﻿1
00:00:02,104 --> 00:00:03,454
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,457 --> 00:00:04,841
. نيروي تاريکي ؛ به زمين اومده

3
00:00:04,892 --> 00:00:07,593
سعي کردم به سمت خود بکِشونمش
. تا بتونم جلوشو بگيرم

4
00:00:07,682 --> 00:00:08,933
. جور-ال " بايد از من ميخواست که نابودش کنم "

5
00:00:08,975 --> 00:00:10,342
. گفت تو آماده نيستي

6
00:00:10,376 --> 00:00:12,310
. . فکر کنم " اومگا " ؛ نمادِ فسادِه

7
00:00:12,345 --> 00:00:14,429
علامت اينکه نيروي تاريکي ؛ . .
. وجود کسيو به طور کامل تسخير کرده

8
00:00:14,480 --> 00:00:15,931
. . هر بار که به نظر ميرسه

9
00:00:15,965 --> 00:00:17,983
دنيا در برابر نفرت و تاريکي
. . از پا دراومده

10
00:00:18,017 --> 00:00:20,735
نيروي جديد به پا ميخيزه و . .
. تاريکي رو شکست ميده

11
00:00:20,770 --> 00:00:22,720
اگه يکي از خودِ ماها
آلوده ي تاريکي بشه چي ؟

12
00:00:22,738 --> 00:00:25,890
به محض اينکه تاريکي وارد بشه ؛
. فکر نکنم راه فراري براي فردِ آلوده وجود داشته باشه

13
00:00:27,026 --> 00:00:28,743
صورت فلکي اي که
. . در دفتر ثبت وقايع " ورتاس " کِشيده شده

14
00:00:28,778 --> 00:00:30,745
. . با نوشته هاي " کارتر " درمورد . .

15
00:00:30,780 --> 00:00:32,063
کمانِ شکارچي " ؛ در منظومه ي جبار ؛ ". .
. يکيه

16
00:00:32,081 --> 00:00:33,315
. . اون به چشم ديده که اين يارو " شکارچي " ؛

17
00:00:33,349 --> 00:00:34,950
آخرين بار براي شکست دادن " تاريکي " ؛
. . از همين کمان

18
00:00:35,001 --> 00:00:36,418
. در اون سرِ دنيا استفاده کرده . . .

19
00:00:36,452 --> 00:00:37,669
. کارِ من اينه که اون کمانو پيدا کنم

20
00:00:37,703 --> 00:00:38,954
شهاب سنگِ طلايي ؟

21
00:00:39,005 --> 00:00:40,071
چه اثري روش داره ؟

22
00:00:40,089 --> 00:00:42,624
. ميتونه براي هميشه قدرتهاشو ازش بگيره

23
00:00:42,675 --> 00:00:43,758
. سلام ؛ مادربزرگ

24
00:00:43,793 --> 00:00:45,543
. " بهش ميگن " مادربزرگِ مهربون

25
00:00:47,013 --> 00:00:48,346
. . تو ذهن هاشونو پاک ميکني

26
00:00:48,381 --> 00:00:50,765
و راه رو براي ورودِ ارباب تاريکي
. باز ميکني

27
00:01:04,814 --> 00:01:06,448
لوييس " ؟ "

28
00:01:06,482 --> 00:01:08,116
. ببخشيد که دير کردم

29
00:01:08,150 --> 00:01:09,818
آخرين پيشنهاد خريد براي مزرعه
. بدستم رسيده بود

30
00:01:10,820 --> 00:01:11,820
! مادر بخطا

31
00:01:14,907 --> 00:01:16,074
. . گوش کن ؛ من

32
00:01:16,108 --> 00:01:17,359
. ميدونم اين اواخر خيلي دلمشغولي داشتي

33
00:01:17,393 --> 00:01:19,544
. بخاطر شغل جديد ؛ با چالش روبرو شدم

34
00:01:19,578 --> 00:01:20,762
. درست

35
00:01:20,796 --> 00:01:22,664
خب ؛ بخاطر برنامه ريزي مراسم ازدواج
. . و ارتقاي شغلي جديدت

36
00:01:22,698 --> 00:01:23,882
. بزحمت از دفترت بيرون رفتي

37
00:01:23,916 --> 00:01:26,334
. همه چي تحت کنترلمه

38
00:01:26,385 --> 00:01:29,304
. و بعدش ؛ کيک خرنچنگي هامونو ازدست داديم

39
00:01:29,338 --> 00:01:30,555
کيک خرچنگي " ؟ "

40
00:01:30,589 --> 00:01:32,223
. دقيقا

41
00:01:32,258 --> 00:01:35,010
اما ؛ از دست دادن اون کيک ها ؛
. شروع يه توطئه ي خيلي بزرگتره

42
00:01:35,061 --> 00:01:36,511
. . فقط وقتي ميشه لغت توطئه رو بکار برد که

43
00:01:36,562 --> 00:01:38,730
فکر کني يکي ؛ . .
. داره چيزيو ازت مخفي ميکنه

44
00:01:38,764 --> 00:01:40,598
درسته ؛
. و الان ؛ تو خودت داري همچين کاري ميکني

45
00:01:40,632 --> 00:01:41,983
! پس برو جلو و بپر تو رودخونه

46
00:01:42,018 --> 00:01:43,485
رودخونه " ؟ "

47
00:01:44,770 --> 00:01:46,021
. . رودخونه ؛ - -  " کلارک " ؛

48
00:01:46,072 --> 00:01:47,055
. . با اون کفشاهاي گنده ات ايستادي روي . .

49
00:01:47,089 --> 00:01:49,807
يه مدرسه ؛ يه کليسا . .
. و يه ساختمان بلند

50
00:01:49,825 --> 00:01:51,576
وايسا ببينم ؛ يه نقشه از شهر " متروپوليس " ؛
. . چه ارتباطي داره با

51
00:01:51,610 --> 00:01:53,194
پيش غذاي مراسم عروسيمون ؟ . . .

52
00:01:53,229 --> 00:01:55,830
خب ؛ شرکت تهيه ي غذايي که قرار بود
. . غذاي مراسم مبارک ما رو تهيه کنه

53
00:01:55,865 --> 00:01:57,749
. . در يک چشم بهم زدن . .

54
00:01:57,783 --> 00:02:01,986
توسط شرکتي به اسم . .
. مريونت ونچرز " ؛ خريده شد "

55
00:02:02,004 --> 00:02:05,490
خب ؛ طبيعيه که بخاطر اين اتفاق
. يه کم ناراحت شدم

56
00:02:05,508 --> 00:02:06,657
. . و ؛ وقتي با اتاق بازرگاني تماس گرفتم

57
00:02:06,675 --> 00:02:07,675
. . که پيشِشون ؛ از اون شرکت شکايت کنم

58
00:02:07,710 --> 00:02:09,427
. . و اينو متوجهي که

59
00:02:09,462 --> 00:02:10,512
اون شرکت تهيه ي غذا ؛ تنها شرکت محلي اي نبوده
. که اين اواخر ؛ توسط شرکت هاي بزرگتر خريده شده

60
00:02:10,546 --> 00:02:11,596
. دقيقا

61
00:02:11,630 --> 00:02:13,715
. لوييس " ؛ اين نشونه ي گذر زمانِه "

62
00:02:13,766 --> 00:02:17,218
پس ؛ واسه چي بايد تمام مالکينِ قبلي
يه دفعه اي ؛ از شهر فراري بشن ؟

63
00:02:18,270 --> 00:02:21,172
متاسفم " کلارک "؛ اما بايد اين داستان خبريو ؛

64
00:02:21,190 --> 00:02:22,240
قبل از مراسم عروسيمون ؛ . . .
.  تموم کنم و سروتهِشو دربيارم

65
00:02:23,893 --> 00:02:26,411
خيلي خب ؛ فقط يه چيز ديگه
. . تو ليستِ عروسيم مونده

66
00:02:26,445 --> 00:02:28,530
. که ميتوني کمکم کني انجامش بدم . .

67
00:02:28,564 --> 00:02:30,532
خب ؛ کليسا رو که رزرو کرديم ؛
. . حلقه خريديم

68
00:02:30,566 --> 00:02:31,783
و گروهِ قهرمان ها هم که قرار شده ؛

69
00:02:31,817 --> 00:02:33,485
وقتي تو نيستي و وارد مراسم ميشي . .
. . از شهر مراقبت کنن

70
00:02:33,519 --> 00:02:35,186
. . و درحال حاضر هم همه دارن . .

71
00:02:35,204 --> 00:02:36,204
. مراسم تمريني شام رو پوشش ميدن . . .

72
00:02:36,238 --> 00:02:37,906
ديگه چه چيزي ممکنه باقي مونده باشه ؟

73
00:02:39,542 --> 00:02:41,876
. . درمورد عروسي ؛ به پدرِ تو گفتم

74
00:02:41,911 --> 00:02:45,013
. اما چيزي به پدر خودم نگفتم . . .

