﻿1
00:00:07,599 --> 00:00:08,599
. بابت کفشاي پاشنه بلند معذرت ميخوام

2
00:00:08,600 --> 00:00:10,400
. بايد تا ميتونم قدمو بلندتر کنم که دستم برسه

3
00:00:16,739 --> 00:00:18,472
. مطمئن نيستم فکر خوبي باشه

4
00:00:18,507 --> 00:00:20,207
. . ببين ، يا اين شرکت " راو " ؛

5
00:00:20,242 --> 00:00:22,105
. . پشت اين ديوار . .

6
00:00:22,139 --> 00:00:23,975
. . واسه کارکناش جشن " روز عشاق " گرفته

7
00:00:24,009 --> 00:00:26,704
يا اينکه شنبه شب ؛ براي کارکنهاشون
. . شيفتِ دوبل گذاشتن

8
00:00:26,739 --> 00:00:28,339
. که اين خودش تجاوز از قوانين اتحاديه اس

9
00:00:29,020 --> 00:00:30,159
. . لوييس " ؛ مطمئنم يکي "

10
00:00:30,193 --> 00:00:32,072
. حواسش به وضعيت اينجا هست . .

11
00:00:40,877 --> 00:00:41,878
. پيدات کردم

12
00:00:44,352 --> 00:00:46,256
اونا دارن بيشتر از " ناسا " ؛

13
00:00:46,290 --> 00:00:47,926
. به اين ساختمون تجهيزات فني وارد ميکنن

14
00:00:47,960 --> 00:00:50,330
و اگه دارن نيمه شب ؛
. . اونم يواشکي اون تجهيزاتو ميارن

15
00:00:50,364 --> 00:00:51,933
. بدون شک چيزي رو دارن مخفي ميکنن

16
00:01:00,950 --> 00:01:03,064
. خرس عروسکي قشنگيه
. دفعه ي بعد يه خرس ابريشمي براش بخر

17
00:01:03,088 --> 00:01:04,222
. اين که شش ساله نيست

18
00:01:04,257 --> 00:01:06,627
ميدوني " لوييس " ؛ فکر کنم
. بايد اين داستانو بيخيال بشيم

19
00:01:06,662 --> 00:01:08,631
. مثل اينکه ميخواي خودت تنهايي دنبالشو بگيري

20
00:01:08,665 --> 00:01:10,901
وايسا ؛ ببينم ، چيزي درمورد اون برج
. . وجود داره

21
00:01:10,936 --> 00:01:12,501
که بهم نميگي ؟ . . .

22
00:01:14,405 --> 00:01:15,440
. نه

23
00:01:16,410 --> 00:01:17,244
. ناسلامتي امروز ؛ روز عشاقِه

24
00:01:17,278 --> 00:01:20,980
الان بايد باهمديگه رفته باشيم بيرون و
. زير نور شمع ؛ درحال شام خوردن باشيم

25
00:01:21,015 --> 00:01:23,951
کلارک " ؛ روز عشاق ؛ فقط يه تعطيلاتِ "
. . چرب و چيلي تجاريه

26
00:01:23,985 --> 00:01:25,887
. . که توسط مديرعامل هاي شرکت ها

27
00:01:25,921 --> 00:01:28,367
براي قانع کردن مردم براي اينکه . .
. . پولي که با کدِ يمين و عرق جبين بدست آوردنو

28
00:01:28,391 --> 00:01:30,551
خرج گل هاي پژمرده  و . .
. . غذاهاي بيش از حد گرون بکنن

29
00:01:32,497 --> 00:01:34,698
. البته منظورم به شما دوتا نبودها

30
00:01:36,101 --> 00:01:40,739
لوييس " ؛ حتي واسه تو هم ؛ "
. اين حرفا زيادي مبالغه آميزه

31
00:01:40,774 --> 00:01:44,577
زندگي بهم ياد داده که اگه روز عشاق رو
. .  اونطوري که هست قبول کنم

32
00:01:44,612 --> 00:01:47,280
. . و به صورت عاشقانه بهش نگاه کنم . .

33
00:01:47,315 --> 00:01:49,716
. هميشه دستِ آخر به فاجعه ختم ميشه

34
00:01:49,751 --> 00:01:53,187
هديه ي روز عشاق براي خانم ؟

35
00:01:53,221 --> 00:01:54,455
. نه ؛ متشکرم
. . ايشون واقعا

36
00:01:54,489 --> 00:01:58,493
راستش ميخوام . . . چيه ؟
. هيچي شام نخوردم

37
00:02:00,930 --> 00:02:02,798
. روز عشاق مبارک

38
00:02:18,450 --> 00:02:21,786
. " خيلي تو پودر جادويي زياده روي نکن ؛ " تينکربِل

39
00:02:28,294 --> 00:02:30,563
مثل اينکه براي دنبال کردن اون داستان
. ديگه خيلي ديروقته

40
00:02:30,597 --> 00:02:32,108
هيچوقت نميشه بگي الان خيلي واسه ي
. . خوردن " ناچو " زوده

41
00:02:32,132 --> 00:02:34,377
و هرگز هم براي روزنامه نگاري جدي
. نميشه گفت ؛ الان دير وقته و اين حرفا

42
00:02:34,401 --> 00:02:36,913
لوييس " ؛ شايد بايد رابطمون باهمديگه رو "
. . قبل از کار قرار بديم

43
00:02:36,937 --> 00:02:37,971
. . فقط واسه امشب و . .

44
00:02:38,005 --> 00:02:39,372
يعني دستاي همديگه رو بگيريم ؟

45
00:02:39,407 --> 00:02:41,742
بعدش بري روي اسبت توري بکِشي
. و سوار درشکه ام کني

46
00:02:41,776 --> 00:02:43,220
ديگه تنها چيزي که کم ميمونه ؛ اينه که
. يکي هم دنبالمون بياد که مواظب باشه شيطوني نکنيم

47
00:02:43,244 --> 00:02:44,476
. ديگه حسابي سُنتي ميشه

48
00:02:44,510 --> 00:02:46,545
و ؛ کجاي همچين کاري ايراد داره ؟

49
00:02:46,579 --> 00:02:49,481
با اينهمه پيامک که اين اواخر
. . واسه همديگه فرستاديم

50
00:02:49,515 --> 00:02:51,116
. . فکر کردم شايد بعضي وقتا . .

51
00:02:54,153 --> 00:02:55,787
. . من . .

52
00:02:55,822 --> 00:02:59,024
ميخوام که ما دوتا ؛ باهمديگه . .
. يه رابطه ي سنتي تري داشته باشيم

53
00:03:05,965 --> 00:03:07,466
. " لِين "

54
00:03:08,435 --> 00:03:11,771
شرکت " راو " برنامه ريزي کرده
. . که پروژه ي

55
00:03:11,805 --> 00:03:13,583
برج هاي خورشيدي خودشو . .
. تا دو روز ديگه افتتاح کنه

56
00:03:13,607 --> 00:03:15,985
و ميخوام همين الان ؛ کار روي
. مقاله ي افشاگرانه ي خودتو شروع کني

57
00:03:16,009 --> 00:03:17,576
. دو روز

58
00:03:17,611 --> 00:03:20,346
لوييس " ، شايد من بايد يه سري "
. . به اون پروانه هاي ساختمان

59
00:03:20,380 --> 00:03:22,181
. که درموردش حرف ميزدي بندازم . .

