﻿1
00:00:14,976 --> 00:00:16,376
.هی، صبح بخیر

2
00:00:18,117 --> 00:00:19,567
.صبحونه درست کردی

3
00:00:22,895 --> 00:00:25,371
تو این موقعیتها همیشه درست می‌کنی؟

4
00:00:25,496 --> 00:00:27,799
.راستش، معمولاً پیش نمیاد

5
00:00:36,975 --> 00:00:39,325
.انگار خوشحالی -
دید می‌زنی؟ -

6
00:00:40,886 --> 00:00:42,536
."منو تحلیل نکن "پائول

7
00:00:44,498 --> 00:00:45,948
.آره، حق با توـه

8
00:00:46,727 --> 00:00:47,727
.خوشحالم

9
00:00:48,751 --> 00:00:49,751
.منم همینطور

10
00:00:51,580 --> 00:00:53,380
.فکر کردم احساس گناه می‌کنم

11
00:00:54,110 --> 00:00:55,310
ولی نکردی؟

12
00:00:57,110 --> 00:00:59,710
.عجیب ـه
...من 15 ساله که به

13
00:01:00,465 --> 00:01:02,715
.مرد دیگه‌ای نگاه نکردم

14
00:01:04,230 --> 00:01:07,830
،ولی ما... نمی‌دونم
.به نظر کاملاً راحت می‌اومدیم

15
00:01:08,020 --> 00:01:09,120
راحت؟

16
00:01:09,452 --> 00:01:10,802
مثل یه کفش قدیمی؟

17
00:01:13,082 --> 00:01:14,532
.مثل یه کفش کاملاً اندازه

18
00:01:17,296 --> 00:01:18,920
.مثل یه دنیای موازی

19
00:01:19,045 --> 00:01:21,699
حتی به این فکر کردم که اگه
.مارک" بفهمه درک می‌کنه یا نه"

20
00:01:22,726 --> 00:01:24,911
تو فکر می‌کنی درک کنه؟ -
.نه. نه -

21
00:01:25,079 --> 00:01:26,529
.می‌دونم که درک نمی‌کنه

22
00:01:26,762 --> 00:01:29,696
خوب میشد اگه درک می‌کرد
.ولی نه

23
00:01:34,630 --> 00:01:36,980
.ولی مسأله اون نیست
...مسأله

24
00:01:37,969 --> 00:01:39,519
.مال قبل از اونه

25
00:01:39,644 --> 00:01:42,544
منظورت اینه که فکر می‌کنی
من باید نقش بابابزرگ داشته باشم؟

26
00:01:43,919 --> 00:01:44,762
.ببخشید

27
00:01:47,665 --> 00:01:49,015
.دخترم ـه

28
00:01:49,303 --> 00:01:52,015
.باید لباس بپوشم
.باید به قطار برسم

29
00:01:52,140 --> 00:01:53,140
الو؟

30
00:01:55,025 --> 00:01:56,025
."سلام "رزی

31
00:01:57,467 --> 00:02:00,717
.نه، بد موقع نیست
میشه یه لحظه صبر کنی؟

32
00:02:01,089 --> 00:02:02,689
حتماً باید الان بری؟

33
00:02:03,518 --> 00:02:06,468
.فکر کردم شاید با یه قطار با هم بریم

34
00:02:07,675 --> 00:02:11,275
نه، یعنی... اگه کسی ما رو
تو قطار با هم ببینه چی؟

35
00:02:14,587 --> 00:02:17,922
نه، به عمو پاتریک شماره‌ی
...خونه‌ی بروکلین رو ندادم چون

36
00:02:20,498 --> 00:02:22,348
.درسته. حق با توـه

37
00:02:24,033 --> 00:02:25,233
.باید بدم

38
00:02:29,625 --> 00:02:32,950
...نه، این ماه بابابزرگ رو

39
00:02:33,685 --> 00:02:35,505
."ندیدم "رزی

40
00:02:39,354 --> 00:02:41,554
...ببین، اگه مشکل اورژانسی پیش بیاد

41
00:02:41,951 --> 00:02:44,151
.از خونه‌ی سالمندان بهم زنگ می‌زنن

42
00:02:46,012 --> 00:02:49,052
چون که شماره‌م تو لیست
."تماسای اضطراری هست "رزی

43
00:02:53,053 --> 00:02:55,053
.می‌دونم بابابزرگت رو دوست داری

44
00:02:55,721 --> 00:02:56,721
...و

45
00:03:03,927 --> 00:03:05,027
.قطع کرد

46
00:03:13,768 --> 00:03:22,118
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

47
00:03:36,159 --> 00:03:37,169
."سلام "تامی

48
00:03:38,000 --> 00:03:39,130
."سلام "پائول

49
00:03:39,151 --> 00:03:42,701
.ببخشید. باید عجله کنم
.مارک" تو ماشین ـه"

50
00:03:45,127 --> 00:03:48,248
حالت خوبه؟
اتفاقی افتاده؟

51
00:03:50,590 --> 00:03:52,475
نه. خوبم. تو خوبی؟

52
00:03:52,643 --> 00:03:54,893
.من خوبم -
پدرت چطوره؟ -

53
00:03:55,018 --> 00:03:56,355
.عالیه

54
00:03:58,180 --> 00:04:00,230
.پس، بعداً بهت زنگ می‌زنم

55
00:04:02,132 --> 00:04:03,182
.باید برم

56
00:04:03,182 --> 00:04:13,182
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