75
00:02:54,540 --> 00:02:57,041
حالا بگو ببينم ؛ رسمِ کريپتوني ها ؛ درمورد
درخواست اجازه ي ازدواج از والدينشون چيه ؟

76
00:02:57,059 --> 00:02:58,843
. . آخرين باري که " کارا " به شهر اومده بود

77
00:02:58,877 --> 00:03:00,562
. . بهم گفت که در فرهنگِ " کريپتون " ؛

78
00:03:00,596 --> 00:03:03,047
سرپرست هر خانواده ؛ بايستي درمورد . .
.  پيوندِ زندگي ها  ؛ موافقتشو اعلام کنه

79
00:03:03,065 --> 00:03:07,902
پيوند زندگي ها " ؟ "
ميشه دست از رمانتيک بودن برداري ؟

80
00:03:10,272 --> 00:03:14,075
کال-ال " ؛پسرم "
. به خونه ي خودت برگشتي

81
00:03:17,279 --> 00:03:23,034
جور-ال " ؛ امروز ؛ "
. . به عنوان يه " کريپتوني " اينجا اومدم

82
00:03:23,068 --> 00:03:27,005
به عنوان عضوي از اعضاي خانواده ؛ . .
. و پسر خودت

83
00:03:27,039 --> 00:03:31,292
. . به احترام خونمون

84
00:03:31,343 --> 00:03:34,579
اومدم اينجا که علاقه ي خودمو  . .
. . براي پيوند زندگي

85
00:03:34,597 --> 00:03:35,763
. . با اين زن اعلام کنم . .

86
00:03:38,267 --> 00:03:41,136
. " لوييس لِين " . . .

87
00:03:41,187 --> 00:03:43,104
. . لوييس لِين " ؛ "

88
00:03:43,139 --> 00:03:48,593
آيا واقعا قصد آغاز پيوند زندگي . .
با پسرمو داري ؟

89
00:03:48,611 --> 00:03:51,579
. بله

90
00:03:51,614 --> 00:03:54,899
. ميبينم که به حرفِت التزام داري

91
00:03:54,933 --> 00:03:56,968
. . اگه قراره زندگياتون به همديگه پيوند بخوره

92
00:03:57,002 --> 00:04:00,622
. پس بايد هردو ؛ درکِ کاملي از همديگه داشته باشيد

93
00:04:16,005 --> 00:04:17,622
! " لوييس "

94
00:04:19,258 --> 00:04:21,843
جور-ال " ؟ "

95
00:04:21,894 --> 00:04:23,628
داري چيکار ميکني ؟

96
00:04:23,646 --> 00:04:26,681
. خواهش ميکنم
! قدرت هامو بهم پس بده

97
00:04:29,235 --> 00:04:30,985
لوييس " ؛ صدامو ميشنوي ؟ "

98
00:04:31,020 --> 00:04:32,970
حالت خوبه ؟

99
00:04:44,500 --> 00:04:46,117
لوييس " ؛ حالت خوبه ؟ "

100
00:04:46,151 --> 00:04:50,088
. خيلي بيشتر از خوبم

101
00:04:50,122 --> 00:04:53,091
. ديگه بهتر از اين نميشم

102
00:04:57,221 --> 00:05:01,221
" اسمالويل "
" فصل دهم ؛ قسمت بيستم "
" پيشگويي "

103
00:05:01,249 --> 00:05:05,236
* يکي نجاتم بده *

104
00:05:05,261 --> 00:05:07,961
* نجاتم بده *
" اجرا شده توسطِ : رِمي زيرو "

105
00:05:07,970 --> 00:05:11,856
* بگذار تا دستان پر حرارتت منو در آغوش بگيرن *

106
00:05:11,874 --> 00:05:17,627
* يکي نجاتم بده *

107
00:05:17,664 --> 00:05:21,884
* براي مهم نيست چطور *

108
00:05:21,919 --> 00:05:24,652
* فقط بمون *

109
00:05:24,704 --> 00:05:26,806
* بمون *

110
00:05:26,840 --> 00:05:28,707
* خواهش ميکنم *

111
00:05:28,725 --> 00:05:31,877
* خيلي وقته منتظرت بودم *

112
00:05:31,895 --> 00:05:37,266
* فقط پيشم بمون *

113
00:05:37,317 --> 00:05:41,387
* کاري کردم تمام دنيا برات به درخشش دربياد *

114
00:05:41,405 --> 00:05:44,073
* فقط بمون *

115
00:05:44,108 --> 00:05:46,159
* بمون *

116
00:05:46,193 --> 00:05:49,061
* خواهش ميکنم *

117
00:05:49,086 --> 00:06:31,661
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

118
00:06:31,685 --> 00:06:32,968
. . کم کم دارم پشيمون ميشم که چرا

119
00:06:33,002 --> 00:06:35,837
. ديکشنري لغات بين سياره ايمو نياروردم . .

120
00:06:35,856 --> 00:06:37,839
. محاله اين نوشته ها ؛ به زبون سِلتي باشن

121
00:06:37,858 --> 00:06:39,174
. نه

122
00:06:39,192 --> 00:06:42,144
. به زبون " آپوکاليپتي " نوشته شدن

123
00:06:49,252 --> 00:06:51,120
تو دختر عموي " کلارک " هستي ؛
کارا " ؛ درسته ؟ "

124
00:06:51,154 --> 00:06:53,539
. آره

125
00:06:53,573 --> 00:06:55,958
چند وقته اينجا گيرافتادي ؟
. بايد از اينجا خارجت کنم

126
00:06:55,992 --> 00:06:57,760
. نه ؛ وايسا

127
00:06:57,794 --> 00:07:00,579
. اين ؛ تو رو ميکُشه

128
00:07:08,939 --> 00:07:11,807
. خيلي خب . . باشه

129
00:07:13,677 --> 00:07:15,043
. . بايد راهي

130
00:07:15,061 --> 00:07:17,045
براي خاموش کردن اين . .
. پرتوِ جهنمي وجود داشته باشه

131
00:07:17,063 --> 00:07:19,131
برج مراقبت " چطوري پيدام کرد ؟ "

132
00:07:19,165 --> 00:07:21,433
. چندين هفته اس که خودمو معرفي نکرده بودم

133
00:07:21,484 --> 00:07:23,936
. . خب ؛ نميخوام تو ذوقت بزنم

134
00:07:23,987 --> 00:07:26,655
. اما من ؛ بخشي از گروهِ جستجو نيستم

135
00:07:26,690 --> 00:07:28,607
. . فقط براي

136
00:07:28,658 --> 00:07:30,276
. . پيدا کردن . .

137
00:07:37,567 --> 00:07:39,785
. " کمان شکارچي "

138
00:07:39,836 --> 00:07:41,420
. درسته

139
00:07:43,173 --> 00:07:45,507
تو چي درموردش ميدوني ؟

140
00:07:45,542 --> 00:07:48,627
داري بدون " کلارک " ؛
دنبالش ميگردي ؟

141
00:07:48,678 --> 00:07:52,131
. ظاهرا خودتم داري همين کارو ميکني

142
00:07:52,182 --> 00:07:53,415
. من دلايل خودمو دارم

143
00:07:53,433 --> 00:07:54,916
. خب ؛ منم همينطور

144
00:07:54,935 --> 00:07:58,821
دلايل من ؛
. مربوط به محافظت از " کلارک " ميشه

145
00:07:58,855 --> 00:08:01,106
تو براي نجات چه کسي اينجايي ؟

146
00:08:01,141 --> 00:08:04,543
درحال حاضر ؛
. تو اولين نفر در ليستم هستي

147
00:08:07,280 --> 00:08:09,931
پس گفتي ميتوني اين نوشته ها رو بخوني ؟

148
00:08:09,950 --> 00:08:12,934
يه پيشگوييه ؛
. . درمورد بازگشت ارباب تاريکي

149
00:08:12,953 --> 00:08:15,120
. که خودِ شکارچي ؛ اونو نوشته . . .

150
00:08:15,155 --> 00:08:19,625
وقتي نمادِ شکارچي رو لمس کردم ؛
. اين تله آزاد شد

151
00:08:19,659 --> 00:08:21,994
. پس ميگي اين ؛ يه پيشگوييه

152
00:08:22,045 --> 00:08:24,663
. درسته

153
00:08:24,714 --> 00:08:27,733
. پيشگويي اي که خبر از پايان دنيا ميده

154
00:08:29,285 --> 00:08:31,837
. مسلمه

155
00:08:31,888 --> 00:08:35,057
مابقي پيشگويي چي ميگه ؟
چيز ديگه اي دستگيرت ميشه ؟

156
00:08:38,478 --> 00:08:42,147
اين که توازني بايد
. بين نور و تاريکي وجود داشته باشه

157
00:08:42,182 --> 00:08:48,103
و براي بکارگرفتنِ قدرت کمان
. . و نجات دنيا

158
00:08:48,137 --> 00:08:51,774
" دستها ؛ بايستي از دوطرف مُهرها را لمس نمايند "

159
00:09:05,789 --> 00:09:09,491
" دستها ؛ بايستي از دوطرف مُهرها را لمس نمايند "

160
00:09:25,475 --> 00:09:27,226
. . اين يارو " شکارچي " ؛ بايستي خيلي نگرانِ

161
00:09:27,277 --> 00:09:28,844
. . برقراري توازن بين همه چي بوده باشه . .

