﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:03,799
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,827 --> 00:00:05,662
. به " منطقه ي شبح " خوش آمدي

3
00:00:05,696 --> 00:00:07,797
جور-ال " ؛ اين مکان رو براي "
. . زنداني کردن جنايتکاراني

4
00:00:07,831 --> 00:00:10,099
. از 28 کهکشان مسکوني شناخته شده ساخت

5
00:00:12,703 --> 00:00:14,066
. . نمادِ " اومگا " ؛

6
00:00:14,100 --> 00:00:16,282
به دنبال صيد و تغذيه از نيمه ي تاريکيه . .
. که در وجود همگي ما هست

7
00:00:16,316 --> 00:00:18,679
. از شک و بدگماني ها و سوء ظن هامون تغذيه ميکنه

8
00:00:20,123 --> 00:00:21,629
. . صبر ميکنه تا نقطه ي ضعف هرکسيو پيدا کنه

9
00:00:21,664 --> 00:00:23,605
و بعدش ؛ . .
. ما خودمون ؛ خودمونو نابود ميکنيم

10
00:00:23,639 --> 00:00:26,868
. اين " نمادِ اميدِ"ه

11
00:00:26,902 --> 00:00:27,901
. ظرفِ آبي رنگِ قديميِه

12
00:00:27,903 --> 00:00:28,899
. . مامان ؛ قبلا اينو

13
00:00:28,934 --> 00:00:30,465
. جلوي پنجره ي آشپزخونه اش ميگذاشت . .

14
00:00:30,499 --> 00:00:31,531
. سندِ مزرعه اس

15
00:00:31,565 --> 00:00:32,763
. . نگران بودم که

16
00:00:32,798 --> 00:00:34,063
اگه اين خونه رو نداشته باشيم که . .
. . بعد از کار بهش برگرديم

17
00:00:34,097 --> 00:00:35,898
. اونوقت شايد همديگه رو هم ازدست بديم . .
. اسمالويل " خونه ي منه "

18
00:00:35,932 --> 00:00:38,472
. . و اگه بايد براي زندگي به " متروپوليس " بري

19
00:00:38,506 --> 00:00:40,374
بخاطر اينکه دنيا ؛ . .
. . اونجا به کمکت احتياج داره

20
00:00:40,409 --> 00:00:42,075
. هيچ عيبي نداره . . .

21
00:00:52,895 --> 00:00:54,630
. " هِي ؛ " لوييس

22
00:00:54,664 --> 00:00:56,631
اين جعبه رو کجا ميتونم بذارم ؟

23
00:00:57,632 --> 00:00:59,701
. . خب ؛ فکر نکنم براي فهميدنش

24
00:00:59,735 --> 00:01:00,902
. نياز به کارآگاه بازي زيادي داشته باشي

25
00:01:00,936 --> 00:01:02,436
. " روش نوشته " اتاق پذيرايي

26
00:01:02,471 --> 00:01:04,173
نه ؛ من ميتونم دست خطِ بدِتو
. کشفِ رمز کنم و بخونم

27
00:01:04,207 --> 00:01:06,109
. منتها به نظرم اشتباه برچسب خورده

28
00:01:09,679 --> 00:01:12,412
اگه منظورت مُتکاي مخصوص
. . گروه موسيقي مارِ سفيدمِه

29
00:01:12,446 --> 00:01:15,213
وقتي گفتي عاشق همه چيم هستي ؛ شاملِ . .
. احساسات و عواطفم به اين گروه هم ميشه

30
00:01:17,083 --> 00:01:19,719
اين مُتکا رو ؛ با تي شرتِ کُنسرتي که
. کلاس هشتم بهِش رفته بودم درست کردم

31
00:01:23,758 --> 00:01:24,925
. . و ، راستي ؛ با " اوليور " هم حرف زدم

32
00:01:24,960 --> 00:01:27,028
و ؛ اون بهم گفت که چطور اون و " کلويي " ؛
. . تونستن به آرومي و ظرافت

33
00:01:27,062 --> 00:01:28,997
خصوصيات اخلاقي قهرمان و . .
. دختر عاشق کامپيوترو ؛ پيوند بدن

34
00:01:29,032 --> 00:01:31,868
نگران نباش ؛ وقتي جمله ي " در خوب و بد " رو
. . موقع عقد ازدواج بکار ميبرم

35
00:01:31,902 --> 00:01:34,737
. شامل عشقِت به موسيقي متال هم ميشه . .

36
00:01:37,409 --> 00:01:39,677
اما ؛ جدي ميگم ؛
. بذار سريع همه ي وسايلمونو جابجا کنم

37
00:01:39,711 --> 00:01:41,546
. ميتونم همه ي اينا رو دو ثانيه اي باز کنم و بچينم

38
00:01:41,580 --> 00:01:44,150
. نه ! نه
. قدرتِتو نگه دار

39
00:01:44,184 --> 00:01:46,853
. . بخشي از يکي کردن زندگيمون باهمديگه

40
00:01:46,888 --> 00:01:50,123
اينه که وقت بذاريم و . .
. واسه هروسيله اي جاي مناسبشو پيدا کنيم

41
00:01:50,157 --> 00:01:54,061
تنها چيزي که ميدونم اينه که ؛ کامل ترين جاي من
. توي اين خونه ؛ کنارِ توئه

42
00:01:54,095 --> 00:01:56,197
. هرچقدر لازم داشته باشي روش وقت ميذاريم

43
00:02:04,006 --> 00:02:06,574
. . بابت مزاحمت ديجيتالي معذرت ميخوام

44
00:02:06,608 --> 00:02:08,075
. اما موضوع مهميه . . .

45
00:02:08,110 --> 00:02:10,044
چي شده " تِس " ؟

46
00:02:10,079 --> 00:02:12,980
. . همين الان از يکي از رابط هام تويِ ارتش شنيدم

47
00:02:13,015 --> 00:02:14,248
. که " اسلِيد ويلسون " برگشته . . .

48
00:02:14,282 --> 00:02:16,917
. بيهوش ؛ گوشه ي يه خيابوني پيدا شده

49
00:02:16,951 --> 00:02:20,219
الان تو کُماس ؛
. و کاملا بي توجه به محيطِ اطرافش

50
00:02:20,254 --> 00:02:22,855
. فقط يه راه براي فرار از " منطقه ي شبح " وجود داره

51
00:02:22,889 --> 00:02:25,657
اون دروازه ؛ بايد توسطِ
. . يکي از اعضاي خانواده ي من باز بشه

52
00:02:25,692 --> 00:02:26,858
. کسي که از خانواده ي " اِل " باشه . . .

53
00:02:26,892 --> 00:02:29,027
. . من که ميگم " اسلِيد " ؛ دليل زنده اي

54
00:02:29,061 --> 00:02:30,828
بر اينه که يکي ؛ . .
. . کليدِ خانوادگيتو دزديده

55
00:02:30,862 --> 00:02:32,196
. تا باهاش نقشه ي فرارو مهيا کنه . .

56
00:02:41,173 --> 00:02:43,240
کلارک " ؛ بايد راه بهتري بجز اينکه "
. . خودتو به تبعيد

57
00:02:43,275 --> 00:02:45,276
. به فضايي چند بُعدي بفرستي ؛ وجود داشته باشه

58
00:02:45,311 --> 00:02:47,445
. . اگه يکي داره مردمو از " منطقه ي شبح " آزاد ميکنه

59
00:02:47,447 --> 00:02:48,847
. . بايد بفهمم کيه و چرا داره اينکارو ميکنه . .

60
00:02:48,881 --> 00:02:50,282
. قبل از اينکه کسِ ديگه ايو آزاد کنن . .