57
00:04:19,716 --> 00:04:20,753
.بله، بیا تو

58
00:04:24,623 --> 00:04:26,120
.خوشحالم می‌بینمت

59
00:04:34,961 --> 00:04:36,111
حالت خوبه؟

60
00:04:37,014 --> 00:04:39,647
.همین سوال رو "تامی" هم ازم پرسید
...به نظر میاد

61
00:04:39,815 --> 00:04:42,115
.به نظر عصبی میای. آره -
.نیستم -

62
00:04:42,752 --> 00:04:44,102
.پدرم مریض ـه

63
00:04:47,264 --> 00:04:48,864
.خیلی خب، همش این نیست

64
00:04:48,989 --> 00:04:51,939
.اواخر مریضیشه
.پارکینسون پیشرفته داره

65
00:04:52,619 --> 00:04:55,454
.خیلی متاسفم -
گفتنش راحت ـه، نه؟ -

66
00:04:58,598 --> 00:05:01,252
شاید گفتنش راحت باشه
.ولی شنیدنش سخت ـه

67
00:05:01,420 --> 00:05:02,420
.فراموشش کن

68
00:05:07,608 --> 00:05:08,610
.ممنونم

69
00:05:11,485 --> 00:05:12,972
.شرمنده که بد خلقی کردم

70
00:05:13,140 --> 00:05:17,144
آخرین باری که دیدیش کی بود؟ -
مهمه که کی دیدمش؟ -

71
00:05:22,953 --> 00:05:25,103
...سعی می‌کنم باهاش حرف بزنم، ولی

72
00:05:25,918 --> 00:05:27,168
.خودش نیست

73
00:05:28,081 --> 00:05:31,306
یا شایدم هست
...و فقط مخفی شدن رو

74
00:05:32,641 --> 00:05:33,641
.انتخاب کرده

75
00:05:34,244 --> 00:05:36,036
کجا زندگی می‌کرد؟

76
00:05:36,547 --> 00:05:39,327
.دو ساله که تو خونه‌ی سالمندان بوده

77
00:05:39,452 --> 00:05:43,879
اسمش "دره‌ی پناهگاه" ـه، ولی هیچ شباهتی
.به پناهگاه نداره

78
00:05:44,237 --> 00:05:46,387
...پر شده از مُرده‌های متحرک

79
00:05:48,003 --> 00:05:50,980
.و پرستارای عقده‌ای -
درد می‌کشه؟ -

80
00:05:51,105 --> 00:05:54,138
،اون درد می‌کشه، من درد می‌کشم
.کل این دنیای لعنتی درد می‌کشه

81
00:05:55,453 --> 00:05:57,815
.خوش شانسه که هزینه‌شو پرداخت می‌کنم

82
00:05:57,940 --> 00:06:00,990
تا زمانی که اینکارو بکنم
.دوبار در روز وقت چرت زدن گیرش میاد

83
00:06:01,858 --> 00:06:03,981
چطور کارمون به اینجا رسید؟

84
00:06:04,691 --> 00:06:07,916
عجیبه برات که داری درباره‌ی
مسئولیت پدرت که رو دوش‌ـته حرف می‌زنی؟

85
00:06:08,041 --> 00:06:12,088
می‌دونی چه فکری می‌کنم؟ فکر می‌کنم اون
...از عمد صورت حسابهای مالیش رو خراب کرده

86
00:06:12,213 --> 00:06:14,563
.که من مجبور بشم بهشون رسیدگی کنم

87
00:06:14,996 --> 00:06:18,796
.خودشو آویزون من کرده -
.اون مدت زیادیه که مریضه -

88
00:06:19,567 --> 00:06:21,707
چرا امروز اون ذهنت رو درگیر خودش کرده؟

89
00:06:21,875 --> 00:06:25,355
.نمی‌دونم
.با برادرم "پاتریک" حرف زدم

90
00:06:26,532 --> 00:06:30,353
...گفت که پدرم به نظر میاد
.یه جورایی انگار مُرده

91
00:06:30,974 --> 00:06:33,302
.انگار "پاتریک" می‌دونست چی شده

92
00:06:34,057 --> 00:06:35,679
برادرت رفته دیدنش؟

93
00:06:35,847 --> 00:06:39,747
.همیشه میره، بهش شام میده، به قول پرستارا

94
00:06:39,872 --> 00:06:42,972
نمی‌تونی بهشون بگی نذارن موقع غذا خوردن بره؟

95
00:06:43,280 --> 00:06:45,827
.واقعاً اهمیت نمیدم کی بهش شام میده

96
00:06:46,566 --> 00:06:47,566
...فقط

97
00:06:53,596 --> 00:06:55,446
چی می‌خواستی بگی؟

98
00:06:57,723 --> 00:07:01,023
.می‌خواستم بگم، منتظرم بمیره

99
00:07:04,859 --> 00:07:05,859
.خودت پرسیدی

100
00:07:08,585 --> 00:07:11,985
خیلی سخته که یه نفر رو داشته باشی
.که مریض و بهت وابسته باشه

101
00:07:14,181 --> 00:07:16,803
.تمام انرژیت رو تخلیه می‌کنه

102
00:07:17,142 --> 00:07:19,092
.احساس خستگی زیادی بهت میده

103
00:07:19,326 --> 00:07:20,326
...یعنی

104
00:07:21,457 --> 00:07:22,957
...اینطور نیست که

105
00:07:23,816 --> 00:07:27,716
یه پدر عالی باشه که حالا پارکینسون
.گرفته و غیبش زده

