﻿1
00:00:05,739 --> 00:00:07,730
آنچه در "تحت درمان" گذشت

2
00:00:08,575 --> 00:00:10,198
.خب، دیوید اولین نفرم بود
<font color="orange"></font>

3
00:00:10,243 --> 00:00:13,826
.طوری نگام نکن، انگار من قربانی هستم
من بودم که رفتم توی تخت اون

4
00:00:13,872 --> 00:00:16,160
.به خاطر خدا، اون یه مرد 40 ساله بود

5
00:00:16,209 --> 00:00:18,877
پدرت خبر نداشت که چی داشت اتفاق می افتاد؟

6
00:00:18,921 --> 00:00:20,663
.اون توی اتاق بغلی خوابیده بود

7
00:00:20,714 --> 00:00:27,465
به نظر من، خیلی مهمه تا زمانی که میتونی
.در مورد این مسئله با پدرت حرف بزنی

8
00:00:28,640 --> 00:00:32,091
میدونی رابطه ی بین من و الکس تموم شد؟

9
00:00:32,144 --> 00:00:34,051
من تمومش کردم

10
00:00:35,565 --> 00:00:37,474
.نمیتونم ادامه بدم، پاول

11
00:00:37,526 --> 00:00:40,645
هر دقیقه اینجا بودن، من رو خورد میکنه

12
00:00:50,709 --> 00:00:52,332
بابایی؟

13
00:00:52,332 --> 00:01:02,332
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

14
00:01:31,882 --> 00:01:44,019
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »

15
00:01:45,440 --> 00:01:49,233
<font color="#336699">لورا - دوشنبه ساعت 9 صبح

16
00:02:02,126 --> 00:02:03,833
.بله، سلام

17
00:02:05,298 --> 00:02:07,788
.نه، دارم میرم یه جایی

18
00:02:07,842 --> 00:02:09,917
.نه، نبریدش به بخش

19
00:02:11,596 --> 00:02:13,636
نه، معلومه که نه

20
00:02:14,725 --> 00:02:19,553
چون دمای بدنش یکم بالاست
.و من نمیخوام که از کنترل خارج بشه

21
00:02:19,606 --> 00:02:24,185
فقط بهشون بگو، تا وقتی که من میام مواظبش باشند
فقط مواظب تبش باشید

22
00:02:25,572 --> 00:02:27,314
یه ساعت و نیمِ دیگه

23
00:02:27,907 --> 00:02:31,775
.کارم خیلی مهمه
میتونم روت حساب کنم؟

24
00:02:33,331 --> 00:02:35,406
باشه

25
00:02:35,458 --> 00:02:37,581
. باشه خداحافظ

26
00:02:37,629 --> 00:02:39,252
سلام
<font color="#CCCCCC">سلام</font>

27
00:02:40,714 --> 00:02:43,751
بفرمائید، واسه شماست

28
00:02:43,803 --> 00:02:44,881
چی هست؟

29
00:02:44,929 --> 00:02:48,795
.یه فروشگاه محصولات کشاورزی پهلوی بیمارستان هست

30
00:02:48,849 --> 00:02:50,641
شیره افرا
<font color="orange">شیره ی درخت افرا، ماده ای شبیه و هم مزه با عسل است
با این تفاوت که گرانتر است</font>

31
00:02:50,686 --> 00:02:53,057
بهترین نوع توی "ورمنت"ه
<font color="#CCCCCC">پاول : ممنون</font>
<font color="orange">ورمنت = ایالتی در شمال شرقی آمریکا</font>

32
00:02:53,105 --> 00:02:56,308
.خواهش میکنم
بچه هات حتما پنکیک میخورن، درسته؟

33
00:02:57,318 --> 00:02:58,515
بله

34
00:03:03,492 --> 00:03:04,820
بیا توو

35
00:03:06,162 --> 00:03:07,192
ممنون

36
00:03:12,462 --> 00:03:15,995
ممنون که قبول کردی من رو ببینی
وقتی صبح بهت زنگ زدم

