﻿1
00:00:10,949 --> 00:00:16,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

2
00:00:16,500 --> 00:00:26,500
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

3
00:01:30,950 --> 00:01:32,386
‫سلام

4
00:01:32,410 --> 00:01:34,386
‫ببخشید. می‌دونم دیره

5
00:01:34,410 --> 00:01:37,056
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره، خوبم

6
00:01:37,080 --> 00:01:39,636
‫فقط کابوس دیدم

7
00:01:39,660 --> 00:01:42,306
‫زمستون بود و من تو یه زمین بودم

8
00:01:42,330 --> 00:01:45,016
‫دست یه... دختر کوچولو رو گرفته بودم

9
00:01:45,040 --> 00:01:46,556
‫انگار خواهرم بود

10
00:01:46,580 --> 00:01:48,976
‫برف شروع به باریدن کرد، هیجان زده بودم

11
00:01:49,000 --> 00:01:52,676
‫بعد یهویی زبونم رو گاز گرفتم...

12
00:01:52,700 --> 00:01:55,596
‫و گلوم آتیش گرفت. خاکستر شد

13
00:01:55,620 --> 00:01:58,266
‫بال یه هواپیما نزدیکمون افتاد زمین

14
00:01:58,290 --> 00:02:02,636
‫برگشتم و دیدم صورت خواهرم محو شده

15
00:02:02,660 --> 00:02:04,926
‫وای، مامان جون،
‫بقیه‌ش رو نمی‌خوام بگم

16
00:02:04,950 --> 00:02:06,426
‫فقط نگرانت می‌کنه

17
00:02:06,450 --> 00:02:08,346
‫اگه بخوام نگران بشم، میشم

18
00:02:08,370 --> 00:02:11,532
‫لازم نیست مراقب احساسات من باشی

19
00:02:12,500 --> 00:02:15,660
‫- اجازه دارم نگرانت باشم؟
‫- منظورت چیه؟

20
00:02:18,250 --> 00:02:21,660
‫یعنی، انتظار نداشتم این وقت شب جواب بدی

21
00:02:22,244 --> 00:02:25,580
‫هیچ بهونه‌ای ندارم برای بیدار بودنم به جز...

22
00:02:26,950 --> 00:02:28,386
‫کتاب‌های «عذاب‌ها.

23
00:02:28,410 --> 00:02:30,580
‫لحظات نیمه‌شب مجنون»

24
00:02:31,500 --> 00:02:35,222
‫«یک غم القا شده» نوشته سی.اس.لوئیس

25
00:02:36,160 --> 00:02:40,596
‫خب، اگه بخوام دقیق‌تر بگم ان.دبلیو.کلرک
‫[نام یک نویسنده]

26
00:02:42,000 --> 00:02:45,096
‫با اینکه میگن طرف خرمذهبی بوده

27
00:02:46,750 --> 00:02:49,410
‫ولی چیزای معنی‌داری درمورد فقدان نوشته

28
00:02:53,750 --> 00:02:55,033
‫گریه هم می‌کنی؟

29
00:02:56,000 --> 00:02:58,250
‫نمی‌تونم... نمی‌تونم گریه کردنت رو تصور کنم

30
00:03:00,080 --> 00:03:01,790
‫منم همینطورم

31
00:03:02,370 --> 00:03:04,846
‫یادته با یه دختره قرار می‌ذاشتم؟

32
00:03:04,870 --> 00:03:06,676
‫- اهمم
‫- اون اینطوری بود

33
00:03:06,700 --> 00:03:10,136
‫می‌تونست تو یه لحظه مود عوض کنه.

34
00:03:10,160 --> 00:03:11,766
‫با هم دعوامون می‌شد

35
00:03:11,790 --> 00:03:15,426
‫مثل ابر بهار گریه می‌کرد

36
00:03:15,450 --> 00:03:18,386
‫یه حس آزادی داشت، مثل...

37
00:03:18,410 --> 00:03:20,620
‫واقعا یه چیزیش می‌شد

38
00:03:22,000 --> 00:03:23,306
‫یه بار گفت، «ال...

39
00:03:23,330 --> 00:03:26,148
‫تا حالا به این فکر کردی که آدم سنگدلی هستی؟»

40
00:03:26,790 --> 00:03:29,096
‫ولی من سنگدل نیستم!

41
00:03:29,120 --> 00:03:30,976
‫نه، عزیزم

42
00:03:31,000 --> 00:03:33,176
‫نیستی. خدا نکنه.

43
00:03:33,200 --> 00:03:35,676
‫بهش گفتم «ببین، وقتی تو گریه می‌کنی...

44
00:03:35,700 --> 00:03:39,266
‫وقتی یه رودخونه درست می‌کنی
‫من اونو احساس می‌کنم»

45
00:03:39,290 --> 00:03:42,386
‫بهش اشاره می‌کنم چون...

46
00:03:42,410 --> 00:03:43,806
‫واقعا همین حس رو پیدا می‌کنم

47
00:03:43,830 --> 00:03:46,636
‫ولی نمی‌دونم چطوری به اونجا برسم. هیچوقت نمی‌تونم

48
00:03:46,660 --> 00:03:49,306
‫می‌دونی...

49
00:03:51,290 --> 00:03:54,346
‫- اوه، لعنتی. باید برم
‫- نه صبر کن

50
00:03:54,370 --> 00:03:57,846
‫خیلی سریع. قبل از خواب چندبار نفس عمیق بکش

51
00:03:57,870 --> 00:04:02,596
‫چهار شماره دم، هفت شماره نگه دار،
‫تو هشت شماره بازدم کن

52
00:04:02,620 --> 00:04:05,040
‫تو بهترینی

53
00:04:22,000 --> 00:04:23,886
‫سلام جیمز

54
00:04:23,910 --> 00:04:26,266
‫دکتر بروک تیلر هستم
‫پیغامت رو درمورد...

55
00:04:26,290 --> 00:04:29,096
‫تغییر ساعت امروز عصر گرفتم

56
00:04:29,120 --> 00:04:32,976
‫یه افتتاحیه امروز دارم، یکی هم هفته بعد

57
00:04:33,000 --> 00:04:35,016
‫الان دارم میام جلسه مشاوره‌م ولی...

