290 --> 00:15:38,583
‫- می‌تونیم بدیمش به مامان
‫- خیلی ممنون

286
00:15:42,540 --> 00:15:43,915
‫- نوش جون
‫- مرسی

287
00:15:45,333 --> 00:15:47,250
‫اصلاً تا حالا ورزش کردی؟

288
00:15:50,833 --> 00:15:54,208
‫میشه آروم باشی؟ پنج‌تای دیگه
‫توی کمد داری

289
00:15:54,290 --> 00:15:55,915
‫که با این یکی مو نمی‌زنه

290
00:15:56,915 --> 00:15:58,208
‫ماشین نزدیکـه؟

291
00:15:58,290 --> 00:15:59,708
‫هوادارها متوجه رفتن‌تون نمیشن

292
00:15:59,790 --> 00:16:01,250
‫- مرسی
‫- ببین

293
00:16:01,333 --> 00:16:03,333
‫- نه، نه، نه، نه
‫- نه، نه، پیداش کردم

294
00:16:03,416 --> 00:16:05,166
‫مطمئنم مال توئـه

295
00:16:05,250 --> 00:16:06,666
‫- مرسی
‫- کمترین کاریـه که ازم بر میاد

296
00:16:06,750 --> 00:16:08,000
‫سریع‌تر لطفاً

297
00:16:32,790 --> 00:16:34,250
‫خیلی‌خب

298
00:16:52,875 --> 00:16:55,083
‫این ماشین عین سفینه‌ی فضایی می‌مونه

299
00:16:55,165 --> 00:16:57,250
‫میشه پاهات رو بیاری پایین؟

300
00:16:57,333 --> 00:17:00,666
‫اینطوری کمرم راحت‌تره

301
00:17:00,750 --> 00:17:03,333
‫حال‌به‌هم‌زن و خطرناکـه

302
00:17:03,416 --> 00:17:06,333
‫فقط در صورتی که راننده‌ی شل‌دستی باشی

303
00:17:16,375 --> 00:17:18,875
‫وای خدا

304
00:17:19,958 --> 00:17:22,165
‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟
‫یه موبایل توی کیفمـه

305
00:17:22,250 --> 00:17:24,531
‫میشه درش بیاری و
‫وصلش کنی به کنسول؟

306
00:17:25,415 --> 00:17:27,333
‫چشم رئیس

307
00:17:31,875 --> 00:17:34,583
‫اینو از کجا آوردی؟

308
00:17:34,666 --> 00:17:37,291
‫توی دفترم پیداش کردم.
‫فکر کنم مال آدامـه.

309
00:17:37,375 --> 00:17:38,791
‫آدام؟

310
00:17:38,875 --> 00:17:41,375
‫آره. نیکی، فقط وصلش کن

311
00:17:41,458 --> 00:17:44,125
‫کلوئی، مطمئنم این با زغال کار می‌کنه

312
00:17:44,208 --> 00:17:46,416
‫توی کنسول یه دانگل هست

313
00:17:46,500 --> 00:17:48,291
‫چی‌چی؟

314
00:17:48,375 --> 00:17:50,041
‫شارژر همه‌کاره. زود باش

315
00:17:51,958 --> 00:17:54,250
‫میگی «دانگل» قند توی دلم آب میشه

316
00:17:57,166 --> 00:17:58,375
‫اوه

317
00:17:58,458 --> 00:18:00,041
‫خیلی‌خب
‫« بیل براداک »

318
00:18:00,125 --> 00:18:02,333
‫سلام بیل. من با خواهرم نیکول توی ماشینم

319
00:18:02,416 --> 00:18:04,416
‫- سلام
‫- سلام

320
00:18:04,500 --> 00:18:07,041
‫گوش کن، می‌خواستم قضیه‌ی
‫گروه جنتری رو پیگیری کنم

321
00:18:07,125 --> 00:18:09,250
‫- عالیه
‫- آره. همونطور که حدس می‌زدم،

322
00:18:09,333 --> 00:18:11,500
‫آدام توی فرودگاه جی‌اف‌کی
‫قرار ملاقات داشت

323
00:18:11,501 --> 00:18:12,958
‫می‌دونستم

324
00:18:13,041 --> 00:18:16,375
‫وقتی از همکارای جوون‌ترم
‫درباره‌ی کیو گاردنز پرسیدم،

325
00:18:16,458 --> 00:18:19,125
‫توضیح دادن که مشتری‌ها وقتی
‫میان به شهر معمولاً دوست دارن

326
00:18:19,208 --> 00:18:20,996
‫حال‌و‌هوای محلی رو تجربه کنن
‫«کوین: شرمنده رفیق، مجبور بودم»

327
00:18:21,000 --> 00:18:22,416
‫که اینطور

328
00:18:23,000 --> 00:18:25,000
‫بگذریم، به جایی نمی‌رسه
‫«تنظیمات موبایل»

329
00:18:25,083 --> 00:18:27,833
‫به اون کارآگاه‌های احمق هم که
‫صبح زنگ زده بودن گفتم

330
00:18:27,916 --> 00:18:31,291
‫آره، رسید لیفت رو بهشون گفته بودم. کی زنگ زد؟
‫«بازگشت به تنظیمات کارخانه»

331
00:18:31,375 --> 00:18:32,583
‫دو نفری ریخته بودن سرم

332
00:18:32,666 --> 00:18:35,125
‫ببینم، اون زن پر اِفاده لزبین نیست؟
‫«به تنظیمات کارخانه برگشت»

333
00:18:35,208 --> 00:18:36,291
‫- آره، چه‌جورم! با افتخار!
‫- می‌دونستم

334
00:18:36,375 --> 00:18:37,517
‫راستی تهدیدت کرده بودن...

335
00:18:37,541 --> 00:18:39,083
‫- چی شد عمل کردن؟
‫- شک دارم

336
00:18:39,166 --> 00:18:40,226
‫ولی یکی از آدمای کاترین
‫داره بهش رسیدگی می‎‌کنه

337
00:18:40,250 --> 00:18:43,208
‫گوش کن، اگه قراره دست روی دست بذارن و
‫هیچ کاری نکنن،

