﻿1
00:00:01,500 --> 00:00:03,120
. . آنچه در اسمالويل گذشت

2
00:00:03,476 --> 00:00:04,242
" لوييس "

3
00:00:04,317 --> 00:00:05,950
لوييس لين " ؟ "

4
00:00:05,984 --> 00:00:07,917
اون کسيه که از اول باعث شد
همه اين چيزا شروع بشه

5
00:00:07,952 --> 00:00:10,019
اسم اون پارتيزان هاي ماسک دارو
تو ميذاري " قهرمان " ؟

6
00:00:10,053 --> 00:00:13,620
" اونوقت من فکرميکردم اون دخترهاي " سکس اند دِ سيتي
هستن که سليقه پر زرق و برقي دارن

7
00:00:13,655 --> 00:00:14,854
بايد اينو به صاحبش بگي ؛

8
00:00:14,889 --> 00:00:16,022
" به الهه ملکه " آيسيس

9
00:00:16,056 --> 00:00:18,223
اون کُل ابديت رو درپي پيدا کردن
. . قطعات تکه تکه شده

10
00:00:18,258 --> 00:00:20,191
شوهر مُرده اش گذروند . .

11
00:00:20,226 --> 00:00:22,627
اما ، حالا که تو برگشتي ؛
اونوقت ما ..  همکار هم هستيم ؟

12
00:00:22,661 --> 00:00:23,727
البته

13
00:00:23,761 --> 00:00:25,527
مگه از اينکه من بلوند نيستم
ناراحت و مايوس شده باشي

14
00:00:25,562 --> 00:00:26,761
" کَت "

15
00:00:26,796 --> 00:00:28,196
اون " لوييس لين " نيست

16
00:00:29,264 --> 00:00:31,865
مردم اين آدمايي رو که اسمشونو
گذاشتن " پارتيزان " به کُلي اشتباه برداشت کردن

17
00:00:31,900 --> 00:00:33,300
من " گيرين ارو " هستم

18
00:00:33,334 --> 00:00:34,867
متاسفم

19
00:00:34,902 --> 00:00:37,601
بابت همه اون کارهايي که کردم و
باعث شد اعتمادت از بين بره

20
00:00:37,636 --> 00:00:40,270
" تو بهم خيانت کردي " تِس

21
00:00:40,305 --> 00:00:41,404
اسمت چيه ؟

22
00:00:41,439 --> 00:00:42,805
من " الکساندر " هستم

23
00:00:42,839 --> 00:00:44,572
چيزي نيست ؛
من آسيبي بهت نميزنم

24
00:00:50,645 --> 00:00:53,147
آره ، خوب ، خيلي از جاي
مرکز نورافکن مطمئن نيستم

25
00:00:53,181 --> 00:00:53,831
ميدوني ؛
. . بنظرم اين کمي

26
00:00:53,883 --> 00:00:55,577
ضروريه ؛
. . ميخوام همه تورو

27
00:00:55,651 --> 00:00:57,329
در اون لحظه اي که شروع ميکني . .
به پايين اومدن از پنجره سقف ، ببينن

28
00:00:58,014 --> 00:00:59,114
تو ميخواي با سرعت وارد بشم ؟

29
00:00:59,148 --> 00:01:00,315
اوه ، کُل شکوهش به همينه

30
00:01:00,349 --> 00:01:02,217
بهت سيم و طناب وصل ميکنيم ؛

31
00:01:02,251 --> 00:01:05,519
تصور کن قيافه هاشون چه شکلي ميشه در
. . اون لحظه اي که داري پروازکنان ميايي

32
00:01:05,554 --> 00:01:07,254
بطرزه جسورانه و . .
شکست ناپذير

33
00:01:07,288 --> 00:01:09,123
طرفدارها عاشقت ميشن

34
00:01:09,157 --> 00:01:10,958
آره ، خيلي خوب
آره ، آره ، نه خوشم اومد

35
00:01:10,993 --> 00:01:12,392
اما نيازي به سيم ندارم

36
00:01:12,427 --> 00:01:14,561
از همون اسلحه قلاب دارِ خودم
استفاده ميکنم

37
00:01:14,595 --> 00:01:16,062
بيمه امون اينو پوشش نميده

38
00:01:16,097 --> 00:01:17,764
که اينو بيادم مياره . .
تو کلاه خود داري ؟

39
00:01:17,798 --> 00:01:19,332
. . آه

40
00:01:19,366 --> 00:01:21,234
باشه ، نه طنابي درکاره و
نه کلاه خودي

41
00:01:21,268 --> 00:01:23,870
خوب ، بعد از اينکه افرادمون
. . همه چيزارو انتقال دادن

42
00:01:23,904 --> 00:01:25,437
. . به سالن نمايش . .

43
00:01:25,472 --> 00:01:27,172
اونوقت يه سکويي رو . .
ميذاريم کناره تابوت سنگي ؛

44
00:01:27,206 --> 00:01:29,941
. . که اونجا ، جايي هست که
تو فرود ميايي

45
00:01:29,975 --> 00:01:33,244
"و بعدشم دختراي " گيرين ارو
ميزنن بيرون

46
00:01:33,278 --> 00:01:35,111
" دختراي گيرين ارو "
واقعا ؟

47
00:01:35,145 --> 00:01:37,644
بيليونر در روز و
قهرمان در شب

48
00:01:39,279 --> 00:01:41,480
اوليور " ، تو از کريسمس هم "
بهتري

49
00:01:41,514 --> 00:01:42,914
متشکرم

50
00:01:47,085 --> 00:01:48,018
ببخشين

51
00:01:48,053 --> 00:01:49,653
. . ، آيسيس "

52
00:01:49,687 --> 00:01:50,987
" داستان عشقي ابدي . .

53
00:01:51,022 --> 00:01:52,789
عجب عنواني انتخاب کردي

54
00:01:52,823 --> 00:01:54,623
ميدوني ؛
. . شايد زندگي عشقي من

55
00:01:54,658 --> 00:01:56,859
هنوز در همون حالت اوليه اش که اين . .
پروژه رو شروع کردم نباشه ؛

56
00:01:56,893 --> 00:01:59,928
اما ، من هنوزم به اين داستان
باور دارم

57
00:01:59,962 --> 00:02:02,063
و تو اميدواري اون هرجايي که
. . ممکنه باشه

58
00:02:02,097 --> 00:02:04,532
اون بلوند کوچولوي حساس امون . .
قراره مفهوم رو دريافت کنه

59
00:02:04,566 --> 00:02:07,768
ببخشيد

60
00:02:07,802 --> 00:02:10,804
فقط ، اگه هنوزم تو همون آدمي هستي که
. . کلويي " عاشقش شده بود "

61
00:02:10,838 --> 00:02:13,806
و نه يه کاريکاتوري از اون آدم . .

62
00:02:13,840 --> 00:02:16,108
دنبال چي هستي ؛
اوليور " ؟ "

63
00:02:16,142 --> 00:02:17,543
اين شهر منو پذيرفته ؛

64
00:02:17,577 --> 00:02:19,211
منم سعي دارم يه کاري درمقابلش بکنم

65
00:02:19,245 --> 00:02:21,679
عشق احساساتي ، عشق
" واقعي نيست " اوليور

66
00:02:21,714 --> 00:02:23,848
خودت هميشه اينو ميدونستي

67
00:02:23,882 --> 00:02:27,017
تو اصلا ديگه ميدوني عشق واقعي
چجوريه ؟

68
00:02:31,255 --> 00:02:36,492
اوليور " ، ما . . ، آه "
يه مشکل خيلي جدي داريم

69
00:02:36,527 --> 00:02:41,163
طلسم " آيسيس " ، گُم شده

70
00:02:41,197 --> 00:02:44,066
چه بد

71
00:02:44,100 --> 00:02:46,167
اما ، در اين مواقع چي ميگن ؛
اوليور " ؟ "

72
00:02:46,202 --> 00:02:47,569
نمايش بايد ادامه داشته باشه

73
00:02:47,603 --> 00:02:48,970
خوب ، تا جايي که به من
ربط داره ؛

74
00:02:49,004 --> 00:02:50,805
اون دزد به سزاي کارِش ميرسه

75
00:02:50,839 --> 00:02:53,040
برطبق افسانه ؛
اون گردنبند نفرين شده ست

76
00:02:53,075 --> 00:02:56,343
هر چيزي رو که اون روح بخواد
. . تصاحبش بکنه ، اون محکوم ميشه به

77
00:02:56,377 --> 00:02:58,378
گذروندن کُل ابديت رو در جهنم . .

