﻿1
00:00:05,739 --> 00:00:07,861
...آنچه گذشت

2
00:00:10,700 --> 00:00:13,735
.آره. فکر نکنم بتونم اینکارو بکنم -
چیکار؟ -

3
00:00:13,786 --> 00:00:15,659
...این روند درمان

4
00:00:16,539 --> 00:00:20,536
.فکر نمی‌کنم به جایی برسه -
می‌خوای به کجا برسه؟ -

5
00:00:21,753 --> 00:00:25,416
جایی که درمورد خودم
.کمتر احساس گُه بودن داشته باشم

6
00:00:25,965 --> 00:00:29,747
.از طرف فرمانده‌مون تماس داشتم
...سعی می‌کنه بفهمه آماده‌ی

7
00:00:29,801 --> 00:00:31,923
.انجام وظایفم هستم یا نه

8
00:00:34,054 --> 00:00:37,754
تو چی فکر می‌کنی؟ -
.نه. من فکر نمی‌کنم آماده باشی -

9
00:00:45,859 --> 00:00:48,609
.خب، حس می‌کنم باید بهت سلام نظامی بدم

10
00:00:48,652 --> 00:00:50,728
.راحت باش، دکی

11
00:00:52,614 --> 00:00:56,277
،این آخرین جلسه‌ی من ـه
.حداقل تا یه مدتی

12
00:00:56,326 --> 00:00:59,113
.اومدم تا یه چیزایی رو حل و فصل کنم
.و یه کاری هم احتیاج دارم برام انجام بدی

13
00:01:01,706 --> 00:01:04,658
قهوه می‌خوای؟ -
.حتما -

14
00:01:09,255 --> 00:01:16,044
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

15
00:01:27,438 --> 00:01:29,394
.می‌دونم بی خبر میام

16
00:01:29,440 --> 00:01:32,808
می‌خوای جلسه‌ی بعدی رو هم حساب کنم؟ -
.نه. همین جلسه کافیه -

17
00:01:32,860 --> 00:01:35,776
.شرمنده. پولام داره تموم میشه -
.اشکالی نداره -

18
00:01:35,822 --> 00:01:39,355
خب، چرا داری میری؟ -
کنجکاو شدی، ها؟ -

19
00:01:39,408 --> 00:01:41,613
یادته بهت گفتم فرمانده‌ی اسکادران
باهام تماس گرفته؟

20
00:01:42,744 --> 00:01:46,610
.هفته‌ی پیش منو برگردوندن
.فکر می‌کردم راحت قبول کردن ولی اینطور نبود

21
00:01:46,665 --> 00:01:51,704
خواستن خلبانهای جدید رو برای آرایش نظامی آموزش بدم
.تا هرچه زودتر برای پرواز آماده بشن

22
00:01:51,752 --> 00:01:55,202
.همیشه تو جنگ از این بازیا دارن -
خب، تو چی بهشون گفتی؟ -

23
00:01:55,256 --> 00:01:58,255
!گفتم، لعنت به شما
...من 39 سالمه، اول جوونیم ـه

24
00:01:58,301 --> 00:02:00,790
و یکی از بهترین خلبانهای جنگنده
.تو ارتش هستم

25
00:02:00,844 --> 00:02:03,844
،منو ول نمی‌کنین تو چمنزار تا بچرم
.اونم وسط جنگ

26
00:02:03,888 --> 00:02:07,303
.یکی دیگه برا خودتون پیدا کنین -
واقعا همینا رو گفتی؟ -

27
00:02:07,350 --> 00:02:09,804
...خب، راستش نه، ولی
.بهش فکر کردم

28
00:02:10,771 --> 00:02:14,387
،حقیقتش اینو گفتم
.بله قربان. هرطور در توانم باشه خدمت می‌کنم

29
00:02:14,441 --> 00:02:17,144
.و روز بعدش هم گزارش کارم رو نوشتم

30
00:02:17,193 --> 00:02:20,442
فکر می‌کنی دیوونه‌م؟
.این مزخرفات رو فقط می‌تونم تحویل تو بدم

31
00:02:20,487 --> 00:02:22,893
.حداقل هردومون می‌دونیم چرا میای اینجا

32
00:02:25,533 --> 00:02:29,399
خب، چی راضیت کرد برگردی پایگاه؟ -
.اه، جریانش مفصله -

33
00:02:29,454 --> 00:02:32,241
بیشترشون از رده خارجن
.ولی یه از خود راضی به تمام معنا هستن

34
00:02:32,291 --> 00:02:34,863
،تو چشمام نگاه می‌کنن
...می‌دونن که من جاهایی بودم

35
00:02:34,918 --> 00:02:37,490
که اونا تو بدترین کابوسهاشون
.هم نمی‌تونستن ببینن

36
00:02:37,545 --> 00:02:40,380
وادارشون می‌کنه قبل از ضربه زدن به
.من یه کم فکر کنن

37
00:02:41,757 --> 00:02:46,300
،خب، آموزش به خلبانهای جدید
کاری ـه که می‌تونی خودت رو در مقام انجام اینکار ببینی؟

38
00:02:47,304 --> 00:02:50,055
.نمی‌دونم. شاید یه جور دیگه باشه

39
00:02:50,098 --> 00:02:52,220
.ولی بازم محکوم به شکست ـه

40
00:02:52,267 --> 00:02:56,726
امکان نداره این بچه‌ها در عرض یک ماه آماده‌ی
.ماموریتهای جنگی باشن. دیوونگی ـه

41
00:02:56,771 --> 00:03:00,720
.اونا رو تو موقعیت قرار میدم
...بعضیاشون بهتر از بقیه کار می‌کنن

42
00:03:00,775 --> 00:03:04,724
البته وقتی اون بالا هستی پشت سر هم
.می‌خونی و واکنش نشون میدی. مثل یه ماشین

