﻿1
00:00:01,793 --> 00:00:02,846
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,032 --> 00:00:05,384
يه فونتِ قشنگ هم واسه
. مقاله ي افشاگرانه ام انتخاب کردم

3
00:00:05,504 --> 00:00:07,550
. راستش ؛ يه تيتر يکِ ديگه اي تو فکرم بود

4
00:00:07,911 --> 00:00:10,338
. " لکه ؛ لوييس لِين را به قتل ميرساند "

5
00:00:12,741 --> 00:00:14,309
! نــه

6
00:00:17,537 --> 00:00:19,154
! ميدوني يه جايي اون بيرون هستي

7
00:00:19,618 --> 00:00:20,915
. مراقبت بودم

8
00:00:21,409 --> 00:00:22,618
. بايد ببينمت

9
00:00:22,738 --> 00:00:24,269
نظرت درمورد کابين تلفن چيه ؟

10
00:00:24,389 --> 00:00:26,173
الو ؟

11
00:00:26,293 --> 00:00:28,855
. من ؛ لکه ي قرمز/آبي هستم
. نامه ات به دستم رسيد

12
00:00:28,975 --> 00:00:30,495
. . چيزي که واقعا ميخوام بدونم اينه که

13
00:00:30,584 --> 00:00:31,646
به چي احتياج داري ؟ . .

14
00:00:31,766 --> 00:00:33,023
. به کمکت احتياج دارم

15
00:00:33,143 --> 00:00:34,875
. اما نميتوني درموردش به کسي بگي

16
00:00:34,995 --> 00:00:35,886
. قول ميدم

17
00:00:36,006 --> 00:00:37,262
. . اگه موضوع مرگ و زندگي نبود

18
00:00:37,382 --> 00:00:38,823
. "همچين درخواستي ازت نميکردم " لوييس

19
00:00:38,847 --> 00:00:40,527
. به " کيش و مات " خوش آمدي

20
00:00:41,032 --> 00:00:42,770
. يه بازيکن جديد ؛ جلومونو گرفته

21
00:00:52,281 --> 00:00:55,038
چطوري خودتو قاطي اين چيزا کردي " لِين " ؟

22
00:00:59,488 --> 00:01:03,257
. از ديدنت خوشحالم ؛ هِي

23
00:01:03,292 --> 00:01:06,294
. طرف ، داخلِه ؛ رئيس
. ميگه فقط به شما نشونِش ميده

24
00:01:06,328 --> 00:01:08,903
. ميخواد جايزه ي ميليون دلاري رو بگيره

25
00:01:09,023 --> 00:01:10,023
واقعا ؟

26
00:01:10,359 --> 00:01:11,199
. خانم ها

27
00:01:11,233 --> 00:01:13,367
. سلام ؛ خوشگله

28
00:01:13,402 --> 00:01:16,671
. دوستِ قديمي خودم
. خيلي وقته نديده بودمت

29
00:01:16,705 --> 00:01:19,307
. هِي

30
00:01:22,277 --> 00:01:23,811
." خوشحالم که دوباره پيشموني " رِي

31
00:01:23,845 --> 00:01:26,078
. از اينکه برگشتم خوشحالم ؛ عزيزم

32
00:01:50,272 --> 00:01:51,553
. . خوب

33
00:01:52,354 --> 00:01:55,910
. . به عنوان بازپرس سابق

34
00:01:56,593 --> 00:01:59,914
ميخوام از همگي بابت اينکه براي
. . جشن گرفتن

35
00:01:59,948 --> 00:02:01,697
. . گنجينه ي ملي اي که

36
00:02:02,454 --> 00:02:04,762
همون سيستم قضايي آمريکاس ؛ . .
. بهم ملحق شدين ؛ سپاسگزاري کنم

37
00:02:04,786 --> 00:02:06,487
. . ميدونيد

38
00:02:07,346 --> 00:02:09,023
. . اونا منو از اداره بيرون انداختن . .

39
00:02:09,708 --> 00:02:12,627
. . به شروع به قتل ؛ متهمم کردن . .

40
00:02:12,661 --> 00:02:14,662
. . حتي سعي کردن حبس ابد برام صادرکنن

41
00:02:14,696 --> 00:02:16,430
. . و با اينحال . .

42
00:02:17,468 --> 00:02:18,833
. من ؛ اينجام . . .

43
00:02:34,483 --> 00:02:36,217
. . پس

44
00:02:36,929 --> 00:02:38,965
. شنيدم که يه چيزي برام آوردي

45
00:02:40,563 --> 00:02:42,007
چند ميليون دلار جايزه ام چي شد ؟

46
00:02:45,622 --> 00:02:47,137
. صبرمو امتحان نکن ؛ پسرم

47
00:03:21,207 --> 00:03:22,355
! " لوييس "

48
00:03:23,265 --> 00:03:24,565
کلارک " ؟ "

49
00:03:36,755 --> 00:03:38,355
. ازتون خواستم که داستان خبريو پيدا کنين

50
00:03:38,765 --> 00:03:40,425
. نه اينکه خبرساز بشين

51
00:03:43,191 --> 00:03:45,186
يکيتون ميخواد بهم بگه که
چه اتفاقي افتاده ؟

52
00:03:52,127 --> 00:03:54,261
. بذار حدس بزنم

53
00:03:54,296 --> 00:03:56,697
شما دوتا ؛ از اون دعواهاي آدماي عاشقو داشتين ؟

54
00:03:57,899 --> 00:04:00,801
. من و " کلارک " ؛ دعوا نميکنيم

55
00:04:00,836 --> 00:04:02,903
. هيچي دعوايي به کار نبوده

56
00:04:02,938 --> 00:04:04,672
. . منظور " لوييس " اينه که ما سعي ميکنيم

57
00:04:04,706 --> 00:04:07,408
که اجازه نديم زندگي شخصيمون
. روي شغلمون اثر بذاره

58
00:04:07,930 --> 00:04:10,977
. خوب ، ديگه مجبور نيستين که " سعي " کنيد

59
00:04:13,821 --> 00:04:16,204
. چونکه هرجفتِتون اخراجين

60
00:04:24,468 --> 00:04:26,536
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت هجدهم "
" ( شرِيد ( نوعي بازي معمايي  "

61
00:04:26,560 --> 00:04:30,315
* يکي نجاتم بده *

62
00:04:30,435 --> 00:04:32,753
" نجاتم بده "
" اجرا شده توسطِ : رِمي زيرو "

63
00:04:32,873 --> 00:04:36,430
* بگذار تا دستان پرحرارتِت منو دربَر بگيرن *

64
00:04:36,550 --> 00:04:43,145
* يکي نجاتم بده *

65
00:04:43,391 --> 00:04:46,726
* برام مهم نيست که چطوري *

66
00:04:46,846 --> 00:04:49,046
* فقط بمون *

67
00:04:49,166 --> 00:04:51,623
* بمون *

68
00:04:51,743 --> 00:04:53,673
* خواهش ميکنم *

69
00:04:53,793 --> 00:04:57,912
* خيلي وقته منتظرت بودم *

70
00:04:58,032 --> 00:05:03,055
* فقط پيشم بمون *

71
00:05:03,175 --> 00:05:07,223
* تمام دنيا رو برات به تلالو درآوردم *

72
00:05:07,343 --> 00:05:09,413
* فقط بمون *

73
00:05:09,533 --> 00:05:11,968
* بمون *

74
00:05:12,088 --> 00:05:13,571
* خواهش ميکنم *

75
00:05:15,509 --> 00:05:18,009
" يک روز قبل "

76
00:05:18,410 --> 00:05:33,610
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

77
00:05:36,401 --> 00:05:38,135
. " کلويي "

78
00:05:38,169 --> 00:05:40,137
باورت ميشه ؟
. زود اومدم

79
00:05:40,171 --> 00:05:42,572
نه ؛ " لوييس " ؛ وقتي ميشه بگي
. . زود اومدي که

80
00:05:42,607 --> 00:05:44,307
. . سرِ وقت به مقصدِت برسي . .

81
00:05:44,342 --> 00:05:46,487
نه وقتي که بتوني از هفت چهارراه اونطرف تر
. مقصدِتو ببيني

82
00:05:46,511 --> 00:05:49,513
. اجازه نميدم کسي روزمو خراب کنه

83
00:05:49,547 --> 00:05:51,848
. . قراره امشب " کلارک " ببرتم بالاي پشتِ بام

84
00:05:51,883 --> 00:05:53,517
. تا با همديگه ستاره ها رو رصد کنيم . .

