﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:58,225 --> 00:01:00,984
« آخرین حرف او به من »

3
00:01:02,000 --> 00:01:09,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

4
00:01:10,153 --> 00:01:11,154
‫هانا؟

5
00:01:17,828 --> 00:01:19,079
‫هانا، شنیدی چی گفتم؟

6
00:01:21,123 --> 00:01:23,667
‫آره، شنیدم.

7
00:01:23,750 --> 00:01:25,043
‫فقط...

8
00:01:26,128 --> 00:01:27,129
‫کی...

9
00:01:28,213 --> 00:01:29,298
‫کی نیکولاس...

10
00:01:29,798 --> 00:01:31,133
‫دیشب.

11
00:01:31,800 --> 00:01:34,636
‫حالا این چه شماره‌ای هست؟
‫چند ساعته سعی دارم با تو و بیلی تماس بگیرم.

12
00:01:34,720 --> 00:01:36,263
‫یه بار مصرفه... من...

13
00:01:36,346 --> 00:01:39,266
‫- وایسا، چه اتفاقی افتاد؟
‫- این افراد به خونه من اومدم.

14
00:01:39,349 --> 00:01:40,350
‫حالت خوبه؟

15
00:01:40,434 --> 00:01:42,436
‫خوبم. حال جفتمون خوبه. ما...

16
00:01:43,228 --> 00:01:44,980
‫از شهر خارج شدیم. جامون امنه.

17
00:01:45,063 --> 00:01:46,857
‫باید بیاین این‌جا.
‫همین الان باید بیاین آستین.

18
00:01:46,940 --> 00:01:48,317
‫کاش می‌تونستم بیشتر از این بگم اما...

19
00:01:49,193 --> 00:01:51,653
‫احتمالاً حتی همین الان هم
‫نباید پشت تلفن حرف بزنیم.

20
00:01:51,737 --> 00:01:53,405
‫- باشه.
‫- به محض این که تونستی

21
00:01:53,488 --> 00:01:54,781
‫- به معبد بیا.
‫- باشه.

22
00:01:58,744 --> 00:02:01,079
‫چیه؟ چه خبر شده؟

23
00:02:02,247 --> 00:02:03,874
‫یه حمله قلبی دیگه به نیکولاس دست داد.

24
00:02:05,792 --> 00:02:07,336
‫حالش خوب نیست، مگه نه؟

25
00:02:08,920 --> 00:02:09,922
‫خیلی متاسفم.

26
00:02:19,223 --> 00:02:21,141
‫- تو می‌دونستی؟
‫- راجع به نیکولاس؟ نه.

27
00:02:21,767 --> 00:02:23,143
‫نه، منم اندازه تو شوکه شدم.

28
00:02:23,769 --> 00:02:24,770
‫چرا این‌جایی؟

29
00:02:27,272 --> 00:02:30,025
‫اوون من رو فرستاد.
‫می‌خواست مطمئن بشم که...

30
00:02:30,609 --> 00:02:33,028
‫- ازت محافظت میشه.
‫- محافظت؟

31
00:02:34,613 --> 00:02:37,324
‫میشه لطفاً برامون یه اتاق بگیری
‫که بتونیم به طور خصوصی صحبت کنیم؟

32
00:02:37,407 --> 00:02:38,909
‫- ممنون.
‫- چرا.

33
00:03:05,519 --> 00:03:06,520
‫متاسفم.

34
00:03:11,567 --> 00:03:15,487
‫تو مهمونی هفته قبل، حالش به نظر
‫خوب میومد. به نظر خوب نمیومد؟

35
00:03:18,115 --> 00:03:19,116
‫آره.

36
00:03:21,451 --> 00:03:22,661
‫هیچ چیزی موندگار نیست، مگه نه؟

37
00:03:22,744 --> 00:03:23,829
‫آره.

38
00:03:24,371 --> 00:03:26,540
‫و همیشه دلت می‌خواد بتونی بیشتر
‫با اطرافیانت وقت بگذرونی.

39
00:03:32,629 --> 00:03:35,883
‫حس می‌کنم تازه داشتم واقعاً می‌شناختمش.

40
00:03:35,966 --> 00:03:37,134
‫آره، می‌دونم.

41
00:03:40,012 --> 00:03:41,597
‫هانا، ما واقعاً باید...

42
00:03:48,812 --> 00:03:49,980
‫برای تو رفتن آماده‌ای؟

43
00:03:51,982 --> 00:03:53,066
‫- آره.
‫- خیلی خب.

44
00:03:55,944 --> 00:03:57,821
‫- خیلی خب.
‫- آره.

45
00:03:58,322 --> 00:03:59,656
‫همین‌جا سمت چپه.

46
00:04:03,285 --> 00:04:06,121
‫درست بعد از اتفاقی که برای نیکولاس
‫پیش اومد، سراغ ما اومدن.

47
00:04:06,205 --> 00:04:07,748
‫یعنی... برای تصادفی بودن
‫یکم زیادی سریع بود.

48
00:04:07,831 --> 00:04:09,208
‫آره.

49
00:04:09,291 --> 00:04:11,960
‫یه سال پیش بعد از حمله قلبی اول نیکولاس،

50
00:04:12,044 --> 00:04:14,129
‫اوون باهام تماس گرفت
‫و از نگرانی‌هاش گفت.

51
00:04:14,213 --> 00:04:17,925
‫معامله. نگران بود که بعد از مرگ نیکولاس،
‫فرنک دیگه بهش احترام نذاره.

52
00:04:18,007 --> 00:04:20,469
‫بهش گفتم فقط یه راه
‫برای تضمین امنیتت وجود داره

53
00:04:20,552 --> 00:04:23,889
‫ولی اون خودش یه قدم ازم جلوتر بود.
‫کاری که 17 سال پیش شروع کرد رو تموم کنیم.

54
00:04:23,972 --> 00:04:26,433
‫منظورت شکست دادن کمپانوهاست؟

55
00:04:26,517 --> 00:04:28,143
‫آره. تقریباً.

56
00:04:32,064 --> 00:04:34,066
‫چی؟ گریدی؟

57
00:04:34,149 --> 00:04:35,484
‫مشکلی نیست؟

58
00:04:36,777 --> 00:04:37,819
‫نه.

59
00:04:37,903 --> 00:04:40,697
‫- فقط چندتا موتورسوارن.
‫- خب، ببین...

60
00:04:40,781 --> 00:04:43,158
‫چه طور می‌خوای کمپانوها رو شکست بدی؟

61
00:04:43,242 --> 00:04:44,284
‫هر چه قدر کمتر بدونین بهتره.

62
00:04:44,368 --> 00:04:45,661
‫- داری باهام شوخی می‌کنی؟
‫- وای آره، گریدی...

63
00:04:45,744 --> 00:04:47,454
‫- سعی دارم ازتون محافظت کنم.
‫- و چه طور داره پیش میره؟

64
00:04:47,538 --> 00:04:48,705
‫هی. الان لازم ندارم بهم کسشر بگی.

65
00:04:48,789 --> 00:04:50,499
‫هیچ ایده‌ای ندارین که به خاطر
‫شما دوتا چی‌ها کشیدم.

66
00:04:50,582 --> 00:04:51,583
‫وای، تو چی کشیدی؟

67
00:04:51,667 --> 00:04:53,210
‫چند نفر به زور وارد خونه هانا شدن
‫و سعی کردن...

68
00:04:53,293 --> 00:04:56,129
‫فکر کنم چیزی که بیلی می‌خواد
‫بگه اینه که اگه می‌خوای همکاری کنیم،

69
00:04:56,213 --> 00:04:57,631
‫باید ما رو در جریان بذاری.

70
00:05:02,845 --> 00:05:04,596
‫وقتی هیچ‌کس در مقابل کمپانوها شهادت نداد،

71
00:05:04,680 --> 00:05:06,056
‫به خاندان ضربه وارد شد.

72
00:05:06,139 --> 00:05:08,225
‫آره، اون برای چند سال پیش بود.
‫نیکولاس گفت الان از همیشه قوی‌ترن.

73
00:05:08,308 --> 00:05:10,352
‫همین‌طوره ولی فقط برای اینه
‫که شروع کردن به معامله مواد مخدر

74
00:05:10,435 --> 00:05:11,854
‫برای یه سری آدم مزخرف.

75
00:05:11,937 --> 00:05:15,899
‫خب، این‌هایی که دارن باهاشون کار می‌کنن
‫از کمپانوها بدترن؟

76
00:05:15,983 --> 00:05:18,151
‫یه سندیکا مواد مخدر بین‌المللیه.

