﻿1
00:00:00,330 --> 00:00:02,230
پدرِ من يه مرد بيگناه بود که

2
00:00:02,250 --> 00:00:04,200
بدست يه عده آدم قدرتمند نابود شد

3
00:00:04,270 --> 00:00:06,700
گريسون"ها پشت همه قضايا بودن و بايد تاوان پس بدن"

4
00:00:06,770 --> 00:00:09,610
من همه زندگيم رو وقف اين کردم که
انتقام مرگ پدرم رو بگيرم

5
00:00:09,680 --> 00:00:11,310
بالاخره يه نفر ميفهمه که تو کي هستي

6
00:00:11,380 --> 00:00:13,110
دست از تلاشم بر نخواهم داشت

7
00:00:13,180 --> 00:00:15,110
تا زماني که همه بانيانِ اونکار تاوان پس بدن

8
00:00:15,180 --> 00:00:16,880
همون شبي که "کنراد" انتخاب شد اومد پيشم

9
00:00:16,950 --> 00:00:19,180
بدون شک مطمئن بودم که اون فرزند خودمه

10
00:00:19,250 --> 00:00:21,380
"ـ "مارگو لِمارشال
"ـ دختر "پاسکال لِمارشال

11
00:00:21,450 --> 00:00:23,290
من يکي از طرفداراي بزرگ
نشريات ايشون هستم

12
00:00:23,350 --> 00:00:25,660
"Voulez" ـ  مخصوصاً
ـ واسه همين من اومدم اينجا

13
00:00:25,720 --> 00:00:27,440
قصد دارم نسخه آمريکايي
کاراي اون رو شروع کنم

14
00:00:29,030 --> 00:00:30,206
شما دچار بيماري "هانتينگتون" هستيد
جنابِ فرماندار

15
00:00:30,230 --> 00:00:31,630
تو مسئول اون اتفاقي که

16
00:00:31,700 --> 00:00:34,306
ـ  امروز واسه کنراد پيش اومد هستي، درسته؟
ـ من کاري ميکنم که حسابي زجر بکشن

17
00:00:34,330 --> 00:00:36,230
اونا آدم هاي بدي هستن که
کاراي وحشتناکي کردن

18
00:00:36,300 --> 00:00:37,830
کارت که تموم شد
براي هميشه از اينجا برو

19
00:00:37,900 --> 00:00:39,170
وگرنه من حقيقت رو به همه ميگم

20
00:00:39,240 --> 00:00:41,340
بيا قبل از اينکه تابستون
تموم بشه ازدواج کنيم

21
00:00:41,400 --> 00:00:43,240
ـ تو اينجا چيکار ميکني؟
ـ همون کاري که تو ميکني

22
00:00:43,270 --> 00:00:44,910
ميخوام زندگي دختر همسايه شما رو نابود کنم

23
00:00:47,380 --> 00:00:49,080
اعتقاد بر اينه که گناه

24
00:00:49,150 --> 00:00:52,580
فقط بوسيله آب مقدس و
غسل تعميد قابل پاک شدنه

25
00:00:53,050 --> 00:00:54,320
ولي گاهي گناهاني هستند که

26
00:00:54,380 --> 00:00:57,090
به اين راحتي قابل شستشو نيستند

27
00:00:57,430 --> 00:00:58,920
از آنجا که گناهان فقط به واسطه

28
00:00:58,990 --> 00:01:01,820
ابراز پشيماني از روي خلوص نيت
قابل بخشش هستند

29
00:01:02,500 --> 00:01:05,260
کساني که خلوص نيت ندارند
هرگز بخشيده نميشوند

30
00:01:05,284 --> 00:01:07,206
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

31
00:01:07,230 --> 00:01:08,576
الان کيلومترها از جلوي
ديد کنجکاوِ مردم دوريم

32
00:01:08,600 --> 00:01:10,300
الان ميتونيم به کارمون بسم

33
00:01:10,560 --> 00:01:13,000
دقيقاً به چه کاري ميتونيم برسيم "آقاي مَتيس"؟

34
00:01:14,030 --> 00:01:16,100
سه روز پيش، تو دوباره پيدات شد

35
00:01:16,170 --> 00:01:18,670
و ادعا کردي که ميخواي
از "اميلي تورن" انتقام بگيري

36
00:01:18,740 --> 00:01:20,516
من معمولاً به آدم هايي که
ميان و چيزي رو بهم ميگن

37
00:01:20,540 --> 00:01:22,790
که دوست دارم بشنوم اعتماد نميکنم

38
00:01:23,600 --> 00:01:25,980
من تنها کسي نيستم که ميخواد
اميلي" حسابي زجر بکشه"

39
00:01:26,050 --> 00:01:28,056
فکر کنم داري زياده روي ميکني
اونم با توجه به اينکه شما دو نفر

40
00:01:28,080 --> 00:01:30,610
يه تابستون کامل با همديگه ميپلکيديد

41
00:01:32,000 --> 00:01:33,780
ما قبل از اومدن به همپتون
همديگه رو ميشناختيم

42
00:01:33,850 --> 00:01:36,240
چيزاي زيادي در مورد اون دختر هست
که تو ازشون اطلاعي نداري

43
00:01:36,260 --> 00:01:37,550
حالا فهميدم اصل مطلب چيه

44
00:01:37,620 --> 00:01:39,260
تو عاشق اون هستي

45
00:01:39,320 --> 00:01:41,906
اون در حين انجام کاري به من خيانت کرد
که تو حتي نميتوني تصورش رو بکني

46
00:01:41,930 --> 00:01:43,930
شايد هم بتوني

47
00:01:44,000 --> 00:01:47,000
"من مطمئنم که خيانتِ "ديويد کلارک
آتش بزرگي رو در وجود تو روشن کرده

48
00:01:47,070 --> 00:01:49,900
پاي گذشته من رو به اين ماجرا باز نکن

49
00:01:49,970 --> 00:01:52,940
و سعي هم نکن که منو
"متقاعد کني کار "ديويد

50
00:01:53,000 --> 00:01:55,510
به کاري که "اميلي" ميخواد
انجام بده ربط داره

51
00:01:57,320 --> 00:01:59,340
خيلي مطمئن نباش

52
00:02:00,040 --> 00:02:02,510
روزي روزگاري

53
00:02:02,580 --> 00:02:05,080
ديويد کلارک" نقشه کشيد
که زندگي تو رو نابود کنه"

54
00:02:05,150 --> 00:02:07,180
و حالا تو زندگيت رو از دست دادي

55
00:02:07,250 --> 00:02:09,750
"ـ  اونم بدستِ "اميلي" و "نولان راس
ـ هيچکدوم از اونا

56
00:02:09,820 --> 00:02:12,016
توي اين دنيا دچار نياز مالي نيستند
که بخوان اينکارو بکنند

57
00:02:12,040 --> 00:02:15,120
"يه آدم کلاهبردار مثل "اميلي
از کارش انگيزه هاي ديگه داره

58
00:02:15,190 --> 00:02:17,290
ـ چرا بايد حرفت رو باور کنم؟
ـ چونکه من همکارشون بودم

59
00:02:17,360 --> 00:02:19,006
ولي به محض اينکه اونا
به خواسته خودشون رسيدن

60
00:02:19,030 --> 00:02:20,560
منو با لگد از خودشون روندن

61
00:02:20,630 --> 00:02:22,576
"واسه همين من ميخوام که "اميلي
درست همون حسِ خيانت رو احساس کنه

62
00:02:22,600 --> 00:02:25,800
براي همين فقط يه راه دارم
اونم همکاري کردن با توئه

63
00:02:25,870 --> 00:02:28,900
"ما ميتونيم حقش رو کف دستش بزاريم "ويکتوريا

64
00:02:28,970 --> 00:02:30,670
ولي واسه اينکار بايد بهم اعتماد کني

65
00:02:35,280 --> 00:02:38,510
بدون مدرک به سختي ميشه بهت اعتماد کرد

66
00:02:38,580 --> 00:02:40,180
خب باشه، من بهت ثابت ميکنم

67
00:02:49,020 --> 00:02:50,620
ـه؟"Voulez" اين مجله

68
00:02:50,690 --> 00:02:54,130
فکر کنم "مارگو" حسابي
تو رو تحت تاثير قرار داده که

69
00:02:54,190 --> 00:02:55,906
داري چيزي رو ميخوني که خودت درباره اش ميگفتي

70
00:02:55,930 --> 00:02:57,830
چيزي غير از مدل مو مدل لباس توش نيست

71
00:02:57,900 --> 00:03:00,600
من هرگز نبايد در مورد اين مجله
با عکس روي جلدش قضاوت ميکردم

72
00:03:00,670 --> 00:03:02,416
راستش رو بخواي فهميم که
توي اين مجله بخشهاي جالب

73
00:03:02,440 --> 00:03:03,700
سياسي و فرهنگي هم هست

74
00:03:03,770 --> 00:03:05,700
حالا چطور به مرتبه بهش علاقمند شدي؟

75
00:03:05,770 --> 00:03:07,086
حقيقتش اينه که فکر کردن در مورد نتيجه

76
00:03:07,110 --> 00:03:08,816
تستي که واسه بيماريِ "هانتينگتون" دادم
داشت منو ديوونه ميکرد

77
00:03:08,840 --> 00:03:10,710
انگاري که يه گاو نر بهم شاخ شده باشه

78
00:03:10,780 --> 00:03:13,550
امشب هم با "مارگو" توي رستوران ميوز قرار دارم

79
00:03:13,610 --> 00:03:15,380
ميخوام کمکش کنم مجله اش رو راه بندازه

80
00:03:20,520 --> 00:03:22,490
واقعاً فکر ميکني ميتوني اينکارو بکني؟

81
00:03:22,560 --> 00:03:24,720
خب، راستش من هميشه
روياي کاري رو داشتم که

82
00:03:24,790 --> 00:03:26,260
بتونم توش خلاقيت بخرج بدم

83
00:03:26,320 --> 00:03:28,806
فقط لازمه که خودم رو جمع و جور کنم
و بعدش هم اصول اساسي کار رو ياد بگيرم

84
00:03:28,830 --> 00:03:31,430
البته اين فقط در صورتي رخ ميده که
نامزدم که توي مُد حسابي کار بلدِ

85
00:03:31,460 --> 00:03:33,000
منو همراهي کنه

86
00:03:33,060 --> 00:03:36,570
چرا که نه، با رستوران ميوز تماس ميگيرم
و ميگم ميز رو براي 3 نفر حاضر کنن

87
00:03:36,630 --> 00:03:37,970
تو حرف نداري

88
00:03:41,340 --> 00:03:42,970
بسه ديگه

89
00:03:44,740 --> 00:03:46,910
الان سه روزِ که مثل افسرده ها نشستي توي تاريکي

90
00:03:46,980 --> 00:03:49,810
ـ ديگه از حد گذروندي
ـ من افسرده نيستم

91
00:03:49,880 --> 00:03:51,850
فقط ميخوام از دوربين خبرنگارايي دوري کنم

92
00:03:51,920 --> 00:03:53,380
که ميخوان براي همه بگن

93
00:03:53,450 --> 00:03:55,420
من کاراييم رو به چه ميزان از دست دادم

94
00:03:55,480 --> 00:03:59,450
که البته کاملاً واضحه اصلاً هم اينطور نيست

95
00:03:59,520 --> 00:04:01,880
صبح کله سحر مشروب ميخوري؟
فکر نکنم همچين کاري خوبي باشه بابا

96
00:04:03,230 --> 00:04:06,030
اگر اينطوره از جلو دست پدرت برش دار

97
00:04:06,100 --> 00:04:08,300
ببين، تو هر روز اينجا پيش مايي

98
00:04:08,360 --> 00:04:09,640
پس واسه چي خودت رو خلاص نميکني و

99
00:04:09,670 --> 00:04:11,346
نمياي اينجا تا لازم نباشه روي مبل دوستت بخوابي؟

100
00:04:11,370 --> 00:04:13,800
خب، اول از همه
اونا يه اتاق مهمون دارن

101
00:04:14,840 --> 00:04:16,916
و اگر هم يه زماني مجبور بشم
برگردم اينجا فقط واسه اينه که