43
00:03:04,779 --> 00:03:09,106
تصمیماتی که می‌گیرن می‌تونه
.بهای هزاران زندگی باشه، حتی جون خودشون

44
00:03:09,157 --> 00:03:14,234
بیشترشون تو شبیه سازیها بهم نگاه می‌کنن
!و با خودشون میگن وااای

45
00:03:14,287 --> 00:03:17,536
.خب، خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرن -
.حتما حس خیلی خوبی بهت میده -

46
00:03:19,376 --> 00:03:21,996
اتفاقی شنیدم که بعضی از
...بچه‌ها دارن درموردم حرف می‌زنن

47
00:03:22,045 --> 00:03:24,167
...که من چقدر تو شبیه‌سازی خوب کار می‌کنم

48
00:03:24,213 --> 00:03:27,913
.ولی بعدش پرتم می‌کنن تو جریان مخالف
.بهم میگن پیرمرد

49
00:03:27,967 --> 00:03:33,305
.خب، منم میگم بلوف می‌زنن
."اینو گوش کن، به تعلیم نظامی میگن "دستکش آهنی

50
00:03:33,347 --> 00:03:36,680
پنج مایل روی چوبهای سفت و
...تله‌های شنی می‌دویم

51
00:03:36,724 --> 00:03:41,183
موانع طناب و سد، تیرهای تعادل
.و مارپیچ ها

52
00:03:41,230 --> 00:03:46,270
.حالا بعد از همه‌ی اینا هلیکوپتر نجات هست

53
00:03:46,318 --> 00:03:48,559
...هلیکوپتر نجات مثل یه

54
00:03:48,611 --> 00:03:51,896
.قوطی آبجو بزرگه
.درواقع شبیه ساز سقوط ـه

55
00:03:51,948 --> 00:03:55,730
،تو آب میریم پایین، وارونه میشیم
.محکم بسته میشیم

56
00:03:55,785 --> 00:03:58,902
و تقریبا بدون داشتن اکسیژن
.باید ازش بیرون بیایم

57
00:03:58,955 --> 00:04:01,527
...سرتا پامون هم پر از لوازم، کلاه، لباس پرواز

58
00:04:01,581 --> 00:04:03,739
دستکش ـه تو تمام طول مسیر 9 یاردی
.تا به سطح آب برسیم

59
00:04:03,791 --> 00:04:05,415
.چهارتا چیز غوطه ور هستن

60
00:04:05,461 --> 00:04:09,124
.دوتای آخری، تاریکی آب ـه
.مثل فرود در شب

61
00:04:09,172 --> 00:04:12,706
خیلی از این بچه‌ها، گیج شده بودن
.و شروع کردن به ضربه زدن برای نجات دادن خودشون

62
00:04:12,758 --> 00:04:14,881
.اون وقت مجبوریم نجاتشون بدیم

63
00:04:15,720 --> 00:04:17,297
.سخت ـه

64
00:04:17,346 --> 00:04:21,176
،بذار بهت بگم چطوری ـه
.مردا رو از پسر بچه‌ها جدا می‌کنه

65
00:04:21,225 --> 00:04:24,390
خب، دکی، فکر کردی چیکار کردم؟

66
00:04:25,813 --> 00:04:29,062
واقعا مجبورم حدس بزنم، آلکس؟

67
00:04:29,107 --> 00:04:30,980
.نکته‌ی خوبی بود

68
00:04:32,152 --> 00:04:34,108
.من نمی‌ترسم

69
00:04:34,154 --> 00:04:38,280
من خونه‌مو تو تاریکی ساختم
.و تو زندگیم دارم شنا می‌کنم

70
00:04:42,954 --> 00:04:45,360
...نه فقط زدم در کون همشون

71
00:04:45,414 --> 00:04:48,249
بلکه دو ثانیه زودتر از زمان پایه هم
.اومدم بیرون

72
00:04:48,292 --> 00:04:51,208
برای یه خلبان پیر از کار افتاده بد نیست، نه؟

73
00:04:51,253 --> 00:04:53,494
.زودباش پاول

74
00:04:53,548 --> 00:04:56,916
خب، فرمانده‌ی اسکادرانم
.دستور داد برم دفترش

75
00:04:56,967 --> 00:04:58,874
همون موقع تمام افسرهای ارشد
...اونجا جمع بودن

76
00:04:58,926 --> 00:05:02,259
و می‌خواستن بدونن که من به
.انجام وظایفم علاقمند هستم یا نه

77
00:05:02,305 --> 00:05:06,218
اگه باشم، باید یه سری آموزشهای پایه‌ی
،اصلاحی رو تو پنساکولا بگذرونم

78
00:05:06,267 --> 00:05:10,844
...یه آتشبار آموزشی، تستهای بدنی، روانی
.فقط به خاطر اینکه مطمئن بشن بهبود پیدا کردم

79
00:05:10,896 --> 00:05:14,762
!منم بهشون گفتم، شروع کنین عزیزان
!من برای هرچیزی آماده‌م

80
00:05:17,152 --> 00:05:19,190
تعجب کردی؟

81
00:05:19,237 --> 00:05:21,312
.خب، فکر کنم یه کم آره

82
00:05:21,364 --> 00:05:25,028
،نباید بشم
.ولی فکر کنم همیشه این امکان هست

83
00:05:25,076 --> 00:05:26,533
ولی فکر می‌کنی خیلی سریع پیش رفته، درسته؟

84
00:05:27,453 --> 00:05:29,279
خودت فکر می‌کنی سریع پیش رفته؟

85
00:05:32,624 --> 00:05:38,210
دکی، اصلا نمی‌دونی چه حس خوبی ـه که
.دوباره بدونی مفید هستی