61
00:02:50,316 --> 00:02:52,183
منظورت اينه که دونفري ميريم ديگه درسته ؟

62
00:02:52,218 --> 00:02:53,718
. منم همراهش ميرم

63
00:02:56,388 --> 00:02:58,222
تو به " اوليور " گفتي که
ميخوام اونجا برم ؟

64
00:03:00,459 --> 00:03:02,159
هِي ؛ برگشتم اينجا که با ميل خودم
. . زندگي و سلامت اعضاي بدنمو براي

65
00:03:02,193 --> 00:03:03,860
رفتن به " منطقه ي شبح " ؛ همراهِ تو ؛ به خطر بندازم
و تو داري اينطوري بهم خوشامد ميگي ؟

66
00:03:05,596 --> 00:03:07,163
. کلارک " ؛ اونجا ؛ هيچ قدرت فرابشري نداري "

67
00:03:08,999 --> 00:03:10,733
اوليور " ؛ براي نبرد بدون قدرتهاي فرابشري ؛ "
. تجربه ي بيشتري داره

68
00:03:11,235 --> 00:03:13,601
. ممنون

69
00:03:13,636 --> 00:03:15,103
. ميتوني اونجا از کمکم استفاده کني

70
00:03:15,137 --> 00:03:18,073
. بدون شک ؛ نميخوام

71
00:03:20,276 --> 00:03:22,210
. . از پيشنهادت متشکرم

72
00:03:22,245 --> 00:03:23,845
اما " منطقه ي شبح " ؛ . .
. جاي انسان ها نيست

73
00:03:23,880 --> 00:03:25,381
. بايد تنهايي اينکارو انجام بدم -
. نه کاملا تنها -

74
00:03:27,417 --> 00:03:28,818
. . به لطفِ آپگريدي که " بوستر " بهمون ارائه کرد

75
00:03:28,852 --> 00:03:30,453
. . در آينده . .

76
00:03:30,487 --> 00:03:32,221
برج مراقبت " ؛ بايستي اين توانايي رو داشته باشه "
. . که يه ارتباط  دو طرفه

77
00:03:32,256 --> 00:03:35,057
به وسيله ي فرکانس ارتعاشي داخلِ کريستال . .
. برقرار کنه

78
00:03:37,276 --> 00:03:39,461
" انتقال ردياب صدا "

79
00:03:39,596 --> 00:03:41,464
ببينم ؛ اين " بايد " که گفتي ؛ يعني
. امکانش هم هست که اين ارتباط برقرار نشه

80
00:03:43,801 --> 00:03:45,701
. . خب ؛ اونجا ؛ يه مقصد عادي نيست

81
00:03:45,736 --> 00:03:47,603
. پس ؛ فرصتِ آزمايش اين فن آوريو نداشتم

82
00:03:50,707 --> 00:03:52,507
. خيلي خب

83
00:03:52,541 --> 00:03:54,375
. " کلارک "

84
00:03:54,400 --> 00:03:55,600
" فرکانس قفل شد "

85
00:03:58,881 --> 00:04:00,415
. مراقب باش

86
00:04:01,516 --> 00:04:14,407
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

87
00:04:14,431 --> 00:04:17,431
" اسمالويل "
" فصل دهم ؛ قسمت نوزدهم "
" قلمرو "

88
00:04:17,432 --> 00:04:21,751
* يکي نجاتم بده *

89
00:04:21,752 --> 00:04:24,521
* نجاتم بده *
" اجرا شده توسطِ : رِمي زيرو "

90
00:04:24,522 --> 00:04:28,059
* بگذار دستان پرحرارتت درآغوشم بگيرن *

91
00:04:28,093 --> 00:04:33,498
* يکي نجاتم بده *

92
00:04:34,467 --> 00:04:38,236
* برام مهم نيست که چطوري *

93
00:04:38,270 --> 00:04:39,003
* فقط بمون *

94
00:04:40,906 --> 00:04:43,608
* بمون *

95
00:04:43,642 --> 00:04:45,543
* خواهش ميکنم *

96
00:04:45,577 --> 00:04:48,712
* خيلي وقته منتظرت بودم *

97
00:04:48,747 --> 00:04:51,748
* فقط پيشم بمون *

98
00:04:54,418 --> 00:04:58,955
* کاري کردم همه ي دنيا برات بدرخشه *

99
00:04:58,989 --> 00:05:00,857
* فقط بمون *

100
00:05:00,891 --> 00:05:02,959
* بمون *

101
00:05:02,993 --> 00:05:05,527
* خواهش ميکنم *

102
00:05:11,898 --> 00:05:13,199
. . اگه درمورد سقوط از ارتفاع به اين بلندي ميدونستم

103
00:05:13,265 --> 00:05:15,400
. با خودم تجهيزات کوهنوردي مياوردم . . .

104
00:05:15,434 --> 00:05:17,803
اگه ميدونستم هشدارم درمورد اينکه
. . اينجا نيايو نديد ميگيري

105
00:05:17,837 --> 00:05:19,104
! اونوقت بهت ميگفتم که اون وسايلو همراهت بياري

106
00:05:19,138 --> 00:05:20,405
من ميدونم دارم چيکار ميکنم ؛
! بايد بهم اطمينان ميکردي

107
00:05:20,439 --> 00:05:21,906
تو بايد بيشتر از اينا به دوستات
. " اطمينان داشته باشي " کلارک

108
00:05:23,275 --> 00:05:24,975
. اومدم اينجا که بهت کمک کنم

109
00:05:25,665 --> 00:05:27,699
اين جا کدوم گوريه ؟

110
00:05:41,346 --> 00:05:43,713
ميدوني ؛ از جايي که من ميام ؛
. مردم فقط يه حلقه ي گُل به درِ خونه آويزون ميکنن

111
00:05:43,747 --> 00:05:45,314
. اين ؛ هشداريه از طرف زنداني هاي منطقه ي شبح

112
00:05:47,584 --> 00:05:50,219
بهش به عنوان يه علامت نه چندان دوستانه ي
. وارد نشيد " نگاه کن "

113
00:05:50,253 --> 00:05:53,089
فکر کنم به اندازه ي کافي ؛ از بازارِ
. تاريکي ؛ سود نکرديم و نشناختيمش

114
00:05:53,623 --> 00:05:56,258
تاريکي " ؛ به مناطق زيادي در کهکشان "
. نفوذ کرده ؛ تا فقط زمين

115
00:05:56,293 --> 00:05:57,359
. اين مرتيکه ؛ به همه جا دست ميندازه

116
00:05:57,394 --> 00:05:58,340
. . فکر ميکني اون ارتباطي با

117
00:05:58,349 --> 00:05:59,783
برگردونده شدن " اسلِيد " ؛ . .
از دروازه به زمين داشته باشه ؟

118
00:05:59,811 --> 00:06:01,212
. نميدونم

119
00:06:01,246 --> 00:06:03,213
اگه اينقدر قدرتمند بوده که
. .  خودشو به اينجا رسونده

120
00:06:03,298 --> 00:06:04,298
. پس ؛ ديگه هيچ کجا امنيت نداره . . .

121
00:06:04,361 --> 00:06:05,928
گوش کن ؛ درمورد اين منطقه ؛
. . کلارک " ؛ "

122
00:06:05,963 --> 00:06:08,064
ميدوني ؛ وقتي گفتي " جور-ال " ؛
. . زنداني رو بنا کرده

123
00:06:08,098 --> 00:06:10,400
پيش خودم ؛ يه منطقه اي رو تصور کردم
. . که يه مقدار

124
00:06:10,434 --> 00:06:11,401
. نسبت به پارکِ ملي محدودتر باشه . .

125
00:06:11,435 --> 00:06:12,869
. . اون ؛ اينجا رو ساخت

126
00:06:12,903 --> 00:06:16,974
تا بدترين جنايتکارهاي " کريپتون " ؛ . .
. بتونن اينجا ؛ واسه خودشون زندگي داشته باشن

127
00:06:18,176 --> 00:06:20,544
. مثل اينکه آدم خيلي خوب و خيرخواهي بوده

128
00:06:25,150 --> 00:06:26,751
برج مراقبت " ؛ صدامو ميشنوي ؟ "

129
00:06:26,786 --> 00:06:28,452
. صداتو داريم

130
00:06:28,486 --> 00:06:29,753
. ما به دروازه رسيديم

131
00:06:30,989 --> 00:06:33,123
بايد يه سرنخي از اينکه چه کسي
. دروازه رو باز کرده اينجا وجود داشته باشه

132
00:06:34,593 --> 00:06:35,558
. " اشباح "

133
00:06:37,261 --> 00:06:38,995
فکر ميکردم اين " منطقه ي شبح " ؛
. فقط يه اسم هوشمندانه واسه " زندان " باشه

