﻿1
00:00:00,766 --> 00:00:02,742
قبلاً در "هيون" اتفاق افتاد

2
00:00:03,908 --> 00:00:06,483
تو کي هستي؟ FBI-
پليس "هيون"،تو کي هستي؟

3
00:00:06,484 --> 00:00:09,038
مگه کري؟،FBI-
...رئيس "وارنوس" اين-

4
00:00:09,039 --> 00:00:13,380
"مامور ويژه "آدري پارکر-
رد اسلحه رو پيدا کردند،صاحبش رو ميشناسم-

5
00:00:13,381 --> 00:00:15,271
"دوک کراکر"

6
00:00:16,935 --> 00:00:19,449
تو لباسهامو در آوردي-
من زندگيت رو نجات دادم-

7
00:00:19,450 --> 00:00:21,798
تو بايد دوک باشي-
!واي-

8
00:00:21,799 --> 00:00:25,535
متاسفم، حالت خوبه؟-
اشکال نداره،حسش نکردم-

9
00:00:25,536 --> 00:00:27,472
تو واقعاً درد رو حس نميکني؟-
نه-

10
00:00:27,473 --> 00:00:30,518
"ديو تيگز" و اينم برادرم "وينس"،"ناشران روزنامه "هيون هرالد"-

11
00:00:30,519 --> 00:00:32,955
به همين دليل بوده که حس کردم برام آشنايي

12
00:00:32,956 --> 00:00:35,143
اون شبيه به توئه-
آره،ميدونم-

13
00:00:35,144 --> 00:00:38,092
اون مرخصي که هيچ وقت نگرفتم رو يادته؟
به چند هفته اش احتياج دارم

14
00:00:38,093 --> 00:00:42,123
يه چيزي هست که بايد بررسيش کنم-
اون ميمونه-

15
00:00:42,124 --> 00:00:44,354
شايد بتونه در مشکلاتت کمکت کنه

16
00:00:58,826 --> 00:01:00,481
باز ديرم شد.اوتيس

17
00:01:00,482 --> 00:01:02,724
فردا برميگردم تا صورت حساب هاي اين هفته رو تموم کنم

18
00:01:02,725 --> 00:01:05,608
"خوبه،"هانا-
پدر-

19
00:01:05,609 --> 00:01:09,327
انگار گفته بودي که ديگه اينجا کار نميکني-
خوب،من... خيلي کار نميکنم-

20
00:01:09,328 --> 00:01:12,872
تو بايد اين وقت رو با بابي بگذروني
يا مشغول کاراي داوطلبانه باشي

21
00:01:12,873 --> 00:01:17,075
نه اينکه وقتت رو تو اين بار خراب شده تلف کني-
!هي! حرف دهنت رو بفهم-

22
00:01:17,076 --> 00:01:22,303
ببين،تو اگه ميخواي وقتت رو صرف فروختن سم به
اين آدمهاي مفلوک بکني،به خودت مربوطه

23
00:01:22,304 --> 00:01:25,209
اما اينکه دخترم وقتشو با حسابداري
واسه تو تلف کنه به من مربوطه

24
00:01:25,210 --> 00:01:27,912
بيا تو، من برات يه نوشيدني ميخرم

25
00:01:27,913 --> 00:01:31,023
تا جائي که يادمه مشروبت رو با يخ ميخوردي

26
00:01:35,072 --> 00:01:37,274
"حواستو جمع کن ، "اوتيس

27
00:01:37,275 --> 00:01:38,986
هانا" بيا بريم"

28
00:01:40,862 --> 00:01:43,862
بيا عزيزم متاسفم

29
00:01:43,862 --> 00:01:53,862
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

30
00:02:26,195 --> 00:02:28,812
!اين ديگه چه کوفتيه؟

31
00:02:29,428 --> 00:02:37,428
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

32
00:02:56,700 --> 00:02:59,777
قسمت دوم از فصل اول
"پروانه"

33
00:03:06,556 --> 00:03:09,911
چي؟ ساندويچ کوفته؟

34
00:03:09,912 --> 00:03:12,629
اين رو از کي توي منوي غذاها گذاشتن؟

35
00:03:16,317 --> 00:03:18,937
" خب،صبح تو هم بخير "مامور پارکر

36
00:03:18,938 --> 00:03:21,344
من ميخوام بيشتر راجع به اين زن بدونم

37
00:03:21,345 --> 00:03:25,282
خوبم،خيلي ممنون. نظر لطفته که حالم رو ميپرسي

38
00:03:25,283 --> 00:03:27,197
من نميدونستم که هنوز تو شهر مايي

39
00:03:27,198 --> 00:03:30,992
همش همين؟
پليس محلي به من بي توجهي ميکنه؟

40
00:03:30,993 --> 00:03:33,250
فقط دنبال يه کم برخورد انساني بودم

41
00:03:34,938 --> 00:03:37,115
خب،ميدونيد چيه؟

42
00:03:38,162 --> 00:03:41,357
برخورد من بد بود،بذاريد دوباره شروع کنم

43
00:03:42,498 --> 00:03:44,742
در اين عکس، شما يک پليس محلي بوديد درسته؟

44
00:03:44,743 --> 00:03:48,661
اظهارنامه و يا شهادتي از اون زن گرفتيد؟-
شايد،مربوط به خيلي وقت پيشه-

45
00:03:48,662 --> 00:03:53,386
مدرکي نداريد؟-
بازم ميگم مربوط به خيلي وقت پيشه-

46
00:03:53,387 --> 00:03:55,889
شهر خيلي جالبي داريد

47
00:03:55,890 --> 00:03:59,610
بهتره بگي بي همتا
حالا منظور خاصي داري؟

48
00:03:59,611 --> 00:04:01,922
من اخيرا کمک بزرگ و ارزشمندي براتون بودم

49
00:04:01,923 --> 00:04:05,129
و اميدوار بودم شايد برام تلافي کنيد

50
00:04:05,130 --> 00:04:08,261
خب اين غير قانونيه-
فقط دنبال يه کم برخورد انساني بودم-

51
00:04:09,308 --> 00:04:13,870
خيله خب،باشه. ولي چند روز طول ميکشه

52
00:04:13,871 --> 00:04:17,946
چه مدت ميخواي تو شهر بموني؟-
ديگه اين به شما بستگي داره-

53
00:04:17,947 --> 00:04:21,546
...فقط آروم باش و خوش بگذرون . تو بايد حتماً به

54
00:04:21,547 --> 00:04:24,376
مزرعه گوزنهاي "هيون" بري،نبايد از دستش بدي

55
00:04:24,377 --> 00:04:28,165
از تعطيلاتت لذت ببر-
من براي تعطيلات اينجا نيستم-

56
00:04:28,166 --> 00:04:31,135
پس اينو يه فرصت براي يادگيري درنظربگير

57
00:04:31,136 --> 00:04:32,244
!پدر

58
00:04:33,705 --> 00:04:36,724
سلام-
تو هنوز تو "هيون" هستي

59
00:04:36,725 --> 00:04:39,662
خوب ظاهراً در دوران مرخصي ام

60
00:04:42,725 --> 00:04:47,414
در واقع من دارم دنبال زني که در
تصوير بود ميگردم،زيادم موفق نيستم

61
00:04:47,415 --> 00:04:49,313
"چه کاري ميتونم برات بکنم "نيتن

62
00:04:49,314 --> 00:04:53,203
يه اتفاق عجيب در "راست باکت" افتاده
دارم ميرم اونجا

63
00:04:53,204 --> 00:04:55,000
هي،منم ميتونم بيام؟

64
00:04:55,001 --> 00:04:58,784
من زياد به موزه گوزنها علاقه ندارم-
اون يه مزرعست-

65
00:04:58,785 --> 00:05:01,393
... مزرعه،گالري يا موزه
ميتونم بيام؟

66
00:05:01,394 --> 00:05:04,478
...خب-
فکر کنم فکر خوبيه-

67
00:05:04,479 --> 00:05:07,657
نيتن" مي تونه هر چقدر ميخواد کمک بگيره"

68
00:05:08,698 --> 00:05:10,128
بفرما بريم

69
00:05:16,701 --> 00:05:18,576
...بالاخره راحت شدم

70
00:05:23,461 --> 00:05:26,843
...خب،اولين سوال اينه که

71
00:05:26,844 --> 00:05:29,200
چرا بايد اونجا يه توپ بزرگ فلزي باشه؟

72
00:05:29,201 --> 00:05:31,615
همه اون توپ رو مي شناسن

73
00:05:31,616 --> 00:05:35,262
سوال دوم: يه توپ فلزي بزرگ هست
که همه ميشناسن؟!