78
00:03:09,455 --> 00:03:13,191
کلارک " ، ديگه نيازي نيست "
بيش از اين حقيقت رو پنهان کني

79
00:03:16,462 --> 00:03:19,263
من رازت رو ميدونم

80
00:03:19,297 --> 00:03:23,166
و درک ميکنم که چرا اين همه وقت
اين رازو بهم نگفتي

81
00:03:23,200 --> 00:03:24,701
اما ، راستش اينه که ؛

82
00:03:24,735 --> 00:03:29,505
دونستن اينکه تو " لکه " هستي ؛
حتي باعث ميشه تورو بيشتر و بيشتر دوست داشته باشم

83
00:03:35,079 --> 00:03:38,884
و منم شدم درست مثل اين
سريال هاي تلويزيوني مسخره

84
00:03:40,387 --> 00:03:41,854
ميدوني چي لازم دارم ؟

85
00:03:41,888 --> 00:03:44,657
. . يه عنوان خيلي خوب ميخوام
يه چيزي . . چيزي سرزنده و با روح

86
00:03:44,691 --> 00:03:46,125
. . يه چيزي مثل

87
00:03:46,159 --> 00:03:47,860
هِي ، " کلارک " ؛ "

88
00:03:47,894 --> 00:03:49,795
" تو " لکه " عالي اي بودي

89
00:03:57,971 --> 00:03:59,271
! لعنتي

90
00:03:59,305 --> 00:04:00,773
واقعا ؟

91
00:04:03,710 --> 00:04:05,610
. . " هِي ، " کلارک

92
00:04:05,645 --> 00:04:08,580
يادت مياد زماني رو که من
و " لکه " همديگه رو بوسيديم ؟

93
00:04:08,614 --> 00:04:12,584
چطور ميتونم بياد بيارم "
" لوييس ، من که اونجا نبودم

94
00:04:12,618 --> 00:04:14,519
اما ، تو اونجا بودي ؛

95
00:04:14,554 --> 00:04:17,889
چون که ميتونم بگم اون خودت
بودي که منو بوسيدي

96
00:04:17,923 --> 00:04:20,891
اين احساسي که بهم داري رو "
" تغيير ميده ؟

97
00:04:26,064 --> 00:04:29,567
وقتي بياد ميارم ، مَردي که دوستش دارم
. . و قهرماني که تحسينش ميکنم

98
00:04:29,602 --> 00:04:30,935
هردوشون يه آدم بودن ؛ . .

99
00:04:30,970 --> 00:04:33,838
جوري بنظر مياد که انگار ؛
درست . . همه چيز سرِ جاي خودش بوده

100
00:04:35,540 --> 00:04:37,909
من . . اولش با قهوه و
دونات ها شروع ميکنم

101
00:04:45,584 --> 00:04:47,085
از فرصتت استفاده کن ؛
" لوييس "

102
00:04:47,119 --> 00:04:48,920
تو ميتوني

103
00:04:48,954 --> 00:04:50,187
و تا فردا ؛

104
00:04:50,222 --> 00:04:53,157
داري در دنيايي
کاملا جديد ، زندگي ميکني

105
00:05:02,072 --> 00:05:05,272
" اسمالويل "
" فصل دهم ؛ قسمت پنجم "
" آيسيس "

106
00:05:05,333 --> 00:05:09,138
* يکي منو نجات بده *

107
00:05:09,338 --> 00:05:11,838
" *آهنگ * منو نجات بده * از * رمي زيرو  "

108
00:05:11,942 --> 00:05:15,487
* بذار دست هاي گرمت اطرافم رو بگيرن  *

109
00:05:15,587 --> 00:05:21,224
* يکي منو نجات بده *

110
00:05:22,225 --> 00:05:25,995
* برام مهم نيست چطور اينکارو بکني *

111
00:05:26,029 --> 00:05:26,762
* فقط بمون *

112
00:05:28,665 --> 00:05:31,000
* بمون *

113
00:05:31,034 --> 00:05:33,235
* بمون *

114
00:05:33,270 --> 00:05:37,075
* من منتظرت بودم *

115
00:05:37,109 --> 00:05:40,412
* فقط با من بمون *

116
00:05:42,748 --> 00:05:46,618
* من تمام دنيا رو برات به درخشش درميارم *

117
00:05:46,653 --> 00:05:48,587
* فقط بمون *

118
00:05:48,622 --> 00:05:50,758
* بمون *

119
00:05:50,792 --> 00:05:53,194
* بمون *

120
00:05:53,394 --> 00:06:09,208
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

121
00:06:09,232 --> 00:06:11,300
نگاهي نگران ؛
سکوتي سنگين و با وقار

122
00:06:11,334 --> 00:06:13,303
حالا ، اين چيه پوشيدي ؟

123
00:06:14,973 --> 00:06:16,573
ميخوام به " لوييس " رازم رو بگم

124
00:06:16,608 --> 00:06:18,108
. . خيلي خوب ، اين رسماً

125
00:06:18,142 --> 00:06:20,576
بزرگترين و مهمترين خبري بود . .
که امروز شنيدم

126
00:06:20,611 --> 00:06:21,710
چرا الان ؟

127
00:06:21,745 --> 00:06:25,279
. . من آينده رو ديدم
همين اواخر ؛

128
00:06:25,314 --> 00:06:26,614
خيلي خوب ، حالا اين
. . يکي رسماً

129
00:06:26,648 --> 00:06:28,216
مهمترين خبري هست که . .
امروز شنيدم

130
00:06:28,250 --> 00:06:30,518
ميدوني وقتي اينجوري حرف ميزني
بنظر ديوونه ميايي ، مگه نه ؟

131
00:06:30,552 --> 00:06:32,687
تو آينده ؛
لوييس " درباره من ميدونست "

132
00:06:32,722 --> 00:06:34,956
چيزي که نديدمش اين بود که
چطوري يا کِي رازو بهش گفتم

133
00:06:34,991 --> 00:06:37,359
غريزه ام هميشه اين بوده که
رازم رو پيش خودم نگه دارم ؛

134
00:06:37,393 --> 00:06:39,460
اما ، بعدش که پنچ دقيقه
. . از آينده رو ديدم

135
00:06:39,495 --> 00:06:41,463
بنظر خيلي خوب ميومد ؛ . .
. . و

136
00:06:41,497 --> 00:06:42,864
پس ، اومدي اينجا پيش من
. . و اميدوار بودي که

137
00:06:42,898 --> 00:06:44,298
من سعي کنم باهات حرف بزنم و . .
قانعت کنم بهش رازو نگي ، درسته ؟

138
00:06:44,333 --> 00:06:46,367
نه

139
00:06:46,401 --> 00:06:47,868
شايد

140
00:06:47,903 --> 00:06:51,705
خوب ، متنفرم از اينکه اينو برات
خرابش کنم ، اما من که تشويقت ميکنم اينکارو بکني

141
00:06:51,740 --> 00:06:53,274
معرفي کردن خودم به مردم ، بهترين
کاري بود که تاحالا کردم

142
00:06:53,308 --> 00:06:55,242
بالاخره ميتونم خودم باشم

143
00:06:55,277 --> 00:06:57,878
و واضح شد که مردم ، درواقع
از شخصيت واقعي من خوششون مياد

144
00:06:57,912 --> 00:07:00,146
داري خودتو دست کم ميگيري

145
00:07:00,180 --> 00:07:01,847
اينو نگاه

146
00:07:01,881 --> 00:07:04,349
براي داشتن صبحانه بعد از "
" گذروندن شبي طولاني بابت حفظ امنيت ما

147
00:07:04,383 --> 00:07:06,819
اين خيلي خيلي عاليه

148
00:07:06,853 --> 00:07:08,253
. . اوه ، و

149
00:07:10,156 --> 00:07:12,424
غذاي صبحانه جديد مورد علاقه من . .

150
00:07:14,127 --> 00:07:15,460
و قاشق هم برام فرستادن

151
00:07:15,495 --> 00:07:16,862
اگه درست يادم بياد ؛

152
00:07:16,896 --> 00:07:19,765
" معرفي کردن شخصيت واقعيت به " لوييس
خيلي پايان خوشي نداشت

153
00:07:21,000 --> 00:07:23,334
تو حقيقت رو به " لوييس" گفته بودي
و اون تورو ترک کرد

154
00:07:23,368 --> 00:07:25,136
اون . . ما از همديگه جدا شديم

155
00:07:25,171 --> 00:07:26,672
خيلي خوب ؟

156
00:07:26,706 --> 00:07:30,809
ببين ، " لوييس " و من هيچوقت
واقعا براي همديگه ساخته نشده بوديم

157
00:07:30,844 --> 00:07:33,545
کلارک " ، اون دوستت داره "

158
00:07:33,579 --> 00:07:35,380
اين ، تورو تبديل به
مَردي خوش شانس ميکنه

159
00:07:35,414 --> 00:07:36,547
. . اينو از من داشته باش

160
00:07:36,581 --> 00:07:38,582
زندگي بدون عشق ، اصلا . .
زندگي نيست

161
00:07:38,617 --> 00:07:40,351
. . اينجوري ، فقط نوعي

162
00:07:40,385 --> 00:07:42,553
وجود داشتن هست . .

163
00:07:45,924 --> 00:07:48,058
سوالي که بايد از خودت
. . بپرسي اينه که

164
00:07:48,092 --> 00:07:50,327
حاضري براي عشق چه . .
خطرايي رو به جون بخري ؟

165
00:08:13,684 --> 00:08:15,518
" صبح بخير ، " لوييس

166
00:08:15,552 --> 00:08:17,152
" کلارک "

167
00:08:20,256 --> 00:08:22,156
دونات ميخواي ؟

168
00:08:22,191 --> 00:08:24,391
اول تو انتخاب کن

169
00:08:24,425 --> 00:08:27,295
اين . . انتخاب هاي خيلي زيادي
اينجا هست

170
00:08:37,137 --> 00:08:39,138
.  . لوييس " ، من ميخواستم که " -
. . من بايد اقرار کنم که -

171
00:08:39,172 --> 00:08:41,540
. . آه

172
00:08:41,574 --> 00:08:42,708
اوه ؛

173
00:08:42,742 --> 00:08:44,476
ميخواستي چي بگي ؛
کلارک " ؟ "

174
00:08:48,747 --> 00:08:50,347
سلام ، سلام

175
00:08:50,382 --> 00:08:52,049
اميدوارم صحبتتون رو قطع نکرده باشم

176
00:08:52,083 --> 00:08:54,084
سلام

177
00:08:54,118 --> 00:08:55,552
اوه ، دونات

178
00:08:56,721 --> 00:08:57,721
نه ، نه

179
00:09:00,023 --> 00:09:01,724
واو

180
00:09:04,428 --> 00:09:07,063
شما دختراي متروپوليسي
. . حس خاص خودتون رو

181
00:09:07,097 --> 00:09:08,764
از مُد داريد ، مگه نه ؟ . .