58
00:04:35,040 --> 00:04:37,830
‫بهم زنگ بزن که زمان جلسه‌ت رو هماهنگ کنیم

59
00:05:18,620 --> 00:05:20,926
‫سلام مامیتا
‫یه لحظه صبر می‌کنی؟

60
00:05:20,950 --> 00:05:22,516
‫یه کم دستمون اینجا بنده

61
00:05:22,540 --> 00:05:25,266
‫باید به جرمی داروهاشو بدم. اشکالی نداره؟

62
00:05:25,290 --> 00:05:27,176
‫مشکلی نیست. هروقت راحت بودی

63
00:05:27,200 --> 00:05:28,950
‫باشه. خوبه. خوبه

64
00:05:34,410 --> 00:05:42,410
‫« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد »
‫<font color="#00ffff">.:: Mehrdadss & Farzaneh ::.</font>

65
00:05:45,528 --> 00:05:49,332
<font color=#FF8000>‫ «الادیو - هفته اول» </font>

66
00:05:52,910 --> 00:05:55,306
‫خب اومدم. ممنون

67
00:05:55,330 --> 00:05:56,516
‫خواهش می‌کنم

68
00:05:56,540 --> 00:05:57,926
‫این مادرقحبه‌ها واقعا فکر می‌کنن...

69
00:05:57,950 --> 00:05:59,726
‫دارن هتل پنج ستاره اداره می‌کنن

70
00:05:59,750 --> 00:06:02,945
‫سنگ مرمر آشپزخونه اینجا از واتیکان بیشتره

71
00:06:02,969 --> 00:06:05,950
‫دستگاه اسپرسو‌سازش هم برند ویکتوریا آردینوـه

72
00:06:06,870 --> 00:06:08,602
‫نمی‌شناسم

73
00:06:09,436 --> 00:06:11,596
‫20 هزار دلار قیمتشه دادا

74
00:06:11,620 --> 00:06:13,556
‫این همه خرج داروهای جرمی میشه ولی بازم...

75
00:06:13,580 --> 00:06:16,346
‫پول دارن بابت این چیزا بدن

76
00:06:16,370 --> 00:06:18,176
‫- جای باحالیه
‫- الادیو...

77
00:06:18,200 --> 00:06:20,426
‫باید ازت عذرخواهی کنم

78
00:06:20,450 --> 00:06:22,726
‫از من؟ برای چی؟

79
00:06:22,750 --> 00:06:25,266
‫دیشب نباید تلفنت رو جواب می‌دادم

80
00:06:25,290 --> 00:06:26,976
‫نه، خوشحالم جواب دادی

81
00:06:27,000 --> 00:06:29,096
‫کابوس دیده بودم دیگه

82
00:06:29,120 --> 00:06:31,790
‫اون موقع، تو یه زندگی دیگه...

83
00:06:32,143 --> 00:06:33,274
‫باید به مامانم زنگ می‌زدم

84
00:06:33,298 --> 00:06:35,056
‫اگه به جای من به مادرت زنگ می‌زدی

85
00:06:35,080 --> 00:06:36,463
‫چی می‌شد؟

86
00:06:37,660 --> 00:06:40,596
‫خب، تو فلوریدا ساعت 5 صبح بود

87
00:06:40,620 --> 00:06:43,976
‫یه ساعت دیگه میره قفسه‌های مغازه رو می‌چینه

88
00:06:44,000 --> 00:06:46,790
‫آخرین بار که باهاش حرف زدی کی بود؟

89
00:06:48,000 --> 00:06:50,660
‫تقریبا 4-5 ماه پیش

90
00:06:51,500 --> 00:06:53,386
‫کووید گرفت

91
00:06:53,410 --> 00:06:55,806
‫یه دکتر از بیمارستان تامپا جنرال بهم زنگ زد

92
00:06:55,830 --> 00:06:57,806
‫گفت «مامانت حالش خیلی بده

93
00:06:57,830 --> 00:07:00,226
‫نه در حد ونتیلاتور، ولی مریضه»

94
00:07:00,250 --> 00:07:02,596
‫پس گشتم یه پرواز پیدا کنم

95
00:07:02,620 --> 00:07:05,790
‫آقا و خانم دی‌مارکو راضی نبودن برم ولی...

96
00:07:06,750 --> 00:07:10,371
‫به هر حال که نشد برم

97
00:07:10,395 --> 00:07:11,976
‫تا اون موقع، مامانم خودش بهم زنگ زد

98
00:07:12,000 --> 00:07:15,516
‫گفت لازم نیست بیای. مشکلی ندارم

99
00:07:15,540 --> 00:07:17,830
‫- حالش خوب بود
‫- حتما سخت بوده...

100
00:07:18,660 --> 00:07:20,450
‫که کمکت رو نخواد

101
00:07:24,160 --> 00:07:26,426
‫می‌خوام رابطه درستی باهاش داشته باشم دادا

102
00:07:26,450 --> 00:07:28,516
‫ناسلامتی مامانمه

103
00:07:28,540 --> 00:07:30,636
‫ولی باید دو طرفه باشه

104
00:07:30,660 --> 00:07:32,516
‫می‌دونی، هردومون باید اینو بخوایم

105
00:07:32,540 --> 00:07:36,231
‫و رابطه‌ش با خواهرت چطوره؟

106
00:07:36,790 --> 00:07:38,516
‫قبلا بهش اشاره نکرده بودی

107
00:07:38,540 --> 00:07:40,926
‫ازت بزرگتره یا کوچیکتر؟

108
00:07:40,950 --> 00:07:42,404
‫خواهر؟

109
00:07:43,160 --> 00:07:45,031
‫تو خوابم بود

110
00:07:45,620 --> 00:07:47,476
‫خواهر که ندارم

111
00:07:47,500 --> 00:07:49,846
‫مامانم قبل از من یه بچه مرده به دنیا آورده بود

112
00:07:49,870 --> 00:07:51,540
‫به تو هم اینو گفته بود؟

113
00:07:52,500 --> 00:07:55,096
‫تا چند سال نگفت

114
00:07:55,120 --> 00:07:59,346
‫ولی، یه روز که تقریبا 6 سالم بود

115
00:07:59,370 --> 00:08:01,306
‫رفتم تو آشپرخونه و از مامانم پرسیدم

116
00:08:01,330 --> 00:08:02,476
‫خواهرم کجاست

117
00:08:02,500 --> 00:08:06,096
‫مامانم گفت: «تو که خواهر نداری»

118
00:08:06,120 --> 00:08:08,597
‫منم گفتم: «یادمه که مرده»

119
00:08:09,290 --> 00:08:12,766
‫- چی باعث شد اینو بگی؟
‫- به خدا اگه بدونم

120
00:08:12,790 --> 00:08:15,226
‫می‌دونی... یه چرندیاتی هست...