37
00:03:16,049 --> 00:03:19,547
.فکر کردم، ساعت هنوز هشت هم نشده
.لابد همه رو از خواب بیدار کردم

38
00:03:19,594 --> 00:03:22,511
.اینجا ساعت 8، عین سیرک میمونه

39
00:03:24,808 --> 00:03:26,385
.کسی نبود تا باهاش حرف بزنم

40
00:03:27,522 --> 00:03:31,435
حتی به اندرو هم زنگ زدم
.اما اون هیچوقت بعدش تماس نگرفت، به هر حال ممنون

41
00:03:35,447 --> 00:03:37,902
.فکر کردم ساعتم پر شده

42
00:03:37,951 --> 00:03:41,154
ساعت تو  پر نشده. پدرت حالش چطوره؟

43
00:03:41,204 --> 00:03:44,158
هنوز توی "آی.سی.یو" هست؟

44
00:03:45,543 --> 00:03:50,420
تبش بالاست و اونها میخواستند ببرنش به
... بخش بیماران عمومی، اما

45
00:03:50,465 --> 00:03:56,136
میخوام تا جایی که ممکنه اونجا نگه اش دارم
.تا تحت مراقبت تک تک پرستارا باشه

46
00:04:02,229 --> 00:04:04,932
خیلی کوچیک به نظر میاد، میدونی؟

47
00:04:04,983 --> 00:04:07,022
خیلی کوچیک

48
00:04:09,862 --> 00:04:11,938
.انگار توی اون تخت بزرگ، گم شده

49
00:04:15,703 --> 00:04:18,870
.به سختی میتونی بدنش رو ببینی

50
00:04:22,921 --> 00:04:24,996
مثل "ای.تی"ها شده
<font color="orange">ET = همون موجودات فضایی با بدن های لاغر و چشم های درشت</font>

51
00:04:29,303 --> 00:04:31,972
حتماً با خودت میگی، باید مقاوم تر باشم، نه؟

52
00:04:32,014 --> 00:04:35,964
قبلاً کسائی رو دیده بودم که مثل جن کوچیک شدن
<font color="orange">کنایه از کم شدن بسیار وزن بدن</font>

53
00:04:39,566 --> 00:04:41,641
.اما پدرم رو نه

54
00:04:49,620 --> 00:04:53,663
به حرفت گوش کردم
.و راجبه دیوید باهاش حرف زدم

55
00:04:54,542 --> 00:04:57,115
وقتی هفته پیش از اینجا رفتم
باهاش تماس گرفتم

56
00:04:57,170 --> 00:04:59,660
خوشحال بود که صدام رو میشنید

57
00:05:00,841 --> 00:05:04,460
یه ماهی میشد که همدیگه رو ندیده بودیم

58
00:05:04,511 --> 00:05:08,212
رفتم خونش
و اون غذا سفارش داد

59
00:05:08,266 --> 00:05:11,351
.پدرم هیچوقت غذا سفارش نداده بود
نمیدونست چطور اینکار رو بکنه

60
00:05:11,395 --> 00:05:15,439
.قسم میخورم نصف غذاهای منو رو سفارش داده بود
.اغراق نمی کنم

61
00:05:19,321 --> 00:05:22,985
.منظور خوبی داشت، اما نمیدونست که من چه غذایی دوست دارم

62
00:05:23,910 --> 00:05:25,866
تو میدونی بچه هات چی دوست دارند؟

63
00:05:26,788 --> 00:05:29,457
منظورت غیر از پنکیکه؟

64
00:05:31,794 --> 00:05:34,367
... وقتی در مورد دیوید بهش گفتم، گفت

65
00:05:38,011 --> 00:05:39,717
"فکرش رو میکردم"

66
00:05:40,597 --> 00:05:45,555
توی آشپزخونه نشسته بودیم و با کلی غذای سفارشی
محاصره شده بودیم، حدوداً 20 تایی بود

67
00:05:45,603 --> 00:05:49,387
اون فقط غذاش رو از یه طرف بشقاب به طرف دیگه برد

68
00:05:49,440 --> 00:05:54,435
و اون روی توی خردل فرو برد
و بدون اینکه بهم نگاه کنه، گفت، "فکرش رو میکردم"ء

