﻿1
00:00:05,507 --> 00:00:08,831
خيلي خوب ، " کلارک " ؛ يه مورد ماشين دزدي
. در خيابان " سامسون " داريم

2
00:00:09,280 --> 00:00:10,624
. دارم ميرم سراغش

3
00:00:10,749 --> 00:00:12,358
. روز بدي واسه آقا دزده اس

4
00:00:12,483 --> 00:00:14,766
. يه مورد دزدي در " هالپرت " داريم

5
00:00:14,891 --> 00:00:16,286
. گرفتمش -
. خوب بود -

6
00:00:18,101 --> 00:00:20,347
و همون گوشه ي خيابوني که هستي ؛
. . اونجا يه

7
00:00:20,472 --> 00:00:21,476
. تموم شد

8
00:00:22,389 --> 00:00:24,194
. سريع بود ؛ حتي واسه تو

9
00:00:25,227 --> 00:00:26,363
. . خيلي خوب ، گاوچرون

10
00:00:26,982 --> 00:00:29,709
مثل اينکه فعلا ؛ ناحيه ي غربي شهر ؛
. در امن و امانه

11
00:00:29,834 --> 00:00:31,782
پس ديگه کنترل قدرت رو
. به " جان جونز " ميسپرم

12
00:00:31,907 --> 00:00:34,572
تا من و " لوييس " خارج از شهريم
. اون توي شهر گشت ميزنه

13
00:00:35,002 --> 00:00:38,117
نگران نباش ؛ فکر کنم " متروپوليس " بتونه
. يک هفته رو بدون " لکه " دووم بياره

14
00:00:38,242 --> 00:00:40,560
حالا ؛ سئوال اصلي اينجاس که
. . آيا " لکه " ميتونه

15
00:00:40,685 --> 00:00:42,255
دو شب از پسِ " لوييس " بربياد ؟ . .

16
00:00:42,380 --> 00:00:43,914
. . فکر کنم آماده ي مبارزه ام

17
00:00:44,039 --> 00:00:46,320
اما تلفن همراهمو باخودم ميبرم ؛ پس
. اگه چيزي شد ؛ خبرم کن

18
00:00:46,453 --> 00:00:48,573
. کلارک " ؛ فقط يه تعطيلات آخر هفته اس "
. ازش لذت ببر

19
00:00:49,465 --> 00:00:52,175
. شنيدم " بارت " توي شهره
. شما دوتا هم بايد يه کم باهمديگه وقت بگذرونين

20
00:00:52,199 --> 00:00:54,435
. . بابت اعانه ي تابلويي که به

21
00:00:54,560 --> 00:00:56,329
کلويي سوليوانِ " بيچاره و محتاج " . .
. . دادي ازت ممنونم

22
00:00:56,353 --> 00:00:59,339
اما " لوييس " ؛ از قبل ؛ يه اهدايي خيلي
. دست و دلبازانه ؛ به نام تو ؛ برام فرستاده

23
00:00:59,363 --> 00:01:01,209
. حالا ديگه تلفنو قطع ميکنم

24
00:01:01,334 --> 00:01:02,194
. " خداحافظ " کلويي

25
00:01:02,319 --> 00:01:03,812
. خوش بگذره -
. به تو هم همينطور -

26
00:01:16,993 --> 00:01:18,167
. ممنون

27
00:01:20,007 --> 00:01:21,405
. سروقت اومدي

28
00:01:21,530 --> 00:01:23,700
مقالات نوشته شدن ؛ جوابِ تلفنهايي که
. . بي پاسخ مونده بودن ؛ داده شده

29
00:01:23,724 --> 00:01:26,178
و حالا ديگه رسما ؛ واسه ي تعطيلاتِ
. سِري جادوييمون آماده ام

30
00:01:26,711 --> 00:01:29,911
پس بيا قبل از اينکه " رندال " واسه ي ماموريت
بفرستتِت بزنيم به چاک . کيفِت کجاس ؟

31
00:01:30,052 --> 00:01:32,541
از اونجايي که تو
. . خيلي به اسرارآميز بودن علاقه داري

32
00:01:32,666 --> 00:01:34,625
. مجبور شدم خودمو واسه هر حالتي آماده کنم

33
00:01:35,435 --> 00:01:39,049
مخصوص جاهاي برفي ؛
. مخصوص سفر موج سواري ؛ مخصوص سفر شهري

34
00:01:39,604 --> 00:01:41,324
نظرت درمورد يه
مهمانخانه ي حومه ي شهري چيه ؟

35
00:01:41,439 --> 00:01:43,182
. انتخاب خوبيه

36
00:01:43,307 --> 00:01:46,209
اما از اونجايي که فکر نکنم منظورت
. . ييلاقات حومه ي پاريس بوده

37
00:01:47,387 --> 00:01:48,121
. نه

38
00:01:48,246 --> 00:01:49,789
. . بيشتر شبيه سبکِ اسکاتلنديه

39
00:01:49,914 --> 00:01:51,804
. " يه جايي به اسم مهمانخانه ي " مگ دوگال

40
00:02:02,293 --> 00:02:04,571
. " اتاقتونو آماده کردم ؛ خانم " گيرين

41
00:02:04,696 --> 00:02:07,341
بجز اينکه نگفته بودين که
. چه سايز رختخوابي رو ترجيح ميدين

42
00:02:09,139 --> 00:02:10,416
! سايز ملکه

43
00:02:13,346 --> 00:02:15,467
. به مهمانخانه ي  " مک دوگال " خوش آمديد

44
00:02:18,107 --> 00:02:19,534
. گرفتمش

45
00:02:19,535 --> 00:02:23,035
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت پانزدهم "
" فرار "

46
00:02:27,036 --> 00:02:57,036
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

47
00:03:26,539 --> 00:03:28,887
آخرين نرخ جرم و جنايتو ديدي ؟

48
00:03:29,012 --> 00:03:30,548
. کمترين در بين چندين سال

49
00:03:30,666 --> 00:03:33,114
وقتي ميدونم اون اطرافمه ؛
. احساس امنيت بيشتري ميکنم

50
00:03:33,325 --> 00:03:34,998
. يه داستان برام تعريف کن ؛ بابايي

51
00:03:35,123 --> 00:03:37,505
باشه ؛ درمورد چي ؟ -
. " لکه " -

52
00:03:56,976 --> 00:03:58,811
. . ميدونم اسمش مهمانخانه اس

53
00:03:58,936 --> 00:04:01,616
. اما اين که شام ندارن ؛ بدجوري تو ذوق ميزنه
. دارم از گرسنگي ميميرم

54
00:04:01,728 --> 00:04:04,560
و اون شکلات " گرانولا " که
. . تهِ کيفم بود رو هم خوردم از

55
00:04:04,767 --> 00:04:06,069
. نميدونم کِي  . . .

56
00:04:06,194 --> 00:04:08,723
اگه چهل مايل از راهِمون خارج نميشديم ؛

57
00:04:08,848 --> 00:04:11,048
تا بزرگترين گلوله ي نخي دنيا رو ببينيم ؛
. دير نميرسيديم

58
00:04:11,794 --> 00:04:13,032
. بعدا بخاطرش ازم تشکر ميکني

59
00:04:24,378 --> 00:04:26,086
بله ؛ ميتونم کمکتون کنم ؟

60
00:04:26,908 --> 00:04:28,036
. بخاطر زنگ معذرت ميخوام

61
00:04:28,443 --> 00:04:30,549
. ما دير کرديم
. به اسم " کِنت " رزرو داريم

62
00:04:30,718 --> 00:04:34,025
ازتون عذر ميخوام ؛ اما بلطفِ طوفان
. . سقفِ اتاقي که شما رزرو کردين

63
00:04:34,150 --> 00:04:36,613
به چکه افتاده . سعي کردم که باهاتون تماس بگيرم
. اما تلفن وصل نميشد

64
00:04:36,637 --> 00:04:38,679
. تلفن همراه ؛ اينطرفا خيلي بد خط ميده

65
00:04:38,934 --> 00:04:40,388
. ايرادي نداره

66
00:04:40,513 --> 00:04:42,870
. هراتاقي که در دسترس هست رو قبول ميکنيم

67
00:04:43,816 --> 00:04:46,016
. هيچ اتاقي نداريم

68
00:04:46,992 --> 00:04:49,011
. . قبل از اينکه متوجه ترکيدگي لوله بشم

69
00:04:49,279 --> 00:04:50,778
. آخرين اتاقو اجاره دادم . . .