121
00:08:15,250 --> 00:08:17,016
‫که مردم میگن...

122
00:08:17,040 --> 00:08:19,346
‫بچه‌ها اون دنیا رو می‌تونن ببینن؟

123
00:08:19,370 --> 00:08:20,817
‫خب...

124
00:08:21,250 --> 00:08:23,096
‫مامانم رو ‌ترسوند

125
00:08:23,120 --> 00:08:26,226
‫برای همین از اون موقع فاصله‌ش رو از من حفظ می‌کرد

126
00:08:26,250 --> 00:08:29,676
‫- و فکر می‌کنی دلیلش اینه
‫- یعنی...

127
00:08:29,700 --> 00:08:31,596
‫دوست دارم فکر کنم به خاطر حرفای احمقانه‌م بوده

128
00:08:31,620 --> 00:08:35,272
‫- نه اینکه خودمو دوست نداشته
‫- منظورم اینه که...

129
00:08:35,308 --> 00:08:37,886
‫وقتی بچه هستیم، درک نمی‎کنیم تو دنیای...

130
00:08:37,910 --> 00:08:40,211
‫والدینمون چی می‌گذره

131
00:08:40,660 --> 00:08:42,596
‫پس اگه یه مادر از فرزندش کنار بکشه

132
00:08:42,620 --> 00:08:45,676
‫اصلا ربطی به اون بچه یا...

133
00:08:45,700 --> 00:08:47,370
‫کاراش نداره

134
00:08:48,580 --> 00:08:51,596
‫- خب، می‌خوای چیکار کنی؟
‫- خب، گوش کن

135
00:08:51,620 --> 00:08:55,096
‫در آینده می‌تونی در مواقع اضطراری باهام تماس بگیری

136
00:08:55,120 --> 00:08:59,830
‫ولی بیا... فعلا همینطوری پیش بریم، اوکی؟

137
00:09:02,750 --> 00:09:04,290
‫دادا، اینکارو نکن

138
00:09:05,250 --> 00:09:06,596
‫چیکار؟

139
00:09:06,620 --> 00:09:08,949
‫خرابش نکن

140
00:09:09,660 --> 00:09:12,266
‫گفتی هروقت لازمت داشتم بهت زنگ بزنم

141
00:09:12,290 --> 00:09:14,136
‫- و منم زدم
‫- درسته

142
00:09:14,160 --> 00:09:15,956
‫بازم معذرت می‌خوام

143
00:09:16,450 --> 00:09:18,306
‫به عنوان درمان‌گرت، تعیین خط قرمزها...

144
00:09:18,330 --> 00:09:20,466
‫به عهده منه و...

145
00:09:20,492 --> 00:09:23,004
‫بهتره در آینده اینطوری پیش بریم

146
00:09:24,080 --> 00:09:26,466
‫می‌دونی، فکر کنم فقط به یه معرف نیاز دارم

147
00:09:27,080 --> 00:09:28,926
‫حتما یه روانپزشک خوب سراغ داری، آره؟

148
00:09:28,950 --> 00:09:30,476
‫بله

149
00:09:30,500 --> 00:09:32,636
‫ولی چرا فکر می‌کنی به روانپزشک نیاز داری؟

150
00:09:32,660 --> 00:09:34,182
‫به خاطر بی خوابیم

151
00:09:34,660 --> 00:09:36,643
‫کابوس‌ها...

152
00:09:37,370 --> 00:09:38,976
‫دادا، شش روزه درست نخوابیدم

153
00:09:39,000 --> 00:09:40,806
‫شش روز؟

154
00:09:40,830 --> 00:09:42,596
‫دیشب چی؟

155
00:09:42,620 --> 00:09:43,998
‫نفس عمیق کشیدی

156
00:09:44,022 --> 00:09:45,476
‫- تا چهار...
‫- آره، آره، سعی کردم، خب؟

157
00:09:45,500 --> 00:09:47,476
‫اولش خوب بود، بعد دیگه نه

158
00:09:47,500 --> 00:09:48,697
‫بسیارخب

159
00:09:50,000 --> 00:09:51,670
‫یه روش دیگه رو امتحان می‌کنیم

160
00:09:55,450 --> 00:09:57,700
‫فقط باید حواسم به کارام باشه دادا

161
00:09:59,120 --> 00:10:02,476
‫کارای مهمیه

162
00:10:02,500 --> 00:10:04,266
‫اگه قرص‌های جرمی رو یادم بره

163
00:10:04,290 --> 00:10:07,160
‫یا وقتی رو صندلیش نیست حواسم از توپ پرت بشه

164
00:10:08,540 --> 00:10:10,540
‫فقط فکر می‌کنم دارو بهتر جواب میده

165
00:10:11,250 --> 00:10:12,556
‫یعنی، چرت می‌زنم

166
00:10:12,580 --> 00:10:14,386
‫چند ساعت اینجا، چند ساعت اونجا، ولی...

167
00:10:14,410 --> 00:10:17,678
‫مثل یه آهنگه که بی هوا قطع میشه
‫می‌پره

168
00:10:17,736 --> 00:10:19,886
‫و تو می‌ترسی کمبود خواب...

169
00:10:19,910 --> 00:10:21,676
‫روی وظایفت تاثیر بذاره

170
00:10:21,700 --> 00:10:24,016
‫ببین، من کارامو تو خواب هم می‌تونم انجام بدم

171
00:10:24,040 --> 00:10:26,016
‫خب، می‌تونم تلفنی از یه کافی نت تو پاکستان...