60
00:03:22,215 --> 00:03:23,282
. . تو ميخواي

61
00:03:23,316 --> 00:03:25,436
از روز عشاق و ماجراهاي اين روز
دوري کني ديگه ، درسته ؟

62
00:03:26,920 --> 00:03:29,360
هرکاري از دستم بربياد ؛
. براي پيشرفت شغليت انجام ميدم ؛ عزيزم

63
00:03:37,864 --> 00:03:39,131
لِين " ؟ "

64
00:03:39,166 --> 00:03:40,866
. خبر انحصاري اينه ؛ رفيق

65
00:03:40,901 --> 00:03:44,770
يه زن سنتي ؛
. . وقتشو تو دفتر کار نميگذرونه

66
00:03:44,804 --> 00:03:48,073
وقتي ميتونه خونه باشه . .
. و به مردِ زندگيش برسه

67
00:03:49,676 --> 00:03:50,977
. من استعفا ميدم

68
00:03:50,978 --> 00:03:53,378
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت سيزدهم "
" تشويق "

69
00:03:53,379 --> 00:03:58,716
* يکي نجاتم بده *

70
00:03:58,717 --> 00:04:00,026
* نجاتم بده ؛ اجراشده توسطِ رِمي زيرو *

71
00:04:00,050 --> 00:04:03,585
* بگذار تا دستان پر حرارتت منو در آغوش بگيرن *

72
00:04:03,620 --> 00:04:08,657
* يکي نجاتم بده *

73
00:04:10,159 --> 00:04:13,929
* برام مهم نيست که چطور *

74
00:04:13,963 --> 00:04:14,963
* فقط بمون *

75
00:04:16,598 --> 00:04:18,966
* بمون *

76
00:04:19,001 --> 00:04:20,634
* خواهش ميکنم *

77
00:04:20,669 --> 00:04:24,404
* خيلي وقته منتظرت بودم *

78
00:04:24,438 --> 00:04:27,773
* فقط پيشم بمون *

79
00:04:30,109 --> 00:04:34,647
* کاري کردم تمام دنيا برات به درخشش دربياد *

80
00:04:34,682 --> 00:04:36,784
* فقط بمون *

81
00:04:36,818 --> 00:04:38,952
* بمون *

82
00:04:38,986 --> 00:04:42,054
* خواهش ميکنم *

83
00:04:42,055 --> 00:04:51,055
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

84
00:04:52,389 --> 00:04:53,689
. هِي

85
00:04:53,723 --> 00:04:54,723
. . ميخواستم ازت بپرسم

86
00:04:54,758 --> 00:04:56,592
. . که روز عشاقِت با " لوييس " چطور بوده

87
00:04:56,627 --> 00:04:58,538
اما يه حسي درمورد اينجا ؛
. . پيش من بودنت بهم ميگه

88
00:04:58,562 --> 00:05:00,196
. که اوضاع خيلي خوب پيش نرفته

89
00:05:00,230 --> 00:05:02,364
اون پاسپورت ها و کارت هاي شناسايي
رو آماده کردي ؟

90
00:05:04,802 --> 00:05:07,503
. يا ؛ ميتونيم مستقيم بريم سر تجارت

91
00:05:07,537 --> 00:05:09,538
تمام چيزايي که براي
. . فرار از زندگي گذشته

92
00:05:09,572 --> 00:05:11,973
. و شروع زندگي جديد کفايت ميکنه

93
00:05:12,007 --> 00:05:13,884
متشکرم " کلويي " ؛ تو با اين کار
. زندگي آدماي زيادي رو نجات دادي

94
00:05:13,908 --> 00:05:15,184
. . اگه از اين حرف ؛ منظورت اينه که

95
00:05:15,208 --> 00:05:16,919
از بيرون آدم خوبيم اما . .
. . خودم زندگي واقعي ندارم

96
00:05:16,943 --> 00:05:18,720
اون ؛ دقيقا همون احساسيه . .
. که درحال حاضر دارم

97
00:05:18,744 --> 00:05:20,321
متوجهم که توي ماجراي
. . کمک به " کريپتوني ها " ؛

98
00:05:20,345 --> 00:05:21,979
. باهام موافق نيستي . . .

99
00:05:22,013 --> 00:05:24,781
. خوب ، خودت که ميدوني چطوريه

100
00:05:24,816 --> 00:05:27,216
وقتي ميفهمي يکي از اونا
. . در زمان آينده

101
00:05:27,251 --> 00:05:29,952
ميکُشنت ؛ . .
. علاقتو به اين کار از دست ميدي

102
00:05:29,987 --> 00:05:31,520
. . ميدونم اينطور به نظرمياد که

103
00:05:31,554 --> 00:05:33,566
ممکنه از بعضي از اشتباهاتشون . .
. چشم پوشي کرده باشم

104
00:05:33,590 --> 00:05:35,724
اشتباه ؟ منظورت از اشتباه
. . همين برج ساختنشونه

105
00:05:35,758 --> 00:05:38,503
تا بتونن با کمک اون برج ها ؛ قدرتهاشونو
بدست بيارن و دنيا رو صاحب بشن ؟

106
00:05:38,527 --> 00:05:40,560
. ميخوام اونا رو به يه جاي بهتري راهنمايي کنم

107
00:05:40,595 --> 00:05:42,596
. برج ؛ تا دو روز ديگه کامل ميشه

108
00:05:44,131 --> 00:05:46,942
موافقم که هنوز ماهواره اي به آسمان نفرستادن
. . تا بکمک اون ماهواره و برج ها

109
00:05:46,966 --> 00:05:49,300
اتمسفر زمين رو عوض کنن ؛ . .
. " اما ، به خودت بيا " کلارک

110
00:05:49,334 --> 00:05:52,402
هردو ميدونيم که
. يکي از اونا پدررتو کُشته

111
00:05:52,436 --> 00:05:55,404
ببين ، شايد اينطوري
. . روش امن تري باشه که

112
00:05:55,439 --> 00:05:59,273
همه ي " کندوري ها " رو . .
. به منطقه ي شبح بفرستيم

113
00:05:59,308 --> 00:06:00,841
. . ميدونم اين حرفو بخاطر اين ميزني که

114
00:06:00,876 --> 00:06:02,576
. . ميخواي از مردم محافظت کني . .

115
00:06:02,610 --> 00:06:05,611
اما درحال حاضر ؛ ميخوام روي اين تمرکز کني
. که خوب هواي منو داشته باشي

116
00:06:09,514 --> 00:06:12,687
محافظت از بقيه ي سياره رو هم
. بذار به عهده ي من

117
00:06:12,721 --> 00:06:14,156
. " کلارک "

118
00:06:17,026 --> 00:06:20,460
. . ازت محافظت ميکنم

119
00:06:20,495 --> 00:06:22,462
. به هر قيمتي که شده . .

120
00:06:31,670 --> 00:06:32,937
. " فايورا "

121
00:06:32,972 --> 00:06:34,272
. " آليا "

122
00:06:34,306 --> 00:06:36,607
. کارتهاي شناساييتونو آوردم

123
00:06:36,641 --> 00:06:39,009
. اين ؛ زندگي جديدتونه

124
00:06:39,043 --> 00:06:41,410
. حالا ديگه هويت هاي مخصوص خودتونو دارين

125
00:06:51,585 --> 00:06:53,352
. " زود رود قضاوت کردم " کال-ال

126
00:07:01,726 --> 00:07:04,994
. من توي يه خانواده ي ارتشي به دنيا اومدم

127
00:07:05,028 --> 00:07:08,163
هرگز براي زندگي به عنوان يه شهروند عادي
. حق انتخاب نداشتم

128
00:07:09,264 --> 00:07:10,464
. نميتونيم جواب محبتِتو بديم

129
00:07:12,967 --> 00:07:14,500
. بهم بگيد که چه کسي پدرمو کُشته

130
00:07:19,072 --> 00:07:21,741
. اينو ميدونم که " زاد " اونو از " تِس " دزديده

131
00:07:21,776 --> 00:07:23,887
و ؛ بازم " زاد " ؛ آخرين کسي بوده
. که " جور-ال " رو زنده ديده

132
00:07:23,911 --> 00:07:27,713
ميدونم دنبال اجراي عدالت هستي ؛
. اما خوب حواستو جمع کن

133
00:07:27,748 --> 00:07:29,982
. . زاد " ؛ دنباله روهاي وفادار زيادي داره "

134
00:07:30,016 --> 00:07:32,784
و اگه دنبالش بيفتي ؛ . .
. اونوقت جنگ راه ميفته

135
00:08:03,774 --> 00:08:05,673
! سلام ؛ شيرينکم

136
00:08:05,708 --> 00:08:07,041
. به خونه خوش اومدي

137
00:08:07,075 --> 00:08:09,010
لوييس " ؛ اينجا چه خبره ؟ "

138
00:08:10,413 --> 00:08:12,180
. براي زندگي به اينجا اومدم

139
00:08:12,214 --> 00:08:16,316
اما نگران نباش ؛ وسايلمو
. . تو اتاقِ مهمونها گذاشتم

140
00:08:16,351 --> 00:08:18,085
. تا وقتي که نامزد کنيم . . .