134
00:06:39,029 --> 00:06:40,195
. خطرناک ترين زنداني هاي ممکن اينجان

135
00:06:40,230 --> 00:06:41,196
. بايد عجله کنيم

136
00:06:48,070 --> 00:06:49,071
چطوره ؟

137
00:06:50,940 --> 00:06:53,242
. يکي کريستالو دزديده

138
00:06:53,277 --> 00:06:55,077
اما ؛ دروازه هنوز بازه ؛ درسته ؟

139
00:06:55,112 --> 00:06:56,779
. تو نميفهمي

140
00:06:56,814 --> 00:06:58,681
. اون کريستال ؛ خودِ دروازه اس

141
00:06:59,917 --> 00:07:02,886
هرکسي " اسلِيد " رو برگردونده ؛
. بايد اون کريستالو هم باخودش برده باشه

142
00:07:02,921 --> 00:07:04,588
اون کريستال ؛ تنها بليطِ خروجمون
. " از اينجاس " کلارک

143
00:07:06,525 --> 00:07:08,025
. آماده شو

144
00:07:09,561 --> 00:07:11,629
. دارن ميان

145
00:07:11,663 --> 00:07:13,998
. خيلي خب . . بياين جلو ببينم

146
00:07:24,308 --> 00:07:25,674
هنوز برنگشتن ؟

147
00:07:25,709 --> 00:07:27,109
. " لوييس "

148
00:07:27,143 --> 00:07:29,612
. بهت که گفتم همه چي تحت کنترله

149
00:07:29,646 --> 00:07:31,914
تمام آينده ام ؛
. . يه دفعه اي منتقل شده

150
00:07:31,948 --> 00:07:33,583
. . به دنيايي که جهنم ؛ دربرابرش  . .

151
00:07:33,617 --> 00:07:35,085
. مثل " تارج محل " ميمونه . . .

152
00:07:35,119 --> 00:07:37,688
تا وقتي مطمئن نشم که خطري تهديدش نميکنه
. از اينجا نميرم

153
00:07:41,993 --> 00:07:44,262
واسه چي قطع شد ؟

154
00:07:44,296 --> 00:07:46,998
. نمي دونم

155
00:07:49,234 --> 00:07:51,636
دارم سعي ميکنم بهشون دسترسي پيدا کنم ؛
. اما هيچ سيگنالي دريافت نميکنم

156
00:07:51,670 --> 00:07:54,538
. شايد مشکل از طرفِ ما باشه

157
00:07:54,573 --> 00:07:56,240
نه ؛ يا سيگنال از اونجا بلوکه شده ؛

158
00:07:56,274 --> 00:07:58,041
. يا دستگاه برقرارکننده ي ارتباط نابود شده

159
00:08:00,277 --> 00:08:01,978
خيلي خب ؛
بعداز اين ؛ چيکار کنيم ؟

160
00:08:04,014 --> 00:08:06,148
. کار ديگه اي از دستمون برنمياد

161
00:08:06,183 --> 00:08:07,482
چي ؟

162
00:08:12,088 --> 00:08:15,258
الان ديگه " کلارک " و " اوليور " ؛
. خودشون هستن و خودشون

163
00:08:42,955 --> 00:08:45,490
! زانو بزنيد

164
00:09:01,094 --> 00:09:02,562
اوليور " رو کجا ميبريد ؟ "

165
00:09:02,596 --> 00:09:05,232
. نگرانشي . . بايدم باشي

166
00:09:07,435 --> 00:09:10,705
. اما کاري از دستِت ساخته نيست

167
00:09:12,975 --> 00:09:14,642
. ميدونم

168
00:09:14,676 --> 00:09:17,044
وحشتناکه ؛
. . يه جور احساسِ خيلي

169
00:09:17,078 --> 00:09:18,745
بي قدرتي و نااميدي  بهت دست ميده ؛ . .
. . وقتي ميدوني

170
00:09:18,780 --> 00:09:21,648
. . که چه نيروي عظيمي درونت داري . .

171
00:09:21,650 --> 00:09:23,883
. اما هيچ راهي براي استفاده ازش نداري . .

172
00:09:23,917 --> 00:09:25,751
. . حتي بدون خورشيد زرد رنگ هم

173
00:09:25,786 --> 00:09:27,886
. يه راهي براي شکست دادنت پيدا ميکنم

174
00:09:27,921 --> 00:09:31,656
. پس بايد دوبرابر سخت تر از قبل کار کني

175
00:09:33,426 --> 00:09:36,027
. . بخاطر اينکه وقتي اينجا رسيدم

176
00:09:36,061 --> 00:09:39,197
آشناي خيلي خاصيو که از مدت ها قبل . .
. . ميشناختمشو اينجا پيدا کردم

177
00:09:39,231 --> 00:09:43,901
يکي که تو هم ميشناسيش ؛ . .
. . و يکي که خيلي خيلي

178
00:09:43,936 --> 00:09:45,336
. بهش وابسته ام . . -
کيو ميگي ؟ -

179
00:09:45,370 --> 00:09:47,104
. " خودم "

180
00:09:47,139 --> 00:09:49,707
. "  شبحِ اصليِ " زاد

181
00:09:49,741 --> 00:09:53,512
بالاخره ؛ به بدني برگشتم که
. تو ؛ ازم سلبِش کرده بودي

182
00:09:53,546 --> 00:09:59,351
حالا ؛ نسبت به هردو زندگي اي که داشتم
. . علم و آگاهي کامل دارم و تو

183
00:09:59,385 --> 00:10:01,186
در هردو حالت بدني اي که دارم ؛ . .
. دشمنم هستي

184
00:10:01,220 --> 00:10:03,121
. من هردو حالتِتو شکست دادم

185
00:10:03,156 --> 00:10:06,993
که بخاطر همينه که
. . دوبرابر خوشحال و خوشنود ميشم که

186
00:10:07,027 --> 00:10:08,528
. . ببينم دربرابرم زانو ميزني . .

187
00:10:10,030 --> 00:10:11,297
. . و بهم خدمت ميکني . .

188
00:10:11,332 --> 00:10:13,066
. تا وقتي که بميري . . .

189
00:10:19,706 --> 00:10:22,006
. تو منو اينجا فرستادي که بميرم

190
00:10:23,909 --> 00:10:28,546
. منو به رحم و بخشش اون " کندوري " ها واگذار کردي

191
00:10:28,580 --> 00:10:30,381
. اين ؛ مجازاتم بود

192
00:10:36,421 --> 00:10:39,090
. جور-ال " اين زندانو ؛ براي نوع تو ساخته "

193
00:10:44,563 --> 00:10:45,830
. " نوع من "

194
00:10:45,864 --> 00:10:48,734
بخاطر همين " اسليد " رو اينجا فرستادي ؟

195
00:10:48,768 --> 00:10:50,569
اگه " جور-ال " ميفهميد که
. . تو ؛ از زندانش

196
00:10:50,603 --> 00:10:54,106
براي مقاصد شخصي خودت استفاده کردي ؛
چه فکري ميکرد ؟

197
00:10:54,140 --> 00:10:56,742
. . هيچ محاکمه اي به کار نبوده
. . هيچ هيات منصفه اي بکار گرفته نشده

198
00:10:56,776 --> 00:10:58,710
. " فقط ؛ قانونِ " کال-ال . .

199
00:11:00,713 --> 00:11:02,181
. . اما ؛ فکر کنم دستِ آخر

200
00:11:02,215 --> 00:11:04,116
باعث بي آبرويي خودت شد ؛ مگه نه ؟ . . .