162
00:09:28,862 --> 00:09:32,948
شايد کاري که بايد بکنيم اينه که . .
. اون يکي نماد رو هم لمس کنيم

163
00:09:32,982 --> 00:09:34,182
. نه

164
00:09:34,200 --> 00:09:36,919
. . منم خودم هم بهش فکر کردم

165
00:09:36,953 --> 00:09:40,706
اما " اومگا " ؛ نمادِ تاريکيه ؛ . .
. سمبل دشمنه

166
00:09:42,625 --> 00:09:43,909
. منم همينو شنيدم

167
00:09:43,960 --> 00:09:46,578
. . دارم فکر ميکنم اگه لمسِش کنم

168
00:09:46,629 --> 00:09:48,914
. شايد باعث برقراري توازن بشه . . .

169
00:09:54,921 --> 00:09:59,308
والا ؛ اگه اشتباه کرده باشم که . ..
. چندين قرن اينجا گير ميفتيم

170
00:09:59,342 --> 00:10:01,443
. تصميمش با خودته

171
00:10:02,479 --> 00:10:05,764
. کلارک " ؛ بهت اطمينان داره "

172
00:10:05,799 --> 00:10:08,784
. فکر کنم همين برام کفايت ميکنه

173
00:10:21,498 --> 00:10:23,165
. هي

174
00:10:23,199 --> 00:10:24,833
حالت خوبه ؟

175
00:10:24,868 --> 00:10:27,286
. آره

176
00:10:29,205 --> 00:10:30,339
. متشکرم

177
00:10:30,373 --> 00:10:31,924
. خواهش ميکنم

178
00:10:31,958 --> 00:10:35,511
فقط بايد يکي ديگه ميبود و
. اون يکي نماد رو براي توازن لمس ميکرد . . همين

179
00:10:35,545 --> 00:10:39,047
. بريم دنبال چيزي که دنبالش اومديم

180
00:10:52,028 --> 00:10:53,412
. . لوييس " ؛ "

181
00:10:53,446 --> 00:10:54,396
. معرکه اس

182
00:10:57,867 --> 00:10:58,834
. . هي

183
00:10:58,868 --> 00:11:00,285
. عاشقتم

184
00:11:03,873 --> 00:11:06,191
لوييس " ؛ فکر نکنم " جور-ال "؛ "
. . اينکارو

185
00:11:06,226 --> 00:11:07,626
براي اينکه تو کارهاي اداري اينجا . .
. موفق بشي انجام داده باشه

186
00:11:07,660 --> 00:11:11,163
کلارک " ؛ اينطوري تونستيم "
. . تمام مقاله هايي که قرار بود براي

187
00:11:11,214 --> 00:11:13,482
روز عروسي و روز بعداز مراسم عروسي . .
. . به روزنامه برسونيمو تموم کنيم

188
00:11:13,516 --> 00:11:14,683
. و همينطور مال دو روز بعداز عروسيو . .

189
00:11:14,717 --> 00:11:16,218
. . ببين ؛ ميدونم سخته که

190
00:11:16,252 --> 00:11:18,987
. . بخاطر اين اتفاق عصباني و دلنگران نباشي

191
00:11:19,022 --> 00:11:21,807
اما ممکنه " جور-ال " از اينکارش . .
. نيت خير داشته باشه

192
00:11:21,841 --> 00:11:22,975
. نميتوني واقعا به همچين چيزي اعتقاد داشته باشي

193
00:11:23,009 --> 00:11:23,976
. . اون با گرفتن قدرتهام

194
00:11:24,010 --> 00:11:25,144
منو ضعيف کرده ؛ . .
. . و تو

195
00:11:25,178 --> 00:11:27,396
حدود 800 درصد معرکه تر از ديروزم ؟

196
00:11:31,968 --> 00:11:35,771
. باشه . . حالا شايد 700 درصد بيشتر

197
00:11:36,806 --> 00:11:38,807
. . شايد " جور-ال " خواسته که من بفهمم

198
00:11:38,825 --> 00:11:40,576
. جايِ تو بودن ؛ چه حسي داره . . .

199
00:11:40,610 --> 00:11:41,743
. " خيلي مطمئن نيستم " لوييس

200
00:11:41,778 --> 00:11:42,911
. . به نظرم ؛ داره به روش پيچيده ي خودش

201
00:11:42,946 --> 00:11:44,997
. . سعي ميکنه يه چيزيو  . .

202
00:11:45,031 --> 00:11:46,215
. درمورد رابطمون ؛ بهمون بفهمونه

203
00:11:46,249 --> 00:11:49,818
رابطه ي ما ؛ به اندازي پوستِ تو ؛
. ببخشيد . . پوستِ خودم ؛ ضد گلوله اس

204
00:11:49,853 --> 00:11:52,004
. من هيچ دل نگراني اي درمورد خودمون ندارم

205
00:11:52,038 --> 00:11:53,005
. منم ندارم

206
00:11:53,039 --> 00:11:55,040
اما اينکه اون ؛ منو بازيچه ي خودش بکنه
. . و بخواد رفتارامو کنترل بکنه يه چيزه

207
00:11:55,091 --> 00:11:57,543
اما اينکه پاي تو رو به اين ؛ . .
. . هرچي که اسمش هست کشونده يه چيز ديگه اس

208
00:11:58,962 --> 00:12:03,015
کلارک " ؛ ميدونم که قبلا "
. . از کارهاي اون نااميد شدي

209
00:12:03,049 --> 00:12:05,050
اما ؛ هنوز مطمئن نيستيم که . .
. . چه نيت و انگيزه اي پشت اين کارش هست

210
00:12:05,101 --> 00:12:07,669
و ؛ خودش هم گفت که تو ؛ قدرتهاتو
. موقع غروب آفتاب پس ميگيري

211
00:12:11,691 --> 00:12:13,475
. . هنوز مدت زيادي از طولِ روز باقي مونده

212
00:12:13,509 --> 00:12:15,176
و اتفاقاي زيادي ميتونن . .
. تا قبل از ساعت 6:58 بيفتن

213
00:12:15,195 --> 00:12:17,813
خيلي خب ؛ چطوره ارزش واقعي اين هديه
. . رو درک کنيم و

214
00:12:17,847 --> 00:12:20,032
تمام امکاناتو در نظر بگيريم ؟ . . .

215
00:12:22,452 --> 00:12:24,136
. حالا که حرفش شد

216
00:12:30,577 --> 00:12:32,411
. خودشه
. . تمام وقتمو تلفِ

217
00:12:32,462 --> 00:12:33,912
. . مشاغلي که به شرکتِ . .

218
00:12:33,963 --> 00:12:35,747
. . ماريونت ونچرز " فروش رفتن کردم " . .

219
00:12:35,798 --> 00:12:37,532
و نه چيزي که تمام اون شرکت ها . .
. . باهمديگه درش مشترکن

220
00:12:39,802 --> 00:12:41,703
. محل رد شدن آب

221
00:12:41,721 --> 00:12:43,722
. مرز آب هاي زيرزمينيه

222
00:12:43,756 --> 00:12:45,874
. اين بخش ها ؛ تمام آب مورد نياز " متروپوليس " رو تامين ميکنن

223
00:12:45,892 --> 00:12:49,228
درسته ؛ و با خريدِ تمام اون ساختمان ها ؛

224
00:12:49,262 --> 00:12:51,813
حق بهره برداري از اون آبها هم ؛ . .
. به خودشون ميرسه

225
00:12:51,848 --> 00:12:54,149
. . فقط يه کسب و کار مونده که

226
00:12:54,183 --> 00:12:56,384
. . ماريونت " نخريدتش " . .

227
00:12:56,402 --> 00:12:58,670
اونم ؛ بالاي منبع آب زيرزميني . .
. قرار گرفته

228
00:13:00,857 --> 00:13:02,608
. . و اگه بتونين آخرين صاحب حق آب رو بخرن

229
00:13:02,659 --> 00:13:04,776
اونوقت حقِ آب تمام شهر رو . .
. بدست ميارن و کنترلشو بدست ميگيرن

230
00:13:04,827 --> 00:13:06,945
فکر کنم وقتشه يه سري
. به اين صاحب حق آب بزنيم

231
00:13:08,698 --> 00:13:09,915
. . وقتش رسيده که يه عمليات نظارتي

232
00:13:09,949 --> 00:13:10,999
. فوق ابرقدرتي به روش قديمي راه بندازم . . .

233
00:13:16,089 --> 00:13:17,789
. . شايد " جور-ال " خواسته درسي

234
00:13:17,840 --> 00:13:19,625
. در مورد فوايدِ " صبر " بهمون بده . . .