69
00:06:02,540 --> 00:06:04,199
کل داستان رو براش گفتی؟

70
00:06:04,250 --> 00:06:06,076
آره

71
00:06:06,127 --> 00:06:10,041
کم و بیش، منظور اینه که، بهش گفتم
توی خونه خودمون با دیوید خوابیدم

72
00:06:10,091 --> 00:06:15,133
ازم پرسید که بعدها دوباره اینکار رو کردید؟
و من گفتم، نه فقط یه چیزی بود که گذشت

73
00:06:16,557 --> 00:06:19,760
اتفاقی برای من نیافتاده که بخواد نگرانم باشه

74
00:06:19,810 --> 00:06:23,808
فقط توی روان درمانی ام به این نتیجه رسیدیم
و فکر کردم که باید در این رابطه باهاش حرف بزنم

75
00:06:23,857 --> 00:06:29,985
انگار پدرت زیاد تعجب نکرد

76
00:06:32,201 --> 00:06:34,276
چه احساسی راجبِ این قضیه داری؟

77
00:06:35,119 --> 00:06:40,031
اینکه شاید اون همیشه میدونسته
و حرفی راجع بهش نزده؟

78
00:06:41,920 --> 00:06:43,462
.من اینطور برداشت نکردم

79
00:06:45,133 --> 00:06:51,628
ببین پاول، درد و شوک این خبر خیلی بد بود
اگر از قبل چیزی میدونست، فوراً واکنش نشون میداد

80
00:06:51,681 --> 00:06:54,172
...منحرف کردن این شوک

81
00:06:56,813 --> 00:06:59,055
عادت های قدیمی به سختی ترک میشن، درسته؟

82
00:06:59,108 --> 00:07:03,936
توی میتونی من رو از دوره روان درمانی خارج کنی
اما نمی تونی بدون روان درمانی، گفتگو کنی

83
00:07:18,047 --> 00:07:21,379
.خنده داره، احساسات متفاوت اند

84
00:07:22,760 --> 00:07:25,595
.اصلاً احساس نمیکنم که یک ساله میام اینجا

85
00:07:32,857 --> 00:07:34,848
این کفش ها جدیدن؟

86
00:07:34,900 --> 00:07:37,106
اینا؟ نه، توی گنجه پیداشون کردم

87
00:07:37,153 --> 00:07:42,239
.از یادم رفته بودن
قبل از اینکه ازدواج کنم، میپوشیدمشون

88
00:07:42,285 --> 00:07:42,985
قشنگن

89
00:07:43,036 --> 00:07:45,111
آره؟

90
00:07:53,339 --> 00:07:55,130
واقعاً خوشحال شدم که زنگ زدی

91
00:07:55,175 --> 00:07:58,710
جداً؟

92
00:07:58,762 --> 00:08:00,837
چیه، دلت برام تنگ شده بود؟

93
00:08:03,435 --> 00:08:04,715
آره

94
00:08:08,232 --> 00:08:10,722
حتی بعد از اون پایان نمایشی هفته ی قبل؟

95
00:08:10,776 --> 00:08:12,270
آره

96
00:08:13,698 --> 00:08:15,605
جداً؟

97
00:08:16,242 --> 00:08:18,317
آره

98
00:08:18,369 --> 00:08:26,952
به نظرم، تصور اینکه دیگه نبینمت
تا حدودی من رو ترسوند

99
00:08:28,047 --> 00:08:30,620
از دست دادن یه بیمار، انقدر مسئله ی بزرگیه؟

100
00:08:33,471 --> 00:08:35,795
.از دست دادن تو، مسئله ی بزرگیه

101
00:08:43,066 --> 00:08:45,188
با این حرفام، نگرانت کردم؟
<font color="#CCCCCC">لورا : نه</font>

102
00:08:45,233 --> 00:08:48,899
.فقط نمیدونم که چرا داری اینا رو میگی
منظورم اینه که، چرا حالا؟

