﻿1
00:00:00,337 --> 00:00:02,333
...پدرم يه آدم بيگناه بود که

2
00:00:02,356 --> 00:00:04,270
.بدست يه عده آدم قدرتمند نابود شد..

3
00:00:04,294 --> 00:00:06,750
گريسون"ها پشت همه قضايا بودن"
و بايد تاوانشو پس بدن

4
00:00:06,818 --> 00:00:09,687
من همه زندگيم رو وقف اين کردم که
انتقام مرگ پدرم رو بگيرم

5
00:00:09,754 --> 00:00:11,522
بالاخره يه نفر ميفهمه که تو کي هستي

6
00:00:11,590 --> 00:00:14,806
و من دست از تلاش برنميدارم تا
بانيان اونکار تاوانشو پس بدن

7
00:00:14,851 --> 00:00:16,885
من کجام؟
خب معلومه، توي عمارت گريسون ها-

8
00:00:16,953 --> 00:00:18,754
تو دختر تکيدا هست؟
نيکو-

9
00:00:18,821 --> 00:00:20,088
من قرار نبود اينجا باشم

10
00:00:20,156 --> 00:00:21,800
من الان بايد دور از اينجا ميبودم
...با حلقه اي که ايدن توي دستم کرده بود

11
00:00:21,824 --> 00:00:23,925
!نه دانيل
تو و ايدن نامزد کرده بودين؟-

12
00:00:23,993 --> 00:00:26,338
و اينطور که معلومه
اميلي هيچي در مورد ما و گذشته مون نميدونه

13
00:00:26,362 --> 00:00:28,240
و بخاطر اينکه فقط با عمل جراحي
..ميشد زندگيتو نجات داد

14
00:00:28,264 --> 00:00:29,965
تو هيچوقت نميتوني درکمون کني

15
00:00:30,033 --> 00:00:31,700
اميلي در مورد بارداريش دروغ گفته بود

16
00:00:31,768 --> 00:00:33,312
اون براي فراري دادنِ تو اينکارو کرده بود

17
00:00:33,336 --> 00:00:34,880
!يعني تو الان داري رابطه مونو تمومش ميکني؟

18
00:00:34,904 --> 00:00:37,172
حدسهاي زيادي در مورد اينکه
...کي به من شليک کرده زده ميشه

19
00:00:37,240 --> 00:00:38,607
کارِ ليديا ديويس بود

20
00:00:38,674 --> 00:00:40,609
من ميدونم که تو اونکارو کردي، دانيل

21
00:00:40,676 --> 00:00:42,677
اميلي ، سرنوشت تو رو به ليديا چسبوند

22
00:00:42,745 --> 00:00:44,613
من هيچ جا نميرم

23
00:00:47,430 --> 00:00:48,719
...وقتي که من بچه بودم

24
00:00:48,786 --> 00:00:52,689
:پدرم هميشه منو با يه جمله بيدار ميکرد

25
00:00:52,757 --> 00:00:55,359
زندگي، يک طلوعِ خيلي بزرگه

26
00:00:55,426 --> 00:00:59,629
واژه ها طوري شکل ميگرفتن که
من سپيده ي صبح رو تصور ميکردم

27
00:00:59,697 --> 00:01:03,000
...اما بعد از اينکه پدرم رو ازم گرفتن

28
00:01:03,067 --> 00:01:06,203
صبحها، خورشيد برام مثل آتيش شعله ميکشيد

29
00:01:06,271 --> 00:01:10,200
..از وقتي که من معني "نفرت" رو شناختم

30
00:01:10,208 --> 00:01:14,176
از همون موقع هر روز همونه (نفرته) که
صبحها بهم خوش آمد ميگه

31
00:01:26,858 --> 00:01:29,860
توي خواب ، بخيه هاتو کشيدي

32
00:01:31,029 --> 00:01:33,063
مرسي که سريع خودتو رسوندي

33
00:01:33,131 --> 00:01:37,229
پدرم هم اگه زنده بود ازم ميخواست که
به شاگرد عزيز دردونه ش کمک کنم

34
00:01:37,252 --> 00:01:39,062
..البته نه اينکه با مُشت بزنم توي شکمت

35
00:01:39,070 --> 00:01:41,064
!و مثل هفته ي پيش طوفان راه بندازم

36
00:01:41,072 --> 00:01:42,973
نه، من خوشحالم که اونکارو کردي

37
00:01:43,041 --> 00:01:45,670
تو کمک کردي که آموزشهاي تکيدا دوباره برام زنده بشه

38
00:01:45,693 --> 00:01:48,264
خب، حالا بيا برات دوباره بخيه بزنم

39
00:01:48,288 --> 00:01:51,148
من بايد سريعتر کارا رو جفت و جور کنم

40
00:01:58,154 --> 00:02:00,397
!تو منو اينجا خواستي که بيام داغِت کنم؟

41
00:02:00,420 --> 00:02:02,326
اين کار احمقانه ست
من اينکارو نميکنم

42
00:02:02,393 --> 00:02:04,929
Do you know
what orphans dream of
!ميدوني ما بچه يتيمها رؤيامون چيه؟

43
00:02:04,952 --> 00:02:08,031
که کي دست از آرزوي برگشت والدينمون رو کردن برميداريم؟

44
00:02:09,415 --> 00:02:11,275
وقتي که فکر ميکنيم با درست کردنِ خامواده اي براي خودمون

45
00:02:11,299 --> 00:02:14,601
!ميتونيم جاي خاليشونو پر کنيم...

46
00:02:15,288 --> 00:02:18,671
..به لطفِ دانيل
اون تنها اميد هم از من گرفته شد

47
00:02:22,725 --> 00:02:25,720
اين دليل نميشه که تو آمادگيِ
راه انداختنِ يه مبارزه رو داري

48
00:02:25,787 --> 00:02:27,488
...وقتي که فعاليتهاي فيزيکيتو شروع ميکني

49
00:02:27,556 --> 00:02:30,856
بايد خيلي آروم جلو بري

50
00:02:30,880 --> 00:02:33,953
پس، از بازيهاي فکري شروع ميکنم

51
00:02:33,955 --> 00:02:36,657
هر چيزي به جاي خودش
اول يه چيزي لازم داري که گاز بگيري

52
00:02:36,724 --> 00:02:38,392
تو فقط کارتو بکن

53
00:02:54,987 --> 00:02:57,616
وقتِ حسابرسيه

54
00:02:57,640 --> 00:03:01,585
لازم نکرده واسه من چشم و ابرو بياي

55
00:03:01,609 --> 00:03:04,556
...من برات پليس نياوردم

56
00:03:04,579 --> 00:03:05,633
هر چند که بايد اينکارو ميکردم

57
00:03:05,657 --> 00:03:07,223
نولان، من نميدونم چطور بهت بگم که چقدر متأسفم

58
00:03:07,246 --> 00:03:12,096
ما کارمون از معذرت خواهي و اين حرفها گذشته

59
00:03:12,102 --> 00:03:14,197
!تو به من حمله کردي

60
00:03:14,221 --> 00:03:16,475
!تو از من دزدي کردي

61
00:03:16,499 --> 00:03:18,807
!همه ي اين کارا رو بخاطر مادرت انجام دادي؟

62
00:03:21,005 --> 00:03:23,823
يه چيزاي پيچيده اي درونت وجود داره
تو يه بيماري

63
00:03:23,847 --> 00:03:25,347
بسه

64
00:03:27,994 --> 00:03:30,037
!چرا اومدي اينجا؟

65
00:03:30,061 --> 00:03:33,269
...من نميدونم که خودتو به کُشتن دادي

66
00:03:33,337 --> 00:03:38,875
...تا بفهمي از کجا و چطوري به دنيا اومدي

67
00:03:38,942 --> 00:03:41,944
و ميدونم که ويکتوريا با تو آينده ش خراب ميشده

68
00:03:42,012 --> 00:03:48,741
...پس
اين گزارش پليس مال سال 1974 ـه

69
00:03:48,765 --> 00:03:54,040
من اينو پارسال وقتي که
..ويکي گريسون منو استخدام کرد دراوردم

70
00:03:54,044 --> 00:03:56,956
که براي پيدا کردنِ پسري که
سالها پيش گُمش کرده بود ، کمکش کنم

71
00:03:56,979 --> 00:04:00,627
تو هم ديدي ، با توجه به اين موضوع
...يه نفر ديگه هم داره

72
00:04:00,650 --> 00:04:04,044
دنبالِ پاتريک آزبورن کوچولوش ميگرده

73
00:04:09,544 --> 00:04:11,785
دريک
ويکتوريا-

74
00:04:11,852 --> 00:04:14,935
من بهش گفته بودم که شما خواستين اينجا نيام

75
00:04:14,959 --> 00:04:16,520
آه..خب اين کاملاً تقصير منه

76
00:04:16,544 --> 00:04:18,484
... دکتر رابينسون با تماسِ تلفنيِ من موافقت کردن

77
00:04:18,507 --> 00:04:21,325
چون واقعاً ضعف بدنيم اجازه نميداد برم مطبشون

78
00:04:21,349 --> 00:04:25,382
من، فکر ميکردم تو الان بايد سرِ تمرينِ تنيس باشي
ويکتوريا

79
00:04:25,405 --> 00:04:28,803
دو تا شريکِ بازيم يهو به طور مشکوکي بازي رو کنسل کردن

