﻿1
00:00:10,032 --> 00:00:11,332
. کلويي " ؛ کتابِ راو ؛ اينجا نيست "

2
00:00:11,334 --> 00:00:12,743
ميدونم که تو يه فيلمي درموردش داشتي ؛

3
00:00:12,767 --> 00:00:14,611
اما بايد چيزاي بيشتري هم . .
. درموردش وجود داشته باشه

4
00:00:14,635 --> 00:00:16,213
. " همين الان دارم به اون فيلم نگاه ميکنم " کلارک

5
00:00:16,237 --> 00:00:17,948
. جور-ال " ؛ کتاب رو توي ديوار شمالي قايم کرد "

6
00:00:17,972 --> 00:00:18,873
. . کاشکي بيشتر از اينا ميتونستم راهنماييت کنم

7
00:00:18,923 --> 00:00:20,791
. . اما به لطفِ دزدکي وارد شدن " تِس " ؛

8
00:00:20,825 --> 00:00:23,203
به " برج مراقبت " اينقدر ضرر وارد شده که حتي
. نميتونه يه بازي کامپويتري ساده رو اجرا کنه

9
00:00:23,227 --> 00:00:24,872
. چه برسه به برنامه ي بالابردن کيفيت تصوير

10
00:00:24,896 --> 00:00:27,341
کلويي " ؛ اگه اون کتاب ؛ واقعا "
. . قدرتِ نامحدودي رو درخودش داره

11
00:00:27,365 --> 00:00:28,642
. پس ؛ بايد هرطور شده پيداش کنيم . .

12
00:00:28,666 --> 00:00:30,277
ميدوني " کلارک " ؛ اين حرفِت ميتونه
. . توضيح بده که واسه چي

13
00:00:30,301 --> 00:00:32,235
ملتِ بيگانه ي مورد علاقمون . .
. مخفي شدن

14
00:00:32,270 --> 00:00:33,914
منظورم اينه که ؛ شايد " زاد " و
. . بقيه ي " کندوري " ها

15
00:00:33,938 --> 00:00:37,207
ميخوان زودتر از ما ؛ . .
. دستشون به کتاب مقدسِ راو برسه

16
00:00:42,380 --> 00:00:44,114
. بايد برم

17
00:00:52,190 --> 00:00:52,923
! " لوييس "

18
00:00:52,957 --> 00:00:54,991
! " کلارک "

19
00:00:55,026 --> 00:00:56,993
. . ببخشيد ؛ فکرکردم يه -
دزد باشم ؟ -

20
00:00:58,596 --> 00:01:00,997
اگه نتونستي کونِ منو ؛
. . توي شلوار جين تشخيص بدي

21
00:01:01,032 --> 00:01:02,676
پس ، چه چيزي فکرتو اينقدر به خودش
مشغول کرده بوده ؟

22
00:01:02,700 --> 00:01:04,601
ميدونم ؛ فقط ؛
. يه مقدار حواسم پرتِه

23
00:01:04,635 --> 00:01:06,670
خوب ، ببخشيد که باعث بيکاريت شدم ؛

24
00:01:06,704 --> 00:01:08,749
اما ؛ وضعيت بيکاري ما ؛ . .
. وارد مرحله ي دفاعي 1 شده

25
00:01:08,773 --> 00:01:10,941
. لوييس " ؛ موضوع مرگ و زندگي نيست "

26
00:01:10,975 --> 00:01:13,243
. درواقع ؛ هست

27
00:01:13,277 --> 00:01:14,878
. . تلفنم قطع شده

28
00:01:14,912 --> 00:01:17,347
بخاطر اينکه " ديلي پلنت " ؛
. . ديگه فيش تلفنمو پرداخت نميکنه

29
00:01:17,382 --> 00:01:19,082
. . و نصفِ لباس هام هم ؛ توي خشک شويي

30
00:01:19,117 --> 00:01:20,684
. به گروگان گرفته شده . . .

31
00:01:20,718 --> 00:01:21,885
. . مهم تر از همه

32
00:01:21,919 --> 00:01:23,887
اينه که تو ؛ ازم انتظار داري
. . تا دستِ تنهايي

33
00:01:23,921 --> 00:01:25,332
. خودمونو از اين وضع بيکاري دربيارم . .

34
00:01:25,356 --> 00:01:27,758
. که از خوش شانسيت ؛ همين کارو هم کردم

35
00:01:27,792 --> 00:01:28,992
. . يه داستان خبري پيدا کردم

36
00:01:29,026 --> 00:01:30,471
که ميتونه ميز مخصوصمون در . .
. روزنامه ي " ديلي پلنت " رو بهمون برگردونه

37
00:01:30,495 --> 00:01:31,505
بعلاوه ي اينکه يه جاي پارکينگ مخصوص هم
. نصيبمون ميکنه

38
00:01:31,529 --> 00:01:32,639
. فقط بايد همين الان کارمونو شروع کنيم

39
00:01:32,663 --> 00:01:34,208
. . ببين ؛ از پيشنهادت متشکرم " لوييس " ؛

40
00:01:34,232 --> 00:01:36,276
اما همين الان ؛ نميتونم همه چيزو بذارم زمين
. و همراهت بيام

41
00:01:36,300 --> 00:01:38,101
. هِي

42
00:01:38,136 --> 00:01:41,037
يه عالمه قهوه خوردم تا بيدار بمونم تا بتونم
. . موقعيت خودمونو

43
00:01:41,072 --> 00:01:43,974
لااقل براي داشتن شانسي
. . ولو کوچک براي برگشتن حفظ کنم

44
00:01:44,008 --> 00:01:46,186
و ؛ بگو ببينم ، دقيقا داشتي چيکار ميکردي
که الان نميتوني ولِش کني وبياي ؟

45
00:01:46,210 --> 00:01:48,712
. . مسئوليت هايي دارم

46
00:01:48,746 --> 00:01:50,213
. که نميتونم نديد بگيرمشون  . . .

47
00:01:50,248 --> 00:01:52,783
. خوب ، يه چيز هست که من نميتونم نديد بگيرمش

48
00:01:52,817 --> 00:01:54,751
. . من به هدف احتياج دارم

49
00:01:54,786 --> 00:01:57,921
. به يه ماموريت بزرگتر ؛ در زندگي . .

50
00:01:57,922 --> 00:02:00,457
. به نظر نميرسه تو بهش احتياجي داشته باشي

51
00:02:00,491 --> 00:02:02,225
لوييس " ؛ تو الان "
. زير فشار زيادي هستي

52
00:02:02,260 --> 00:02:04,900
اينو درک ميکنم ؛ اما شايد داري
. يه مقدار بيش از حد واکنش نشون ميدي

53
00:02:08,399 --> 00:02:10,934
به چي ؟

54
00:02:10,968 --> 00:02:13,036
اينکه زندگيم داره از هم ميپاشِه ؟

55
00:02:13,070 --> 00:02:15,972
. لوييس " ؛ يه کم بهم فرصت استراحت بده "

56
00:02:16,007 --> 00:02:18,542
استراحت ميخواي ؟

57
00:02:20,611 --> 00:02:22,112
. شايد بايد يه مدت از همديگ جدا بشيم

58
00:02:25,516 --> 00:02:26,996
. از اين رابطه اي که داريم ؛ جدا بشيم

59
00:02:34,091 --> 00:02:36,092
! " کلارک "

60
00:02:36,127 --> 00:02:37,227
! مامان

61
00:02:38,262 --> 00:02:39,696
. عجب سورپرايزي

62
00:02:39,730 --> 00:02:41,731
. فکر ميکردم توي " پلنت " باشي

63
00:02:44,035 --> 00:02:45,969
. از خونه کار ميکنم

64
00:02:46,003 --> 00:02:47,838
چطور شد اينجا اومدين ؟

65
00:02:47,872 --> 00:02:50,207
يعني براي ديدن پسرم ؛
به عذر و بهانه احتياج دارم ؟

66
00:02:50,241 --> 00:02:52,375
لوييس " ؛ سلام ؛ "
. اميدوارم براي شام بموني

67
00:02:55,179 --> 00:02:57,948
. يه عالمه غذا براي هرچهارنفرمون آوردم

68
00:02:57,982 --> 00:03:00,250
هر چهار نفرمون " ؟ "

69
00:03:01,719 --> 00:03:04,588
. نميدونم واسه چي اون همه لباس احتياج داري

70
00:03:04,622 --> 00:03:07,290
با کمک من ؛ ديگه مجبور نيستي
. . که هيچ

71
00:03:08,993 --> 00:03:10,327
پِري وايت " رو يادته ؟ "

72
00:03:13,097 --> 00:03:14,564
همون " پِري وايتِ " مشهور ؟

73
00:03:22,369 --> 00:03:23,816
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت بيستم "
" گروگان "

74
00:03:23,840 --> 00:03:28,379
" يکي نجاتم بده "

75
00:03:28,389 --> 00:03:30,489
" نجاتم بده "
" اجرا شده توسطِ : رِمي زيرو "

76
00:03:30,513 --> 00:03:33,316
" بگذار تا دستان پرحرارتِت منو دربَر بگيرن "

77
00:03:33,384 --> 00:03:38,188
" يکي نجاتم بده "

78
00:03:39,357 --> 00:03:43,727
" برام مهم نيست که چطوري "

79
00:03:43,761 --> 00:03:44,761
" فقط بمون "

80
00:03:44,795 --> 00:03:46,696
" پيشم بمون "

81
00:03:46,731 --> 00:03:49,065
" بمون "

82
00:03:49,100 --> 00:03:50,734
" خواهش ميکنم "

83
00:03:50,768 --> 00:03:54,538
" خيلي وقتِه منتظرت بودم "

84
00:03:54,572 --> 00:03:57,908
" فقط پيشم بمون "

85
00:04:00,244 --> 00:04:04,281
" کاري کردم تمام دنيا برات به درخشش دربياد "

86
00:04:04,315 --> 00:04:06,917
" فقط بمون "

87
00:04:06,951 --> 00:04:09,085
" بمون "

88
00:04:09,120 --> 00:04:11,421
" خواهش ميکنم "

89
00:04:12,331 --> 00:04:32,331
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

90
00:04:32,823 --> 00:04:34,891
. هر روز بهش فکر ميکنم

91
00:04:37,995 --> 00:04:41,664
اولين قرارِ من و پدرت ؛
. توي همين طويله بود

92
00:04:41,699 --> 00:04:43,533
. . يه پيک نيکِ سورپرايز راه انداختم

93
00:04:43,567 --> 00:04:46,669
. . اما ماشينِش خراب شد ؛ پس . .

