﻿1
00:00:58,464 --> 00:01:05,659
‫«سریال «آخرین چیزی که به من گفت
‫فصل اول - قسمت هفتم

2
00:01:06,409 --> 00:01:11,409
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

3
00:01:12,183 --> 00:01:15,675
‫.:: ترجمه‌ای از حسام‌الدین ::.

4
00:01:19,220 --> 00:01:20,560
‫نباید این کار رو می‌کردی.

5
00:01:20,640 --> 00:01:21,680
‫معلومه که باید می‌کردم.

6
00:01:22,430 --> 00:01:24,730
‫یه تاکستان تو نیوزیلند؟

7
00:01:25,810 --> 00:01:27,900
‫این طوری فاصله تو و بیلی میشه
‫نصف کره زمین.

8
00:01:31,020 --> 00:01:34,860
‫شاید همین ایده که یه جای
‫خیلی دور باشم رو، دوست دارم.

9
00:01:41,620 --> 00:01:43,950
‫یه جای دیگه، فقط من و تو.

10
00:01:49,170 --> 00:01:50,670
‫باید با پدرت حرف بزنم.

11
00:01:54,340 --> 00:01:56,420
‫باید از اینجا بری. همین الان.

12
00:02:06,560 --> 00:02:08,890
‫هی، اصلا شوخی ندارم.
‫باید از اینجا بری.

13
00:02:08,980 --> 00:02:11,120
‫- فقط می‌خوام باهاش حرف بزنم.
‫- می‌دونی دیشب چندتا پلیس اومدن اینجا؟

14
00:02:11,145 --> 00:02:14,360
‫نیازی به اشاره به اف‌بی‌آی و
‫مارشال‌ها دیگه نیست. باید بری.

15
00:02:14,440 --> 00:02:17,200
‫پدرت می‌دونه که ما تو آستینیم، مگه نه؟

16
00:02:17,280 --> 00:02:20,110
‫سرزنشت نمی‌کنم.
‫بالاخره پدربزرگته.

17
00:02:20,200 --> 00:02:23,080
‫ولی اگر می‌دونه که اینجاییم،
‫این تنها حرکتیه که دارم.

18
00:02:23,308 --> 00:02:24,478
‫اصلا هیچ حرکتی نداری.

19
00:02:24,753 --> 00:02:28,463
‫چارلی، اگر که نتونم باهاش حرف بزنم
‫کریستین آینده‌ای نخواهد داشت.

20
00:02:31,880 --> 00:02:34,800
‫هر طوری که فکر می‌کنی پدرم می‌تونه بهت
‫کمک کنه، این کار رو نمی‌کنه.

21
00:02:35,670 --> 00:02:36,800
‫ایتن بهش خیانت کرد.

22
00:02:38,260 --> 00:02:39,430
‫خانواده‌مون رو نابود کرد.

23
00:02:41,970 --> 00:02:42,970
‫می‌دونم چی کار کرده.

24
00:02:43,680 --> 00:02:44,680
‫ممکنه درست بگی.

25
00:02:46,430 --> 00:02:49,230
‫ولی باید بهم اجازه بدی
‫این کار رو بکنم. لطفا.

26
00:02:56,570 --> 00:02:58,900
‫- هانا کجاست؟
‫- تو اتاق کنفرانس.

27
00:03:03,870 --> 00:03:04,870
‫- اد.
‫- چه خبرا؟

28
00:03:04,950 --> 00:03:06,200
‫هانا هال کجاست؟

29
00:03:06,290 --> 00:03:07,290
‫دستشویی.

30
00:03:08,620 --> 00:03:10,290
‫هی. چطوره اینجا بشینی؟

31
00:03:17,840 --> 00:03:18,880
‫هانا؟

32
00:03:35,770 --> 00:03:37,780
‫حدس می‌زنم اسمت مکس نیست، مگه نه؟

33
00:03:41,740 --> 00:03:42,990
‫فعلا مکس جواب میده.

34
00:03:48,160 --> 00:03:50,330
‫خیلی وقته که پدرت اینجا زندگی می‌کنه؟

35
00:03:51,580 --> 00:03:53,178
‫نه، از زمانی که از زندان آزاد شده اینجاست.

36
00:03:54,000 --> 00:03:55,000
‫چند سالیه که اینجاست.

37
00:03:55,670 --> 00:03:57,300
‫بنظر آروم میاد.

38
00:03:58,250 --> 00:04:00,840
‫اتفاقا نظر مادرم بود که یه جا
‫سمت دریاچه بگیریم.

39
00:04:01,470 --> 00:04:02,630
‫یه جا برای آخر هفته‌ها.

40
00:04:02,720 --> 00:04:06,300
‫یه جا که می‌تونستن برن و آرامش بگیرن.
‫استرسی نداشته باشه.

41
00:04:07,810 --> 00:04:10,060
‫زمانی که پدرم زندان بود، خونه رو خرید.

42
00:04:12,190 --> 00:04:13,770
‫ولی مریض شد و...

43
00:04:16,310 --> 00:04:17,900
‫هیچ وقت با هم اینجا زندگی نکردن؟

44
00:04:20,820 --> 00:04:22,780
‫روزی که از زندان اومد بیرون، از دنیا رفت.

45
00:04:25,370 --> 00:04:27,660
‫سی و پنج ساعت بعد،
‫اگر بخوای دقیق بگم.

46
00:04:34,420 --> 00:04:35,630
‫همچنان می‌تونم برگردم.

47
00:04:42,590 --> 00:04:44,930
‫هر طور خودت دوست داری، مکس.

48
00:04:46,840 --> 00:04:49,430
‫هانا، اونجایی؟ منم.

49
00:04:51,520 --> 00:04:54,020
‫- چند دقیقه‌ست که دستشوییه؟
‫- کی؟ بیلی؟

50
00:04:55,190 --> 00:04:57,190
‫هانا. چند دقیقه‌ست که
‫هانا دستشوییه؟

51
00:04:58,770 --> 00:05:00,440
‫در قفله. جواب نمیده.

52
00:05:02,940 --> 00:05:04,400
‫هانا، داریم میاییم تو.

53
00:05:21,960 --> 00:05:23,020
‫لعنتی.

54
00:05:26,180 --> 00:05:28,760
‫با پلیس تماس بگیر.
‫می‌خوام هانا هال تحت تعقیب

55
00:05:28,850 --> 00:05:31,858
‫نیروهای محلی باشه. می‌خوام همین الان
‫یه تیم تو خیابون دنبالش باشه.