182
00:09:08,799 --> 00:09:10,900
بايد ببيني زير کُت چه خبراست

183
00:09:12,970 --> 00:09:17,173
اوليور " ازم خواسته برم  "
به جشن موزه

184
00:09:17,208 --> 00:09:18,541
اين لباس به محيط اونجا مياد

185
00:09:20,077 --> 00:09:22,980
اوه ، دعوتت نکردن ؟

186
00:09:24,148 --> 00:09:26,149
! چه بد

187
00:09:34,158 --> 00:09:36,359
اين خيلي عالي نيست که ؛

188
00:09:36,394 --> 00:09:37,661
دوباره داريم باهمديگه کار ميکنيم ؟

189
00:09:37,695 --> 00:09:40,530
اسم هامون که تو اون مقاله
کنارِ همديگه بود ، خيلي عالي بنظر ميرسيدن

190
00:09:40,565 --> 00:09:43,533
يعني ميگم ، انگار قرار بوده ما
" باهمديگه همکار باشيم ، " کلارک

191
00:09:43,567 --> 00:09:45,068
تو " پوپاي " هستي و
منم " اوليو " هستم

192
00:09:45,102 --> 00:09:46,236
" ميکي " و " ميني "

193
00:09:46,270 --> 00:09:47,837
معده ام درد گرفت

194
00:09:51,208 --> 00:09:54,444
يه منبعي تاييد کرده که موزه
. . اثري باارزش از

195
00:09:54,478 --> 00:09:56,112
نمايش جديدشون رو گُم کرده . .
. . من

196
00:10:00,651 --> 00:10:02,351
فکرکردم که بريم و نگاهي به
محل بار اندازي محموله هاي " لوتر کورپ " بندازيم

197
00:10:02,385 --> 00:10:04,320
اونجا ، همون جايي هست که قرار
بوده طلسم رو بهش ببرن

198
00:10:04,354 --> 00:10:05,788
هِي ، اين رسم هارو قبلا
. . ديده بودم

199
00:10:05,822 --> 00:10:08,558
وقتي توي مصر بودم . .

200
00:10:08,592 --> 00:10:12,161
از پيشنهادت متشکرم

201
00:10:12,195 --> 00:10:15,297
. . اما ، من بايد
برم ، مصاحبه شخصي دارم

202
00:10:16,866 --> 00:10:18,167
پشت بوم

203
00:10:23,940 --> 00:10:26,141
خوب ، بنظر مياد که انگار
. . قراره

204
00:10:26,176 --> 00:10:28,143
با صحراي شنيت ، خودت . .
تنهايي بازي کني

205
00:10:29,579 --> 00:10:31,246
نسوزي يکدفعه

206
00:10:49,632 --> 00:10:52,033
وقتِ رژ لب خوش شانسيم هست

207
00:10:59,775 --> 00:11:02,811
هنوز کامل مصر رو فراموش نکردم

208
00:11:36,445 --> 00:11:39,079
واو ، خوشگل شدي

209
00:11:43,184 --> 00:11:45,185
اين گردنبندو براي جشن گرفتي ؟

210
00:11:45,186 --> 00:11:48,488
. . اين ، اوم
خيلي مصري هست

211
00:11:48,523 --> 00:11:51,825
بايد برم جاي گنج هاي " آيسيس " رو
مشخص کنم

212
00:11:51,860 --> 00:11:54,462
منظورت همون مقاله اي هست
که " کت " داره روش کار ميکنه

213
00:11:56,131 --> 00:11:58,766
اين " کت " حالا کجا هست ؟

214
00:11:58,800 --> 00:12:01,135
احتمالا تو راهش به
محل محموله هاي " لوتر کورپ " هست

215
00:12:01,169 --> 00:12:03,603
و ميدونم اين اصلا
. . تو ذاتت نيست که

216
00:12:03,638 --> 00:12:05,238
بخواي سرنخي رو دنبال نکني ؛ . .
" لوييس "

217
00:12:05,272 --> 00:12:07,973
اما يه چيزي هست که
. . خيلي مهمتره

218
00:12:08,008 --> 00:12:09,675
و تو بايد بدونيش . .

219
00:12:11,312 --> 00:12:12,713
ميخواستم اينو قبلا بهت بگم

220
00:12:12,747 --> 00:12:13,881
فقط نميدونستم چطوري بگم

221
00:12:13,915 --> 00:12:15,315
راستش ؛
يکبار قبلا بهت گفته بودم

222
00:12:15,349 --> 00:12:16,816
اما ، همه چيز از کنترل
خارج شد

223
00:12:16,851 --> 00:12:18,051
و گرچه ، اون تقصيره تو نبود

224
00:12:18,085 --> 00:12:19,085
تو خيلي عالي بودي

225
00:12:20,754 --> 00:12:23,089
همه چيرو دارم اشتباه انجام ميدم

226
00:12:23,124 --> 00:12:27,894
تو گفته بودي که دونستن اين موضوع
اهميت خيلي زيادي برام داشته

227
00:12:31,632 --> 00:12:33,967
من " لکه " هستم

228
00:12:34,001 --> 00:12:37,103
اين اصلا برام اهميتي نداره

229
00:12:37,138 --> 00:12:39,505
" اهميتي نداره "
. . به اين معني که اين

230
00:12:39,573 --> 00:12:40,940
. . احساست رو به من تعيير نميده . .

231
00:12:40,974 --> 00:12:42,942
يا " اهميتي نداره " به
. . اين معني که

232
00:12:42,976 --> 00:12:44,610
" لوييس "

233
00:12:44,645 --> 00:12:45,878
! " لوييس "

234
00:12:48,215 --> 00:12:51,117
اين جسم شايد قبلا به کسي
به اسم " لوييس " تعلق داشته ؛

235
00:12:51,151 --> 00:12:53,319
اما ، حالا ديگه متعلق به " آيسيس " هست

236
00:13:07,885 --> 00:13:10,387
" کارتر هال  غير فعال هست "

237
00:13:10,421 --> 00:13:11,922
" تلاشتون شکست خورد "

238
00:13:12,914 --> 00:13:15,382
" کارتر هال  غير فعال هست "

239
00:13:15,417 --> 00:13:17,785
" تلاشتون شکست خورد "

240
00:13:17,819 --> 00:13:19,152
خيلي جالبه ، ميدوني ؟

241
00:13:19,370 --> 00:13:21,170
يعني ميگم ، فقط درست تو
. . همون زماني که

242
00:13:21,205 --> 00:13:22,371
نياز داريم بفهميم چطور بايد . .
. . آيسيس رو از لوييس جدا کنيم

243
00:13:22,406 --> 00:13:23,306
پروفسورمون واسه خودش . .
وقت استراحت گرفته

244
00:13:23,349 --> 00:13:24,716
اوليور " ، ما کمک لازم داريم "

245
00:13:24,750 --> 00:13:27,118
و يه آدم ديگه اي هست که
. . ميتونيم بهش زنگ بزنيم

246
00:13:27,153 --> 00:13:28,420
" تس "

247
00:13:28,454 --> 00:13:31,122
سرِت به جايي خورده !؟

248
00:13:31,157 --> 00:13:32,591
اول اينکه : به " تس " نميشه
اعتماد کرد

249
00:13:32,625 --> 00:13:34,492
دوم اينکه : اون نميتونه هرکاري
که " کلويي " ميکرد رو بکنه

250
00:13:34,527 --> 00:13:36,261
" هيچکس نميتونه جاي " کلويي
رو بگيره

251
00:13:36,295 --> 00:13:38,530
پس اميدوارم معلوماتِت از
. تاريخ مصر کافي باشه

252
00:13:38,564 --> 00:13:41,933
هديه اي باارزش از يه نگهبان موزه اي که
. يه وقتي دوست داشتني بود و الان خاطرش مکدره

253
00:13:41,968 --> 00:13:43,301
. نمايش امشب رو کنسل کردم

254
00:13:43,336 --> 00:13:45,570
آدريانا " ؛ از شنيدن اون خبر "
. چندان خوشحال و هيجانزده نشد

255
00:13:45,605 --> 00:13:47,439
بهش گفتم يه دوست ، به طرز غيرمنتظره اي
. يه دفعه اي تصميم گرفته بياد پيشم

256
00:13:47,473 --> 00:13:49,007
. . خواهش ميکنم بهم بگو اين کتاب ها توضيح ميدن

257
00:13:49,041 --> 00:13:50,375
که چه اتفاقي براي " لوييس " افتاده ؟ . . .

258
00:13:50,409 --> 00:13:52,343
افسانه ي " آيسيس ؛
. فقط درمورد يه الهه ي ساده نيست

259
00:13:52,378 --> 00:13:54,212
درمورد اينه که مردم چقدر حاضرن
. بخاطر عشق خطر کنن

260
00:13:54,246 --> 00:13:55,780
سخنراني خودم درمورد
. عشق رو واسه امروز داشتم

261
00:13:55,815 --> 00:13:57,115
. منصفانه اس

262
00:13:57,149 --> 00:13:59,851
شوهرش ؛ " اوسايريس " ؛
. . بدست برادرش " سِت " به قتل رسيد

263
00:13:59,885 --> 00:14:01,419
. بخاطر حسادتي که بهش ميکرد

264
00:14:01,453 --> 00:14:03,788
فکر کنم يکي يه دونه بودن
. هم مزاياي خودشو داره

265
00:14:03,822 --> 00:14:06,990
به هرحال ؛ مصري ها معتقدن که
. . روحِ  انسان

266
00:14:07,025 --> 00:14:08,625
. در قلبش باقي ميمونه . . .