94
00:04:46,704 --> 00:04:49,005
. همين جا غذامونو خورديم . . .

95
00:04:49,039 --> 00:04:51,307
. خوشحالم که به خونه اومدين ؛ مادر

96
00:04:51,342 --> 00:04:55,178
مجلس سِنا ؛ يه دوره تعطيلاتِ
. .  کوتاهِ پيش از موعد داشت و

97
00:04:57,915 --> 00:04:59,949
. . اوه ؛ " کلارک " ؛

98
00:04:59,983 --> 00:05:01,684
. . حقيقت اينه که

99
00:05:01,719 --> 00:05:04,587
. نتونستم با خاطراتي که داشتم روبرو بشم

100
00:05:04,621 --> 00:05:08,024
. به اين خونه برگشتن سخته

101
00:05:11,228 --> 00:05:13,329
. خوشحالم که الان اينجايين

102
00:05:17,668 --> 00:05:20,536
درمورد " پِري " ؛
. اميدوارم به نظرت مشکلي نداشته باشه

103
00:05:20,571 --> 00:05:23,005
توي يکي از جلسات گزارش کميسيون
. . باهاش روبرو شدم

104
00:05:23,040 --> 00:05:24,440
. يه چند ماه پيش . .

105
00:05:25,743 --> 00:05:27,410
. ايرادي نداره ؛ مامان

106
00:05:27,444 --> 00:05:31,247
به شرطي که دنبال نوشتن
. مقاله و داستان هاي خبري نباشه

107
00:05:31,281 --> 00:05:33,316
الان حسابي مشغول ماجراي
. کندوري ها " هستم "

108
00:05:33,350 --> 00:05:35,985
. . به همه ي کارهايي که

109
00:05:36,019 --> 00:05:37,397
. براي کمک به مردم ميکني ، حسابي افتخار ميکنم

110
00:05:37,421 --> 00:05:39,255
. خوب ، اينقدرها هم آسون نبوده

111
00:05:39,289 --> 00:05:42,392
اين روزها ؛ بيشتر از هر زمان ديگه اي
. زندگي دوگانه داشتم

112
00:05:42,426 --> 00:05:44,961
يکي از اون زندگي ها
. . پر از قرباني کردنه

113
00:05:44,995 --> 00:05:47,930
پس ، خوشحالم که ميبينم توي اون يکي زندگيت
. لوييس " وجود داره "

114
00:05:47,965 --> 00:05:50,533
وقتي ميدونم که يه آدم خاصي
. . توي زندگيت هست

115
00:05:50,567 --> 00:05:51,834
. شب ها راحت تر ميخوابم . .

116
00:05:58,142 --> 00:05:59,208
. خداي من

117
00:05:59,243 --> 00:06:00,510
. . بايد اينو براي

118
00:06:00,544 --> 00:06:02,412
معلم روزنامه نگاري دبيرستانم
. بفرستيم

119
00:06:02,446 --> 00:06:05,114
اينو ببين ؛ خانم " کريتزمن " ؛
. " من و " پِري وايت

120
00:06:05,149 --> 00:06:06,749
حالا کي متاسفه ؟

121
00:06:06,784 --> 00:06:08,017
. متاسفم ؛ بچه

122
00:06:08,051 --> 00:06:11,187
آخرين چيزي که احتياج دارم اينه که
. خانم " کريتزمن " بيفته دنبالم

123
00:06:11,221 --> 00:06:14,290
ضمنا ؛
. چندتايي از مقاله هاتو خوندم

124
00:06:14,324 --> 00:06:17,627
تو و " کلارک " ؛ دارين مثل
. وودوارد و برنستاين " حسابي گل ميکنين "

125
00:06:17,661 --> 00:06:19,562
. ممنون

126
00:06:19,596 --> 00:06:23,099
البته درحال حاضر ؛
. باهمديگه مقاله نويسي نميکنيم

127
00:06:23,133 --> 00:06:24,778
اون ؛ همون داستان مهميه که
داري روش کار ميکني ؟

128
00:06:24,802 --> 00:06:26,469
. آره

129
00:06:26,503 --> 00:06:28,504
. چندين ماهِه که دنبالش بودم

130
00:06:28,539 --> 00:06:29,816
شخصيت هاي خيلي مهمي
. توش نقش بازي ميکنن

131
00:06:29,840 --> 00:06:32,108
اين مقاله ؛
. همون " نهنگِ سفيدِ " منِه

132
00:06:32,142 --> 00:06:34,210
. متاسفم ؛ نميتونم از جزئياتش چيزي بگم

133
00:06:34,244 --> 00:06:35,989
. . چه بد " آحاب " ؛
. " قهرمان داستان موبي ديک "

134
00:06:36,013 --> 00:06:38,714
بخاطر اينکه من خودم هم
. يه داستان خبري خيلي مهمي دارم

135
00:06:38,749 --> 00:06:40,850
. داستاني که حسابي سر وصدا ميکنه

136
00:06:40,884 --> 00:06:43,419
خوب ؛ اگه اون مقاله ؛ به همون
. . مهمي و بزرگيه که تو ميگي

137
00:06:43,454 --> 00:06:45,888
براي تنهايي نوشتن و چاپ کردنش
. برات آرزوي موفقيت ميکنم

138
00:06:45,923 --> 00:06:48,357
. درسته

139
00:06:49,626 --> 00:06:51,427
. . درحال حاضر " کلارک " رو ندارم

140
00:06:51,462 --> 00:06:53,102
. که کمک حالم باشه و کاراي سختو انجام بده

141
00:06:54,465 --> 00:06:57,834
اما اين مقاله ؛ اينقدر ارزش داره
. که خود بخود بفروش ميره و زمين نميمونه

142
00:06:57,868 --> 00:07:01,637
وقتي چاپ بشه ؛
. داستانِ خبري تو رو ميفرسته پايين

143
00:07:08,078 --> 00:07:10,012
. لابد شوخيت گرفته

144
00:07:10,047 --> 00:07:12,325
اين يه مردِ گاتِه که داره روي
. . ترامپولين بالا و پايين ميپره

145
00:07:12,349 --> 00:07:13,560
. درحاليکه لباس ورزشي هم پوشيده . .

146
00:07:13,584 --> 00:07:16,752
. نخير ؛ اين عکس ؛ کاملا واقعيه
. . يه تماس تلفني از شخصي

147
00:07:18,155 --> 00:07:20,256
. که به کمکم احتياج داشت ؛ داشتم . . .

148
00:07:20,290 --> 00:07:24,427
و ؛ شروع کردم به تحقيق روي
. . يه زنِ اسرارآميز مو قرمز

149
00:07:24,461 --> 00:07:26,395
و همونجا بود که . .
. گنجِ مدفون شده رو پيدا کردم

150
00:07:26,430 --> 00:07:29,465
موجودات بيگانه ؛
. اينجا ؛ روي اين سياره ؛ زندگي ميکنن

151
00:07:31,301 --> 00:07:34,570
. و دارن دنبال " اين " ميگردن

152
00:07:34,605 --> 00:07:38,140
. " کتابِ راو "

153
00:07:38,175 --> 00:07:40,610
. " کتاب راو "

154
00:07:40,644 --> 00:07:42,311
واقعا ؟

155
00:07:42,346 --> 00:07:43,679
. قبلا اينو ديدم

156
00:07:46,183 --> 00:07:48,818
. بايد يه چيزي بدي تا يه چيزي بگيري

157
00:07:52,523 --> 00:07:55,625
. " خيلي خوب ؛ " لِين
. اين ؛ چيزيه که پيدا کردم

158
00:07:55,659 --> 00:07:58,060
يه مجتمع سِري حکومتي
. . که در کوههاي " راکي " قرارگرفته

159
00:07:58,095 --> 00:07:59,239
. به وسيله ي انفجار با خاک يکسان شده

160
00:07:59,263 --> 00:08:01,063
. . وقتي سعي کردم روش تحقيق کنم

161
00:08:01,098 --> 00:08:02,598
. . توسط مامور مهمي که

162
00:08:02,633 --> 00:08:04,634
. . حتي پليس فدرال درموردش نميدونه ؛ جلوم گرفته شد

163
00:08:04,668 --> 00:08:06,903
. " ماموري با اسم رمزِ " ملکه ي قرمز

164
00:08:06,937 --> 00:08:08,571
. . حالا ؛ فکر ميکنم اون زن ؛ داره

165
00:08:08,605 --> 00:08:10,783
سازمان مخفي اي به اسم " کيش و مات " رو
. . پنهاني اداره ميکنه