102
00:04:16,940 --> 00:04:18,910
جلوي مشروب خوردن تو رو بگيرم

103
00:04:21,210 --> 00:04:24,010
من کمکت ميکنم اين مشکل رو پشت سر بزاري
چه تو ازم کمک بخواي و چه نخواي

104
00:04:25,850 --> 00:04:29,120
فکر کنم من همه خوش شانسي
که داشتم رو واسه تو به ارث گذاشتم

105
00:04:30,020 --> 00:04:32,450
و البته کاملاً ارشش رو داشته

106
00:04:35,260 --> 00:04:37,136
به راننده ام بگو کجا ميخواي بري
اون حسابي خوشحال ميشه که

107
00:04:37,160 --> 00:04:38,790
تو رو بدون شرمندگي از اينجا ببره

108
00:04:38,860 --> 00:04:42,006
شايدم احساس معروف بودن ميکني
( به گذروندن شب با يه همجنسگراي معروف افتخار ميکنه)

109
00:04:42,030 --> 00:04:43,230
خداحافظ

110
00:04:44,500 --> 00:04:46,300
اي کلک

111
00:04:48,800 --> 00:04:51,770
ـ الان ديگه حتي به اسمشون هم اهميت نميدي؟
ـ هرچي کمتر بدونم بهتره

112
00:04:51,840 --> 00:04:53,740
مخصوصاً بعد از اون ضربه روحي که

113
00:04:53,810 --> 00:04:57,680
توي رابطه جنسي با "پادما" و "تايلور" داشتم

114
00:04:57,740 --> 00:04:59,910
فقط حواست باشه که با کيا رفت و آمد ميکني

115
00:04:59,980 --> 00:05:02,210
تا وقتي که يه کار واسه "دنيل" تو شهر پيدا کنم

116
00:05:02,280 --> 00:05:04,580
ميخوام بشه بهت اعتماد کنم و
اين رو بزارم پيش تو

117
00:05:04,650 --> 00:05:06,250
يه حسي بهم ميگه که تو ميخواي

118
00:05:06,320 --> 00:05:09,890
اون ضرب العجلي که
جک" بهت داده رو زير پا بزاري"

119
00:05:09,960 --> 00:05:13,520
بگو ببينم، نفر بعدي که ميخواي روي صورتش
ضربدر قرمز بزني کيه؟

120
00:05:14,910 --> 00:05:16,820
"پائول ويتلي"

121
00:05:17,530 --> 00:05:20,330
اون مسئولِ جذب سرمايه گذار
براي شرکت "گريسون" بوده

122
00:05:20,400 --> 00:05:22,330
پدرم شاهد اين بوده که اون
يه سري جلسه مخفيانه

123
00:05:22,400 --> 00:05:24,500
با کساني داشته که توي
اون ماجرا بهش خيانت کردن

124
00:05:24,570 --> 00:05:27,440
پس "کنراد" از زبون چرب و نرم اون استفاده کرد

125
00:05:27,510 --> 00:05:29,210
تا همه چيز رو بهم بريزه؟

126
00:05:29,270 --> 00:05:32,070
من هميشه از اين متعجب بودم که چطور مردم

127
00:05:32,140 --> 00:05:34,410
از پدرت که مرد به اون خوبي بود
روي گردان شدن

128
00:05:34,480 --> 00:05:37,350
حالا به جوابت رسيدي

129
00:05:37,410 --> 00:05:39,780
ـ حالا يه چالش جديد پيش رو دارم
ـ چطور؟

130
00:05:39,850 --> 00:05:43,120
يعني اون مديرعامل الان قوي تر شده؟

131
00:05:44,360 --> 00:05:47,590
نه، اون براي شخصي بسيار قدرتمندتر از قبل کار ميکنه

132
00:05:49,360 --> 00:05:50,830
پدر "پائول"؟

133
00:05:54,220 --> 00:05:56,130
شما بايد "اميلي" باشيد

134
00:05:56,200 --> 00:05:58,006
خوشحالم که بالاخره تونستم
رو در رو شما رو ببينم

135
00:05:58,030 --> 00:05:59,400
منم همينطور

136
00:05:59,470 --> 00:06:01,240
ايشون نامزد من "دنيل گريسون" هستن

137
00:06:01,300 --> 00:06:04,140
پسرِ "کنراد" و " ويکتوريا"؟

138
00:06:04,780 --> 00:06:06,500
بله

139
00:06:06,530 --> 00:06:09,180
من اون قديم نديما واسه پدرت کار ميکردم

140
00:06:09,980 --> 00:06:12,110
تو شرکتِ "گريسون"؟

141
00:06:12,180 --> 00:06:13,680
چه تصادفي

142
00:06:13,750 --> 00:06:15,680
من ديگه چندان به تصادف اعتقاد ندارم

143
00:06:15,750 --> 00:06:17,930
چه تفاهمي پدر

144
00:06:30,610 --> 00:06:32,740
بعدش من چندتا کار تبليغاتي خارج از کشور انجام دادم

145
00:06:32,800 --> 00:06:35,340
البته قبل از اينکه به استخدام
کليساي "فرانسيسِ مقدس" در بيام

146
00:06:35,710 --> 00:06:38,910
اين تغيير خيلي بزرگي توي زندگي
آدميه که با شرکتهاي بزرگ کار ميکرده

147
00:06:38,980 --> 00:06:40,580
چرا اينکارو کرديد؟

148
00:06:40,640 --> 00:06:42,810
من تو دوره رسواييِ "ديويد کلارک" اونجا بودم

149
00:06:42,880 --> 00:06:44,550
وقتي که اون توي زندان مُرد

150
00:06:44,610 --> 00:06:47,280
واقعاً درک کردم که حرص و طمع ميتونه
چه بلايي به سرِ روح آدم بياره

151
00:06:47,710 --> 00:06:50,680
واسه همين از پنجره دفترم يه نگاه به بيرون نگاه کردم

152
00:06:50,750 --> 00:06:52,620
متوجه شدم که ميليون ها روح و روان

153
00:06:52,680 --> 00:06:55,320
توي کوچه و خيابان هست که
من ميتونم بهشون کمک کنم

154
00:06:55,390 --> 00:06:57,470
اونم به روش هايي که قادر به کمک کردن
به "ديويد" نبودم

155
00:06:58,110 --> 00:07:01,590
واسه همين از شرکت "گريسون" استعفا دادم
و به کليسا پيوستم

156
00:07:01,660 --> 00:07:04,890
و بعد از گذشت 10 سال تبديل
به اين شخصي شدم که ميبينيد

157
00:07:04,960 --> 00:07:07,500
خيلي متاسفم، در مورد

158
00:07:07,560 --> 00:07:09,430
تشخيص بيماريِ پدرتون شنيدم

159
00:07:09,500 --> 00:07:11,370
پدر و مادرت چطور با اين موضوع کنار اومدن؟

160
00:07:11,430 --> 00:07:14,100
فکر کنم بشه گفت که به خوبي کنار اومدن

161
00:07:14,170 --> 00:07:15,786
از طرز صحبت شما ميشه فهميد که
چندان با اونا در تماس نيستيد

162
00:07:15,810 --> 00:07:18,640
اونا چندان با خروج من از شرکت موافق نبودن

163
00:07:18,710 --> 00:07:22,110
خب با توجه به اينکه شما يکي از
کارمنداي مهم اونا بوديد شايد حق داشتن

164
00:07:22,180 --> 00:07:24,310
ـ پدر اجازه هست؟
ـ خواهش ميکنم

165
00:07:24,380 --> 00:07:25,726
ميتوني خانم رو هم براي
امتحان کردنِ مسير با خودت ببري

166
00:07:25,750 --> 00:07:26,990
تا ببينه چه حسي به آدم دست ميده

167
00:07:29,380 --> 00:07:31,026
يه حسي از درون بهم ميگه تو
از اون دخترايي نيستي که

168
00:07:31,050 --> 00:07:32,966
روياي ازدواج تويِ يه کليساي بزرگ رو در سر داشته باشي

169
00:07:32,990 --> 00:07:36,920
آره، فکر کنم من هميشه

170
00:07:36,990 --> 00:07:39,790
توي تصوراتم يه ازدواج ساده ميخواستم

171
00:07:39,860 --> 00:07:42,600
گريسون"ها تو رو توي دنياي خودشون کشيدن، آره؟"

172
00:07:42,660 --> 00:07:44,430
يه چيزي تو همين مايه ها

173
00:07:44,500 --> 00:07:46,630
دارم صورت اون رو تصور ميکنم

174
00:07:46,700 --> 00:07:48,570
در حالي که داره چهره تو توي راهرو رو ميبينه

175
00:07:48,640 --> 00:07:51,770
ميتونه رويايي باشه که به حقيقت پيوسته

176
00:07:57,740 --> 00:08:00,650
نظر تو چيه؟

177
00:08:00,710 --> 00:08:02,096
مردم دلشون واسه استيک سالزبري تنگ شده؟

178
00:08:02,120 --> 00:08:04,580
به عنوان کسي که قبلاً ازش خورده ميگم، نـــه

179
00:08:04,650 --> 00:08:06,720
"سلام "شارلوت

180
00:08:06,790 --> 00:08:08,920
اين خاله "شارلوت"ـه، ميتوني اينو بگي؟

181
00:08:08,990 --> 00:08:10,790
نميدونستم که اين دور و برايي

182
00:08:10,860 --> 00:08:12,420
دارم به وظيفه ام عمل ميکنم

183
00:08:12,490 --> 00:08:14,190
ميخوام کمک کنم پدرم روحيه بگيره

184
00:08:14,260 --> 00:08:16,500
خودم هم ميام اينجا تا با ديدنِ اين
صورت خوشکل روحيه بگيرم

185
00:08:23,430 --> 00:08:25,370
هميشه آرومش ميکنه

186
00:08:25,440 --> 00:08:27,900
آماندا" خيلي خوشگل بود"

187
00:08:27,970 --> 00:08:31,610
ـ آره
ـ اونم "دکلان" بود

188
00:08:31,680 --> 00:08:34,140
هميشه به آخرين باري که باهاش صحبت کردم فکر ميکنم

189
00:08:37,050 --> 00:08:38,310
"چيزي نيست "شارلوت

190
00:08:38,380 --> 00:08:39,920
من هنوزم باورم نميشه که اونا مُردن

191
00:08:39,980 --> 00:08:42,650
حالا هم که بابام داره ميميره

192
00:08:42,720 --> 00:08:45,190
چرا هرچي اتفاقِ بد تو دنياست
بايد واسه آدم هاي خوب بيافته؟

193
00:08:49,890 --> 00:08:51,760
ـ با آقاي "گريسون" کار دارم
ـ بفرماييد داخل

194
00:09:05,610 --> 00:09:06,970
"پائول"

195
00:09:07,040 --> 00:09:08,910
"خيلي وقته که همديگه رو نديديم "ويکتوريا

196
00:09:08,980 --> 00:09:10,380
داشتم به خودم فشار مياوردم تا

197
00:09:10,450 --> 00:09:13,050
چهره تو رو نسبت به آخرين باري که سالها
پيش ديدمت متصور بشم

198
00:09:13,110 --> 00:09:15,020
باور کن من اصلاً قصد نداشتم که

199
00:09:15,080 --> 00:09:16,920
دوباره با تو و "کنراد" برخورد داشته باشم

200
00:09:18,090 --> 00:09:20,490
هميشه تو کارايِ خدا حکمتي هست

201
00:09:21,800 --> 00:09:23,260
مگه تو خبر نداري؟

202
00:09:23,320 --> 00:09:26,560
دنيل" و "اميلي" از من خواستن که"
خطبه عقدشون رو بخونم