70
00:04:51,445 --> 00:04:52,733
. . باشه ؛ خوب

71
00:04:53,786 --> 00:04:55,746
. . بياين اميدوار باشيم که . .

72
00:04:55,871 --> 00:04:58,518
آقا و خانم " گيرين " ؛ به طور کامل
. . چمدون هاشونو باز نکرده باشن

73
00:04:58,643 --> 00:05:01,497
چونکه تنها مهمانخانه اي که قراره توش بمونن
. فقط خودِ تعطيلاتِه

74
00:05:01,984 --> 00:05:04,889
. لوييس " صبر کن "
دقيقا کدوم اتاقه ؟

75
00:05:05,014 --> 00:05:06,419
. شايد بتونم لوله رو تعمير کنم

76
00:05:08,210 --> 00:05:09,822
. . اگه دوست داري امتحان کني

77
00:05:09,947 --> 00:05:12,174
. سمتِ چپ ؛ آخرين اتاق

78
00:05:59,905 --> 00:06:00,935
. عاليه

79
00:06:01,351 --> 00:06:03,801
حالا که بيش از حد لباس برميداري
. " بکِش " لوييس

80
00:06:07,624 --> 00:06:08,919
. ببخشيد

81
00:06:09,044 --> 00:06:13,084
اگه از من بپرسي ؛ عموي بزرگِ بزرگِ بزرگ " بيوان " ؛
. با کارايي که کرد ؛ خودش باعث شد اين بلا سرش بياد

82
00:06:13,516 --> 00:06:16,915
حالا ؛ چيکار کرده که لايقِ اين شده
که اين خراش روي صورتِش بيفته ؟

83
00:06:18,789 --> 00:06:21,331
حقِ قانوني خواهرش " شوبان " رو غصب کرد ؛

84
00:06:21,456 --> 00:06:23,891
تاج و تخت و قلعشو بالا کِشيد . .
. و بعدش هم کُشتِش

85
00:06:24,206 --> 00:06:26,917
براي کشوري که افتخارش
. . مردهاي دامن پوشِه

86
00:06:27,042 --> 00:06:29,277
آدم فکر ميکنه يه مقدار بيش از اين
. مترقي باشن

87
00:06:29,402 --> 00:06:32,223
با توجه به افسانه ؛ " شوبان " چنان احساس موردِ
. . سرقت واقع شدني از زندگيش روي زمين کرد

88
00:06:32,247 --> 00:06:34,935
که ميخواست از " جهان زيرين " بهزمين برگرده
. و زندگي رو از سَر بگيره

89
00:06:35,693 --> 00:06:38,266
آرزوي اون زن ؛ برآورده شد
. منتها دربرابر قيمتي گزاف

90
00:06:39,463 --> 00:06:41,257
. . بخاطر اينکه يک مرد به اون خيانت کرده بود

91
00:06:41,382 --> 00:06:45,072
نفرين شد که هر مردي که . .
. سر راهش قرار بگيره رو بکُشه

92
00:06:46,619 --> 00:06:49,236
. " قتل " ؛ " تنفر از زن " و " ضرب و شتم "

93
00:06:49,658 --> 00:06:51,978
فهميدم واسه چي به اين داستان
. در بروشور اينجا اشاره نکردين

94
00:06:52,653 --> 00:06:56,053
تا منتظر دوست پسرت هستي ؛
با يه فنجون چاي چطوري ؟

95
00:06:58,709 --> 00:07:01,993
چطوره ما ؛ اتاق اين زوجِ خوشبخت رو برداريم ؛

96
00:07:02,118 --> 00:07:04,577
چونکه ؛ ميدوني ؛ مشخصه که اونها . .
! به اتاقشون احتياج ندارن

97
00:07:08,484 --> 00:07:09,503
. شوخي کردم

98
00:07:12,110 --> 00:07:14,415
. ميرم يه سري به " کلارک " بزنم
. . اون به علف جمع کردن عادت داره

99
00:07:14,439 --> 00:07:17,079
اما مطمئنم الان يه عالمه سطل داره جمع ميکنه
! تا روي آب شناور بمونه

100
00:07:49,985 --> 00:07:52,596
. کلارک " ؛ برام مهم نيست اتاقش چقدر خرابه "
. من از يه خيمه در " گوآلابهارا " جونِ سالم بدر بردم

101
00:07:52,620 --> 00:07:54,181
. . ديگه تحمل يه

102
00:07:55,246 --> 00:07:56,410
. اتاق خيس و تر رو دارم . . .

103
00:07:56,889 --> 00:07:59,289
معلوم شد چکه ي سقف
. به اندازه اي که اون دختر ميگفت ؛ بد نبود

104
00:07:59,533 --> 00:08:00,550
. لوله رو تعمير کردم

105
00:08:02,369 --> 00:08:04,859
. کلارک کِنت " ؛ قهرمانم "

106
00:08:04,859 --> 00:08:14,859
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

107
00:08:57,250 --> 00:08:58,312
خيلي زياده روي کردم ؟

108
00:09:01,803 --> 00:09:03,184
. تو . . .  حرف نداري

109
00:09:07,653 --> 00:09:09,890
دوست داري اونطرف تختو
براي خوابيدن انتخاب کني ؟

110
00:09:10,724 --> 00:09:12,949
چطور مگه ؟
معمولا اينطرف ميخوابي ؟

111
00:09:13,074 --> 00:09:15,103
. . چونکه هيچ ايرادي نداره . من

112
00:09:15,228 --> 00:09:17,031
. . نه ؛ فقط فکر کردم که تو

113
00:09:17,681 --> 00:09:19,797
. فقط ميخوام راحت باشي

114
00:09:20,963 --> 00:09:22,147
. ميشم

115
00:09:22,907 --> 00:09:25,283
. يعني  . . راحتم

116
00:09:31,277 --> 00:09:32,277
. موقع خوابِه

117
00:09:41,081 --> 00:09:42,581
. . پس

118
00:09:44,984 --> 00:09:46,866
. نذار ساس ؛ گازت بگيره

119
00:09:47,473 --> 00:09:48,895
. خواباي خوش ببيني

120
00:09:59,618 --> 00:10:01,252
اون ديگه چه کوفتي بود ؟

121
00:10:27,744 --> 00:10:29,690
. همگي . . موردي براي نگراني وجود نداره

122
00:10:31,211 --> 00:10:32,891
چه چيزي ممکنه اون صدا رو ايجاد کرده باشه ؟

123
00:10:33,431 --> 00:10:36,161
. توي جنگل ؛ گرگ وجود داره
. شايد صداي يکي از اونا بوده

124
00:10:37,161 --> 00:10:39,658
. برگردين به رختخواب
. همه چيز روبراهِه

125
00:10:54,296 --> 00:10:55,705
! عجب سورپرايزي

126
00:11:03,288 --> 00:11:05,876
چطور اينقدر بيخيالي طِي ميکني ؟

127
00:11:06,001 --> 00:11:08,349
. کلويي " و " اوليور " باهمديگه اينجان "

128
00:11:08,474 --> 00:11:10,853
ميدونستي باهمديگه قرار ميذارن ؟ -
. نه ؛ البته که نميدونستم -

129
00:11:10,877 --> 00:11:12,477
. حتي نميدونستم دارن باهمديگه قرارميذارن

130
00:11:12,588 --> 00:11:14,401
. بايد بشينيم باهاشون حرف بزنيم

131
00:11:15,599 --> 00:11:17,552
. يا ؛ ميتونيم يه مقدار بهشون فضا بديم

132
00:11:18,050 --> 00:11:21,581
مشخصه که براي فرار از همه ي چيزاي ديگه
. به اينجا اومدن ؛ يه طورايي مثل خودمون

133
00:11:21,816 --> 00:11:23,665
. . ميدونم که ديشب يه عالمه حرف زدم

134
00:11:23,790 --> 00:11:27,706
و بعدش خوابم برد ؛ اما قول ميدم ؛ امشب
. فقط خودمون باشيم و خودمون

135
00:11:27,874 --> 00:11:30,162
. سه ساعت منتظر بودم تا آماده بشي

136
00:11:30,287 --> 00:11:33,226
اگه اين انتظار ؛ به معني با تو بودن باشه
. ميتونم تا ابد صبر کنم