267
00:14:08,660 --> 00:14:11,196
پس وقتي " سِت " ؛ بدن " اوسايريس " رو
. .  تکه تکه کرد

268
00:14:11,230 --> 00:14:12,464
. . و درتمام دنيا پخش کرد . .

269
00:14:12,498 --> 00:14:14,399
ميخواست مطمئن بشه که . .
. روحِ برادرش هرگز روي آرامش نبينه

270
00:14:14,433 --> 00:14:17,001
اما " آيسيسِ " قدرقدرت ؛ قسم خورد
. که " اوسايريس " رو احيا خواهد کرد

271
00:14:17,036 --> 00:14:19,003
پس ، اون ؛ بدن رو . .
. . تکه تکه جمع کرد

272
00:14:19,037 --> 00:14:21,171
. . اما هرگز نتونست ظرفي رو که

273
00:14:21,206 --> 00:14:22,239
. قلب " ؛ درش قرارگرفته بود پيدا کنه " . .

274
00:14:22,273 --> 00:14:24,141
و براي اينکه مطمئن بشه اون زن
. . هرگز نميتونه قلبِ عشقشو پيدا کنه

275
00:14:24,175 --> 00:14:26,276
سِت " ؛ روحِ او زن رو "
. داخل يه طلسم ، به دام انداخت

276
00:14:27,278 --> 00:14:28,511
. . حالا که اون برگشته

277
00:14:28,546 --> 00:14:30,814
. ميخواد کاري که شروع کرده بود رو تموم کنه

278
00:14:30,848 --> 00:14:33,817
اگه بتونيم اون ظرف رو پيدا کنيم
. اونوقت اون ؛ سراغمون مياد

279
00:14:38,021 --> 00:14:39,321
! " کلارک "

280
00:14:39,356 --> 00:14:41,891
. . بخاطر روحِ گم شده اش

281
00:14:41,925 --> 00:14:44,559
اوسايريس " ؛ محکوم شد که تا ابد "
. بر جهان زيرين حکومت کنه

282
00:14:44,594 --> 00:14:46,795
اگه " آيسيس " موفق بشه که
. . اونو احيا کنه

283
00:14:46,829 --> 00:14:48,563
به همراهِ خودش ؛
. پادشاهيش هم به پا خواهد خاست

284
00:14:51,033 --> 00:14:54,035
اون زن ؛ جهنم واقعي رو
. روي زمين ، به پا ميکنه

285
00:15:15,859 --> 00:15:18,661
اينجا چيکار ميکني ؟

286
00:15:32,342 --> 00:15:33,743
. " اوسايريس "

287
00:15:33,777 --> 00:15:35,711
. تو اينجايي

288
00:15:59,535 --> 00:16:01,870
. خيلي وقت بود که دلم برات تنگ شده بود

289
00:16:05,676 --> 00:16:09,145
اين چيه ؟

290
00:16:09,179 --> 00:16:11,813
. با يه سنگ ؛ دوتا گنجشک ميزنم

291
00:16:11,848 --> 00:16:14,482
بهت اجازه نميدم از يه جنايت ديگه
. . بدون مجازات فرارکني " لوييس لِين "؛

292
00:16:14,517 --> 00:16:17,618
لااقل بدون اينکه براي داشتن مدرک اول
. يه عکس ازت بگيرم

293
00:16:17,618 --> 00:16:27,618
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

294
00:17:10,938 --> 00:17:14,573
نوت برداري هايي که از آخرين جلسه ي
. درماني با " الکساندر " داشتم

295
00:17:14,607 --> 00:17:17,910
. اون . . يه پسر غيرمعموله

296
00:17:17,945 --> 00:17:21,214
هوش و ادارکش ؛
. از سن و سالش خيلي فراتره

297
00:17:21,248 --> 00:17:26,118
نبوغ ؛ ميتونه مردم رو
. به سمت جنون بکِشونه

298
00:17:26,153 --> 00:17:27,920
با ثباته ؟

299
00:17:27,955 --> 00:17:29,922
. ممکنه خيلي براي گفتنش زود باشه

300
00:17:29,957 --> 00:17:33,159
بخاطر همين ميخوام اون پسر رو
. . به يه ساختموني منتقل کنم

301
00:17:33,193 --> 00:17:35,995
. که بتونم 24 ساعته کنترلش کنم

302
00:17:37,431 --> 00:17:39,865
مطمئن ميشم که تا صبح
. تمام وسايلش جمع شده باشه

303
00:18:00,153 --> 00:18:00,920
. تَق تَق

304
00:18:07,294 --> 00:18:09,095
. اينو ميشناسم

305
00:18:10,798 --> 00:18:12,399
. . حتي وقتي هيچکس ديگه اي بهت ايمان نداره

306
00:18:12,433 --> 00:18:14,801
اون کسيه که بدون هيچ قيد و شرطي . .
. دوستِت داره

307
00:18:14,835 --> 00:18:16,936
. اوني که همه چيزتو بخاطرش به خطر ميندازي

308
00:18:19,573 --> 00:18:21,674
به داستان " پيتر پن " و
. سوپ نودل جوجه احتياج داري

309
00:18:23,009 --> 00:18:24,477
ببخشيد ؟

310
00:18:24,511 --> 00:18:26,779
اون چيزيه که پسر کوچوم
.  وقتي حالش خوب نيست ميخواد

311
00:18:26,813 --> 00:18:29,314
وقتي نگاه يه مادر نگران رو ميبينم
. اون نگاه رو تشخيص ميدم

312
00:18:30,917 --> 00:18:33,318
. اين پسر ؛ پسر خودم نيست

313
00:18:33,353 --> 00:18:35,254
*****

314
00:18:35,288 --> 00:18:37,923
با اون موهاي قرمز ؛
. . فرض کردم که

315
00:18:37,957 --> 00:18:40,325
اومدي براي دادن آخرين مقاله ات ؛

316
00:18:40,360 --> 00:18:42,294
در مورد
مسئله ي غامض جمعيت سنجاب ها " ؟"

317
00:18:42,328 --> 00:18:43,762
. . مقاله درمورد جونده هاس

318
00:18:43,796 --> 00:18:45,297
. و به احتمال زياد ، پاي بيماري هاري وسطه

319
00:18:45,331 --> 00:18:46,731
. بي خيال

320
00:18:46,766 --> 00:18:49,033
. . چيزي که الان دارم روش کار ميکنم

321
00:18:49,068 --> 00:18:51,336
. يه تيتر تاريخي ميسازه . .

322
00:18:51,370 --> 00:18:53,838
. هويتِ واقعي " لکه " رو ميدونم

323
00:18:53,873 --> 00:18:57,408
و اون به اصطلاح قهرمان
! درست همينجا کار ميکنه

324
00:18:59,311 --> 00:19:00,811
قبول دارم که اداره ي گزينشمون ؛

325
00:19:00,845 --> 00:19:03,514
. . يه مقدار به کار بيشتري احتياج داره

326
00:19:03,548 --> 00:19:05,182
خبرنگار بودن ؛
! يه پوشش کامل براي " لکه " اس

327
00:19:05,217 --> 00:19:06,984
ميتوني به عنوان يه خبرنگار
. . اولين نفري باشي که سر صحنه حاضر ميشه

328
00:19:07,019 --> 00:19:08,352
. و هيچکس هم بخاطرش بهت شک نميکنه

329
00:19:08,387 --> 00:19:09,887
. ميتوني رَدهايي که جاگذاشتي رو پاک کني

330
00:19:09,922 --> 00:19:11,256
! و بدون هيچ ترس و واهمه اي ، خودِ واقعيت باشي

331
00:19:11,290 --> 00:19:12,924
اينطوري ، توسط آدمايي احاطه ميشي ؛

332
00:19:12,959 --> 00:19:14,659
که ؛ براي امرار معاش ؛ . .
رازهاي مردم رو برمالا ميکنن ؟

333
00:19:14,693 --> 00:19:17,528
. . وقتشه دنيا حقيقت رو بدونه

334
00:19:17,562 --> 00:19:21,030
که " لکه " ؛ چيزي بجز ؛ . .
. يه دروغگو و دزد نيست

335
00:19:21,065 --> 00:19:23,466
. لوييس " ؛ نميفهمه از کجا خورده "

336
00:19:23,500 --> 00:19:25,035
*****

337
00:19:25,069 --> 00:19:26,837
. . اگه اين يه تلاش بي ارزش

338
00:19:26,872 --> 00:19:29,039
. . براي از پا درآوردن همکارت هست " کَت "؛

339
00:19:29,074 --> 00:19:31,141
نميخوام تو روزنامه
. حالِ " لوييس " رو بگيرم

340
00:19:31,176 --> 00:19:33,277
اين ؛ " لوييس " هست که
. داره حال " لوييس " رو ميگيره

341
00:19:35,480 --> 00:19:37,581
. لوييس لِين " ؛ همون " لکه " است "

342
00:19:47,026 --> 00:19:48,293
. هرچقدر ميخواي بخند

343
00:19:48,328 --> 00:19:50,496
. . اين حرفمو يادت بمونه " تِس مرسر " ؛

344
00:19:50,530 --> 00:19:52,831
هويت " لکه " رو فاش خواهم کرد ؛

345
00:19:52,866 --> 00:19:54,499
و يک بار براي هميشه ؛
. . به اين تهديد قهرماني

346
00:19:54,534 --> 00:19:57,302
. پايان خواهم داد . .