235
00:13:19,676 --> 00:13:21,843
خب ؛ اگرم همچين قصدي داشته ؛
. نزديک بود که شکست بخوري

236
00:13:21,878 --> 00:13:23,128
. من رانندگي ميکنم

237
00:13:35,683 --> 00:13:37,267
. هي

238
00:13:37,353 --> 00:13:39,276
. از اينجا که چيز مشکوکي براي گزارش پيدا نشد

239
00:13:39,301 --> 00:13:40,501
. درسته

240
00:13:41,624 --> 00:13:45,077
لوييس " ؛ فکر کردم گفتي داري ميري "
.  پارميزان بخري

241
00:13:45,128 --> 00:13:47,212
خب ؛ يه مرتيکه اي ؛ براي يه مشکل کوچک
. که با چاقو هم حل ميشد ؛ اسلحه آورده بود

242
00:13:47,247 --> 00:13:48,881
تو ادويه فروشي ؟

243
00:13:48,915 --> 00:13:51,083
! " نه . . شهر " ويسکانسن

244
00:13:51,134 --> 00:13:53,419
خب ؛ تلويزيون پشت پيشخون مغازه
. . داشت يه گزارش خبري

245
00:13:53,453 --> 00:13:54,420
. . از شهر " گريت ليک " ؛ . .

246
00:13:54,471 --> 00:13:55,921
. . درمورد گروگانگيري پخش ميکرد . .

247
00:13:55,972 --> 00:13:58,206
و منم نتوستم جلوي اينکه برم اونجا و . .
. دخالت کنم مقاومت کنم

248
00:13:58,224 --> 00:14:00,092
. يه يادگاري واست آوردم

249
00:14:01,561 --> 00:14:03,429
بعدشم ؛
. . سر راه بازگشتم به اينجا

250
00:14:03,480 --> 00:14:05,286
ديدم يه جايي ؛ سيل راه افتاده بود ؛ . .
. . پس ؛ بايد از نفسِ يخ زننده ام براي

251
00:14:05,287 --> 00:14:06,104
. " نقس قطبي "

252
00:14:06,166 --> 00:14:07,383
. براي متوقف کردن سيل ستفاده ميکردم

253
00:14:07,392 --> 00:14:09,142
همينطور ؛
. . امروز ؛ به درکِ جديدي از

254
00:14:09,183 --> 00:14:10,683
مصرف بيش از حد کاپشن و . .
. کفشِت رسيدم

255
00:14:10,828 --> 00:14:12,595
. . بخاطر اينکه تعداد پاشنه کفش هايي که امروز

256
00:14:12,629 --> 00:14:14,747
بخاطر کِش اومدن بيش از حد پاهام . .
. شکستم ؛ از کنترل خارجه

257
00:14:14,782 --> 00:14:17,266
خوشحالم که به درکِ جديدي . .
. . از کُمد لباس هام رسيدي

258
00:14:17,301 --> 00:14:19,252
اما ؛ از بين همه ي روزها ؛ يه امروزَه رو
. ازت ميخوام که بيشتر مراقب خودت باشي

259
00:14:19,286 --> 00:14:21,170
خب ؛
. . تقريبا 50 درصد مطمئنم که

260
00:14:21,188 --> 00:14:24,557
لکه ي قرمز و آبيمون ؛ . .
. ميتونست بدون مشکل ؛ به اين کارا رسيدگي کنه

261
00:14:26,527 --> 00:14:28,561
عجيبه نه ؟
. الان وسط روزه

262
00:14:28,612 --> 00:14:31,330
مثل اينکه مالک مغازه ؛
. براي تعطيل کردن عجله داره

263
00:14:33,634 --> 00:14:36,686
اينجا ؛ جاييه که از
. . قدرت مخصوص شنواييم

264
00:14:36,720 --> 00:14:38,788
براي گوش کردن به اين که افراد " ماريونت " ؛
. چطوري کارشونو انجام ميدن استفاده ميکنم

265
00:14:38,822 --> 00:14:41,541
درسته ؛ و بخش بزرگي از اين کار
اينه که سَرِتو کج بگيري ؛ درسته ؟

266
00:14:41,575 --> 00:14:43,025
. ظاهرا

267
00:14:43,043 --> 00:14:44,744
. باشه

268
00:14:58,142 --> 00:15:00,977
يه نفس عميق بکِش
. و روي يه چيز تمرکز کن

269
00:15:01,011 --> 00:15:03,646
. باشه

270
00:15:05,766 --> 00:15:08,017
. بگو چي داري ميشنوي

271
00:15:08,051 --> 00:15:11,187
بجز همه چي ؟ . . . ؛

272
00:15:11,221 --> 00:15:13,906
. کمک . . خواهش ميکنم
. يکي سريع بياد به دادم برسه

273
00:15:13,941 --> 00:15:15,558
. يکي داره فرياد ميکِشه و کمک ميخواد

274
00:15:15,576 --> 00:15:17,060
کجا ؟

275
00:15:17,094 --> 00:15:18,044
. نميدونم

276
00:15:18,078 --> 00:15:20,329
. . يه آشپزخونه آتيش گرفته

277
00:15:20,364 --> 00:15:21,914
. خداي من
. زنگ بزن 911

278
00:15:21,949 --> 00:15:23,366
.  و دارن شماره ي 911 رو ميگيرن

279
00:15:23,400 --> 00:15:24,617
. " تقاطع خيابان 147اُم و " گراهام

280
00:15:24,668 --> 00:15:27,453
تقاطع  خيابان 147اُم و " گراهام " ؛
. ميتونم توي يه چشم بهم زدن خودمو برسونم

281
00:15:27,504 --> 00:15:29,238
چند تا چهار راه اونطرف ترش ؛
. يه ايستگاهِ آتش نشاني هست

282
00:15:29,256 --> 00:15:30,423
ديگه چي ميشنوي ؟

283
00:15:31,741 --> 00:15:34,627
. نه . . يه تصادف ماشين
. مثل اينکه خيلي خطرناک بوده

284
00:15:36,580 --> 00:15:37,797
. نميتونم نديد بگيرمش

285
00:15:37,848 --> 00:15:40,616
. به گوش دادن ادامه بده

286
00:15:43,954 --> 00:15:46,422
. خيلي خب . . دارن اطلاعات بيمه رو رَد و بدل ميکنن

287
00:15:46,440 --> 00:15:48,641
. همه چي روبراهه

288
00:15:48,692 --> 00:15:50,810
. خوبه

289
00:15:54,364 --> 00:15:55,364
حالت خوبه ؟

290
00:15:58,652 --> 00:16:02,121
کلارک "؛ هردفعه ؛ مجبوري "
. . اينهمه فرياد کمک خواهي از طرف

291
00:16:02,156 --> 00:16:05,541
آدمايي که دارن عذاب ميکِشنو . .
نديد بگيري ؟

292
00:16:05,576 --> 00:16:08,544
. . نديد نمي گيرمشون

293
00:16:08,579 --> 00:16:12,465
اما بايد اولويت بندي کنم که . .
. چه کسي ؛ زودتر از بقيه به کمک احتياج داره

294
00:16:12,499 --> 00:16:15,301
مثل دکتر اورژانس ؛ درست ؟

295
00:16:15,335 --> 00:16:16,619
. حتما

296
00:16:16,637 --> 00:16:18,304
. . مطمئن نيستم بتونم از پسِ

297
00:16:18,338 --> 00:16:20,306
فشاري که بخاطر اولويت بندي کردن . .
. درخواست ها بهم وارد ميشه بربيام

298
00:16:20,340 --> 00:16:21,841
ميدونم فشار زياديو بايد تحمل کني ؛
. . اما الان

299
00:16:21,892 --> 00:16:23,476
فقط روي لباس فروشي تمرکز کن ؛ باشه ؟

300
00:16:27,714 --> 00:16:31,901
! ازم دور شو
! از اينجا برو بيرون

301
00:16:31,935 --> 00:16:33,736
. . شنيدم اونجا داره يه درگيري درحال وقوعه

302
00:16:33,770 --> 00:16:36,022
و درگيريشون ؛ درمورد مُد هم نيست ؛
. اين راهنمايي رو ميتونم بهت بکنم

303
00:16:55,676 --> 00:16:57,293
. ورزش کردم

304
00:17:12,609 --> 00:17:13,842
. " کورتني "

305
00:17:13,861 --> 00:17:14,861
دختر ستاره اي " ؟ "

306
00:17:33,964 --> 00:17:37,533
اينجا نوشته شده که ؛ کمان ؛
. در خلوتگاهِ مقدس درونيه

307
00:17:38,669 --> 00:17:39,969
. . بذار ببينم درست متوجه شدم

308
00:17:40,003 --> 00:17:41,671
هرکسي که از کمانِ شکارچي
. . استفاده کنه و اونو بکار ببره

309
00:17:41,705 --> 00:17:43,372
ميتونه از اون کمان براي . .
. پيروزي بر تاريکي استفاده کنه

310
00:17:43,390 --> 00:17:44,873
اين ؛ حرفيه که ميزني ؟

311
00:17:44,892 --> 00:17:46,592
. باتوجه به پيشگويي . . آره

312
00:17:46,643 --> 00:17:49,478
. خب . . اون شخص ؛ منم

313
00:17:49,513 --> 00:17:52,715
فکرشو بکن ؛
کمان " . . درسته ؟ "

314
00:17:52,733 --> 00:17:54,383
کمان " ؛ به عنوان وسيله  اي براي "
. شکست دادن تاريکي ؛ پيامِ اين پيشگوييه

315
00:17:57,771 --> 00:18:00,740
. هرگز بهم نگفته بودي دنبال پيداکردنشي

316
00:18:00,774 --> 00:18:02,725
خب ؛ قول بده
. . به کسي چيزي نگي

317
00:18:02,743 --> 00:18:04,560
. اما سعي دارم سرنوشتمو عوض کنم . . .