86
00:05:38,255 --> 00:05:40,744
.فکر کنم این واقعا مشکل مهمی بود

87
00:05:40,799 --> 00:05:43,587
اینکه می‌نشستم یه جا و
.برای خودم تاسف می‌خوردم

88
00:05:43,636 --> 00:05:47,845
من یه مجری هستم، نه سخنگو، حالا همه‌ی اینا
.تموم شده. اون روزا گذشت

89
00:05:47,888 --> 00:05:51,932
...خب، حالا چیزی که لازم دارم اینه
.از یکی از همکارات یه تماس دریافت می‌کنی

90
00:05:51,976 --> 00:05:55,391
.یه دکتر ارتش به اسم کانل
.قراره منو چک کنه

91
00:05:55,437 --> 00:05:59,053
گفتی که منو می‌بینی؟
.فکر می‌کردم این برات خودکشی حرفه‌ای ـه

92
00:05:59,107 --> 00:06:01,728
آره، باد به گوششون رسونده بود
...که من از خونه‌م می‌زدم بیرون

93
00:06:01,777 --> 00:06:04,860
و اونا هم می‌خواستن بدونن
.تو این مدت چیکار می‌کنم

94
00:06:04,904 --> 00:06:07,774
منم بهشون گفتم داشتم یه جور
.مشاوره ازت می‌گرفتم

95
00:06:07,824 --> 00:06:10,231
...درمورد ازدواجم
.خودم که حالم خوبه

96
00:06:10,284 --> 00:06:13,568
خودت احساس خوب بودن می‌کنی؟ -
.کار نداشته باش -

97
00:06:13,620 --> 00:06:18,245
.فعلا داریم درمورد کارم حرف می‌زنیم
.فقط بهش بگو همه‌چی روبراهه

98
00:06:18,292 --> 00:06:24,329
نیروی‌دریایی نمی‌تونه با یکی مثل من وقتش
.رو تلف کنه. بهش بگو من آماده‌م

99
00:06:24,381 --> 00:06:29,338
.بذار اول درمورد این حرف بزنیم که آماده هستی یا نه -
.ول کن این مزخرفات رو!من تاییدیه‌ت رو لازم دارم -

100
00:06:29,385 --> 00:06:32,718
تو داری منو تو یه موقعیت
.خیلی سخت قرار میدی، آلکس

101
00:06:32,763 --> 00:06:35,253
.ما بیشتر از اینا درمورد مایکلا حرف زدیم

102
00:06:35,308 --> 00:06:38,012
ازم که انتظار نداری دروغ بگم، داری؟

103
00:06:38,061 --> 00:06:42,187
.باشه، از نظر فیزیکی خوبم
.تقریبا 4 ماه پیش یه حمله‌ی قلبی داشتم

104
00:06:42,231 --> 00:06:47,307
...همه‌ی متخصصهای قلب میگن که
.از خوب شدنم تعجب کردن. می‌تونم از پسش بربیام

105
00:06:47,361 --> 00:06:49,187
ولی درمورد احساسات چی، آلکس؟

106
00:06:49,237 --> 00:06:53,733
می‌تونی خودت رو تو یه هواپیمای در حال
پرواز تصور کنی بعد از اتفاقاتی که افتاده؟

107
00:06:53,784 --> 00:06:55,691
داری درمورد اون مدرسه حرف می‌زنی؟

108
00:06:55,743 --> 00:06:59,408
ببین، مدرسه همون بحرانی ـه که تو رو
.قبل از هر جایی کشونده اینجا

109
00:06:59,456 --> 00:07:04,080
مطمئنی که آماده‌ای خودت رو دوباره
تو همون موقعیت مشابه قرار بدی؟

110
00:07:04,127 --> 00:07:06,663
.نه، گوش کن
.تروریستها بین غیرنظامی‌ها قایم میشن

111
00:07:06,711 --> 00:07:11,171
این یه روش مرسوم ـه. تقصیر اوناست که
.خسارتهای سنگینی به بار میاد، نه ما

112
00:07:11,216 --> 00:07:13,967
اونا دارن زنها و بچه‌هاشون رو
.تو خطر می‌ذارن

113
00:07:14,010 --> 00:07:17,626
بذار این حرف رو که تقصیر کی هست
.و کی نیست رو کنار بذاریم

114
00:07:17,680 --> 00:07:23,184
اگه مسئول تلفات غیرنظامی بیشتری بودی
بازم می‌تونستی با خودت کنار بیای؟

115
00:07:23,227 --> 00:07:24,423
.چرنده

116
00:07:24,478 --> 00:07:27,513
آلکس، چند ماه پیش بهت حمله‌ی قلبی
.دست داد

117
00:07:27,565 --> 00:07:32,391
،میشه صادقانه بهم بگی که نترسیدی
...احساس گناه نکردی که

118
00:07:32,444 --> 00:07:35,528
احساس گناه برای یه خلبان اونم
.موقع جنگ معنی نداره

119
00:07:35,572 --> 00:07:39,154
.ما آموزش ندیدیم که اینطوری فکر کنیم -
.ازت نپرسیدم چه فکر می‌کنی -

120
00:07:39,201 --> 00:07:41,691
.دارم ازت می‌پرسم چه احساسی داری

121
00:07:41,745 --> 00:07:45,445
.و منم دارم میگم که مهم نیست چه حسی دارم

122
00:07:45,499 --> 00:07:47,869
.بذار ببینم کیه. ببخشید

123
00:07:54,882 --> 00:07:56,957
.خوب بود

124
00:07:58,719 --> 00:08:00,961
.آره، درخواست کردن

125
00:08:01,346 --> 00:08:02,970
.نه

126
00:08:03,013 --> 00:08:08,054
.نه. الان نمی‌تونم درموردش حرف بزنم
میشه بعدا زنگ بزنم؟