347
00:20:08,756 --> 00:20:11,557
داري بهم ميگي که " لوييس لِين " ؛
به " آيسيس " تبديل شده ؟

348
00:20:11,592 --> 00:20:13,693
چطور همچين اتفاقي افتاده ؟

349
00:20:13,727 --> 00:20:15,261
تئوري اي که فعلا درموردش داريم
. . شامل يه طلسم ميشه که

350
00:20:15,295 --> 00:20:16,729
. . قراره توي موزه نگه داري بشه

351
00:20:16,764 --> 00:20:18,732
. اما ظاهرا به گردنِ " لوييس " افتاده

352
00:20:18,766 --> 00:20:20,133
. پس ، بذار واضحش کنم

353
00:20:20,167 --> 00:20:21,234
. . لوييس " ؛ گردنبندي رو پيدا ميکنه "

354
00:20:21,268 --> 00:20:22,735
بدنش به تسخير يه . .
. . الهه ي مصري درمياد

355
00:20:22,769 --> 00:20:24,036
و حالا داره مثل " اميليا ايرهات " ؛ . .
. اينطرف و اونطرف پرواز ميکنه
« اولين زني که به تنهايي برفراز اقيانوس اطلس پرواز کرد »

356
00:20:24,071 --> 00:20:25,171
. البته بدون هواپيما

357
00:20:25,205 --> 00:20:26,772
. يه جمعه شب عادي ديگه ، تو متروپوليس

358
00:20:26,807 --> 00:20:28,074
کي براي تعطيلات آخر هفته آماده اس ؟

359
00:20:28,108 --> 00:20:30,076
کاري ميکنم که پيامت در مورد " کَت " ؛
. حتما به " کلارک " برسه

360
00:20:30,110 --> 00:20:32,678
در اين بين ، من و اون ميتونيم تريب اون بلُند و
. سورپرايزهايي که برامون داره رو بديم

361
00:20:32,713 --> 00:20:34,246
. " مجبور نيستي بيرونم کني " اوليور

362
00:20:34,281 --> 00:20:35,614
. فقط سعي دارم از " کلارک " محافظت کنم

363
00:20:35,649 --> 00:20:37,016
از من ؛ دربرابر چي محافظت کني ؟

364
00:20:37,050 --> 00:20:38,818
. . ظاهرا يکي از همکارهاي روزنامه نگارت

365
00:20:38,852 --> 00:20:40,086
. فکر ميکنه ؛ " لوييس " ؛ همون " لکه " اس

366
00:20:40,120 --> 00:20:41,854
که به همين خاطر
. .  تمام نوارهاي امنيتي ضبط شده

367
00:20:41,888 --> 00:20:44,957
از " لوييس " رو درحاليکه داشت يه درِ فلزي رو
. . با دستهاش مچاله ميکرد و

368
00:20:44,991 --> 00:20:47,526
يه نگهبان رو هم به اونطرف انبار . .
. پرتاب ميکرد ، پاک کردم

369
00:20:47,561 --> 00:20:49,295
. . کَت " ؛ چيزي که ديده رو باور داره "

370
00:20:49,329 --> 00:20:50,729
اما دستِ کم الان ؛ . .
. نميتونه حرفشو ثابت کنه

371
00:20:50,764 --> 00:20:52,031
. . ممنون بابت پشتيباني

372
00:20:52,065 --> 00:20:53,832
. اما يه مشکل ديگه اي داريم . .

373
00:20:53,867 --> 00:20:56,768
لوييس " ؛ قلبِ " اوسايريس " رو " پيدا کرده
. و الان ؛ نميتونم پيداش کنم

374
00:20:56,803 --> 00:20:58,637
. . خوب ، هنوز يه ايستگاه ديگه

375
00:20:58,671 --> 00:20:59,805
. تا رسيدن به جهنم فاصله داره . .

376
00:20:59,839 --> 00:21:01,273
. . بايد قلب رو

377
00:21:01,307 --> 00:21:02,942
دوباره با بدن پيوند بده . .
. تا " اوسايريس " ؛ کامل بشه

378
00:21:04,144 --> 00:21:06,411
. يه تابوت سنگي تو نمايشگاهه

379
00:21:06,445 --> 00:21:08,747
شايعاتي هست که بدنِ يه
. . کاهن باستاني درونشه

380
00:21:08,781 --> 00:21:09,814
. که به دنياي زيرين تعلق داره . . .

381
00:21:09,849 --> 00:21:11,049
. . حالا ، دارم فکر ميکنم

382
00:21:11,083 --> 00:21:12,350
که اون کاهن درجه بالا درواقع
. همون " اوسايريسِ"ـه

383
00:21:15,788 --> 00:21:17,121
. " يه طورايي جملمو دزديدي " تِس

384
00:21:17,156 --> 00:21:18,289
روي تمام اون صندوقها ؛

385
00:21:18,323 --> 00:21:20,057
. اسم يه موزه اي نوشته شده . . .

386
00:21:20,091 --> 00:21:22,426
اگه " آيسيس " اونو ديده باشه ؛ ميدونه که
. عتيقه ها به چه مقصدي فرستاده شدن

387
00:21:22,460 --> 00:21:23,794
. . دير يا زود

388
00:21:23,828 --> 00:21:25,562
. . تبديل به ساکنين ابدي جهان زيرين ميشيم

389
00:21:25,597 --> 00:21:27,331
و اصلا هم نميدونيم که چطوري . .
. . اين جنِ مصري رو

390
00:21:27,365 --> 00:21:28,332
. دوباره به بطري برگردونيم . . .

391
00:21:28,366 --> 00:21:31,001
شماها نميدونين ؛
. اما من ممکنه راهشو بلد باشم

392
00:21:37,108 --> 00:21:39,242
حتما ، آره ؛ بفرما
. خونه ي خودته

393
00:21:39,276 --> 00:21:40,610
. خواهش ميکنم يه جاي ديگه به کارت برس

394
00:21:40,644 --> 00:21:41,644
. يه جايي دور از لپتاپ من

395
00:21:43,047 --> 00:21:44,214
. هنوز بهم اطمينان نداري

396
00:21:44,248 --> 00:21:45,315
اوليور " ؛ متوجهم که بهم اطمينان نداري ؛ "

397
00:21:45,349 --> 00:21:46,515
. . اما بايد بري عقب  . .

398
00:21:46,549 --> 00:21:47,983
. . و به تصوير بزرگتر نگاه کني

399
00:21:48,017 --> 00:21:50,185
آها ؛ مثل همون تصويري که سعي داري
بخشي ازش باشي ؟

400
00:21:50,219 --> 00:21:51,686
توي گروه ما . . .  ؛
. ما از رازها محافظت ميکنيم

401
00:21:51,721 --> 00:21:53,221
. از همديگه نگهشون نميداريم

402
00:21:53,256 --> 00:21:54,790
. مطمئن نيستم که تفاوتشو بدوني

403
00:21:57,026 --> 00:21:58,126
. . لِکس " ؛ ليستي از "

404
00:21:58,161 --> 00:22:00,962
تمام جاهايي که " لوترکورپ " ؛
. حفاري ميکنه ؛ نگه ميداشت

405
00:22:00,996 --> 00:22:03,164
. بدبختانه ؛ اون سوابق رو پاک کرده

406
00:22:03,198 --> 00:22:06,033
اما ؛ در فضاي مجازي
. هيچ چيزي به طور کامل گم و پاک نميشه

407
00:22:06,067 --> 00:22:07,701
. . ممکنه يه کم وقت ببره

408
00:22:07,735 --> 00:22:09,369
. . با اين لپ تاپِ کُندي که تو داري

409
00:22:09,403 --> 00:22:11,638
اما فکر کنم ميتونم اون فايلها رو . .
. دوباره برگردونم

410
00:22:11,673 --> 00:22:14,943
. وقت زيادي نداريم
. لطفا عجله کن

411
00:22:16,045 --> 00:22:17,613
تو کجا ميري ؟

412
00:22:17,647 --> 00:22:18,781
. ميرم بلکه جلوي پايان دنيا رو بگيرم

413
00:22:29,324 --> 00:22:31,559
. . بالاخره

414
00:22:31,593 --> 00:22:33,193
. . عشقم . .

415
00:22:33,228 --> 00:22:36,863
. با همديگه خواهيم بود . .

416
00:22:46,909 --> 00:22:48,376
. نه

417
00:22:50,513 --> 00:22:52,715
! نه

418
00:23:01,458 --> 00:23:04,860
. نميتوني برش گردوني
. همه چي تمومه

419
00:23:06,195 --> 00:23:08,296
. نميتونه تموم بشه

420
00:23:10,366 --> 00:23:12,667
. تا ابد ادامه داره

421
00:23:12,702 --> 00:23:15,503
حتي اگه بدنش هم اونجا بود ؛ نميتوني خطر
. .  وجود جهنم روي زمين رو قبول کني

422
00:23:15,537 --> 00:23:16,971
. نه فقط بخاطر عشقي که بهش داري . .

423
00:23:26,381 --> 00:23:28,750
. پس ، نميدوني عشق چيه

424
00:23:28,784 --> 00:23:30,118
. ميدونم

425
00:23:31,888 --> 00:23:35,089
زني که عاشقشم ؛
. . صاحب همون بدنيه که تسخيرش کردي

426
00:23:35,124 --> 00:23:36,690
. و ميخوام دوباره پيشم برگرده . . .