318
00:18:04,578 --> 00:18:07,330
. کمانِ شکارچي " ؛ عنصر کليديه  "
واسه خودش جواب داد . . درسته ؟

319
00:18:07,364 --> 00:18:09,749
منتها بعداز اينکه نيروي لازم
. . براي فاصله گرفتن از تاريکيو پيدا کرد

320
00:18:09,783 --> 00:18:13,402
علي رغم اينکه اونکارش ؛ به معني . .
. دور شدن از پدرش بود

321
00:18:13,420 --> 00:18:16,005
. شکارچي " ؛ پسرِ " تاريکيِ"ـه "

322
00:18:16,039 --> 00:18:17,423
. درسته

323
00:18:17,457 --> 00:18:20,960
شکارچي ؛ بدست کسي بزرگ شد که
. . معتقد به پخش کردن نور

324
00:18:21,011 --> 00:18:24,630
بجاي تاريکي اي که پدر واقعيش . .
. خلق کرده بود ؛ بود

325
00:18:24,681 --> 00:18:28,267
و در نهايت ؛ شکارچي ؛ قسم خورد که
. بجاي پدرش ؛ به روشنايي خدمت کنه

326
00:18:54,878 --> 00:18:56,629
. اونجا رو ببين

327
00:19:17,099 --> 00:19:18,984
. . شبيه يکي ديگه از آزمايش هاي " شکارچي"ـه

328
00:19:19,018 --> 00:19:20,101
. تا ببينه آيا ما لياقت داشتن کمانشو داريم يا نه

329
00:19:26,609 --> 00:19:28,777
اگه درمورد ايجاد توازن
. . بين نور و تاريکي باشه

330
00:19:28,811 --> 00:19:31,029
اونوقت براي بازکردن در
. . به شليک دوتا تير احتياج داريم

331
00:19:31,080 --> 00:19:32,080
. يعني به هر نماد ؛ يه تير بايد شليک بشه

332
00:19:32,114 --> 00:19:33,498
که البته همينطور به اين معنيه
. . که بايستي

333
00:19:33,532 --> 00:19:35,717
. هردوضربه ؛ در آنِ واحد ؛ به هدف ها وارد بشن

334
00:19:35,751 --> 00:19:37,619
مثل ضربه زدن به توپِ بيليارد که
. به کنارها ي تخته بخوره

335
00:19:47,763 --> 00:19:49,047
. . ساده تر از اونيه که به نظر ميرسه

336
00:19:49,098 --> 00:19:50,432
. فقط نشونه بگير و تيرو رها کن ؛ واقعا

337
00:19:50,466 --> 00:19:52,267
. باشه

338
00:19:52,301 --> 00:19:53,535
. همينکارو ميکنم

339
00:19:53,569 --> 00:19:55,437
. آره

340
00:20:05,364 --> 00:20:07,449
واقعا براي انجام اين کار
بهم اطمينان داري ؟

341
00:20:07,483 --> 00:20:09,317
. . خب ؛ همونطوريکه خودت  گفتي

342
00:20:09,351 --> 00:20:12,320
اگه " کلارک " بهت اطمينان داره . .
. برام کفايت ميکنه

343
00:20:55,531 --> 00:20:57,999
. نشونه گيري خوبي بود ؛ همکار

344
00:20:58,033 --> 00:20:59,834
. ممنون

345
00:21:06,675 --> 00:21:07,792
کارا " ؛ حالت خوبه ؟ "

346
00:21:07,843 --> 00:21:09,594
چي شده ؟
يه تله ي ديگه اس ؟

347
00:21:09,628 --> 00:21:11,746
. جور-الِ"ـه "

348
00:21:13,382 --> 00:21:14,916
. بايد برم

349
00:21:14,934 --> 00:21:19,020
بايد کمانو بدست بياري
. " و برسونيش به دستِ " کلارک

350
00:21:19,054 --> 00:21:21,022
. حالا بهت اطمينان دارم

351
00:21:31,701 --> 00:21:34,136
! " جور-ال "

352
00:21:34,187 --> 00:21:37,255
واسه چي وقت اينقدر به کمان
نزديک شده بودم ؛ بهم گفتي برگردم ؟

353
00:21:37,273 --> 00:21:40,943
. اون کمان ؛ سرنوشت " کال-الِ"ـه

354
00:21:40,977 --> 00:21:44,262
. خودت بهم گفتي از " کال-ال " محافظت کنم

355
00:21:44,280 --> 00:21:45,564
واسه چي وقتي اينقدر به تموم کردن ؛
. . کاري که

356
00:21:45,598 --> 00:21:48,600
ازم خواسته بودي نزديک بودم ؛ . .
بهم گفتي برگردم ؟

357
00:21:48,618 --> 00:21:51,703
معتقدم که تو ؛ به " کال-ال " اهميت ميدي
. . و ميخواي ازش محافظت کني

358
00:21:51,738 --> 00:21:55,273
اما دستِ آخر ؛ . .
. اين ؛ مبارزه ؛ بايد بدست اون انجام بشه

359
00:21:55,291 --> 00:21:58,427
. . بخاطر همينم صدات کردم که برگردي اينجا

360
00:21:58,461 --> 00:21:59,628
. تا انتخاب کني . . .

361
00:21:59,662 --> 00:22:01,613
انتخاب ؟

362
00:22:01,631 --> 00:22:05,283
. " گ دو راه جلوي روت قرار داره " کارا

363
00:22:05,301 --> 00:22:07,118
. . ميتوني حالا زمينو ترک کني

364
00:22:07,136 --> 00:22:10,339
و اجازه بدي " کال-ال " ؛ . .
. . سرنوشتشو در آغوش بگيره و بپذيره

365
00:22:10,390 --> 00:22:12,624
. . يا ؛ ميتوني بموني و کمکش کني . .

366
00:22:12,659 --> 00:22:15,961
و با اين کارت ؛ . .
. سرنوشت اين سياره رو به خطر بندازي

367
00:22:15,979 --> 00:22:18,280
من و " کال-ال " ؛ قبلا باهمديگه
. دربرابر تاريکي جنگيديم

368
00:22:18,314 --> 00:22:20,131
. . تو بر خلاف خواسته ي من

369
00:22:20,149 --> 00:22:21,800
. پاي " کال-ال " رو به اون مبارزه کِشوندي

370
00:22:21,818 --> 00:22:23,735
. . اونموقع ؛ اون خيلي ضعيف بود

371
00:22:23,770 --> 00:22:27,322
. و نزديک بود که تاريکي ؛ بهش غلبه کنه

372
00:22:27,357 --> 00:22:29,408
. تو ؛ قوي بزرگ شدي

373
00:22:29,442 --> 00:22:33,895
خواست تو ؛ ديگه
. . درگرو دستورات من نيست

374
00:22:33,930 --> 00:22:37,649
تو ؛ به اون نيرو ؛ . .
. براي جلوبردن راهِ خودت احتياج داري

375
00:22:37,667 --> 00:22:41,453
. الان ديگه انتخاب همه چيز ؛ بدستِ خودته

376
00:22:41,487 --> 00:22:45,040
يعني ميخواي همينطوري
بذارم و برم ؟

377
00:22:44,091 --> 00:22:47,210
کارا " ؛ سرنوشتِ خودت ؛ "
. از قبل نوشته شده

378
00:22:47,261 --> 00:22:50,263
سرنوشت تو ؛ در جاي ديگه ؛
. و در زمان ديگه اي قرار داره

379
00:22:50,297 --> 00:22:55,268
اما اين ؛ نبرد ؛ متعلق به " کال-الِ"ـه ؛
. و بايد به تنهايي ؛ درش مبارزه کنه

380
00:22:55,302 --> 00:22:58,187
گرچه زماني خواهد رسيد
. . که به من پشت ميکنه

381
00:22:58,222 --> 00:23:01,441
اما دستِ آخر . .
. تصميم درست رو خواهد گرفت

382
00:23:01,475 --> 00:23:05,611
. اون آماده اس
. امروز ؛ دوره ي اونه که خودشو نشون بده

383
00:23:05,646 --> 00:23:08,648
اون تنها فردي از اعضاي خانواده اس
. که برام باقي مونده

384
00:23:08,682 --> 00:23:11,234
. لااقل بايد بهش هشدار بدم

385
00:23:11,285 --> 00:23:15,688
بعضي وقتا ؛ بزرگترين قرباني اي که
. . يکي ميتونه بکنه

386
00:23:15,706 --> 00:23:19,325
اينه که دست از چيزي که براشون . .
. از همه چي عزيزتره بکِشه

387
00:23:26,316 --> 00:23:29,535
. " عمليات ميکرواسکن آغاز ميشون "

388
00:23:33,056 --> 00:23:34,924
چيه ؟

389
00:23:34,975 --> 00:23:37,142
از اسکن هايي که روش انجام دادم ؛
. . نتيجه گرفتم که اين يه ديودِه