141
00:08:19,854 --> 00:08:22,254
نامزد کنيم ؟

142
00:08:33,302 --> 00:08:34,802
. " برو عقب " بِتي کروکر

143
00:08:34,837 --> 00:08:37,037
. حسابي پخت و پزو تمرين کردم

144
00:08:37,838 --> 00:08:39,171
گوشت بريانِت چطوره ؟

145
00:08:41,440 --> 00:08:43,408
. لذيذه

146
00:08:45,978 --> 00:08:47,878
. فوق العاده اس

147
00:08:47,913 --> 00:08:50,781
. خيلي لطف کردي که اينقدر زحمت کِشيدي

148
00:08:50,815 --> 00:08:54,317
خوب ، من خيلي به کاري که تو انجام ميدي
. . افتخار ميکنم

149
00:08:54,351 --> 00:08:57,151
ديگه کمترين کاري که ازدستم برمياد
. اينه که يه غذايي چيزي واست درست کنم

150
00:08:58,588 --> 00:09:02,623
. . و ؛ خوب

151
00:09:02,657 --> 00:09:05,993
! هرگز اجازه نميدم که يادت بره تو مردِ خونه اي

152
00:09:08,596 --> 00:09:10,029
لوييس " ؛ اتفاقي افتاده ؟ "

153
00:09:11,731 --> 00:09:13,732
. . خيلي بشاش و خوشرو به نظر مياي ؛ من

154
00:09:13,767 --> 00:09:18,203
تو گفتي دنبال يه رابطه ي
. . سنتي تر هستي

155
00:09:18,237 --> 00:09:20,705
. و ؛ خيلي قانع کننده هم اون حرفو زدي

156
00:09:22,741 --> 00:09:24,708
اگه دلم واسه همون " لوييسِ " قديمي
تنگ بشه چي ؟

157
00:09:26,577 --> 00:09:28,378
. ديگه خيلي ديره

158
00:09:28,412 --> 00:09:31,447
. از شغلم توي " ديلي پلنت " استعفا دادم

159
00:09:31,481 --> 00:09:32,681
چيکار کردي ؟

160
00:09:32,716 --> 00:09:33,882
. آره

161
00:09:33,917 --> 00:09:38,219
حالا ؛ بجاي اينکه تمام روز
. . به ميزِ دفترم زنجير باشم

162
00:09:38,254 --> 00:09:42,456
. مقيد به تو هستم . . .

163
00:09:44,192 --> 00:09:46,126
. لوييس " ؛ نميتوني از خبرنگاري استفعا بدي "

164
00:09:46,160 --> 00:09:47,427
. اون شغل ؛ تمام زندگيته

165
00:09:47,461 --> 00:09:50,562
. . و حالا ؛ زندگيم ؛ با توئه

166
00:09:50,597 --> 00:09:52,964
. . چه درخوبي يا در بدي . .

167
00:09:52,999 --> 00:09:54,332
. در توانگري و تنگدستي . . .

168
00:09:54,367 --> 00:09:56,201
لوييس " ؛ "
داري درمورد چي حرف ميزني ؟

169
00:09:58,470 --> 00:10:00,437
. کاملا حق با توئه

170
00:10:00,471 --> 00:10:02,872
آخه فقير ديگه چه صفتيه که
به کار بردم ؟

171
00:10:02,907 --> 00:10:04,574
. . مثل اينکه به يه ويرايشگر احتياج دارم

172
00:10:07,878 --> 00:10:09,398
. تا متنِ پيمان زناشوييمونو بنويسه . .

173
00:10:10,747 --> 00:10:11,980
. درسته

174
00:10:12,014 --> 00:10:14,482
ميدوني " لوييس " ؛
. . يه چيزي توي دفتر روزنامه

175
00:10:14,517 --> 00:10:17,818
هست که بايد درموردش . .
. تحقيق کنم

176
00:10:18,886 --> 00:10:20,020
. باشه ؛ آقاي دودِل

177
00:10:20,054 --> 00:10:21,754
. منم آتيش خونه رو روشن نگه ميدارم

178
00:10:21,788 --> 00:10:24,122
فعلا صحبت درمورد مراسم عروسيمونو
. ميذارم واسه يه وقت ديگه

179
00:10:26,291 --> 00:10:29,360
بهتره يه زن بي غل و غَش ازم درست کني
. " کلارک کِنت "

180
00:10:50,446 --> 00:10:51,846
! ماموراي حفاظتي

181
00:10:51,880 --> 00:10:54,282
. فکر کنم سرشون به يه کار ديگه اي گرم باشه

182
00:10:55,283 --> 00:10:56,583
. نه

183
00:11:01,323 --> 00:11:03,491
. همونجوري که هستي بمون ؛ خوشم مياد

184
00:11:05,694 --> 00:11:08,029
. پس شايد بخواي بهم ملحق بشي

185
00:11:10,231 --> 00:11:14,167
. تو همين الانشم دستِت با يکي ديگه تو کاسه اس

186
00:11:14,201 --> 00:11:16,469
. " کال-ال "

187
00:11:19,474 --> 00:11:21,209
. دوستِ اشتباهي رو انتخاب کردي

188
00:11:24,114 --> 00:11:27,049
. فقط چند لحظه با تکميل برجم فاصله دارم

189
00:11:28,084 --> 00:11:30,329
فکر ميکردم براي تموم کردن اون برج
. به " کتاب راو " احتياج داري

190
00:11:30,353 --> 00:11:31,754
. راه ديگه اي پيدا کرديم

191
00:11:31,788 --> 00:11:34,156
. . و مثل اينکه سيستم هاي ماهواره اي شما

192
00:11:34,191 --> 00:11:36,158
از موعد برنامه ريزي شده براي فعاليت
. عقب افتادن

193
00:11:37,594 --> 00:11:39,862
. فعلا داريم آزمايشهاي حفظ امنيت رو انجام ميديم

194
00:11:39,897 --> 00:11:41,497
. خودم از پسش برميام ؛ متشکرم

195
00:11:41,531 --> 00:11:43,451
. فقط خودم ميتونم اون سيستم ها رو راه اندازي کنم

196
00:11:44,634 --> 00:11:47,035
خوب ، حالا که
. . اثر انگشتاتو بدست آوردم

197
00:11:47,069 --> 00:11:49,881
ميتونم بدون حضور خودت ؛ . .
. به تمام اطلاعات شبکه ايتون دسترسي پيدا کنم

198
00:11:49,905 --> 00:11:52,475
. به سلامتي

199
00:11:56,814 --> 00:11:58,748
. داري قبر خودتو ميکني

200
00:12:01,651 --> 00:12:02,984
. . پس بهتره مطمئن بشي

201
00:12:03,019 --> 00:12:04,986
که قبرش به اندازه ي هردونفرمون
. جا داشته باشه

202
00:12:08,090 --> 00:12:10,458
. . تو اهمال کاري کردي و بهم نگفتي

203
00:12:10,493 --> 00:12:15,266
که " کال-ال " داره کارت هاي شناسايي جديد
. با هويت هاي جديد ؛ براي مردمم تهيه ميکنه

204
00:12:30,915 --> 00:12:35,284
اونا بيشتر از اينکه مردم تو باشن ؛
. مردم اون هستن

205
00:12:35,318 --> 00:12:39,523
و دستِ آخر ؛ . .
. اون ؛ رهبرشون خواهد شد

206
00:12:42,860 --> 00:12:46,428
. وفاداري اونها به منو دستِ کم نگير

207
00:12:47,763 --> 00:12:51,203
اما اونا ؛ به اندازه اي که به اون به چشمِ
. نجات دهندشون نگاه ميکنن ؛ به تو نگاه نميکنن