201
00:11:06,920 --> 00:11:09,554
. همه اش تله بود

202
00:11:09,589 --> 00:11:12,857
و تو ميدونستي به محض اينکه ببينم
. . اسليد " برگردونده شده "

203
00:11:12,891 --> 00:11:15,093
. براي پيدا کردن جواب هام ؛ به اينجا ميام

204
00:11:15,127 --> 00:11:16,627
. و اومدي

205
00:11:21,533 --> 00:11:25,202
. کريستالِ کنسولِ دروازه ؛ دستِ توئه

206
00:11:25,236 --> 00:11:27,571
چطور ؟

207
00:11:27,606 --> 00:11:29,741
. " ما ؛ برادرهاي خونيم " کال-ال

208
00:11:29,775 --> 00:11:32,043
. . مگه يادت رفته که چطوري

209
00:11:32,077 --> 00:11:34,378
وقتي روي زمين بوديم ؛ . .
با خونِ خودت ؛ منو شفا دادي ؟

210
00:11:36,347 --> 00:11:37,647
. ما برادر نيستيم

211
00:11:39,717 --> 00:11:43,086
نجاتِت دادم ؛
. بخاطر اينکه کارِ درست بود

212
00:11:45,757 --> 00:11:48,391
. ما هيچ نقطه ي مشترکي نداريم

213
00:11:48,426 --> 00:11:50,927
. ما از يک دنيا هستيم

214
00:11:50,962 --> 00:11:52,562
. . واقعا فکر ميکني داشتن قدرت

215
00:11:52,596 --> 00:11:54,363
تنها چيزيه که ازت يه " کريپتون"ـي ميسازه ؟

216
00:11:54,398 --> 00:11:56,499
. اينطور نيست

217
00:11:56,533 --> 00:11:58,968
. غريزه هاي ما ؛ مشترکه

218
00:11:59,002 --> 00:12:00,736
. . ما ؛ مردمي قاطع

219
00:12:00,771 --> 00:12:02,772
. مصمم و سرسخت هستيم . . .

220
00:12:05,075 --> 00:12:08,378
. برامون مقدر شده که رهبر دنيا باشيم

221
00:12:08,413 --> 00:12:10,013
رهبر ؟

222
00:12:12,417 --> 00:12:15,920
. تو ؛ ستمگري هستي که فقط به خودش اعتقاد داره

223
00:12:15,955 --> 00:12:19,324
غير از خودم ؛ ديگه به کي
بايد ايمان داشته باشم ؟

224
00:12:21,026 --> 00:12:23,594
هردو ميدونيم ؛ که اطمينان به ديگران
. . يه ريسکِ حساب شده اس

225
00:12:23,629 --> 00:12:26,497
. خطري که يه " کريپتوني " حاضر نميشه به جون بخره

226
00:12:28,033 --> 00:12:32,904
ما ميتونيم به راحتي ؛ نزديک هامونو
فريب بديم ؛ مگه نه ؟

227
00:12:34,207 --> 00:12:35,808
. اما به کسي اطمينان نميکنيم

228
00:12:37,284 --> 00:12:39,118
ببينم ؛ معروف ترين داستان ؛
. . درمورد دوتا برادر

229
00:12:39,152 --> 00:12:42,287
از سياره اي که به فرزندي قبولت کردنو . .
يادته ؟

230
00:12:42,322 --> 00:12:44,256
. . از يک طرف " قابيل " رو داريم

231
00:12:44,290 --> 00:12:47,259
.  و درسمت ديگه " هابيل " رو . .

232
00:12:48,237 --> 00:12:50,138
حالا ؛ تو کدوم يکي از اون دوبرادر هستي " کال-ال " ؟

233
00:12:54,543 --> 00:12:58,378
. خب ؛ من تو رو نکُشتم

234
00:12:58,413 --> 00:13:00,047
. نجاتِت دادم

235
00:13:09,756 --> 00:13:12,192
. تو ؛ تبعيدم کردي

236
00:13:12,194 --> 00:13:15,395
. من اينجا رئيسم

237
00:13:15,429 --> 00:13:19,900
و حالا ميفهمي که رئيس بودن اينجا ؛
. . چه معني اي ميده

238
00:13:19,934 --> 00:13:21,868
. برادر . . .

239
00:13:47,594 --> 00:13:48,894
! " کلارک "

240
00:13:48,928 --> 00:13:50,996
. ميخوان مبارزه کني

241
00:13:52,731 --> 00:13:54,432
. تا سرحدِّ مرگ

242
00:14:22,828 --> 00:14:23,962
! مراقب باش

243
00:14:33,974 --> 00:14:35,040
! سپر
! از سپر استفاده کن

244
00:14:52,523 --> 00:14:53,657
. ببين . . هِي

245
00:14:53,691 --> 00:14:54,658
. بگير

246
00:15:49,043 --> 00:15:51,612
. . در ميدان نبرد

247
00:15:51,646 --> 00:15:57,116
شکست رو ؛ با تنها واکنشي که . .
. . مناسب و درخورِش هست پاسخ ميديم

248
00:15:57,151 --> 00:15:59,385
. " با " مرگ . . .

249
00:15:59,419 --> 00:16:01,387
! هرگز

250
00:16:38,189 --> 00:16:40,591
! بي هيچ دليل خاصي ؛ اونو کُشتي

251
00:16:40,625 --> 00:16:45,596
در هر ميدان مبارزه اي ؛
. فقط يه مبارز هست که سالم ميره بيرون

252
00:16:45,631 --> 00:16:48,867
آخه تو کِي ميخواي يادبگيري که اينجا ؛
يا ميکُشي يا کُشته ميشي ؟

253
00:16:48,901 --> 00:16:50,368
. هميشه همينطور بوده

254
00:16:50,403 --> 00:16:54,339
شايد تو دنيايِ تو ؛ اينطوري باشه ؛
! اما دنياي من اينجوري نيست

255
00:16:54,373 --> 00:16:57,676
. اين جا ؛ دنياي منه

256
00:16:59,512 --> 00:17:02,881
اين دفعه رو ؛
. بهت رحم ميکنم

257
00:17:04,650 --> 00:17:06,717
. . اگه يه بار ديگه نتوني کارِتو درست و حسابي تموم کني

258
00:17:06,752 --> 00:17:10,487
. اين خودت خواهي بود که دستِ آخر جونِتو ازدست ميدي

259
00:17:25,502 --> 00:17:27,570
هنوز چيزي پيدا نکردي ؟

260
00:17:27,605 --> 00:17:29,639
. هنوز هيچي

261
00:17:31,208 --> 00:17:32,408
قرار شامِ مهمي داري ؟

262
00:17:32,442 --> 00:17:34,143
. آخه بار سوميه که ساعتِتو نگاه کردي

263
00:17:34,178 --> 00:17:37,246
داشتم نگاه ميکردم که
. چند ساعته اونا اونجان

264
00:17:37,281 --> 00:17:39,449
لوييس " ؛ منم به اندازه ي خودت "
بخاطر اين موضوع دل نگرانم  ؛ خب ؟

265
00:17:39,483 --> 00:17:40,616
. . اما بايد بهم اطمينان کني

266
00:17:40,618 --> 00:17:42,719
بخاطر اينکه به اندازه ي کافي  . .
. . تو همچين وضعيت هايي بودم

267
00:17:42,753 --> 00:17:44,287
که بدونم ؛ . .
. مهمترين چيز ؛ حفظ خونسردي و آرامشه

268
00:17:44,321 --> 00:17:45,688
باشه ؟

269
00:17:45,723 --> 00:17:48,124
باشه ؛ اما تو درواقع ؛
. تا حالا " منطقه ي شبح " نبودي

270
00:17:48,159 --> 00:17:50,093
. اما من اونجا بودم

271
00:17:50,127 --> 00:17:52,295
و حالا که " اشباح " ؛
. . کلارک " و " اوليور " رو پيدا کردن "

272
00:17:52,329 --> 00:17:53,329
. بايد از اونجا خارجشون کنيم . . .

273
00:17:53,364 --> 00:17:55,865
. دارم سعيمو ميکنم

274
00:17:58,527 --> 00:17:59,927
! خب . . به اندازه ي کافي سخت تلاش نميکني

275
00:18:01,790 --> 00:18:03,825
. حتي يه نگاه به اون ليزر کريستالي ننداختي

276
00:18:03,859 --> 00:18:05,359
اگه دليل از دست دادن تماسمون
همون ليزر باشه چي ؟

277
00:18:05,394 --> 00:18:07,728
. باشه

278
00:18:25,111 --> 00:18:26,845
. خداي من

279
00:18:29,281 --> 00:18:32,216
. تِس " ؛ ميخواد دروازه رو نابود کنه "

280
00:18:45,707 --> 00:18:47,475
ما شانس بيشتري براي نجات پيدا کردن
. . از صحراي پدرت ؛

281
00:18:47,509 --> 00:18:48,676
. نسبت به " زاد " و افرادش داريم . . .

