﻿1
00:00:00,126 --> 00:00:03,449
:آنچه در "انتقام" گذشت

2
00:00:03,473 --> 00:00:04,737
واي خدا

3
00:00:04,805 --> 00:00:06,502
پزشکي قانوني يه حادثه قلمدادش کردن

4
00:00:06,525 --> 00:00:09,113
اين بخش تاريک زندگيمون
ديگه تموم شده

5
00:00:09,136 --> 00:00:11,811
ما ميتونيم بگذريم ازش -
نميدونم که ميتونم يا نه -

6
00:00:11,834 --> 00:00:12,809
"بذار بره، "نيکو

7
00:00:12,832 --> 00:00:16,115
اون بخاطر  کشتن پدرم
و دروغ گفتن بهم در اون باره گناهکاره

8
00:00:18,795 --> 00:00:21,087
!اميلي" نکشش"
استحقاق مُردن رو نداره

9
00:00:21,108 --> 00:00:22,369
من خوابگردي ميکردم

10
00:00:22,387 --> 00:00:25,291
برو پيش  دکتر، قبل از اينکه کار ديگه ي بکني
که پشيمون بشي

11
00:00:25,874 --> 00:00:28,976
پس، تو زن اول "کنراد" هستي؟ -
ما همه توي زندگي اشتباهاتي ميکنيم، درسته؟ -

12
00:00:28,998 --> 00:00:30,638
اين خونه متعلق به منه

13
00:00:30,662 --> 00:00:33,844
اونجا مال منه، و ميخوام که تا آخر هفته تخليه ش کني

14
00:00:33,867 --> 00:00:36,111
جک"، من مادرتم"

15
00:00:36,136 --> 00:00:38,788
امز"، تو چت شده؟"
خوابگردي؟

16
00:00:38,812 --> 00:00:40,862
.بهت حمله کردم
زندگي "ايدن" رو بخطر انداختم

17
00:00:40,885 --> 00:00:43,069
نولان"، دارم دنبال افراد ناجوري ميرم"

18
00:00:43,093 --> 00:00:45,211
بايد چيکار کنم؟

19
00:00:51,885 --> 00:00:53,406
... ما زدگيمون رو صرف اين کرديم

20
00:00:53,429 --> 00:00:56,856
که تلاش کنيم چيزايي که برامون بيشتر اهميت دارن
... رو نگه داريم

21
00:01:03,282 --> 00:01:05,243
... افراد و چيزهايي رو نگه داريم

22
00:01:05,266 --> 00:01:08,155
که باور داريم که بدون اونها وجود نداشتيم

23
00:01:17,495 --> 00:01:20,813
ولي خاطرات ما بعضا خيال واهي ـه

24
00:01:21,951 --> 00:01:25,318
که از يه حقيقت خيلي ويرانگر محافظت ميکنه

25
00:01:44,360 --> 00:01:47,002
اونا روي پيشنهاد تماما نقدر فکر ميکنن؟

26
00:01:47,026 --> 00:01:49,809
بهشون گفتي که يه پسر کوچيک دارم؟

27
00:01:54,423 --> 00:01:55,496
باشه

28
00:01:55,515 --> 00:01:58,947
خب ... خدافظ

29
00:01:58,971 --> 00:02:02,000
توي اين بازار خونه پيدا کردن سخته، هان؟

30
00:02:02,024 --> 00:02:04,701
فقط ميخوام که زندگيم رو بگذرونم

31
00:02:04,724 --> 00:02:09,482
واسه همينه سه روزه جواب تلفنهام رو نميدي؟

32
00:02:09,505 --> 00:02:11,078
... جک"، من فقط"

33
00:02:12,992 --> 00:02:15,134
دوست دارم که حرفام رو بشنوي

34
00:02:32,246 --> 00:02:34,336
قبلا تو اين فکر بودم که چرا هيچوقت
... عکسي از نوزاديم

35
00:02:34,360 --> 00:02:36,908
با مامانم نديدم

36
00:02:36,931 --> 00:02:39,804
... خدافظي کردم و

37
00:02:39,827 --> 00:02:42,609
تو رو يه هفته بعد از روزي که
... اون عکس گرفته شده

38
00:02:42,633 --> 00:02:44,979
پيش پدرت گذاشتم و رفتم

39
00:02:45,003 --> 00:02:47,727
توي سالها يادگاريهايي برام فرستاد

40
00:02:47,750 --> 00:02:51,704
کارهاي هنريت و روبانهاي جايزه ات

41
00:02:55,689 --> 00:02:59,345
کاري کرد که بتونم تحمل دوري رو بکنم

42
00:03:02,898 --> 00:03:04,377
خوشحالم که کار رو واست آسون کرد

43
00:03:04,400 --> 00:03:06,552
"هيچوقت آسون نبود "جک

44
00:03:08,264 --> 00:03:09,722
... و من

45
00:03:10,761 --> 00:03:12,640
نميتونم که زماني رو که از دست داديم رو جبران کنم

46
00:03:12,663 --> 00:03:14,284
پس چرا الان تلاش ميکني؟

47
00:03:15,771 --> 00:03:17,794
پيچيده ست

48
00:03:17,818 --> 00:03:19,602
... خب

49
00:03:19,626 --> 00:03:23,378
فکر کنم که به نفع همه ست که
کاري به کار هم نداشته باشيم

50
00:03:37,460 --> 00:03:40,125
اون هيچوقت زندگي آسوني نداشت

51
00:03:40,149 --> 00:03:44,886
و البته، اشتباهاتي هم کرده

52
00:03:44,909 --> 00:03:46,729
ولي هميشه بيخيالش شده

53
00:03:46,753 --> 00:03:51,563
،و ما در کنارش مونديم
همونطور که اون در کنار ما موند

54
00:03:51,582 --> 00:03:53,672
"پس، به افتخار تو "جيمي

55
00:03:53,696 --> 00:03:55,316
که زود از پيش ما رفتي

56
00:03:55,340 --> 00:03:57,535
ولي ما ميدونيم که الان
با "پيتر" مقدس هستي

57
00:03:57,558 --> 00:03:58,979
نوش -
نوش -

58
00:03:59,003 --> 00:04:01,959
شما همه تون گول خوردين

59
00:04:03,221 --> 00:04:05,367
رفيق، تو حرفي واسه زدن داري؟

60
00:04:07,236 --> 00:04:09,867
جيمي برنن" يه تجاوزگر بود"

61
00:04:09,892 --> 00:04:12,627
و دقيقا حقش اينه که توي اونجايي باشه
که الان هست

62
00:04:12,642 --> 00:04:14,676
پوسيدن توي يه جعبه

63
00:04:25,385 --> 00:04:27,017
داري وسايلت رو جمع ميکني

64
00:04:27,041 --> 00:04:28,824
خوشحالم که ميبينم تسليم شدي

65
00:04:29,971 --> 00:04:32,144
خب، اين توي دايره لغات من نيست

66
00:04:32,162 --> 00:04:34,809
اينا فقط وسايل قرضي
واسه گالري "همتون آرت واک" هستن

67
00:04:34,831 --> 00:04:37,292
من اصلا قصد ندارم که جايي برم

68
00:04:37,316 --> 00:04:39,677
هنوزم اينجا متعلق به منه

69
00:04:39,702 --> 00:04:42,178
خب، ادعاي ضعيفيه

70
00:04:42,202 --> 00:04:45,126
همونطور که توي اين سالها
... نه پا توي اين ملک گذاشتي

71
00:04:45,149 --> 00:04:46,676
نه مالياتش رو پرداخت کردي

72
00:04:46,699 --> 00:04:49,624
اوه، وکلات بهت توصيه کردن
... که با ادعاي از اينجا رفتن من

73
00:04:49,649 --> 00:04:52,051
.دسترسي من رو انکار کني
هوشمندانه ست

74
00:04:52,118 --> 00:04:53,496
... ولي اگه وکيلت واقعا باهوش ميبود

75
00:04:53,520 --> 00:04:55,187
... "ميدونست که از اونجايي که "کنراد

76
00:04:55,255 --> 00:04:57,442
،مالکيت رو از من پنهان کرده بود
سرم کلاه رفته

77
00:04:57,460 --> 00:04:59,726
ده سال گذشته و تو هنوز هم ملعبه ي دست اوني

78
00:04:59,747 --> 00:05:01,499
... ويکتوريا"، من کسي هستم که"

79
00:05:01,522 --> 00:05:03,882
صاحب قانوني اين خونه ست

80
00:05:03,906 --> 00:05:06,167
که قصد دارم که با خاک يکسانش کنم

81
00:05:06,188 --> 00:05:07,955
"اوه، "استيوي

82
00:05:08,023 --> 00:05:13,192
،من و تو ميدونيم که تنها چيزي که با خاک يکسان ميشه
تويي

