﻿1
00:00:02,946 --> 00:00:04,466
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:05,166 --> 00:00:07,251
پرسيدن يه سئوال ساده رو
. واسه آدم خيلي سخت ميکني

3
00:00:07,285 --> 00:00:08,869
باهام ازدواج ميکني ؟ -
. بله -

4
00:00:09,671 --> 00:00:11,204
داستان اين قانون ضد پارتيزان هاي خودسر
واقعا چيه ؟

5
00:00:11,256 --> 00:00:13,757
پارتيزان هاي خودسر واقعا نماينده ي
. اراده ي جمعي مردم نيستن

6
00:00:15,493 --> 00:00:16,361
به زودي هر ابَرقهرمان
. خودش ميمونه و خودش

7
00:00:17,331 --> 00:00:18,799
اونها شروع کردن به
. اجراي خودسرانه ي قانون

8
00:00:20,381 --> 00:00:24,351
وقتش رسيده اين قهرمان ها رو
. به کنترل خودمون دربياريم

9
00:00:25,436 --> 00:00:26,436
پارتيزان هاي خودسر کجان ؟

10
00:00:26,471 --> 00:00:27,837
. بايد مخفي بشيم

11
00:00:27,855 --> 00:00:29,506
. برج مراقبت " رو تعطيل ميکنم "

12
00:00:29,540 --> 00:00:32,526
وقتش رسيده که اين تروريست ها
. بهاي جناياتشونو بپردازن

13
00:00:32,560 --> 00:00:34,628
گروه خودکُشي " ؛ "
. توسط " ريک فلگ " رهبري ميشه

14
00:00:34,662 --> 00:00:36,563
از نظر اون ؛ همگي شما
. . مبارزين آزاديخواه هستيد

15
00:00:36,614 --> 00:00:38,448
و اون ؛ به هرکسي که اين ايده رو تهديد کنه
. حمله خواهد کرد

16
00:00:40,001 --> 00:00:42,069
. سراغ همتون ميايم

17
00:00:42,120 --> 00:00:43,987
. يکي رو از دست دادم
. اون دختر ؛ همه ي دار و ندارم بود

18
00:00:44,021 --> 00:00:45,989
خودشو تسليم کرد
. تا من آزاد بشم

19
00:00:47,492 --> 00:00:48,525
. نااميدش کردم

20
00:00:48,543 --> 00:00:50,544
. جاي " اوليور " رو بهم نشون بده

21
00:00:54,349 --> 00:00:55,716
کارتر " ؟ "

22
00:00:55,750 --> 00:00:58,168
. اين معرکه ي جنگ ماست

23
00:01:19,857 --> 00:01:21,692
. تماس شما براي ما مهمه

24
00:01:21,707 --> 00:01:22,724
. لطفا پشت خط منتظر بمانيد

25
00:01:23,277 --> 00:01:24,728
يا اينکه ميتونيد از طريق پايگاهِ اينترنتي ما
. . به آدرس

26
00:01:24,746 --> 00:01:29,433
CinemaFreak.Net
. با ما تماس برقرار نماييد

27
00:01:31,185 --> 00:01:32,836
. تمام دِيتابيس هامونو نگاه کردم

28
00:01:32,870 --> 00:01:34,621
. . هيچ سابقه اي از آقاي " کِنت " ؛

29
00:01:34,672 --> 00:01:36,406
يا آقاي " کوئين " ؛ در هيچکدام از ساختمانهاي
. خودمون نداريم

30
00:01:36,424 --> 00:01:37,907
از دادگستري سئوال کردين ؟ -
! بله -

31
00:01:37,925 --> 00:01:39,376
. . از دادگستري سئوال کردم

32
00:01:39,410 --> 00:01:41,628
. . همينطورم از وزارت امنيت داخلي . .

33
00:01:41,679 --> 00:01:44,264
به اضافه ي وزارت کشور ؛ . .
. . و وزارت دفاع

34
00:01:44,298 --> 00:01:46,016
که اونا هم منو  . .
. به شما پاس دادن

35
00:01:46,050 --> 00:01:47,100
. خانم ؛ عصباني نشين

36
00:01:47,135 --> 00:01:48,385
. . نخير ؛ عصباني نميشم

37
00:01:48,419 --> 00:01:49,636
. من دختر يه ژنرال ارتش هستم

38
00:01:49,687 --> 00:01:51,688
حتي بلد نيستم چطوري عصباني بشم ؛ خوب ؟

39
00:01:51,723 --> 00:01:53,056
. . خوشحاليو ميشناسم ؛ غم رو ميفهمم

40
00:01:53,090 --> 00:01:55,976
و هر وقتيم که يکي بخواد سرکارم بذاره
. . متوجه ميشم ؛ جنده

41
00:01:56,027 --> 00:01:57,527
و حالا که اينطور شد ؛ . .
. ميام سراغت

42
00:02:31,512 --> 00:02:32,512
! " کلارک "

43
00:02:34,153 --> 00:02:37,355
. نگرانت بودم
حالت خوبه ؟

44
00:02:37,405 --> 00:02:38,923
. آره

45
00:02:39,020 --> 00:02:40,457
. دو روز پيش آزادم کردن

46
00:02:40,557 --> 00:02:42,875
و منم از اون موقع تاحالا تلفن بدست
. دنبالت ميگشتم

47
00:02:43,773 --> 00:02:45,021
لوييس " ؛ از طرف گروه ضد خودسرها "
. گرفته بودنمون

48
00:02:45,583 --> 00:02:47,477
. توي مراسم خاکسپاري " کارتر " منتظرمون بودن

49
00:02:48,523 --> 00:02:50,358
تمام مدت ؛ اونها هرنوع دخالتي رو
. منکِر ميشدن

50
00:02:50,569 --> 00:02:52,270
. فردا جواب سوال هامونو پيدا ميکنيم

51
00:02:52,321 --> 00:02:55,389
فعلا ؛ بيا خوشحال باشيم
. که آزادمون کردن

52
00:02:58,744 --> 00:03:00,161
اسمالويل " ؛ حالت خوبه ؟ "

53
00:03:00,196 --> 00:03:02,664
. آره

54
00:03:02,698 --> 00:03:04,999
. باشه

55
00:03:06,919 --> 00:03:09,570
. بذار يه چيزي واست بيارم که بخوري

56
00:03:13,342 --> 00:03:16,044
. لوييس " ؛ ميل ندارم "

57
00:03:16,078 --> 00:03:17,846
هيچ نظري درمورد اينکه
واسه چي آزادت کردن نداري ؟

58
00:03:17,880 --> 00:03:19,881
منظورم اينه که ؛ بجز نامزدت
. . که

59
00:03:19,915 --> 00:03:22,100
بدجوري مويِ دماغشون شده بود ؟ . .

60
00:03:26,555 --> 00:03:28,690
. چرا ، دارم

61
00:03:28,724 --> 00:03:31,025
. اين

62
00:03:34,446 --> 00:03:36,648
. " اونا ؛ قدرتهامو ازم گرفتن " لوييس

63
00:03:38,367 --> 00:03:40,401
. . نه ؛ " کلارک " ؛

64
00:03:40,435 --> 00:03:41,703
چطور تونستن ؟

65
00:03:41,737 --> 00:03:44,772
. يادم نمياد

66
00:03:44,790 --> 00:03:46,741
تو چيزي يادت مياد ؟

67
00:03:46,775 --> 00:03:48,493
. نه

68
00:03:48,544 --> 00:03:50,845
. . همه چي

69
00:03:50,880 --> 00:03:52,163
. خيلي مبهم و نامعلومه

70
00:03:56,919 --> 00:03:58,419
کلارک " ؟ "

71
00:04:22,978 --> 00:04:24,946
. برگردونيدش به آزمايش

72
00:04:28,784 --> 00:04:30,285
کلارک " ؟ "
! کلارک " ؟ "

73
00:04:30,319 --> 00:04:32,153
چي شده ؟

74
00:04:32,171 --> 00:04:33,788
. " کلارک "
کلارک " ؛ چي داره ميشه ؟ "

75
00:04:33,822 --> 00:04:34,956
! " برگرد پيشم " کلارک

76
00:04:34,990 --> 00:04:36,374
. منو ببين
. يالا

77
00:04:36,425 --> 00:04:38,209
. يالا عزيزم
. عزيزم ؛ عزيزم

78
00:04:38,260 --> 00:04:40,261
. . لوييس " ؛ من فقط "

79
00:04:40,296 --> 00:04:43,464
. يه جور فلشبک به گذشته داشتم

80
00:04:43,498 --> 00:04:45,550
. يکي داشت روم آزمايش ميکرد

81
00:04:45,601 --> 00:04:46,968
چه کسي ؟

82
00:04:47,002 --> 00:04:48,136
کي بود ؟

83
00:04:50,339 --> 00:04:51,973
. " کلويي "

84
00:04:52,073 --> 00:04:53,873
" اسمالويل "
" فصل دهم ؛ قسمت دوازدهم "
" تضمين "

85
00:04:53,900 --> 00:04:58,211
" يکي نجاتم بده "

86
00:04:58,311 --> 00:05:00,411
" نجاتم بده "
" اجرا شده توسطِ  : رِمي زيرو "

87
00:05:00,489 --> 00:05:03,923
" بگذار تا دستاي گرمت منو درآغوش بگيرن "

88
00:05:04,011 --> 00:05:08,681
" يکي نجاتم بده "

89
00:05:10,767 --> 00:05:14,295
" برام مهم نيست که چطوري "

90
00:05:14,476 --> 00:05:17,093
" فقط بمون "

91
00:05:17,155 --> 00:05:19,256
" بمون "

92
00:05:19,386 --> 00:05:21,186
" خواهش ميکنم "

93
00:05:21,221 --> 00:05:24,973
" خيلي وقته منتظرت بودم "

94
00:05:25,008 --> 00:05:28,811
" فقط پيشم بمون "

95
00:05:30,697 --> 00:05:34,934
" کاري کردم تمام اين دنيا برات بدرخشه "

96
00:05:34,954 --> 00:05:37,055
" فقط بمون "

97
00:05:37,090 --> 00:05:39,224
" بمون "

98
00:05:39,258 --> 00:05:41,843
" خواهش ميکنم "

99
00:05:41,943 --> 00:07:32,443
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

100
00:07:32,467 --> 00:07:35,002
. تکون نخور

101
00:07:35,053 --> 00:07:36,053
داينا " ؟"

102
00:07:36,087 --> 00:07:38,005
. منم

103
00:07:39,808 --> 00:07:41,842
. . با اين چاقو نميتونم بيشتر از

104
00:07:41,893 --> 00:07:43,561
. پاره کردن لباست انجام بدم . .