74
00:05:35,263 --> 00:05:38,738
اين بخشي از مجسمه ايه که در خيابان "گرين" نصب شده

75
00:05:38,739 --> 00:05:40,685
خيلي قديميه

76
00:05:40,686 --> 00:05:43,658
هر سال،سال آخريهاي دبيرستان
سعي ميکنند که بدزدنش

77
00:05:43,659 --> 00:05:45,220
اما موفق نميشن و  به جاش يه چيز ديگه برمي دارن

78
00:05:45,221 --> 00:05:49,137
... و موفق نميشن چون-
اين يه توپ برنزي سنگينه-

79
00:05:49,138 --> 00:05:52,074
يکي بايد خسارت اين رو بده-
ببخشيد،آقا-

80
00:05:52,075 --> 00:05:56,546
من مامور...آه...افسر "پارکر" هستم
"از اداره پليس "هيون

81
00:05:56,547 --> 00:05:58,606
شما شاهد حادثه بوديد؟

82
00:05:58,607 --> 00:06:01,467
بله،يک توپ بزرگ فلزي به ساختمان من برخورد کرد

83
00:06:01,468 --> 00:06:04,182
کسي داشت هلش ميداد؟ و يا
از عقب يه ماشين پرتش کردن؟

84
00:06:04,183 --> 00:06:07,463
فقط يه توپ بود که داشت غلت ميخورد-
کس خاصي هست که-

85
00:06:07,464 --> 00:06:10,229
اخيراً از دستتون ناراحت بوده باشه؟

86
00:06:10,230 --> 00:06:12,948
اد دريسکول" ديشب با من دعوا ميکرد"

87
00:06:12,949 --> 00:06:14,330
دريسکول" اينجا بوده؟"

88
00:06:14,331 --> 00:06:18,612
آره،از وقتي که الکل رو ترک
کرده ديگه اينجا رو دوست نداره

89
00:06:18,613 --> 00:06:23,601
تو مي شناسيش؟-
آره و اينم ميدونم که خونه اش در خيابان "گرين" ه

90
00:06:23,602 --> 00:06:26,060
مکاني که توپ تا ديشب اونجا بوده

91
00:06:26,061 --> 00:06:29,438
تو که دروغ نميگي،ميگي؟
در مورد چي؟-

92
00:06:29,439 --> 00:06:31,571
اينکه من دنبال تو راه افتادم

93
00:06:31,572 --> 00:06:34,361
!تو هم يه توپ بزرگ فلزي بزرگي
کي ميتونه در مقابلش مقاومت کنه؟

94
00:06:34,362 --> 00:06:35,690
.دقيقاً

95
00:06:35,691 --> 00:06:38,887
اين توپ چيز پيچيده اي نداره

96
00:06:38,888 --> 00:06:42,573
لايه بيرونيش از جنس برنزه و
حدوداً با 3 تن ماسه پر شده

97
00:06:42,574 --> 00:06:45,316
و چه مدته که اينجاست؟

98
00:06:45,317 --> 00:06:49,130
کليسا در 1968 اون رو خريد
در 1969 نصب شد

99
00:06:49,131 --> 00:06:51,097
بخاطر سنگينيش ديگه حرکتش ندادن

100
00:06:51,098 --> 00:06:55,067
زنجير ها اصلاً زنگ نزده-
من سال گذشته اينها رو وصل کردم-

101
00:06:55,068 --> 00:07:00,044
اين خواسته شرکت جديد بيمه بود.من
بهشون گفتم که توپ جائي نميره

102
00:07:00,045 --> 00:07:02,145
شرط مي بندم که از گفته خودت پشيموني

103
00:07:02,146 --> 00:07:04,192
خب،بيا بريم "دريسکول" رو پيدا کنيم

104
00:07:18,337 --> 00:07:22,257
بهش نمياد آدمي باشه که
اهل دعوا با مسئولين بار باشه

105
00:07:22,258 --> 00:07:24,326
و بخواد ساختمونشون رو خراب کنه

106
00:07:24,327 --> 00:07:26,603
بايد صبر کني تا دهنش رو باز کنه

107
00:07:26,604 --> 00:07:29,861
چرا؟ خيلي خوب ميشناسيش؟-
بيشتر از اونچه  بخوام-

108
00:07:29,862 --> 00:07:32,278
اين بچه ديگه به خدا تعلق داره

109
00:07:32,279 --> 00:07:33,879
آمين

110
00:07:33,880 --> 00:07:37,594
او به همراه ما در راه خدا قدم برميدارد

111
00:07:37,595 --> 00:07:43,747
اين وظيفه تک تک ماست که او را در اين راه نگه داريم

112
00:07:46,005 --> 00:07:52,242
بهترين شانسي که از با خدا بودن نصيب او
خواهد شد اين است که با خداشناسي زندگي ميکند

113
00:07:52,243 --> 00:07:56,697
و از رنج و بي ديني دور خواهد بود

114
00:07:56,698 --> 00:07:58,420
همگي بگوئيد آمين

115
00:07:58,421 --> 00:08:00,631
آمين

116
00:08:09,644 --> 00:08:15,799
هيون" براي پرورش خانواده جاي خوبيه"

117
00:08:15,800 --> 00:08:18,713
اما من و شما ميدونيم

118
00:08:18,714 --> 00:08:22,684
که پر شده از بي ديني

119
00:08:22,685 --> 00:08:25,973
همگي بگوئيد آمين-
آمين-

120
00:08:32,737 --> 00:08:35,838
اين ديگه چه کوفتي بود؟-
من با آقاي کشيش خاطرات زيادي دارم-

121
00:08:35,839 --> 00:08:37,918
خب نميتونستي قبلاً بهم بگي؟

122
00:08:37,919 --> 00:08:41,035
فکر کنم بايد ميگفتم-
آره بايد ميگفتي-

123
00:08:41,036 --> 00:08:43,691
خب،دربارش چي ميدوني؟

124
00:08:43,692 --> 00:08:46,270
اون يه احمق خشکه مقدس
خودبزرگ بينه

125
00:08:46,271 --> 00:08:49,573
تا اونجايي که ميدونم هيچوقت خشن نبوده
هميشه فقط عصباني بوده

126
00:08:49,574 --> 00:08:52,150
از وقتي زنش مرده همينجوري بوده

127
00:08:52,151 --> 00:08:57,104
ميتوني اين مسئله رو براي خودت نگه
داري تا بريم با کشيش صحبت کنيم؟

128
00:09:12,550 --> 00:09:14,590
کسي هست؟

129
00:09:18,050 --> 00:09:19,980
با عجله کليسا رو ترک کردي

130
00:09:19,981 --> 00:09:24,670
و تو هم بايد مامور "پارکر" باشي-
انگار از دور حواست به من هست کشيش-

131
00:09:24,671 --> 00:09:28,292
شما بخاطر مجسمه اينجائيد-
درباره بار "راست باکت" به من بگو-

132
00:09:28,293 --> 00:09:33,831
اونجا مثل يه گنداب ميمونه،يکي تو
اين شهر به ما لطف کرده و خرابش کرده

133
00:09:33,832 --> 00:09:36,364
اون يه نفر توئي؟

134
00:09:36,365 --> 00:09:38,100
"مامور "پارکر

135
00:09:38,101 --> 00:09:40,061
...تا حالا اين موقعيت پيش اومده که

136
00:09:40,062 --> 00:09:44,542
يه نفر تو شهر درست و حسابي بهت خوش آمد بگه؟-
به سوال "نيتن"جواب بده-

