﻿1
00:00:01,396 --> 00:00:02,761
...آنچه گذشت

2
00:00:03,874 --> 00:00:07,109
اگه وقتي که طوفان شهاب سنگ شروع مي شه، من برم توي اون انبار

3
00:00:07,161 --> 00:00:09,779
دردسرها ناپديد مي شن، براي 27 سال اونا مي رن

4
00:00:09,830 --> 00:00:11,714
نگهبانا مي خوان که آدري فردا تو انبار باشه

5
00:00:11,782 --> 00:00:13,416
من اجازه نمي دم آدري جايي بره

6
00:00:13,467 --> 00:00:15,145
مي دوني، هميشه با يه نام متفاوت بازمي گردي

7
00:00:15,169 --> 00:00:17,387
اما در باطن يه جورايي يکي هستي

8
00:00:17,454 --> 00:00:19,288
نه، اين خداحافظي نيست

9
00:00:19,340 --> 00:00:20,860
اون داره سعي مي کنه به اين شهر کمک کنه

10
00:00:22,259 --> 00:00:24,010
!آدري، وايسا

11
00:00:24,094 --> 00:00:25,595
اون تو انبار کار نمي کنه

12
00:00:25,646 --> 00:00:27,397
در مورد صدمه زدن به تو چي؟

13
00:00:27,464 --> 00:00:29,465
!نيتن

14
00:00:29,517 --> 00:00:31,184
شهاب سنگها متوقف نشدن

15
00:00:31,268 --> 00:00:32,569
قرار بود که متوقف شن

16
00:00:32,636 --> 00:00:34,938
برو، نجاتش بده

17
00:00:34,989 --> 00:00:37,106
!آدري

18
00:00:37,158 --> 00:00:38,107
دوک، همه ما فکر مي کرديم که تو مردي

19
00:00:38,159 --> 00:00:39,976
من سعي مي کردم که آدري رو نجات بدم

20
00:00:40,027 --> 00:00:42,055
در عوض من فکر مي کردم که اونو کشتم. فکر مي کردم که تو رو کشتم

21
00:00:42,079 --> 00:00:44,364
هر چيزي که در اين شهر اتفاق مي افته تقصير منه

22
00:00:44,448 --> 00:00:46,866
اين جنيفره، اون دردسر زده است

23
00:00:46,951 --> 00:00:49,095
يه جورايي با انبار در ارتباطه، اون شنيد که آدري صحبت مي کرد

24
00:00:49,119 --> 00:00:51,004
با کشتن فردي که اون بيش از همه عاشقشه

25
00:00:51,088 --> 00:00:52,816
اون مي تونست به دردسرها براي هميشه پايان بده

26
00:00:52,840 --> 00:00:53,790
اسم من ويليامه

27
00:00:53,841 --> 00:00:54,874
لکسي

28
00:00:54,959 --> 00:00:56,926
بشين

29
00:00:58,729 --> 00:01:00,429
اون يارو بخاطر من اينجا بود

30
00:01:00,481 --> 00:01:01,948
مي ترسيد که من چيزي رو به تو بگم

31
00:01:02,032 --> 00:01:04,784
مثل چي؟
تو کاملا فرد ديگري هستي

32
00:01:04,868 --> 00:01:07,036
مگر اينکه به من اجازه بدي کمکت کنم بفهمي کي هستي

33
00:01:07,104 --> 00:01:09,973
مردم زيادي خواهند مرد

34
00:01:16,230 --> 00:01:18,064
باشه، نوبت منه

35
00:01:18,115 --> 00:01:20,399
برو دور

36
00:01:28,242 --> 00:01:31,944
تو شکستيش
استيوي، خفه شو

37
00:01:31,995 --> 00:01:36,249
بهش دست نزن

38
00:01:37,951 --> 00:01:39,285
اون يه مجسمه نيست

39
00:01:39,336 --> 00:01:41,787
اون چيه؟

40
00:01:41,839 --> 00:01:45,424
نه، استيوي، نه

41
00:01:49,513 --> 00:01:52,231
نيتن وارنوس از پليس هيون

42
00:01:52,299 --> 00:01:54,934
من فقط دنبال اون فرد گمشده مي گردم

43
00:01:54,985 --> 00:01:57,186
آدري پارکر

44
00:01:57,271 --> 00:02:01,073
من 45 دقيقه پيش بهت زنگ زدم
خب، منو بيخبر نزار

45
00:02:01,141 --> 00:02:04,026
فکر مي کردم شايد اف بي اي خبري از آدري داشته باشه

46
00:02:04,111 --> 00:02:07,280
گوش کن، منم مي خوام که پيداش کنم، اما ما مشکلات بزرگتري داريم

47
00:02:07,331 --> 00:02:10,700
خيلي سعي کردم اونو سالم نگه دارم

48
00:02:10,784 --> 00:02:13,369
مثل زغاله

49
00:02:13,627 --> 00:02:17,047
بطور کامل جزغاله شده

50
00:02:17,131 --> 00:02:20,383
مواد غير قابل اشتعال رو نگه داشتم مثل دندونا، آهن

51
00:02:20,468 --> 00:02:21,667
من بودم از يه مايع اشتعال زا

52
00:02:21,719 --> 00:02:23,246
براي سوزاندن يکي مثل اون استفاده مي کردم

53
00:02:23,270 --> 00:02:25,338
اما اون مي تونست آتش رو بيشتر کنه

54
00:02:25,389 --> 00:02:27,223
بنظر مي رسه قرباني منبع آتش بوده

55
00:02:27,308 --> 00:02:30,310
مثل نوعي احتراق خود بخودي است

56
00:02:31,468 --> 00:02:33,012
هنوز هويتش مشخص نشده؟

57
00:02:33,064 --> 00:02:34,564
بله، خيلي از دوندونا سالم موندن

58
00:02:34,648 --> 00:02:35,825
من يه بررسي دادنپزشکي انجام مي دم

59
00:02:35,849 --> 00:02:37,400
دکتر پارسونز اونو براي من مي کنه

60
00:02:37,485 --> 00:02:40,487
براي چنين مناسبتهايي

61
00:02:42,856 --> 00:02:45,959
جسد در روز موسسين در يه محل عمومي پيدا شده

62
00:02:46,026 --> 00:02:47,860
اميدوار بودم که مردم بتونند جشن بگيرند

63
00:02:47,912 --> 00:02:49,829
تا هيون بتونه به وضعيت عاديش برگرده

64
00:02:49,880 --> 00:02:51,164
اين طبيعي نيست؟

65
00:02:56,870 --> 00:02:59,172
اون يه بيمارستان ديگه است

66
00:02:59,223 --> 00:03:01,341
هنوز خبري از آدري نيست

67
00:03:01,392 --> 00:03:04,377
نيتن، ببين، بخشي از توافق تو با نگهبانا

68
00:03:04,428 --> 00:03:07,430
اينه که به من در مورد دردسرها کمک کني

69
00:03:07,515 --> 00:03:09,215
من هواتو دارم
مي دونم

70
00:03:09,266 --> 00:03:12,885
...اما اين اتفاقها همچنان ادامه دارند تا

71
00:03:13,767 --> 00:03:15,321
تا وقتي که من اونو پيدا کنم

72
00:03:20,284 --> 00:03:21,534
دوباره تو

73
00:03:21,619 --> 00:03:22,836
دلتنگم شدي؟

74
00:03:22,920 --> 00:03:26,339
اومم، بزار اينو مستقيم بگيرم.

75
00:03:26,423 --> 00:03:28,341
مگر اينکه کاري رو بکنم که تو مي گي

76
00:03:28,425 --> 00:03:30,493
مردم زيادي خواهند مرد

77
00:03:30,544 --> 00:03:32,328
اونگونه حرفا مثل يه تهديدن

78
00:03:32,379 --> 00:03:34,547
نه، من سعي نمي کنم که تهديدت کنم

79
00:03:34,632 --> 00:03:37,217
سعي مي کنم کمکت کنم تا يادت بياد کي هستي

80
00:03:37,301 --> 00:03:39,168
من لکسي دويت هستم

81
00:03:39,220 --> 00:03:40,670
اين کسيه که واقعا هستم

82
00:03:40,721 --> 00:03:43,389
نه، نيست

83
00:03:43,474 --> 00:03:45,942
اما آمدن شرايط با اون؟

84
00:03:46,009 --> 00:03:47,510
اين يه پروسه خواهد بود

85
00:03:47,561 --> 00:03:49,646
اوه، خداي من

86
00:03:53,534 --> 00:03:55,351
پس، البته، برادر کوچکم مي ميره

87
00:03:55,402 --> 00:03:59,122
بدون يه وصيت نامه يا جسد

88
00:03:59,189 --> 00:04:00,990
اون پيچيده مي کنه اگه تو خيشاوند بعدي باشه

89
00:04:01,041 --> 00:04:02,625
اگه من برادرم ويد بودم

90
00:04:02,693 --> 00:04:04,337
من مرگ غير متقربه ام رو برنامه ريزي مي کردم

91
00:04:04,361 --> 00:04:07,530
تو به يک وصيت نامه هم نياز داري بخصوص در هيون

92
00:04:07,581 --> 00:04:09,666
فکرشو خواهم کرد

93
00:04:09,717 --> 00:04:12,502
ويد، اين براي مدتي اين اطراف خواهي بود

94
00:04:12,553 --> 00:04:14,170
ماهي آبي شروع به حرکت کرده

95
00:04:14,221 --> 00:04:15,588
نه، من امشب حرکت مي کنم

96
00:04:15,673 --> 00:04:17,473
من فقط بين هيون و نيويورک

97
00:04:17,541 --> 00:04:19,041
براي چند ماه در رفت و آمد بودم

98
00:04:19,093 --> 00:04:22,378
و همسرم شروع به از دست دادن صبرش کرده

99
00:04:22,429 --> 00:04:25,148
که به يادم مي ياره به مارسي زنگ بزنم قبل از اينکه بره سر کار