106
00:07:27,841 --> 00:07:31,084
.اون هیچوقت تو زندگیم حضور نداشته

107
00:07:31,441 --> 00:07:34,010
هرکی که پدرم می‌خواد
.می‌تونه تا همیشه بهش غذا بده

108
00:07:34,135 --> 00:07:36,398
.گفت تو بیمارستان هم غذا خورده
...از وقتی شش سالم بود مادرم

109
00:07:36,523 --> 00:07:39,358
دیگه براش روی میز
.صندلی در نظر نمی‌گرفت

110
00:07:39,483 --> 00:07:41,536
مادرت کارای دیگه‌ای
مثل این هم انجام داد؟

111
00:07:41,830 --> 00:07:44,680
.مطمئنم بوده، ولی اون دیگه خودش نبود

112
00:07:45,083 --> 00:07:47,133
."همش داری میگی "مَرده

113
00:07:48,219 --> 00:07:51,276
این برات معنی داره؟ -
...چی؟ مثلاً -

114
00:07:51,401 --> 00:07:54,901
...قرار بوده "مرد" خونه باشه

115
00:07:55,180 --> 00:07:57,380
ولی به جاش من کار اونو انجام می‌دادم؟

116
00:07:58,253 --> 00:07:59,853
منظورت چیه؟

117
00:08:02,809 --> 00:08:04,893
.از "تامی" درمورد پدرم پرسیدم
می‌دونی چی گفت؟

118
00:08:05,061 --> 00:08:07,115
تو با "تامی" درمورد پدرت حرف زدی؟

119
00:08:08,731 --> 00:08:11,581
...گفت اولین باری که اونو دیده

120
00:08:12,514 --> 00:08:16,461
"فکر کرده اون "مَرده
.همونیه که به نظر می‌اومده

121
00:08:16,948 --> 00:08:20,504
پس "مَرده" از "تامی" شروع شده؟ -
.پدرش اون سال فوت کرد -

122
00:08:21,625 --> 00:08:24,975
نمی‌دونم، شاید از پدرم
.تصوراتی تو ذهنش داشته

123
00:08:25,925 --> 00:08:28,189
.راستش، مطمئنم که داشته

124
00:08:28,546 --> 00:08:30,943
...می‌خواست تو آپارتمان من زندگی کنه

125
00:08:31,068 --> 00:08:33,018
.و منم می‌خواستم تو آپارتمان اون زندگی کنم

126
00:08:34,487 --> 00:08:36,591
..."بگذریم، من و "تامی

127
00:08:37,960 --> 00:08:38,960
...ما

128
00:08:43,286 --> 00:08:44,886
...برای قهوه رفتیم بیرون

129
00:08:46,117 --> 00:08:48,717
و کاری رو که هفته‌ی پیش
.حرفش رو زدیم انجام دادم

130
00:08:48,946 --> 00:08:51,635
ازش پرسیدم از اون شب کریسمس
...چی یادش میاد

131
00:08:51,760 --> 00:08:54,060
...همون شبی که مادرم سعی کرد

132
00:08:55,483 --> 00:08:57,083
.سعی کرد خودشو بکشه

133
00:08:57,208 --> 00:09:00,585
...به هر حال، "تامی" به یادم آورد

134
00:09:01,451 --> 00:09:03,450
.ولی یه جور دیوونه کننده

135
00:09:04,885 --> 00:09:06,692
...خیلی چیزا رو یادم اومد

136
00:09:06,817 --> 00:09:08,982
،که مادرم خونه بود
...خواب بود

137
00:09:09,107 --> 00:09:11,918
،من خونه‌ی "تامی" بودم
.کلوچه خوردیم، آواز خوندیم

138
00:09:12,087 --> 00:09:14,384
...و بعدش من و "تامی" رفتیم تو اتاقش

139
00:09:15,028 --> 00:09:16,528
...که با هم حرف بزنیم

140
00:09:17,580 --> 00:09:19,918
ولی بعد از چند دقیقه
...من از رو تخت پریدم

141
00:09:20,043 --> 00:09:22,429
و دویدم طرف بیرون
.که ببینم مادرم تو چه وضعی ـه

142
00:09:22,984 --> 00:09:25,988
.اینجا جایی بود که حافظه‌ت خالی بود
اون چطور؟

143
00:09:26,113 --> 00:09:29,663
...میگه که من برگشتم و اینکه واقعاً ناراحت بودم

144
00:09:30,235 --> 00:09:34,024
...که مادرم مریض ـه و پدرم پیشش

145
00:09:34,238 --> 00:09:37,925
.منتظر آمبولانس ـه
،بلافاصله من و "تامی" رفتیم

146
00:09:38,050 --> 00:09:40,799
...پدرم با مادرم رفته بود بیمارستان

147
00:09:40,924 --> 00:09:42,621
..."پس مادر "تامی

148
00:09:43,643 --> 00:09:45,160
.دوتامونو رسوند بیمارستان

149
00:09:46,256 --> 00:09:50,459
پس اون شب مشخص شد که
.پدرت درواقع پیش مادرت بوده

150
00:09:51,924 --> 00:09:54,169
.اون شب، پدرت مرد خونه بوده

151
00:09:54,977 --> 00:09:55,837
.فکر کنم

152
00:09:56,074 --> 00:10:00,376
خاطره‌ی "تامی" رو باور نمی‌کنی؟ -
چرا، باور می‌کنم. چرا "تامی" بخواد دروغ بگه؟ -