338
00:18:43,291 --> 00:18:45,041
‫- خوشحال میشم کاسه‌کوزه‌ها سر من بشکنه
‫- نه

339
00:18:45,125 --> 00:18:46,250
‫مشکلی نیست، بیل

340
00:18:46,333 --> 00:18:48,708
‫خیلی‌خب، اگه نظرت عوض شد،
‫پیشنهادم سر جاشـه

341
00:18:48,791 --> 00:18:51,083
‫- مراقب خودتون باشید
‫- باشه، ممنون

342
00:18:55,208 --> 00:18:57,291
‫خب، حالا فهمیدی

343
00:18:57,375 --> 00:18:59,291
‫آره

344
00:19:01,708 --> 00:19:03,083
‫نیکی

345
00:19:04,416 --> 00:19:06,583
‫- اون...
‫- آره، باشه

346
00:19:16,416 --> 00:19:18,333
‫انگار خالیـه، کلوئی

347
00:19:18,416 --> 00:19:20,208
‫منظورت چیه؟

348
00:19:20,291 --> 00:19:22,875
‫هیچ تماس و پیامکی نیست

349
00:19:25,375 --> 00:19:27,625
‫هیچ شماره‌ای هم توی دفتر تلفنش نیست

350
00:19:27,708 --> 00:19:30,291
‫فکر کنم استفاده نمی‌شده

351
00:19:30,375 --> 00:19:32,541
‫چه غلطی می‌کنی، آدام؟

352
00:19:32,625 --> 00:19:35,541
‫با یه موبایل یک‌بارمصرف خالی
‫چیکار می‌کردی؟

353
00:19:37,000 --> 00:19:39,791
‫اگه بگم «خرید و فروش مواد مخدر»
‫عصبانی میشی؟

354
00:19:41,708 --> 00:19:44,166
‫آره

355
00:19:44,250 --> 00:19:45,750
‫- عزیزم موا...
‫- نگو

356
00:19:45,833 --> 00:19:47,375
‫- ولی اگه...
‫- بسه

357
00:19:47,458 --> 00:19:49,083
‫- شاید این...
‫- هیس

358
00:19:49,166 --> 00:19:50,583
‫- واسه خدمتکارت آنالیسا بوده
‫- هیس. هیس

359
00:19:50,666 --> 00:19:53,791
‫شاید اون مواد مخدر
‫خرید و فروش می‌کرده

360
00:19:58,666 --> 00:20:00,041
‫انگار باورش شده

361
00:20:01,333 --> 00:20:04,333
‫مزیت حواس‌پرتی یک بیوه‌ی عزادار

362
00:20:05,416 --> 00:20:07,416
‫فعلاً

363
00:20:07,500 --> 00:20:09,708
‫پس جنتری جلسه‌اش با آدام رو تأیید کرده

364
00:20:09,791 --> 00:20:12,083
‫جلسه‌ای که توی دفاتر شرکت ما ثبت نشده

365
00:20:12,166 --> 00:20:14,291
‫آدام با تاکسی آنلاین لیفت
‫می‌رفته کوئینز

366
00:20:14,375 --> 00:20:17,041
‫اون هم به حساب شخصی خودش

367
00:20:17,125 --> 00:20:18,958
‫نکنه نقشه داشته

368
00:20:19,041 --> 00:20:21,625
‫جنتری رو بقاپه؟

369
00:20:21,708 --> 00:20:23,125
‫خب، جاه‌طلب بود

370
00:20:23,208 --> 00:20:25,041
‫چندین ماه بود که شک کرده بودم

371
00:20:25,125 --> 00:20:27,750
‫ولی جنتری واقعاً این گزینه رو مد نظر داره؟

372
00:20:27,833 --> 00:20:29,458
‫که از من جدا بشن؟

373
00:20:29,541 --> 00:20:33,083
‫خب، یکم عوضی و لاشی تشریف داری

374
00:20:33,166 --> 00:20:37,083
‫لاشی‌ای که خیلی وقتـه
‫گوه‌کاری‌هاشون رو لاپوشونی می‌کنه

375
00:20:39,875 --> 00:20:42,208
‫هر دفتر حقوقی‌ای که داشته سعی می‌کرده
‫آدام رو جذب کنه،

376
00:20:42,291 --> 00:20:45,250
‫می‌خواسته که جنتری رو هم
‫به عنوان مشتری با خودش بیاره

377
00:20:45,333 --> 00:20:47,583
‫آدام یه نمایش راه میندازه که
‫چه خدماتی می‌تونه به جنتری ارائه بده،

378
00:20:47,666 --> 00:20:49,666
‫توی موقعیت‌های بهتر

379
00:20:49,750 --> 00:20:51,958
‫اما به مذاق جنتری خوش نمیاد که

380
00:20:52,041 --> 00:20:54,541
‫جزئیات خصوصی‌شون

381
00:20:54,625 --> 00:20:57,250
‫بشه نقل و نباتِ معامله

382
00:20:58,375 --> 00:21:01,500
‫پس اونا ملاقات تنهایی آدام رو تأیید کردن،

383
00:21:01,583 --> 00:21:03,875
‫می‌دونستن به گوش من می‌رسه

384
00:21:03,958 --> 00:21:06,500
‫فقط به خاطر مرگش
‫مجبور شدن تأییدش کنن

385
00:21:06,583 --> 00:21:10,125
‫به هر حال، آدام یه خرابکاری به بار آورده
‫که باید تمیزکاری بشه

386
00:21:10,208 --> 00:21:12,208
‫اون‌وقت...

387
00:21:12,291 --> 00:21:14,125
‫لاتین‌تبارها توی
‫تمیزکاری زبان‌زد هستن؟

388
00:21:14,208 --> 00:21:16,875
‫خودت گفتی، نه من

389
00:21:16,958 --> 00:21:19,625
‫خدا می‌دونه دیگه چه رازهایی
‫توی اون خونه مخفی کرده

390
00:21:19,708 --> 00:21:21,583
‫خدا بیامرزتش

391
00:21:22,666 --> 00:21:25,541
‫پس میری سمت خونه، چون
‫سرِ راهتـه دیگه؟

392
00:21:25,625 --> 00:21:27,458
‫منشیت بهم گفت

393
00:21:27,541 --> 00:21:30,208
‫قراره وکیلی که واسه
‫ایتن معرفی کردی رو ببینی

394
00:21:30,291 --> 00:21:33,416
‫مطمئنم کلوئی واقعاً
‫از حمایتت ممنونـه

395
00:21:35,458 --> 00:21:38,583
‫در ضمن دیگه اون شلوار رو
‫توی دفتر نپوش

396
00:21:38,666 --> 00:21:40,708
‫حواس آدمو پرت می‌کنه

397
00:21:42,583 --> 00:21:43,708
‫نه

398
00:21:43,791 --> 00:21:46,041
‫تأیید ملاقات از سمت جنتری،
‫اونو به یه مسیر دیگه سوق داد

399
00:21:47,416 --> 00:21:48,750
‫الان دارم میرم اونجا

400
00:21:48,833 --> 00:21:50,250
‫می‌تونم امشب یه سر بیام

401
00:21:53,458 --> 00:21:54,476
‫اخیراً در حال مشاهده‌ی تغییرات

402
00:21:54,500 --> 00:21:57,333
‫در آیین‌های جفت‌گیری
‫غزال‌ها در سرنگتی بوده‌ایم

403
00:21:57,416 --> 00:22:00,500
‫هیچ‌وقت ندیده بودم این‌قدر سرحال و
‫پرانرژی باشن، اگه بخوام بهتر بگم

404
00:22:00,583 --> 00:22:02,250
‫غزال‌های پر انرژی

405
00:22:02,333 --> 00:22:04,250
‫صداش رو زیاد کن

406
00:22:04,333 --> 00:22:07,500
‫هنوز تأثیر این عوامل مشخص نیست

407
00:22:07,583 --> 00:22:09,125
‫9 ماه و نیم صبر کن

408
00:22:09,208 --> 00:22:10,500
‫تا تأثیراتش رو ببینی!

409
00:22:10,583 --> 00:22:13,625
‫دوره‌ی بارداری غزال با انسان فرق داره!

410
00:22:13,708 --> 00:22:16,250
‫ولی، تحقیقات ما نشون داده که...