80
00:04:28,827 --> 00:04:30,911
خب ، اين که بد شد
آره-

81
00:04:30,979 --> 00:04:34,815
منو ببخشيد ، خانومها
ممنونم-

82
00:04:37,837 --> 00:04:40,350
!از کِي تا حالا مشتاقِ ديدارِ روانشناسِ شخصيِ من شدي؟

83
00:04:40,374 --> 00:04:41,655
از امروز

84
00:04:41,723 --> 00:04:45,263
شارلوت برام گفته بود که اين دکتره
...چطور موفق شده شما دو تا رو برگردونه پيشِ هم

85
00:04:45,267 --> 00:04:47,518
همون موقعي که اون(شارلوت) فهميده بود
ديويد کلارک باباي اصليش بوده

86
00:04:47,521 --> 00:04:50,837
اگه داري سعي ميکني که
..بين خودت با ما يه پُل درست کني

87
00:04:50,860 --> 00:04:53,291
بايد بگم که
بهتره خودت همونطرف رودخونه باقي بموني

88
00:04:53,314 --> 00:04:56,693
اتفاقاً دکتر رابينسون بهم هشدار دادن که
...تو ممکنه همچين احساسي داشته باشي

89
00:04:56,716 --> 00:04:59,933
و اينکه دانيل هم ممکنه سرسختي نشون بده

90
00:04:59,957 --> 00:05:01,606
!سرسختي؟

91
00:05:01,674 --> 00:05:04,527
چند روزه حتي نگاهتم نکرده

92
00:05:04,550 --> 00:05:06,370
اصلا خودشو ازت دور ميکنه

93
00:05:06,394 --> 00:05:08,736
گمونم شبا ميره تو اصطبل ميخوابه

94
00:05:08,759 --> 00:05:11,149
خب، به نظرم بهتره يه خورده بهش زمان بديم فقط

95
00:05:13,249 --> 00:05:15,961
!ميگم مطمئني که سختت نيست خونه ي من بخوابي؟

96
00:05:15,984 --> 00:05:17,762
آه،..اتفاقا من از خونه ت خوشم مياد

97
00:05:17,829 --> 00:05:20,122
خيلي گرم و نرمه

98
00:05:20,146 --> 00:05:22,047
من تو يه کاخ بزرگ شدم

99
00:05:22,114 --> 00:05:24,516
اينقدر بزرگ بود که پدر و مادر و برادرمو توش گُم ميکردم

100
00:05:24,584 --> 00:05:26,618
...عاشق اينم ، صبح که چشمامو باز ميکنم

101
00:05:26,686 --> 00:05:28,520
تو و کارل رو کنارم ببينم

102
00:05:28,588 --> 00:05:30,655
اينچيزاست که خونه رو ميسازه

103
00:05:37,897 --> 00:05:39,397
وااي..اينجاست

104
00:05:39,465 --> 00:05:42,158
آه

105
00:05:42,182 --> 00:05:44,049
سلام ، بابي

106
00:05:44,072 --> 00:05:47,052
خوشحالم که ميبينمت، پسر
ميتوني يه کاري برام بکني؟

107
00:05:48,421 --> 00:05:50,322
ميخوام قفسه ي وسطِ رديف جلو رو برام نگه داري

108
00:05:50,390 --> 00:05:52,257
شور و شوق هاي زنونه ست ديگه
بله البته-

109
00:05:52,325 --> 00:05:54,660
!بچه ها کاراشونو چقدر خوب انجام دادن

110
00:05:57,030 --> 00:05:58,597
آره
وايسا ببينم-

111
00:05:58,665 --> 00:06:01,083
اينو من ننوشته بودم

112
00:06:01,107 --> 00:06:02,411
ولي اسم زيرش نشون ميده که تو نوشتي

113
00:06:02,435 --> 00:06:05,915
نه، نه، منظورم اينه که ، آره من نوشتم
ولي از همچين واژه هايي استفاده نکرده بودم

114
00:06:05,918 --> 00:06:07,507
من بايد برم دفتر

115
00:06:07,575 --> 00:06:09,816
يه نفر دستکاريشون کرده

116
00:06:13,684 --> 00:06:15,618
اوه

117
00:06:15,686 --> 00:06:17,552
!اومدي که از اينجا بيرونم کني؟

118
00:06:17,574 --> 00:06:20,876
زني که منو بدون هيچ پشتوانه اي
... توي اين درگيريِ خانوادگي رها کرده

119
00:06:20,944 --> 00:06:23,345
!به چه حقي ميخواد منو بندازه بيرون؟

120
00:06:23,413 --> 00:06:25,114
!پس شما دارين ميرين؟

121
00:06:25,182 --> 00:06:27,349
متأسفم
من نميدونستم که ميخواي بري

122
00:06:27,417 --> 00:06:32,085
..خب، حقايق گفته شد، منم ذوق کردم
مثل يه زنداني که با قيد ضمانت آزادش کردن

123
00:06:32,089 --> 00:06:33,923
ولي بجاي جمع کردن  وسايلام

124
00:06:33,990 --> 00:06:36,058
و ريختنشون توي کيسه پلاستيکي

125
00:06:36,126 --> 00:06:38,260
دارم کتاباي تک نسخه ايم رو جمع ميکنم

126
00:06:38,328 --> 00:06:40,303
..کانراد..من
دوست دارم خودمو توجيه کنم

127
00:06:40,326 --> 00:06:42,008
!آره؟
!چه توجيهي؟

128
00:06:42,076 --> 00:06:44,944
وقتي که با اون کنفرانس خبري
...ليديا رو قرباني کردي

129
00:06:45,012 --> 00:06:47,394
.آخرين شانسِ خوشبختيِ منو نابود کردي رفت...

130
00:06:47,409 --> 00:06:50,821
من براي حفظ شانسِ خوشبختيِ خودم اونکارو کردم

131
00:06:50,844 --> 00:06:52,504
من نميخواستم دانيل رو از دست بدم

132
00:06:54,139 --> 00:06:56,708
تيمور لنگ از ادگار آلن پو

133
00:06:56,775 --> 00:06:59,711
اين يکي از معدود نسخه هاي باقي مونده از اين کتابه

134
00:06:59,778 --> 00:07:03,114
در کتاب
..يکي از رهبرانِ جنگي به اين نتيجه ميرسه که

135
00:07:03,182 --> 00:07:06,717
عشق، ارضاکننده تر از قدرتـه

136
00:07:07,079 --> 00:07:08,768
!!چه احمقانه

137
00:07:08,791 --> 00:07:12,619
وقتي که معشوقت (دنيل) بهت خيانت کرد ، که حتما هم ميکنه

138
00:07:12,687 --> 00:07:15,818
توي سوثفرک پيدام کن

139
00:07:15,842 --> 00:07:18,258
من ميخوام براي اجراي عمليات جنگيم از اين کمک بگيرم

140
00:07:19,327 --> 00:07:20,560
نگهش دار پيشِت

141
00:07:22,096 --> 00:07:24,493
..خانم گريسون

142
00:07:24,516 --> 00:07:26,233
خانوم لِمارشال با آقاي دانيل تماس گرفتن

143
00:07:26,301 --> 00:07:29,219
ايشون گفتن که باهاشون يه کارِ فوري دارن
بهشون خبر بدم؟

144
00:07:29,242 --> 00:07:31,604
اين وظيفه ي همسرشه

145
00:07:33,003 --> 00:07:33,873
!دانيل

146
00:07:33,941 --> 00:07:37,710
مارگو تماس گرفته
گفته يه اتفاق بحراني توي کار پيش اومده

147
00:07:38,590 --> 00:07:41,102
ما که نميتونيم براي هميشه از همديگه فاصله بگيريم

148
00:07:41,126 --> 00:07:43,439
بيا حرف بزنيم

149
00:07:43,462 --> 00:07:45,306
خيله خب، بيا تو

150
00:07:50,328 --> 00:07:53,003
!در چه موردي ميخواي گپ بزني؟
!آب و هوا؟

151
00:07:53,028 --> 00:07:55,506
!اينکه ديشبو چطور خوابيدم؟

152
00:07:55,526 --> 00:07:58,742
چونکه همچينم زياد نخوابيدم

153
00:08:00,532 --> 00:08:02,420
خب اين از من

154
00:08:02,488 --> 00:08:04,789
!چه خبر از تو؟

155
00:08:20,451 --> 00:08:24,467
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

156
00:08:30,694 --> 00:08:33,707
خيلي دلم ميخواد به اون مهمونيِ جواهراتِ عمه جينا برم

157
00:08:33,775 --> 00:08:36,444
ولي کارم يه خورده دست و پامو بسته الان

158
00:08:36,511 --> 00:08:39,814
مامان ، تو رو خدا نگو دارم ميپيچونمت

159
00:08:41,014 --> 00:08:42,117
آه..خب ديگه بايد برم سرِ کارم

160
00:08:42,141 --> 00:08:44,518
يکي از مشتريها داره با چشمهاش منو ميخوره

161
00:08:46,466 --> 00:08:48,589
بيدار کردن همسرم

162
00:08:48,657 --> 00:08:51,025
در آغوش معشوقش به کنار

163
00:08:51,093 --> 00:08:53,258
اما (فکر کنم) زيادي دارم خودمو نگه ميدارم که
با اين وضع توي استخر خونه م ميبينمت

164
00:08:53,282 --> 00:08:55,442
پاشو برو بيرون، همين الان

165
00:08:55,466 --> 00:08:59,430
خب، دانيل ازم خواسته که بمونم
منم گوش به فرمانِ اونم