208
00:12:51,266 --> 00:12:53,066
. دستاي تو به خون آلوده ان

209
00:12:53,100 --> 00:12:56,068
. . تو فاسد و لکه داري
. يادآوري از گذشته ي آلوده به خونِشون

210
00:12:56,102 --> 00:12:58,069
. اما اون ؛ وعده ي آينده ي درخشانشونه

211
00:12:59,670 --> 00:13:03,572
چيزيه که هميشه ميخواستي ، مگه نه ؟

212
00:13:03,607 --> 00:13:05,417
اينکه به مردم من کمک کني تا
. . قدرتهاي خودشونو بدست بيارن

213
00:13:05,441 --> 00:13:07,801
تا بتونن اين سياره ي . .
محکوم به نابودي شماها رو نجات بدن ؟

214
00:13:09,845 --> 00:13:12,123
حالا ميخواي قدرت رهبري اونا رو به
کال-ال " بدي که چي بشه ؟ "

215
00:13:12,147 --> 00:13:14,281
هان ؟

216
00:13:14,316 --> 00:13:16,783
مثلا از شر من خلاص بشي ؟

217
00:13:16,818 --> 00:13:19,252
. اگه لازم باشه

218
00:13:20,687 --> 00:13:22,721
. . ما به علم و دانش مردمت احتياج داريم

219
00:13:22,756 --> 00:13:25,234
تا بهمون کمک کنه که ضرري که . .
. . به اين سياره وارد شده رو جبران کنيم

220
00:13:25,258 --> 00:13:27,592
. تا رحم و شفقت رو به اين سياره نشون بديم

221
00:13:34,297 --> 00:13:38,099
. . وقتي فردا اون ماهواره ها رو صاحب شدم

222
00:13:38,134 --> 00:13:41,435
. . و وقتي قدرتهاي خودمو بدست آوردم

223
00:13:43,705 --> 00:13:47,507
اونوقت تو ؛ کسي خواهي بود ؛ . .
. که به رحم و شفقت احتياج داره

224
00:13:59,752 --> 00:14:01,985
کلارک " ؟ "

225
00:14:05,919 --> 00:14:07,685
. " هِي ؛ " کلويي

226
00:14:07,720 --> 00:14:08,952
. " لوييس "

227
00:14:08,986 --> 00:14:11,252
. . فوق العاده اس که چهار ساعت

228
00:14:11,287 --> 00:14:13,286
بشور و بِسابِ آشپزخونه ؛
. چه معجزه اي ميکنه

229
00:14:13,321 --> 00:14:15,720
. از تميزي ميدرخشه

230
00:14:15,754 --> 00:14:17,452
. باشه
. بيا يه پنجره رو بازکنيم

231
00:14:17,487 --> 00:14:20,018
فکر کنم تحت تاثير بوي اين
. . ماده ي شوينده قرارگرفتي

232
00:14:20,052 --> 00:14:21,918
. با اون رايحه ي ليموي تازه اش . . .

233
00:14:21,952 --> 00:14:24,846
و ؛ مجموعه ي وانيلِت اينجا چيکار ميکنه ؟

234
00:14:24,880 --> 00:14:27,446
. لطفا ؛ طبل ها رابصدا درآوريد

235
00:14:27,480 --> 00:14:29,847
. مزرعه ي " کِنت " ؛ يه ساکن جديد داره

236
00:14:32,850 --> 00:14:34,650
! من براي زندگي به اينجا اومدم

237
00:14:34,684 --> 00:14:35,984
! عاليه

238
00:14:36,019 --> 00:14:37,559
ميتونيم قبل طلوع خورشيد ؛
. . تمام وسايلتو جمع کنيم و

239
00:14:37,583 --> 00:14:39,683
دوباره به همون جاي قبلي در " تالون " ؛
. برت گردونيم

240
00:14:39,717 --> 00:14:41,216
. . ببين ، متاسفم که قبول کردنش

241
00:14:41,251 --> 00:14:42,850
. . " برات سخته " کلويي . .

242
00:14:42,884 --> 00:14:45,352
اما اين قطار عشق ؛
. ديگه ايستگاهو ترک کرده

243
00:14:45,387 --> 00:14:47,187
. نخيري ؛ قطار عشق ؛ از ريل خارج شده

244
00:14:47,221 --> 00:14:49,799
قبلا ديدم که " کلارک " عاشق شده ؛
. و اون عشق ؛ هميشه جلوشو ميگيره

245
00:14:49,823 --> 00:14:51,689
باشه ؛ ميدوني چيه ؟

246
00:14:52,558 --> 00:14:54,125
. . يه کم غم انگيزه که تنها راهي

247
00:14:54,159 --> 00:14:56,570
که ميتوني درحال حاضر به " کلارک " نزديک باشي
. اينه که نقش دايه ي مهربان تر از مادرو براش بازي کني

248
00:14:56,594 --> 00:14:58,561
. . کلارک " ؛ آدم خيلي توداريه "

249
00:14:58,595 --> 00:15:01,863
و ، وقتي تو چيزي جدي باشه ؛ . .
. همه متوجهِش ميشن

250
00:15:01,897 --> 00:15:03,664
. هِي

251
00:15:03,698 --> 00:15:06,166
. کلارک " ميدونه که ميتونه بهم اطمينان کنه "

252
00:15:06,200 --> 00:15:07,400
درست مثل " لکه " ؟

253
00:15:08,501 --> 00:15:10,169
. . وقتي مخفيانه باهاش صحبت ميکردي

254
00:15:10,203 --> 00:15:13,043
و بعدش ميرفتي همه ي حرفاتونو باهمديگه
توي تلويزيون ملي براي همه ميگفتي ؟

255
00:15:17,408 --> 00:15:19,876
. هرگز با برنامه ي قبلي نميخواستم اونکارو بکنم

256
00:15:19,910 --> 00:15:20,944
باشه ؛ ببين ؛
ميدوني چيه ؟

257
00:15:20,978 --> 00:15:22,111
. . از وقتي ميشناسمت

258
00:15:22,146 --> 00:15:23,857
هميشه ميخواستي تو خبراي دستِ اول
. .  از بقيه پيشي بگيري

259
00:15:23,881 --> 00:15:26,015
اما وقتي به درک کردنِ . .
. . کلارکِ " واقعي ميرسه "

260
00:15:26,049 --> 00:15:27,883
. تو هميشه نفر دومي . .

261
00:15:39,857 --> 00:15:42,625
ميدوني ؛ اين اداهاي زنِ خونه دار
. . که داري درمياري

262
00:15:42,659 --> 00:15:43,859
. کسيو خر نميکنه . . .

263
00:15:43,893 --> 00:15:46,194
. . به محض اينکه " کلارک " بشناستِت

264
00:15:46,228 --> 00:15:48,668
البته منظورم خودِ واقعيته که
. . پشت زرهِ " لوييس " مخفيش کردي

265
00:15:48,696 --> 00:15:51,297
ميفهمه که تو فقط يه
. .  بچه کوچولوي بوحشت افتاده اي

266
00:15:51,331 --> 00:15:53,771
که به محض اينکه همه چي بهم ميريزه
. فرار رو به قرار ترجيح ميده

267
00:15:55,666 --> 00:15:58,100
. . اگه واقعا عاشقشي

268
00:15:58,134 --> 00:16:02,636
بهترين کاري که ميتوني براي " کلارک " انجام بدي
. اينه که ترکِش کني

269
00:16:24,599 --> 00:16:25,999
. ببخشيد

270
00:16:27,768 --> 00:16:30,102
اون شب ؛ شما به من و دوستم
. يه مقدار شکلات فروختين

271
00:16:31,437 --> 00:16:32,970
. آره
. درسته

272
00:16:33,004 --> 00:16:35,471
. تو با اون دختره ي تلخرو بودي

273
00:16:35,506 --> 00:16:38,840
درسته ، خوب ؛ اون دخترک تلخرو
. چندان حالش خوب نيست