85
00:05:53,551 --> 00:05:54,718
. باشه

86
00:05:54,752 --> 00:05:58,021
اين حرفت ؛ دليل اون مکالمه ي تلفني فوري
. که ملکه ي بزرگ باهام داشت رو توضيح ميده

87
00:05:58,056 --> 00:05:59,790
. زنده باد ملکه

88
00:05:59,824 --> 00:06:03,460
. باورم نميشه به اين سرعت يکي گيرآوردي

89
00:06:03,494 --> 00:06:06,530
. متوجه شدم که " کلارک " به تلسکوپ علاقه داره

90
00:06:06,564 --> 00:06:10,131
فکر ميکني ازش خوشش بياد ؟ -
. فکر کنم ازش خوشش بياد -

91
00:06:10,368 --> 00:06:12,246
اما ؛ دقيقا چه چيزي درمورد اين تلسکوپ
. . وجود داره که

92
00:06:12,270 --> 00:06:14,905
که مستحق اينطور خوشحالي و . .
جشن گرفتنه ؟

93
00:06:16,107 --> 00:06:17,875
. . خوب

94
00:06:17,909 --> 00:06:20,311
. امشب ؛ همون شبِ مخصوصه

95
00:06:20,345 --> 00:06:22,746
. . به تعبير ژنرال

96
00:06:22,781 --> 00:06:25,182
. وقتشه که کلمه ي " ع " دار رو بگيم -
! چي ؟ -

97
00:06:25,216 --> 00:06:28,586
يعني تاحالا از کلمه ي " عشق " ؛
استفاده نکردين ؟

98
00:06:28,620 --> 00:06:33,023
به همراه چندتايي از مراحل مهم و بااهميتي
. که در هر رابطه اي وجود داره

99
00:06:33,058 --> 00:06:36,193
نميدونم چطور بگم . . اوضاع قبلا
. . با " کلارک " خيلي آسون تر پيش مي رفت

100
00:06:36,227 --> 00:06:38,039
ميدوني ؛ همون روزايي رو ميگم که
. . تا آدم از خواب بلند ميشه ؛

101
00:06:38,063 --> 00:06:40,074
اولين کاري که ميکنه اينه که
. . تلفن همراهشو چک ميکنه تا ببينه

102
00:06:40,098 --> 00:06:41,332
پيامک يا ايميل جديدي ؛

103
00:06:41,366 --> 00:06:43,434
واسش اومده و منتظرشن که بازشون کنه ؟

104
00:06:43,468 --> 00:06:45,970
بهرحال ؛ از روزي که تصميم گرفتيم ؛

105
00:06:46,004 --> 00:06:47,938
. . بتونيم از همديگه رازهاي خودمونو مخفي کنيم

106
00:06:47,973 --> 00:06:49,840
. اوضاع بينمون تغيير کرده . .

107
00:06:49,874 --> 00:06:53,243
. اما امشب ؛ همه چيز عوض ميشه

108
00:06:53,278 --> 00:06:55,379
يه دقيقه وايسا ؛
گفتي " راز " ؟

109
00:06:55,413 --> 00:06:57,281
و حالا اوضاع ميخواد عوض بشه ؟

110
00:06:58,850 --> 00:07:00,884
. ديگه رازي بينمون نخواهد بود

111
00:07:00,919 --> 00:07:03,320
وقتشه که پوششي که روي
. همه ي رازهامون هست رو برداريم

112
00:07:03,355 --> 00:07:04,922
. . منظورم اينه که اگه عاشق همديگه ايم

113
00:07:04,923 --> 00:07:06,223
. . پس

114
00:07:06,257 --> 00:07:09,226
چيزي نبايد بينمون باشه ، درسته ؟ . . .

115
00:07:28,980 --> 00:07:30,725
ببينم ، تو اصلا صندوق پيامهاي صوتي خودتو
چک ميکني ؟

116
00:07:30,749 --> 00:07:32,049
مثل اينکه امروز به ؛

117
00:07:32,083 --> 00:07:33,984
صبحونه ي توي رختخوابت با
اوليور " نرسيدي ؟ "

118
00:07:34,019 --> 00:07:36,253
. نيومدم درمورد زندگي عشقيم حرف بزنم -
. منم همينطور -

119
00:07:36,287 --> 00:07:37,732
. اومدم در مورد زندگي عشقي تو حرف بزنم

120
00:07:37,756 --> 00:07:38,889
. . نميشه درمورد همون موضوعِ

121
00:07:38,923 --> 00:07:40,234
انسجام موجودات بيگانه " ؛ "
با زمين حرف بزنيم ؟

122
00:07:40,258 --> 00:07:41,969
. " حرفِ من ؛ ارتباطي با جاافتادن نداره " کلارک

123
00:07:41,993 --> 00:07:43,471
. . الان ديگه " زاد " قدرتهاي خودشو داره

124
00:07:43,495 --> 00:07:45,562
. و تو هم همه ي رازهاتو بهِش گفتي

125
00:07:45,597 --> 00:07:48,098
الان وقت خوبي براي وارد کردن " لوييس " ؛
. به اين معادله نيست

126
00:07:48,133 --> 00:07:49,233
لوييس " ؟ " -
. آره -

127
00:07:49,267 --> 00:07:50,845
. . درمورد قرار مهمي که امشب دارين بهم گفت

128
00:07:50,869 --> 00:07:52,903
که قراره هر دو ؛ هرچي راز دارين رو
. به همديگه بگين

129
00:07:52,904 --> 00:07:55,105
. قرار نيست چيزي به " لوييس " بگم

130
00:07:55,140 --> 00:07:57,818
دارم امشب براي " لوييس " شام درست ميکنم
. تا رازهايي که داره رو بهم بگه

131
00:07:57,842 --> 00:07:59,710
. داره يه چيزي رو ازم مخفي ميکنه

132
00:07:59,744 --> 00:08:02,046
نخواستم از قدرتهاي خودم
. براي جاسوسي کردنش استفاده کنم

133
00:08:02,080 --> 00:08:03,547
. اين موضوع داره ديوونه ام ميکنه

134
00:08:03,581 --> 00:08:05,516
پس ، ميخواي گولِش بزني
تا خودش بهت بگه ؟

135
00:08:05,550 --> 00:08:07,061
کلارک " ؛ تو خودت مسئول "
. . تمام اين اتفاقاتي هستي

136
00:08:07,085 --> 00:08:08,295
. که داره تو زندگي " لوييس " ميفته . .

137
00:08:08,319 --> 00:08:10,097
چندين ماهِه که ديگه
. به عنوان " لکه " باهاش تماس نگرفتم

138
00:08:10,121 --> 00:08:11,288
. " مهم نيست " کلارک

139
00:08:11,322 --> 00:08:13,123
. . به محض اين که با شخصيت " لکه " ات

140
00:08:13,124 --> 00:08:14,502
. . از " لوييس " خواستي که درمورد "  لکه " دروغ بگه

141
00:08:14,526 --> 00:08:15,870
. . درست همون روزي بود که ازش خواستي

142
00:08:15,894 --> 00:08:17,394
. . درمورد کسي که عاشقشه دروغ بگه . .

143
00:08:17,429 --> 00:08:18,909
. که اون شخص هم ؛ خودِ جنابعالي باشيد

144
00:08:20,365 --> 00:08:22,125
. و اونم ؛ همونکاري که ازش خواستيو انجام داد

145
00:08:23,768 --> 00:08:26,236
رابطه اي که توش راز وجود داشته باشه
. هرگز به جايي نميرسه

146
00:08:26,271 --> 00:08:28,449
. به خودت و " اوليور " نگاه کن
. همه چيز بينِ شما روشنِ روشنِه

147
00:08:28,473 --> 00:08:31,141
بخاطر اينه که هردو درک ميکنيم
. . که رابطه ي ما

148
00:08:31,176 --> 00:08:32,920
نسبت به وظيفه اي مهم تري که داريم
. در مرتبه ي دوم قرار ميگيره

149
00:08:32,944 --> 00:08:34,055
. . کلارک " ؛ تو و " لوييس " ؛"

150
00:08:34,079 --> 00:08:35,623
. مجبور نيستيم با شما تفاوتي داشته باشيم

151
00:08:35,647 --> 00:08:37,525
. . حالا ؛ اگه " لوييس " امشب ميخواد بهم اطمينان کنه

152
00:08:37,549 --> 00:08:40,284
. شايد وقتش رسيده که منم بهش اطمينان کنم . .

153
00:08:58,369 --> 00:09:00,938
. هِي

154
00:09:00,972 --> 00:09:02,806
. هِي

155
00:09:02,841 --> 00:09:05,476
پيامَمو گرفتي ؟

156
00:09:05,510 --> 00:09:07,511
. آهان

157
00:09:09,514 --> 00:09:12,683
پس ؛ قرار امشبمون هنوز سرجاشِه ؟

158
00:09:14,552 --> 00:09:17,588
. بدون شک

159
00:09:17,622 --> 00:09:21,291
تو جعبه چيه ؟

160
00:09:21,326 --> 00:09:23,894
. يه سورپرايز

161
00:09:25,396 --> 00:09:28,398
. روز طولاني اي ميشه

162
00:09:30,068 --> 00:09:32,936
. آهان

163
00:09:34,506 --> 00:09:37,941
با يه پيش نمايش چطوري ؟

164
00:09:47,152 --> 00:09:50,487
بعضي وقتا ؛ قسم ميخورم که
. تو بيشتر از دوتا دست داري

165
00:09:53,458 --> 00:09:56,093
يا اون بوسه ادراکِ زمان و مکانمو عوض کرده ؛

166
00:09:56,127 --> 00:09:58,095
. يا اينکه اين ساختمون ؛ خيلي فعال تر از هميشه اس

167
00:09:58,129 --> 00:09:59,396
. روز مهميه

168
00:09:59,430 --> 00:10:01,498
فکر کنم يه ارتباطي با
. سردبير جديدمون داشته باشه

169
00:10:01,533 --> 00:10:02,733
يه سردبير ديگه ؟

170
00:10:02,767 --> 00:10:04,768
. بايد يه درِ دوّار اون بالا نصب کنن

171
00:10:04,803 --> 00:10:06,203
. . مشخصه که مالکِ برجسته ي روزنامه

172
00:10:06,237 --> 00:10:08,238
. . بر اساس شانس و اقبال . .

173
00:10:08,273 --> 00:10:12,142
. سردبير جديد رو انتخاب کرده . .

174
00:10:14,712 --> 00:10:16,313
. . خوب

175
00:10:16,347 --> 00:10:19,683
فکر کنم اين هفته
. حسابي شانس باهام يار بوده

176
00:10:19,717 --> 00:10:21,385
. " فرانکلين استرن "

177
00:10:21,419 --> 00:10:26,356
احتمالا شما بايد خانم دوست داشتني
. و جذابِ " لِين " باشيد

178
00:10:26,391 --> 00:10:29,459
خانم " لِين " از اون جور آدمايي هستن که
. درمرور زمان بهشون عادت ميکنيد

179
00:10:31,029 --> 00:10:33,797
. . موضوع اينه که از وقتي " تِس " رفته

180
00:10:33,832 --> 00:10:35,599
. سردبيرهاي زيادي اينجا عوض شدن . .