83
00:05:20,277 --> 00:05:22,111
نولان"؟" -
سلام -

84
00:05:22,179 --> 00:05:24,290
"يا خدا. دفعه ي بعد که خواستم توي "آرت واک
--- يه کار داشته باشم، لطفا

85
00:05:24,314 --> 00:05:25,815
دوباره اتفاق افتاد

86
00:05:25,883 --> 00:05:27,750
منظورت چيه؟ -
خودت چي فکر ميکني؟ -

87
00:05:27,818 --> 00:05:29,095
يه لحظه، من توي ملک "گريسون" بودم

88
00:05:29,119 --> 00:05:30,764
و لحظه ي بعد با اين توي دستم اومدم توي ايوانم

89
00:05:30,788 --> 00:05:32,807
چه غلطي کردي؟

90
00:05:32,831 --> 00:05:34,522
کنده کاري پدرم رو داغون کردم

91
00:05:34,545 --> 00:05:38,253
.حداقل يکي رو داغون نکردي -
اين بار آره -

92
00:05:38,276 --> 00:05:41,683
.فکر کردم که اين خوابگردي ها رو تحت کنترل گرفتي
آره، خودمم همين فکرو ميکردم -

93
00:05:45,383 --> 00:05:47,397
بايد يه فکر ديگه بکنم

94
00:05:49,300 --> 00:05:52,073
-- اميلي، شايد الان وقتشه که -
بهم نگو که برم پيش دکتر -

95
00:05:52,096 --> 00:05:54,053
خيلي خب پس من کمکت ميکنم

96
00:05:54,076 --> 00:05:56,025
.ما از شهر ميريم
هر جايي بخواي ميريم

97
00:05:56,048 --> 00:05:58,338
نه، بايد کاري که شروع کردم تموم کنم

98
00:05:58,362 --> 00:06:02,261
چطور ميتوني، اگه که حتي نتوني به خودت اعتماد کني؟

99
00:06:02,284 --> 00:06:04,881
ببين، واسه شروع، چرا اون چاقو رو زمين نميذاري؟

100
00:06:06,250 --> 00:06:08,118
نميشه بذاري که اين داغونت کنه

101
00:06:10,988 --> 00:06:12,738
نميذارم

102
00:06:14,457 --> 00:06:17,878
،"امز"
اميلي"، صبر کن"

103
00:06:17,902 --> 00:06:20,614
ميخواي چيکار کني؟ -
کاري که بايد از همون اول ميکردم -

104
00:06:22,304 --> 00:06:23,865
همه شون رو ميکشم

105
00:06:26,098 --> 00:06:30,443
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

106
00:06:43,546 --> 00:06:46,819
.من خوبم -
نه "پاتريک" اوضاعت بده -

107
00:06:46,843 --> 00:06:48,721
چرا به مجلس سوگواري "جيمي" رفتي؟

108
00:06:48,745 --> 00:06:50,670
اونو پيش مردم افشا کردم
که آدم عوضي اي بوده

109
00:06:50,694 --> 00:06:53,429
و گذاشتي که يه مشت گردن کلفت
بزنن خوني ماليت کنن؟

110
00:06:53,452 --> 00:06:54,756
خودت رو بکشتن ميدادي

111
00:06:54,779 --> 00:06:56,934
خب، شايد بايد ميکشتنم

112
00:06:57,809 --> 00:07:00,665
واقعا اينو از ته دلت نميگي

113
00:07:00,688 --> 00:07:02,156
نميدونم که ته دلم چي ميگذره

114
00:07:02,168 --> 00:07:04,293
... بدون که دوستت دارم

115
00:07:04,317 --> 00:07:07,634
،اون "جيمي" به چيزي که حقش بود رسيد
و ما بايد به زندگيمون ادامه بديم

116
00:07:07,658 --> 00:07:09,747
نذار که خشمت تو رو از پا در بياره

117
00:07:12,108 --> 00:07:14,151
شايد ديگه دير شده

118
00:07:24,004 --> 00:07:26,047
... خب، از اونجايي که جواب تماسهام رو نميدي

119
00:07:26,071 --> 00:07:28,389
"فکر کردم که از اَپ "دوست سابق رو پيدا کن
استفاده کنم

120
00:07:28,412 --> 00:07:30,408
--- من فقط
سعي دارم از شهر خارج بشم

121
00:07:30,432 --> 00:07:33,018
ولي ميدونم چرا تو هنوز اينجايي

122
00:07:33,040 --> 00:07:34,481
اميلي" تو دردسر افتاده"

123
00:07:34,504 --> 00:07:36,501
ببين، اون تقريبا منو بکشتن داد

124
00:07:36,524 --> 00:07:39,043
،پس اگه دنبال من ميگردي که نجاتش بدم
شرمنده

125
00:07:39,062 --> 00:07:40,689
آدم نميتونه به کسي کمک کنه
که خودش نميخواد

126
00:07:40,713 --> 00:07:42,281
جدي؟
... چون از جايي که يادمه

127
00:07:42,304 --> 00:07:45,363
وقتي که "اميلي" نجاتت داد
... و تو رو به "تاکدا" آورد

128
00:07:45,387 --> 00:07:46,667
خيلي داغون بودي

129
00:07:46,690 --> 00:07:50,719
باور کن، اگه اون هنوز زنده بود، من ميرفتم پيشش

130
00:07:50,742 --> 00:07:52,551
تو تنها کسي هستي
که ميتوني بهش دسترسي پيدا کني

131
00:07:52,574 --> 00:07:53,880
... کسي نميتونه به "اميلي" دسترسي پيدا کنه

132
00:07:53,903 --> 00:07:55,817
.اون از هميشه قوي تر شده -
قوي بوده -

133
00:07:55,841 --> 00:07:58,248
.داغون شده
از کنترل خارج شده

134
00:07:58,271 --> 00:08:00,311
گفت که همه ي خانواده ي "گريسن" رو ميکشه

135
00:08:00,334 --> 00:08:02,424
.پس بذار اينکار رو بکنه
اگه من بودم همينکار رو ميکردم

136
00:08:02,436 --> 00:08:04,479
تو به حرفم گوش نميدي

137
00:08:04,503 --> 00:08:08,973
ميخواد کاري بکنه که ديگه به حالت اولش برنگرده

138
00:08:15,189 --> 00:08:17,890
غافلگير شدم که زنگ زدي

139
00:08:17,913 --> 00:08:21,452
خونواده ي "گريسن" به استفاده از
همون آدماي پير شهرت پيدا کردن

140
00:08:21,477 --> 00:08:25,522
اون کاراگاههاي خصوصي
به پدر مادر من وفادارن

141
00:08:25,545 --> 00:08:27,319
... من يکي رو لازم دارم که

142
00:08:27,343 --> 00:08:30,959
علاقه داشته باشه که
يه رابطه ي رو با حاکم جديد بسازه

143
00:08:30,983 --> 00:08:33,526
فکر کردم که ميخواي جاسوسي کسي رو بکنم

144
00:08:33,550 --> 00:08:35,881
فعلا آره

145
00:08:35,900 --> 00:08:39,869
فکر کنم که زنم رو ميشناسي

146
00:08:39,893 --> 00:08:43,324
،در يه زمان عجيبي غيبش زد
... و به خونه برنگشته

147
00:08:43,348 --> 00:08:46,084
و شايد با پدرم داره توطئه چيني ميکنه

148
00:08:46,107 --> 00:08:47,656
ميخواي که جاسوسي پدرت رو هم بکنم؟

149
00:08:47,680 --> 00:08:49,371
چون واسه اين يه نفر ديگه هم لازمه

150
00:08:49,394 --> 00:08:51,190
نه، يکي واسه اينکار هست

151
00:08:53,585 --> 00:08:55,405
.نه. نه. نه
لازم ندارم که درباره ش فکر کنم

152
00:08:55,428 --> 00:08:58,598
جوابم منفيه

153
00:08:58,622 --> 00:09:03,072
واسه تو خوشحالم که جواب مثبت بهت دادم

154
00:09:03,095 --> 00:09:04,281
اينا اون گزارشهايي ان که ميخواستي

155
00:09:04,304 --> 00:09:07,460
ولي دسترسي به بعضي از امور مالي
که ميخواستي رو نداشتم