274
00:16:38,874 --> 00:16:40,308
. يه طورايي مريض شده

275
00:16:40,342 --> 00:16:41,921
و منم دارم به همه ي جاهايي که
.  قبلش سرزده سرَک ميکِشم

276
00:16:41,945 --> 00:16:43,913
چيزي داخل اون شکلاتي که بهش فروختي
وجود داشت ؟

277
00:16:43,947 --> 00:16:45,547
. آره

278
00:16:45,582 --> 00:16:46,615
. چربي

279
00:16:46,649 --> 00:16:48,716
اگه دو جعبه اشو بخورم
. سه پوند وزن اضافه ميکنم

280
00:16:51,086 --> 00:16:53,720
. مرسي

281
00:17:00,494 --> 00:17:02,629
. اون غبار جادويي
. اون . . با نمک بود

282
00:17:02,663 --> 00:17:04,097
از کجا آورده بوديش ؟

283
00:17:04,131 --> 00:17:06,532
. . آره ؛ نميدونم اون چيه

284
00:17:06,567 --> 00:17:09,402
اما از طررف يه معدنِ سنگ
. در " اسمالويل " برام فرستاده ميشه

285
00:17:10,470 --> 00:17:12,404
. " شهاب سنگ "

286
00:17:20,311 --> 00:17:22,278
دوست دخترته ؟

287
00:17:23,680 --> 00:17:25,415
. . نه ؛ اون دوست دخترم نيست

288
00:17:26,852 --> 00:17:28,820
. از اون کلمه استفاده نميکنيم

289
00:17:35,259 --> 00:17:36,926
لوييس " ؟ "

290
00:17:36,960 --> 00:17:38,600
تو حالت خوبه ؟
چه مورد فوري اي پيش اومده ؟

291
00:17:48,238 --> 00:17:52,507
. هشدار کاذب

292
00:17:53,576 --> 00:17:55,009
مطمئني ؟

293
00:17:55,043 --> 00:17:56,510
. . چونکه به نظر يه طورايي

294
00:17:56,545 --> 00:17:58,813
. يه طورايي رقت انگيز به نظر ميرسم

295
00:17:58,847 --> 00:18:00,014
درسته ؟

296
00:18:03,285 --> 00:18:06,620
اصلا واسه چي اينقدر دارم
احساسات بخرج ميدم " کلارک " ؟

297
00:18:06,654 --> 00:18:09,490
تمام اين قضيه ي اومدن به اينجا
. براي زندگي باهمديگه ؛ يه شوخي بود

298
00:18:09,524 --> 00:18:11,558
. تو الان خودت نيستي

299
00:18:11,592 --> 00:18:13,760
! بس کن ديگه
. من که احمق نيستم

300
00:18:13,794 --> 00:18:17,396
ميدونم از اون گوشتِ بريونِ سوخته
! حالت بهم خورد

301
00:18:19,565 --> 00:18:20,698
. يه کم آب بخور

302
00:18:20,733 --> 00:18:24,668
سعي نکن تلخي اين ماجرا رو
. " با حرفاي قشنگ بپوشوني " کلارک

303
00:18:24,703 --> 00:18:27,171
! " من بدردِت نميخورم " کلارک

304
00:18:27,205 --> 00:18:30,740
کلويي " حق داشت که از تو ؛ "
. در برابر من محافظت کنه

305
00:18:30,775 --> 00:18:33,175
خوب ، " کلويي " بعضي وقتا
. بيش از حد ازم محافظت ميکنه

306
00:18:33,210 --> 00:18:34,609
. نه

307
00:18:37,880 --> 00:18:40,181
. مستقيم  زد توي هدف

308
00:18:40,215 --> 00:18:43,984
گفت اين تصميمم ؛ هردومونو نابود ميکنه
. و درست هم ميگفت

309
00:18:45,419 --> 00:18:46,986
. . کلارک " ؛ " من

310
00:18:47,021 --> 00:18:49,555
. . من اصول اوليه ي

311
00:18:49,590 --> 00:18:52,724
وقت گذاشتن براي خانواده يا . .
. شام توي خونه خوردنو نميدونم

312
00:18:52,759 --> 00:18:54,058
. نميدونم

313
00:18:54,093 --> 00:18:58,195
لوييس " ؛ خوشحالم که داري "
. . با صراحت باهام صحبت ميکني

314
00:18:58,229 --> 00:19:00,163
. اما اينجا ؛ يه اتفاق ديگه اي داره ميفته

315
00:19:03,032 --> 00:19:05,132
. تو درست ميگي

316
00:19:05,167 --> 00:19:07,935
. يه خبري هست

317
00:19:12,605 --> 00:19:15,906
. به اندازه ي کافي خودمو ضايع کردم

318
00:19:17,842 --> 00:19:20,710
. نزديک تو بودن ؛ بهم صدمه ميزنه

319
00:19:22,446 --> 00:19:26,015
بايد ترکت کنم " کلارک " ؛
. بايد " اسمالويل " رو ترک کنم

320
00:19:29,618 --> 00:19:32,754
. لوييس " ؛ نبايد به اين زودي تصميم بگيري "

321
00:19:32,789 --> 00:19:35,557
بهت قول ميدم ؛ صبح که بشه
. اوضاع خيلي بهتر از الان ميشه

322
00:19:37,859 --> 00:19:39,593
. نه ؛ همچين اتفاقي نميفته

323
00:19:39,627 --> 00:19:41,261
. کلارک " ؛ من دختر عاقل و بالغي هستم "

324
00:19:41,295 --> 00:19:44,731
ميتونم رو پاي خودم بايستم ؛
. خيلي ازت متشکرم

325
00:19:44,765 --> 00:19:45,932
. . فقط . . اميدوار بودم که

326
00:19:45,966 --> 00:19:48,166
. . يجوري بتونم باهات باشم . .

327
00:19:48,201 --> 00:19:49,944
منظورم اينه که خواستم زن خانه دار خوبي باشم
. و اينجا رو ؛ به خونه ي خودم تبديل کنم

328
00:19:49,968 --> 00:19:51,935
. لوييس " ؛ وايسا "
. تو الانشم تو خونه اي

329
00:19:56,506 --> 00:19:58,541
. نه

330
00:19:58,575 --> 00:20:02,277
. . خونه ي واقعي

331
00:20:02,311 --> 00:20:05,012
. هميشگي و ابديه . . .

332
00:20:05,046 --> 00:20:07,782
. نه اين خونه

333
00:20:08,984 --> 00:20:11,418
. " خدانگهدار " اسمالويل

334
00:20:11,453 --> 00:20:14,388
. لوييس " ؛ هنوز نميتوني از اينجا بري "

335
00:20:17,391 --> 00:20:21,928
قول ميدم باهمديگه باشيم ؛
. . هميشه و

336
00:20:21,962 --> 00:20:23,429
تا ابد ؟

337
00:20:29,501 --> 00:20:30,968
جدي ميگي ؟

338
00:20:32,137 --> 00:20:33,604
. جدي ميگم

339
00:20:49,386 --> 00:20:52,555
فکر کنم الان ديگه ميتونيم وسايلمو
. از اتاق مهمون ؛ به اتاق خواب منتقل کنيم

340
00:21:05,162 --> 00:21:06,863
. کلارک " ؛ خوبه که اينجايي "

341
00:21:06,897 --> 00:21:08,537
به دليلي ؛
. . کلويي " ؛ منو از وارد شدن "

342
00:21:08,565 --> 00:21:09,843
. به سيستم " برج مراقبت " منع کرده . .