105
00:07:43,595 --> 00:07:46,247
اگه ازش استفاده کني ، چاقوت
. خيلي بيشتر از لباس لباسمو پاره ميکنه

106
00:07:46,281 --> 00:07:47,898
. اونها قدرت هامو ازم گرفتن

107
00:07:49,020 --> 00:07:50,971
قدرت هاي تو رو هم گرفتن ؟

108
00:07:51,065 --> 00:07:52,732
. بايد بفهميم چه کسي اين بلا رو سرمون آورده

109
00:07:53,672 --> 00:07:54,874
. . لوييس " تو دفتر " ديلي پلانت " رفته "

110
00:07:54,899 --> 00:07:57,151
. و داره سعي ميکنه دراينمورد اطلاعاتي بدست بياره

111
00:07:57,202 --> 00:07:58,869
از سه هفته ي گذشته ؛ چي يادت مياد ؟

112
00:07:58,903 --> 00:08:00,237
از بعد از مراسم خاکسپاري " کارتر " ؛
. . چيزي يادم نمياد

113
00:08:00,271 --> 00:08:01,788
. بجز يه چندتا فلشبک به گذشته . .

114
00:08:03,241 --> 00:08:05,209
توي اون فلشبک ها ميبينم که
. يه جايي ، توي يه آزمايشگاهي هستم

115
00:08:06,744 --> 00:08:08,778
که زير يه پوشش شيشه اي
به دام افتادي ؟

116
00:08:08,796 --> 00:08:12,082
. و يکي بالاي سرم ايستاده

117
00:08:12,867 --> 00:08:14,468
کي ؟

118
00:08:14,502 --> 00:08:16,804
. " کلويي "

119
00:08:18,706 --> 00:08:20,008
. منم ديدمش

120
00:08:20,029 --> 00:08:21,412
شايد بخاطر اين تونستن
. . قدرتهامونو بگيرن

121
00:08:21,447 --> 00:08:22,664
. . که از همکاري يکي که . .

122
00:08:22,698 --> 00:08:24,198
همه چيو درموردمون ميدونسته . .
. استفاده کردن

123
00:08:25,309 --> 00:08:26,477
بعد از اون همه ماجرا که باهمديگه داشتيم ؛

124
00:08:26,528 --> 00:08:28,195
. کلويي " محاله همچين کاري بکنه " . .

125
00:08:28,229 --> 00:08:29,580
با واقعيت روبرو شو ؛
. . نزديک شدن اون به " دومزدِي " ؛

126
00:08:29,614 --> 00:08:30,614
. نزديک بود که " گروه " رو نابود کنه . .

127
00:08:30,665 --> 00:08:32,416
. اون ؛ از اون ماجرا ؛ درس عبرت گرفته

128
00:08:32,450 --> 00:08:34,401
. دوباره همچين اشتباهي رو تکرار نميکنه

129
00:08:34,419 --> 00:08:36,837
. . ميدونم که ميخواي بهش ايمان داشته باشي " کلارک " ؛

130
00:08:36,871 --> 00:08:39,289
اما هردو ميدونيم که توي اون فلشبک هايي
. که به گذشته داشتيم ؛ چيا ديديم

131
00:08:39,340 --> 00:08:41,291
الان ؛ " کلويي " ، تنها فرصتيه که ؛

132
00:08:41,342 --> 00:08:42,676
. براي پس گرفتن قدرتهامون داريم . .

133
00:08:43,775 --> 00:08:45,562
خب ؛ آخرين جايي که ديديمش
. توي اون آزمايشگاه بوده

134
00:08:45,580 --> 00:08:47,247
. بيا از اونجا شروع کنيم

135
00:08:47,265 --> 00:08:49,600
کلارک " ؛ اگه بفهميم که "
. . کلويي " بهمون خيانت کرده "

136
00:08:49,634 --> 00:08:51,802
آيا براي انجام دادن کاري که بايد و لازمه
آمادگي داري ؟

137
00:08:57,475 --> 00:09:00,611
. اوليور " توي بيمارستان " متروپوليسِ"ـه "

138
00:09:00,645 --> 00:09:02,362
. خوب نيست

139
00:09:19,287 --> 00:09:19,319
. . اوليور " ؛ "

140
00:09:19,947 --> 00:09:21,565
. منم . . .

141
00:09:28,857 --> 00:09:31,558
. کلارک " ؛ اونا برنده ميشن "

142
00:09:32,994 --> 00:09:35,896
. نه براي مدت طولاني
. جلوشون مقاومت ميکنيم

143
00:09:38,116 --> 00:09:40,317
چطوري ؟

144
00:09:40,351 --> 00:09:41,652
. . اونا دوستا و

145
00:09:41,686 --> 00:09:43,403
. . تمام اسلحه هامو ازم گرفتن . .

146
00:09:43,438 --> 00:09:44,988
. . آرامشو ازم سلب کردن . .

147
00:09:45,023 --> 00:09:46,907
. " و حالا هم توي سرم رفتن " کلارک . .

148
00:09:46,941 --> 00:09:49,826
کاري کردن فکر کنم که
. کلويي " پشت اين ماجراس "

149
00:09:49,861 --> 00:09:51,361
. ديدمش

150
00:09:51,412 --> 00:09:53,747
چيکار ميکرد ؟

151
00:09:53,781 --> 00:09:54,748
. نميدونم

152
00:09:54,782 --> 00:09:55,999
. . اون داشت

153
00:09:56,034 --> 00:09:58,418
. روم آزمايش ميکرد . .

154
00:10:03,258 --> 00:10:04,791
کلارک " ؛ تو هم ديديش ؟ "

155
00:10:04,825 --> 00:10:07,127
هان ؟

156
00:10:07,161 --> 00:10:11,048
. "  تابلوئه که ديديش " کلارک
. برام تعريف کن چي ديدي

157
00:10:11,099 --> 00:10:12,666
چي ديدي ؟

158
00:10:12,684 --> 00:10:14,051
. هنوز آمادگي اينکه ازش نااميد بشمو ندارم

159
00:10:14,102 --> 00:10:15,052
! چي ديدي " کلارک " ؟

160
00:10:15,103 --> 00:10:16,503
. . پيدا ميکنم که اين جا چه خبره و

161
00:10:16,521 --> 00:10:17,604
. بعدشم تو رو از اينجا بيرون ميارم . .

162
00:10:17,639 --> 00:10:19,005
. همه چي درست ميشه
. قول ميدم

163
00:10:19,023 --> 00:10:20,190
! " کلارک "
! داري کجا ميري ؟

164
00:10:21,392 --> 00:10:23,560
! " بايد بهم بگي که چي ديدي " کلارک

165
00:10:23,611 --> 00:10:25,679
! " بايد بهم بگي که . . " کلارک

166
00:10:25,697 --> 00:10:28,248
! " اينجا تنهام نذار " کلارک

167
00:10:50,555 --> 00:10:52,823
. " سلام " اوليور

168
00:11:06,054 --> 00:11:07,521
. . مطمئن نيستم چه دارويي استفاده کردين

169
00:11:07,555 --> 00:11:08,656
. اما بدون شک دارن اثر ميکنن . .

170
00:11:08,690 --> 00:11:10,774
. . توهم برت نداشته " اوليور " ؛

171
00:11:10,825 --> 00:11:12,860
. و ديوونه هم نيستي . .
. بهم اطمينان کن

172
00:11:12,894 --> 00:11:14,995
واقعا ؟

173
00:11:15,030 --> 00:11:16,664
. . خب ؛ باورش سخته

174
00:11:16,698 --> 00:11:18,699
اونم باتوجه به اينکه همين الان . .
. از توي ديوار بيرون اومدي و جون گرفتي

175
00:11:18,733 --> 00:11:20,034
. اومدم اينجا که نجاتِت بدم

176
00:11:20,068 --> 00:11:21,468
براي نجات من اومدي ؟

177
00:11:21,503 --> 00:11:23,120
واقعا ؟

178
00:11:23,171 --> 00:11:25,439
توي فلشبک هايي که دارم هم
. . داشتي همين کارو ميکردي  ؟

179
00:11:25,473 --> 00:11:28,325
داشتي نجاتم ميدادي ؟

180
00:11:28,360 --> 00:11:30,461
. کلويي " ؛ ديدمت "

181
00:11:31,763 --> 00:11:35,799
. داشتي مغزامونو دستکاري ميکردي

182
00:11:35,834 --> 00:11:37,534
. ما رو شکنجه کردي

183
00:11:37,569 --> 00:11:40,004
واقعا فکر ميکني که
همچين کاري ميکنم ؟

184
00:11:48,263 --> 00:11:51,532
خب . . پس اين چيه . . هان ؟

185
00:11:51,566 --> 00:11:53,767
. تو برام توضيحش بده
. گفتي توهم برم نداشته بوده

186
00:11:53,785 --> 00:11:55,652
. کلارک " هم همين فلشبک ها رو ديده "

187
00:11:55,704 --> 00:11:57,154
. . حکومت ؛ تو  و "

188
00:11:57,205 --> 00:11:59,707
بقيه ي گروه رو . .
. تو مراسم خاکسپاري " کارتر " به دام انداخت

189
00:11:59,741 --> 00:12:02,275
اونا ؛ همگي شما رو
. . به يه جور پردازنده ي مرکزي پرقدرت وصل کردن

190
00:12:02,293 --> 00:12:04,795
و ذهن هاي شما رو . .
. توي يه دنيا مجازي ، به دام انداختن و زنداني کردن

191
00:12:11,119 --> 00:12:13,003
پس ، تو ممکنه تصويري باشي
. . که ساخته ي مغز خودمه

192
00:12:13,054 --> 00:12:15,556
اما ؛ ميگي که حکومت ؛ همه ي ماها رو
توي يه واقعيت مجازي به دام انداخته ؟

193
00:12:15,590 --> 00:12:16,924
منظورت اينه ؟

194
00:12:16,958 --> 00:12:18,759
درحال حاضر ؛ تو ؛ " کلارک " ؛
. . و بقيه ي گروه

195
00:12:18,793 --> 00:12:20,177
. . روي تخت هاي آزمايشگاه ؛ در اغما بسر ميبرين

196
00:12:20,228 --> 00:12:21,645
. . درحاليکه مغزهاتون

197
00:12:21,679 --> 00:12:22,796
. به دنيايي مجازي ؛ مرتبط شده . .