411
00:22:16,333 --> 00:22:18,166
‫نگو که از

412
00:22:18,250 --> 00:22:20,750
‫دوره‌ی بارداری غزال‌ها چیزی می‌دونی

413
00:22:20,833 --> 00:22:22,517
‫می‌دونم. چرا باید
‫همچین چیزی رو از خودم ببافم؟

414
00:22:22,541 --> 00:22:24,083
‫ولی آخه

415
00:22:24,166 --> 00:22:25,916
‫چرا باید همچین چیزی رو بدونی؟

416
00:22:26,000 --> 00:22:27,416
‫خیلی چیزها می‌دونم

417
00:22:28,500 --> 00:22:30,208
‫باشه، رئیس

418
00:22:30,291 --> 00:22:32,166
‫- یه چیزهایی می‌دونم
‫- صد درصد

419
00:22:32,250 --> 00:22:34,041
‫عصر بخیر.
‫در ساعاتِ پایانی شبِ جمعه

420
00:22:34,125 --> 00:22:36,500
‫وکیل آدام مکینتاش در منزل خود
‫واقع در لانگ آیلند، به طرز وحشیانه‌ای

421
00:22:36,583 --> 00:22:37,916
‫با ضربات چاقو به قتل رسید

422
00:22:38,000 --> 00:22:41,625
‫به میشل سندرز زنگ بزن

423
00:22:41,708 --> 00:22:43,333
‫متأسفم. متوجه نشدم

424
00:22:43,416 --> 00:22:46,625
‫به میشل سندرز زنگ بزن

425
00:22:46,708 --> 00:22:49,000
‫در حال تماس با میچل سمپسون

426
00:22:49,083 --> 00:22:51,125
‫نه، میچل نه، لامصب!

427
00:22:51,208 --> 00:22:54,166
‫گفتم با میشل سندرز تماس بگیر

428
00:22:54,250 --> 00:22:55,875
‫خیلی‌خب حالا. خودم برات زنگ می‌زنم، باشه؟

429
00:22:55,958 --> 00:22:56,875
‫متأسفم

430
00:22:56,958 --> 00:22:58,708
‫- مخاطبی با نام میشل سمپسون پیدا نشد
‫- لامصب

431
00:22:58,791 --> 00:23:01,625
‫میشه به میشل سندرزِ وامونده زنگ بزنی؟
‫لعنتی!

432
00:23:06,000 --> 00:23:13,000
سینمافریک

433
00:23:18,750 --> 00:23:21,411
‫تف توش. یعنی امروز چه
‫بلایی قراره سرمون بیاد؟

434
00:23:21,583 --> 00:23:23,333
‫یعنی میفته زندان؟

435
00:23:23,416 --> 00:23:24,875
‫نـه

436
00:23:24,958 --> 00:23:26,500
‫خدا به دادمون برسه، نیکی

437
00:23:28,291 --> 00:23:31,625
‫اگه کارِ اون باشه چی؟
‫اگه کارِ اون باشه چی؟

438
00:23:31,708 --> 00:23:34,000
‫اون بی‌گناهـه

439
00:23:34,083 --> 00:23:35,458
‫کلوئی

440
00:23:35,541 --> 00:23:37,291
‫خودت که می‌شناسیش

441
00:23:38,047 --> 00:23:39,625
‫خودت می‌دونی دیگه

442
00:23:40,033 --> 00:23:41,625
‫واقعاً؟

443
00:23:42,463 --> 00:23:43,791
‫کلوئی

444
00:23:45,958 --> 00:23:47,583
‫اون بی‌گناهه، عزیزم

445
00:23:47,666 --> 00:23:50,666
‫مطمئن باش بی‌گناهه

446
00:23:50,750 --> 00:23:52,958
‫می‌دونم بی‌گناهـه

447
00:23:53,041 --> 00:23:56,333
‫همه‌چی درست میشه

448
00:23:56,416 --> 00:23:58,666
‫چطوری؟ آخه چطوری؟

449
00:24:01,958 --> 00:24:04,333
‫فقط برو سراغِ مرحله بعدی

450
00:24:04,416 --> 00:24:06,791
‫یعنی چه غلطی بکنم؟

451
00:24:06,875 --> 00:24:09,000
‫مقصر رو پیدا کن

452
00:24:10,500 --> 00:24:13,500
‫- باشه
‫- باشه. خیلی‌خب

453
00:24:13,583 --> 00:24:16,333
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- آره. باشه

454
00:24:18,083 --> 00:24:20,166
‫- سلام
‫- سلام

455
00:24:20,250 --> 00:24:23,416
‫سلام. از دیدنت خوشحالم

456
00:24:23,500 --> 00:24:26,083
‫مرسی که اومدی

457
00:24:26,166 --> 00:24:28,333
‫فقط بابت همین ازم تشکر می‌کنی؟

458
00:24:28,416 --> 00:24:31,200
‫و مرسی که پرونده رو قبول کردی

459
00:24:31,630 --> 00:24:34,583
‫مدیونت بودم. زنگ زدی و اومدم

460
00:24:34,666 --> 00:24:38,250
‫با پای خودم رفتم تو دلِ اون فاجعه

461
00:24:39,708 --> 00:24:41,458
‫این که دوتا خواهر با یه مرد
‫ازدواج کنن، برام جدید بود

462
00:24:41,541 --> 00:24:43,041
‫سیاه‌پوست‌ها از این غلطا نمی‌کنن

463
00:24:43,125 --> 00:24:45,208
‫از اون غلطا می‌کنیم

464
00:24:45,291 --> 00:24:47,500
‫- منظورت چیه؟
‫- آخه کم پیش میاد که

465
00:24:47,583 --> 00:24:50,083
‫یه زن با شوهرِ سابقِ خواهرش ازدواج کنه

466
00:24:50,166 --> 00:24:53,041
‫آهان آره خب... البته

467
00:24:53,125 --> 00:24:54,958
‫- اینم هست
‫- آره

468
00:24:55,041 --> 00:24:56,750
‫اینم هست

469
00:24:56,833 --> 00:24:59,250
‫ولی سر از کار پسره در نمیارم

470
00:24:59,333 --> 00:25:02,333
‫غیرقابل پیش‌بینیـه

471
00:25:02,416 --> 00:25:03,666
‫آره، شخصیت خاصِ خودش رو داره

472
00:25:03,750 --> 00:25:05,208
‫کلوئی خوب بارش آورده

473
00:25:05,291 --> 00:25:07,208
‫خب در واقع جفت‌شون...

474
00:25:07,291 --> 00:25:10,375
‫توی تربیتش نقش دارن. یا داشتن

475
00:25:10,458 --> 00:25:11,833
‫یه‌جورایی...

476
00:25:11,916 --> 00:25:14,916
‫خب اگه جلسه رسیدگی همون‌جوری
‫که فکر می‌کنم پیش بره،

477
00:25:15,000 --> 00:25:16,500
‫مامان‌ها امشب می‌برنش خونه

478
00:25:18,916 --> 00:25:20,500
‫چی میل دارین؟

479
00:25:20,583 --> 00:25:23,541
‫سالاد سزار با نون کروتون اضافه
‫و برای ایشون هم احتمالاً

480
00:25:23,625 --> 00:25:25,500
‫- ماهی و سبزیجات بخارپز
‫- ماهی...

481
00:25:26,708 --> 00:25:28,041
نمی‌خواد اندامش خراب شه

482
00:25:28,125 --> 00:25:29,875
‫ممنون

483
00:25:32,291 --> 00:25:34,083
‫آره

484
00:25:34,166 --> 00:25:36,625
‫خب ببخشید، یعنی الان...