343
00:21:09,867 --> 00:21:10,833
. همه چي رمزگذاري شده

344
00:21:10,867 --> 00:21:12,301
. . از شنيدنش متاسفم " اميل " ؛

345
00:21:12,335 --> 00:21:14,036
. اما من ؛ بايد به مشکلات خودم برسم

346
00:21:14,070 --> 00:21:15,503
ميدوني " کلويي " کجاس ؟

347
00:21:15,538 --> 00:21:16,838
. رفته

348
00:21:16,872 --> 00:21:19,174
. سيستم حفاظت ليزري رو فعال کرده

349
00:21:20,475 --> 00:21:23,410
همه جا فايروال پشتِ فايروال پشتِ فايروالِه

350
00:21:23,444 --> 00:21:26,879
. نميتونم واردش بشم
. هرکاري يادم ميومدو انجام دادم

351
00:21:26,914 --> 00:21:29,282
اميل " ؛ ببين ؛ "
. ميخوام آروم بگيري

352
00:21:29,316 --> 00:21:31,183
. يه بارم شده سعي کن آروم باشي

353
00:21:48,565 --> 00:21:49,698
اميل " ؟ "

354
00:21:52,401 --> 00:21:53,935
. مهم نيست

355
00:21:53,969 --> 00:21:57,371
حتي اگه اينجا با بمبِ اتم هم منفجر بشه ؛
. مشکل من نيست

356
00:21:58,573 --> 00:22:01,241
. ميخوام برگردي به وضع سابقت

357
00:22:01,275 --> 00:22:03,810
. هيچ برگشت به عقبي در اين زندگي وجود نداره

358
00:22:05,545 --> 00:22:06,712
داري کجا ميري ؟

359
00:22:06,746 --> 00:22:08,090
. ميخوام يه آبجوي درست و حسابي بخورم

360
00:22:08,114 --> 00:22:09,491
. اين شغل خيلي پردغدغه و اعصاب خوردکنه

361
00:22:09,515 --> 00:22:11,226
بايد يه راهي براي
.  برعکس کردن اين حالت پيدا کنم

362
00:22:11,250 --> 00:22:13,550
فکر کنم يه جور شهاب سنگ رو
. از هوا تنفس کردم

363
00:22:16,120 --> 00:22:19,489
رفيق ؛ کسي تاحالا بهت نگفته که
چيزي رو وارد شُش هات نکني ؟

364
00:22:19,523 --> 00:22:20,856
. اين وضعيت ؛ خطرناکه

365
00:22:20,891 --> 00:22:23,325
مثل اينکه تو و " لوييس " ؛
. . هرکاري من بگم انجام ميدين

366
00:22:23,360 --> 00:22:24,703
. اما بعدش ؛ نميتونم برعکسِش کنم . .

367
00:22:24,727 --> 00:22:26,371
معمولا ؛ کريپتونايت
. . فقط روي خودم اثر ميذاره

368
00:22:26,395 --> 00:22:28,262
. نه اوناي ديگه . . .

369
00:22:28,296 --> 00:22:31,198
. به نظر من که شبيه هيپنوتيزمِه

370
00:22:31,232 --> 00:22:32,799
. مردم رقت انگيزن

371
00:22:32,834 --> 00:22:35,168
منتظرن که يکي بهشون بگه چيکارکنن

372
00:22:36,236 --> 00:22:38,437
. شرط ميبندم روي خانمها خيلي خوب جواب ميده

373
00:22:39,506 --> 00:22:42,207
چطور ميشه کسايي که هيپنوتيزم شدن رو
به حالت عادي برگردوند ؟

374
00:22:44,710 --> 00:22:47,378
. . خوب ؛ شايد

375
00:22:47,412 --> 00:22:49,279
. نيازي نباشه چيزي رو متوقف کني . .

376
00:22:49,314 --> 00:22:52,115
. شايد فقط کافيه آروم بگيري

377
00:22:53,918 --> 00:22:55,361
. " تا وقت داري از استعدادِت استفاده کن " کِنت

378
00:22:55,385 --> 00:22:56,986
! يالا ديگه

379
00:22:57,020 --> 00:22:59,788
بايد يه چيزي باشه که ميخواي
درموردش بدوني ، درسته ؟

380
00:23:11,133 --> 00:23:14,267
. يه چيزي هست

381
00:23:17,371 --> 00:23:19,672
خانم " کِي " ؛ واقعا ميتونم ؟

382
00:23:22,410 --> 00:23:24,077
! خيلي متشکرم

383
00:23:24,111 --> 00:23:28,513
اما راستش ؛
! همين الان پوشيدمش

384
00:23:28,548 --> 00:23:31,478
. عقبِ کمدتون پيداش کردم

385
00:23:31,513 --> 00:23:33,013
. ميدونم

386
00:23:33,047 --> 00:23:35,582
. کلارک " بايه نگاه عاشقِش ميشه "

387
00:23:35,616 --> 00:23:37,283
. . دستِت درد نکنه

388
00:23:40,754 --> 00:23:42,888
. مامان . .

389
00:23:52,630 --> 00:23:55,265
. باشه ؛ خبر دستِ اول دارم

390
00:23:55,299 --> 00:23:56,366
. خوب خودتو جمع و جور کن

391
00:23:56,400 --> 00:23:59,001
! دارم ازدواج ميکنم

392
00:24:08,877 --> 00:24:11,945
يالا ديگه ؛ پدر ؛
نميتونيم با کالسکه به يونان بريم ؟

393
00:24:11,980 --> 00:24:14,481
. آخه فقط يه بار ازدواج ميکنم

394
00:24:28,762 --> 00:24:30,196
. بايد حرف بزنيم

395
00:24:34,233 --> 00:24:36,934
واسه چي بايد بهت وقت صحبت کردن بدم ؟

396
00:24:36,968 --> 00:24:39,402
. تو ميخواي منو ؛ از مردمم جدا کني

397
00:24:39,437 --> 00:24:42,371
وقتي پدرمو کُشتي ؛
. حق رهبري خودتو ازدست دادي

398
00:24:50,110 --> 00:24:52,710
. اون برام مثل برادر بود

399
00:24:52,744 --> 00:24:56,313
درسته باهمديگه اختلاف داشتيم ؛
. اما هرگز حاضر به کُشتنش نميشدم

400
00:25:03,291 --> 00:25:07,726
. ميخوام واقعيتو بهم بگي

401
00:25:07,760 --> 00:25:09,828
آيا تو ؛ " جور-ال " رو کُشتي ؟

402
00:25:20,871 --> 00:25:22,871
. من نکُشتمِش

403
00:25:24,007 --> 00:25:26,207
. اما ميدونم چه کسي اونو به قتل رسونده

404
00:25:27,809 --> 00:25:29,410
. " تِس مرسِر "

405
00:25:31,846 --> 00:25:34,180
چطور همچين چيزي امکان داره ؟

406
00:25:34,214 --> 00:25:36,382
خوب ، روشنه که اونم
. برنامه هاي خاص خودشو داشته

407
00:25:36,416 --> 00:25:38,217
تنها کسي که ميدونست پدرت کجاس
. اون بوده

408
00:25:38,284 --> 00:25:40,152
. تنها کسي که ميتونست کارشو بسازه ؛ اون بوده

409
00:25:42,621 --> 00:25:45,856
. تو ؛ بچه ي بزرگ پدرتي

410
00:25:46,591 --> 00:25:48,892
فقط هم تو حق انتقام گرفتن
. و مجازات قاتل رو داري

411
00:25:50,862 --> 00:25:53,363
. حاضر نيستم " تِس " رو بکُشم

412
00:25:53,397 --> 00:25:55,898
. اين ؛ راهِ کريپتونيشِه

413
00:25:55,933 --> 00:25:58,600
نميتوني اجازه بدي که اين بي عدالتي
. پابرجا بمونه

414
00:26:04,974 --> 00:26:06,407
. " کال-ال "

415
00:26:08,009 --> 00:26:10,376
وقتي زندگيتو روي اين زمين شروع کردي
. . ميدونستي که

416
00:26:10,411 --> 00:26:12,712
بالاخره يه روزي بايد
.  دستاتو به خون کسي آلوده کني

417
00:26:19,284 --> 00:26:21,251
. بايد انتقام پدرتو بگيري

418
00:26:22,654 --> 00:26:25,088
. . من

419
00:26:25,122 --> 00:26:26,222
. نميتونم . .