103
00:08:51,367 --> 00:08:52,908
داری کلک میزنی؟

104
00:08:52,952 --> 00:08:55,406
چرا باید بهت کلک بزنم؟

105
00:08:55,455 --> 00:08:57,696
.فقط نمیدونم که چرا اینارو میگی

106
00:08:57,750 --> 00:09:00,620
صادقانه بگم، حرفات رو باور نمیکنم

107
00:09:00,669 --> 00:09:02,661
این حقیقته، لورا

108
00:09:03,882 --> 00:09:06,718
دارم سعی میکنم احساسم نسبت به تو رو، بهت بگم

109
00:09:06,761 --> 00:09:12,559
فکر میکنم حق داری که بدونی. فکر میکن وقتشه که بدونی

110
00:09:14,227 --> 00:09:15,341
چی رو بدونم؟

111
00:09:15,395 --> 00:09:18,311
که من احساسات عمیقی برات دارم

112
00:09:19,609 --> 00:09:22,278
تمام وقتم رو به تو فکر میکنم

113
00:09:22,321 --> 00:09:24,893
بعضی وقت ها واقعاً دلم برات تنگ میشه

114
00:09:25,616 --> 00:09:27,488
نه

115
00:09:27,535 --> 00:09:29,193
نه بعضی وقت ها

116
00:09:30,288 --> 00:09:31,566
بیشتر وقت ها

117
00:09:31,623 --> 00:09:33,865
بیشتر وقت ها دلم برات تنگ میشه

118
00:09:52,189 --> 00:09:54,311
باشه، خب حالا چی؟

119
00:09:55,485 --> 00:09:58,734
منظورم اینه، اگر بگم "بله" چی میشه؟
اون اتفاق میفته؟
<font color="orange">سکس رو میگه</font>

120
00:09:58,781 --> 00:10:02,364
خب، الان دیگه این جلسه ی روان درمانی نیست
یهو همه چیز درست شد؟

121
00:10:02,410 --> 00:10:06,276
میدونی چیه؟ کل این قضیه به نظر درست نمیاد
عجیبه

122
00:10:06,332 --> 00:10:10,786
چیش عجیبه؟
اینکه گفتم احساساتی نسبت به تو دارم؟

123
00:10:10,837 --> 00:10:13,245
.داری امتحانم میکنی
داری امتحانم میکنی، پاول؟

124
00:10:13,299 --> 00:10:14,756
نه

125
00:10:28,233 --> 00:10:29,690
باشه

126
00:10:33,364 --> 00:10:35,022
باشه، خوبه

127
00:10:45,086 --> 00:10:48,420
میدونی، قبل از این هیچوقت روی یه مبل
با هم ننشسته بودیم

128
00:10:50,761 --> 00:10:52,668
خب حالا چی؟

129
00:10:52,721 --> 00:10:54,796
نمیدونم پاول

130
00:10:59,854 --> 00:11:01,513
...میتونم

131
00:11:07,489 --> 00:11:12,115
گوش کن، قرار نیست اینطوری باشه
همه چی خیلی مودبانه است

132
00:11:12,160 --> 00:11:16,988
منظورم اینه که، با اندرو، 2 ساعت بعد از اینکه دیدمش
توی تختش بودم

133
00:11:17,040 --> 00:11:21,951
خوشبختانه تاریک بود. اگه وضعیت آپارتمانش رو میدیدم
باهاش نمیخوابیدم

134
00:11:22,005 --> 00:11:25,339
نه واقعاً، باهاش میخوابیدم
چون، این چیزیه که هستم

135
00:11:25,385 --> 00:11:27,341
بدون فکر، عمل میکنم

136
00:11:27,387 --> 00:11:31,716
فکر میکنی، اون کارت رو بدون فکر کردن دربارش انجام دادی؟
<font color="#CCCCCC">نه</font>