137
00:09:44,543 --> 00:09:48,292
من هيچ نوعي از خشونت رو نمي پذيرم

138
00:09:48,293 --> 00:09:50,347
اگه من ميخواستم بار رو خراب کنم

139
00:09:50,348 --> 00:09:52,988
به نظرت از مجسمه کليسا استفاده ميکردم؟

140
00:09:52,989 --> 00:09:55,994
پس چرا ديشب داشتيد سر صاحب بار داد ميزديد؟

141
00:09:55,995 --> 00:09:59,213
" به موقع پرسيدي! "هانا

142
00:09:59,214 --> 00:10:00,906
"مامور ويژه "پارکر

143
00:10:00,907 --> 00:10:05,016
"اين دخترم "هانا" و اينم پسرخواندش "بابي

144
00:10:06,709 --> 00:10:10,596
بابي" بهت گفته بودم اون دوچرخه رو کلسيا نيارٍ"

145
00:10:10,597 --> 00:10:12,667
ببخشيد...يادم رفت

146
00:10:12,668 --> 00:10:16,808
هانا" ميتوني به مامور "پارکر" بگي که"

147
00:10:16,809 --> 00:10:21,117
چرا من ديشب در بار ابراز ناخشنودي کردم؟

148
00:10:21,118 --> 00:10:23,609
خب،ترجيح ميدم نگم

149
00:10:23,610 --> 00:10:26,810
دخترم کار کردنش در بار رو از من مخفي ميکرده

150
00:10:26,811 --> 00:10:30,889
و من اونجا رفتم تا اون رو برگردونم
که کاري بکنه که در راه خدا باشه

151
00:10:30,890 --> 00:10:33,175
اون ميتونه از استعدادهاش جاي بهتري استفاده کنه

152
00:10:33,176 --> 00:10:37,095
پدر همه در سالن پذيرايي منتظر شمان

153
00:10:37,096 --> 00:10:38,956
نداي وظيفه

154
00:10:38,957 --> 00:10:41,895
هانا" تو چيز خاصي داري که"
بخواي درباره اتفاقي که در

155
00:10:41,896 --> 00:10:46,233
بار "راست باکت" افتاده حرف بزني؟ -
نه، متاسفم -

156
00:10:46,234 --> 00:10:49,849
ما کارمون رو اونجا انجام داديم و ساعت ها قبل از
اين اتفاق اونجا رو ترک کرديم

157
00:10:49,850 --> 00:10:52,748
بابي" تو چيزي شنيدي؟"-
نه آقا-

158
00:10:52,749 --> 00:10:56,664
ميشه اگه چيزي شنيدي به ما اطلاع بدي؟-
" حتماً "نيتن-

159
00:10:58,348 --> 00:11:00,013
"مامور "پارکر-

160
00:11:00,014 --> 00:11:03,652
دختر من "هانا" يکشنبه شب ها

161
00:11:03,653 --> 00:11:06,629
غذاي دريايي عالي درست ميکنه،پس اگه وقت داشتي

162
00:11:06,630 --> 00:11:09,551
خوشحال ميشيم که بخاطر اومدنت به شهرمون
يه خوش آمد درست و حسابي بهت بگيم

163
00:11:09,552 --> 00:11:11,555
ممنون،ولي من فعلاً

164
00:11:11,556 --> 00:11:14,927
بايد مسائل مربوط به اين
توپ گنده رو بررسي کنم

165
00:11:16,513 --> 00:11:22,585
و فکر هم نميکنم شما درباره علت اومدنتون به بار
همه چيز رو کاملاً به ما گفته باشيد

166
00:11:23,210 --> 00:11:27,299
آدري" تو اهل اينجا نيستي"

167
00:11:27,939 --> 00:11:30,774
و من دوست دارم با ديد مثبت بهت نگاه کنم

168
00:11:30,775 --> 00:11:32,848
ولي بذار يه چيزي رو روشن کنم

169
00:11:32,849 --> 00:11:36,607
بعد از اين ديگه به هيچ
سوالي دراين باره جواب نميدم

170
00:11:39,044 --> 00:11:42,183
!چه آدم دوست داشتني

171
00:11:42,184 --> 00:11:46,334
خب،قضيه بين تو و دخترش چيه؟

172
00:11:47,154 --> 00:11:49,623
"من بدون اجازه پدرش،"هانا
رو به  مجلس رقص دبيرستان دعوت کردم

173
00:11:49,624 --> 00:11:53,958
پدرش فهميد و گفت اون نميتونه بياد

174
00:11:53,959 --> 00:11:57,737
پس به خاطراينه که کشيش اصلاً نگاهت نميکنه؟

175
00:11:57,738 --> 00:11:59,912
هم اون و اينکه ما هم بهش اهميت نداديم

176
00:11:59,913 --> 00:12:03,555
و رفتيم شهاب بارانو ديديم -
و ديگه...؟ -

177
00:12:03,556 --> 00:12:08,422
و ديدن شهاب باران وقتي لخت باشي باحالتره

178
00:12:08,423 --> 00:12:10,220
"نيتن وارنوس"

179
00:12:10,221 --> 00:12:12,798
قضيه همون پسر نوجووني که ميخواد
لباساي دخترتو جر بده

180
00:12:12,799 --> 00:12:16,291
نه، ديدن شهاب باران فکر من بود
.بقيه اش فکر اون

181
00:12:48,960 --> 00:12:52,437
تو لياقتت بيشتر از پلي استره

182
00:12:52,437 --> 00:13:02,437
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

183
00:13:33,086 --> 00:13:34,578
الو

184
00:13:34,579 --> 00:13:39,022
نيتـ...ـن-
پارکر-

185
00:13:39,023 --> 00:13:41,210
!آدري

186
00:13:45,289 --> 00:13:47,546
من تو تعطيلاتم چيکار کردم؟

187
00:13:47,547 --> 00:13:51,382
من تو يه پيله زنداني شدم، تو اومدي
و من رو بيرون آوردي.چيز مهمي نيست

188
00:13:51,383 --> 00:13:56,815
منم هنوزم فکر ميکنم تو بايد معاينه بشي-
ببين،من زنده ام،باشه؟-

189
00:13:56,816 --> 00:13:59,735
ميدونم فکر ميکني مسخرست ولي وقتي بهش فکر ميکنم

190
00:13:59,736 --> 00:14:02,641
ميدونم که کار کشيشه،اون پروانه جمع ميکنه

191
00:14:02,642 --> 00:14:05,431
و منم قبل از اينکه برم تو پيله يه پروانه ديدم

192
00:14:05,432 --> 00:14:08,603
خدايا،باورم نميشه دارم اينو ميگم-
منم همينطور-

193
00:14:08,604 --> 00:14:12,492
ببين،تو ميتوني منکر اتفاقات
عجيبي که اينجا رخ ميده بشيٍ

194
00:14:12,493 --> 00:14:15,326
ولي بايد به کشيش حسابي فشار بياريم

195
00:14:15,327 --> 00:14:16,857
چي ميخواي بگي؟

196
00:14:16,858 --> 00:14:19,589
"تو من رو توي يه پيله زندوني کردي،اعتراف کن؟"

197
00:14:19,590 --> 00:14:21,417
آره انگار حق با توئه

198
00:14:21,418 --> 00:14:23,816
بايد با "هانا" در غياب کشيش صحبت کنيم

199
00:14:23,817 --> 00:14:26,391
من با کليسا تماس گرفتم،اون
الان تو بانک تغذيه ست

200
00:14:26,392 --> 00:14:30,054
روزهاي خوشش موقعيه که پدرش يه جاي ديگه باشه-
اونا اينو گفتن؟-

201
00:14:30,055 --> 00:14:34,071
خب،خودم اين تيکه رو اضافه کردم

202
00:14:43,323 --> 00:14:45,269
" بگيرش "هاوراد

203
00:14:49,873 --> 00:14:53,967
بابي" من ميخوام يکم استراحت کنم،باشه؟"