420
00:26:35,631 --> 00:26:37,065
. من ؛ پدرتو شکنجه کردم

421
00:26:39,335 --> 00:26:42,236
. اينقدر زدمش تا کبود و سياه شد

422
00:26:42,271 --> 00:26:45,906
تهديدش کردم و با اينحال
. حاضر نشد تو رو بهم لو بده

423
00:26:50,378 --> 00:26:52,813
. . تو پسري بودي که هرگز نديده بودش

424
00:26:52,847 --> 00:26:55,159
و با اينوجود همچنان حاضر بود تا
. زندگي خودشو ؛ قربانيِ تو بکنه

425
00:26:55,183 --> 00:26:57,851
اون در راه محافظت از تو
. . جونِشو ازدست داد

426
00:26:57,885 --> 00:27:00,285
و حالا تو ؛ حتي حاضر نيستي که . .
. از شرفِش دفاع کني

427
00:27:00,320 --> 00:27:02,587
فکر کردي عدالت نميخوام ؟

428
00:27:02,622 --> 00:27:05,289
! فکر کردي انتقام نميخوام ؟

429
00:27:05,323 --> 00:27:08,125
فکر کردي بعضي وقتا
نميخوام يه قاتل مثل تو باشم ؟

430
00:27:32,678 --> 00:27:35,381
. باورم نميشه وارد دوربين هام شده

431
00:27:37,317 --> 00:27:39,651
و منم باورم نميشه که تو ؛
. . بالاخره

432
00:27:39,685 --> 00:27:41,252
. به يه دردي خوردي . . .

433
00:27:42,755 --> 00:27:44,255
. بفرما

434
00:27:44,290 --> 00:27:46,191
. حماقت خودتو نشون بده

435
00:27:46,225 --> 00:27:47,692
. هرگز نميتوني سيستم منو هَک کني

436
00:27:48,961 --> 00:27:52,295
اونطوري که به نظر مياد
. درحال کرک کردن سيستمت نيستم

437
00:27:52,330 --> 00:27:55,331
ايني که ميبيني دستمه ؛ يه چيزي مثل ويروس ابولا
. در دنياي ديجيتالِه

438
00:27:57,735 --> 00:28:01,271
اگه فايروالهاي منو ازکار بندازي ؛
. . اونوقت باعث ميشي که " کلارک " ؛

439
00:28:01,305 --> 00:28:04,507
درمعرض خطرهايي قراربگيره که . .
. حتي نميتوني تصورشو بکني

440
00:28:09,281 --> 00:28:11,850
هرچه درتوانم بود براي عقب انداختنِ
. . اين ماجرا ؛ به کار بستم

441
00:28:11,884 --> 00:28:13,518
. اما اون روز ؛ بالاخره رسيد  . . .

442
00:28:13,553 --> 00:28:14,920
. برج ؛ آماده اس

443
00:28:14,954 --> 00:28:17,122
. به ماهواره ها هم متصل شده

444
00:28:17,157 --> 00:28:20,692
شمارش معکوس شروع شده
. . و درکمتر از هجده ساعت

445
00:28:20,727 --> 00:28:22,661
. . اتمسفر زمين به رنگ قرمز درمياد

446
00:28:22,695 --> 00:28:25,664
و " کندوري " ها ؛ . .
. قدرتهاي خودشونو بدست ميارن

447
00:28:28,700 --> 00:28:30,801
. اما ؛ ايمانمو به " زاد " از دست دادم

448
00:28:32,270 --> 00:28:34,904
. . اگه " کلارک " بهشون ملحق بشه

449
00:28:34,938 --> 00:28:39,474
اونوقت ميتونه بر همه ي " کندوري ها " ؛
. حتي خودِ " زاد " ؛ حکومت کنه

450
00:28:44,279 --> 00:28:47,047
. اما ؛ من و تو ؛ بايد همکاري کنيم

451
00:28:49,016 --> 00:28:51,617
. پيشنهاد وسوسه انگيزيه

452
00:28:53,085 --> 00:28:56,019
. بذار درموردش فکر کنم

453
00:29:01,924 --> 00:29:03,525
. متاسفم

454
00:29:03,559 --> 00:29:06,026
اما به رنگ قرمز دراومدن آسمون ؛
. . بدون شک سياستِ من

455
00:29:06,061 --> 00:29:08,381
در عدم هواداري از آدم-بدا رو . .
. مورد هجوم خودش قرار ميده

456
00:29:52,665 --> 00:29:54,398
. بايد يه کم بالاترو هدف ميگرفتم

457
00:30:09,280 --> 00:30:11,814
پدرم به قتل رسيده و من براي
. جمع کردن حقوقم اومدم

458
00:30:11,848 --> 00:30:13,348
دنبال جمع کردن چي هستي  ؟

459
00:30:13,382 --> 00:30:16,483
. عدالت ؛ انتقام

460
00:30:16,517 --> 00:30:19,686
. بستگي داره کدوم طرفِ قضيه باشي

461
00:30:34,633 --> 00:30:37,466
. " تو بهم اعتماد کردي " کلارک

462
00:30:39,302 --> 00:30:41,703
. قدرتهاي خودتو بهم نشون دادي

463
00:30:41,737 --> 00:30:44,505
خودت که ميدوني من ؛
. رازِتو به هيچکي نگفتم

464
00:30:44,540 --> 00:30:47,975
فقط بخاطر اينکه بعدش منو
.  به " زاد " و بقيه بفروشي

465
00:30:51,513 --> 00:30:52,713
. نه

466
00:30:52,748 --> 00:30:54,715
بخاطر اين ؛ اينکارو کردم که
. بتوني رهبريشون کني

467
00:30:54,750 --> 00:30:56,885
. " تو آينده رو ديدي " تِس

468
00:30:56,919 --> 00:30:58,687
. ميدوني چه اتفاقي ميفته

469
00:31:02,891 --> 00:31:05,393
که بخاطر همينم هست که بايد
. . به " کندوري ها " ملحق بشي

470
00:31:05,427 --> 00:31:08,228
و " زاد " رو شکست بدي تا اون نتونه . .
. قدرتهاتو ازت بگيره

471
00:31:08,262 --> 00:31:09,829
. " اون قدرت هامون نميگيره " تِس

472
00:31:09,864 --> 00:31:12,098
برجهاي تو ؛ وقتي شروع به کار بکنن
. قدرتهامو ميگيرن

473
00:31:12,132 --> 00:31:14,143
نه ؛ ماهواره ها تنها کاري که ميکنن
. . اينه که سپري براي

474
00:31:14,167 --> 00:31:15,710
. فيلتر کردن پرتوهاي خورشيدي درست ميکنن

475
00:31:15,734 --> 00:31:17,668
و اينطوري ؛ منبع قدرتِ منو
. بلوکه ميکنن

476
00:31:17,702 --> 00:31:19,222
. و قدرتهاي اونا رو ؛ بهشون برميگردونن

477
00:31:19,838 --> 00:31:22,239
. بايد حرفامو باورکني

478
00:31:22,273 --> 00:31:26,109
نميدونستم که قدرتهاتو
. به اون خاطر از دست ميدي

479
00:31:28,611 --> 00:31:30,578
. " نگران نباش " تِس

480
00:31:31,780 --> 00:31:33,147
. دنياتو نجات ميدم

481
00:31:34,749 --> 00:31:37,030
اما ؛ تو ؛ در دنيايي که نجات پيدا ميکنه
. جايي نخواهي داشت

482
00:32:22,482 --> 00:32:23,548
آليا " ؟ "

483
00:32:24,883 --> 00:32:26,716
چرا گفتي بيام اينجا ؟

484
00:32:28,819 --> 00:32:31,453
. متاسفم

485
00:32:42,032 --> 00:32:44,600
. به اسم " راو " اينکارو کردم

486
00:32:47,170 --> 00:32:50,473
جور-ال " ؛ "
. فکر ميکرد ما پليدي و کراهتيم

487
00:32:51,810 --> 00:32:54,112
. اون ميخواست نابودمون کنه

488
00:32:58,617 --> 00:33:00,384
تو کُشتيش ؟

489
00:33:01,453 --> 00:33:04,354
. عدالت بايد اجرا ميشد

490
00:33:04,354 --> 00:33:14,354
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