427
00:23:36,725 --> 00:23:39,192
اگه تو جاي من بودي ؛ حاضر نبودي
تمام دنيا رو بخاطرش به خطر بندازي ؟

428
00:23:39,226 --> 00:23:41,593
. نه بخاطر همچين دليل خودخواهانه اي

429
00:23:41,628 --> 00:23:44,029
پس ، پيشم وانمون نکن که
. عشق رو حس ميکني

430
00:23:44,063 --> 00:23:46,798
. . براي چندين هزارسال

431
00:23:46,833 --> 00:23:51,636
. قلبم فقط بخاطر يه مَرد تپيده . .

432
00:23:51,670 --> 00:23:53,538
چيزي که تو
. . از عشق ميفهمي

433
00:23:53,572 --> 00:23:56,941
. از مقدار فهم و درک يه بچه تجاوز نميکنه

434
00:23:58,945 --> 00:24:01,779
. اوسايريس " ؛ چندين هزار تکه شد "

435
00:24:01,814 --> 00:24:04,949
. و به جهان زيرين فرستاده شد . .

436
00:24:06,418 --> 00:24:12,089
روحِ من ؛
. . از بدنم جدا شد

437
00:24:12,124 --> 00:24:15,493
. و چندين دوره ي زندگي ، منتظرش بودم

438
00:24:15,527 --> 00:24:18,696
. . تمام زجر و دردي که کِشيديم

439
00:24:18,730 --> 00:24:21,432
به اون زمان کمي که . .
. . درکنار همديگه بوديم ميرزيد

440
00:24:21,466 --> 00:24:25,403
و حاضر هر بهايي رو بپردازم . .
. . تا دوباره باهاش باشم

441
00:24:25,437 --> 00:24:27,505
. حتي براي يک لحظه هم که شده . .

442
00:24:27,539 --> 00:24:30,274
همون خاطراتي که ازش داري
. بايد برات کافي باشه

443
00:24:34,512 --> 00:24:37,113
قلبِتو به اين زن دادي ؟

444
00:24:37,148 --> 00:24:39,816
. ميدونه چه حسي بهش دارم

445
00:24:39,850 --> 00:24:43,086
اما خودتو ازش دور نگه داشتي ، هان ؟

446
00:24:44,855 --> 00:24:48,425
اگه حاضر نيستي قلبتو
. . به طور کامل قرباني کني

447
00:24:51,495 --> 00:24:53,330
. اونوقت من ؛ اينکارو ميکنم . . .

448
00:25:13,577 --> 00:25:16,779
آيسيس " ؛ ميدونم چقدر "
. . عاشق " اوسايريس " هستي

449
00:25:16,780 --> 00:25:20,084
اما نميتوني دوتا زندگي رو قرباني کني
. تا اونو دوباره ببيني

450
00:25:20,092 --> 00:25:23,828
عشق واقعي
. ارزش هر نوع قرباني اي رو داره

451
00:25:23,863 --> 00:25:24,863
*****

452
00:25:24,897 --> 00:25:28,633
. زمان به همه ي ما خيانت ميکنه

453
00:25:38,357 --> 00:25:40,625
. ساعت ؛ 23 : 11

454
00:25:40,660 --> 00:25:42,594
. دنبال شکار " لکه " هستم

455
00:25:42,628 --> 00:25:45,463
شرط ميبندم اينجا مياد
. . به موزه ي " متروپوليس "؛

456
00:25:45,497 --> 00:25:47,465
. تا دنبال وسايل عتيقه بگرده . . .

457
00:25:47,499 --> 00:25:49,366
. . و ؛ وقتي اينجا بياد

458
00:25:49,401 --> 00:25:52,169
. سورپرايز

459
00:25:52,203 --> 00:25:55,638
اونوقته که جات توي برنامه ي
. غم انگيزترين ويدئوهاي آمريکاس

460
00:25:55,673 --> 00:25:59,207
همونطور که زماني زندگي ميکردي " اوسايريس "؛
. پس ؛ باشد که دوباره زنده شوي

461
00:25:59,242 --> 00:26:03,080
از طريق آيين زندگي ؛
. . قلبت را برخواهم گرداند

462
00:26:03,114 --> 00:26:05,248
و روح را . .
. به بدنت بازخواهم گرداند

463
00:26:05,282 --> 00:26:08,751
. هيچوقت اين ليبرلها رو درک نميکنم

464
00:26:08,785 --> 00:26:11,752
تو را به زندگي بازخواهم گرداند ؛
. . عشقم ؛ " اوسايريس "؛

465
00:26:11,786 --> 00:26:15,790
. باشد که ؛ تا ابد ؛ درکنار يکديگر باشيم

466
00:26:26,168 --> 00:26:27,235
. مقاله رو بيخيال

467
00:26:27,269 --> 00:26:28,903
با اين موضوع ميتونم ؛
. يه داستان دنباله دار بنويسم

468
00:26:30,005 --> 00:26:33,308
يه حق خوني که ريخته شده ؛
. به تپش دربيا

469
00:26:33,342 --> 00:26:35,776
دوباره به تپش دربيا
.  با نيروي عشق و زندگي

470
00:26:48,019 --> 00:26:50,454
. . اين بدن را بر خويشتن برگزين

471
00:26:50,488 --> 00:26:53,523
و بپاخيز تا از تخت مشروعت ؛
. برجهان حکم فرمايي نمايي

472
00:27:07,302 --> 00:27:08,435
! نه

473
00:27:12,207 --> 00:27:15,309
کمک ! يه زن ديوونه با کفش هاي گلادياتوري
! دنبالم افتاده

474
00:27:18,379 --> 00:27:20,813
! وايسا ! نه ! نه

475
00:27:22,515 --> 00:27:24,749
! اين چيزي نبود که بهش فکر ميکردم

476
00:27:34,291 --> 00:27:35,390
. . بايد يه راه آسونتري

477
00:27:35,425 --> 00:27:36,758
براي اينکه يه دختر ؛ با يه پسر ؛
. قرارعاشقانه بذاره ؛ وجود داشته باشه

478
00:27:37,927 --> 00:27:40,828
. . قلبت شجاعه

479
00:27:40,863 --> 00:27:44,931
. . اما به روح تنهايي تعلق داره . .

480
00:27:44,966 --> 00:27:48,936
. جنگجويي با قلبي تهي . .

481
00:27:48,970 --> 00:27:50,138
. . سعي ميکني پرش کني اما

482
00:27:50,172 --> 00:27:53,307
هرچقدر بيشتر سعي ميکني ؛ . .
. قلبت خالي تر و خالي تر ميشه

483
00:27:53,342 --> 00:27:54,609
آره ، خوب
. . ممکنه تنها باشم

484
00:27:54,643 --> 00:27:56,444
اما هنوزم ميخوام . .
. له و لوردت کنم

485
00:27:56,479 --> 00:27:58,380
. . اگه واقعا ميخواستي بهم صدمه بزني

486
00:27:58,414 --> 00:28:00,949
. تا حالا کارتو کرده بودي . . .

487
00:28:00,983 --> 00:28:04,019
اما نميخواي به هيچ وجه
. آسيبي به اين بدن وارد بشه

488
00:28:04,053 --> 00:28:05,053
. عادت بچگيه

489
00:28:05,088 --> 00:28:07,022
يادگرفتم که هرگز
. به يه دختر صدمه نزنم

490
00:28:07,056 --> 00:28:09,624
و من هم ياد گرفتم
. که هرگز دودِل نشم

491
00:28:14,264 --> 00:28:16,398
. جواب ؛ تو پرونده هاي " لِکس " بود

492
00:28:16,433 --> 00:28:18,500
. نور خورشيد بايد به طلسم بتابه

493
00:28:25,008 --> 00:28:27,176
اون ؛ چيزيه که دوباره داخل طلسم
به دامت ميندازه ، مگه نه ؟

494
00:28:27,210 --> 00:28:28,611
. . اما ؛ وسط شب

495
00:28:28,645 --> 00:28:30,813
از کجا ميخواي نور خورشيد پيدا کني ؟

496
00:28:38,888 --> 00:28:41,122
. سئوال خوبيه

497
00:28:46,329 --> 00:28:48,330
آيسيس " ؟ "

498
00:28:50,900 --> 00:28:52,301
. . يا اين ماجرا همينجا تموم ميشه

499
00:28:52,335 --> 00:28:55,070
يا اينکه همين الان . .
. قلبِ " اوسايريس " رو نابود ميکنم

500
00:28:55,104 --> 00:28:56,871
. نه

501
00:28:56,905 --> 00:28:58,639
. پس ، " لوييس " رو آزاد کن

502
00:28:58,673 --> 00:29:00,274
. بايد پيشم برگرده

503
00:29:00,308 --> 00:29:02,743
. الان ميفهمم ، اوني که محکوم شده منم

504
00:29:02,777 --> 00:29:07,015
عشق جاودانه ي ما
. تا ابد ؛ انکار خواهد شد

505
00:29:08,484 --> 00:29:12,120
اين بدني که تسخيرش کردم ؛
کاملا عاشقته ؟

506
00:29:12,155 --> 00:29:13,755
. بله

507
00:29:15,357 --> 00:29:18,459
. قلب " اوسايريس " ؛ در دستانِ توئه

508
00:29:18,494 --> 00:29:21,929
چيزي که تو ميخواي ازم بگيري ؛
. من هم از تو خواهم گرفت

509
00:29:21,929 --> 00:29:31,929
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

510
00:29:58,216 --> 00:30:00,417
لوييس " ؟"

511
00:30:04,656 --> 00:30:06,357
کلارک " ؟"

512
00:30:10,196 --> 00:30:14,432
به تور پشت صحنه ي موزه اومديم ؟

513
00:30:16,135 --> 00:30:17,502
. . عاشقتم ؛ " کلارک " ؛

514
00:30:17,536 --> 00:30:20,050
. اما بعضي وقتا ، خيلي خر ميشي

515
00:30:33,236 --> 00:30:35,504
. اينگار داري يه دنياي ديگه رو سير ميکني

516
00:30:37,473 --> 00:30:40,309
بعضي وقتا بايد از راه دور
. . چيزا رو ببيني

517
00:30:40,343 --> 00:30:42,110
. تا بتوني اونا رو واضح تر ببيني . .