137
00:11:34,908 --> 00:11:36,678
. تا ابد ؛ مدت خيلي دور و درازيه

138
00:11:38,771 --> 00:11:40,123
واقعا ؟ -
. نه -

139
00:11:41,247 --> 00:11:43,318
. خداي من

140
00:11:45,769 --> 00:11:47,156
ميدوني ميتونيم چيکار کنيم ؟

141
00:11:47,703 --> 00:11:49,337
. ميتونيم وانمود کنيم که نديديمشون

142
00:11:51,398 --> 00:11:53,956
اين چه حرفيه " اولي " ؛ تسليم شو ؛
. اينگاري با " لوييس " طرفيم ها

143
00:11:53,980 --> 00:11:56,287
سوزان .ب . آنتوني " ؛ "
. جلوش مثل موش ميمونه

144
00:12:00,203 --> 00:12:02,283
. هِي ؛ بچه ها ؛ بياين اينجا

145
00:12:02,451 --> 00:12:03,451
. پيش ما بشينين

146
00:12:05,442 --> 00:12:07,252
عجب تعطيلات آخر هفته ي تو خونه ايه ؛ هان ؟

147
00:12:07,377 --> 00:12:10,830
باور کنيد ؛ اصلا نميدونستيم که شما دوتا
. ميخواين اينجا بياين

148
00:12:10,955 --> 00:12:13,695
و ما هم اصلا نميدونستيم که
. شما دوتا " باهمديگه اين "

149
00:12:13,820 --> 00:12:16,860
که البته به نظرم کامل وفوق العاده اس ؛
. ما رو در مسير اين مهمونخونه قرارداده

150
00:12:17,573 --> 00:12:18,746
. . خوب ، اين

151
00:12:22,444 --> 00:12:24,193
. راستش چندان هم پاي سرنوشت درميون نيست

152
00:12:24,318 --> 00:12:25,935
. بيشتر شهرت کمِ اين مهمونخونه اس -
. از شهرت خوشم مياد -

153
00:12:25,959 --> 00:12:28,870
اين مهمونخونه اينقدر بي سر و صداس که
. . حتي روزنامه هاي اجتماعي استارسيتي هم

154
00:12:28,894 --> 00:12:31,690
توقع ندارن مطلبوب ترين مجرد شهر . .
. پاشو اينجا بذاره و اينجا پيداش بشه

155
00:12:31,714 --> 00:12:33,146
. البته منظورت مجردِ سابقِه ديگه

156
00:12:33,315 --> 00:12:34,763
. خيلي خوب ، حرف زدن دراون مورد کافيه

157
00:12:34,787 --> 00:12:37,205
شماها چطور سر از اين
مهمونخونه ي دورافتاده درآوردين ؟

158
00:12:37,330 --> 00:12:39,862
بروشورِ اين مهمونخونه رو توي آپارتمان
. . پيدا کردم . فکر کردم که

159
00:12:39,886 --> 00:12:41,966
. لوييس " ميخواسته اينجا بياد " . . -
کدوم بروشور ؟ -

160
00:12:42,198 --> 00:12:44,753
. " اون بروشورِ " لوييس " نبوده " کلارک

161
00:12:44,969 --> 00:12:46,035
. بروشورِ من بوده

162
00:12:52,708 --> 00:12:54,462
. . از کجا بايد ميدونستم که " اوليور " ؛

163
00:12:54,587 --> 00:12:55,658
. نميدونستي

164
00:12:55,963 --> 00:12:57,423
. نکته هم همينجاس ديگه

165
00:13:02,437 --> 00:13:04,628
منو نيگا نکن ؛ خيلي وقته که ياد گرفتم ؛

166
00:13:04,753 --> 00:13:07,313
وقتي چيزي توي اون آپارتمان ميبينم
. پيش خودم فرض نکنم که مالِ کيه

167
00:13:07,434 --> 00:13:10,195
بايد خوب به حرفاشون گوش بدي تا
. سرنخهايي که بدست مياريو به هم ربط بدي

168
00:13:12,401 --> 00:13:14,309
. . حالا که حرف از سرنخ شد

169
00:13:14,863 --> 00:13:18,544
بياين درمورد آقاي " گيرين " که با " دخترعموم " ؛
. توي اتاق خواب بوده حرف بزنيم

170
00:13:18,860 --> 00:13:19,883
. شروع شد

171
00:13:20,008 --> 00:13:22,152
لوييس " ؛ فکر کنم اونا براي خوردن "
. صبحونه ي ديروقت اينجا اومدن

172
00:13:22,176 --> 00:13:23,512
. نکته ي خوبيه

173
00:13:24,432 --> 00:13:26,057
. نگاه کن " کلويي " ؛ اونجا غذا دارن

174
00:13:33,485 --> 00:13:34,863
. ژله هاي کوچولو

175
00:13:35,544 --> 00:13:37,622
خيلي خوب ، ببين " لوييس " ؛
. . ميدونم ميخواي چي بگي

176
00:13:37,747 --> 00:13:39,763
. . که بخاطر گذشته ي نه چندان جالب " اولي " ؛

177
00:13:39,888 --> 00:13:41,695
. بايد قبل ازاينکه صدمه ببينم ؛ باهاش بهم بزنم

178
00:13:41,719 --> 00:13:44,199
يا اينکه ميتونم بگم اين ؛
. رابطه ايه که ميتونه به يه جايي برسه

179
00:13:44,634 --> 00:13:47,011
به نظرم عاليه که تو و " اوليور " ؛
. باهمديگه اين

180
00:13:47,628 --> 00:13:48,628
اينطور فکر ميکني ؟

181
00:13:48,723 --> 00:13:50,377
. . آره ؛ و بهترين جاش اينه که

182
00:13:50,502 --> 00:13:52,542
. حالا ميتونيم چهارنفري بريم بيرون
چقدر باحال ميشه ؟

183
00:13:52,988 --> 00:13:55,228
قبل از اينکه براي دوماهِ آينده
. . واسمون برنامه ريزي کني

184
00:13:55,282 --> 00:13:57,170
بايد بدوني که من و " اوليور " ؛ . .
. زوج نيستيم

185
00:13:57,987 --> 00:14:00,053
. باشه ؛ حتما
پس ؛ چي باشين ؟

186
00:14:00,485 --> 00:14:02,368
. داريم خوش ميگذرونيم

187
00:14:02,493 --> 00:14:04,435
. . و نميخوايم اوضاع رو با استفاده از

188
00:14:04,560 --> 00:14:07,000
برچسب خاص و تعريف کردنش در قالبهاي
. مشخص و خاصي ؛ پيچيده کنيم

189
00:14:07,630 --> 00:14:10,351
اين ؛ يه رابطه اس " کلويي " ؛
. نه مسابقه ي هِجي کردن

190
00:14:10,704 --> 00:14:13,267
خوشحالم که يکي رو پيدا کردي که
. . خوشحال و راضيت ميکنه

191
00:14:13,392 --> 00:14:15,321
اما ؛ همه ي ما ؛ بدرد داشتن يه
. رابطه ي مشخص دوجانبه نميخوريم

192
00:14:15,345 --> 00:14:17,511
و ، وقتي با " اولي " هستم ؛
. مجبور نيستم نگران همچين چيزي باشم

193
00:14:17,535 --> 00:14:18,990
. هيچ گل خريدن واسه همديگه اي بکار نيست

194
00:14:19,014 --> 00:14:22,214
به همديگه هديه نميديم ؛ هيچ فشاري هم
. رومون نيست ؛ هيچ تعهدي هم به همديگه نداريم

195
00:14:22,394 --> 00:14:25,050
و ؛ درمورد تو هم بايد بگم که ؛
. ديگه هيچ توضيح اضافه اي ندارم

196
00:14:39,663 --> 00:14:40,865
. . پس

197
00:14:42,203 --> 00:14:43,527
. . تو . .

198
00:14:44,361 --> 00:14:45,672
. . اين اواخر ؛ هيچ يتيم . .