485
00:25:36,708 --> 00:25:39,875
‫اون یکیِ مامانِ ایتن توی شهره؟

486
00:25:39,958 --> 00:25:41,041
‫اوهوم

487
00:25:41,125 --> 00:25:43,333
‫- می‌شناسیش؟
‫- آم، نه

488
00:25:43,416 --> 00:25:47,041
‫چند باری به همسرِ سابقِ آدام اشاره کردن

489
00:25:47,125 --> 00:25:48,375
از لحاظ روانی ثبات نداره

490
00:25:48,458 --> 00:25:50,250
‫یه دستور منع علیه‌ش گرفتن

491
00:25:50,333 --> 00:25:52,958
‫می‌دونی، هروقت بحثِ اون جریان می‌شد،
‫می‌پیجوندن

492
00:25:53,041 --> 00:25:55,875
‫و منم... خیلی پیگیر نشدم

493
00:25:56,916 --> 00:25:58,833
‫نمی‌دونستم شما دوتا اینقدر صمیمی بودین

494
00:25:58,916 --> 00:26:01,375
‫- اولش نه
‫- اوهوم

495
00:26:01,458 --> 00:26:03,541
‫هیچ‌کدوم‌مون با اون محیط سازگاری نداشتیم

496
00:26:03,625 --> 00:26:05,791
‫توی جایی مثل براداک،
‫باید توی یه دسته جا بگیری

497
00:26:05,875 --> 00:26:07,208
‫من پوستم تیره بود و اون فقیر

498
00:26:07,291 --> 00:26:09,458
‫- سفیدپوست بود ولی نه به اندازه کافی
‫- اوهوم

499
00:26:09,541 --> 00:26:12,125
‫اولین نسل دانشگاه‌رفته و هر دو در
‫تلاش برای اینکه بهتر از والدین‌تون باشین

500
00:26:12,208 --> 00:26:13,791
‫آره، می‌فهمم

501
00:26:13,875 --> 00:26:17,083
‫اینکه به این نقطه رسیدیم، خودش موفقیت بزرگیه

502
00:26:17,166 --> 00:26:19,000
‫ولی...

503
00:26:19,083 --> 00:26:21,708
‫به نظر هیچ‌وقت از این موفقیت لذتی نبرد

504
00:26:21,791 --> 00:26:23,500
‫هوم

505
00:26:23,583 --> 00:26:25,291
‫نه مثلِ تو

506
00:26:25,375 --> 00:26:28,166
‫آره، درسته. همین‌طوره

507
00:26:28,250 --> 00:26:30,708
‫نیازی نبود این همه راه بیای اینجا

508
00:26:30,791 --> 00:26:32,416
‫یه سبد پنیرِ موری کفایت می‌کرد

509
00:26:32,500 --> 00:26:34,500
‫نه بابا، ببین...

510
00:26:34,583 --> 00:26:36,125
‫در هر صورت باید میومدم

511
00:26:36,208 --> 00:26:38,083
‫تراس رو دارن بازسازی می‌کنن

512
00:26:38,166 --> 00:26:40,500
‫و آم...

513
00:26:40,583 --> 00:26:42,500
‫واقعاً ازت ممنونم

514
00:26:48,250 --> 00:26:50,083
‫حالت خوبه؟

515
00:26:53,375 --> 00:26:55,625
‫نمی‌دونم والا

516
00:26:55,708 --> 00:26:58,166
‫راستش نه

517
00:27:00,625 --> 00:27:02,291
‫- ببخشید
‫- ردیفه

518
00:27:03,416 --> 00:27:04,833
‫سلام

519
00:27:04,916 --> 00:27:06,458
‫باشه. الان میام

520
00:27:23,750 --> 00:27:26,000
‫خیلی‌خب. برو بریم

521
00:27:26,083 --> 00:27:28,250
‫نه، من نمیام

522
00:27:28,333 --> 00:27:30,541
‫- چی؟
‫- خودت برو

523
00:27:30,625 --> 00:27:32,625
‫فقط نذار حقت رو بخورن

524
00:27:34,291 --> 00:27:36,000
‫می‌دونی چیه؟ این‌جوری بهتره

525
00:27:36,083 --> 00:27:37,708
‫همون بهتر که توی ماشین بشینی

526
00:27:37,791 --> 00:27:39,541
‫به نفع‌مونه امروز با پلیسا درگیر نشی

527
00:27:39,625 --> 00:27:41,375
‫باشه

528
00:27:41,458 --> 00:27:43,166
‫زود برمی‌گردم

529
00:27:54,440 --> 00:27:58,000
‫طول تمام جراحات هشت سانتی‌متر بوده
‫به جز زخم روی گردن

530
00:27:58,083 --> 00:28:00,958
‫ظاهراً ضارب به زور چاقو رو کشیده بیرون

531
00:28:01,041 --> 00:28:02,208
‫زخمِ عمیق‌تریه

532
00:28:03,291 --> 00:28:04,750
‫چاقوی ساده و معمولی‌ایه

533
00:28:04,833 --> 00:28:07,208
‫از اونا که توی هر مغازه‌ای پیدا میشه،

534
00:28:07,291 --> 00:28:10,666
‫کنار پایپ و ویاگرای تقلبی

535
00:28:11,708 --> 00:28:14,625
‫تا حالا گیاه اپیمدیوم مصرف کردی؟

536
00:28:15,893 --> 00:28:16,458
‫بیا

537
00:28:17,500 --> 00:28:18,875
‫الان منظورت چیه؟

538
00:28:18,958 --> 00:28:22,166
‫منظورم اینه که از این چیزها توی شهر ریخته

539
00:28:22,250 --> 00:28:26,041
‫پس پسره خیلی راحت می‌تونسته
‫همچین چاقویی بخره

540
00:28:26,125 --> 00:28:27,125
‫بعد الان چاقو کجاست؟

541
00:28:27,208 --> 00:28:28,750
‫از شرش خلاص شده

542
00:28:29,916 --> 00:28:32,375
‫- چیه؟
‫- هوم

543
00:28:32,458 --> 00:28:34,291
‫حرفت رو بزن، بوون

544
00:28:34,375 --> 00:28:36,750
‫بیست دقیقه قبل از کشته شدن آدام،
‫دزدگیر از کار افتاده

545
00:28:36,833 --> 00:28:38,291
‫کلوئی گفته اصلاً فعالش نکرده بودن

546
00:28:38,375 --> 00:28:40,666
‫معمولاً آدما اینقدر راحت به پلیس دروغ نمیگن

547
00:28:40,750 --> 00:28:42,708
‫پس شاید دروغ نگفته

548
00:28:42,791 --> 00:28:44,750
‫- شاید آدام خودش دزدگیر رو فعال کرده
‫- صحیح. آره

549
00:28:44,833 --> 00:28:46,916
‫و پسره غیرفعالش کرده

550
00:28:47,000 --> 00:28:49,375
‫آدمای دیگه هم توی اون خونه رمز رو داشتن

551
00:29:20,916 --> 00:29:22,541
‫الان با مُرده فرقی نداره

552
00:29:27,291 --> 00:29:29,333
‫یادته چطوری بهت یاد دادم؟

553
00:29:32,911 --> 00:29:34,333
‫نیکول

554
00:29:34,752 --> 00:29:35,919
‫من خلاصش می‌کنم

555
00:29:38,666 --> 00:29:41,041
‫این‌جوری بهش لطف می‌کنیم

556
00:30:21,000 --> 00:30:23,083
‫بهش گفتم تمیز نگه‌ش داره

557
00:30:28,500 --> 00:30:31,458
‫حلقه‌ی قشنگیه. احتمالاً
‫هم‌قیمتِ ماشینِ منه

558
00:30:31,541 --> 00:30:34,125
‫- بیوه‌خانم اومد
‫- عه!