198
00:12:22,814 --> 00:12:25,349
مثل اين ميمونه که دارين يه بازي ويدئويي
. خيلي بزرگي رو بازي ميکنين

199
00:12:25,400 --> 00:12:27,718
. که توسط ناخودآگاهِتون داره کنترل ميشه

200
00:12:31,873 --> 00:12:33,407
تو واقعي نيستي ؟

201
00:12:33,441 --> 00:12:36,693
من تقريبا تجسم درخشاني
. از " کلويي " هستم

202
00:12:36,745 --> 00:12:39,530
وقتي دزدکي وارد آزمايشگاهِ ديوانه ها شدم ؛

203
00:12:39,581 --> 00:12:41,481
و ديدم که شما همگي ؛ . .
. . توي لوله هاي شيشه اي دراز کِشيدين

204
00:12:41,499 --> 00:12:42,866
. . اون کامپيوترو هک کردم . .

205
00:12:42,917 --> 00:12:45,285
و آواتاري از خودم رو وارد برنامه کردم
. تا بتونم بهتون هشدار بدم

206
00:12:46,730 --> 00:12:50,834
پس ؛ ميگي که خودتو طوري برنامه ريزي کردي
. که وارد دنياي واقعي ساختگي من بشي

207
00:12:51,626 --> 00:12:53,377
پس اون فلشبک ها چي ؟

208
00:12:53,428 --> 00:12:55,796
اون ها ؛ لحظاتي از دنياي واقعي هستن ؛
. اون وقتي که سعي کردم از دستگاه جداتون کنم

209
00:12:55,830 --> 00:12:58,215
اما وقتي از پردازنده ي مرکزي جداتون کردم ؛

210
00:12:58,266 --> 00:12:59,332
. بدنتون در معرض حمله قلبي قرار گرفت . .

211
00:12:59,350 --> 00:13:01,001
. پس ، مجبور شدم دوباره به دستگاه وصلتون کنم

212
00:13:01,019 --> 00:13:03,053
در غير اينصورت ؛
. جونِ سالم بدر نميبردين

213
00:13:05,106 --> 00:13:06,140
. . ببين ، " اوليور " ؛

214
00:13:06,174 --> 00:13:07,608
. بايد از اينجا بيرونت بيارم

215
00:13:07,642 --> 00:13:09,143
کلويي " ؟ "

216
00:13:09,177 --> 00:13:13,373
متنفرم که برنامه اتو خراب کنم ؛
. اما ژاکت برعکس تنمه

217
00:13:13,838 --> 00:13:15,589
درحاليکه توي سلولي در بيمارستان . .
. زنداني شدم

218
00:13:15,611 --> 00:13:17,045
. نميتونم هيچ کجا برم

219
00:13:17,118 --> 00:13:19,286
فقط به شرطي که
. باور داشته باشي اين موضوع واقعيت داره

220
00:13:20,955 --> 00:13:22,189
. يه باور فکري ساده اس

221
00:13:22,223 --> 00:13:24,524
. . چونکه اگه باور داشته باشم هرچي ميبينم ساختگيه

222
00:13:24,542 --> 00:13:26,210
. اونوقت ديگه بدست اون چيزا ؛ محدود نميشم . .

223
00:13:26,244 --> 00:13:28,078
. من قدرت دارم

224
00:13:30,531 --> 00:13:33,083
هرچه زودتر به اين باور برسي که
. . هرچي ميبيني ساختگيه

225
00:13:33,118 --> 00:13:34,701
. . زودتر هم ميتوني دستکاريش کني . .

226
00:13:34,719 --> 00:13:35,836
. و خودتو ازش آزاد کني . .

227
00:13:51,719 --> 00:13:53,220
چطوري اونکارو کردي ؟

228
00:13:53,238 --> 00:13:54,938
. من کاري نکردم

229
00:13:54,989 --> 00:13:57,024
. تو اونکارو کردي

230
00:13:57,058 --> 00:13:59,860
. " يالا " هوديني
. راه بيفت بريم

231
00:14:01,729 --> 00:14:04,031
. . يه درِ مجازي رو توي سيستم برنامه ريزي کردم

232
00:14:04,065 --> 00:14:05,999
. تا شماها رو از اين مارپيچ ديوانه وار بيرون بيارم

233
00:14:06,034 --> 00:14:08,401
حالا . . اين راهِ خروج اضطراري از " نارنيا " کجاس ؟

234
00:14:08,419 --> 00:14:09,620
. " هشتصد فوت ؛ بالاي " بردوِي

235
00:14:09,671 --> 00:14:10,871
. البته که اونجاس

236
00:14:10,905 --> 00:14:13,257
من هيچ کنترلي روي جايي که اون در
. . ظاهر ميشه ندارم

237
00:14:13,291 --> 00:14:14,574
. اما همه ميتونن بهش دسترسي داشته باشن . .

238
00:14:14,592 --> 00:14:17,377
تنها کاري که بايد بکنن اينه که باور داشته باشن
. هيچ کدوم از چيزايي که ميبينن واقعيت ندارن

239
00:14:20,181 --> 00:14:21,965
. نگاه نکن و دنبالم بيا -
اونا ديگه کين ؟ -

240
00:14:22,016 --> 00:14:24,635
. کامپيوتر هر شش دقيقه يه اسکن امنيتي انجام ميده

241
00:14:24,686 --> 00:14:27,187
وقتي منو پيدا کنه ؛
. . يه نيروي آنتي ويروس آزاد ميکنه

242
00:14:27,222 --> 00:14:28,272
. . که پُر از مرداي سياهپوشه . .

243
00:14:28,306 --> 00:14:30,423
. که دائما توي شهر ميچرخن و گشت ميزنن

244
00:14:30,441 --> 00:14:33,310
پس اين مردايي که ديديم ؛
پليس هاي مجازي هستن ؟

245
00:14:33,361 --> 00:14:34,561
. اونا " آواتار " پليس ها هستن

246
00:14:34,595 --> 00:14:36,613
و اگه من يا هرکسي که باهاش تماس داشتمو
. . شناسايي کنن

247
00:14:36,648 --> 00:14:39,032
پُر رنگ و پاکت ميکنن ؛ . .
. يا ميکُشنت

248
00:14:39,067 --> 00:14:41,034
صحيح ؛ يعني منظورت اينه که مثل
بازيهاي ويدئويي ميکُشنم ؛ ديگه ، درسته ؟

249
00:14:41,069 --> 00:14:42,903
. . اگه چتر نجات يه چترباز باز نشه

250
00:14:42,937 --> 00:14:44,705
. دليل مرگ ؛ برخورد شديد نيست . .

251
00:14:44,739 --> 00:14:46,206
. . بخاطر حمله ي قلبي اي هست که بهت دست ميده

252
00:14:46,241 --> 00:14:47,858
. به اين خاطر که دراون موقعيت ميدوني که خواهي مُرد

253
00:14:47,892 --> 00:14:49,543
. بدن ؛ از مغز پيروي ميکنه

254
00:14:49,577 --> 00:14:51,378
در اينجا همين قانون حکفرمايي ميکنه

255
00:14:51,412 --> 00:14:53,997
. اگه فکر کني که ميميري ؛ خواهي مُرد

256
00:14:57,001 --> 00:14:59,419
خيلي خب " آليس " ؛ سوراخ خرگوشي که
باهاش ميشه از اينجا بيرون رفت کجاس ؟

257
00:14:59,453 --> 00:15:01,471
تنها راهِ خروجي که وجود داره ؛
. همون راهيه که به اين جا وارد شديم

258
00:15:01,506 --> 00:15:02,839
. خيلي خب

259
00:15:05,093 --> 00:15:06,293
. ميخوام به اين يارو حمله کنم

260
00:15:06,311 --> 00:15:07,511
. تو هم فرار کن

261
00:15:07,562 --> 00:15:10,180
. نه ، نه ؛ از پسِش برميام
. فقط بايد يه چيزيو بدونم

262
00:15:10,231 --> 00:15:12,349
بهم اطمينان داري ؟

263
00:15:14,352 --> 00:15:15,602
. با زندگيم

264
00:15:28,700 --> 00:15:30,083
. راه بيفت

265
00:15:36,541 --> 00:15:37,874
. از ژنرال سئوال کردم

266
00:15:37,926 --> 00:15:39,659
. . ممکنه ما رو توي اين ساختمون هاي حکومتي

267
00:15:39,677 --> 00:15:41,795
که داخلشون آزمايشگاه دارن ؛ . .
. زنداني کرده باشن

268
00:15:41,829 --> 00:15:43,263
. هيچ کدومشون برام آشنا نيستن

269
00:15:43,298 --> 00:15:45,766
اگه حق با " داينا " باشه چي ؟
اگه " کلويي " مسئول اين حوادث باشه چي ؟

270
00:15:45,800 --> 00:15:47,684
کلارک " ؛ بايد اول از منبع اطلاعاتت "
. مطمئن بشي

271
00:15:47,719 --> 00:15:50,187
داينا " ترجيح ميده که دخترعموي منو "
. . مسئول تمام اين ماجرا بدونه

272
00:15:50,221 --> 00:15:52,522
. . تا اون احمق هاي مزخرف پشت پرده رو . .