153
00:10:02,694 --> 00:10:03,952
.ولی جور در نمیاد

154
00:10:04,077 --> 00:10:07,328
درسته، چون اگه پدرت
...قبل از اون خونه رو ترک کرده باشه

155
00:10:08,111 --> 00:10:10,935
چطوری خبردار شده که مادرت
اقدام به خودکشی کرده؟

156
00:10:11,109 --> 00:10:12,109
...ولی

157
00:10:12,548 --> 00:10:15,095
.یه جورایی عجیبه

158
00:10:16,004 --> 00:10:19,174
تامی" گفت اون همیشه به"
.مادرم زنگ می‌زده تا حال ما رو بپرسه

159
00:10:19,299 --> 00:10:21,242
.خب، معلومه

160
00:10:21,861 --> 00:10:25,492
حتماً براش راحتتر بوده تا اینکه
.خودش بیاد حضوری ما رو ببینه

161
00:10:27,420 --> 00:10:29,273
.باشه، ولی اون شب اومده بوده دیدنتون

162
00:10:29,398 --> 00:10:32,081
خب، آره، زنگ زده به آمبولانس، که چی؟

163
00:10:32,249 --> 00:10:34,799
...یه شب اتفاقی سر زده

164
00:10:35,587 --> 00:10:37,787
...شاید اومده بود که پسراش و

165
00:10:37,925 --> 00:10:39,862
.همسرش رو ببینه، چون شب کریسمس بوده

166
00:10:39,987 --> 00:10:42,923
چه فرقی می‌کنه وقتی فقط یه شب باشه؟

167
00:10:43,048 --> 00:10:44,583
بقیه‌ی شبا چی؟

168
00:10:44,708 --> 00:10:47,998
شبایی که اون با دوست دخترش
...سرگرم بوده و من تو خونه

169
00:10:48,123 --> 00:10:49,673
مواظب مادرم بودم؟

170
00:10:50,801 --> 00:10:53,175
اون شبهایی که میگی
برادرت کجا بوده؟

171
00:10:53,300 --> 00:10:54,520
.اون از تو بزرگتره

172
00:10:54,688 --> 00:10:57,550
.آره، اون... اون ورزش می‌کرد

173
00:10:57,675 --> 00:10:59,925
چه جور ورزشی؟ -
.بیس‌بال -

174
00:11:00,176 --> 00:11:02,729
بازیش رو دیدی؟ -
.نه، ندیدم -

175
00:11:02,854 --> 00:11:04,806
می‌تونی تصور کنی
...که من چطوری یه زن تنها و گریون رو

176
00:11:04,931 --> 00:11:06,984
بکشونم تا استادیوم بیس‌بال؟

177
00:11:08,861 --> 00:11:10,675
...خب، پدرت سر کار بود

178
00:11:10,800 --> 00:11:12,600
...برادرت ورزش می‌کرد

179
00:11:13,248 --> 00:11:14,582
.و تو وظیفه‌ـتو انجام می‌دادی

180
00:11:14,862 --> 00:11:17,306
...بعد از رفتن پدرم "پاتریک" حتی

181
00:11:17,431 --> 00:11:19,131
.درست و حسابی خونه هم نمی‌خوابید

182
00:11:19,300 --> 00:11:21,756
کجا می‌رفت؟ -
.نمی‌دونم. فکر کنم پیش دوستاش -

183
00:11:21,925 --> 00:11:25,299
اسماشونو یادت میاد؟ -
با این کارات می‌خوای به کجا برسی؟ -

184
00:11:25,424 --> 00:11:28,374
...نمی‌دونم اگه برادرت خونه هم بود

185
00:11:28,928 --> 00:11:30,848
بازم می‌تونستی حضورش  رو حس کنی؟

186
00:11:31,017 --> 00:11:33,768
فکر می‌کنی ما دوتا
خیلی با هم صمیمی بودیم؟

187
00:11:34,047 --> 00:11:37,880
.خاطراتمون ممکنه غیرقابل اعتماد باشن

188
00:11:38,987 --> 00:11:42,437
دوست داریم به عنوان سوابق ماندگار
...گذشته‌ـمون بهشون فکر کنیم

189
00:11:44,029 --> 00:11:46,280
...ولی هر دفعه که یه صحنه‌ای رو به یاد بیاریم

190
00:11:46,448 --> 00:11:49,798
تا قبل از اینکه یادمون بره
.بی‌قراری‌هامون یه خرده بیشتر میشه

191
00:11:53,480 --> 00:11:55,330
...اگه الان از شوهرمون ناراحت باشیم

192
00:11:55,864 --> 00:11:58,793
...از عروسیمون با شادی کمتری یاد می‌کنیم

193
00:11:59,938 --> 00:12:03,188
یا میگیم، "اون هیچوقت
".کسی که می‌خواستم نبود

194
00:12:03,709 --> 00:12:06,237
...دائماً تو خاطراتمون تغییر ایجاد می‌کنیم

195
00:12:06,362 --> 00:12:09,112
.تا گذشته‌ـمون با حال حاضر تضاد پیدا نکنه

196
00:12:13,095 --> 00:12:15,726
ریده شد به خاطرات من! پس خاطرات
بچگیم واقعاً چی بوده "جینا"؟

