﻿1
00:00:01,589 --> 00:00:03,188
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,427 --> 00:00:06,129
، ما اونو پيدا نکرديم
اون بود که مارو پيدا کرد

3
00:00:07,732 --> 00:00:09,182
ميتونم قسم بخورم که بهت با ماشينم زدم

4
00:00:09,233 --> 00:00:11,851
، خوب ، حالا کدومش هستي
يه مَرد عادي يا مَرد خارق العاده ؟

5
00:00:12,902 --> 00:00:14,069
هنوز خودمم مشخصش نکردم

6
00:00:14,104 --> 00:00:17,189
تو آخرين پسر " کريپتون " هستي

7
00:00:17,240 --> 00:00:18,306
ميخواي چيو بهم بگي ، پدر ؟

8
00:00:18,324 --> 00:00:19,825
اينکه من از سياره اي ديگه هستم ؟

9
00:00:19,859 --> 00:00:22,194
فقط ، نميدونم که چطور ميتونم
. . همون مَردي باشم که

10
00:00:22,245 --> 00:00:24,146
اون ميخواست باشم ، اونم با وجود . .
اينکه خودش الان درکنارم نيست

11
00:00:24,164 --> 00:00:26,031
تو کي هستي ؟ -
" لوييس لين " -

12
00:00:26,082 --> 00:00:28,300
من ديدم که شماها چطوري به همديگه
نگاه ميکرديد

13
00:00:28,334 --> 00:00:29,868
لوييس " و " کلارک " خيلي "
به همديگه ميان

14
00:00:29,903 --> 00:00:32,788
الان داري به جديدترين کارمند " ديلي پلنت " نگاه ميکني

15
00:00:32,822 --> 00:00:34,423
براي من ، تو بيشتر از ايني که
فقط يه قهرمان باشي

16
00:00:34,457 --> 00:00:35,541
تو يه ابَرقهرماني

17
00:00:35,592 --> 00:00:37,776
من آدم بده اين داستان هستم

18
00:00:37,811 --> 00:00:39,011
ليونل " اينجاست "

19
00:00:39,045 --> 00:00:40,712
من اون "ليونل"ـي نيستم که
تو قبلا ميشناختيش

20
00:00:40,764 --> 00:00:41,764
لکس " مُرده "

21
00:00:41,798 --> 00:00:43,331
اين يه دروغه

22
00:00:43,349 --> 00:00:45,484
شماها همه اتون از " دي ان ايِ لکس " ساخته شديد

23
00:00:45,518 --> 00:00:47,019
، وقتي که " کندوري " ها رو به جايي ديگه فرستادم

24
00:00:47,053 --> 00:00:49,054
درو به روي چيز ديگه اي باز کردم که
بتونه به زمين بياد

25
00:00:49,105 --> 00:00:52,340
اون موجود ، همون جانب تاريکي رو که
همه ما تو خودمون داريم ، شکار ميکنه

26
00:00:52,358 --> 00:00:54,443
سه گانگي نامقدسمون تکميل شده ؛

27
00:00:54,477 --> 00:00:57,396
که راه رو براي اومدن " ارباب تاريکي " هموار ميکنه

28
00:00:57,447 --> 00:00:59,281
هيچکدوم اينارو به خاطر نخواهي داشت

29
00:00:59,315 --> 00:01:00,783
. . فکرميکنم " امگا " نمادي از فساد باشه

30
00:01:00,817 --> 00:01:02,851
نمادي که نشون دهنده اينه که . .
ارباب تاريکي " تونسته بر کسي غلبه کنه "

31
00:01:02,869 --> 00:01:05,287
اگه يکي از خودمون آلوده بشه ، چي ؟

32
00:01:05,321 --> 00:01:06,789
، اگه نتونيم جلوشو بگيريم

33
00:01:06,856 --> 00:01:09,625
اونوقت " تاريکي " روي
همه آدماي اين سياره غلبه ميکنه

34
00:01:09,659 --> 00:01:11,376
شهاب سنگ زرد " ؟ "

35
00:01:11,411 --> 00:01:12,795
اون ميتونه تمام قدرت هاشو ازش بگيره

36
00:01:12,829 --> 00:01:15,197
ميتونستي بزرگترين قهرماني باشي که
دنيا تاحالا به خودش ديده

37
00:01:15,215 --> 00:01:16,632
نه برطبق حرف هايي که " جور - ال " ميزنه

38
00:01:16,666 --> 00:01:19,134
خوب ، پس ، بهترين کاري که
ميتوني انجام بده . . بهش ثابت کن داره اشتباه ميکنه

39
00:01:19,169 --> 00:01:21,003
، شايد منو به چشم يه قهرمان نگاه نکني

40
00:01:21,037 --> 00:01:22,638
! اما بقيه دنيا به چشم قهرمان منو نگاه ميکنن

41
00:01:22,672 --> 00:01:24,056
و من خودم براي سرنوشتم تصميم گيري ميکنم

42
00:01:24,090 --> 00:01:26,475
سفر تو هنوز خيلي مونده که به پايان برسه

43
00:01:26,509 --> 00:01:27,759
" خداحافظ ، " جور - ال

44
00:01:27,794 --> 00:01:31,363
* " و حالا آخرين قسمت " اسمالويل *

45
00:01:32,365 --> 00:01:35,601
. . اين داستان يه پسر شگفت انگيزه

46
00:01:35,652 --> 00:01:39,354
. . که تو کشتزارهاي " کنزاس " بزرگ شده . .

47
00:01:39,388 --> 00:01:42,608
" توي شهري کوچيک به اسم " اسمالويل . .

48
00:01:45,812 --> 00:01:47,229
، وقتي اون يه مَرد شد

49
00:01:47,247 --> 00:01:49,531
و بر اين باور بود که تنها راه براي اينکه
. . بتونه سرنوشتش رو بدست خودش بگيره

50
00:01:49,565 --> 00:01:52,568
، اينه که ، پشتش رو به هردوي پدر و مادرش بکنه . .

51
00:01:52,602 --> 00:01:56,271
و اون تاريکي اي رو که
داشت بر زمين چيره ميشد رو ناديده بگيره

52
00:01:56,306 --> 00:01:59,658
، اما تمامي اون چيزها درحال تغيير بودن

53
00:01:59,692 --> 00:02:02,761
اون کم کم قرار بود که
با بزرگترين و مهمترين مبارزه زندگيش رو در رو بشه

54
00:02:27,686 --> 00:02:31,186
" اسمالويل "
" فصل دهم ؛ قسمت آخر "
" پايان "

55
00:02:31,710 --> 00:02:35,905
* يکي نجاتم بده *

56
00:02:35,906 --> 00:02:37,956
" نجاتم بده "
" اجرا شده توسطِ : رمي زيرو "

57
00:02:37,964 --> 00:02:41,500
* بذار دست هاي گرمت منو درآغوش بگيره *

58
00:02:41,551 --> 00:02:47,172
* يکي نجاتم بده *

59
00:02:48,308 --> 00:02:51,843
* برام مهم نيست چطور اينکارو بکني *

60
00:02:51,895 --> 00:02:54,427
* فقط بمون *

61
00:02:54,514 --> 00:02:56,848
* بمون *

62
00:02:56,900 --> 00:02:58,466
* خواهش ميکنم *

63
00:02:58,484 --> 00:03:02,654
* خيلي وقته منتظرت بودم *

64
00:03:02,689 --> 00:03:05,691
* فقط پيشم بمون *

65
00:03:08,194 --> 00:03:12,581
* من تمام اين دنيارو برات به درخشش درآوردم *

66
00:03:12,615 --> 00:03:14,700
* فقط بمون *

67
00:03:14,734 --> 00:03:16,868
* بمون *

68
00:03:16,920 --> 00:03:19,367
* خواهش ميکنم *

69
00:03:19,568 --> 00:03:35,012
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

70
00:03:35,036 --> 00:03:37,472
بعضي آدما وقتي روز عروسيشون باشه
کمي براي استراحتشون زمان ميذارن

71
00:03:42,594 --> 00:03:43,628
هيچ عروسي اي درکار نيست

72
00:03:43,629 --> 00:03:46,481
نميخواد تظاهر کني که
حرفاي ديشب منو اصلا نشنيدي

73
00:03:48,724 --> 00:03:49,621
، و ، تو که داري اين حرفارو ميزني

74
00:03:49,622 --> 00:03:51,691
اين لباس آبي اي که از زير يقه اين يکي
، لباست زده بيرون

75
00:03:51,732 --> 00:03:53,650
به اين معنيه که تو هم کاري داري
که بايد بهش برسي

76
00:03:54,819 --> 00:03:58,154
، فقط يه کمي سرم شلوغ بود
نميخواستم که مزاحمت بشم

77
00:03:58,172 --> 00:04:01,425
ميدوني ، هشت ساعتي بود که
بهم زنگ نزدي

78
00:04:01,459 --> 00:04:03,710
معمولا وقتي بهت کمي فضاي خصوصي ميدم
خودت بقيه چيزهارو متوجه ميشي

79
00:04:06,997 --> 00:04:09,099
يا اينکه ميتوني همينجور به ناديده گرفتنم ادامه بدي

80
00:04:08,633 --> 00:04:10,000
من ناديده نميگيرمت

81
00:04:10,018 --> 00:04:12,052
کار دارم

82
00:04:12,103 --> 00:04:14,355
رئيس جمهور به تازگي براي
، جمع آوري کمک مالي ، رسيده شهر

83
00:04:14,389 --> 00:04:17,508
بعلاوه اينکه کُلي گزارش هاي پليسي برامون
اينجا فرستاده شده

84
00:04:17,542 --> 00:04:19,059
. . و بايد به همه مهمون ها زنگ بزنم

85
00:04:19,110 --> 00:04:21,362
و بهشون بگم که اين روز مهم و بزرگ کنسل شده . .

86
00:04:25,383 --> 00:04:28,518
سعي خوبي بود ، پرسرعت ، اما
نميتوني که 411 رو ناپديد کني

87
00:04:35,627 --> 00:04:37,795
، اين کارهاي کاپرفيلديت خيلي تاثير برانگيزه

88
00:04:37,829 --> 00:04:39,680
اما ، من نظرم رو عوض نميکنم

89
00:04:41,216 --> 00:04:42,916
، برو و روزو نجات بده

90
00:04:42,968 --> 00:04:44,718
هرجايي که نياز به نجات داده شدن داره

91
00:04:44,753 --> 00:04:46,353
لوييس " ، يه گروه کامل از "
. . قهرمان ها اون بيرون هستن

92
00:04:46,388 --> 00:04:47,921
، که ميتونن از دنيا محافظت کنن . .

93
00:04:47,973 --> 00:04:49,640
پس ، ما ميتونيم ازدواج کنيم

94
00:04:49,674 --> 00:04:52,776
، تو واقعا متوجه اين موضوع نيستي
مگه نه ؟

95
00:04:55,013 --> 00:04:57,765
، تو يه قهرماني
و اوضاع هم بايد همينطوري باشه

96
00:04:57,816 --> 00:05:00,818
موضوع اينه که
. . تو اينقدر به اين واقعيت که

97
00:05:00,852 --> 00:05:04,104
. . ميدوني ، ميتوني همه چيز  . .

98
00:05:04,139 --> 00:05:05,706
، و هرچيزي رو درست کني . .
. . عادت کردي و باور داري ، که

99
00:05:05,740 --> 00:05:07,724
. . ديگه هرنوع امکاني رو . .

100
00:05:07,742 --> 00:05:10,210
که ممکنه يکسري چيزهايي باشن . .
. . که تو

101
00:05:10,245 --> 00:05:11,929
نميتوني اونارو درست کني ، ديگه متوجهشون نميشي . .

102
00:05:14,232 --> 00:05:16,333
ما نيازي به درست شدن نداريم

103
00:05:16,368 --> 00:05:18,735
آره ، نيازي نداريم

104
00:05:20,705 --> 00:05:23,173
، اما توي موقعيت غيرممکني هستيم

105
00:05:23,208 --> 00:05:28,679
اينکه تو ديگه نميتوني پرسرعت باشي يا
. . اينکه قدرت شنوايي خارق العاده و

106
00:05:28,713 --> 00:05:32,466
يا قدرت پرش خارق العاده داشته باشي . .

107
00:05:32,517 --> 00:05:37,021
کلارک " ، در تمامي تک تک دقايقي که تو "
. . اونو درکنار من ميگذروني

108
00:05:37,055 --> 00:05:41,275
، شام خوردنمون باهمديگه . .
. . دعوا کردنمون سرِ اينکه چه رنگي استفاده کنيم

109
00:05:41,309 --> 00:05:44,428
. . دعوامون سرِ اينکه ازدواج بکنيم يا نه . .

110
00:05:44,446 --> 00:05:47,114
ميتوني اون بيرون ، جونِ يکي رو نجات بدي . .

111
00:05:47,148 --> 00:05:48,649
، لوييس " ، اين آينده منه "

112
00:05:48,700 --> 00:05:50,951
و ازت ميخوام که تو هم بخشي از آينده ام باشي

113
00:05:50,985 --> 00:05:53,487
آره ، خوب ، شايد اون چيزي رو
که ميخوايم ، نتونيم بدستش بياريم

114
00:05:53,538 --> 00:05:56,990
، " کلارک "
من فقط مانعي سرِ راهت هستم

115
00:06:04,615 --> 00:06:09,136
" تو سرِ راهم من نيستي ، " لوييس

116
00:06:09,170 --> 00:06:10,938
تو درکنارِ من هستي

117
00:06:14,976 --> 00:06:17,478
و اگه واقعا ميخواي که
، ازدواجمون رو کنسل کني

118
00:06:17,512 --> 00:06:19,513
بايد توي همون کليسا که هستيم
منو اونجا ترک کني

119
00:06:39,417 --> 00:06:41,585
کي ميدونست که گره زدن اينقدر سخت باشه !؟

120
00:06:41,619 --> 00:06:43,620
بايد يادم بندازي که
. .  از " زاتانا " بابتِ اينکه

121
00:06:43,654 --> 00:06:45,456
باعث شده بود اينقدر تشريفات ازدواجمون رو . .
بتونيم راحت و بي دردسر درست کنيم ، تشکر کنم

122
00:06:45,490 --> 00:06:46,523
، نميدونم

123
00:06:46,558 --> 00:06:47,958
. . خيلي دوست داشتم که بتونم

124
00:06:47,992 --> 00:06:49,343
کمي از جزئيات ازدواجمون رو به ياد بيارم . .

125
00:06:49,377 --> 00:06:51,178
، خوب ، با توجه به بقيه جزئيات ديگه اون شب

126
00:06:51,212 --> 00:06:55,349
تنها چيزي که واقعا ميخوام سند ازدواجمون هست

127
00:06:55,383 --> 00:06:57,434
. . ميخواستم بدونم که تو -
. . ميخواستم ازت بپرستم که تو -

128
00:06:57,469 --> 00:07:00,104
ببخشيد -
ميتوني ادامه بدي ، اول بايد تو بگي -

129
00:07:00,138 --> 00:07:02,022
بگو ديگه

130
00:07:02,056 --> 00:07:04,141
، اگه " زاتانا " تورو تحت اون طلسم قرار نميداد

131
00:07:04,175 --> 00:07:06,443
. . اونوقت ، بازم تو

132
00:07:08,179 --> 00:07:10,864
اينکارو ميکردم ؟

133
00:07:10,899 --> 00:07:12,032
آره

134
00:07:12,066 --> 00:07:14,034
اين بهترين تصميميِ که يادم نيست
چطوري به اون نتيجه رسيدم

135
00:07:15,987 --> 00:07:18,205
تو چطور ؟ -
منم همينطور -

136
00:07:23,878 --> 00:07:25,796
خوب ، درهرحال ، ما قراره چيکار کنيم ؟

137
00:07:25,830 --> 00:07:27,164
يه آپارتمان و يکسري وسايل خونه بخريم ؟

138
00:07:27,198 --> 00:07:29,133
" قراره چيکار کنيم "
. . هيچوقت جزئي از

139
00:07:29,167 --> 00:07:30,467
رابطه منحصر به فردمون نبوده . .