166
00:08:59,453 --> 00:09:02,002
من بهت اجازه نميدم گند بزني به ازدواجم

167
00:09:02,070 --> 00:09:04,306
!فکر نميکني اين (داستان) خيلي غم انگيزه ، اميلي؟

168
00:09:04,329 --> 00:09:06,807
...البته براي تو
چون اون اصلاً دوسِت نداره

169
00:09:06,830 --> 00:09:10,179
آم، (شوت خوبي بود) به نکته ي خوبي اشاره کردي، سارا

170
00:09:10,203 --> 00:09:12,668
من دارم با وقار و سنگيني اين مسئله رو حلِش ميکنم

171
00:09:12,692 --> 00:09:15,449
!با اون همه شيرين کاري احساسي که راه انداختي؟

172
00:09:15,469 --> 00:09:17,809
تو براي به تور انداختنِ يه پسر
!!خودتو به حاملگي زدي

173
00:09:17,832 --> 00:09:20,435
دنيل ديگه داره پاشو از گليمش دراز تر ميکنه

174
00:09:20,459 --> 00:09:23,624
و بعد از اون کاراهايي که باهاش کردم
خب حق داره

175
00:09:23,692 --> 00:09:27,087
الان فقط ساده بودن تو چشاش رو گرفته

176
00:09:27,110 --> 00:09:30,479
ولي تو به درد اينجا نميخوري
افتخار ميکنم که نميخورم-

177
00:09:30,501 --> 00:09:34,726
تا وقتي که مردم بشناسنِت و بفهمن کي هستي
در مورد اونم کُلي قضاوت ميکنن

178
00:09:34,730 --> 00:09:37,336
!يعني من آشغالم؟
!اينو ميخواي بگي ؟

179
00:09:44,052 --> 00:09:45,437
..ببخشيد

180
00:09:45,461 --> 00:09:48,415
يه ليوان کريستال ميخوام لطفا
الان ميارم-

181
00:09:56,348 --> 00:09:58,959
ببين، من مشکلي ندارم
از اينکه تو اينجايي

182
00:09:59,027 --> 00:10:01,362
کم کم دارم ياد ميگيرم که لذت ببرم

183
00:10:01,429 --> 00:10:03,602
.our killer-and-the tech-wiz Odd Couple dynamic

184
00:10:03,625 --> 00:10:06,255
ولي ديگه خيلي پر رويي که ورداشتي يه غريبه رو هم آوردي توي خونه

185
00:10:06,279 --> 00:10:09,436
..آروم باش ، فليکس
!!من اصلا نميدونم داري چي ميگي

186
00:10:09,504 --> 00:10:12,973
پس بفرما برو هم اتاقيِ جديدت رو ملاحظه کن
همخونه

187
00:10:15,410 --> 00:10:17,511
فکر ميکردم تو اون شيرووني خونه ي بابات مي موني

188
00:10:17,579 --> 00:10:19,763
!منظورت همون قتلگاهشه ديگه

189
00:10:19,781 --> 00:10:22,557
من اونجا نميتونم بخوابم
همه ش کابوس ميبينم

190
00:10:22,580 --> 00:10:24,977
پس وقتيکه اميلي امروز صبح بهم زنگ زد و
..ازم کمک خواست

191
00:10:25,045 --> 00:10:27,323
که بخاطر چک کردنِ زخمش برم
منم تصميم گرفتم که وسايلو جمع کنم

192
00:10:27,347 --> 00:10:30,249
!و برداري بياري اينجا بموني
بله، بهترين کار-

193
00:10:31,700 --> 00:10:33,286
...پس تو
!رفته بودي پيشِ اميلي

194
00:10:33,353 --> 00:10:35,736
!چطور بود؟
از نظر جسمي ، داره خوب ميشه-

195
00:10:35,751 --> 00:10:38,586
فکر کنم وقتي فهميده که نميتونه بچه دار بشه
ضربه ي خيلي سختي ديده

196
00:10:38,654 --> 00:10:40,983
من فکرشم نميکردم بهت روي خوش نشون بده

197
00:10:41,007 --> 00:10:43,496
اون هيچوقت با غريبه ها اينطوري (راحت) راه نمياد

198
00:10:43,519 --> 00:10:45,091
حالا که با من راه اومد

199
00:10:45,159 --> 00:10:47,682
ما در مورد همه چي با هم حرف زديم

200
00:10:47,706 --> 00:10:50,759
!در مورد رابطه ي ما هم چيزي ميدونه؟
!اينکه ما برگشتيم پيش هم، منظورته؟-

201
00:10:52,297 --> 00:10:53,667
نه

202
00:10:53,734 --> 00:10:56,730
اونبار که گفتم ميرم بهش ميگم
فقط ميخواستم بلوف بزنم

203
00:10:56,754 --> 00:10:59,816
فکر ميکردم ميتونم خودم تنهايي
انتقام مرگ پدرمو بگيرم، اما نميتونم

204
00:11:01,752 --> 00:11:03,553
اجتياج دارم که کمکم کني

205
00:11:10,740 --> 00:11:12,594
!مشکلت چيه تو؟

206
00:11:12,662 --> 00:11:14,426
اون مربيِ تو هم بود

207
00:11:20,054 --> 00:11:21,622
بخاطر همينم هستم

208
00:11:23,667 --> 00:11:27,861
... با توجه به کينه و دشمنيِ ثورن و ليديا ديويس

209
00:11:27,929 --> 00:11:30,797
کنراد گريسون با قصد قبلي

210
00:11:30,865 --> 00:11:33,133
براي معشوقه اش اسلحه خريد

211
00:11:33,200 --> 00:11:35,898
و بعد هم اون رو به مهموني ماه عسل دعوت کرد

212
00:11:35,922 --> 00:11:39,357
وقتي که من کپي نهايي رو بستم و فرستادم
اين جمله توش نبود

213
00:11:39,424 --> 00:11:42,683
آخرين کسي که مسئول رسيدگي به اينکار بوده
دستيارم يعني چسيکار راچ بوده

214
00:11:42,706 --> 00:11:45,031
اون مسئول اينکاره
آره ، پس بگو تا (زودتر) بياد ببينم-

215
00:11:45,054 --> 00:11:47,588
..اون رفته
يهويي بند و بساطشو جمع کرده و رفته اروپا

216
00:11:47,612 --> 00:11:50,215
اون کارِ ما رو خراب کرده دانيل
...باور کن ...خودم پيداش ميکنم و

217
00:11:50,230 --> 00:11:52,703
!مارگو لِمارشال؟
!بله-

218
00:11:55,201 --> 00:11:56,707
مرسي

219
00:11:58,543 --> 00:12:00,046
اوه، عاليه

220
00:12:00,064 --> 00:12:04,512
کانراد از مجله، بخاطر نشر اکاذيب شکايت کرده

221
00:12:06,365 --> 00:12:08,831
بابام ، اين مطالب دروغ رو منتشر کرده

222
00:12:08,899 --> 00:12:11,067
اون جسيکا رو اجير کرده
من مطمئنم که کارِ خودشه

223
00:12:11,135 --> 00:12:12,802
!چرا؟
ما با هم دعوامون شد-

224
00:12:12,870 --> 00:12:14,760
حرومزاده بهم گفت که تلافي ميکنه

225
00:12:14,784 --> 00:12:17,173
منم گفتم هر کاري ميخواي بکن
چه حرکت احمقانه اي-

226
00:12:17,241 --> 00:12:19,841
آره، خب، من فکر نميکردم چيز ديگه اي
براي از دست دادن داشته باشم

227
00:12:19,845 --> 00:12:22,876
مثل اينکه اون بهتر فکر کرده و يه چيزي پيدا کرده
(که ازت بگيره)

228
00:12:24,572 --> 00:12:27,876
عزيزم جلسمون با ليبي ول داره دير ميشه

229
00:12:27,944 --> 00:12:30,425
آره، من زنگ زدم به استوديوئش و قرارمونو کنسل کردم

230
00:12:31,682 --> 00:12:33,963
!جيمي برانن؟

231
00:12:33,987 --> 00:12:35,830
!اسمشو شنيدي؟

232
00:12:35,854 --> 00:12:38,143
من اسمشو نشنيده بودم ولي اگه
...اين گزارش پليس رو بخوام باور کنم

233
00:12:38,167 --> 00:12:40,135
ايشون ممکنه همون "پدرِ قديمي و عزيزِ" من باشه

234
00:12:41,780 --> 00:12:42,958
حقيقت داره

235
00:12:43,026 --> 00:12:45,896
پدرم به همون يتيم خونه اي که منو گذاشته بودي
هم رفته بوده

236
00:12:45,919 --> 00:12:48,040
ولي به جاي اينکه اجازه بدن پسرشو ببينه
ورودشو غيرمجاز اعلام کردن

237
00:12:48,064 --> 00:12:50,804
بعدشم فرداي اون روز
منو به يه خانواده اي توي اوياهو سپردن

238
00:12:50,816 --> 00:12:53,080
هر کس اين اطلاعاتو بهت داده ميخواسته اذيتت کنه

239
00:12:53,147 --> 00:12:54,444
!کي اينا رو گفته؟

240
00:12:54,456 --> 00:12:56,922
!نولان؟
!ميدوني چيه، اينجا يه سؤالي برام پيش اومده-