199
00:14:45,797 --> 00:14:47,967
يا ؛ پيرزني چيزي رو
نجات ندادي ؟

200
00:14:48,092 --> 00:14:49,459
. جلوي سرقت بانک رو گرفتم

201
00:14:49,584 --> 00:14:51,504
. آره ؛ خوبه
. باحاله

202
00:14:51,629 --> 00:14:52,629
. ممنون

203
00:14:53,472 --> 00:14:56,306
تو چي ؟ خبر جديدي نيست ؟ -
. . نه ؛ فقط -

204
00:14:56,431 --> 00:14:59,064
. دارم روي يه کمان جديد کار ميکنم

205
00:14:59,355 --> 00:15:00,894
. آره ؛ خيلي خوب به نظر ميرسه

206
00:15:01,019 --> 00:15:02,321
. ببينم چطور ميشه

207
00:15:02,446 --> 00:15:04,453
ميدونم که ربطي به من نداره که
. . چيزي بگم ؛ اما

208
00:15:04,578 --> 00:15:06,278
. پس هيچي نگو

209
00:15:06,884 --> 00:15:08,746
. . اما بعدازاينهمه سختي که " کلويي " کِشيده

210
00:15:08,871 --> 00:15:10,637
. نميخوام ببينم که دوباره صدمه ميخوره

211
00:15:11,394 --> 00:15:12,394
. خوبه

212
00:15:12,671 --> 00:15:15,547
کلويي " قوي تر از اونيه که فکرشو ميکني "
. . پس

213
00:15:15,672 --> 00:15:19,072
يکي از نيروهاش اينه که چيزي که مردم ميخوانو
. بهشون ميده و خواسته ي خودشو قرباني ميکنه

214
00:15:20,200 --> 00:15:22,320
از کجا ميدوني اين رابطه ؛
چيزي که نيست که اون ميخواد ؟

215
00:15:23,562 --> 00:15:25,362
فقط بهش به صورت يه
.  دختر سهل الوصول نگاه نکن

216
00:15:39,501 --> 00:15:41,856
جاي تابلويي رو براي
. ملاقات انتخاب کردي

217
00:15:43,217 --> 00:15:45,737
حتي وقتي اينجا نيست ؛
. کلارک " ؛ ذهنِتو به تسخير خودش درمياره "

218
00:15:45,790 --> 00:15:47,329
. و ؛ ذهنِ تو رو

219
00:15:48,182 --> 00:15:51,008
و از اونجاييکه هيچ وجهِ مشترکي نداريم ؛
. . فکر کردم که

220
00:15:51,231 --> 00:15:53,951
بايد در خونه ي کسي که ما دونفرو
. باهمديگه متحد کرده همديگه رو ببينيم

221
00:15:54,444 --> 00:15:56,391
چه بهش اقراربکني يا نکني سرگرد ؛

222
00:15:56,651 --> 00:15:58,689
. . همگي ما ؛ يک هدف داريم

223
00:16:01,196 --> 00:16:02,438
. دنيايي بهتر . ..

224
00:16:12,089 --> 00:16:14,408
. تو مشتاق مردي هستي که باهات برابر باشه

225
00:16:15,613 --> 00:16:18,271
اما تا حالا هرمردي رو که به خودت راه دادي
. . بهت خيانت کرده

226
00:16:21,241 --> 00:16:22,715
. و هرگز بهت اطمينان نکرده . . .

227
00:16:26,477 --> 00:16:29,369
خوب ، بعضي وقتا ؛ اعتماد کردن
. بهاي خيلي گزافي داره

228
00:16:30,369 --> 00:16:32,809
علاقه ي بيش از حد به چيزي ؛
. برات به قيمت سنگين تري تموم ميشه

229
00:16:36,199 --> 00:16:37,852
. با من بيا

230
00:16:39,174 --> 00:16:41,231
با همديگه به قبرس ميريم ؛
. . به دنيا حکومت ميکنيم

231
00:16:41,522 --> 00:16:44,690
. مشروب ميخوريم ؛ توي دريا شنا ميکنيم

232
00:16:45,811 --> 00:16:49,123
مثل مردي حرف ميزني که توي اين دنيا
. . هيچي براي نگران بودن نداره

233
00:16:50,037 --> 00:16:52,258
نه مثل هميشه ات ؛ که ؛ نشون ميدي مردي هستي
. که دنبال رسيدن به هدفشه

234
00:16:52,282 --> 00:16:54,713
. هنوزم اهدافِ خودمو دارم

235
00:17:01,666 --> 00:17:03,881
اما ؛ هنوزم ؛ رازهايي رو
براي مخفي کردن داري ؟

236
00:17:04,839 --> 00:17:06,375
. نه از تو

237
00:17:08,218 --> 00:17:09,218
واقعا ؟

238
00:17:34,702 --> 00:17:37,575
يادم نمياد بهم گفته باشي که
. قدرتهاي خودتو بدست آوردي

239
00:17:38,120 --> 00:17:39,528
از کجا فهميدي ؟

240
00:17:40,157 --> 00:17:42,626
تو سربازي هستي که خودشو
. وقف رسيدن به هدفش کرده

241
00:17:43,344 --> 00:17:46,424
محاله براي خوش گذروني به قبرس بري
. مگر اينکه توي جنگي که داشتي برنده شده باشي

242
00:17:46,668 --> 00:17:48,294
. غرايزت ؛ خيلي قابل توجهن

243
00:17:48,463 --> 00:17:49,984
. همينطورم قدرتِ تو براي خوب شدن

244
00:17:51,053 --> 00:17:54,236
چند هفته پيش تير خوردي ؛ اما همين الان نگاه کردم
. و هيچ جاي زخمي وجود نداشت

245
00:17:56,423 --> 00:17:59,174
آزمايش کوچکم ثابت کرد که
. غرايزم درست بودن

246
00:18:07,173 --> 00:18:08,656
. . و اگه اشتباه ميکردي

247
00:18:10,160 --> 00:18:12,353
. اونوقت آزمايشت منو به کُشتن ميداد . . .

248
00:18:12,906 --> 00:18:14,821
. بعضي از ريسک ها ؛ ارزش خطرکردنشونو دارن

249
00:18:23,564 --> 00:18:25,499
. و بعضي هم ندارن

250
00:18:28,503 --> 00:18:30,406
. تو رازِ منو ميدوني

251
00:18:31,937 --> 00:18:34,519
. نميتونم اجازه بدم با کسِ ديگه اي درميونش بذاري

252
00:18:36,298 --> 00:18:39,233
اگه الان جاي من بودي چيکار ميکردي ؟

253
00:19:00,094 --> 00:19:02,066
. . در هر رابطه اي

254
00:19:02,536 --> 00:19:05,587
يکي مي ايسته و ديگري . .
. در برابر اون يکي زانو ميزنه

255
00:19:12,131 --> 00:19:14,503
. ديگه اجازه نميدم کسي جلومو بگيره

256
00:19:15,629 --> 00:19:17,384
. نميخوام جلوتو بگيرم

257
00:19:44,740 --> 00:19:45,910
. . بايد بگم

258
00:19:46,035 --> 00:19:48,415
سليقه ات توي انتخاب مشروب ؛ به اندازه ي
. سليقه ات در انتخاب زنها ؛ يکِه

259
00:19:48,439 --> 00:19:49,665
. متشکرم

260
00:19:49,834 --> 00:19:52,439
. يه کوچولو بادوم زميني اونجاي دهنت مونده

261
00:19:53,413 --> 00:19:54,755
. نگاه کن ؛ برات تميزش کردم

262
00:19:57,444 --> 00:19:59,791
مگر اينکه امسال کيريسمس
. .  زودتر از موعد رسيده باشه

263
00:19:59,916 --> 00:20:01,726
. بهتره اون کادو رو واسه من نگرفته باشي

264
00:20:01,851 --> 00:20:04,686
. شايد امسال خيلي خوب بودي

265
00:20:07,850 --> 00:20:10,826
شايد يه مرد ؛ نبايد يکي مثل تو رو
. سهل الوصول حساب کنه

266
00:20:11,605 --> 00:20:13,929
. " اينطوري بهت نگاه نميکردم " اولي

267
00:20:20,439 --> 00:20:22,167
کلارک " يه چيزي گفته ؛ مگه نه  ؟"

268
00:20:22,918 --> 00:20:24,143
. فقط يه هديه اس

269
00:20:24,410 --> 00:20:26,872
. نه ؛ اين يه راهِ فرار از مشکله

270
00:20:27,173 --> 00:20:29,720
چونکه هيچ کس ؛ هيچوقت ؛ بي دليل ؛
. به کسي هديه نميده

271
00:20:29,845 --> 00:20:32,189
. . هميشه يه قصدِ مخفي اي پشتِ هديه دادن هست

272
00:20:32,314 --> 00:20:34,665
مثلا ؛ " متاسفم " ؛ يا
. " حس ميکنم علاقه ي زيادي بهت دارم "

273
00:20:34,689 --> 00:20:36,171
. و هردوشون هم پيچيده ان

274
00:20:36,520 --> 00:20:38,545
. . خواستم اوضاع بينمون ساده باشه

275
00:20:38,670 --> 00:20:41,220
. بدون هيچ قيد و بند يا روبانِ هديه اي

276
00:20:43,002 --> 00:20:45,472
وايسا ؛ داري کجا ميري ؟ -
. ميرم قدم بزنم -

277
00:20:46,142 --> 00:20:48,492
وقتي برگشتم ؛ ميشه تکمه ي شروع دوباره
و برگشت به حالت اوليه ي رابطمونو بزنيم ؟

278
00:20:48,516 --> 00:20:50,826
و همين بازي خودمونو ادامه بديم ؟ . .