273
00:15:52,557 --> 00:15:53,890
. که خودش قبلا باهاشون رابطه داشت . .

274
00:15:53,942 --> 00:15:54,975
. . کلارک " ؛ "

275
00:15:55,009 --> 00:15:56,143
. بايد صحبت کنيم . .

276
00:15:56,177 --> 00:15:57,694
. " پر انرژي به نظر ميرسي " داينا

277
00:15:57,729 --> 00:15:59,346
چه حسي داره از دست کسايي
. .   درحال فرار باشي

278
00:15:59,364 --> 00:16:01,148
که قبلا متحدشون بودي ؟ . . .

279
00:16:01,182 --> 00:16:04,234
کلارک " ؛ تازه متوجه شدم که "
. اوليور " از بيمارستان " متروپوليس " فرار کرده "

280
00:16:04,285 --> 00:16:05,852
چي ؟

281
00:16:05,870 --> 00:16:07,788
درسته ؛ اين تصاوير
. براي چند دقيقه پيش هستن

282
00:16:14,662 --> 00:16:16,580
! " کلويي "

283
00:16:16,631 --> 00:16:18,498
. " بايد پيداش کنيم " کلارک

284
00:16:18,532 --> 00:16:19,583
. اون بلده که چطوري باهامون ارتباط برقرار کنه

285
00:16:19,634 --> 00:16:20,751
. مشخصه که نميخواد همچين کاري انجام بده

286
00:16:20,802 --> 00:16:23,170
. من " کلويي " رو خوب ميشناسم
. بايد براي اين کارش دليل خوبي داشته باشه

287
00:16:23,204 --> 00:16:24,338
. " بي خيال ديگه  ، " کلارک

288
00:16:24,372 --> 00:16:26,056
هر دو ديديم که اون دختر ؛

289
00:16:26,090 --> 00:16:27,090
! توي آزمايشگاه حکومتي ؛ داشت رومون آزمايش ميکرد

290
00:16:27,141 --> 00:16:29,343
اينجا داره به " اوليور " کمک ميکنه
. که از بيمارستان " متروپوليس " فرار کنه

291
00:16:29,377 --> 00:16:31,311
. کلويي " هرگز به " اوليور "آسيبي نميرسونه "

292
00:16:32,592 --> 00:16:34,140
همچين کاري نميکنه مگر اينکه
. . اونم مانعي سر راهش باشه

293
00:16:34,649 --> 00:16:37,818
. درست مثل اين نگهبان ها . .

294
00:16:43,908 --> 00:16:45,692
. خب ؛ نميتونه نظر درستي باشه

295
00:16:45,726 --> 00:16:48,111
. . و نميخوام که بزنم تو کِيف و حالِت

296
00:16:48,162 --> 00:16:50,280
. اما دختر عموي من خائن نيست . . .

297
00:16:50,331 --> 00:16:52,282
داره در کمال بي رحمي
! " اون سربازها رو ميکُشه " لوييس

298
00:16:52,333 --> 00:16:54,451
نميدونم طرفِ کيِه
! اما طرفِ ماها نيست

299
00:16:54,502 --> 00:16:57,671
همه ، مثل بعضي از ماها ؛
. مثل آب خوردن طرفِشونو عوض نميکنن

300
00:16:57,705 --> 00:16:59,006
. . و بيا فراموش نکنيم

301
00:16:59,040 --> 00:17:00,624
که وقتي براي اولين بار . .
. . با " قناري سياه " آشنا شديم

302
00:17:00,658 --> 00:17:01,792
. . اون دختر چيزي بجز . .

303
00:17:01,843 --> 00:17:03,910
. که خدمتکار وفادار به " لِکس لوتِر " نبود . .

304
00:17:05,630 --> 00:17:07,914
ميخوام بهت بگم ؛ اصلا تا حالا شده قبل از اينکه
. . چاقو پرتاب کني و لقد بزني

305
00:17:07,932 --> 00:17:10,634
قبلش خوب فکر کرده باشي که اين آدم-بدا واقعا
بد هستن يا نه ؛ پرنده ي آوازه خوان ؟

306
00:17:10,685 --> 00:17:12,019
توي جرايم خشونت آميز
. بايد شدت عمل بخرج داد

307
00:17:12,053 --> 00:17:13,970
. . و اگه دختر عموت يکي از اونا باشه

308
00:17:14,022 --> 00:17:16,857
اونوقت توي درگيري باهاش
. هيچ شک و  شبه اي به خودم راه نميدم

309
00:17:16,891 --> 00:17:19,359
کلارک " ؛ نظر تو چيه ؟ "

310
00:17:30,788 --> 00:17:31,988
کلويي " ؟ "

311
00:17:33,124 --> 00:17:34,875
واقعا خودتي ؟

312
00:17:36,494 --> 00:17:37,610
. . کلارک " ؛ "

313
00:17:37,628 --> 00:17:38,879
. خيلي دلم برات تنگ شده بود . .

314
00:17:38,913 --> 00:17:40,447
. . اما فقط چند دقيقه وقت دارم

315
00:17:40,465 --> 00:17:41,748
. . که اين نمايشو متوقف کنم . .

316
00:17:41,782 --> 00:17:43,283
. و خودمونو به سرزمين زنده ها برگردونم . .

317
00:17:43,301 --> 00:17:45,001
. نه ؛ يه لحظه صبر کن

318
00:17:45,053 --> 00:17:46,253
. . ديدم دوتا نگهبانو کُشتي

319
00:17:46,287 --> 00:17:47,504
. . و بعدشم چندتايي فلشبک به گذشته دارم

320
00:17:47,555 --> 00:17:48,621
. . کلارک " ؛ هرچي اينجا ميبيني "

321
00:17:48,639 --> 00:17:50,057
توسط يه کامپيوتر متعلق به حکومت . .
. ساخته و پردازش شده

322
00:17:50,091 --> 00:17:51,842
درحال حاضر ، تو ؛
. . توي يه آزمايشگاه به اغما رفتي

323
00:17:51,893 --> 00:17:52,976
. .  درحاليکه دانشمنداي حکومت . .

324
00:17:53,010 --> 00:17:54,061
. . سعي دارن متوجه بشن . .

325
00:17:54,095 --> 00:17:55,512
که چطوري مغزتون ؛ قدرتهاي فرابشريتونو
. فعال ميکنه

326
00:17:57,482 --> 00:17:59,632
. اما من اينجا هيچ قدرتي ندارم

327
00:17:59,650 --> 00:18:00,684
. دقيقا

328
00:18:00,735 --> 00:18:01,685
. . گذرگاههاي نورن هاي عصبي مشخصي رو

329
00:18:01,736 --> 00:18:02,802
. . در تويِ مجازي غيرفعال کردن . .

330
00:18:02,820 --> 00:18:04,237
تا ببينن که ميتونن قدرتهاتو . .
. بگيرن يا نه

331
00:18:04,272 --> 00:18:05,856
. . اگه نتايج در اين دنياي مجازي موفقيت آميز باشن

332
00:18:05,907 --> 00:18:07,441
. اونوقت توي دنياي واقعي هم انجامشون ميدن . .

333
00:18:07,475 --> 00:18:08,909
واسه چي خيلي ساده ماها رو نميکُشن ؟

334
00:18:08,943 --> 00:18:10,994
کلارک " ؛ اونا ميخوان اين توانايي رو داشته باشن "
. که هروقت بخوان قدرتهاتونو فعال و غيرفعال کنن

335
00:18:11,028 --> 00:18:12,412
همين داستان ؛
. درمورد مهارت هاي " اوليور " هم وجود داره

336
00:18:12,447 --> 00:18:14,481
اونايي که واسشون دردسر درست نکنن
. ميتونن قدرتهاشونو نگه دارن

337
00:18:14,499 --> 00:18:16,116
اونايي هم که موي دماغشون بشن
. قدرتهاشونو ازشون ميگيرن

338
00:18:16,150 --> 00:18:17,534
. ميخوان براي اونا کار کنيم

339
00:18:19,504 --> 00:18:22,372
اما توي فلشبک هايي که من ديدم ؛
تو داشتي اونجا چيکار ميکردي ؟

340
00:18:22,423 --> 00:18:24,324
سعي داشتم تو ؛ " اوليور " ؛
. . و " قناري " رو

341
00:18:24,342 --> 00:18:26,259
از کامپيوترها جدا کنم ؛ . .
. . اما بدنتون رو به مرگ رفت

342
00:18:26,294 --> 00:18:27,627
پس مجبور شدم که دوباره . .
. به کامپيوتر وصلتون کنم

343
00:18:27,661 --> 00:18:29,346
. بخاطر همينه که چيز يادِ " لوييس " نمياد

344
00:18:29,380 --> 00:18:31,264
قبل از اين که سراغ اون بريم ؛ متوجه شديم
. که اين کار چقدر خطرناکه

345
00:18:31,299 --> 00:18:32,632
. . ببين " کلارک " ؛

346
00:18:32,666 --> 00:18:34,768
. . ميتونم تو رو از اين دنياي عجايب خارج کنم

347
00:18:34,802 --> 00:18:36,436
اما فقط به شرطي که عميقا و واقعا . .
. ايمان داشته باشي که اين دنيا تقلبيه

348
00:18:36,460 --> 00:18:43,460
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

349
00:18:45,947 --> 00:18:47,180
. رسيدن
. سريع ؛ دنبالم بياين

350
00:18:47,198 --> 00:18:48,515
وايسا ؛
داري کجا ميري ؟

351
00:18:48,533 --> 00:18:49,783
. بايد بپريم

352
00:18:49,817 --> 00:18:50,617
! نــه

353
00:18:52,286 --> 00:18:54,187
اين تنها راهي هست که ميتوني
. . از طريقش از دروازه عبور کني

354
00:18:54,205 --> 00:18:55,655
و وارد دنياي واقعي بشي . .