241
00:12:58,817 --> 00:13:00,984
!کِي با اون ملاقات داشتي؟
وقتي 15 سالم بود-

242
00:13:01,052 --> 00:13:03,237
!دوست پسرت بود؟
نه-

243
00:13:03,261 --> 00:13:04,904
ما فقط يه بار با هم بوديم

244
00:13:06,775 --> 00:13:08,659
توي اين سه تا ايالت 32 تا جيمي بارنن هست

245
00:13:08,726 --> 00:13:11,428
که اميدوارم يکي از اينا مالِ من باشه
يه نگاه بنداز

246
00:13:14,332 --> 00:13:17,628
اون پدرِ تو نيست
نه در حدي که شايسته ي (پدريِ) تو باشه

247
00:13:17,635 --> 00:13:19,403
!آره خب، ميدوني چيه

248
00:13:19,471 --> 00:13:22,004
اين ديگه تصميميش به عهده ي خودمه

249
00:13:27,997 --> 00:13:32,223
!دانيل
...يعني من بايد از بيتي هاپکينز بشنوم که

250
00:13:32,246 --> 00:13:35,380
يکي از خدمتکارا بهش گفته
...تو رفيقِ جون جونيت رو آوردي اينجا

251
00:13:35,448 --> 00:13:37,559
تا کنار استخر خونه ي من بشينه و
!!واسه خودش مشروب ميل کنه

252
00:13:37,583 --> 00:13:40,552
...من واقعاً اهميتي به اين کلاغهاي خبرچين خونه نميدم

253
00:13:40,620 --> 00:13:43,355
حداقل نه تا وقتي که فراموش کنم پدرِ خودم داره
سعي ميکنه ازم شکايت کنه

254
00:13:43,423 --> 00:13:45,524
آره شنيدم
و اگه بهم احتياج داري من پيشِتم

255
00:13:45,592 --> 00:13:47,859
ولي داري با دم شير بازي ميکني

256
00:13:50,153 --> 00:13:51,601
من از پسِ بابا برميام

257
00:13:51,669 --> 00:13:53,736
من دارم در مورد اميلي حرف ميزنم

258
00:13:53,804 --> 00:13:57,577
اون داره يه جنگ رواني توي خانواده مون راه ميندازه

259
00:13:57,601 --> 00:13:59,849
احمقانه است که داري با خيانت کردن سرزنشش ميکني

260
00:13:59,916 --> 00:14:01,928
خب، بعد از اون بلايي که اون هرزه سرم آورد
..منو به جايي رسوند که

261
00:14:01,952 --> 00:14:03,719
دماغشو به خاک بمالم

262
00:14:03,787 --> 00:14:05,665
اين استرانژي خوبيه ، البته اگه فقط بين خودتون دو تا باشه

263
00:14:05,689 --> 00:14:08,330
اما تو پاي سارا رو هم به اين ميدون جنگ کشوندي

264
00:14:08,358 --> 00:14:11,925
اون خيلي شُل و وله و اميلي راحت مينشوندِش سرجاش

265
00:14:11,929 --> 00:14:16,356
من مي دونم، چون که همونجوري تونستم
زنِ اولِ کانراد رو از پيشِ روم بردارم

266
00:14:16,366 --> 00:14:18,149
....من نگرانيتونو درک ميکنم

267
00:14:18,172 --> 00:14:20,661
ولي من نقشه و روش خودم رو پياده ميکنم

268
00:14:20,685 --> 00:14:22,951
قدم به قدمش رو

269
00:14:30,747 --> 00:14:33,800
هيچي مثه يکم خريد حال آدمو بهتر نميکنه
ببخشيد بابت کثيف کاري

270
00:14:33,824 --> 00:14:36,719
آره خب ، خودتم جمع و جورشون ميکني ديگه

271
00:14:36,786 --> 00:14:38,554
چون خدمتکارا رو اخراج کردم

272
00:14:38,621 --> 00:14:39,760
!چي؟

273
00:14:39,783 --> 00:14:42,132
"!چي"

274
00:14:42,155 --> 00:14:46,023
فقط يه چندتا موندم رختارو بندازن بر آفتاب

275
00:14:46,046 --> 00:14:48,700
من از خدمتکارا يه سوالي پرسيدم
...و وقتي ديدم هيچکي جوابمو نداد

276
00:14:48,723 --> 00:14:50,492
.(همه شونو به يه چوب روندم (اخراج کردم....

277
00:14:50,500 --> 00:14:51,987
کارِت بي انصافي بود ، دانيل

278
00:14:52,011 --> 00:14:54,737
توي اين بيست و پنج سال
...هيچ کدوم از کارمنداي ما

279
00:14:54,804 --> 00:14:57,635
توافقنامه ي محرمانه ي اين خونه رو نقض نکرده بودن

280
00:14:57,658 --> 00:15:00,881
و الان يهو ميرن چُغلي ميکنن که
!!سارا شب رو اينجا گذرونده بوده

281
00:15:00,905 --> 00:15:02,161
!..هه..خدايا

282
00:15:02,185 --> 00:15:05,808
در واقع جاي خنده دارش اينه که
تو هنوز فکر ميکني من همون آدم احمق و کُودنم

283
00:15:05,831 --> 00:15:08,790
ميخواي بدوني من واقعاً چي فکر ميکنم ، دانيل!؟

284
00:15:08,813 --> 00:15:13,618
من بارها و بارها از خودم اينو پرسيدم که
چرا اون به بيراهه رفت!؟

285
00:15:13,686 --> 00:15:15,954
و اگه بخوايم صادق باشيم
...هر دومون ميدونيم که تو

286
00:15:16,022 --> 00:15:17,933
خيلي قبلتر از شبِ عروسيمون و
...اينکه همه چيو در مورد من بفهمي

287
00:15:17,957 --> 00:15:19,992
به بيراهه رفته بودي

288
00:15:20,059 --> 00:15:23,362
يه چيزي باعث شد عشق و علاقه ت رو از دست بدي
!نه؟

289
00:15:23,429 --> 00:15:27,010
...من اين کارا رو نميکنم بخاطر اينکه بعنوانِ يه زنِ خانه دار حوصله م سر رفته

290
00:15:27,034 --> 00:15:29,624
من دارم ميجنگم تا تو رو پس بگيرم

291
00:15:32,327 --> 00:15:33,861
!جداً؟

292
00:15:33,929 --> 00:15:37,413
..من خيلي به اين قدرت فريبندگيِ تو فکر کردم

293
00:15:37,436 --> 00:15:40,234
...و فهميدم که همه ي حرفات رو

294
00:15:40,302 --> 00:15:44,788
هميشه پُشتِ يه نگرانيِ الکي و يه لبخند ساختگي
پنهون ميکني

295
00:15:44,792 --> 00:15:48,546
در واقع، هر اتفاق مشکوک و عجيبي اين دور و بر بيُفته

296
00:15:48,549 --> 00:15:50,015
ميدونم که حتماً پاي تو در ميونه

297
00:15:50,020 --> 00:15:54,104
، و قراره مثل امروز
آدماي ديگه تاوانِ کارهاي تو رو پس بدن

298
00:15:54,128 --> 00:15:56,099
...تا وقتي که بلاخره بفهمي

299
00:15:56,166 --> 00:16:00,169
ديگه هيچ جايي توي زندگيِ من نداري و...
بذاري بري

300
00:16:12,449 --> 00:16:15,297
!خودشه؟

301
00:16:15,320 --> 00:16:16,675
بابا

302
00:16:16,743 --> 00:16:18,243
هي کيدو
چيکار داري ميکني؟

303
00:16:18,311 --> 00:16:19,912
ها

304
00:16:19,979 --> 00:16:23,778
خيله خب کيدو
بيا بگير بوم

305
00:16:23,802 --> 00:16:26,602
چرا هيچ وقت در مورد خانواده اي که منو به فرزندي گرفتن
هيچي ازم نپرسيدي؟

306
00:16:28,021 --> 00:16:31,331
تنها چيزي که با رفتنِ تو منو زنده نگه داشت اين بود که
تصور کنم خوشحال و خوشبختي

307
00:16:31,354 --> 00:16:34,947
..خوبه
اين يه واقعيته

308
00:16:34,966 --> 00:16:39,182
که اِد و باربارا آزبورن
خانواده ي واقعيِ من بودن

309
00:16:41,196 --> 00:16:43,593
..من ...خيلي..چيزي از اون زن يادم نمياد

310
00:16:43,660 --> 00:16:47,108
وقتي که 4 سالم بود مُرد

311
00:16:47,131 --> 00:16:51,766
و بعد از اونم
بابام با "آن" ازدواج کرد

312
00:16:54,273 --> 00:16:58,195
آن نسبت به من بي تفاوت بود

313
00:16:58,218 --> 00:17:00,030
واسه همين اونم ديگه بهم اهميت نميداد

314
00:17:02,567 --> 00:17:05,244
..وقتي حس ميکني از طرف پدرت پس زده شدي

315
00:17:05,267 --> 00:17:07,971
...يه جورايي مثل اينه که...آم

316
00:17:09,754 --> 00:17:11,480
..همه ش حس ميکني يه چيز به درد نخوري
(يه مشکلي داري)

317
00:17:11,504 --> 00:17:12,760
نـه

318
00:17:12,784 --> 00:17:14,979
..يه چيزي..آه

319
00:17:17,316 --> 00:17:20,052
يه چيزِ بد..يه چيز نفرت انگيز

320
00:17:24,708 --> 00:17:26,175
(هنوزم همونجوريَم (همون حسو دارم

321
00:17:28,278 --> 00:17:29,912
داره مياد..داره مياد..داره مياد..بوم

322
00:17:29,980 --> 00:17:33,716
..از کدوم طرف..آه...گرفتمش
...اونو گرفتمش..بوم

323
00:17:33,783 --> 00:17:36,519
اين (اوضاع) ميتونست يه جور ديگه باشه

324
00:17:43,360 --> 00:17:45,594
..سلام.. چقدر خوشحالم که ميبينمت

325
00:17:45,662 --> 00:17:48,543
اوم...منم همينطور

326
00:17:48,567 --> 00:17:51,247
... ميخواستم زود تمومش کنم و بيام

327
00:17:51,249 --> 00:17:53,294
...ولي بايد صبر ميکردم که اون شيرين عسل و

328
00:17:53,302 --> 00:17:55,419
!.مامان جونش از اونجا برِن بيرون ...