204
00:14:53,968 --> 00:14:56,795
ميدوني چيه؟ استراحت خيلي خوبه

205
00:14:56,796 --> 00:14:59,656
هانا" ميتونم يه لحظه باهات تنها صحبت کنم؟"

206
00:14:59,657 --> 00:15:02,304
...خب-
بابي" بيا يه قدمي بزنيم"-

207
00:15:02,828 --> 00:15:04,187
باشه

208
00:15:04,188 --> 00:15:06,405
ممنون

209
00:15:07,132 --> 00:15:11,138
خيلي عاليه که "بابي" هم همراه
تو کارهاي داوطلبانه انجام ميده

210
00:15:11,139 --> 00:15:14,599
خب،راستش اينه که اون از کنار من جم نميخوره

211
00:15:14,600 --> 00:15:18,623
اينکه هر روز صبح ميرسونمش مدرسه
بخاطر اين نيست که ميترسم. باورکن

212
00:15:18,624 --> 00:15:21,224
پس تو مادر خواندشي درسته؟

213
00:15:21,225 --> 00:15:24,452
خب پدرم يک سال پيش اون رو به اينجا آورد

214
00:15:24,453 --> 00:15:25,600
ممنون-

215
00:15:25,601 --> 00:15:30,177
خانواده اش با ماشين تصادف
کردن،"بابي" تنها بازمانده بود

216
00:15:30,178 --> 00:15:34,481
خب،پدرت اون رو اينجا آورده
ولي تو مادر خوانده اشي؟

217
00:15:34,482 --> 00:15:36,244
پدرم حرکات خيلي بزرگي انجام ميده

218
00:15:36,245 --> 00:15:38,782
کارهاي روزمره حوصلشو سر ميبره

219
00:15:38,783 --> 00:15:42,493
آره،مي دوني سرپرست يک بچه شدن

220
00:15:42,494 --> 00:15:44,861
کار فوق العاده قشنگيه

221
00:15:46,142 --> 00:15:49,901
ميدوني؟ فکر نميکردم از عهده اش بر بيام

222
00:15:49,902 --> 00:15:53,418
هر چي که کشيش بخواد همون ميشه

223
00:15:53,419 --> 00:15:56,610
و الان ديگه نميتونم بدون اون(بابي) زندگي کنم

224
00:15:59,110 --> 00:16:01,018
.کشيش خيلي مهربون نيست

225
00:16:01,721 --> 00:16:03,767
اون خوبه

226
00:16:03,768 --> 00:16:07,416
اون وقتي پدر و مادرم مردن من رو به خونه آورد

227
00:16:07,417 --> 00:16:11,525
و فکر کنم من به مدت يک
هفته از اتاقم بيرون نيومدم

228
00:16:11,526 --> 00:16:14,260
و اون مجبورم نکرد که بيرون بيام

229
00:16:14,261 --> 00:16:17,068
بعد از يه مدت ديگه براي صبحونه پائين مي اومدم

230
00:16:17,069 --> 00:16:20,673
و اون به من هيچي نگفت،فقط من رو به مدرسه برد

231
00:16:20,674 --> 00:16:24,362
از اين لحاظ خيلي خوبه-
اون هميشه همينجوري خوبه؟-

232
00:16:26,876 --> 00:16:29,673
بين خودمون ميمونه،قول ميدم

233
00:16:30,962 --> 00:16:33,144
اون اخلاقهاي مختلفي داره

234
00:16:33,145 --> 00:16:38,118
و وقتي که اخلاقش عجيب
...ميشه من فقط ميرم توي اتاقم اما

235
00:16:38,736 --> 00:16:40,728
هانا" تحمل ميکنه"

236
00:16:41,165 --> 00:16:43,585
فکر کنم اون بيشتر به اين حالت عادت داره

237
00:16:43,586 --> 00:16:46,865
پدرت اخلاق بدي داره،مگه نه؟

238
00:16:46,866 --> 00:16:49,637
اون از سوپرايز شدن خوشش نمياد،همين

239
00:16:49,638 --> 00:16:52,872
اون فقط ... محافظه کاره

240
00:16:52,873 --> 00:16:55,715
واسه همين نميخواد تو کار کني؟

241
00:16:58,681 --> 00:17:04,968
ميدونم خيلي رقت انگيزه که جلوش نمي ايستم

242
00:17:04,969 --> 00:17:09,072
هميشه به خودم ميگم اين دفعه ديگه
جوابش رو ميدم،ولي باز هم نميتونم

243
00:17:09,073 --> 00:17:13,326
اگه منو ببخشي... بايد کارم رو تموم کنم

244
00:17:22,044 --> 00:17:24,013
" مامور "پارکر

245
00:17:26,316 --> 00:17:28,690
چطور جرئت ميکني؟-
صبر کن کشيش-

246
00:17:28,691 --> 00:17:31,727
وقتي که دخترم داره در راه
خدمت ميکنه اذيتش ميکنيد؟

247
00:17:31,728 --> 00:17:33,178
دخترت رو کتک زدي کشيش؟

248
00:17:33,179 --> 00:17:35,401
من هيچي رو براي تو توضيح نميدم

249
00:17:35,402 --> 00:17:37,898
"نيتن"-
دارم ميبينم-

250
00:17:37,899 --> 00:17:41,314
چيکار داري ميکني؟... هي؟

251
00:17:41,315 --> 00:17:45,091
آخرين باري که چنين پروانه اي
ديدم،کارم به يه پيله کشيده شد

252
00:17:45,092 --> 00:17:47,097
شماها عقلتون رو از دست داديد؟

253
00:18:04,177 --> 00:18:08,575
چه اتفاقي داره ميفته؟
چه اتفاقي داره ميفته؟

254
00:18:13,967 --> 00:18:17,928
هي،داري چيکار ميکني؟

255
00:18:20,261 --> 00:18:22,089
!برو،برو،برو،برو

256
00:18:36,345 --> 00:18:39,895
حالا فکر ميکني من ديوانه ام؟-
من هيچ وقت نگفتم تو ديوانه اي-

257
00:18:39,896 --> 00:18:42,423
اين اولين اتفاق عجيبي نيست
که در "هيون" رخ داده

258
00:18:42,424 --> 00:18:45,673
من فقط يک هفته ست که اينجام،ميشه تو بگي چه خبره؟

259
00:18:45,674 --> 00:18:48,578
هر شهري چيزهاي عجيب مختص خودش داره

260
00:18:48,579 --> 00:18:51,108
خب،اين شهر خيلي متفاوته

261
00:18:51,109 --> 00:18:56,369
حداقل با من موافقي که اتفاقاتي
که اينجا مي افته عادي نيست؟

262
00:18:56,370 --> 00:18:58,520
بله-
و ما همچنين توافق داريم که-

263
00:18:58,521 --> 00:19:02,239
کار هر کس باشه کار کشيش نيست-
متاسفانه-

264
00:19:02,240 --> 00:19:06,265
پس به اين معناست که کار کس ديگه ايه-
من گفتم "متاسفانه"؟ -

265
00:19:11,560 --> 00:19:15,280
ميدوني چي براي من جور در نمياد؟-
" بار "باکت-

266
00:19:15,281 --> 00:19:17,554
آره،تو هم همينجوري فکر ميکني؟

267
00:19:17,555 --> 00:19:19,092
از وقتي که کشيش ديگه مظنون ما نيست

268
00:19:19,093 --> 00:19:22,146
ماجراي بار ديگه هيچ ربطي به هتل يا کليسا نداره

269
00:19:22,147 --> 00:19:23,886
ولي فقط يک وجه مشترک دارن

270
00:19:23,887 --> 00:19:26,631
چي؟-
"هانا دريسکول"-

271
00:19:28,108 --> 00:19:30,326
هانا" هيچ ارتباطي با اين قضيه نداره"

272
00:19:30,327 --> 00:19:34,882
،اون تو مشروب فروشي کار ميکرد
وقتي حال پدرش رو گرفتم هم اونجا بود

273
00:19:34,883 --> 00:19:37,633
و با کشيش هم مشکل داره -
اما چرا مشروب فروشي رو خراب کرده؟ -