77
00:05:19,278 --> 00:05:20,362
‫توی یه سطح کیری بزرگی‌ هستن.

78
00:05:22,447 --> 00:05:24,700
‫و تو و اوون دارین سر به سر این‌ها میذارین؟

79
00:05:24,783 --> 00:05:27,786
‫آره. تنها راهمون برای
‫ربط دادنش به فرنکه هانا.

80
00:05:47,556 --> 00:05:48,640
‫یالا.

81
00:05:57,316 --> 00:05:59,401
‫سلام عزیزم. هنوز نخوابیده؟

82
00:05:59,902 --> 00:06:00,986
‫می‌تونم بهش شب به خیر بگم؟

83
00:06:02,571 --> 00:06:06,450
‫متوجه نمیشم. نیکولاس گفته بود کمپانوها
‫سال‌هاست که از مواد مخدر سنگین کشیدن بیرون.

84
00:06:06,533 --> 00:06:08,118
‫فرنک تصمیم گرفت که ارزش خطرش رو نداره.

85
00:06:08,785 --> 00:06:10,621
‫جرم و جنایت جهانی شده،
‫رقابت تندی پیش اومده.

86
00:06:10,704 --> 00:06:12,748
‫شاید فرنک باید یه ماهی بزرگ‌تر صید می‌کرد.

87
00:06:12,831 --> 00:06:16,168
‫خب این افراد... این «ماهی‌های بزرگ»...

88
00:06:16,877 --> 00:06:19,338
‫بفهمن داری سر به سرشون میذاری،
‫چی کار می‌کنن؟

89
00:06:19,421 --> 00:06:21,840
‫با دفتر دادستانی در ارتباط بودم

90
00:06:21,924 --> 00:06:24,051
‫و موافقت کردن که پای من و اوون رو
‫به دادگاه باز نکنن.

91
00:06:24,134 --> 00:06:26,094
‫سندیکا مواد مخدرشون هیچ‌وقت
‫نمی‌فهمه که ما دخالتی داشتیم.

92
00:06:26,178 --> 00:06:28,597
‫- الان دخالت داری.
‫- کاملاً چراغ خاموش.

93
00:06:28,680 --> 00:06:30,057
‫این یعنی چی؟

94
00:06:30,140 --> 00:06:31,642
‫ترجیح میدم وارد این بحث نشم.

95
00:06:31,725 --> 00:06:33,894
‫- وای، بیخیال. لطفاً.
‫- سعی دارم همسرت رو سالم نگه دارم.

96
00:06:33,977 --> 00:06:35,187
‫افراد کمتری از کارش خبر داشته باشن...

97
00:06:35,270 --> 00:06:36,396
‫فکر کنم بتونی بهمون اعتماد کنی.

98
00:06:37,731 --> 00:06:41,485
‫گفتی باید ثابت کنی که کمپانوها
‫دارن برای این سندیکا مواد جابه‌جا می‌کنن.

99
00:06:41,985 --> 00:06:42,986
‫چه طور می‌خوای این کار رو انجام بدی؟

100
00:06:44,238 --> 00:06:46,657
‫تقریباً یه سال پیش، اوون یه کاری
‫توی اسکله هوستون گرفت.

101
00:06:46,740 --> 00:06:48,534
‫اون توی هوستونه؟ دیوونه‌ست؟

102
00:06:48,617 --> 00:06:50,911
‫- داره محتاط برخورد می‌کنه.
‫- توی حیاط پشتیشونه.

103
00:06:50,994 --> 00:06:52,913
‫برای همین داره از اسم مستعار
‫استفاده می‌کنه، تا جلب توجه نکنه.

104
00:06:52,996 --> 00:06:54,706
‫اما اگه کمپانوها بفهمن...

105
00:06:54,790 --> 00:06:56,375
‫در جریان خطراتش هست بیلی.

106
00:06:56,458 --> 00:06:58,919
‫داره برای شما این کار رو می‌کنه.
‫داره برای جفتتون می‌کنه.

107
00:06:59,920 --> 00:07:01,296
‫کارش توی اسکله چیه؟

108
00:07:02,047 --> 00:07:04,007
‫شواهد و مدارک جمع می‌کنه.

109
00:07:04,091 --> 00:07:06,760
‫فکر می‌کنه سندیکا داره از یه شرکت ترابری
‫به اسم رافینا استفاده می‌کنه

110
00:07:06,844 --> 00:07:08,846
‫تا کثافت‌کاری‌هاش رو جابه‌جا کنه.

111
00:07:08,929 --> 00:07:11,473
‫و کمپانوها صاحب این شرکت رافینا هستن؟

112
00:07:12,224 --> 00:07:13,600
‫این طور فکر می‌کنیم.
‫اما باید اثباتش کنیم

113
00:07:13,684 --> 00:07:16,144
‫که یعنی به اسناد و قراردادهایی
‫که امضا دارن نیاز داریم.

114
00:07:16,228 --> 00:07:17,271
‫پدربزرگم، اون...

115
00:07:17,938 --> 00:07:19,481
‫اون قراردادها رو می‌نوشت، درسته؟

116
00:07:21,859 --> 00:07:23,443
‫گریدی، اوون توی آستینه؟

117
00:07:29,562 --> 00:07:31,242
[نیکولاس بل و همکاران]

118
00:07:46,925 --> 00:07:47,968
‫طبقه‌ی؟

119
00:07:48,051 --> 00:07:49,219
‫سه لطفاً.

120
00:08:11,533 --> 00:08:12,659
‫می‌خوام با بابام صحبت کنم.

121
00:08:13,785 --> 00:08:15,120
‫نمی‌تونیم.

122
00:08:15,204 --> 00:08:17,331
‫اگه اوون تو آستینه و داره زندگیش رو
‫برای ما به خطر میندازه،

123
00:08:17,414 --> 00:08:19,208
‫دوست داریم صحبتی راجع بهش بکنیم.

124
00:08:19,291 --> 00:08:20,918
‫به معنای واقعی کلمه نمی‌تونیم.

125
00:08:21,001 --> 00:08:23,086
‫اس‌ها فقط یه طرفه‌ن، از اوون به من.

126
00:08:23,170 --> 00:08:25,339
‫فقط از یه بار مصرف استفاده می‌کنیم.
‫از بقیه دوری می‌کنیم.

127
00:08:25,422 --> 00:08:27,633
‫یعنی داری بهم میگی هیچ راهی
‫برای فرستادن یه پیغام بهش نداری؟

128
00:08:27,716 --> 00:08:28,884
‫گریدی، این دیوونه‌واره.

129
00:08:28,967 --> 00:08:31,970
‫ببین، متوجه میشم آزرده‌ای
‫و متوجه میشم که روز بدی داشتی...

130
00:08:32,054 --> 00:08:33,472
‫وای، یه روز بد. پدربزرگم مرد.

131
00:08:33,554 --> 00:08:34,722
‫و بابتش متاسفم.

132
00:08:34,806 --> 00:08:36,725
‫دوباره زندگی‌هامون زیر و رو شد.

133
00:08:36,808 --> 00:08:38,101
‫که در هر صورت اتفاق میوفتاد.

134
00:08:38,184 --> 00:08:39,852
‫و بابام بدون این که با ما
‫مشورت کنه یا حتی در نظر بگیرتمون،

135
00:08:39,937 --> 00:08:43,148
‫تصمیماتی گرفت که روی زندگی من
‫و زندگی هانا تاثیر گذاشت.

136
00:08:43,232 --> 00:08:44,232
‫شما رو در نظر نگرفت؟

137
00:08:44,858 --> 00:08:46,568
‫- بزرگ شو بیلی.
‫- هی.

138
00:08:46,652 --> 00:08:49,196
‫هر کاری که اوون انجام میده
‫به خاطر اینه که به تو فکر می‌کنه.

139
00:08:49,279 --> 00:08:50,280
‫خیلی خب. خیلی خب.

140
00:08:50,364 --> 00:08:53,242
‫تنشی که وجود داره رو چند درجه پایین میاریم.

141
00:08:53,325 --> 00:08:55,244
‫باهاش این طوری صحبت نکن.

142
00:08:56,453 --> 00:08:58,622
‫- باشه.
‫- الان همه‌مون با همدیگه‌ایم.

143
00:08:59,623 --> 00:09:03,335
‫و همه با همدیگه تصمیم می‌گیریم
‫که چه طور بهتره که پیش بریم.

144
00:09:06,880 --> 00:09:08,340
‫بیلی، متاسفم.

145
00:09:09,383 --> 00:09:10,634
‫باید از دستشویی استفاده کنم.