329
00:17:55,428 --> 00:17:58,864
واي ، دختر جون
!اين همه صفر براي چيه؟

330
00:17:58,932 --> 00:18:00,520
...دانيل امروز براي اينکه منو سرِ جام بشونه

331
00:18:00,533 --> 00:18:03,333
.همه ي کارگراي خونه رو اخراج کرد...

332
00:18:03,347 --> 00:18:06,753
حداقل من ميتونم حق و حقوقهاشونو بهشون بدم

333
00:18:06,760 --> 00:18:10,083
اين شوهر تو هم..يه جورايي عوضيه

334
00:18:10,106 --> 00:18:12,900
اون حتي سارا رو هم آورده تو تخت خوابش

335
00:18:12,908 --> 00:18:14,495
ميخواد منو اينجوري وادار به فرار کنه

336
00:18:14,518 --> 00:18:17,692
خب ديگه بخاطر اينکه اونبار بهت شليک کرده

337
00:18:17,716 --> 00:18:19,814
نميتونه که همينجوري طلاقت بده

338
00:18:19,881 --> 00:18:22,545
اين يه ريسکه که ممکنه انجام بده

339
00:18:22,569 --> 00:18:25,786
اون عاشقِ سارا ست
پس..سارا بايد بره

340
00:18:25,854 --> 00:18:29,723
اوم..يه روز ديگه.. و يه فروپاشيِ ديگه

341
00:18:31,378 --> 00:18:33,612
!تو نميخواي در مورد ايدن چيزي بپرسي؟

342
00:18:35,534 --> 00:18:38,690
حالش چه طوره؟-
اون يکي از دلايلم براي اينجا اومدنه-

343
00:18:38,758 --> 00:18:41,517
من حرفي که زدم رو جدي گفتم , ما نميتونيم با هم باشيم-
نه , نه , نه-

344
00:18:41,540 --> 00:18:45,145
من از طرف اون اينجا نيومدم

345
00:18:45,164 --> 00:18:47,357
ميخوام ماجراي اونو هم تموم کنم

346
00:18:47,376 --> 00:18:51,195
فقط چون تو ازم خواستي اجازه دادم پيشم بمونه

347
00:18:51,218 --> 00:18:54,271
اما حالا که نيکو وارد بازي شده

348
00:18:54,295 --> 00:18:58,018
مثل ساعت بيگ بن ميمونه
...هر ساعت و دائم , آه

349
00:18:58,086 --> 00:19:01,381
اونا بايد کلبه ي عاشقانه ي خودشونو پيدا کنن-
مگه اونا با هم ديگه ن؟-

350
00:19:03,034 --> 00:19:05,792
نميدونستي؟
...متوجه نشده بودم

351
00:19:06,990 --> 00:19:07,928
داري کجا ميري؟

352
00:19:07,996 --> 00:19:10,164
...فقط
بيشتر از اين نميتونم يه گوشه بشينم

353
00:19:10,164 --> 00:19:20,164
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

354
00:19:54,026 --> 00:19:56,207
اميلي؟

355
00:19:57,910 --> 00:19:58,910
اميلي؟

356
00:20:02,781 --> 00:20:03,781
اميلي؟

357
00:20:13,446 --> 00:20:15,653
اينجا چي کار ميکني؟

358
00:20:20,339 --> 00:20:21,384
...من

359
00:20:25,530 --> 00:20:26,798
اميلي؟

360
00:20:28,375 --> 00:20:29,867
اينجا چه خبره؟

361
00:20:32,287 --> 00:20:35,173
من , من دنبال نولان ميگشتم

362
00:20:37,309 --> 00:20:39,177
حالت خوبه؟

363
00:20:41,080 --> 00:20:44,481
...تو
به نظر داري ميلرزي

364
00:20:44,505 --> 00:20:48,621
اوه , فقط ,از موقعي که به سرم ضربه خورده

365
00:20:48,644 --> 00:20:52,149
بعضي وقتا يکم سرگيجه ميگيرم
چيزه ... مهمي نيست

366
00:20:52,172 --> 00:20:54,696
بايد برم خونه
من , من علاقه اي به ديدنت ندارم

367
00:20:54,763 --> 00:20:56,698
نه , صبر کن
يه حرفايي هست که بايد بهت بگم

368
00:20:56,765 --> 00:20:58,775
الآن نميتونم همچين گفتگويي رو تحمل کنم

369
00:20:58,790 --> 00:21:01,325
ببين , ميفهمم که صدمه ديدي
اما نميتوني همينطوري بيخيال من بشي

370
00:21:01,393 --> 00:21:02,770
بدون اينکه داستانو از طرف من هم بشنوي

371
00:21:02,794 --> 00:21:05,673
ببين , نميتونم آينده اي رو که با همديگه
براش برنامه ريزي کرده بوديم رو فراموش کنم

372
00:21:05,697 --> 00:21:07,809
خب؟ تو هم نميتوني
و گر نه چه دليل ديگه اي داشت که بياي اينجا

373
00:21:07,833 --> 00:21:10,468
به من علامتهاي مختلفي نشون بدي؟ تو فکرت درگيره-
نه , نيستم-

374
00:21:10,535 --> 00:21:11,979
اگه از اينجا بري بيرون , همه چيز تمومه

375
00:21:12,003 --> 00:21:13,571
بايد با چيزي که انتخاب ميکني زندگي کني

376
00:21:13,638 --> 00:21:15,806
مثل انتخاب تو براي خوابيدن با نيکو؟

377
00:21:26,204 --> 00:21:29,271
ميدونيم که اون اطلاعات غلط کار تو بود

378
00:21:29,339 --> 00:21:30,873
اول افترا , حالا هم تهمت؟

379
00:21:30,941 --> 00:21:33,209
اگه جاي شما بودم مواظب حرف زدنم ميبودم
خانم لومارشال

380
00:21:33,276 --> 00:21:37,496
بيخيال بابا , فقط تو ميتونستي خودتو
بدنام کني تا منو ضايع کني

381
00:21:37,519 --> 00:21:39,083
خيلي خب
حالا چه طوري درستش کنم؟

382
00:21:39,151 --> 00:21:42,799
به محض اينکه پسرمو اخراج کني , کت و شلوارمو درميارم

383
00:21:42,823 --> 00:21:43,865
داري سعي ميکني که چي کار کني؟

384
00:21:43,889 --> 00:21:46,290
کاري که فرانسويها بهش ميگن کودتا

385
00:21:46,358 --> 00:21:49,060
منبعم به من گفته که توي قرارداد دانيل
يه شرط وجود داره

386
00:21:49,127 --> 00:21:52,970
که اجازه ميده تو سهمشو در
ازش بخريVoulez

387
00:21:52,993 --> 00:21:55,019
منم اونو از تو ميخرم

388
00:21:55,087 --> 00:21:56,754
دو برابر ارزش بازار

389
00:21:56,822 --> 00:21:58,556
اگه فکر کردي ما از تهديدهات ميترسيم
...تو

390
00:21:58,624 --> 00:22:00,291
من اين کارو ميکنم

391
00:22:01,797 --> 00:22:03,184
مارگائو

392
00:22:03,208 --> 00:22:05,556
مسئله در مورد مذاکره کردن نيست

393
00:22:05,580 --> 00:22:09,036
اون ميخواد تو رو نابود کنه
و من اجازه نميدم که موفقيتم يا

394
00:22:09,104 --> 00:22:12,540
اعتبار خانوادگيم
توي اين درگيريا نابود بشه

395
00:22:14,769 --> 00:22:17,683
ميخواي با شيطان بخوابي؟

396
00:22:17,706 --> 00:22:20,278
معلومه که نميتونم جلوتو بگيرم

397
00:22:25,196 --> 00:22:28,225
فکر کنم شيطان از دفتري که اون گوشه است خوشش بياد

398
00:22:28,293 --> 00:22:31,102
...اصلا خوشم نمياد که دائم کارت بزنم

399
00:22:31,125 --> 00:22:33,074
اون پسرمه

400
00:22:37,262 --> 00:22:41,043
اين چيه؟

401
00:22:41,067 --> 00:22:43,574
ايدن کجاست؟

402
00:22:43,598 --> 00:22:44,960
نميدونم

403
00:22:44,983 --> 00:22:48,574
قرار بود با هم شام بخوريم اما رفتش

404
00:22:48,597 --> 00:22:52,048
نه تلفن , نه پيام , فقط رفت

405
00:22:52,072 --> 00:22:53,892
بي فکري مردم آزارت نميده؟

406
00:22:53,915 --> 00:22:58,053
...چرا
چرا نيکو آزار ميده

407
00:22:58,076 --> 00:22:59,733
...و , آه

408
00:22:59,757 --> 00:23:03,495
بببين , اميدوار بودم که اين ماجرا رو با فراغت خاطر پشت سر بذاري