274
00:19:37,634 --> 00:19:40,980
خيلي خب. بذار صاحب بار رو
بياريم اينجا و ببينيم چي ميتونيم بفهميم

275
00:19:40,981 --> 00:19:41,981
باشه

276
00:19:47,479 --> 00:19:49,831
هانا دريسکول" برات چيکار ميکرد؟"

277
00:19:49,832 --> 00:19:53,976
...فقط کارهاي دفتري، حسابداري و

278
00:19:53,977 --> 00:19:55,663
دليلي هست که ازت خوشش نياد؟

279
00:19:55,664 --> 00:19:58,597
چطور؟ چي بهتون گفته؟ -
فقط سوال رو جواب بده -

280
00:19:58,598 --> 00:20:00,910
مي خواستم اخراجش کنم -
چرا؟ -

281
00:20:00,911 --> 00:20:04,015
اون ازم کش ميرفت -
هانا دريسکول"؟" -

282
00:20:04,016 --> 00:20:07,882
درست قبل از قضيه اين توپ وحشتناک
بهش گفته بودم که ميخوام اخراجش کنم

283
00:20:07,883 --> 00:20:09,718
ميشه يه لحظه به ما وقت بدي؟

284
00:20:14,113 --> 00:20:17,800
اگه اون داشته اخراجش ميکرده، اين انگيزه
کافي رو براي خراب کردن اونجا بهش ميده

285
00:20:17,801 --> 00:20:22,340
هانا" دزدي نميکنه" -
نيتن"، مجلس رقص دبيرستانت مال يه قرن پيشه" -

286
00:20:22,341 --> 00:20:24,801
اون انگيزه قوي براي حمله به من داشته

287
00:20:24,802 --> 00:20:27,449
مي تونم حساب هاي بانکيش رو بررسي کنم

288
00:20:28,133 --> 00:20:31,999
متاسفم، اما آره، فکر کنم بايد اينکارو بکني

289
00:20:33,670 --> 00:20:35,740
همين الان بانک خبر داد

290
00:20:35,741 --> 00:20:38,354
هانا دريسکول" تو "هيون" حسابي نداره"

291
00:20:38,355 --> 00:20:40,398
لعنتي، حس خوبي در اون مورد داشتم

292
00:20:40,399 --> 00:20:43,527
هانا" 57هزار دلار تو يه حساب تو "بنگور" داره"
(شهري در ايالت مين آمريکا)

293
00:20:43,528 --> 00:20:45,557
اونقدر دور هست که نذاره کشيش بفهمه

294
00:20:45,558 --> 00:20:48,776
خب، ميتونسته با اون پول زندگي درست کنه -
اوهوم، ميتونه -

295
00:20:58,757 --> 00:21:04,155
من حرفي براي گفتن به شما
ندارم جز اينکه از خونه من دور شيد

296
00:21:04,156 --> 00:21:07,771
اين ديگه خيلي غيردوستانه است، با توجه
به اينکه ما زندگيت رو هم نجات داديم

297
00:21:08,427 --> 00:21:11,769
دنبال خدا ته بطري مشروبت ميگردي؟

298
00:21:11,770 --> 00:21:14,918
هرجا مشروب پيداکنم سر ميکشم

299
00:21:16,223 --> 00:21:19,495
اومديم که "هانا" رو ببينيم -
اون اينجا نيست -

300
00:21:19,496 --> 00:21:20,712
کجاست؟

301
00:21:20,713 --> 00:21:22,670
بيرون -
کجا؟ -

302
00:21:22,671 --> 00:21:25,489
"رو" -
منو با اين اسم صدا نکن -

303
00:21:25,490 --> 00:21:29,933
رورند دريسکول"، من فکر ميکنم"
هانا" کسي بوده که بهت حمله کرده"

304
00:21:29,934 --> 00:21:35,398
خب، پس خيلي احمقي، مامور
پارکر"، چون به من حمله نشده"

305
00:21:35,399 --> 00:21:37,414
پس اسمش رو چي ميذاري؟

306
00:21:37,415 --> 00:21:41,130
"مي دونستي که "هانا
حدود 60هزار دلار تو حسابش داره؟

307
00:21:41,131 --> 00:21:45,193
اون بخاطر دزدي از مشروب فروشي
اخراج شده بود واسه همين هم خرابش کرد

308
00:21:46,384 --> 00:21:48,681
امکان نداره

309
00:21:48,682 --> 00:21:51,442
هي، "هانا"؟ تو اينجايي؟

310
00:21:51,443 --> 00:21:53,195
اون اينجا نيست

311
00:21:54,867 --> 00:21:59,104
اون تو باشگاه علوم دبيرستانه

312
00:22:03,300 --> 00:22:07,918
"اه... دلم برات ميسوزه، "نيتن

313
00:22:10,347 --> 00:22:14,988
تو تنها راه ميري و فکر ميکني سايه ات خداست

314
00:22:16,550 --> 00:22:23,443
اما خدا از وجودت رفته و حالا تو واقعاً تنهايي

315
00:22:27,687 --> 00:22:32,194
شايد من تنها باشم، شايد هميشه هم همينطور بمونم

316
00:22:32,195 --> 00:22:35,735
اما هيچوقت خودم رو
به يه بطري مشروب نميبازم

317
00:22:37,997 --> 00:22:39,497
"نيتن"

318
00:22:43,429 --> 00:22:45,530
نيتن"، بريم"

319
00:23:07,965 --> 00:23:10,675
خوب يادمه وقتي منم تو باشگاه علوم بودم

320
00:23:10,676 --> 00:23:14,923
انگار صد سال پيش بود -
چون واقعاً صد سال پيش بوده -

321
00:23:14,924 --> 00:23:17,648
ممنون -
مرسي که کمکم ميکني -

322
00:23:17,649 --> 00:23:21,614
هي، اين کاريه... اين کاريه
که دوست ها براي هم انجام ميدن

323
00:23:21,615 --> 00:23:25,506
بابي"، خيلي خسته به نظر مياي"

324
00:23:25,507 --> 00:23:27,617
تو خوب نميخوابي. ديشب تا کي رو اين کار ميکردي؟

325
00:23:27,618 --> 00:23:30,023
بيشتر شب رو

326
00:23:32,149 --> 00:23:33,987
ميخوام از نمره تو هم بالا بزنم

327
00:23:33,988 --> 00:23:39,733
خب، همه کاراش رو کردي، و منم ميخوام برم ببينم
...ميتونم يکي دوتا از داورها رو خر کنم يا نه

328
00:23:39,734 --> 00:23:43,617
خيلي خب، از فکرت خوشم مياد

329
00:23:47,046 --> 00:23:48,726
"مري لو"

330
00:23:55,730 --> 00:23:59,925
هانا"، جايي هست که بتونيم حرف بزنيم؟" -
پدرم حالش خوبه؟ -

331
00:23:59,926 --> 00:24:04,761
گفتش که بعد از اون اتفاق نميخواد... سخت بگيره

332
00:24:04,762 --> 00:24:09,791
ما بايد بدونيم تو چرا 57هزار دلار تو بانک داري

333
00:24:10,642 --> 00:24:11,947
..."هانا"

334
00:24:11,948 --> 00:24:16,181
تو از مشروب فروشي دزدي
ميکردي؟ براي همين خرابش کردي؟

335
00:24:16,182 --> 00:24:19,697
اينو "اوتيس" بهتون گفته؟ -
اين حقيقت داره؟ -

336
00:24:19,698 --> 00:24:22,198
اوتيس" ديگه قسط هاي بانکش رو نميداد"

337
00:24:22,199 --> 00:24:26,963
بانک هم منو استخدام کرد که حساب هاش رو
بررسي کنيم، بهشون زنگ بزنين، تاييد ميکنن

338
00:24:26,964 --> 00:24:29,448
اوتيس" کسي بود که داشت دزدي ميکرد"

339
00:24:29,449 --> 00:24:32,906
اوتيس" دزدي ميکرد؟" -
من اون پول رو با کار درآوردم -