166
00:08:10,807 --> 00:08:13,409
که وظيفه ي اون سازمان اينه که با
. هجوم تروريست ها مقابله ميکنه

167
00:08:13,443 --> 00:08:17,747
و همه ي اينها هم
. به طريقي با " اين " مرتبط هستن

168
00:08:17,781 --> 00:08:22,485
شايد داستانهاي ما ؛درواقع
. يک داستان باشن

169
00:08:22,519 --> 00:08:25,354
. روز خوش شانسيته ؛ بچه

170
00:08:25,389 --> 00:08:29,392
فرصت افشاي خبري که
. بيشتر مردم خوابِشو ميبينن

171
00:08:29,426 --> 00:08:32,595
. قراره با " پري وايت " مقاله بنويسي

172
00:08:32,595 --> 00:08:42,595
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

173
00:09:09,566 --> 00:09:11,434
! اي لعنت

174
00:09:14,338 --> 00:09:16,372
! چه بلايي سر اينجا آوردي ؟

175
00:09:24,848 --> 00:09:26,682
کتابِ راو " کجاس ؟ "

176
00:09:45,765 --> 00:09:47,299
. . بايد بهتون تبريک بگم خانم "کِي " ؛

177
00:09:47,333 --> 00:09:49,078
روزها ؛ کميته هاي فرعي مجلس سِنا رو
. . اداره ميکنيد

178
00:09:49,102 --> 00:09:51,303
. و شب ها ؛ غذاهاي فوق العاده ميپزين . .

179
00:09:51,337 --> 00:09:53,205
شما نمونه ي زنِ مدرنِ موفق هستيد

180
00:09:53,239 --> 00:09:55,079
اما من ؛
. فقط غذاي آماده شده ي نهايي رو ميخورم

181
00:09:56,209 --> 00:09:58,344
. خوب ، بگو ببينم چه خبرا

182
00:09:58,378 --> 00:10:00,279
رابطه ات با " کلارک " چطوره ؟

183
00:10:01,481 --> 00:10:04,550
. ميدونين ؛ همه چي جذاب و دوست داشتنيه

184
00:10:04,584 --> 00:10:06,529
ما رو که ميشناسين ؛
. . شکلات و کره ي بادوم زميني " ؛ "

185
00:10:06,553 --> 00:10:08,587
. . يينگ و يانگ " ؛ " تارزان و جِين " ؛ "

186
00:10:09,923 --> 00:10:12,563
باشه ؛ شايد نشه اسم
. عشاق کُشته و مرده ي همديگه " رو رومون گذاشت "

187
00:10:13,560 --> 00:10:16,662
پرِي " گفت که "
. باهمديگه مقاله نمينويسين

188
00:10:16,696 --> 00:10:18,063
همه چي روبراهِه ؟

189
00:10:18,098 --> 00:10:20,065
. بله

190
00:10:22,068 --> 00:10:24,370
تا حالا شده که خواسته باشيد ؛

191
00:10:24,404 --> 00:10:26,084
يه کار خيلي مهم ؛ . .
در زندگي انجام بدين ؟

192
00:10:27,774 --> 00:10:30,442
. درسته

193
00:10:30,477 --> 00:10:34,780
. داستان سناتور شدنتون ؛ به تنهايي کفايت ميکنه

194
00:10:34,814 --> 00:10:38,651
برام راحت نبود که " کلارک " رو ترک کنم
. و به واشنگتون برم

195
00:10:38,685 --> 00:10:43,389
اما بخشي از وجودم واقعا احتياج داشت
. که اون قدم مهم رو در زندگي بردارم

196
00:10:43,423 --> 00:10:46,392
اين دقيقا همون احساسيه که
. . وقتي داشتم

197
00:10:52,832 --> 00:10:54,433
. با يکي از دوستام حرف ميزدم داشتم

198
00:10:54,467 --> 00:10:56,502
. ما قبلا باهمديگه همکار بوديم

199
00:10:58,204 --> 00:11:00,506
. . و ؛ وقتي کمکش ميکردم

200
00:11:00,540 --> 00:11:03,809
حس ميکردم که ؛ . .
. يه هدف والاتري در زندگي دارم

201
00:11:03,843 --> 00:11:05,644
. . مثل اينکه

202
00:11:07,514 --> 00:11:09,715
. داشتم دنيا رو نجات ميدادم . . .

203
00:11:12,052 --> 00:11:16,221
ميدوني ؛ بعداز اينکه
. . زرق و برق مراسم ازدواج تموم شد

204
00:11:16,256 --> 00:11:18,824
اين سئوال برام به وجود اومد که
. . آيا يه اشتباه بزرگي مرتکب شدم

205
00:11:18,858 --> 00:11:20,759
. . که دنبال " جان " به يه شهر کوچک اومدم

206
00:11:20,794 --> 00:11:22,805
جايي که نميتونستم به راحتي  . .
خودمو باهاش جفت و جور کنم ؟

207
00:11:22,829 --> 00:11:25,831
خودمو از دختري پايتخت نشين ؛
. . که دانشکده ي حقوق رو پشت سر گذاشته بود

208
00:11:25,865 --> 00:11:29,835
به همسر يه کشاورز ساده تبديل کردم ؛ . .
. گيرافتاده ؛ داخل مزرعه ي ذرت

209
00:11:31,071 --> 00:11:32,571
. شبيهِ " اسمالويلِ"ـه

210
00:11:33,907 --> 00:11:35,441
. . ميتوني تصورشو بکني که چه حسي داشتم

211
00:11:35,475 --> 00:11:38,721
وقتي بهم پيشنهاد شد که براي مصاحبه ي شغلي
. براي تبديل شدن به قاضي فدرال حضور پيدا کنم

212
00:11:38,745 --> 00:11:42,247
. اون فرصتو ازدست ندادم

213
00:11:42,282 --> 00:11:45,384
. دوره ي خيلي هيجان انگيزي در زندگيم بود

214
00:11:45,418 --> 00:11:48,487
. . اما دستِ آخر

215
00:11:48,521 --> 00:11:50,055
. اون شغل رو نگه نداشتين . . .

216
00:11:50,090 --> 00:11:53,892
در يک تعطيلات آخر هفته ي باراني
. . به خونه اومدم

217
00:11:53,927 --> 00:11:57,062
و متوجه شدم که . .
. رودخانه طغيان کرده

218
00:11:57,097 --> 00:11:59,164
پس ، چکمه هاي مخصوص کارکردنو
. . پام کردم

219
00:11:59,199 --> 00:12:02,701
و همراهِ " جاناتان " ؛ . .
. به رودخونه رفتم

220
00:12:02,736 --> 00:12:05,371
و شروع کرديم به
. گذاشتن کيسه هاي شني

221
00:12:05,405 --> 00:12:10,642
تمام شب کار کرديم تا جلوي
. طغيان آب رو بگيريم

222
00:12:10,677 --> 00:12:13,912
. . وقتي خورشيد طلوع کرد

223
00:12:13,947 --> 00:12:17,216
. . بايد به 20 خانواده ميگفتم . .

224
00:12:17,250 --> 00:12:20,050
که ديگه خطري تهديدشون نميکنه . .
. و ميتونه دوباره به خونه هاشون برگردن

225
00:12:20,954 --> 00:12:24,289
. دختر شهري ؛ بقيه رو نجات ميده

226
00:12:24,324 --> 00:12:27,059
تا اون روز باراني ؛
. . نميدونستم که

227
00:12:27,093 --> 00:12:29,061
. چه هدفي در زندگي دارم . . .

228
00:12:29,095 --> 00:12:33,065
فقط بايد به درونِ خودم نگاه ميکردم

229
00:12:39,639 --> 00:12:43,075
گوش کن " کلارک " ؛
. هنوز ردي از " کندوري ها " پيدا نشده

230
00:12:43,109 --> 00:12:44,576
کتابِ راو " چي ؟ "

231
00:12:44,611 --> 00:12:46,812
. تمام مزرعه رو گشتم
. اينجا نيست

232
00:12:46,846 --> 00:12:49,381
از خوش شانسيمون ؛
. . ميني برج مراقبتم " تونسته "

233
00:12:49,416 --> 00:12:52,418
يه جستجوي درست و حسابي . .
. توي اينترنت انجام بده

234
00:12:52,452 --> 00:12:53,852
. . پس ، اگه هر اشاره اي اينجا

235
00:12:53,887 --> 00:12:55,421
. . به " کتاب راو " شده باشه

236
00:13:02,829 --> 00:13:04,029
. " خبراي بد " کلارک

237
00:13:04,063 --> 00:13:07,099
مثل اينکه " ملکه ي قرمز " ؛
. بلحاظ مجازي ؛ دخلمو آورد

238
00:13:07,133 --> 00:13:08,300
ملکه ي قرمز " ؟ "

239
00:13:08,334 --> 00:13:11,170
کلويي " ؛ مثل اين که "
. پاي " کيش و مات " در بينِه

240
00:13:11,204 --> 00:13:12,471
آره ؛ خوب ؛
. . بجز اسمِش

241
00:13:12,505 --> 00:13:14,606
ملکه ي قرمز " ؛ درواقع " . .
. يکي از اعضاي " کيش و مات " نيست

242
00:13:14,607 --> 00:13:17,042
درواقع ؛ شايعات ميگن که ؛

243
00:13:17,076 --> 00:13:19,077
. ملکه ي قرمز " ؛ دشمنِشونِه " . . .