140
00:07:30,502 --> 00:07:32,886
، هميشه براي انجام کارهاي ديگه
ما خودمون يه راهي براي انجامشون درست ميکرديم

141
00:07:32,921 --> 00:07:34,538
آره

142
00:07:34,556 --> 00:07:36,557
که شامل تبديل کردن بزرگترين
و مهمترين روز زندگيمون به بي سر و صداترين اتفاق دنيا ميشه

143
00:07:39,227 --> 00:07:41,962
. . شايد بشه گفت که ازدواج ما جلوي ازدواج

144
00:07:41,996 --> 00:07:42,963
لوييس " و " کلارک " خيلي به چشم نياد " . .

145
00:07:42,997 --> 00:07:44,681
اون هنوز جواب تلفنم رو نداده

146
00:07:44,715 --> 00:07:46,683
بهش زنگ زدم ، پيامک زدم ، و
، حتي بهش ايميل هم زدم

147
00:07:46,717 --> 00:07:48,852
اما ، با توجه به اينکه روز ازدواجش هست خيلي
آروم و بي سر و صداست

148
00:07:48,887 --> 00:07:51,004
. . خوب ، اين وظيفه توئه که

149
00:07:51,039 --> 00:07:52,823
بري و عروس رو سرِ موقع برسوني . .
، به کليسا

150
00:07:52,857 --> 00:07:54,291
پس ، شايد لازم باشه که
بخواي اونو هلِش بدي و بياريش اينجا

151
00:07:54,325 --> 00:07:56,193
من که به همه وظايف ساقدوشي خودم رسيدم

152
00:07:56,227 --> 00:07:58,245
. . من

153
00:07:58,279 --> 00:07:59,729
امروز صبح اينارو خريدم . .

154
00:07:59,747 --> 00:08:02,082
هم ساده ست و هم کلاسيک

155
00:08:02,116 --> 00:08:02,950
آره

156
00:08:04,118 --> 00:08:05,452
. . خوب ، تنها کاري که بايد بکني اينه که

157
00:08:05,487 --> 00:08:07,254
موش ها و کدوتنبل رو برسوني . .
. . به سيندرلا

158
00:08:07,288 --> 00:08:09,573
و اونو سرِ موقع برسوني به کليسا . .

159
00:08:28,926 --> 00:08:31,345
، ميبينم که داري با اسم " لوتر " زندگي ميکني

160
00:08:31,379 --> 00:08:33,263
آخرين وارث خاندان تاريکي

161
00:08:35,116 --> 00:08:36,583
. . دارم اين ساختمون رو نوسازي ميکنم

162
00:08:36,618 --> 00:08:38,835
براي اينکه ، اونو تبديل کنم . .
به چيزي که نماد چيزهاي خوبه

163
00:08:38,870 --> 00:08:42,155
اينکه نگاه آدمارو به ما و ميراث " لوتر " تغيير بده

164
00:08:43,491 --> 00:08:45,826
براي چي اينجايي ؟

165
00:08:45,877 --> 00:08:47,828
، نبايد اينجا باشم

166
00:08:47,879 --> 00:08:50,747
نتونستم جلوي خودمو بگيرم

167
00:08:50,781 --> 00:08:52,132
. . تورو نگاه

168
00:08:54,886 --> 00:08:57,137
که اينقدر بزرگ شدي . .

169
00:08:57,171 --> 00:09:01,341
هميشه ميخواستم که درکنارت باشم ، يه مادر دوست داشتني

170
00:09:01,392 --> 00:09:03,610
تو هيچوقت مادر من نبودي

171
00:09:03,645 --> 00:09:06,980
تو خيلي خاص بودي

172
00:09:07,015 --> 00:09:10,100
هر روحي که بر روي اين زمين هست
، خودش سرنوشتش رو رقم ميزنه و شکل ميده

173
00:09:10,134 --> 00:09:12,786
هر تصميمي که ميگيره ، يا
. . اونو به روشنايي نزديک ميکنه

174
00:09:12,820 --> 00:09:14,304
يا به تاريکي . .

175
00:09:14,322 --> 00:09:16,857
من هميشه ميتونستم بگم که
. . دختراي من

176
00:09:16,891 --> 00:09:19,276
نزديک کدوم يکي از اين جوانب ميشن . .

177
00:09:19,310 --> 00:09:21,695
اما ، تو فرق داشتي

178
00:09:21,746 --> 00:09:25,082
، تو براي تاريکي متولد شده بودي

179
00:09:25,116 --> 00:09:27,251
اما ، هنوزم آرزوي رسيدن به روشنايي رو داري

180
00:09:27,285 --> 00:09:29,753
اينکه من يه " لوتر " باشم ، مشخص نميکنه
که سرنوشت من بايد چي باشه

181
00:09:29,787 --> 00:09:33,423
، پس بايد به حرفاي من گوش بدي
نميتونم طاقت بيارم و زجر کِشيدنت رو ببينم

182
00:09:33,458 --> 00:09:35,626
ميخوام که به روحت زندگي ابدي و جاودانه بدم

183
00:09:35,660 --> 00:09:38,295
، " خواهش ميکنم ، " لوتسا
بذار نجاتت بدم

184
00:09:47,171 --> 00:09:48,522
از چي ؟

185
00:09:48,556 --> 00:09:52,492
" از " رستاخيزِ ارباب تاريکي

186
00:09:54,279 --> 00:09:56,029
. . بدي و شرارت در بهترين و خالص ترين شکلش

187
00:09:56,064 --> 00:09:58,615
، در قلب و طبيعت انسان هاست . .

188
00:09:58,650 --> 00:10:02,069
و با گذشت زمان بعنوان چيزي که بايد
. . ازش دوري کرد ، در درون انسان ها پوشيده و مخفي شده

189
00:10:02,120 --> 00:10:04,488
و انسان ها ترجيح ميدن که اونو . .
بطور مستقيم نپذيرن

190
00:10:04,522 --> 00:10:05,956
. . " هيديز " ، " کالي "

191
00:10:05,990 --> 00:10:09,126
. . حتي کلمه " شيطان " کلمه قديمي لاتين هست . .

192
00:10:09,160 --> 00:10:12,412
که به معناي " ستاره صبحگاهي " و  . .
آورنده روشنايي " هست "

193
00:10:12,463 --> 00:10:15,865
متاسفانه درطيِ قرن ها و
. . با ترجمه هاي زيادي که انجام شده

194
00:10:15,883 --> 00:10:20,003
اون ها هديه هاي واقعي " ارباب تاريکي " رو . .
درهم پيچيدن و از بين بردن

195
00:10:20,038 --> 00:10:22,389
. . اما

196
00:10:22,423 --> 00:10:24,725
، قبل از پايان دنيا . .

197
00:10:24,759 --> 00:10:28,762
پيوستن به اون ، تنها راه رستگاري خواهد بود . .

198
00:10:28,813 --> 00:10:32,032
من هرگز به تو ملحق نميشم

199
00:10:36,988 --> 00:10:40,023
بدرود ، دخترِ من

200
00:10:40,057 --> 00:10:42,726
براي روحت دعا ميکنم

201
00:10:47,115 --> 00:10:48,799
، صبر کن

202
00:10:50,668 --> 00:10:53,203
کِي هست ؟

203
00:10:53,237 --> 00:10:54,904
منظورت چيه ؟

204
00:10:54,922 --> 00:10:57,124
کِي ؟
کِي قراره اين جهنم برسه اينجا ؟

205
00:10:57,175 --> 00:11:00,344
" قرار نيست اون برسه اينجا ، " لوتسا

206
00:11:00,378 --> 00:11:02,946
اون درست رسيده بالاي سرِمون

207
00:11:57,337 --> 00:11:58,504
مامان ؟

208
00:11:58,538 --> 00:12:00,756
فکرميکردم قراره براي خوردن صبحانه
توي تختت بموني

209
00:12:00,790 --> 00:12:03,008
. . و منم فکرميکردم که قراره

210
00:12:03,043 --> 00:12:06,378
به خونه اي برگردم که . .
تو و " لوييس " ميخوايد توش باهمديگه زندگي کنيد

211
00:12:06,413 --> 00:12:09,682
همينطوره ، توي متروپوليس هستيم

212
00:12:09,716 --> 00:12:11,150
اميدوارم

213
00:12:11,184 --> 00:12:12,518
برات يه پيام فرستاده بودم

214
00:12:12,552 --> 00:12:14,586
تا چند روز ديگه قرارداد رو ميبنديم

215
00:12:14,621 --> 00:12:18,557
کلارک " ، فکرکنم وقتي که سند خونه رو "
برات فرستادم ، تو دچار سوء تفاهم شدي

216
00:12:18,608 --> 00:12:19,892
اينجا خونه ماست

217
00:12:22,062 --> 00:12:23,445
ما پيشنهاد رو قبول کرديم

218
00:12:23,480 --> 00:12:24,997
. . تو . . تو درست وسطِ انجام

219
00:12:25,031 --> 00:12:26,532
انتخابات مجددت هستي . .

220
00:12:26,566 --> 00:12:28,350
. . فقط به اين خاطر که دارم زندگيم رو پيش ميبرم

221
00:12:28,368 --> 00:12:32,654
به اين معني نيست که بخوام . .
همه چيزهايي رو که قبلا داشتم رو بيخيال بشم

222
00:12:32,688 --> 00:12:35,407
اين درس خيلي سختي براي يادگرفتن بود

223
00:12:35,458 --> 00:12:38,377
موضوع درباره پدره ؟

224
00:12:40,914 --> 00:12:42,998
ميدونم از وقتي که اون مُرده اوضاع خيلي سخت بوده

225
00:12:43,032 --> 00:12:44,466
. . اينکه اوني باشي که تنهات ميذارن

226
00:12:44,501 --> 00:12:46,318
موضوع همينه

227
00:12:46,353 --> 00:12:49,038
من هيچوقت تنها نموندم

228
00:12:50,407 --> 00:12:52,741
. . مهم نيست که کجا باشم

229
00:12:52,776 --> 00:12:55,260
يا اينکه چه کسي رو انتخاب کنم . .
. . که باهاش زندگي کنم

230
00:12:55,311 --> 00:12:57,212
، پدرت هميشه با من و همراهمه . .

231
00:12:57,247 --> 00:12:58,931
. . و همراهه تو هم هست

232
00:12:58,965 --> 00:13:02,951
فقط اگه به خودت اجازه بدي که . . اونو ببيني . .

233
00:13:02,986 --> 00:13:04,737
. . اينکارو کردم

234
00:13:04,771 --> 00:13:07,189
پارسال . .

235
00:13:07,223 --> 00:13:10,442
فکرکردم که دارم باهاش حرف ميزنم

236
00:13:12,529 --> 00:13:14,663
اما ، بعدش فهميدم که
. . اون فقط بهانه اي بود براي اينکه

237
00:13:14,697 --> 00:13:16,365
. . با آينده ام رو در رو نشم . .

238
00:13:16,399 --> 00:13:19,118
درست مثل همون زماني که منتظر بودم . .
تا " جور - ال " راهو بهم نشون بده

239
00:13:19,169 --> 00:13:21,253
بايد به زندگيم ادامه ميدادم

240
00:13:23,623 --> 00:13:26,875
به اين مَردي که الان بهش تبديل شدي ، واقعا
افتخار ميکنم

241
00:13:28,845 --> 00:13:31,296
اما ، چرا از بين اين همه روز ، امروز رو
انتخاب کردي که حرف پدر رو بزني ؟

242
00:13:34,217 --> 00:13:36,468
. . چونکه امروز روزي هست که

243
00:13:36,519 --> 00:13:39,021
. . ميخوايم قدم بعدي تورو توي سفرت و  . .

244
00:13:39,055 --> 00:13:41,840
بقيه آدمايي که همراهت  . .
بخشي از اون سفر بودن رو جشن بگيريم

245
00:13:43,943 --> 00:13:46,094
و فکرميکني که من همچين حسي رو ندارم ؟

246
00:13:46,112 --> 00:13:50,032
کلارک " ، تو اينقدر "
. . روي کاري که داري ميکني تمرکز کردي که

247
00:13:50,066 --> 00:13:52,201
شروع کردي به جدا کردن بخش هايي . .
. . از گذشته ات

248
00:13:52,235 --> 00:13:54,603
که تورو تبديل به چيزي کردن که . .
الان هستي

249
00:13:54,621 --> 00:13:57,105
. . من

250
00:13:57,123 --> 00:13:59,941
. . نميتونم اون . .

251
00:13:59,959 --> 00:14:02,110
دردي رو که تو وقتي اون بيرون هستي و . .
، ميبيني رو ، تصور کنم

252
00:14:02,128 --> 00:14:03,745
. . ميدونم که بايد نقاب به چهره ات بزني تا

253
00:14:03,779 --> 00:14:05,664
اينکه بتوني از عهده اين مسئوليت هات بربيايي . .

254
00:14:05,715 --> 00:14:09,134
. . اما ، اگه بخواي به تمامي اون تجريباتي که

255
00:14:09,169 --> 00:14:11,970
تورو اينقدر مستحکم و مهربون کردن . .
، پشت کني

256
00:14:12,005 --> 00:14:13,505
. . فقط به اين خاطر که اونا ناراحتت ميکنن

257
00:14:13,556 --> 00:14:15,641
، ميترستم که ، يه روزي . .

258
00:14:15,675 --> 00:14:18,793
هرچيزي رو که تاحالا توي
اسمالويل " يادگرفتي ، همه نابود بشه و به فنا بره "

259
00:14:18,812 --> 00:14:20,345
من هرگز اجازه نميدم همچين اتفاقي بيفته

260
00:14:20,396 --> 00:14:24,183
همين الانشم اين اجازه رو دادي ، و
فقط ، متوجهش نميشي

261
00:14:24,234 --> 00:14:27,436
. . عزيزم

262
00:14:27,470 --> 00:14:30,022
. . تنها چيزي که ميگم اينه که . .