156
00:09:07,482 --> 00:09:10,801
.اوه، اشکال نداره عزيزم
خودم گيرشون ميارم

157
00:09:10,824 --> 00:09:12,081
کي پشت خط بود؟

158
00:09:12,104 --> 00:09:14,903
کسي نبود که برات جالب باشه

159
00:09:14,927 --> 00:09:17,616
بگو شايد برام جالب بود

160
00:09:17,639 --> 00:09:19,976
... نماينده ي يه صندوق تأمين سرمايه بود

161
00:09:19,995 --> 00:09:22,607
... که ميخواست سهامم رو توي "وولي" بخره

162
00:09:22,631 --> 00:09:26,038
با يه قيمت بالاي آماتوري

163
00:09:26,062 --> 00:09:27,905
و چرا بهش جواب منفي دادي؟

164
00:09:27,929 --> 00:09:29,858
... چون عزيزم، آدم نميتونه روي يه کاري که

165
00:09:29,882 --> 00:09:32,618
،در کنار دخترش کار ميکنه
قيمت بذاره

166
00:09:32,641 --> 00:09:37,002
و علاقه ي من در اين مجله تازه به نقطه ي اوج رسيده

167
00:09:37,025 --> 00:09:39,052
"حالا، همونطور که فرستاده ي "وولي
... امروز توي گالري "آرت ورک"ـه

168
00:09:39,075 --> 00:09:42,419
ميخوام که برم خونه و يه چيز خلاق تر کار کنم

169
00:09:42,442 --> 00:09:45,915
"بابايي، لطفا دوباره به هتل "سوت فورک
نگو خونه

170
00:09:45,939 --> 00:09:49,847
.منو عمگين ميکنه -
اوه، جدي؟ -

171
00:09:49,871 --> 00:09:52,493
خب، من سالهاست که اينقدر خوشحال نبودم

172
00:09:52,493 --> 00:10:02,493
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

173
00:11:13,628 --> 00:11:15,636
داري چيکار ميکني؟ -
.نگران نباش. جات امنه -

174
00:11:15,659 --> 00:11:17,086
از طرف کي؟ -
.از طرف خودت -

175
00:11:17,154 --> 00:11:19,514
سعي کردي که بدون پشتيبان "کنراد" رو
توي سويتـش بکشي

176
00:11:19,536 --> 00:11:21,906
.بدون اينکه به خارج شدنت فکر کرده باشي -
.چاره اي نداشتم -

177
00:11:21,925 --> 00:11:25,243
چند بار بهم گفتي که قتل راه چاره نيست؟

178
00:11:25,266 --> 00:11:28,297
.ديگه راهي برام نمونده. "ايدن"،  دستام رو باز کن -
تو از جونت گذشتي -

179
00:11:28,320 --> 00:11:30,904
داري بدون نقشه توي تاريکي حرکت ميکني

180
00:11:30,928 --> 00:11:33,154
،وقتي که بهت تير خورد
يه چيزي رو توي مغزت آزاد کرد

181
00:11:33,177 --> 00:11:34,316
تو رو داره از پا در مياره

182
00:11:34,340 --> 00:11:35,960
و، چي، ميخواي که منو از اين حالت در بياري؟

183
00:11:35,984 --> 00:11:38,173
کاري ميکنم که کنترلش کني

184
00:11:40,805 --> 00:11:44,880
تاکدا" راههايي داشته که"
به ضمير ناخودآگاهت دسترسي پيدا کنه

185
00:11:51,848 --> 00:11:54,306
غلط ميکني اينکار رو بکني

186
00:11:54,324 --> 00:11:56,901
بعنوان مسئول هيئت آثار هنري سنتي

187
00:11:56,926 --> 00:12:00,303
ميخوام که از همه تون بخاطر مشارکتتون تشکر کنم

188
00:12:00,327 --> 00:12:03,955
،وظائفتون بهتون گفته شده
پس بياين يه برنامه ي بزرگ رو شروع کنيم

189
00:12:05,918 --> 00:12:07,539
من تازه توي لنگرگاه بودم

190
00:12:07,562 --> 00:12:09,713
"خيلي خوشگل بود "نولان

191
00:12:09,737 --> 00:12:13,242
ارزشش رو داره که "استفانو ليوني" رو
بعنوان مهمان ويژه داريم

192
00:12:13,266 --> 00:12:15,725
... بعنوان يکي از بانيان خير اصليش

193
00:12:15,737 --> 00:12:17,334
... فکر کردم که فقط مناسبه که

194
00:12:17,357 --> 00:12:20,469
از حضورش استفاده کنيم

195
00:12:25,293 --> 00:12:27,823
حسودي ميکني، "ويکي"؟

196
00:12:27,846 --> 00:12:31,860
منظورم اينه که، فرق من و تو توي دنياي هنر
همينه

197
00:12:31,879 --> 00:12:34,506
تو جمع آوري ميکني، و من ارتباط برقرار ميکنم

198
00:12:34,530 --> 00:12:38,285
راستش رو بخواي، سوپرايز شدم
که اصلا به اين جلسه اومدي

199
00:12:38,309 --> 00:12:40,518
... برعکس تو  من يکم علاقه به

200
00:12:40,537 --> 00:12:43,535
ناشي بازي با اين زنها رو دارم

201
00:12:43,559 --> 00:12:47,375
من اومدم که خصوصي با تو حرف بزنم

202
00:12:47,395 --> 00:12:51,015
خب، يه لحظه صبر کن
حالا که من آدمي ام که رُکي نيستم

203
00:12:51,039 --> 00:12:54,655
يعني، تو و امثال تو دوست دارين
به اين شکل باهام برخورد کنين

204
00:12:54,679 --> 00:12:58,978
اصلا ميدوني که چه عمل کينه توزانه اي
با پسرم کردي؟

205
00:12:59,001 --> 00:13:01,719
اميدوارم که يه شکاف خوب نشدني
بين شما دو نفر ايجاد کرده باشم

206
00:13:01,743 --> 00:13:04,869
خب، پس، نااميد ميشي که بفهمي
که نقشه ات موفق نبوده

207
00:13:04,892 --> 00:13:07,906
تنها فايده اي که ديدن پدرش داشت

208
00:13:07,918 --> 00:13:09,609
اين بود که "پاتريک" رو نابود کرده

209
00:13:09,632 --> 00:13:11,261
متاسفم

210
00:13:11,285 --> 00:13:14,763
انتظار داري که من احساس گناه کنم
که به "پاتريک" کمک کردم پدرش رو پيدا کنه؟

211
00:13:14,787 --> 00:13:18,515
جيمي برنن" آدم وحشي اي بود"

212
00:13:18,538 --> 00:13:21,274
... و "پاتريک" فهميد که

213
00:13:21,297 --> 00:13:24,127
در شرايط توصيف ناپذيري بدنيا اومده

214
00:13:25,842 --> 00:13:27,920
حقيقت رو از پسرم مخفي کردم

215
00:13:27,944 --> 00:13:31,325
،و الان، بخاطر کار بچه گانه ات
... بازيهاي کوته بينانه ات

216
00:13:31,349 --> 00:13:33,709
پاتريک" فکر ميکنه که ارزشش رو نداره"
که دوستش داشته باشن

217
00:13:36,616 --> 00:13:37,544
نميدونستم

218
00:13:37,567 --> 00:13:40,639
و با تکبري که تو داري، واست مهم نيست

219
00:13:40,658 --> 00:13:42,724
پسرم در لبه ي پرتگاه قرار گرفته

220
00:13:42,748 --> 00:13:44,039
زندگيش در خطره

221
00:13:44,063 --> 00:13:47,996
"و مقصر شماييد آقاي "راس

222
00:13:52,067 --> 00:13:53,934
مطمئن نيستم که چقدر ديگه طول ميکشه

223
00:13:53,958 --> 00:13:58,426
بيايد تو، در بازه

224
00:13:58,437 --> 00:13:59,870
صحيح

225
00:13:59,894 --> 00:14:02,677
مهم نيست که من چه تصميمي براي
ملک "گريسون" ميگيرم

226
00:14:02,697 --> 00:14:05,777
آماده ي تخليه ي اجباري هستم

227
00:14:05,800 --> 00:14:07,148
.