355
00:18:55,689 --> 00:18:56,856
آماده اي ، " اولي " ؟

356
00:18:57,959 --> 00:18:59,292
آره

357
00:18:59,327 --> 00:19:00,744
کلارک " ، زودباش " -
کلارک " ، بهم اعتماد داري ؟ " -

358
00:19:00,795 --> 00:19:01,861
، ببين ، من ميخوام بهت اعتماد داشته باشم

359
00:19:01,879 --> 00:19:03,130
اما اين همه مدت تو کجا بودي ؟

360
00:19:03,164 --> 00:19:04,197
با کي همکاري ميکني ؟

361
00:19:04,215 --> 00:19:05,966
ميتونم جواب اين سوال هارو بعدا بهت بدم

362
00:19:06,000 --> 00:19:08,868
در هردوحال ، يا بهم اعتماد داري يا
بهم اعتماد نداري

363
00:19:13,174 --> 00:19:14,591
، ميخوام بهم اعتماد داشته باشم
اما بايد جواب اين سوالارو بدونم

364
00:19:14,642 --> 00:19:16,143
کلارک " ، بايد بريم "

365
00:19:16,177 --> 00:19:17,427
، اوليور " ، اينکارو نکن "
اون بايد باور داشته باشه که اين دنيا واقعي نيست

366
00:19:17,478 --> 00:19:18,428
اگه اين باور رو نداشته باشه ميميره

367
00:19:18,479 --> 00:19:19,429
. . " ببين ، " کلارک

368
00:19:19,480 --> 00:19:21,014
دستم رو بگير

369
00:19:21,048 --> 00:19:22,649
بهم اعتماد داري ؟

370
00:19:34,111 --> 00:19:35,111
نميتونم

371
00:19:38,082 --> 00:19:39,533
متاسفم

372
00:19:47,575 --> 00:19:48,875
! نه

373
00:20:14,118 --> 00:20:15,402
ما مُرديم ؟

374
00:20:15,436 --> 00:20:19,372
شايد اين بتونه کمکت کنه که
به جواب درستي برسي

375
00:20:23,444 --> 00:20:24,878
، " لباست رو تنت نگه دار ، " کوئين

376
00:20:24,912 --> 00:20:26,713
ما هنوز کارمون باهم تموم نشده

377
00:20:29,417 --> 00:20:30,750
تفنگتون رو بياريد پايين

378
00:20:32,119 --> 00:20:34,754
، " مشکلي نيست ، " کلويي
خودم از پسشون برميام

379
00:20:42,897 --> 00:20:44,681
تو با اونا کار ميکني ؟

380
00:20:44,732 --> 00:20:46,349
ميتونم بعدا اينو برات توضيح بدم

381
00:20:46,400 --> 00:20:48,919
من کاريو که لازم بود کردم

382
00:20:56,738 --> 00:20:59,673
درحال حاضر ، افراد گروه ضد پارتيزان نميدونن که
ما الان اينجاييم

383
00:21:00,317 --> 00:21:02,184
اما ، وقتي که متوجه اين موضوع بشن که
همينطور هم ميشه ؛

384
00:21:02,235 --> 00:21:04,303
بهتره که آماده باشيم

385
00:21:04,321 --> 00:21:05,638
. . دِدشات " رو گذاشتم که "

386
00:21:05,672 --> 00:21:06,739
ورودي شرقي رو پوشش بده . .

387
00:21:09,020 --> 00:21:10,070
تو هم بايد ورودي شمالي رو پوشش بدي

388
00:21:10,121 --> 00:21:12,072
من يکسري دوربين رو توي
، مناطق جنگلي براي بخش غربي جا گذاشتم

389
00:21:12,123 --> 00:21:14,625
اما با اين حال هنوزم از ناحيه جنوبي و
از لحاظ حمله هوايي از طرف اونا ، آسيب پذير هستيم

390
00:21:14,659 --> 00:21:16,410
دقيقا ما اينجا با چي طرفيم ؟

391
00:21:16,461 --> 00:21:17,411
نيروهاي ويژه گروه ضد پارتيزان

392
00:21:18,480 --> 00:21:20,681
تک تک اونا کاملا تمرين داده شده و
قاتل هاي حرفه اي هستن

393
00:21:20,715 --> 00:21:22,699
تصاوير ماهواره اي ما اونارو
در چهار کيلومتري اينجا نشون داده

394
00:21:22,717 --> 00:21:24,635
بنظر مياد دارن آماده حرکت ميشن

395
00:21:24,669 --> 00:21:26,870
که به اين معنيه که بايد
هرچه سريعتر اينارو از حالت بي مغزيشون دربياريم

396
00:21:26,888 --> 00:21:28,038
يکي تموم شد ، پنج تاي ديگه مونده

397
00:21:29,057 --> 00:21:30,057
دارم وارد ميشم

398
00:21:52,497 --> 00:21:54,698
تو هر کوچه که سر خم ميکني ، يه جاسوسي ميبيني

399
00:21:54,732 --> 00:21:56,450
، آروم باش
من تنها راهه خروج تو از اينجا هستم

400
00:21:56,501 --> 00:21:58,368
اوليور " رو کجا بردي ؟ "

401
00:21:59,571 --> 00:22:00,921
. . تو توي يه قفس مجازي گير افتادي

402
00:22:00,956 --> 00:22:02,006
و حتي خودتم اينو نميدوني . .

403
00:22:02,040 --> 00:22:03,374
اما ، من ميتونم بهت کمک کنم
که فرار کني

404
00:22:03,408 --> 00:22:05,543
تنها کاري که بايد بکني اينه که
به سطح " ديلي پلنت " بيايي و منو ملاقات کني

405
00:22:05,577 --> 00:22:06,761
ديگه نميخواد ادامه بدي

406
00:22:06,795 --> 00:22:09,296
، من ميخوام قدرت هام بهم برگردن
" و همينطور هم " کلارک " و " اِي سي

407
00:22:09,348 --> 00:22:11,882
همينه ديگه ، منظور من از حرفام همين هست ؛
تو اصلا اونارو از دست ندادي

408
00:22:11,916 --> 00:22:14,635
تمام اين ماجرا و بقيه چيزاي ديگه توهم هستن که
توسط يه کامپيوتر ساخته شدن

409
00:22:14,686 --> 00:22:16,520
تنها توهمي که اينجا هست ، تويي

410
00:22:16,555 --> 00:22:19,724
نميخواد ديد اشعه اي داشته باشم که
ببينم تو يه خائن هستي

411
00:22:19,724 --> 00:22:29,724
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

412
00:23:15,747 --> 00:23:19,917
، " بهت گفته بودم ، " دوروتي
همه اينا خواب و رويا هستن

413
00:23:19,951 --> 00:23:22,453
. . " قبل از اينکه برت گردونم به " کنزاس

414
00:23:22,487 --> 00:23:24,088
ميخوام يه چيزي رو بدونم . .

415
00:23:24,122 --> 00:23:25,956
لوييس " کجاست ؟ "

416
00:23:31,680 --> 00:23:34,465
ما توي موقعيت و کاملا آماده هستيم ، قربان

417
00:23:36,268 --> 00:23:38,302
حرکت کنيد

418
00:23:45,811 --> 00:23:47,177
خيلي خوب ، بايد عجله کنيم

419
00:23:47,195 --> 00:23:48,229
ميتوني بعدا ازمون تشکر کني

420
00:23:48,280 --> 00:23:50,180
اين قناري بايد حساب چندتا کلاغ رو برسه

421
00:23:50,198 --> 00:23:51,899
نيروهاي ويژه ضد پارتيزان سه کيلومتري
اينجا هستن و دارن نزديک ميشن

422
00:23:51,950 --> 00:23:53,517
خيلي خوب ، من حدودا بيست دقيقه ديگه
. . لازم دارم تا

423
00:23:53,535 --> 00:23:55,236
بتونم " کلارک " ، " لوييس " و . .
. . بقيه اونارو

424
00:23:55,287 --> 00:23:56,687
از اون فيلم بيارم بيرون . .

425
00:23:56,705 --> 00:23:58,622
. .  در اين بين ، در برابرشون مقاومت کن

426
00:23:58,657 --> 00:24:00,791
تا زماني که بقيه گروهمون دورِ هم جمع بشن و . .
آماده مبارزه باشن

427
00:24:02,077 --> 00:24:03,410
بريم

428
00:24:03,462 --> 00:24:04,578
درضمن ، ازت متشکرم

429
00:24:04,629 --> 00:24:07,248
، بابت رفتاري که اون موقع اونجا باهات داشتم
ازت معذرت ميخوام

430
00:24:07,299 --> 00:24:09,700
. . هراتفاقي که تو فضاي مجازي افتاده

431
00:24:09,718 --> 00:24:10,885
توي همون فضاي مجازي هم ميمونه . .

432
00:24:14,205 --> 00:24:17,174
اون بيرون با يه ارتش کوچولو مواجه هستيم ؛
" کلويي "

433
00:24:17,208 --> 00:24:18,542
کلارک " رو لازم داريم "

434
00:24:18,560 --> 00:24:21,345
ميدونم ، " اوليور " ، اما نميتونم کاري کنم
که " کلارک " منو باور داشته باشه

435
00:24:21,379 --> 00:24:24,598
يه جايي توي اين مسير ، اون ديگه
دست از اعتماد داشتن به من برداشته

436
00:24:24,633 --> 00:24:27,184
به اين خاطره که تو مارو ترک کردي

437
00:24:29,688 --> 00:24:32,606
فقط به سعيت ادامه بده

438
00:24:32,641 --> 00:24:34,492
حداکثر حدودا هفده دقيقه ديگه وقت داريم

439
00:24:34,526 --> 00:24:36,810
درغير اينصورت ، فکرنکنم که
. . بتونم

440
00:24:36,845 --> 00:24:38,228
کلارک " رو از اينجا بيرون بيارم " . .