146
00:09:14,555 --> 00:09:16,056
‫همین تازه پدربزرگش رو از دست داد.

147
00:09:16,139 --> 00:09:19,142
‫و فهمید که پدرش داره سر به سر
‫یه سندیکای خلافکار بین‌المللی میذاره.

148
00:09:19,226 --> 00:09:21,103
‫به طرز قابل درکی ترسیده.

149
00:09:21,770 --> 00:09:22,813
‫و تو کمکی نمی‌کنی.

150
00:09:22,896 --> 00:09:24,273
‫گفتم متاسفم.

151
00:09:26,024 --> 00:09:27,568
‫چارلی ازمون می‌خواد که بریم آستین.

152
00:09:28,986 --> 00:09:31,029
‫نه. نه. قطعاً نه.

153
00:09:31,113 --> 00:09:33,657
‫همین که اوون اون جاست
‫به اندازه کافی خطرناکه و...

154
00:09:36,285 --> 00:09:39,329
‫به محض این که اوون به چیزی
‫که می‌خواد برسه، به دیدنمون میاد.

155
00:09:40,330 --> 00:09:41,331
‫این‌جا؟

156
00:09:42,249 --> 00:09:44,376
‫- میاد این‌جا؟
‫- خودش این رو گفت، آره.

157
00:09:46,587 --> 00:09:47,588
‫خودشه؟

158
00:09:48,088 --> 00:09:49,631
‫نه، مادر بچه منه.

159
00:09:50,924 --> 00:09:52,676
‫ببین، نظر من اینه

160
00:09:53,927 --> 00:09:56,096
‫که امشب رو بمونیم، فردا اوون میاد

161
00:09:56,180 --> 00:09:58,348
‫و اون چیزی که برای پیش‌روی
‫بهش نیاز داریم رو همراه خودش میاره.

162
00:10:00,225 --> 00:10:02,477
‫پیش... پیش‌روی به سمت چی؟

163
00:10:03,187 --> 00:10:05,606
‫شاید پیش‌روی به سمت تبدیل شدن
‫به خانواده‌ی خوشحالی که مورد هدف قرار نمی‌گیرن؟

164
00:10:06,315 --> 00:10:07,566
‫نقشه خوبیه؟

165
00:10:08,525 --> 00:10:09,776
‫این رو قفل کن.

166
00:11:46,415 --> 00:11:47,416
‫حالت خوبه؟

167
00:11:48,417 --> 00:11:50,460
‫- حالم سر چی خوبه...
‫- سر همه‌چی.

168
00:11:50,544 --> 00:11:53,046
‫سر نیکولاس. سر 24 ساعت اخیر.

169
00:11:53,130 --> 00:11:55,340
‫- سر این که بابات داره میاد این‌جا.
‫- آره، خوبم.

170
00:11:56,383 --> 00:11:59,052
‫یعنی راجع به بابابزرگ ناراحتم

171
00:11:59,136 --> 00:12:00,596
‫اما خودم... خودم خوبم.

172
00:12:02,139 --> 00:12:04,933
‫- واقعاً؟
‫- هنوز دارم هضم می‌کنم.

173
00:12:08,562 --> 00:12:11,607
‫واقعاً باید این‌جا بشینیم
‫و دست رو دست بذاریم؟

174
00:12:12,983 --> 00:12:15,110
‫یعنی چارلی ازمون خواست
‫که به آستین بریم، درسته؟

175
00:12:15,194 --> 00:12:16,695
‫آره. شاید باید بریم.

176
00:12:17,487 --> 00:12:18,697
‫اما باید راجع بهش فکر کنیم.

177
00:12:18,780 --> 00:12:20,574
‫یعنی... گریدی بیراه نمیگه.

178
00:12:20,657 --> 00:12:22,201
‫اگه نیکولاس اون‌جا نباشه
‫که ازمون محافظت کنه...

179
00:12:22,284 --> 00:12:23,785
‫آره.

180
00:12:23,869 --> 00:12:26,079
‫اما منم به اندازه تو از این
‫که این‌جا بشینم و صبر کنم متنفرم.

181
00:12:30,584 --> 00:12:33,295
‫اگه گزینه دیگه‌ای داشتیم چی؟

182
00:12:34,505 --> 00:12:36,006
‫اگه چون کمپانوها فکر می‌کنن
‫که ما بهترین راه برای رسیدن

183
00:12:36,089 --> 00:12:38,592
‫به بابا هستیم دنبال ماـن،

184
00:12:38,675 --> 00:12:40,969
‫پس شاید بهتر باشه که بهشون
‫بفهمونیم که این طور نیست.

185
00:12:41,053 --> 00:12:43,013
‫تماسی باهاش نداشتیم از...

186
00:12:43,096 --> 00:12:45,182
‫از 24 ساعت پیش که دیدمش.

187
00:12:45,265 --> 00:12:46,475
‫آره، فکر نکنم حساب بشه.

188
00:12:46,558 --> 00:12:47,601
‫خیلی خب، شاید.

189
00:12:47,684 --> 00:12:50,771
‫اما حتی اگه ولمون کنن
‫که کاملاً مطمئن نیستم بکنن،

190
00:12:52,022 --> 00:12:53,357
‫چه طور این پیام رو بهشون برسونیم؟

191
00:12:54,274 --> 00:12:56,360
‫کوئین. می‌تونیم از طریق کوئین جلو بریم.

192
00:12:56,443 --> 00:12:58,111
‫اون واقعاً بهم محبت داشت.

193
00:12:58,195 --> 00:12:59,321
‫اون دختر فرنکه.

194
00:12:59,404 --> 00:13:01,532
‫اما ارتباطی با کسب و کارش نداره.
‫و اون...

195
00:13:01,615 --> 00:13:04,660
‫مامانم رو دوست داشت.
‫فکر کنم دلش بخواد کمکم کنه.

196
00:13:07,538 --> 00:13:09,081
‫بیاین بهش فکر کنیم.
‫و بعد با همین فکر بخوابیم.

197
00:13:12,292 --> 00:13:13,669
‫انگار می‌تونیم بخوابیم.

198
00:13:14,169 --> 00:13:15,462
‫بیلی.

199
00:13:16,213 --> 00:13:17,297
‫واقعاً بهش اعتماد داری؟

200
00:13:17,965 --> 00:13:18,966
‫پدرت؟

201
00:13:19,049 --> 00:13:21,009
‫- گریدی.
‫- وای، من...

202
00:13:21,802 --> 00:13:24,513
‫به نظرم تو دلش صلاح ما رو می‌خواد.
‫همیشه همین بود.

203
00:13:24,596 --> 00:13:25,764
‫اون فقط...

204
00:13:26,431 --> 00:13:28,016
‫بهم حس مشکوکی میده.

205
00:13:28,100 --> 00:13:31,019
‫اما شبی که برای اولین بار با نیکولاس
‫ملاقات کردم هم همین طوری بود.

206
00:13:31,103 --> 00:13:33,647
‫و دلیلی هم بهمون نداده
‫که نخوایم بهش اعتماد کنیم.

207
00:13:36,400 --> 00:13:37,693
‫خیلی خب.

208
00:13:38,193 --> 00:13:39,278
‫کجا میری؟

209
00:13:39,987 --> 00:13:41,154
‫نیاز دارم...

210
00:13:42,072 --> 00:13:44,032
‫تماس‌هایی بگیرم و فقط

211
00:13:44,116 --> 00:13:46,201
‫می‌‌دونی... بابت ترک فیلم‌نامه‌خوانی خودم
‫عذرخواهی کنم.

212
00:13:46,285 --> 00:13:49,204
‫آره، فکر کنم فعلاً تماس‌های غیرضروری
‫نداشته باشیم بهتره.

213
00:13:49,288 --> 00:13:50,289
‫یه بار مصرفه.

214
00:13:50,372 --> 00:13:53,375
‫می‌دونم. فقط... محض اطمینان.

215
00:13:53,458 --> 00:13:55,377
‫حالم از این کلمه بهم می‌خوره.

216
00:13:55,460 --> 00:13:57,462
‫می‌دونم سعی داری ازم محافظت کنی

217
00:13:57,546 --> 00:13:59,298
‫اما اگه مدتی از این اتاق خارج نشم،

218
00:13:59,381 --> 00:14:02,926
‫ممکنه به قدری بلند جیغ بزنم
‫که شیشه‌ها خرد بشن... مثل آریزونا.

219
00:14:03,010 --> 00:14:04,136
‫خیلی خب.

220
00:14:04,761 --> 00:14:06,763
‫فقط گوشی رو نبر لطفاً.