409
00:23:03,518 --> 00:23:07,158
اما فکر کنم که ديگه وقتش شده که چسب زخمو بکنم
(ميخواد از دستشون خلاص بشه)

410
00:23:10,820 --> 00:23:15,990
اوه خداي من

411
00:23:16,014 --> 00:23:19,373
براي اولين بار دارم گزارش کالبدشکافي پدرمو ميخونم

412
00:23:19,441 --> 00:23:24,211
مقامات در مورد آلت قتاله واضح صحبت نکردن

413
00:23:24,279 --> 00:23:26,847
اما اون زخماي چاقو داستانو بهمون ميگن

414
00:23:26,915 --> 00:23:30,676
اون زخما با کاتانا به وجود اومدن , کاتاناي خودش
(شمشير سامورايي)

415
00:23:30,699 --> 00:23:32,645
چه طور انقدر مطمئني؟

416
00:23:32,660 --> 00:23:36,516
به خاطر اينکه اون شمشير همه جا همراهش بود
و حالا هم توي اتاق زيرشيرواني نيست

417
00:23:36,539 --> 00:23:40,132
فکر کنم قاتل اونو دزديده

418
00:23:40,200 --> 00:23:44,436
و من تا آخر دنيا هم که شده دنبالش ميرم

419
00:23:46,576 --> 00:23:51,181
تا اون موقع هم براي جدا کردن پوست از گوشت تمرين ميکنم

420
00:23:54,118 --> 00:23:55,942
چيزي بود که ميخواستي بهم بگي؟

421
00:23:55,965 --> 00:23:58,588
عجله اي براي گفتنش نيست-
باشه-

422
00:24:04,230 --> 00:24:06,456
!تو اومدي خونه

423
00:24:06,480 --> 00:24:08,709
يه سورپرايز دارم

424
00:24:08,777 --> 00:24:13,247
رفته بودم از توي آشپزخونه ت يکم اسنک بردارم

425
00:24:13,315 --> 00:24:17,318
کسي اونجا نبود
براي همين يکم اونجا رو زيرو رو کردم

426
00:24:17,385 --> 00:24:20,654
...وچيزي که ميبيني

427
00:24:23,410 --> 00:24:25,426
از ابتدا

428
00:24:25,493 --> 00:24:27,394
(نوعي سالاد ايتاليايي)Caprese سالاد

429
00:24:27,462 --> 00:24:29,996
و بستني پسته هم براي دسر

430
00:24:30,019 --> 00:24:33,000
و بعد از شام هم سبک ايتاليايي با يه تعطيلات رمي

431
00:24:33,068 --> 00:24:35,432
در اتاق نمايش ادامه پيدا ميکنه

432
00:24:37,773 --> 00:24:39,707
واي , تو خيلي مهربوني

433
00:24:42,683 --> 00:24:43,564
چي شده؟

434
00:24:43,587 --> 00:24:46,318
بيرون کردVoulezپدرم منو از

435
00:24:46,386 --> 00:24:50,694
...دني

436
00:24:50,717 --> 00:24:52,808
اين اواخر چه اتفاقي داره ميوفته؟

437
00:24:52,876 --> 00:24:56,059
انگار نميتوني يه استراحتي بکني

438
00:24:56,083 --> 00:24:57,697
داري شوخي ميکني؟

439
00:24:57,765 --> 00:25:00,851
بزرگترين استراحت عمرم نصيبم شده

440
00:25:00,874 --> 00:25:02,207
تو

441
00:25:05,178 --> 00:25:07,522
نميدونم , من , من , من
نميتونم الآن خونه باشم

442
00:25:07,546 --> 00:25:08,837
همه چيز منو ياد اون ميندازه

443
00:25:08,861 --> 00:25:12,413
باشه , خب , بريم بيرون
هرجا که تو بخواي

444
00:25:12,436 --> 00:25:14,002
...باشه

445
00:25:14,070 --> 00:25:15,570
ايتاليا

446
00:25:15,638 --> 00:25:16,672
جدي؟

447
00:25:18,341 --> 00:25:20,642
ديگه ظاهر مراسم ازدواجتو نميخواد حفظ کنيم؟

448
00:25:20,710 --> 00:25:21,810
اميلي چه ميشه؟

449
00:25:21,878 --> 00:25:24,003
ديگه به اون چيزا اهميتي نميدم

450
00:25:24,015 --> 00:25:26,806
فردا منو تو سوار جت ميشيم

451
00:25:26,874 --> 00:25:29,736
و به يه تعطيلات رمي ميريم

452
00:25:29,761 --> 00:25:32,612
زود باش

453
00:25:52,346 --> 00:25:53,930
نبايد تا اينجا دنبالم ميومدي

454
00:25:53,998 --> 00:25:57,200
خب , بعد از اينکه ديدم داري از خونه دزدي ميکني
ديگه انتخابي برام باقي نذاشتي

455
00:26:01,171 --> 00:26:03,740
اون آدمايي که اونجان براي جيمي کار ميکنن

456
00:26:05,204 --> 00:26:08,762
من به شرکت ساختمان سازيش زنگ زدم

457
00:26:08,786 --> 00:26:10,527
و وانمود کردم که يه سقف سازم که دنبال کار ميگردم

458
00:26:10,551 --> 00:26:12,214
پيدا کردن سوراخهاي آب خيلي هم سخت نبود

459
00:26:12,237 --> 00:26:14,354
خيلي خب قبل از اينکه با اون مرد تماسي بگيري

460
00:26:14,421 --> 00:26:16,155
يه چيزايي هست که بايد درموردش بهت بگم

461
00:26:16,223 --> 00:26:17,590
واقعا دلم نميخواد بشنومش

462
00:26:17,658 --> 00:26:19,069
از وقتيکه دوباره با هم ارتباط برقرار کرديم
چندين بار بوده که

463
00:26:19,093 --> 00:26:20,693
از اين گفتگو طفره رفتي

464
00:26:22,296 --> 00:26:24,532
ميخوام پدرمو با شرايط خودم ببينم

465
00:26:24,555 --> 00:26:27,618
نه تحت تاثير حرفاي تو از اون

466
00:26:27,641 --> 00:26:29,278
...پس , لطفا

467
00:26:31,251 --> 00:26:32,981
فقط برو

468
00:26:37,487 --> 00:26:39,021
ببخشين

469
00:26:47,297 --> 00:26:48,997
...تو

470
00:26:49,065 --> 00:26:51,133
آروم باش عزيزم

471
00:27:00,410 --> 00:27:02,344
هي

472
00:27:02,412 --> 00:27:04,947
همه چيز مرتبه , همه چيز مرتبه-
منو از اينجا ببر بيرون لطفا-

473
00:27:05,014 --> 00:27:07,783
زود باش , بيا بريم , زود باش

474
00:27:11,334 --> 00:27:12,872
ممنون

475
00:27:24,246 --> 00:27:27,341
ميدونستي من در حقيقت از چايي بدم مياد؟

476
00:27:29,584 --> 00:27:33,330
مامانم طرفدار کافئين بود

477
00:27:33,354 --> 00:27:37,795
مامانم يه زن معمولي بود که وقتي 15 سالم بود

478
00:27:37,818 --> 00:27:40,754
عاشقشو کُشت و منو مجبور کرد که گناهشو گردن بگيرم

479
00:27:40,778 --> 00:27:45,053
وقتيکه دوباره به سرپرستيش برگشتم

480
00:27:45,077 --> 00:27:49,542
...با يکي ديگه از دوست پسراش بود

481
00:27:49,566 --> 00:27:51,641
...منو عذاب ميداد

482
00:27:51,665 --> 00:27:54,668
بعد از اينکه منو انداخت بيرون

483
00:27:54,692 --> 00:27:57,755
خودمو مجبور کردم که چاي ارل گري بخورم

484
00:27:57,779 --> 00:28:02,804
تا گذشته مو فراموش کنم و با کلاستر به نظر برسم

485
00:28:05,612 --> 00:28:10,043
جيمي برانان با تو چي کار کرده؟

486
00:28:10,066 --> 00:28:12,893
همونطور که بهت گفتم اون پايين توي سالن زندگي ميکرد

487
00:28:12,960 --> 00:28:16,881
من يه بچه بودم که تظاهر ميکرد بزرگ شده

488
00:28:16,892 --> 00:28:19,270
براي دوباره ساختن خودم خيلي مستاصل بودم

489
00:28:19,294 --> 00:28:23,808
جيمي مثل يه برادر بزرگتر بود
دو سه سال ازم بزرگتر بود

490
00:28:23,831 --> 00:28:27,294
و هميشه مراقبم بود

491
00:28:27,362 --> 00:28:29,897
بنابراين وقتيکه يکي از فيوزهاي آپارتمانم منفجر شد

492
00:28:29,965 --> 00:28:33,678
در مورد اينکه تا زيرزمين دنبالش برم هيچ شکي نداشتم

493
00:28:33,702 --> 00:28:36,285
تا کمکش کنم که درستش کنه

494
00:28:39,361 --> 00:28:45,138
...اون منو بوسيد
و من گفتم : نه , ما فقط دوستيم