197
00:12:16,414 --> 00:12:17,436
.نه، خواهش می‌کنم

198
00:12:17,604 --> 00:12:20,974
من درمورد حست نسبت به
.بچگیت از سوال نمی‌کنم

199
00:12:21,615 --> 00:12:23,515
.اونا کاملاً دقیق‌ـن

200
00:12:23,926 --> 00:12:26,113
...فقط اینو نمی‌دونم

201
00:12:26,238 --> 00:12:28,688
...می‌دونی، شاید اون شب خاص

202
00:12:29,575 --> 00:12:32,575
بعضی حقایق اون طوری نیستن
.که تو فکر می‌کنی

203
00:12:33,844 --> 00:12:37,487
جینا"، من به تمام مفاهیم"
.حافظه‌ی تصویری آشنایی دارم

204
00:12:37,612 --> 00:12:41,544
.خب، معلومه که هستی
...پس حالا که خاطرات شب کریسمس یادت اومد

205
00:12:41,712 --> 00:12:45,711
،از تمام دوران بچگیت حرف بزن
.نه فقط یه شب

206
00:12:48,422 --> 00:12:49,972
.تو درهم شکسته بودی

207
00:12:50,747 --> 00:12:55,238
حس می‌کردی تنها کسی هستی
.که از درد و رنج مادرت خبر داری

208
00:12:55,363 --> 00:12:57,855
.پدرم هم می‌دونست، فقط اهمیت نمی‌داد

209
00:12:57,980 --> 00:12:59,305
مطمئنی؟

210
00:12:59,430 --> 00:13:01,731
اگه اهمیت می‌داد اونو تو یه
.آسایشگاه روانی بستری می‌کرد

211
00:13:01,856 --> 00:13:03,241
...باید بهش کمک می‌کرد

212
00:13:03,366 --> 00:13:07,489
که آخرشم مجبور شد ولی
...نه تا قبل از اینکه من هرروز از مدرسه

213
00:13:07,614 --> 00:13:10,990
برگردم و اصلاً روحم خبر نداشته باشه
.که تو خونه چی گذشته

214
00:13:11,115 --> 00:13:13,239
...جای چاقو رو دیوار باشه و

215
00:13:13,364 --> 00:13:14,814
...وان حموم آب ازش سرازیر باشه

216
00:13:14,939 --> 00:13:17,095
...باید سیم برق دور گردنش باشه

217
00:13:17,220 --> 00:13:19,462
...یا اینکه اتفاقی تصمیم بگیره

218
00:13:19,587 --> 00:13:21,751
تمیزکاری کنه و کمدهای خونه رو رنگ کنه؟

219
00:13:25,990 --> 00:13:29,091
فکر می‌کنی چرا پدرت
اونو زودتر بستری نکرد؟

220
00:13:29,401 --> 00:13:33,151
نمی‌دونم، شاید به یکی نیاز داشته
.که مواظب بچه‌ها باشه

221
00:13:33,782 --> 00:13:37,082
.یا شایدم نمی‌خواسته مامانتون رو ازتون دور کنه

222
00:13:37,629 --> 00:13:39,060
.یا شما رو از اون

223
00:13:39,228 --> 00:13:41,179
این چطوره؟
...شایدم من و برادرم اونقدر نادیده گرفتیمش

224
00:13:41,304 --> 00:13:44,940
تا وقتی که مجبور شد خودشو به
.کشتن بده که ما رو برگردونه خونه

225
00:13:46,114 --> 00:13:48,064
...می‌دونی، "پائول"، یکی از

226
00:13:48,622 --> 00:13:51,739
مسائل گیج کننده‌ای که درمورد
...آسیبهای خانوادگی وجود داره

227
00:13:51,864 --> 00:13:55,064
اینه که می‌تونه خیلی نادرست
.و خیلی تصادفی احساس بشه

228
00:13:55,308 --> 00:13:57,453
،مثل یه تصادف اتومبیل می‌مونه

229
00:13:57,621 --> 00:13:58,963
...همه تو ماشین هستن

230
00:13:59,088 --> 00:14:01,373
ولی فقط تو هستی که از
.شیشه‌ی جلو پرت میشی بیرون

231
00:14:01,542 --> 00:14:04,990
خب، راستشو بخوای این مادرم بود
.که از شیشه پرت شد بیرون

232
00:14:05,115 --> 00:14:07,615
..."و تو هم سعی کردی بگیریش، ولی "پائول

233
00:14:08,364 --> 00:14:09,914
میشه به من نگاه کنی؟

234
00:14:13,489 --> 00:14:15,239
.تو روی صندلی عقب بودی

235
00:14:15,737 --> 00:14:17,587
.فقط می‌تونستی نظاره‌گر باشی

236
00:14:19,667 --> 00:14:23,229
و برادرم بدون یه خراش
.جون سالم به در می‌بره

237
00:14:23,563 --> 00:14:26,739
.خبر ندارم اون چه دردی داره -
...پدرم  رو صندلی راننده -

238
00:14:26,864 --> 00:14:29,239
تقلا می‌کنه خانواده‌ی کوچیکمون
.رو از تصادف در امان نگه داره

239
00:14:29,364 --> 00:14:30,991
اینو داری میگی؟

240
00:14:31,116 --> 00:14:34,216
آره، به نظر من اون فکر می‌کرده
.که داره همین کارو می‌کنه