340
00:24:32,907 --> 00:24:37,320
چجوري؟ -
هفت سال طول کشيد و بانک هم تنها مشتريم نبود -

341
00:24:37,321 --> 00:24:41,696
پول رو هم تو "هيون" نذاشتم
...چون پدرم اينجا همه رو ميشناسه و

342
00:24:41,697 --> 00:24:45,295
زود ميفهميد -
چي رو ميفهميد؟ -

343
00:24:45,296 --> 00:24:48,824
که دارم ترکش ميکنم، همونجوري که مادرم ترکش کرد

344
00:24:48,825 --> 00:24:50,854
...مادرت مُرده

345
00:24:50,855 --> 00:24:53,901
اون سه روز بعد از فرار با يکي از کشيش ها مُرد

346
00:24:53,902 --> 00:24:56,607
اين داستان رو پدرم تعريف نميکنه، نه؟

347
00:24:57,068 --> 00:25:01,459
حالا اگه منو ببخشيد، قبل از اينکه
برگردم پيش "بابي" چندتا کار دارم

348
00:25:01,937 --> 00:25:04,374
اون يه غرفه در مورد پروانه ها داره

349
00:25:06,798 --> 00:25:08,806
پروانه ها؟

350
00:25:25,302 --> 00:25:27,133
!"هي، "بابي

351
00:25:27,134 --> 00:25:31,124
براي تمرين اومدي؟ -
اه، نه، فقط يه چيزي تو کمدم رو يادم رفته -

352
00:25:31,125 --> 00:25:34,210
اگه نظرت عوض شد، هرموقع
خواستي ميتوني برگردي

353
00:25:34,211 --> 00:25:36,172
تيم دلش برات تنگ شده

354
00:25:37,329 --> 00:25:39,130
حتماً، مربي

355
00:25:47,867 --> 00:25:49,437
بابي"؟"

356
00:25:51,945 --> 00:25:53,664
!"بابي"

357
00:25:59,906 --> 00:26:04,070
لعنتي... خيلي اوضاع خراب ميشه

358
00:26:27,085 --> 00:26:29,288
...خيلي خب

359
00:26:47,641 --> 00:26:51,000
اه... نيمکت -
آره، آره -

360
00:26:56,361 --> 00:27:00,181
زنگ خطر آتش نشاني. اميدوارم اون
زود مارو از اينجا بياره بيرون

361
00:27:03,454 --> 00:27:05,555
آره

362
00:27:23,960 --> 00:27:27,023
اينجا چه اتفاقي افتاد؟

363
00:27:30,765 --> 00:27:34,645
اون بچه خيلي خوبيه -
چيز عجيبي درموردش نيست؟ مشکلي نداشتين؟ -

364
00:27:34,646 --> 00:27:38,764
بعد از اتفاقايي که براي "بابي" و خانوادش
افتاد، جالب بود که مشکلي براش بوجود نيومد

365
00:27:38,765 --> 00:27:42,474
مخصوصاً از وقتي که من "بابي" رو ميشناسم اون
هميشه احساس مسئوليت ميکرد

366
00:27:42,475 --> 00:27:43,733
واقعا!؟ چرا؟

367
00:27:43,734 --> 00:27:48,990
احساس گناه نجات پيدا کردن. اون تنها
کسي بود که از اون ماشين زنده بيرون اومد

368
00:27:48,991 --> 00:27:53,236
چه اتفاقي افتاد؟ -
از خونه چوبيشون برميگشتن کنترل ماشين بهم خورد -

369
00:27:53,237 --> 00:27:57,471
فکر نميکنم اون از اون شب خواب راحتي کرده باشه -
ديدي که از اينجا بره؟ -

370
00:27:57,472 --> 00:28:01,592
خانم "دريسکول" بعد از زنگ خطر بردش خونه
...احتمالاً مجبور شده از خواب بيدارش کنه، گرچه

371
00:28:01,593 --> 00:28:05,596
بيدارش کنه؟ -
فکر کنم اينجا تو رختکن داشت چرت ميزد -

372
00:28:05,597 --> 00:28:09,881
از بعد از تصادف بار اول هم نبود

373
00:28:11,194 --> 00:28:14,797
بابي"؟ "هانا"؟ کسي خونه هست؟"

374
00:28:14,798 --> 00:28:17,219
اينجا چه اتفاقي افتاده؟

375
00:28:26,841 --> 00:28:29,981
...اه... احتمالاً ته بطري رو پيدا کرده

376
00:28:33,467 --> 00:28:36,553
بريم ببينيم "بابي" تو اتاقش هست يا نه

377
00:28:38,615 --> 00:28:40,167
!"بابي"

378
00:28:42,261 --> 00:28:44,964
فکر نميکنم ديگه برگردن اينجا

379
00:28:56,261 --> 00:28:58,356
هي، ميبيني؟

380
00:29:01,410 --> 00:29:05,992
چيزي رو يادت نمياره؟ -
يه توپ فلزي خاص -

381
00:29:08,672 --> 00:29:13,531
و اينا. گردنبند کشيش مثل آهنربا کشيده شد

382
00:29:14,766 --> 00:29:19,583
اه... و اوني که بيشتر از همه دوسش دارم
تجربه پيله بستن در هتل

383
00:29:19,584 --> 00:29:22,525
...و آب و کابلي که تو مدرسه بود

384
00:29:22,526 --> 00:29:25,880
اينا چيزاييه که "بابي" قبل از خوابش مي ديده

385
00:29:25,881 --> 00:29:28,507
بايد يه جورايي به روياهاش راه پيدا کرده باشن

386
00:29:28,508 --> 00:29:32,625
خيلي خب، وقتي خواب ميبيني، همه چيز باهم
ترکيب ميشه و به ترسهات ربط پيدا ميکنه

387
00:29:32,626 --> 00:29:36,802
حمله ها از همينجا سرچشمه گرفته
و اون فکر ميکرد ما دنبال اونيم

388
00:29:36,803 --> 00:29:38,795
تا خانواده اش رو ازش بگيريم

389
00:29:38,796 --> 00:29:41,115
اون سعي ميکرده بيدار بمونه. نميخواد خواب ببينه

390
00:29:41,116 --> 00:29:45,325
خودش ميدونه که به ديگران آسيب ميرسونه -
بايد قبل از اينکه دوباره بخوابه پيداش کنيم -

391
00:29:45,326 --> 00:29:49,832
بابي" و "هانا" کجا ممکنه رفته باشن، "رو"؟"

392
00:29:49,833 --> 00:29:53,479
چرا بايد بهت بگم؟ -
چون هرچي زودتر بگي -

393
00:29:54,612 --> 00:29:56,329
منم زودتر خونه ات رو ترک ميکنم

394
00:29:56,330 --> 00:29:58,663
پدر و مادرش تو "ميلرز کراست" يه خونه چوبي داشتن

395
00:29:58,664 --> 00:30:02,405
اونا همونجا سر "توئين پاينز" کُشته شدن

396
00:30:02,406 --> 00:30:05,831
حالا گورتون رو از اينجا گم کنيد -
براي من که کافيه -

397
00:30:05,832 --> 00:30:08,245
...اون پسر

398
00:30:08,246 --> 00:30:11,912
"مرد خدا نيست، يکي مثل توئه، "نيتن

399
00:30:11,913 --> 00:30:14,941
براي همين هيچوقت نذاشتم نزديک دخترم بشي

400
00:30:14,942 --> 00:30:20,199
چون تو اونو به کُشتن ميدادي درست مثل
دوستات که "پني" من رو به کُشتن دادن

401
00:30:21,727 --> 00:30:26,397
تا اونجايي که من شنيدم اون وقتي مُرد
سه روز بود که از دستت فرار کرده بود

402
00:30:26,749 --> 00:30:30,996
...احتمالاً بهترين سه روز زندگيش -
...خيلي خب، باشه -