56
00:05:44,240 --> 00:05:45,860
‫باید یه کاری بکنم.

57
00:05:47,360 --> 00:05:49,240
‫ازت می‌خوام که بهم اعتماد کنی.

58
00:05:51,490 --> 00:05:53,160
‫بیلی، می‌دونی کجاست؟

59
00:05:57,080 --> 00:05:59,830
‫بیلی، اگر ایده‌ای داری که
‫کجا ممکنه باشه، باید بهم بگی.

60
00:06:00,920 --> 00:06:02,460
‫نه. من که پیش خودت بودم.

61
00:06:06,130 --> 00:06:06,970
‫خیلی خب.

62
00:06:45,710 --> 00:06:46,970
‫اگر بخوای می‌تونی بشینی.

63
00:06:47,510 --> 00:06:49,090
‫نمی‌دونم چقدر قراره اونجا باشه.

64
00:06:56,220 --> 00:06:57,390
‫خوبم.

65
00:06:57,480 --> 00:07:00,350
‫خب، شاید نباید نگران خودت باشی.

66
00:07:01,150 --> 00:07:03,440
‫اون ستون‌ها اون قدرها
‫که بنظر میاد محکم نیستن.

67
00:07:04,360 --> 00:07:08,740
‫تیکه تیکه به آستین با کشتی فرستاده شدن،
‫تو این ملک بهم چسبونده شدن.

68
00:07:09,900 --> 00:07:11,110
‫و مردیث...

69
00:07:12,740 --> 00:07:13,780
‫همسرم رو میگم.

70
00:07:14,740 --> 00:07:16,830
‫استعداد زیادی تو طراحی داشت.

71
00:07:18,370 --> 00:07:22,170
‫همه چی رو خیلی زیبا کرد.

72
00:07:24,170 --> 00:07:26,170
‫هر چیزی که وارد این خونه شد رو
‫خودش انتخاب کرد.

73
00:07:26,250 --> 00:07:27,510
‫تک به تک چیزها رو.

74
00:07:28,090 --> 00:07:30,930
‫نمی‌خواستم مطرحش کنم،
‫ولی با خودم گفتم که تو

75
00:07:31,630 --> 00:07:35,600
‫بین تمام آدما، ارزش تاریخ اینجا رو درک کنی.

76
00:07:39,100 --> 00:07:40,850
‫- سلام بچه.
‫- سلام بابا.

77
00:07:41,900 --> 00:07:44,060
‫- اشکالی نداره دست‌تون رو بیارین بالا خانم؟
‫- جانم؟

78
00:07:44,150 --> 00:07:46,360
‫باید مطمئن بشه که
‫شنود به خودت وصل نکردی.

79
00:07:47,320 --> 00:07:48,530
‫برای چی باید شنود به خودم وصل کنم؟

80
00:07:48,610 --> 00:07:51,450
‫اینا از اون دسته سوالاتی هستن
‫که دیگه نمی‌پرسم.

81
00:07:52,740 --> 00:07:54,160
‫لطفا دست‌تون رو ببرین بالا.

82
00:08:04,540 --> 00:08:06,380
‫خب، همچین محرابی هم نیست.

83
00:08:06,460 --> 00:08:08,000
‫خب، هیچ وقت از اسمش خوشم نیومد.

84
00:08:09,260 --> 00:08:12,050
‫همسرم انتخابش کرده،
‫وگرنه که تا الان عوضش می‌کردم.

85
00:08:12,760 --> 00:08:13,930
‫با چی؟

86
00:08:14,010 --> 00:08:16,100
‫مثلا یه جمله؟

87
00:08:16,800 --> 00:08:19,520
‫"امیدهایت را رها کن"

88
00:08:19,600 --> 00:08:21,850
‫داره درباره‌ی رها کردن امیدها حرف میزنه.

89
00:08:22,350 --> 00:08:24,560
‫پدربزرگم همیشه می‌گفت که
‫امید به کشتنت میده.

90
00:08:24,650 --> 00:08:25,860
‫یه مدعی دیگه.

91
00:08:26,360 --> 00:08:27,980
‫- قربان مشکلی نداره.
‫- خوبه.

92
00:08:29,570 --> 00:08:32,110
‫- برای چی نمیری بیرون بچه؟
‫- من باید برشگردونم شهر.

93
00:08:32,200 --> 00:08:35,320
‫خب، می‌خوام یه خرده
‫با دوست جدیدمون تنها باشم.

94
00:08:36,160 --> 00:08:40,120
‫و تو هم مشکلی نداری، مگه نه؟ هانا؟

95
00:08:41,370 --> 00:08:42,500
‫می‌تونم هانا صدات کنم؟

96
00:08:44,620 --> 00:08:47,670
‫یا خانم مایکلز رو ترجیح میدی؟

97
00:08:51,630 --> 00:08:52,800
‫هانا خوبه.

98
00:08:53,630 --> 00:08:54,880
‫دیدی، گفتم که ردیفه.

99
00:08:54,970 --> 00:08:57,180
‫و ند که اینجاست،
‫می‌تونه برشگردونه شهر.

100
00:08:57,680 --> 00:08:59,350
‫- بابا، من...
‫- روز طولانی‌ای داشتی.

101
00:09:01,520 --> 00:09:02,520
‫برو خونه.

102
00:09:04,140 --> 00:09:05,650
‫البته که اگر بخواد بره

103
00:09:05,730 --> 00:09:08,860
‫جلوی هانا رو
‫برای برگشتن به آستین نمی‌گیرم...

104
00:09:10,860 --> 00:09:11,860
‫یا سائوسالیتو.

105
00:09:14,780 --> 00:09:15,780
‫مشکلی ندارم.

106
00:09:34,840 --> 00:09:36,663
‫اطلاعات ماهواره‌ی رو
‫نیکولاس بل رو می‌خوام.

107
00:09:36,687 --> 00:09:38,340
‫اطلاعات ماهواره‌ای رو
‫چارلی اسمیت رو می‌خوام.

108
00:09:38,430 --> 00:09:40,260
‫همچنان کسی جلوی خونه‌ی آندره ریز هست؟

109
00:09:40,350 --> 00:09:42,753
‫بله. همه چی آرومه. هیچ حرکتی جلوی
‫خونه‌ی نیکولاس مشاهده نشده.

110
00:09:42,778 --> 00:09:45,288
‫پلیس‌هایی که جلوی «دِ نِوِر درای» مستقر شدن
‫فکر می‌کنن ممکنه هانا رو دیده باشه.