390
00:23:37,177 --> 00:23:39,211
که سيگنالي رو از خودش
. . به سمت ساقه ي مغز منتشر ميکنه

391
00:23:39,229 --> 00:23:40,712
. . و جلوي انجام وظيفه ي مهم ترو ميگيره

392
00:23:40,730 --> 00:23:42,231
و باعث ميشه کسي که اين وسيله رو همراهِ خودش داره
. هرکاري که بهش تلقين بشه رو کورکورانه انجام بده

393
00:23:42,265 --> 00:23:45,317
پس ، اون داشته منو کنترل ميکرده ؟

394
00:23:45,352 --> 00:23:46,735
تو عروسک خيمه شب بازيش بودي

395
00:23:46,770 --> 00:23:48,237
، چيزي که ميخوام بدونم اينه که

396
00:23:48,271 --> 00:23:50,155
کي پشت اين ماجراي عروسک خيمه شب بازيه ؟

397
00:23:50,190 --> 00:23:52,491
جان جونز " و من يه نگاهي به "
اون شرکت انداختيم

398
00:23:52,526 --> 00:23:55,578
. . ميدونيم سهام دارهاي اون شرکت کيا هستن
، " کماندار تاريکي "

399
00:23:55,612 --> 00:24:00,165
رولت " ، " مِتالو " و "
چندتا آدم ديگه به اسم " مانتا " ؟

400
00:24:00,200 --> 00:24:02,084
حتما به همين خاطر بوده که
، اون هدف گيري شده بوده

401
00:24:02,118 --> 00:24:04,169
اما ، ما هيچوقت نفهميديم که
اونا ميخواستن چيکار کنن

402
00:24:04,204 --> 00:24:06,405
اونا دارن زمين هايي رو
که در بالاي مناطق آب هاي زيرزميني هستن ميخرن

403
00:24:06,423 --> 00:24:09,208
ديگه کم کم دارن نزديک به اين ميشن که
بتونن تمامي آب هاي متروپوليس رو کنترل کنن

404
00:24:09,242 --> 00:24:10,676
خوب ، حالا بنظر منطقي مياد

405
00:24:10,710 --> 00:24:12,678
اونا بابت هر قطره آب پول زيادي رو
از بقيه ميگيرن

406
00:24:12,712 --> 00:24:14,597
و اونوقت ، کُل شهر ميره تحت بخشش و لطف اونا

407
00:24:14,631 --> 00:24:16,932
* ميکرو اسکن کامل شد *

408
00:24:16,967 --> 00:24:18,601
* ايجاد کننده نابه هنجاري مشخص شد *

409
00:24:23,857 --> 00:24:26,091
اين همونيه که من فکرميکنم هست ؟

410
00:24:26,109 --> 00:24:28,360
" وينزلو شات "

411
00:24:28,395 --> 00:24:30,496
" تويمن "

412
00:24:30,530 --> 00:24:34,867
وقتي تو شک و ترديد هستي ، من که
ميگم مستقيما برو سراغ منبع

413
00:24:49,215 --> 00:24:50,632
! اِي شيطون ! عجب بلايي هستي

414
00:24:50,666 --> 00:24:54,219
انگار يکي هست که هنوز ياد نگرفته چطوري
به خوبي بازي کنه

415
00:24:54,253 --> 00:24:56,088
، حتما بهت يه وقتي براي استراحت ميدم

416
00:24:56,122 --> 00:24:59,057
خوب ، اما همين الانشم خودت تو استراحت هستي

417
00:24:59,092 --> 00:25:03,662
. . خوب ، خوب ، خوب
" لوييس لين "

418
00:25:06,149 --> 00:25:08,767
چطور امکان داره همچين خانم روزنامه نگاري
. . به اين مهربوني

419
00:25:08,801 --> 00:25:10,685
. . و باوقاري ، مثل تو . .

420
00:25:10,736 --> 00:25:14,122
اجازه ملاقات با آدم کُشنده و . .
خطرناکي مثل من رو بتونه بدست بياره ؟

421
00:25:14,157 --> 00:25:18,110
، خوب
قبلا خطرناک و کُشنده بودم

422
00:25:18,144 --> 00:25:20,162
اعتراف ميکنم که جديدا رفتارهاي شيطاني و
شرورانه ام رو بهبودشون دادم و درستشون کردم

423
00:25:20,196 --> 00:25:21,997
تاحالا دربارش نشنيده بودي ؟

424
00:25:22,031 --> 00:25:24,315
، هرچقدر دلت بخواد ميتوني تظاهر کني

425
00:25:24,333 --> 00:25:26,368
اما ، من ميدونم که
. . تو از اينجا و از طريق نامه نگاري داشتي

426
00:25:26,419 --> 00:25:28,703
. . يه جمع شيطاني براي خودت درست ميکردي . .

427
00:25:28,754 --> 00:25:31,540
با دستيارايي مثل . .
، " رولت " و " کماندار تاريکي "

428
00:25:31,591 --> 00:25:33,942
تا اينکه بتوني از اين طريق
کارهاي کثيفت رو اون بيرون انجام بدي

429
00:25:33,976 --> 00:25:36,878
، چيزي که هنوز نفهميدمش اينه که
. . اگه موضوع همينه

430
00:25:36,929 --> 00:25:39,131
. . پس براي چي هنوزم با تلفن . .

431
00:25:39,165 --> 00:25:41,216
از راه دور کنترلشون ميکني ؟ . .

432
00:25:41,267 --> 00:25:45,837
. . مردم وقتي تحت کنترل هستن ، دوست دارن

433
00:25:45,855 --> 00:25:48,156
که آدم رو دست کم بگيرن . .

434
00:25:57,400 --> 00:26:00,035
نگهباناي اينجا اختيارات خاصي رو بهم ميدن

435
00:26:00,069 --> 00:26:02,237
ببخشيد ، نقشه تلفن زدن هات ديگه کنسل شد

436
00:26:02,271 --> 00:26:04,956
و بايد بهت اخطار بدم که
. . لکه " و گروهش "

437
00:26:04,991 --> 00:26:07,209
. . از اون هديه کوچولويي که . .

438
00:26:07,243 --> 00:26:09,327
روي يکي از خودشون کار گذاشتي ، با خبر هستن . .

439
00:26:12,748 --> 00:26:16,168
. . بنظر مياد که " لکه " بهت

440
00:26:16,202 --> 00:26:18,536
يه نشونه پرتلالو و درخشان از . .
علاقه و مهربونيش رو داده و روت اثر گذاشته

441
00:26:21,224 --> 00:26:24,276
زندگي عشقي من هيچ ربطي به
لکه " نداره "

442
00:26:26,262 --> 00:26:27,863
اوه ، واقعا ؟

443
00:26:29,899 --> 00:26:34,686
پس ، احتمالا هنوز چيزي درباره
عشق اول " لکه " نشنيدي

444
00:26:37,389 --> 00:26:40,225
. . اون حاضر بود هرچيزي رو

445
00:26:40,259 --> 00:26:44,112
براي اون جوون خوش تيپ ضدگلوله فدا کنه . .

446
00:26:44,163 --> 00:26:47,199
! چقدر ناراحت کننده و باعث دل شکستگي هست

447
00:26:49,952 --> 00:26:54,589
. . " يه داستان تراژديک از " لانا لنگ

448
00:26:54,624 --> 00:26:58,877
" و " کلارک کنت . .

449
00:27:05,251 --> 00:27:08,220
. . نميدونم تو اين آبي که اينجا ميخوري چي بوده

450
00:27:10,623 --> 00:27:13,925
. . اما حسابي قاطي کردي . .

451
00:27:13,943 --> 00:27:17,646
اگه فکرميکني که " کلارک کنت " ربطي .  .
به " لکه " داره

452
00:27:17,697 --> 00:27:23,034
، قيافه ات خيلي بي حس و آروم و خونسرده
" خانم " لين

453
00:27:23,069 --> 00:27:26,204
. . و منم مشخصا خيلي اميدوارم که حق با تو باشه

454
00:27:28,941 --> 00:27:31,893
، چونکه درهمين لحظه . .

455
00:27:31,928 --> 00:27:35,964
گروه شرور من دارن به " لکه " نزديک ميشن

456
00:27:43,122 --> 00:27:45,640
چقدر شرم آور ميشه براي
. . عروس شرمنده و خجالت زده

457
00:27:45,675 --> 00:27:49,261
که توي روز مخصوص و . .
. . مهمش ، نقاب سياه به چهره بزنه

458
00:27:52,398 --> 00:27:54,316
. . مگه اينکه . .

459
00:27:58,637 --> 00:28:02,473
ميخواي چه بازي اي بکني ، " تويمن " ؟

460
00:28:05,411 --> 00:28:07,195
. . تو اون تلفن رو بهم پس بده

461
00:28:07,246 --> 00:28:11,199
. . و اينو به خودت بذار . .

462
00:28:11,250 --> 00:28:15,153
اين يه وسيله استيل شيک و مد هست . .