100
00:04:25,388 --> 00:04:26,856
ببخشيد

101
00:04:26,907 --> 00:04:29,391
بهش در مورد اينکه شش ماه گذشته کجا بودي

102
00:04:29,443 --> 00:04:31,894
چي گفتي؟

103
00:04:31,945 --> 00:04:35,364
گفتم که فقط دنبال کسب و کارم بودم

104
00:04:35,415 --> 00:04:37,450
مي دونه که بهتره از اينه که کلي سوال بپرسه

105
00:04:37,534 --> 00:04:39,618
متاسفم

106
00:04:39,703 --> 00:04:41,036
کمي ديره

107
00:04:41,088 --> 00:04:43,038
نيتن مي خواست همه جزئيات رو بدونه

108
00:04:43,090 --> 00:04:44,673
در مورد صداهايي که من از انبار شنيدم

109
00:04:44,741 --> 00:04:46,375
بله، مثل يه ژن پليسيه

110
00:04:46,409 --> 00:04:48,177
مي تونه دنبالشو بگيره

111
00:04:48,244 --> 00:04:50,273
بخصوص وقتي که فکر مي کنه در پيدا کردن آدري کمکش مي کنه

112
00:04:50,297 --> 00:04:51,413
و حق با اونه

113
00:04:51,465 --> 00:04:52,725
داروهاي روان پريشي که من مصرف مي کنم

114
00:04:52,749 --> 00:04:55,217
مي تونه کمي فکرمو مخدوش کنه

115
00:04:55,268 --> 00:04:57,186
شايد بيش از اونکه به ياد دارم شنيده باشم

116
00:04:57,253 --> 00:05:00,306
جنيفر، نمي دونم چرا هنوز اون قرصا رو مصرف مي کني

117
00:05:00,390 --> 00:05:02,024
تو ديوونه نيستي

118
00:05:02,091 --> 00:05:03,392
بعلاوه انبار نابود شده

119
00:05:03,443 --> 00:05:05,060
قرار نيست که صداها رو بيش از اين بشنوي

120
00:05:05,112 --> 00:05:06,612
نمي توني بفهمي اون مثل چي بود

121
00:05:06,696 --> 00:05:09,198
که صداهاي مشابه رو بارها و بارها بشنوي

122
00:05:09,265 --> 00:05:11,934
گرفتم، باشه

123
00:05:11,985 --> 00:05:14,203
زمان بطور متفاوتي در انبار مي گذره

124
00:05:14,270 --> 00:05:15,955
مي دوني، چي مثل ثانيه ها براي من بود

125
00:05:16,039 --> 00:05:20,493
مثل 6 ماه از صداي راديو انبار براي تو

126
00:05:20,577 --> 00:05:24,547
منطقيه

127
00:05:24,614 --> 00:05:27,750
اما هنوز دست از مصرف داروهام برنمي دارم

128
00:05:30,170 --> 00:05:31,554
چي، نه مارسي؟

129
00:05:31,621 --> 00:05:35,007
احتمالا به پيمانکار دستور جلو رفتن داده

130
00:05:35,091 --> 00:05:36,792
در وسطهاي يه تغيير و تخحول بزرگيم

131
00:05:36,843 --> 00:05:39,428
صحبت اينه، اگه تو اين محل تعمير کني

132
00:05:39,479 --> 00:05:42,274
تو مي تونستي راههاي بيشتري از اون چيزي که اونا پيشنهاد کردن داشته باشي

133
00:05:42,298 --> 00:05:44,266
کسي سعي کرد گال رو بخره؟

134
00:05:44,317 --> 00:05:46,301
بله، که باعث شد من فکر کنم

135
00:05:46,353 --> 00:05:49,471
که اين شهر بايد املاک ساحلي ارزان زيادي داشته باشه

136
00:05:49,523 --> 00:05:51,690
اما من نگاهي به هزينه هاي بيمه هاي محلي انداختم

137
00:05:51,775 --> 00:05:52,975
و تحسين برانگيز بود

138
00:05:53,026 --> 00:05:54,109
منطقيه

139
00:05:54,161 --> 00:05:56,111
باشه، او... صبر کن، صبر کن

140
00:05:56,163 --> 00:05:57,446
کي سعي کرد که گال رو بخره؟

141
00:05:57,497 --> 00:06:01,700
اين دو نفر مسن، ئرن و دن

142
00:06:01,785 --> 00:06:03,619
وينس و ديو؟

143
00:06:03,670 --> 00:06:06,372
همينه، اونا رو مي شناسي؟

144
00:06:06,456 --> 00:06:10,426
چطور دوست داري روزنامه يه شهر کوچک رو ببيني

145
00:06:14,764 --> 00:06:19,501
قرباني سالي ماريگولده و 26 ساله بود

146
00:06:19,553 --> 00:06:21,520
دخترسروان آتش نشاني فرانک؟

147
00:06:21,605 --> 00:06:24,106
و خواهر آخر بيل ماريگولد؟

148
00:06:24,328 --> 00:06:25,879
بيل مرده؟

149
00:06:25,964 --> 00:06:28,265
در حال خاموش کردن آتش در بارش شهاب سنگ کشته شد

150
00:06:28,332 --> 00:06:30,361
يه لوله گاز در زير ساختمان بود وقتي که بيل داخل بود

151
00:06:30,385 --> 00:06:32,269
من بايد با سروان در مورد دخترش صحبت کنم

152
00:06:32,336 --> 00:06:34,054
من احضاريه رو فرستادم

153
00:06:34,139 --> 00:06:37,274
اون بخاطر سالي اندوهناک بود ولي شب گذشته به شهر اومد

154
00:06:37,341 --> 00:06:40,778
...و فقط براي مرموزتر کردن مسايل

155
00:06:43,031 --> 00:06:47,117
اين چيزي بود که بيل ماريگولد وقتي که پيداش کرديم بنظر مي رسيد

156
00:06:47,185 --> 00:06:48,652
جسدش مثل سالي بود

157
00:06:48,703 --> 00:06:50,821
مي دونم که دردسرها در خانواده ها هستند

158
00:06:50,872 --> 00:06:52,823
شايد اين احتراق خودبخودي يه دردسره

159
00:06:52,874 --> 00:06:54,742
اما چيزي اطراف جسد سالي نبود

160
00:06:54,826 --> 00:06:56,937
وقتي بيل مرد چرا اون تمام ساختمون رو هم با اون خراب کرد؟

161
00:06:56,961 --> 00:06:58,695
...نمي دونم، اما اگه ماريگولد اينکار کرده

162
00:06:58,747 --> 00:07:01,298
ما بايد با سروان صحبت کنيم قبل از اينکه همه اونا برن تو شعله ها

163
00:07:03,868 --> 00:07:11,868
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

164
00:07:33,564 --> 00:07:36,233
اولا تو به من نگفتي که برادرم تو شهره

165
00:07:36,284 --> 00:07:38,902
و بعد تو سعي کردي گال رو بخري؟

166
00:07:38,953 --> 00:07:42,339
خب، مي خواستم که ويد بسرعت وضعيت املاکت رو مشخص کنه

167
00:07:42,406 --> 00:07:44,908
پس چرا مي خواست بره؟

168
00:07:44,959 --> 00:07:46,743
نگهبانا يه کراکر ديگه  رو تو شهر نمي خواستن

169
00:07:46,795 --> 00:07:49,930
تا به کسب و کار خانوادگي ادامه بده

170
00:07:50,014 --> 00:07:51,748
اون هيچي درباره اون چيزا نمي دونه

171
00:07:51,800 --> 00:07:53,416
اوه، چطوري مي توني اينقدر مطمئن باشي؟

172
00:07:53,468 --> 00:07:55,302
اون بايد چيزاي پدرتو پيدا کرده باشه

173
00:07:55,386 --> 00:07:57,020
اسلحه اش رو، يادداشتهاش رو

174
00:07:57,088 --> 00:07:58,806
نه

175
00:07:58,890 --> 00:08:01,225
همش پنهان شده اند

176
00:08:01,276 --> 00:08:03,760
مي خوام قول بدي

177
00:08:03,812 --> 00:08:07,781
که نگهبانا دست از سر برادرم برمي دارند

178
00:08:12,270 --> 00:08:15,739
مي خواهي ويد رو از هيون بيرون ببري؟

179
00:08:19,661 --> 00:08:21,495
اون امشب مي ره

180
00:08:21,579 --> 00:08:23,080
پس حدس مي زنم تنها کراکر

181
00:08:23,131 --> 00:08:26,083
با هدفي روش تو باشي

182
00:08:27,969 --> 00:08:31,839
مثل خودته... تو در حقيقت از ناراحت کردنم لذت مي بري

183
00:08:31,923 --> 00:08:36,093
هر کسي يه سرگرمي مي خواد

184
00:08:36,144 --> 00:08:38,628
براي کمکت ممنونم

185
00:08:38,680 --> 00:08:40,964
دوک به من گفت که عکسي از آدري پارکر داري

186
00:08:41,015 --> 00:08:43,100
اومم، يه جايي همين  دور و بر

187
00:08:43,151 --> 00:08:46,403
پس اين دردسرا

188
00:08:46,470 --> 00:08:48,138
چطوري دنيا در موردشون نمي دونه؟

189
00:08:48,189 --> 00:08:50,084
خب، اين همون کاريه که ما اينجا تو هرالد انجام مي ديم