181
00:10:35,633 --> 00:10:37,301
. نه براي مدت خيلي طولاني

182
00:10:37,335 --> 00:10:39,246
هيئت مديره ؛
. . براي پيدا کردن سردبير اصلي روزنامه

183
00:10:39,270 --> 00:10:41,305
. دست به جستجوي جهاني زده . .

184
00:10:41,339 --> 00:10:44,942
و من  قصد دارم  کاري کنم
. تصميم گيري براشون آسون بشه

185
00:10:44,976 --> 00:10:47,211
و تصميم گرفتيد که ستادِ تبليغاتي خودتونو ؛

186
00:10:47,245 --> 00:10:49,246
با کم کردن از تعداد ميزهاي اداره . .
شروع کنين ؟

187
00:10:49,280 --> 00:10:51,181
. . خانم " لِين " ؛

188
00:10:52,851 --> 00:10:57,654
. . داشتم پرونده هاي شخصي کارکن ها رو ميخوندم

189
00:10:57,689 --> 00:11:00,490
. . تا حالات خطرناک رو شناسايي کنم . .

190
00:11:00,525 --> 00:11:03,060
. . و متوجه شدم که شما دونفر . .

191
00:11:03,094 --> 00:11:06,263
درگيريه رابطه ي . .
. داخل اداره هستيد

192
00:11:06,297 --> 00:11:09,266
. نه ؛ نه ؛ قربان

193
00:11:09,300 --> 00:11:11,568
. آره ؛ درسته

194
00:11:11,603 --> 00:11:14,805
به هردليلي ؛
. . به نظرمياد شما دوتا وقتِ زيادي رو

195
00:11:14,839 --> 00:11:17,007
. . بيرون از اداره صرف ميکنيد . .

196
00:11:17,041 --> 00:11:19,276
. . تا يه خبر دست اول و مهم پيدا کنين

197
00:11:19,310 --> 00:11:21,422
اينقدر زياد ؛ که به وظايف خودتون ؛
. در برابر " ديلي پلنت " عمل نميکنيد

198
00:11:21,446 --> 00:11:23,190
اگه بخوايم انصاف رو رعايت کنيم ، قربان ؛
. . ما هردو

199
00:11:23,214 --> 00:11:24,291
. خبرهاي خيلي مهمي رو باهمديگه منتشر کرديم

200
00:11:24,315 --> 00:11:25,883
. . من يه خبر مهم تري واستون دارم

201
00:11:25,917 --> 00:11:29,319
دادستانِ سابقِ منصفِ رُسواي شهرمون ؛
. . رِي ساکس " ؛ "

202
00:11:29,354 --> 00:11:32,222
. حکم حبسِ ابدشو لغو کرده . .

203
00:11:32,257 --> 00:11:34,324
. امروز هم از زندان آزاد ميشه

204
00:11:37,161 --> 00:11:38,962
. . امروز که به آخر برسه

205
00:11:38,997 --> 00:11:40,797
. فقط يکي از اين اسم ها ؛ روي ميز باقي ميمونه

206
00:11:43,301 --> 00:11:46,203
. اميدوارم بهترين خبرنگار برنده بشه

207
00:12:30,501 --> 00:12:33,704
. اوليور " کليدهاي دفترشو بهت داده "

208
00:12:33,738 --> 00:12:36,673
بايد درمورد همه ي رازهايي که داره
. بهت اعتماد داشته باشه

209
00:12:36,708 --> 00:12:38,442
. " تِس "

210
00:12:38,476 --> 00:12:40,310
. فکر ميکردم قراره مخفي شده باشي

211
00:12:40,345 --> 00:12:41,956
ميدوني ؛ اگه براي مخفي شدن
. . به مشکل برخوردي

212
00:12:41,980 --> 00:12:43,847
. مطمئنم که ميتونم کمکت کنم . .

213
00:12:45,083 --> 00:12:47,351
. . پس آتش بسِ موقتمون تموم شده و

214
00:12:47,385 --> 00:12:49,553
. برگشتيم به دوران جنگمون . .

215
00:12:49,587 --> 00:12:51,555
. باشه

216
00:12:51,589 --> 00:12:53,657
فقط اينو يادت باشه " کلويي " ؛
. . که اون بيرون

217
00:12:53,691 --> 00:12:55,302
ممکنه از انظار مردم مخفي شده باشم ؛
. . اما اينجا

218
00:12:55,326 --> 00:12:56,960
. هنوزم مديرعامل شرکت هستم . .

219
00:13:02,367 --> 00:13:04,167
اوليور " کجاس ؟ "

220
00:13:05,903 --> 00:13:07,871
. از شهر بيرون رفته

221
00:13:13,478 --> 00:13:15,512
. . کنجکاو بودم که شما دوتا

222
00:13:15,546 --> 00:13:17,547
چطوري با همديگه جفت و جور شدين ؟

223
00:13:17,582 --> 00:13:19,750
. . دوستاي مشترکي داريم

224
00:13:19,784 --> 00:13:21,918
که متوجه شدم پيدا کردن دوست . .
. برات کار سختيه

225
00:13:21,953 --> 00:13:24,231
با توجه به اين حقيقت که براي پيداکردن دوست
. . مجبور شدي به

226
00:13:24,255 --> 00:13:26,000
فضاي خارج از زمين بري . .
. تا دوستي رو واسه خودت دست و پا کني

227
00:13:26,024 --> 00:13:28,592
کندوري ها " رو ميگي ؟ "

228
00:13:28,626 --> 00:13:33,030
خودت بعدا متوجه ميشي " کلويي " ؛ بهتره اون ها رو
. متحد خودمون نگه داريم تا ازشون دشمن بسازيم

229
00:13:33,064 --> 00:13:35,132
. کلارک " اينو ميفهمه "

230
00:13:35,166 --> 00:13:36,844
چرا تو و " اوليور " متوجهِ اين نکته نميشين ؟

231
00:13:36,868 --> 00:13:38,869
. . کلارک " خوش بينانه فکر ميکنه "

232
00:13:38,903 --> 00:13:42,072
که " زاد " ميتونه پيشبند ببنيده و قهوه سِرو کنه
. و مثل انسانهاي عادي زندگي کنه

233
00:13:42,106 --> 00:13:44,041
. . اما ما ؛ اينطوري فکر نميکنيم

234
00:13:44,075 --> 00:13:46,309
. بخصوص حالا که قدرتهاي خودشو هم بدست آورده

235
00:13:48,212 --> 00:13:50,180
ما " ؟ "

236
00:13:50,214 --> 00:13:52,416
منظورت تو و " گيرين آرو"ـئه ؟

237
00:13:54,585 --> 00:13:56,253
کلويي " ؛ "

238
00:13:56,287 --> 00:13:59,166
اينو ميفهمم که تو ؛ چي توي قهرمانها ميبيني ؛
. . که اينقدر شيفته ي اونا شدي ؛

239
00:13:59,190 --> 00:14:02,592
اما اونا ؛ چي درونت ميبينن ؟ . .

240
00:14:02,627 --> 00:14:04,705
منم ميتونم همين سئوال رو
. . از " زاد " درمورد تو بپرسم

241
00:14:04,729 --> 00:14:06,730
. اما فکر کنم ديگه مجبور به پرسيدنش نباشم

242
00:14:06,764 --> 00:14:09,076
چند وقتيه حواسم به شما دوتا بوده ؛
. . و مثل اينکه " زاد " ؛

243
00:14:09,100 --> 00:14:13,904
چند وقتيه که شب ها ؛ . .
. براي شام ؛ به خونه نيومده

244
00:14:13,938 --> 00:14:16,440
. " حواسِتو جمع کن خانم " مرسِر

245
00:14:17,508 --> 00:14:20,548
همينطور که پيش بري ؛ ممکنه ديگه آدمي
. دور و برت نمونه که بخواي بهش خيانت کني

246
00:14:30,021 --> 00:14:31,388
. . نميدونم کدوم بدتره " کلارک " ؛

247
00:14:31,422 --> 00:14:33,300
اين که ؛ دادستاني که منو از روي پشت بام
. .  پرت کرد پايينو آزاد کردن

248
00:14:33,324 --> 00:14:34,835
. . يا اينکه سردبير ؛ ما دوتا رو انداخت توي رينگ

249
00:14:34,859 --> 00:14:36,036
. تا هرکي ببازه رو اخراج کنه . . .

250
00:14:36,060 --> 00:14:37,771
نگران نباش ؛
. . اگه بتونيم يه خبر درست و حسابي دست و پا کنيم

251
00:14:37,795 --> 00:14:39,663
. ميتونيم شغل هردوتاييمونو نجات بديم . . .

252
00:14:39,697 --> 00:14:41,809
براي اينکه حکم حبس ابدي که براش صادرشده رو
. . برعکس و بي اثر کرده باشه

253
00:14:41,833 --> 00:14:44,278
ساکس " ؛ بايستي همچنان دوستان قدرتمندي "
. در ساختمان سازمان هاي حکومتي شهر داشته باشه

254
00:14:44,302 --> 00:14:46,069
. . و با توجه به وبلاگهاي زيرزميني

255
00:14:46,104 --> 00:14:48,415
امشب ؛ در " مکسوِل " ؛ يه مهموني خوش آمد گويي "
. برگذار کرده

256
00:14:48,439 --> 00:14:50,250
سردسته هاي جنايتکارها ؛ اجازه ي ورود افرادي
. خارج از دارودسته ي خودشون به مهموني رو نميدن

257
00:14:50,274 --> 00:14:51,885
بدون دعوت ؛ وارد کاخ سفيد شدن ؛
. . خيلي راحت تر از

258
00:14:51,909 --> 00:14:53,577
. يواشکي وارد شدن به اون مهمونيه . .