441
00:24:50,174 --> 00:24:51,291
" لوييس "

442
00:24:51,342 --> 00:24:53,076
، همه چي درست ميشه
" کلارک "

443
00:24:53,094 --> 00:24:55,178
خيلي مطمئن نيستم ، دارم چيزايي رو ميبينم
که واقعي نيستن

444
00:24:55,213 --> 00:24:56,346
، چيزايي که وجود ندارن

445
00:24:56,381 --> 00:24:57,764
چيزايي که اصلا ممکن نيستن

446
00:24:57,799 --> 00:24:59,766
درست مثل " اوليور " ، قبل از اون زماني که
اونو از اينجا ببرنش

447
00:24:59,801 --> 00:25:02,085
بايد بفهميم که " کلويي " چطوري با اونا
همکاري ميکنه

448
00:25:02,103 --> 00:25:03,937
قدرت هام که بهم برگرده ، اونوقت
ميتونيم جلوي اونارو بگيريم

449
00:25:03,971 --> 00:25:05,939
ميدونم اينجا واقعا چه اتفاقي داره ميفته ؛
" کلارک "

450
00:25:05,973 --> 00:25:08,358
خيلي خوب ، " کلويي " باهام حرف زده
اون بهم همه چيو گفته

451
00:25:08,393 --> 00:25:12,145
خودم با چشمام ديدم که " کلويي " و
اوليور " پريدن "

452
00:25:12,196 --> 00:25:13,814
منم رفتم پايين تا برم و
خيابون رو چک کنم

453
00:25:13,865 --> 00:25:15,115
اونا ناپديد شده بودن

454
00:25:15,149 --> 00:25:16,616
ميدونم ، چون دنيايي که ما الان
توش هستيم ، تقلبي هست

455
00:25:16,651 --> 00:25:17,617
و اونا هم از اينجا فرار کردن

456
00:25:17,652 --> 00:25:18,952
! نه ! نه

457
00:25:18,986 --> 00:25:20,937
کلارک " ، " کلويي " بهم گفت که "
، تو نميخواستي بهش اعتماد کني

458
00:25:20,955 --> 00:25:22,072
خوب ، شايد به من اعتماد داشته باشه

459
00:25:22,106 --> 00:25:23,290
براي چي بهش اعتماد نداري ؟

460
00:25:23,324 --> 00:25:24,541
حرفاش کاملا منطقي بنظر مياد

461
00:25:24,575 --> 00:25:26,576
لوييس " ، داري سعي ميکني بهم بگي
. . که تمامي اينا

462
00:25:26,610 --> 00:25:27,577
تمامي اينا الکي هستن ؟ . .

463
00:25:27,611 --> 00:25:28,829
. .  و اونوقت اين برات منطقي تر از اينکه

464
00:25:28,880 --> 00:25:30,797
. . ما الان تحت يه ضربه روحي سخت

465
00:25:30,832 --> 00:25:32,332
بخاطره اينکه اونا مارو توي اين . .
وضعيت قرار دادن هستيم ، بنظر مياد ؟

466
00:25:32,383 --> 00:25:34,668
آره ، همينطوره ، و مشخصا تو هم
بايد همين فکرو داشته باشي

467
00:25:34,719 --> 00:25:36,219
بخاطره اينکه " کلويي " اينطوري گفته ؟

468
00:25:37,588 --> 00:25:40,057
کلارک " ، تو و " کلويي " ، با "
. . ، لوتر " ها جنگيديد "

469
00:25:40,091 --> 00:25:42,092
شماها با شيطان هاي فضايي به همراهه . .
. . همديگه جنگيديد

470
00:25:42,126 --> 00:25:44,294
و به همراهه همديگه با جادوگرهاي ماوراء الطبيعي . .
هم جنگيديد

471
00:25:44,312 --> 00:25:45,679
، " توي دنياي " کلارک " و " کلويي

472
00:25:45,730 --> 00:25:48,815
اينم فقط مثل يکي ديگه از روزهاي عادي هست

473
00:25:48,850 --> 00:25:50,267
واقعا موضوع از چه قراره ؟

474
00:25:50,301 --> 00:25:51,601
من ديگه " کلويي " رو نميشناسم

475
00:25:52,820 --> 00:25:55,138
نميدونم براي کي کار ميکنه

476
00:25:55,156 --> 00:25:57,074
نميدونم که اون چي ميخواد

477
00:25:57,108 --> 00:25:58,692
بخاطره اينکه اون اينجارو ترک کرد ؟

478
00:25:58,743 --> 00:26:02,829
بخاطره اينکه نگفت چرا اينکارو کرد

479
00:26:04,415 --> 00:26:05,582
کلارک " ، من اينو درک ميکنم "

480
00:26:05,616 --> 00:26:08,502
تو اونو تقريبا از هرکسي بيشتر ميشناسي

481
00:26:08,536 --> 00:26:11,121
از مجله " تورچ " گرفته تا
، تابستون هاي کنار درياچه

482
00:26:11,155 --> 00:26:13,290
، " تا رسيدن به " پلنت " و " برج مراقبت

483
00:26:13,830 --> 00:26:15,424
اون هميشه درهر زماني کنارت بوده

484
00:26:16,897 --> 00:26:18,926
شايد بخاطره تمامي اون گذشته هايي که
باهم داشتيم هست که جلوي ديدن من از حقيقت رو گرفته

485
00:26:20,765 --> 00:26:22,215
کلويي " و من توي مسيرهاي متفاوتي هستيم "

486
00:26:22,266 --> 00:26:23,633
منم نميدونم که اون توي چه مسيري هست

487
00:26:23,667 --> 00:26:26,553
و به همون اندازه که خيلي دلت ميخواد
، بهش اعتماد داشته باشي و باورش کني

488
00:26:26,604 --> 00:26:28,105
. . اين کارِ سختي هست

489
00:26:28,139 --> 00:26:29,689
بخاطره اينکه ، اون بهت رازش رو نگفته . .

490
00:26:29,724 --> 00:26:30,974
شايد براي اولين بار باشه که اينکارو کرده

491
00:26:31,008 --> 00:26:32,675
اگه " کلويي " واقعا
، بهمون اعتماد داشت

492
00:26:32,693 --> 00:26:35,112
اونوقت بهمون ميگفت که ميخواد
ميخواد از اينجا بره و دليل اينکارش رو هم ميگفت

493
00:26:42,236 --> 00:26:44,854
درتمام اين مدت ، اين موضوع داشته
تمام وجودت رو رنج ميداده ؛

494
00:26:44,872 --> 00:26:46,490
و تو هم هيچي دربارش نگفتي

495
00:26:46,524 --> 00:26:48,825
بايد چي ميگفتم ؟

496
00:26:48,859 --> 00:26:50,160
، اينکه اين موضوع داره آزارت ميده

497
00:26:50,194 --> 00:26:52,379
. . اينکه اين سخت ترين چيز تو دنياست که

498
00:26:52,413 --> 00:26:57,350
به اندازه کافي به کسي اعتماد داشته باشي . .
. . که اجازه بدي اونا هم براي خودشون رازهايي داشته باشن

499
00:26:57,385 --> 00:26:58,835
. . چون ، ميدوني . .

500
00:26:58,869 --> 00:27:00,253
اونا به يه دليل خوبي اينکارو انجام ميدن . .

501
00:27:00,304 --> 00:27:01,555
اونا سعي ميکنن که ازت حمايت و
محافظت کنن

502
00:27:01,589 --> 00:27:02,839
ميدوني که ميخوام با اين حرفام
چيو بهت حالي کنم ؟

503
00:27:02,873 --> 00:27:04,040
آره

504
00:27:04,058 --> 00:27:05,926
. . و منم از تو و " کلويي " توقع داشتم که

505
00:27:05,977 --> 00:27:09,279
در تمام اون سال ها بهم اعتماد داشته باشيد . .
قبل از اينکه چيزي درباره راز من بدونيد

506
00:27:09,313 --> 00:27:11,848
آره ، حالا هم نوبت ما رسيده که
به اون اعتماد داشته باشيم

507
00:27:11,882 --> 00:27:13,567
" اون استحقاق اين اعتماد رو داره ، " کلارک

508
00:27:16,154 --> 00:27:18,572
. . خيلي خوب

509
00:27:18,606 --> 00:27:20,824
هرچيزي که توي اين دنيا ميبيني و . .
. . ميشنوي

510
00:27:20,858 --> 00:27:22,993
اينو بهت ميگه که نبايد بهش . .
اعتماد کني

511
00:27:24,846 --> 00:27:28,582
اما ميتونم اينو بگم که قلبت چيزي
درست برخلاف اينو بهت ميگه

512
00:27:28,616 --> 00:27:31,284
و اگه چيزي باشه که اونو
، خوب بدونم

513
00:27:31,335 --> 00:27:33,553
اينه که ، قلب " کلارک کنت " معمولا
هميشه درست ميگه

514
00:27:36,090 --> 00:27:40,710
کلويي " و " اوليور " به اين خاطر "
. . از پشت بوم پريدن ، چونکه

515
00:27:40,744 --> 00:27:43,597
اون واقعا دروازه اي هست به دنياي واقعي . .