228
00:14:09,865 --> 00:14:11,708
بعدا باهات تماس ميگيرم

229
00:14:11,732 --> 00:14:15,435
يه تماس از معاملات ملکيم بهم شد

230
00:14:15,458 --> 00:14:19,070
انگار که خونه امکان خريد داره
اگه بخوام بخرم

231
00:14:19,094 --> 00:14:20,103
عاليه

232
00:14:20,127 --> 00:14:23,154
،ازشون پرسيدم که چي نظر مالکان رو عوض کرده
... و

233
00:14:24,258 --> 00:14:27,555
... گفت که يکي يه ايميل از طرف من براشون فرستاده

234
00:14:27,579 --> 00:14:29,950
از يه وکيل سطح بالا

235
00:14:29,974 --> 00:14:34,721
يکي که درباره ي بچه هام حرف زده
و اينکه من استحقاق خونه ي روياييم رو دارم

236
00:14:34,744 --> 00:14:36,881
اونم بعد از زندگي سختي که داشتم

237
00:14:36,893 --> 00:14:39,908
.ميخواستم کمک کنم -
چرا؟ -

238
00:14:39,931 --> 00:14:41,364
... يعني، اگه بابام اين چيزا رو ببينه

239
00:14:41,387 --> 00:14:44,564
پس تو قبلا ميدونستي که ما دوران سختي داشتيم

240
00:14:46,388 --> 00:14:47,933
لطفا

241
00:14:49,223 --> 00:14:50,768
بذار فقط اين يه کار رو واست بکنم

242
00:14:50,791 --> 00:14:54,026
ميدوني که آخرين خاطره ام از زني که
منو بزرگ کرد چيه؟

243
00:14:56,341 --> 00:14:59,358
اون صبحونه ي بزرگي که واسم درست کرد

244
00:15:00,731 --> 00:15:04,583
تخم مرغ و بيکن و پن کيک بود

245
00:15:06,815 --> 00:15:08,400
و بستني

246
00:15:10,552 --> 00:15:11,690
... هيچوقت نفهميدم چرا

247
00:15:11,714 --> 00:15:15,637
تا وقتي که بابام بهم گفت
که اون ما رو ترک کرده

248
00:15:15,660 --> 00:15:17,340
من اين کار رو از روي حس گناه انجام نميدم

249
00:15:17,364 --> 00:15:20,052
بيخيال. چطور ميشه که نباشه؟

250
00:15:20,076 --> 00:15:23,556
،مگر اينکه تو واقعا از خونواده ي "گريسن" باشي
از اونجايي که اونا هيچوقت حس گناه رو ندارن

251
00:15:25,288 --> 00:15:27,155
من اصلا شبيه اونها نيستم

252
00:15:35,512 --> 00:15:38,612
متاسفم که همچين حسي داري

253
00:16:00,525 --> 00:16:04,712
ميدونم، تو سابقه ي طولاني اي داري
که توي خونه ي من پيدات بشه

254
00:16:04,780 --> 00:16:07,396
پس تصميم گرفتم که لطفت رو جبران کنم

255
00:16:07,420 --> 00:16:09,768
تازه، ميدونستم که فقط اينطوري
ميتونستم ببينمت

256
00:16:09,792 --> 00:16:11,562
نولان"، نبايد اينجا باشي"

257
00:16:11,585 --> 00:16:13,570
... ببين

258
00:16:13,593 --> 00:16:16,934
... ميدونم که ما با هم مشکل داشتيم

259
00:16:16,958 --> 00:16:19,435
... ولي، وقتي که اون حرف ناجور رو زدم

260
00:16:19,459 --> 00:16:21,426
اصلا نميدونستم که پدرت کي بود

261
00:16:21,449 --> 00:16:22,864
پس اگه ميدونستي، اون حرف رو نميزدي؟

262
00:16:22,888 --> 00:16:25,729
،"آره ... "پاتريک
اون حرف رو نميزدم

263
00:16:25,753 --> 00:16:27,634
... ولي دارم به اين فکر ميکنم

264
00:16:27,657 --> 00:16:31,955
که چي ميشه اگه هر چيزي
جلوي تو رو بگيره

265
00:16:31,978 --> 00:16:34,644
.درباره ي مرگ "جيمي" تو روزنامه خوندم
نميدونم، بايد بگيم کشته شده؟

266
00:16:34,667 --> 00:16:36,100
.اونا يه حادثه قلمدادش کردن -
ميدونم -

267
00:16:36,123 --> 00:16:39,205
"که تعبيرش اينه "پاتريک کشتش

268
00:16:39,229 --> 00:16:42,299
--- پس بذار ازت بپرسم
... چند نفر رو تو کشتي

269
00:16:42,323 --> 00:16:44,979
قبل از اينکه به "همپتون" بياي؟
چون من فکر ميکنم هيچي

270
00:16:45,003 --> 00:16:47,197
،همينجور واينستا و جوري رفتار کن که بيگناهي
هر دومون ميدونيم که نيستي

271
00:16:47,221 --> 00:16:50,306
من که خون کسي به گردنم نيست

272
00:16:50,329 --> 00:16:52,231
... صبر کن ببينم، "ويکتوريا" قرباني رو انتخاب ميکنه

273
00:16:52,255 --> 00:16:54,203
يا تو با مامانت کاري ميکني که مردم خوششون بياد؟

274
00:16:54,226 --> 00:16:56,320
،اصلا نميدوني که چه مشکلاتي رو پشت سر گذاشته
پس ديگه بهش حمله نکن

275
00:16:56,344 --> 00:16:59,209
وگرنه چي؟
بار ديگه منم حادثه ميبينم

276
00:17:01,908 --> 00:17:03,676
تو کاملا عوض شدي

277
00:17:04,978 --> 00:17:06,212
خودتم متوجهش نيستي

278
00:17:08,080 --> 00:17:10,249
،واقعا فکر ميکني که منو ميشناسي
مگه نه؟

279
00:17:12,371 --> 00:17:14,038
تو منو نميشناسي

280
00:17:15,618 --> 00:17:17,545
ميدونم که قبلا يه هنرمند بودي

281
00:17:17,557 --> 00:17:20,312
... آره، خب -
... و ميدونم که يه غرفه توي "آرت واک" داري -

282
00:17:20,335 --> 00:17:21,985
... که الان خاليه

283
00:17:22,009 --> 00:17:27,398
"و ميدونم که "استفانو ليوني
از خالي بودنش نااميد ميشه

284
00:17:27,421 --> 00:17:29,481
استفانو ليوني" قراره بياد اونجا؟"

285
00:17:31,512 --> 00:17:34,890
،اون زمان که با هم بوديم
خودم جورش کردم

286
00:17:34,913 --> 00:17:38,889
ميخواستم که غافلگيرت کنم

287
00:17:38,913 --> 00:17:41,089
... "پاتريک"

288
00:17:41,113 --> 00:17:46,536
-- چيزاي خوبي واست ميخواستم، و
-- بگو ديوونه ام

289
00:17:46,559 --> 00:17:49,577
هنوزم همينو ميخوام

290
00:17:49,601 --> 00:17:52,262
ولي از اونجايي که من يادم رفته
...  که تو نميتوني

291
00:17:52,286 --> 00:17:55,130
کاري رو بدون تاييد ويکتوريا بکني

292
00:17:55,154 --> 00:17:58,207
،من به "استفانو" ميگم که از اينکه نتونستي بياي
ناراحتي

293
00:18:07,119 --> 00:18:08,490
!اينکارت جواب نميده

294
00:18:08,513 --> 00:18:11,085
فقط با جدا کردن خودت از بدنت
اونوقته که ميتونيم روي ذهنت تمرکز کنيم

295
00:18:11,108 --> 00:18:13,246
،و با بازکردن اون
روي روحت تمرکز ميکنيم

296
00:18:13,269 --> 00:18:15,771
.تو هيچوقت مثل "تاکدا" نميشي -
فکر ميکني که دلم ميخواد اينجا باشم؟ -

297
00:18:15,795 --> 00:18:17,205
فقط به اين خاطر برگشتم
چون تو ما رو نابود کردي

298
00:18:17,229 --> 00:18:18,697
و نميذارم که بيهوده باشه

299
00:18:18,764 --> 00:18:20,564
.ازت کمک نخواستم -
خدا، تو چقدر نمک به حرومي -

300
00:18:20,599 --> 00:18:22,200
تو حتي نميدوني که هم پيمانانت کيا هستن

301
00:18:22,268 --> 00:18:24,513
.ولي ميدونم که دشمنانم کيا هستن -
کيا، خونواده ي "گريسن"؟ -

302
00:18:24,537 --> 00:18:26,538
پس چرا خوابگردت به اونها صدمه ميزنه؟

303
00:18:26,605 --> 00:18:28,373
،نه. بجاش
"مياي دنبال من و "نولان

304
00:18:28,441 --> 00:18:30,081
داري خشمت رو گمراه ميکني

305
00:18:30,104 --> 00:18:32,545
فکر کنم کسي که واقعا ازش عصباني هستي
خودتي

306
00:18:32,568 --> 00:18:33,930
ولي قبول نميکني

307
00:18:33,954 --> 00:18:36,537
برو به درک

308
00:19:02,834 --> 00:19:04,490
اميلي"؟"