259
00:14:55,947 --> 00:14:57,958
ببين ، فقط تا آخر امروز ؛
. براي نوشتن اين گزارش وقت داريم

260
00:14:57,982 --> 00:15:00,222
فکر کنم اگه از همديگه جدا بشيم
. فضاي بيشتري رو پوشش بديم

261
00:15:00,918 --> 00:15:02,586
. فکر خوبيه

262
00:15:04,755 --> 00:15:06,923
. بدجوري منتظر رسيدن امشب و اون قرارمون هستم

263
00:15:14,165 --> 00:15:17,367
. " سلام ؛ منم ؛ " لوييس
. فکر کنم خونه نباشي

264
00:15:17,401 --> 00:15:19,646
فکر اينکه ميتونم براي " لکه " پيام بذارم
. يه مقدار عجيب و غريبه

265
00:15:19,670 --> 00:15:21,115
. . منظورم اينه که
. . نه اينطورکه عجيب و غريب باشه ها

266
00:15:21,139 --> 00:15:22,483
. فقط . . خودت که ميدوني منظورم چيه

267
00:15:22,507 --> 00:15:24,418
تصور اينکه " لکه " ؛ تلفنشو برداره و
. . تماس هايي که باهاش گرفته شده رو چک کنه سخته

268
00:15:24,442 --> 00:15:27,642
نه اينکه تماس هايي که من باهات ميگيرمو
. . براي جواب دادن انتخاب نکني ها ؛ اما من

269
00:15:27,845 --> 00:15:29,022
. دوباره منم ؛ دفعه ي قبل ؛ تلفن قطع شد

270
00:15:29,046 --> 00:15:30,547
. . ميدوني ؛ مدتي که براي گذاشتن پيام

271
00:15:30,581 --> 00:15:31,859
روي تلفنت انتخاب کردي ؛ . .
. خيلي کمه و به پيام گذاشتن نميرسه

272
00:15:31,883 --> 00:15:33,427
. اون صداي " بيپ " خيلي سريع شنيده ميشه

273
00:15:33,451 --> 00:15:35,152
. اما . . تو " لکه " اي ديگه ؛ البته

274
00:15:35,186 --> 00:15:37,506
مطمئنم دوست داري همه چي سريع اتفاق بيفته ؛
. . اما ؛ من فقط

275
00:15:38,222 --> 00:15:39,556
. حرفم اينه

276
00:15:39,590 --> 00:15:41,301
دارم يه گزارش خبري درمورد
. دادستان سابق قاتلِمون تهيه ميکنم

277
00:15:41,325 --> 00:15:43,737
معمولا ؛ براي گزارش تهيه کردن ؛
. . به همکارم دونفري گزارشو تهيه ميکنيم

278
00:15:43,761 --> 00:15:45,372
اما ميخوام در امن و امان نگهِش دارم
. . ميخوام خطري تهديدش نکنه

279
00:15:45,396 --> 00:15:49,099
و تا ميشه از " ساکس " و دار و دسته ي قاتلِش
. دور نگهِش دارم

280
00:15:49,133 --> 00:15:51,034
کلارک " ضد گلوله نيست ؛ "
. اما تو هستي

281
00:15:51,068 --> 00:15:53,136
ميخواي توي اين مورد کمکم کني ؟

282
00:15:58,743 --> 00:16:01,188
لوييس " يه راهي پيدا ميکنه تا امشب ؛ "
. قبل از مهموني " ساکس " رو ببينه

283
00:16:01,212 --> 00:16:02,679
. کلويي " ، من اول بايد پيداش کنم "

284
00:16:02,713 --> 00:16:03,813
. " ببين؛ متوجهم " کلارک

285
00:16:03,848 --> 00:16:05,782
يه مقدار از ثروت " اوليور " رو
. . خرجِ

286
00:16:05,816 --> 00:16:07,728
به روز کردن سيستم امنيتيِ . .
. برج مراقبت " کردم "

287
00:16:07,752 --> 00:16:08,862
. . به علاوه ؛ يه ماهواره دارم که

288
00:16:08,886 --> 00:16:10,564
تمام وقت وظيفه اش اينه که . .
. . حالا که ديگه " زاد " آدرسِتو ميدونه

289
00:16:10,588 --> 00:16:12,088
. دژِ تو رو زير نظر داشته باشه . . .

290
00:16:12,123 --> 00:16:13,190
. . اين غريزه که

291
00:16:13,224 --> 00:16:14,801
ميخواي از اونايي که دوستشون داري
. محافظت کني رو درک ميکنم

292
00:16:14,825 --> 00:16:17,494
ميدوني ؛ نصف رابطه داشتن با " لوييس " ؛

293
00:16:17,528 --> 00:16:19,462
. اينه که از اون ؛ دربرابر خودش محافظت کني

294
00:16:19,497 --> 00:16:21,198
. . راستش ؛ " لوييس " تنها کسي نيست که

295
00:16:21,232 --> 00:16:22,910
. اسلحه ي " ساکس " به طرفش نشونه گرفته شده

296
00:16:22,934 --> 00:16:24,234
. . با توجه به منابع اينترنتي

297
00:16:24,268 --> 00:16:26,169
. . اون يک جايزه ي يک ميليون دلاري . .

298
00:16:26,204 --> 00:16:28,905
براي هرکسي که بتونه . .
. تصويري از " لکه " بهش بده ؛ گذاشته

299
00:16:28,940 --> 00:16:31,341
دوباره ؟ اين يارو واسه چي
اينقدر به " لکه " گير داده ؟

300
00:16:31,375 --> 00:16:33,143
. . شايد يه ارتباطي با اين حقيقت که

301
00:16:33,177 --> 00:16:36,780
تو ؛ بين عموم مردم رسواش کردي و . .
. بعدشم انداختيش زندان داشته باشه

302
00:16:36,814 --> 00:16:39,516
از وقتي آزاد شده ؛
. نتونستم به راحتي جاشو پيدا کنم

303
00:16:40,718 --> 00:16:42,786
بايد با " ساکس " مثل يه آدم خيلي مهم رفتار بشه ؛

304
00:16:42,820 --> 00:16:45,060
شايد يه کافه يا رستوان مورد علاقه اي
. توي شهر داشته باشه

305
00:16:47,391 --> 00:16:49,192
يه جايي که بعداز هشت ماه حبس ؛

306
00:16:49,227 --> 00:16:51,194
. بخواد يه سري بهش بزنه . .

307
00:16:54,098 --> 00:16:57,534
جناب دادستانِ آزاد مشروطمون ؛
. . يه پاتوق مورد علاقه داره

308
00:16:57,568 --> 00:17:01,571
. اما ؛ نميشه گفت دقيقا يه هتل پنج ستاره اس

309
00:17:01,595 --> 00:17:08,595
«ارائه ای از سینمافریک»

310
00:17:10,014 --> 00:17:13,049
آقاي " ساکس " ؛ " لوييس لِين " هستم
. " از طرف روزنامه ي " ديلي پلنت

311
00:17:13,084 --> 00:17:16,119
البته ممکنه بنده رو
. از روي پشت بام " ديلي پلنت " به خاطر داشته باشيد

312
00:17:16,153 --> 00:17:19,089
. بله ؛ بله ؛ شما رو يادمه

313
00:17:19,123 --> 00:17:20,390
. . شما يه عادت کثيفي دارين که

314
00:17:20,424 --> 00:17:22,869
هميشه وقتي پرت ميشين ؛ روي پاهاتون فرود ميايين ؛
اينطور فکر نميکنيد ؟

315
00:17:22,893 --> 00:17:24,928
. و حالا ؛بايد يه داستان خبري توپ بنويسم

316
00:17:24,962 --> 00:17:27,130
چي باعث شد که از زندان آزاد بشين ؟

317
00:17:27,164 --> 00:17:29,299
بخاطر اينکه من ؛ کسي هستم که
. . بدون چتر نجات

318
00:17:29,333 --> 00:17:30,967
. . فرستادينش چتربازي . .

319
00:17:31,002 --> 00:17:32,980
پيش خودم فکر کردم که دستِ کم
. لياقت اينکه يه نقل قول خوب بهم بگين رو داشته باشم

320
00:17:33,004 --> 00:17:35,572
. . تو ايمان زيادي به " لکه " داري ؛ " لِين " ؛

321
00:17:35,606 --> 00:17:39,442
اينقدر زياد ؛ که فکر کردي ميتوني اينطوري
. تنهايي بيايي اينجا و باهام حرف بزني

322
00:17:42,113 --> 00:17:44,381
. سردبيرم ميدونه که اينجام

323
00:17:44,415 --> 00:17:46,850
اگه بهم صدمه بزني ؛
. . قبل از اينکه اين پيتزا سرد بشه

324
00:17:46,884 --> 00:17:48,752
. دوباره برگشتي پشت ميله هاي زندان . . .

325
00:17:48,786 --> 00:17:51,788
. من بهت صدمه اي نميزنم
. نه ؛ اون ميزنه

326
00:17:51,822 --> 00:17:54,557
و ايندفعه ؛
. . منو گناهکار اعلام نميکنن

327
00:17:54,592 --> 00:17:57,827
. بخاطر اينکه هرگز جسدتو پيدا نميکنن

328
00:18:11,375 --> 00:18:14,778
! خودِشه
! يالا ! برو ! برو

329
00:18:21,385 --> 00:18:24,020
! وايسا

330
00:18:24,055 --> 00:18:26,356
. . متشکرم

331
00:18:26,390 --> 00:18:27,691
. که به دادَم رسيدي . . .