263
00:14:30,073 --> 00:14:33,809
نيازي نيست براي اينکه . .
به زندگيت ادامه بدي ، گذشته رو فراموش کني

264
00:14:33,843 --> 00:14:36,278
چرا ، بايد اينکارو بکني ، مامان

265
00:14:36,312 --> 00:14:37,979
متاسفم

266
00:14:37,997 --> 00:14:40,315
، دوستت دارم
. . اما بايد يه راهي پيدا کني که

267
00:14:40,333 --> 00:14:43,035
بتوني تمامي اتفاقات گذشته ات رو . .
فراموش کني ، درست مثل کاري که من کردم

268
00:14:43,069 --> 00:14:45,537
اين تنها راه براي ادامه دادن به زندگيت هست

269
00:15:02,222 --> 00:15:03,772
خيلي خب ، بجنبيد

270
00:15:03,806 --> 00:15:05,340
نيروي هوايي شماره يک ، يه ساعت پيش بود
، که فرود اومد

271
00:15:05,358 --> 00:15:07,142
و هنوز چيزي رو دراينباره اعلام نکردن

272
00:15:07,176 --> 00:15:08,477
اين داستان انگار که يه بوهايي ميده

273
00:15:08,511 --> 00:15:10,729
يه چيزي بهم بديد که مهم باشه و به دردم بخوره

274
00:15:12,949 --> 00:15:14,199
نه ، نه و نه

275
00:15:14,234 --> 00:15:16,235
ببين ، ميدونم که يه ليست طولاني از
. . دلايلي داري که

276
00:15:16,286 --> 00:15:18,353
نبايد ازدواج کني و الان . .
، تو کله ات درحال رقصيدن و اينور و اونور هستن

277
00:15:18,371 --> 00:15:20,239
. . اما تو هيچوقت نميتوني ببيني که آخرش چي ميشه

278
00:15:20,290 --> 00:15:21,690
اگه توي چرخه گردش گير کني . .

279
00:15:21,708 --> 00:15:25,043
هيچ گوشه و کنايه اي از " کلويي " نيست که
بتونه باعث بشه من نظرم رو عوض کنم

280
00:15:26,996 --> 00:15:28,797
کلارک " ممکنه صداي گريه دنيارو "
، براي کمک بشنوه

281
00:15:28,831 --> 00:15:30,532
و بايد که جواب اونارو بده

282
00:15:30,550 --> 00:15:32,000
من نميخوام که سرِ راهش باشم

283
00:15:32,034 --> 00:15:34,086
، اون که نميتونه همش درحال شنيدن اين چيزا باشه
لوييس " ، اون خدا نيست "

284
00:15:34,137 --> 00:15:36,421
اون که نميتونه مراقب تک تک پرنده ها و
هر پر کاهي که زمين ميفته باشه ، ميفهمي ؟

285
00:15:36,472 --> 00:15:37,589
اون يه آدمه

286
00:15:37,640 --> 00:15:39,725
و ، بعضي وقتا نياز داره که
اون چيزارو نشنوه

287
00:15:39,759 --> 00:15:44,263
اون هم بايد استراحت کنه ، عاشق باشه و بخنده

288
00:15:45,881 --> 00:15:49,518
و ، وقتي که بالاخره تصميم گرفت
، بزنه بره و تو آسمون پرواز کنه

289
00:15:49,552 --> 00:15:52,070
اون ، تورو ميخواد که پيشش فرود بياد

290
00:15:52,105 --> 00:15:54,556
، خوب
اين چيزيِ که من ازش ميترسم

291
00:15:54,574 --> 00:15:56,224
، من اونو به زمين ميشونم

292
00:15:56,242 --> 00:15:59,728
جلوي اونو از رسيدن به ارتفاعات بلند و
اوج گرفتن ، ميگيرم

293
00:15:59,746 --> 00:16:01,914
. . " لوييس "

294
00:16:01,948 --> 00:16:04,283
اون اصلا همچين فکري نميکنه . .

295
00:16:06,920 --> 00:16:10,556
اما ، حالا که نميخواي
. . اونو توي کليسا ببيني

296
00:16:10,590 --> 00:16:13,208
بايد اينو از زبون خودش و . .
با کلمات خودش بفهمي

297
00:16:31,277 --> 00:16:33,779
، " من ، " کلارک کنت *
. . تو " لوييس لين " رو

298
00:16:33,813 --> 00:16:37,699
بعنوان شريک زندگي خودم . .
، انتخاب ميکنم . . براي هميشه و تا ابد

299
00:16:37,734 --> 00:16:41,703
، با وجود تو که درکنارم باشي
. . من هرگز تنها نخواهم بود

300
00:16:41,738 --> 00:16:44,323
گرچه دنيارو تورو به چشم يه زن قوي و . .
، مستقل ميبينه

301
00:16:44,374 --> 00:16:45,624
. . تاحالا هيچ کسي رو نديدم که

302
00:16:45,708 --> 00:16:48,943
به اندازه تو و مثل تو همچين قلب مهربون و . .
، خالصي داشته باشه

303
00:16:52,131 --> 00:16:53,665
، وقتي من گمشده بودم

304
00:16:53,716 --> 00:16:56,802
تو هميشه درکنارم بودي که
منو به خودم برگردوني

305
00:16:56,836 --> 00:16:59,287
. . پس ، در اين روز و در اين لحظه

306
00:16:59,305 --> 00:17:01,556
من متعهد ميشم که . .
، بقيه زندگيم رو درکنار تو بگذرونم

307
00:17:04,143 --> 00:17:08,313
تو هميشه به من باور داشتي و
منم به تو باور دارم

308
00:17:08,348 --> 00:17:10,816
، و ، وقتي به کسي باور داشته باشي

309
00:17:10,850 --> 00:17:14,820
اون باور فقط به يه دقيقه يا
. . فقط براي يه مدت خاصي نيست

310
00:17:14,854 --> 00:17:17,472
* اون باور براي هميشه ست . .

311
00:17:25,999 --> 00:17:28,950
من عجب آدم احمقي هستم

312
00:17:53,342 --> 00:17:56,311
، " برج مراقبت "
به ماهواره " کلويي دو " وصل بشو

313
00:17:56,345 --> 00:18:00,065
" دسترسي به ماهواره " کلويي دو " ممکن نيست "

314
00:18:00,116 --> 00:18:01,149
" آنلاين نيست "

315
00:18:01,183 --> 00:18:03,118
چه اتفاقي داره ميفته ؟

316
00:18:03,152 --> 00:18:05,404
اون ماهواره طوري برنامه ريزي شده که "
" نشه به اون متصل شد

317
00:18:05,455 --> 00:18:07,489
پس ، ديگه نميتونيم روي همه جا ديد خوبي داشته باشيم

318
00:18:07,523 --> 00:18:08,857
کي همچين دستوري رو داده ؟

319
00:18:08,875 --> 00:18:11,710
" شما اجازه دسترسي امنيتي به اين بخش رو نداريد "

320
00:18:11,744 --> 00:18:13,745
" خانم مرسر "

321
00:18:24,974 --> 00:18:28,009
منو به ماهواره صنايع " کوئين " وصل کن
" به اسم " هتل - آلفا - 4 - 2

322
00:18:28,061 --> 00:18:31,229
تمامي ماهواره هاي صنايع کوئين آفلاين و "
" غيرقابل دسترسي هستن

323
00:18:31,264 --> 00:18:32,547
چطور همچين چيزي ممکنه ؟

324
00:18:32,565 --> 00:18:34,349
. . دستور قطع شدن "

325
00:18:34,383 --> 00:18:38,052
از ساختمان " برج مراقبت " از 1242 ساعت پيش . .
" داده شده

326
00:18:38,071 --> 00:18:40,439
ويديوي امنيتي " برج مراقبت " از
اون زمان رو برام بيار

327
00:18:40,490 --> 00:18:43,075
" درحال پردازش "

328
00:18:44,610 --> 00:18:46,227
. . " اوليور "

329
00:18:46,245 --> 00:18:49,081
تو چيکار کردي ؟ . .

330
00:18:59,175 --> 00:19:02,076
" ميتوني به بخش اصلي ويديو فيدهاي " برج مراقبت
دسترسي پيدا کني ؟

331
00:19:02,095 --> 00:19:05,263
شکارکننده جنايتکاران " ايستگاه فضايي جديدي " "
" رو آنلاين کرده

332
00:19:05,298 --> 00:19:07,081
" درخواستت رو مطرح کن "

333
00:19:07,100 --> 00:19:09,017
خدارو شکر که مريخي دوست داشتنيمون رو داريم

334
00:19:09,051 --> 00:19:11,252
، " برج مراقبت "
نشونم بده چي اون بيرونه

335
00:19:11,270 --> 00:19:14,139
" ويديو فيد ، روي صفحه مانيتور اصلي هست "

336
00:19:41,918 --> 00:19:43,769
کاري رو که خواسته بودين کردم

337
00:19:43,803 --> 00:19:46,671
اونا نميفهمن که " رستاخيز " در راهه

338
00:19:49,142 --> 00:19:52,811
ارباب تاريکي " حسابي از اين موضوع خوشحال ميشه "

339
00:19:52,845 --> 00:19:57,632
. . اون ، يه ماموريت ديگه برات داره

340
00:19:57,650 --> 00:20:03,471
اينکه ، از روح هايي که . .
ما نجاتشون داديم محافظت کني

341
00:20:03,489 --> 00:20:07,159
، اينکار " آورنده روشنايي " رو خلع سلاح ميکنه

342
00:20:07,193 --> 00:20:09,895
همون کسي که تهديد کرد ميخواد تاريکي رو شکست بده

343
00:20:24,456 --> 00:20:26,507
من هيچوقت نميخواستم که خداحافظي کنم

344
00:20:31,713 --> 00:20:35,299
پس ، خداحافظي نکن

345
00:20:35,334 --> 00:20:39,086
. . فکرميکردم که ديگه فهميدم

346
00:20:39,137 --> 00:20:42,924
. . چطوري بايد به زندگيم ادامه بدم . .

347
00:20:42,975 --> 00:20:46,427
، اينکه چطوري گناهم رو فراموش کنم . .
. . همينطورم سستي ها و تزلزل هامو ، سوالاتم رو

348
00:20:46,478 --> 00:20:48,379
. . اما . .

349
00:20:48,397 --> 00:20:51,499
حالا ديگه خيلي نزديکم . .

350
00:20:51,533 --> 00:20:56,404
، ميدونم که من چه آدمي ميشم
خودم اينو ديدم

351
00:20:56,438 --> 00:20:58,856
لوييس " فکرميکنه که بايد ترکش کنم "

352
00:20:58,890 --> 00:21:01,325
مامان ميگه که بايد وابسته به تو بمونم

353
00:21:01,360 --> 00:21:03,995
، تو نيازي نداري که به کسي وابسته بموني
. . " کلارک "

354
00:21:04,029 --> 00:21:06,080
اگه اونا همين الانشم توب قلبت هستن . .

355
00:21:06,114 --> 00:21:09,617
. . نميتونم به تکيه کردن به تو ادامه بدم

356
00:21:09,668 --> 00:21:10,851
، " به تکيه کردن به " جور - ال . .

357
00:21:10,886 --> 00:21:14,088
بايد روي پاي خودم وايسم ، ميدوني که چي ميگم ؟

358
00:21:14,122 --> 00:21:15,589
اينطوري بهتره

359
00:21:15,624 --> 00:21:18,743
منظورت اينه که ، اينطوري راحت تره

360
00:21:22,531 --> 00:21:25,216
فقط ، خيلي دلم برات تنگ شده

361
00:21:31,423 --> 00:21:35,092
، پس بذار کنارت باشم
" کلارک "

362
00:21:35,110 --> 00:21:37,928
و . . مادرت رو از خودت دور نکن

363
00:21:37,946 --> 00:21:41,916
ما بخشي از تو هستيم

364
00:21:45,337 --> 00:21:47,538
، انگار که روي پرتگاه هستم
. . و روي لبه اون وايسادم

365
00:21:47,572 --> 00:21:50,324
و به جايي نگاه ميکنم که . .
خيلي فراتر از اونجايي هست که تاحالا بودي

366
00:21:50,375 --> 00:21:52,793
خيلي فراتر از جايي هست که
جور - ال " در اون بوده "

367
00:21:56,248 --> 00:22:00,634
و با اينکه خيلي بابت همه چيزايي که
. . بهم دادي ، ازت ممنونم و قدرشون رو ميدونم

368
00:22:00,669 --> 00:22:04,171
بايد به جايي فراتر از اوني برم و برسم که . .
، هيچکدوم شماها ديگه نميتونيد منو راهنمايي کنيد

369
00:22:04,222 --> 00:22:08,459
اينکه قهرماني باشم که
دنيا ازم ميخواد باشم

370
00:22:17,736 --> 00:22:19,653
. . براي چي مهمترين اتفاق ها براي آدم

371
00:22:19,688 --> 00:22:22,656
بايد هميشه دردناک ترين اتفاق ها باشن ؟ . .

372
00:22:24,860 --> 00:22:27,028
ميدوني ، " کلارک " ، وقتي
، از نجاري فارغ اتحصيل شدم

373
00:22:27,079 --> 00:22:29,146
. . اون

374
00:22:29,164 --> 00:22:32,649
، اون روز يکي از مهمترين روزهاي زندگيم بود . .
. . اما

375
00:22:32,667 --> 00:22:36,653
هيچکدوم از اون سخنراني هايي که . .
اونجا شد رو به ياد نميارم

376
00:22:36,671 --> 00:22:38,322
حتي ديپلم گرفتنم رو هم يادم نمياد

377
00:22:38,340 --> 00:22:41,792
. . من

378
00:22:41,826 --> 00:22:44,011
فقط يادمه که پدر و مادرم در اون زمان ها پيشم نبودن

379
00:22:46,331 --> 00:22:48,299
، " ميدونم ميخواي چي بگي ، " اوليور

380
00:22:48,333 --> 00:22:50,434
اما ، من اينجا نيومدم که
براي از دست دادن پدرم غصه بخورم

381
00:22:50,469 --> 00:22:52,937
من قبلا اينکارو کردم

382
00:22:53,004 --> 00:22:55,056
اون موضوع رو فراموش کردم و پشت سر گذاشتمش

383
00:22:55,107 --> 00:22:56,857
، خيلي خب ، باشه
. . " اگه منظورت از گفتن " پشت سر گذاشتن

384
00:22:56,892 --> 00:22:58,642
. . خداحافظي کردن با پدر يخيت . .

385
00:22:58,676 --> 00:23:00,528
، فروختن مزرعه و وقت گذروندن توي قبرستون اونم . .

386
00:23:00,562 --> 00:23:01,645
. . بجاي اين باشه الان تو کليسا باشي و

387
00:23:01,679 --> 00:23:03,898
يه لباس اذيت کننده و تنگ هم تنت باشه . .