203
00:09:26,630 --> 00:09:28,330
بگو که قبول نکردي

204
00:09:28,400 --> 00:09:29,706
حس ميکنم دارم کار درست رو انجام ميدم

205
00:09:29,730 --> 00:09:31,800
ـ واسه همين اومدم اينجا
ـ چرا؟

206
00:09:31,870 --> 00:09:34,900
تا ما رو بخاطر حوادثي که سالها پيش
اتفاق افتاده سرزنش کني؟

207
00:09:34,970 --> 00:09:36,600
ميخوام کمي از بار گناهانم کم کنم

208
00:09:38,370 --> 00:09:39,840
خب، من خيلي از اين بابت خشحالم

209
00:09:39,910 --> 00:09:42,010
من هيچ مشکلي ندارم

210
00:09:42,080 --> 00:09:44,380
کاش ميشد در مورد "کنراد" هم همين حرف رو زد

211
00:09:44,440 --> 00:09:46,580
خب، اينکه کاري نداره
ميتوني به خودش بگي

212
00:09:47,140 --> 00:09:50,850
ولي اون هميشه خدا رو به ديد
يه رقيب واسه خودش ميبينه

213
00:09:57,380 --> 00:09:58,730
سلام رئيس

214
00:10:01,930 --> 00:10:03,760
ار وقتي که تو استعفا دادي من ديگه رئيست نيستم

215
00:10:03,830 --> 00:10:05,660
گمونم يه قرن از اون موقع ميگذره

216
00:10:05,730 --> 00:10:08,270
البته شايدم تو با من صحبت نميکردي

217
00:10:08,330 --> 00:10:10,130
که در اون صورت فکر کنم احتمالاً

218
00:10:10,200 --> 00:10:13,970
رئيس کنوني (خدا)، الان اينجا نيست

219
00:10:14,040 --> 00:10:15,940
"ـ من اومدم تو رو ببينم "کنراد
ـ جداً ؟

220
00:10:16,010 --> 00:10:17,570
و فکر کنم تو بهم احتياج داشته باشي

221
00:10:17,640 --> 00:10:20,240
بيخيال، نميخواد جلو من از اين
کشيش بازي ها در بياري

222
00:10:20,310 --> 00:10:22,486
اون "پائول"ـي که من ميشناختم
ميتونست به يه اسکيمو يخ بفروشه
( ميتونسته سر همه کلاه بزاره )

223
00:10:22,510 --> 00:10:24,210
و اصلاً هم نگران اين نبود که

224
00:10:24,280 --> 00:10:25,620
دستش چقدر آلوده بشه

225
00:10:25,680 --> 00:10:27,650
من هنوزم همون آدم هستم

226
00:10:27,720 --> 00:10:29,450
فقط چيز ارزشمندتري رو ميفروشم

227
00:10:29,520 --> 00:10:32,490
ميفروشي؟

228
00:10:32,560 --> 00:10:34,940
آها، خدا جون، فهميدم واسه چي اومدي اينجا

229
00:10:35,290 --> 00:10:36,560
ببين، فکر کنم تو يه مدت

230
00:10:36,630 --> 00:10:40,100
بيشتر از حد کافي روزه سکوت داشتي

231
00:10:40,160 --> 00:10:41,346
نياز نيست چيزي رو بهم يادآوري کني

232
00:10:41,370 --> 00:10:42,730
به خصوص چيزي که هنوز منو عذاب ميده

233
00:10:42,770 --> 00:10:44,000
من ميخواستم بهت بگم که

234
00:10:44,070 --> 00:10:45,840
اون يقه اصلاً بدرد تو نميخوره

235
00:10:45,900 --> 00:10:47,420
من خيلي خوشحالم که به حرف تو گوش ندادم

236
00:10:47,650 --> 00:10:49,870
خب

237
00:10:49,940 --> 00:10:52,086
تو يه چيزي نياز داري تا شبا خوابت ببره
( وجدان راحت ميخواد )

238
00:10:52,110 --> 00:10:55,740
ولي اينو فراموش نکن که برعکس گله ات
( کشيش : چوپان - مردمي که کليسا ميرن: گله )

239
00:10:55,810 --> 00:10:58,310
من ميدونم که قبل از اينکار روح و روانِ تو

240
00:10:58,380 --> 00:11:01,380
حسابي از اخلاقيات دور بوده

241
00:11:01,450 --> 00:11:04,920
من از خدا طلب مغفرت کردم
و بعد از توبه کردن به آرامش رسيدم

242
00:11:04,990 --> 00:11:07,366
و الان هم اومدم اينجا که بهت بگم
بيماريِ "هانتينگتون" که مبتلا شدي

243
00:11:07,390 --> 00:11:09,820
يکي از راه هاي خداست تا تو رو مجبور کنه که

244
00:11:09,890 --> 00:11:11,730
مثل من براي گناهانت کفاره بدي

245
00:11:11,760 --> 00:11:13,690
ببين، من نميخوام که يه ناهنجاريِ ژنتيک رو

246
00:11:13,730 --> 00:11:15,436
به عنوان يک عامل فشار از
طرفِ خداي انتقام جوي تو ببينم

247
00:11:15,460 --> 00:11:20,070
اين يک مشکل علمي به حساب مياد پدر
نه يک مشکل مذهبي

248
00:11:20,990 --> 00:11:24,640
قبول يا رد کردن حرف من به خودت مربوطه

249
00:11:24,710 --> 00:11:27,940
ولي من زجر کشيدن آدم هاي زيادي رو ديدم

250
00:11:28,010 --> 00:11:31,280
و زجري که اونا متحمل ميشن باعث ميشه که

251
00:11:31,350 --> 00:11:34,180
اونا به هنگام مرگ بتونند
راحت تر با خداي خودشون روبرو بشن

252
00:11:34,250 --> 00:11:37,250
تو از اذعان کردن به گناه خودت وحشت داري

253
00:11:37,320 --> 00:11:38,520
ولي من متوجه شدم که بهتره آدم

254
00:11:38,590 --> 00:11:42,120
راستگو و ناراحت باشه تا
اينکه بي شرف و شاد باشه

255
00:11:42,190 --> 00:11:44,990
خب

256
00:11:46,090 --> 00:11:48,130
اگر اينطوره پس من ميخوام اعتراف کنم

257
00:11:48,200 --> 00:11:52,730
و صادقانه ميگم که من
از بودن تو در اينجا ناراحتم

258
00:11:52,800 --> 00:11:55,570
باشه

259
00:11:55,630 --> 00:11:56,870
ميتوني خوش باشي

260
00:11:56,940 --> 00:11:59,570
ولي در مواقع اينچنيني
تو نيازمند پشتيباني هستي

261
00:11:59,640 --> 00:12:01,840
و يه حسي بهم ميگه که تو
در حال حاضر کاملاً تنهايي

262
00:12:01,910 --> 00:12:03,370
چونکه با کارت خدا رو از خودت روندي

263
00:12:03,440 --> 00:12:05,510
شايد ديگه همديگه رو چشم تو چشم نبينيم

264
00:12:05,580 --> 00:12:07,380
و من هميشه براي کمک به تو آماده هستم

265
00:12:10,820 --> 00:12:13,520
فکر کنم بتوني تصور کني چقدر شوکه بودم
از اينکه يه مرد با چتر نجات

266
00:12:13,590 --> 00:12:15,690
توي اون مهموني
از آسمون بياد پايين

267
00:12:15,750 --> 00:12:18,090
نولان راس خوب ميدونه
چطور توجه همه رو جلب کنه

268
00:12:18,160 --> 00:12:21,690
دليل خوبي هم داره، اون يه نابغه است

269
00:12:21,760 --> 00:12:23,590
همچنين غير قابل پيش بيني

270
00:12:23,660 --> 00:12:25,806
ـ همچنين توي دنياي مد هم شناخته شده است
ـ اگر از من بپرسي

271
00:12:25,830 --> 00:12:27,700
ميگم که "راس" يکي از عوامل سقوط پدر منه

272
00:12:27,760 --> 00:12:29,300
پس شايد ما بايد اون رو بفرستيم تا

273
00:12:29,370 --> 00:12:32,030
يه سري هم به پدر من بزنه

274
00:12:32,100 --> 00:12:33,640
دست کم پدر تو بهت اجازه داده که

275
00:12:33,700 --> 00:12:36,040
مجله اش رو به بازار آمريکا وارد کني

276
00:12:36,110 --> 00:12:39,210
اينکار يکم سخاوت "پاسکال" رو نشون ميده

277
00:12:39,280 --> 00:12:42,080
اگر نظر باباي منو بخوايد
بايد بگم اون دوست داره تنها دخترش

278
00:12:42,140 --> 00:12:44,610
جزء هيئت رئيسه يه موسسه خيريه باشه و
زود هم ازدواج کنه

279
00:12:44,680 --> 00:12:47,550
اينکار چندان هم بد نيست

280
00:12:47,620 --> 00:12:49,680
واي خداي من، نه، نه، نه

281
00:12:49,750 --> 00:12:51,950
من منظور خاصي نداشتم، جدي ميگم، معذرت ميخوام

282
00:12:52,020 --> 00:12:53,660
فکر کنم ذهنم مشغول پيدا کردن

283
00:12:53,720 --> 00:12:57,260
چندتا شرکت واسه تبليغاته
واسه همين اين حرفو زدم

284
00:12:57,330 --> 00:13:00,430
همچنين چندتا سرمايه گذار
با جيب هاي پر پول

285
00:13:00,500 --> 00:13:03,830
شايد بهتر باشه يه نفر رو استخدام کني
تا اين کارا رو برات انجام بده

286
00:13:04,920 --> 00:13:07,830
با تجربه تجاري که من دارم
ميتونيم کار رو بخوبي پيش ببريم

287
00:13:08,610 --> 00:13:11,540
پدرم دو مرتبه طلاق گرفته تا

288
00:13:11,610 --> 00:13:13,610
بتونه به کاراي مجله اش برسه

289
00:13:13,670 --> 00:13:16,320
منم يه جورايي مثل پدرم رفتار ميکنم

290
00:13:16,340 --> 00:13:18,310
ولي من نميتونم خودم رو ببخشم اگر

291
00:13:18,380 --> 00:13:20,180
يکسال اول زندگي زناشويي رو از تو بگيرم

292
00:13:20,250 --> 00:13:21,450
منم نميتونم خودم رو ببخشم اگر

293
00:13:21,520 --> 00:13:24,050
مانع "دنيل" براي دنبال کردن روياهاش بشم

294
00:13:24,120 --> 00:13:26,190
چطوره که من برم و بزارم شما دوتا صحبت کنيد؟

295
00:13:26,250 --> 00:13:28,850
معذرت ميخوام

296
00:13:35,030 --> 00:13:36,650
شارلوت"؟"

297
00:13:36,670 --> 00:13:40,100
ـ خوشحالم که اينجا ميبينمت
ـ من اومدم اينجا تا "دنيل" و "مارگو" رو غافلگير کنم

298
00:13:40,170 --> 00:13:43,350
ولي ميدوني اينا چي ميگن
ميگن چهار نفري خيلي شلوغ ميشه

299
00:13:43,370 --> 00:13:45,620
مشکلي پيش اومده؟

300
00:13:45,640 --> 00:13:47,950
تو تنها کسي بودي که من بهش

301
00:13:48,020 --> 00:13:49,820
در مورد رابطه عاشقانه مادرم گفتم

302
00:13:49,890 --> 00:13:51,190
بعدش فهميدم که

303
00:13:51,250 --> 00:13:53,090
اين خبر از طريف "اشلي" به گوش اون رسيده

304
00:13:54,280 --> 00:13:56,060
من يه کلمه هم حرف نزدم

305
00:13:56,130 --> 00:13:58,190
حتماً "اشلي" از يه طريق ديگه شنيده

306
00:13:58,260 --> 00:13:59,940
منظورم اينه که، خودت ميدوني اون چقدر فضوله

307
00:14:00,000 --> 00:14:02,000
من قبلاً وقتي مادرم در مورد تو صحبت ميکرد

308
00:14:02,060 --> 00:14:03,700
و بد تو رو ميگفت ازت دفاع ميکردم

309
00:14:03,770 --> 00:14:05,146
ولي از الان فکر نکنم ديگه
به اينکار ادامه بدم

310
00:14:05,170 --> 00:14:06,530
شارلوت" من درک ميکنم که تو ناراحتي"