127
00:08:08,102 --> 00:08:12,846
مایکلا، بذار برم، باشه؟
.الان پیش یکی هستم

128
00:08:12,899 --> 00:08:14,606
.آره، باشه

129
00:08:14,651 --> 00:08:16,310
.آره، خداحافظ

130
00:08:17,653 --> 00:08:18,768
.ببخشید

131
00:08:18,821 --> 00:08:21,737
می‌خواست بدونه جلسه‌ای که با افسرهای ارشد
.داشتم چطور پیش رفته

132
00:08:21,781 --> 00:08:25,778
می‌دونی، اون کاملا نسبت به دوباره پرواز کردنم
.وسواس پیدا کرده. همونطور که می‌دونی

133
00:08:25,826 --> 00:08:28,447
چرا فکر می‌کنی اون
نگران پرواز کردنت ـه؟

134
00:08:28,496 --> 00:08:32,244
خب، مرخصی کوتاه من
.نظم و ترتیب اونو به هم ریخته

135
00:08:32,291 --> 00:08:36,453
.اگه مثل یه زن و شوهر معمولی بودیم خوش می‌گذشت
.یه کم استراحت می‌کردم، هرچی

136
00:08:36,505 --> 00:08:41,461
بهت گفتم سر شام درمورد برگشتنم به خونه
.باهام جر و بحث کرد؟ خب، نظرش برگشت

137
00:08:41,509 --> 00:08:45,836
.فکر نکنم بتونم بیشتر از این بجنگم
.به علاوه، این چیزی ـه که همه می‌خوان

138
00:08:45,887 --> 00:08:47,131
همه؟

139
00:08:47,680 --> 00:08:51,629
.همه، پدرم
.اون و مایکلا، تو همه‌چی باهم متحد هستن

140
00:08:51,684 --> 00:08:55,053
چرا پدرت انقدر نگران
پرواز کردنت ـه؟

141
00:08:56,147 --> 00:08:58,934
.خب، این که مسئله‌ی پیچیده‌ای نیست، پاول

142
00:08:58,984 --> 00:09:01,652
.فکر می‌کنه باید برگردم سر کارم
.کاری که هر مردی می‌کنه

143
00:09:01,694 --> 00:09:03,935
.و درست هم میگه

144
00:09:03,988 --> 00:09:07,238
میشه بهم بگی چطور
به همچین نتیجه‌ای رسیدی؟

145
00:09:08,491 --> 00:09:11,824
مطمئنی وقت شنیدنش رو داری؟ -
.هنوز کلی وقت داریم -

146
00:09:11,870 --> 00:09:14,158
...این همون چیزی ـه که باید درموردش حرف بزنیم

147
00:09:14,205 --> 00:09:18,248
مخصوصا حالا که داری سعی می‌کنی
.منو وادار به اظهار نظر کنی

148
00:09:22,547 --> 00:09:24,669
.اینجا خیلی گرم ـه

149
00:09:24,669 --> 00:09:34,669
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

150
00:09:36,184 --> 00:09:38,554
...یه جشن برای پسرم گرفتیم

151
00:09:38,603 --> 00:09:40,679
.جشن تولد

152
00:09:42,273 --> 00:09:45,855
.و همه‌چی اونجا روشن شد

153
00:09:47,654 --> 00:09:50,060
.بهت گفتم که روی یه بچه‌ی خاص ـه

154
00:09:50,114 --> 00:09:53,066
گفتم؟
.به نظر میاد به دوست نیازی نداره

155
00:09:53,117 --> 00:09:56,614
پس، وقتی ازش پرسیدیم چه جور
.جشنی می‌خواد، گفت فقط خانوادگی

156
00:09:56,661 --> 00:10:00,824
منم ازش پشتیبانی کردم. نمی‎‌خواستم به کاری که
.دوست داره مجبورش کنم

157
00:10:00,874 --> 00:10:05,000
عموها و عمه‌ها و دایی‌ها و خاله‌ها و بچه‌هاشون
.و همه‌ی کسایی که باهم ارتباط داشتیم اومدن

158
00:10:05,045 --> 00:10:08,414
.بابام زودتر خودشو رسوند
...تو همه‌ کاری کمک می‌کنه

159
00:10:08,465 --> 00:10:12,330
،و مثل خونه‌ی خودش کار می‌کنه
.به زنم میگه چیکار کنه چیکار نکنه

160
00:10:12,385 --> 00:10:15,219
می‌تونم بگم که اون از وقتی من رفتم
.بیشتر وقتا اونجا بوده

161
00:10:15,263 --> 00:10:17,338
،و جنده‌ای که باهاش ازدواج کرده هم اونجا بود

162
00:10:17,389 --> 00:10:20,638
و جوری داشت تو آشپزخونه آشپزی می‌کرد
.که انگار مادرم هیچوقت وجود نداشته

163
00:10:20,685 --> 00:10:26,307
...همین باعث شد حس بدی پیدا کنم، مثل
.یه غریبه تو خونه‌ی خودم

164
00:10:27,148 --> 00:10:31,358
پدرم منو می‌بینه و یکی از اون
.نگاههای سردش رو تحویلم میده

165
00:10:31,403 --> 00:10:34,071
.آلکس، خوب تونستی ازش بربیای

166
00:10:36,991 --> 00:10:40,654
مطمئن بودم رو یه چیزی
.داشت مانور می‌داد

167
00:10:40,702 --> 00:10:42,160
...ولی نپرسیدم

168
00:10:42,204 --> 00:10:45,702
،چون وقتی بخواد یه چیزی رو بهم بگه
.میگه، و بعدش اتمام حجت می‌کنه