388
00:23:03,949 --> 00:23:07,201
اگه حق با " لوييس " باشه چي ؟
اگه کُل اين کار يه اشتباه باشه چي ؟

389
00:23:07,235 --> 00:23:10,521
، " تمرينم ، " اسمالويل
. . مزرعه ، خاطراتم

390
00:23:10,539 --> 00:23:12,189
اگه اينا فقط براي کمک کردنم بودن ، چي ؟

391
00:23:12,207 --> 00:23:14,492
. . کلارک " ، فکرنميکنم که يادآوري گذشته ات "

392
00:23:14,526 --> 00:23:17,128
باعث بشه که تو در آينده تبديل بشي به . .
يه آسمان نورد و پرواز کننده اي که نقاب داره

393
00:23:17,162 --> 00:23:18,963
فکرميکردم که " لوييس " آينده امه

394
00:23:18,997 --> 00:23:21,582
فکرميکردم که اون زندگي جديدم و سرنوشتم هست

395
00:23:21,633 --> 00:23:24,368
اما ، اگه اون هم بخشي از خاطراتي باشه
که بايد اونو پشت سرم بذارم ، چي ؟

396
00:23:27,472 --> 00:23:30,307
اگه براي قهرمان ها مقدر نشده باشه
که عاشق باشن چي ؟

397
00:23:30,342 --> 00:23:31,559
منم قبلا همچين چيزي رو پشت سر گذاشتم

398
00:23:31,593 --> 00:23:33,094
، اين چيزهارو گذروندم
ميدوني آخرش منو به کجا رسوند ؟

399
00:23:33,128 --> 00:23:35,646
اينکه آخرش يه بند چرمي درست و حسابي و
عالي رو سوزوندم

400
00:23:35,680 --> 00:23:37,431
، وقتي روي لبه پرتگاه بودم
. . يه دوست خيلي خوب بود که اون موقع

401
00:23:37,482 --> 00:23:38,682
منو به ياد اين انداخت که قبلا من . .
، چطور آدمي بودم

402
00:23:38,717 --> 00:23:40,234
اينکه منو به چيزي که ميتونستم باشم برسونه

403
00:23:40,268 --> 00:23:42,987
، اما موضوع همينه
" اوليور "

404
00:23:43,021 --> 00:23:44,872
هيچکسي نميتونه منو به جايي يا چيزي برسونه

405
00:23:47,225 --> 00:23:48,359
، در تمام زندگيم

406
00:23:48,393 --> 00:23:50,277
هميشه سعي ميکردم که
، خودم رو با دوتا زندگي متفاوتي که دارم عادت بدم

407
00:23:50,328 --> 00:23:52,797
و حقيقت اينه که ، من به هيچکدوم از
اون زندگي ها تعلق ندارم

408
00:23:52,831 --> 00:23:56,733
بايد خودم مسير زندگيم رو مشخص کنم و بسازم

409
00:23:56,751 --> 00:24:01,172
شايد اين به معني اين باشه که
بايد . . هردوي اون زندگي هارو فراموش کنم

410
00:24:04,593 --> 00:24:08,629
شايد به معني اين باشه که
بايد " لوييس " رو ترک کنم

411
00:24:15,420 --> 00:24:17,438
لوييس " ؟ "

412
00:24:17,473 --> 00:24:18,756
" لوييس "

413
00:24:20,526 --> 00:24:21,959
، مراقب باش ، شاهزاده افسونگر

414
00:24:21,994 --> 00:24:23,761
بدشانسي مياره اگه که بخواي يواشکي عروس رو
. . نگاه کني

415
00:24:23,779 --> 00:24:24,946
اونم قبل از اينکه بري به کليسا . .

416
00:24:24,980 --> 00:24:27,198
، ميدونم که امروز صبح منو ديدي

417
00:24:27,232 --> 00:24:29,934
اما ، اين قوانين زماني به کار ميرن
که رسما قرارِ ازدواجمون پابرجا باشه

418
00:24:29,952 --> 00:24:31,953
پابرجا باشه ؟

419
00:24:34,456 --> 00:24:37,458
لوييس " ، من . . من فکرميکردم "
که ازدواج رو کنسل کردي

420
00:24:37,493 --> 00:24:41,329
. . نميخواد ترس برِت داره ، پسر کشاورز

421
00:24:41,380 --> 00:24:43,264
، اما عهدنامه ات رو خوندم . .

422
00:24:43,298 --> 00:24:46,417
، و ، ميدونم که اين برخلاف قوانينه

423
00:24:46,451 --> 00:24:50,171
اما ، يه پرنده کوچولويِ ساقدوش ، اونو
. . بهم داد ، و

424
00:24:50,222 --> 00:24:52,674
اونا خيلي قشنگ بودن . .

425
00:24:52,725 --> 00:24:56,844
و ، من . . من فهميدم که
. . من خيلي احمق بودم ، چون که

426
00:24:56,895 --> 00:25:00,565
چيزي که ما داريم ، يه هديه ست و . .
من ميخواستم که اونو برگردونم

427
00:25:00,599 --> 00:25:03,151
و ، ما خيلي به همديگه مياييم

428
00:25:05,287 --> 00:25:06,637
اينم عهدنامه من هست

429
00:25:06,655 --> 00:25:08,923
حالا باهمديگه برابريم

430
00:25:13,912 --> 00:25:18,883
لوييس " ، بعضي وقتا تو يه چيزايي رو "
ميتوني ببيني و متوجه بشي ، که من نميتونم

431
00:25:24,256 --> 00:25:25,957
و تو . . تو خواستي بري ، منم
، فکرکردم

432
00:25:25,991 --> 00:25:27,542
اين کارِت به خاطره اينه که
. . تو نميتونستي تحمل کني

433
00:25:27,593 --> 00:25:29,660
اون کسي باشي . .
که سرِ راه من توي سرنوشتم هست

434
00:25:29,678 --> 00:25:33,264
خوب ، يه چيزي هست که
، دراينباره بايد بگم

435
00:25:33,298 --> 00:25:36,184
من ممکنه بعضي وقتا آدم خشني باشم

436
00:25:36,218 --> 00:25:38,736
و ، بعضي وقتا هم ، يه کمي رئيس بازي دربيارم

437
00:25:38,771 --> 00:25:42,390
پس ، ممکنه يکي پيش خودش اينو بپرسه که
. . چرا همچين آدم به اين عالي اي و خوبي مثل تو

438
00:25:42,441 --> 00:25:46,894
بايد بخواد با همچين زني که اينقدر ناکامل هست . .
و خيلي هم عالي نيست ، باشه

439
00:25:46,945 --> 00:25:49,346
، خوب ، اينو اشتباه برداشت نکني

440
00:25:49,364 --> 00:25:52,183
اما ، تو هم يه چيزايي توي خودت داري

441
00:25:52,201 --> 00:25:54,619
، و اين منو به آدم بهتري تبديل کرده

442
00:25:54,653 --> 00:25:58,790
، درست مثل اينکه ، بودن با من
. . ميتونه تورو به مَردي بهتر تبديل کنه

443
00:25:58,824 --> 00:26:01,292
و همينطورم يه ابَرقهرمان . .

444
00:26:01,326 --> 00:26:03,161
اميدوارم

445
00:26:03,195 --> 00:26:06,664
. . لوييس " ، موضوع اينه که "

446
00:26:06,698 --> 00:26:08,532
اگه حق با تو باشه ، چي ؟ . .

447
00:26:08,550 --> 00:26:11,035
. . اينکه خونوادت اينجا نيستن

448
00:26:11,053 --> 00:26:14,055
، و شک و ترديدهايي که ديروز داشتي . .

449
00:26:14,089 --> 00:26:17,225
شايد ستاره ها درست تو يه رديف قرار نگرفته باشن

450
00:26:19,595 --> 00:26:21,545
. . خوب ، باور کن ، خيلي تو ذوق زني بود که

451
00:26:21,563 --> 00:26:23,848
، رئيس باعث شد پدرم نتونه به اينجا بياد اونم . .

452
00:26:23,882 --> 00:26:25,850
، فقط بخاطره يه جلسه مزخرف کاري
. . اما

453
00:26:25,884 --> 00:26:26,884
من دختر بزرگي هستم . .

454
00:26:26,902 --> 00:26:29,120
خودم ميتونم به تنهايي توي راهروي اونجا قدم بزنم

455
00:26:30,606 --> 00:26:33,274
، همونطور که مامانم هميشه ميگفت

456
00:26:33,325 --> 00:26:35,893
اونايي که دوستشون داري هميشه درکنارت هستن

457
00:26:39,364 --> 00:26:41,449
، و درحال حاضر
. . اگه پدرم اينجا اومده بود بهم ميگفت که

458
00:26:41,500 --> 00:26:44,401
همه لباس هامو از يه شب قبل از ازدواج بايد . .
. . حتما يه جايي پهن کنم و آماده اشون بذارم

459
00:26:44,419 --> 00:26:46,754
تا اينکه نخوام موقع ازدواج عين ديوونه ها هِي . .
اينور و اونور دورِ خودم بچرخم

460
00:26:48,757 --> 00:26:53,961
و مامانم . . اون يادم مي آورد که
. . بايد يه نفس عميق بکِشم

461
00:26:54,012 --> 00:26:56,430
. . و تک تک دقايق رو به خاطر داشته باشم . .

462
00:26:56,465 --> 00:26:59,567
تا اينکه بتونم براي هميشه . .
اونارو به ياد داشته باشم

463
00:26:59,601 --> 00:27:02,687
، اگه پدرت بود ، چي ميگفت
کلارک " ؟ "

464
00:27:07,810 --> 00:27:12,313
" فکرنکنم که چيزِ خاصي ميگفت ، " لوييس

465
00:27:12,364 --> 00:27:14,732
پدرم هميشه همينطوري دربرابر همه چي رفتار ميکرد

466
00:27:18,821 --> 00:27:21,322
هميشه ميدونستم که دقيقا داره
به چه چيزايي فکرميکنه

467
00:27:31,250 --> 00:27:33,851
. . کلارک " ، منظورت از اينکه گفتي "

468
00:27:33,886 --> 00:27:37,338
ستاره ها تو يه رديف نيستن ، چي بود ؟ . .

469
00:27:41,793 --> 00:27:44,562
، ميخواستم که اين عهدنامه عالي باشه *

470
00:27:44,596 --> 00:27:47,965
اما ، عالي و کامل بودن چيزي هست
. .  دربرابر تو خيلي سخت ميشه اونو بهت رسوند

471
00:27:47,983 --> 00:27:51,936
اما ، زندگي جوريِ که بايد . .
، يه کمي آشفته و شلوغ پلوغ باشه

472
00:27:51,970 --> 00:27:53,688
. . و ، وقتي پاي عشق مياد وسط

473
00:27:53,739 --> 00:27:57,191
فکرميکنم ، مثل چيزيِ که پدرم هميشه . .
. . درباره ارتش ميگه ، اينکه

474
00:27:57,242 --> 00:27:59,277
تو فقط زماني توي اون ثبت نام ميکني که . .
. . اون تنها چيزي باشه

475
00:27:59,311 --> 00:28:02,530
، که ميتوني تصور انجامش رو داشته باشي . .

476
00:28:02,581 --> 00:28:04,815
" و " کلارک
. . من نميتونم

477
00:28:04,833 --> 00:28:08,452
حتي گذروندن يه لحظه از . .
، زندگيم رو بدون تو تصور کنم

478
00:28:08,503 --> 00:28:10,955
پس ، بهت قول ميدم که
، هميشه هواتو داشته باشم

479
00:28:10,989 --> 00:28:13,457
همونطور که تو هميشه هوامو داري

480
00:28:14,960 --> 00:28:18,129
، تو بهترين دوستمي
. . تو خونه امي

481
00:28:18,163 --> 00:28:21,048
و ، عشق واقعي من هستي . .

482
00:28:21,099 --> 00:28:23,634
و منم عشق واقعي تو هستم و
* هميشه هم عشق واقعي تو خواهم بود

483
00:28:38,116 --> 00:28:41,235
کلارک " ؟ "

484
00:28:45,824 --> 00:28:47,458
همينجام

485
00:28:54,566 --> 00:28:57,551
تو کليسا ميبينمت

486
00:28:57,586 --> 00:29:01,255
باشه

487
00:29:01,306 --> 00:29:03,140
اونجا ميبينمت

488
00:29:21,059 --> 00:29:22,526
اميدوارم اين پيام به يکيتون برسه

489
00:29:22,560 --> 00:29:24,912
، بخاطره بد بودن شرايط هوايي

490
00:29:24,947 --> 00:29:26,730
نميدونم هيچکدوم از تماس هام
. . بهتون ميرسه يا نه ، اما

491
00:29:29,868 --> 00:29:31,402
اين چي بود ديگه ؟

492
00:29:36,875 --> 00:29:38,409
! اوه ، خداي من

493
00:29:38,409 --> 00:29:48,409
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

494
00:32:27,979 --> 00:32:29,746
همه چي مرتبه ، " اسمالويل " ؟

495
00:32:29,781 --> 00:32:31,665
عاليه

496
00:32:31,699 --> 00:32:34,201
عاليه

497
00:32:58,794 --> 00:33:01,162
، ميخواستم که اين عهدنامه عالي باشه *

498
00:33:01,213 --> 00:33:05,449
اما ، عالي و کامل بودن چيزي هست
. .  دربرابر تو خيلي سخت ميشه اونو بهت رسوند

499
00:33:05,467 --> 00:33:08,503
اما ، زندگي جوريِ که بايد . .
، يه کمي آشفته و شلوغ پلوغ باشه

500
00:33:08,554 --> 00:33:10,505
. . و ، وقتي پاي عشق مياد وسط

501
00:33:10,556 --> 00:33:13,891
فکرميکنم ، مثل چيزيِ که پدرم هميشه . .
. . درباره ارتش ميگه ، اينکه

502
00:33:13,926 --> 00:33:16,344
تو فقط زماني توي اون ثبت نام ميکني که . .
. . انگار اون تنها چيزي هست که

503
00:33:16,395 --> 00:33:20,131
* که ميتوني تصور انجامش رو داشته باشي . .

504
00:33:20,149 --> 00:33:22,767
، " من ، " کلارک کنت *
. . تو " لوييس لين " رو

505
00:33:22,801 --> 00:33:25,853
بعنوان شريک زندگي خودم . .
، انتخاب ميکنم . . براي هميشه و تا ابد

506
00:33:25,904 --> 00:33:28,856
، با وجود تو که درکنارم باشي
* من هرگز تنها نخواهم بود

507
00:33:31,627 --> 00:33:34,278
، تو بهترين دوستمي ، خونه امي *

508
00:33:34,312 --> 00:33:37,699
. . و عشق حقيقي من هستي

509
00:33:37,750 --> 00:33:40,651
* و منم تا ابد عشق حقيقي تو خواهم بود . .

510
00:33:40,669 --> 00:33:43,171
. . در اين روز و در اين لحظه *

511
00:33:43,205 --> 00:33:47,291
من متعهد ميشم که . .
، بقيه زندگيم رو درکنار تو بگذرونم

512
00:33:47,325 --> 00:33:52,764
تو هميشه به من باور داشتي و
منم به تو باور دارم

513
00:33:52,798 --> 00:33:54,766
، و ، وقتي به کسي باور داشته باشي

514
00:33:54,800 --> 00:33:58,970
اون باور فقط براي يه دقيقه يا
. . فقط براي يه مدت خاصي نيست

515
00:33:59,004 --> 00:34:02,140
* اون باور براي هميشه ست . .