111
00:09:45,349 --> 00:09:47,546
‫همین الان داریم دوباره فیلم دوربین‌های
‫نظارتی رو بررسی می‌کنیم.

112
00:09:47,571 --> 00:09:50,531
‫یه مجوز تفتیش برای «د نِوِر درای» بگیر
‫و ببین کریون کی رو می‌تونه

113
00:09:50,690 --> 00:09:51,860
‫- از تو گوشی هانا پیدا کنه.
‫- خیلی خب.

114
00:10:04,910 --> 00:10:05,750
‫جولز.

115
00:10:05,830 --> 00:10:08,630
‫حالت خوبه؟
‫نمی‌تونم با آنا تماس بگیرم.

116
00:10:08,710 --> 00:10:11,420
‫منم نمی‌تونم. نمی‌دونم کجاست.

117
00:10:11,920 --> 00:10:13,960
‫ولی خودت جات امنه؟

118
00:10:13,985 --> 00:10:15,405
‫من همراه معاون کلانتر بردفوردم.

119
00:10:16,050 --> 00:10:18,970
‫ولی جولز، اینا همه‌اش تقصیر منه.

120
00:10:19,840 --> 00:10:23,180
‫هانا می‌خواست از آستین بره،
‫و من نمی‌خواستم برم،

121
00:10:23,260 --> 00:10:24,970
‫و بعد یهو ناپدید شدم.

122
00:10:25,060 --> 00:10:27,730
‫و حالا، آخه،
‫اگر اتفاقی براش بیفته چی؟

123
00:10:27,810 --> 00:10:29,440
‫هیچ اتفاقی براش نمیفته، خب؟

124
00:10:29,465 --> 00:10:32,265
‫همه چی درست میشه.
‫الان دقیقا کجایی؟

125
00:10:34,820 --> 00:10:36,030
‫بیلی؟

126
00:10:38,950 --> 00:10:40,530
‫جولز، دوباره بهت زنگ میزنم.

127
00:10:43,370 --> 00:10:45,290
‫- هانا؟
‫- بیلی.

128
00:10:50,500 --> 00:10:51,500
‫بابا؟

129
00:11:04,470 --> 00:11:05,470
‫بوربن؟

130
00:11:05,970 --> 00:11:07,890
‫- چرا که نه.
‫- خیلی خب.

131
00:11:14,520 --> 00:11:15,530
‫بشین.

132
00:11:31,040 --> 00:11:33,250
‫این دومین تولد کریستین بود.

133
00:11:33,960 --> 00:11:35,920
‫داشت جملات کامل به زبون میاورد.

134
00:11:36,630 --> 00:11:39,220
‫یه هفته قبل از بردنش،
‫بردمش پارک،

135
00:11:40,050 --> 00:11:41,720
‫و پزشک اطفالش رو دیدیم.

136
00:11:42,800 --> 00:11:46,760
‫حالش رو ازش پرسید،
‫و بهش یه جواب دو پراگرافی داد.

137
00:11:51,230 --> 00:11:53,150
‫حدس میزنم همچنان همون طوری باشه.

138
00:11:54,052 --> 00:11:55,097
‫بله.

139
00:11:59,280 --> 00:12:01,360
‫اینجا چه غلطی می‌کنی، هانا؟

140
00:12:06,410 --> 00:12:08,490
‫امیدوار بودم بتونیم به یه توافق برسیم.

141
00:12:13,120 --> 00:12:15,130
‫این طور فکر نمی‌کنم. نه.

142
00:12:17,170 --> 00:12:18,500
‫اصلا نشنیدی که چی می‌خوام...

143
00:12:18,590 --> 00:12:21,050
‫نه، منظورم اینه که،
‫فکر نمی‌کنم برای این، اینجا باشی.

144
00:12:22,970 --> 00:12:28,390
‫فکر می‌کنم برای این اینجایی چون امیدواری
‫اون چیزی که همه میگن، نباشم.

145
00:12:33,690 --> 00:12:35,100
‫- آقای بل.
‫- نیکولاس.

146
00:12:35,627 --> 00:12:38,587
‫نیکولاس.
‫نیومدم اینجا که از گذشته شکایت کنم.

147
00:12:38,612 --> 00:12:41,492
‫نه؟ می‌خوای شوهرت رو ببخشم.

148
00:12:42,110 --> 00:12:45,740
‫می‌خوای ببخشمش با اینکه
‫اصلا نمی‌دونی

149
00:12:45,765 --> 00:12:47,105
‫اصلا هیچ ایده‌ای نداری که چی کار کرده.

150
00:12:47,130 --> 00:12:49,930
‫فکر کنم ایده‌ای داشته باشم.
‫از داستان خبر دارم.

151
00:12:51,000 --> 00:12:52,000
‫شوهرم رو می‌شناسم.

152
00:12:52,080 --> 00:12:53,500
‫شوهرت ایتن.

153
00:12:53,580 --> 00:12:55,630
‫می‌دونم چی شد که دخترت رو از دست دادی.

154
00:13:01,550 --> 00:13:03,220
‫من هیچ ربطی بهش نداشتم.

155
00:13:04,470 --> 00:13:10,060
‫و اگر فکر می‌کنی افرادی که براشون کار کردم
‫میان به بچه‌ام آسیب میزنن...

156
00:13:10,140 --> 00:13:11,020
‫اونا یه سری قانون دارن.

157
00:13:11,100 --> 00:13:13,730
‫لازم به اشاره نیست که می‌دونستن
‫اگر می‌خواستن به خانواده‌ام آسیب بزنن،

158
00:13:14,310 --> 00:13:16,520
‫- دیگه کاری باهاشون نداشتم.
‫- آقای بل... نیکولاس...

159
00:13:16,545 --> 00:13:18,385
‫البته، ایتن نمی‌خواست
‫این رو باور کنه.

160
00:13:18,778 --> 00:13:21,408
‫نه، فقط می‌خواست تقصیر رو گردن
‫یکی بندازه و آخرشم انداخت گردن من.

161
00:13:22,610 --> 00:13:26,410
‫و من رو مجازات کرد انگار که
‫به اندازه‌ی کافی مجازات نشده بودم.

162
00:13:26,545 --> 00:13:27,545
‫و منو فراموش کن،

163
00:13:27,570 --> 00:13:31,200
‫آخه کدوم مردی یه بچه رو
‫اون طوری می‌بره؟

164
00:13:31,790 --> 00:13:35,750
‫اون بچه رو از مادربزرگ
‫و خاله و دایی‌اش جدا کرد.