559
00:30:34,208 --> 00:30:37,375
‫باید با جفت‌تون صحبت کنم.
‫این رو توی آپارتمانم پیدا کردم

560
00:30:39,541 --> 00:30:41,541
‫فراداده‌ش رو در بیارین

561
00:30:41,625 --> 00:30:44,041
‫خانم، اینجا که اپل استور نیست

562
00:30:44,125 --> 00:30:45,125
‫مشخصه

563
00:30:46,041 --> 00:30:47,750
‫ولی گفتم شاید تیم فنی داشته باشین

564
00:30:47,833 --> 00:30:51,625
‫خانم تیلور، شاید شنیدنش براتون
‫سخت باشه ولی ما برای شما کار نمی‌کنیم

565
00:30:52,708 --> 00:30:55,666
‫اون فایل مستهجنی که به آدرس خونه‌م در
‫منهتن فرستاده بودن چی؟

566
00:30:55,750 --> 00:30:57,208
‫به جایی نرسیدین؟

567
00:30:57,291 --> 00:31:00,208
‫اثرانگشت پیدا کردیم ولی طرف شاهد داره
‫که اون شب جای دیگه بوده

568
00:31:00,291 --> 00:31:02,166
‫آره، تنفر از سیاست‌هاتون جرم نیست

569
00:31:02,250 --> 00:31:04,958
‫ولی خوشحال میشیم کمک‌تون کنیم
‫براش دستور منع بگیرین

570
00:31:05,690 --> 00:31:07,500
‫خب پس رسیدهای لیفت چی؟

571
00:31:07,583 --> 00:31:10,125
‫که رئیس و موکلِ شوهرتون تأیید کردن

572
00:31:10,208 --> 00:31:12,625
‫سفرهای کاری معمول بودن

573
00:31:12,708 --> 00:31:15,541
‫خیلی‌خب. من خودم متخصص
‫امنیت سایبری استخدام کردم

574
00:31:15,625 --> 00:31:17,875
‫- خب؟ خودم اقدام کردم
‫- ممنون از پیگیری‌تون

575
00:31:17,958 --> 00:31:22,916
‫ولی منشأ این خصومت از محلِ کار خودتونه

576
00:31:23,000 --> 00:31:25,791
‫و در حال حاضر ارتباطی با پرونده‌ی ما نداره

577
00:31:25,875 --> 00:31:27,291
‫چرا نداره؟

578
00:31:35,818 --> 00:31:37,267
‫[جلسه رسیدگی ایتن مکینتاش، نیم ساعت دیگه]

579
00:31:38,732 --> 00:31:39,958
‫ببینید، منم خودم مادرم

580
00:31:40,041 --> 00:31:43,458
‫و درکت می‌کنم و می‌فهمم
‫پسرت توی چه وضعیتیه

581
00:31:43,541 --> 00:31:46,166
‫ولی فعلاً بهتره خودمون
‫رو به جلسه رسیدگی برسونیم

582
00:31:46,250 --> 00:31:47,625
‫نیم ساعت دیگه شروع میشه

583
00:31:51,416 --> 00:31:52,666
‫تف توش

584
00:31:56,750 --> 00:31:57,791
‫این دیگه چه حرکتی بود؟

585
00:31:58,583 --> 00:32:00,708
‫بهش میگن حق‌به‌جانب بودن، رفیق

586
00:32:00,791 --> 00:32:02,666
‫چرا حلقه رو بهش پس ندادی؟

587
00:32:02,750 --> 00:32:05,375
‫یه بهونه داریم که دوباره بریم پیش‌شون

588
00:32:05,458 --> 00:32:06,791
‫بعید می‌دونم کلاه انتخاب خوبی باشه

589
00:32:06,875 --> 00:32:09,833
‫منم همین حس رو به سبیلت دارم

590
00:32:09,916 --> 00:32:11,375
‫فعلاً خانما!

591
00:32:16,458 --> 00:32:18,250
‫- سلام
‫- سلام

592
00:32:22,333 --> 00:32:24,625
‫خب ایتن، برنامه عوض شده

593
00:32:24,708 --> 00:32:26,166
‫جلسه زودتر برگزار میشه

594
00:32:26,250 --> 00:32:26,966
‫واسه چی؟

595
00:32:28,000 --> 00:32:31,500
‫گاهی همچین پرونده‌هایی
‫رو سریع‌تر پیش می‌برن

596
00:32:31,583 --> 00:32:33,416
‫دادگاه‌های کوچیک تجربه رسیدگی به

597
00:32:33,500 --> 00:32:35,041
‫پرونده‌هایی که اینقدر مورد
‫توجه قرار می‌گیرن رو ندارن

598
00:32:36,125 --> 00:32:38,125
‫ولی شاید به نفع‌مون باشه

599
00:32:39,375 --> 00:32:41,791
‫یعنی امیدواریم بتونیم
‫زودتر برت گردونیم خونه

600
00:32:41,875 --> 00:32:43,250
‫مامانم خبر داره؟

601
00:32:43,333 --> 00:32:46,541
‫آره. روال کار این‌جوریه:

602
00:32:46,625 --> 00:32:50,125
‫اول دادستان صحبت می‌کنه و بعد من

603
00:32:50,208 --> 00:32:52,833
‫این جلسه رسیدگی قبل از دادگاهه
‫و لازم نیست حرفی بزنی

604
00:32:52,916 --> 00:32:56,208
‫منم تمام مدت کنارتم، حله؟

605
00:32:59,708 --> 00:33:01,083
‫حالت چطوره؟

606
00:33:02,916 --> 00:33:04,791
‫نمی‌دونم

607
00:33:04,875 --> 00:33:06,791
‫گمونم فقط می‌ترسم

608
00:33:06,875 --> 00:33:10,375
‫خوبه. خیلی خوبـه.
‫قاضی هم باید این ترس رو ببینه.

609
00:33:12,708 --> 00:33:14,750
‫بهشون میگم که پدرت رو خیلی دوست داشتی

610
00:33:15,875 --> 00:33:18,208
‫و محال بوده بخوای بلایی سرش بیاری

611
00:33:18,291 --> 00:33:20,916
‫حقیقت رو بهشون میگیم

612
00:33:21,000 --> 00:33:22,916
‫الان میاییم

613
00:33:26,000 --> 00:33:28,875
‫از قصد اسلحه رو برده بودم مدرسه

614
00:33:28,958 --> 00:33:31,458
‫می‌خواستم از شرش خلاص بشم

615
00:33:31,541 --> 00:33:33,291
‫می‌ترسیدم توی خونه نگه‌ش دارم

616
00:33:33,375 --> 00:33:35,291
‫دست‌ها پشت سر، ایتن

617
00:33:45,708 --> 00:33:47,541
‫یا خدا!

618
00:33:47,625 --> 00:33:49,916
‫بالاخره اومد!

619
00:33:50,000 --> 00:33:51,750
‫- وای خدایا!
‫- ده امتیاز برای

620
00:33:51,833 --> 00:33:53,875
‫- زیر گرفتن این عوضی
‫- از سر راه برو کنار

621
00:33:53,958 --> 00:33:55,250
‫- شورش رو در آوردن
‫- و الان خودرویی رو می‌بینیم

622
00:33:55,333 --> 00:33:58,583
‫که احتمالا کلوئی تیلور داخلشه

623
00:34:00,333 --> 00:34:01,708
‫حالا چیکار کنیم؟

624
00:34:01,791 --> 00:34:05,250
‫سرت رو بنداز پایین. یه کلمه هم حرف نزن

625
00:34:05,333 --> 00:34:07,708
‫ایتن رو برمی‌گردونیم خونه

626
00:34:09,791 --> 00:34:11,916
‫- بسیارخب
‫- آهای! خانم تیلور!