282
00:18:48,711 --> 00:18:50,812
اينکه دل به صحراي بي آب و علف بزنيم
. باعث نجاتمون نميشه

283
00:18:53,015 --> 00:18:56,351
ترجيح ميدم شانسمو براي فرار کردن
. از دست " اشباح " امتحان کنم

284
00:18:56,385 --> 00:18:58,452
زاد " ؛ چيزي که براي برگشت به خونه "
. لازم داريمو دراختيار داره

285
00:18:58,487 --> 00:18:59,953
. وقتمون داره تموم ميشه

286
00:18:59,988 --> 00:19:01,988
. . قبل از اينکه خودتو دعوت کني

287
00:19:02,023 --> 00:19:04,691
من و " تِس " ؛ نقشه اي براي . .
. . محافظت از زمين کِشيديم

288
00:19:04,722 --> 00:19:05,922
تا ديگه با مشکل فرار اشباح . .
. از اينجا مواجه نشيم

289
00:19:07,877 --> 00:19:10,411
حالا چيکار کرده . . مثلا
برنامه ي خود-نابودي براش درست کرده ؟

290
00:19:15,284 --> 00:19:17,152
. عمليات خود-نابودي رو برنامه ريزي کرده

291
00:19:21,457 --> 00:19:23,058
. اين تنها انتخابيه که داريم

292
00:19:25,262 --> 00:19:26,762
نظر " لوييس " درموردش چيه ؟

293
00:19:26,797 --> 00:19:29,031
. لوييس " چيزي نميدونه "

294
00:19:30,334 --> 00:19:32,068
اما اميدوارم قبل از اينکه بخوايم
. . نگرانش بشيم

295
00:19:32,102 --> 00:19:33,969
. خودمونو از اينجا خارج کنم . . .

296
00:19:34,003 --> 00:19:35,003
آهان . . حالا چطوري ميخواي
از اينجا فرار کني ؟

297
00:19:35,037 --> 00:19:36,204
. اينجا نميتوني آهن خم کني

298
00:19:36,239 --> 00:19:37,306
نميتوني با استفاده از نيروي سرعتِت
. " به عقب برگردي " کلارک

299
00:19:37,340 --> 00:19:40,141
. . من هرچي که " جور-ال " درمورد

300
00:19:40,176 --> 00:19:41,542
. منطقه ي شبح نوشته رو ميدونم . . .

301
00:19:41,577 --> 00:19:43,077
. و به طرز فکر " زاد " هم آشنايي کامل دارم

302
00:19:47,415 --> 00:19:49,182
خب ؛ اميدوارم اون همه مطالعه
. . نتيجه بده

303
00:19:49,216 --> 00:19:51,450
. بخاطر اينکه وقت امتحان رسيده . . .

304
00:19:54,120 --> 00:19:56,422
. کريستال ؛ سالمه

305
00:19:56,456 --> 00:19:59,659
همونطوريکه گفتم ؛
. مشکل بايد از طرف اونا باشه

306
00:20:04,665 --> 00:20:06,767
خب ؛ فکر کنم همه چيو حسابي برنامه ريزي کردي
مگه نه ؟

307
00:20:06,801 --> 00:20:12,239
نابود کردن کريستال ؛
. " آخرين راهِ فرارمون از اين بن بست بود " لوييس

308
00:20:12,274 --> 00:20:14,075
. نميخواستم نگرانت کنم

309
00:20:14,109 --> 00:20:16,310
خب ؛ ببخشيد که واسه نقشه اي که
. . کِشيدي از خوشحالي بالا و پايين نمي پرم

310
00:20:16,345 --> 00:20:18,812
اما ؛ متوجهي که اين ؛ . .
. . زندگي " کلارک " و " اوليورِ"ه

311
00:20:18,847 --> 00:20:19,947
که اينجا داريم درموردش حرف ميزنيم ؟ . . .

312
00:20:19,981 --> 00:20:22,716
. آره

313
00:20:22,751 --> 00:20:24,518
کلارک " خودش ؛ همه ي خطرهايي که "
. اون جا رفتن به همراه داره رو ميدونست

314
00:20:26,188 --> 00:20:28,456
و تو هم خوب ميدوني که چه موجودات خطرناکي
. . . ميتونن از اون دروازه عبور کنن و به اينجا بيان

315
00:20:28,491 --> 00:20:29,725
. اگه همچنان باز بمونه . . .

316
00:20:29,759 --> 00:20:31,593
مثل سيگنال بازگشت به خونه ميمونه ؛
. براي هرموجودي که اونجا زندانيه

317
00:20:31,627 --> 00:20:34,329
حالا چي  . . ميخواي دروازه رو
. . پشت سرشون ببندي

318
00:20:34,363 --> 00:20:35,397
درحاليکه بجز اون ؛ هيچ راه برگشتي  . .
به خونه ندارن ؟

319
00:20:37,233 --> 00:20:39,634
. باورم نميشه اينطور بهشون پشت کردي

320
00:20:39,669 --> 00:20:42,604
. قرار بود عضوي از اين تيم باشي

321
00:20:44,273 --> 00:20:47,141
. من دارم از دستورات " کلارک " پيروي ميکنم

322
00:20:56,819 --> 00:20:59,321
. اون نقشه ي فوق العاده وحشتناک و مزخرفيه

323
00:21:02,158 --> 00:21:04,826
و محاله که اون ؛ . .
. با همچين نقشه اي موافقت کرده باشه

324
00:21:04,860 --> 00:21:07,996
. " خودت گفتي " لوييس

325
00:21:08,030 --> 00:21:09,931
اين " اشباح " ؛
. خطرناکن

326
00:21:09,965 --> 00:21:12,033
آخرين باري که فرار کردن ؛
. . آدماي زيادي جونشونو ازدست دادن

327
00:21:12,067 --> 00:21:14,334
و " کلارک " هم نميخواست که اون اتفاق . .
. از نو تکرار بشه

328
00:21:14,369 --> 00:21:15,936
ميدونم تحملش برات سخته ؛ خب ؟

329
00:21:15,970 --> 00:21:18,739
. . و ميفهمم که عاشق " کلارک" هستي

330
00:21:18,773 --> 00:21:20,407
. . و حاضري هرکاري انجام بدي . .

331
00:21:20,441 --> 00:21:22,041
. تا ازدستِش ندي . . .

332
00:21:30,884 --> 00:21:33,185
. شک نکن که همين کارو هم ميکنم

333
00:21:37,456 --> 00:21:39,857
. . لوييس " ؛ "

334
00:21:39,891 --> 00:21:43,026
. منم نميخوام دست از " کلارک " بکِشم . .

335
00:21:43,061 --> 00:21:46,562
نميخوام ؛ اما ما هم
. . اينجا مسئوليتي داريم

336
00:21:46,597 --> 00:21:49,398
که بخاطر دلايل خودخواهانه ي خودمون
. . دنيا رو  به خطر نندازيم

337
00:21:49,432 --> 00:21:52,534
که اين ؛ دقيقا کاريه که تو ؛ با اين خواسته ات
. که دوباره ميخواي اونو ببيني ؛ داري انجامش ميدي

338
00:21:52,568 --> 00:21:57,873
. بهت اجازه نميدم قربانيش کني

339
00:21:57,907 --> 00:21:59,741
. . با قهرمان بودن

340
00:21:59,775 --> 00:22:03,779
به معني قبول قرباني هايي که اون قهرمان
. ميخواد بکنه هم هست

341
00:22:03,813 --> 00:22:07,482
. اونجا رو اشتباه ميکني

342
00:22:09,319 --> 00:22:12,955
. . همسر يه قهرمان بودن

343
00:22:12,989 --> 00:22:16,492
. به اين معنيه که هرگز شکستو قبول نکني

344
00:22:26,071 --> 00:22:29,273
. لااقل در اين مکان ؛ با " کال-ال " برابري

345
00:22:29,308 --> 00:22:32,843
کنار کسي بودن که
. . قدرتِ خدايان رو داره

346
00:22:32,878 --> 00:22:34,412
. بايد بدجوري بي روحيه و خوارِت کرده باشه . .

347
00:22:34,446 --> 00:22:37,047
غرورم محکم و دست نخورده اس ؛
. خيلي ممنون

348
00:22:37,081 --> 00:22:38,581
. . اگه ميمون هاي دست آموزتو آزاد کني

349
00:22:38,616 --> 00:22:40,750
بدجوري دلم ميخواد که
. . واسه جادوگر شرور

350
00:22:40,784 --> 00:22:41,818
. يه اجراي شخصي داشته باشم . . .