221
00:14:54,102 --> 00:14:55,687
‫کسی نشانم رو تحویل داد؟

222
00:14:55,771 --> 00:14:56,939
‫بذار یه نگاهی بندازم.

223
00:15:04,655 --> 00:15:07,699
‫- خب؟
‫- بنی از کنگره 1941 هستم.

224
00:15:07,783 --> 00:15:11,495
‫بهم گفتین اگه فعالیتی غیرعادی
‫تو اتاق 801 بود، تماس بگیرم؟

225
00:15:11,578 --> 00:15:14,706
‫- آره؟
‫- یکی تازه وارد شد.

226
00:15:15,290 --> 00:15:16,792
‫یکی رو می‌فرستیم اون‌جا.

227
00:15:40,649 --> 00:15:42,067
‫چی می‌نویسی؟

228
00:15:42,985 --> 00:15:43,986
‫چی؟

229
00:15:44,069 --> 00:15:45,863
‫اون یه دفتر خاطراته؟ خاطرات می‌نویسی؟

230
00:15:48,574 --> 00:15:50,826
‫نه. نه، دفتر خاطرات نیست.

231
00:15:52,286 --> 00:15:53,912
‫خیلی خب.

232
00:15:53,996 --> 00:15:55,455
‫قصد مزاحمت نداشتم.

233
00:15:56,331 --> 00:15:57,791
‫دهنم رو می‌بندم.

234
00:16:04,840 --> 00:16:05,883
‫یه نمایشه.

235
00:16:07,050 --> 00:16:08,635
‫یه نمایش؟

236
00:16:08,719 --> 00:16:09,928
‫واقعاً داری یه نمایش می‌نویسی؟

237
00:16:11,138 --> 00:16:12,264
‫آره. سعی دارم.

238
00:16:12,347 --> 00:16:14,641
‫من عاشق نمایشم.

239
00:16:15,601 --> 00:16:16,894
‫چندتایی هم تو دبیرستان بازی کردم.

240
00:16:18,103 --> 00:16:19,479
‫اسمت چیه؟

241
00:16:21,148 --> 00:16:23,108
‫- کریستین.
‫- منم کریستینم.

242
00:16:23,609 --> 00:16:24,860
‫چه قدر شبیه.

243
00:16:26,028 --> 00:16:27,112
‫یه نوشیدنی می‌خوای؟

244
00:16:27,196 --> 00:16:29,239
‫لیموناد لینچ‌برگه.

245
00:16:29,990 --> 00:16:32,618
‫داشتم برای همسرم نگه می‌داشتم

246
00:16:32,701 --> 00:16:35,495
‫اما اون تو رستوران داره
‫با دوست‌هاش می‌نوشه.

247
00:16:38,207 --> 00:16:40,250
‫خب، نمایشت راجع به چیه؟

248
00:16:40,334 --> 00:16:41,752
‫راجع به مادرها و دخترهاست.

249
00:16:42,669 --> 00:16:44,046
‫مراقب باش.

250
00:16:44,129 --> 00:16:46,131
‫مادرت وقتی این رو ببینه چی میگه؟

251
00:16:47,341 --> 00:16:48,342
‫وای، خب...

252
00:16:48,967 --> 00:16:51,136
‫خوش‌بختانه لازم نیست نگران این باشم.

253
00:16:52,679 --> 00:16:54,097
‫وقتی چهار سالم بود مرد.

254
00:16:55,015 --> 00:16:57,184
‫وای نه. می‌فهمی منظورم چیه؟

255
00:16:57,267 --> 00:16:59,186
‫- دهنم گشاده.
‫- این... مشکلی نیست.

256
00:16:59,770 --> 00:17:01,104
‫خیلی وقت پیش بود.

257
00:17:02,689 --> 00:17:03,732
‫چهار سالت بود.

258
00:17:04,483 --> 00:17:05,651
‫داری قلبم رو می‌شکنی.

259
00:17:07,944 --> 00:17:09,863
‫کوچولوی من هم تو همین سنه.

260
00:17:10,531 --> 00:17:11,740
‫یه دختر داری؟

261
00:17:12,324 --> 00:17:13,951
‫یه گربه وحشیه درواقع.

262
00:17:14,992 --> 00:17:19,915
‫باز هم... نمی‌تونم تصور کنم اگه
‫پیشش نبودم، چه طور می‌خواست دووم بیاره.

263
00:17:21,666 --> 00:17:23,001
‫همسرت چی پس؟

264
00:17:23,085 --> 00:17:25,087
‫وای عزیزم. اون مرد خوبیه.

265
00:17:25,671 --> 00:17:27,005
‫اما سر بچه؟ به درد نمی‌خوره.

266
00:17:29,925 --> 00:17:31,343
‫چه حلال‌زاده.

267
00:17:36,223 --> 00:17:37,891
‫مستقیم پرید تو.

268
00:17:38,433 --> 00:17:40,602
‫آره، از این کارها می‌کنه.

269
00:18:09,381 --> 00:18:11,258
‫- حالش خوبه؟
‫- اوه، حالش خوبه.

270
00:18:12,134 --> 00:18:14,344
‫مطمئنی؟ اون... اون تکون نمی‌خوره.

271
00:18:14,428 --> 00:18:16,430
‫فقط داره خوش می‌گذرونه، همین.

272
00:18:18,223 --> 00:18:19,975
‫فقط می‌خوای اون جا بشینی
‫و کاری انجام ندی؟

273
00:18:26,356 --> 00:18:28,025
‫وای، هیولا کوچولو.

274
00:18:52,841 --> 00:18:55,010
‫- بل و همکارها؟
‫- شما رو بالا می‌برم.

275
00:18:55,093 --> 00:18:56,595
‫حواست به میز باشه، باشه منی؟

276
00:18:56,678 --> 00:18:58,680
‫- حتماً.
‫- از این سمت.

277
00:20:01,285 --> 00:20:02,494
‫آخرهفته خوبی داشته باشین.

278
00:20:03,120 --> 00:20:04,454
‫شما هم همین‌طور.

279
00:20:20,262 --> 00:20:22,723
‫نه! نه! نه، نه، نه!
‫این کسشره!

280
00:20:23,432 --> 00:20:25,851
‫وقت برای راه انداختن این نیاز دارم.
‫چرا زودتر بهم نگفتی؟

281
00:20:27,352 --> 00:20:28,395
‫چه طور؟ چه طور؟

282
00:20:29,605 --> 00:20:30,606
‫لطفاً.

283
00:20:31,356 --> 00:20:32,900
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

284
00:20:34,276 --> 00:20:35,944
‫کون لقش. یه کاریش می‌کنیم.

285
00:20:38,322 --> 00:20:40,073
‫خیلی خب، آروم باش. گیر نمیوفتیم.

286
00:20:40,157 --> 00:20:41,700
‫کالاها رو می‌گیریم و میریم.

287
00:20:43,452 --> 00:20:45,287
‫نه، هی. نگران نباش.

288
00:20:45,370 --> 00:20:47,456
‫همون‌طور که گفتم، هیچ پلیسی
‫در نزدیکیت نخواهد بود.

289
00:20:48,290 --> 00:20:49,583
‫از این مسئله تخمی مطمئن شدم.

290
00:20:51,960 --> 00:20:52,961
‫خیلی خب، پس... فردا.

291
00:20:53,587 --> 00:20:54,588
‫آره، میام اون‌جا.

292
00:20:54,671 --> 00:20:56,340
‫من رو قال نذاری.

293
00:21:00,427 --> 00:21:01,428
‫کیرم توش!

294
00:21:09,436 --> 00:21:16,026
‫فقط یه مسافر توی مسیرم.
‫خب، وقتی برای این‌جا هدر دادن ندارم.

295
00:21:16,109 --> 00:21:18,237
‫سعی نکن جلوم رو بگیری...

296
00:21:20,364 --> 00:21:22,032
‫چیزی نمی‌خوای عزیز دل؟

297
00:21:22,115 --> 00:21:24,826
‫آره، آره. جنبه‌م در حد یکیه.
‫ولی ممنون.

298
00:21:24,910 --> 00:21:28,956
‫باشه. خب، بیشتر منظورم این بود
‫که حالت خوبه؟

299
00:21:32,417 --> 00:21:34,586
‫بهتر از این بوده‌ام. ولی ممنون.

300
00:21:35,254 --> 00:21:37,840
‫وای، البته. ولی شرط می‌بندم
‫که حالت بدتر از این هم بوده.

301
00:21:43,804 --> 00:21:45,514
‫این... بحث برانگیزه.