165
00:13:36,620 --> 00:13:38,130
‫هر کسی که دوستش داشت.

166
00:13:38,880 --> 00:13:43,420
‫هر کسی که مادرش رو می‌شناخت،
‫کسایی که می‌تونستن داستان کیت رو تعریف کنن.

167
00:13:44,470 --> 00:13:48,050
‫و همین طور دو رویی. این چیزیه که
‫اصلا نمی‌تونم هضمش کنم.

168
00:13:49,890 --> 00:13:53,270
‫شوهرت بهتر از هر کسی می‌دونست
‫که داشتم چی کار می‌کردم.

169
00:13:57,150 --> 00:13:59,110
‫از بچه‌ی خودمم بیشتر می‌دونست.

170
00:14:00,270 --> 00:14:01,270
‫و اون...

171
00:14:03,440 --> 00:14:06,360
‫همیشه اون ارتباط رو با من می‌خواست و من...

172
00:14:07,700 --> 00:14:08,990
‫دوستش داشتین.

173
00:14:09,660 --> 00:14:10,910
‫ببخشید؟

174
00:14:13,540 --> 00:14:17,460
‫قبل از تمام این داستان‌ها،
‫واقعا دوستش داشتین.

175
00:14:17,540 --> 00:14:20,590
‫مثل هر پدر و مادر خوب دیگه‌ای
‫باهاش رفتار کردم.

176
00:14:21,250 --> 00:14:22,670
‫فکر می‌کنم بیشتر از تلاش بود.

177
00:14:23,500 --> 00:14:26,420
‫خب، اگر هم کردم، اشتباه کردم.

178
00:14:26,445 --> 00:14:28,905
‫اشتباهی که جفت‌مون کردیم.
‫به نظرتون این طور نیست؟

179
00:14:29,050 --> 00:14:30,260
‫نه، این طور نیست.

180
00:14:30,615 --> 00:14:33,365
‫خب، می‌تونم یه داستان درباره‌ی شوهرت بگم،

181
00:14:33,680 --> 00:14:36,060
‫و دیگه هیچ وقت اون رو
‫مثل قبل نگاه نمی‌کنی.

182
00:14:36,140 --> 00:14:38,310
‫شاید. فکر نمی‌کنم اصل مطلب رو عوض کنه.

183
00:14:38,335 --> 00:14:39,345
‫و اصل مطلب چیه؟

184
00:14:39,980 --> 00:14:44,190
‫فکر کنم می‌دونید شوهرم
‫چقدر نوه‌تون رو دوست داره.

185
00:14:44,280 --> 00:14:45,570
‫هر کاری که کرد،

186
00:14:46,070 --> 00:14:48,490
‫صرف نظر از اینکه
‫در نظر شما چقدر اشتباه بوده،

187
00:14:48,570 --> 00:14:51,120
‫فکر کنم می‌دونید که همه‌ی
‫این کارها رو برای اون کرده.

188
00:14:51,200 --> 00:14:54,450
‫باور دارم براش احترام قائل هستین
‫که همچین والدیه.

189
00:14:54,950 --> 00:15:00,000
‫کسی که همچین فداکاری‌ای کنه. کسی که...
‫این طوری از خانواده‌اش مراقبت کرد.

190
00:15:01,460 --> 00:15:03,630
‫بنظرم می‌رسه که شما دو نفر
‫از این نظر شباهت دارین.

191
00:15:05,090 --> 00:15:06,298
‫خوب به حرفام گوش کن.

192
00:15:07,300 --> 00:15:10,760
‫بیشتر از نصف یک دهه تو زندان بودم،
‫شش سال و نیم،

193
00:15:11,260 --> 00:15:15,390
‫بجای اینه خانواده‌ام رو با لو دادن رازهای
‫مشتری‌هام به خطر بندازم.

194
00:15:15,470 --> 00:15:19,640
‫و دخترم و نوه‌ام و،
‫همسرم و مشغلم رو از دست دادم.

195
00:15:19,730 --> 00:15:22,810
‫پس اگر می‌خوای درباره‌ی فداکاری حرف بزنی،
‫به این میگن فداکاری.

196
00:15:22,900 --> 00:15:24,690
‫ولی وانمود نکن که قراره من رو متقاعد کنی

197
00:15:24,715 --> 00:15:26,908
‫که شوهرت این وسط
‫از خود گذشتگی کرده.

198
00:15:26,990 --> 00:15:27,900
‫من...

199
00:15:33,200 --> 00:15:35,120
‫من رو با اون مقایسه نکن.

200
00:15:42,130 --> 00:15:42,960
‫گریدی بردفورد.

201
00:15:43,040 --> 00:15:47,130
‫اینجاست. ما اینجا تو سمت لیک ترویسیم،
‫نه تو آپارتمان تو شهر.

202
00:15:51,050 --> 00:15:52,050
‫هی، رئیس؟

203
00:15:54,430 --> 00:15:56,100
‫به دفتر کلانتری ترویس زنگ بزن.

204
00:15:56,180 --> 00:15:58,980
‫همین الان باید تیم ضربت رو باید به
‫محل اقامت بل تو لیک ترویس بفرستیم.

205
00:15:59,560 --> 00:16:02,270
‫کوپر! جنکینز، اد، شما با من بیاین.

206
00:16:02,350 --> 00:16:03,980
‫پوزنر، حواست به بچه باشه.

207
00:16:04,650 --> 00:16:05,650
‫بریم.

208
00:16:21,790 --> 00:16:25,080
‫اگر اون طوری محکم ببندی‌اش
‫بدترش می‌کنی.

209
00:16:25,170 --> 00:16:26,540
‫ببینم دکتر شدی حالا؟

210
00:16:26,630 --> 00:16:29,670
‫کسی‌ام که به اندازه‌ی کافی
‫به دستش آسیب وارد شده.

211
00:16:30,510 --> 00:16:32,050
‫یه خطر شغلیه.

212
00:16:34,430 --> 00:16:35,890
‫بیا بریم سر اصل مطلب، باشه؟

213
00:16:37,180 --> 00:16:38,390
‫می‌خوام باهات یه معامله کنم.

214
00:16:38,470 --> 00:16:40,350
‫در حدی نیستی که بخوای معامله کنی.

215
00:16:41,230 --> 00:16:42,480
‫راستش فکر کنم باشم.

216
00:16:42,980 --> 00:16:45,150
‫در حقیقت، فکر کنم تنها کسی باشم
‫که می‌تونم این معامله رو بکنم.