190
00:08:50,108 --> 00:08:51,658
ما اونا رو مخفي مي کنيم

191
00:08:51,743 --> 00:08:56,830
ما گفتيم اين يکي بخاطر سي کاداهاي 17 ساله بوده
(سي کادا: نوعي حشره شبيه مگس)

192
00:08:56,915 --> 00:09:00,650
هيون همچنين نشتي هاي گاز زيادي داره

193
00:09:00,702 --> 00:09:05,756
اونا تکامل يا جادو رو دوست دارند؟

194
00:09:05,823 --> 00:09:10,294
اوه، نه، اون... اون مثل يه توانايي ماوراالطبيعه است

195
00:09:10,345 --> 00:09:12,379
که نمي خواهي و نمي توني کنترلش کني

196
00:09:12,463 --> 00:09:15,382
اونا باعث مرگ و نابوديهاي زيادي هستند

197
00:09:15,466 --> 00:09:17,050
گاهي هم نقص عضو

198
00:09:17,135 --> 00:09:19,603
اه، اين اونه

199
00:09:22,173 --> 00:09:23,557
اوه، اون خيلي زيباست

200
00:09:23,641 --> 00:09:25,008
اون هميشه سن مشابهي داره

201
00:09:25,298 --> 00:09:27,933
هر دفعه که به هيون برمي گرده

202
00:09:28,018 --> 00:09:31,971
وقتي که انبار اونو بيرون مي اندازه، اون کجا مي ره؟

203
00:09:32,055 --> 00:09:34,690
نمي دونيم

204
00:09:34,757 --> 00:09:37,726
...اما تو دوک رو وقتي از انبار بيرون افتاد پيدا کردي

205
00:09:37,778 --> 00:09:41,230
و شرط مي بندم که آدري رو هم پيدا مي کني

206
00:09:42,899 --> 00:09:45,868
اين چيزيه که همه مي گن

207
00:09:59,966 --> 00:10:03,052
سروان ماريگولد

208
00:10:03,199 --> 00:10:04,633
مرد، الان نه

209
00:10:04,701 --> 00:10:08,370
من بايد با سروان صحبت کنم

210
00:10:08,421 --> 00:10:09,805
تو حتي ديگه بعد از طوفان شهاب سنگ

211
00:10:09,872 --> 00:10:11,173
رييس نيستي

212
00:10:11,224 --> 00:10:13,342
اون ترسيد و دست کشيد

213
00:10:15,044 --> 00:10:18,847
بچه ها، چرا 20 رو نمي گيريد؟

214
00:10:20,517 --> 00:10:22,484
بيخيال رفيق

215
00:10:29,442 --> 00:10:32,728
قربان، من در مورد خانواده شما نگرانم

216
00:10:32,779 --> 00:10:35,781
حالا تو نگران خانواده من هستي؟

217
00:10:35,865 --> 00:10:38,200
دخترم امروز مرد

218
00:10:38,251 --> 00:10:40,035
پسرم تو اون طوفان شهاب سنگ مرد

219
00:10:40,086 --> 00:10:41,170
کمي دير رسيدي

220
00:10:41,237 --> 00:10:42,738
فکر مي کنم مرگ بيل و سالي

221
00:10:42,789 --> 00:10:44,406
به هم ارتباط داشته باشه

222
00:10:44,457 --> 00:10:45,601
فکر مي کنم ممکنه اونا دردسر زده بودند

223
00:10:45,625 --> 00:10:47,593
مسخره نباش

224
00:10:47,677 --> 00:10:50,212
خانواده من دردسر زده نيستند
...همه کاري که سعي دارم بکنم اينه که

225
00:10:50,263 --> 00:10:54,249
بچه هاي منو براي مرگ خودشون مقصر مي دوني؟

226
00:10:54,301 --> 00:10:57,553
من شنيده ام که هنوز بخاطر تو دردسر داريم

227
00:10:59,272 --> 00:11:01,690
تو مي خواهي کسي رو براي خرابيها

228
00:11:01,758 --> 00:11:03,692
و مرگها مقصر بدوني

229
00:11:03,760 --> 00:11:06,928
به آيينه نگاه کن

230
00:11:13,269 --> 00:11:16,905
اوه، واقعا؟

231
00:11:21,127 --> 00:11:23,712
نمي تونم صبر کنم تا شما رفقا رو ببينم

232
00:11:23,780 --> 00:11:24,747
تاکسيم اينجاست

233
00:11:24,798 --> 00:11:26,715
من بايد فردا خونه باشم

234
00:11:26,783 --> 00:11:28,950
صبر کن

235
00:11:31,921 --> 00:11:33,622
کي، خيلي زود باهات حرف مي زنم، بايد برم

236
00:11:35,308 --> 00:11:38,727
فکر مي کردم سيگار کشيدن در اين تاکسي ها ممنوعه

237
00:11:41,014 --> 00:11:43,932
هي

238
00:11:43,984 --> 00:11:46,852
حالت خوبه؟

239
00:11:59,499 --> 00:12:02,368
مثل سالي ماريگولد

240
00:12:02,452 --> 00:12:04,086
تنها چيزي که سوخته اون بود

241
00:12:04,153 --> 00:12:07,456
مجوز مي گه که اسم قرباني جيکوب هارچره

242
00:12:07,507 --> 00:12:09,458
ارتباطي با ماريگولدها نداره

243
00:12:09,509 --> 00:12:11,460
پس اين طلسم اونا نيست

244
00:12:11,511 --> 00:12:17,383
که بدين معنيه يکي ديگه اون بيرون مردم رو مي سوزونه

245
00:12:17,467 --> 00:12:20,302
براساس چي اون بايد شلوغ ترين روز سال باشه

246
00:12:27,391 --> 00:12:28,675
اگه ارتباطي بين

247
00:12:28,726 --> 00:12:30,893
اين قرباني و ماريگولدا باشه چي؟

248
00:12:30,978 --> 00:12:32,679
مي دونيم آخرين مسافرش کي بود؟

249
00:12:32,730 --> 00:12:34,373
چيزي تو اين دفتر يادداشت نيست

250
00:12:36,216 --> 00:12:37,850
واو، واو، واو، کجا مي ري؟

251
00:12:37,901 --> 00:12:39,529
من بودم دوبار فکر مي کردم قبل از اينکه دستتو روم بزاري

252
00:12:39,553 --> 00:12:41,321
خانم اين يه صحنه جرمه

253
00:12:41,388 --> 00:12:43,416
متاسفم، شما نمي تونيد همينطوري هرجايي که مي خواهيد بريد

254
00:12:43,440 --> 00:12:45,525
استن، بزار اون رد شه

255
00:12:50,731 --> 00:12:52,582
من شنيدم که يکي مردم رو آتيش مي زنه

256
00:12:52,666 --> 00:12:55,001
من نمي تونم با تو در مورد تحقيقات بعدي صحبت کنم

257
00:12:55,068 --> 00:12:57,036
و تو نيتن رو اون بيرون داري که دنبال اوناست

258
00:12:57,087 --> 00:12:59,048
اون بايد کار اداري داشته باشه نه اينکه در خط مقدم قدم بزنه

259
00:12:59,072 --> 00:13:01,207
.ما بهش نياز داريم. من نيازش دارم

260
00:13:01,258 --> 00:13:03,710
ما قراري گذاشتيم، آدري پارکر برمي گرده

261
00:13:03,761 --> 00:13:07,347
نيتن رو مي کشه و دردسرها تموم مي شن

262
00:13:07,414 --> 00:13:09,349
چرا زندگي اونو اينطوري تو خطر گذاشتي؟

263
00:13:09,416 --> 00:13:11,684
اون روي خيلي از پرونده هاي دردسر زده ها کار کرده

264
00:13:11,752 --> 00:13:12,635
بزار نگهبانا هر کسي رو که اينکارو کرده پيدا کنند

265
00:13:12,720 --> 00:13:14,920
من باهات کار مي کنم

266
00:13:14,972 --> 00:13:16,939
نيت اونو لمس کرده بود، تو خيلي نگرانش بودي

267
00:13:17,024 --> 00:13:19,859
چي اگه من نگرانش باشم که دوباره به اين ماجرا کشيده شه

268
00:13:19,926 --> 00:13:22,094
چون اگه اون اتفاق بيفته دردسرا هيچ وقت تموم نمي شن

269
00:13:22,146 --> 00:13:24,364
و من اينا رو براي هميشه مي پوشم

270
00:13:24,431 --> 00:13:27,617
و تو بقيه عمرت رو توي اون جليقه ضد گلوله سر مي کني

271
00:13:36,160 --> 00:13:41,331
از اينجا رسيدنت چي يادته؟

272
00:13:41,415 --> 00:13:43,949
اون يه رانندگي تو يه وانت قراضه در سراسر کشور بود

273
00:13:44,001 --> 00:13:45,945
با دوست پسر زوار در رفته ام  وقتي که تو يه با پرواز بوديم

274
00:13:45,969 --> 00:13:48,671
من براي بنزين زدن توقف کردم و کيف پولش رو دزديدم

275
00:13:48,756 --> 00:13:50,400
با يه رانندگي به اينجا رسيدم و هنوز نمي دونم

276
00:13:50,424 --> 00:13:52,508
اون چطوري پول بنزين رو داد
اون اتفاق نيفتاد

277
00:13:52,593 --> 00:13:53,926
تو مي توني وکيلم باشي

278
00:13:53,977 --> 00:13:55,461
،دوست پسرت، مسافرت در جاده

279
00:13:55,512 --> 00:13:57,013
پرواز، اونو يادته

280
00:13:57,097 --> 00:13:59,799
اما حسش نکردي

281
00:13:59,850 --> 00:14:02,101
تو تابحال روي يه نيمکت براي 4 ساعت متوالي مسافرت داشتي؟