279
00:21:29,402 --> 00:21:30,473
سلام ؟

280
00:21:30,497 --> 00:21:37,497
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

281
00:21:49,029 --> 00:21:52,306
براي پياده روي اي که قرار بود آرومم کنه
. ديگه خيلي زيادي داره اعصابم بهم ميريزه

282
00:22:09,037 --> 00:22:10,765
. بدون شک ؛ آرامبخش نيست

283
00:22:22,363 --> 00:22:25,913
. انتظارشو نداشتم ؛ اما بدرد بخوره

284
00:22:37,548 --> 00:22:39,333
. فقط ده دقيقه بهم فرصت بده

285
00:22:39,776 --> 00:22:41,269
. بعدش حسابي سورپرايزت ميکنم

286
00:22:41,619 --> 00:22:44,380
يه حسي بهم ميگه که تو هرگز
. " دست از سورپرايز کردنم برنميداري " لوييس

287
00:22:49,904 --> 00:22:51,065
. ده دقيقه

288
00:23:00,636 --> 00:23:02,918
. خوب ، عليکِ سلام

289
00:23:12,149 --> 00:23:14,552
. . نميتونم بهت بگم " لوييس " ؛

290
00:23:19,520 --> 00:23:21,230
تو اينجا چيکار ميکني ؟

291
00:23:21,355 --> 00:23:23,598
. . گفتم بيام و بهت ملحق بشم

292
00:23:25,636 --> 00:23:27,834
. آره ؛ دارم ميبينم

293
00:23:28,346 --> 00:23:30,234
. لااقل سعي ميکنم که نبينم . . .

294
00:23:32,892 --> 00:23:34,423
. . ميدوني ؛ ديگه کارم اينجا تموم شده

295
00:23:34,548 --> 00:23:36,491
. پس ، حمام ؛ باشه واسه تو . . .

296
00:23:36,830 --> 00:23:38,839
. اين ؛ حمامي نيست که ميخوام

297
00:23:39,634 --> 00:23:42,197
کلويي " ؛ موقع شام ؛ "
چقدر مشروب خوردي ؟

298
00:23:42,322 --> 00:23:44,107
چطور مگه ؛
ميخواي يه بطري ديگه باهام بخوري ؟

299
00:23:44,232 --> 00:23:46,558
يا ؛ چطوره باهمديگه براي قدم زدن زير نور ماه
. دِل به جنگل بزنيم

300
00:23:46,582 --> 00:23:48,753
. فکر نکنم " اوليور " از اين کارت خوشش بياد

301
00:23:50,512 --> 00:23:52,231
. . کلارک " ؛ من فقط "

302
00:23:57,324 --> 00:23:59,137
. خداي من

303
00:23:59,761 --> 00:24:02,163
. ميتونم اين وضعيتو توضيح بدم

304
00:24:03,046 --> 00:24:04,059
. همين کارو بکن

305
00:24:04,345 --> 00:24:07,265
سعي کن موقع صبحانه اي که شايد
. در قرنِ آينده باهمديگه بخوريم ؛ توضيحش بدي

306
00:24:09,576 --> 00:24:12,193
. ديگه به اين احتياجي ندارم

307
00:24:29,808 --> 00:24:31,795
داري چيکار ميکني ؟ -
تو خودت چيکار ميکني ؟ -

308
00:24:31,920 --> 00:24:33,631
لباسام کجان ؟ -
. من چه ميدونم -

309
00:24:33,756 --> 00:24:35,061
! اينجا چه خبره ؟

310
00:24:55,560 --> 00:24:58,680
ببينم ؛ از اون سازهاي سنتي اسکاتلندي داري که
به اين لباس زيبا بياد ؛ " لاسي " ؟

311
00:24:59,617 --> 00:25:01,844
. معنيش اينه که شماها دارين يه کم حال ميکنين
. با نمکه

312
00:25:01,969 --> 00:25:03,976
. گوش کن ؛ دارم دنبال " کلويي " ميگردم

313
00:25:04,101 --> 00:25:05,647
. چند لحظه پيش براي پياده روي رفت

314
00:25:05,772 --> 00:25:08,135
هنوز برنگشته ؛
. و ديگه کم کم دارم براش نگران ميشم

315
00:25:08,520 --> 00:25:10,830
. راستش الان ؛ پيشِش بودم

316
00:25:11,128 --> 00:25:12,680
پيشِش بودي ؟
. باشه

317
00:25:15,971 --> 00:25:17,830
. درسته ؛ آره ؛ خوب
. . پس فقط

318
00:25:17,955 --> 00:25:19,259
. همه چيز تقصير منه . . .

319
00:25:19,882 --> 00:25:22,455
چطوره همراهت بيام تا
بريم " کلويي " رو ببينيم ؟

320
00:25:24,153 --> 00:25:27,513
هرگز نميتوني با منتظر گذاشتن يه زن که خودش
. سراغت بياد ؛ قلبشو به تسخير خودت دربياري

321
00:25:29,397 --> 00:25:30,964
. تو راهو نشون بده

322
00:25:37,567 --> 00:25:40,368
. ماشين هنوز اونجاس
. لااقل " لوييس " خونه نرفته

323
00:25:40,493 --> 00:25:43,263
. اوليور " تو اتاقمون نيست "
. . قطعا امشب بجاي اينکه جامي لبريز از

324
00:25:43,388 --> 00:25:45,909
شرابِ مخصوص " مک دوگال " رو به سلامتيمون
. بالا ببرن ؛ ميگيرن و کبابمون ميکنن

325
00:25:45,933 --> 00:25:48,218
چي باعث شد که با اون وضع
بياي توي حموم ؟

326
00:25:48,343 --> 00:25:51,181
. يادم نمياد
. يادم نمياد چي شد

327
00:25:52,343 --> 00:25:54,465
. . يادت که نمياد منو اينطوري

328
00:25:55,016 --> 00:25:57,965
نه ؛ هيچ شکي ندارم که
. يادم نمياد " اونو " ديده باشم

329
00:25:58,849 --> 00:26:01,178
. چي . . يه دقيقه وايسا
. . من . . تو

330
00:26:01,892 --> 00:26:03,075
. خداي من

331
00:26:03,200 --> 00:26:05,195
اين ديگه آخرين تعطيلات به عنوان زوجِه
. که باهمديگه مياييم

332
00:26:05,219 --> 00:26:08,139
اگه " لوييس " رو پيدا نکنم ؛ اين ديگه آخرين
. تعطيلاتيه که با کسي بهش ميرم

333
00:26:08,231 --> 00:26:10,494
. . نه که به اندازه ي کافي

334
00:26:10,619 --> 00:26:14,259
. . از جاهاي خصوصي " کلارک " رو نگاه نکرده باشم
. . ببخشيد ؛ زندگي خصوصي ؛ من

335
00:26:14,384 --> 00:26:16,653
. از جايي که بحث داره بهش منحرف ميشه خوشم نمياد -
. . تو " لوييس " رو -

336
00:26:16,677 --> 00:26:19,429
براي يه سفر رومانتيک ؛ . .
. به يه مهمونخونه آوردي

337
00:26:19,554 --> 00:26:21,451
درحاليکه شک دارم بخش صبحونه ؛

338
00:26:21,576 --> 00:26:23,514
. هيچ ايرادي و اشکالي رو درست نميکنه
. اگه اشتباه ميگم تصحيح کن

339
00:26:23,538 --> 00:26:26,536
يادم مياد که يه مقدار نگراني
. . درمورد تخت خواب

340
00:26:26,945 --> 00:26:29,969
. . و آدم هاي بدون قدرت خاص داشتي

341
00:26:30,837 --> 00:26:33,812
و اينکه چه اتفاقي وقتي تو ؛ با يه آدمي که
. . قدرت خاصي نداره ؛ توي تختخواب باشي ميفته

342
00:26:33,836 --> 00:26:34,836
. کافيه

343
00:26:35,048 --> 00:26:36,048
. متشکرم

344
00:26:37,203 --> 00:26:39,475
. . تمريناتم با " جور-ال " ؛

345
00:26:39,600 --> 00:26:41,964
. بهم کمک کرده که قدرتهامو بهتر کنترل کنم

346
00:26:45,107 --> 00:26:47,070
. . بذار اينطور بگيم که

347
00:26:47,844 --> 00:26:49,084
. کنترل همه چي دستِ خودمه . . .