217
00:16:45,810 --> 00:16:47,440
‫- واقعا؟
‫- خب، کاملا مشخصه

218
00:16:47,520 --> 00:16:51,860
‫کاملا مشخصه که شما و شوهرم
‫هیچ گونه علاقه‌ای بهم ندارین.

219
00:16:52,360 --> 00:16:55,200
‫و مطمئنم اون هرگز معامله‌ای
‫که من می‌خوام بکنم رو نمی‌کنه،

220
00:16:55,280 --> 00:16:58,910
‫ولی الان اینجا نیست. من هستم.

221
00:17:00,910 --> 00:17:01,910
‫خیلی خب.

222
00:17:03,290 --> 00:17:04,290
‫دارم گوش میدم.

223
00:17:06,540 --> 00:17:09,670
‫حدس میزنم که
‫دوست داشته باشی نوه‌ات رو ببینی.

224
00:17:10,840 --> 00:17:12,260
‫اون طوری که شما درباره‌اش حرف زدین،

225
00:17:12,340 --> 00:17:16,800
‫حدس میزنم بیشتر از هر چیزی
‫دوست داشته باشی که نوه‌ات رو ببینی.

226
00:17:19,390 --> 00:17:24,060
‫و حاضری که با مشتری‌هات
‫دوباره معامله کنی

227
00:17:24,810 --> 00:17:26,020
‫تا کاری کنی که این اتفاق بیفته.

228
00:17:26,100 --> 00:17:28,692
‫فکر می‌کنی تو سازمان همچین قدرتی دارم؟

229
00:17:28,717 --> 00:17:31,903
‫مگه خودت نبودی که گفتی شش سال و نیم
‫به خاطر اونا تو زندان بودی؟

230
00:17:31,928 --> 00:17:33,808
‫فکر نمی‌کنم که به خاطرش
‫قدردانت نباشن.

231
00:17:34,500 --> 00:17:39,180
‫و این که یا اینه، یا این که نوه‌ات
‫دوباره ناپدید میشه.

232
00:17:40,540 --> 00:17:41,870
‫اصلا دوست ندارم کسی تهدیدم کنه.

233
00:17:41,895 --> 00:17:44,655
‫تهدیدت نمی‌کنم.
‫دارم میگم که یه انتخاب دیگه هم هست.

234
00:17:44,680 --> 00:17:46,100
‫تنها انتخابی که داری.

235
00:17:46,960 --> 00:17:48,880
‫چی باعث شد فکر کنی که پیدات نمی‌کنم.

236
00:17:49,670 --> 00:17:50,670
‫شایدم پیدا کنی.

237
00:17:52,170 --> 00:17:55,130
‫واقعا همچین چیزی براش می‌خوای؟
‫که دوباره فرار کنه؟

238
00:17:58,550 --> 00:18:00,930
‫اومدم ازت بخوام که مراقب نوه‌ات باشی،

239
00:18:01,010 --> 00:18:02,640
‫تا اجازه بدی به زندگی‌اش ادامه بده،

240
00:18:02,720 --> 00:18:06,560
‫تا اون رو تو موقعیتی قرار بدی
‫که بتونه خانواده‌اش رو بشناسه.

241
00:18:07,520 --> 00:18:08,690
‫تا بتونه تو رو بشناسه.

242
00:18:13,940 --> 00:18:15,110
‫اتفاقیه که دوست دارم بیفته.

243
00:18:16,030 --> 00:18:18,160
‫ولی اگر ازم می‌خوای که از ایتن محافظت کنم،

244
00:18:18,240 --> 00:18:19,570
‫اصلا امکانش نیست.

245
00:18:21,240 --> 00:18:23,830
‫حتی اگر تمایل هم داشتم
‫نمی‌تونستم از ایتن محافظت کنم.

246
00:18:23,910 --> 00:18:26,000
‫و این که واضح بگم
‫اصلا تمایلی ندارم.

247
00:18:40,850 --> 00:18:42,470
‫اگر ایتن بخشی از این معامله نبود چی؟

248
00:18:43,770 --> 00:18:44,770
‫جانم؟

249
00:18:48,100 --> 00:18:49,730
‫اگر ایتن بخشی از معامله نبود چی؟

250
00:18:52,400 --> 00:18:53,400
‫اگر که فقط...

251
00:18:54,940 --> 00:18:57,280
‫نوه‌ات کریستین بود چی؟ اگر که...

252
00:18:58,910 --> 00:19:00,280
‫می‌تونی مراقبش باشی؟

253
00:19:01,740 --> 00:19:03,080
‫فقط کریستین؟

254
00:19:04,240 --> 00:19:05,250
‫بله.

255
00:19:07,660 --> 00:19:09,040
‫متوجه هستی که چی داری میگی؟

256
00:19:09,065 --> 00:19:11,195
‫شوهرت دیگه نمی‌تونه برگرده خونه.

257
00:19:11,750 --> 00:19:13,670
‫نه الان، نه هیچ وقت.

258
00:19:14,340 --> 00:19:15,510
‫این چیزیه که ایتن می‌خواد.

259
00:19:17,630 --> 00:19:19,470
‫که بدون دخترش زندگی کنه؟

260
00:19:19,970 --> 00:19:25,010
‫که جای دخترش امن باشه. تا ازش محافظت بشه.
‫تا بیلی، بیلی بمونه.

261
00:19:27,390 --> 00:19:30,020
‫این چیزیه که هر دوی ما
‫بیشتر از هر چیزی می‌خوایم.

262
00:19:35,610 --> 00:19:37,280
‫من هرگز مادر نداشتم.

263
00:19:39,030 --> 00:19:40,150
‫زمانی که بچه بودم ترکم کرد،

264
00:19:40,240 --> 00:19:42,910
‫خیلی بزرگ‌تر از آخرین باری که
‫کریستین دیدی، نبودم.

265
00:19:44,740 --> 00:19:48,370
‫ولی پدربزرگم رو داشتم.
‫بیشتر از خیلی از آدم‌ها داشتم.

266
00:19:49,040 --> 00:19:53,290
‫چیزی که سعی دارم توضیح بدم اینه که ایتن
‫زمانی که رفت متوجه این شد.

267
00:19:53,380 --> 00:19:55,960
‫که اولویت من، میشه نوه‌تون.

268
00:19:57,710 --> 00:20:03,180
‫اون تنها چیزیه که اهمیت داره.
‫خودتون بهتر از من می‌دونید.