332
00:18:27,725 --> 00:18:30,393
. . اگه جواب تلفن هامو نميدادي

333
00:18:30,428 --> 00:18:32,429
. الان توي اين کوچه به قتل رسيده بودم

334
00:18:32,463 --> 00:18:34,664
کدوم تماس ؟

335
00:18:34,699 --> 00:18:38,168
نميدوني چقدر برام مهم بود که
. . اينقدر بهم اطمينان کردي

336
00:18:38,202 --> 00:18:40,670
که اجازه دادي در چند هفته ي اخير
. بهت کمک کنم

337
00:18:40,705 --> 00:18:44,574
درتمام زندگيم ؛ هرگز اينقدر
. احساس هدف داشتن نکرده بودم

338
00:18:44,608 --> 00:18:45,975
. . هرچيزي که احتياج داشتي

339
00:18:46,010 --> 00:18:49,312
. ميتوني روي من حساب کني . .

340
00:19:03,694 --> 00:19:05,695
. روز پرداخت دستمزد رسيده

341
00:19:05,730 --> 00:19:06,940
. اين عکس ؛ چند ميليون نصيبم ميکنه

342
00:19:06,964 --> 00:19:10,533
! من يه عکس از " لکه " گرفتم

343
00:19:11,669 --> 00:19:13,403
. . دوتا حق انتخاب داري

344
00:19:13,437 --> 00:19:14,904
. . يا اون عکسو پاک کن

345
00:19:14,939 --> 00:19:16,379
! يا خودتو ميندازم توي سطل آشغال . .

346
00:19:33,791 --> 00:19:35,525
! لوييس " ؛ صبرکن  "

347
00:19:36,861 --> 00:19:37,861
داري به کي زنگ ميزني ؟

348
00:19:37,895 --> 00:19:39,195
. " مهم نيست " کلارک

349
00:19:39,230 --> 00:19:41,264
داري به " لکه " زنگ ميزني ، مگه نه ؟

350
00:19:41,298 --> 00:19:43,433
واسه چي بايد همچين فکري بکني ؟

351
00:19:43,467 --> 00:19:45,668
و ؛ تو اصلا اينجا چيکار ميکني ؟

352
00:19:45,703 --> 00:19:49,439
لوييس " ؛ تو بهم گفتي که "
. ديگه به " لکه " زنگ نميزني

353
00:19:52,476 --> 00:19:54,310
تمام اون رازهايي که ازم مخفي ميکردي ؛

354
00:19:54,345 --> 00:19:56,546
مربوط به " اون " ميشدن ؛ . .
مگه نه ؟

355
00:19:56,580 --> 00:19:59,682
. اين ماجرا بين من و " لکه " اس

356
00:19:59,717 --> 00:20:01,918
. فقط همينو ميتونم بهت بگم

357
00:20:01,952 --> 00:20:04,654
لوييس " ؛ تو اصلا ميدوني که "
واقعا داري با چه کسي حرف ميزني ؟

358
00:20:05,723 --> 00:20:07,557
خيلي خوب ؛ اينجا چه خبره ؟

359
00:20:07,591 --> 00:20:09,225
کلارک " ؛ "
. نيازي به غيرتي شدن نيست

360
00:20:09,260 --> 00:20:10,660
. نه ؛ غيرتي نشدم
. . فقط

361
00:20:10,694 --> 00:20:13,229
. لوييس " ؛ بايد بدونم اون کيه "

362
00:20:14,665 --> 00:20:16,766
. باورم نميشه اين سئوالو ازم پرسيدي

363
00:20:18,436 --> 00:20:21,638
ببينم ؛ اين سئوال ؛
ربطي به اون مقاله ي مهم داره ؟

364
00:20:21,672 --> 00:20:24,307
ميخواي دست از حمايت " لکه " بردارم
تا بتوني شغلِتو نجات بدي ؟

365
00:20:24,341 --> 00:20:26,576
لوييس " ؛ "
. سعي دارم نجاتِت بدم

366
00:20:26,610 --> 00:20:28,178
فکر نميکني که بعضي وقتا ؛

367
00:20:28,212 --> 00:20:29,923
ممکنه يه مقدار بيش از حد ؛ . .
به کسي کورکورانه اطمينان کني ؟

368
00:20:29,947 --> 00:20:33,067
چرا ؟ بخاطر اينکه ؛ اگه بهم اطمينان داشت ؛
خودشو بهم نشون ميداد ؟ منظورت اينه ؟

369
00:20:34,251 --> 00:20:35,718
. " لوييس "

370
00:20:35,753 --> 00:20:38,221
. بايد به حرفام گوش بدي

371
00:20:38,255 --> 00:20:39,489
. . نه ؛ " کلارک " ؛

372
00:20:39,523 --> 00:20:42,792
. . مطمئنم با تمام وجود ميخواد بهم بگه

373
00:20:42,827 --> 00:20:44,761
. . اما چطور کسي که بهم اهميت ميده

374
00:20:44,795 --> 00:20:46,473
حاضر ميشه منو در
چنين وضعيت خطرناکي قرار بده ؟

375
00:20:46,497 --> 00:20:49,098
. . اگه هويت واقعيشو ميدونستم

376
00:20:49,133 --> 00:20:51,668
اونوقت ؛ تمام آدمهاي حقيري که
. . آرزوي صدمه زدن بهش رو دارن

377
00:20:51,702 --> 00:20:53,336
. . دنبالم ميومدن . .

378
00:20:53,370 --> 00:20:56,339
و اونم هرگز منو در چنين خطري . .
. . قرار نميداد

379
00:20:56,373 --> 00:20:58,141
. فقط بخاطر اينکه يه رازي رو بهم گفته باشه

380
00:20:58,175 --> 00:21:00,143
. بخاطر همينه که بهش اطمينان دارم

381
00:21:25,088 --> 00:21:28,023
اينطور برداشت ميکنم که جستجوت
. براي پيدا کردن " ساکس " خوب پيش نرفته

382
00:21:28,058 --> 00:21:31,460
ساکس " رو پيدا کردم ؛ "
. . اما ؛ ممکنه " لوييس " رو از دست داده باشم

383
00:21:31,494 --> 00:21:34,329
. يا لااقلش اطمينانش به خودمو . .

384
00:21:34,364 --> 00:21:35,497
. نه

385
00:21:35,532 --> 00:21:38,467
. اون نگاهو ميشناسم
چه اتفاقي افتاده ؟

386
00:21:39,503 --> 00:21:41,570
. " خودم ؛ اين بلا رو سر خودم آوردم " کلويي

387
00:21:41,605 --> 00:21:44,450
از " لوييس " خواستم که تماس هاي خودش
. . با " لکه " رو به صورت راز پيش خودش نگه داره

388
00:21:44,474 --> 00:21:46,208
. . و اونم همينکارو کرد . .

389
00:21:46,209 --> 00:21:47,710
. . حتي به من هم چيزي نگفت . .

390
00:21:47,744 --> 00:21:50,679
و حالا ؛ يکي ديگه داره بهش زنگ ميزنه
. و ؛ وانمود ميکنه که " لکه " اس

391
00:21:50,714 --> 00:21:53,716
چرا ؟
کيه که بخواد خودشو جاي تو بزنه ؟

392
00:21:53,750 --> 00:21:55,361
. " نميدونم ؛ " کيش و مات
. " زاد " ؛ " تِس "

393
00:21:55,385 --> 00:21:58,788
. اونا همگي دنبال اسرار من هستن

394
00:21:58,822 --> 00:22:01,624
تلفنشو دزديدم تا ببينم که
. با چه کسي تماس ميگرفته

395
00:22:01,658 --> 00:22:03,526
. البته از قبل ليستِ تماس هاشو پاک کرده

396
00:22:03,560 --> 00:22:06,829
ميدوني ؛ گرچه نميخوام ؛
. . اما بايد بگم

397
00:22:06,863 --> 00:22:08,875
اين که " لوييس " چقدر
. . به حفاظت از " لکه " خودشو ملتزم ميدونه

398
00:22:08,899 --> 00:22:10,309
. خيلي آدمو تحتِ تاثير قرار ميده . . .

399
00:22:10,333 --> 00:22:11,600
! اونم در برابر من

400
00:22:11,635 --> 00:22:13,669
. آره ؛ يه کابوسِ بي معنيه

401
00:22:13,703 --> 00:22:15,915
نزديک بود که همه چيزو تموم کنم
. . و هرچي هست و نيست رو بهش بگم

402
00:22:15,939 --> 00:22:19,339
تا وقتي که خودش يه حرفي زد که يادم آورد
. واسه چي هيچوقت نميتونم به همچين خطري بندازمش

403
00:22:20,811 --> 00:22:23,879
بايد کسي که داره با استفاده از هويتِ من
. به " لوييس " دروغ ميگه رو پيدا کنم

404
00:22:23,914 --> 00:22:25,948
لوييس " گفت که بايد "
. يه چيزي رو به اون شخص بگه

405
00:22:25,982 --> 00:22:28,060
و تو هم ميخواي که " برج مراقبت " ؛
. ردِ اون تماس تلفني رو بگيره

406
00:22:28,084 --> 00:22:29,852
. ترتيبشو ميدم

407
00:22:35,392 --> 00:22:38,494
ميخواستم با تلفن همراهِ خودم باهات تماس بگيرم ؛
. اما نتونستم پيداش کنم

408
00:22:38,528 --> 00:22:40,830
گوش کن ؛ يکي با دوربينِ تلفنش
. ازت عکس گرفته

409
00:22:40,864 --> 00:22:42,932
و ميخواد اون عکس رو
. به " رِي ساکس " بفروشه

410
00:22:42,966 --> 00:22:44,110
. . نميدونم کِي اين تماسو گوش ميدي

411
00:22:44,134 --> 00:22:45,445
. . پس ، من سعي ميکنم وارد " مکسوِل " بشم

412
00:22:45,469 --> 00:22:46,913
. . و توي انجام اون معامله دخالت کنم . .