137
00:11:31,768 --> 00:11:35,302
طولانی ترین عشق بازی ای بود
که تا حالا داشتم

138
00:11:35,354 --> 00:11:37,892
.یک سال بعدش با تو آشنا شدم

139
00:11:43,698 --> 00:11:46,782
تو چی راجب من میدونی، لورا؟

140
00:11:48,954 --> 00:11:51,029
منظورت جزئیاته؟

141
00:11:54,419 --> 00:11:56,494
یه سری چیزا میدونم

142
00:11:57,005 --> 00:11:59,674
میدونم که بچه داری
<font color="#CCCCCC">درسته</font>

143
00:11:59,717 --> 00:12:02,921
مکس، رزی و این
درسته، دیگه چی؟

144
00:12:14,359 --> 00:12:18,227
.یک یا دو بار حلقه ی ازدواجت دستت نبود

145
00:12:18,281 --> 00:12:20,154
بهش توجه کردم

146
00:12:24,039 --> 00:12:29,461
بخاطر این بود که
بعضی وقتها که ظرف ها رو میشورم

147
00:12:32,841 --> 00:12:37,468
صابون ظرف شویی، توی اطرافش گیر میکنه
و پوستم رو خراش میندازه

148
00:12:44,688 --> 00:12:47,558
داری به چی فکر میکنی؟

149
00:12:47,609 --> 00:12:49,564
فقط به تو

150
00:13:05,628 --> 00:13:12,845
یادمه یه بار وقتی، 14 سالم بود
یه دردی داشتم

151
00:13:12,888 --> 00:13:21,434
راستش درد نبود
بلکه حس میکردم عاشق معلم زیست شناسی مون شدم

152
00:13:21,482 --> 00:13:25,775
آها، خب
<font color="#CCCCCC">باید 33، 34 سالش بوده باشه</font>

153
00:13:25,820 --> 00:13:29,439
عادت داشتم تا براش شعرهای طولانی بنویسم

154
00:13:29,492 --> 00:13:32,408
و لای مشق هام بذارمشون

155
00:13:34,164 --> 00:13:39,752
یادمه، یه بار بهش گفتم
."من به دخترای هم سن خودم علاقه ندارم"

156
00:13:39,796 --> 00:13:43,211
اونها من رو درک نمیکنن"
"اونها نمیدونن من واقعاً کی هستم

157
00:13:43,258 --> 00:13:48,886
چیزی که واقعاً میخواستم .... اون بود

158
00:13:49,682 --> 00:13:51,757
بعد یه روز

159
00:13:53,187 --> 00:13:57,765
خودم رو تنها توی آزمایشگاه دیدم
آزمایشگاه علمی، با اون

160
00:13:59,069 --> 00:14:06,692
و صدای خودم رو میشنیدم که میگفت
من باید ببوسمش

161
00:14:06,744 --> 00:14:08,866
و چه اتفاقی افتاد؟

162
00:14:11,459 --> 00:14:13,913
اون برق ها رو خاموش کرد

163
00:14:14,963 --> 00:14:17,203
و اومد طرف من

164
00:14:17,258 --> 00:14:20,174
توی اون تاریکی
صورتش رو آورد جلوی صورتم

165
00:14:20,218 --> 00:14:27,298
صدای نفس کشیدنش و بوی عطری که زده بود
قشنگ یادمه

166
00:14:28,771 --> 00:14:31,308
مثل مست ها شده بودم

167
00:14:32,401 --> 00:14:36,775
مستقیم توی چشم هام نگاه کرد
و خیلی آروم گفت

168
00:14:38,283 --> 00:14:40,607
"زود باش، انجامش بده"

169
00:14:42,287 --> 00:14:44,161
"فقط انجامش بده"

170
00:14:46,166 --> 00:14:49,202
میدونی چه اتفاقی افتاد؟
<font color="#CCCCCC">چی؟</font>

171
00:14:49,254 --> 00:14:51,460
از اونجا رفتم بیرون و فرار کردم

172
00:14:54,344 --> 00:14:59,678
تا حالا فکر کردی، اگه فرار نمیکردی
چه اتفاقی می افتاد؟ اگر میبوسیدیش؟