172
00:10:26,040 --> 00:10:29,476
‫خوابم رو برات تعریف کنم

173
00:10:29,500 --> 00:10:31,516
‫بیدار بشم، جرمی رو از تختش بیارم بیرون

174
00:10:31,540 --> 00:10:33,766
‫بذارمش رو صندلیش، صبحونه بخوریم

175
00:10:33,790 --> 00:10:35,806
‫با هم ریک و مورتی یا هرچیز دیگه نگاه کنیم

176
00:10:35,830 --> 00:10:37,846
‫تا وقتی که پی‌تی گایز شروع بشه

177
00:10:37,870 --> 00:10:40,016
‫نگران اینا نیستم

178
00:10:40,040 --> 00:10:41,886
‫نه که خودخواه باشم

179
00:10:42,149 --> 00:10:43,939
‫بیشتر نگران خودمم

180
00:10:45,120 --> 00:10:47,136
‫حال خوبی ندارم

181
00:10:47,160 --> 00:10:48,766
‫خب، ممکنه به دارو نیاز داشته باشی

182
00:10:48,790 --> 00:10:51,136
‫ولی بعد از دو جلسه

183
00:10:51,160 --> 00:10:53,870
‫هنوز من به نتیجه درستی نرسیدم

184
00:10:56,370 --> 00:10:57,661
‫یعنی چی؟

185
00:10:57,685 --> 00:10:59,476
‫برای اینکه ارجاعت بدم به روانپزشک

186
00:10:59,500 --> 00:11:01,620
‫اول باید بیشتر درموردت بدونم

187
00:11:02,910 --> 00:11:06,370
‫دلیل این بی خوابیت یه چیزی باید باشه

188
00:11:06,910 --> 00:11:08,318
‫قشنگ گفتی

189
00:11:09,000 --> 00:11:10,620
‫خوشم اومد

190
00:11:12,080 --> 00:11:13,476
‫بیشتر بگو

191
00:11:13,500 --> 00:11:16,405
‫قشنگ دوست داری. باشه. یونگ میگه:

192
00:11:16,429 --> 00:11:19,620
‫«بدون درد، هیچ آگاهی‌ای به وجود نمیاد»

193
00:11:20,160 --> 00:11:21,873
‫لعنتی

194
00:11:22,370 --> 00:11:25,056
‫دوست دارم فکر کنم این نقل قول ربطی به بی خوابی داره

195
00:11:25,080 --> 00:11:26,476
‫شاید...

196
00:11:26,500 --> 00:11:29,082
‫درمورد سختی به خواب رفتن نیست

197
00:11:29,107 --> 00:11:32,176
‫شاید، ما بیدار می‌مونیم که...

198
00:11:32,200 --> 00:11:35,410
‫جلوی چیزی رو که قراره بعدش باهاش روبرو بشیم رو بگیریم

199
00:11:36,410 --> 00:11:39,660
‫وقتی رویاها تموم بشن...

200
00:11:40,830 --> 00:11:42,393
‫واقعیت جاشون رو می‌گیره

201
00:11:44,790 --> 00:11:46,204
‫لعنت

202
00:11:49,417 --> 00:11:50,426
‫ببخشید

203
00:11:50,450 --> 00:11:52,120
‫همه چی مرتبه؟

204
00:11:53,290 --> 00:11:55,056
‫آره، خانم دی می‎خواد کارم که اینجا تموم شد...

205
00:11:55,080 --> 00:11:56,783
‫یه نگاه به جعبه کابل بندازم

206
00:11:58,040 --> 00:12:00,476
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫یه کاریش می‌کنم

207
00:12:00,500 --> 00:12:02,560
‫اینم بخشی از شغلته؟

208
00:12:02,597 --> 00:12:05,596
‫می‌دونم تو پرستار جرمی هستی

209
00:12:05,620 --> 00:12:08,806
‫ولی فکر می‌کردم مراقبت پزشکی در اولویته

210
00:12:08,830 --> 00:12:09,926
‫هست

211
00:12:09,950 --> 00:12:12,766
‫ولی خب این آدما آشنا هستن دادا

212
00:12:12,790 --> 00:12:14,726
‫می‌خوان کمکشون کنم

213
00:12:14,750 --> 00:12:17,306
‫یعنی، اگه اینجا نبودم هیچ پولی نداشتم

214
00:12:17,330 --> 00:12:20,886
‫صاحبکارم برام از دکتر تیلر وقت مشاوره گرفته

215
00:12:20,910 --> 00:12:23,226
‫چون می‌دونستن نمی‌تونم بخوابم و...

216
00:12:23,250 --> 00:12:25,596
‫- میشینم تلویزیون می‌بینم
‫- خیلی خب

217
00:12:25,620 --> 00:12:28,476
‫ولی باید درمورد دارو شفاف باشم

218
00:12:28,500 --> 00:12:30,226
‫من روانپزشک‌های زیادی رو تو این شهر می‌شناسم

219
00:12:30,250 --> 00:12:32,636
‫که به خاطر یه دل درد بهت والیوم میدن

220
00:12:32,660 --> 00:12:34,016
‫ولی من اینکارو نمی‌کنم

221
00:12:34,040 --> 00:12:37,226
‫- پس اگه این یه جور تله‌س...
‫- تله؟

222
00:12:37,250 --> 00:12:38,870
‫من درد دارم

223
00:12:39,830 --> 00:12:41,306
‫من که بهت گفتم

224
00:12:41,330 --> 00:12:43,636
‫خوابم نمی‌بره. حالمو گرفته

225
00:12:43,660 --> 00:12:45,926
‫بی خوابی مثل تب‌ـه، نه خود بیماری

226
00:12:45,950 --> 00:12:48,886
‫یه جور نشونه‌س، خب؟

227
00:12:48,910 --> 00:12:51,726
‫و منم اصلا مخالف دارو درمانی نیستم.

228
00:12:51,750 --> 00:12:53,846
‫ولی وقتی بی رویه تجویز بشه

229
00:12:53,870 --> 00:12:57,136
‫مثل... مه تو یه جاده‌ی کوهستانیه

230
00:12:57,160 --> 00:12:59,330
‫متوجه منظورم میشی؟

231
00:13:00,750 --> 00:13:02,200
‫- Untranslated Line -

232
00:13:04,500 --> 00:13:06,806
‫ولی ازت می‌خوام صبور باشی، چون این کار...

233
00:13:06,830 --> 00:13:09,176
‫نه جذابه و نه سریع

234
00:13:09,200 --> 00:13:11,346
‫ولی اگه به این روش اعتماد کنی...

235
00:13:12,619 --> 00:13:13,806
‫الادیو

236
00:13:13,830 --> 00:13:17,386
‫تو بیست سال سابقه بروز بدرفتاری

237
00:13:17,410 --> 00:13:20,016
‫و روان رنجوری و تحریک پذیری...