302
00:21:47,224 --> 00:21:49,142
‫تا حالا حس کردی یه فرصت آخر
‫سر یه چیزی داری؟

303
00:21:51,270 --> 00:21:52,271
‫عشق یا کار؟

304
00:21:52,855 --> 00:21:53,856
‫شاید جفتش.

305
00:21:54,898 --> 00:21:57,901
‫حس می‌کنم کل زندگیم رو
‫سر جواب دادن یه چیز قمار کردم.

306
00:21:57,985 --> 00:21:59,236
‫و اگه جواب نده...

307
00:22:04,074 --> 00:22:05,158
‫تمومه دیگه.

308
00:22:05,242 --> 00:22:08,871
‫طبق تجربه خودم بگم، گاهی اوقات
‫بعد از فرصت آخر یه شانس مجدد پیدا می‌کنی.

309
00:22:09,663 --> 00:22:10,664
‫آره.

310
00:22:10,747 --> 00:22:13,834
‫درست مثل چیزی
‫که گندالف گفت: «این نیز بگذرد.»

311
00:22:15,502 --> 00:22:16,920
‫این رو گندالف گفت؟

312
00:22:17,588 --> 00:22:18,589
‫نگفت؟

313
00:22:20,048 --> 00:22:21,550
‫یا اونه یا از انجیله.

314
00:22:24,094 --> 00:22:25,137
‫آره.

315
00:22:29,000 --> 00:22:36,000


316
00:22:39,693 --> 00:22:41,904
‫سرویس مارشال‌های ایالات متحده، ناحیه غربی.

317
00:22:41,987 --> 00:22:45,199
‫سلام، می‌دونم دیر وقته.
‫می‌خواستم بدونم میشه من رو

318
00:22:45,282 --> 00:22:46,408
‫به یکی تو اداره وصل کنین؟

319
00:22:46,491 --> 00:22:48,660
‫اوه، متاسفم خانم ولی ما فقط
‫تلفن‌چی‌های شب هستیم.

320
00:22:48,744 --> 00:22:50,537
‫بیشترین کاری که می‌تونم براتون انجام بدم
‫اینه که خبر بدم تماس گرفتین.

321
00:22:50,621 --> 00:22:53,123
‫- دوست دارین این کار رو بکنم؟
‫- نه، مشکلی نیست.

322
00:22:53,207 --> 00:22:54,875
‫دوباره صبح تماس می‌گیرم.

323
00:22:54,958 --> 00:22:57,836
‫می‌دونین مامور اندرسون ممکنه
‫فردا چه ساعتی باشه؟

324
00:22:57,920 --> 00:23:00,964
‫بهترین حدسم 8 صبحه.
‫خیلی زود شروع می‌کنن.

325
00:23:01,048 --> 00:23:04,468
‫- کار دیگه‌ای می‌تونم براتون انجام بدم؟
‫- نه. خیلی ممنون. خداحافظ.

326
00:23:06,178 --> 00:23:08,597
‫هانا، الان داری با کدوم خری صحبت می‌کنی؟

327
00:23:10,224 --> 00:23:13,769
‫- به دفتر مارشال‌ها زنگ زدم.
‫- چرا؟ چرا؟ نباید همچین کاری می‌کردی.

328
00:23:13,852 --> 00:23:15,896
‫- یه سوال داشتم.
‫- پس باید از من بپرسیش.

329
00:23:16,563 --> 00:23:18,023
‫چرا انقدر سر این آزرده‌ای؟

330
00:23:19,316 --> 00:23:22,319
‫چون دلایلی دارم که معتقدم
‫کمپانوها اون تو یه جاسوس دارن.

331
00:23:23,153 --> 00:23:24,404
‫توی سرویس مارشال‌ها؟

332
00:23:24,488 --> 00:23:26,365
‫آره هانا. نمی‌دونی داری چه غلطی می‌کنی.

333
00:23:26,448 --> 00:23:29,201
‫اگه یه جاسوس بین مارشال‌ها باشه...
‫اگه یکی از توی سازمان خودت

334
00:23:29,284 --> 00:23:32,371
‫- داره تو رو می‌پاد...
‫- نیاز دارم بهم اعتماد کنی، باشه؟

335
00:23:32,454 --> 00:23:34,998
‫- تحت کنترل دارمش.
‫- صدات رو پای تلفن شنیدم.

336
00:23:35,082 --> 00:23:36,625
‫به نظر نمی‌رسید چیزی رو
‫تحت کنترل داشته باشی.

337
00:23:36,708 --> 00:23:38,752
‫- وای خدا. داشتم با دوست دختر سابقم حرف می‌زدم.
‫- کسشر میگی.

338
00:23:38,836 --> 00:23:42,005
‫اگه واقعاً داری با اوون
‫کار می‌کنی، ثابتش کن.

339
00:23:42,089 --> 00:23:44,091
‫- باهاش تماس بگیر. باهاش تماس بگیر!
‫- بهت گفتم نمی‌تونم.

340
00:23:44,174 --> 00:23:46,176
‫- می‌دونی که نمی‌تونم.
‫- باور نمی‌کنم.

341
00:23:46,260 --> 00:23:50,264
‫- باید یه راهی برای ارتباط باهاش باشه.
‫- هانا، من برای کمک بهت این‌جام.

342
00:23:50,347 --> 00:23:52,683
‫اگه می‌خوای تنهایی شانست رو
‫امتحان کن، مهمون خودم باش.

343
00:23:52,766 --> 00:23:53,851
‫چه خبر شده؟

344
00:23:55,394 --> 00:23:56,770
‫اون داره اذیتت می‌کنه؟

345
00:23:56,854 --> 00:23:59,690
‫- نه، نمی‌کنه. ببخشید.
‫- مشکلی نداریم. چیزی نیست، باشه؟

346
00:23:59,773 --> 00:24:02,234
‫من یه مارشال ایالات متحده‌ام قربان.
‫لطفاً برید عقب.

347
00:24:02,317 --> 00:24:04,319
‫عالیه. نظرت چیه ستاره‌ت رو بهمون نشون بدی؟

348
00:24:05,445 --> 00:24:07,447
‫- نظرت چیه بری درت رو بذاری؟
‫- گریدی.

349
00:24:07,531 --> 00:24:09,408
‫- میشه دخالت نکنی؟
‫- خدایا.

350
00:24:09,491 --> 00:24:10,617
‫این طوری باهاش حرف نزن.

351
00:24:12,035 --> 00:24:13,287
‫چه طوری؟ مثل...

352
00:24:14,913 --> 00:24:17,165
‫بسه. بسه! بسه، کافیه!

353
00:24:17,833 --> 00:24:19,835
‫این کافیه. این کافیه! کافیه.

354
00:24:22,254 --> 00:24:24,006
‫بابی، داری چی کار می‌کنی؟

355
00:24:24,089 --> 00:24:25,465
‫هیچی عزیزم.

356
00:24:26,133 --> 00:24:28,760
‫- فقط دارم با این آقا صحبت می‌کنم.
‫- به نظر نمیرسه فقط صحبت باشه.

357
00:24:28,844 --> 00:24:30,721
‫- مشکلی نیست؟
‫- هیچ مشکلی نیست.

358
00:24:31,638 --> 00:24:35,225
‫- درسته گریدی؟
‫- آره، آره. هیچ مشکلی نیست.

359
00:24:36,059 --> 00:24:39,688
‫همین‌جا امشب رو تموم می‌کنیم.
‫متاسفم، یکم بیش از حد هیجانی شدیم.

360
00:24:39,771 --> 00:24:41,607
‫من هم متاسفم، متاسفم.

361
00:24:41,690 --> 00:24:43,901
‫خیلی خب، ما بر می‌گردیم به اتاقمون.

362
00:24:48,572 --> 00:24:51,116
‫- اون‌جا چه اتفاقی افتاد؟
‫- رفتیم داخل بهت میگم.

363
00:24:52,284 --> 00:24:53,285
‫لعنتی.

364
00:25:07,049 --> 00:25:09,718
‫آره. همون دوتا زنی که دنبالشونن؟

365
00:25:11,428 --> 00:25:12,763
‫ازشون چشم بر نمی‌دارم.

366
00:25:18,393 --> 00:25:19,686
‫بیلی.

367
00:25:19,770 --> 00:25:21,730
‫بیلی، بیدار شو. وقتشه.

368
00:25:23,232 --> 00:25:24,608
‫مطمئنی باید این کار رو انجام بدیم؟

369
00:25:26,068 --> 00:25:27,903
‫به نظرم در مورد گریدی حق با توـه.

370
00:25:28,987 --> 00:25:30,656
‫و به نظرم تنهایی وضعمون بهتره.