173
00:14:59,724 --> 00:15:02,393
عادت داشتم که همیشه بهش فکر کنم

174
00:15:04,063 --> 00:15:06,601
... اما حالا وقتی که بهش فکر میکنم

175
00:15:06,649 --> 00:15:09,935
ازش مچکرم
<font color="#CCCCCC">برای چی؟ برای ترسوندنت؟</font>

176
00:15:09,987 --> 00:15:11,396
نه

177
00:15:12,740 --> 00:15:16,739
فکر میکنم، اون بهم نشون داد که
چی رو احساس میکنم و چی رو فکر میکنم که احساس میکنم

178
00:15:16,787 --> 00:15:20,737
حتی با وجود اینکه برای من حقیقی بود

179
00:15:20,792 --> 00:15:22,867
اون فقط یه رویا بود

180
00:15:24,212 --> 00:15:26,537
واقعی نبود

181
00:15:26,591 --> 00:15:31,751
و دلسوزی ای که معلمم داشت که اجازه داد
تا سراغ آینده ام برم

182
00:15:44,194 --> 00:15:46,067
دیوید، چراغا رو خاموش نکرد

183
00:15:53,622 --> 00:16:00,414
گفت که میخواد به صورت و بدن فوق العاده ام نگاه کنه

184
00:16:00,463 --> 00:16:02,538
پشت سر هم حرفش رو میزد

185
00:16:06,054 --> 00:16:08,426
باورم نمیشه که چقدر ساده بودم

186
00:16:10,267 --> 00:16:15,060
با خودم چه فکری میکردم وقتی وارد اتاقش شدم

187
00:16:15,106 --> 00:16:19,484
تصورات سکسی دوران جوانی خیلی دیوونگی نیستن؟

188
00:16:19,528 --> 00:16:21,817
من افکار رمانتیک زیادی داشتم

189
00:16:24,618 --> 00:16:31,950
تصور میکردم یک فرشته میاد وقتی که ما خواب هستیم
من رو لمس میکنه و زندگی سابقم رو پاک میکنه

190
00:16:40,262 --> 00:16:43,048
دیوید به من گفت که چقدر به من افتخار میکنه

191
00:16:43,098 --> 00:16:47,926
وقتی توی کالیفرنیا بودم، بهم گفت که دیگه
برای این کار بزرگ شدم، که الان زن شدم

192
00:16:48,939 --> 00:16:51,014
گفت که الان آماده ام

193
00:16:53,736 --> 00:16:55,526
بعد شروع کرد بیخ گوشم حرف زدن

194
00:16:55,572 --> 00:17:00,530
گفت که هیچوقت اینطوری شق نکرده
گفت " میبینی با من چیکار کردی؟"ء

195
00:17:02,705 --> 00:17:08,872
بعد لباساش رو درآورد و وسط اتاق ایستاد
نشونم داد که باید براش چیکار کنم

196
00:17:08,921 --> 00:17:13,630
.بعد لباسای من رو درآورد
خیلی حرفه ای بود

197
00:17:20,269 --> 00:17:26,729
یادمه تف کرد ... توی دستش

198
00:17:26,776 --> 00:17:31,437
تا خیسش کنه ... منزجر کننده بود

199
00:17:34,118 --> 00:17:37,202
فکر میکنم همون وقت بود که میخواستم فرار کنم

200
00:17:37,247 --> 00:17:40,948
.اما خیلی دیر بود
چون اون گفت که من آماده ام

201
00:17:42,044 --> 00:17:44,119
گوش بده به من، لورا

202
00:17:44,672 --> 00:17:49,583
خیلی مهمه که درک کنی، هیچکدومه اینها تقصیر تو نبوده

203
00:17:49,637 --> 00:17:52,209
تو 16 سالت بود

204
00:17:52,264 --> 00:17:56,013
چطور میتونستی بفهمی چه اتفاقی داره میفته؟

205
00:17:56,060 --> 00:18:00,557
چطور میتونستی بفهمی چی در انتظارته؟
<font color="#CCCCCC">میخواستم که من رو نگه داره، پاول</font>