348
00:26:51,715 --> 00:26:53,395
. . اما تو ؛ کنترلِ خودتو از دست داده بودي

349
00:26:53,553 --> 00:26:55,982
اونوقتي که تصميم گرفتي يه بياي زير دوش
. و سورپرايزم کني

350
00:26:56,325 --> 00:26:59,130
و بعدشم ازحال رفتي ؛
. بدون اينکه بعدش چيزي يادت بياد

351
00:26:59,255 --> 00:27:01,171
آخرين چيزي که يادت مياد چيه ؟

352
00:27:01,703 --> 00:27:03,452
. . من و " اوليور " داشتيم حرف ميزديم

353
00:27:03,577 --> 00:27:06,537
البته به لطفِ کمکِ کسي که باعث شده بود
. . غرايز حمايتي " اوليور " فعال بشن

354
00:27:06,620 --> 00:27:09,540
. و بعدش تصميم گرفتم برم و يه قدمي بزنم

355
00:27:09,997 --> 00:27:11,277
کجا ؟

356
00:27:13,400 --> 00:27:14,667
اونجاست

357
00:27:24,509 --> 00:27:27,709
اين ، همون فانوسي هست که از مهمون خونه  با
خودم آوردمش ، حتما اينجا انداخته بودمش

358
00:27:33,727 --> 00:27:35,847
مگه اينکه ، يه چيزي بوده که
باعث شده اينو بندازي و بري

359
00:27:42,283 --> 00:27:43,369
اوه ، خداي من

360
00:27:43,494 --> 00:27:45,998
اين اصلا اون تعطيلات آخر هفته اي نيست
که انتظارشو داشتم

361
00:27:48,990 --> 00:27:51,305
تو قبلا اينجا بودي " کلويي " ، فکرميکني
. . احتمال داشته که تو

362
00:27:51,329 --> 00:27:53,214
به " نورمن بيتس " تبديل بشم ؟

363
00:27:55,539 --> 00:27:57,794
يه لحظه صبر کن ، من تنها
کسي نبودم که اون شب اينجا بودم

364
00:27:58,441 --> 00:28:00,964
اينجا يه . . يه چهره اي بود ، شبيهه
يه شبح بود

365
00:28:01,274 --> 00:28:02,710
چه شکلي بود ؟

366
00:28:02,992 --> 00:28:05,433
سياه و سفيد بود و حسابي هم
عحيب غريب بود

367
00:28:05,892 --> 00:28:08,380
و با توجه به اينکه ، اينجا ، جايي بوده که
، فراموشي گرفتم

368
00:28:08,505 --> 00:28:11,864
فکرکنم از اون موقع اون شبح بوده که
داشته بدن منو کنترل ميکرده

369
00:28:12,332 --> 00:28:13,772
حتما اون منو تصرف کرده بوده

370
00:28:13,897 --> 00:28:15,669
مشخصا الان که تحت تصرفش نيستي

371
00:28:15,794 --> 00:28:17,772
اما ، اگه اين شبح مسئول اين قتل بوده باشه ؛

372
00:28:17,897 --> 00:28:20,217
بايد قبل از اينکه بره و يکي
ديگه رو بکُشه ، اونو پيداش کنيم

373
00:28:29,143 --> 00:28:31,462
اصلا کي به " کلويي " گفته بوده که
بره و تو جنگل قدم بزنه ؟

374
00:28:31,587 --> 00:28:33,528
بنظرت مثل ماجراي هانسل و گرتل بوده ؟

375
00:28:33,653 --> 00:28:34,974
تقريبا نزديک شديم

376
00:28:35,099 --> 00:28:37,526
اميدوارم پشت سرش تيکه هاي نون گذاشته
. . باشه ، چون اگه نذاشته باشه

377
00:28:37,550 --> 00:28:39,294
ممکنه هيچوقت نتونيم از اينجا . .
بريم بيرون

378
00:28:39,419 --> 00:28:41,688
، من از اين جنگل ميرم بيرون

379
00:28:46,089 --> 00:28:47,685
اما ، تو نميري

380
00:29:03,270 --> 00:29:06,214
افسانه " شوبان مک دوگال " فقط
يه داستان شبح هست

381
00:29:06,339 --> 00:29:07,949
واقعي نيست

382
00:29:08,645 --> 00:29:11,665
تو يه دختر گيج توي اتاق نشيمنت داري و
همينطورم يه جسد توي حياطت داري

383
00:29:11,790 --> 00:29:13,885
حالا ، ميخوايم بقيه داستان " شوبان " رو
بشنويم

384
00:29:14,010 --> 00:29:16,501
. . واقعا فکرميکنيد يه روح صدهزارساله

385
00:29:16,626 --> 00:29:18,221
براي انتقام گرفتن ، برگشته اينجا ؟ . .

386
00:29:19,018 --> 00:29:20,773
چيزاي از اين عجيب تر هم ديديم

387
00:29:25,628 --> 00:29:27,762
. .  بعد از اينکه " شوبان " کشته شد

388
00:29:28,243 --> 00:29:31,483
، روحش فرستاده شد به دنياي زيرين . .
جايي که قدرت هاي بزرگي به اون داده شد

389
00:29:31,652 --> 00:29:33,717
چه نوع قدرت هايي ؟

390
00:29:36,104 --> 00:29:38,888
. . قدرتي خيلي کمياب و

391
00:29:39,742 --> 00:29:42,745
توانايي کشتن هر مَردي . .
که صداي فرياد بلند اون رو بشنوه

392
00:29:43,038 --> 00:29:46,254
همينطورم ، روستايي هاي خرافاتي براش
. . اسم جديدي گذاشتن

393
00:29:46,744 --> 00:29:48,431
" روح نقره اي " . .

394
00:29:48,767 --> 00:29:52,194
خيلي خوب ، تا اونجايي که
يادمه ، دنياي زيرين هنوزم زيرِ زمين هست

395
00:29:52,854 --> 00:29:56,230
پس ، چطور اين صداي فرياد شگفت انگيز اون
تونسته که برسه به اين بالا ؟

396
00:29:56,511 --> 00:29:58,036
. . افسانه درباره دروازه اي ميگه

397
00:29:58,161 --> 00:30:00,481
که روح اون ميتونه از طريق اون دروازه . .
به اين دنيا برگرده

398
00:30:00,929 --> 00:30:04,028
گفته شده که اون دروازه به صورت
يه اثر قديمي روي عکس خودِ " شوبان " درست شده

399
00:30:05,107 --> 00:30:08,069
اما بعد از اينکه چندين مورد مرگ توي روستا
. . ديده شد ، " بون " از اين بابت ترسيده بود که

400
00:30:08,093 --> 00:30:10,390
شايد به زودي اون قرباني بعدي " روح نقره اي " باشه . .