241
00:14:37,544 --> 00:14:39,844
...این همون کاری ـه که الان داری سعی می‌کنی

242
00:14:40,177 --> 00:14:41,527
با خانواده‌ت انجام بدی؟

243
00:14:42,521 --> 00:14:45,364
می‌دونی، همین که هر
...آخر هفته میای بچه‌ها رو ببینی

244
00:14:45,489 --> 00:14:46,877
و هر روز بهشون زنگ می‌زنی؟

245
00:14:47,046 --> 00:14:51,196
اون به هیچ وجه مثل من نبود
.و منم مثل اون نیستم

246
00:14:51,676 --> 00:14:53,200
...پائول"، تو داری سخت کار می‌کنی"

247
00:14:53,325 --> 00:14:56,345
تا هر فکر خوبی رو درمورد اون
.از خودت دور کنی

248
00:14:56,514 --> 00:14:58,369
بگو چیکار باید می‌کردم؟

249
00:14:58,494 --> 00:15:01,239
یعنی، اگه اون مطلقاً خوبه
.دوست دارم اینو بدونم

250
00:15:01,364 --> 00:15:04,646
اون هیچوقت هیچکاری
.برای کمک انجام نداد

251
00:15:05,428 --> 00:15:08,594
"ولی طبق حرف "تامی
،اون کار خوب هم انجام داده

252
00:15:08,719 --> 00:15:10,734
از اون سمت خیابون
.شما رو چک می‌کرده

253
00:15:12,239 --> 00:15:15,114
تامی" چه می‌دونه؟ احتمالاً"
.با اونم لاس زده

254
00:15:15,870 --> 00:15:17,548
پدرت با "تامی" لاس زده؟

255
00:15:17,673 --> 00:15:19,618
.اون دکتر بود
.دکترا همشون اینطورین

256
00:15:19,786 --> 00:15:22,639
تمام مدتی که داشتم بزرگ می‌شدم
...اون همیشه

257
00:15:25,084 --> 00:15:27,017
همیشه چی؟ -
...می‌دونی -

258
00:15:27,142 --> 00:15:30,713
،خب، اینم خاطره‌ی من ـه
.شرمنده، نمیشه بهش اعتماد کرد

259
00:15:30,881 --> 00:15:32,213
می‌ترسی بگی؟

260
00:15:32,385 --> 00:15:33,703
...همیشه

261
00:15:35,391 --> 00:15:37,920
.با زنها می‌پلکید -
از کجا می‌دونی؟ -

262
00:15:38,325 --> 00:15:42,286
.باشه، بهت میگم از کجا می‌دونم
.من 10 سالم بود

263
00:15:42,721 --> 00:15:45,612
...مادرم سرش داد می‌زد چون

264
00:15:46,384 --> 00:15:47,845
...یه پرستار رو گاییده بود

265
00:15:48,356 --> 00:15:51,416
و اونم ازش خواست به تاثیراتی
...که روی من می‌ذاره نگاه کنه

266
00:15:51,541 --> 00:15:53,855
...بعدشم منو هل داد طرف اون

267
00:15:54,524 --> 00:15:58,407
خوردم به میز و پیشونیم
.از هم شکافت. پدرم برام بخیه زد

268
00:15:59,495 --> 00:16:02,202
.پس حق با توـه
.خیلی هم بی‌فایده نبود

269
00:16:02,467 --> 00:16:03,872
حالا خوشحالی؟

270
00:16:06,922 --> 00:16:09,505
...این دعواهای مربوط به یه زن دیگه

271
00:16:10,200 --> 00:16:11,962
.خیلی ادامه داشتن

272
00:16:12,130 --> 00:16:13,839
.اوه، خیلی وقتا

273
00:16:13,964 --> 00:16:17,340
فکر می‌کردم مال وقتی بوده
.که پدرت می‌خواسته مادرت رو ترک کنه

274
00:16:19,084 --> 00:16:22,427
به نظر میاد قبل از اینکه ترکش کنه
...با هم اختلاف داشتن

275
00:16:22,715 --> 00:16:23,932
.قبل از اینکه مریض بشه

276
00:16:24,452 --> 00:16:26,810
.شایدم هرز پریدنای پدرم بود که اونو مریض کرد

277
00:16:26,978 --> 00:16:30,044
هرز پریدنای پدرت اونو مریض کرد؟  -
.منم همینو گفتم دیگه -

278
00:16:30,169 --> 00:16:33,537
می‌دونی چیه؟ تعجبی نداره
.که بیمارام از این رفتارم شاکی‌ان

279
00:16:33,662 --> 00:16:36,072
میشه انقدر حرفای منو تکرار نکنی؟

280
00:16:36,289 --> 00:16:38,175
.یه چیز دیگه بگو

281
00:16:38,717 --> 00:16:42,701
می‌دونم آزار دهنده‌ست، ولی می‌خوام
.مطمئن بشم که حرفت رو فهمیدم

282
00:16:42,869 --> 00:16:44,401
.باشه -
...پس -

283
00:16:44,821 --> 00:16:48,206
...تو معتقدی که خیانت پدرت باعث

284
00:16:48,374 --> 00:16:50,673
.دیوونه شدن مادرم شده، آره

285
00:16:53,688 --> 00:16:56,047
...وقتی مادرت بالاخره بستری شد

286
00:16:56,172 --> 00:16:58,881
اختلال دو قطبی در اون تشخیص داده نشد؟
(یک نوع اختلال روانی با دوره‌های متناوب سرخوشی و افسردگی)