269
00:20:03,260 --> 00:20:04,680
‫و چرا باید همچین حرفی بزنی؟

270
00:20:05,390 --> 00:20:06,947
‫شما جلوتر از من
‫این طور بودین.

271
00:20:15,020 --> 00:20:16,650
‫فکر می‌کردم باید بفرستمت خونه.

272
00:20:17,230 --> 00:20:21,110
‫گریدی بردفورد سمت دروازه‌ی جلویی‌
‫به همراه نیم جین مارشال و نیروی ضربته.

273
00:20:27,700 --> 00:20:29,544
‫خیلی خب، فکر می‌کنی...

274
00:20:34,920 --> 00:20:38,210
‫فکر می‌کنی که حاضره من رو ببینه؟

275
00:20:39,050 --> 00:20:40,050
‫کریستین؟

276
00:20:41,880 --> 00:20:45,390
‫بله.
‫مطمئن میشم که اطلاعات درست بهش برسه.

277
00:20:45,470 --> 00:20:47,720
‫مطمئن میشم بدونه

278
00:20:49,350 --> 00:20:52,940
‫که اتفاقاتی که اینجا افتاد، هیچ ربطی
‫به احساسی که شما بهش دارین، نداره.

279
00:20:54,480 --> 00:20:57,690
‫بابا. اون باید بره.

280
00:21:03,636 --> 00:21:07,580
‫اگر بخشی از وجود فکر می‌کنه

281
00:21:07,605 --> 00:21:12,445
‫که روزی ایتن، می‌تونه
‫دوباره وارد زندگی‌تون بشه،

282
00:21:12,500 --> 00:21:15,920
‫و اونا همه چی رو فراموش می‌کنن،
‫اشتباه می‌کنه چون هرگز رهاش نمی‌کنن.

283
00:21:18,670 --> 00:21:21,010
‫این افراد، اهل فراموش کردن نیستن.

284
00:21:23,550 --> 00:21:24,930
‫درک می‌کنم.

285
00:21:25,508 --> 00:21:29,598
‫و ممکنه پیداش کنن.
‫حتی اگر برنگرده.

286
00:21:32,230 --> 00:21:33,520
‫هنوز پیداش نکردن.

287
00:21:42,530 --> 00:21:43,530
‫برو خونه.

288
00:21:45,660 --> 00:21:49,740
‫جاش امنه. جای جفت‌تون امنه.

289
00:21:51,450 --> 00:21:52,830
‫بهت قول میدم.

290
00:21:54,790 --> 00:21:56,170
‫- ممنون.
‫- از من تشکر نکن.

291
00:21:58,210 --> 00:22:00,000
‫به خاطر تو این کار رو نمی‌کنم.

292
00:22:00,000 --> 00:22:10,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

293
00:22:58,190 --> 00:23:01,150
‫خب، برنامه چیه هانا؟

294
00:23:01,175 --> 00:23:04,135
‫چی؟ می‌خوای سوار هواپیما بشی
‫و برگردی سراغ زندگی‌ات،

295
00:23:04,160 --> 00:23:06,450
‫با امید این که تا آخر عمر
‫به خوشی زندگی کنی؟

296
00:23:09,070 --> 00:23:11,570
‫- تا ابد به خوشی نیست.
‫- آره. کاملا درست میگی این طور نیست.

297
00:23:11,660 --> 00:23:13,580
‫اگر اونا بدونن کجایی،
‫نمی‌تونم امنیتت رو تضمین کنم.

298
00:23:13,605 --> 00:23:15,334
‫در هر صورت نمی‌تونی
‫امنیت‌مون رو تضمین کنی.

299
00:23:15,359 --> 00:23:17,030
‫فکر می‌کنی نیکولاس بل می‌تونه؟

300
00:23:19,460 --> 00:23:23,590
‫نیکولاس بیشتر از اون که بخواد از اوئن
‫انتقام بگیره، می‌خواد نوه‌اش رو ببینه.

301
00:23:28,970 --> 00:23:30,720
‫همچنان نمی‌فهمی، مگه نه؟

302
00:23:32,720 --> 00:23:36,100
‫این افراد هر کاری لازم باشه می‌کنن
‫که دست‌شون به اوئن برسه.

303
00:23:37,060 --> 00:23:39,560
‫میان سراغ تو، میان سراغ بیلی.

304
00:23:39,640 --> 00:23:42,810
‫و هر کاری لازم باشه می‌کنن
‫که اوئن رو از سوراخش بکشن بیرون.

305
00:23:43,310 --> 00:23:47,240
‫- هر کاری لازمه می‌کنن.
‫- نیکولاس بهم قول داد.

306
00:23:47,320 --> 00:23:49,280
‫نیکولاس کارش دروغ گفتنه!

307
00:23:49,360 --> 00:23:50,740
‫چقدر احتمال داره؟

308
00:23:50,820 --> 00:23:52,950
‫اگر بخوای جابه‌جا بشیم،
‫چقدر احتمال داره که پیدامون کنن؟

309
00:23:53,030 --> 00:23:54,530
‫ده درصد؟ پنج درصد؟

310
00:23:55,950 --> 00:24:00,120
‫چیزی که ازش مطمئنم اینه که اگر اوئن
‫می‌خواست پیش ما باشه،

311
00:24:00,210 --> 00:24:02,880
‫این آدما تا زمانی که بگیرنش
‫دست از تلاش برنمی‌داشتن.

312
00:24:04,130 --> 00:24:06,590
‫و اگر قرار بود که بیلی وسط کشمش‌ها بمونه...

313
00:24:08,599 --> 00:24:12,319
‫اوئن هرگز همچین کاری نمی‌کرد.
‫برای همین هم فرار کرد.

314
00:24:13,640 --> 00:24:16,390
‫می‌دونست اگر با ما باشه
‫نمی‌تونه از بیلی محافظت کنه.

315
00:24:16,415 --> 00:24:20,545
‫خب، این رو چطور توجیح که می‌کنی
‫که شوهرت گوشی‌اش رو برام فرستاده؟

316
00:24:22,230 --> 00:24:24,360
‫تمام پرونده‌ها با جزئیات‌شون که
‫تو شات نگه داشته.

317
00:24:25,610 --> 00:24:28,230
‫ترتیب همه چیز رو داده
‫که بتونه برگرده.

318
00:24:29,400 --> 00:24:31,070
‫نه. فکر می‌کنم یه دلیل دیگه داشت.