401
00:30:10,785 --> 00:30:13,332
پس ، اون يه مراسم باستاني و
. . قديمي اسکاتلندي انجام داد

402
00:30:13,586 --> 00:30:16,111
و بعدش با خون روان " شوبان " اون . .
. . اثر قديمي رو ، مخفي کرد و روشو پوشوند

403
00:30:16,135 --> 00:30:17,935
با اونکار تونست که دروازه رو . .
به خوبي ببنده

404
00:30:18,053 --> 00:30:19,473
يه اثر قديمي توي عکس خودش ؟

405
00:30:19,598 --> 00:30:21,450
مثل يه اثر حکاکي يا مجسمه ؟

406
00:30:21,761 --> 00:30:23,078
يا يه تابلوي نقاشي

407
00:30:31,771 --> 00:30:33,838
يه عکس ديگه اي هم زير اين يکي
عکس هست

408
00:30:36,039 --> 00:30:38,599
بون " فقط از خون استفاده نکرده که "
. . روي عکس خواهرش رو بپوشونه

409
00:30:39,382 --> 00:30:41,764
علاوه بر اين ، از خون براي کِشيدن عکس خودش . .
روي عکس خواهرش هم استفاده کرده

410
00:30:41,788 --> 00:30:44,039
. . پس حتما " لوييس " به طور اتفاقي

411
00:30:44,164 --> 00:30:45,890
وقتي که عکس رو خراش داده ، دروازه رو . .
باز کرده

412
00:30:45,914 --> 00:30:48,293
کلويي " ، بايد بفهمي که چطور ميشه "
اون دروازه رو ببندي

413
00:30:48,753 --> 00:30:51,393
منم ميرم ببينم که " شوبان " چه
کسي رو اين بار تحت تصرف خودش درآورده

414
00:31:23,431 --> 00:31:25,602
، من از انتقام گرفتن منع شده بودم

415
00:31:25,727 --> 00:31:27,940
درست همونطور که از داشتن
قدرت هم ، منع شده بودم

416
00:31:28,400 --> 00:31:30,334
اما حالا هردوي اونارو باهمديگه دارم

417
00:31:30,459 --> 00:31:32,270
از اين دختر قدرتمند خوشم مياد
، واقعا ميگم

418
00:31:32,395 --> 00:31:34,071
. . اما بخواي راستشو بگم

419
00:31:34,196 --> 00:31:36,507
فکرنکنم در اين حالتي که . .
. . الان هستي

420
00:31:36,632 --> 00:31:38,152
اين مو فايده زيادي برات داشته باشه . .

421
00:31:44,976 --> 00:31:46,160
! " شوبان "

422
00:31:48,644 --> 00:31:50,497
تو ميدوني من کي هستم

423
00:31:50,666 --> 00:31:52,390
و داستانت رو هم ميدونم

424
00:31:52,515 --> 00:31:55,216
اما ، کُشتن مَردا ، اون اتفاقي رو که
برات افتاده رو جبران نميکنه

425
00:31:55,806 --> 00:31:57,719
شايد جبرانش نکنه

426
00:31:58,114 --> 00:32:00,383
اما ، باعث ميشه حس بهتري
داشته باشم

427
00:32:32,380 --> 00:32:35,054
بگو يه چيزي پيدا کردي -
دفترچه خاطرات " بون " چطوره ؟ -

428
00:32:38,012 --> 00:32:39,861
فکرنکنم زبان بومي اسکاتلندي بلد باشي ؟

429
00:32:40,753 --> 00:32:44,308
، شايد به اين داستان هاي روح بازي باور نداشته باشم
اما هنوزم از خانواده " مک دوگال " هستم

430
00:32:45,066 --> 00:32:47,334
. . ما روح اون رو با خون و آتش دور کرديم "

431
00:32:47,459 --> 00:32:50,905
و سپس جسدش رو سوزونديم تا . .
" اينکه روحش دوباره نتونه به بدنش برگرده

432
00:32:53,227 --> 00:32:55,844
بايد جسد و خون اون رو بسوزونيد

433
00:32:56,628 --> 00:32:58,985
فکرکنم ميتونيم اين دروازه رو
با آتيش ببنديم

434
00:32:58,985 --> 00:33:08,985
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

435
00:33:50,473 --> 00:33:53,928
. . تو بسيار عالي و زيبا هستي

436
00:33:55,583 --> 00:33:56,991
. . قوي هستي . .

437
00:33:58,125 --> 00:34:00,970
ميتوني در وضعيتي يکسان با . .
. . من به خوبي مبارزه کني

438
00:34:03,419 --> 00:34:05,156
تقريبا مثل يه کريپتوني . .

439
00:34:06,386 --> 00:34:08,658
، چطور تونستي اون موقع توي طويله
منو ضعيف کني ؟

440
00:34:11,828 --> 00:34:13,977
. .  تو رازهاي خودتو داري

441
00:34:14,714 --> 00:34:16,207
و منم رازهاي خودمو . .

442
00:34:17,453 --> 00:34:19,053
حالا ، باهم برابر هستيم

443
00:34:19,222 --> 00:34:20,879
مدت زمان زيادي منتظر اين بودم
. . که بتونم

444
00:34:21,004 --> 00:34:23,188
طعم داشتن قدرت هاي اصلي کريپتوني . .
، خودم رو بچشم

445
00:34:23,313 --> 00:34:25,613
و هرکاري که لازم باشه ، براي
محافظت از اون ميکنم

446
00:34:25,738 --> 00:34:27,372
حتما خودت اينو ميدوني

447
00:34:29,556 --> 00:34:31,697
و در صورتي که متوجه اين
، " موضوع نشدي ، " زاد

448
00:34:31,822 --> 00:34:33,943
تعداد کمي هستن که ميتونن
جلوي تورو بگيرن

449
00:34:34,509 --> 00:34:37,316
که ، به همين خاطره هست که اطلاعاتي که تو
داري ، خيلي خيلي ارزشمند هستن

450
00:34:38,154 --> 00:34:40,194
جوري حرف ميزني انگار که
ما توي طرف هاي متفاوتي هستيم

451
00:34:40,316 --> 00:34:41,741
خودت بگو

452
00:34:42,025 --> 00:34:44,135
ناسلامتي شريک همديگه هستيم

453
00:34:44,260 --> 00:34:47,553
شک دارم که از قدرت هات فقط
براي وسوسه کردن من استفاده کرده باشي

454
00:34:49,443 --> 00:34:51,471
، مطمئنا اين قدرت ها مفيد واقع ميشن

455
00:34:52,116 --> 00:34:55,506
به خصوص هم وقتي که
ميخوام حسابي حواسم به رقيبم باشه

456
00:34:59,672 --> 00:35:01,662
، اگه منظورت " کلارک " هست

457
00:35:02,282 --> 00:35:04,654
، شايد اون مثل تو باشه
. . اما

458
00:35:05,922 --> 00:35:07,960
رقيبت نيست . .

459
00:35:09,206 --> 00:35:10,785
اون يکي از شماهاست

460
00:35:13,592 --> 00:35:15,555
اما اون با ما مخالفه و
باهامون هم فکر نيست

461
00:35:16,326 --> 00:35:18,589
برو روزنامه خودتو بخون " تس " و
. . ببين که

462
00:35:18,714 --> 00:35:20,927
با کمک روزنامه نگاري . .
. . دوست داشتني

463
00:35:21,052 --> 00:35:23,898
لکه " به نجات دهنده جديد انسان ها تبديل شده " . .

464
00:35:24,937 --> 00:35:27,378
، شايد بتونم پرواز کنم

465
00:35:28,137 --> 00:35:30,873
اما دنيا دوست داره که اون
درکنارشون باشه

466
00:35:31,707 --> 00:35:33,508
حسوديت شده

467
00:35:35,108 --> 00:35:37,709
ميخوام بدونم چي هست که
، اون قدرت رو بهش ميده

468
00:35:41,217 --> 00:35:43,902
و ميخوام بدونم که چي ميتونه
اون قدرت رو ازش بگيره

469
00:35:46,535 --> 00:35:48,629
اما ، تو هيچوقت اينارو بهم نميگي

470
00:36:11,130 --> 00:36:13,947
داشتن اطلاعات هم خودش يه قدرتي هست

471
00:36:15,131 --> 00:36:17,563
اما ، تو اينو بهتر از هرکس ديگه اي
ميدوني

472
00:36:47,138 --> 00:36:48,984
يه قاشقه

473
00:36:51,705 --> 00:36:53,724
، برات يه قاشق خريدم
. . از همون قاشق هاي کوچولو

474
00:36:54,991 --> 00:36:57,782
، که بعضي ها اونارو جمع آوري ميکنن . .
. . فکرکردم که بهت

475
00:36:58,212 --> 00:37:00,306
، از اين صابون هاي تزئيني هديه بدم . .