516
00:27:43,631 --> 00:27:47,184
و اون ديگه نميتونه بيش از اين دروازه رو
، باز نگه داره

517
00:27:47,218 --> 00:27:50,871
اما ، نميتونه کاري کنه که
تو قبول کني اين واقعيت داره

518
00:27:50,905 --> 00:27:54,107
، " کلارک "
اين ديگه بستگي به خودت داره

519
00:28:16,113 --> 00:28:18,548
مطمئن شو که " کنت " هرگز نتونه
از اونجا بياد بيرون

520
00:28:18,583 --> 00:28:21,301
هرکاري که لازمه انجام بده تا
جلوشو بگيري

521
00:28:21,335 --> 00:28:23,553
از آواتار " سوليوان " استفاده کن

522
00:28:48,646 --> 00:28:50,544
، " کلويي "
توي راهمون بوديم که بياييم

523
00:28:51,249 --> 00:28:52,616
به کجا ؟

524
00:28:52,650 --> 00:28:53,701
که بياييم پشت بوم تورو ببينيم

525
00:28:53,752 --> 00:28:55,819
اين بار آماده ام که بپرم

526
00:28:55,837 --> 00:28:57,705
منظورت چيه ؟

527
00:28:57,756 --> 00:28:59,707
دروازه اي که ميشه ازش وارد دنياي واقعي شد

528
00:29:01,659 --> 00:29:03,794
همون دروازه اي که سعي ميکردي
کاري کني اون هم ازش بپره

529
00:29:04,431 --> 00:29:06,498
. . خيلي خوب ، مشخصا هردوي شماها

530
00:29:06,563 --> 00:29:07,747
داريد از تحت فشار ضربه روحي اي که . .
خورديد ، رنج ميبريد

531
00:29:06,881 --> 00:29:08,632
و اين توهمي هم که داريد بخشي از
اين رنجي هست که در خودتون ميکِشيد

532
00:29:08,667 --> 00:29:11,936
اين چيزي که داريد درباره اش حرف ميزنيد
بطور قطع ميشه گفت خودِ خودکُشي هست

533
00:29:11,970 --> 00:29:15,873
کلارک " ، تو واقعا ميخواي بذاري که "
لوييس " بپره و خودشو به مُردن بده ؟ "

534
00:29:19,697 --> 00:29:22,166
صبر کن ببينم ، تو " کلويي " نيستي

535
00:29:22,198 --> 00:29:24,232
يکي شخصيت تورو دزديده

536
00:29:24,266 --> 00:29:27,402
و اگه هيچ کدوم از اينا
. . واقعي نيست

537
00:29:35,912 --> 00:29:37,212
کلارک " ، بريم "

538
00:29:42,218 --> 00:29:44,002
گروه اسکورت آماده هستن
که زنداني رو منتقل کنن

539
00:29:44,053 --> 00:29:45,587
اونا منتظرتون هستن ، خانم

540
00:29:45,621 --> 00:29:47,472
لکه رو درست انداختيم همون جايي که
خودمون ميخوايم باشه

541
00:29:47,506 --> 00:29:48,957
نذار از اونجا بره بيرون

542
00:30:20,342 --> 00:30:21,376
بکُشيدش

543
00:30:51,290 --> 00:30:53,608
تروتر " ، سمت راستت هست  "

544
00:31:31,247 --> 00:31:33,298
، " خيلي خوب ، " کنت

545
00:31:33,332 --> 00:31:35,450
. . بيا بپر ديگه

546
00:31:35,484 --> 00:31:38,786
اما با توجه به تمامي چيزهايي که . .
. . تاحالا باهم گذرونديم و ميدونيم

547
00:31:38,820 --> 00:31:41,422
من ميدونم که تو هرگز اينکارو نميکني . .

548
00:31:41,457 --> 00:31:43,708
از بين تمامي قهرمان هاي خارق العاده اي که
، تاحالا گرفتيمشون

549
00:31:43,759 --> 00:31:46,678
. . تو هميشه بي ميل ترين کسي بودي که

550
00:31:46,712 --> 00:31:49,297
اينو در خودت قبول داشته باشي که . .
. . تو آدمي غيرعادي هستي

551
00:31:49,331 --> 00:31:50,965
مگه همينطور نيست ؟ . .

552
00:31:50,999 --> 00:31:52,300
. . اينقدر دلت ميخواد

553
00:31:52,334 --> 00:31:55,720
هرچيزي رو که ميشنوي و . .
. . ميبيني رو باور داشته باشي

554
00:31:55,771 --> 00:31:57,889
و حسشون کني . .

555
00:31:57,940 --> 00:32:01,008
. . اينقدر ميترسي اين دنيايي رو که

556
00:32:01,026 --> 00:32:05,813
تورو به هرنوعي از طبيعي بودن و . .
واقعيت ميرسونه ، بيخيال بشي

557
00:32:09,535 --> 00:32:11,185
. . برو و از اونجا بپر

558
00:32:11,203 --> 00:32:15,740
ولي تو که مطمئنا دلت نميخواد که . .
، با قوانين اين دنيا دربيفتي

559
00:32:15,791 --> 00:32:18,293
و اين پريدن ، تورو به کُشتن ميده

560
00:32:36,312 --> 00:32:38,513
" به حرفاش گوش نکن ، " کلارک

561
00:32:38,547 --> 00:32:40,148
فقط ، به خودت باور و اعتماد داشته باش

562
00:32:40,182 --> 00:32:43,351
اون زماني که رازت رو بهم گفتي ، همين کارو
براي من کردي

563
00:32:43,385 --> 00:32:46,187
، به خودت اعتماد داشتي
و حق هم با تو بود

564
00:32:46,221 --> 00:32:50,158
تنها راه رسيدن به حقيقت اينه که
. . چشم ها و گوش هات رو ببندي

565
00:32:50,192 --> 00:32:51,909
و با باور و اعتقادي که . .
داري ، بپري

566
00:32:55,230 --> 00:32:57,582
من بهت باور دارم

567
00:32:57,582 --> 00:33:07,582
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

568
00:34:20,139 --> 00:34:22,057
وقتي تو نبودي ، اوضاع مثل هميشه نبود

569
00:34:22,567 --> 00:34:25,619
باورم نميشه زمان مثل برق و باد گذشت و
حالا پنج سال از اون موقع ميگذره

570
00:34:26,132 --> 00:34:28,434
، نميخوام خودنمايي کنم

571
00:34:28,457 --> 00:34:29,792
اما ، جديدا حس ميکنم که
. . من تنها کسي بودم

572
00:34:29,810 --> 00:34:31,528
. . که توي دنيايي مجازي زندگي ميکنه . .

573
00:34:31,562 --> 00:34:33,813
جدا از تمامي آدمايي که واقعا . .
برام مهم هستن و دوستشون دارم

574
00:34:33,865 --> 00:34:35,782
راستش اين خيلي خوبه که
. . " وقتي " تروتر

575
00:34:35,816 --> 00:34:37,534
مارو گير انداخت ، تو اينجا نبودي . .

576
00:34:37,568 --> 00:34:39,769
تو مارو نجات دادي

577
00:34:39,804 --> 00:34:42,172
بهتره بگيم که اينو از استادم يادگرفتم

578
00:34:43,474 --> 00:34:45,625
درضمن ، نصف اين ماجرارو بايد
از کلاه خود سرنوشت متشکر باشيم

579
00:34:45,660 --> 00:34:47,377
اون بود که بهم هشدار داد
. . يه چيز بدي قراره

580
00:34:47,411 --> 00:34:48,612
. . براي گروهمون اتفاق بيفته ، بنابراين . .

581
00:34:48,646 --> 00:34:51,648
گروه خودکشي ؟
. . " کلويي "

582
00:34:51,682 --> 00:34:53,350
. . " کلارک "

583
00:34:53,384 --> 00:34:55,535
هر هيولايي درون خودش يه قلبي هم داره . .

584
00:34:56,807 --> 00:35:00,025
وقتي فهميدم " فلگ " ميخواسته
، که ژنرال رو بکُشه

585
00:35:00,043 --> 00:35:01,844
. . ميدونستم که بايد براي اينکار

586
00:35:01,878 --> 00:35:04,830
خيلي خيلي تلاش کنم تا بتونم . .
که اونو نابود کنم

587
00:35:04,864 --> 00:35:06,265
بنابراين ، يه ويروس کامپيوتري رو
. . برنامه ريزي کردم تا

588
00:35:06,299 --> 00:35:09,135
بتونه بطور دائمي سيستم موشکي اون رو . .
از کار بندازه و غيرفعال نگه داره

589
00:35:09,169 --> 00:35:10,719
و بهش حق انتخاب هم دادم

590
00:35:09,754 --> 00:35:12,705
اينکه يا من گزارش کار اونارو
، به دولت بدم

591
00:35:12,723 --> 00:35:13,968
يا اينکه اونا خودشون کارشون رو
به من گزارش بدن

592
00:35:16,069 --> 00:35:18,096
حالا که ميبينم ، تو هنوزم همون "کلوييـ"ـي هستي
که توي اون عکس هست

593
00:35:19,498 --> 00:35:22,033
آره

594
00:35:24,277 --> 00:35:26,295
ميشه ازت يه چيزي رو بپرسم ؟

595
00:35:27,881 --> 00:35:29,865
بنظر نمياد خوب باشه

596
00:35:32,552 --> 00:35:34,369
چطوري تونستي اينکارو بکني ؟

597
00:35:34,387 --> 00:35:35,554
. . اينکه بهم اعتماد داشته باشي

598
00:35:35,588 --> 00:35:37,623
منظورم اون زماني هست که . .
هنوز چيزي درباره راز من نميدونستي

599
00:35:37,657 --> 00:35:39,758
منم يکسري شک هايي پيش خودم داشتم

600
00:35:39,809 --> 00:35:43,479
اما ، خوب منظور منم همينه

601
00:35:43,513 --> 00:35:45,381
، تو ميدونستي که من داشتم بهت دروغ ميگفتم

602
00:35:45,440 --> 00:35:47,674
و بازم با اين حال ، تو هرروز
. . توي چشماي من نگاه ميکردي

603
00:35:47,692 --> 00:35:48,976
و بهم اعتماد داشتي . .