244
00:13:20,713 --> 00:13:22,681
. به محض اينکه بتونم خودمو ميرسونم

245
00:13:22,715 --> 00:13:24,850
. . يه جورايي ؛ تا موقعِ شام خانوادگي مامانم

246
00:13:24,884 --> 00:13:27,085
. اينجا به گروگان گرفته شدم . . .

247
00:13:27,120 --> 00:13:28,120
. باشه

248
00:13:30,323 --> 00:13:32,591
. بيا ؛ بشين
. توي نوشيدن باهام همراه بشو

249
00:13:37,197 --> 00:13:38,464
. نوشابه ي عادي

250
00:13:38,498 --> 00:13:41,500
از وقتي که چندين سال پيش
. . باعث شدي به خودم بيام

251
00:13:41,534 --> 00:13:44,102
يکي از طرفدارهاي منع مشروبات الکُلي شدم
. و لب بهشون نميزنم

252
00:13:46,973 --> 00:13:49,041
ميبينم که هنوزم
. دنبال نوشتن مقاله هاي خبري هستي

253
00:13:49,075 --> 00:13:51,677
. . اين فقط يه پروژه ي جانبيِه

254
00:13:51,711 --> 00:13:53,278
. . که دارم همراه با . .

255
00:13:53,313 --> 00:13:56,648
. لوييس " انجامش ميدم " . . .

256
00:13:56,683 --> 00:13:59,051
. اميدوارم از حدودم تجاوز نکرده باشم

257
00:13:59,085 --> 00:14:01,286
. نه

258
00:14:01,321 --> 00:14:05,023
يه داستاني بود که ميخواست بهش
. . براي تهيه اش کمک کنم ؛ اما من

259
00:14:05,058 --> 00:14:08,460
. . مثل اينکه واسه خودش

260
00:14:08,495 --> 00:14:10,229
. شريک باتجربه تري رو پيدا کرده . . .

261
00:14:11,631 --> 00:14:13,765
. . يه راز کوچکي رو بهت ميگم

262
00:14:13,800 --> 00:14:15,800
تجربه ؛ بيش از اندازه اي که فکرشو بکني
. اهميت داره

263
00:14:18,104 --> 00:14:20,205
بيست سال از شغلمو ؛

264
00:14:20,240 --> 00:14:21,874
. . کيف بدست ؛ داخل خيابون ها گذروندنم

265
00:14:21,908 --> 00:14:23,652
هرداستان خبري اي که پيش ميومد رو . .
. دنبال ميکردم

266
00:14:23,676 --> 00:14:24,877
. داشتم دنيا رو نجات ميدادم

267
00:14:24,911 --> 00:14:27,813
نجات دادن دنيا ؛
. واسه يه خبرنگار ساده ؛ شغل بزرگيه

268
00:14:27,847 --> 00:14:29,281
. . آره ؛ خوب

269
00:14:29,315 --> 00:14:31,260
دوتا همسر طلاق گرفته ؛
. . و سگي که بعدا رهام کرد و رفت

270
00:14:31,284 --> 00:14:32,394
بالاخره باعث شدن که . .
. کم کم متوجه بشم

271
00:14:32,418 --> 00:14:34,786
چيزي که بيش از همه مهمه
. . اينه که يکي دور و برت باشه

272
00:14:34,821 --> 00:14:36,181
. که زندگيتو باهاش تقسيم کني . . .

273
00:14:39,859 --> 00:14:42,194
. يکي مثل مادرت

274
00:14:45,765 --> 00:14:48,700
. کلارک " ؛ حرفم اينه "

275
00:14:48,735 --> 00:14:51,069
ميخوام از مادرت تقاضا کنم
. که باهام ازدواج کنه

276
00:14:55,141 --> 00:14:57,276
در اين راه ؛
.  دوست دارم دعاي خير تو رو هم داشته باشم

277
00:15:01,681 --> 00:15:02,825
. . گوش بدين ؛ آقاي " وايت " ؛

278
00:15:02,849 --> 00:15:04,816
. نميخوام توي هيچي دخالت کنم

279
00:15:08,154 --> 00:15:10,455
اما مطمئن نيستم که مادرم
. . جوابي که دنبالش ميگردين رو

280
00:15:10,490 --> 00:15:11,523
. بهتو بده . . .

281
00:15:21,634 --> 00:15:25,003
. لوييس " ؛ بايد حرف بزنيم "

282
00:15:25,038 --> 00:15:26,672
. نميخوام رابطمونو به حالت تعليق دربيارم

283
00:15:26,706 --> 00:15:28,373
. هنوز ؛ به خودمون ايمان دارم

284
00:15:28,408 --> 00:15:30,175
. منم ميخوام به خودمون باور داشته باشم

285
00:15:30,209 --> 00:15:31,987
اما ؛ چيزاي زيادي هستن
. . که بايد بهشون فکر کنم

286
00:15:32,011 --> 00:15:33,956
و نميتونم به همه . .
. درمورد خودمون به دروغ گفتن ادامه بدم

287
00:15:33,980 --> 00:15:36,248
! مامان
! همه چي بوي خوب ميده

288
00:15:36,282 --> 00:15:37,649
. ممنون ؛ عزيزم

289
00:15:37,684 --> 00:15:39,484
. . شما دوتا ميتونين

290
00:15:48,194 --> 00:15:50,329
مامان ؛ چي شده ؟

291
00:15:54,067 --> 00:15:56,034
کي آماده ي آتش روشن کردنه ؟

292
00:16:01,541 --> 00:16:02,741
چيکار کردم ؟

293
00:16:04,410 --> 00:16:06,378
. اون کاپشنِ پدرم بود

294
00:16:29,702 --> 00:16:31,737
. چه همه غذا درست کردي

295
00:16:31,771 --> 00:16:34,640
. حسابي سنگِ تموم گذاشتي ، عزيزم

296
00:16:40,013 --> 00:16:42,147
. خيلي خوب ؛ مرغ هاي عشق

297
00:16:42,181 --> 00:16:45,717
برامون بگين که همکاري
و قرار عاشقانه گذاشتنِ همزمان چطوريه ؟

298
00:16:45,752 --> 00:16:47,586
. بهتر از اين نميشه

299
00:16:49,989 --> 00:16:51,657
. . مثل اين ميمونه که

300
00:16:51,691 --> 00:16:52,811
. با زنجير بسته باشنِت . . .

301
00:16:56,229 --> 00:16:58,897
ميدونين ؛ بعضي وقتا ؛
. . شغلمون ؛ توي رابطمون دخالت ميکنه

302
00:16:58,931 --> 00:17:00,565
. اما هميشه يه راهِ حلي پيدا ميکنيم

303
00:17:03,836 --> 00:17:05,837
. بجز وقتي که نميتونيم راه حلي رو پيدا کنيم

304
00:17:07,740 --> 00:17:10,042
. . ببينم ؛ مگه من يه اعلاميه ي نامزدي

305
00:17:10,076 --> 00:17:12,678
توي روزنامه ي " ديلي پلنت " نخوندم ؟ . .

306
00:17:14,547 --> 00:17:17,147
فکر ميکردم قرار نيست که
. حرفي از اون ماجرا به ميون بياريم ؛ عزيزم

307
00:17:18,985 --> 00:17:20,986
. يه سوء تفاهمي بين من و " لوييس" پيش اومده بود

308
00:17:23,089 --> 00:17:26,491
آره ؛ نميدونم چطور شد که
. يه دفعه اون " بله " رو بهش گفتم

309
00:17:28,828 --> 00:17:30,005
. . ما باهمديگه خيلي داريم خوش ميگذرونيم

310
00:17:30,029 --> 00:17:31,907
و از اينکه رابطمونو پله به پله . .
. و آروم جلو ببريم ؛ لذت ميبريم

311
00:17:31,931 --> 00:17:34,076
اين چيزي نيست که آدم اين روزا
.  خيلي زياد به گوشش بخوره

312
00:17:34,100 --> 00:17:37,202
فکر کنم خوبه که شماها يه مقدار
. به روش قديمي باهمديگه قرار ميذارين

313
00:17:37,236 --> 00:17:39,716
خوب ؛ بله ؛ نميدونم واسه چي مردم
. اين روزا ؛ اين قدر عجله دارن

314
00:17:40,740 --> 00:17:43,008
نظر تو دراين باره چيه " لوييس " ؟

315
00:17:47,880 --> 00:17:49,314
. . خوب ؛

316
00:17:53,319 --> 00:17:55,600
خانم " کِي " ؛ . .
. نميتونم به دروغ گفتن به شما ادامه بدم

317
00:18:01,127 --> 00:18:03,839
من و " کلارک " ؛ توي روزنامه ي " ديلي پلنت " ؛
. باهمديگه همکار نيستيم

318
00:18:03,863 --> 00:18:05,263
. بخاطر اينکه از اونجا اخراج شديم

319
00:18:05,298 --> 00:18:07,165
. و ؛ رابطمونو پله پله جلو نميبرديم

320
00:18:07,200 --> 00:18:09,134
. بلکه داشتيم موقتا از همديگه جدا ميشديم

321
00:18:11,971 --> 00:18:14,039
. . حقيقت اينه که ؛ " کلارک " ؛

322
00:18:16,142 --> 00:18:18,877
بايد يه راهي پيدا کنم که با زندگيم . .
. يه تفاوتي توي دنيا ايجاد کنم

323
00:18:18,911 --> 00:18:22,547
و الان متوجه شدم که براي اين هدفم
. . نميتونم به تو

324
00:18:25,818 --> 00:18:28,720
يا حتي به " لکه " ؛ اميدي داشته باشم . .
. تا بتونم به اون هدف برسم

325
00:18:28,755 --> 00:18:31,456
. بايد خودم تنهايي انجامش بدم

326
00:18:31,491 --> 00:18:35,827
. . پس ، شايد چيزي که الان احتياج داريم

327
00:18:35,862 --> 00:18:37,662
. جدايي موقتي نباشه . .