463
00:28:15,171 --> 00:28:17,088
اونوقت ، اونا همگي ديگه ماموريتشون رو ادامه نميدن

464
00:28:17,123 --> 00:28:19,457
و تو هم زندگي نامزدت رو نجات ميدي

465
00:28:25,631 --> 00:28:28,216
از کجا بدونم که ميشه بهت اعتماد کنم ؟

466
00:28:28,267 --> 00:28:32,503
کدوم بازي کننده ماهري هست که
از قوانين خودش پيروي نکنه ؟

467
00:28:36,508 --> 00:28:39,177
به اون دستيارات بگو دست نگه دارن

468
00:29:09,675 --> 00:29:12,243
و نگران نباش

469
00:29:12,278 --> 00:29:15,714
. . سرِ توافقمون ميمونن

470
00:29:15,748 --> 00:29:19,017
، و بهشون ميگم ماموريتشون رو ادامه ندن . .

471
00:29:19,051 --> 00:29:21,986
. . اما

472
00:29:22,021 --> 00:29:25,206
فکرکنم به جاي اونا ، تورو . .
به اين ماموريت بفرستم

473
00:29:27,493 --> 00:29:29,844
لکه " رو بکُش "

474
00:29:29,844 --> 00:29:39,844
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

475
00:30:13,326 --> 00:30:16,144
. . تنها قدرت واقعي "

476
00:30:16,179 --> 00:30:19,865
" از داخل نشأت ميگيره . .

477
00:30:31,894 --> 00:30:35,881
چقدر بامزه ست که تو اينقدر خودخواهي که
. . فقط اين کمان رو براي اين ميخواي

478
00:30:35,915 --> 00:30:40,452
که بتوني اون نشاني رو که ما . .
در درون روحت جا گذاشتيم رو حذف و نابود کني

479
00:30:42,021 --> 00:30:42,954
! نه

480
00:30:44,757 --> 00:30:46,675
متشکرم

481
00:30:46,709 --> 00:30:49,511
، ببين
. . اون دام ها و تله ها براي اين طراحي شدن که

482
00:30:49,545 --> 00:30:51,446
اون آينده بين ها و پيشگوهارو . .
از سرِ راه کنار نگه دارن

483
00:30:51,481 --> 00:30:53,749
. . " کمان شکارچي "

484
00:30:53,783 --> 00:30:56,535
مثل نوري بود که دنيا ديگه هرگز چيزي . .
مثل اونو نخواهد ديد

485
00:30:56,569 --> 00:31:00,922
اون تنها قدرتي بود که
ارباب تاريکي " نميتونست اونو شکست بده "

486
00:31:03,443 --> 00:31:06,278
من درهرحال يه راهي رو پيدا ميکنم که
بتونم تورو شکست بدم

487
00:31:09,265 --> 00:31:11,283
، از همون لحظه اي که تو نشانه گذاري شدي

488
00:31:11,317 --> 00:31:13,819
درحال خدمت کردن به اون بودي

489
00:31:13,870 --> 00:31:18,106
تو مثل بقيه برادران و هم نوع هاي خودت نيستي

490
00:31:18,124 --> 00:31:21,309
، تو پتانسيل و استعداد واقعي اي داري

491
00:31:21,344 --> 00:31:25,163
و ما هم نقشه هاي بزرگتري براي تو داريم

492
00:31:27,500 --> 00:31:31,586
، نگران نباش ، عزيزم
تو هيچکدوم اينارو به ياد نخواهي داشت

493
00:31:41,013 --> 00:31:44,816
، به اعضاي محترم و ارجمندم
، به شرکاي برنامه عروسک خيمه شب بازي

494
00:31:44,851 --> 00:31:48,019
. . سلام به همگيتون

495
00:31:48,070 --> 00:31:49,271
. . اگه لطف کنيد و

496
00:31:49,305 --> 00:31:51,773
. . يه نگاهي به پرونده هاي ماموريتتون بندازيد . .

497
00:31:51,807 --> 00:31:53,742
. . اونوقت اطلاعاتي رو درباره . .

498
00:31:53,776 --> 00:31:55,143
هرکدوم از هدف هاتون ميبينيد . .

499
00:31:56,746 --> 00:31:59,331
ميدونم که يجورايي يه نوع حس تقلب کردن داره
، که

500
00:31:59,365 --> 00:32:01,166
بخواي بدوني اون يکي طرفتون چه
، هدف براش درنظر گرفته شده

501
00:32:01,200 --> 00:32:02,751
، اما نميتونيم ريسک بکنيم و کارمون رو به خطر بندازيم

502
00:32:02,785 --> 00:32:04,536
، حالا نه
نه حالا که اينقدر به انجام کارمون نزديکيم

503
00:32:04,587 --> 00:32:06,004
تا اينکه بتونيم متروپوليس رو
. . دربرابر خودمون به زانو دربياريم

504
00:32:06,038 --> 00:32:07,155
و به چيزي که استحقاقش رو داريم برسيم . .

505
00:32:10,209 --> 00:32:13,261
، و با کمک همکار جديدمون

506
00:32:13,296 --> 00:32:17,015
بالاخره ميتونيم آب هاي زيرزميني متروپوليس
رو تحت کنترل خودمون دربياريم

507
00:32:17,049 --> 00:32:19,050
. . تا آخرين سکه پولشون رو از جيبشون بيرون ميکِشيم

508
00:32:19,101 --> 00:32:22,103
تا زماني که اين مردم تشنه براي ما . .
به رقص دربيان و هرکاري که ميخوايم برامون بکنن

509
00:32:22,138 --> 00:32:23,839
درست مثل عروسک هاي خيمه شب بازي

510
00:32:23,873 --> 00:32:27,509
درواقع ، همين الان اون داره حساب " لکه " رو ميرسه

511
00:32:27,527 --> 00:32:32,614
! قراره حسابي بهمون خوش بگذره و سرگرم بشيم

512
00:32:42,909 --> 00:32:44,459
" ممنون ، " کورتني

513
00:32:44,494 --> 00:32:46,578
دختر ستاره اي " يه مسير ديگه براي "
رفتن به " استريکر " برامون پيدا کرده

514
00:32:46,629 --> 00:32:48,196
، خوبه
ميرم ماشين رو بيارم

515
00:32:48,214 --> 00:32:50,465
لوييس " خيلي وقته که اونجاست و "
حتي خبري هم از خودش بهمون نداده

516
00:32:50,500 --> 00:32:52,133
کار قطع کردن ديودها چطور پيش ميره ؟

517
00:32:52,168 --> 00:32:53,034
تقريبا ديگه دارم تمومش ميکنم

518
00:32:56,889 --> 00:32:57,889
" لوييس "

519
00:33:00,059 --> 00:33:02,260
تويمن " يه ديود روي گردنش کار گذاشته "

520
00:33:02,311 --> 00:33:04,179
تا غروب خورشيد چقدر وقت داريم ؟

521
00:33:12,188 --> 00:33:13,572
تو بايد جلوشو بگيري

522
00:33:13,606 --> 00:33:17,492
خورشيد ديگه داره کم کم غروب ميکنه

523
00:33:17,527 --> 00:33:19,227
لوييس " ، " تويمن " فکرميکنه که "
ميتونه تورو کنترل کنه

524
00:33:19,245 --> 00:33:21,396
، نذار اينکارو بکنه
. . نذار

525
00:33:21,414 --> 00:33:23,498
، " لوييس "
بايد باهاش بجنگي

526
00:33:23,533 --> 00:33:25,584
طاقت بيار ، " کلارک " ، فقط يه کمي بيشتر ؛
فقط بيست ثانيه ديگه مونده

527
00:33:25,618 --> 00:33:28,920
تو سرسخت ترين و با اراده ترين زني هستي
که من تاحالا تو زندگيم ديدم

528
00:33:28,955 --> 00:33:30,789
نذار اون برنده بشه

529
00:33:33,342 --> 00:33:35,427
من دوست دارم

530
00:33:41,300 --> 00:33:43,018
" کلارک "

531
00:33:48,724 --> 00:33:49,975
لوييس " ؟ "

532
00:34:00,286 --> 00:34:01,786
کلارک " ، هنوز نه "

533
00:34:01,821 --> 00:34:03,288
هنوز قدرت هات بهت برنگشته

534
00:34:19,555 --> 00:34:22,557
لوييس " ؟ "

535
00:34:22,592 --> 00:34:24,359
، جوابمو بده
! لوييس " ، بيدار شو "

536
00:34:24,393 --> 00:34:26,845
چيزي نيست

537
00:34:29,398 --> 00:34:31,816
" کلارک "

538
00:34:37,973 --> 00:34:42,160
اوه ، نه ، ميتوني کاملا از اين بابت مطمئن باشي
که " لکه " ديگه مشکلي براتون ايجاد نميکنه

539
00:34:43,496 --> 00:34:44,529
من کاملا مطمئن هستم

540
00:34:47,149 --> 00:34:50,285
، اينقدر زود برگشتي
اسباب بازي کوچولوي قشنگ من ؟

541
00:34:50,319 --> 00:34:52,704
. . " تحت تاثير قرار گرفتم ، " وينزلو

542
00:34:52,755 --> 00:34:54,039
اما ، بازي ديگه تموم شد . .

543
00:35:03,015 --> 00:35:06,384
چطوره بگيم که
. . من به کُل دنيا نميگم

544
00:35:06,435 --> 00:35:08,553
که تو واقعا کي هستي ؟ . .