413
00:22:46,937 --> 00:22:49,004
اما تو هم بايد هرچه سريعتر
. خودتو به اونجا برسوني

414
00:23:05,856 --> 00:23:08,424
. " چه آسون "

415
00:23:12,128 --> 00:23:13,929
. به جرم شروع به قتل . . .

416
00:23:13,964 --> 00:23:15,898
حتي سعي کردن که منو تا آخر عمرم
. به زندان بفرستن

417
00:23:15,932 --> 00:23:17,333
. . و با اينحال

418
00:23:17,367 --> 00:23:18,701
. من اينجام . .

419
00:23:26,643 --> 00:23:28,043
. . پس

420
00:23:28,078 --> 00:23:30,980
. شنيدم که چيزي برام آوردي

421
00:23:31,014 --> 00:23:32,948
اون جايزه ي ميليون دلاريم چي ؟

422
00:23:36,219 --> 00:23:38,287
. صبر و حوصله امو امتحان نکن ، پسرم

423
00:24:05,181 --> 00:24:07,716
! " لوييس "

424
00:24:09,185 --> 00:24:10,786
کلارک " ؟ "

425
00:24:17,761 --> 00:24:21,096
. بابت جايزه ي چندميليون دلاريت متاسفم

426
00:24:29,105 --> 00:24:31,607
. ايرادي نداره ؛ بچه

427
00:24:31,641 --> 00:24:33,642
. به اون عکس احتياجي نداريم

428
00:24:33,677 --> 00:24:41,677
. فقط خودتو ميخوايم

429
00:24:53,730 --> 00:24:55,898
. . بعداز سه سال خدمت خالصانه به اين روزنامه

430
00:24:55,932 --> 00:24:58,167
سردبير جديد . .
. به همين راحتي اخراجم ميکنه

431
00:24:58,201 --> 00:24:59,412
. " فقط تو رو اخراج نکرده " لوييس

432
00:24:59,436 --> 00:25:01,403
. . لااقل يکيمون شغلشو نگه ميداشت اگه تو

433
00:25:01,438 --> 00:25:04,873
اينقدر به معلوم کردنِ هويتِ " لکه " ؛
. بيش از حد علاقه نداشتي

434
00:25:04,908 --> 00:25:06,976
. . نميدونم چطوري داستان اون عکسو فهميدي

435
00:25:07,010 --> 00:25:08,487
اما ؛ بدون  دعوت و دزدکي . .
. وارد مهموني " ساکس " شدنت ديگه آخرشه

436
00:25:08,511 --> 00:25:10,779
. . از چندتا مانع خطرناک حاضري بپري

437
00:25:10,814 --> 00:25:13,616
تا هويت کسي که سعي دارم ازش . .
محافظت کنمو برملا کني ؟

438
00:25:13,650 --> 00:25:15,918
تو از توي کيک بيرون پريدي " لوييس " و
. بعدشم بهم مشت زدي

439
00:25:15,952 --> 00:25:17,530
. فقط براي پرت کردن حواس اونا اونکارو کردم

440
00:25:17,554 --> 00:25:19,254
. . بايد براي نابود کردن اون عکس خطرناک

441
00:25:19,289 --> 00:25:21,657
. خودمو به آب و آتيش ميزدم . . .

442
00:25:21,691 --> 00:25:22,891
. البته نه به لطفِ تو

443
00:25:22,926 --> 00:25:24,593
. " لوييس " -
. نميخواد چيزي بگي -

444
00:25:24,628 --> 00:25:26,706
نميدونم واسه چه يه دفعه اينقدر
. . به " لکه " علاقه مند شدي

445
00:25:26,730 --> 00:25:28,530
. . اما هرچي که الان ميخواي بهم بگي . .

446
00:25:28,565 --> 00:25:29,942
. باعث نميشه تفاوتي در طرز فکرم ايجاد بشه

447
00:25:29,966 --> 00:25:31,844
. . دارم يه جانب کاملا جديدي ازت ميبينم " کلارک "؛

448
00:25:31,868 --> 00:25:34,336
. . و براي اولين بار . .

449
00:25:34,371 --> 00:25:36,372
. از چيزي که ميبينم ، خوشم نمياد . . .

450
00:25:36,372 --> 00:25:46,372
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

451
00:26:26,929 --> 00:26:30,131
فکر کنم اين ، دعوت رسمي براي
. . ملحق شدن به شما حساب ميشه

452
00:26:30,166 --> 00:26:31,900
. " شاهِ سياه " . . .

453
00:26:31,934 --> 00:26:33,902
. . فعاليت شما روي اين عمليات

454
00:26:33,936 --> 00:26:38,707
. فوق العاده گرانبها و مفيد بوده . . .

455
00:26:39,976 --> 00:26:43,311
. تمام اونا ؛ قيافه ي " لکه " رو ديدن

456
00:26:43,346 --> 00:26:45,146
. . قطعاتي از هويتِش

457
00:26:45,181 --> 00:26:47,749
. داخل ذهنشون محصور شده اس . .

458
00:26:47,783 --> 00:26:51,520
اون قطعات ؛
. خيلي ساده ؛ بايد از مغزشون استخراج بشن

459
00:26:51,554 --> 00:26:53,722
. . و شما دارين خاطراتِشون رو

460
00:26:53,756 --> 00:26:57,993
با اين دستگاه مخصوص براي کنترل کردن ذهن
. استخراج ميکنيد

461
00:27:06,335 --> 00:27:10,005
روشهاي بازجويي بسيار
. فوق العاده اي دراختيار دارين

462
00:27:11,741 --> 00:27:14,219
گوش بديد ، آقاي " لورد " ؛
. . من هيچ دوستي اي با " لکه " ندارم

463
00:27:14,243 --> 00:27:17,913
اما شما ؛ براي چي دنبالش هستين ؟ . .

464
00:27:17,947 --> 00:27:21,082
. . از اين نکته آگاهي داري " ساکس " که

465
00:27:21,117 --> 00:27:24,152
افرادي ؛ با قدرتهاي فرابشري ؛ . .
. روي اين سياره زندگي ميکنن

466
00:27:24,186 --> 00:27:27,022
. . فکر کنم که اين سازمان " کيش و مات " ؛

467
00:27:27,056 --> 00:27:31,259
ميخواد از اون افراد ؛ . .
براي حمايت و خدمت به جامعه استفاده کنه ؟

468
00:27:31,294 --> 00:27:33,828
. اين ، نقشه ي " ملکه ي سفيدِ "ه

469
00:27:33,863 --> 00:27:37,999
والر بارکس " ؛ "
. از پشتِ ميزش دستور ميده

470
00:27:38,034 --> 00:27:40,101
. . اما من ؛ توي دنياي واقعي زندگي ميکنم

471
00:27:40,136 --> 00:27:45,040
دنيايي که بايد . .
. در پناهِ قانون اداره بشه

472
00:27:45,074 --> 00:27:48,944
. . هرچيزي ؛ خارج از نظم طبيعي

473
00:27:48,978 --> 00:27:50,478
. مشکوکِه . . .

474
00:27:50,513 --> 00:27:53,381
. . حالا ؛ اگه غلط ميگم ؛ حرفمو تصحيح کن

475
00:27:53,416 --> 00:27:56,051
. . تو قدرتهاي فرابشري داري

476
00:27:56,085 --> 00:27:57,786
. خودت هم يکي از اونايي . .

477
00:27:57,820 --> 00:28:03,358
که دقيقا به همين دليلِه که ميدونم
. . اونا چقدر خطرناک ميتونن باشن

478
00:28:03,392 --> 00:28:05,226
. . و اينکه چرا برنامه ريزي کردم . .

479
00:28:05,261 --> 00:28:07,128
. تا اونا رو نابود و حذف کنم . .

480
00:28:21,811 --> 00:28:23,912
کلويي " ؛ کِي اينو پيدا کردي ؟ "

481
00:28:23,946 --> 00:28:25,614
نميتوني يه تصوير واضح تر نشون بدي ؟

482
00:28:25,648 --> 00:28:27,359
کلارک " ؛ باشه ؛ "
. دونه به دونه بهشون ميرسيم

483
00:28:27,383 --> 00:28:28,560
. . داشتم " لوييس " رو تعقيب ميکردم

484
00:28:28,584 --> 00:28:30,562
براي اينکه اگه اون زودتر از تو
. .  ساکس " رو پيدا کرد ؛ متوجهِش بشيم "

485
00:28:30,586 --> 00:28:33,231
و اين نوار امنيتي رو ؛ از يه دوربين . .
. در طبقه ي 60اُم بدست آوردم

486
00:28:33,255 --> 00:28:35,390
. . شوربختانه ؛ فن آوري زوم تصاوير

487
00:28:35,424 --> 00:28:37,726
با اندازه ي ديدِ اشعه ي ايکسِ تو . .
. قابل مقايسه نيست

488
00:28:37,760 --> 00:28:39,995
لوييس " رو کجا بردن ؟ "

489
00:28:40,029 --> 00:28:41,596
. نميدونم

490
00:28:41,631 --> 00:28:45,266
درست بعداز اينکه اون ماشين
. وارد تونلِ " رامبور " شد ؛ گمِش کردم

491
00:28:45,301 --> 00:28:47,035
. بايد کار " ساکس " باشه

492
00:28:47,069 --> 00:28:48,269
. يه مقدار جستجو انجام دادم

493
00:28:48,304 --> 00:28:50,248
درست در زماني که دادستانِ گمراهمون
. . از زندان آزاد شده

494
00:28:50,272 --> 00:28:52,607
. . تمام دوستايي که تو زندان پيدا کرده بوده هم

495
00:28:52,642 --> 00:28:53,885
. به يه جاي نامعلوم منتقل شدن . .