495
00:28:45,161 --> 00:28:47,901
و سعي کردم خودمو بکشم کنار

496
00:28:47,969 --> 00:28:53,257
و اون يه نگاهي داشت که درست مثل يه هيولا بود

497
00:28:53,281 --> 00:28:54,737
اون بهم مشت زد

498
00:28:54,760 --> 00:28:58,692
و من دستامو آوردم بالا تا صورتمو بپوشونم

499
00:28:58,716 --> 00:29:01,117
تا خجالت و سردرگمي رو مخفي کنم

500
00:29:01,140 --> 00:29:03,015
به خاطر اينکه من خيلي تلاش کرده بودم

501
00:29:03,039 --> 00:29:06,782
هر کاري براي تغيير خودم کرده بودم
...من, من

502
00:29:09,108 --> 00:29:12,043
ميدونستم که هنوز ميتونه يه قرباني رو ببينه

503
00:29:13,479 --> 00:29:16,013
و اون صورتمو روي بتن سرد فشار داد

504
00:29:16,081 --> 00:29:19,417
و زمزمه ميکرد : آروم با ش عزيزم

505
00:29:21,946 --> 00:29:24,581
بارها و بارها و بارها

506
00:29:28,067 --> 00:29:31,535
تمام کاري که تونستم بکنم

507
00:29:31,603 --> 00:29:36,273
اين بود که به نوري که زير آبگرمکن بود تمرکز کنم

508
00:29:39,580 --> 00:29:42,380
...و صبر کنم تا کارشو تموم کنه

509
00:29:46,213 --> 00:29:49,249
روزي که تو به دنيا اومدي , اونا تو رو گذاشتن توي بغلم

510
00:29:49,316 --> 00:29:52,418
و تو صدامو شنيدي و توي چشمام خيره شدي

511
00:29:53,812 --> 00:29:56,514
و من احساس آرامش کردم

512
00:29:58,417 --> 00:30:00,284
هيچ چيزي از جيمي در وجود تو نبود

513
00:30:00,352 --> 00:30:02,753
تو فقط از من بودي و نه هيچ کس ديگه

514
00:30:05,744 --> 00:30:07,656
و ما خوشحال بوديم

515
00:30:07,723 --> 00:30:09,524
...پس چرا تو

516
00:30:09,592 --> 00:30:12,561
اون دائم دنبالم ميومد براي همين ما

517
00:30:15,331 --> 00:30:17,732
ما از يه آپارتمان به آپارتمان ديگه ميرفتيم

518
00:30:17,800 --> 00:30:19,935
تا اينکه ديگه جايي براي رفتن نبود

519
00:30:23,339 --> 00:30:26,918
...و بعدش اين معجزه اتفاق افتاد

520
00:30:26,942 --> 00:30:29,411
يه بورس دانشجويي به پاريس

521
00:30:31,981 --> 00:30:33,348
اگرچه که دردناک بود

522
00:30:33,416 --> 00:30:37,164
اما ميدونستم تنها راهيه که بشه از هردومون مراقبت کرد

523
00:30:37,188 --> 00:30:40,116
وقتيکه تو رو بردم پيش خواهر ربه کا

524
00:30:40,139 --> 00:30:43,298
بهش گفتم ممکنه جيمي بياد دنبالت

525
00:30:43,321 --> 00:30:46,949
و اون قسم خورد که به هر قيمتي شده تو رو از اون دور نگه داره

526
00:30:59,489 --> 00:31:00,756
...حقيقت اينه که

527
00:31:03,336 --> 00:31:06,228
نميدونستم بايد باهاش چي کار کنم

528
00:31:08,484 --> 00:31:11,353
مخفي کردن اين داستان , اين اندوه رو برات ايجاد کرد

529
00:31:13,923 --> 00:31:18,160
اما از کجا معلوم که بيان کردنش بيشتر آزارت نميداد؟

530
00:31:25,112 --> 00:31:26,645
پاتريک

531
00:31:29,250 --> 00:31:31,373
تو مثل من نباش و نذار

532
00:31:31,440 --> 00:31:33,942
اين شرايط برات تصميم بگيرن

533
00:31:42,569 --> 00:31:45,352
سلام-
سلام-

534
00:31:45,376 --> 00:31:47,031
اوضاع مجله چه طوره؟

535
00:31:47,055 --> 00:31:49,357
فهميدي اون دروغا چه طور واردش شدن؟

536
00:31:49,425 --> 00:31:51,293
هنوزم دارم روش کار ميکنم-
آره؟-

537
00:31:51,360 --> 00:31:54,278
ترجيح ميدم با جزئيات خسته ت نکنم

538
00:31:54,302 --> 00:31:56,615
فقط از اينکه اومدم خونه خوشحالم

539
00:31:56,627 --> 00:32:00,626
خب , خوشحالم که فکر ميکني اين خونه ست

540
00:32:00,694 --> 00:32:04,630
اينا چيه ن؟-
رفته بودم دنبال خونه بگردم-

541
00:32:04,642 --> 00:32:05,831
کجا ميخواي بري؟

542
00:32:05,899 --> 00:32:09,068
...يه جايي همين اطراف

543
00:32:09,135 --> 00:32:12,453
...که يه حياط داشته باشه

544
00:32:12,476 --> 00:32:14,573
همراه تو

545
00:32:20,242 --> 00:32:23,541
تو گفته بودي دوست داري جايي که
با هم هستيم از خواب بيدار بشي

546
00:32:23,564 --> 00:32:25,267
...خب

547
00:32:27,315 --> 00:32:28,849
من عاشقتم

548
00:32:28,917 --> 00:32:32,486
و ميدونم که يه جورايي ناگهانيه
اما اگه تا حالا چيزي ياد گرفته باشم

549
00:32:32,554 --> 00:32:36,233
اينه که زندگي خيلي کوتاهه و شادي خيلي زودگذره

550
00:32:36,257 --> 00:32:38,581
فکر کنم ما تيم خوبي بشيم

551
00:32:38,605 --> 00:32:41,567
و يه خونه
يه خونه واقعي

552
00:32:41,634 --> 00:32:45,337
ميتونه محلي باشه که با همديگه از نو شروع کنيم

553
00:32:51,056 --> 00:32:53,946
يه چيزي بگو
من دارم بلندپروازي ميکنم

554
00:32:55,568 --> 00:32:58,227
منم عاشقتم

555
00:32:58,250 --> 00:33:00,587
منم عاشقتم

556
00:33:08,454 --> 00:33:11,718
اين به وسيله دوربين امنيتي بانک

557
00:33:11,741 --> 00:33:14,680
نزديک شيرواني خونه پدرت گرفته شده
همون شبي که به قتل رسيده

558
00:33:14,703 --> 00:33:16,171
اين کيه؟

559
00:33:16,194 --> 00:33:17,362
گره گور هافمن

560
00:33:17,429 --> 00:33:19,798
کسيکه سال پيش توي مراسم گريسون گلوبال بمب گذاشته باشه

561
00:33:19,865 --> 00:33:22,901
پدرت دنبالش بوده
فک کنم هافمن هم متوجه شده بوده

562
00:33:22,968 --> 00:33:25,904
من با رابط هام تماس گرفتم
و يکيشون يه پينگ تلفن همراه به دست آورد

563
00:33:25,971 --> 00:33:28,173
که ثابت ميکنه هافمن زنده ست

564
00:33:28,240 --> 00:33:31,430
و توي مسکو زندگي ميکنه

565
00:33:31,453 --> 00:33:34,588
بنابراين برات توي هواپيما جا رزرو کردم

566
00:33:34,595 --> 00:33:36,462
امشب پرواز ميکنه

567
00:33:38,967 --> 00:33:40,501
تو همراهم نمياي

568
00:33:42,938 --> 00:33:46,941
پدرم بهت آموزش داد تا کسي بشي که امروز هستي

569
00:33:47,009 --> 00:33:49,276
...تو دوستش داشتي , تو

570
00:33:53,894 --> 00:33:57,063
اما تو اميلي رو بيشتر دوست داري

571
00:33:59,156 --> 00:34:00,870
عجله کن

572
00:34:00,894 --> 00:34:03,903
ميبرمت خونه ي نولان
تا وسايلتو جمع کني

573
00:34:06,429 --> 00:34:08,474
هر چيزي که احتياج داشتيم
وقتي رسيديم اونجا , ميخريم

574
00:34:08,542 --> 00:34:10,576
به علاوه چمدان تا همه شونو برگردونيم خونه

575
00:34:10,644 --> 00:34:12,778
نظرت در مورد چمدانهاي لويي ويتان چيه؟

576
00:34:12,846 --> 00:34:16,226
داريم ميري ايتاليا , من گوچي ميخرم عزيزم

577
00:34:19,011 --> 00:34:21,287
سارا ماري

578
00:34:23,938 --> 00:34:28,003
...ما

579
00:34:28,027 --> 00:34:29,200
چه طور اومدي اينجا؟

580
00:34:29,267 --> 00:34:31,822
خب وقتيکه نخواستي با من نامزد کني سارا

581
00:34:31,845 --> 00:34:33,587
نميدونستم چي کار کنم

582
00:34:34,954 --> 00:34:37,502
پس وقتي بهم گفتي سر کاري

583
00:34:37,526 --> 00:34:40,121
منظورت اينجا بود؟

584
00:34:40,144 --> 00:34:41,978
تو به خانواده ت دروغ ميگي

585
00:34:42,002 --> 00:34:44,503
و با اين شاهزاده ميچرخي؟

586
00:34:44,526 --> 00:34:47,884
اگه اجازه بدين که توضيح بدم-
تو با من حرف نزن-

587
00:34:47,908 --> 00:34:50,604
نميدونم که چه طور دختر

588
00:34:50,627 --> 00:34:53,536
باهوش و مستقل منو فريب دادي

589
00:34:53,559 --> 00:34:56,198
اما اون جهنمي که براش درست کردي رو فراموش نميکنم