328
00:18:39,932 --> 00:18:41,867
. بلکه بايد براي هميشه از همديگه جدا بشيم

329
00:18:51,611 --> 00:18:53,378
. ببخشيد

330
00:18:57,984 --> 00:18:59,985
لوييس " ؟ "

331
00:19:00,019 --> 00:19:01,686
. " لوييس "

332
00:19:01,721 --> 00:19:03,488
. اينکارو نکن

333
00:19:05,124 --> 00:19:07,859
. . اگه بهم اهميت ميدي

334
00:19:07,894 --> 00:19:09,895
. ميذاري که برم . . .

335
00:19:19,672 --> 00:19:20,872
. نگران نباش

336
00:19:20,907 --> 00:19:23,375
ميرم تا مطمئن بشم
. صحيح و سالم به خونه اش برگرده

337
00:19:23,409 --> 00:19:25,610
به هرحال يه داستاني هست که
. بايد بهش برسم

338
00:19:27,847 --> 00:19:29,114
. بيا ؛ بذار کمکمت کنم ؛ بگيرش

339
00:19:38,724 --> 00:19:40,058
. بابت شام ممنون

340
00:19:40,092 --> 00:19:42,427
. " خدانگهدار " کلارک

341
00:20:00,276 --> 00:20:02,377
اوليور " ؛ حالت خوبه ؟ "

342
00:20:02,412 --> 00:20:04,213
. آره ؛ خوب ميشم

343
00:20:08,017 --> 00:20:08,917
. " زاد "

344
00:20:08,952 --> 00:20:10,252
. تو رو سوزوند

345
00:20:10,286 --> 00:20:12,387
. بايد از اينجا بريم بيرون

346
00:20:12,422 --> 00:20:14,323
اين يارو بهت گفته که دنبال چيه ؟

347
00:20:14,357 --> 00:20:15,724
. نميدونم دنبال چه کوفتيه

348
00:20:15,758 --> 00:20:17,570
يه چيزي درمورد شخصي
. . به اسم " ملکه ي قرمز " گفت

349
00:20:17,594 --> 00:20:19,605
و يه ديسکِ طلايي ؛ . .
. به همراه يه تعداد موجوداتِ بيگانه

350
00:20:19,629 --> 00:20:20,929
. چيزاي فوق العاده ائيه

351
00:20:20,964 --> 00:20:22,764
البته شنيدنشون از تو ؛
. چندان جاي تعجبي نداره

352
00:20:24,567 --> 00:20:27,236
. يه دقيقه وايسا

353
00:20:27,270 --> 00:20:29,638
تمام اين ماجرا ؛
فيلم بازي کردنه ؛ درسته ؟

354
00:20:29,672 --> 00:20:31,340
چي ؟ -
منو کشوندي اينجا ؛ -

355
00:20:31,374 --> 00:20:33,534
تا بتوني درمورد " راو " ؛ . .
. ازم اطلاعات بکِشي بيرون

356
00:20:34,744 --> 00:20:37,713
. تويي
. تو ؛ " ملکه ي قرمز " هستي

357
00:20:43,353 --> 00:20:45,254
! اينو ميگن دستورالعمل توليدِ فاجعه

358
00:20:45,288 --> 00:20:46,755
. خوب ، همه اش تقصير منه

359
00:20:46,789 --> 00:20:48,323
. . آخرين کاري که ميخواستم انجام بدم

360
00:20:48,358 --> 00:20:50,035
اين بود که تعطيلات آخر هفته ي شما . .
. با " پري " رو خراب کنم

361
00:20:50,059 --> 00:20:53,662
کلارک " ؛ " پِري " بخاطر تو نبود "
. که رفت بيرون

362
00:20:53,696 --> 00:20:56,932
فکر ميکردم براي داشتن رابطه
. با يکي ديگه آماده ام ؛ اما شايد خيلي برام زود بوده

363
00:20:56,966 --> 00:20:58,934
فکر کنم همگي داشتيم وانمود ميکرديم ؛

364
00:20:58,968 --> 00:21:01,136
. که اوضاع اطرافمون ؛ ديگه بهتر از اين نميشه

365
00:21:01,171 --> 00:21:03,939
معذرت ميخوام که بيشتر از اين
. باهاتون روراست نبودم ؛ مادر

366
00:21:03,973 --> 00:21:05,117
. . حتي شده براي يه تعطيلات آخر هفته

367
00:21:05,141 --> 00:21:07,843
ميخواستم اوضاع ؛ . .
. مثل سابق باشه

368
00:21:07,877 --> 00:21:09,121
. اما اوضاع اونطور نيست و عوض شده

369
00:21:09,145 --> 00:21:11,813
. " هردو بايد با اين حقيقت روبرو بشيم " کلارک

370
00:21:11,848 --> 00:21:14,917
بهرحال ؛ من ؛ اوني نيستم که بايد نگرانش باشي

371
00:21:14,951 --> 00:21:17,252
ميدونم ؛ حسابي با " لوييس " خرابکاري کردم

372
00:21:17,287 --> 00:21:19,121
. موضوع خيلي پيچيده اس

373
00:21:19,155 --> 00:21:21,223
درست وقتي از " ديلي پلنت " اخراج شديم ؛

374
00:21:21,257 --> 00:21:23,325
مشکلاتم با " کندوري ها " شروع شد ؛ . .
. . و من

375
00:21:24,427 --> 00:21:26,862
. نتونستم بهش دروغ نگم . . .

376
00:21:26,896 --> 00:21:29,431
بعضي وقتا ؛ سخت ترين عمليات نجات دادن ؛

377
00:21:29,465 --> 00:21:31,810
اين نيست که بري و يه غريبه رو . .
. . از ساختماني که درحال سوختنِه نجات بدي

378
00:21:31,834 --> 00:21:34,703
بلکه وقتيه که ؛ ميخواي ؛ . .
. نزديک ترين شخص به خودتو نجات بدي

379
00:21:34,737 --> 00:21:37,472
. شايد بايد باهاش روراست باشي

380
00:21:38,808 --> 00:21:41,176
خوب ، يه طوري سعي کردم که
. . هويت واقعي خودمو بهش بگم

381
00:21:41,211 --> 00:21:44,980
اما اين فکر خودش بود که اين مهمتره که
. از هويت خودم ؛ محافظت کنم

382
00:21:45,014 --> 00:21:47,182
. . وقتي به عنوان " لکه " باهاش حرف ميزدم

383
00:21:49,519 --> 00:21:52,421
متوجه يه جانب کاملا متفاوتي . .
. از شخصيتِش شدم

384
00:21:52,455 --> 00:21:56,024
. . و اين باعث شدم عشقم بهش عميق تر بشه ؛ و

385
00:21:56,059 --> 00:21:57,759
. . و ؛ اين ؛ بُعدي از شخصيتِش نيست

386
00:21:57,794 --> 00:22:01,096
. که بخواد با " کلارک کِنت " شريک بشه . .

387
00:22:02,999 --> 00:22:05,834
. . کلارک " ؛ اگه ميخواي برش گردوني "

388
00:22:05,868 --> 00:22:08,270
. . بايد رابطَتون باهمديگه رو . .

389
00:22:08,304 --> 00:22:09,504
. به مرحله ي بعدي ببري . .

390
00:22:09,539 --> 00:22:13,108
درغيراينصورت ؛
. بايد فراموشش کني

391
00:22:17,880 --> 00:22:19,381
. " بابت کمک هات متشکرم " پِري

392
00:22:19,415 --> 00:22:21,775
بدجوري احتياج داشتم که خودمو
. درگير يه داستان خبري مهم بکنم

393
00:22:23,987 --> 00:22:25,621
. . خوب ؛ يا دزد بهت زده

394
00:22:25,655 --> 00:22:27,233
. يا اينکه ؛ يه مهموني خيلي باحالو ازدست دادم

395
00:22:27,257 --> 00:22:29,858
. مهموني هاي من هيچوقت به اين خوبي نيستن

396
00:22:29,892 --> 00:22:32,794
ميدوني که معنيش چيه ؛ مگه نه ؟

397
00:22:32,829 --> 00:22:35,163
. رسما تهديد به حساب ميايم

398
00:22:36,699 --> 00:22:39,735
. بدجوري گنجه ي لباس هاتو بهم ريختن

399
00:22:39,769 --> 00:22:41,136
. نه ؛ نه ؛ هميشه اينطوريه

400
00:22:43,239 --> 00:22:45,274
. اميدوارم اين ؛ به " ملکه ي قرمز " برسونتمون

401
00:22:45,308 --> 00:22:48,210
درست بعداز وقتي که " والر " ناپديد شد
. سروکله اش پيدا شد

402
00:22:48,244 --> 00:22:50,312
شايد داره تبديل به
. مسئول جديد " کيش و مات " ميشه

403
00:22:51,748 --> 00:22:53,949
رستوران تاکوي " دَن " ؛ چي ميل دارين ؟

404
00:22:56,185 --> 00:22:59,588
ملکه ي قرمز " ؛ فقط هم خودش تنهايي ؛ "

405
00:22:59,622 --> 00:23:02,057
. خانم ؛ اينجا ؛ يه رستوران غذاهاي مکزيکيه

406
00:23:02,091 --> 00:23:03,425
صحيح ؛
رستورانِ تاکويِ " دَن " ؟

407
00:23:03,459 --> 00:23:05,527
اسم بهتر از اين
نتونستين پيدا کنين ؟

408
00:23:05,561 --> 00:23:07,373
فکر ميکردم همه ي جاسوس ها
. به دانشگاهِ " يل " رفتن

409
00:23:07,397 --> 00:23:09,498
. خانم ؛ شماره رو اشتباهي گرفتيد

410
00:23:09,532 --> 00:23:11,933
. " نخيرم ؛ " آستين پاورز
. شماره ي شما رو دارم

411
00:23:11,968 --> 00:23:14,603
ميدونم براي يه سازمان مخفي کار ميکنيد ؛

412
00:23:14,637 --> 00:23:17,773
سازماني که خودشو وقف دفاع از زمين
. . دربرابر حمله ي موجودات بيگانه کرده

413
00:23:17,807 --> 00:23:19,775
. . که رئيستون " آماندا والر " بوده . .