496
00:28:53,909 --> 00:28:55,053
. کلويي " ؛ من اينا رو ميشناسم "

497
00:28:55,077 --> 00:28:56,845
تک تکشونو خودم
. به زندان انداخته بودم

498
00:28:56,879 --> 00:28:58,413
. . تمامشون مجرمين خشن هستن

499
00:28:58,447 --> 00:29:00,325
و تنها کسي که ميتونسته
. . اجازه ي انتقالشون رو صادر کنه

500
00:29:00,349 --> 00:29:02,217
. شخصِ فرماندارِه . . .

501
00:29:02,251 --> 00:29:03,652
. . گفتي چه کسي

502
00:29:03,686 --> 00:29:05,764
اون مهموني خوش آمد با حضور
جنايت کارها رو براي " ساکس " ترتيب داده بود ؟

503
00:29:05,788 --> 00:29:07,689
يه سرمايه دار خيلي مهم
. " به اسم " مکسوِل لورد

504
00:29:07,723 --> 00:29:09,457
حدس بزن ؛
. . بزرگترين حامي مالي فرماندار

505
00:29:09,492 --> 00:29:11,760
براي اينکه دوباره انتخاب بشه . .
چه کسي بوده ؟

506
00:29:16,032 --> 00:29:17,666
. . با همچين قدرتِ نفوذي

507
00:29:17,700 --> 00:29:19,578
لورد " ميتونه کاري کنه که هرکسي "
. هرکاري بخواد ، براش انجام بده

508
00:29:19,602 --> 00:29:21,113
اگه " مکسول لورد " ؛
. . داره دنبال " لکه " ميگرده

509
00:29:21,137 --> 00:29:23,304
. همونو هم دقيقا پيدا ميکنه . . .

510
00:29:26,976 --> 00:29:30,378
بايد ببيني که " لورد " ؛
. . اون پايين چه دم و دستگاهي راه انداخته

511
00:29:30,413 --> 00:29:32,914
. . اين يارو ؛ بازيکن خيلي مهميه . .

512
00:29:32,948 --> 00:29:36,217
. . و همين شخص هم . .

513
00:29:36,252 --> 00:29:38,086
. کليدِ شهر رو بهم داده . . .

514
00:29:52,902 --> 00:29:55,603
. " کيش و مات "

515
00:30:21,297 --> 00:30:24,332
. داري مقاومت ميکني

516
00:30:26,035 --> 00:30:28,069
تو ميشناسيش ؛ مگه نه ؟

517
00:30:28,104 --> 00:30:30,839
! ازش دور شو

518
00:30:34,643 --> 00:30:37,946
ميبينم که از مرحله ي
.  معرفي کردن همديگه عبورکرديم

519
00:30:39,048 --> 00:30:39,948
. وايسا

520
00:30:39,982 --> 00:30:42,150
. . اگه يه قدمِ اشتباهي برداري

521
00:30:42,184 --> 00:30:45,854
. کل حافظه اشو پاک ميکنم . . .

522
00:30:50,993 --> 00:30:54,229
داري از خاطرات اونها
. براي فهميدن هويتِ من استفاده ميکني

523
00:30:54,263 --> 00:30:56,698
. بذار برن
. اونا منو نميشناسن

524
00:30:56,732 --> 00:30:57,966
. درسته

525
00:30:58,000 --> 00:31:00,345
اونا فقط يه نگاه اجمالي و مختصري
. به صورتِت داشتن . . نه بيشتر

526
00:31:00,369 --> 00:31:03,037
. خوب حواستو جمع کرده بودي

527
00:31:03,072 --> 00:31:05,206
. بجز درمورد اين يکي

528
00:31:05,241 --> 00:31:07,242
. . حتي درحاليکه بيهوشه

529
00:31:07,276 --> 00:31:09,978
بازم ذهنش ؛ . .
. داره از خاطرات مربوط به تو محافظت ميکنه

530
00:31:10,012 --> 00:31:11,880
. شايد هيچ خاطره اي ازم نداره

531
00:31:11,914 --> 00:31:15,550
يا اينکه رابطه اي که
. . بين شما دوتا وجود داره

532
00:31:15,584 --> 00:31:17,819
. خيلي قوي تر از اين حرفاس . . .

533
00:31:17,853 --> 00:31:20,522
قوي تر از ترسي که تو و اوناي ديگه رو
. به همديگه متصل ميکنه

534
00:31:20,556 --> 00:31:23,358
. . يه رابطه ي خيلي قوي تر

535
00:31:23,392 --> 00:31:25,493
. بخاطر وجودِ عشق . . .

536
00:31:25,493 --> 00:31:35,493
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

537
00:32:10,206 --> 00:32:13,174
. تو اينجايي

538
00:32:21,550 --> 00:32:24,485
. نميتونم هويتِ واقعيتو بدونم

539
00:32:24,520 --> 00:32:29,023
. . حاضر بودم هرکاري بکنم تا صورتِتو ببينم

540
00:32:30,492 --> 00:32:31,860
. تا اسمِتو بفهمم . . .

541
00:32:34,897 --> 00:32:38,867
اما اگه بدونيم کي هستي ؛
. ديگه نميتوني ازمون محافظت بکني

542
00:32:41,403 --> 00:32:44,539
. حالا ؛ ديگه اون موضوعو ميفهمم

543
00:33:02,725 --> 00:33:03,958
. برو

544
00:33:38,777 --> 00:33:42,480
ببخشيد " مکس " ؛
. يه تغيير کوچکي در برنامه ي سفريت پيش اومده

545
00:34:14,112 --> 00:34:16,247
. . پس ، واقعيت داره

546
00:34:16,281 --> 00:34:20,384
. ملکه ي قرمز " واقعا وجود داره " . . .

547
00:34:30,462 --> 00:34:32,196
فکر بخش مثبتِ اين که
. . بيکارشدي

548
00:34:32,231 --> 00:34:35,199
اينه که ديگه مجبور نيستي هر روز صبح
. کراوات بزني

549
00:34:35,234 --> 00:34:37,168
داري خودتو سرزنش ميکني ، مگه نه ؟

550
00:34:37,202 --> 00:34:39,136
کدوم يکي از شخصيت هامو منظورته ؟

551
00:34:39,171 --> 00:34:41,305
لکه "؛ که " لوييس " جونشو ميده "
. . تا ازش محافظت کنه

552
00:34:41,340 --> 00:34:43,351
يا دوست پسري که " لوييس " ؛ . .
از " لکه " در برابرش محافظت ميکنه ؟

553
00:34:43,375 --> 00:34:45,209
. " اينقدر به خودت سخت نگير " کلارک

554
00:34:45,244 --> 00:34:46,811
. . هرخبرنگاري نميتونه در عينِ حال

555
00:34:46,845 --> 00:34:49,413
به عنوان شغل دوم  ؛ . .
. تبديل به قهرمان شهر هم بشه

556
00:34:49,448 --> 00:34:51,593
و اون داستان " تلفن/پشت بام / لکه " ؛
. . که درست کرده بودي

557
00:34:51,617 --> 00:34:53,618
. . بهت قدرت نوآوري براي اينکه

558
00:34:53,652 --> 00:34:56,254
تاجايي که ميتوني با " لوييس " ؛ . .
. روراست باشي رو داده بود

559
00:34:56,288 --> 00:34:58,333
فکر کنم اگه نيمي از وجودم ؛
. . اطمينان " لوييس " رو بدست بياره

560
00:34:58,357 --> 00:35:00,201
و نصفِ ديگه ي وجودم ؛ . .
. . بقيه اشو بدست بياره

561
00:35:00,225 --> 00:35:01,893
موضوع به روش عجيب و غريبي . .
. حل ميشه

562
00:35:04,229 --> 00:35:06,597
. . فقط يه مشکل اين وسط هست

563
00:35:06,632 --> 00:35:08,733
يکي از اون نيمه ها ؛ . .
. بايد باهاش خداحافظي کنه

564
00:35:10,903 --> 00:35:14,071
رَدِ تماس اون ناقلايي که
. . خودشو جاي " لکه " زده بود رو

565
00:35:14,106 --> 00:35:16,507
. به شرکت صنايع " راو " گرفتم . . .

566
00:35:17,976 --> 00:35:19,710
. اون شخص ؛ " زاد " بود

567
00:35:22,514 --> 00:35:24,749
. . هرچي درمورد برادري بهم گفته

568
00:35:24,783 --> 00:35:26,951
. تمامش مُشتي دروغ بوده . . .

569
00:35:26,985 --> 00:35:29,453
مشخصه که اون ؛ کسي بوده که
. از " لوييس " سوء استفاده ميکرده

570
00:35:29,488 --> 00:35:31,833
ميدونم که الان ميخواي بري و
. . عصبانيتِتو سرِ " زاد " خالي کني

571
00:35:31,857 --> 00:35:33,524
اما هردوميدونيم که يه کاري هست
. . که بايد

572
00:35:33,558 --> 00:35:34,992
. اول ؛ انجامش بدي . . .

573
00:35:35,027 --> 00:35:36,994
. . تا زماني که بتوني به " لوييس " بگي

574
00:35:37,029 --> 00:35:40,131
. . که تو ؛ تنها " لکه " اي هستي که وجود داره

575
00:35:40,165 --> 00:35:42,410
هرکسي که يه دستگاه تغيير صدا و
. . نقشه اي براي زنگ زدن داشته باشه

576
00:35:42,434 --> 00:35:45,036
. ميتونه خودشو ؛ جايِ تو ؛ جا بزنه . .