516
00:34:02,164 --> 00:34:09,164
سینمافریک

517
00:34:37,476 --> 00:34:39,343
! نه

518
00:34:40,512 --> 00:34:41,896
. . اوليور " ؛ داري چيکار "

519
00:34:41,930 --> 00:34:43,181
. " کلويي "

520
00:34:44,183 --> 00:34:46,818
! همه رو از اينجا خارج کن

521
00:34:46,852 --> 00:34:48,102
! برو

522
00:34:52,074 --> 00:34:54,025
. در برابر تاريکي تسليم شو -
. هرگز -

523
00:34:59,281 --> 00:35:00,782
! " کلارک " -
! لوييس " ؛ نه " -

524
00:35:00,833 --> 00:35:02,200
! " لوييس "

525
00:35:25,857 --> 00:35:26,940
! " اوليور "

526
00:35:26,975 --> 00:35:28,809
. اين ؛ خودِت نيستي

527
00:35:28,860 --> 00:35:31,094
. نذار بهت مسلط بشه

528
00:35:36,434 --> 00:35:38,702
اوليور " ؟ "
. گوش بده

529
00:35:38,737 --> 00:35:40,287
. بايد باهاش بجنگي

530
00:35:40,322 --> 00:35:41,405
. خيلي دير اومدي

531
00:35:49,998 --> 00:35:51,281
. کسي نيست که بخواي نجاتش بدي

532
00:35:52,784 --> 00:35:53,950
. درست نيست

533
00:35:53,968 --> 00:35:56,953
. تو هميشه انتخاب هاي درستو تو زندگيت نداشتي

534
00:35:56,971 --> 00:36:00,457
و يه بار از خودت و همه ي آدماي اطرافت
. نااميد شدي

535
00:36:18,777 --> 00:36:21,695
. "اما من حاضر نيستم ازت دست بکِشم " اوليور

536
00:36:23,915 --> 00:36:26,149
. تو آدم خوش قلبي هستي
. بذار قلبت ؛ راهنماييت کنه

537
00:36:26,167 --> 00:36:29,703
. من و تو ؛ بايد بکمک همديگه دنيا رو نجات بديم

538
00:36:31,790 --> 00:36:33,674
. بايد قهرمان باشي

539
00:36:35,927 --> 00:36:38,879
. ميدونم انتخاب درستو انجام ميدي

540
00:36:38,930 --> 00:36:42,182
ميدوني که کريپتونايتِ طلايي
. قدرتهامو براي هميشه ازم ميگيره

541
00:36:47,672 --> 00:36:50,173
. بهت ايمان دارم

542
00:37:19,671 --> 00:37:22,389
. حالا ديگه همه چي روبراهه

543
00:37:27,211 --> 00:37:30,097
. نه ؛ نيست

544
00:37:40,442 --> 00:37:42,609
. . مثل اينکه دنيا ؛ به قهرمانهاش

545
00:37:42,660 --> 00:37:44,828
. زودتر از اوني که فکرشو ميکرديم احتياج داره

546
00:37:50,768 --> 00:37:53,103
با مشاهده ي اين
. . تغييرات اتمسفري عجيب

547
00:37:53,154 --> 00:37:54,688
. . بنظر ميرسه قراره خورشيد گرفتگي اي رو داشته باشيم

548
00:37:54,722 --> 00:37:56,606
فکر کنم وقتي " تِس " سعي داشته که
. . اين پيامو بفرسته

549
00:37:56,657 --> 00:37:58,108
. آنتن دهي تلفن هاي همراه مختل شده . .

550
00:37:58,159 --> 00:38:00,243
ميتوني دوباره پخشش کني ؟

551
00:38:00,278 --> 00:38:01,861
. سعي کردم بهتون هشدار بدم

552
00:38:01,895 --> 00:38:03,246
. برج مراقبت " ؛ تسخير شده "

553
00:38:03,281 --> 00:38:04,781
. پيام آورانِ تاريکي ؛ در مرکز اين توطئه هستن

554
00:38:04,832 --> 00:38:08,285
با توجه به دفتر ثبت وقايع ؛
. رستاخيز " ؛ يه سياره ي واقعيه "

555
00:38:08,336 --> 00:38:09,619
. داره به سمتمون مياد

556
00:38:09,670 --> 00:38:11,371
. ارباب تاريکي پشتِ خورشيد گرفتگيه

557
00:38:11,405 --> 00:38:13,456
احتمالا بخاطر همين بوده که
. . سعي کرد کاري کنه که

558
00:38:13,507 --> 00:38:14,541
. اوليور " اون حلقه رو به دستم بکنه "

559
00:38:14,575 --> 00:38:16,426
اون ميدونه که تلاش ميکنم
. تا جلوشو بگيرم

560
00:38:16,460 --> 00:38:17,744
. بايد " تِس " رو پيدا کنيم

561
00:38:17,778 --> 00:38:20,847
مثل اينکه اون راهي براي
. شکست دادن ارباب تاريکي بلده

562
00:38:20,881 --> 00:38:22,182
. متشکرم ؛ ژنرال

563
00:38:22,216 --> 00:38:24,584
ستاد مشترک ارتش ؛
. . و وزارت دفاع

564
00:38:24,602 --> 00:38:27,654
حاضر نيستن تاوقتي رئيس جمهور . .
. اعلاميه ي خودشو بخونه ؛ اظهار نظري بکنن

565
00:38:27,688 --> 00:38:29,306
اگه پنتاگون ؛ وارد گود نشه ؛

566
00:38:29,340 --> 00:38:31,024
. تمام مامورهاييو که ميشناسمو خبر ميکنم

567
00:38:31,058 --> 00:38:32,626
يه حسي بهم ميگه که
. به کمک همشون احتياج داريم

568
00:38:32,660 --> 00:38:34,778
توهين نباشه ؛ اما فکر کنم
. . به گروه بزرگتري احتياج داريم

569
00:38:34,812 --> 00:38:36,079
. . و اگه " برج مراقبت " از کار افتاده . .

570
00:38:36,113 --> 00:38:38,298
بايد براي دسترسي به ديتابيسم . .
. به " استارسيتي " برم

571
00:38:38,332 --> 00:38:39,532
. پس منم همراهت ميام

572
00:38:39,567 --> 00:38:40,650
. نه ؛ خودم تنهايي از پسش برميام

573
00:38:40,701 --> 00:38:43,269
استعدادهاي تو بهتره اينجا ؛
. کنار " کلارک " مورد استفاده قرار بگيرن

574
00:38:43,287 --> 00:38:46,156
بايد بفهميم که
. چه بلايي سر " برج مراقبت " اومده

575
00:38:57,117 --> 00:38:59,619
. همين دور و برا ميبينمت

576
00:39:05,643 --> 00:39:07,060
. هي

577
00:39:08,512 --> 00:39:10,780
اگه اجازه بدي خودم برسونمت
. خيالم خيلي راحت تر ميشه

578
00:39:10,815 --> 00:39:12,015
. نه

579
00:39:12,066 --> 00:39:14,768
بايد کاري که توي انجامش بيشترين
. . مهارتو داريو انجام بدي

580
00:39:14,802 --> 00:39:16,836
. اينکه يه " قهرمان " باشي . . .

581
00:39:18,656 --> 00:39:20,991
. " تو هم همينطور " سوليوان

582
00:40:13,243 --> 00:40:15,161
. پدر

583
00:40:18,498 --> 00:40:21,467
. . ميدونستم وقتي آمادگيشو پيدا کني

584
00:40:21,501 --> 00:40:23,519
. دوباره منو ميبيني . . .

585
00:40:26,089 --> 00:40:28,090
. اشتباه کردم پدر

586
00:40:31,061 --> 00:40:34,764
. فکر کردم بايد شما رو فراموش کنم

587
00:40:34,815 --> 00:40:38,217
اما ؛ اين ؛ شما و مادر و بقيه هستيد
. . که برام مهمين

588
00:40:38,235 --> 00:40:40,719
که باعث ميشين اين دنيا . .
. برام ارزش نجات دادنو داشته باشه

589
00:40:40,737 --> 00:40:43,823
اما نگراني که اين دفعه
. شکست بخوري

590
00:40:43,857 --> 00:40:45,942
. ميدونم ترسيدي ؛ پسرم

591
00:40:47,411 --> 00:40:50,863
. قبلا با ارباب تاريکي روبرو شدم

592
00:40:50,897 --> 00:40:52,615
. اون نقاط ضعفمو ميشناسه

593
00:40:52,666 --> 00:40:54,500
. نزديک بود شکستم بده

594
00:40:54,534 --> 00:40:56,035
. به کمکتون احتياج دارم

595
00:40:57,671 --> 00:41:00,957
اما پسرم ؛ اون هرگز با مردي که الان
. روبروي من ايستاده مواجه نشده

596
00:41:07,681 --> 00:41:08,798
. . کلارک کِنت  "؛ "

597
00:41:08,849 --> 00:41:12,435
هرچقدر که من و مادرت . .
. . تلاش کرديم که ازت در برابر

598
00:41:12,469 --> 00:41:14,720
. . ريشه هات محافظت کنيم . .

599
00:41:14,754 --> 00:41:17,757
همون قدر سعي کرديم که تو رو براي رويارويي
. . با هرنوع چالشي آماده کنيم

600
00:41:21,528 --> 00:41:24,230
متاسفم پسرم ؛ اما راهنمايي ما . .
. ديگه برات کفايت نميکنه

601
00:41:25,932 --> 00:41:29,768
بايد اجازه بدي که از حالا به بعد
. جور-ال " راهنماييت کنه "

602
00:41:31,872 --> 00:41:33,873
. نميتونم ؛ پدر

603
00:41:33,907 --> 00:41:36,442
بهش پشت کردم ؛
. همونطوريکه از شما رو گردوندم

604
00:41:38,211 --> 00:41:40,579
. اون پدرته

605
00:41:40,613 --> 00:41:42,965
. درکِت ميکنه

606
00:41:49,473 --> 00:41:52,808
. " به خودت شک نکن " کلارک

607
00:41:52,843 --> 00:41:56,979
. اين ماجرا به خيلي وقت پيش برميگرده

608
00:42:05,439 --> 00:42:08,908
. . قبل از اينکه تو برسي

609
00:42:08,942 --> 00:42:13,529
. بدجوري دلمون بچه ميخواست . . .

610
00:42:13,580 --> 00:42:17,450
روزي که تو اون مزرعه
. .  مارو پيدا کردي

611
00:42:17,484 --> 00:42:21,354
تو همون معجزه اي بودي که
. براش دعا کرده بوديم

612
00:42:21,388 --> 00:42:24,473
حالا دنيا ؛
. به همون معجزه احتياج داره

613
00:42:47,564 --> 00:42:51,200
. پسرم . . حالا وقتشه

614
00:43:03,647 --> 00:43:06,849
. متشکرم

615
00:43:29,571 --> 00:43:31,655
. خوبه که دوباره پيشمون برگشتي

616
00:43:35,327 --> 00:43:37,611
. بايد حدسشو ميزدم که کار تو باشه

617
00:43:37,645 --> 00:43:38,979
. نه ؛ نه
. نه ؛ نه ؛ نه

618
00:43:38,997 --> 00:43:40,831
. " خودتو اذيت نکن " تِس

619
00:43:40,865 --> 00:43:43,250
. از نزديک مراقبت بودم

620
00:43:44,669 --> 00:43:46,003
. تحت تاثير قرارگرفتم

621
00:43:46,037 --> 00:43:48,672
. . بايد اعتراف کنم

622
00:43:48,707 --> 00:43:52,109
. که تو رو دستِکم گرفته بودم . . .

623
00:43:52,143 --> 00:43:53,594
يکم دير شده هان ؟

624
00:43:53,628 --> 00:43:56,463
الان وقتِ گپ زدن دختر و پدر نيست

625
00:43:56,497 --> 00:43:59,350
. يه سياره ؛ داره عملا با زمين برخورد ميکنه

626
00:44:00,885 --> 00:44:05,606
ببينم ؛ درست دارم تشخيص ميدم
که يه مقدار دلنگراني ؟

627
00:44:05,640 --> 00:44:10,044
از اين نگراني که نجات دهنده ي قرمز پوشِتون
نتونه بر تاريکي غلبه کنه ؟

628
00:44:10,078 --> 00:44:12,012
. اون بهم احتياج داره

629
00:44:12,030 --> 00:44:13,280
. اشتباهه

630
00:44:13,314 --> 00:44:15,348
. اون به کسي احتياج نداره

631
00:44:15,367 --> 00:44:17,317
. ديدم که چه کارايي ازش برمياد

632
00:44:22,624 --> 00:44:24,375
. . مضحکِه

633
00:44:24,409 --> 00:44:29,029
مثل اينکه تنها کسي که بنظر ميرسه
بهش ايمان داره ؛ منم ؛ مگه نه ؟

634
00:44:29,047 --> 00:44:32,082
. وفاداري منو زيرسئوال نبر

635
00:44:34,052 --> 00:44:37,087
وقتش رسيده که اجداد و اصل و نسب خودتو
. . اون طوري که هستن بپذيري

636
00:44:37,138 --> 00:44:40,557
وقتش رسيده که به همون " لوتر"ي تبديل بشي
. که برات مقدر شده بهش تبديل بشي

637
00:44:40,592 --> 00:44:43,143
واسه چي منو اينجا آوردي ؟

638
00:44:43,178 --> 00:44:45,429
. . پسرم ؛ " لِکس " ؛

639
00:44:45,480 --> 00:44:49,049
. . برادرت . . يه نابغه . .

640
00:44:49,067 --> 00:44:52,519
. کسب و کار خانوادگيو ادامه داده . .

641
00:44:52,553 --> 00:44:57,491
همونطوري که ميدوني ؛
. لِکس " ؛ خودشو کلون کرد "

642
00:44:57,525 --> 00:45:00,527
. کلون هاي زيادي ازش وجود داشتن

643
00:45:00,561 --> 00:45:03,864
هيچ کدوم از اونا کامل نبودن ؛
. اما ؛ از هر کلون ؛ يه سري از اعضاش بدرد ميخوردن

644
00:45:06,000 --> 00:45:07,634
. نه

645
00:45:07,669 --> 00:45:10,621
. چرا

646
00:45:10,655 --> 00:45:16,576
لِکس "؛ بهترين اعضا رو جدا کرد و "
. اونا رو به شاهکار خودش پيوند زد

647
00:45:16,594 --> 00:45:18,061
. حرفاتو باور نميکنم

648
00:45:18,096 --> 00:45:19,463
. البته که باور نميکني

649
00:45:19,514 --> 00:45:22,299
. لِکس " ؛ خيالباف و روياگراس "
. اما تو نيستي

650
00:45:22,333 --> 00:45:24,718
پس ؛ الان کجاس ؟

651
00:45:24,752 --> 00:45:28,906
وقتي آماده باشه
. خودشو نشون ميده

652
00:45:28,940 --> 00:45:31,358
. غيرممکنه

653
00:45:31,392 --> 00:45:33,677
. . خب ؛ يه عضو بود که

654
00:45:33,711 --> 00:45:37,798
لِکس " نتونست با موفقيت " . .
. . تکثيرش کنه

655
00:45:38,683 --> 00:45:41,652
. لِکس " ؛ قلب کم داره "

656
00:45:41,703 --> 00:45:46,824
و چه کسي براي نجات دادنش بهتر از
خواهري که عاشقشه ؟

657
00:45:48,576 --> 00:45:51,628
. لوترها " ؛ هميشه نجات پيدا ميکنن و به زندگي ادامه ميدن "

658
00:45:51,663 --> 00:45:56,416
تو يکي از ماها هستي ؛ عزيزم

659
00:46:03,958 --> 00:46:06,093
. چيزي نيست

660
00:46:09,547 --> 00:46:11,464
. . وقتي امروز به پايان برسه

661
00:46:11,483 --> 00:46:15,152
خواهم ديد که نام " لوتر " ؛
. . قوي تر از هميشه

662
00:46:15,186 --> 00:46:18,772
. زنده خواهد شد . . .

663
00:46:59,480 --> 00:47:01,565
. " تِس "

664
00:47:16,164 --> 00:47:19,216
با توجه به دفتر ثبت وقايع روزانه ؛
. . رستاخيز " ؛ درواقع اسم يه سياره اس "

665
00:47:19,250 --> 00:47:22,169
. داره به سمتمون مياد

666
00:47:22,203 --> 00:47:24,004
! چي . . . . . خداي من

667
00:47:28,560 --> 00:47:29,560
! نه

668
00:47:29,594 --> 00:47:30,978
! نه

669
00:47:31,012 --> 00:47:32,763
! نه

670
00:47:32,814 --> 00:47:34,714
! نه

671
00:47:34,732 --> 00:47:38,268
. " تس " ؛ " تس "
. " تس "

672
00:47:38,319 --> 00:47:43,240
بايد متوجه باشي که تو ؛ خودت ؛
. مسئول خراب شدنِ خودت هستي

673
00:47:43,274 --> 00:47:44,942
. اون برادرته

674
00:47:44,993 --> 00:47:46,226
نمي فهمي ؟

675
00:47:46,244 --> 00:47:48,278
. . فکر ميکردم قلب " کانر " ؛

676
00:47:48,329 --> 00:47:51,582
. انتخاب شاعرانه تري باشه . .