282
00:14:02,152 --> 00:14:03,569
باورم کن، من حسش کردم

283
00:14:03,637 --> 00:14:05,281
اين چيزي نبود که منظورم بود و خودت هم مي دوني

284
00:14:05,305 --> 00:14:06,472
تو رويدادها رو يادته

285
00:14:06,523 --> 00:14:09,909
اما احساسات، اونا چي بودند؟

286
00:14:09,976 --> 00:14:12,111
چي احساس کردي
عصباني شدم

287
00:14:12,162 --> 00:14:16,482
...نه، د... دوست پسرت

288
00:14:16,533 --> 00:14:18,084
عاشقش بودي؟

289
00:14:18,151 --> 00:14:19,952
نه

290
00:14:20,003 --> 00:14:22,422
اما قبلا عاشق بودي، درسته؟

291
00:14:22,489 --> 00:14:26,259
عشق حقيقي، عشق بزرگ

292
00:14:26,326 --> 00:14:27,877
نه

293
00:14:27,961 --> 00:14:31,347
و هنوز اونو هر روز احساس مي کني

294
00:14:31,432 --> 00:14:34,801
اين اون درد در قلبته

295
00:14:34,852 --> 00:14:38,271
سنگيني

296
00:14:38,338 --> 00:14:41,941
اون براي کسيست که تو اين دوره از زندگيت ملاقات نکرده اي

297
00:14:44,395 --> 00:14:47,847
گوش کن، من واقعا براي کاري که

298
00:14:47,898 --> 00:14:49,282
اون فرد مسلح کردي سپاسگزارم

299
00:14:49,349 --> 00:14:50,950
اما فکر مي کنم وقتشه که اينجا رو ترک کني

300
00:14:51,446 --> 00:14:53,948
اون يکي زندگي، من شهرش رو مي شناسم

301
00:14:53,999 --> 00:14:56,417
من تو هيون در ماين بودم

302
00:14:56,468 --> 00:14:57,979
تو بايد به ياد بياري که اونجا چه اتفاقي افتاد

303
00:14:58,003 --> 00:14:59,420
نه، لازم نيست

304
00:14:59,471 --> 00:15:02,423
تو بايد آبجوت رو تموم کني و بري

305
00:15:05,561 --> 00:15:07,812
منظورم اينه که اين شهر مثل يه کارت پستاله

306
00:15:07,897 --> 00:15:10,899
من زن سالخورده اي رو ديدم که پياده رو را جارو مي کرد

307
00:15:10,966 --> 00:15:13,245
اما اونجا خانواده اي از مرمن ها(فرقه اي از مسحيان) هستند؟

308
00:15:13,269 --> 00:15:14,269
مثل مرمن هاي واقعي؟

309
00:15:14,320 --> 00:15:16,354
حداقلش

310
00:15:16,438 --> 00:15:18,639
که دليله اينه که مي خوام برادرم ويد از شهر بره بيرون

311
00:15:18,691 --> 00:15:20,575
پس هيون براي برادرت خيلي خطرناکه

312
00:15:20,642 --> 00:15:22,076
اما مي خواهي که من اينجا بمونم؟

313
00:15:22,144 --> 00:15:24,078
برادرم ويد به اينجا تعلق نداره

314
00:15:24,146 --> 00:15:27,081
وقتي ما بچه مدرسه اي بوديم

315
00:15:27,149 --> 00:15:30,251
اون.. اون يه کريسمس براي ديدارمون اومد

316
00:15:30,319 --> 00:15:31,753
اون سورتمه خودشو داشت

317
00:15:31,820 --> 00:15:33,204
ما با يه بچه ي دردسر زده بوديم

318
00:15:33,289 --> 00:15:36,958
کسي که چيزي رو حس نمي کرد

319
00:15:37,009 --> 00:15:40,661
و اون نمي تونست چيزي رو حس کنه تا اينکه ... بازوش رو شکست

320
00:15:40,713 --> 00:15:45,833
و خيلي بد بود که استخون به بيرون پوست چسبيده بود

321
00:15:45,885 --> 00:15:50,221
و برادرم ويد، خب، اون کبود شده بود

322
00:15:50,306 --> 00:15:52,473
اون فقط... شوکه شده بود

323
00:15:52,524 --> 00:15:55,643
نمي تونست از پسش بربياد

324
00:15:55,694 --> 00:15:58,613
تو چکار کردي؟

325
00:15:58,680 --> 00:16:01,649
من اونو به يه بيمارستان رسوندم

326
00:16:04,236 --> 00:16:05,703
و بعدش براي سورتمه سواري برگشتم

327
00:16:05,788 --> 00:16:09,207
منظورم اينه روز خوبي بود، روز يخ زده اي بود

328
00:16:10,960 --> 00:16:12,293
نمي دونم چکار کردم

329
00:16:12,361 --> 00:16:15,330
تو به من کمک کردي به بوستن برگردم

330
00:16:15,381 --> 00:16:19,367
حالا تو اينجايي و به ما کمک مي کني آدري رو پيدا کنيم

331
00:16:19,418 --> 00:16:22,337
من کاملا مطمئنم تو به اون بچه کمک کردي

332
00:16:24,590 --> 00:16:26,641
و بعدش برگشتي تا سورتمه سواري کني

333
00:16:31,096 --> 00:16:33,881
مي دوني چي، من... من بايد به گال برگردم

334
00:16:33,933 --> 00:16:38,019
فقط مي خوام مطمئن شم که اون از اينجا مي ره

335
00:16:38,070 --> 00:16:40,822
....مي خواهي با تو بيام يا
نه، نه

336
00:16:40,889 --> 00:16:42,223
برو و با برادرت خداحافظي کن

337
00:16:42,274 --> 00:16:44,325
من مي خوام برم کمي شکلات آب نمک پيدا کنم

338
00:16:44,393 --> 00:16:45,860
شکلات آب نمک... باشه

339
00:16:45,911 --> 00:16:47,445
خب، بعد از اون، يه کافي شاپ هست

340
00:16:47,529 --> 00:16:49,397
خانه کافي سياه

341
00:16:49,448 --> 00:16:51,732
اون تنها جايي در شهر که اسپرسو خوشبو درست مي کنه

342
00:16:51,784 --> 00:16:53,734
بنظر عاليه

343
00:16:57,072 --> 00:16:58,589
بله

344
00:17:06,298 --> 00:17:08,249
خيلي زياد داري مي نوشي

345
00:17:08,300 --> 00:17:11,252
قادر نخواهي بود که تا خونه رانندگي کني

346
00:17:13,806 --> 00:17:17,108
قادر نخواهي بود که تا خونه رانندگي کني

347
00:17:23,098 --> 00:17:24,816
واو

348
00:17:24,900 --> 00:17:26,617
پرستار بچه

349
00:17:26,702 --> 00:17:30,104
نه فقط براي پرستارهاي ديگه

350
00:17:30,363 --> 00:17:31,647
اون يارو کيه؟

351
00:17:31,698 --> 00:17:33,499
پيمانکار

352
00:17:33,583 --> 00:17:36,001
اون قرار بود يه پنجره سقفي نصب کنه

353
00:17:36,086 --> 00:17:40,155
اما حدس مي زنم دست نگه داشته تا ترتيب زنمو بده

354
00:17:46,713 --> 00:17:49,131
مي دونستي که مارسي فريبت مي ده؟

355
00:17:49,182 --> 00:17:51,433
مضنون بودم

356
00:17:51,501 --> 00:17:54,937
براي همين دوربين کنترل از راه دور نصب کردم

357
00:17:55,004 --> 00:17:59,174
ويد، من... خيلي متاسفم

358
00:17:59,226 --> 00:18:02,511
به همين دليله که وقت زيادي رو اينجا گذروندم

359
00:18:02,562 --> 00:18:07,199
اما به اينجا اومدي که کمکم کني

360
00:18:07,284 --> 00:18:08,651
من فراموشش نمي کنم

361
00:18:08,702 --> 00:18:12,688
خوبه، چون نمي تونم برگردم

362
00:18:12,739 --> 00:18:16,358
تا وقتي که داراييهايم رو قفل کنم و با اخطاريه بهش اطلاع بدم

363
00:18:16,409 --> 00:18:17,876
باشه، در مورد کارت چي؟

364
00:18:17,961 --> 00:18:20,746
...من سهام فن آوري پيشرفته رو داد وستد مي کنم، مي تونم

365
00:18:22,198 --> 00:18:25,968
مي تونم اينکارو هر جايي بکنم

366
00:18:26,035 --> 00:18:28,387
درسته

367
00:18:28,471 --> 00:18:30,306
...ببين، ما

368
00:18:30,373 --> 00:18:32,308
ما چيزي رو خواهيم فهميد

369
00:18:39,733 --> 00:18:42,151
يه کاپوچينو موکا براي رفتن

370
00:18:42,218 --> 00:18:43,986
مرسي

371
00:18:53,730 --> 00:18:56,699
شکلاتم

372
00:18:56,699 --> 00:19:06,699
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