371
00:25:31,198 --> 00:25:32,658
‫بدون سر و صدا.

372
00:25:48,674 --> 00:25:49,800
‫اون ماشین گریدیه؟

373
00:25:52,261 --> 00:25:53,262
‫بزن بریم.

374
00:25:53,345 --> 00:25:54,596
‫الان چی کار کردی؟

375
00:25:54,680 --> 00:25:57,307
‫یه موز تو اگزوز گذاشتم.
‫جلوی حرکت ماشین رو می‌گیره.

376
00:25:57,391 --> 00:25:58,642
‫از کجا بلدی؟

377
00:25:58,725 --> 00:26:00,185
‫توی دهه 80 بزرگ شدم.

378
00:26:17,870 --> 00:26:18,871
‫چه کوفتیه؟

379
00:27:02,581 --> 00:27:04,041
‫این‌جا نیستن.

380
00:27:04,124 --> 00:27:06,043
‫لابد یه چیزی ترسوندشون.

381
00:27:06,126 --> 00:27:07,461
‫با بچه‌ها تو لس آنجلس تماس بگیر.

382
00:27:07,544 --> 00:27:09,796
‫بهشون بگو حواسشون باشه،
‫محض اطمینان اگه برگشتن.

383
00:27:12,966 --> 00:27:14,551
‫- اوون؟
‫- چیزی که نیاز داشتیم رو گرفتم.

384
00:27:15,427 --> 00:27:18,764
‫- باید تقریباً...
‫- اوون، اوون. اون‌ها رفتن.

385
00:27:19,973 --> 00:27:21,475
‫منظورت چیه که رفتن؟

386
00:27:21,558 --> 00:27:22,559
‫اون‌ها...

387
00:27:23,143 --> 00:27:25,729
‫متاسفم. چیزی راجع به رفتن
‫یا هیچی نگفتن. اون‌ها فقط...

388
00:27:28,065 --> 00:27:29,274
‫فقط در رفتن.

389
00:27:41,578 --> 00:27:43,872
‫نظرت چیه امشب این‌جا بخوابی؟

390
00:27:43,956 --> 00:27:45,832
‫این‌جا... یعنی تو ماشین؟

391
00:27:45,916 --> 00:27:49,628
‫آره، فکر کنم امن‌تره...
‫عاقلانه‌تر از اتاق گرفتنه.

392
00:27:51,672 --> 00:27:54,716
‫تا حالا... تا حالا تو ماشین نخوابیدی؟

393
00:27:58,053 --> 00:27:59,429
‫اون قدری که فکر می‌کنی بد نیست.

394
00:28:03,725 --> 00:28:06,979
‫پلاک‌ها رو عوض می‌کنم
‫و بعد باید سعی کنیم یکم بخوابیم.

395
00:28:13,110 --> 00:28:15,279
‫یه جفت پلاک اضافی آوردی

396
00:28:15,362 --> 00:28:17,364
‫اما نمی‌دونم چه جوری
‫یادت رفت که پتو بیاری.

397
00:28:18,323 --> 00:28:19,491
‫فقط برای یه شبه.

398
00:28:19,992 --> 00:28:21,326
‫تحمل کن.

399
00:28:25,163 --> 00:28:27,165
‫از کجا می‌دونی فقط برای یه شبه؟

400
00:28:31,253 --> 00:28:33,630
‫قراره بیان دنبالمون، مگه نه؟

401
00:28:37,092 --> 00:28:38,552
‫سعی کن یکم بخوابی.

402
00:30:08,767 --> 00:30:10,686
‫انقدر به اون نگاه نکن.

403
00:30:13,063 --> 00:30:14,481
‫هنوز فکر می‌کنی یه سرنخه؟

404
00:30:15,190 --> 00:30:17,067
‫احتمالاً فقط احساسی باشه.

405
00:30:18,569 --> 00:30:20,445
‫یه وسیله احساسی چیزیه
‫که رو آستینت میذاری،

406
00:30:20,529 --> 00:30:22,072
‫نه این که یواشکی تو جیب یکی بندازی.

407
00:30:22,155 --> 00:30:23,282
‫یعنی چی؟

408
00:30:23,365 --> 00:30:25,075
‫یعنی هر کاری که می‌کنه مشکوکه.

409
00:30:25,158 --> 00:30:26,535
‫یا رمزنگاری شده‌ست.

410
00:30:26,618 --> 00:30:28,912
‫اون یادداشت‌هایی که برامون گذاشت؟
‫«ازش محافظت کن.»

411
00:30:29,705 --> 00:30:31,206
‫اصلاً میشه رمزی‌تر از این بود؟

412
00:30:31,790 --> 00:30:34,835
‫چرا همه چیز باید انقدر
‫مخفیانه باشه؟ یا دروغ باشه؟

413
00:30:34,918 --> 00:30:37,379
‫- بیلی...
‫- خب، هیچ‌وقت اسم واقعیم رو بهم نگفت.

414
00:30:38,547 --> 00:30:42,551
‫خانواده‌م رو ازم دور نگه داشت. می‌شد 20 سال
‫وقت برای شناخت پدربزرگم داشته باشم.

415
00:30:42,634 --> 00:30:46,180
‫اون یه تصویر از یه غریبه بهم داد
‫و مجبورم کرد باور کنم مادرمه.

416
00:30:46,263 --> 00:30:47,764
‫- کی همچین کاری می‌کنه؟
‫- نمی‌دونم.

417
00:30:48,348 --> 00:30:51,894
‫شاید یه روزی بتونه بهت توضیح بده
‫که چرا همچین کاری کرد.

418
00:30:51,977 --> 00:30:53,061
‫نمی‌دونم.

419
00:30:53,145 --> 00:30:55,314
‫تو هم اجازه داری عصبانی باشی، می‌دونی دیگه؟

420
00:30:55,397 --> 00:30:57,232
‫من عصبی هستم. خیلی هم عصبی‌ام.

421
00:30:59,943 --> 00:31:01,153
‫وقتی احساس سخاوتمندی می‌کنم،

422
00:31:01,236 --> 00:31:03,614
‫سعی می‌کنم به یاد بیارم
‫که تو یه شرایط غیرممکن بود.

423
00:31:05,073 --> 00:31:07,034
‫راجع به مامانت این طور فکر می‌کنی؟

424
00:31:07,534 --> 00:31:08,577
‫نه.

425
00:31:09,620 --> 00:31:12,456
‫مامانم تصمیم گرفت تو زندگیم نباشه.
‫بابای تو چاره‌ای نداشت.

426
00:31:12,539 --> 00:31:14,708
‫- نداشت؟
‫- نه. چی؟

427
00:31:14,791 --> 00:31:17,711
‫فقط دارم میگم از پیروی دستوراتش خسته شدم.

428
00:31:17,794 --> 00:31:19,087
‫چه گزینه‌ دیگه‌ای داریم؟

429
00:31:20,506 --> 00:31:21,673
‫می‌تونیم سراغ کوئین بریم.

430
00:31:24,301 --> 00:31:26,220
‫این درخواست دردسره.

431
00:31:26,303 --> 00:31:28,055
‫ازش حس خوبی گرفتم.

432
00:31:28,138 --> 00:31:30,265
‫- و چارلی هم ضمانتش رو کرد.
‫- اون یه کمپانوـه.

433
00:31:30,349 --> 00:31:31,683
‫بابابزرگم یه وکیل خلافکارها بود.

434
00:31:31,767 --> 00:31:34,311
‫آره، مطمئن نیستم که بتونیم بهش اعتماد کنیم.

435
00:31:34,394 --> 00:31:35,938
‫وای، فکر کنم بتونیم.

436
00:31:40,984 --> 00:31:43,904
‫حالا... حالا هرچی.
هر کاری تو بخوای انجام میدیم.

437
00:31:43,987 --> 00:31:46,323
‫بیلی، نه. هر کاری بخوام که نمیشه.

438
00:31:47,115 --> 00:31:48,784
‫این تصمیم ماـه.

439
00:31:50,077 --> 00:31:52,704
‫وقتی اول سراغ نیکولاس رفتی
‫فرنک منطقی برخورد کرد،

440
00:31:52,788 --> 00:31:54,331
‫شاید الان هم منطقی رفتار کنه.

441
00:31:54,414 --> 00:31:57,751
‫- بیلی.
‫- رای میدم بریم لس آنجلس و با کوئین حرف بزنیم.

442
00:31:58,877 --> 00:32:01,255
‫توی لس آنجلس دارن دنبالمون می‌گردن.
‫برگشتن به اون‌جا خطرناکه.