518
00:30:45,081 --> 00:30:47,015
. . حق با تو بود

519
00:30:47,050 --> 00:30:50,685
در مورد اينکه . .
. به کاريکاتور خودم تبديل شدم

520
00:30:52,622 --> 00:30:54,690
. نبايد همچين حرفي رو بهت ميزدم

521
00:30:54,724 --> 00:30:57,192
. . نمايشي که راه انداختم

522
00:30:57,227 --> 00:30:59,494
. . اون

523
00:30:59,529 --> 00:31:01,396
دختراي گيرين آرويي " ؟ " . . .

524
00:31:01,430 --> 00:31:03,298
. . اونا

525
00:31:03,333 --> 00:31:05,333
حفره هايي در روحم بودن
.  که سعي داشتم پرشون کنم

526
00:31:05,368 --> 00:31:07,268
داشتم به خودم دروغ ميگفتم ؛
. . و

527
00:31:07,302 --> 00:31:10,471
تو يکي از معدود کسايي هستي که
. به روم آورد

528
00:31:12,007 --> 00:31:14,241
. يکي ديگه از اونا هم " کلوييِ"ـه

529
00:31:14,275 --> 00:31:17,877
. اي خدا ؛ دلم براش تنگ شده

530
00:31:17,912 --> 00:31:20,846
. . دلم براي خنده هاش تنگ شده و

531
00:31:20,881 --> 00:31:21,981
. . نيرو و قوتي که داشت . .

532
00:31:22,015 --> 00:31:25,118
براي برقي که به چشاش ميفتاد ؛
. وقتي وارد اتاق ميشدم

533
00:31:26,855 --> 00:31:29,791
. واقعا عاشقم بود

534
00:31:32,561 --> 00:31:36,031
رازي رو بهش گفتم که
. . نگه داشتنش خيلي سخت بود و

535
00:31:38,334 --> 00:31:41,069
اين ؛ اون بود که ؛ . .
. بهاي نگه داشتنشو پرداخت کرد

536
00:31:41,103 --> 00:31:44,038
اوليور " ؛ "
. . وقتي به تو ميرسه

537
00:31:44,073 --> 00:31:47,208
هيچ قيمتي . .
. براي " کلويي " بالا نيست

538
00:31:47,242 --> 00:31:50,245
فکر کنم هنوز
. معناي عشق واقعي رو درک ميکني

539
00:31:53,415 --> 00:31:56,417
. بابت حرفي که بهت زدم ؛ متاسفم

540
00:31:56,452 --> 00:31:58,920
. نباش

541
00:31:58,954 --> 00:32:01,789
. عينِ واقعيته

542
00:32:01,823 --> 00:32:04,692
و حقيقت ؛
. جزء بزرگي از زندگيمو تشکيل نداده

543
00:32:06,261 --> 00:32:09,730
. همونطور که عشق زيادي تو زندگيم نداشتم

544
00:32:15,237 --> 00:32:19,140
حالا ؛ از اونطرف شهر به اينطرف اومدم
تا يه عذرخواهي ساده رو بشنوم ؟

545
00:32:19,174 --> 00:32:21,376
. نه

546
00:32:22,578 --> 00:32:24,312
بخاطر اين بود که هر دومون
. يه چيزي بهت بديم

547
00:32:24,346 --> 00:32:25,547
. درسته

548
00:32:25,581 --> 00:32:28,016
باضافه ي اين دوستِمون که
. . از خورشيد قوت ميگيره

549
00:32:28,050 --> 00:32:30,419
با اون کار باحالي که کرد و از چشاش
. . به اون طلسم اشعه تابوند

550
00:32:30,453 --> 00:32:31,720
. . کاري که اون کرد رو

551
00:32:31,755 --> 00:32:33,589
نميتونستيم بدون . .
. کمک تو انجام بديم

552
00:32:33,623 --> 00:32:35,390
. . تو ؛ " کَت " رو کنترل کردي

553
00:32:35,425 --> 00:32:37,926
و يه راهي براي برگردوندنِ
. آيسيس " ؛ به طلسم پيدا کردي "

554
00:32:37,960 --> 00:32:40,628
همينطور کارت با يه لپ تاپِ مدل پايين
. خيلي تاثير برانگيز بود

555
00:32:40,663 --> 00:32:41,829
. . حالا بيا ببينم که چه کارايي ميتوني

556
00:32:41,864 --> 00:32:43,364
. . با يه وسيله ي قويتر انجام بدي . .

557
00:32:44,967 --> 00:32:46,968
. " مثل " برج مراقبت . . .

558
00:32:48,837 --> 00:32:50,437
. به گروه خوش آمدي

559
00:32:54,041 --> 00:32:56,042
. متشکرم

560
00:33:26,840 --> 00:33:29,507
واقعا فکر ميکني
ميتونيم بهش اطمينان کنيم ؟

561
00:33:30,810 --> 00:33:33,211
. خواهيم فهميد

562
00:33:57,870 --> 00:34:01,539
اومدم پسربچه رو ببرم ؛
. اما نگهبان بهم اجازه نداد

563
00:34:01,573 --> 00:34:02,840
. دستوري بوده که من دادم

564
00:34:04,376 --> 00:34:06,210
. الکساندر " ؛ پيش من ميمونه "

565
00:34:06,245 --> 00:34:07,745
. . با تمام احترام

566
00:34:07,779 --> 00:34:10,548
شما با هواپيما منو به اينجا آوردين
. تا از اون پسربچه مراقبت کنم

567
00:34:10,582 --> 00:34:13,116
. نيازي به مراقبت نداره ، دکتر

568
00:34:13,151 --> 00:34:15,085
. محتاج عشق ورزيدنه

569
00:34:15,119 --> 00:34:17,655
و شما فکر ميکنيد که
از عهده ي همچين کاري برمياين ؟

570
00:34:17,689 --> 00:34:20,858
. ثبات اون پسربچه ؛ محل شکه

571
00:34:20,892 --> 00:34:22,794
دست آخر ؛
. ممکنه خطرناک باشه

572
00:34:22,828 --> 00:34:24,562
براي چي بايد
امنيت خودتونو به خطر بندازين ؟

573
00:34:27,333 --> 00:34:29,634
چي توي اون پسرک ميبيند
که من نميبينم ؟

574
00:34:33,238 --> 00:34:35,239
. قلبشو

575
00:34:49,589 --> 00:34:52,991
تِس "؛ ديدي از هفته ي پيش تاحالا "
چقدر قد کِشيدم ؟

576
00:34:55,261 --> 00:34:57,229
. عاليه

577
00:34:57,263 --> 00:35:00,397
. به زودي ؛ از من هم بلندتر ميشي

578
00:35:04,302 --> 00:35:06,838
يه کتاب واسه خودمون آوردم
.  که باهمديگه بخونيم

579
00:35:06,872 --> 00:35:10,408
. داستان " پيترپَن " و دوستش " ونديِ"ـه

580
00:35:10,443 --> 00:35:11,876
درمورد چيه ؟

581
00:35:11,911 --> 00:35:14,812
. . در مورد

582
00:35:14,847 --> 00:35:17,015
ماجراهاي بچه هايي هست که . .
. بزرگ ميشن

583
00:35:18,217 --> 00:35:20,285
. فکر کنم ازش خوشت مياد

584
00:35:34,102 --> 00:35:36,035
. " دوستِت دارم " تِس

585
00:35:55,651 --> 00:35:57,518
. . تمام بچه ها "

586
00:35:57,553 --> 00:35:59,654
" . . يکي بزرگ شدن . .

587
00:36:02,158 --> 00:36:05,527
بزودي خواهند فهميد که "
. " همگي يه روزي بزرگ ميشن

588
00:36:05,561 --> 00:36:08,663
" . . و راهي که " وِندي " اينو فهميد اين بود که "

589
00:36:13,269 --> 00:36:15,938
لوييس "؛  کپي هايي که "
. خواسته بودي

590
00:36:15,972 --> 00:36:18,005
. متشکرم -
. قابلي نداشت -

591
00:36:23,311 --> 00:36:25,312
*****

592
00:36:26,615 --> 00:36:28,949
! چه غلطي ميکني ؟

593
00:36:31,620 --> 00:36:33,587
خانمها ؛
کي ميخواد اول توضيح بده ؟

594
00:36:33,622 --> 00:36:35,122
! اون خودکارو بهم فرو کرد -
! اون ؛ " لکه " اس -

595
00:36:35,157 --> 00:36:37,324
. احمقانه ترين چيزيه که تاحالا شنيدم

596
00:36:37,359 --> 00:36:39,393
و منم فکر ميکردم که تو
. موهاتو رنگ کردي تا بلُند بشه

597
00:36:39,427 --> 00:36:41,529
کَت "؛ يه چيزي هست "
. که بايد بدوني

598
00:36:41,563 --> 00:36:43,831
خودتو به زحمت ننداز تا
. " ازش دفاع کني " کلارک

599
00:36:43,865 --> 00:36:45,899
من واقعيت رو ميدونم ؛
. و براي حرفم ؛ سند و مدرک دارم

600
00:36:45,934 --> 00:36:48,636
چه نوع سند و مدرکي ؟

601
00:36:48,670 --> 00:36:50,070
. مدرک تصويري

602
00:36:50,105 --> 00:36:51,205
. . ديشب ؛ مچ خانم دروغگو رو

603
00:36:51,239 --> 00:36:54,107
در حال اجراي . .
. . نوعي مراسم شيطاني و سکسي

604
00:36:54,142 --> 00:36:56,343
. گرفتم . .