373
00:19:29,661 --> 00:19:32,213
دوستت از بوستن زن خيلي خوش شانسيه

374
00:19:32,280 --> 00:19:34,715
اون تو چند لحظه اينو از دست داد

375
00:19:38,637 --> 00:19:41,122
مثل اون عکسا از پمپي مي مونه

376
00:19:41,173 --> 00:19:43,958
اون گازهاي فوق العاده گرم آتش فشان بود

377
00:19:44,009 --> 00:19:45,626
که تمام شهر رو پوشوند

378
00:19:45,677 --> 00:19:47,895
هميشه اونو ترجيح مي دم

379
00:19:47,963 --> 00:19:51,182
اون مثل قبلي است

380
00:19:51,266 --> 00:19:52,850
قرباني سوزانده شده

381
00:19:52,935 --> 00:19:55,803
دندون و فلز دست نخورده اند

382
00:19:55,854 --> 00:19:58,406
اون به تشخيص هويت کمک خواهد کرد

383
00:19:58,473 --> 00:20:00,808
چهار قرباني اين دفعه

384
00:20:00,859 --> 00:20:03,694
چرا؟

385
00:20:03,779 --> 00:20:07,281
اونا قهوه مي خواستند

386
00:20:14,823 --> 00:20:16,707
سلام

387
00:20:16,792 --> 00:20:18,709
اون بشدت تکون خورده

388
00:20:18,794 --> 00:20:22,830
راحت باش

389
00:20:22,881 --> 00:20:25,299
من فقط يه قهوه مي خواستم

390
00:20:25,350 --> 00:20:28,219
منظورم اينه که مردم چطوري مي تونن تو اين شهر مشغول کسب و کار باشند؟

391
00:20:28,303 --> 00:20:29,854
دوک کجاست؟

392
00:20:29,938 --> 00:20:31,772
من خبرش کردم، تو راهه

393
00:20:31,840 --> 00:20:34,942
همه اون آدما... اونا مرده اند؟

394
00:20:35,010 --> 00:20:38,362
بله، اما مي توني کمکمون کني بفهميم کي اونکارو کرده

395
00:20:38,447 --> 00:20:42,283
پس لطفا بهم بگو چي ديدي

396
00:20:45,353 --> 00:20:47,688
يه بچه کنار پيشخوانه با حلقه اي در بيني

397
00:20:47,739 --> 00:20:50,124
يه زن که نوعي کار خيريه مي کنه

398
00:20:50,192 --> 00:20:53,194
و يه دختر که با کامپيوتر کار مي کنه

399
00:20:55,214 --> 00:20:56,697
بايد بيش از اون باشه

400
00:20:56,748 --> 00:20:58,365
هي، داروهام حافظه ام رو مخدوش کرده

401
00:20:58,417 --> 00:21:00,017
و اوه، بله، حالا بنوعي از غريبي در اومدم

402
00:21:00,052 --> 00:21:01,702
متوجه ام

403
00:21:01,753 --> 00:21:05,473
فقط يکي ديگه؟

404
00:21:05,540 --> 00:21:10,678
يه نفر با کت آبي و دکمه هاي برنجي بود

405
00:21:10,729 --> 00:21:12,847
و شخصي که سفارش يه آمريکانو (نوعي قهوه) رو مي داد

406
00:21:12,898 --> 00:21:14,649
همونه

407
00:21:14,716 --> 00:21:19,070
اونا پنج نفرند، مرسي

408
00:21:19,154 --> 00:21:22,406
جنيفر 5 نفر رو توصيف کرد

409
00:21:22,491 --> 00:21:24,692
...ما چهار تا قرباني داشتيم، پس اگه بفهميم کي گمشده

410
00:21:24,743 --> 00:21:26,744
ما فرد درسر زده رو پيدا کرديم
بله

411
00:21:26,828 --> 00:21:30,865
ما متصدي بارمونو با حلقه اي در بيني پيدا کرديم

412
00:21:30,916 --> 00:21:33,501
...جمع کننده پولهاي خيريه

413
00:21:33,889 --> 00:21:35,357
و 75 سنت

414
00:21:35,408 --> 00:21:37,075
باقيمانده پولي که مي گيري

415
00:21:37,159 --> 00:21:39,528
اگه يه آمريکانو(نوعي قهوه) اينجا بخري با يه اسکناس 5 دلاري

416
00:21:39,579 --> 00:21:43,031
من قهوه دوست دارم

417
00:21:43,082 --> 00:21:44,666
باشه

418
00:21:44,733 --> 00:21:46,418
من قرباني رو با لپ تاپ ديدم

419
00:21:46,502 --> 00:21:51,373
پس اون يک مرد در کت آبي با دکمه هاي برنجي رو باقي مي زاره

420
00:22:02,468 --> 00:22:04,469
شخص دردسر زده ما در اداره آتش نشانيه

421
00:22:04,554 --> 00:22:05,753
حالت خوبه؟

422
00:22:05,805 --> 00:22:07,556
بله

423
00:22:07,607 --> 00:22:09,441
بيا، بزار از اينجا ببرمت بيرون

424
00:22:09,525 --> 00:22:10,809
هي
چي؟

425
00:22:10,893 --> 00:22:13,562
مي توني مرد با کت آبي رو شناسايي کني؟

426
00:22:13,613 --> 00:22:15,113
فکر مي کنم

427
00:22:15,197 --> 00:22:16,264
باشه، با من بيا
صبر کن

428
00:22:16,315 --> 00:22:17,732
يه لحظه صبر کن

429
00:22:17,783 --> 00:22:20,268
هميشه ما رو براي چند دقيقه ببخشي، بيا اينجا

430
00:22:23,289 --> 00:22:24,633
تمام شب رو صرف بازجويي از اون کردي

431
00:22:24,657 --> 00:22:25,717
حالا مي خواهي اونو به شکار دردسر زده بکشوني؟

432
00:22:25,741 --> 00:22:27,492
اون مي تونه هويت اون يارو رو مشخص کنه

433
00:22:27,577 --> 00:22:29,044
نيتن، اهميتي نمي دم

434
00:22:29,111 --> 00:22:32,247
ببين، نمي خوام پاي اونو به اين جريان باز کنم

435
00:22:32,298 --> 00:22:35,250
بخصوص وقتي اتفاق مي افته

436
00:22:35,301 --> 00:22:37,919
وقتي که تو اسپرسو يه دردسر زده رو بهم مي ريزي

437
00:22:37,970 --> 00:22:40,455
حالا ترجيح مي دم که اون دختر خوب

438
00:22:40,506 --> 00:22:42,841
کسي که منو از تيمارستان بيرون برد کشته نشه

439
00:22:42,925 --> 00:22:44,092
چون گند زدي

440
00:22:44,143 --> 00:22:45,727
ديگه گند نمي زنم

441
00:22:45,794 --> 00:22:48,396
من اونو به کشتن نمي دم. باور کن

442
00:23:04,697 --> 00:23:06,981
نمي بينمش

443
00:23:07,033 --> 00:23:08,816
خب، همچنان همه افراد داخل ماشين رو

444
00:23:08,868 --> 00:23:11,319
نگاه کن

445
00:23:11,370 --> 00:23:13,171
حالا چي مي خواهي؟

446
00:23:13,255 --> 00:23:15,823
من دليلي دارم که باور کنم شخصي که باعث مرگ دختر شما شده

447
00:23:15,875 --> 00:23:17,659
يک آتش نشانه

448
00:23:17,710 --> 00:23:19,844
اوه، اول اونا خانواده من بودند و حالا افراد منند؟

449
00:23:19,929 --> 00:23:22,664
اونا امروز مورد تقدير براي کاري که کردند قرار مي گيرند

450
00:23:22,715 --> 00:23:24,643
من به جنوب شهر مي رم تا مدالها رو روي سينه اونا نصب کنم

451
00:23:24,667 --> 00:23:26,351
اين يه ايده بده، من فهرستي از...

452
00:23:26,435 --> 00:23:28,269
اهميتي نمي دم اگه هنوز پليس باشي

453
00:23:28,337 --> 00:23:31,356
تو هيچ قدرتي در اين شهر نداري

454
00:23:34,677 --> 00:23:36,344
اگه اون باعث مي شه احساس بهتري داشته باشي

455
00:23:36,395 --> 00:23:40,848
من... من هيچوقت فکر نمي کردم که تو قدرتي داشته باشي

456
00:23:46,322 --> 00:23:48,740
اوه، بچه ها، بچه ها

457
00:23:48,824 --> 00:23:51,526
فکر مي کنم اونه

458
00:23:55,498 --> 00:23:56,965
کارت خوب بود

459
00:23:57,032 --> 00:24:00,085
هي، بيا اينجا

460
00:24:00,169 --> 00:24:01,970
اين آتش نشان

461
00:24:02,037 --> 00:24:03,805
اسمش چيه؟
دان کيتن

462
00:24:03,822 --> 00:24:05,323
اون اينجا يه داوطلب بود

463
00:24:05,374 --> 00:24:06,985
اما بعد از اتفاقي که براي بيل افتاد اون خودشو کنار کشيد

464
00:24:07,009 --> 00:24:08,593
اون با بيل ماريگولد کار مي کرد؟

465
00:24:08,661 --> 00:24:10,428
اونا با هم وارد ساختمان شدند

466
00:24:10,496 --> 00:24:11,713
اما فقط دان بيرون اومد

467
00:24:11,797 --> 00:24:13,098
اون چطوري زنده موند

468
00:24:13,165 --> 00:24:14,849
بيل در طبقه بالا بود

469
00:24:14,934 --> 00:24:16,254
و  وقتي لوله گاز منفجر شد کشته شد

470
00:24:16,302 --> 00:24:17,552
دان طبقه پايين بود

471
00:24:17,637 --> 00:24:19,304
يه ديوار حايل ازش حفاظت کرد

472
00:24:19,355 --> 00:24:20,605
حتي يه خراش هم برنداشت

473
00:24:20,673 --> 00:24:22,941
دان به هيون بازگشته؟

474
00:24:23,008 --> 00:24:25,694
بله، اون امروز يه مدال مي گيره

475
00:24:34,019 --> 00:24:35,704
درباره قربانيها فکر کن

476
00:24:35,788 --> 00:24:37,822
راننده... راننده تاکسي، تاکسيشو براي بزرگداشت

477
00:24:37,873 --> 00:24:39,290
آتش نشانها تزيين کرده بود

478
00:24:39,358 --> 00:24:42,460
کافي شاپ... تو گفتي اون زن

479
00:24:42,528 --> 00:24:44,963
يه صندوق خيريه براي خانواده هاي آتش نشانها داشت، درسته؟