443
00:32:01,338 --> 00:32:04,842
‫البته که خطرناکه. ولی من یه زندگی
‫تو لس آنجلس دارم و تو هم همین‌طور.

444
00:32:05,342 --> 00:32:09,012
‫باید چی کار کنیم؟
‫می‌خوایم تا ابد فرار کنیم؟

445
00:32:09,638 --> 00:32:12,432
‫- این چیزیه که می‌خوای؟
‫- نه، این چیزی نیست که می‌خوام.

446
00:32:12,516 --> 00:32:16,061
‫اما نمی‌خوام بدون آمادگی
‫الکی شانسم رو امتحان کنم.

447
00:32:16,144 --> 00:32:17,437
‫پس داری میگی نه؟

448
00:32:20,232 --> 00:32:23,735
‫نه. اما نمی‌تونیم بریم خونه‌ش،
‫نمی‌تونیم بریم دفترش.

449
00:32:23,819 --> 00:32:26,238
‫- خب، یه جای دیگه پیدا می‌کنیم.
‫- شاید.

450
00:32:48,468 --> 00:32:49,887
‫خب، ببین کی این‌جاست.

451
00:32:50,679 --> 00:32:51,680
‫سلام بابا.

452
00:32:53,098 --> 00:32:55,893
‫تازه خبر نیکولاس رو دیدم. خیلی متاسفم.

453
00:32:55,976 --> 00:32:57,060
‫ممنون عزیز دل.

454
00:32:57,144 --> 00:33:00,147
‫تازه تو تولد 75 سالگیش بودم.

455
00:33:00,981 --> 00:33:02,316
‫یعنی... ظاهرش عالی بود.

456
00:33:03,066 --> 00:33:05,485
‫یه حرومزاده پیر غول‌پیکر.

457
00:33:06,403 --> 00:33:07,446
‫باعث میشه به فکر فرو بری.

458
00:33:07,529 --> 00:33:08,697
‫راجع به چی؟

459
00:33:08,780 --> 00:33:12,117
‫خب، راجع به وقتی که ناقوس من
‫به صدا در بیاد.

460
00:33:12,743 --> 00:33:14,036
‫بابا، بیخیال.

461
00:33:14,119 --> 00:33:15,621
‫نه، سعی ندارم ناخوش باشم.

462
00:33:15,704 --> 00:33:18,123
‫اگه یادت رفته، هفته بعد 80 میشم.

463
00:33:18,207 --> 00:33:19,875
‫یادم نرفته.

464
00:33:19,958 --> 00:33:21,126
‫هیچ‌وقت یادم نمیره.

465
00:33:21,210 --> 00:33:22,836
‫دیدن تو توی اون روز خوبه.

466
00:33:22,920 --> 00:33:25,881
‫کاش می‌تونستم. اون موقع پاریسم.
‫دارم یه قرارداد می‌بندم.

467
00:33:25,964 --> 00:33:28,759
‫پاریس؟ خب، اون‌جا می‌گیریم.

468
00:33:29,259 --> 00:33:32,262
‫شنیدم توی فرانسه هم شمع تولد دارن.

469
00:33:33,055 --> 00:33:34,890
‫خیلی خب بابا. تولد تو پاریس.

470
00:33:45,108 --> 00:33:48,237
‫باید دستورم رو تغییر بدم.
‫دارم خیلی قابل پیشبینی میشم.

471
00:33:48,320 --> 00:33:49,947
‫حساب شده.

472
00:33:50,030 --> 00:33:52,699
‫اون دختری که دفعه قبل
‫باهاتون اومدن حساب کردن.

473
00:33:58,997 --> 00:34:00,874
‫- ممنونم ابیگیل.
‫- آره.

474
00:34:05,712 --> 00:34:07,881
‫معمولاً وقتی یکی می‌خواد
‫با من ارتباط بگیره،

475
00:34:07,965 --> 00:34:09,716
‫- از طریق دستیارم جلو میان.
‫- آره.

476
00:34:09,800 --> 00:34:12,386
‫بابت... قرض پول متاسفم.

477
00:34:12,469 --> 00:34:13,554
‫حتی نمی‌دونم این کلمه درسته یا نه.

478
00:34:14,054 --> 00:34:16,639
‫- ایشون هانا هستن...
‫- مادر خونده‌ش.

479
00:34:16,723 --> 00:34:18,475
‫موضوع چیه؟ چه خبره؟

480
00:34:19,141 --> 00:34:21,770
‫مطمئن نیستم که چه قدر راجع به تاریخچه

481
00:34:21,853 --> 00:34:23,647
‫بابام و خاندانت می‌دونی.

482
00:34:23,730 --> 00:34:26,817
‫- یعنی... بعد مرگ مامانم...
‫- همین‌جا جلوت رو می‌گیرم.

483
00:34:26,900 --> 00:34:28,944
‫من ربطی به کسب و کار خاندانم ندارم.

484
00:34:29,027 --> 00:34:32,239
‫چارلی همین رو بهمون گفت
‫که دقیقاً به همین دلیل این‌جاـیم.

485
00:34:32,322 --> 00:34:34,658
‫این مکالمه... الان باید به پایان برسه.

486
00:34:38,328 --> 00:34:39,413
‫بیلی.

487
00:34:39,496 --> 00:34:40,496
‫صبر کن.

488
00:34:41,706 --> 00:34:42,708
‫کوئین.

489
00:34:43,208 --> 00:34:45,418
‫کوئین، لطفاً. اگه فقط حرف‌هام رو گوش کنی،

490
00:34:45,502 --> 00:34:47,462
‫واقعاً ممنونت میشم.

491
00:34:48,672 --> 00:34:53,010
‫ببین، می‌دونم تازه ملاقات کردیم
‫و دومین باریه که تو این مدت

492
00:34:53,092 --> 00:34:54,928
‫سر و کله‌م پیدا میشه

493
00:34:55,012 --> 00:34:57,139
‫اما دیگه نمی‌دونیم باید کجا بریم.

494
00:34:57,848 --> 00:35:00,726
‫و می‌دونم که چه قدر اوضاع
‫با خانواده‌ت پیچیده‌ست

495
00:35:00,809 --> 00:35:03,353
‫اما اوضاعشون با خانواده منم پیچیده‌ست.

496
00:35:03,437 --> 00:35:05,063
‫و تو مامانم رو می‌شناختی.

497
00:35:05,898 --> 00:35:08,400
‫برای همین گفتم شاید بخوای کمک کنی.

498
00:35:11,904 --> 00:35:14,615
‫خیلی پیچیده‌ست.

499
00:35:15,282 --> 00:35:17,326
‫و می‌دونم که پدربزرگت تازه مرد.

500
00:35:17,409 --> 00:35:18,827
‫و تسلیت میگم.

501
00:35:19,411 --> 00:35:20,829
‫ممنون. لطف داری.

502
00:35:20,913 --> 00:35:23,498
‫اگه درحال فرار از دست افراد پدرت نبودیم،
‫خیلی لطف بزرگ‌تری می‌شد.

503
00:35:23,582 --> 00:35:25,000
‫ببخشید؟

504
00:35:25,501 --> 00:35:28,795
‫دیروز یه مردی به زور وارد خونه‌م شد
‫و از گردن من رو گرفت.

505
00:35:28,879 --> 00:35:31,715
‫سعی کرد من رو توی ونش بذاره
‫و بعد سراغ بیلی رفت.

506
00:35:31,798 --> 00:35:33,008
‫وای خدایا.

507
00:35:34,343 --> 00:35:35,385
‫متاسفم اما...

508
00:35:36,303 --> 00:35:39,097
‫هنوز متوجه نمیشم.
‫دقیقاً فکر می‌کنین چه کاری ازم بر میاد؟

509
00:35:39,181 --> 00:35:41,475
‫می‌تونی یه پیغام به پدرت برسونی؟

510
00:35:41,558 --> 00:35:44,269
‫زیاد باهاش صحبت نمی‌کنم
‫و هیچ‌وقت هم راجع به کسب و کارش نیست.

511
00:35:44,353 --> 00:35:47,231
‫مطمئنم. مطمئنم که نمی‌خوای
‫پات به هیچ کدوم از این همه کشیده بشه

512
00:35:47,314 --> 00:35:48,815
‫اما ما تو خطر آسیبیم.

513
00:35:49,566 --> 00:35:52,569
‫اگه بچه داشته باشی،
‫مطمئنم درک می‌کنی

514
00:35:53,362 --> 00:35:55,864
‫که چرا به حرف بچه‌م گوش دادم
‫که بیام و باهات صحبت کنم.