351
00:22:41,852 --> 00:22:43,719
. برو

352
00:22:46,322 --> 00:22:48,923
. آره
. خودشه

353
00:22:48,958 --> 00:22:52,293
. همون خشميه که دنبالش ميگشتم

354
00:22:52,328 --> 00:22:55,163
نيمه تاريکت ؛
. . که بدجوري ازش وحشت داري

355
00:22:55,198 --> 00:22:56,231
. و بايدم ازش بترسي . . .

356
00:23:00,437 --> 00:23:03,405
، به چشم ديدم که ارباب تاريکي
. چه توانايي هايي داره

357
00:23:03,440 --> 00:23:05,942
تو چي ميدوني ؟

358
00:23:05,976 --> 00:23:10,179
. . بعد از اينکه " کندوري " ها منو اينجا فرستادن

359
00:23:10,214 --> 00:23:15,284
موجوديت بسيار قوي اي . .
. اينجا دنبالم اومد

360
00:23:18,321 --> 00:23:20,822
ارباب تاريکي " ؛ بهم قول داد که "
. . اگه مشکلشو حل کنم

361
00:23:20,857 --> 00:23:24,258
. سلطنت و حکومت بر اين قلمرو رو بهم ميده

362
00:23:29,865 --> 00:23:31,165
. " کلارک "

363
00:23:33,101 --> 00:23:37,204
ارباب تاريکي ؛ جاه طلبي ها و آرزوهاي خاصي
. براي سياره ات داره

364
00:23:37,238 --> 00:23:39,073
نکته اينجاس که ؛
. ما ترتيبشو داديم

365
00:23:39,107 --> 00:23:40,174
. جلوشو گرفتيم

366
00:23:40,208 --> 00:23:46,147
. ترتيب اون سه تا نوکر کوچولوشم داديم

367
00:23:46,182 --> 00:23:48,516
. . کال-ال " ممکنه مثل هميشه خودشو گول زده باشه "

368
00:23:48,551 --> 00:23:49,952
. . که دستِ آخر خودش پيروز ميشه ؛ اما . .

369
00:23:49,986 --> 00:23:52,421
. . اما ؛ ميليون ها ميليون نفر روي زمين وجود دارن

370
00:23:52,455 --> 00:23:55,490
که حاضرن با دل و جون . .
. . و اراده ي کامل ؛ تسليم ارباب تاريکي بشن

371
00:23:55,524 --> 00:23:58,426
. . و تو . .

372
00:23:58,460 --> 00:24:00,594
. دوستِ من ؛ يکي از همونها هستي . . .

373
00:24:13,939 --> 00:24:16,341
. دقيقا ميدونم داري چيکار ميکني

374
00:24:16,376 --> 00:24:18,877
. آره

375
00:24:18,911 --> 00:24:22,447
اما ميدوني که درست ميگم ؛ مگه نه ؟

376
00:24:22,481 --> 00:24:26,118
. و اين ماجرا ؛ به خيلي وقت پيش برميگرده

377
00:24:26,152 --> 00:24:28,186
. . بعد از وقتي که پدر و مادرت به قتل رسيدن

378
00:24:28,220 --> 00:24:29,587
. . اون خشم و عصبانيت . .

379
00:24:29,621 --> 00:24:34,058
. . و ميل به انتقام گيري . .

380
00:24:34,092 --> 00:24:37,394
الان ميتوني حسِش کني ؛ . .
. . نميتوني ؟ . . . که

381
00:24:37,428 --> 00:24:42,431
تاريکي ؛ داره از اعماق وجودت بيرون مياد
. و خودشو نشون ميده

382
00:24:45,835 --> 00:24:47,669
. اين ؛ به وحشتِت ميندازه

383
00:24:47,703 --> 00:24:51,606
. حتي اگه درست هم باشه ؛ شکستش ميدم

384
00:24:51,640 --> 00:24:53,741
. ديگه خيلي دير شده

385
00:24:55,610 --> 00:24:58,146
. . الان ديگه يکي از افرادِ ارباب تاريکي هستي

386
00:24:58,180 --> 00:25:02,617
فقط يکي از بيشمار ارواح گناهکار . .
. که بهش خدمت ميکنن

387
00:25:02,651 --> 00:25:04,585
. . کلارک " چه فکري ميکنه "

388
00:25:04,620 --> 00:25:07,288
وقتي بفهمه که تو هم . .
يکي از افرادِ علامت گذاري شده هستي ؟

389
00:25:10,592 --> 00:25:12,160
. . اون

390
00:25:14,664 --> 00:25:16,731
. کنارم مي ايسته و کمکم ميکنه

391
00:25:16,766 --> 00:25:19,134
. اما ؛ ايمانش بهت ؛ خدشه دار ميشه

392
00:25:19,168 --> 00:25:21,136
. . اون بدگماني ؛ رُشد ميکنه

393
00:25:21,170 --> 00:25:24,305
. و خودشو مثل سرطان نشون ميده . .

394
00:25:24,340 --> 00:25:27,008
ناچارا ؛
. . بعداز مدتي ؛ مثل من

395
00:25:27,042 --> 00:25:29,910
. ديگه از تاييد و بخشِشِش رونده ميشي . .

396
00:25:33,615 --> 00:25:38,186
ميتونيم اينجا ؛ مثل دوتا برادر ؛
. حکومت کنيم

397
00:25:45,694 --> 00:25:48,062
درون " کال-ال " ؛ دنبال برداري
. براي خودم ميگشتم

398
00:25:48,097 --> 00:25:50,431
. دنبال برادرم ميگشتم

399
00:25:50,465 --> 00:25:54,002
نهايتا ؛ فهميدم
. که هيچ نقطه ي مشترکي باهمديگه نداريم

400
00:26:07,882 --> 00:26:10,117
. برعکس من و تو

401
00:26:18,226 --> 00:26:20,527
براي برادري ؛ معيارهاي خيلي بالاييو
نظر ميگيره ؛ مگه نه ؟

402
00:26:23,230 --> 00:26:25,731
کال-ال " ؛ هرگز نيمه ي تاريکِشو "
. . درآغوش نمي گيره

403
00:26:25,766 --> 00:26:28,067
و بخاطر همون هم ؛ . .
. اينجا خواهد مُرد

404
00:26:28,101 --> 00:26:31,337
اما تو ؛
. . ميتوني نجات پيدا کني

405
00:26:31,371 --> 00:26:34,473
به شرطِ اينکه اينقدر شجاع باشي . .
. که با آغوش باز ؛ تسليم نيمه ي تاريکت بشي

406
00:26:36,042 --> 00:26:39,178
. بايد بهش افتخار کني

407
00:26:39,212 --> 00:26:42,649
. . بايد تاريکيو درآغوش بگيري

408
00:26:42,683 --> 00:26:45,719
. . بخاطر اينکه اگه اينکارو نکني و بهش پشت کني

409
00:26:45,753 --> 00:26:47,454
. خواهي مُرد . . .

410
00:26:47,454 --> 00:26:57,454
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

411
00:29:27,211 --> 00:29:30,113
! بکُش ! بکُش

412
00:29:50,667 --> 00:29:52,067
. دست نگه دار

413
00:30:28,172 --> 00:30:30,072
. تبريک ميگم

414
00:30:31,809 --> 00:30:33,275
. . بالاخره ؛

415
00:30:33,310 --> 00:30:35,778
جنگجويي رو پيدا کردم . .
. که لياقت ملحق شدن بهمو داشته باشه

416
00:30:39,783 --> 00:30:42,651
. . اما اين

417
00:30:42,685 --> 00:30:44,386
. کُشتن ؛ مالِ خودمه . . .

418
00:30:54,929 --> 00:30:58,399
. . بالاخره ؛ " کال-ال " ؛

419
00:30:58,433 --> 00:31:01,702
. مزه ي انتقاممو خواهي چشيد . . .