627
00:34:12,000 --> 00:34:13,708
‫- خانم تیلور!
‫- یه سوالی ازتون داریم

628
00:34:13,791 --> 00:34:15,541
‫- شما اون زمان کجا بودین؟...
‫- کلوئی، صحبتی نداری؟

629
00:34:17,291 --> 00:34:20,500
‫بعید می‌دونیم امروز

630
00:34:20,583 --> 00:34:22,250
‫- اظهار نظری کنه
‫- نمی‌دونم چطور از پسشون برمیای

631
00:34:35,666 --> 00:34:37,833
‫آم، جلسه‌ی رسیدگی مکینتاش.
‫خیلی‌خب

632
00:34:48,500 --> 00:34:50,625
‫- باید از این طرف باشه
‫- آره، بیا بریم

633
00:34:50,708 --> 00:34:51,833
‫خیلی‌خب

634
00:35:02,666 --> 00:35:04,416
‫خودشه؟

635
00:35:28,875 --> 00:35:30,541
‫قیام کنید

636
00:35:30,625 --> 00:35:33,833
‫جلسه دادگاه از این لحظه شروع میشه.
‫خانم قاضی ادلمن ریاست جلسه رو به عهده دارن

637
00:35:33,916 --> 00:35:37,541
‫چه جمعیتی اومده! اونم توی این هوای شرجی!
‫بشینید

638
00:35:43,000 --> 00:35:45,125
‫اتهام وارده به متهم، ایتن مکینتاش

639
00:35:45,208 --> 00:35:48,205
‫قتل درجه دو هست

640
00:35:48,596 --> 00:35:51,833
‫موکل‌تون در این مرحله
‫چه دفاعی از خودش داره؟

641
00:35:51,916 --> 00:35:54,500
‫موکلم میگه بی‌گناهه، خانم قاضی

642
00:35:55,075 --> 00:35:57,032
‫آقای ویلیس، وثیقه پیشنهادی‌تون چقدره؟

643
00:35:57,057 --> 00:35:59,916
‫ممنون خانم قاضی ولی ما
‫با پرونده‌ی غیرمعمولی سر و کار داریم

644
00:36:00,000 --> 00:36:02,208
‫ایتن مکینتاش در انتظار صدور حکم دادگاه

645
00:36:02,291 --> 00:36:04,666
‫به اتهام قتل
‫وحشیانه‌ی پدرش، آدام مکینتاشـه

646
00:36:04,750 --> 00:36:07,291
‫شهرستان سافک توصیه می‌کنه
‫متهم بدون وثیقه در بازداشت بمونه

647
00:36:07,908 --> 00:36:08,750
‫خانم قاضی

648
00:36:08,833 --> 00:36:09,958
‫- ایتن مکینتاش قاتل نیست
‫- یعنی چی؟!

649
00:36:10,041 --> 00:36:11,625
‫اون یه پسرِ هفده ساله‌ی مهربون

650
00:36:11,708 --> 00:36:14,375
‫و حساسه که به تازگی پدرش رو از دست داده

651
00:36:14,458 --> 00:36:16,416
‫وکیل مدافع می‌تونه همچنان
‫از ویژگی‌های مثبتِ موکلش بگه

652
00:36:16,500 --> 00:36:20,250
‫اما این چیزی از مدرک‌هایی
‫که علیه‌ش داریم کم نمی‌کنه

653
00:36:20,333 --> 00:36:22,250
‫چون نه تنها نمی‌تونه ثابت کنه

654
00:36:22,333 --> 00:36:24,041
‫در زمان قتل آدام مکینتاش،
‫اونجا حضور نداشته

655
00:36:24,125 --> 00:36:27,458
‫بلکه دی‌ان‌ای‌اش هم زیر
‫اثرانگشت متعلق به مقتول پیدا شده

656
00:36:27,541 --> 00:36:28,541
‫خب پسرشه دیگه

657
00:36:28,625 --> 00:36:29,708
‫و روی کفش ایتن هم لکه‌ی خون بوده

658
00:36:29,791 --> 00:36:31,625
‫- خونِ ایتن بوده
‫- خانم وکیل

659
00:36:31,708 --> 00:36:33,083
‫نظم دادگاه رو بهم نزنید

660
00:36:33,166 --> 00:36:36,541
‫شواهد حتی نشون میده ایتن
‫دزدگیر رو غیرفعال کرده

661
00:36:36,625 --> 00:36:40,000
‫و بعد یه سناریوی دزدی برای ردگم‌کنی
‫راه انداخت

662
00:36:40,083 --> 00:36:43,875
‫وسایلی که گزارش داده بودن دزدیده
‫شدن، بعداً همش پیشِ خودش بوده

663
00:36:43,958 --> 00:36:45,208
‫عجیبه که دادستان

664
00:36:45,291 --> 00:36:48,666
‫اشاره نکرده آلت قتاله توی اون وسایل نبوده

665
00:36:48,750 --> 00:36:51,291
‫خانم قاضی، دادستان به وضوح سعی داره

666
00:36:51,375 --> 00:36:54,083
‫منو وادار کنه دفاعیاتم رو
‫زودتر از موعد، فاش کنم

667
00:36:54,166 --> 00:36:57,416
‫ایتن مکینتاش الان غمگین و وحشت‌زده‌ست

668
00:36:57,500 --> 00:36:59,083
‫الان هم به شدت ترسیده که

669
00:36:59,166 --> 00:37:01,250
‫باید تاوانی جرمی رو بده

670
00:37:01,333 --> 00:37:03,333
‫که مرتکب نشده.
‫از این وحشت داره

671
00:37:03,416 --> 00:37:06,625
‫که از نامادریش جداش کنن؛

672
00:37:06,708 --> 00:37:08,666
‫زنی بسیار محترم و شناخته‌شده در جامعه

673
00:37:08,750 --> 00:37:12,000
‫که از صمیم قلب دوستش داره
‫و از بچگی بزرگش کرده

674
00:37:12,083 --> 00:37:14,666
‫منظورشون همون زنیه که باعث شده

675
00:37:14,750 --> 00:37:17,541
‫ایتن از عواقبِ کارهاش فرار کنه.
‫جسارت نباشه

676
00:37:18,286 --> 00:37:19,708
‫این پسر همونیه که

677
00:37:19,791 --> 00:37:21,375
‫وقتی به جرم حملِ مقدارِ زیادی
‫ماری‌جوانا دستگیر شد،

678
00:37:21,458 --> 00:37:23,875
‫تونست به دوستش پول بده تا قضیه رو
‫لاپوشونی کنه

679
00:37:23,958 --> 00:37:26,541
‫پسری که وقتی اسلحه با خودش به مدرسه برد،

680
00:37:26,625 --> 00:37:28,250
‫پدر و مادرش با کمک مالی...

681
00:37:28,333 --> 00:37:30,375
‫سر و ته قضیه رو بهم آوردن.
‫پس از کجا معلوم که

682
00:37:30,458 --> 00:37:33,208
‫این پسر بعد از کشتن پدرش

683
00:37:34,291 --> 00:37:36,166
‫نتونه از عدالت فرار کنه؟

684
00:37:36,250 --> 00:37:37,666
‫ایتن مکینتاش بی‌گناهـه

685
00:37:37,750 --> 00:37:39,458
‫و اگه خانم قاضی نگرانی‌ای هم داشته باشن

686
00:37:39,541 --> 00:37:41,583
‫به راحتی میشه با پابند الکترونیک حلش کرد

687
00:37:43,500 --> 00:37:45,208
‫خانم قاضی، از خودتون بپرسین

688
00:37:45,291 --> 00:37:48,375
‫اگه این بچه سیاه‌پوست بود،

689
00:37:48,458 --> 00:37:50,208
‫امشب رو کجا باید می‌خوابید؟

690
00:37:53,810 --> 00:37:56,375
‫گمونم شما و خانم سندرز جوابش رو بدونید

691
00:38:03,958 --> 00:38:06,166
‫خانم وکیل، متوجه‌ام که
‫بازداشت شدن بدون قرار وثیقه

692
00:38:06,250 --> 00:38:08,500
‫عواقب سختی داره

693
00:38:09,583 --> 00:38:11,333
‫ولی از طرفی نمی‌خوام کار به جایی برسه که

694
00:38:11,416 --> 00:38:14,500
‫متهم رو آزاد کنیم و بعد بفهمیم

695
00:38:14,583 --> 00:38:17,250
‫با جت شخصی راهیِ
‫کوه‌های آلپ سوئیس شده

696
00:38:19,583 --> 00:38:22,666
‫بنابراین متهم بدون تعیین
‫قرار وثیقه در بازداشت می‌مونه

697
00:38:31,500 --> 00:38:33,000
‫- دست‌هات رو بیار پشت سرت
‫- عزیزم!