403
00:30:32,293 --> 00:30:34,324
"الان نه، "نيتن

404
00:30:34,325 --> 00:30:38,125
!دردسرها برگشتن، چه خوشت بياد چه نياد

405
00:30:38,126 --> 00:30:43,326
اگه اون پسر رو پيدا کردين، برش نگردونين اينجا

406
00:30:47,865 --> 00:30:50,577
پسر، چرا تا دارم يه چيزي واسه
خوردن درست ميکنم يه کم دراز نميکشي؟

407
00:30:50,578 --> 00:30:53,632
يه خوراکي خيلي ناسالم

408
00:30:54,765 --> 00:30:59,288
قهوه چطوره؟ -
نه، از کي تا حالا قهوه خور شدي؟ -

409
00:30:59,289 --> 00:31:01,822
چندوقتيه -
تو بايد بخوابي -

410
00:31:01,823 --> 00:31:05,127
هانا"، ميشه در مورد يه چيزي باهات حرف بزنم؟" -
هرچي که باشه -

411
00:31:14,056 --> 00:31:16,938
اون قضيه دردسرها چي بود؟

412
00:31:16,939 --> 00:31:20,307
نمي خوام در موردش حرف بزنم -
...خيلي خب -

413
00:31:20,837 --> 00:31:22,525
تو خوبي؟

414
00:31:23,212 --> 00:31:25,016
خوبم

415
00:31:25,555 --> 00:31:28,469
...مي دونم که بايد برات سخت -
!من خوبم -

416
00:31:32,986 --> 00:31:34,650
اما ممنون

417
00:31:38,775 --> 00:31:42,852
بابي"، نمي توني واقعاً اين حرفها رو باور کني"

418
00:31:42,853 --> 00:31:44,135
نميخوام اما وقتي بيدار ميشم

419
00:31:44,136 --> 00:31:46,236
چيزهايي که خوابشون رو ديدم اتفاق افتاده

420
00:31:47,252 --> 00:31:49,821
بعضي وقتا منم زياد
نميخوابم و وقتي زياد نميخوابم

421
00:31:49,822 --> 00:31:51,594
واقعاً روي فکر کردنم تاثير ميذاره

422
00:31:51,595 --> 00:31:54,223
اين اتفاقي نيست که براي من ميفته

423
00:31:54,224 --> 00:31:57,414
نه... نه، مي دونم اينطوري نيست

424
00:31:57,805 --> 00:32:02,721
من فقط دارم ميگم که اگه وقتي استراحت کردي
به مشکلاتت فکر کني خيلي کارا آسون تر ميشه

425
00:32:02,722 --> 00:32:04,714
و تو هم الان خيلي خسته اي

426
00:32:04,715 --> 00:32:07,866
ميشه قبول کنيم که
با هم درباره مسئله توافق نداريم؟

427
00:32:07,867 --> 00:32:09,305
حتماً

428
00:32:12,458 --> 00:32:15,817
سلام، "هانا" هستم. لطفاً پيغام بذاريد

429
00:32:15,818 --> 00:32:20,097
هانا"، من مامور "پارکر" هستم"
ميخوام مطمئن بشي که "بابي" خوابش نبره

430
00:32:20,098 --> 00:32:22,435
وقتي رسيديم اونجا بهت توضيح ميدم

431
00:32:24,927 --> 00:32:28,028
"به زودي ميرسيم به "توئين پاينز

432
00:32:28,029 --> 00:32:29,865
حدود ده دقيقه ديگه

433
00:32:36,617 --> 00:32:38,578
لازم نيست چيزي بگي

434
00:32:52,168 --> 00:32:54,629
مطمئنم اونکار کمکي نميکنه

435
00:32:54,630 --> 00:32:58,589
حتماً "بابي" داره خواب ميبينه. بايد بيدارش کنيم

436
00:33:00,979 --> 00:33:04,511
واقعاً؟ -
چيه؟ -

437
00:33:15,088 --> 00:33:18,369
چرا سرعتت رو زياد کردي؟

438
00:33:18,370 --> 00:33:22,093
...من نکردم! "بابي" کرده

439
00:33:22,094 --> 00:33:27,357
آروم باش. "بابي"! داري کابوس ميبيني

440
00:33:27,358 --> 00:33:31,138
!آروم -
!کنترل ماشين دست من نيست -

441
00:33:31,139 --> 00:33:34,959
شايد اگه ما تو خوابشيم اونم بتونه مارو ببينه

442
00:33:34,960 --> 00:33:38,070
خيلي خب، شايد. که چي، به چي فکر ميکني؟

443
00:33:38,071 --> 00:33:40,572
!هي، پسر -
داري با من حرف ميزني؟ -

444
00:33:40,573 --> 00:33:43,525
نه، دارم با "بابي" حرف ميزنم، عزيزم

445
00:33:43,526 --> 00:33:45,564
بابي"، مامانتم"

446
00:33:45,565 --> 00:33:48,142
شرط ميبندم عجله داري برسيم
خونه که بري سر پروژه ات

447
00:33:48,143 --> 00:33:52,556
مطمئنم خيلي عالي ميشه
وايسا، بايد يه چيزي رو به پدرت بگم

448
00:33:52,557 --> 00:33:56,362
"خيلي خب، ايناهاش بلندي "توئين پاينز

449
00:33:59,025 --> 00:34:03,789
نه، "بابي"! بابي، خواهش ميکنم -
نه، وايسا! برگرد -

450
00:34:04,734 --> 00:34:06,203
!"بابي"

451
00:34:07,562 --> 00:34:11,313
ايندفعه ميتونه فرق کنه. تو
ميتوني اوضاع رو تغيير بدي

452
00:34:11,314 --> 00:34:15,811
مي توني ايندفعه نجاتمون بدي
بابي". مي دونم که مي توني"

453
00:34:22,456 --> 00:34:25,808
مي دونم که مي توني، "بابي". من بهت اطمينان دارم

454
00:34:30,289 --> 00:34:32,999
پدر! با راديو بازي نکن

455
00:34:33,000 --> 00:34:36,175
پدر! با راديو بازي نکن -
"نيتن" -

456
00:34:36,176 --> 00:34:40,769
.نه، پدر، به راديو دست نزن
!مواظب جاده باش، خواهش ميکنم

457
00:34:40,770 --> 00:34:45,343
خيلي خب، "بابي". من مواظب جاده هستم

458
00:35:09,445 --> 00:35:11,249
"تو موفق شدي، "بابي

459
00:35:11,250 --> 00:35:13,474
تو مارو نجات دادي، ممنون

460
00:35:13,475 --> 00:35:18,397
تموم شد. چيزي نيست، "بابي"، من اينجام

461
00:35:45,476 --> 00:35:49,398
بابي" بازيگوشي نکن وگرنه"
تا شبم به خونه چوبي نميرسيم

462
00:35:54,707 --> 00:35:57,051
"اون بچه متفاوتيه، "هانا

463
00:35:57,052 --> 00:36:01,254
درست مثل تو -
...مثل قديماي من -

464
00:36:01,255 --> 00:36:04,700
از کمکت واقعاً ممنونم! مرسي

465
00:36:05,520 --> 00:36:08,571
به "بابي" گفتي چرا "رورند" نميذاره
اون توخونه اش بمونه؟

466
00:36:08,572 --> 00:36:12,484
راستش، نمي دونم چجوري بهش بگم. اون
هميشه سعي کرده پدرم رو خوشحال کنه

467
00:36:12,485 --> 00:36:15,889
براي همينم پروانه ها رو
براي پروژه علومش انتخاب کرد

468
00:36:15,890 --> 00:36:18,954
وقتي وقتش برسه بهش ميگي

469
00:36:19,680 --> 00:36:24,423
نيتن"... متاسفم که اجازه دادم"
پدرم در موردمون تصميم بگيره

470
00:36:24,424 --> 00:36:26,782
اون مال خيلي وقت پيشه

471
00:36:26,783 --> 00:36:28,229
آره، همينطوره

472
00:36:28,230 --> 00:36:32,432
اما بعضي وقتا نميتونم تصور نکنم اگه
...به حرفش گوش نميکردم زندگيمون چجوري ميشد