311
00:14:06,550 --> 00:14:07,720
ولي من اينکارو نکردم

312
00:14:07,740 --> 00:14:09,360
منکه ميگم اين يه شايعه کوچيکه

313
00:14:09,380 --> 00:14:11,650
يه شايعه کوچيک؟

314
00:14:11,670 --> 00:14:14,010
شايد تو نميدوني که يه
دروغ خيلي کوچيک ميتونه

315
00:14:14,080 --> 00:14:15,710
صدمات زيادي به بار بياره

316
00:14:15,780 --> 00:14:18,140
شارلوت" خواهش ميکنم"

317
00:14:18,610 --> 00:14:20,880
تو يکي از چندتا آدمي هستي که
توي زندگي من مونده بودي و من

318
00:14:20,950 --> 00:14:22,750
نسبت بهت احساس وابستگي داشتم

319
00:14:22,820 --> 00:14:25,390
و الان ديگه شک دارم که بشه بهت اعتماد کرد

320
00:14:25,410 --> 00:14:27,430
ممنون که نگران من هستي

321
00:14:27,450 --> 00:14:29,470
ولي نميخواد باشي

322
00:14:44,310 --> 00:14:47,540
"چه به موقع "اميلي

323
00:14:48,130 --> 00:14:51,110
يه تفريح جديد توي آشپزخونه زندان ياد گرفتم

324
00:14:51,130 --> 00:14:54,560
اونجا متوجه شدم که، کلوچه با طعم زغال اخته

325
00:14:54,570 --> 00:14:57,770
ميتونه متلاطم ترين و رواني ترين قلب ها رو هم آروم کنه

326
00:14:57,800 --> 00:15:00,480
من بايد يکي از اينا رو بخورم
اول بخاطر گفتن حقيقت "جک" رو از دست دادم

327
00:15:00,500 --> 00:15:03,960
ـ حالا هم بخاطر دروغ گفتن "شارلوت" رو از دست دادم
ـ بهتره يه يکم استراحت کني

328
00:15:04,020 --> 00:15:08,530
مخصوصاً از وقتي که اون رفيقمون
نه تنها يه کشيش خوب محسوب  ميشه

329
00:15:08,600 --> 00:15:13,770
بلکه توي محله "برونکس" واسه خودش
يه پا مادر ترزاس
( برونکس : محله اي در نيويورک )

330
00:15:13,830 --> 00:15:17,340
اون بجاي واي-فاي، کارت کتابخونه داره
( آدم تارِک دنياييه )

331
00:15:17,400 --> 00:15:18,870
همه اون کساني که زمين زديم

332
00:15:18,940 --> 00:15:22,070
يه سرگذشت در هم و برهم داشتن، ولي اين

333
00:15:22,140 --> 00:15:25,380
تمام نشانه ها گوياي اينه که "پائول" آدم خوبي شده

334
00:15:25,440 --> 00:15:27,410
خب، پدر من مرد بهتري بود

335
00:15:27,480 --> 00:15:29,056
درسته، براساس گفته هاي انجيلي که
به "اميلي" وحي شده

336
00:15:29,080 --> 00:15:32,350
ـ  بايد گناه ديگران رو با گناه تلافي کنيم
ـ آره

337
00:15:32,420 --> 00:15:33,980
اين دفعه من معتقدم که

338
00:15:34,050 --> 00:15:35,590
تو داري يکم زياده روي ميکني

339
00:15:35,650 --> 00:15:37,490
اگر تو نتوني "پائول" رو ببخشي

340
00:15:37,560 --> 00:15:39,990
ـ  چطور انتظار بخشش داري؟
ـ همچين انتظاري ندارم

341
00:15:41,210 --> 00:15:42,660
ببين، من فقط دو ماه تا ازدواجم مونده

342
00:15:42,730 --> 00:15:44,800
واسه همين قرار نيست که
به اين راحتي کنار بکشم

343
00:15:45,770 --> 00:15:48,030
"يکم به وجدانت رجوع کن "اميلي تورن

344
00:15:48,100 --> 00:15:50,800
چونکه به محض اينکه تو شروع کني
به نابود کردن مردم بيگناه

345
00:15:50,870 --> 00:15:52,570
من کنار ميکشم

346
00:16:04,780 --> 00:16:06,856
وقتي ميگم به نقاشي هاي من
دست نزنيد شامل اين هم ميشه

347
00:16:06,880 --> 00:16:10,550
به حرف هاي خانم اين خونه توجه نکنيد آقايون

348
00:16:10,620 --> 00:16:13,290
ـ به کارتون ادامه بديد
ـ تو داري چيکار ميکني؟

349
00:16:13,360 --> 00:16:15,310
من فکر ميکردم که تو

350
00:16:15,330 --> 00:16:17,450
چند ماه تا از دست دادن عقلت فاصله داري

351
00:16:17,480 --> 00:16:18,790
چه دلربا

352
00:16:18,820 --> 00:16:20,400
نگهداشتن اصطبل ها

353
00:16:20,460 --> 00:16:22,260
رزرو نگهداشتن سوئيت توي هتل

354
00:16:22,330 --> 00:16:25,400
و همچنين قايق بادبانيمون
که تو بهش علاقه داري

355
00:16:25,470 --> 00:16:27,070
کلي هزينه روي دستمون ميزاره

356
00:16:27,140 --> 00:16:28,500
به مزايده گذاشتن يکي از قطعه هاي

357
00:16:28,570 --> 00:16:30,370
موجود توي کلکسيون تو تويِ مزايده امروز عصر

358
00:16:30,440 --> 00:16:34,040
ميتونه تا ماه ژوئن ما رو سرپا نگهداره

359
00:16:34,110 --> 00:16:35,440
پس کي وقتش ميرسه تا

360
00:16:35,510 --> 00:16:37,510
جنابعالي ماشين فراري تون رو قرباني کنيد؟

361
00:16:37,580 --> 00:16:40,750
در اين مورد تو ماهِ جولاي تصميم ميگيريم
مگر اينکه

362
00:16:40,820 --> 00:16:42,726
تا اونموقع بتوني سرمايه چند ميليونيِ
به سرقت رفتمون رو پيدا کني

363
00:16:42,750 --> 00:16:46,050
اينم از جولاي که از راه رسيد

364
00:16:46,120 --> 00:16:49,890
"خانم "تورن

365
00:16:49,960 --> 00:16:51,520
تصميم گرفتم يکم کلوچه درست کنم

366
00:16:51,590 --> 00:16:53,660
گفتم واسه شما هم بيارم

367
00:16:53,680 --> 00:16:55,330
با طعم زغال اخته است

368
00:16:55,390 --> 00:16:58,600
طعم مورد علاقه منه
چه با ملاحظه

369
00:16:58,660 --> 00:17:02,630
خيلي خنده داره که همسرم
تنها زن توي اين خانواده است که

370
00:17:02,700 --> 00:17:04,670
اصلاً به من اهميت نميده

371
00:17:04,740 --> 00:17:06,140
منو ببخشيد

372
00:17:08,710 --> 00:17:10,370
امروز، کشيشِ مراسم شما رو ديدم

373
00:17:10,440 --> 00:17:12,240
شايد بهتر باشه بگم، دوباره ديدمش

374
00:17:12,310 --> 00:17:14,386
من اميدوار بودم که تو يه مقدار
در اين مورد باهام روراست بودي

375
00:17:14,410 --> 00:17:17,080
معذرت ميخوام "ويکتوريا" ولي
وقتي که شنيدم

376
00:17:17,150 --> 00:17:18,920
تو و پدر "پائول" قبلا با هم رابطه داشتيد

377
00:17:18,980 --> 00:17:21,350
گفتم شايد فرصت خوبي باشه تا
بشه يه نفر ديگه رو پيشت برگردونم

378
00:17:21,420 --> 00:17:23,420
ـ به نفر ديگه؟
ـ منظورم "پاتريک"ـه

379
00:17:23,490 --> 00:17:26,390
تصور ميکنم تو هم مايل باشي که
اون هم جزئي از روز خوبمون باشه

380
00:17:26,460 --> 00:17:29,406
اين از لطف توئه که روي اين زخم شکر ميپاشي
( پاشيدن شکر روي زخم باعث بند اومدن خون ميشه )

381
00:17:29,430 --> 00:17:31,900
ولي من ترجيح ميدم که اون رو جدا از بقيه نگهدارم

382
00:17:31,960 --> 00:17:34,900
خب، فکر کنم "پاتريک" به اين وضع عادت داشته باشه

383
00:17:34,970 --> 00:17:37,450
اين باعث تاسفه، من هرگز تو رو
اندازه وقتي با اون بودي شاد نديدم

384
00:17:37,500 --> 00:17:39,600
ولي با توجه به شرايط فعلي خانواده شما

385
00:17:39,670 --> 00:17:42,870
من درکت ميکنم، کي ميتونه پيش بيني کنه
بقيه چه عکس العملي نشون ميدن

386
00:17:43,410 --> 00:17:46,150
انگار سرت شلوغه، من ديگه برم

387
00:17:53,630 --> 00:17:55,250
اون نقاشي رو بزار سر جاش

388
00:17:55,320 --> 00:17:57,320
يه تابلوي ديگه رو در نظر دارم

389
00:18:01,110 --> 00:18:02,160
اونا ازت خوششون مياد

390
00:18:10,630 --> 00:18:12,070
اينجا همون جاييه که چند سال پيش

391
00:18:12,130 --> 00:18:13,630
سمي" دويد و اومد پيشت"

392
00:18:14,900 --> 00:18:16,146
گاهي وقتا با خودم ميگم که چه اتفاقي ميافتاد

393
00:18:16,170 --> 00:18:18,340
اگر من اون روز نمياوردمش توي پارک

394
00:18:18,410 --> 00:18:21,610
"ـ من درک ميکنم که چه حسي داري "جک
ـ راست ميگي؟

395
00:18:21,680 --> 00:18:24,610
چونکه احساس من دائم عوض ميشه

396
00:18:24,680 --> 00:18:27,680
اونم هربار که "شارلوت" مياد پيشم

397
00:18:27,750 --> 00:18:30,180
من بابت همه کارام از خودم متنفرم

398
00:18:30,250 --> 00:18:32,950
راستش واسه همين بود که
وقتي تو رو ديدم اومدم پيشت

399
00:18:33,020 --> 00:18:35,750
من نگران اون هستم

400
00:18:35,820 --> 00:18:37,336
منم نگرانشم، ولي چکاري از دستم برمياد؟

401
00:18:37,360 --> 00:18:38,536
تو عاملِ بيشترِ درد و رنج اون هستي

402
00:18:38,560 --> 00:18:39,736
مگر اينکه اومده باشي اينجا
تا بهم اجازه بدي

403
00:18:39,760 --> 00:18:41,230
که حقيقت رو بهش بگم

404
00:18:41,740 --> 00:18:43,430
"نميتونم اينکارو بکنم "جک

405
00:18:43,500 --> 00:18:45,106
تا قبل از تموم شدن تابستون
نميتوني اينکارو بکني، درسته؟

406
00:18:45,130 --> 00:18:46,630
اون نميخواد با من صحبت کنه

407
00:18:46,700 --> 00:18:48,170
ولي ميدونم يجاي کار ميلنگه

408
00:18:48,230 --> 00:18:50,390
واسه همين اميدوار بودم که شايد تو
بتوني با اون صحبت کني

409
00:18:51,280 --> 00:18:54,220
تو واقعاً نميخواي مسئوليتِ
هيچي رو قبول کني، درست ميگم؟