698
00:38:33,083 --> 00:38:34,250
‫دهنت رو ببند

699
00:38:34,333 --> 00:38:35,750
‫دهنت رو ببند

700
00:38:52,708 --> 00:38:54,500
‫- نذار این‌جوری ببیننت
‫- لعنتی

701
00:38:54,583 --> 00:38:56,000
‫نیکول، اینجا رو نگاه کن!

702
00:38:56,083 --> 00:38:58,125
‫اتفاقِ بدی افتاده؟
‫چرا اینقدر ناراحتی؟

703
00:38:58,208 --> 00:38:59,208
‫سوار شو

704
00:38:59,291 --> 00:39:00,291
‫اوضاع ایتن چطوره؟

705
00:39:00,375 --> 00:39:02,208
‫به نظرت چقدر احتمال داره آزاد بشه؟

706
00:39:02,291 --> 00:39:04,083
‫واقعاً اون مقصره؟

707
00:39:06,458 --> 00:39:09,333
‫وای خدایا!

708
00:39:11,541 --> 00:39:13,583
‫خیلی‌خب، می‌دونم ناراحتین...

709
00:39:13,666 --> 00:39:15,041
‫من همه‌چی رو گردن می‌گیرم

710
00:39:15,125 --> 00:39:16,625
‫- فکرشم نکن
‫- چی میگی واسه خودت؟ نه!

711
00:39:16,708 --> 00:39:19,041
‫- من کشتمش!
‫- این‌جوری اوضاع برای ایتن بدتر هم میشه

712
00:39:19,125 --> 00:39:21,500
‫کارآگاه‌ها رد گوشیت رو
‫زدن و می‌دونن کلِ شب حادثه

713
00:39:21,583 --> 00:39:23,041
‫توی اوهایو بودی. حالا گوش کنین

714
00:39:23,125 --> 00:39:25,375
‫یه رستوران ته خیابون
‫هست که سایه‌بون آبی داره

715
00:39:25,458 --> 00:39:28,375
‫اونجا منتظرم باشین تا درباره‌ی
‫اقدامات بعدی صحبت کنیم، باشه؟

716
00:39:28,458 --> 00:39:29,583
‫باشه

717
00:39:29,666 --> 00:39:31,708
‫- اونجا می‌بینیمت
‫- باشه

718
00:39:33,752 --> 00:39:35,665
‫- انگاری یه کابوسـه
‫- کمربندت رو ببند تا بریم

719
00:39:35,690 --> 00:39:36,791
‫وای خدای من!

720
00:39:39,250 --> 00:39:41,166
‫ببخشید، میشه لطفاً حرکت کنین؟

721
00:39:41,250 --> 00:39:44,166
‫چطوری توی این وضعیت لبخند می‌زنی؟

722
00:39:44,250 --> 00:39:45,833
‫- برین عقب
‫- ای وای!

723
00:39:47,041 --> 00:39:49,291
‫خب انتظار همچین نتیجه‌ای رو نداشتم

724
00:39:49,375 --> 00:39:51,541
‫ایتن آدام رو نکشته

725
00:39:51,625 --> 00:39:53,541
‫حکمِ جلسه امروز هم ثابت
‫نمی‌کنه که اون مقصر بوده

726
00:39:53,625 --> 00:39:54,708
‫ولی...

727
00:39:55,833 --> 00:39:57,416
‫ولی این فقط شروعِ

728
00:39:57,500 --> 00:40:00,083
‫یه پروسه‌ی طولانی و پیچیده‌ست

729
00:40:00,166 --> 00:40:01,625
‫گاهی اوقات رسیدگی به این پرونده‌ها
‫به تعویق میفته

730
00:40:01,708 --> 00:40:04,791
‫یه بار، دو بار یا حتی سه بار
‫به تاریخِ دیگه‌ای موکول میشن

731
00:40:04,875 --> 00:40:07,291
‫آره ولی ایتن این حق رو نداره که
‫دادگاهش سریع برگزار بشه؟

732
00:40:07,375 --> 00:40:10,541
‫دادگاه‌های شهرستان سر تعیین تاریخ
‫کلی معطل می‌کنن

733
00:40:10,625 --> 00:40:12,791
‫مخصوصاً وقتی نابغه‌ای مثل اون زنیکه
‫مسئول پرونده باشه

734
00:40:12,875 --> 00:40:14,791
‫قضیه‌ی دستمال‌ها چی بود؟

735
00:40:14,875 --> 00:40:17,333
‫این وقفه به نفع‌مونه. باید
‫از این زمان استفاده کنیم

736
00:40:17,416 --> 00:40:19,791
‫- تا فرضیه‌های دیگه‌ای مطرح کنیم
‫- باشه، اون ماجرای سرقتی که

737
00:40:19,875 --> 00:40:21,583
‫دادستان گفت رو چیکار کنیم؟

738
00:40:21,666 --> 00:40:22,666
‫به نظر نمی‌رسید قانع شده باشه

739
00:40:22,750 --> 00:40:25,125
‫آخه حق داره

740
00:40:25,208 --> 00:40:26,375
‫نگاه کنین

741
00:40:28,041 --> 00:40:30,041
‫مشخصه که اتاق یکم بهم ریخته

742
00:40:30,125 --> 00:40:32,250
‫کشوها باز شده، کاغذها پخشِ زمین شدن
‫و این داستانا...

743
00:40:32,333 --> 00:40:34,291
‫ولی پنجره از بیرون شکسته...

744
00:40:34,375 --> 00:40:36,250
‫آیس ماچای ارگانیک

745
00:40:36,333 --> 00:40:38,708
‫- ممنون
‫- مرسی

746
00:40:38,791 --> 00:40:42,791
‫ولی همونطور که اینجا مشخصه
‫شیشه از بیرون شکسته شده

747
00:40:42,875 --> 00:40:45,291
‫اونم بعد از اینکه اتاق بهم ریخته شده

748
00:40:45,375 --> 00:40:47,416
‫پس دادستان می‌خواست بگه که

749
00:40:47,500 --> 00:40:49,833
‫در واقع هیچ سرقتی اتفاق نیفتاده

750
00:40:50,875 --> 00:40:52,875
‫- ساختگی بوده
‫- هر کسی که آدام رو کشته

751
00:40:52,958 --> 00:40:55,500
‫فقط می‌خواسته اون رو دزدی جلوه بده

752
00:40:55,583 --> 00:40:57,625
‫وای خدایا! وای خدایا!