677
00:47:51,616 --> 00:47:53,733
. . اما خيلي هوشمندانه مخفيش کردي

678
00:47:53,751 --> 00:47:55,252
. پس ؛ ديگه جايگزيني بجز خودت وجود نداره

679
00:47:55,286 --> 00:47:57,888
يعني " لِکس " ارزشِشو داره
که دختر خودتو بخاطرش بکُشي ؟

680
00:47:59,407 --> 00:48:01,458
. لِکس " براي من از همه چي باارزش تره "

681
00:48:01,509 --> 00:48:03,460
. . بالاخره

682
00:48:05,013 --> 00:48:08,081
تو ؛ به هدف والاتر و مهم تري . .
. در زندگيم ؛ خدمت ميکني

683
00:48:36,995 --> 00:48:39,779
مثل اينکه هدفم در زندگيت
. عوض شده

684
00:48:52,977 --> 00:48:55,896
. " لکس "

685
00:48:55,930 --> 00:48:57,814
. " لکس "

686
00:49:27,595 --> 00:49:29,446
. . تو يک بار دستِ رَد به سينه ام زدي

687
00:49:29,480 --> 00:49:33,500
اما اين ممکنه لحظه اي باشه که . .
. دوباره به پيشنهادم فکر کني

688
00:49:33,518 --> 00:49:36,303
. هرگز قصد نداشتم که تا ابد زندگي کنم

689
00:49:39,557 --> 00:49:42,642
. فقط يه زندگيه که برام مهمه

690
00:49:42,676 --> 00:49:45,495
. بذار پسرم زنده بمونه

691
00:49:45,530 --> 00:49:48,315
. در برابر روحِ خودت

692
00:50:35,107 --> 00:50:36,157
لوييس " ؟ "

693
00:50:36,208 --> 00:50:37,659
تمام اتصالات ماهواره اي
. . و اينترنتي

694
00:50:37,710 --> 00:50:38,793
. از 15 دقيقه پيش قطع شدن . . .

695
00:50:38,828 --> 00:50:40,378
تِس " رو پيدا کردي ؟ " -
. فقط ماشينشو که يه گوشه رها شده بود -

696
00:50:40,413 --> 00:50:42,330
سر راه اومدن به " اسمالويل " بود
. که بهمون هشدار بده

697
00:50:42,381 --> 00:50:44,615
فکر کنم با وجود اون سياره
. . که داره با زمين برخورد ميکنه

698
00:50:44,634 --> 00:50:45,884
. ديگه همه هشدارو دريافت کردن . .

699
00:50:47,619 --> 00:50:49,638
. " کلارک "

700
00:50:49,672 --> 00:50:50,889
به نظرت ؛ اون سه پيام آور تاريکي ؛

701
00:50:50,923 --> 00:50:52,457
يا هرچي که اسمشونو بذاري ؛ . .
اونا " تِس " رو دزديده باشن ؟

702
00:50:52,475 --> 00:50:53,558
. بزودي متوجه ميشيم

703
00:50:53,592 --> 00:50:54,893
اون تلفن همراهشو زير صندلي ماشين گذاشته ؛

704
00:50:54,927 --> 00:50:56,394
و داخلش پيام تصويري ايو گذاشته . .
. تا يکي از ماها پيداش کنه

705
00:50:56,429 --> 00:50:58,647
. شايد يکي از ماها که ديدِ اشعه ي ايکس داره

706
00:50:58,681 --> 00:51:00,482
. . مردم آمريکا

707
00:51:00,516 --> 00:51:03,268
مشاورين علمي کاخ سفيد . .
. . بهم اطمينان دادن

708
00:51:03,302 --> 00:51:06,104
که خورشيد گرفتگي اي که همگي . .
. . بدون شک درحال مشاهده اش هستيد

709
00:51:06,138 --> 00:51:07,572
. . توسط يک شهاب سنگ . .

710
00:51:07,606 --> 00:51:09,658
ميدونيم که پيام آوران تاريکي ؛
. . از نيمه ي تاريک مردم براي

711
00:51:09,692 --> 00:51:10,992
. علامت گذاريشون با نماد " اومگا " استفاده ميکردن

712
00:51:11,027 --> 00:51:12,143
. اما چيزي که نميدونيم ؛ دليلِ اين کارشونه

713
00:51:12,161 --> 00:51:13,862
و " تِس " هم از قول يکي از
. . پيام آوران تاريکي نقل ميکنه که

714
00:51:13,913 --> 00:51:16,114
اون علامت ها ؛ . .
. فقط جنبه ي روحي ندارن

715
00:51:16,148 --> 00:51:17,982
يه جور نيروي تاريکي ضدِ زندگين ؛

716
00:51:18,000 --> 00:51:19,701
. که ميتونن " رستاخيز " رو به سمت زمين بکِشونن

717
00:51:19,785 --> 00:51:22,704
منظورت اينه که باعث ميشن
يه سياره ي بزرگ بياد و با زمين برخورد کنه ؟

718
00:51:22,755 --> 00:51:24,789
دقيقا همچين چيزي ؛
. . شايد اون علامت ها

719
00:51:24,823 --> 00:51:27,492
يه جور نيروي گرانشي غير قابل توضيحي
. با خودشون داشته باشن

720
00:51:27,510 --> 00:51:30,261
چه بد که سئوالات ضد زندگي ؛
. در کتاب راهنماي فيزيک ؛ جواب داده نشدن

721
00:51:30,296 --> 00:51:32,547
بايد يه راهيو پيدا کنم که
.  . تاريکيو از وجود مردم خارج کنم

722
00:51:32,598 --> 00:51:35,300
و اون چيزي که رابط بين اين مردم . .
. و اين سياره هست رو بشکنم

723
00:51:35,334 --> 00:51:37,886
اتفاقات امروز ؛ بدون شک ؛ در ليستِ ديوارِ
. عجايب " کلويي " در بالاترين مکان قرار ميگيرن

724
00:51:37,937 --> 00:51:40,505
دقيقا چند نفر از مردم
علامت گذاري شدن ؟

725
00:51:48,564 --> 00:51:50,899
. بيشتر از اوني که فکرشو بکني

726
00:51:52,985 --> 00:51:55,704
کلارک " ؛ تو تونستي کاري کني "
. که " تاريکي " از بدن " اوليور " خارج بشه

727
00:51:55,738 --> 00:51:57,739
نميتونم اونکارو براي
. " همه ي مردم زمين انجام بدم " لوييس

728
00:51:57,790 --> 00:51:59,908
اگه " تِس " بدونه که چطوري بايد جلوي
. اين برخورد رو گرفت ؛ پس بايد پيداش کنم

729
00:52:01,210 --> 00:52:03,078
تِس " ، يه عکس از "
. . دوربين پارکينگِش گرفته که

730
00:52:03,129 --> 00:52:04,862
شماره ي پلاک ماشين هرکسي که . .
. اونو دزديده ؛ داخل عکس ديده ميشه

731
00:52:15,808 --> 00:52:17,809
ديتابيس داخليمون نشون ميده که
. . اون ماشين به نام

732
00:52:17,843 --> 00:52:19,710
شرکتي به اسم " پريکلاکس " ثبت شده ؟

733
00:52:19,729 --> 00:52:21,513
. درسته

734
00:52:21,547 --> 00:52:23,982
فقط شش هفته اس که
. از سرمايه گذاري روي اون شرکت ميگذره

735
00:52:24,016 --> 00:52:27,318
با توجه به سوابق بانکيشون ؛
. سرمايه ي اون شرکت ؛ نامحدوده

736
00:52:27,353 --> 00:52:28,937
. تحقيقات ژنتيکي

737
00:52:28,988 --> 00:52:30,555
وفقط يه آدم بانفوذ رو ميشناسم
. . که

738
00:52:30,573 --> 00:52:32,607
. ذهنش بدجوري به مهندشي ژنتيک مشغوله

739
00:52:32,658 --> 00:52:33,908
. " ليونل لوتر "

740
00:52:33,943 --> 00:52:36,745
که البته اون ميدونسته که توسط " تس مرسر " ؛
. داره رَديابي ميشه

741
00:52:36,779 --> 00:52:39,080
درسته ؛ اما دستگاه جي.پي.اسي که داخل بدنش کار گذاشته
. شده بود ؛ با از کارافتادن ماهواره ها ؛ اونم از کار افتاده

742
00:52:39,115 --> 00:52:41,732
اين بايد بهمون بگه که
. پونزده دقيقه پيش کجا بوده

743
00:52:46,789 --> 00:52:48,406
لوييس " ؛ "
. اونجا ؛ عمارت " لوتر" ه

744
00:52:48,424 --> 00:52:49,924
. اما اونجا که تو آتش سوزي نابود شده

745
00:52:49,959 --> 00:52:52,076
شايد چيزي که " ليونل " دنبالشه
. زير زمين باشه

746
00:52:52,094 --> 00:52:53,445
. . زير عمارت " لوتر " ؛

747
00:52:53,479 --> 00:52:55,597
دالان هاي پر پيچ و خم زيادي . .
. ساخته شده

748
00:52:59,435 --> 00:53:01,136
لوييس " ؛ "
. . هراتفاقي که بيفته

749
00:53:01,187 --> 00:53:03,421
کلارک " ؛ يه آدم مهمي که "
. . خيلي تحسينش ميکنم

750
00:53:03,439 --> 00:53:06,141
يه بار بهم گفت که ؛
. . وقتي به کسي ايمان داري

751
00:53:06,192 --> 00:53:10,094
براي چند دقيقه يا يه مدت . .
. يا حالِ حاضر نيست

752
00:53:10,112 --> 00:53:11,780
. براي هميشه اس

753
00:53:13,566 --> 00:53:16,568
. حالا . . برو دنيا رو نجات بده

754
00:53:27,496 --> 00:53:29,464
. من مشکلي برام پيش نمياد

755
00:53:32,572 --> 00:53:35,174
. . از همگي شما درخواست ميکنم

756
00:53:35,374 --> 00:53:37,726
که در لحظاتي که در پيش داريم . .
. قوي و با استقامت باشيد

757
00:53:39,925 --> 00:53:43,127
. . ارتشمون ؛ نقشه ي دقيقي

758
00:53:43,145 --> 00:53:44,679
. براي رويارويي با تکه هاي شهاب سنگ ها داره

759
00:53:44,730 --> 00:53:49,234
ما گام هاي سريعي براي
. امنيت دنيا برخواهيم داشت

760
00:53:49,268 --> 00:53:51,486
يه ژنرال محاله به عروسي دخترش نياد ؛

761
00:53:51,520 --> 00:53:53,071
! مگر اين که براي انجام وظيفه احضارش کرده باشن

762
00:53:53,105 --> 00:53:54,656
. خداي من

763
00:53:54,690 --> 00:53:56,024
. ببخشيد

764
00:54:03,499 --> 00:54:06,835
ژانت ؛ تو اخبار بازديد رئيس جمهور رو
پوشش ميدي ؛ درسته ؟

765
00:54:06,869 --> 00:54:09,704
ببين ؛ ازت ميخوام که
. يه پياميو برام بهش برسوني

766
00:54:09,755 --> 00:54:13,824
ببين ؛
. . من تو ارتش بزرگ شدم

767
00:54:13,843 --> 00:54:15,543
. . توي سخنراني ؛ کلمات هيجاني به کار رفته بود

768
00:54:15,594 --> 00:54:17,679
" نقشه ي دقيق "
. " عملِ سريع "

769
00:54:17,713 --> 00:54:19,163
. ميخوان با بمب هسته اي بهش حمله کنن

770
00:54:19,181 --> 00:54:20,882
فقط ؛ نکته اينجاس که اون شيء
. . يه شهاب سنگ کوچک نيست

771
00:54:20,933 --> 00:54:22,717
که اونطوري که اونا فکر ميکنن . .
. با بمب هسته اي تيکه تيکه بشه

772
00:54:22,768 --> 00:54:26,104
اون ؛ يه سياره اس ؛ و با اون بمب
. حتي يه گودي هم روش ايجاد نميشه

773
00:54:26,138 --> 00:54:28,273
اما با پرتوهاي راديواکتيوي که
. . بخاطر برخورد موشک ايجاد ميشن

774
00:54:28,340 --> 00:54:30,358
. ميليون ها نفر جونشونو ازدست ميدن . . .

775
00:54:31,393 --> 00:54:33,228
خبرتو ببر بده روزنامه ي " اينکويزيتر " ؛
.  برات چاپ کنه

776
00:54:33,279 --> 00:54:36,447
. بايد به پروازم با رئيس جمهور برسم

777
00:54:36,482 --> 00:54:38,366
باشه ؛ خب ؛
. . پس بهش بگو

778
00:54:38,400 --> 00:54:40,785
. نميتونه تکمه ي پرتاب موشکو فشار بده

779
00:54:40,819 --> 00:54:42,370
چرا نميتونه ؟

780
00:54:42,404 --> 00:54:44,572
بخاطر اينکه قبل از اينکه کار به اونجاها بکِشه
. لکه " هممونو نجات ميده "

781
00:54:44,623 --> 00:54:45,707
لکه " ؟ "

782
00:54:45,741 --> 00:54:47,525
. " خداي من . . . . . " لوييس

783
00:54:47,543 --> 00:54:50,378
اگه فکر ميکني رئيس جمهور ؛
. . مشاورين ارتشيش

784
00:54:50,412 --> 00:54:53,030
يا هرکسي ديگه اي ؛ . .
. . اين حرفاتو جدي ميگره

785
00:54:56,218 --> 00:54:57,368
. متاسفم

786
00:54:57,386 --> 00:54:58,920
. . اگه دنيا در خطر نبود . .

787
00:54:58,971 --> 00:55:00,972
. . و توهم اينطور هرزه بازي برام درنياورده بودي

788
00:55:01,006 --> 00:55:03,424
. مجبور نميشدم اونکارو باهات بکنم . .

789
00:55:19,891 --> 00:55:23,278
. " سلام ؛ " کلارک

790
00:55:23,329 --> 00:55:25,613
نميتونم بهت بگم از کاري که
. با اين خونه کردي خوشم اومده

791
00:55:25,664 --> 00:55:26,748
. " لکس "

792
00:55:29,418 --> 00:55:31,753
. . هنوزم مثل اون وقتا اسممو تلفظ ميکني

793
00:55:31,787 --> 00:55:34,672
. . با شگفتي همراه با اندکي ترس

794
00:55:34,707 --> 00:55:37,558
. همچنان . . با پاياني اميدوارانه . . .

795
00:55:37,593 --> 00:55:39,844
. تو زنده اي

796
00:55:39,878 --> 00:55:43,247
. . مثل اينکه پدرم

797
00:55:43,265 --> 00:55:45,850
. نظرش عوض شده . . .