420
00:31:20,219 --> 00:31:22,620
. انتقاممو ميگيرم

421
00:31:22,654 --> 00:31:25,223
. ديگه هيچ فرصت دوباره اي بهت نميدم

422
00:31:37,871 --> 00:31:40,273
! نه

423
00:32:07,065 --> 00:32:09,333
اگه بخوايم زخم هاي زمين گير کننده رو
. درنظر بگيريم ؛ قبلا بدتر از ايناشو تجربه کردم

424
00:32:09,368 --> 00:32:11,169
از دوستِ خودت که
واسه نمايش بهت ضربه زده ؟

425
00:32:12,537 --> 00:32:14,338
. مجروح شدنت ؛ بخشي از نقشه نبود

426
00:32:14,373 --> 00:32:16,440
. بيخيال توهم ديگه
. تو نقشه کِشيده بودي

427
00:32:16,475 --> 00:32:18,076
که کاري کنيم " زاد " ؛ . .
. . ما رو ؛ دربرابر همديگه بذاره که بجنگيم

428
00:32:18,110 --> 00:32:19,678
با توجه به اين که ميدونستي اون ميخواد . .
. خودش شخصا تو رو بکُشه

429
00:32:19,712 --> 00:32:20,846
. نقشه ي خيلي هوشمندانه اي بود

430
00:32:20,880 --> 00:32:22,614
بهمون فرصت داد که
. کريستالو ازش بگيريم

431
00:32:22,649 --> 00:32:24,250
. اما اون نقشه ؛ دليل اينجا بودنمون نيست

432
00:32:24,284 --> 00:32:26,185
ما الان اينجاييم ؛
. بخاطر اينکه به همديگه اطمينان کرديم

433
00:32:28,455 --> 00:32:30,022
. . ميدونستم " زاد " هرچي به " اوليور " گفته باشه

434
00:32:30,056 --> 00:32:31,189
. اون همچنان به من و نقشه وفادار ميمونه . . .

435
00:32:31,224 --> 00:32:32,758
. درسته

436
00:32:32,792 --> 00:32:35,160
اون کار . . بايد يه جوري گيجِش کرده باشه ؛
درسته ؟

437
00:32:35,195 --> 00:32:37,296
. واقعا خوشحالم که برگشتيد

438
00:32:37,330 --> 00:32:39,798
. . اما فکر کنم بايد يه تماسي با دکتر " اميل " بگيرم

439
00:32:39,833 --> 00:32:41,133
. که بياد يه نگاهي به اون زخم بندازه . . .

440
00:32:41,167 --> 00:32:42,534
. ممنون

441
00:32:46,239 --> 00:32:49,842
کلارک " ؛  با توجه به اون علامت هاي " اومگا " ؛ "
. . که جلوي دروازه ديديم

442
00:32:49,876 --> 00:32:52,945
مثل اينکه " تاريکي " ؛ . .
. همه جا هست و به همه جا سرَک کِشيده

443
00:32:52,980 --> 00:32:55,148
اگه برگرده چي ؟

444
00:32:55,182 --> 00:32:57,517
. اونوقت باهاش ميجنگيم

445
00:33:00,154 --> 00:33:01,455
. آره

446
00:33:08,395 --> 00:33:11,297
. . کلارک " ؛ "

447
00:33:11,331 --> 00:33:12,965
. . اگه يکي از ماها . .

448
00:33:12,999 --> 00:33:16,201
اسير و آلوده ي " تاريکي " بشه چي ؟ . . .

449
00:33:16,235 --> 00:33:18,036
اونوقت بايد چيکار کنيم ؟

450
00:33:19,238 --> 00:33:21,106
. بايد زندانيشون کنيم

451
00:33:21,140 --> 00:33:25,109
. تاريکي " ؛ خيلي قويه "

452
00:33:25,144 --> 00:33:27,979
. يه بار نزديک بود که خودمو اسير کنه

453
00:33:28,013 --> 00:33:30,815
. . و به محض اينکه وارد بدن آدم بشه

454
00:33:30,850 --> 00:33:33,752
. فکر نکنم راه فراري وجود داشته باشه . .

455
00:33:36,656 --> 00:33:39,524
درسته ؛ هِي ، لااقل ايندفعه مشکلِ " زاد " رو
براي هميشه حل کرديم ؛ درسته ؟

456
00:33:39,558 --> 00:33:41,593
. نميتونم بگم دلم براش تنگ ميشه

457
00:33:43,061 --> 00:33:44,696
. . بعضي چيزايي که گفت

458
00:33:44,730 --> 00:33:47,798
نصف حرفايي که از دهنش بيرون مياد
. دروغه

459
00:33:47,833 --> 00:33:49,901
اون بلده که چطور بزرگترين ترسي که
. . درونت وجود داره رو بيرون بياره

460
00:33:49,935 --> 00:33:52,370
. و عليهِت ازش استفاده کنه . . .

461
00:33:56,542 --> 00:33:57,509
خب ؛
. . يه چيزي بهت بگم

462
00:33:57,543 --> 00:33:58,843
. . ميدونم تاريک ترين ترس يکي

463
00:33:58,877 --> 00:34:00,511
اينه که ديگه هيچوقت . .
. نتونه دوباره نامزدشو ببينه

464
00:34:00,546 --> 00:34:03,080
کلارک " ؛ " لوييس " الان بايد "
. بدجوري نگرانت باشه

465
00:34:03,115 --> 00:34:04,515
. بايد بري ببينيش

466
00:34:04,550 --> 00:34:06,817
. اين زخم ؛ چيزي نيست
. خوب ميشم

467
00:34:06,852 --> 00:34:08,052
. برو
. از اينجا برو بيرون

468
00:34:45,557 --> 00:34:46,857
! " کلارک "

469
00:34:48,526 --> 00:34:50,628
. ميدونستم ميتوني از اونجا خارج بشي

470
00:34:50,662 --> 00:34:51,996
. بهت گفتم که اونجا گيرنميفتم

471
00:34:54,132 --> 00:34:56,400
پس اون حرفايي که درمورد
. . وقت گذاشتن روي

472
00:34:56,434 --> 00:34:58,502
يکي کردن زندگيمون باهمديگه . .
ميزدي چي شد ؟

473
00:34:59,837 --> 00:35:01,505
گفتي بايد هرچيو ؛
. تو جاي درستِش بذاريم

474
00:35:01,539 --> 00:35:04,241
. خب ؛ تو که منو ميشناسي

475
00:35:04,275 --> 00:35:07,077
. انتظار کِشيدن ؛ چيزي نيست که توش ماهار باشم

476
00:35:07,111 --> 00:35:10,681
فکر کنم انرژي اي که بخاطر نگراني نصيبِ آدم ميشه
. مساوي اين ميشه که به قدرت و سرعت وسايلشو بازميکنه

477
00:35:10,715 --> 00:35:13,817
چيکار ميکردي ؟
کتاب هاي " جان جونز و بارت " رو فهرست ميکردي ؟

478
00:35:13,851 --> 00:35:17,921
. . محاله که تونسته باشي

479
00:35:21,426 --> 00:35:23,360
ببينم ؛ ما چند وقت نبوديم ؟

480
00:35:26,865 --> 00:35:28,432
. سه هفته

481
00:35:28,466 --> 00:35:32,469
. فقط چند ساعت بيشتر اونجا نبوديم

482
00:35:34,505 --> 00:35:37,741
خرد کردن کريستال ؛ بايد باعث دگرگوني زمان
. شده باشه

483
00:35:37,775 --> 00:35:41,344
پس ؛ چند ساعتِ من ؛
. تقريبا واسه تو يک ماه گذشته

484
00:35:45,116 --> 00:35:47,617
. اونهمه وقت منتظر بودي

485
00:35:47,651 --> 00:35:49,986
خب ، گروه تصميم گرفت که
. . امنيت نداره

486
00:35:50,020 --> 00:35:51,687
. . آدماي بيشتريو بعداز شماها اونجا بفرستن . . .

487
00:35:51,722 --> 00:35:54,957
. . پس ؛ من و " تِس " ؛ به نوبت . .

488
00:35:54,991 --> 00:35:57,193
. . داخل " برج مراقبت " مونديم . .

489
00:35:57,227 --> 00:36:01,296
و سعي کرديم دوباره با تو و " اوليور " ؛ . .
. ارتباط صوتي برقرار کنيم

490
00:36:02,933 --> 00:36:05,267
. . من

491
00:36:05,302 --> 00:36:07,870
واسه وقتايي که شيفتم تموم ميشد و
. . موقع استراحتم ميرسيد ؛ اون مُتکا رو آوردم

492
00:36:07,904 --> 00:36:11,808
بخاطر اينکه . . خب ؛ . .
. حالا ديگه اين مُتکا ؛ منو يادِ تو ميندازه

493
00:36:11,842 --> 00:36:12,975
احمقانه اس ؛ هان ؟

494
00:36:22,753 --> 00:36:25,421
قرار بود بعداز سه ساعت ؛
. . تِس " ؛ "

495
00:36:25,455 --> 00:36:27,890
. دروازه رو منفجر کنه

496
00:36:29,760 --> 00:36:32,462
. درسته

497
00:36:32,496 --> 00:36:35,765
من و " تِس " ؛ به توافق صميمانه  و
. . غيرمنتظره اي

498
00:36:35,799 --> 00:36:38,368
. درمورد نقشه ي سِرّيت رسيديم . . .