287
00:17:00,267 --> 00:17:03,120
...بر اساس تجربه‌ی تو، میشه اختلال دوقطبی رو

288
00:17:03,344 --> 00:17:05,793
منشاء خیانت همسر دونست؟

289
00:17:06,036 --> 00:17:09,725
،"نه، "جینا
...اختلال دوقطبی دلیل

290
00:17:09,850 --> 00:17:11,855
.اتفاقات زندگی یه بیمار نیست

291
00:17:12,267 --> 00:17:13,949
...این اتفاقات هستن که می‌تونن باعث احساس

292
00:17:14,786 --> 00:17:15,786
.دوقطبیت بشن

293
00:17:16,793 --> 00:17:18,326
.نه، تا این حد می‌دونم

294
00:17:19,495 --> 00:17:21,955
به خاطر اینه که پارسال
...وقتی "کیت" با شریکش بود

295
00:17:22,080 --> 00:17:23,590
.اینو حس کردم

296
00:17:24,673 --> 00:17:27,391
.ولی نه، خیانت نمی‌تونه تو رو دوقطبی کنه

297
00:17:27,516 --> 00:17:29,903
.یا می‌تونی دوقطبی باشی یا نباشی

298
00:17:31,329 --> 00:17:32,329
...ولی

299
00:17:40,017 --> 00:17:41,258
...اگه همسرت

300
00:17:42,773 --> 00:17:44,346
...دوقطبی باشه

301
00:17:46,286 --> 00:17:49,392
اینطوری ممکنه بخوای
.با یکی رابطه داشته باشی

302
00:17:55,796 --> 00:17:57,046
.آره، ممکنه

303
00:17:57,487 --> 00:17:59,086
...مخصوصاً اگه پزشک باشی

304
00:17:59,211 --> 00:18:02,054
و بیماری روانی همسرت
...احساس ناکافی در تو به وجود بیاره

305
00:18:03,434 --> 00:18:04,434
...و ناکارآمد

306
00:18:04,853 --> 00:18:08,293
و ناتوان در کمک به کسی که
.از همه بهت نزدیکتره

307
00:18:09,842 --> 00:18:12,895
و چون نتونست اونو درمان کنه
.اونو به خاطر یه زن دیگه ترک کرد

308
00:18:13,020 --> 00:18:14,781
.و من رو با اون تنها گذاشت

309
00:18:17,914 --> 00:18:21,508
فکر می‌کنی به خاطر این
...امروز روانشناس شدم چون احساس گناه می‌کنم

310
00:18:21,633 --> 00:18:23,804
که نتونستم مادرم رو درمان کنم؟

311
00:18:23,929 --> 00:18:24,970
.نه، این فکرو نمی‌کنم

312
00:18:26,213 --> 00:18:27,213
.خوبه

313
00:18:27,370 --> 00:18:30,504
من فکر می‌کنم که تو بیماری
.مادرت رو عمیقاً حس کردی

314
00:18:30,727 --> 00:18:34,671
،و فکر می‌کنم حتی به عنوان یه بچه
.واکنش همدلانه‌ای نسبت به درد و رنجش داشتی

315
00:18:35,273 --> 00:18:36,855
...ولی خیلی کوچیک بودی

316
00:18:37,272 --> 00:18:41,080
.و هنوز مدرسه می‌رفتی
.کار کردی، درس خوندی، فکر کردی

317
00:18:41,922 --> 00:18:44,806
و حالا که مردم میان پیشت
.می‌تونی بهشون کمک کنی

318
00:18:45,352 --> 00:18:48,313
ولی روانشناس نیستی چون فکر می‌کنی
.تو نجات مادرت شکست خوردی

319
00:18:48,438 --> 00:18:49,895
."تو یه بچه بودی "پائول

320
00:18:50,404 --> 00:18:52,068
.صندلی عقب بودی

321
00:18:52,290 --> 00:18:55,763
سعی کردی اونو بگیری
.ولی اون قبلش پرت شده بود

322
00:18:55,763 --> 00:19:05,763
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

323
00:19:11,043 --> 00:19:13,558
."یه بیمار دارم به اسم "الیور

324
00:19:13,897 --> 00:19:17,057
یه بچه‌ست که سعی می‌کنه
.جلوی طلاق والدینش رو بگیره

325
00:19:18,395 --> 00:19:21,850
...و این خیلی برام سخته که

326
00:19:22,420 --> 00:19:24,502
.ازش نخوام بیاد با من زندگی کنه

327
00:19:25,948 --> 00:19:28,575
می‌دونم نیاز داره که
.چیزی رو که می‌خواد بهش بدم

328
00:19:30,071 --> 00:19:32,370
.درمورد "اپریل" و سرطانش هم همینطوره

329
00:19:36,165 --> 00:19:38,626
دوست دارم همشونو نگه دارم
.تا تو شیشه پرت نشن

330
00:19:39,683 --> 00:19:42,400
الیور" خودت رو یادت می‌ندازه؟"

331
00:19:44,701 --> 00:19:46,225
...آره، هیچکدوم از ما

332
00:19:46,350 --> 00:19:49,287
هیچکدوم از ما نمی‌دونه
.چطوری پیش پدرمون باشیم

333
00:19:50,328 --> 00:19:52,733
.یعنی، من یه فکری دارم

334
00:19:54,599 --> 00:19:58,578
ولی همون فکری ـه که موقعی که
.به سن "الیور" بودم داشتم

335
00:20:01,575 --> 00:20:04,318
تو فکر پدرمم که هنوزم
...در حال گاییدن دوست دخترشه