414
00:23:20,777 --> 00:23:22,844
و اين که اون قصر کوچولوتون ؛ . .

415
00:23:22,879 --> 00:23:24,980
. . در کوههاي " راکي " ؛ منفجر شده . .

416
00:23:25,014 --> 00:23:27,159
احتمالا مسئول اون انفجار هم ؛
. . بيگانه هايي که دنبال " کتاب راو " ميگشتن بودن

417
00:23:27,183 --> 00:23:29,985
که به همين خاطرم بهتره . .
. . دست از نقش بازي کردن برداري

418
00:23:30,019 --> 00:23:32,731
و همين الان يه قرارملاقات حضوري براي ما ؛
! با " ملکه ي قرمز " ترتيب بدي

419
00:23:32,755 --> 00:23:35,223
والا ؛ اوليا حضرت ملکه رو
. . از تخته ي شطرنج بيرون ميکِشيم

420
00:23:35,258 --> 00:23:37,858
و عکسشو روي صفحه ي اولِ . .
. روزنامه ي " ديلي پلنت " منتشر ميکنيم

421
00:23:46,803 --> 00:23:49,404
. شايد واقعا يه رستوران غذاهاي مکزيکي بوده

422
00:23:49,439 --> 00:23:51,740
با توجه به اين وضعيت و
. . فاجعه اي که سر شام اتفاق افتاد

423
00:23:51,774 --> 00:23:53,942
مثل اينکه هردو واسه امشب . .
. حسابي بازنده بوديم

424
00:23:58,081 --> 00:24:03,885
ملکه در مختصات 37.318 منهايِ 97.998
. تشريف دارن

425
00:24:03,920 --> 00:24:05,454
. حرکت بعدي ؛ با شماست

426
00:24:09,025 --> 00:24:12,361
مختصات محل ملاقات
. با ملکه ي قرمز رو بدست آورديم

427
00:24:18,801 --> 00:24:20,669
! " والا "

428
00:24:20,703 --> 00:24:22,003
. به کمکت احتياج دارم

429
00:24:22,038 --> 00:24:23,839
. تو ؛ خواهرمو کُشتي

430
00:24:25,141 --> 00:24:28,009
تو که واقعا اينو باورنميکني ، هان  ؟

431
00:24:28,044 --> 00:24:30,011
چي ازم ميخواي ؟

432
00:24:30,046 --> 00:24:32,347
. هرچيزي که درمورد " کتابِ راو " ميدوني

433
00:24:33,716 --> 00:24:35,684
. انجيلِ کندوري هاس

434
00:24:35,718 --> 00:24:39,354
و تمام علم و دانش و قدرتِ " راو " رو
. درون خودش داره

435
00:24:41,124 --> 00:24:43,692
. باعث ميشه زندگيمون روي زمين نابود بشه

436
00:24:46,596 --> 00:24:49,030
زاد " اون کتابو دراختيار داره ؟ "

437
00:24:49,065 --> 00:24:50,476
. يه جستجوي گسترده رو براش به راه انداخته

438
00:24:50,500 --> 00:24:52,701
. . اما يکي به اسم " ملکه ي قرمز " ؛

439
00:24:52,735 --> 00:24:54,936
. جلوي تمام حرکاتشو ميگيره . . .

440
00:24:54,971 --> 00:24:57,939
اين ؛ " ملکه ي قرمز " ؛
ميدوني کيه ؟

441
00:24:59,675 --> 00:25:01,576
. " تِس مرسِر "

442
00:25:10,219 --> 00:25:11,686
. " کلويي "

443
00:25:11,721 --> 00:25:13,866
کلارک " ؛ اطلاعات خيلي مهمي ؛ از روي "
. صحبت هايي که داره ميشه ؛ داره به دستم ميرسه

444
00:25:13,890 --> 00:25:15,757
قراره يه ملاقات بزرگي ترتيب داده بشه

445
00:25:15,792 --> 00:25:19,338
و ؛ مهمترين کسايي که تو ليستِ اون قرارملاقات
. اسمشون اومده ؛ " لوييس لِين " و " پري وايت " هستن

446
00:25:19,362 --> 00:25:21,463
مهماندارشون کيه ؟

447
00:25:23,232 --> 00:25:25,200
. " رفيقمون ؛ " ملکه ي قرمز

448
00:25:25,234 --> 00:25:28,647
والا " فکر ميکنه که " ملکه ي قرمز " ؛ "
. پوششيه که " تِس " براي فشار آوردن انتخاب کرده

449
00:25:28,671 --> 00:25:30,382
کلارک " ؛ اگه الا با " تِس " طرف باشيم "
. . که خودشه به سيم آخر زده

450
00:25:30,406 --> 00:25:32,785
پس ؛ نزديکه که ديگه . .
. ترتيبِ " لوييس " و " پري " براي هميشه داده بشه

451
00:25:32,809 --> 00:25:35,769
و منظورم هم اين نيست که بعدا بتونيم
. خبري ازشون پيدا کنيم بلکه ناپديد ميشن

452
00:25:46,397 --> 00:25:48,131
کتابِ راو " کجاس ؟ "

453
00:25:48,166 --> 00:25:50,600
. يا همين الان بهم ميگي يا ميکُشمت

454
00:25:50,635 --> 00:25:52,479
. " باورم نميشه داري اينکارو باهام ميکني " قرمزي

455
00:25:52,503 --> 00:25:54,905
! من ؛ اين " ملکه ي قرمز " که ميگين نيستم

456
00:25:54,939 --> 00:25:55,939
! نــه

457
00:25:57,742 --> 00:25:59,376
. خواهش ميکنم نکُشش

458
00:25:59,410 --> 00:26:01,211
! اون هيچ ربطي به اين ماجرا نداره

459
00:26:01,245 --> 00:26:04,881
. دوباره ازت نميپرسم

460
00:26:15,059 --> 00:26:18,929
ميدوني ؛ هرچقدر از گفتنِ اين موضوع متنفرم ؛

461
00:26:18,963 --> 00:26:21,198
. تو ؛ هميشه نيمه ي گم شده ام بودي . .

462
00:26:21,232 --> 00:26:23,867
. عاشقتم

463
00:26:35,179 --> 00:26:36,480
. تلاش خوبي بود

464
00:26:51,729 --> 00:26:53,240
ميدوني ؛ حسابي ديگه تحت کنترلم داشتي ؛

465
00:26:53,264 --> 00:26:56,466
تا وقتي که " اوليور " رو وادار کردي . .
. . به عشقش به من اعتراف کنه

466
00:26:56,501 --> 00:26:59,403
. اون ؛ قدم اشتباهي بود که برداشتي

467
00:26:59,437 --> 00:27:01,838
. ميدونيم که " کتاب راو " پيش توئه

468
00:27:01,873 --> 00:27:05,976
يه بار ديگه سعي کني مغزمو فريب بدي ؛
. به صورت واقعي ؛ و نه مجازي ؛ شکنجه ات ميکنم

469
00:27:15,219 --> 00:27:16,720
. حق با شما بود

470
00:27:16,754 --> 00:27:18,655
. جواب نداد

471
00:27:29,500 --> 00:27:31,334
اونوقتي که قاتل سريالي " استار سيتي " رو ؛

472
00:27:31,369 --> 00:27:33,804
پيدا کردي ؛ اوضاع همينطور بود ؟ . .