798
00:55:45,884 --> 00:55:48,019
. و من ؛ فرصت دوباره اي براي زندگي بدست آوردم

799
00:55:48,053 --> 00:55:51,189
تِس " کجاس ؟ "

800
00:55:51,223 --> 00:55:53,141
! چه بلايي سرش آوردي ؟

801
00:55:53,192 --> 00:55:54,359
. حالش خوبه

802
00:55:54,393 --> 00:55:57,612
اگه جات بودم ؛  الان خيلي نگران خواهرِ عزيزم نبودم

803
00:55:57,646 --> 00:55:59,864
ميدوني ؛ قبلا فکر ميکردم که
. . خانواده هامون هستن که

804
00:55:59,898 --> 00:56:02,533
. ما رو ؛ به کسي که هستيم تبديل ميکنن

805
00:56:02,568 --> 00:56:05,420
بعدش ؛ اميدوار شدم که
. اين دوستامون باشن که اين نقشو به عهده دارن

806
00:56:05,454 --> 00:56:07,455
. . اما اگه يه نگاه به تاريخ بندازي

807
00:56:07,489 --> 00:56:10,107
. . مردان و زنان بزرگِ دنيا . .

808
00:56:10,125 --> 00:56:11,960
. . هميشه به وسيله ي . .

809
00:56:11,994 --> 00:56:13,878
. دشمنانشون تعريف شدن . . .

810
00:56:13,912 --> 00:56:17,799
. تو يه فرصت دوباره داري
. ميتوني همه چيو عوض کني

811
00:56:17,833 --> 00:56:21,002
. . اما بديِ خاطرات اينجاس که

812
00:56:21,053 --> 00:56:22,937
. نميتوني فراموششون کني . . .

813
00:56:22,972 --> 00:56:25,890
مثل اينکه تو چطور هميشه يک قدم
. " از من جلوتر بودي " کلارک

814
00:56:25,924 --> 00:56:28,676
. . هرچقدر با دقت خودمو آماده ميکردم

815
00:56:28,727 --> 00:56:30,979
. . هرچقدر با برنامه ريزي جلو ميومدم
. بازم يه قدم ازت عقب بودم

816
00:56:31,013 --> 00:56:33,815
کاشکي از قبل ميدونستم که هرقدرتلاش کنم
. هرگز فرصتي براي جلو افتادن ازت ندارم

817
00:56:33,849 --> 00:56:35,466
. بينِ ما رقابتي نبود

818
00:56:35,484 --> 00:56:37,268
. البته که نبود

819
00:56:37,302 --> 00:56:40,421
تو متولد شده بودي که
. برگزيده " باشي "

820
00:56:42,074 --> 00:56:44,525
. خيلي ساده ؛ از ماها بهتري

821
00:56:44,576 --> 00:56:47,195
. و اون ؛ چيزي بود که هميشه آزارت ميداد

822
00:56:47,246 --> 00:56:49,998
. نه

823
00:56:50,032 --> 00:56:54,869
نه ؛ چيزي که آزارم ميداد اين بود که
. تو حتي اون سرنوشتو نميخواستي

824
00:56:54,920 --> 00:56:56,871
. باهاش درافتادي
! ازش مخفي شدي

825
00:56:56,922 --> 00:57:01,158
من اگه جات بودم ؛ قبولش ميکردم و بالذت
. طعمشو ميچِشيدم و درآغوشش ميگرفتم

826
00:57:01,176 --> 00:57:03,828
سرنوشت من ؛
. مالِ تو نبوده که بخواي داشته باشيش

827
00:57:03,846 --> 00:57:07,048
. . الان ديگه ميفهمم

828
00:57:07,099 --> 00:57:11,719
که بخاطر همينم هست که بالاخره . .
. سرنوشت خودمو با آغوش باز پذيرفتم

829
00:57:15,441 --> 00:57:18,359
. . من و تو

830
00:57:18,394 --> 00:57:21,145
. هردو مردان بزرگي خواهيم شد

831
00:57:22,981 --> 00:57:26,684
. . بخاطر همديگه

832
00:57:26,702 --> 00:57:31,539
ما ؛ باهمديگه سرنوشتي داريم " کلارک "؛

833
00:57:31,573 --> 00:57:33,658
. منتها ؛ در دو طرف مخالفِ داستان

834
00:57:35,544 --> 00:57:38,162
. من هميشه اينجام تا جلوتو بگيرم

835
00:57:38,196 --> 00:57:39,580
. هميشه

836
00:57:41,133 --> 00:57:43,668
. روش حساب ميکنم

837
00:57:48,340 --> 00:57:53,845
. " داستان ما ؛ هنوز نوشته نشده " کال-ال

838
00:57:53,879 --> 00:57:58,900
و در هر داستاني ؛ آدم شروره ي داستان
. به بزرگي و فوق العادگي قهرمانِ داستانه

839
00:58:01,103 --> 00:58:03,187
اما . . ببين . . تمام اين حرفا
. . به اين بستگي داره که تو

840
00:58:03,222 --> 00:58:06,240
ما رو از " رستاخيز"ي که
. داره به سمتمون مياد نجات بدي

841
00:58:09,278 --> 00:58:10,745
تو در مورد ارباب تاريکي ميدوني ؟

842
00:58:10,779 --> 00:58:12,730
. . واقعا فکر کردي که من فقط

843
00:58:12,748 --> 00:58:15,650
نوشته هاي علمي دفتر ثبت وقايعِ . .
ورتاس " رو خوندم ؟ "

844
00:58:15,684 --> 00:58:19,787
اونا پيشگويي کردن که
. . يه ناجي برگزيده پيدا ميشه

845
00:58:19,838 --> 00:58:23,708
نوري که الهامبخش دنيا ميشه . .
. تا از دلِ تاريکي بيرون بياد

846
00:58:25,761 --> 00:58:29,530
تو ؛ همون نوري هستي که
. " در پيشگويي بهش اشاره شده " کلارک

847
00:58:29,565 --> 00:58:32,900
. فقط تويي که اون قدرتو درخودت داري

848
00:58:32,935 --> 00:58:34,185
. . خيلي مطمئن نيستم که

849
00:58:34,219 --> 00:58:37,855
کلارک کِنت " بتونه ؛ " . .
. دستِ تنها ؛ دنيا رو نجات بده

850
00:58:37,890 --> 00:58:40,391
. اون نمي تونه

851
00:58:43,112 --> 00:58:45,913
. اما هردو ميدونيم که چه کسي اين توانو داره

852
00:58:55,440 --> 00:58:58,075
. " متاسفم که نتونستم نجاتت بدم " لِکس

853
00:59:11,456 --> 00:59:12,821
. مونيتورهاي کامپيوترها رو روشن کن

854
00:59:13,237 --> 00:59:14,437
. " مونيتورها روشن ميشوند "

855
00:59:18,101 --> 00:59:19,301
" سيستم هاي کامپيوتري آنلاين ميباشند "

856
01:00:02,888 --> 01:00:04,823
. روز قيامت در پيشه

857
01:00:04,847 --> 01:00:07,482
تونستيم ارواحي که به رستاخيزي
. . که در پيش داريم مايل راغب بودنو

858
01:00:07,516 --> 01:00:09,234
. براي خدمت به ارباب تاريکي بکار بگيريم

859
01:00:09,285 --> 01:00:11,887
. کارمون اينجا ديگه تمومه

860
01:00:11,921 --> 01:00:13,905
. ميتوني دوباره اون جمله رو بگي

861
01:00:16,042 --> 01:00:18,076
. علامتِت ؛ برداشته شده

862
01:00:18,127 --> 01:00:20,379
. همچين چيزي غير ممکنه

863
01:00:20,413 --> 01:00:21,747
. . من يه دوستي دارم

864
01:00:21,798 --> 01:00:24,750
که کاپشن چرمي باحالي ميپوشه . .
. و سريع تر گلوله شليک شده ؛ حرکت ميکنه

865
01:00:24,801 --> 01:00:26,201
اون ؛ تو انجام دادن کارهاي غير ممکن
. مهارت زيادي داره

866
01:00:26,219 --> 01:00:31,673
تو خيلي به تجربه کردن
. . خلسه ي روحاني اي که

867
01:00:31,707 --> 01:00:36,945
فقط خادمين واقعي ارباب تاريکي . .
. . تا ابد احساسش ميکنن ؛ درحاليکه

868
01:00:36,979 --> 01:00:40,065
بقيه ي مردم ؛ تماما به هلاکت ميرسن . .
. نزديک بودي

869
01:00:41,684 --> 01:00:44,719
واقعا فکر ميکني
. . اينقدر قدرت داري که

870
01:00:44,737 --> 01:00:47,555
اربابمونو با توجه به اون همه روح که
نجات داده و جذب کرده ؛ شکست بدي ؟

871
01:00:47,573 --> 01:00:48,890
. نه

872
01:00:48,908 --> 01:00:51,193
. اما دوستاي رده بالايي دارم که ميتونن

873
01:01:38,991 --> 01:01:41,126
. شما اجازه ي ورود به اونجا رو نداريد

874
01:01:41,160 --> 01:01:43,578
. بايد برگه ي عبورمو فراموش کرده باشم

875
01:01:43,612 --> 01:01:45,881
. داشتم ميرفتم دستشويي

876
01:01:45,915 --> 01:01:48,183
. از اونطرفه

877
01:01:48,217 --> 01:01:49,417
. باشه

878
01:01:49,451 --> 01:01:51,786
. گفتن تا دو دقيقه ي ديگه درجريانمون ميذارن

879
01:01:51,804 --> 01:01:54,139
الان 15 دقيقه گذشته و
. . من واقعا بايد

880
01:01:58,761 --> 01:02:01,563
اون کُره ي گُنده ي مذاب رو
اون بيرون ميبيني ؟

881
01:02:01,597 --> 01:02:03,798
. . هر داستاني که برات سرهم کردن

882
01:02:03,816 --> 01:02:06,518
اينو بدون که . .
. اون کُره ؛ داره با زمين برخورد ميکنه

883
01:02:09,322 --> 01:02:11,273
. ميتوني با چشماي خودت ببينيش

884
01:02:19,615 --> 01:02:21,950
. فقط چند دقيقه از وقتتونو ميخوام

885
01:02:21,984 --> 01:02:23,618
. ببخشيد . . قربان -
! نه ! صبر کنيد -

886
01:02:23,652 --> 01:02:25,370
اطلاعاتي دارم که
. بايد ازشون آگاه بشيد

887
01:02:25,421 --> 01:02:27,539
نميدونم چطوري سوار اين هواپيما شدي خانم جوان ؛

888
01:02:27,590 --> 01:02:29,925
. اما پاتو خيلي از گليمت درازتر کردي . . .

889
01:02:29,959 --> 01:02:32,394
تنها چيزي که اهميت داره حقيقته ؛
. و شما هم از حقيقت آگاهي نداريد

890
01:02:32,428 --> 01:02:35,330
. خواهش ميکنم ؛ جناب وزير

891
01:02:38,601 --> 01:02:39,968
. . دلايلي دراختيار دارم که

892
01:02:40,002 --> 01:02:41,853
اون شهاب سنگي که ميخواين
. . بهش حمله ي هسته اي انجام بدين

893
01:02:41,888 --> 01:02:43,522
. . خيلي بزرگتر از اونيه که فکرشو ميکنيد

894
01:02:43,556 --> 01:02:46,224
با توجه به چگالي پرتوهاي راديواکتيوي که
. . از انفجار هسته اي به زمين برميگردن

895
01:02:46,275 --> 01:02:48,009
. . بيش از نيمي از کُره ي زمين . .

896
01:02:48,027 --> 01:02:50,445
که ممکنه شامل ميليونها نفر بشه . .
. جونشونو ازدست ميدن

897
01:02:56,986 --> 01:02:59,020
اما شماها خودتون از قبل اينا رو ميدونين ؛
مگه نه ؟

898
01:03:00,573 --> 01:03:01,823
. خداي من

899
01:03:01,857 --> 01:03:03,158
همگي به اين نکته آگاهيد که
. . داريد با اين کارتون

900
01:03:03,192 --> 01:03:04,626
. جونِ يک سوم جمعيتِ کُره ي زمينو ميگيرين

901
01:03:04,660 --> 01:03:06,361
و بااينحال ، حتي نميخواين يه هشدار ساده
به مردم بدين ؟

902
01:03:07,747 --> 01:03:09,881
. نميتونيم باعث وحشت عمومي بشيم

903
01:03:09,916 --> 01:03:13,418
. فقط باعث وخيم تر شدن شرايط فعلي ميشه

904
01:03:13,469 --> 01:03:15,170
خانواده هاتون چي ؟

905
01:03:17,924 --> 01:03:19,874
رئيس جمهور چي ؟

906
01:03:19,892 --> 01:03:22,060
. . بقيه ي مردمو که جونِ سالم بدر ميبرنو به

907
01:03:22,094 --> 01:03:23,544
. منتقلشون ميکنيم به پناهگاههاي زيرزميني بزرگ

908
01:03:23,563 --> 01:03:25,647
. . تلفات انساني اين کار ؛ دربرابر

909
01:03:25,681 --> 01:03:28,733
از دست دادن تمام کُره ي زمين . .
. چيزي نيستن

910
01:03:28,768 --> 01:03:30,435
. انتخاب ديگه اي نداريم

911
01:03:30,486 --> 01:03:33,738
. . حالا . . اگه اجازه بديد

912
01:03:33,773 --> 01:03:34,990
. نه . . صبر کن

913
01:03:35,024 --> 01:03:37,442
. . شما انتخاب ديگه اي هم داريد

914
01:03:37,493 --> 01:03:40,779
استفاده از قهرمان ها ؛ يکي از اونها ؛ بخصوص
. . ميتونه جلوي اين حادثه رو

915
01:03:40,830 --> 01:03:42,163
قبل از اينکه اون بمب هاي هسته اي رو
. پرتاب کنيد بگيره

916
01:03:42,198 --> 01:03:44,249
ميدونم که شايد يه چندتا افسر ارشد ناراحت ؛

917
01:03:44,283 --> 01:03:46,701
اونا رو دستگير کرده باشن و . .
. . سعي کرده باشن وِجهِه ي اونا رو تخريب کنن

918
01:03:46,735 --> 01:03:48,736
. اما ؛ مردم در اونمورد انتخابات برگذار کردن

919
01:03:48,754 --> 01:03:52,507
و مردم ؛ به قهرمان هامون فرصت دوباره اي
. براي اثبات کردن قابليت هاي خودشون داد

920
01:03:52,541 --> 01:03:53,959
. . شما به مردم اين کشور مديونيد

921
01:03:54,010 --> 01:03:57,262
اينو بهشون مديونيد که بهشون فرصتي بديد
. تا ببينن آيا ايمانشون به قهرمانها ؛ ارزششو داشته يا نه

922
01:03:58,747 --> 01:04:01,249
! دنيا در بحرانِه

923
01:04:01,267 --> 01:04:04,135
الان وقت جنگ صليبي کوچکِ
. . قهرمان هاي شما نيست ؛ خانمِ

924
01:04:04,186 --> 01:04:05,186
. " لِين "

925
01:04:05,221 --> 01:04:07,472
. الان دقيقا موقع استفاده از قهرمانمه

926
01:04:07,523 --> 01:04:09,557
. اون مياد و هممونو نجات ميده

927
01:04:09,591 --> 01:04:11,476
. بهتون قول ميدم

928
01:04:11,527 --> 01:04:14,262
ميدونم که همگي شما ؛ ميخواين که
. دوباره خونواده هاتونو ببينيد

929
01:04:14,280 --> 01:04:16,398
. فقط بايد يه فرصت به قهرمان هامون بديد

930
01:04:21,904 --> 01:04:24,122
. قهرمان هاي شما ؛ 5 دقيقه وقت دارن

931
01:04:59,492 --> 01:05:03,161
. " پسر گُم شده ي " جور-ال

932
01:05:04,830 --> 01:05:06,047
. " ارباب تاريکي "

933
01:05:06,082 --> 01:05:10,919
پدرم منو اينجا فرستاده
. تا از اين سياره محافظت کنم

934
01:05:10,953 --> 01:05:13,538
و تا آخرين نفس
. باهات مبارزه ميکنم

935
01:05:13,589 --> 01:05:17,325
. . بايد بخشي از وجود منزجر شده باشه از اينکه

936
01:05:17,343 --> 01:05:20,879
. اين مردم چقدر ساده اسير من شدن . . .