605
00:36:56,377 --> 00:36:59,012
نتونستم ببينم ديگه کي اونجا بود ؛

606
00:36:59,047 --> 00:37:00,681
اما به محض اينکه اون عکسها رو چاپ کنم ؛
. . ديگه اهميتي نداره

607
00:37:00,715 --> 00:37:01,748
! من دليل و مدرک دارم

608
00:37:01,783 --> 00:37:03,350
. . و اونوقته که همه ؛

609
00:37:03,384 --> 00:37:05,285
چهره ي شرور " لکه " رو
.  اونطوري که هست خواهند ديد

610
00:37:06,354 --> 00:37:09,456
اول از همه که ؛ مگه تو 12 سالته ؟

611
00:37:09,490 --> 00:37:11,558
و دوم اينکه ؛
. . ممکنه فرشته نباشم ؛ عزيزم

612
00:37:11,593 --> 00:37:13,760
. اما يقينا ؛ شيطان نيستم . .

613
00:37:13,795 --> 00:37:14,828
جدي ؟

614
00:37:14,862 --> 00:37:16,462
چطوره عکسا رو بهت نشون بدم ؟

615
00:37:18,465 --> 00:37:20,500
اونوقت ميبينيم که
. چي براي گفتن داري

616
00:37:20,534 --> 00:37:22,302
. حتما قيمت خيلي بالايي پيدا ميکنه

617
00:37:24,906 --> 00:37:26,040
. خداي من

618
00:37:26,074 --> 00:37:27,776
! تنها کپي هايي بود که از عکس ها داشتم

619
00:37:27,810 --> 00:37:29,411
. اشتباه تازه کاراس ديگه

620
00:37:29,445 --> 00:37:31,546
بايد هميشه از سند و مدرکي که داري
. فايل پشتيبان تهيه کني

621
00:37:32,548 --> 00:37:34,049
هرچقدر دلت ميخواد ؛
. . خودتو به اون راه بزن " لوييس " ؛

622
00:37:34,083 --> 00:37:36,084
. اما هيچ توضيح ديگه اي وجود نداره

623
00:37:36,119 --> 00:37:38,220
. راستش ، وجود داره

624
00:37:38,254 --> 00:37:41,189
بدن " لوييس "؛
. به تسخير روح " آيسيس " دراومده بود

625
00:37:45,761 --> 00:37:48,263
. . ممکنه خوب جوون مونده باشم

626
00:37:48,297 --> 00:37:50,065
. اما همين ديروز هم متولد نشدم . .

627
00:37:50,099 --> 00:37:51,466
! " حرفتو باور نميکنم " کلارک

628
00:37:51,500 --> 00:37:54,002
خوب ، تنها حق انتخابي که داري
. . بين پول نقد و کارت اعتباريه

629
00:37:54,036 --> 00:37:56,304
. چونکه " کلارک " واقعيت رو بهت گفت

630
00:37:56,338 --> 00:37:58,139
. اينجا " متروپوليسِ"ـه

631
00:37:58,173 --> 00:37:59,541
. هميشه اتفاقات عجيب و غريب ميفتن

632
00:37:59,575 --> 00:38:00,542
. بهش عادت کن

633
00:38:08,884 --> 00:38:11,319
. . ميدونم که قلم از شمشير بران تره

634
00:38:11,353 --> 00:38:13,054
. اما " کَت " هم بدجوري قاطي کرده بود

635
00:38:13,088 --> 00:38:14,422
ميخوام بگم ؛
. . لوييس لِين " ؛ حرف نداره "

636
00:38:14,456 --> 00:38:15,890
. . ام جفتمون ميدونيم . .

637
00:38:15,924 --> 00:38:18,793
که من ؛ . .
. بزرگترين ابَرقهرمان دنيا نيستم

638
00:38:18,827 --> 00:38:21,462
لوييس "؛  متاسفم که "
. . يه خودکار به دستِت فرو رفت

639
00:38:21,496 --> 00:38:23,063
. تا حقيقت معلوم بشه . . .

640
00:38:23,098 --> 00:38:25,733
. حقيقت
. درسته

641
00:38:25,767 --> 00:38:27,434
درمورد " لکه " ؟

642
00:38:27,469 --> 00:38:29,136
اون کيه ؟

643
00:38:29,170 --> 00:38:31,104
معماي بزرگ ؟

644
00:38:31,139 --> 00:38:34,307
البته ؛
. هرگز هويتشو بهم نگفته

645
00:38:34,342 --> 00:38:36,510
پس فکر کنم
. واقعا درست و حسابي نميشناسمش

646
00:38:36,544 --> 00:38:39,179
. . اما

647
00:38:39,213 --> 00:38:40,880
. حس ميکنم ؛ ميشناسمش

648
00:38:43,617 --> 00:38:47,320
. . نکته اينجاس ؛ " کلارک "؛

649
00:38:47,354 --> 00:38:50,122
. . لکه " و من ؛ ميخوام بگم که ما ؛ "

650
00:38:50,156 --> 00:38:53,125
. يه رابطه ي خاصي داريم

651
00:38:53,159 --> 00:38:57,229
راستش ؛ يه طورايي شبيه همين
. رابطه اي هست که خودمون باهمديگه داريم

652
00:38:59,166 --> 00:39:01,001
. . چونکه من

653
00:39:05,772 --> 00:39:07,239
. اي خدا ؛ کاشکي تو الان يه آيينه بودي

654
00:39:07,274 --> 00:39:10,709
. . چونکه من

655
00:39:13,680 --> 00:39:18,616
. . چيزي که سعي دارم بهت بگم اينه که

656
00:39:18,651 --> 00:39:20,485
. ميشناسمت . .

657
00:39:20,519 --> 00:39:22,620
. اما ؛ " لکه " رو نميشناسي

658
00:39:22,654 --> 00:39:25,922
احتمالا هويتشو ؛ به دليل خاصي
. ازت مخفي نگه داشته

659
00:39:30,194 --> 00:39:32,361
هرگز هويتشو بهم نميگه ، درسته ؟

660
00:39:34,532 --> 00:39:37,969
نه ؛ اگه به معني
. به خطر افتادن جونت باشه

661
00:39:39,639 --> 00:39:43,510
کاشکي ميدونست که حاضرم
. اون خطرو به جون بخرم

662
00:39:59,527 --> 00:40:02,730
. . تمام زندگي ، ميترسيدم ؛ " لوييس " ؛

663
00:40:02,764 --> 00:40:04,865
از اين ميترسيدم که مردم . .
. . حقيقت رو درموردم بدونن

664
00:40:04,899 --> 00:40:06,467
از اين ميترسيدم که
. . اگه حقيقت رو بدونن پسَم بزنن

665
00:40:06,501 --> 00:40:08,569
و حتي اگه اونکارو هم نکنن ؛ . .
. بازم از دستشون بدم

666
00:40:09,838 --> 00:40:11,771
از هرچيزي که نتونم کنترلش کنم
. ميترسيدم

667
00:40:11,806 --> 00:40:15,675
اما وقتي با اين فکر روبرو شدم که
. . تو رو براي هميشه از دست بدم

668
00:40:15,710 --> 00:40:17,511
باعث شد متوجه بشم که يه چيزي هست
. . که ازش پشيمون ميشم

669
00:40:17,545 --> 00:40:18,746
. . بيشتر از خيلي چيزاي ديگه . .

670
00:40:18,780 --> 00:40:21,182
و اون چيز ؛ گفتن واقعيت درمورد خودم
. به تو نيست

671
00:40:24,886 --> 00:40:29,322
چونکه گفتن واقعيت درمورد خودم ؛ تنها راهيه که
. ميتونيم يه زندگي خوب ؛ درکنار همديگه داشته باشيم

672
00:40:29,357 --> 00:40:31,258
. . ميدونم احتمال پيروزي خيلي کمه

673
00:40:31,292 --> 00:40:32,893
. . و همه چيزو به خطر ميندازيم

674
00:40:32,927 --> 00:40:34,861
. . اما اگه حاضري اون قدمو درکنارم برداري

675
00:40:34,896 --> 00:40:37,597
کس ديگه اي بجز تو وجود نداره که حاضر باشم
. اون قدم رو درکنارش بردارم

676
00:40:43,104 --> 00:40:47,007
لوييس "؛ " تا امروز ؛ سئوالهاي زيادي
. درمورد " لکه " داشتي

677
00:40:47,041 --> 00:40:49,676
. اون ؛ منم

678
00:40:57,385 --> 00:40:58,952
. من ؛ " لکه " هستم

679
00:41:13,600 --> 00:41:15,334
چرا اينقدر لفتش دادي ؟

680
00:41:15,368 --> 00:41:18,570
چي ؟

681
00:41:21,873 --> 00:41:23,641
. . تو

682
00:41:23,665 --> 00:41:34,284
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