480
00:24:45,030 --> 00:24:46,915
فکر مي کنم وقتي مردم دان رو پاس بدارن

481
00:24:46,999 --> 00:24:50,385
و بابت خدماتش سپاسگزاري کنن، اون... اون باعث مي شه اون

482
00:24:50,469 --> 00:24:52,921
در مورد مرگ همکارش و دردسرش که باعث اون بود فکر کنه

483
00:24:53,005 --> 00:24:54,706
چرا امروز؟

484
00:24:54,757 --> 00:24:56,841
دان صرفا به شهر برگشته

485
00:24:56,892 --> 00:24:58,843
اون با اون روبرو نشده بود، احساس گناه مي کنه

486
00:24:58,894 --> 00:25:00,762
...اما آتش، همکارش

487
00:25:00,846 --> 00:25:02,147
اون تقصير اون نبود، بود؟

488
00:25:02,214 --> 00:25:05,066
گناه قرار نيست عقلاني باشه

489
00:25:05,429 --> 00:25:06,929
دان زنده موند، همکارش نه

490
00:25:06,997 --> 00:25:08,714
پس اون مي دونه که چکار مي کنه؟

491
00:25:08,799 --> 00:25:10,883
بايد به اين باور داشته باشيم که اون هيچ سرنخي نداره

492
00:25:10,968 --> 00:25:13,168
که اون بخاطر ضعفش افراد سوخته رو ول مي کنه

493
00:25:13,220 --> 00:25:15,938
بايد نوعي واکنش تاخيري باشه

494
00:25:16,006 --> 00:25:17,356
فقط از روي کنجکاوي

495
00:25:17,441 --> 00:25:18,858
چي مي شه وقتي که يک آتش نشان

496
00:25:18,942 --> 00:25:20,643
کسي که دردسرش با احساس گناه فعال شده

497
00:25:20,694 --> 00:25:22,061
يه پاداش جلوي جمعيت

498
00:25:22,145 --> 00:25:24,613
ستايشگر از شهروندان هيون بگيره

499
00:25:27,317 --> 00:25:31,353
ما بايد قبل از اينکه تمام شهر رو بسوزونه پيداش کنيم

500
00:25:34,900 --> 00:25:36,818
چرا هنوز اينجايي؟

501
00:25:36,885 --> 00:25:40,521
خوشبختانه براي تو من سمجم

502
00:25:40,572 --> 00:25:42,023
نمي تونم برم

503
00:25:42,074 --> 00:25:43,658
تو در خطري

504
00:25:43,725 --> 00:25:45,392
بله، گفت که کي اصرار داره

505
00:25:45,444 --> 00:25:46,727
که من واقعا کسي که هستم نيستم

506
00:25:46,779 --> 00:25:47,795
چون تو نيستي

507
00:25:47,863 --> 00:25:51,199
و يه اسلحه در جيبش داره

508
00:25:51,250 --> 00:25:53,234
حق با توئه

509
00:26:06,048 --> 00:26:08,883
روبراهيم؟

510
00:26:08,934 --> 00:26:11,436
ترجيح مي دادم که اون هنوز يه اسلحه کامل بود

511
00:26:11,520 --> 00:26:13,420
متاسفم که ناراحتت کردم

512
00:26:13,472 --> 00:26:15,389
نمي خواستم و نمي خوام که اون کارو بکني

513
00:26:15,441 --> 00:26:17,391
اما تو بايد به ياد بياري کي هستي

514
00:26:17,443 --> 00:26:20,361
اوه، منظورت اون... اون يکي شخصه

515
00:26:20,428 --> 00:26:23,481
کي عاشق بود، کي دردي در قلب اون بود؟

516
00:26:23,565 --> 00:26:24,982
بله

517
00:26:25,067 --> 00:26:26,451
باشه، ببين، اون قراره يه مشکل باشه

518
00:26:26,535 --> 00:26:28,936
چون تنها دردي که حس مي کنم تو هستي

519
00:26:28,987 --> 00:26:31,072
اسمم لکسي دويته

520
00:26:31,123 --> 00:26:32,156
من سي و يک سالمه

521
00:26:32,241 --> 00:26:33,741
من تو تاسکان آريزونا بدنيا اومدم

522
00:26:33,792 --> 00:26:35,159
و هيچوقت به اندازه کافي مست ننشدم

523
00:26:35,244 --> 00:26:37,995
يا به اندازه کافي احمق نبودم که بهت اطمينان داشته باشم، باشه؟

524
00:26:38,080 --> 00:26:42,083
پس قطعات اسلحه ات رو بردار و برو

525
00:26:47,622 --> 00:26:51,392
اوه، خداي من

526
00:26:51,459 --> 00:26:54,595
واو

527
00:26:54,646 --> 00:26:57,849
اون برگشته و دوستي رو هم با خودش آورده

528
00:26:57,933 --> 00:27:00,134
سعي مي کنم بهت برسم

529
00:27:00,185 --> 00:27:03,321
...اونا مي خوان که جلومو بگيرن و اين دفعه

530
00:27:04,806 --> 00:27:06,741
فکر مي کنم که مي تونن

531
00:27:15,617 --> 00:27:17,418
مي دوني دوايت چکار مي کنه؟

532
00:27:17,485 --> 00:27:20,121
چيزي که بهش گفتم رو انجام مي ده

533
00:27:20,172 --> 00:27:23,591
ما به زنده نيتن نياز داريم، پس آدري مي تونه اونو بکشه

534
00:27:23,658 --> 00:27:25,186
اما اون بيرون داره نقش قهرمان رو بازي مي کنه

535
00:27:25,210 --> 00:27:27,762
اون خيلي خطرناکه، تو بايد نگهبانا رو بسيج کني

536
00:27:27,829 --> 00:27:31,432
نيتن کارش رو انجام مي ده

537
00:27:31,499 --> 00:27:32,833
جردن، چي مي خواهي؟

538
00:27:32,885 --> 00:27:34,602
مي خواهي که نگهبانا رو هدايت کني؟

539
00:27:34,669 --> 00:27:36,503
نه

540
00:27:36,555 --> 00:27:39,974
مي خوام که تو بکني

541
00:27:48,567 --> 00:27:50,735
باشه، همه گوش کنند

542
00:27:50,819 --> 00:27:53,487
دان کيتن خطرناکه، محلش رو مشخص کنيد، نزديکش نشيد

543
00:27:53,539 --> 00:27:56,240
کدو بفرست

544
00:27:56,325 --> 00:27:57,825
جليقه نداري؟

545
00:27:57,876 --> 00:27:59,860
امروز در مورد گلوله ها نگراني ندارم

546
00:27:59,912 --> 00:28:01,862
مي دوني، اگه واقعا تو اين يارو رو پيدا کني

547
00:28:01,914 --> 00:28:03,080
و بهش توضيح بدي که چکار کرده

548
00:28:03,165 --> 00:28:04,359
اون خيلي خوب خوب مي تونست يه بحران باشه

549
00:28:04,383 --> 00:28:06,200
مي دونم
منظورم اينه، من... من مي دوني

550
00:28:06,251 --> 00:28:08,753
من... من اونو شنيدم که قبلا گفتم، اما، مثل، فقط تحت اللفظي

551
00:28:08,837 --> 00:28:10,315
اما اگه اون احساس گناه کنه و ما باهاش خوب باشيم

552
00:28:10,339 --> 00:28:11,973
اونم بده، درسته؟

553
00:28:12,040 --> 00:28:13,234
به همين دليله که مي خوام بازداشتش کنم

554
00:28:13,258 --> 00:28:15,876
وقتي که پيداش مي کنم
اوه، براي چي؟

555
00:28:15,928 --> 00:28:17,845
نمي دونم، اميدوارم اون احساس گناه نکنه

556
00:28:17,896 --> 00:28:19,213
اگه اون عصباني باشه

557
00:28:19,264 --> 00:28:23,267
پس نقشه ات اينه که مثل يه احمق عمل کني

558
00:28:23,352 --> 00:28:27,822
خبرم کن اگه ديديش

559
00:28:27,889 --> 00:28:30,691
آيا دوست داري يه افسر کمکي پليس اينجا باشي؟

560
00:28:30,742 --> 00:28:33,110
تو هنوز بايد در شوک باشي

561
00:28:33,195 --> 00:28:35,029
بله، احتمالا

562
00:28:35,080 --> 00:28:38,332
باشه، بيا

563
00:28:44,706 --> 00:28:49,176
دوايت چطوري ما اين يارو رو پيدا کنيم

564
00:28:49,244 --> 00:28:51,429
خب، اگه دود ببينيم حدس مي زنم که دير کرديم

565
00:28:53,581 --> 00:28:55,249
صبر کن

566
00:28:55,300 --> 00:28:57,918
اون اينجاست

567
00:28:57,970 --> 00:29:00,087
بزار باهاش حرف بزنم

568
00:29:00,138 --> 00:29:02,940
نه، امکان نداره
تقصير چيزيه که اونو بي استفاده مي کنه

569
00:29:03,025 --> 00:29:06,360
پس ما نياز داريم که احساس اون به چيز ديگه اي مثل خشم تغيير کنه