169
00:10:45,748 --> 00:10:48,536
.و منم عجله‌ای برای انجام دادنشون ندارم

170
00:10:48,585 --> 00:10:53,044
،ولی با روی خیلی خوبه
.ارتباط محکمی باهم دارن

171
00:10:53,089 --> 00:10:55,793
.یه جورایی براشون آسونه

172
00:10:55,842 --> 00:10:59,424
احساس کردی که نمی‌تونی
با روی ارتباط برقرار کنی؟

173
00:11:01,473 --> 00:11:05,422
.خیلیا اونجا بودن
.زیاد وقت نداشتیم باهم تنها بشیم

174
00:11:05,477 --> 00:11:08,393
از وقتی از خونه رفتی
زیاد دیدیش؟

175
00:11:08,437 --> 00:11:12,599
.یکی دوبار
.نمی‌دونم زیاد رو چطور تعریف می‌کنی

176
00:11:12,648 --> 00:11:16,692
تا حالا ازت نپرسیده که چرا
دیگه پیششون زندگی نمی‌کنی؟

177
00:11:16,736 --> 00:11:20,484
چرا. بهش گفتم باباش تو یه جور
.ماموریت ویژه‌ست

178
00:11:20,531 --> 00:11:23,281
.منظورم اینه که، من همینطوریشم خونه نبودم
.باهاش کنار میاد

179
00:11:23,326 --> 00:11:26,410
،راستشو بخوای
.فکر کنم اینطوری براش راحت‌تره

180
00:11:26,454 --> 00:11:30,532
چرا دوری از پدرش براش راحت‌تره؟

181
00:11:32,834 --> 00:11:35,622
.تو جشن خیلی آزاد بود

182
00:11:35,671 --> 00:11:39,334
،ورجه وورجه می‌کرد، با بچه‌ها بازی می‌کرد
.با همه حرف می‌زد

183
00:11:39,382 --> 00:11:41,624
.باید می‌دیدیش
.یه آدم متفاوت

184
00:11:41,676 --> 00:11:43,549
.هرکاری دوست داشت می‌کرد

185
00:11:43,595 --> 00:11:45,670
.انگار تو غیبت من شکفته بود

186
00:11:45,722 --> 00:11:48,720
.خب، نشکفته بود
.به حق چیزای ندیده، گُل که نیست

187
00:11:48,766 --> 00:11:51,255
.انگار بالهاش باز شده بود

188
00:11:51,310 --> 00:11:53,551
.آره، از این خوشم اومد

189
00:11:53,604 --> 00:11:56,140
شاید به خاطر این خوشحال بوده
،که تو اونجایی

190
00:11:56,190 --> 00:11:58,976
.شاید چون از دیدنت خوشحال بوده

191
00:12:00,027 --> 00:12:02,434
...وقتی درمورد پرواز حرف می‌زنی جالبه

192
00:12:02,486 --> 00:12:07,397
چون هیچ تردیدی درمورد این حقیقت که
،نیروی دریایی بهت نیاز داره، نداری

193
00:12:07,451 --> 00:12:09,526
.اینکه اونا نمی‌تونن بدون تو کار کنن

194
00:12:09,577 --> 00:12:12,197
...ولی وقتی از پسرت حرف می‌زنی

195
00:12:12,246 --> 00:12:14,284
.پاول، ترمز کن

196
00:12:14,331 --> 00:12:18,374
پسره قبل از اینکه من برسم اونجا
.یه روز عالی رو گذرونده بود

197
00:12:18,419 --> 00:12:20,742
...امکانش هست که تو احساساتت درمورد

198
00:12:20,796 --> 00:12:23,631
پدرت رو، درمورد پسرت
هم پیشگویی کنی؟

199
00:12:23,673 --> 00:12:27,207
منظورت چیه؟ -
...اینطوری شاید برای خودت بهتر بوده -

200
00:12:27,259 --> 00:12:29,832
،که در نبود پدرت
،بالهات رو باز کنی

201
00:12:29,888 --> 00:12:33,138
.اگه اینطور نیست، خودت بگو چیه

202
00:12:33,182 --> 00:12:37,926
نه، دکی. وجود داشتن من
.بچه رو اون روز خوشحال نکرد

203
00:12:37,979 --> 00:12:39,970
.راستش برعکس بود

204
00:12:40,022 --> 00:12:42,477
چطور؟ چی شد؟

205
00:12:43,608 --> 00:12:46,858
،بهت گفتم روی غرق شطرنج شده
درسته؟

206
00:12:47,738 --> 00:12:49,611
.بهش یه مجموعه‌ی شکیل هدیه دادم

207
00:12:49,655 --> 00:12:53,734
،همش از جنس عاج بود، از نایروبی وارد شده بود
.یه کار هنری به تمام معنا

208
00:12:53,785 --> 00:12:56,784
.به تیکه‌ها که نگاه کرد، هیپنوتیزم شد

209
00:12:56,829 --> 00:12:58,655
.ولی اون فقط نصف هدیه بود

210
00:12:58,707 --> 00:13:01,956
نصف دیگه‌ی هدیه این بود که خودمم
...داشتم تمرین شطرنج می‌کردم

211
00:13:02,001 --> 00:13:04,752
.که با پسرم بازی کنم

212
00:13:04,795 --> 00:13:07,997
پس نشستیم پای میز شطرنج
.و همه داشتن نگاه می‌کردن

213
00:13:08,549 --> 00:13:11,751
.فکر کردم برام راحت ـه

214
00:13:11,802 --> 00:13:15,845
شاه سرخ‌پوست ـه، جایی که
.وسط سربازا مستقر میشه

215
00:13:15,889 --> 00:13:20,181
.بعدش اون یه حرکت کرد، من خنثی کردم
.باز یه حرکت دیگه کرد، بازم خنثی کردم

216
00:13:20,227 --> 00:13:24,850
و همینطور ادامه می‌دادیم و من
.فکر می‌کردم دارم دفاع می‌کنم