545
00:35:08,604 --> 00:35:09,938
يه حسي بهم ميگه که
، اگه واقعا ميخواستي اينکارو بکني

546
00:35:09,972 --> 00:35:11,172
قبلا اينکارو ميکردي

547
00:35:11,207 --> 00:35:13,775
. . اما ، اونوقت

548
00:35:13,809 --> 00:35:16,711
ديگه نميتونستيم باهمديگه بازي کنيم ، مگه نه ؟ . .

549
00:35:18,864 --> 00:35:20,365
، برام مهم نيست که شماها چند نفريد

550
00:35:20,399 --> 00:35:22,784
، چه بازي هايي رو تصميم گرفتيد که انجام بديد

551
00:35:22,818 --> 00:35:25,887
من هميشه اينجا هستم که
جلوي تورو بگيرم

552
00:35:38,088 --> 00:35:39,639
، " کال - ال "

553
00:35:39,673 --> 00:35:44,227
مطمئنم که هديه من به هردوي شما ، باعث شده
که هردوتون ديدي باز و روشن فکرانه داشته باشيد

554
00:35:44,261 --> 00:35:48,147
اون يه هديه نبود ، يه امتحان بود

555
00:35:48,182 --> 00:35:51,184
و درباره اين نبود که " لوييس " اگه نيروهاي منو
. . داشته باشه

556
00:35:51,235 --> 00:35:52,402
، بايد چطوري اونو درک کنه . .

557
00:35:52,436 --> 00:35:54,988
يا اينکه اگه من آدم بودم ، اونوقت
چه حسي داشتم و زندگيم چطور بود

558
00:35:55,022 --> 00:35:56,439
بلکه ، همه چي درباره کنترل کردن بود

559
00:35:56,473 --> 00:35:58,825
، امتحان هاي تو يه معما نيستن
" کال - ال "

560
00:35:58,859 --> 00:36:03,413
اونا جاپاها و تصميم هاي تو در يک مسير طولاني
در سرنوشتت هستن

561
00:36:03,447 --> 00:36:05,531
مسير و انتخابي که امکان داشت من
، براي بقيه زندگيم اونو کورکورانه ادامه اش بدم

562
00:36:05,582 --> 00:36:08,835
اما ، حالا ديگه همه چيو درک ميکنم

563
00:36:08,869 --> 00:36:11,170
، در تمام اين مدت
. . اين من بودم که

564
00:36:11,205 --> 00:36:14,257
بايد تصميم ميگرفتم چه زماني هست که . .
بايد خودم کنترل سرنوشتم رو بدست بگيرم

565
00:36:14,291 --> 00:36:17,176
اين امتحان ها زماني تموم ميشن که
من خودم آمادگي تموم شدنشون رو داشته باشم

566
00:36:17,211 --> 00:36:21,297
هنوز خيلي مونده که سفر تو تموم بشه

567
00:36:23,350 --> 00:36:25,551
اما ، من فقط ميتونم اون چيزي باشم
. . که دنيا بهش نياز داره

568
00:36:25,602 --> 00:36:28,021
اونم زماني که بالاخره ميتونم . .
. . به اين اقرار کنم که من ديگه

569
00:36:28,055 --> 00:36:30,356
فقط پسر " جور - ال " يا . .
، جاناتان کنت " نيستم "

570
00:36:30,391 --> 00:36:32,341
و ، تو هم ميدونستي که
. . بالاخره يه زماني ميرسه

571
00:36:32,359 --> 00:36:34,811
که هيچکدوم از شماها . .
، ديگه نميتونيد منو راهنمايي کنيد

572
00:36:34,862 --> 00:36:37,513
. . و اون زمان

573
00:36:37,531 --> 00:36:38,982
همين حالاست . .

574
00:36:46,690 --> 00:36:48,908
" خداحافظ ، " جور - ال

575
00:36:48,908 --> 00:36:58,908
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

576
00:37:45,349 --> 00:37:47,416
حالت خوبه ؟

577
00:37:52,422 --> 00:37:55,274
، " ميدوني ، " کلارک
. . اينکه يه مايل رو با کفشات پياده بيايي

578
00:37:55,309 --> 00:38:00,029
خيلي متفاوت تر از اونيه که . .
من در تصورم داشتم

579
00:38:00,064 --> 00:38:02,765
وقتي که فقط يه روزنامه نگار با
، يه داستان باشي

580
00:38:02,783 --> 00:38:05,368
، کلمات به کاغذ برخورد ميکنن
، کاغذ به چاپ ميرسه و به مردم ميرسه

581
00:38:05,402 --> 00:38:07,453
و . . بعدش ديگه همه چي تموم ميشه

582
00:38:12,543 --> 00:38:18,431
، اما ، براي تو
اين . . اين ماجرا هيچوقت تمومي نداره ، مگه نه ؟

583
00:38:20,067 --> 00:38:21,634
نه

584
00:38:26,590 --> 00:38:28,508
فکرکنم به خودم ميگم که
. . هميشه

585
00:38:28,559 --> 00:38:30,376
، توي دنيا يه تعادلي بين خوبي و شر وجود داره . .

586
00:38:30,410 --> 00:38:32,128
اين به من بستگي داره که
اون تعادل رو ثابت نگه دارم

587
00:38:35,099 --> 00:38:38,134
. . من هميشه ميدونستم که

588
00:38:38,152 --> 00:38:39,836
تو قلب بزرگي داري . .

589
00:38:41,738 --> 00:38:45,458
فقط نميدونستم که قلبت چقدر قوي و مستحکم هست

590
00:39:10,934 --> 00:39:13,352
" موفق باشي ، " کلارک

591
00:39:19,977 --> 00:39:23,029
" من خيلي ضعيف بودم " کلارک

592
00:39:25,065 --> 00:39:28,901
ميدوني ، اون لحظه اي که
، تويمن " تهديد کرد تورو ميکُشه "

593
00:39:28,952 --> 00:39:30,486
. . اون ديود رو به خودم گذاشتم

594
00:39:30,520 --> 00:39:32,788
. . و اجازه دادم که اون منو کنترل کنه . .

595
00:39:37,327 --> 00:39:39,679
چونکه ، تو بزرگترين نقطه ضعف من هستي . .

596
00:39:39,713 --> 00:39:44,050
و از اين ميترسم که
منم نقطه ضعف تو باشم

597
00:39:44,084 --> 00:39:47,720
، تو نقطه ضعف من نيستي
تو نقطه قوت من هستي

598
00:39:47,754 --> 00:39:49,505
باشه ؟

599
00:39:49,539 --> 00:39:50,673
. . " و متاسفم از اينکه " جور - ال

600
00:39:50,707 --> 00:39:52,391
، تورو درگير يکي از امتحان هاي من کرد . .

601
00:39:52,426 --> 00:39:55,461
اما ، حالا ديگه همه چي تموم شده

602
00:39:55,495 --> 00:39:58,931
جور - ال " هم ديگه به اندازه مزرعه براي
من قديمي شده  و بخشي و از گذشته ام هست

603
00:39:58,982 --> 00:40:00,816
. . سرنوشت من اينه که با تو ازدواج کنم

604
00:40:00,851 --> 00:40:05,104
و باهمديگه آينده امون رو درکنار هم بسازيم . .

605
00:40:07,741 --> 00:40:09,558
بيا ، همه منتظرمون هستن

606
00:40:12,279 --> 00:40:14,914
کلارک " ، متاسفم "

607
00:40:20,787 --> 00:40:23,405
، بعد از ماجراي امروز
. . من متوجه اين شدم که

608
00:40:25,692 --> 00:40:29,729
باهم بودنمون ، باعث ميشه که . .
تو آسيب پذير باشي

609
00:40:29,763 --> 00:40:31,914
. . و من

610
00:40:31,965 --> 00:40:37,253
من نميتونم همينجور سرِ جام بشينم و . .
، فيلم ببينم و بستني بخورم

611
00:40:37,271 --> 00:40:40,773
درحاليکه ، در اون لحظه که اينکارو ميکنيم
تو ميتوني جون پنج تا آدمو نجات بدي

612
00:40:40,807 --> 00:40:45,027
، " کلارک "
. . هرلحظه از زندگيت رو

613
00:40:45,062 --> 00:40:47,563
. . که من به خودم اختصاص ميدم . .

614
00:40:47,597 --> 00:40:51,433
دارم از آدمايي اون زمان رو ميدزدم که . .
به کمکت نياز دارن و بايد نجات داده بشن

615
00:40:51,451 --> 00:40:53,903
لوييس " ، داري چي ميگي ؟ "

616
00:40:55,822 --> 00:40:57,106
. . من

617
00:41:11,305 --> 00:41:12,755
موضوع چيه ؟

618
00:41:12,789 --> 00:41:16,292
" متاسفم ، " کلارک

619
00:41:16,310 --> 00:41:18,127
نه

620
00:41:21,982 --> 00:41:25,101
نميتونم با تو ازدواج کنم

621
00:41:27,971 --> 00:41:30,323
متاسفم

622
00:41:34,745 --> 00:41:49,745
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