937
01:05:20,930 --> 01:05:22,130
. . اون آدما ؛ ممکنه کامل نباشن

938
01:05:22,164 --> 01:05:24,215
. . اما من ؛ حتي به تاريک ترين روح هم ايمان دارم

939
01:05:24,266 --> 01:05:25,266
. هميشه اميد هست . . .

940
01:05:25,301 --> 01:05:28,836
مردم ميخوان به چيزي که
. . خيلي از خودشون بزرگتره ايمان داشته باشن

941
01:05:28,854 --> 01:05:32,173
. . و شايد متنفر بودن آسون تر باشه . .

942
01:05:32,191 --> 01:05:33,975
. اما عشق ورزيدن ؛ پيوند قوي تري ايه

943
01:05:34,009 --> 01:05:35,727
که اينطور ؟

944
01:05:35,778 --> 01:05:40,198
دوران قديم ديگه سپري شده ؛ از وقتي که
. . چهره به چهره در برابر نيرويي که

945
01:05:40,232 --> 01:05:44,235
امکانش هست توازن قوا رو به نفع نيرويِ روشنايي
. تغيير بده ؛ قرار گرفتم

946
01:05:44,286 --> 01:05:46,871
! تو ؛ نوري

947
01:05:46,906 --> 01:05:50,024
تو تونستي نيروي تاريکي رو
. . از بدن " اوليور کوئين " خارج کني

948
01:05:50,042 --> 01:05:52,660
. . و اگه جلوت گرفته نشه ؛ اونوقت

949
01:05:52,694 --> 01:05:56,214
نيروي تاريکي منو ؛ از بقيه ي دنيا هم
! پاک و محو خواهي کرد

950
01:05:56,865 --> 01:05:59,768
. تسليمم خواهي شد

951
01:05:59,802 --> 01:06:02,087
. روحِتو از دست خواهي داد

952
01:06:02,138 --> 01:06:04,872
! نابودت ميکنم

953
01:06:06,342 --> 01:06:09,811
کلارک " ؛ بايد اجازه بدي که "
. . از حالا به بعد ؛

954
01:06:09,845 --> 01:06:11,813
. جور-ال " راهنماييت کنه " . . .

955
01:06:15,651 --> 01:06:19,687
تو هميشه قدرت و نيروي لازمو
. درونِ خودت داشتي ؛ پسرم

956
01:08:31,019 --> 01:08:33,538
. اينا . . امتحان هام بودن

957
01:08:33,572 --> 01:08:38,693
آخرين آزمايش ؛
. دربرابرت قرار گرفته پسرم

958
01:08:38,711 --> 01:08:41,829
. تو ؛ آماده اي

959
01:08:41,863 --> 01:08:44,816
. سرنوشتِتو بتصرفِ خودت دربيار

960
01:09:30,968 --> 01:09:34,754
. يه حسي بهم ميگفت که اينجا پيدات ميکنم

961
01:09:34,788 --> 01:09:38,641
آزمايشگاهو جستجو کردم
. و ديدم که چه اتفاقي افتاده

962
01:09:38,692 --> 01:09:41,394
. خيلي وقته نديدمت خواهر

963
01:09:43,864 --> 01:09:45,931
هميشه ميدونستي ؟

964
01:09:45,949 --> 01:09:47,700
پس فکر کردي واسه چي
. . به کار گرفتمت

965
01:09:47,734 --> 01:09:49,702
و مثل گوشت و خون خودم . .
باهات رفتار کردم ؟

966
01:09:49,736 --> 01:09:51,203
. تو ازم سوء استفاده کردي

967
01:09:51,238 --> 01:09:54,957
. اين دوکلمه ؛ مترادف همديگه ان

968
01:09:56,743 --> 01:10:00,046
به نظر من که پدر پير عزيزمون
. بيشترين سوء استفاده رو ازت کرده

969
01:10:00,080 --> 01:10:01,714
تو هچين فکري نميکني ؟

970
01:10:01,748 --> 01:10:05,451
فکر کنم گلوله اي که تو سينه اشه
اين سئوالو جواب ميده هان ؟

971
01:10:07,971 --> 01:10:12,141
اون فقط ميخواست
. تو رو دوباره داشته باشه

972
01:10:14,011 --> 01:10:15,794
و تو چي ميخواستي " تِس " ؟

973
01:10:18,081 --> 01:10:20,149
. چيزي که هرگز بدستش نميارم

974
01:10:20,183 --> 01:10:21,550
کلارک " ؟ "

975
01:10:23,570 --> 01:10:24,920
. " رستگاري "

976
01:10:34,915 --> 01:10:37,483
. دوستت دارم ؛ خواهر

977
01:10:47,461 --> 01:10:49,712
. ميدوني . . درواقع دارم نجاتت ميدم

978
01:10:57,304 --> 01:10:59,171
از چي ؟

979
01:10:59,189 --> 01:11:01,390
. از اينکه به يکي مثل من تبديل بشي

980
01:11:08,865 --> 01:11:11,283
. ديگه خيلي ديره

981
01:11:13,820 --> 01:11:15,921
. کلارک " قبلا اينکارو برام کرده "

982
01:11:21,378 --> 01:11:24,630
اين ؛ سمِ عصبيه که خودت
. تو آزمايشگاه " سامرهولت " توليد کردي

983
01:11:24,664 --> 01:11:25,881
. . اين سَم از طريق

984
01:11:25,916 --> 01:11:27,416
. بافت پوست ؛ به بدن نفوذ ميکنه . . .

985
01:11:27,467 --> 01:11:30,002
. باعث فلج عمومي بدن ميشه

986
01:11:32,305 --> 01:11:33,806
چقدر طول ميکِشه ؟

987
01:11:33,840 --> 01:11:35,941
. سي ثانيه

988
01:11:35,976 --> 01:11:39,061
چيو به ياد ميارم ؟

989
01:11:39,096 --> 01:11:41,280
. هيچي

990
01:11:41,314 --> 01:11:45,785
چيزي از دنياي پيش از اين لحظه
. به ياد نخواهي آورد

991
01:13:34,827 --> 01:13:38,297
. " سفرِت ؛ به انتهاي خودش رسيده " کال-ال

992
01:13:38,331 --> 01:13:42,184
نبايد سعي ميکردم که
. از جانب " کريپتوني " خودم دور بشم

993
01:13:42,219 --> 01:13:46,021
. . نيروي من ؛ در قبول کردن اون جانبِه

994
01:13:46,056 --> 01:13:48,340
. در قبول کردن شما

995
01:13:48,358 --> 01:13:50,526
. تو باعث افتخارمي

996
01:13:50,560 --> 01:13:53,845
افتخار پدر ؛ به فرزندش ؛
. در قالب لغت قرار نميگيره

997
01:13:53,864 --> 01:13:56,649
. اما بدون که بهت افتخار ميکنم پسرم

998
01:13:56,683 --> 01:14:00,286
نميدونين چقدر انتظار کِشيدم
. تا اين کلمه رو ازتون بشنوم

999
01:14:00,320 --> 01:14:03,822
ما ؛ راه طول و درازيو در کنار همديگه
. . پيموديم " کال-ال " ؛

1000
01:14:03,856 --> 01:14:06,375
. راهي پر از آزمايشات سخت . .

1001
01:14:06,409 --> 01:14:09,378
اون آزمايش ها و امتحانات
. ديگه پشتِ سرتن

1002
01:14:09,412 --> 01:14:11,297
. . هرپدري ؛ ميتونه اميدوار باشي که

1003
01:14:11,331 --> 01:14:15,301
. روزي به پسرش افتخار کنه . . .

1004
01:14:15,335 --> 01:14:20,222
اما ؛ اين روحِ توئه " کال-ال " ؛
. که بيش ازهرچيزي بهش افتخار ميکنم

1005
01:14:20,257 --> 01:14:21,707
. . تو
. . و تو به تنهايي

1006
01:14:21,725 --> 01:14:24,677
. .  شجاعت و عزم و اراده

1007
01:14:24,711 --> 01:14:27,713
. . و رحم و شفقت لازمو داشتي که . .

1008
01:14:27,731 --> 01:14:30,215
. براي راندن تاريکي از زمين ؛ کفايت ميکرد

1009
01:15:15,061 --> 01:15:18,564
. ازت ميخوام يه چيزيو يادت بمونه

1010
01:15:18,598 --> 01:15:21,700
توانايي هاي تو ؛ شايد از خونِ من
. . بهت به ارث رسيده باشن

1011
01:15:21,735 --> 01:15:23,935
. . اما زماني که در " اسمالويل " ؛ . .

1012
01:15:23,954 --> 01:15:27,239
درکنار " جاناتان " و " مارتا کِنت " ؛ . .
. . و تمام آدم هايي که اونجا بودن گذروندي

1013
01:15:27,273 --> 01:15:29,792
. " ازت ؛ چنين قهرماني ساخته " کال-ال . .

1014
01:15:34,914 --> 01:15:38,083
. هميشه ؛ از " اسمالويل " مراقبت کن

1015
01:15:38,083 --> 01:15:48,083
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

1016
01:18:11,623 --> 01:18:14,124
لوييس لِين " هستم ؛ "
. . از روزنامه ي " ديلي پلنت " ؛

1017
01:18:14,158 --> 01:18:16,510
که دارم از هواپيماي مخصوص رياست جمهوري
.  گزارش ميدم

1018
01:18:16,544 --> 01:18:18,796
. " خانم " لِين

1019
01:18:20,098 --> 01:18:22,466
. آقاي رئيس جمهور

1020
01:18:50,161 --> 01:18:52,496
. " يالا . . " کلارک

1021
01:18:52,530 --> 01:18:55,032
. تو ميتوني

1022
01:19:33,455 --> 01:19:34,588
! آره

1023
01:20:01,933 --> 01:20:05,936
و اون روز ؛ روزي بود که اون پسر ؛
. به " سوپرمن " تبديل شد

1024
01:20:21,886 --> 01:20:24,471
. دوباره بخونش . . خواهش ميکنم

1025
01:20:26,725 --> 01:20:29,476
هميشه ماجراجويي هاي زيادي
. براي روزهاي آينده وجود دارن

1026
01:21:01,209 --> 01:21:02,376
بدستِت رسيد ؟

1027
01:21:02,427 --> 01:21:04,495
فکر کردم شايد يه وسيله ي
. آبي رنگ واسه ازدواجت احتياج داشته باشي

1028
01:21:04,513 --> 01:21:06,347
. درسته . . درست به موقع بهم رسونديش
. ممنون دختر عمو

1029
01:21:06,381 --> 01:21:08,015
. برام آرزوي موفقيت کن

1030
01:21:10,218 --> 01:21:11,936
. فکر بديه

1031
01:21:11,970 --> 01:21:13,137
. فکر خيلي خيلي بديه

1032
01:21:13,171 --> 01:21:15,139
تا حالا حال چند نفرو گرفته ؟

1033
01:21:15,173 --> 01:21:16,774
! هيچکي حق نداره به ديلي پلنت زور بگه

1034
01:21:16,808 --> 01:21:17,892
. . اگه " لوتر " فکر کرده ميتونه زور بگه

1035
01:21:17,943 --> 01:21:19,894
. چهارتا . . قبل از قهوه اش

1036
01:21:19,945 --> 01:21:21,696
عکس هايي که گرفته بودم ؛ به دستت رسيد ؟

1037
01:21:21,730 --> 01:21:23,814
از چارچوبِشون خوشم اومد ؛
. همينطور از رنگهايي که بکار برده بودي

1038
01:21:23,848 --> 01:21:24,949
حالا ؛ چه داستان خبري ايو داري ؟

1039
01:21:24,983 --> 01:21:26,016
. .

1040
01:21:26,034 --> 01:21:28,519
اون عکسي که از فيل گرفتمو ديدي ؟

1041
01:21:30,272 --> 01:21:31,872
مردِ فولادين ؛
. . حقش خيلي بيشتر از

1042
01:21:31,907 --> 01:21:33,524
يه حادثه  در سيرک و . .
. يه تصاف جزئيه

1043
01:21:33,542 --> 01:21:36,294
ميخوام از سينه اش عکس بگيري ؛
. از شنلش . . از نماي نزديک

1044
01:21:36,328 --> 01:21:38,296
. " بله ؛ خانم " لِين
. . " اگه لوتر اين روزنامه رو ميخواد "

1045
01:21:38,330 --> 01:21:39,714
! " بايد با  پري وايت  کنار بياد " . . .

1046
01:21:39,748 --> 01:21:41,865
گرفتنِ جايِ برادرت تو روزنامه
. " کار خيلي سختيه " اولسن

1047
01:21:41,883 --> 01:21:43,334
. ميدونم که آماده ي اينکاري

1048
01:21:43,368 --> 01:21:44,835
! "لِين "
! ميدونم اون بيروني

1049
01:21:44,869 --> 01:21:47,171
!" داستان که خودش ؛ خودشو نمي نويسه " لِين

1050
01:21:47,205 --> 01:21:49,924
! پناه بر خدا

1051
01:22:01,687 --> 01:22:03,487
. متاسفم
. ببخشيد

1052
01:22:03,522 --> 01:22:05,389
. معذرت ميخوام

1053
01:22:07,409 --> 01:22:09,276
. " ببخشيد ؛ خانم " لِين

1054
01:22:09,328 --> 01:22:11,529
. . اجازه بدين
. . موضوع اينه که من

1055
01:22:11,563 --> 01:22:14,365
. " کافيه " کلارک
. کسي توجه نميکنه

1056
01:22:16,001 --> 01:22:17,568
. " بله ؛ خانم " لِين

1057
01:22:17,586 --> 01:22:20,538
. خيلي جذابه

1058
01:22:20,572 --> 01:22:22,790
اما گوش کن ؛
. اين وضعيت جدي و خطرناکيه

1059
01:22:22,841 --> 01:22:24,091
پيشتن ؟

1060
01:22:24,126 --> 01:22:27,094
منظورت ايناس ؟

1061
01:22:27,129 --> 01:22:28,245
. آره

1062
01:22:31,516 --> 01:22:33,417
آماده اي ؟

1063
01:22:33,435 --> 01:22:35,936
. الان هفت سالِه که آماده ام

1064
01:22:37,222 --> 01:22:39,640
! يکي " پري وايت"ـو خبر کن
! همين الان بدستم رسيده

1065
01:22:39,691 --> 01:22:42,026
! يه بمب ؛ بالاي شهر ؛ تو آسانسوره

1066
01:22:44,646 --> 01:22:47,281
به کشيش بگو
. چند دقيقه اي دير ميکنم

1067
01:22:47,305 --> 01:23:27,685
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