515
00:36:06,083 --> 00:36:07,251
‫پیغام چیه؟

516
00:36:08,544 --> 00:36:11,255
‫اینه که من و هانا ربطی به بابام نداریم.

517
00:36:11,338 --> 00:36:13,298
‫و باهاش در ارتباط هم نبودیم.

518
00:36:13,382 --> 00:36:15,551
‫و برنامه هم نداریم ارتباطی بگیریم. فقط...

519
00:36:15,634 --> 00:36:17,845
‫می‌خوایم اوضاع به روال قبل برگرده.

520
00:36:17,928 --> 00:36:19,221
‫درسته؟

521
00:36:19,304 --> 00:36:20,848
‫آره، درسته. همین.

522
00:36:22,724 --> 00:36:25,477
‫خب، قولی نمیدم اما می‌بینم
‫چی کار می‌تونم بکنم.

523
00:36:25,561 --> 00:36:27,062
‫خیلی خب، ممنون. بزن بریم.

524
00:36:27,145 --> 00:36:29,314
‫اگه مشکلی نداری، یه کلام نصیحت کنم.

525
00:36:30,440 --> 00:36:32,985
‫اگه خودت رو در مقابل پدرم دیدی،

526
00:36:33,610 --> 00:36:35,779
‫بهتره قانعش کنی آماده‌ای که بذاری ایتن

527
00:36:35,863 --> 00:36:37,281
‫یا هرچی که الان اسمشه...

528
00:36:37,364 --> 00:36:38,991
‫- اوون.
‫- اوون.

529
00:36:39,825 --> 00:36:43,120
‫که آماده ول کردن اوون هستی.
‫و بهتره که واقعی باشه.

530
00:36:46,164 --> 00:36:47,249
‫واقعیه.

531
00:36:49,751 --> 00:36:50,836
‫خوبه.

532
00:36:51,336 --> 00:36:53,380
‫چون هواداریم به کنار،

533
00:36:53,463 --> 00:36:55,716
‫احتمالاً خاندانم تا زمانی که حل نشه،

534
00:36:56,550 --> 00:36:57,551
‫قرار نیست

535
00:36:58,468 --> 00:36:59,469
‫رهاش کنن.

536
00:37:00,679 --> 00:37:02,139
‫پس اگه جایی دارین که بتونین برین،

537
00:37:02,222 --> 00:37:05,142
‫جایی که فکر می‌کنی
‫کسی نمی‌تونه پیداتون کنه،

538
00:37:05,225 --> 00:37:06,476
‫بهتره که برین.

539
00:37:06,560 --> 00:37:07,936
‫و به کسی هم نگین.

540
00:37:09,563 --> 00:37:10,564
‫بزن بریم.

541
00:37:21,575 --> 00:37:22,618
‫اون حرفی که

542
00:37:23,327 --> 00:37:25,621
‫راجع به رفتن به جایی
‫که کسی پیدامون نکنه زدش...

543
00:37:26,121 --> 00:37:27,706
‫به نظر من ایده خوبیه.

544
00:37:28,207 --> 00:37:30,292
‫- پس دوباره پا به فرار میذاریم؟
‫- نه، فرار نیست.

545
00:37:30,375 --> 00:37:33,170
‫برگشت به برنامه اصلی
‫قبل ملاقات با گریدی‌ـه.

546
00:37:33,879 --> 00:37:35,297
‫باید کمی وقت بخریم.

547
00:37:35,797 --> 00:37:36,798
‫باشه.

548
00:37:36,882 --> 00:37:40,886
‫خب، ایده‌ای داری کجا ممکنه باشه
‫که کسی ما رو پیدا نکنه؟

549
00:37:42,971 --> 00:37:43,972
‫فقط یکی.

550
00:37:59,279 --> 00:38:01,573
‫خب، شنیدم تو و بابا حرف زدین.

551
00:38:02,199 --> 00:38:04,117
‫شام تولد تو پاریس، ها؟

552
00:38:04,618 --> 00:38:06,286
‫گی‌ساووی، ژول ورن، یا...

553
00:38:06,370 --> 00:38:08,580
‫- داری چه غلطی می‌کنی تدی؟
‫- تو داری...

554
00:38:08,664 --> 00:38:11,583
‫دختر ایتن یانگ برای درخواست کمک تماس گرفت.

555
00:38:13,460 --> 00:38:15,629
‫کریستین؟ اون رو دیدی؟

556
00:38:15,712 --> 00:38:17,005
‫تو لس آنجلس بود؟

557
00:38:17,089 --> 00:38:19,424
‫- همچین حرفی زدم؟
‫- سر به سرم نذار کوئینی.

558
00:38:19,508 --> 00:38:20,968
‫- ما لازم داریم که...
‫- «ما»؟ «ما» کی میشه؟

559
00:38:21,051 --> 00:38:22,719
‫چون امکان نداره بابا پشت این باشه.

560
00:38:22,803 --> 00:38:24,555
‫وای، اون کامل در جریان
‫کاری که دارم می‌کنم هست.

561
00:38:24,638 --> 00:38:27,140
‫ببین، وقتی برای این کسشرات ندارم.
‫فقط بهم بگو کجاست...

562
00:38:27,224 --> 00:38:28,725
‫می‌خوای بدونی کجاست؟

563
00:38:29,476 --> 00:38:31,061
‫از کانادا تماس گرفت.

564
00:38:31,144 --> 00:38:34,147
‫شاید هم کلمبیا بود.
‫نه، صبر کن، کرواسی بود.

565
00:38:34,231 --> 00:38:35,232
‫کوئین!

566
00:38:35,315 --> 00:38:37,860
‫تدی، تنهاش بذار. شنیدی چی گفتم؟

567
00:38:37,943 --> 00:38:39,403
‫کوئینی، کوئینی، صبر کن.

568
00:38:39,486 --> 00:38:40,487
‫صبر کن، صبر کن...

569
00:38:47,911 --> 00:38:49,580
‫آخرین باری که دیدیش کی بود؟

570
00:38:50,414 --> 00:38:53,292
‫نمی‌دونم.
‫احتمالاً تو خاکسپاری دوست دخترم.

571
00:38:53,375 --> 00:38:55,419
‫سه... چهار سال پیش.

572
00:38:56,336 --> 00:38:57,880
‫و اون...

573
00:38:57,963 --> 00:38:59,798
‫واقعاً دلم نمی‌خواد در موردش صحبت کنم.

574
00:39:00,465 --> 00:39:03,260
‫چیزی راجع به مادرت بهم نمیگی؟

575
00:39:03,343 --> 00:39:04,803
‫یعنی... واقعاً چی برای گفتن هست؟

576
00:39:04,887 --> 00:39:07,723
‫وقتی 5 سالم بود،
‫من رو پیش پدربزرگم رها کرد

577
00:39:07,806 --> 00:39:10,184
‫که بتونه پدرم رو دور دنیا دنبال کنه،

578
00:39:10,267 --> 00:39:13,020
‫با مدل‌های عکاسی،
‫مهمونی‌های راک استاری،

579
00:39:13,854 --> 00:39:16,398
‫وقتی که من صندوق پست
‫و ورودی خونه رو تماشا می‌کردم و...

580
00:39:17,316 --> 00:39:18,442
‫پیش تلفن کیری منتظر می‌موندم

581
00:39:18,525 --> 00:39:20,986
‫و از خودم می‌پرسیدم
‫هیچ‌وقت بر می‌گرده یا نه.

582
00:39:21,069 --> 00:39:24,489
‫بعدش پدرم مرد و اون تصمیم گرفت که
‫«آره، می‌خوام بخشی از زندگیش باشم».

583
00:39:28,035 --> 00:39:29,536
‫خب، با هم صمیمی هستین؟

584
00:39:32,831 --> 00:39:34,875
‫یعنی... مجبور نیستیم بریم، مگه نه؟

585
00:39:34,958 --> 00:39:36,168
‫اون قدر هم بیچاره نیستیم که.

586
00:39:36,251 --> 00:39:37,503
‫نمی‌دونم. من...

587
00:39:37,586 --> 00:39:40,380
‫- شاید باشیم.
‫- من بودم از کلمه بیچاره استفاده نمی‌کردم.

588
00:39:41,298 --> 00:39:42,674
‫گزینه‌هامون تموم شد؟

589
00:39:42,758 --> 00:39:45,469
‫- به گا رفتیم؟ شرایطمون کیری شد؟
‫- یکی از همین‌ها.

590
00:39:55,270 --> 00:39:57,314
‫نمی‌تونم تصور کنم
‫این به خوبی به پایان برسه.

591
00:39:58,000 --> 00:40:18,000
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