476
00:37:00,596 --> 00:37:03,565
اما درنهايت ، تو واقعا هيچکدوم از
اونارو نميخواي ، مگه نه ؟

477
00:37:03,969 --> 00:37:05,449
در اين باره نميدونم

478
00:37:05,574 --> 00:37:08,534
من خودم بيشتر دوست دارم که هردوي
. .  قاشق و چنگال رو باهم داشته باشم ، اما

479
00:37:08,598 --> 00:37:11,687
يه دختر که هيچوقت نميشه تعداد زيادي . .
از اين . . قاشق ها داشته باشه ؟

480
00:37:11,812 --> 00:37:13,885
. . آره ، خوب ، من اصلا نبايد

481
00:37:14,010 --> 00:37:17,170
اون جعبه پاندورارو بهت هديه ميدادم و  . .
اينکه از خودم يا هردومون انتقاد ميکردم

482
00:37:17,614 --> 00:37:19,220
از حالا به بعد ، ديگه اينکارو نميکنم

483
00:37:19,345 --> 00:37:21,133
شايد بهتر باشه باهمديگه توافق کنيم
. . که دفعه بعدي

484
00:37:21,157 --> 00:37:24,071
تو هيچ نصيحتي درباره رابطه از . .
کلارک کنت " نگيري "

485
00:37:26,087 --> 00:37:28,125
. . حالا که حرف از " کلارک " شد

486
00:37:29,892 --> 00:37:32,218
فقط دارم اينو براي دفعات بعدي . .
. . براي آينده امو ميگم ، ميدوني که

487
00:37:32,242 --> 00:37:34,239
. . و اکيدا براي هدف هاي محيطي

488
00:37:34,364 --> 00:37:37,147
دفعه بعد که خواستي  . .
با يکي ديگه دوش بگيري ، ميتوني از خودم بخواي

489
00:37:37,272 --> 00:37:40,632
يادم نمياد که کِي بيهوش شده بودم ، ولي کاش ميشد
اون لحظه بهوش اومدنم رو فراموش ميکردم

490
00:37:40,665 --> 00:37:42,639
واقعا ؟ حالا اينقدر هم که بد نبوده ، مگه نه ؟

491
00:37:42,764 --> 00:37:45,249
يعني هيچ زماني نبوده که حاضر باشي
هرکاري بکني تا بتوني بدنش رو نگاه کني ؟

492
00:37:45,250 --> 00:37:48,074
خوب ، آره
کلارک " رو دوست داشتم  ، اونم خيلي زياد "

493
00:37:48,405 --> 00:37:50,769
و سال ها منتظر اين بودم که
، متوجه دوست داشتنم بشه و اونو ببينه

494
00:37:50,793 --> 00:37:53,060
تا منو ببينه

495
00:37:53,777 --> 00:37:56,937
و حتي با وجود ديد اشعه ايکسي که
داره ، هيچوقت متوجه من نشد و دوست داشتنم رو نديد

496
00:37:57,431 --> 00:38:00,642
فکرکنم فقط دنبال کسي بودم که
بتونه منو درک کنه و بفهمه

497
00:38:04,064 --> 00:38:07,416
و با اينکه " کلارک " دوست خيلي خوبي
برام هست ، اون هيچوقت اون آدم برام نخواهد بود

498
00:38:08,673 --> 00:38:11,171
و اشکالي هم نداره ، واقعا ميگم

499
00:38:12,234 --> 00:38:18,919
خيلي وقته که اون دردها التيام پيدا کرده ؛
ديگه چيزي جز يه زخم عادي نيستن

500
00:38:21,905 --> 00:38:23,806
اوني که اينجا بازنده ست " کلارک " ـه

501
00:38:27,382 --> 00:38:29,087
پس باختن خودت رو چي ميگي ؟

502
00:38:29,212 --> 00:38:33,735
مطمئنم که " لوييس " مجبورت نکرده بوده
که باهاش بري به جنگل

503
00:38:35,397 --> 00:38:36,397
آره

504
00:38:37,313 --> 00:38:40,308
يه چيزِ جالبي که درباره
. . زخم ها هست ، اينه که

505
00:38:41,790 --> 00:38:43,696
اونا هميشه درونت هستن . .

506
00:38:46,574 --> 00:38:48,490
و به اين معني نيست که
اونا خوب نشده باشن

507
00:38:53,670 --> 00:38:56,541
و بعضي وقتا هم خيلي بامزه ان

508
00:38:56,982 --> 00:38:59,921
. . و ، تو هم زخمي داري که من

509
00:39:14,656 --> 00:39:20,328
، با اينکه تلاش خيلي خوبي براي گذروندن تعطيلات بود . .
براي مدتي بايد چندين مايل از اين مهمون خونه دور بمونيم

510
00:39:20,453 --> 00:39:24,975
باتوجه به اينکه اين اولين تعطيلاتي بود که
باهمديگه گذرونديم ، ميتونست بدتر از اينم بشه

511
00:39:25,100 --> 00:39:28,646
منو يه روح سيصد ساله اسکاتلندي تصرف کرده بود و
تقريبا داشتم تورو ميکُشتم

512
00:39:28,950 --> 00:39:31,451
اما تونستيم بزرگترين گلوله نخ دنيارو
ببينيم

513
00:39:31,576 --> 00:39:33,460
اين کُل سفرمون رو ارزشمند ميکنه

514
00:39:33,585 --> 00:39:36,222
همه اينا به لطف حس درخشان
جهت يابي من هست

515
00:39:36,680 --> 00:39:39,730
. . " بيا روراست باشيم ، " کلارک
اگه من نبودم ، تو هنوزم سردرگُم بودي

516
00:39:44,670 --> 00:39:46,126
چيه ؟

517
00:40:01,739 --> 00:40:03,247
تلفنم هست

518
00:40:03,372 --> 00:40:05,313
بذار بره روي پيام صوتي

519
00:40:05,438 --> 00:40:08,458
براي چي جوابشو نميدي " لوييس " ؟
اگه تماس مهمي بود ، چي ؟

520
00:40:12,965 --> 00:40:13,965
باشه

521
00:40:16,105 --> 00:40:18,903
کمي فضاي خصوصي ميخوام ، لطفا -
فکرکن اصلا اينجا نيستم -

522
00:40:22,742 --> 00:40:24,385
نميتونم

523
00:40:27,387 --> 00:40:30,213
فکرکنم بايد به شريک شدن تو با دنيا عادت کنم

524
00:40:33,036 --> 00:40:35,354
لوييس لين " هستم ، بفرماييد "

525
00:40:36,239 --> 00:40:37,539
" سلام " لوييس

526
00:40:38,307 --> 00:40:39,584
تويي

527
00:40:39,709 --> 00:40:42,754
متعجب بودم و اميدوار بودم که
دوباره بهم زنگ بزني

528
00:40:42,879 --> 00:40:45,503
به کمکت نياز دارم -
هرچي بخواي -

529
00:40:45,628 --> 00:40:48,109
ازت ميخوام اطلاعاتي درباره
تس مرسر " برام پيدا کني "

530
00:40:48,885 --> 00:40:51,083
خوب ، اومدي پيش آدم مناسبي

531
00:40:51,552 --> 00:40:54,087
فقط سوال رو ازم بپرس ، منم
برات جواب رو پيدا ميکنم

532
00:40:54,523 --> 00:40:59,057
اهميت نداره چه کاري بايد بکنم ، برات
انجامش ميدم ، ميخوام کمکت کنم

533
00:40:59,818 --> 00:41:02,513
برات اطلاعاتي رو که لازم داري ، بدست ميارم

534
00:41:03,366 --> 00:41:05,166
اما نميتوني به هيچکس درباره
اين موضوع چيزي بگي

535
00:41:07,766 --> 00:41:08,936
بهم قول بده به کسي چيزي نگي

536
00:41:12,574 --> 00:41:14,636
بهت قول ميدم

537
00:41:16,496 --> 00:41:19,938
لوييس " ، اگه مسئله مرگ و زندگي نبود هيچوقت "
همچين چيزي رو ازت نميخواستم

538
00:41:19,999 --> 00:41:34,999
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