238
00:13:20,040 --> 00:13:21,176
‫رو همه با هم داری

239
00:13:21,200 --> 00:13:22,911
‫چرا باید ساده باشه؟

240
00:13:23,500 --> 00:13:24,996
‫ساده به‌نظر می‌رسه؟

241
00:13:25,540 --> 00:13:27,386
‫البته که نه

242
00:13:27,410 --> 00:13:30,016
‫واسه همینه که اینجور چیزا زمان می‌بَره

243
00:13:30,040 --> 00:13:33,346
‫این یه روشِ نتیجه گرا نیست

244
00:13:33,370 --> 00:13:36,806
‫...وایسا ببینم، راست میگی؟ چون من

245
00:13:36,830 --> 00:13:38,806
‫کاملاً مطمئنم که همیشه‌ی خدا
‫یه مُشت مادر جنده

246
00:13:38,830 --> 00:13:40,886
‫میرن پیشِ روان شناس تا به نتیجه برسن

247
00:13:40,910 --> 00:13:42,636
‫و میگن: «وای شوهرم مُرده، پس

248
00:13:42,660 --> 00:13:45,346
‫من انقدر ناراحتم که
‫«نمی‌تونم با لیفتراک کار کنم

249
00:13:45,370 --> 00:13:48,226
‫به‌نظر می‌رسه بهبودی رو فقط

250
00:13:48,250 --> 00:13:50,556
‫تا اونجایی که به بهره‌وَریِ شغلیت

251
00:13:50,580 --> 00:13:53,426
‫مربوط میشه درک می‌کنی
‫مامیتا -

252
00:13:53,450 --> 00:13:56,096
‫خانواده‌ی دی‌مارکو
‫به کاری که انجام میدم احترام می‌ذارن

253
00:13:56,120 --> 00:13:57,846
‫می‌دونی، می‌تونستن برای قرنطینه شدن همراهشون

254
00:13:57,870 --> 00:14:00,615
‫هر کمکی بخوان ولی اینکارو نکردن. ازم سوال کردن

255
00:14:01,410 --> 00:14:04,226
‫پس می‌خوام بتونم عملکردِ خوبی داشته باشم

256
00:14:04,250 --> 00:14:06,386
‫برای کشفِ دلیلِ

257
00:14:06,410 --> 00:14:09,410
‫بی‌خوابیم ازم چی می‌خوای؟

258
00:14:11,080 --> 00:14:13,250
‫...خب، برای شروع

259
00:14:15,040 --> 00:14:17,886
‫می‌خوام بتونم بیشتر از یه سَر و صورت معلق

260
00:14:17,910 --> 00:14:19,806
‫در یه پس زمینه‌ی مجازی ببینمت

261
00:14:19,830 --> 00:14:22,596
‫چی، کافه‌ی لا هابانا رو دوست نداری؟

262
00:14:22,620 --> 00:14:24,426
‫توی مکزیکو سیتی؟

263
00:14:24,450 --> 00:14:26,926
‫اونجا رفتی؟ -
‫نه -

264
00:14:26,950 --> 00:14:30,016
‫ولی برام یه جای افسانه‌ایه

265
00:14:30,040 --> 00:14:33,136
‫...یه موضوع ادبی، می‌دونی

266
00:14:33,160 --> 00:14:35,386
‫...همه‌ی اون افراد اونجا می‌پِلِکیدن

267
00:14:35,410 --> 00:14:38,950
‫مارکِز، بولانیو، اوکتاویر پاز

268
00:14:40,200 --> 00:14:41,926
‫یه فهرستِ کُتُبِ بزرگ و عظیم

269
00:14:41,950 --> 00:14:44,226
‫ولی افسانه‌ش هنوزم منو تحت تاثیر قرار میده

270
00:14:44,250 --> 00:14:46,596
‫توی کالج یه کلاس راجع به مارکز داشتم

271
00:14:46,620 --> 00:14:50,226
‫اِرِنداریا و مادربزرگِ بی عاطفه‌ش» نااُمیدم کرد»

272
00:14:50,250 --> 00:14:53,426
‫ببین، نوشتن رو بَلَد بود. هیچ بحثی نیست

273
00:14:53,450 --> 00:14:54,886
‫ولی نمی‌تونم ارتباط برقرار کنم

274
00:14:54,910 --> 00:14:57,505
‫می‌دونی، توی دنیای من، جادو جایی نداره

275
00:14:58,160 --> 00:15:00,596
‫اگر قرار بود همین امروز چاقو بخورم

276
00:15:00,620 --> 00:15:03,056
‫خونم توی یه کوچه یا توی

277
00:15:03,080 --> 00:15:05,926
‫یه رودخانه یا زیرِ پای مادرم ریخته نمی‌شد

278
00:15:05,950 --> 00:15:07,640
‫یه گوشه از خونریزی می‌مُردم

279
00:15:08,410 --> 00:15:10,852
‫دیدگاهِ غیر عاطفی‌ایه

280
00:15:11,660 --> 00:15:14,306
‫کونِ لقش. هی، من
‫احساساتی و با عاطفه‌ترین مادر جنده‌ای هستم

281
00:15:14,330 --> 00:15:15,636
‫که تو زندگیت می‌بینی

282
00:15:15,660 --> 00:15:17,511
‫هوم

283
00:15:17,535 --> 00:15:19,766
‫حالا، بولانیو

284
00:15:19,790 --> 00:15:23,726
‫توی «نیویورکِر» یه مقاله‌ی قشنگ راجع بهش بود

285
00:15:23,750 --> 00:15:25,742
‫که با این عبارت شروع می‌شد

286
00:15:26,370 --> 00:15:28,953
‫«و بعدش، دیگه ندیدمش»

287
00:15:29,370 --> 00:15:32,636
‫آدم رو با یه شخصیت آشنا می‌کرد

288
00:15:32,660 --> 00:15:35,835
‫که با جزئیات و دلسوزیِ خاصی ارائه شده بود

289
00:15:36,500 --> 00:15:39,422
‫ولی دو صفحه بعد، خبری ازش نبود

290
00:15:40,700 --> 00:15:42,226
‫و این یه حیله نبود

291
00:15:42,250 --> 00:15:44,700
‫نحوه‌ی تجربه‌ش از دنیا بود

292
00:15:46,000 --> 00:15:47,450
‫می‌تونم باهاش ارتباط برقرار کنم

293
00:15:49,040 --> 00:15:52,330
‫به‌نظر می‌رسه داری درباره‌ی
‫به حالِ خود رها کردن صحبت می‌کنی

294
00:15:58,870 --> 00:16:00,806
‫نمی‌دونم قضیه اینه یا نه

295
00:16:00,830 --> 00:16:03,846
‫چرا اینکارو می‌کنی؟ -
‫چیکار؟ -

296
00:16:03,870 --> 00:16:06,926
‫وقتی که داری درباره‌ی
‫میزانِ غم و اندوهت صحبت می‌کنی

297
00:16:06,950 --> 00:16:08,556
‫یهو ساکت میشی

298
00:16:08,580 --> 00:16:11,621
‫منظورم اینه، اتفاق‌های بَدتر
‫برای آدمای بهتر میافته