410
00:18:54,240 --> 00:18:55,740
اون خواهر توئه

411
00:18:57,440 --> 00:19:00,810
بگو ببينم، ار کي تا حالا
مجازات کردنِ يه گناهکار

412
00:19:00,880 --> 00:19:02,980
واسه تو از کمک کردن به يه آدم
بيگناه مهمتر شده؟

413
00:19:22,950 --> 00:19:23,900
بايد بهت بگم که

414
00:19:23,970 --> 00:19:25,646
وقتي شنيدم تابلويِ "موسم بارندگي"ـه شماره دو

415
00:19:25,670 --> 00:19:28,830
ـ  توي حراجيِ "فونتانا" اومده شوکه شدم
"ـ "پاتريک
( فونتانا : شهري در کاليفرنيا )

416
00:19:30,180 --> 00:19:32,380
واسه چي داري اينو ميدي دست اين لاشخورها؟

417
00:19:32,440 --> 00:19:35,180
ـ آخه تو عاشق اين تابلوئي
ـ آره، عاشقشم

418
00:19:35,250 --> 00:19:36,950
ولي حقيقتش اينه که ما

419
00:19:37,010 --> 00:19:39,120
يه مقدار مشکلاتِ مالي داريم

420
00:19:39,180 --> 00:19:40,956
و حالا هم "کنراد" مجبوره از سِمَتِ فرمانداري کنار بکشه

421
00:19:40,980 --> 00:19:43,050
چرا بهم چيزي نگفته بودي؟

422
00:19:43,120 --> 00:19:44,820
اونوقت تو فکر ميکردي من آدم، ضعيف هستم

423
00:19:44,890 --> 00:19:46,620
تو دنيايي که من زندگي ميکنم

424
00:19:46,690 --> 00:19:48,250
اگر آدم هاي اطرافت حس کنن آسيب پذير شدي

425
00:19:48,290 --> 00:19:50,730
از نقطه ضعفت به عنوان اسلحه استفاده ميکنن

426
00:19:50,790 --> 00:19:54,360
براي همين از چيزايي که دوست دارم دوري ميکنم

427
00:19:54,430 --> 00:19:57,030
با اين حال اين قرباني کردن هنوز هم برات راحت نيست

428
00:19:58,930 --> 00:20:00,840
از دست دادن اين از بقيه راحت تره

429
00:20:00,900 --> 00:20:03,370
خب، اگر بخوام روراست باشم

430
00:20:03,390 --> 00:20:06,040
دليل اومدنم به اينجا اين نيست که
اين تابلو رو براي بار آخري ببينم

431
00:20:06,110 --> 00:20:08,110
واسه همين من "فونتانا" رو انتخاب کردم

432
00:20:08,180 --> 00:20:11,280
چونکه ميدونستم تو حتماً مياي

433
00:20:11,350 --> 00:20:12,880
هرگز به غريزه تو شک نداشتم

434
00:20:12,950 --> 00:20:14,250
هميشه به اين نکته توجه ميکنم

435
00:20:14,320 --> 00:20:15,950
ميدونم که دخترم به ديدنت اومده بود

436
00:20:16,020 --> 00:20:17,520
و حرف هاي زيادي بهت گفته بود

437
00:20:17,590 --> 00:20:19,920
و تو به من چيزي نگفتي تا از اون
حمايت کني

438
00:20:19,990 --> 00:20:22,690
چيز خاصي نيست

439
00:20:22,760 --> 00:20:24,090
خانواده چيز پيچيده ايه

440
00:20:24,160 --> 00:20:26,530
ولي احساس من نسبت به تو خيلي ساده است

441
00:20:26,590 --> 00:20:28,706
و من نميخوام اجازه بدم يک روز ديگه
از زندگيم در حالي سپري بشه

442
00:20:28,730 --> 00:20:29,730
که تو توش حضور نداري

443
00:20:38,340 --> 00:20:39,710
پدر" پائول" هستم

444
00:20:39,770 --> 00:20:42,110
پدر من به کمکتون نياز دارم

445
00:20:42,180 --> 00:20:44,080
نميدونم چيکار کنم

446
00:20:44,140 --> 00:20:45,410
سلام

447
00:20:46,680 --> 00:20:48,250
پدر "پائول ويتلي" هستم

448
00:20:50,180 --> 00:20:51,220
کسي اينجا هست؟

449
00:20:57,390 --> 00:20:59,366
باعث افتخارِ که بالاخره
"شما رو ملاقات کردم خانم "لِمارشال

450
00:20:59,390 --> 00:21:01,430
"باعث افتخارِ بنده است آقاي "جانسون

451
00:21:01,490 --> 00:21:02,860
خواهش ميکنم "ريچارد" صدام کنيد

452
00:21:02,930 --> 00:21:04,860
عصرتون بخير خانم

453
00:21:04,930 --> 00:21:06,800
ـ حضرت آقا
ـ ممنون "ريچارد" خيلي سپاسگزارم

454
00:21:06,870 --> 00:21:08,870
ـ ممنونم
ـ ممنونم

455
00:21:10,800 --> 00:21:13,670
خب، اول که برام کلي سرمايه گذار پيدا کردي

456
00:21:13,740 --> 00:21:16,340
حالا هم برام يه دفتر کار عالي جور کردي

457
00:21:16,410 --> 00:21:18,680
حالا بايد دنبال آدمي باشيم که

458
00:21:18,740 --> 00:21:20,780
حاضر بشه با ما کار کنه

459
00:21:20,850 --> 00:21:23,080
اونم توي کمتر از يه روز

460
00:21:23,150 --> 00:21:25,150
از کي ميتونم کارم رو شروع کنم؟

461
00:21:25,220 --> 00:21:26,980
يادم نمياد بهت پيشنهاد کار داده باشم

462
00:21:27,050 --> 00:21:29,590
ولي الان ميخواي اينکارو بکني

463
00:21:32,720 --> 00:21:34,520
واااو

464
00:21:34,590 --> 00:21:37,530
دليل اينکه ما توي اين دفتر کار نميکنيم چيه؟

465
00:21:37,590 --> 00:21:39,600
اين ساختمون به اسم پدرمه

466
00:21:39,660 --> 00:21:43,000
و اون کاملاً واضح بهم گفته که
اقامت من اينجا موقتيه

467
00:21:43,070 --> 00:21:46,030
چه بد، من ميتونستم از اين منظره نهايت استفاده رو ببرم

468
00:21:46,100 --> 00:21:48,240
ـ بايد جشن بگيريم
ـ من نميتونم

469
00:21:48,300 --> 00:21:49,946
منو احضار کردن، بايد امشب برگردم ساوت همپتون

470
00:21:49,970 --> 00:21:52,740
هنوز يکم وقت داري

471
00:21:52,740 --> 00:22:02,740
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

472
00:22:23,220 --> 00:22:25,450
اومديد يه فنجون سرکه قرض بگيريد؟

473
00:22:25,520 --> 00:22:26,990
نه، اومدم اينا رو واسه شما بيارم

474
00:22:27,060 --> 00:22:28,560
و ورودتون به اين محله رو خوش آمد بگم

475
00:22:30,690 --> 00:22:32,390
اون روز فرصت نشد که با همديگه صحبت کنيم

476
00:22:32,460 --> 00:22:35,130
اونم بعد از اون شيرين کاريِ کوچيک شما

477
00:22:35,200 --> 00:22:39,170
راستش دوست نداشتم که چيزي غير از هوا دور و برم باشه

478
00:22:39,230 --> 00:22:44,000
مخصوصاً بعد از اون شش ماهي که
توي زندان بودم

479
00:22:44,070 --> 00:22:46,040
و بعد از مسائل حقوقيِ اخير

480
00:22:46,110 --> 00:22:49,240
خيلي خوش شانس بودي که تونستي اين خونه رو بخريد

481
00:22:49,310 --> 00:22:52,210
ميدونم که خيلي طول ميکشه تا
دارايي هاي ضبط شده رو آزاد کنن

482
00:22:52,280 --> 00:22:55,580
البته مطمئنم که شخصي با تواناييِ
تکنولوژيکي مثل شما

483
00:22:55,650 --> 00:22:58,420
هيچ مشکلي با دسترسي به حساب هاي بانکي نداره

484
00:22:58,480 --> 00:23:00,320
چه اون حساب مال شما باشه چه نباشه

485
00:23:00,390 --> 00:23:03,590
درسته که خيلي دوست دارم زيرِ
"باراني از تعريف و ستايش بمونم "ويکتوريا

486
00:23:03,660 --> 00:23:06,090
ولي نميدونم تو متوجه شدي يا نه

487
00:23:06,160 --> 00:23:10,280
ولي اينروزا بدون استفاده از کامپيوتر زندگي ميکنم

488
00:23:11,900 --> 00:23:14,130
در عوض وقت واسه کاراي ديگه داريد

489
00:23:17,870 --> 00:23:22,310
ميشه بپرسم چي تو رو مجبور کرده که
از چنين شاهکاري دل بکني؟

490
00:23:22,960 --> 00:23:26,000
کي فکرش رو ميکرد که شما
اينقدر توي کاراي هنري خبره باشيد؟

491
00:23:26,030 --> 00:23:29,950
ـ خيلي هم خبره نيستم
ـ توي خيلي چيزا که شک ندارم

492
00:23:31,380 --> 00:23:33,550
مثلاً کارايي که احتمالاً غير قابل بخشش هستن

493
00:23:35,790 --> 00:23:38,750
فکر کنم بهتر باشه تو رو تنها بزارم تا بهش فکر کني

494
00:23:48,550 --> 00:23:50,230
"شارلوت"

495
00:23:50,250 --> 00:23:51,570
خوشحالم که اينجايي

496
00:23:51,630 --> 00:23:53,546
گوش کن، بابت اتفاقي که ديروز افتاد خيلي معذرت ميخوام

497
00:23:53,570 --> 00:23:57,740
اشکالي نداره، بيا از
شام لذت ببريم، موافقي؟

498
00:24:00,040 --> 00:24:03,210
ـ انگار جلسه شما به خوبي پيش رفته
ـ آره

499
00:24:03,280 --> 00:24:05,056
من توي خونه منتظرت بودم
ولي نميخواستم دير به اينجا برسم

500
00:24:05,080 --> 00:24:06,280
ميدوني که ترافيک چطوريه

501
00:24:06,350 --> 00:24:07,550
خصوصاً تو راه هاي خروجيِ شهر

502
00:24:09,990 --> 00:24:12,250
ببينم، "مارگو" به کار علاقمند بود؟

503
00:24:12,320 --> 00:24:14,720
اون بهم پيشنهاد داد
منم بهش گفتم روش فکر ميکنم

504
00:24:14,790 --> 00:24:16,960
ميخواي با يه ماهنامه همکاري کني؟

505
00:24:17,030 --> 00:24:19,160
فکر ميکردم تو دنبالِ يه کار
بدرد بخور تر باشي

506
00:24:20,550 --> 00:24:22,530
تو فعلاً به فکر خودت باش، باشه؟

507
00:24:22,600 --> 00:24:24,730
آره، اينم بخشي از ابراز احساسات جهانيِ

508
00:24:24,800 --> 00:24:28,700
که بهم ميگن بايد همه فکر و ذکرم رو
روي "هانتينگتون" متمرکز کنم

509
00:24:28,770 --> 00:24:31,610
شايد همه سعي دارن بهت بفهمونن که

510
00:24:31,670 --> 00:24:34,010
نظرات من براشون اصلاً مهم نيست

511
00:24:34,070 --> 00:24:36,780
خب، من دوست دارم بدونم که حالت چطور پدر

512
00:24:36,840 --> 00:24:39,150
درست مثل قبل عزيزم
ممنون که پرسيدي

513
00:24:40,710 --> 00:24:42,010
کسي ميدونه که چرا مادرتون

514
00:24:42,080 --> 00:24:44,120
اين جلسه خانوادگي رو ترتيب داده؟

515
00:24:44,180 --> 00:24:46,490
ميخوام يه آدم خاص رو به شما معرفي کنم

516
00:24:46,550 --> 00:24:49,820
ـ اون کيه؟
ـ برادرمون

517
00:24:49,820 --> 00:24:59,820
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