590
00:34:56,266 --> 00:34:58,100
و من ازت مراقبت نکردم تا

591
00:34:58,168 --> 00:35:00,441
ببينم که تبديل به همچين آدمي بشي

592
00:35:00,465 --> 00:35:03,372
يه خونه خراب کن-
نه , اينطوري نيست , دني و من همو دوست داريم-

593
00:35:03,440 --> 00:35:05,485
و اين يعني هر کاري بخواين ميتونين بکنين؟

594
00:35:05,509 --> 00:35:08,277
اون تقريبا مُرد و حالا تو اينجايي
داري مياي که با نامزد اون زندگي کني

595
00:35:08,345 --> 00:35:10,279
اون دختر داره فريبت ميده
اون يه تهديده

596
00:35:10,347 --> 00:35:11,807
اون زندگي دني رو خراب کرد

597
00:35:11,831 --> 00:35:14,036
نه , مشکلات ما تا زمانيکه تو به دنياي اون

598
00:35:14,059 --> 00:35:16,678
برنگشته بودي , شروع نشده بودن

599
00:35:19,851 --> 00:35:23,221
زود باش سارا , داريم ميريم

600
00:35:23,245 --> 00:35:24,569
مامان

601
00:35:32,613 --> 00:35:34,775
ببين , من دوستت دارم

602
00:35:36,946 --> 00:35:39,682
اما بايد حواست به کاراي خودت باشه

603
00:35:47,927 --> 00:35:51,163
تو ديگه دختر من نيستي

604
00:35:55,672 --> 00:35:57,797
موفق باشي عزيزم

605
00:35:57,820 --> 00:36:00,472
به خاطر ناراحتيت متاسفم

606
00:36:07,453 --> 00:36:09,353
بيا اينجا
بيا اينجا

607
00:36:30,067 --> 00:36:33,260
متاسفم
باعث شدم که پروازو از دست بديم

608
00:36:36,008 --> 00:36:38,615
قشنگي پرواز خصوصي به همين چيزاست

609
00:36:38,638 --> 00:36:41,944
زمان پروازمون هر موقع است که خودمون بخوايم

610
00:36:41,967 --> 00:36:45,642
من , من داشتم فکر ميکردم که

611
00:36:45,666 --> 00:36:47,346
ميخواستم با مامانت تماس بگيرم

612
00:36:47,369 --> 00:36:50,476
ميخوام مسائل از طرف خودمون براش توضيح بدم
آره , فايده اي نداره-

613
00:36:50,500 --> 00:36:53,841
من , من طلاق ميگيرم
فردا به وکيلم زنگ ميزنم

614
00:36:53,853 --> 00:36:56,950
نه , اميلي هيچ وقت ولت نميکنه , دني

615
00:36:56,974 --> 00:36:58,898
اون رابطه منو با مادرم خراب کرد

616
00:36:58,921 --> 00:37:00,354
و تازه اون اولين بلايي بود که سرم آورد

617
00:37:00,377 --> 00:37:04,814
خب ما درستش ميکنيم-
مامانم حق داشت-

618
00:37:04,838 --> 00:37:06,387
اين من نيستم

619
00:37:06,411 --> 00:37:10,276
من در گير يه جرياني شدم و حالا ميخوام خودمو بکشم بيرون

620
00:37:30,515 --> 00:37:32,265
خداحافظ دانيل

621
00:37:42,378 --> 00:37:44,163
ماموريتت انجام شد؟

622
00:37:44,186 --> 00:37:47,639
نيکو باورش شد
اون جاست و داره وسايلشو جمع ميکنه

623
00:37:47,662 --> 00:37:49,466
بايد اعتراف کنم که تعجب کردم وقتي ديدم

624
00:37:49,489 --> 00:37:52,108
اون اطلاعاتو به خاطر من عوض کردي

625
00:37:54,089 --> 00:37:55,909
.. منظورت اينه

626
00:37:55,932 --> 00:38:00,502
تعجب کردي که کمکت کردم تا جرمتو مخفي کني؟

627
00:38:00,526 --> 00:38:02,799
ايدن , زندگي خيلي پيچيده ست

628
00:38:02,822 --> 00:38:06,003
همونطور که مسائل بين تو و اميلي پيچيده است

629
00:38:06,026 --> 00:38:09,643
من نگرانشم ,راس

630
00:38:09,666 --> 00:38:12,064
اميلي که منو ترک کرد , اون اميلي نيست که ميشناسم

631
00:38:12,088 --> 00:38:14,671
يه چيزي جور درنمياد

632
00:38:14,694 --> 00:38:17,313
واقعا؟

633
00:38:17,336 --> 00:38:22,000
به خاطر اينکه وقتي ديدمش انگار دوباره عادي شده بود

634
00:38:24,031 --> 00:38:25,898
فکر ميکني مشکل چي باشه؟

635
00:38:25,921 --> 00:38:27,694
مطمئن نيستم

636
00:38:27,718 --> 00:38:30,766
شايد وقتيکه من برم و ديگه مزاحمت نباشم بتوني جريانو بفهمي

637
00:38:30,789 --> 00:38:34,932
و نيکو هم داره دنبال رد هافمنو ميگيره که يه بن بسته

638
00:38:34,956 --> 00:38:39,342
بن بست نيست , هافمنو پيدا ميکنه

639
00:38:39,360 --> 00:38:43,453
نقشه اين نبود

640
00:38:43,477 --> 00:38:45,720
اون مرد ديکلان پورتر رو کشته

641
00:38:45,743 --> 00:38:50,928
گفته بودي که ميخواي نيکوتا طعم انتقام رو بچشه

642
00:38:50,952 --> 00:38:53,721
...خب , اين طوري طعمشو ميچشه

643
00:38:53,746 --> 00:38:56,160
و عدالت برقرار ميشه

644
00:38:56,184 --> 00:38:58,662
خيلي دقيق

645
00:39:01,883 --> 00:39:05,201
خيليا اعتقاد دارن چيزي به عنوان عشق وافر وجود نداره

646
00:39:08,639 --> 00:39:11,958
که گرماش آرامش بخش باشه
و هرگز خسته کننده نباشه

647
00:39:26,235 --> 00:39:31,295
اما وقتيکه عشق تبديل به عقده ميشه
خودشو نابود ميکنه

648
00:39:51,336 --> 00:39:55,420
شعله هاي روشن تبديل به خشم و بي رحمي ميشن

649
00:39:55,471 --> 00:39:58,404
شعله هاي همه گير

650
00:40:02,177 --> 00:40:05,330
ما رو آشفته رها ميکنن , همراه با خنکي که در هواست

651
00:40:05,364 --> 00:40:08,671
و نفرتي که به جا مونده

652
00:40:11,472 --> 00:40:13,610
سارا منو ترک کرد

653
00:40:13,645 --> 00:40:15,396
همممم

654
00:40:15,430 --> 00:40:17,164
اين چيزيه که ميخواستي؟

655
00:40:17,198 --> 00:40:18,974
که منو بشکني؟

656
00:40:18,998 --> 00:40:21,018
اينو ميخواستي؟

657
00:40:22,404 --> 00:40:24,171
بهت گفته بودم براي خودمون ميجنگم

658
00:40:24,222 --> 00:40:27,374
ديوونه شدي؟
هيچ وقت چيزي به نام "ما" وجود نخواهد داشت

659
00:40:27,398 --> 00:40:29,040
به لطف تو , من از درون مُردم

660
00:40:29,064 --> 00:40:32,187
منم همينطور
ما اين بلا رو سر همديگه آورديم دانيل

661
00:40:32,211 --> 00:40:35,510
تو از من همه چيزو گرفتي , منم از تو
نميبيني؟

662
00:40:35,533 --> 00:40:37,623
ما به هم تعلق داريم

663
00:40:37,647 --> 00:40:39,576
!آه

664
00:40:48,669 --> 00:40:51,711
عقيم کردن تو هديه ي من به دنيا بود

665
00:40:51,711 --> 00:41:01,711
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

666
00:41:38,551 --> 00:41:40,402
اوه , خوبه
بيداري

667
00:41:47,095 --> 00:41:51,932
ديشب فوق العاده بودي خانم گريسون

668
00:41:53,152 --> 00:41:57,155
تا ملاقات بعدي

669
00:42:03,452 --> 00:42:05,061
پروازت از کاليفرنيا چه طور بود؟

670
00:42:05,084 --> 00:42:07,245
آروم-
جالبه-

671
00:42:07,268 --> 00:42:08,728
وقتي بهم گفتن قراره با کي ملاقات کنم

672
00:42:08,752 --> 00:42:10,865
انتظار داشتم زن شهردار سابقو ببينم

673
00:42:10,889 --> 00:42:13,701
من اولين خانم گريسون هستم

674
00:42:13,725 --> 00:42:17,764
خب ميدوني که ميگن , هيچي حريف جنس اصل نميشه

675
00:42:17,787 --> 00:42:19,916
منم همين فکرو ميکنم

676
00:42:24,200 --> 00:42:39,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