753
00:40:57,708 --> 00:40:59,875
‫خب حالا همه‌ی این حرفا به کنار.
‫اون وظیفه‌ی خودش رو داره

754
00:40:59,958 --> 00:41:02,541
‫و وظیفه‌ی ما اینه که ثابت کنیم

755
00:41:02,625 --> 00:41:06,000
‫کارِ ایتن نبوده. خب؟

756
00:41:07,500 --> 00:41:09,583
‫خب دیگه کی رمزِ دزدگیر رو داره؟

757
00:41:11,375 --> 00:41:13,833
‫نمی‌دونم. ازش استفاده نمی‌کنیم.
‫اصلاً فعالش نمی‌کنیم.

758
00:41:13,916 --> 00:41:15,708
‫واضحاً آدام فعالش کرده

759
00:41:15,791 --> 00:41:17,750
‫و به نظر نمیاد ایتن بی‌خبر بوده باشه

760
00:41:18,708 --> 00:41:20,916
‫نمی... نمی‌دونم...

761
00:41:21,000 --> 00:41:22,625
‫خدمتکار... خدمتکارمون بلده

762
00:41:22,708 --> 00:41:24,708
‫خدمتکار دیگه توی لیست مظنونین نیست

763
00:41:25,708 --> 00:41:27,708
‫خب کی می‌تونیم ایتن رو ببینیم؟

764
00:41:31,333 --> 00:41:33,666
‫در بازه‌ی ساعت ملاقات،

765
00:41:33,750 --> 00:41:36,916
‫قیم قانونی ایتن می‌تونه بره دیدنش

766
00:41:39,291 --> 00:41:42,375
‫پس یعنی من نمی‌تونم ببینمش

767
00:41:42,458 --> 00:41:44,000
‫فعلاً نه

768
00:41:44,083 --> 00:41:45,500
‫می‌دونم ناراحت‌کننده‌ست...

769
00:41:45,583 --> 00:41:47,416
‫معلومه که ناراحتم
‫چون پسرم گوشه زندونه

770
00:41:47,500 --> 00:41:48,833
‫- متوجه‌ام
‫- ولی تو...

771
00:41:48,916 --> 00:41:51,375
‫هر کاری از دستت بربیاد می‌کنی
‫تا یه راه ملاقات براش جور کنی؟

772
00:41:51,458 --> 00:41:52,833
‫بله، البته

773
00:41:52,916 --> 00:41:54,458
‫چون ایتن بهش نیاز داره

774
00:41:54,541 --> 00:41:56,500
‫متوجه‌ام

775
00:42:02,083 --> 00:42:03,583
‫باید باهاتون روراست باشم

776
00:42:03,666 --> 00:42:07,125
‫کلوئی، تو در ظاهرِ آدمِ بی‌نقصی هستی

777
00:42:07,208 --> 00:42:10,750
‫حتی دوست خوبت جیک که از
‫همه‌چی خبر داره هم اینو باور کرده

778
00:42:10,833 --> 00:42:13,250
‫ولی همه‌ی خانواده‌ها پیچیدگی‌ها،

779
00:42:13,333 --> 00:42:16,958
‫رازها و خاطرات تلخِ خودشون رو دارن

780
00:42:17,041 --> 00:42:19,125
‫چی باعث شد ایتن با تو زندگی کنه؟

781
00:42:20,583 --> 00:42:23,083
‫جریان این دستور منع چیه؟

782
00:42:23,166 --> 00:42:25,541
‫شاید ترجیح بدین این مسائل دیگه مطرح نشن

783
00:42:25,625 --> 00:42:27,625
‫ولی هر اختلافی هم که بین‌تون بوده باشه،

784
00:42:27,708 --> 00:42:29,958
‫مشخصه اون پسر رو دوست دارین

785
00:42:31,000 --> 00:42:32,583
‫می‌خواین برگرده خونه؟

786
00:42:34,708 --> 00:42:36,625
‫پس همه‌چی رو بهم بگین

787
00:42:55,541 --> 00:42:56,708
‫ای بابا

788
00:43:47,666 --> 00:43:50,083
‫شوینده‌هات کجان؟

789
00:43:53,166 --> 00:43:55,166
‫من که تحملش رو ندارم

790
00:43:57,375 --> 00:43:59,375
‫میرم بدوم

791
00:44:32,416 --> 00:44:33,916
می‌تونی همراه‌مون بیای

792
00:44:34,000 --> 00:44:36,333
یه دورهمی خانوادگی میشه

793
00:44:36,416 --> 00:44:38,166
‫ترجیح میدم سرم رو بکنم توی مخلوط‌کن!

794
00:44:40,208 --> 00:44:41,750
‫شاید...

795
00:44:41,833 --> 00:44:44,875
‫شاید دفعه بعد نیکول رو بذارم خونه

796
00:44:47,583 --> 00:44:49,083
‫می‌دونی، نیکول...

797
00:44:49,166 --> 00:44:51,000
‫عمداً این کار رو می‌کنه

798
00:44:52,416 --> 00:44:54,416
‫خیلی خودخواهـه

799
00:44:54,500 --> 00:44:57,416
‫حرف تو گوشش نمیره،
‫هیچی یاد نمی‌گیره

800
00:44:57,500 --> 00:44:59,833
‫عقلش سر جاش نیست

801
00:45:01,500 --> 00:45:03,833
‫خودش خوب می‌دونه

802
00:45:03,916 --> 00:45:05,000
‫یعنی

803
00:45:05,083 --> 00:45:07,250
‫می‌خواد بهت بفهمونه خودش در جریانه؛

804
00:45:08,958 --> 00:45:11,458
‫با رفتارهای آزاردهنده‌ش

805
00:45:11,541 --> 00:45:15,375
‫توی بچگیش هم همین بود

806
00:45:15,458 --> 00:45:17,416
‫بالاخره ذاتِ واقعی‌شون رو نشون میدن

807
00:45:17,416 --> 00:45:27,416
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

808
00:46:38,708 --> 00:46:40,083
‫آهای!

809
00:46:41,166 --> 00:46:45,250
‫- سلام. تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- چه زری پیشِ میشل سندرز زدی؟

810
00:46:45,333 --> 00:46:46,625
‫چی؟

811
00:46:46,708 --> 00:46:50,916
‫راجع به ما و ایتن چی بهش گفتی؟

812
00:46:51,000 --> 00:46:53,291
‫گفتم پسرِ خوبیه

813
00:46:53,375 --> 00:46:55,208
‫گفتم خانواده خوشبختی هستین

814
00:46:55,291 --> 00:46:56,583
‫و اینکه گذشته‌ی پیچیده‌ای دارین

815
00:46:56,666 --> 00:46:58,208
‫همین. خودشم همه رو می‌دونست

816
00:46:58,291 --> 00:47:00,083
دستور منع چی؟

817
00:47:01,958 --> 00:47:05,625
‫کلوئی، اینو دیگه همه خبر دارن. بالاخره
‫می‌فهمه البته اگه تا الان ندیده باشه

818
00:47:05,708 --> 00:47:08,083
‫دیگه چی راجع به ما بهش گفتی؟

819
00:47:10,166 --> 00:47:11,375
‫هیچی

820
00:47:14,125 --> 00:47:15,583
‫به نفعته دهنت رو ببندی

821
00:47:15,666 --> 00:47:17,166
‫باشه

822
00:47:17,250 --> 00:47:18,833
‫دهنت وامونده‌ت رو ببند

823
00:47:18,916 --> 00:47:21,750
‫باشه. ببخشید

824
00:47:31,833 --> 00:47:34,250
‫میشه یه لیوان آب بهم بدی؟

825
00:47:34,333 --> 00:47:36,250
‫آره

826
00:47:36,333 --> 00:47:38,250
‫آره. حتماً

827
00:48:10,333 --> 00:48:12,333
‫دلم برات تنگ شده بود

828
00:48:28,719 --> 00:48:48,719
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