570
00:29:06,428 --> 00:29:08,406
و از اونجايي اون چيزيه که هر کسي با ديدن من حس مي کنه

571
00:29:08,430 --> 00:29:11,598
بايد از اون به نفع خودم استفاده کنم

572
00:29:11,650 --> 00:29:14,402
فقط بهم اعتماد کن

573
00:29:14,453 --> 00:29:18,623
مي دونم چکار مي کنم

574
00:29:18,707 --> 00:29:20,825
تلاش مي کنم جلوي برگشتن مردم به اونجا رو بگيرم

575
00:29:20,909 --> 00:29:22,326
اما مردم زيادي اون اطرافن، باشه؟

576
00:29:22,411 --> 00:29:25,379
فقط مراقب باش

577
00:29:30,135 --> 00:29:32,095
به اون سمت برو و همه رو از سر راه ببر کنار، باشه؟

578
00:29:32,137 --> 00:29:34,555
پشتيباني کن و حالا همه رو دور کن

579
00:29:41,813 --> 00:29:44,765
باشه، ببرش عقب

580
00:29:51,740 --> 00:29:54,775
دان کيتن، من کاراگاه وارنوس هستم

581
00:29:54,826 --> 00:29:56,577
من تو رو بازداشت مي کنم

582
00:29:56,644 --> 00:29:58,496
چي... براي چي؟

583
00:29:58,580 --> 00:30:00,414
ما در موردش تو اداره پليس حرف مي زنيم

584
00:30:00,870 --> 00:30:02,304
تو بايد همين حالا با من بيايي

585
00:30:02,371 --> 00:30:03,872
اين طرف
باشه

586
00:30:03,923 --> 00:30:06,258
خانمها و آقايان،تا ده دقيقه ديگه

587
00:30:06,342 --> 00:30:08,543
ما قهرمانان هيون را پاس خواهيم داشت

588
00:30:08,594 --> 00:30:11,096
با مراسم اهدا مدال به آتش نشانان شجاع هيون

589
00:30:11,180 --> 00:30:14,015
يک مدال، من نبايد مدالي مي گرفتم

590
00:30:14,067 --> 00:30:15,383
اين طرف، بزن بريم، بجنب

591
00:30:15,435 --> 00:30:17,652
چه کار اشتباهي کردم؟
هيچي

592
00:30:17,720 --> 00:30:19,548
تو هيچکاري نکردي
واقعا؟ تو هم اينطوري فکر مي کني؟

593
00:30:19,572 --> 00:30:22,107
تو هم فکر مي کني من يه قهرمانم؟

594
00:30:22,191 --> 00:30:23,325
خب، تو در اشتباهي، باشه؟

595
00:30:23,392 --> 00:30:26,895
درست مثل بقيه اونا

596
00:30:26,946 --> 00:30:28,947
اوه، نه

597
00:30:40,597 --> 00:30:41,747
نيتن پيداش کرد

598
00:30:41,798 --> 00:30:44,633
بله
اون خوبه، درسته؟

599
00:30:44,718 --> 00:30:45,985
معمولا

600
00:30:46,052 --> 00:30:47,052
اون اينجاست

601
00:30:47,086 --> 00:30:48,137
!هي

602
00:30:48,221 --> 00:30:49,388
تو بوسيله من گرفته نمي شي

603
00:30:49,439 --> 00:30:51,089
حرکت کن، کراکر

604
00:30:51,141 --> 00:30:52,858
يه تماس از من و دان کيتن بيهوشه

605
00:30:52,926 --> 00:30:54,226
يا تو به اندازه کافي سريع نيستي

606
00:30:54,277 --> 00:30:55,895
اون به همه شک وارد مي کنه و مي سوزوندشون

607
00:30:55,946 --> 00:30:57,530
از سر راهم برو کنار

608
00:30:57,597 --> 00:30:58,647
اون اتفاق نمي افته

609
00:30:58,732 --> 00:31:00,533
نظر خوبيه

610
00:31:00,600 --> 00:31:03,786
از سر راه برو کنار

611
00:31:05,438 --> 00:31:07,740
تو به يه زن بي دفاع شليک مي کني؟

612
00:31:07,791 --> 00:31:09,792
دوبار؟
سومين بار جذاب بود

613
00:31:09,876 --> 00:31:13,212
هي، اونو تحت فشار نزار، مطمئنم که دليل خوبي داشته

614
00:31:13,279 --> 00:31:15,948
باشه؟

615
00:31:15,999 --> 00:31:18,551
باشه

616
00:31:18,618 --> 00:31:22,137
حالا تو نيتن رو تنها مي زاري

617
00:31:24,641 --> 00:31:26,559
چه اتفاقي داره مي افته؟
دان، تو دردسر زده هستي

618
00:31:26,626 --> 00:31:31,230
مي دونم که به ياد نمي ياري که اون کارو کردي، اما ببين

619
00:31:35,101 --> 00:31:37,135
من اينکارو با تو کردم؟

620
00:31:37,187 --> 00:31:38,971
من قبولش نمي کنم

621
00:31:39,022 --> 00:31:40,406
مي دونم قبول کردنش سخته

622
00:31:40,473 --> 00:31:42,825
اما اون حقيقته

623
00:31:42,909 --> 00:31:45,110
آخرين بار کي سالي ماريگولد رو ديدي؟

624
00:31:45,161 --> 00:31:47,997
در باغ مجسمه ها

625
00:31:48,081 --> 00:31:49,509
اون از من خواست مدال بيل رو قبول کنم

626
00:31:49,533 --> 00:31:51,417
و اون راننده تاکسي؟

627
00:31:51,484 --> 00:31:54,503
اون به من يه سواري رايگان داد

628
00:31:54,588 --> 00:31:56,589
اون به من گفت قهرمانان در تاکسي پول نمي دن

629
00:31:56,656 --> 00:31:59,291
و در کافي شاپ، اونا تو رو پاس مي داشتن، درسته؟

630
00:31:59,342 --> 00:32:02,127
تمام اون محل اينکارو کردند

631
00:32:02,178 --> 00:32:05,330
و حالا اونا مرده اند؟

632
00:32:05,382 --> 00:32:08,834
اون همش تقصير من بود بخاطر اون کاري که با بيل کردم

633
00:32:08,885 --> 00:32:10,970
نه، مرگ بيل تقصير تو نبود

634
00:32:11,021 --> 00:32:12,838
به گفتن اون ادامه مي دي
چون حقيقت داره

635
00:32:12,889 --> 00:32:14,139
بيل همکارم بود و مرده

636
00:32:14,190 --> 00:32:17,175
چطوري اون تقصير من نبود؟

637
00:32:28,371 --> 00:32:33,659
دان، گاهي وقتها چيزاي بد براي آدماي خوب پيش مي يان

638
00:32:33,911 --> 00:32:36,062
بخصوص در اين شهر

639
00:32:36,113 --> 00:32:38,198
اما گناه، مهم نيست

640
00:32:38,249 --> 00:32:43,119
انجام دادن کار درست الان مهمه

641
00:32:43,204 --> 00:32:45,338
من هم همکارمو از دست دادم

642
00:32:45,405 --> 00:32:48,958
آن وحشتناک بود و اون هر روز اذيت مي کنه

643
00:32:49,043 --> 00:32:51,711
اما همکارانمون نمي خوان که چيزا رو بهتر کنيم

644
00:32:51,762 --> 00:32:53,190
اونا از ما مي خوان که کار بهترو بکنيم

645
00:32:53,214 --> 00:32:54,848
اين همون چيزيه که بيل مي خواست

646
00:32:54,915 --> 00:32:57,917
اون تمام چيزيه که ما مي تونيم انجام بديم

647
00:33:02,056 --> 00:33:05,058
من مي خوام چيزا بهتر شن

648
00:33:26,163 --> 00:33:28,081
فقط منتظر دستورات باش

649
00:33:28,132 --> 00:33:29,415
من از اينجا مي برمت بيرون

650
00:33:29,466 --> 00:33:31,551
دووايت

651
00:33:31,618 --> 00:33:34,921
دان، اشکالي نداره

652
00:33:46,817 --> 00:33:47,934
حالت خوبه؟

653
00:33:47,985 --> 00:33:50,904
بله

654
00:33:56,110 --> 00:33:59,579
براي پشتيبانيت ممنون

655
00:33:59,646 --> 00:34:01,447
اون احمقانه بود

656
00:34:01,498 --> 00:34:03,750
تو مي تونستي بميري، چرا اينکارو کردي؟

657
00:34:03,817 --> 00:34:05,057
چون اون مي خواد به مردم کمک کنه

658
00:34:05,119 --> 00:34:06,119
اشتباه

659
00:34:06,170 --> 00:34:08,872
اون وانمود مي کرد به مردم کمک مي کنه

660
00:34:08,956 --> 00:34:10,790
اما هر کاري که اون مي کرد بخاطر آدري بود

661
00:34:10,841 --> 00:34:14,043
تو وانمود مي کردي عاشق مني

662
00:34:14,128 --> 00:34:15,494
...تو انبار رو نابود کردي

663
00:34:15,546 --> 00:34:17,463
تنها شانسمون براي پايان دادن به دردسرها رو

664
00:34:19,821 --> 00:34:22,483
تو همه ما رو لعنت کردي

665
00:34:22,484 --> 00:34:24,028
پس نقش يه آدم خوب رو بازي کن، اما همه ما مي دونيم

666
00:34:24,052 --> 00:34:26,320
...تو فقط بخاطر يه دليل اينکارو مي کني

667
00:34:26,388 --> 00:34:29,690
آدري پارکر

668
00:34:29,741 --> 00:34:32,726
نمي تونم صبر کنم تا ببينم اون به دردسرات پايان مي ده