309
00:19:08,565 --> 00:19:10,139
... پدرم

310
00:19:12,317 --> 00:19:14,184
الکي مقصر شده

311
00:19:23,449 --> 00:19:25,497
"پال چارني"

312
00:19:25,515 --> 00:19:27,981
يا بايد الان بگم "سرورم"؟

313
00:19:28,005 --> 00:19:30,264
از استراحتتون قبل از ترم پاييز لذت ميبريد؟

314
00:19:30,287 --> 00:19:33,556
،استيوي"، راستش رو بخواي"
خبرهاي ناراحت کننده اي شنيدم

315
00:19:33,580 --> 00:19:36,863
من و "پال" داشتيم درباره ي برنامه هات
براي صاف کردن ملک "گريسن" حرف ميزديم

316
00:19:36,887 --> 00:19:39,211
درواقع نظرم عوض شد

317
00:19:39,235 --> 00:19:43,067
حالا من دارم فکر ميکنم
که بهتره بعنوان مرکز توانبخشي ازش استفاده کنم

318
00:19:44,690 --> 00:19:47,015
اون ملک يه گنجينه ي معماريه

319
00:19:47,038 --> 00:19:48,682
... و "پال" مسئول

320
00:19:48,706 --> 00:19:50,855
کميسيون تاريخي "ساوت همپتون"ـه

321
00:19:50,878 --> 00:19:53,746
ميخواد ببينه که اونجا قوانين ملي
ساختمانهاي مهم تاريخي رعايت ميشه

322
00:19:53,769 --> 00:19:56,329
که يعني نميشه بعنوان يه مرکز درماني
ازش استفاده بشه

323
00:19:56,352 --> 00:19:58,020
يا چيز ديگه اي

324
00:19:58,043 --> 00:20:02,456
يک ساختمان مهم تاريخي بايد
6معيار تاريخي داشته باشه

325
00:20:02,480 --> 00:20:03,771
تا بتونه ثبت بشه

326
00:20:03,795 --> 00:20:06,831
"بعيد ميدونم که ملک "گريسن
شرايط لازم رو داشته باشه

327
00:20:06,855 --> 00:20:10,287
مگر اينکه ميراث رسواييها در روزنامه
ارزش داشته باشه

328
00:20:10,311 --> 00:20:11,802
"مواظب باش "استيوي

329
00:20:11,825 --> 00:20:14,162
تو با رسوايي هم بيگانه نيستي

330
00:20:14,185 --> 00:20:17,091
توي دادگاه ميبينمت

331
00:20:17,115 --> 00:20:20,247
خب، انگار که فقط با من مبارزه نميکني

332
00:20:20,271 --> 00:20:22,532
جالبه. فکر نميکردم که اينقدر کمک لازم داشته باشي

333
00:20:29,872 --> 00:20:32,075
آماده ي حرف زدن هستي؟

334
00:20:34,260 --> 00:20:35,904
لطفا دست و پام رو باز کن

335
00:21:02,420 --> 00:21:04,967
همه ش بخاطر پدرم بود

336
00:21:07,256 --> 00:21:10,074
واسه همينه که اون کنده کاري اي
که واست درست کرده بود رو خراب کردي

337
00:21:14,770 --> 00:21:16,907
يا چيز بيشتري بود؟

338
00:21:19,101 --> 00:21:23,328
اون روزي که بردنش
داشت کنده کاري ميکرد

339
00:21:23,352 --> 00:21:26,428
چرا توي اون روز؟

340
00:21:26,452 --> 00:21:28,330
نميدونم

341
00:21:31,093 --> 00:21:34,185
فکر کنم که من بخاطر مسئله اي
توي دردسر افتادم

342
00:21:34,208 --> 00:21:35,582
مطمئني که تقصير تو بوده؟

343
00:21:35,594 --> 00:21:37,907
اميلي"، سعي کن يادت بياد"

344
00:21:46,345 --> 00:21:49,192
شب قبل از روزي بود
که اونو بردن

345
00:21:49,216 --> 00:21:50,682
"ويکتوريا"

346
00:21:52,040 --> 00:21:56,162
داشت ميگفت که ميخواد
باهاش فرار کنه

347
00:21:56,183 --> 00:21:59,926
پدرم منو نديد
ولي سايه ام رو ديد

348
00:21:59,949 --> 00:22:01,335
ويکتوريا" بهم نگاه چپ جپ کرد"

349
00:22:08,386 --> 00:22:10,320
از قبل اينو بهم گفتي

350
00:22:10,388 --> 00:22:12,122
اونقدر شجاع باش که بري توي عمق ذهنت

351
00:22:17,361 --> 00:22:19,496
ميدونستم که نميشه بهش اعتماد کرد

352
00:22:25,102 --> 00:22:27,537
فقط ميخواستم مطمئن بشم
که پدرم حالش خوبه

353
00:22:36,113 --> 00:22:37,547
"ديويد"

354
00:22:37,615 --> 00:22:39,482
!"ديويد" -
!برو بيرون -

355
00:22:41,752 --> 00:22:43,720
!نه -
!آماندا"، وايسا" -

356
00:22:43,788 --> 00:22:45,388
!نه -
!وايسا!  وايسا  -

357
00:22:45,456 --> 00:22:48,191
.هي، هي -
!بذار برم! سرم داد کشيدي -

358
00:22:48,259 --> 00:22:51,179
اون اينجا چيکار ميکنه؟
!ازش خوشم نمياد! اون ازم متنفره

359
00:22:51,202 --> 00:22:52,429
چرا اين حرف رو زدي؟

360
00:22:52,496 --> 00:22:53,697
تو هنوز اونو نميشناسي

361
00:22:53,764 --> 00:22:55,832
نه، الان بهش بگو که بره پي کارش

362
00:22:55,900 --> 00:22:58,045
."بهش نميگم "آماندا
دوستش دارم، تو هم بعدا ازش خوشت مياد

363
00:22:58,069 --> 00:22:59,669
نه، اون مامانم نيست

364
00:22:59,737 --> 00:23:03,039
.هي. هي
مامانت از بين ما رفته

365
00:23:03,107 --> 00:23:05,508
ويکتوريا"، بايد اينو قبول کني"

366
00:23:05,576 --> 00:23:08,044
چون ما قراره يه خونواده بشيم

367
00:23:11,015 --> 00:23:13,149
پدرم به آرزوش رسيد

368
00:23:15,286 --> 00:23:17,620
من الان ديگه يکي از "گريسن" ها هستم

369
00:23:18,989 --> 00:23:20,481
"اميلي"

370
00:23:22,441 --> 00:23:24,361
چرا پدرم بهم گوش نداد؟

371
00:23:26,988 --> 00:23:29,383
چرا؟

372
00:23:29,407 --> 00:23:31,391
همه چي ميتونست متفاوت باشه

373
00:23:33,770 --> 00:23:37,551
... همه چي ميتونست -
چيزي نيست -

374
00:23:47,853 --> 00:23:51,361
پاتريک"؟" -
سلام -

375
00:23:51,429 --> 00:23:54,231
،خب، بعد از امروز صبح
فکر نميکردم که بياي

376
00:23:54,298 --> 00:23:56,970
،خب، ميدوني
... فکر کردم اينکه خودم رو مجبور کنم که بيام بيرون

377
00:23:56,993 --> 00:23:59,217
شايد هر احساسي که دارم رو
تغيير بده

378
00:23:59,238 --> 00:24:01,293
... مهمه که خودت رو بخاطر گذشته شکنجه نکني

379
00:24:01,316 --> 00:24:05,304
... و توي حال زندگي کني

380
00:24:05,327 --> 00:24:07,878
چون هميشه مشکلاتي براي حل شدن پيدا ميشه

381
00:24:10,170 --> 00:24:11,732
مشکلي هست؟

382
00:24:11,755 --> 00:24:14,474
اوه، چيزي نيست که بخواي نگرانش باشي

383
00:24:14,498 --> 00:24:18,267
بيا روي قرار دادن اثر هنريت تمرکز کنيم، باشه؟

384
00:24:18,290 --> 00:24:20,739
مامان، چرا بهم نميگي که چه خبر شده؟

385
00:24:26,016 --> 00:24:28,770
"استيوي گريسن"

386
00:24:28,782 --> 00:24:30,649
... داره ثابت ميکنه که سرسخت تر

387
00:24:30,672 --> 00:24:31,961
از اون چيزي که فکر ميکردم
به دنبال خونه مونه

388
00:24:31,985 --> 00:24:33,817
تو انجمن شهر رو طرف خودت داري، درسته؟

389
00:24:33,840 --> 00:24:36,791
خب، اونا اصلا رقيب مسخره بازيهاي
قانوني اون نميشن

390
00:24:36,815 --> 00:24:38,827
"فکر کن که اون وقتي که اونو و "کنراد
... با هم بودن