604
00:35:49,010 --> 00:35:51,762
فکرکنم که اين امتحان واقعي براي
. . باور داشتن به کسي هست

605
00:35:51,797 --> 00:35:54,365
اينکه بدوني دروغ هاي اونا براي محافظت . .
از خودت هست

606
00:35:56,684 --> 00:35:58,285
. . نميشه به اين گفت اعتماد داشتن ، اگه

607
00:35:58,320 --> 00:36:01,405
از کسي بخواي که . .
خودش رو برات توضيح بده

608
00:36:01,456 --> 00:36:03,574
اما ، اين کار سختيه

609
00:36:03,625 --> 00:36:06,076
واقعا خيلي سخته

610
00:36:07,862 --> 00:36:09,597
تو هيچوقت تسليم نميشي

611
00:36:09,631 --> 00:36:11,999
و هرگز هم نميشم

612
00:36:12,033 --> 00:36:13,968
سلام ، بچه ها

613
00:36:15,053 --> 00:36:16,137
ببخشيد که دير کردم

614
00:36:16,171 --> 00:36:17,638
، اما برعکس دنياي مجازي

615
00:36:17,672 --> 00:36:19,706
نميتونم از اين ازدحام هاي ترافيکي بپرم و
خودم رو سريع برسونم

616
00:36:19,724 --> 00:36:21,008
نميخواد نگران باشي ، دخترعمو

617
00:36:21,042 --> 00:36:22,426
کلارک " و من ، فقط داشتيم "
. . باهمديگه

618
00:36:22,477 --> 00:36:24,261
جديدترين خبرهاي صفحات . .
بي وجود فيس بوکمون رو رد و بدل ميکرديم

619
00:36:24,312 --> 00:36:26,397
، نميدونم شماها اينو ديدين يا نه

620
00:36:26,431 --> 00:36:28,182
. . اما ، برج مراقبت به تازگي پيام زده که

621
00:36:28,216 --> 00:36:29,716
. . درواقع ، " تس " پيام زده که . .

622
00:36:29,734 --> 00:36:30,851
. . تروتر " و افرادش " . .

623
00:36:30,885 --> 00:36:32,686
دارن از مسموميت مجازي خودشون . .
لذت ميبرن

624
00:36:33,220 --> 00:36:36,056
حالا که " تروتر " ديگه رسماٌ ربطي
، به ارتش نداره و جزئي از اون به حساب نمياد

625
00:36:36,074 --> 00:36:37,691
ديگه نيازي نيست که
. . نگران

626
00:36:37,725 --> 00:36:39,910
منتشر شدن و گسترش تنفر شديد اون . .
. . از قهرمان ها يا

627
00:36:39,944 --> 00:36:41,328
افشا شدن راز تو باشيم . .

628
00:36:41,362 --> 00:36:43,780
خوبه

629
00:36:43,831 --> 00:36:45,899
، هِي ، حالا که

630
00:36:45,917 --> 00:36:47,451
همه امون باهمديگه و
. . تو يه جا

631
00:36:47,502 --> 00:36:49,235
و تو يه سطح از هستي . .
. . و عالم وجود هستيم

632
00:36:49,253 --> 00:36:51,004
و بيا باهم روراست باشيم ، با اين . .
، طرز زندگي اي که ما داريم

633
00:36:51,039 --> 00:36:52,739
کي ميدونه که قراره چقدر باشه ؟

634
00:36:52,757 --> 00:36:54,458
ميخواستيم که ازت يه چيزي بخوايم

635
00:36:56,010 --> 00:36:59,379
، فکرکنم " لوييس " ميخواد بگه که
. . تو

636
00:36:59,413 --> 00:37:01,381
تو قبول ميکني ساقدوش من باشي ؟ . .

637
00:37:23,270 --> 00:37:25,205
، " اوليور "
اونا خيلي قشنگن

638
00:37:27,041 --> 00:37:30,660
آره ، منم همين فکرو کردم

639
00:37:30,712 --> 00:37:33,580
شايد بخواي که ، اينارو بذاري توي آب

640
00:37:33,614 --> 00:37:34,881
کاملا مطمئنم که اينا واقعي هستن

641
00:37:34,916 --> 00:37:36,833
خيلي وقته که تاحالا همچين گل هايي رو
کسي بهم نداده

642
00:37:39,670 --> 00:37:42,055
همين اواخر بود که ديگه
دست از دنبالت گشتن ، برداشتم

643
00:37:46,127 --> 00:37:48,812
پيش خودم گفتم ، اين چيزيه که
تو ميخواي

644
00:37:48,846 --> 00:37:50,230
درسته ؟

645
00:37:57,805 --> 00:38:01,408
نميدوني که چقدر اين برام ارزش داره که
تو بهم اعتماد داشتي

646
00:38:03,845 --> 00:38:06,446
You could've called me.

647
00:38:06,480 --> 00:38:10,650
ميتونستي بهم زنگ بزني

648
00:38:10,668 --> 00:38:11,985
، آره ، ميخواستم اينکارو بکنم

649
00:38:12,003 --> 00:38:14,955
اما ، کلاه خود سرنوشت بهم هشدار داده بود که
ازتون دور بمونم

650
00:38:16,441 --> 00:38:19,159
. . کلاه خود

651
00:38:19,177 --> 00:38:21,344
بهت چيزي درباره اين گفته بود که . .
، چقدر من قراره تنهايي بشينم

652
00:38:21,379 --> 00:38:23,880
و به نامه هاي صوتي قديميت گوش بدم ، فقط
براي اينکه صداتو بشنوم ؟

653
00:38:23,915 --> 00:38:25,966
يه چيزايي شبيهه همين ؟
. . يا اينکه

654
00:38:26,000 --> 00:38:28,585
من تک تک عکس هاي هر آدم غريبه اي رو . .
. . که

655
00:38:28,619 --> 00:38:30,904
از مترو ميگذره رو اسکن ميکنم ، فقط . .
. . به اين اميد که

656
00:38:30,938 --> 00:38:33,723
. . شايد از بين اونا نگاهم به لبخند تو بيفته  . .

657
00:38:33,758 --> 00:38:35,108
اما ، هرگز نتونم اون لبخند رو پيدا کنم ؟ . .

658
00:38:36,894 --> 00:38:39,179
نه ، اون چيزي دراينباره بهم نگفته بود

659
00:38:39,197 --> 00:38:41,398
اين يکي رو خودم به تنهايي فهميدم

660
00:38:43,851 --> 00:38:45,485
، "اوليور "
. . من باهات تماسي برقرار نکردم

661
00:38:45,519 --> 00:38:47,487
به اين خاطر که من به خودم . .
اعتماد نداشتم

662
00:38:47,521 --> 00:38:49,790
اينو ميدونستم که اگه
. . به چشماي تو نگاه کنم

663
00:38:49,824 --> 00:38:52,025
يا اينکه اگه نفست رو . .
، روي گونه ام حس کنم

664
00:38:52,043 --> 00:38:55,545
ديگه هيچ راهي نداشت که بتونم
از اين در برم بيرون و ديگه برنگردم

665
00:38:56,914 --> 00:38:58,915
. . و نشد حتي يه روز هم بگذره بدون اينکه

666
00:38:58,966 --> 00:39:00,750
. . خواب و روياي اون زماني رو ببينم که . .

667
00:39:00,802 --> 00:39:02,552
من دوباره اين در رو باز ميکنم . .
و ميام تو

668
00:39:08,709 --> 00:39:11,678
براي يه مدتي اينجاها ميموني ؟

669
00:39:14,348 --> 00:39:15,982
آره

670
00:39:27,712 --> 00:39:29,246
خوبه

671
00:40:06,901 --> 00:40:09,236
. . خيلي خوب ، کار انتخاب کردن گل ها و

672
00:40:09,270 --> 00:40:10,904
لباس ساقدوش هاي عروس رو تموم کردم . .

673
00:40:10,938 --> 00:40:13,206
حالا ديگه ميتوني برگردي به خونه

674
00:40:13,241 --> 00:40:14,824
اين کتاب "کارتر"ـه ؟

675
00:40:14,876 --> 00:40:16,442
آره

676
00:40:16,460 --> 00:40:19,162
جديدا خيلي بهش فکرميکنم

677
00:40:20,631 --> 00:40:22,582
" اون بهت افتخار ميکنه ، " کلارک

678
00:40:24,502 --> 00:40:26,987
داشتم درباره چيزي که بهم گفته بودي
. . فکرميکردم

679
00:40:27,021 --> 00:40:30,390
اينکه بايد چشم ها و گوش هامو به دنياي بيروني . .
. . ببندم و

680
00:40:30,424 --> 00:40:32,175
اينطوري بفهمم که . .
چه چيزي درسته

681
00:40:36,180 --> 00:40:39,065
تو کاري کردي که من باور داشته باشم

682
00:40:40,618 --> 00:40:42,485
و باعث شدي که بتونم پرواز کنم

683
00:40:44,305 --> 00:40:49,142
حتي با اينکه فقط توي فضاي مجازي بود

684
00:40:51,529 --> 00:40:53,363
، " خوب ، " اسمالويل
. . بايد بگم که

685
00:40:53,414 --> 00:40:55,315
اون اوج گرفتن و پرواز کردن . .
، " بالاي " ديلي پلنت

686
00:40:55,333 --> 00:40:57,133
. . و همينطورم برفراز مارپيچ هاي متروپوليس

687
00:40:57,168 --> 00:40:59,085
خيلي شگفت انگيز بود . .

688
00:40:59,120 --> 00:41:00,537
خوب ، کي ميدونه ؟

689
00:41:00,588 --> 00:41:04,624
شايد يه زماني هم بتونيم توي دنياي واقعي
پرواز کنيم

690
00:41:06,677 --> 00:41:10,213
هميشه اين باور رو داشتم و دارم که
، تو ميتوني غيرممکن هارو ممکن کني

691
00:41:10,264 --> 00:41:11,765
و يه روزي هم اينکارو ميکني

692
00:41:16,771 --> 00:41:19,222
، و ، حالا که حرف از دنياي واقعي شد

693
00:41:19,273 --> 00:41:22,442
يه کنفرانس تلفني ساعت هفت با " پِري " دارم

694
00:41:22,476 --> 00:41:23,810
بعدا ميبينمت

695
00:41:23,834 --> 00:41:33,586
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