518
00:25:30,670 --> 00:25:33,330
آدم توي اين پله ها که راه ميره
دلش واسه "فونتانا" تنگ ميشه

519
00:25:33,360 --> 00:25:35,330
گويا خيلي به کاراي مدرن آشنايي داري

520
00:25:35,400 --> 00:25:37,870
حتي خونه من رو هم خوب ميشناسي

521
00:25:37,930 --> 00:25:40,470
"شما حسابي آدم رو غافلگير ميکنيد آقاي "آزبورن

522
00:25:40,540 --> 00:25:42,870
ـ اون اينجا زندگي ميکرده
ـ اين که کاملاً پيداست

523
00:25:43,570 --> 00:25:45,500
شغلي نداريد؟

524
00:25:45,520 --> 00:25:47,240
پاتريک" يه هنرمندِ سبک آزاده"

525
00:25:47,310 --> 00:25:49,710
به اينکار که نميشه گفت شغل عزيزم

526
00:25:49,780 --> 00:25:52,380
اين يه تفريح واسه بين ساعت کاري
به عنوان متصدي بار محسوب ميشه

527
00:25:52,450 --> 00:25:53,620
در ضمن من هنوز مشروب ميخوام

528
00:25:53,680 --> 00:25:55,280
ـ به اندازه کافي خورديد
ـ من براتون ميارم

529
00:25:57,250 --> 00:26:00,850
راستش بعد از برنامه "سِيرِ شبانه"، کلي
نامه از يه مشت زالو بدست ما رسيد

530
00:26:00,920 --> 00:26:02,810
که ادعا ميکردن پسر "ويکتوريا" هستن

531
00:26:03,520 --> 00:26:05,870
از کجا بدونيم که تو يکي از اونا نيستي؟

532
00:26:05,890 --> 00:26:08,130
من يه

533
00:26:08,200 --> 00:26:09,576
قسم ميخورم همينجا بود
ميدوني چيکار کردم؟

534
00:26:09,600 --> 00:26:11,076
فکر کنم جواب آزمايش دي.ان.اي
رو توي اون يکي کُتم جا گذاشتم

535
00:26:11,100 --> 00:26:13,670
چه بامزه، خب

536
00:26:13,730 --> 00:26:15,416
ولي فکر نکن که يه
جايزه بزرگ رو برنده شدي رفيق

537
00:26:15,440 --> 00:26:17,830
چونکه ما ورشکسته شديم

538
00:26:17,850 --> 00:26:20,010
پاتريک" کاملاً در جريانِ وضعيت ما قرار داره"

539
00:26:20,070 --> 00:26:22,580
و از اونجايي که باورش براي همه شما خيلي سخته

540
00:26:22,640 --> 00:26:27,210
بايد بگم که گاهي کساني هستن که
به چيزايي غير از پول اهميت ميدن

541
00:26:27,280 --> 00:26:29,480
اگر اينطور باشه، شايد "پاتريک" بتونه به ما يه وام بده

542
00:26:29,550 --> 00:26:31,150
از باقي مونده اون 5 ميليون دلار

543
00:26:31,220 --> 00:26:33,690
آخه فکر کنم تو اينطوري گذران زندگي ميکني

544
00:26:33,750 --> 00:26:36,020
آخه اينم يه جور آزاد کار کردنه ديگه

545
00:26:36,090 --> 00:26:37,760
تو داري چي ميگي؟

546
00:26:37,820 --> 00:26:39,990
وقتي "پاتريک" بچه بود اومد اينجا

547
00:26:40,060 --> 00:26:41,460
و دنبال مادرش ميگشت

548
00:26:41,530 --> 00:26:44,460
"براي همين سرپست کارکنان ما "فرانک
يه پول حسابي بهش داد

549
00:26:44,530 --> 00:26:46,830
تا ديگه دور و بر ما نياد

550
00:26:48,730 --> 00:26:49,730
اسم اون يارو "فرانک" بود؟

551
00:26:51,100 --> 00:26:53,500
راستش، "فرانک" اومد سراغ من

552
00:26:53,570 --> 00:26:54,716
ولي فقط تهديدم کرد که بهم صدمه ميزنه

553
00:26:54,740 --> 00:26:57,410
من هرگز يک سنت از پولي که ميگي رو هم نديدم

554
00:26:57,480 --> 00:26:59,010
"در ضمن، قصد توهين ندارم آقاي "گريسون

555
00:26:59,080 --> 00:27:00,486
ولي امشب که اينجا هستم
فقط از يه چير وحشت دارم

556
00:27:00,510 --> 00:27:02,026
اونم اينه که شما بازم اونو
به جون من بندازيد

557
00:27:02,050 --> 00:27:07,220
پس در اين صورت واسه تو
دو تا خبر خيلي خوب دارم

558
00:27:07,290 --> 00:27:09,620
اولي اينکه، "فرانک" بيچاره فوت کرده

559
00:27:09,690 --> 00:27:12,260
و اينکه من اونو سراغ تو نفرستادم

560
00:27:12,320 --> 00:27:13,990
مادرِ پير و دوست داشتنيت اون کارو کرد

561
00:27:17,590 --> 00:27:18,790
شما اينکارو کرديد؟

562
00:27:20,660 --> 00:27:22,170
داره راست ميگه

563
00:27:24,870 --> 00:27:26,840
ـ معذرت ميخوام
ـ نه، صبر کن

564
00:27:26,900 --> 00:27:28,740
وقتي تو اومدي و دنبال من ميگشتي

565
00:27:28,810 --> 00:27:31,570
من دوباره به اون دخترِ نوجوون
و وحشتزده تبديل شدم

566
00:27:32,970 --> 00:27:35,080
و اشتباهم رو دوباره تکرار کردم

567
00:27:35,780 --> 00:27:37,280
ولي بعد از يه مدت قصد کردم

568
00:27:37,350 --> 00:27:40,030
تا تو رو پيدا کنم و کارم رو جبران کنم

569
00:27:40,060 --> 00:27:43,690
به جون تو قسم ميخورم که حتي
حاضرم توي قبر برم تا بتونم

570
00:27:43,750 --> 00:27:46,210
کفاره گناهان و اشتباهاتم رو بدم

571
00:27:49,360 --> 00:27:50,790
حالا

572
00:27:51,620 --> 00:27:53,530
پاتريک" هيچ کار اشتباهي نکرده"

573
00:27:53,550 --> 00:27:55,106
و بايد بگم شما که اونو اينطور سرزنش ميکنيد

574
00:27:55,130 --> 00:27:57,660
نه تنها کارتون غير موجه هستش
بلکه خيلي هم غير قابل قبوله

575
00:27:58,670 --> 00:28:02,240
اون آدم خوب و با اصالتيه

576
00:28:02,650 --> 00:28:05,270
و خدا منو لعنت کنه اگر اينجا بشينم و

577
00:28:05,340 --> 00:28:07,910
اجازه بدم که شما اون رو مثل خودتون
به يه آدم پست تبديل کنيد

578
00:28:08,790 --> 00:28:11,480
اون پسرِ منه و همين
باعث ميشه اونم عضو خانواده ما باشه

579
00:28:12,970 --> 00:28:14,280
پس بنابراين

580
00:28:14,350 --> 00:28:17,420
کنراد" تو حالت خوبه؟"

581
00:28:17,480 --> 00:28:19,590
!لــعــنــتــي

582
00:28:20,990 --> 00:28:22,450
!ببين چيکار کردي مامان

583
00:28:22,520 --> 00:28:24,660
خدا، تو چطور ميتوني اينقدر خودخواه باشي؟

584
00:28:24,720 --> 00:28:26,960
پاتريک" رو به ما تحميل ميکني"
و باعث ميشي حال بابا بد بشه

585
00:28:27,030 --> 00:28:29,330
ـ اون بيمارِ و تو بايد يکم بهش اهميت بدي
"ـ "شارلوت

586
00:28:29,400 --> 00:28:31,920
پاتريک" اگر من جاي تو بودم"
قبل از اينکه دير بشه از اينجا ميرفتم

587
00:28:52,870 --> 00:28:54,110
سلام

588
00:28:56,330 --> 00:28:58,910
هنوز باورم نميشه مادرم ديروز انتخاب کرد

589
00:28:58,980 --> 00:29:01,750
که ما رو ول کنه و با "پاتريک" بره

590
00:29:01,810 --> 00:29:05,020
گوش کن، مطمئنم اون واسه اين کار دليل داره

591
00:29:05,080 --> 00:29:06,980
اصلاً چرا بايد واسم مهم باشه؟

592
00:29:07,050 --> 00:29:09,090
پدر و مادر من آدم هاي فاسدي هستن

593
00:29:09,150 --> 00:29:10,620
که مدام منو نااميد ميکنن

594
00:29:10,690 --> 00:29:13,690
و من هنوزم يه جورايي حس ميکنم
بايد از اونا محافظت کنم

595
00:29:13,760 --> 00:29:16,730
چونکه با وجود کلي اشکالات
اونا هنوزم خانواده تو هستن

596
00:29:16,790 --> 00:29:19,730
و هر زماني که يه نفر بياد و
سعي کنه به اونا صدمه وارد کنه

597
00:29:19,800 --> 00:29:21,920
تو هرکاري از دستت بر بياد
واسه دفاع از اونا انجام ميدي

598
00:29:24,970 --> 00:29:27,600
واسه همينه که تو به شغلت اشاره نکردي

599
00:29:27,670 --> 00:29:31,710
ـ  چونکه کارت توي شهره؟
ـ کدوم شغل؟

600
00:29:31,780 --> 00:29:34,540
"تو بايد کارو قبول کني "دنيل

601
00:29:34,610 --> 00:29:36,056
"من اينجا ميمونم تا مطمئن بشم "پاتريک

602
00:29:36,080 --> 00:29:37,780
پاشو از گليمش درازتر نميکنه
و بعلاوه

603
00:29:37,850 --> 00:29:39,580
مطمئنم که "مارگو" رو تو حساب ميکنه

604
00:29:39,650 --> 00:29:41,880
اون ميتونه از پس کاراش بر بياد، اينو مطمئنم

605
00:29:41,950 --> 00:29:46,090
آخه من چندان مطمئن نيستم
اينکار بدردم بخوره

606
00:29:46,160 --> 00:29:47,860
خب، اين ديگه به خودت بستگي داره

607
00:29:47,920 --> 00:29:51,130
ـ  ولي همه چيز رو مَدِ نظر داشته باش، باشه؟
ـ باشه

608
00:29:53,760 --> 00:29:55,760
بعداً ميبينمت

609
00:30:13,620 --> 00:30:14,980
"صبح بخير "پاتريک

610
00:30:15,050 --> 00:30:16,820
اميلي" تو اينجا چيکار ميکني؟"

611
00:30:16,880 --> 00:30:18,980
خب، من با برنامه ريز مراسم ازدواجم قرار داشتم

612
00:30:19,050 --> 00:30:20,396
و اون در آخرين لحظه قرار رو کنسل کرد

613
00:30:20,420 --> 00:30:21,890
بعدش يه مرتبه يادم اومد تو اينجايي

614
00:30:21,960 --> 00:30:23,360
ميدونم که اگر من بجاي تو بودم

615
00:30:23,420 --> 00:30:25,260
دوست داشتم بعد از اتفاقات ديشب با يکي صحبت کنم

616
00:30:25,290 --> 00:30:27,560
گريسون"ها ميتونن حسابي رو اعصاب آدم باشن"