391
00:24:38,850 --> 00:24:42,621
اون زمان فقط يه آدم معاشرتي بود
و از زندگي مرفه ـش لذت ميبرد

392
00:24:42,645 --> 00:24:44,679
چي اونو تغيير داد؟

393
00:24:44,747 --> 00:24:46,495
من

394
00:24:46,517 --> 00:24:49,253
،بعد از اينکه "کنراد" اونو بخاطر من ترک کرد
حتما يه زنگ بيدار باش براش بوده

395
00:24:49,276 --> 00:24:52,768
ولي اگه اون فکر ميکنه که من
... گستاخيش رو تحمل ميکنم

396
00:24:52,787 --> 00:24:55,817
کور خونده

397
00:24:55,840 --> 00:24:57,525
راههاي ديگه اي هست
که بتونم کارش رو حل و فصل کنم

398
00:24:57,543 --> 00:24:58,732
ميخواي چي بگي؟

399
00:24:58,755 --> 00:25:01,057
... که اگه من اين حيوون رو خلق کردم

400
00:25:01,080 --> 00:25:04,202
فکر نميکني که وقتشه که بکشمش؟

401
00:25:04,225 --> 00:25:06,815
مامان، ميخوام بدونم که
نقشه ات چيه

402
00:25:06,838 --> 00:25:08,529
الان نميخوام که جزييات رو بگم

403
00:25:08,553 --> 00:25:12,140
،امروز تو و کارت مهم هستين
خيلي خب؟

404
00:25:25,213 --> 00:25:29,105
بالاخره يادم اومد که در طول خوابگرديهام
چيکار کردم

405
00:25:30,611 --> 00:25:33,810
همه ش بخاطر اون خاطره بود

406
00:25:33,877 --> 00:25:36,961
واسه همينه که همه چي رو خراب ميکردم

407
00:25:36,970 --> 00:25:39,349
چون فکر نميکردي که پدرت ارزشش رو داشته

408
00:25:40,973 --> 00:25:44,554
،با تمام اتفاقاتي که سر پدرم افتاده
درک ميکنم

409
00:25:46,737 --> 00:25:49,544
تو تنها کسي هستي که ميدونستي
چطور منو نجات بدي

410
00:25:51,984 --> 00:25:55,532
.مطمئن نيستم که استحقاق نجات يافتن رو دارم -
استحقاقش رو داري -

411
00:25:55,555 --> 00:25:57,422
و همينطور پدرت

412
00:26:01,779 --> 00:26:04,080
... تنها اشتباهي که کرد اين بود

413
00:26:05,677 --> 00:26:08,131
عاشق يه زن ناجوري شد

414
00:26:17,725 --> 00:26:21,391
که يعني هنوزم بايد ثابت کنم گناهکار نبوده

415
00:26:21,415 --> 00:26:24,080
حالا اين همون "اميلي" ايه که ميشناختم

416
00:26:27,323 --> 00:26:29,681
حالا، تو چيزي رو که شروع کردي
رو تموم ميکني

417
00:26:29,749 --> 00:26:32,083
کاري ميکني که تقاص کارشون رو پس بدن

418
00:26:32,083 --> 00:26:42,083
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

419
00:27:10,496 --> 00:27:12,773
ضربه هاي قلم يکم محکم بوده

420
00:27:12,797 --> 00:27:16,121
ولي فکر کنم که عمدي بوده

421
00:27:16,145 --> 00:27:19,534
آقاي "ليوني" باعث افتخاره که ميبينمتون

422
00:27:19,558 --> 00:27:22,387
و افتخار ميدي که جواب سئوالم رو بدي

423
00:27:22,411 --> 00:27:24,278
درسته

424
00:27:26,301 --> 00:27:28,837
-- راستش رو بخواي ميخواستم

425
00:27:28,861 --> 00:27:30,763
ميخواستم که رنگ رو روي بوم وارد کنم

426
00:27:30,786 --> 00:27:33,277
،که اينجوري هيچوقت يه اثر هنري خوب نميشه
درسته؟

427
00:27:33,301 --> 00:27:35,367
ولي استعدادش رو داري

428
00:27:37,839 --> 00:27:40,749
فهميدم که مسئول يه گالري هستي

429
00:27:40,817 --> 00:27:43,585
.بهمراه مادرم، بله
دارم

430
00:27:43,604 --> 00:27:46,034
... خب، پس، اين ممکنه که برات جالب نباشه

431
00:27:46,058 --> 00:27:50,016
ولي من دنبال يه کاراموز
واسه هنرکده ي "توسکان"ـم ميگردم

432
00:27:50,028 --> 00:27:52,447
حقوقش کمه و ساعت کارش طولانيه

433
00:27:52,470 --> 00:27:54,422
... من

434
00:27:54,445 --> 00:27:58,033
،نميدونم چي بگم -
فقط روش فکر کن -

435
00:28:18,824 --> 00:28:20,788
هي

436
00:28:20,856 --> 00:28:22,723
بالاخره حس حرف زدن پيدا کردي؟

437
00:28:23,807 --> 00:28:25,944
.آره -
خوبه -

438
00:28:25,968 --> 00:28:27,728
بيا اينجا

439
00:28:30,501 --> 00:28:33,648
،"ميدوني، "آماندا
ما همه اشتباهاتي ميکنيم

440
00:28:33,672 --> 00:28:36,933
متاسفم که دعوا کرديم
و تو ترسيدي

441
00:28:36,956 --> 00:28:39,607
هيچوقت نميخواستم که بترسي

442
00:28:42,132 --> 00:28:43,588
صحيح

443
00:28:46,929 --> 00:28:48,449
بابايي، داري چيکار ميکني؟

444
00:28:48,517 --> 00:28:50,597
الان بنظر خيلي بد بنظر مياد، درسته؟

445
00:28:50,620 --> 00:28:51,489
آره

446
00:28:51,513 --> 00:28:54,918
ولي تو و من ميتونيم هر مشکلي رو حل کنيم

447
00:28:57,195 --> 00:28:59,662
،وقتي که اين حکاکي تموم شد
... قراره که برامون يه ياداور باشه

448
00:28:59,686 --> 00:29:03,763
که هيچ اشتباهي ما رو از هم جدا نميکنه

449
00:29:03,787 --> 00:29:07,579
تا وقتي که هيچوقت يادت نره که دوست دارم

450
00:29:13,007 --> 00:29:14,241
اميلي"؟"

451
00:29:16,287 --> 00:29:18,111
جک"، سلام"

452
00:29:18,179 --> 00:29:20,330
... ميتونم

453
00:29:20,353 --> 00:29:22,584
ميتونم يه دقيقه باهات حرف بزنم؟

454
00:29:22,608 --> 00:29:25,407
البته

455
00:29:25,426 --> 00:29:28,403
،وقتي که مامانت پيداش شد
فرصت کردي که باهاش حرف بزني؟

456
00:29:28,425 --> 00:29:31,980
منظورم اينه که، صادقانه؟

457
00:29:32,003 --> 00:29:38,283
کاشکي اينجور بود

458
00:29:38,306 --> 00:29:40,197
چرا؟

459
00:29:43,142 --> 00:29:45,209
... چون مادر من برگشته

460
00:29:45,232 --> 00:29:47,517
و واقعا نميدونم که بايد چيکارش کنم

461
00:29:47,541 --> 00:29:49,929
چي؟

462
00:29:49,952 --> 00:29:51,838
تو 20 ساله که نديديش

463
00:29:51,850 --> 00:29:54,139
... در واقع،من درباره ي اون کسي که

464
00:29:54,162 --> 00:29:57,311
اين همه مدت بخاطر ول کردن
من و "دک" از دستش عصباني بودم، حرف نميزنم

465
00:29:57,334 --> 00:29:59,601
منظورت چيه؟

466
00:30:02,169 --> 00:30:06,103
استيوي گريسن" مادر واقعي منه"

467
00:30:09,093 --> 00:30:09,974
چي؟

468
00:30:09,997 --> 00:30:12,682
،اون با بابام رابطه ي نامشروع داشت
... از شهر رفته بود

469
00:30:12,705 --> 00:30:14,502
... حاملگيش رو از "کنراد" مخفي کرده بود

470
00:30:14,525 --> 00:30:16,862
بعد بابا مامانم منو بعنوان پسر خودشون بزرگ کردن

471
00:30:16,885 --> 00:30:20,477
استيوي گريسن"؟"