206
00:18:00,609 --> 00:18:04,310
که من رو از خونه ببره
از اون خونه ی مرده

207
00:18:04,362 --> 00:18:06,734
فقط ازش میخواستم که کمکم کنه تا فرار کنم

208
00:18:08,284 --> 00:18:10,692
هرگز ازش نخواستم که من رو بکنه

209
00:18:10,744 --> 00:18:12,819
آه، لورا

210
00:18:34,689 --> 00:18:36,481
خرابش کردم
<font color="#CCCCCC">نه</font>

211
00:18:36,525 --> 00:18:39,692
تو دیگه من رو نمیخوای
<font color="#CCCCCC">نه این درست نیست، لورا</font>

212
00:18:39,738 --> 00:18:41,611
لطفاً به من گوش بده

213
00:18:42,367 --> 00:18:44,607
من واقعاً بهت اهمیت میدم

214
00:18:44,661 --> 00:18:47,745
واقعاً اهمیت میدم که چه اتفاقاتی برات میافته

215
00:18:48,581 --> 00:18:50,574
...و

216
00:18:50,626 --> 00:18:54,243
و هیچ کاری نمیکنم که به تو صدمه بزنه
.قول میدم

217
00:18:54,297 --> 00:19:00,795
ببین، به نظر من صدمه ی واقعی ای که دیوید بهت زده
اینه که، توانایی برقراری ارتباط غیرجنسی

218
00:19:00,847 --> 00:19:02,969
با مردان، در تو رو از بین برده
<font color="#CCCCCC">این درست نیست</font>

219
00:19:03,014 --> 00:19:05,506
فکر میکنم، درسته
<font color="#CCCCCC">داری من رو وحشتناک مجسم میکنی</font>

220
00:19:05,561 --> 00:19:10,057
چیز وحشتناکی در مورد تو، برای من وجود نداره
<font color="#CCCCCC">اگه نمیخوایی من رو بکُنی، نکُن</font>

221
00:19:10,107 --> 00:19:13,061
من دختر بزرگی هستم، میتونم از پسش بر بیام
ادامه بده، حرفات رو توی روم بزن

222
00:19:13,111 --> 00:19:15,103
لورا، گوش کن

223
00:19:15,155 --> 00:19:17,646
فکر میکنم، تو احساس میکنی
که اگه من باهات سکس نکنم

224
00:19:17,700 --> 00:19:21,828
بهت علاقمند نیستم، به کسی که هستی

225
00:19:21,872 --> 00:19:24,991
اما من تسلیمت نمیشم

226
00:19:25,043 --> 00:19:27,118
ناامیدت نمیکنم

227
00:19:27,169 --> 00:19:29,741
یه دیوید دیگه برات نمیشم

228
00:19:29,798 --> 00:19:32,205
یه چیزی بین ما هست، پاول

229
00:19:32,259 --> 00:19:34,500
یه چیز بیشتر از این، خودت هم اینو میدونی

230
00:19:34,553 --> 00:19:37,043
فقط تویی که خیلی ترسویی

231
00:19:40,351 --> 00:19:42,058
برادرمه

232
00:19:43,147 --> 00:19:44,853
سلام، آلی

233
00:19:46,944 --> 00:19:48,770
عالیه

234
00:19:48,821 --> 00:19:52,272
بهشون بگو تکونش ندن تا من میرسم
الان میام، باشه؟

235
00:19:52,325 --> 00:19:53,782
باشه، خداحافظ

236
00:19:55,579 --> 00:19:57,405
خب، دمای بدنش طبیعی شده

237
00:19:58,540 --> 00:20:00,199
خوبه

238
00:20:00,251 --> 00:20:01,958
خبر خوبیه

239
00:20:07,093 --> 00:20:09,215
حالش خوب میشه

240
00:20:09,262 --> 00:20:11,384
بهت قول میدم

241
00:20:22,486 --> 00:20:25,155
حالش خوب میشه

242
00:20:25,198 --> 00:20:27,688
باشه

243
00:20:27,688 --> 00:20:37,688
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

244
00:21:11,838 --> 00:21:13,247
سلام

245
00:21:18,200 --> 00:21:33,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