217
00:13:24,897 --> 00:13:26,973
...و بعدش

218
00:13:28,650 --> 00:13:32,232
.هیچوقت فراموشش نمی‌کنم
...اتفاقی بالا رو نگاه کرد

219
00:13:32,278 --> 00:13:34,685
.انگار که یه سایه افتاد رو صورتش

220
00:13:35,866 --> 00:13:39,697
...وایساد و گفت

221
00:13:39,744 --> 00:13:42,579
.حس خوبی ندارم
.نمی‌خوام بازی کنم

222
00:13:45,041 --> 00:13:49,119
.رفت تو اتاقش
.دنبالش رفتم تا بالا. در زدم

223
00:13:49,169 --> 00:13:52,085
.جواب نداد
.لای در رو باز کردم و دیدمش

224
00:13:52,131 --> 00:13:55,130
.پشت میزش نشسته بود
.پشتش به من بود

225
00:13:55,176 --> 00:13:59,635
.نمی‌دونم صدای اومدنم رو شنیده بود یا نه
.خواستم یه چیزی بگم ولی نگفتم

226
00:13:59,679 --> 00:14:03,842
همونجا وایسادم و خیره شدم
.به پشت سرش

227
00:14:04,768 --> 00:14:08,930
،یه چیزیش بود
.نمی‌دونم چی بود

228
00:14:11,231 --> 00:14:13,686
.قلبم رو شکست

229
00:14:15,861 --> 00:14:19,358
بعد صدای پا شنیدم و برگشتم دیدم
.پدرم پشت سرم ـه

230
00:14:19,406 --> 00:14:22,690
گفت: می‌دونی چرا ول کرد رفت، نه؟

231
00:14:22,742 --> 00:14:24,200
.سرم رو تکون دادم

232
00:14:24,244 --> 00:14:28,076
،و اونم یه نگاه بهم تحویل داد
.همین نگاهی که الان تو داری

233
00:14:28,123 --> 00:14:32,284
،بهم گفت" اون سه تا حرکت انجام می‌داد آلکس
.و اونوقت تو می‌باختی

234
00:14:33,085 --> 00:14:36,583
اون نمی‌خواست جلوی کل فامیل
.پدرش رو شکست بده

235
00:14:36,630 --> 00:14:38,620
.برات متاسف بود

236
00:14:39,800 --> 00:14:41,174
فکر می‌کنی حق داشت؟

237
00:14:41,218 --> 00:14:45,545
.می‌دونم حق داشت
.پسر من ـه ناسلامتی

238
00:14:46,056 --> 00:14:49,673
و بعدش پدرم؛ منو کشوند تو یه اتاق
.و بهم حمله‌ور شد

239
00:14:49,727 --> 00:14:51,718
.بهم گفت: تو رقت انگیزی

240
00:14:51,770 --> 00:14:56,975
یه چیزی تو زندگی راحت تو اشتباه پیش رفته
.و تو رو تبدیل کرده به یه بی خاصیت

241
00:14:57,024 --> 00:15:00,474
اون درک نمی‌کرد که چرا من
...دیگه مشتاق پرواز کردن نبودم

242
00:15:00,528 --> 00:15:03,231
،یا چرا دور از خونه بودم
...خدا می‌دونه

243
00:15:03,280 --> 00:15:05,272
و خدا می‌دونه که مثل یه
.نوجوون هستم

244
00:15:05,324 --> 00:15:07,647
.گفت: ناامیدم کردی، پسر

245
00:15:07,700 --> 00:15:10,736
،بزرگت کردم که قوی‌تر بشی
.مرد بشی

246
00:15:10,787 --> 00:15:14,155
و می‌خواست بدونه که
.کی همه‌ی اینا رو فرو کرده تو مغز من

247
00:15:14,207 --> 00:15:19,366
کی منو تبدیل کرده به یه... چی بود... کی منو تبدیل
.کرده به هرزه‌ی کوچولوی غرغرو و خودخواه

248
00:15:19,420 --> 00:15:21,626
من داشتم واسه کی خرحمالی می‌کردم؟

249
00:15:21,673 --> 00:15:25,670
،یا این یکی دیگه آخرش بود
میری پیش دکتر دیوونه‌ها؟

250
00:15:25,718 --> 00:15:28,007
از کجا می‌دونست که تو
می‌رفتی پیش دکتر؟

251
00:15:28,053 --> 00:15:31,088
.مایکلا بهش گفته بود -
خودت به مایکلا گفته بودی؟ -

252
00:15:31,139 --> 00:15:33,214
.آره. مجبور بودم

253
00:15:34,016 --> 00:15:37,051
بهت پول نقد می‌دادم که جلوی
.کش اومدن قضیه رو بگیرم

254
00:15:37,103 --> 00:15:40,767
ولی تمام مدت داشتم
.از خودپرداز برداشت می‌کردم

255
00:15:40,816 --> 00:15:45,975
مایکلا به صورتحسابهای بانکی نگاه می‌کرد
.و می‌خواست بدونه اون پول کجا میره

256
00:15:46,029 --> 00:15:49,278
به هر حال، بهش گفتم که
...داشتم از یکی درمورد افکارم مشاوره می‌گرفتم