472
00:30:20,489 --> 00:30:22,003
مطمئني؟

473
00:30:24,780 --> 00:30:26,553
ديگه چي گفت؟

474
00:30:27,808 --> 00:30:32,188
فقط، ميدوني، که براش سخت بوده
که منو رها کنه

475
00:30:32,211 --> 00:30:35,342
ولي مشخصه که يه چيزي رو مخفي ميکنه

476
00:30:35,366 --> 00:30:37,068
... و اگه اون اينقدر نزديک شده

477
00:30:37,092 --> 00:30:38,744
نميدونم چرا که همچين تلاشي ميکنه

478
00:30:38,760 --> 00:30:40,865
... خب، اگه اين حقيقت داشته باشه

479
00:30:42,447 --> 00:30:45,551
اون تنها والدي هست که داري

480
00:30:45,569 --> 00:30:48,873
،و درسته، اون سالها پيش اشتباهي کرده
... ولي

481
00:30:51,003 --> 00:30:53,411
شايد بايد بهش يه فرصت بدي

482
00:30:55,042 --> 00:30:58,283
فقط لطفا مواظب باش

483
00:31:15,940 --> 00:31:17,341
... "و، "جک

484
00:31:19,411 --> 00:31:23,166
ممنون که به منم فرصت دادي

485
00:31:23,189 --> 00:31:24,648
خيلي برام ارزش داشت

486
00:31:44,302 --> 00:31:47,720
مامان، گفتن اين حرف خيلي برام سخته

487
00:31:47,739 --> 00:31:50,585
... ولي

488
00:31:50,608 --> 00:31:53,711
،ميدوني که وقتي که تو صدمه ببيني
منم صدمه ميبينم

489
00:31:55,447 --> 00:31:58,052
،و مشکل اينجاست که
... وقتي که کسي بهت صدمه ميزنه

490
00:32:00,078 --> 00:32:02,273
من تبديل به کسي ميشم
که برام خيلي آشنا نيست

491
00:32:02,297 --> 00:32:04,751
... يکي که

492
00:32:04,774 --> 00:32:09,287
حمله ميکنه که از کسي که
خيلي براش ارزش داره، محافظت کنه

493
00:32:09,310 --> 00:32:11,829
و الان ميدونم که  اون پليدي از کجا مياد

494
00:32:11,852 --> 00:32:14,106
از طرف پدريم بهم رسيده

495
00:32:14,130 --> 00:32:17,159
،حس ميکنم که اگه اينجا بمونم
بقيه هم رنج ميبينن

496
00:32:19,869 --> 00:32:21,995
... بهم فرصت داده شده

497
00:32:22,018 --> 00:32:25,881
فرصتي که فکر کنم باعث بشه
که بهم افتخار کني

498
00:32:25,905 --> 00:32:29,137
ولي اين به اين معناست که
بايد از اينجا برم

499
00:32:29,160 --> 00:32:32,129
و بدم مياد که اينکاري که دارم ميکنم
رو بکنم

500
00:32:32,152 --> 00:32:34,985
ولي نميتونم تو چشمات نگاه کنم

501
00:32:35,008 --> 00:32:39,040
اگه نگاه کنم، دو دل ميشم

502
00:32:39,064 --> 00:32:41,917
اميدوارم که درک کني

503
00:32:44,384 --> 00:32:48,963
،خدافظ مامان
هميشه دوستت خواهم داشت

504
00:33:01,389 --> 00:33:03,502
اخبار رو شنيدي؟

505
00:33:03,526 --> 00:33:06,848
"پاسکال لِ مارشال"
داره از پاريس به اينجا مياد

506
00:33:06,872 --> 00:33:09,663
اوه، نميدونستم که
چه طرفدار پر و پا قرصي هستي

507
00:33:09,686 --> 00:33:12,701
... خب، نيستم، ولي اون يکي از غول هاي رسانه اي

508
00:33:12,724 --> 00:33:15,976
دنياست، و اون فردا به اداره ش ميره

509
00:33:16,000 --> 00:33:19,359
دقيقا روي برنامه ش

510
00:33:19,382 --> 00:33:21,825
"واسه همينه که اختيارات "مارگوس
رو زير سئوال بردي

511
00:33:21,848 --> 00:33:23,441
ميدوني که بايد بره پيش هيئت مديره

512
00:33:23,465 --> 00:33:25,541
که يعني ميدوه ميره پيش باباش

513
00:33:25,565 --> 00:33:27,663
و ميدونستم که تو نميتوني جلوي خودت رو بگيري
... که منو از طرف دخترش

514
00:33:27,686 --> 00:33:29,659
درگيرش بکني

515
00:33:29,682 --> 00:33:31,685
ولي چرا نميخواي که آقاي "لِ مارشال" بياد اينجا؟

516
00:33:31,708 --> 00:33:36,418
،"اوه، خب، "شارلوت
... ميتونستم بهت بگم

517
00:33:36,442 --> 00:33:39,018
... يا، اگه بخواي که کار قدرتمندان تجارت رو بدوني

518
00:33:39,042 --> 00:33:42,329
ميتوني کنار وايسي و تماشا کني

519
00:33:42,353 --> 00:33:44,149
قبوله

520
00:33:51,365 --> 00:33:52,891
"جک"

521
00:33:54,242 --> 00:33:55,686
... تنها چيزي که در دوران بچگيم نداشتم

522
00:33:55,710 --> 00:33:56,921
... وقتي بود که اوضاع واقعا داغون ميشد

523
00:33:56,945 --> 00:33:58,289
پس هر چي که بود
... که باعث شد بهمون نزديک نشي

524
00:33:58,313 --> 00:33:59,913
... بايد چيز بدي بوده باشه، ولي

525
00:34:01,549 --> 00:34:05,673
فکرکنم، ميخواستم که مطمئن بشم
که بخاطر من يا بابام نبوده باشه

526
00:34:05,697 --> 00:34:08,421
نبوده

527
00:34:21,061 --> 00:34:24,466
در واقع ميخواستم که از تو بخاطر کسي که بودم
مراقبت کنم

528
00:34:37,104 --> 00:34:39,018
... وقتي که اينجا زندگي ميکردم

529
00:34:39,041 --> 00:34:42,977
نميتونستم که بدون يه مشروب توي دستم
دووم بيارم

530
00:34:43,001 --> 00:34:47,651
بنابراين توي بار شما و پيش پدرت بودم

531
00:34:47,674 --> 00:34:52,606
ولي الان ديگه 20 ساله که لب به مشروب نزدم

532
00:35:03,975 --> 00:35:06,629
... قبلا

533
00:35:06,652 --> 00:35:09,118
... وقتي که اولين بار فهميدم حامله ام

534
00:35:09,141 --> 00:35:11,266
توي بازپروري بودم

535
00:35:12,476 --> 00:35:16,791
... ولي بعد از اينکه تو رو بدنيا آوردم، فهميدم

536
00:35:16,814 --> 00:35:21,110
،نميتونم که يه مادر خوب باشم
نه تا وقتي که وضعيت خودم رو مرتب کنم

537
00:35:21,134 --> 00:35:24,773
که از چيزي که انتظار داشتم
بيشتر طول کشيد

538
00:35:27,602 --> 00:35:30,087
30سال گذشته -
ميدونم -

539
00:35:30,110 --> 00:35:35,067
... همتون"ها کلي سنگ جلوي پام انداختن"

540
00:35:35,090 --> 00:35:37,968
مهمترين چيز، بودن "کنراد" و "ويکتوريا" بود

541
00:35:40,002 --> 00:35:43,540
... خب
پس ميتونم درک کنم

542
00:35:45,391 --> 00:35:47,760
ولي بازم، چرا الان اومدي؟

543
00:35:47,771 --> 00:35:49,850
... آماده بودم که با اونها و تو

544
00:35:52,104 --> 00:35:53,889
رودر رو بشم

545
00:36:00,358 --> 00:36:03,740
پس اين چي؟

546
00:36:03,763 --> 00:36:08,211
... اينکه فردا بياي به خونه ي من

547
00:36:08,223 --> 00:36:10,509
و رسما نوه ات رو ببيني؟

548
00:36:15,268 --> 00:36:17,271
خيلي دوست دارم

549
00:36:29,071 --> 00:36:35,359
... فکر کردم که "برونلو" مناسب باشه

550
00:36:35,382 --> 00:36:39,293
که فصل بعدي زندگي "پاتريک" رو پُر کنه

551
00:36:39,304 --> 00:36:44,694
لطفا دوباره از "استفانو" تشکر کن
که اين فرصت رو بهش داده

552
00:36:44,717 --> 00:36:48,979
اين تو بودي که بهش پيشنهادي دادي
... که نتونست قبولش نکنه، ولي