299
00:16:12,330 --> 00:16:14,176
‫منظورم اینه، تو همینکارو می‌کنی

300
00:16:14,200 --> 00:16:16,750
‫دیشب، درباره‌ی غم و اندوه صحبت کردی
‫...ولی بعدش یهو

301
00:16:17,643 --> 00:16:18,853
‫ساکت شدی

302
00:16:21,080 --> 00:16:23,250
‫اخیراً پدرم رو از دست دادم

303
00:16:25,540 --> 00:16:27,160
‫گُه توش

304
00:16:29,040 --> 00:16:30,681
‫متاسفم

305
00:16:31,410 --> 00:16:33,580
‫داری از تصویر خارج میشی

306
00:16:34,330 --> 00:16:35,790
‫...اِ

307
00:16:36,870 --> 00:16:38,726
‫ببخشید

308
00:16:48,370 --> 00:16:50,176
‫اینجا قبلاً اتاقِ جِرِمی بوده

309
00:16:50,200 --> 00:16:51,926
‫قبل از اینکه اوضاع خراب بشه

310
00:16:51,950 --> 00:16:54,290
‫...هنوز یکم می‌تونست راه بره، پس اونا، می‌دونی

311
00:16:57,620 --> 00:16:59,596
‫بگذریم

312
00:16:59,620 --> 00:17:02,346
‫حالا اون توی یه سوئیتِ شیک و مجلل
‫توی طبقه‌ی همکف‌ــه

313
00:17:02,370 --> 00:17:04,346
‫و من توی موزه زندگی می‌کنم

314
00:17:04,370 --> 00:17:06,634
‫...انگار، نمی‌دونم

315
00:17:07,370 --> 00:17:09,806
‫آدمای احساساتی و با عاطفه‌ای هستن

316
00:17:09,830 --> 00:17:11,226
‫خانواده‌ی دی‌مارکو رو میگم

317
00:17:11,250 --> 00:17:13,120
‫درست مثلِ تو

318
00:17:14,790 --> 00:17:16,950
‫م... می‌دونم یه جورایی

319
00:17:17,620 --> 00:17:18,790
‫دارم مرموز رفتار می‌کنم

320
00:17:21,750 --> 00:17:23,580
‫و تو اشتباه نمی‌کنی

321
00:17:31,942 --> 00:17:33,596
‫غفلت یا بی مسئولیتی

322
00:17:33,620 --> 00:17:34,986
‫...جنابِ قاضی، 10 سال

323
00:17:35,010 --> 00:17:39,426
‫...قبلاً قراردادتون رو خوندم -
‫ریدم توش -

324
00:17:39,450 --> 00:17:43,096
‫،وقتی که توی کالج بودم
‫تشخیص دادن اختلالِ دو قطبیِ نوع اول دارم

325
00:17:43,120 --> 00:17:45,556
‫پس بنابراین، از همون موقع لیتیُم مصرف کردم

326
00:17:45,580 --> 00:17:47,346
‫هر وقت پول داشته باشم، می‌خرم

327
00:17:47,370 --> 00:17:49,266
‫و وقتی که پول نداشته باشم، نه

328
00:17:49,552 --> 00:17:51,766
‫می‌دونم باید ارزیابی کنی

329
00:17:51,790 --> 00:17:53,766
‫ولی همچین امکانی ندارم

330
00:17:53,790 --> 00:17:56,846
‫می‌خوای بهش بگی دنبالِ مواد بودن، بگو

331
00:17:56,870 --> 00:18:00,376
‫بدون لیتیُم، تنها راهی که

332
00:18:00,400 --> 00:18:01,636
‫می‌تونم یکم بخوابم

333
00:18:01,660 --> 00:18:03,476
‫هی، اِل! آقای دی‌مارکو

334
00:18:03,500 --> 00:18:04,886
‫!دارن با دفترِ لندن صحبت می‌کنن

335
00:18:04,910 --> 00:18:07,556
‫میشه صداشو کَم کنی؟

336
00:18:07,580 --> 00:18:09,306
‫!آره، آره، آره! ببخشید

337
00:18:12,250 --> 00:18:15,016
‫ببین، خانواده‌ی دی‌مارکو مثلِ خانواده‌م هستن

338
00:18:15,040 --> 00:18:16,636
‫...ولی این

339
00:18:16,660 --> 00:18:18,516
‫ولی این تشخیص چیزی نیست که وقتی

340
00:18:18,540 --> 00:18:21,476
‫،داری از بچه‌ی یه خانواده مراقبت می‌کنی
‫...اون خانواده ازش باخبر باشن، پس

341
00:18:21,500 --> 00:18:22,835
‫خبر ندارن

342
00:18:26,080 --> 00:18:29,700
‫و گفتی این تشخیص زمانی که کالج بودی داده شده؟

343
00:18:30,700 --> 00:18:32,178
‫بله خانم

344
00:18:32,950 --> 00:18:35,500
‫چه‌جور رفتاری از خودت نشون می‌دادی؟

345
00:18:36,250 --> 00:18:37,346
‫نمی‌دونم

346
00:18:37,370 --> 00:18:39,346
‫چه چیزی باعث اون تشخیص شد؟

347
00:18:39,370 --> 00:18:41,437
‫می‌خوای تا کجا برگردم عقب؟

348
00:18:42,290 --> 00:18:44,774
‫با خودته. از کجا می‌خوای شروع کنی؟

349
00:18:45,200 --> 00:18:47,516
‫چقدر وقت داری؟

350
00:18:47,540 --> 00:18:49,750
‫اجازه بده من نگران وقت باشم

351
00:18:53,040 --> 00:18:55,846
‫قبلاً یه جا توی شهرِ تَمپا کار می‌کردم

352
00:18:55,870 --> 00:18:58,426
‫خانه‌ی سالمندان، پیرِ سَگ بودنا

353
00:18:58,450 --> 00:18:59,846
‫فوق‌العاده بودن

354
00:18:59,870 --> 00:19:01,346
‫می‌دونی، مثلاً، بچه‌های دبیرستانی

355
00:19:01,370 --> 00:19:02,886
‫داستانِ خاصی ندارن

356
00:19:02,910 --> 00:19:05,346
‫هنوز اتفاقی توی زندگیشون نیافتاده
‫ولی اون مادر جنده‌ها؟