617
00:30:29,430 --> 00:30:30,806
من کاملاً در جريان رابطه تو با مادرم هستم

618
00:30:30,830 --> 00:30:32,930
و همچنين با خانواده اش، واسه همين

619
00:30:33,000 --> 00:30:34,500
من ميتوم از پس خودم بر بيام

620
00:30:39,570 --> 00:30:43,410
"خواهش ميکنم آروم باش "کارل

621
00:30:43,480 --> 00:30:45,280
کارل" تور و خدا"

622
00:30:45,350 --> 00:30:46,950
انگار يه نفر اصلاً اخلاقش سرجا نيست

623
00:30:47,010 --> 00:30:48,980
کل بعد از ظهر رو داشت سر و صدا ميکرد

624
00:30:49,050 --> 00:30:50,626
سعي کردم بهش غذا بدم، اسباب بازي دستش دادم

625
00:30:50,650 --> 00:30:52,326
ـ حتي با فيلم عروسي هم آروم نشد
ـ بيا ببينم، بيا پيش من

626
00:30:52,350 --> 00:30:55,990
ـ هرکاري کردم آروم نشد
ـ رفيق

627
00:30:56,050 --> 00:30:59,290
چيزي نيست، فقط خيلي خسته شده

628
00:30:59,360 --> 00:31:00,760
آره، از خاله اش خسته شده

629
00:31:02,860 --> 00:31:04,740
کاملاً واضحه که من اصلاً بدرد مادر بودن نميخورم

630
00:31:05,170 --> 00:31:06,830
چـــي؟

631
00:31:06,900 --> 00:31:09,230
تو داري زيادي به خودت سخت ميگيري

632
00:31:09,300 --> 00:31:10,830
نه، به هيچ وجه

633
00:31:10,900 --> 00:31:13,246
تو نميدوني من چه کارايي کردم
و نميتونم بهت چيزي هم بگو، ولي ميدونم که

634
00:31:13,270 --> 00:31:17,370
دنيا ميخواد از اين طريق کاراي منو تلافي کنه

635
00:31:17,440 --> 00:31:18,840
داري در مورد چي صحبت ميکني؟

636
00:31:23,480 --> 00:31:26,920
اگر بجاي دروغ گفتن به "دکلان" در مورد
اينکه کجا هستم، راستش رو ميگفتم

637
00:31:26,980 --> 00:31:29,090
نميرفت که توي شرکت دنبال من بگرده

638
00:31:29,150 --> 00:31:32,020
توي کشته شدن اون من کاملاً مقصرم

639
00:31:32,090 --> 00:31:34,320
"شارلوت"

640
00:31:34,390 --> 00:31:36,160
تو تمام مدت داشتي خودت رو سرزنش ميکردي؟

641
00:31:36,230 --> 00:31:37,760
ـ نميشد کاريش کرد
ـ "جک" اين حرفو نزن

642
00:31:39,130 --> 00:31:42,400
من لايقِ همدردي تو نيستم

643
00:31:42,460 --> 00:31:44,000
برادر تو بخاطر من کشته شد

644
00:31:48,700 --> 00:31:50,060
شارلوت" وايسا"

645
00:31:51,640 --> 00:31:54,110
يه چيزي هست که تو بايد بدوني

646
00:31:54,180 --> 00:31:57,180
پس غريزه تو در مورد اينکه "پاتريک" بياد طرف ما

647
00:31:57,250 --> 00:31:58,780
يه مقدار اشتباه بوده

648
00:31:58,850 --> 00:32:00,610
فکر کنم يه جورايي قصد تجديد نظر داشته باشي

649
00:32:00,680 --> 00:32:02,356
و ديگه نخواي پدر "پائول" رو نابود کني، درسته؟

650
00:32:02,380 --> 00:32:03,620
بگو که منو نکشوندي اينجا

651
00:32:03,680 --> 00:32:05,490
تا منو از اونکار منصرف کني

652
00:32:05,550 --> 00:32:09,790
تازه کاراي مرتب کرده چند بخش از خونه رو تموم کردم

653
00:32:11,730 --> 00:32:12,890
"خيلي خوبه، "نولان

654
00:32:12,960 --> 00:32:17,100
همش اين نيست

655
00:32:17,160 --> 00:32:19,970
داري چيکار ميکني؟

656
00:32:25,110 --> 00:32:28,110
تنها خواسته من اينه که بهم قول بدي

657
00:32:28,170 --> 00:32:30,280
واسم کاري بکني که من هرگز قادر به انجامش نبودم

658
00:32:30,340 --> 00:32:31,940
"ـ "نولان
ـ  بخشش

659
00:32:32,010 --> 00:32:34,180
متنفر بودن از کساني که به من خيانت کردن

660
00:32:34,250 --> 00:32:36,096
هيچ چيز به غير از عذاب و ناراحتي
براي تو به ارمغان نمياره

661
00:32:36,120 --> 00:32:38,580
"تو استحقاق چيزاي بهتري رو داري "آماندا
تو سزاوارِ عشق هستي

662
00:32:38,650 --> 00:32:39,926
ديگه هرگز حق نداري بري سر وسايل من

663
00:32:39,950 --> 00:32:41,150
فهميدي چي گفتم؟

664
00:32:41,220 --> 00:32:42,590
من تو رو وارد اينکار کردم

665
00:32:42,650 --> 00:32:44,690
چونکه فکر ميکردم تو پدرم رو دوست داري

666
00:32:44,760 --> 00:32:47,460
معلومه که اونو دوست داشتم
من دخترش رو هم دوست دارم

667
00:32:47,530 --> 00:32:50,490
ـ واسه همين ميخوام ازش مراقبت کنم
"ـ من به مراقبت تو نياز ندارم "نولان

668
00:32:50,560 --> 00:32:55,430
"شرايط تغيير ميکنه "اميلي
تو احتمالاً حتي فکرش رو هم نميکردي که

669
00:32:55,500 --> 00:32:57,000
قرار باشه به "جک" حقيقت رو بگي

670
00:32:57,070 --> 00:32:58,970
تا وقتي که همه چيز تموم بشه
!!!ولي ببين چي شد

671
00:32:59,040 --> 00:33:01,840
پس با اين حساب شايد
بهترين کار اين باشه که

672
00:33:01,910 --> 00:33:03,770
گاهي وقتا بيخيالِ نقشه هامون بشيم

673
00:33:03,840 --> 00:33:05,320
شايدم گاهي بايد تنها بهشون رسيدگي بشه

674
00:33:17,620 --> 00:33:19,320
اينم از دختر خودم

675
00:33:19,390 --> 00:33:21,820
من دختر تو نيستم

676
00:33:21,890 --> 00:33:23,490
ميدوني، تو کاراي وحشتناک زيادي کردي

677
00:33:23,560 --> 00:33:25,590
من در مورد پرواز 197 ميدونم

678
00:33:25,660 --> 00:33:28,160
و اينکه چه بلايي به سرِ پدر واقعي من آوردي

679
00:33:28,230 --> 00:33:31,570
من هميشه اميدوار بودم که اونقدري که
تصور ميکردم شيطان صفت نباشي

680
00:33:31,630 --> 00:33:34,570
تو داري چي ميگي؟

681
00:33:34,640 --> 00:33:38,100
تو در مورد بمبي که باعث مرگ "دکلان" شد خبر داشتي

682
00:33:39,770 --> 00:33:41,210
کي اينو بهت گفته؟

683
00:33:41,280 --> 00:33:45,010
ميدوني من چقدر بخاطر مرگ اون
احساسِ گناه ميکردم؟

684
00:33:45,080 --> 00:33:48,580
از لحظه اي که اون مُرد من خودم رو سرزنش ميکردم

685
00:33:48,650 --> 00:33:52,420
اون حادثه منو بيمار کرد و باعث شد
که من بچه ام رو سقط کنم

686
00:33:52,490 --> 00:33:55,360
ـ "شارلوت" عزيزم، اون
ـ تو زجر کشيدن منو تماشا کردي

687
00:33:55,420 --> 00:33:57,760
اونم تمام مدتي که روي صندليِ
فرمانداري توي اون عمارت بودي

688
00:33:57,830 --> 00:34:01,060
من ديگه به تو کمک نميکنم

689
00:34:01,130 --> 00:34:03,300
خواهش ميکنم اينکارو نکن

690
00:34:03,360 --> 00:34:08,630
تو لياقتت اينه که در تنهايي و بيچارگي بميري

691
00:34:19,810 --> 00:34:21,810
اي پدرِ ما که در بهشت سُکني داري

692
00:34:21,880 --> 00:34:24,680
نام تو مقدس و بزرگ است

693
00:34:24,750 --> 00:34:26,696
حکومت تو برجهان بر حق است
بر ماست که به خواسته هاي تو

694
00:34:26,720 --> 00:34:29,420
در زمين عمل کنيم، چنانکه حس کنيم در بهشتيم

695
00:34:29,490 --> 00:34:32,120
روزي را بر ما ارزاني بدار

696
00:34:32,190 --> 00:34:34,620
و ما را بخاطر گناهانمان ببخشاي

697
00:34:34,690 --> 00:34:38,100
ما نيز ظلم کنندگان بر خود را چون تو ميبخشيم

698
00:34:38,160 --> 00:34:41,000
ما را ياري کن تا وسوسه نشويم

699
00:34:41,070 --> 00:34:43,630
و ما را از شَرِ شيطان محفوط بدار

700
00:34:43,700 --> 00:34:45,840
پادشاهي بر بهشت و قدرت و جلال از آنِ توست

701
00:34:45,900 --> 00:34:48,610
و هميشه خواهد ماند
آمين

702
00:34:48,670 --> 00:34:51,870
آمين

703
00:34:56,440 --> 00:34:57,726
چيزي که بعد از اون يادم مياد اينه که

704
00:34:57,750 --> 00:35:00,530
يه نفر از پشت کوبيد تو سرم

705
00:35:00,600 --> 00:35:02,506
يک ساعت بعد در حالي بهوش اومدم که
کيف پولم رو خالي کرده بودن

706
00:35:02,530 --> 00:35:03,930
و يه سردرد کشنده هم داشتم

707
00:35:04,000 --> 00:35:06,000
چه وحشتناک، نظر پليس چي بود؟

708
00:35:06,070 --> 00:35:07,370
من باهاشون تماس نگرفتم

709
00:35:07,430 --> 00:35:09,870
هرکي اينکارو کرده به اون چيزا بيشتر از من نياز داشته

710
00:35:09,940 --> 00:35:12,020
بيا در مورد ازدواج شما صحبت کنيم

711
00:35:12,040 --> 00:35:13,540
راستش من

712
00:35:13,610 --> 00:35:15,216
شنيدم که شما به ديدن پدر و مادر
شوهرِ آينده من رفته بوديد

713
00:35:15,240 --> 00:35:18,810
رفته بودم، ولي "کنراد" رسماً منو پرت کرد بيرون

714
00:35:18,880 --> 00:35:21,650
اميدوارم که دست کم يه مقدار
از حرفهاي من رو گوش داده باشه

715
00:35:21,710 --> 00:35:23,750
متوجه نميشم، چرا اون بايد همچين کاري بکنه؟

716
00:35:24,830 --> 00:35:26,280
حقيقتش اينه که

717
00:35:26,350 --> 00:35:30,360
اون اشتباهي که ما مرتکب شديم
عامل اصلي اين بود که

718
00:35:30,420 --> 00:35:33,160
من رَوَندِ زندگيم رو تغيير بدم

719
00:35:33,230 --> 00:35:35,060
و البته زندگي خيلي ها رو هم تغيير داد

720
00:35:35,130 --> 00:35:38,830
اميدوارم که بتونم تاثير خوبي

721
00:35:38,900 --> 00:35:40,400
"روي والدينت بزارم "اميلي

722
00:35:43,600 --> 00:35:45,276
من وقتي که خيلي جوون بودم
والدينم رو از دست دادم

723
00:35:45,300 --> 00:35:49,140
خيلي متاسفم، بايد  سخت باشه
که واسه ازدواج برنامه ريزي کني