319
00:24:31,650 --> 00:24:35,530
‫- چیه؟ میراثش؟
‫- نه. به خاطر بیلی.

320
00:24:35,620 --> 00:24:38,290
‫- بنظرم که خیلی زود به نتیجه رسیدی.
‫- فکر کنم بدونم با کی ازدواج کردم.

321
00:24:38,370 --> 00:24:39,370
‫بی‌خیال.

322
00:24:40,710 --> 00:24:41,914
‫اگر درسی از این قضیه گرفتی،

323
00:24:41,939 --> 00:24:44,779
‫این باشه که هیچ کدوم ما نمی‌دونه
‫که با کی ازدواج کردیم.

324
00:24:52,050 --> 00:24:54,590
‫اوئن حلقه‌های ازدواج‌مون رو درست کرد.

325
00:24:55,090 --> 00:24:57,350
‫تا نصف شب
‫با ماشین تراشم روشون کار می‌کرد.

326
00:24:57,430 --> 00:25:01,560
‫می‌خواست من رو سوپرایز کنه،
‫ولی نمی‌اومد تو تخت خواب،

327
00:25:01,640 --> 00:25:03,770
‫و می‌تونستم بوی خاک ارّه رو
‫روی پوستش حس کنم.

328
00:25:05,020 --> 00:25:09,440
‫می‌دونستم که داشت چی کار می‌کرد، حتی قبل
‫از این که واقعا بدونم داشت چی کار می‌کرد.

329
00:25:12,950 --> 00:25:14,660
‫این طوی همدیگه رو شناختیم.

330
00:25:15,570 --> 00:25:18,490
‫اوئن می‌دونست زمانی که ناپدید بشه،
‫کاری که می‌کنم چیه.

331
00:25:19,490 --> 00:25:24,370
‫می‌دونست دقیقا همون کاری رو می‌کنم
‫که به صلاح بیلی باشه.

332
00:25:26,750 --> 00:25:27,750
‫هانا...

333
00:25:30,380 --> 00:25:32,130
‫باید بدونی که این کارت چقدر خطرناکه.

334
00:25:36,010 --> 00:25:38,100
‫میان سراغت.

335
00:25:39,890 --> 00:25:43,730
‫ممکنه کاری به بیلی نداشته باشن، ولی
‫به تو آسیب میزنن که به اوئن آسیب زده باشن.

336
00:25:43,810 --> 00:25:45,060
‫تا اینکه از سوراخش بکشونش بیرون.

337
00:25:49,360 --> 00:25:51,150
‫بیخیال شو.
‫امکان نداره با شیطان معامله‌ای کنی

338
00:25:51,175 --> 00:25:52,765
‫و انتظار داشته باشی
‫ازش قسر در بری.

339
00:25:56,030 --> 00:25:57,320
‫فقط اینه که، من این کار رو کردم.

340
00:26:04,580 --> 00:26:07,290
‫خانوم مایکلز. بیلی.

341
00:26:24,270 --> 00:26:25,480
‫متاسفم.

342
00:26:26,810 --> 00:26:28,940
‫نباید فرار می‌کردم...

343
00:26:31,650 --> 00:26:34,610
‫اشکالی نداره. حالت خوبه.

344
00:26:38,110 --> 00:26:39,120
‫زنگ زد.

345
00:26:41,160 --> 00:26:42,200
‫پدرت؟

346
00:26:42,700 --> 00:26:47,370
‫وایسین، وایسین، وایسین. اینجا خیلی فال گوش
‫هست. بریم تو اتاق کنفرانس، همین الان.

347
00:26:50,460 --> 00:26:51,460
‫اتاق رو می‌خوام.

348
00:27:00,430 --> 00:27:03,140
‫- می‌تونم تنها با هانا حرف بزنم لطفا؟
‫- بیلی.

349
00:27:03,770 --> 00:27:06,640
‫باید بهم بگی که پدرت چی گفت.
‫این تنها راهیه که می‌تونم بهش کمک کنم.

350
00:27:07,810 --> 00:27:08,810
‫اشکال نداره.

351
00:27:13,070 --> 00:27:15,820
‫خب، زمانی که سلام کردم،

352
00:27:16,530 --> 00:27:19,320
‫بابا داشت حرف میزد.

353
00:27:21,530 --> 00:27:23,450
‫نگفت از کجا داره زنگ میزنه،

354
00:27:23,540 --> 00:27:26,540
‫و اصلا نپرسید که آیا حالم خوب هست یا نه.

355
00:27:27,660 --> 00:27:31,920
‫فقط گفت... 22 ثانیه وقت داره.

356
00:27:32,000 --> 00:27:33,750
‫این رو یادمه. 22 ثانیه.

357
00:27:36,340 --> 00:27:38,340
‫گفت که متاسفه.

358
00:27:40,510 --> 00:27:42,470
‫خیلی خیلی متاسفه...

359
00:27:44,997 --> 00:27:46,367
‫و گفت که...

360
00:27:47,310 --> 00:27:50,190
‫خیلی مدت طولانی‌ای گذشت
‫تا بتونه زنگ بزنه.

361
00:27:52,310 --> 00:27:54,110
‫و نمی‌تونه بیاد خونه.

362
00:27:57,240 --> 00:27:59,320
‫منظورش تا همیشه بود؟

363
00:28:02,320 --> 00:28:05,580
‫بیلی، می‌دونم که ناراحت کننده‌ست،

364
00:28:05,660 --> 00:28:08,620
‫ولی باید درباره‌ی قدم‌های بعدی حرف بزنیم.

365
00:28:10,120 --> 00:28:12,000
‫قدم‌های بعدی؟ منظورت از قدم‌های بعدی چیه؟

366
00:28:12,080 --> 00:28:16,090
‫منظور گریدی اینه که،
‫من و تو باید کجا بریم.

367
00:28:16,960 --> 00:28:19,130
‫- یا میریم خونه یا...
‫- یا...

368
00:28:20,050 --> 00:28:21,510
‫تو به یه خونه‌ی جدید میری.

369
00:28:22,970 --> 00:28:25,220
‫جایی که بتونیم ازت محافظت کنیم.

370
00:28:25,810 --> 00:28:28,310
‫اون طوری، زمانی که پدرت مطمئن بشه
‫همه چی امنه، بیاد پیشت.

371
00:28:29,430 --> 00:28:31,730
‫- این کار رو نمی‌کنه.
‫- از کجا مطمئنی.

372
00:28:33,940 --> 00:28:36,770
‫بیلی، مطمئنم که بهت گفته
‫من طرف توئم.