553
00:36:49,002 --> 00:36:52,975
... در واقع، حتي بدون اينکه بهش پول بدي هم

554
00:36:52,998 --> 00:36:55,370
اون فکر ميکرد که پسرت استعداد داره

555
00:36:55,394 --> 00:36:58,041
البته که استعداد داره

556
00:36:58,065 --> 00:37:02,586
شايد الان، "پاتريک" بتونه از اون
... قلب پر از کينه و صدمه

557
00:37:02,609 --> 00:37:07,141
،که در طول اين مدت که اينجا بوده داشته
خلاص بشه

558
00:37:07,159 --> 00:37:10,740
ويکتوريا"، نقشه ات جواب داد"

559
00:37:10,763 --> 00:37:14,204
تو کار درستي انجام دادي

560
00:37:14,227 --> 00:37:17,929
... "حالم رو بد ميکنه که تنها نجات "پاتريک

561
00:37:17,953 --> 00:37:19,526
... اين بود که بذارم فکر کنه که من يه هيولا بودم

562
00:37:19,550 --> 00:37:23,248
که ميخواسته که "استيوي گريسن" بميره

563
00:37:23,271 --> 00:37:27,616
چيه؟ پاسخ دفاعي نداشتي؟ -
لازم نيست -

564
00:37:27,639 --> 00:37:31,396
تو گذاشتي کمکت کنم که قلبت رو بشکني

565
00:37:31,420 --> 00:37:33,714
بهم نگو که قلب تو هم صدمه نديده

566
00:37:36,800 --> 00:37:38,948
"به سلامتي "پاتريک

567
00:37:41,836 --> 00:37:43,738
به سلامتي پسرم

568
00:37:53,073 --> 00:37:56,502
فکر کنم که اطلاعاتي از همسرم داري

569
00:37:56,525 --> 00:37:59,955
،همونطور که کاري کردي باور کنم
سخت نبود که ردش رو بگيرم

570
00:37:59,979 --> 00:38:02,476
اون با پدرم نبود؟

571
00:38:02,499 --> 00:38:04,648
فکر کنم که تئوري اشتباهي رو امتحان کردي

572
00:38:04,671 --> 00:38:07,496
اون در واقع وارد اتاقش توي "سوت فورک" شده

573
00:38:07,520 --> 00:38:09,580
چرا؟ -
نميدونم برنامه ش چي بوده -

574
00:38:09,603 --> 00:38:11,737
،يه 30 ثانيه بعدش
يکي اومد دنبالش

575
00:38:11,749 --> 00:38:13,602
پريدم پشت يه ديوار تا منو نبينه

576
00:38:13,625 --> 00:38:16,237
چند لحظه بعدش اونا رفتن

577
00:38:16,256 --> 00:38:17,493
پس گمشون کردي؟

578
00:38:17,517 --> 00:38:20,732
من از ورودي خدمه بيرون رفتم
و وقتي که با ماشين داشت ميرفت پلاکش رو ديدم

579
00:38:20,755 --> 00:38:23,033
مشخصات رو به چند تا از بچه ها
... توي پليس دادم

580
00:38:23,057 --> 00:38:26,065
،و چند ساعت بعد
ماشينش رو پيدا کردن

581
00:38:35,228 --> 00:38:37,209
قبلا اونو ديدي

582
00:38:38,973 --> 00:38:41,881
و هيچوقت فکر نميکردم که
از ديدن دوباره ش خوشحال بشم

583
00:38:47,725 --> 00:38:50,085
خوشحالم که اوضاعتون درست شد

584
00:38:50,108 --> 00:38:54,887
بالاخره، فهميدم که چرا ترسيده بود

585
00:38:54,911 --> 00:38:58,839
معلوم شد که يه قبلا دائم الخمر بوده
و خوب شده

586
00:38:58,862 --> 00:39:00,666
از خونواده ي "گريسن" خوشش نمياد

587
00:39:02,061 --> 00:39:05,046
خب، خوبه که حرفاش رو بهت زده

588
00:39:05,070 --> 00:39:07,332
.

589
00:39:07,348 --> 00:39:10,930
خودش رو کثيف کرده

590
00:39:10,954 --> 00:39:14,072
."شب بخير "اميلي -
شب بخير -

591
00:39:20,556 --> 00:39:22,423
سلام -
سلام -

592
00:39:22,447 --> 00:39:24,570
داري کلبه رو تعمير ميکني؟

593
00:39:24,593 --> 00:39:28,468
.نشانه ي خوبيه
حالت چطوره؟

594
00:39:28,492 --> 00:39:30,218
بهترم

595
00:39:30,241 --> 00:39:33,265
آره، فکر کنم که بالاخره تونستم
کنترل اوضاع رو بدست بگيرم

596
00:39:33,288 --> 00:39:36,447
حالا که شيطانت رو فرستادي بره

597
00:39:36,470 --> 00:39:39,112
دني" نفر بعديه؟"

598
00:39:39,135 --> 00:39:42,235
... نه تا وقتي که بدونم قدم بعديم چيه

599
00:39:42,258 --> 00:39:45,746
ولي خوبه که يه پناهنده از ملک "گريسن" داشته باشم

600
00:39:47,458 --> 00:39:50,440
... پس

601
00:39:50,464 --> 00:39:56,916
اينو بعنوان هديه ي خونه حساب کن

602
00:39:56,928 --> 00:39:59,147
... و

603
00:39:59,170 --> 00:40:04,627
فقط با دست تو باز ميشه

604
00:40:07,861 --> 00:40:09,695
"ممنون "نولان

605
00:40:11,831 --> 00:40:14,664
... واسه اين

606
00:40:14,687 --> 00:40:17,136
و اينکه "ايدن" رو فرستادي بره
ممنونم

607
00:40:18,424 --> 00:40:21,233
تقريبا همه چي رو از دست دادم

608
00:40:21,257 --> 00:40:24,943
آره، اميدوار بودم که اون توي اين موقعيت سخت
بهت کمک کنه

609
00:40:24,967 --> 00:40:28,235
پس، فکر کنم که بايد بخاطرش بنوشيم

610
00:40:28,258 --> 00:40:31,311
نظرت چيه که جين مارتيني بخوريم؟

611
00:40:33,130 --> 00:40:34,631
جين مارتيني؟

612
00:40:34,699 --> 00:40:36,410
معلوم شد که يه قبلا دائم الخمر بوده
و خوب شده

613
00:40:36,434 --> 00:40:38,201
نفسش بودي جين رو ميداد

614
00:40:47,282 --> 00:40:49,219
،کساي زيادي به ديدنم نميان
... ولي وقتي کسي مياد

615
00:40:49,243 --> 00:40:52,215
بهم يه اميد ميده
(1997)

616
00:40:55,727 --> 00:40:58,780
چون فکر ميکنم که شايد
... تو از اون در وارد ميشي

617
00:40:58,804 --> 00:41:00,985
و منو بخشيدي

618
00:41:01,052 --> 00:41:02,920
امروز اين اميد رو دارم

619
00:41:14,972 --> 00:41:16,473
"آقاي "کلارک

620
00:41:16,540 --> 00:41:20,664
من يه وکيل هستم و به پرونده ي شما علاقمندم

621
00:41:20,688 --> 00:41:22,120
ميخواستم که حرفش رو باور کنم

622
00:41:22,132 --> 00:41:24,910
... ولي وقتي که بوي جين رو توي نفسش حس کردم

623
00:41:24,933 --> 00:41:26,283
... چند روز بعد فهميدم که

624
00:41:26,307 --> 00:41:29,413
بخاطر مشروب خوردن
از شغل وکالت محروم شده

625
00:41:29,437 --> 00:41:33,405
ولي هنوزم قدر اون لحظه اميد رو
که اون روز داشتم، رو ميدونم

626
00:41:33,429 --> 00:41:36,643
"چون اون اميد، تويي "آماندا

627
00:41:36,666 --> 00:41:37,770
هميشه تو بودي

628
00:41:37,793 --> 00:41:39,262
بيا بنوشيم

629
00:41:42,040 --> 00:41:44,154
امز"؟"

630
00:41:44,177 --> 00:41:45,868
چي شده؟

631
00:41:47,019 --> 00:41:48,512
يه وکيل محروم شده

632
00:41:51,425 --> 00:41:54,585
"فکر کنم که "استيوي گريسن
به ديدن پدرم توي زندان رفته

633
00:41:56,959 --> 00:41:59,260
فکر ميکني که چي ميخواسته؟

634
00:41:59,284 --> 00:42:01,971
نميدونم

635
00:42:01,994 --> 00:42:05,716
ولي با اسراري به اينجا اومده

636
00:42:05,740 --> 00:42:08,279
من تک تک اسرارش رو کشف ميکنم

637
00:42:13,200 --> 00:42:28,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