257
00:15:49,323 --> 00:15:52,441
.و از کلمه‌ی "افکارم" استفاده کردم

258
00:15:52,492 --> 00:15:55,328
.افکارم درمورد خودم و اون

259
00:15:55,369 --> 00:15:59,912
درمورد افکارت نسبت به
خودتون دوتا بهش گفتی؟

260
00:15:59,958 --> 00:16:01,533
.نه، دیگه حرفی نزد

261
00:16:01,584 --> 00:16:04,834
...خب، بگذریم، گوش کن، پدرم

262
00:16:04,879 --> 00:16:06,835
.آره، بهم گفت از دستم عصبانی ـه

263
00:16:06,881 --> 00:16:10,297
...رفت طبقه پایین و، اه، پسر

264
00:16:12,677 --> 00:16:16,259
.حسی داشتم که انگار یه قطار باری زده بهم

265
00:16:20,769 --> 00:16:24,468
خودم رو تو دستشویی حبس کردم
...و همونجا نشستم

266
00:16:24,522 --> 00:16:28,139
.نفسم بالا نمی‌اومد

267
00:16:32,488 --> 00:16:37,778
و وقتی بالاخره خودمو جمع کردم
...برگشتم طبقه پایین و

268
00:16:37,826 --> 00:16:41,241
...و همه باز دور شطرنج بودن

269
00:16:41,287 --> 00:16:44,405
،و بازی یکی دیگه رو می‌دیدن
...از جمله مایکلا و

270
00:16:45,709 --> 00:16:49,124
می‌دونی با کی بود؟
...پدرم

271
00:16:49,171 --> 00:16:53,582
،و پسرم که قفل کرده بود رو این جنگ حماسی
.که حریفها داشتن حرکت به حرکت پیش می‌رفتن

272
00:16:53,633 --> 00:16:58,423
.کاملا بدون حضور من
...همه داشتن به‌به و چه‌چه می‌کردن

273
00:16:58,470 --> 00:17:02,549
و حتی نفهمیدن من اونجا
.هستم یا نه

274
00:17:08,772 --> 00:17:13,598
تو روی چی دیدی که وقتی تو اتاقش داشتی
بهش نگاه می‌کردی قبلت رو شکست؟

275
00:17:16,904 --> 00:17:18,979
...به نظر خیلی

276
00:17:20,032 --> 00:17:22,653
.آسیب‌پذیر می‌اومد

277
00:17:22,701 --> 00:17:25,736
نسبت به چی؟

278
00:17:25,788 --> 00:17:28,076
...نمی‌دونم، راستش

279
00:17:29,541 --> 00:17:31,616
...همه چی

280
00:17:32,836 --> 00:17:34,827
...توانش، انتظاراتش

281
00:17:36,172 --> 00:17:39,256
...مشکلاتی که سمتش میاد
،نمی‌تونم کنترل کنم

282
00:17:39,300 --> 00:17:41,172
.نمی‌تونم کنترل کنم

283
00:17:46,974 --> 00:17:49,844
...یواشکی از خونه زدم بیرون

284
00:17:49,893 --> 00:17:51,601
.بدون اینکه کسی خبردار بشه

285
00:17:51,645 --> 00:17:54,728
.اینطوری بهتر بود -
برای کی؟ -

286
00:17:54,773 --> 00:17:57,179
.برای پسرم

287
00:17:57,859 --> 00:18:02,355
واقعا فکر می‌کنی پسرت تو روز تولدش
بدون پدرش راحت‌تره؟

288
00:18:03,197 --> 00:18:05,687
.آره، اینطور فکر می‌کنم

289
00:18:07,243 --> 00:18:11,074
...بعد از اینکه سوار ماشین شدم و راه افتادم

290
00:18:11,121 --> 00:18:14,073
.همینطور روندم، سریع

291
00:18:14,124 --> 00:18:17,374
و وقتی بالاخره بنزین تموم کردم
.هوا تاریک شده بود

292
00:18:17,419 --> 00:18:22,756
تو یه بار منتظر موندم تا
.شان و دنیل بیان دنبالم

293
00:18:22,799 --> 00:18:26,168
...و شروع کردم به مشروب خوردن

294
00:18:26,220 --> 00:18:29,635
و نگاه می‌کردم به همجنس‌بازایی
.که دور و برم وول می‌خوردن

295
00:18:30,890 --> 00:18:34,839
دوست داشتم دندونای یه نفر رو
.بریزم تو حلقش

296
00:18:37,354 --> 00:18:40,769
.ولی کسی نزدیکم نیومد
.حتی بهم نگاه هم نمی‌کردن

297
00:18:40,816 --> 00:18:44,977
،انگار خودشون می‌دونستن
.انگار یه نیروی نامریی دورم رو گرفته بود

298
00:18:47,280 --> 00:18:50,861
،قبلش گفتی که
...وقتی شروع کردی درمورد مهمونی حرف زدی

299
00:18:50,909 --> 00:18:53,445
.اینکه همه‌چی اون روز روشن شده بود

300
00:18:53,494 --> 00:18:55,817
چی بود که روشن شده بود؟

301
00:18:56,913 --> 00:18:59,071
.که باید برمی‌گشتم

302
00:18:59,125 --> 00:19:01,032
.برمی‌گشتم به ارتش

303
00:19:01,084 --> 00:19:03,573
.به نظم، دستور، بله قربان. نه قربان

304
00:19:03,629 --> 00:19:07,542
،می‌دونیم کی بخوابیم، کی بیدار بشیم
.چی بپوشیم، چی بخوریم، چه کاری انجام بدیم

305
00:19:07,591 --> 00:19:09,879
.برای اینکه از سرم بیرون کنم

306
00:19:09,926 --> 00:19:12,416
.برای هرکسی پیش نمیاد

307
00:19:12,469 --> 00:19:17,178
بعضی از ماها، باید
.زندگیمون رو زندگی کنیم

308
00:19:21,645 --> 00:19:24,480
چرا فکر کردی که بری به
اون بار خاص؟

309
00:19:26,692 --> 00:19:28,767
.نمی‌دونم

310
00:19:31,613 --> 00:19:33,569
...می‌خواستم هرکسی رو به محض اینکه

311
00:19:33,615 --> 00:19:36,319
.نفس کشید بتونم بزنم، به خاطر همین

312
00:19:36,368 --> 00:19:38,359
.ولی کسی کاری نکرد

313
00:19:40,372 --> 00:19:41,746
.نه

314
00:19:45,501 --> 00:19:49,450
امکان داشت به خاطر یه دلیل معکوس
اونجا بوده باشی، آلکس؟