669
00:34:34,446 --> 00:34:36,414
هي

670
00:34:39,067 --> 00:34:40,567
اون در اشتباهه

671
00:34:40,619 --> 00:34:41,953
ما به مردم اين اطراف کمک مي کرديم

672
00:34:42,037 --> 00:34:45,172
خيلي قبل از اينکه مو طلايي به شهر بياد

673
00:34:46,925 --> 00:34:49,377
بايد پيداش کنيم

674
00:34:49,428 --> 00:34:52,913
اگه اون هنوز اون بيرونه پس چرا تا حالا برنگشته؟

675
00:34:54,599 --> 00:34:58,252
من زندانها، بيمارستانا و حتي سردخونه ها رو چک کردم

676
00:34:58,303 --> 00:35:01,922
شايد آدري نمي دونه که کيه

677
00:35:01,974 --> 00:35:04,308
ما مي تونيم با حقيقت روبرو بشيم

678
00:35:04,393 --> 00:35:07,261
که انبار به اون يه هويت جديد داده

679
00:35:07,312 --> 00:35:10,364
قبل از اينکه اونو بيرون بيندازه

680
00:35:13,785 --> 00:35:15,936
بزن بريم

681
00:35:15,988 --> 00:35:18,322
منطقيه و ما اونو مجروح مي کنيم

682
00:35:18,407 --> 00:35:20,408
پليسا در راهند

683
00:35:20,459 --> 00:35:23,744
نمي خوام يک گلوله به سرت شليک کنم

684
00:35:23,795 --> 00:35:26,414
باشه، من... من مي رم

685
00:35:26,465 --> 00:35:30,751
...اون هنوز فکر مي کنه که يه متصدي باره، پس

686
00:35:30,802 --> 00:35:33,054
متاسفم، من نتونستم کمک کنم

687
00:35:35,674 --> 00:35:38,342
هيچکي؟

688
00:35:38,427 --> 00:35:40,461
اونا اين يارو رو مي کشن

689
00:35:40,512 --> 00:35:42,963
...تو

690
00:35:42,963 --> 00:35:52,963
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

691
00:36:10,325 --> 00:36:13,427
بزاريد بره

692
00:36:17,279 --> 00:36:18,913
بزارش کنار

693
00:36:20,415 --> 00:36:23,751
از بار من بريد بيرون

694
00:36:31,460 --> 00:36:34,178
!بيرون

695
00:36:50,279 --> 00:36:53,597
من چطوري اون کارو کردم؟

696
00:36:53,649 --> 00:36:57,234
هنوز فکر مي کني يه متصدي بار هستي؟

697
00:37:23,812 --> 00:37:25,796
يه کمي عجيب بود که برگشتي اونجا

698
00:37:25,847 --> 00:37:27,231
هومم

699
00:37:27,298 --> 00:37:28,799
اميدوارم که بهت صدمه نزده باشه

700
00:37:28,850 --> 00:37:31,969
نه، من اين احساس رو ندارم

701
00:37:32,020 --> 00:37:35,439
من هيچي  حس نمي کنم

702
00:37:35,490 --> 00:37:36,857
اون دردسره منه

703
00:37:36,942 --> 00:37:38,809
تو دردسر زده هستي؟

704
00:37:38,860 --> 00:37:40,477
اوهوم

705
00:37:40,529 --> 00:37:43,698
تو پسري هستي که دوک درباره اش به من گفت

706
00:37:43,782 --> 00:37:46,751
که تو سورتمه سواري بازوش رو شکست

707
00:37:49,755 --> 00:37:52,990
متاسفم
نباش

708
00:37:53,041 --> 00:37:54,792
اگه من طبيعي بودم نمي تونستم

709
00:37:54,843 --> 00:37:57,795
اونجا به دان کمک کنم

710
00:37:57,846 --> 00:38:02,600
خب، پس حدس مي زنم منهم از اينکه طبيعي نيستم خوشحالم

711
00:38:14,679 --> 00:38:17,008
خب حدس مي زنم روز موسسين رو جشن مي گيريم
(يکي از تعطيلات مربوط به انقلاب آمريکا)

712
00:38:17,032 --> 00:38:19,784
موسسين، بله

713
00:38:19,851 --> 00:38:23,237
!اونو در حال کوبيدن پيمانکارم يافتم

714
00:38:23,321 --> 00:38:24,622
خب، اون خوبه

715
00:38:24,689 --> 00:38:26,523
تو پروسه درمان رو شروع کردي

716
00:38:26,575 --> 00:38:30,861
گوش کن، من واقعا خوشحالم که اينجام

717
00:38:30,912 --> 00:38:32,663
اين درسته؟

718
00:38:32,714 --> 00:38:34,915
نه، منظورم اينه که من به ديدنت مي اومدم

719
00:38:35,000 --> 00:38:36,667
وقتي که بچه بوديم، اينو مي دوني

720
00:38:36,718 --> 00:38:38,219
اما واقعا همديگرو نشناختيم، درسته؟

721
00:38:38,303 --> 00:38:40,755
بابا هميشه اونو يه رقابت مي کرد

722
00:38:40,839 --> 00:38:43,040
اما تو بردي، باشه؟

723
00:38:43,091 --> 00:38:45,009
من هميشه بچه مامان بودم

724
00:38:45,410 --> 00:38:47,561
اما بابا عاشقت بود

725
00:38:47,612 --> 00:38:51,231
تو... تو ماله اون بودي

726
00:38:55,069 --> 00:38:59,039
همه شما گرفتاريد؟

727
00:38:59,090 --> 00:39:02,626
ويد، بهم اعتماد کن، تو بردي

728
00:39:02,710 --> 00:39:06,046
نه، نه، نه، ما فقط بايد به مردم نشون بوديم چي چي بود، باشه؟

729
00:39:06,097 --> 00:39:07,464
تو و من

730
00:39:07,549 --> 00:39:10,184
برادران کراکر دوباره سواري مي کنند

731
00:39:10,251 --> 00:39:11,769
تو خيلي مستي

732
00:39:11,853 --> 00:39:16,557
نه، جدي مي گم، باشه، وکيل تماس گرفت

733
00:39:16,608 --> 00:39:18,275
گفت مراحل طلاق يه مدتي زمان مي بره

734
00:39:18,359 --> 00:39:19,926
پس من تو روي پيشنهادت فکر مي کنم

735
00:39:19,978 --> 00:39:22,429
و توي هيون مي مونم

736
00:39:22,480 --> 00:39:24,865
نه، ويد، اون واقعا يه پيشنهاد

737
00:39:27,652 --> 00:39:29,703
به سلامتي برادر کوچک، دوک کراکر

738
00:39:32,123 --> 00:39:36,660
اون منو آورد تو، اينجا هم حق زندگي داد

739
00:39:36,744 --> 00:39:38,962
نوبت بعدي با منه

740
00:39:43,418 --> 00:39:45,169
بنظر مي رسه برادرت هنوز داره

741
00:39:45,253 --> 00:39:47,721
از اوقاتش در هيون لذت مي بره

742
00:40:10,645 --> 00:40:12,613
هي

743
00:40:16,817 --> 00:40:21,455
روزي که براي بار اول شروع به شنيدن صداها... صداي تو کردم

744
00:40:23,875 --> 00:40:26,043
وحشتناک ترين روز در زندگيم بود

745
00:40:26,127 --> 00:40:28,879
احساس يه ماهي رو داشتم که بسرعت از آب بيرون کشيده شده بود

746
00:40:28,963 --> 00:40:32,850
ديوونه، خل، بدون توان

747
00:40:36,187 --> 00:40:38,939
نمي خوام دوباره اين احساس رو داشته باشم

748
00:40:39,006 --> 00:40:44,862
اما امروز فهميدم که آدري چقدر مهمه

749
00:40:44,946 --> 00:40:47,681
و چرا هيون بشدت به اون نياز داره

750
00:40:47,732 --> 00:40:51,652
...اگه من بتونم چيزي به ياد بيارم که به برگشتن اون کمک کنه

751
00:40:57,408 --> 00:40:59,576
مي دوني، لازم نيست که حقيقتا خودتو به اون راه بکشوني

752
00:40:59,661 --> 00:41:03,380
تو فقط مي تونستي اونا رو براي روز مبادا به من بدي

753
00:41:03,464 --> 00:41:06,700
تو کسي هستي که مرتب مي گي من ديوونه نيستم

754
00:41:06,751 --> 00:41:09,536
من دردسر زده ام

755
00:41:09,587 --> 00:41:11,555
تو هستي

756
00:41:13,541 --> 00:41:17,544
و دردسري که مي تونيم حل کنيم

757
00:41:17,795 --> 00:41:20,263
معمولا

758
00:41:27,939 --> 00:41:29,088
مي بيني؟

759
00:41:29,140 --> 00:41:30,774
تو فقط يک متصدي بار نيستي

760
00:41:30,858 --> 00:41:33,498
و اون يک کاسمو نبود که بسرعت آماده کردي
(کاسمو: نوعي مشروب با ودکا)

761
00:41:33,561 --> 00:41:35,261
اون يه اسلحه حرفه اي نيمه خودکار بود

762
00:41:35,313 --> 00:41:38,865
و تو در کمتر از 10 ثانيه سر همش کردي

763
00:41:38,933 --> 00:41:40,484
که زمان اونه که به من بگي

764
00:41:40,568 --> 00:41:42,202
فکر مي کني من واقعا کي هستم

765
00:41:42,269 --> 00:41:46,206
مي دونم تو کي هستي

766
00:41:46,273 --> 00:41:50,944
اما اگه بهت بگم، راه برگشتي وجود نداره

767
00:42:07,200 --> 00:42:22,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