473
00:27:33,838 --> 00:27:35,372
من اونکارو کردم ؟ -
. آره -

474
00:27:35,406 --> 00:27:36,517
. اون ماجرا مالِ دهه ي 90 بود

475
00:27:36,541 --> 00:27:39,142
. اون وقتايي که شراب ؛ رفيقِ شفيقم بود

476
00:27:39,177 --> 00:27:41,445
. بيشتر اون دهه رو بدمست و بيهوش بودم

477
00:27:52,957 --> 00:27:55,459
. شبح ؛ ساعت 12 بالا رو نگاه کن

478
00:27:57,261 --> 00:27:59,830
مثل اينکه يه ملاقات رسمي
. با ملکه بدست داريم

479
00:28:20,284 --> 00:28:21,852
. . ببين ؛ " لِين " ؛

480
00:28:21,886 --> 00:28:24,765
اگه بنابه دلايلي من زنده از اين ماجرا خارج نشدم
. . اما تو جونِ سالم بدر بردي

481
00:28:24,789 --> 00:28:26,289
. اونطوري حرف نزن

482
00:28:26,324 --> 00:28:28,458
حرفِ قشنگي نيست ؛
. اما به هرحال بايد گفته بشه

483
00:28:28,493 --> 00:28:30,961
فکر کنم حقمه که توي مقاله ؛
. اول اسمِ من بياد

484
00:28:30,995 --> 00:28:32,863
! " يالا ديگه " پِري

485
00:28:52,250 --> 00:28:53,450
! " پِري "

486
00:28:59,957 --> 00:29:01,892
! " پِري "

487
00:29:01,926 --> 00:29:04,661
پِري " ؛ خودتو نگه دار ؛ باشه ؟ "

488
00:29:04,695 --> 00:29:06,596
. همون کاريه که آخرين بار سعي داشتم انجامش بدم

489
00:29:06,631 --> 00:29:08,865
. . فقط

490
00:29:16,707 --> 00:29:18,975
. خيلي خوب ؛ فقط کابل رو بگير

491
00:29:40,364 --> 00:29:42,699
! " دووم بيار " پِري

492
00:30:02,253 --> 00:30:03,520
. گرفتمِت

493
00:30:16,434 --> 00:30:19,236
. فکر کنم داره از اين کار خوشم مياد

494
00:30:43,928 --> 00:30:45,996
کتابِ راو " . . . کجاس ؟ "

495
00:30:57,642 --> 00:30:59,976
. " هنوز تموم نشده " تِس

496
00:31:08,797 --> 00:31:11,032
کلويي " ؟"

497
00:31:11,066 --> 00:31:12,366
خبري از " تِس " نشده ؟

498
00:31:12,401 --> 00:31:14,779
دوران حکومتِش به عنوان " ملکه ي قرمز " ؛
. داره به روزهاي آخر خودش ميرسه

499
00:31:14,803 --> 00:31:16,637
وقتي ملکه ي اسرارآميزمون ؛

500
00:31:16,671 --> 00:31:17,949
. . با " کريپتونايت " بهت حمله کرده

501
00:31:17,973 --> 00:31:19,550
. . تِس مرسر " براي درمان دنده هاي شکسته "

502
00:31:19,574 --> 00:31:21,334
. به بيمارستان عمومي متروپوليس رفته بوده . .

503
00:31:26,915 --> 00:31:29,283
پس ، هنوزم بايد براي
. پيدا کردن " ملکه ي قرمز " ؛ تلاش کنيم

504
00:31:29,317 --> 00:31:31,585
چه موقع " برج مراقبت " ؛
آماده ي عمليات ميشه ؟

505
00:31:31,620 --> 00:31:34,365
خوب ؛ نميتونم دقيقا برم و يه گروه از
. " خبره هاي کامپيوتر رو براي کمک بيارم " کلارک

506
00:31:34,389 --> 00:31:36,357
. . و ؛ واقعا وقت زيادي نداشتم تا

507
00:31:36,391 --> 00:31:38,669
قبلا ديدم که يک شبه ؛
. " برج مراقبت رو تعمير کردي " کلويي

508
00:31:38,693 --> 00:31:40,327
اين تاخير ؛ واسه چيه ؟

509
00:31:40,362 --> 00:31:43,330
. برج مراقبت " آماده اس "

510
00:31:43,365 --> 00:31:45,266
. اما ؛ من ؛ آماده نيستم

511
00:31:46,835 --> 00:31:49,103
کلارک " ؛ اون ويدئوي مربوط به " جور-ال " ؛ "

512
00:31:49,137 --> 00:31:51,049
و " کتاب راو " رو ؛ . .
. چندين ماه پيش پيدا کرده بودم

513
00:31:51,073 --> 00:31:52,706
چرا بهم نگفتي ؟

514
00:31:52,741 --> 00:31:53,974
. متاسفم

515
00:31:54,009 --> 00:31:56,777
. . گرفتار دنياي مجازي خودم شدم

516
00:31:56,812 --> 00:31:59,146
. و ؛ چيزي که مهم بود رو گم کردم . . .

517
00:32:00,816 --> 00:32:02,783
کلارک " ؛ وقتي از زندگيم ناپديد شدي ؛ "

518
00:32:02,818 --> 00:32:04,852
. از " برج مراقبت " صرف نظرکردم . . .

519
00:32:04,886 --> 00:32:07,988
. . و اونوقتي که مثل برنامه ي " داداش بزرگه " ؛

520
00:32:08,023 --> 00:32:10,635
فکر کنم بيشتر " خواهر بزرگه " بهش بياد ؛ . .
. . زندگيتو زير نظر گرفتم

521
00:32:10,659 --> 00:32:13,461
ميشد راحت فکر کنم که داشتن اون همه اطلاعات ؛

522
00:32:13,495 --> 00:32:16,163
مثل اين ميمونه که جوابِ همه ي . .
. سئوالها رو هم داشته باشي

523
00:32:23,505 --> 00:32:27,675
اما ديگه نميتونم همه چيزو
. " تحت نظر داشته باشم " کلارک

524
00:32:27,709 --> 00:32:30,611
. . و حالا هم که ديگه " اولي " رو دارم ؛ من

525
00:32:33,115 --> 00:32:36,217
. ميخوام وارد دنياي واقعي بشم . . .

526
00:32:39,921 --> 00:32:42,223
. اما ؛ دنياي مجازي ؛ مانعم ميشه

527
00:32:44,459 --> 00:32:47,027
. . کلويي " ؛ چيزي که اينجا ساختي "

528
00:32:49,030 --> 00:32:51,432
. بزرگتر از هرجفتِمونِه . . .

529
00:32:53,268 --> 00:32:56,070
. به چندين نسل آينده ؛ خدمت ميکنه

530
00:32:56,104 --> 00:32:59,106
. من اينجا قهرمان نيستم

531
00:32:59,141 --> 00:33:01,609
ممکنه تو مردم رو از تصادف هاي قطار
. . نجات ندي " کلويي " ؛

532
00:33:01,643 --> 00:33:03,210
. . يا از حوادث تيراندازي . .

533
00:33:03,245 --> 00:33:05,913
اما ؛ تو هم به اندازه ي بقيه ي ما
. قهرمان هستي

534
00:33:05,947 --> 00:33:08,215
. . ما ؛ نزديک لبه ي يه جنگ قرارگرفتيم " کلويي " ؛

535
00:33:08,250 --> 00:33:09,817
. و دنيا ؛ بهت احتياج داره . . .

536
00:33:13,021 --> 00:33:15,422
. من ؛ بهت احتياج دارم

537
00:33:49,191 --> 00:33:50,324
. . کلارک " ؛ من "

538
00:33:50,358 --> 00:33:53,260
فقط ميخوام اينو بدوني که
. . حتي وقتي بهت صدمه زدم

539
00:33:53,295 --> 00:33:55,262
. سعي داشتم ازت محفاظت کنم . . .

540
00:34:05,807 --> 00:34:07,474
. " ازم محافظت کني "

541
00:34:42,143 --> 00:34:45,246
. فکر کنم " ملکه ي قرمز " باشي

542
00:34:52,420 --> 00:34:54,321
. برنگرد

543
00:34:54,356 --> 00:34:57,458
. . آروم ؛ ديسک رو بذار روي زمين

544
00:34:57,492 --> 00:34:59,526
. و هلِش بده به سمتِ من . . .

545
00:35:08,637 --> 00:35:11,372
ببخشيد که ترتيبِ حافظه خونِتونو دادم

546
00:35:11,406 --> 00:35:13,240
. نباش

547
00:35:13,275 --> 00:35:17,115
البته طرفدار تاکتيک هايي که بکار ميبره نيستم ؛
. اما بهرحال کاري که ازش خواسته ميشه رو انجام ميده

548
00:35:18,980 --> 00:35:21,282
. ميخواستي فرار کنم

549
00:35:23,184 --> 00:35:25,419
از کجا ميدونستي بعدش ميام اينجا ؟

550
00:35:25,453 --> 00:35:27,388
. کاراي تو قابل پيش بيني هستن

551
00:35:30,558 --> 00:35:31,859
. . ممکنه توي اين که

552
00:35:31,893 --> 00:35:34,261
يک قدم از " کيش و مات " جلوتر باشي
. . خيلي مهارت داشته باشي

553
00:35:34,296 --> 00:35:36,930
اما اولين و اصولي ترين چيزا رو . .
. درموردم نميدوني

554
00:35:36,965 --> 00:35:38,999
ميگي که داري زمين رو نجات ميدي ؛

555
00:35:39,034 --> 00:35:41,402
اما درواقع ؛ . .
. فقط و فقط به خودت اهميت ميدي

556
00:35:41,436 --> 00:35:43,470
. . تو ؛ بازي معمايي " مکسول " رو حل کردي

557
00:35:43,505 --> 00:35:45,372
. . چونکه در اعماق قلبت ميدونستي . .

558
00:35:45,407 --> 00:35:48,008
که اظهار عشق " اوليور " بهت . .
. يه دروغه

559
00:35:51,179 --> 00:35:53,547
. . تو نميتوني درک کني که چه معني اي ميده

560
00:35:53,581 --> 00:35:55,983
که از اوني که واقعا دوستِش داري  ؛ . .
. محافظت کني

561
00:35:56,017 --> 00:35:59,820
. و از " کلارک کِنت " هم فاصله بگير

562
00:35:59,854 --> 00:36:01,722
. . اگه خوب حواستو جمع نکني

563
00:36:01,756 --> 00:36:06,327
اونوقت در پايان دنيايي که درپيشه
. طرف اشتباهي رو براي حمايت کردن انتخاب ميکني

564
00:36:25,280 --> 00:36:27,247
. . خداي من ؛ " پِري " ؛

565
00:36:31,720 --> 00:36:33,020
. مُرده رو زنده کردي . . .