577
00:35:47,606 --> 00:35:50,741
. ميدونم بايد چيکار کنم

578
00:35:51,910 --> 00:35:54,779
الو ؟

579
00:35:54,813 --> 00:35:58,149
. لوييس " ؛ ممنون که اومدي "

580
00:35:58,183 --> 00:36:00,284
وقتي " لکه " ؛
. . يه پيام دست نوشته برام ميذاره

581
00:36:00,319 --> 00:36:02,253
. بدون شک خودمو به محل قرار ميرسونم

582
00:36:02,287 --> 00:36:04,188
. . بزنش به حسابِ حس کنجکاوي

583
00:36:04,222 --> 00:36:06,157
. . يه خبرنگار که جديدا بيکار هم شده . .

584
00:36:06,191 --> 00:36:08,492
اما ؛ از اونجاييکه جديدا
. . با تلفن همراه رابطه داشتيم

585
00:36:08,527 --> 00:36:12,830
واسه چي دوباره داري از همون روش قديمي
براي تماس گرفتن استفاده ميکني ؟

586
00:36:12,864 --> 00:36:14,932
. . خواستم اين گفتگو رو

587
00:36:14,967 --> 00:36:17,211
در جايي که براي هردومون ؛ . .
. اهميت خاصي داره و مهمه ؛ انجام بدم

588
00:36:17,235 --> 00:36:19,837
. بدجوري رسمي به نظر مياد

589
00:36:19,871 --> 00:36:21,472
. اما ، هِي ؛ تو رئيسي

590
00:36:21,506 --> 00:36:24,842
حالا ؛ ماموريت غيرممکن بعديم چيه ؟

591
00:36:24,876 --> 00:36:27,044
. " ديگه ماموريتي درکار نخواهد بود " لوييس

592
00:36:27,079 --> 00:36:30,314
. متاسفم
. اين؛ آخرين گفتگوي ما باهمديگه اس

593
00:36:32,351 --> 00:36:35,219
منظورت آخرين گفتگوي امروزمونِه
يا براي يه مدتي ؟

594
00:36:35,253 --> 00:36:37,832
اگه ميخواي دوباره يه مدت بينِ صحبت هامون
. وقفه بندازي ؛ درک ميکنم

595
00:36:37,856 --> 00:36:40,358
. منتظرت ميمونم تا دوباره خودت زنگ بزني

596
00:36:40,392 --> 00:36:42,526
. . اين ؛ آخرين باريه که حرف ميزنيم

597
00:36:42,561 --> 00:36:43,995
. براي هميشه . . .

598
00:36:45,597 --> 00:36:47,465
. نه

599
00:36:47,499 --> 00:36:51,302
. رابطه ي ما ؛ زندگي تو رو به خطر ميندازه

600
00:36:51,336 --> 00:36:54,105
ميدونم که ما حاضريم که هرکاري
. براي محافظت از همديگه انجام بديم

601
00:36:54,139 --> 00:36:56,440
اما چي ميشه اگه ؛ يه روزي ؛
من ؛ خيلي دير برسم ؟

602
00:36:56,475 --> 00:36:59,510
. اما متوجه نيستي
. خطر کردن برام هيچ اهميتي نداره

603
00:36:59,544 --> 00:37:01,045
. . وقتي با تو همکاري ميکنم

604
00:37:01,079 --> 00:37:05,249
دارم يه کار خوب و بدردبخور انجام ميدم ؛
. يه کار درست

605
00:37:05,283 --> 00:37:08,152
. براي کار خوب کردن ؛ به من احتياجي نداري

606
00:37:08,186 --> 00:37:09,420
. اما ؛ بهت احتياج دارم

607
00:37:09,454 --> 00:37:11,455
. . و شايد خيلي دير متوجهِش شده باشم

608
00:37:11,490 --> 00:37:14,658
اما اين ؛ مهمترين بخش . .
. از زندگيمه

609
00:37:15,827 --> 00:37:18,529
خوب ، بخش هاي ديگه اي
. .  از زندگي هم بايد باشن

610
00:37:18,563 --> 00:37:21,399
. که اهميت بيشتري واست دارن . . .

611
00:37:24,436 --> 00:37:26,270
. . وقتي با تو هستم

612
00:37:26,304 --> 00:37:28,744
درمورد انجام دادن چيزي بيشتر از
. اونيه که من ميخوام انجام بدم

613
00:37:28,774 --> 00:37:30,875
. يا اينکه ميخوام با چه کسي باشم

614
00:37:30,909 --> 00:37:33,544
. يه چيزيه که خيلي از من بزرگتره

615
00:37:36,281 --> 00:37:38,682
. " کاشکي اوضاع متفاوت بود " لوييس

616
00:37:38,717 --> 00:37:42,253
. اين تنها راهيه که ميتونم ازت محافظت کنم

617
00:37:42,287 --> 00:37:45,089
. ديگه دوباره باهات تماس نميگيرم

618
00:37:45,123 --> 00:37:49,527
اگه هرکسي باهات تماس گرفت
. . و ؛ وانمود کرد که منِه

619
00:37:49,561 --> 00:37:50,995
. حرفشو باورنکن . . .

620
00:37:51,029 --> 00:37:52,897
مهم نيست بهت چي ميگن
. . يا چه اتفاقي ميفته

621
00:37:52,898 --> 00:37:54,465
. نميتوني بهشون اطمينان کني . .

622
00:37:56,168 --> 00:37:58,269
. نه ؛ خواهش ميکنم

623
00:38:02,007 --> 00:38:06,010
. حواسم بهت هست

624
00:38:06,044 --> 00:38:07,411
. قول ميدم

625
00:38:10,182 --> 00:38:12,283
. " خدانگهدار " لوييس

626
00:38:22,327 --> 00:38:25,296
. خدانگهدار

627
00:38:55,961 --> 00:38:58,262
خوشحالم که بعداز حرفايي که
. .  تو خيابون به همديگه زديم

628
00:38:58,296 --> 00:39:00,231
. بازم اين بالا اومدي . . .

629
00:39:01,867 --> 00:39:03,834
. " قشنگه " کلارک

630
00:39:03,869 --> 00:39:06,837
. متشکرم

631
00:39:09,875 --> 00:39:11,642
موضوع چيه " لوييس " ؟

632
00:39:13,545 --> 00:39:17,348
. ميدوني که ميتوني هرچيزي رو بهم بگي

633
00:39:17,382 --> 00:39:20,151
ميتونم ؟

634
00:39:20,185 --> 00:39:22,153
پس ؛ واسه چي بهت دروغ گفتم ؟

635
00:39:24,356 --> 00:39:27,458
هردو توافق کرده بوديم که بعضي حرفا رو
. واسه خودمون نگه داريم و به همديگه نگيم

636
00:39:28,693 --> 00:39:31,495
. " اين مدت ؛ داشتم با " لکه " حرف ميزدم " کلارک

637
00:39:33,965 --> 00:39:35,533
. . براش يه کارايي انجام ميدادم

638
00:39:35,567 --> 00:39:39,870
تو چيزايي باهاش شريک ميشدم که
. نميتونستم با تو ؛ به اشتراک بذارمشون

639
00:39:42,541 --> 00:39:44,975
احتمالا بخاطر حسِ خبرنگاري اي هست که
تو وجودِتِه ، درسته ؟

640
00:39:46,912 --> 00:39:50,814
. بيشتر از اينا بود

641
00:39:50,849 --> 00:39:53,317
. . اما ؛ ما

642
00:39:54,853 --> 00:39:57,955
. باهاش حرف  زدم و ديگه همه چي بينمون تموم شده

643
00:39:57,989 --> 00:40:01,892
. ديگه نميخواد تو زندگيش باشم

644
00:40:05,597 --> 00:40:09,099
خوب ؛ هنوز يکي درست اينجا ؛ جلوي روت
. ايستاده که ميخواد تو زندگيش باشي

645
00:40:11,803 --> 00:40:14,905
. ايرادي نداره

646
00:40:17,909 --> 00:40:21,912
. " مجبور نيستي با اين وضع کنار بياي " کلارک

647
00:40:29,054 --> 00:40:33,324
. " درست نيست همچين چيزي رو ازت بخوام " کلارک

648
00:40:36,127 --> 00:40:39,430
اون ؛ برات خيلي مهم بود ؛ مگه نه ؟

649
00:40:42,234 --> 00:40:45,636
رابطه ام با اون ؛
. هيچ شباهتي به رابطه ام با تو نداره

650
00:40:47,739 --> 00:40:50,174
. . کاشکي درک ميکردي

651
00:40:50,208 --> 00:40:53,310
. . که چه حسي داره که

652
00:40:53,345 --> 00:40:55,546
. . يه ندايي در وجودت احساس کني . .

653
00:40:55,580 --> 00:40:59,650
. يه احساس وظيفه ؛ دربرابر مردم دنيا

654
00:41:01,753 --> 00:41:04,188
. . اين

655
00:41:04,222 --> 00:41:07,391
باعث شدم که احساساتم نسبت به تو
. . و همه ي چيزاي ديگه به نظر

656
00:41:07,425 --> 00:41:09,193
. . خودخواهانه برسه

657
00:41:09,227 --> 00:41:11,395
اينگار يه دنيا اون بيرونِه که
. . به کمکت احتياج داره

658
00:41:11,429 --> 00:41:13,864
اما اگه چيزي رو از اين دنيا . .
. . براي خودت برداري

659
00:41:13,898 --> 00:41:16,378
به حسابِ کس ديگه اي تموم ميشه و يکي ديگه رو
. از کمک محروم کردي

660
00:41:17,936 --> 00:41:20,571
. لوييس " ؛ ميفهمم "

661
00:41:22,374 --> 00:41:24,508
چطور ؟

662
00:41:27,579 --> 00:41:31,582
فکر کنم ؛ حالا که اون ديگه رفته ؛
. . سئوال اينه که

663
00:41:31,616 --> 00:41:34,518
من ؛ به تنهايي ؛
برات کفايت ميکنم ؟

664
00:41:34,599 --> 00:41:49,599
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