373
00:28:36,860 --> 00:28:38,530
‫حتما بهت گفته که
‫باید به حرف من گوش کنی.

374
00:28:38,610 --> 00:28:43,910
‫بهم گفت که باید به حرف هانا گوش کنم.

375
00:28:45,910 --> 00:28:47,910
‫ببین، اون نه دانش و نه ابزار

376
00:28:47,990 --> 00:28:51,500
‫نه تجربه‌ی کافی داره،
‫و همین طور پدرت.

377
00:28:52,000 --> 00:28:55,250
‫و مهم نیست که چی بهت گفته،
‫باید اجازه بدی که از خانواده‌ات محافظت کنم.

378
00:28:57,630 --> 00:28:58,960
‫تو این طور فکر نمی‌کنی.

379
00:29:00,220 --> 00:29:02,840
‫بیلی، فکر کنم همه چی
‫برای ما خوب رقم می‌خوره. من و تو.

380
00:29:05,180 --> 00:29:06,970
‫بنظرم باید همون جایی که تو می‌خوای بریم.

381
00:29:07,060 --> 00:29:11,020
‫بنظرم باید هر کاری کنیم که
‫باعث میشه احساس راحتی بکنی.

382
00:29:11,100 --> 00:29:12,230
‫هانا، به خاطر خدا،

383
00:29:12,255 --> 00:29:13,925
‫من ایتن رو می‌شناسم،
‫و می‌دونم که نمی‌خواد...

384
00:29:13,950 --> 00:29:15,080
‫ببینم چی گفتی؟

385
00:29:16,355 --> 00:29:18,205
‫- گفتم که پدرت رو می‌شناسم و...
‫- نه.

386
00:29:18,230 --> 00:29:20,770
‫من پدرم رو می‌شناسم، و می‌دونم
‫که اگر می‌خواست به حرف تو گوش کنم،

387
00:29:20,795 --> 00:29:22,085
‫بهم می‌گفت.

388
00:29:28,423 --> 00:29:30,503
‫- میشه بریم خونه؟
‫- بیلی.

389
00:29:30,703 --> 00:29:32,511
‫میشه منو ببری خونه؟

390
00:29:35,670 --> 00:29:36,670
‫خیلی خب.

391
00:29:46,930 --> 00:29:49,430
‫هی، همین الان رسیدیم فرودگاه.
‫هانا رفته دستشویی.

392
00:29:49,510 --> 00:29:50,810
‫کارش داری؟

393
00:29:50,890 --> 00:29:53,560
‫همین که با تو حرف بزنم خوبه.
‫می‌خوای امشب من و مکس برای شام بیایم؟

394
00:29:55,690 --> 00:29:57,360
‫شاید امشب نه.

395
00:29:57,440 --> 00:30:00,280
‫خب پس، فردا شب میایم.

396
00:30:00,360 --> 00:30:01,610
‫پروازت بی‌خطر باشه، خب؟

397
00:30:03,150 --> 00:30:04,150
‫ممنون.

398
00:30:11,490 --> 00:30:12,580
‫بیلی.

399
00:30:16,210 --> 00:30:17,210
‫بریم.

400
00:30:40,320 --> 00:30:41,650
‫چه شکلی بود؟

401
00:30:43,110 --> 00:30:44,240
‫نیکولاس؟

402
00:30:45,700 --> 00:30:50,280
‫باهوش و ناراحت بود.

403
00:30:53,370 --> 00:30:56,750
‫عاشق خانواده‌اشه. خیلی دوستت داره.

404
00:31:01,250 --> 00:31:03,550
‫می‌خواد به ملاقاتم بیاد؟

405
00:31:05,050 --> 00:31:10,640
‫اون و آندره و چارلی.
‫دوست دارن بچه‌های فامیل رو هم بیارن.

406
00:31:10,720 --> 00:31:14,100
‫و فکر کنم آندره می‌خواد که
‫اونا بشناسنت.

407
00:31:16,560 --> 00:31:18,980
‫نمی‌خوان که با ما بمونن، مگه نه؟

408
00:31:19,060 --> 00:31:20,860
‫نه. اصلا این طور مسائل نیست.

409
00:31:22,320 --> 00:31:25,190
‫یکی دو وعده رو با هم می‌خوریم.
‫از اونجا شروع می‌کنیم.

410
00:31:29,320 --> 00:31:31,910
‫اصلا من سر چیزی می‌تونم تصمیم گیری کنم؟

411
00:31:33,830 --> 00:31:36,290
‫الان نمی‌تونی سر چیزی تصمیم بگیری.

412
00:31:56,470 --> 00:31:58,600
‫- خدمه پرواز، برای تیک‌آف آماده بشین.
‫- ممنون.

413
00:32:12,660 --> 00:32:16,870
‫شاید همین ایده که یه جای
‫خیلی دور باشم رو، دوست دارم.

414
00:32:18,040 --> 00:32:20,160
‫یه جای دیگه، فقط من و تو.

415
00:32:34,640 --> 00:32:35,640
‫تو چطور؟

416
00:32:36,890 --> 00:32:37,890
‫چی من چطور؟

417
00:32:40,440 --> 00:32:42,600
‫فکر می‌کنی پنج سال دیگه وضعیت‌مون چی باشه؟

418
00:33:14,542 --> 00:33:18,855
‫[پنج سال بعد]

419
00:33:27,230 --> 00:33:31,900
‫هی، گم شدی؟ خیلی خب.
‫تو طبقه‌ی دومه.

420
00:33:32,950 --> 00:33:37,660
‫آره. نزدیکی ورودی جنوب شرقی.
‫دنبال هواپیما بگرد.

421
00:33:39,950 --> 00:33:41,700
‫همراه شپ معروفی؟

422
00:33:43,000 --> 00:33:46,830
‫بگو ببینم، همونی که ژاکت پشمی تنش کرده؟
‫نه. خب رفتار کن.

423
00:33:47,340 --> 00:33:48,800
‫خیلی خب، یه خرده دیگه می‌بینمت.

424
00:33:48,800 --> 00:33:58,800
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

425
00:34:35,470 --> 00:34:37,220
‫اون پسره که ممکن بود باهاش باشی
‫هنوز دوستت داره.

426
00:35:04,330 --> 00:35:05,580
‫مامان؟

427
00:35:10,435 --> 00:35:14,482
‫.:: ترجمه‌ای از حسام‌الدین ::.

428
00:35:15,724 --> 00:35:28,451
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