566
00:36:33,054 --> 00:36:34,388
. . تو دستِ تنها

567
00:36:34,422 --> 00:36:36,290
کاري که از دستِش داده بودمو . .
. بهم برگردوندي

568
00:36:36,324 --> 00:36:37,758
. همچين کار مهمي نکردم

569
00:36:37,792 --> 00:36:39,904
يه صحبت درست و حسابي اي
. با اون رئيست " استرن " داشتم

570
00:36:39,928 --> 00:36:42,796
. هرگز اين لطفِتو فراموش نميکنم

571
00:36:45,734 --> 00:36:48,268
. " و همينطورم " کلارک . . .

572
00:36:49,771 --> 00:36:51,672
. شما دوتا ؛ گروه خوبي رو ساختين ؛ بچه

573
00:36:51,706 --> 00:36:54,208
يه خبري از " ملکه ي قرمز " ؛
. از " نايروبي " بدستم رسيده

574
00:36:54,242 --> 00:36:56,210
. فردا دارم به اونجا پرواز ميکنم

575
00:36:56,244 --> 00:36:58,579
فردا ؟
پس ماجراي شما و خانم " کِي " چي ميشه ؟

576
00:36:58,613 --> 00:37:00,748
. هنوز بي خيالش نشدم

577
00:37:00,782 --> 00:37:03,617
مارتا " ؛ تنها داستانيه که حاضر نيستم "
. با کسي توش شريک بشم

578
00:37:05,286 --> 00:37:07,621
پس ؛ چي ميگي بچه . . مياي بريم آفريقا ؟

579
00:37:07,655 --> 00:37:10,924
معمولا ؛
. . همچين فرصتي رو براي فرار از مشکلاتم

580
00:37:10,959 --> 00:37:13,994
. از دست نميدادم . . .

581
00:37:14,028 --> 00:37:17,408
بعد از يک روز که همراه " پري وايت " ؛
. . . تو اين چاله و اون چاله افتادم و ماجراجويي کردم

582
00:37:17,432 --> 00:37:19,600
فهميدم که . .
. . مجبور نيستم براي پيدا کردن هدف واقعيم

583
00:37:19,634 --> 00:37:20,801
. به جاي ديگه اي برم . . .

584
00:37:20,835 --> 00:37:22,936
. . من فقط

585
00:37:22,971 --> 00:37:25,906
. بايد قهرمان درونمو پيدا ميکردم

586
00:37:27,842 --> 00:37:30,444
. " خدانگهدار " لِين
. تو يه روزنامه نگار واقعي هستي

587
00:37:30,478 --> 00:37:32,446
. بعدا ميبينمت ؛ رئيس

588
00:37:32,480 --> 00:37:36,383
و ؛ به " کلارک " بگو که
.  ديگه باهمديگه بي حساب شديم

589
00:37:36,418 --> 00:37:39,787
خيلي وقت بود که
. يکي بهش بدهکار بودم

590
00:37:39,787 --> 00:37:49,787
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

591
00:38:30,972 --> 00:38:32,506
. . باورم نميشه که امروز دارين دوباره

592
00:38:32,540 --> 00:38:34,575
. ميرين تا " سناتور کِنت " باشين . . .

593
00:38:34,609 --> 00:38:36,977
. . وقتي فقط خودمون دوتايي اينجاييم

594
00:38:37,011 --> 00:38:39,146
. فقط مادرتم ؛ و نه هيچ کسِ ديگه اي . . .

595
00:38:40,381 --> 00:38:43,817
کاشکي ميتونستين بيشتر از اين
. بياين و بهم سر بزنين

596
00:38:43,852 --> 00:38:46,887
مجبور بودم چند وقتي
. " اينجا رو فراموش کنم " کلارک

597
00:38:46,921 --> 00:38:49,256
. اما هرگز تو رو فراموش نکردم

598
00:38:49,290 --> 00:38:50,958
. خيلي زود برميگردم

599
00:38:52,427 --> 00:38:55,507
شايد دفعه ي آينده ؛ بد نباشه که
. يه مقدار کمتر از " کريپتونايت " استفاده کنيد

600
00:38:58,166 --> 00:39:01,168
کلارک " داري درمورد چي حرف ميزني ؟ "

601
00:39:01,202 --> 00:39:03,337
. . منو براي شام توي خونه نگه داشتين

602
00:39:03,371 --> 00:39:06,106
تا افرادتون بتونن . .
. ردِ " کتابِ راو " رو بگيرن

603
00:39:06,140 --> 00:39:08,652
به محض اينکه فهميديد " پري " و " لوييس " ؛
. . خودشونو قاطي ماجرا کردن

604
00:39:08,676 --> 00:39:11,211
. بايد اونا رو از معادله خارج ميکردين . .

605
00:39:11,246 --> 00:39:13,347
. شما ؛" ملکه ي قرمز " هستيد

606
00:39:16,618 --> 00:39:19,019
چرا به من چيزي نگفتيد ؟

607
00:39:25,059 --> 00:39:28,028
چونکه نميخواستم تو ؛ در خط آتش ؛
. و در معرض خطر باشي

608
00:39:29,030 --> 00:39:31,732
پس ، بجاش ؛
پري وايت " رو با خودتون آوردين ؟ "

609
00:39:31,766 --> 00:39:34,801
اصلا نميدونستم همچين سرنخ هايي داره و
. دنبال اون داستانِه

610
00:39:34,836 --> 00:39:37,437
. ميدوني ؛ اون ؛ منو ميخندونه

611
00:39:37,472 --> 00:39:41,575
بهم حسي ميده که
. همه چيز بالاخره درست ميشه

612
00:39:41,609 --> 00:39:45,279
اما درحال حاضر نميتونم همچين
. خوش گذروني اي رو توي زندگيم داشته باشم

613
00:39:47,715 --> 00:39:49,750
. . متاسفم

614
00:39:49,784 --> 00:39:52,152
. اما به " کتابِ راو " احتياج  دارم . .

615
00:39:54,722 --> 00:39:58,759
جور-ال " اون کتاب رو اينجا ؛ براي من "
. گذاشته بود ؛ تا باهاش ، اين سياره رو نجات بدم

616
00:40:00,461 --> 00:40:04,131
اين ؛ همون چيزيه که شما و پدر ؛
. منو براش بزرگ کردين

617
00:40:04,165 --> 00:40:05,766
. اين ؛ سرنوشتمِه

618
00:40:05,800 --> 00:40:09,036
. . من و پدرت ؛ هميشه بهت اطمينان داشتيم

619
00:40:09,070 --> 00:40:12,072
که تصميم درست رو ميگيري و . .
. کار صحيح رو انجام ميدي

620
00:40:12,106 --> 00:40:14,841
. اونموقع ها ؛ آسون تر بود

621
00:40:14,876 --> 00:40:19,279
. . اما الان ؛ با اين خطري که باهاش مواجهيم

622
00:40:25,920 --> 00:40:28,388
. . وقتي به " واشنگتون " رفتم

623
00:40:28,423 --> 00:40:32,793
متوجه شدم که اونجا ؛ نيروهايي هستن
. که عليهِ تو کار ميکنن

624
00:40:32,827 --> 00:40:35,128
. خواستم ازت محافظت کنم

625
00:40:35,163 --> 00:40:38,332
اما نميتونستم به عنوانِ " مارتا کِنت " ؛
. اينکارو بکنم

626
00:40:41,102 --> 00:40:43,704
. پس ، تبديل به " ملکه ي قرمز " شدم

627
00:40:52,046 --> 00:40:54,615
. " کتابِ راو "

628
00:41:03,458 --> 00:41:05,292
حالت خوبه مامان ؟

629
00:41:05,326 --> 00:41:08,128
. . فقط

630
00:41:08,162 --> 00:41:10,731
به خودم گفت که دنيا ؛ . .

631
00:41:10,765 --> 00:41:13,000
. بيش از من به " کلارک کِنت " احتياج داره

632
00:41:13,034 --> 00:41:17,371
اما حقيقت اينه که خيلي ميترسيدم
. که تو رو ازدست بدم

633
00:41:17,405 --> 00:41:20,140
. هرگز منو از دست نميدين
. هميشه پيشتون هستم

634
00:41:20,174 --> 00:41:22,342
. تو متوجه نيستي

635
00:41:22,377 --> 00:41:25,779
ميشه از " کتابِ راو " ؛
. . براي منتقل کردن " کندوري ها " ؛

636
00:41:25,813 --> 00:41:27,848
. به صفحه اي ديگه از عالم وجود استفاده کرد

637
00:41:27,882 --> 00:41:31,051
. اون ؛ جوابيه که دنبالش ميگشتيم

638
00:41:31,085 --> 00:41:32,853
. . کلارک " ؛ "

639
00:41:32,887 --> 00:41:36,823
اگه از " کتابِ راو " براي فرستادن " کندوري ها " ؛
. .  به يه سياره ي ديگه استفاده بشه

640
00:41:36,858 --> 00:41:40,227
اونوقت ؛ تمام " کندوري ها " ؛ . .
. . از زمين تبعيد ميشن

641
00:41:40,261 --> 00:41:42,696
. که شامل تو هم ميشه . . .

642
00:41:43,500 --> 00:41:58,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