473
00:36:32,433 --> 00:36:36,080
ميذاشتم تو منو از اينجا ببري

474
00:36:37,869 --> 00:36:40,868
ما اينجا بدون شما هم از پسش برميايم

475
00:36:44,923 --> 00:36:49,426
به هر حال من... آره، هيچوقت
نفهميدم پدر و مادرم کي هستن

476
00:36:49,427 --> 00:36:52,614
هيچوقت بهشون فکر هم ميکني؟

477
00:36:53,191 --> 00:36:56,750
ميدوني، وقتاي فارغ
التحصيلي، مجلس رقص دانشجويي

478
00:36:56,751 --> 00:37:00,367
و چيزايي مثل اين که اونا نميومدن

479
00:37:01,320 --> 00:37:04,613
اما يه جورايي، تو از من خوش شانس تري

480
00:37:04,614 --> 00:37:06,855
چون من مي دونم پدر و مادرم کي بودن

481
00:37:06,856 --> 00:37:08,245
آره

482
00:37:09,542 --> 00:37:12,175
و همينطور چون يه خانواده جديد پيدا کردي

483
00:37:24,729 --> 00:37:27,626
حالا، دکتر "کار" اينارو براي تو داد به من

484
00:37:27,627 --> 00:37:31,149
اينا چي هستن؟ -
...ايمپرامين". جلوي کابوس رو ميگيره کمک ميکنه" -

485
00:37:31,150 --> 00:37:33,321
فعلاً -
فعلاً؟ -

486
00:37:33,322 --> 00:37:36,597
دکتر گفت زياد روي بزرگسال ها جواب نميده

487
00:37:36,598 --> 00:37:39,408
"اه، خب، ممنون، "آدري

488
00:37:39,409 --> 00:37:42,199
پس، با "رورند" صحبت کردي؟

489
00:37:42,200 --> 00:37:44,960
انگار چندتا غريبه دارن تو يه خونه زندگي ميکنن

490
00:37:44,961 --> 00:37:47,608
حتي به من نگاه هم نميکنه -
متاسفم -

491
00:37:47,609 --> 00:37:52,354
تو سوپرمارکت ديدمش، و اونور رو نگاه کرد و رفت

492
00:37:52,355 --> 00:37:56,968
...اما، مي دوني، سبدش پر از شام هاي فريز شده ي

493
00:37:56,969 --> 00:38:01,069
يه نفره بود، و فکر کردم از اثرات پير شدنه، نه؟

494
00:38:01,070 --> 00:38:04,030
آره -
ممنون -

495
00:38:32,026 --> 00:38:37,539
خب، ما اينجا ده سال پيش يه سيل
داشتيم که اوضاع رو يه کم تغيير داد

496
00:38:37,540 --> 00:38:43,162
همونطوري که ميبيني هنوز
چسبش روشه، يعني مدارک اصليه

497
00:38:50,568 --> 00:38:53,595
اين چيه؟ يه شوخي؟ -
مطمئناً نه -

498
00:38:53,596 --> 00:38:57,770
اون عکاسي که عکس رو گرفته چي؟
بچه "کلرادو"ئي کجا خاک شده؟

499
00:38:57,771 --> 00:39:00,625
هنوز سرنخ هايي هست که
مي تونيم پيگيريشون کنيم

500
00:39:00,626 --> 00:39:03,203
"اين پرونده خيلي قديميه، مامور "پارکر

501
00:39:03,204 --> 00:39:05,499
اون ممکنه مادرم باشه

502
00:39:05,500 --> 00:39:08,171
خب، پس اينجا بمون تا پيداش کنيم -
چي؟ -

503
00:39:08,172 --> 00:39:12,731
چرا براي من کار نميکني؟
ميدوني، تو استعداد کم نظيري داري

504
00:39:12,732 --> 00:39:14,867
بيشتر آدمها ميخوان چيزها رو جوري ببينن

505
00:39:14,868 --> 00:39:18,633
که دلشون ميخواد ببينن، در حاليکه
تو چيزها رو جوري که هستن مي بيني

506
00:39:18,634 --> 00:39:21,518
اين تواناييه که من خيلي براش ارزش قائلم

507
00:39:21,519 --> 00:39:25,986
اين از اون توانايي هاييه که ما اينجا سخت دنبالشيم -
حالا داره معلوم ميشه -

508
00:39:25,987 --> 00:39:29,848
حالا، مي دوني، تو ميتوني اينجا تغيير ايجاد کني

509
00:39:29,849 --> 00:39:34,428
و از اون مهمتر براي خودت
اينه که شايد تونستم کمکت کنم

510
00:39:34,429 --> 00:39:37,053
بعضي از جواب هايي که دنبالشون هستي رو پيدا کني

511
00:39:37,054 --> 00:39:38,750
اگه بموني البته

512
00:39:43,304 --> 00:39:45,576
در موردش فکر ميکنم -
خيلي خب -

513
00:40:02,621 --> 00:40:05,449
پدرت الان بهم يه کار پيشنهاد کرد

514
00:40:08,324 --> 00:40:12,327
تو چي گفتي؟ -
...گفتم که بهش -

515
00:40:12,328 --> 00:40:14,147
فکر ميکنم

516
00:40:15,069 --> 00:40:17,604
فکر خوبيه

517
00:40:18,393 --> 00:40:22,668
واقعاً؟ چي باعث شده اينو بگي؟

518
00:40:27,453 --> 00:40:31,453
فوريه 1983 من هفت سالم بود

519
00:40:31,454 --> 00:40:34,155
رفته بودم رو اون تپه اونجا سورتمه سواري

520
00:40:34,156 --> 00:40:36,117
خوردم به يه درخت

521
00:40:36,118 --> 00:40:40,829
اما حالم خوب بود، واسه همين برگشتم
بالاي تپه و آماده شدم دوباره بيام پايين

522
00:40:40,830 --> 00:40:45,630
و "ليزا باتکي" يه نگاه بهم انداخت و بالا اورد

523
00:40:46,951 --> 00:40:52,552
خون تمام لباسم رو پوشونده بود و
به استخوان از دستم زده بود بيرون

524
00:40:52,553 --> 00:40:54,207
و من از اون به بعد هيچي احساس نکردم

525
00:40:54,208 --> 00:40:56,058
تنها اتفاقي هم نبود که اون سال افتاد

526
00:40:56,059 --> 00:41:01,898
بيشترش رو يادم نيست، مردم درگوشي حرف
ميزدن، بچه هاشون رو از مدرسه ميووردن بيرون

527
00:41:03,683 --> 00:41:05,589
دردسرها

528
00:41:08,050 --> 00:41:10,480
چند سال بعد

529
00:41:10,481 --> 00:41:12,270
بهتر شدم و ديگه چيزي نشنيدم

530
00:41:15,770 --> 00:41:18,497
و تو ميترسي که دوباره اتفاق بيفتن؟

531
00:41:18,498 --> 00:41:21,482
نه، اونا دارن اتفاق ميفتن

532
00:41:22,561 --> 00:41:25,334
و من ميترسم ايندفعه متوقف نشن

533
00:41:31,317 --> 00:41:34,926
شايد بهتر باشه يه مدت بمونم و ببينم چي ميشه

534
00:41:36,778 --> 00:41:40,632
مطمئني ميخواي اينکارو بکني؟ -
اون عکس صحنه جنايت با اون زن -

535
00:41:40,633 --> 00:41:42,609
...که فکر ميکنم ممکنه مادرم باشه

536
00:41:43,288 --> 00:41:47,349
دور و بر همون زمان هايي گرفته
شده که تو ميگي دردسرها شروع شده

537
00:41:48,490 --> 00:41:50,920
فکر ميکنم همه به هم مربوطن

538
00:41:53,225 --> 00:41:55,725
فکر کنم بايد ربطشون رو پيدا کنيم

539
00:41:58,913 --> 00:42:01,392
ميخواي بريم يه چيزي بخوريم؟

540
00:42:03,907 --> 00:42:06,212
پنکيک چطوره؟

541
00:42:06,853 --> 00:42:09,064
آره، ميتونم چندتا پنکيک بخورم

542
00:42:23,200 --> 00:42:38,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