336
00:20:04,443 --> 00:20:07,634
و منم هنوز تا حد مرگ می‌ترسم
.که مادرم بمیره

337
00:20:12,343 --> 00:20:14,009
.فقط اینکه اون قبلاً مُرده

338
00:20:16,870 --> 00:20:18,964
.و پدرمم در حال مرگ ـه

339
00:20:21,471 --> 00:20:24,540
و منم دارم  به همون آدم یتیمی
...تبدیل میشم که

340
00:20:25,019 --> 00:20:26,530
.چهل ساله دارم احساسش می‌کنم

341
00:20:28,558 --> 00:20:30,678
.می‌دونم برای "الیور" تصمیم درستی می‌گیری

342
00:20:31,904 --> 00:20:33,709
.همیشه امیدی هست

343
00:20:35,165 --> 00:20:38,497
شاید پسری که واقعاً می‌خوای
.خوب بشه خودت باشی

344
00:20:41,187 --> 00:20:42,899
.منو از این سردرگمی بکش بیرون

345
00:20:43,472 --> 00:20:44,817
.یه همچین چیزی

346
00:20:48,591 --> 00:20:50,936
...شاید اولین کاری که باید بکنم

347
00:20:52,478 --> 00:20:54,345
.اینه که پسر خوبی برای پدرم باشم

348
00:20:55,162 --> 00:20:58,081
که چی بشه؟ -
.نمی‌دونم، فقط میرم می‌بینمش -

349
00:20:59,677 --> 00:21:02,048
.ببینم واقعاً چقدر عوض شده

350
00:21:03,920 --> 00:21:05,349
.صفحه‌های ورزشی رو براش بخونم

351
00:21:05,548 --> 00:21:07,451
چرا الان نمیری ببینیش؟

352
00:21:07,576 --> 00:21:11,055
.چون سرم شلوغ ـه... بچه‌ها رو می‌بینم، مریض دارم

353
00:21:15,848 --> 00:21:18,221
راستش، حقیقت اینه که
.خودم نمی‌خوام برم

354
00:21:20,999 --> 00:21:21,999
...بوی تعفن میده

355
00:21:23,675 --> 00:21:25,218
.و شبیه جهنم ـه

356
00:21:29,395 --> 00:21:30,993
...احتمالاً منم

357
00:21:32,055 --> 00:21:34,082
.موقع مُردن خیلی بد به نظر میام

358
00:21:36,707 --> 00:21:40,388
نمی‌دونم اگه یه همچین جایی
...بچه‌هام بیان و منو ببینن

359
00:21:45,290 --> 00:21:47,588
همون حسی رو درمورد من دارن
که من در مورد پدرم دارم؟

360
00:21:47,756 --> 00:21:49,340
چه حسی درموردت داشته باشن؟

361
00:21:49,508 --> 00:21:53,386
.نمی‌دونم. خیلی عصبانین
.سخته که گفت چه حسی دارن

362
00:21:54,483 --> 00:21:56,025
از تو عصبانین "پائول"؟

363
00:21:56,150 --> 00:21:57,765
این احساسو دارن؟

364
00:22:02,261 --> 00:22:04,205
و اگه من مثل اون باشم چی؟

365
00:22:05,212 --> 00:22:07,152
...منظورم اینه که اونا هم

366
00:22:07,277 --> 00:22:10,278
حس می‌کنن که باید برای جلب توجه من
با مریضام رقابت کنن؟

367
00:22:12,152 --> 00:22:15,406
منم پسر کوچیکم رو تنها
با مادرش تو خونه رها کردم؟

368
00:22:16,052 --> 00:22:19,370
بچه‌ها چه ذهنیتی درمورد
دلیل جدایی تو و "کیت" دارن؟

369
00:22:20,309 --> 00:22:23,779
من و "کیت" نشوندیمشون و بهشون
.گفتیم که طلاق ربطی به اونا نداره

370
00:22:24,778 --> 00:22:28,138
حرفای ما طولانی‌تر از چیزی بود
...که مادرم به من گفت، که بود

371
00:22:28,263 --> 00:22:29,975
".پدرت داره ما رو ترک می‌کنه"

372
00:22:32,050 --> 00:22:34,965
مطمئنم که اونا هم بیشتر از اونی
.که من فهمیدم نمی‌فهمن

373
00:22:43,558 --> 00:22:45,569
...فکر کنم باید باهاشون حرف بزنم

374
00:22:45,908 --> 00:22:47,253
...می‌دونی، باید

375
00:22:48,440 --> 00:22:49,745
.درست و حسابی باهاشون حرف بزنم

376
00:22:53,509 --> 00:22:54,743
...و باید

377
00:22:58,278 --> 00:23:00,331
.با پدرم هم حرف بزنم

378
00:23:02,171 --> 00:23:03,556
...می‌دونی، فقط

379
00:23:05,129 --> 00:23:06,159
.حرف بزنیم

380
00:23:19,708 --> 00:23:20,653
...پس

381
00:23:26,354 --> 00:23:27,980
.کارایی دارم که باید انجام بدم

382
00:23:28,841 --> 00:23:30,858
"و هفته‌ی آینده درمورد "تامی
.با هم حرف می‌زنیم

383
00:23:31,966 --> 00:23:34,885
منظورت چیه درمورد "تامی" حرف می‌زنیم؟ -
."خداحافظ "پائول -

384
00:23:39,200 --> 00:23:54,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