724
00:35:49,210 --> 00:35:50,486
در حالي که ميدوني پدرت در کنارت نيست

725
00:35:50,510 --> 00:35:52,380
تا توي راهروي کليسا تو رو همراهي کنه

726
00:35:54,410 --> 00:35:56,980
ـ آره
ـ اگر اون الان اينجا بود

727
00:35:57,050 --> 00:36:01,650
حتماً بهت افتخار ميکرد که
همچين خانمي شدي

728
00:36:01,720 --> 00:36:03,050
و ميخواست کاري کنه که تمامِ

729
00:36:03,120 --> 00:36:05,520
شادي هاي دنيا مال تو باشه

730
00:36:05,590 --> 00:36:07,720
معذرت ميخوام پدر

731
00:36:07,790 --> 00:36:09,290
اشکالي نداره

732
00:36:09,360 --> 00:36:11,760
وقتي کسي والدينش رو در جواني از دست ميده

733
00:36:11,830 --> 00:36:14,860
تمام عمرش رو صرف ميکنه تا يک
عشق بدون قيد و شرط رو بدست بياره

734
00:36:14,930 --> 00:36:17,200
تو خيلي خوش شانسي

735
00:36:17,270 --> 00:36:20,800
من ميدونم کجا ميتوني
يه مقدار عشق و محبت بدست بياري

736
00:36:27,480 --> 00:36:29,040
ـ سلام
"ـ "دنيل

737
00:36:29,110 --> 00:36:33,480
ـ ببين در مورد ديروز
ـ من معذرت ميخوام

738
00:36:33,550 --> 00:36:36,650
ميدونم که من اشتباه کردم

739
00:36:36,720 --> 00:36:38,920
اون "دنيل"ـه قديمي توي اين شرايط
ترديد نميکرد

740
00:36:38,990 --> 00:36:40,220
ولي "دنيل"ـه جديد

741
00:36:40,290 --> 00:36:42,590
لباس هاي منو از زمين برميداره و ميده دستم

742
00:36:42,660 --> 00:36:45,290
اولين بار بود

743
00:36:45,360 --> 00:36:47,060
فکر کنم واسه همين ميخواي که يه جورايي

744
00:36:47,130 --> 00:36:49,000
درخواست کار منو شخصاً رد کني، درسته؟

745
00:36:51,970 --> 00:36:54,070
اگر اجازه بدي من محل دفتر رو انتخاب کنم

746
00:36:54,130 --> 00:36:55,370
درخواست کارت رو قبول ميکنم

747
00:36:55,440 --> 00:36:57,300
ـ همين؟
ـ همين

748
00:36:57,370 --> 00:36:59,640
با اينکار در حقم لطف ميکني

749
00:36:59,710 --> 00:37:01,740
حالا کجا رو مد نظر داري؟

750
00:37:01,770 --> 00:37:03,510
مونتاک

751
00:37:03,580 --> 00:37:05,710
تو ميخواي حسابي توي چشم بياي
پس بايد حسابي نوآوري کني

752
00:37:05,780 --> 00:37:07,550
بعلاوه من يه سري املاک اونجا دارم

753
00:37:07,610 --> 00:37:09,520
بدون نياز به پرداخت اجاره
و آماده براي استفاده

754
00:37:09,580 --> 00:37:12,020
و به تو هم اجازه ميده که
نزديکِ نامزدت باشي

755
00:37:12,090 --> 00:37:14,690
کمک ميکنه که به خانواده ام نزديک تر باشم

756
00:37:14,750 --> 00:37:17,490
و تمام آدم هاي قدرتمندي که ما
ميخوايم باهاشون در ارتباط باشيم

757
00:37:17,560 --> 00:37:18,760
تابستونشون رو اونجا سپري ميکنن

758
00:37:20,490 --> 00:37:24,300
انگار نميشه با اين "دنيل گريسون"ـه جديد
زياد کَل کَل کرد

759
00:37:25,830 --> 00:37:28,170
اين دقيقاً همون چيزيه که
من از يه ناشر خوب انتظار دارم

760
00:37:32,170 --> 00:37:34,816
اوايل که به اين محله اومده بودم شروع کردم به
جمع آوري غذا توي روزاي تعطيل واسه

761
00:37:34,840 --> 00:37:37,980
بيخانمان هاي اين منطقه

762
00:37:38,040 --> 00:37:39,940
"ـ سلام پدر "پائول
!!!!ـ سلام

763
00:37:40,010 --> 00:37:43,680
در حال حاضر هم تبديل شده به اين که ميبيني

764
00:37:43,750 --> 00:37:45,720
اميدوارم وقتي کشيش شدم

765
00:37:45,780 --> 00:37:48,140
بتونم جاي بزرگتري رو پيدا کنم
و به آدم هاي بيشتري غذا برسونم

766
00:37:48,750 --> 00:37:50,420
"سلام "کريستينا

767
00:37:50,490 --> 00:37:52,020
خداي من

768
00:37:54,960 --> 00:37:57,960
ـ بگيرش
ـ چه باحال

769
00:38:01,620 --> 00:38:03,970
خيلي بهشون سخت ميگذره درست ميگم؟

770
00:38:04,030 --> 00:38:05,730
آره، حق با شماست

771
00:38:06,290 --> 00:38:07,880
ممنونم پدر

772
00:38:08,540 --> 00:38:12,040
معذرت ميخوام ولي يه کاري هست که
بايد برم و بهش رسيدگي کنم

773
00:38:22,550 --> 00:38:24,020
پدر روحاني حالتون چطوره؟

774
00:38:24,090 --> 00:38:26,220
"زياد خوب نيستم "پائول
بايد با هم صحبت کنيم

775
00:38:36,100 --> 00:38:40,270
ـ متوجه نميشم
ـ اصلاً با عقل جور در نمياد

776
00:38:42,000 --> 00:38:43,440
اِيدن"؟"

777
00:38:50,170 --> 00:38:53,080
داستاني که در مورد "نولان راس" برات گفتم
رو چک کردي، درسته؟

778
00:38:54,010 --> 00:38:55,650
دنبال من راه نيافت

779
00:38:55,720 --> 00:38:57,880
اجازه نميدوم که برنامه هاي منو خراب کني

780
00:38:57,950 --> 00:39:01,090
تا زماني که بتوني اعتماد منو جلب کني
"جناب آقاي "مَتيس

781
00:39:01,150 --> 00:39:03,750
کنترل همه چيز رو خودم در دست ميگيرم

782
00:39:04,220 --> 00:39:06,020
در حال حاضر هنوز يه مقدار مشکوکم

783
00:39:06,090 --> 00:39:07,990
ولي واضحه که "نولان" داري يه چيزي رو مخفي ميکنه

784
00:39:09,200 --> 00:39:11,600
اونم فقط يه مهره توي دست "اميلي"ـه

785
00:39:11,660 --> 00:39:12,760
درست مثل من

786
00:39:14,490 --> 00:39:17,200
اين سندِ خونه "نولان"ـه

787
00:39:18,140 --> 00:39:19,900
که به اسم "اميلي" ثبت شده

788
00:39:19,970 --> 00:39:21,640
سرمايه شما دست اونه

789
00:39:23,650 --> 00:39:25,840
حالا تکليف چيه؟

790
00:39:26,090 --> 00:39:28,250
حالا تو يه کاري واسه من ميکني

791
00:39:35,950 --> 00:39:37,560
متاسفم، بابا

792
00:39:46,860 --> 00:39:48,630
کنراد"؟"

793
00:39:48,660 --> 00:39:51,370
"اميلي"

794
00:39:51,440 --> 00:39:53,940
خب، فکر کنم راسته که ميگن

795
00:39:54,000 --> 00:39:56,160
کاراي عروس و عروسي تمومي نداره

796
00:39:58,370 --> 00:40:00,080
آخرين باري که توي همچين کليسايي حضور داشتم

797
00:40:00,140 --> 00:40:03,250
يکي از پسر بچه هاي خدمتگذار به کليسا بودم

798
00:40:03,310 --> 00:40:05,220
اومدي اينجا تا پدر "پائول" رو ببيني؟

799
00:40:05,600 --> 00:40:06,650
نه، نه

800
00:40:06,720 --> 00:40:07,820
چرا ميپرسي؟

801
00:40:10,650 --> 00:40:12,620
من و اون ديروز يه مقدار با همديگه بد برخورد کرديم

802
00:40:12,690 --> 00:40:14,990
راستش من با اون بد برخورد کردم

803
00:40:15,060 --> 00:40:18,230
"هم با اون، هم با "پاتريک

804
00:40:18,810 --> 00:40:21,100
و همه اونايي که برام مهم هستن

805
00:40:21,160 --> 00:40:22,890
اگر اطلاع داشته باشي اون الان تو دفترشه؟

806
00:40:24,070 --> 00:40:26,090
متاسفانه اون رفته

807
00:40:26,110 --> 00:40:27,680
گويا مشکلي براش پيش اومده

808
00:40:27,710 --> 00:40:32,110
اون از کليساي "فرانسيسِ مقدس" رفته

809
00:40:37,010 --> 00:40:39,980
من هميشه منکرِ بازگشت رفتار بودم

810
00:40:40,050 --> 00:40:43,220
و هرگز به بازگشت نتيجه کارامون
به روح و روان اعتقاد نداشتم

811
00:40:43,280 --> 00:40:45,950
ولي حوادث اخير منو به تفکر واداشت

812
00:40:49,160 --> 00:40:53,490
من هميشه معتقد بودم که همه چيز
خود به خود دچار تعادل ميشه

813
00:40:54,280 --> 00:40:55,960
هر بلايي که سرمون بياد نتيجه کاراي خودمونه

814
00:40:56,030 --> 00:40:58,860
پس فکر کنم نتيجه کارام
"داره سراغ من هم مياد خانم "تورن

815
00:40:58,930 --> 00:41:01,170
الان وقتشه که من بخاطر گناهانم مجازات بشم

816
00:41:05,370 --> 00:41:08,470
معذرت ميخوام، منو بخاطر حرفهاي
بي معني و مفهومي که زدم ببخش

817
00:41:08,540 --> 00:41:12,610
من بايد به حرف هاي "پائول" گوش ميکردم

818
00:41:12,680 --> 00:41:14,410
اونم وقتي که فرصتش رو داشتم

819
00:41:14,480 --> 00:41:16,810
کس ديگه اي نيست که بخواي باهاش صحبت کني؟

820
00:41:19,020 --> 00:41:22,020
ميترسم کسي نمونده باشه که
بخواد به حرفاي من گوش بده

821
00:41:25,050 --> 00:41:28,380
فکر کنم بايد اين رو به عنوان يه نشونه مد نظر بگيرم

822
00:41:30,160 --> 00:41:32,600
"شب بخير "اميلي

823
00:41:50,010 --> 00:41:51,710
اومدي دنبال اين؟

824
00:41:52,340 --> 00:41:54,320
نه

825
00:41:54,380 --> 00:41:55,950
حق با تو بود

826
00:42:01,790 --> 00:42:04,860
من ميدونستم که تو توي تاريکي فرو نميري

827
00:42:04,930 --> 00:42:06,160
ديگه نميخواي اونو زمين بزني؟

828
00:42:06,230 --> 00:42:08,600
سعي کردم جلوي نابوديش رو بگيرم
ولي دير شده بود

829
00:42:11,700 --> 00:42:13,440
خب، حالا ميخواي چيکار کني؟

830
00:42:13,460 --> 00:42:14,860
ميخوام جبران کنم

831
00:42:14,880 --> 00:42:16,486
چونکه معتقدم پدر "پائول" ميتونه کاري رو بکنه

832
00:42:16,510 --> 00:42:18,210
که من هرگز قادر به انجامش نبودم

833
00:42:19,910 --> 00:42:22,910
اون ميتونه "کنراد" رو متقاعد کنه که اعتراف کنه

834
00:42:23,370 --> 00:42:25,030
اونم به همه کاراش

835
00:42:30,200 --> 00:42:45,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