357
00:19:05,370 --> 00:19:08,596
‫بَد داستانایی داشتن. مثلاً

358
00:19:08,620 --> 00:19:10,596
‫یه پیرِ زَنِ اونجا بود

359
00:19:13,040 --> 00:19:15,726
‫بهم گفته بود با فِریدا کالو
‫[نقاش مکزیکی و یکی از زنان نامدار تاریخ هنر معاصر]

360
00:19:15,750 --> 00:19:18,386
‫نزدیکِ 5 سال رابطه داشته -
‫!نه بابا -

361
00:19:18,410 --> 00:19:20,846
‫نه، منظورم اینه خانمِ مورالِس داشت درباره‌ی

362
00:19:20,870 --> 00:19:22,076
‫مَمه خوردن و این داستانا حرف میزد

363
00:19:22,100 --> 00:19:23,676
‫قصدِ بی احترامی نداشتم

364
00:19:23,700 --> 00:19:25,556
‫یعنی عاشقش بودما

365
00:19:25,580 --> 00:19:28,056
‫یه جوری می‌خندیدیم که انگار اصلاً

366
00:19:28,080 --> 00:19:30,926
‫یادمه می‌رفتم تو اتاقش لَگَنِش رو عوض کنم

367
00:19:30,950 --> 00:19:33,726
‫و اون خودشو میزد به مُردن

368
00:19:33,750 --> 00:19:35,476
‫...می‌دونی، خیلی خفن بود، انگار

369
00:19:35,500 --> 00:19:38,096
‫و تا می‌رفتم دنبالِ پرستار

370
00:19:38,120 --> 00:19:41,426
‫«مثلِ تو فیلمِ «شب مُردگانِ زنده

371
00:19:41,450 --> 00:19:43,636
‫و می‌گفت، «دلت برام تَنگ شد»؟

372
00:19:49,080 --> 00:19:51,290
‫و بعدش یه روز، این اتفاق افتاده

373
00:19:52,580 --> 00:19:53,596
‫هوم

374
00:19:53,620 --> 00:19:56,056
‫و بعدش عاشقِ آقای رابینسون شدم

375
00:19:56,080 --> 00:19:58,386
‫عاشقِ خانمِ خانمِ فروغی شدم

376
00:19:58,410 --> 00:20:00,676
‫و این قضیه همینطور ادامه داشت

377
00:20:00,700 --> 00:20:02,596
‫شب، از پیشم رفتن

378
00:20:02,620 --> 00:20:04,056
‫...پس می‌دونی، من

379
00:20:04,080 --> 00:20:07,016
‫،بهش عادت کردم
‫...به خودم یاد دادم که... فکر نکنم

380
00:20:07,040 --> 00:20:10,596
‫«!وای چه رابطه‌ی جدید و خوبی»

381
00:20:10,620 --> 00:20:12,028
‫نه بابا

382
00:20:12,620 --> 00:20:15,516
‫همونجوری که بود باهاش کنار میومدم

383
00:20:15,540 --> 00:20:17,750
‫امروز هست، فردا نیست

384
00:20:19,620 --> 00:20:22,450
‫و اون موقع هم مشکلِ بی خوابی داشتی؟

385
00:20:23,950 --> 00:20:25,620
‫...نه، من

386
00:20:27,040 --> 00:20:29,306
‫وایسا ببینم... آره

387
00:20:29,330 --> 00:20:31,096
‫منظورم اینه، حالا که بهش فکر می‌کنم

388
00:20:31,120 --> 00:20:34,136
‫...داوطلب می‌شدم شیفتِ شب وایسم چون

389
00:20:34,160 --> 00:20:36,790
‫بهرحال نمی‌تونستم بخوابم

390
00:20:37,620 --> 00:20:39,926
‫چی باعث شد این سوال رو بپرسی؟

391
00:20:39,950 --> 00:20:43,426
‫اختلال خواب نشانه‌ی اصلی اختلالِ دو قطبی‌ــه

392
00:20:43,450 --> 00:20:44,976
‫و از اونجایی که تصمیم گرفتی

393
00:20:45,000 --> 00:20:46,806
‫داستانِ تشخیصِ بیماریت رو از اینجا شروع کنی

394
00:20:46,830 --> 00:20:49,000
‫برام سوال پیش اومد
‫اینجا یه ارتباطی وجود داره یا نه

395
00:20:51,160 --> 00:20:53,110
‫وقتی اینطوری میگی

396
00:20:53,950 --> 00:20:55,676
‫به گمونم دفعه‌ی بعدی که یادمه

397
00:20:55,700 --> 00:20:57,886
‫مشکلِ خواب داشتم زمانِ اسکندر بود

398
00:20:57,910 --> 00:20:59,716
‫چ... ببخشید چی؟

399
00:20:59,740 --> 00:21:01,516
‫عاشقِ یه پسرِ پاکستانی شده بودم

400
00:21:01,540 --> 00:21:03,886
‫بازی‌های ویدیویی طراحی می‌کرد

401
00:21:03,910 --> 00:21:07,136
‫منظورم اینه، یادم نمیاد
‫...شرکتِ راک‌استار بود یا نه

402
00:21:07,160 --> 00:21:12,426
‫...اون یه نابغه ولی معتاد بود. پس

403
00:21:17,000 --> 00:21:20,386
‫اِ... وایسا، آقای دی‌مارکوـه

404
00:21:20,410 --> 00:21:22,676
‫منظورم اینه، رابطه‌ی چندان جالبی باهاش ندارم

405
00:21:22,700 --> 00:21:25,638
‫پس معمولاً اینو جواب میدم. ببخشید

406
00:21:25,662 --> 00:21:27,556
‫باید یادم می‌موند جَکوزی رو براش روشن کنم

407
00:21:27,580 --> 00:21:29,370
‫و همیشه یادم میره

408
00:21:30,410 --> 00:21:33,346
‫بسیار خب

409
00:21:33,370 --> 00:21:35,410
‫حله. هستم

410
00:21:37,200 --> 00:21:39,596
‫به‌نظر میاد کارای زیادی داری

411
00:21:39,620 --> 00:21:41,726
‫نه، نه، خوبه. ولی بهرحال

412
00:21:41,750 --> 00:21:44,516
‫اسکندر اولین کسی بود

413
00:21:44,540 --> 00:21:46,476
‫که از تَهِ دل عاشقش بودم

414
00:21:46,500 --> 00:21:48,846
‫منظورم اینه، قشنگ‌ترین مغزِ دنیا رو داشت

415
00:21:48,870 --> 00:21:50,886
‫می‌خواستم توش شنا کنم

416
00:21:50,910 --> 00:21:55,080
‫ولی... کِتامین... بَده
‫[آرامبخشِ قوی]