499
00:36:38,402 --> 00:36:41,270
. کاري کردم از ديدِ من به اين موضوع نگاه کنه

500
00:36:47,043 --> 00:36:50,146
. . من فقط

501
00:36:50,180 --> 00:36:53,015
. کاشکي يه کم هم به من ايمان داشتي

502
00:36:53,049 --> 00:36:56,986
لوييس " ؛ نميخواستم مجبورت کنم "
. که چنين انتخابي داشته باشي

503
00:36:57,020 --> 00:36:58,320
. . سعي داشتم که

504
00:36:58,355 --> 00:37:00,022
ازم محافظت کني ؟ . . .

505
00:37:00,056 --> 00:37:03,158
. ميدونم

506
00:37:03,193 --> 00:37:06,261
. " اما تو ؛ حالا ديگه بخشي از من هستي " کلارک

507
00:37:06,296 --> 00:37:08,296
. نيمه ي وجودم

508
00:37:08,331 --> 00:37:10,833
. . پس ؛ در آينده

509
00:37:10,867 --> 00:37:13,969
. . اگه فرصتي پيش اومد . .

510
00:37:14,003 --> 00:37:18,307
که اون ماموريت ؛ به نيمه ي بهتر من . .
. . احتياج داشته باشه

511
00:37:18,341 --> 00:37:21,744
. . منو هم همراهِ خودت ببر . .

512
00:37:21,778 --> 00:37:25,081
بخاطر اينکه ترجيح ميدم در برزخي شن و ماسه اي
. . همراهِت باشم

513
00:37:25,115 --> 00:37:28,518
تا اينکه تو جهنم اين که آيا دوباره . .
. ميبينمت يا نه ؛ گير بيفتم

514
00:37:28,552 --> 00:37:31,087
. لوييس " ؛ خيلي متاسفم "

515
00:37:34,859 --> 00:37:37,862
هميشه سعي ميکنم با استفاده از نيمه ي انسانيم
. . انتخاب کنم و تصميم بگيرم

516
00:37:37,896 --> 00:37:42,033
اما بعضي وقتا ؛ نيمه ي " کريپتون"ـيم . .
. به نيمه ي انسانيم غلبه ميکنه

517
00:37:42,068 --> 00:37:44,669
بخاطر اينکه تمام فکر و ذکرم اينه که
. مشکل پيش اومده رو حل کنم

518
00:37:47,139 --> 00:37:48,840
. . بجاي مخفي کردن اون نيمه ام

519
00:37:48,874 --> 00:37:51,075
. بايد کمکت کنم که درکِش کني . . .

520
00:37:54,313 --> 00:37:57,415
قول بده ايني که گفتي رو
. توي سخنراني عهد ازدواجت بنويسي

521
00:37:59,451 --> 00:38:00,884
. صبر کن . . مراسم ازدواج

522
00:38:00,919 --> 00:38:03,687
. .  آره . . دو روز و دو دقيقه باقي مونده

523
00:38:03,721 --> 00:38:04,688
. " اسمالويل " . . .

524
00:38:04,722 --> 00:38:07,156
. مراسمو عقب ننداختي

525
00:38:07,191 --> 00:38:08,524
. نه

526
00:38:13,296 --> 00:38:16,431
. نتونستم

527
00:38:16,465 --> 00:38:20,267
. . اين باور که دوباره پيشم برميگردي

528
00:38:20,301 --> 00:38:23,003
. تنها چيزي بود که بهم نيرو ميداد . . .

529
00:38:25,372 --> 00:38:28,941
اما اگه خودت ميخواي مراسمو
. به تعويق بندازي ؛ ايرادي نداره

530
00:38:28,976 --> 00:38:30,409
. " لوييس " -
هان ؟ -

531
00:38:30,444 --> 00:38:32,679
هيچي توي اين دنيا وجود نداره
. . که بتونه جلوي منو بگيره

532
00:38:32,713 --> 00:38:34,113
که در راهروي کليسا ؛ . .
. شونه به شونه ات قدم بزنم

533
00:39:08,183 --> 00:39:09,717
. ميدونستم مياي

534
00:39:09,751 --> 00:39:11,719
اين که اينطوري يواشکي از پشتم بياي
. خودنمايي بيهوده ايه

535
00:39:11,753 --> 00:39:14,788
. حدسِت درست بود

536
00:39:14,823 --> 00:39:17,424
صورت فلکي اي که در دفتر ثبتِ وقايع روزانه ي
. . ورتاس " بهش اشاره شده

537
00:39:17,459 --> 00:39:18,925
. . با نوشته هاي " کارتر " برابري ميکنه . .

538
00:39:18,960 --> 00:39:20,560
. . به عنوان کمانِ کماندار منظومه ي فلکي جبار

539
00:39:20,595 --> 00:39:23,763
که مختصاتش ؛ . .
. . با مختصاتِ

540
00:39:23,798 --> 00:39:25,132
. بدست اومده از ساحلِ  " سِلتي ها " برابري ميکنه

541
00:39:25,166 --> 00:39:26,600
. . حالا که داريم با سرعت جت مافوق صوت

542
00:39:26,634 --> 00:39:27,801
. . به سمت " هلند " حرکت ميکنيم . .

543
00:39:27,835 --> 00:39:29,603
ميشه بهم بگي چي شد که ناگهان
. . علاقه مند

544
00:39:29,637 --> 00:39:30,604
به شکار گنج شدي ؟ . . .

545
00:39:32,874 --> 00:39:36,076
. گنج نيست

546
00:39:36,110 --> 00:39:39,179
. چيزيه که " مردِ شاهيني " دنبالش  بود

547
00:39:40,648 --> 00:39:42,015
. . به چشم ديده بود که اين يارو " اوريون " ؛

548
00:39:42,049 --> 00:39:43,850
آخرين بار ؛ . .
. . تونسته بود

549
00:39:43,884 --> 00:39:45,284
. ارباب تاريکي " رو شکست بده " . .

550
00:39:45,319 --> 00:39:48,121
اما هرگز نتونسته بود جاي اسلحه اي رو که ؛

551
00:39:48,156 --> 00:39:50,291
شکارچي ؛ ازش براي شکست دادنِ تاريکي
. استفاده کرده بودو پيدا کنه

552
00:39:50,325 --> 00:39:52,660
دفتر ثبت وقايع روزانه ي " ورتاسِ " خانواده ي من ؛
. . اون قطعه ي گم شده اي رو درونش داره

553
00:39:52,694 --> 00:39:53,927
. که " مردِ شاهيني " هرگز دراختيارش نداشت

554
00:39:53,962 --> 00:39:56,029
. . ما ميدونيم که کجا دنبال اسلحه بگرديم ؛ پس

555
00:39:56,063 --> 00:39:58,231
. اين کارِ منه که پيداش کنم . . .

556
00:39:58,266 --> 00:40:00,834
. " اوليور "

557
00:40:00,868 --> 00:40:04,370
نبرد با " ارباب تاريکي " ؛
. خواستِ شخصي تو نيست

558
00:40:04,405 --> 00:40:06,606
. همگي ما ؛ توش شريک هستيم

559
00:40:08,308 --> 00:40:11,443
بايد توي اين يه مورد
بهم اطمينان کني ؛ باشه ؟

560
00:40:13,812 --> 00:40:16,580
. . اينقدر خطر ؛ اتحادمونو تهديد ميکنه

561
00:40:16,615 --> 00:40:20,117
. . که اگه ازم بخواي چيزي نپرسم . .

562
00:40:20,151 --> 00:40:21,218
. ميتونم اون کارو انجام بدم . . .

563
00:40:24,355 --> 00:40:26,323
. متشکرم

564
00:40:26,323 --> 00:40:36,323
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

565
00:41:46,501 --> 00:42:01,501
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