315
00:19:51,047 --> 00:19:57,299
چون هیچکس ازت نمی‌پرسید یا نمی‌خواست
چیزی غیر از خودت باشی؟

316
00:19:59,348 --> 00:20:02,466
،این مسائل با پدرت
...با شخصیتت

317
00:20:02,517 --> 00:20:06,265
...با اونچه که واقعا برای خودت می‌خوای

318
00:20:06,313 --> 00:20:09,645
،این چیزا
.اینا رو باید بهشون دقت کرد

319
00:20:10,482 --> 00:20:13,979
فکر نمی‌کنی بهتر می‌شد باهاشون
...رو زمین کنار بیای

320
00:20:14,027 --> 00:20:17,193
تا اینکه اونا 20000 پا
تو هوا دنبالت بیان؟

321
00:20:17,240 --> 00:20:21,237
صبر کن، یعنی الان واقعا
داری نظر خودتو میگی؟

322
00:20:21,285 --> 00:20:23,989
بهم میگی پرواز نکنم؟

323
00:20:24,038 --> 00:20:26,527
.نمی‌تونم جواب بدم

324
00:20:26,580 --> 00:20:29,331
...اینطوری احساس می‌کنم داری از می‌خوای

325
00:20:29,376 --> 00:20:32,873
مسئولیت یه تصمیم مهم تو زندگیت رو
.با تو شریک بشم

326
00:20:32,919 --> 00:20:36,998
،می‌دونی، برگردی بغداد
.مایکلا رو ترک کنی

327
00:20:37,049 --> 00:20:39,253
.فکر می‌کنم این راه رو گذروندیم

328
00:20:40,260 --> 00:20:43,510
.ازت نمی‌خوام تصمیم بگیری، پاول
.خودم می‌تونم

329
00:20:43,555 --> 00:20:46,009
.تصمیمم رو هم گرفتم

330
00:20:46,057 --> 00:20:49,639
...نه، ازت مردونه می‌خوام

331
00:20:51,103 --> 00:20:55,646
بهم بگی، اگه جای من بودی
چیکار می‌کردی؟

332
00:21:05,576 --> 00:21:10,486
،آلکس، اگه من جای تو بودم
.درمانم رو ادامه می‌دادم

333
00:21:10,538 --> 00:21:14,749
با این مسائل پیچیده‌ای که درموردش حرف زدیم
...مقابله می‌کردم

334
00:21:14,793 --> 00:21:18,742
نه اینکه از کنارشون ساده بگذرم، مثل تو
.که داری با زندگیت همینکارو می‌کنی

335
00:21:18,797 --> 00:21:21,333
...یه چیزی رو می‌تونم بگم

336
00:21:21,966 --> 00:21:24,717
.اونا دوباره به سمتت میان

337
00:21:26,344 --> 00:21:29,842
.ولی تو بهم نمیگی که پرواز نکنم

338
00:21:38,523 --> 00:21:40,978
.می‌دونی، اشتباه می‌کنی

339
00:21:41,026 --> 00:21:43,016
.من اشتباهی مرتکب نشدم

340
00:21:43,069 --> 00:21:46,732
،وقتی اون بالا تو آسمون هستم
.وقتی ـه که رو خودم کنترل دارم

341
00:21:50,617 --> 00:21:52,905
.بازم نمی‌فهمی

342
00:21:52,952 --> 00:21:54,362
...من

343
00:21:54,413 --> 00:21:56,072
.بهترینم

344
00:21:57,624 --> 00:22:00,623
.پاول، گوش کن، پاول

345
00:22:01,711 --> 00:22:05,244
.منو با این ارتش در ننداز

346
00:22:05,298 --> 00:22:08,630
.دنیام رو ازم دور نکن

347
00:22:08,630 --> 00:22:18,630
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

348
00:22:26,984 --> 00:22:28,442
...خب

349
00:22:29,653 --> 00:22:32,143
.فکر کنم وقتمون تموم شد

350
00:22:42,083 --> 00:22:44,158
چیه، دکی؟

351
00:22:48,671 --> 00:22:50,746
.این... شماره‌مه

352
00:22:52,132 --> 00:22:55,963
،می‌خوام هروقتی خواستی بهم زنگ بزنی
.روز یا شب

353
00:22:56,011 --> 00:22:59,960
درمورد هرچیزی که خواستی حرف بزنی، باشه؟

354
00:23:11,192 --> 00:23:13,314
.باید فکر کنم

355
00:23:13,361 --> 00:23:17,404
به همین زودیا می‌خوام پرواز کنم
...زیر بغل دنیا

356
00:23:17,448 --> 00:23:21,491
...و به تو و صندلیت هم

357
00:23:21,535 --> 00:23:22,814
.فکر می‌کنم

358
00:23:25,455 --> 00:23:27,163
...می‌دونی، آلکس

359
00:23:27,206 --> 00:23:30,539
...فقط خواستم بگم

360
00:23:30,585 --> 00:23:34,035
.فکر می‌کنم امروز کارت عالی بود

361
00:23:34,089 --> 00:23:36,246
.شجاعانه بود

362
00:23:36,298 --> 00:23:38,705
.واقعا میگم

363
00:23:39,927 --> 00:23:42,678
.دوست دارم ادامه بدیم

364
00:23:44,140 --> 00:23:46,215
باشه؟

365
00:23:47,727 --> 00:23:50,726
.خداحافظ دکی -
.مواظب باش، آلکس -

366
00:23:55,200 --> 00:24:10,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