417
00:21:55,950 --> 00:21:57,926
‫می‌دونی، آخر هفته‌ها رو با ذوق و شوق

418
00:21:57,950 --> 00:22:01,476
‫توی وانِ حمام براش کتاب می‌خوندم

419
00:22:01,500 --> 00:22:03,726
‫و تمامِ کتاب‌های کلاریس لیسپکتور

420
00:22:03,750 --> 00:22:05,306
‫پِتریشیا اسمیت

421
00:22:05,330 --> 00:22:08,056
‫و تقریباً تمام کتاب‌های
‫اکتاویا باتلر رو خونده بودیم

422
00:22:08,080 --> 00:22:12,726
‫منظورم اینه، همه چیز
‫آرامش‌بخش بود تا اینکه یهو دیگه نبود

423
00:22:12,750 --> 00:22:14,386
‫منظورم اینه، با یه شدتی

424
00:22:14,410 --> 00:22:16,476
‫...گرفتارِ کِتامین شده بود که

425
00:22:16,500 --> 00:22:19,226
‫یه شب، می‌دونی از رستورانِ

426
00:22:19,250 --> 00:22:22,226
‫این-ان-اوت غذا گرفته بودم

427
00:22:22,250 --> 00:22:23,516
‫و رفتم دَمِ خونه‌ش

428
00:22:23,540 --> 00:22:25,016
‫و دیدم قفل عوض شده

429
00:22:25,040 --> 00:22:27,450
‫گوشیش رو جواب نمی‌داد

430
00:22:28,790 --> 00:22:30,096
‫و چند روز بعد

431
00:22:30,120 --> 00:22:32,910
‫...تماس‌هام دیگه روی پیام صوتی نمی‌رفت و خب

432
00:22:35,830 --> 00:22:37,750
‫«و بعدش، دیگه هیچوقت ندیدمش»

433
00:22:40,080 --> 00:22:42,052
‫دیگه نخوابیدم

434
00:22:43,080 --> 00:22:46,120
‫،چهار روز بعد
‫تشخیصِ اختلالِ دو قطبیم خودشو نشون داد

435
00:22:46,700 --> 00:22:48,290
‫متوجهم

436
00:22:50,790 --> 00:22:54,830
‫خب، من... هنوز نمی‌تونم
‫به طور رسمی درباره‌ش صحبت کنم

437
00:22:55,830 --> 00:22:58,660
‫ولی بی خوابیت به‌نظرم منطقیه

438
00:23:00,410 --> 00:23:02,120
‫منظورت چیه؟

439
00:23:03,620 --> 00:23:05,500
‫به‌نظر میاد رنج دیده‌ای

440
00:23:12,000 --> 00:23:13,330
‫هی

441
00:23:15,950 --> 00:23:17,450
‫حالت خوبه اِل؟

442
00:23:19,290 --> 00:23:22,160
‫من پیشتم. همینجام

443
00:23:24,160 --> 00:23:27,120
‫کمکت می‌کنم درست بشه

444
00:23:30,500 --> 00:23:32,476
‫ازم مراقبت می‌کنی؟

445
00:23:32,500 --> 00:23:33,854
‫البته

446
00:23:34,700 --> 00:23:37,149
‫...من برای همین -
‫...نه، منظورم اینه -

447
00:23:38,040 --> 00:23:39,500
‫مراقبتِ جِدی رو میگم

448
00:23:41,160 --> 00:23:43,516
‫می‌دونم دیشب راجع به اینکه دلم می‌خواست

449
00:23:43,540 --> 00:23:46,700
‫می‌تونستم با مامانم صحبت کنم
‫یه چیزایی گفتم ولی به تو زنگ زدم

450
00:23:48,290 --> 00:23:49,950
‫ب... برام مثلِ اونی

451
00:23:51,000 --> 00:23:53,806
‫نه توی دنیای واقعی و این حرفا

452
00:23:53,830 --> 00:23:57,290
‫...می‌دونم تو مامانم نیستی ولی تو

453
00:23:58,410 --> 00:24:01,006
‫کارهایی رو انجام میدی
‫که یه مادر باید انجام بده

454
00:24:01,790 --> 00:24:05,886
‫،توجه می‌کنی
‫باهات حرف می‌زنم، احساس می‌کنم مهم‌ام

455
00:24:07,160 --> 00:24:11,100
‫پس شاید بتونه رابطه‌مون این شکلی باشه؟

456
00:24:11,620 --> 00:24:15,516
‫...می‌دونی، معالجه ولی... همینطور

457
00:24:15,540 --> 00:24:18,040
‫...نمی‌دونم، مسخره به‌نظر می‌رسه

458
00:24:19,500 --> 00:24:20,901
‫مثلِ خانواده باشیم؟

459
00:24:27,290 --> 00:24:29,556
‫!هی جِرمی! جِرِمی

460
00:24:29,580 --> 00:24:31,540
‫!جِرِمی، داداش خوبی؟

461
00:24:34,830 --> 00:24:37,251
‫...ببخشید. یه مشکلی پیش

462
00:24:37,700 --> 00:24:40,846
‫ای... خوب بود، جِدی میگم

463
00:24:40,870 --> 00:24:44,383
‫هفته‌ی بعد باهات صحبت می‌کنم، باشه؟ -
‫آره. مشکلی نیست -

464
00:24:44,383 --> 00:24:54,383
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

465
00:27:33,160 --> 00:27:36,636
‫تمام این صحبت‌ها راجع به گذشته
‫و زخم‌های روانی و این حرفا

466
00:27:36,660 --> 00:27:38,636
‫از آخرین باری که حرف زدیم خوابم بهتر نشده

467
00:27:38,660 --> 00:27:39,767
‫بَدتر شده

468
00:27:43,080 --> 00:27:45,870
‫زندگی کردن با خانواده‌ی دی‌مارکو سخته؟

469
00:27:46,580 --> 00:27:49,556
‫زندگیِ من توی این خونه
‫براساسِ یه داستان بوجود اومده

470
00:27:49,580 --> 00:27:50,516
‫اینو می‌دونم

471
00:27:50,540 --> 00:27:52,676
‫من دوستشون نیستم. کارگرم

472
00:27:52,700 --> 00:27:55,226
‫خیلی عصبانی هستی اِلادیو

473
00:27:55,250 --> 00:27:56,575
‫بیشتر از این حرفاست

474
00:28:01,200 --> 00:28:16,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