491
00:34:01,467 --> 00:34:03,201
آره ؛ مامان ؛
. . درمورد نامزدي

492
00:34:03,236 --> 00:34:04,546
. يه سوء تفاهم کوچيکي پيش اومده بود

493
00:34:04,570 --> 00:34:06,014
. قراره يه نامه ي پس گرفتن دعوت منتشر بشه

494
00:34:06,038 --> 00:34:07,638
. حتما ؛ بهش ميگم

495
00:34:07,672 --> 00:34:10,007
. باشه ؛ منم دوسِت دارم مامان

496
00:34:11,442 --> 00:34:15,078
مامانم ميگه ؛ " هروقت آماده بودي ؛
. " ميتوني قرضِش بگيري

497
00:34:15,112 --> 00:34:17,547
ميدوني منظورش چيه ؟

498
00:34:19,583 --> 00:34:22,085
. نوچ
. مثل اينه که مامانت يوناني حرف زده

499
00:34:24,121 --> 00:34:26,689
حالا که حرف از يونان شد ؛
. بابات ؛ يه پيام گذاشته

500
00:34:26,724 --> 00:34:28,124
ميدوني چيه ؟

501
00:34:28,158 --> 00:34:31,194
. بايد چندتا تماس تلفني بگيرم

502
00:34:31,228 --> 00:34:32,795
. خيلي احساس فعاليت بيش از حد ميکنم

503
00:34:32,830 --> 00:34:36,633
ديگه هيچوقت از يه پري
. شکلات نميخرم

504
00:34:36,667 --> 00:34:38,901
. بهت قول ميدم
. اون موقع ؛ خودم نبودم

505
00:34:38,936 --> 00:34:40,713
نميدونم اون دختره چه چيزي
. قاطي اون شکلات کرده بود

506
00:34:40,737 --> 00:34:43,673
. چه بد شد
. آخه يه جوري از اون لباس خوشم ميومد

507
00:34:46,543 --> 00:34:49,678
تو واقعا طرفدار ابراز عشق و
رابطه ي عاشقانه ي قديمي هستي ، مگه نه ؟

508
00:34:52,281 --> 00:34:53,481
. . فکر کنم غر و لُند کردن

509
00:34:53,515 --> 00:34:55,183
. . درمورد روز عشاق . .

510
00:34:55,217 --> 00:34:57,657
خيلي آسون تر از اينه که واقعا . .
. بخواي اون روز رو جشن بگيري

511
00:34:59,988 --> 00:35:02,189
پس ؛ درمواجهه با
. . احساساتي که بخاطر

512
00:35:02,224 --> 00:35:04,224
. . شکلات روز عشاق بهم دست داده بودن

513
00:35:04,259 --> 00:35:06,326
. . شايد بايد به اين حرف اعتماد کنم که

514
00:35:06,360 --> 00:35:09,362
اين رابطه اي که باهمديگه داريم ؛ . .
. جاي پيشرفت خيلي زيادي داره

515
00:35:17,738 --> 00:35:18,939
. کلويي"ـه "

516
00:35:18,973 --> 00:35:20,374
. مهربونيش حسابي گل کرده بوده

517
00:35:20,408 --> 00:35:23,177
تا حالا 12 تا پيام عذرخواهي
. . بابت حرفايي که بعداز اينکه فهميد

518
00:35:23,211 --> 00:35:26,580
من اومدم اينجا تا باهمديگه زندگي کنيم ؛ . .
. بهم زد . . . برام گذاشته

519
00:35:28,149 --> 00:35:29,617
. آره ؛ بايد حرف بزنيم

520
00:35:29,651 --> 00:35:30,751
. درسته

521
00:35:30,785 --> 00:35:32,953
وقتي ازم خواستي که
. . بيام اينجا پيشت زندگي کنم

522
00:35:32,988 --> 00:35:35,255
اونموقع ؛ فکر ميکردم که . .
. فکر خوبيه

523
00:35:35,290 --> 00:35:36,690
. . درسته ؛ اما

524
00:35:36,724 --> 00:35:38,826
. . و درمورد اون خواستگاري

525
00:35:38,860 --> 00:35:41,428
مثل ديگه حسابي
. .  به واقعيت پيوستن يک رويا بود

526
00:35:41,463 --> 00:35:46,433
اما ؛ . .
. اوضاع داره يه کم برام خيلي سريع پيش ميره

527
00:35:49,770 --> 00:35:51,271
. درسته

528
00:35:51,305 --> 00:35:53,139
. نميدونم چه فکري ميکردم

529
00:35:53,173 --> 00:35:56,443
بايد بچسبيم به همون نقشه ي سابق
. و خيلي آهسته و گام به گام رابطمونو جلو ببريم

530
00:35:57,712 --> 00:35:59,646
. خيلي راحت شدم که اين حرفو زدي

531
00:36:01,549 --> 00:36:04,250
فقط بايد به روراست بودن باهمديگه
. ادامه بديم

532
00:36:04,285 --> 00:36:05,785
. درسته

533
00:36:05,820 --> 00:36:08,054
درمورد همه چي ؛ درسته ؟

534
00:36:08,089 --> 00:36:09,789
. خدا ميدونه که من هيچيو ازت مخفي نکردم

535
00:36:11,791 --> 00:36:14,860
کلارک " ؛ اگه يه رازِ خيلي بزرگي داشتي ؛ "

536
00:36:16,963 --> 00:36:18,496
درموردش ؛ به من اطمينان ميکردي ؟ . .

537
00:36:20,332 --> 00:36:23,534
. تو قابل اطمينان ترين کسي هستي که ميشناسم

538
00:36:23,568 --> 00:36:25,503
. . اما من ؛ جلوي همه ي دنيا اعتراف کردم

539
00:36:25,537 --> 00:36:28,439
اونم توي تلويزيون ملي ؛ . .
. که با " لکه " حرف زدم

540
00:36:28,473 --> 00:36:30,641
. و اون رازي بود که بايد نگهِش ميداشتم

541
00:36:30,675 --> 00:36:32,910
فکر نکنم از نظر " لکه " ؛
. " ايرادي داشته باشه " لوييس

542
00:36:32,944 --> 00:36:35,279
. تو داشتي کار درست رو انجام ميدادي

543
00:36:35,313 --> 00:36:36,847
. داشتي ازش محافظت ميکردي

544
00:36:36,881 --> 00:36:38,615
. اما نکته اينجا نيست

545
00:36:38,649 --> 00:36:39,993
. . ببين ؛ ميدونم مسخره به نظرمياد

546
00:36:40,017 --> 00:36:41,618
. . اما ميترسم اين دهنِ بي چاک و بستم

547
00:36:41,652 --> 00:36:43,353
. يه روزي ؛ رابطمونو باهمديگه خراب کنه

548
00:36:43,387 --> 00:36:46,856
. " نگران نباش " لوييس

549
00:36:46,891 --> 00:36:49,859
. به اين راحتيا نميتوني از شرم خلاص بشي

550
00:36:49,859 --> 00:36:59,859
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

551
00:38:16,434 --> 00:38:18,168
چطور مُرده ؟

552
00:38:23,807 --> 00:38:25,641
. به دستِ من

553
00:38:28,111 --> 00:38:30,211
تو کُشتيش ؟

554
00:38:35,550 --> 00:38:38,452
. اعتراف کرد که پدرتو کُشته

555
00:38:40,521 --> 00:38:42,155
. . يکي از متعصبيني بود که

556
00:38:42,189 --> 00:38:44,757
پدرت يه راهي براي . .
.  نابود کردنمون پيدا ميکنه

557
00:38:44,791 --> 00:38:47,392
. حقِش نبود که بميره

558
00:38:47,427 --> 00:38:48,593
. . زيادي جلو رفتي

559
00:38:48,628 --> 00:38:51,006
همونطوريکه وقتي منو سراغ " تِس " فرستادي
. هم خيلي تند رفته بودي

560
00:38:51,030 --> 00:38:54,732
. ميخواي يکي از ماها بشي

561
00:38:54,766 --> 00:38:58,935
ميخواي به روش ما زندگي کني ؛ و با اينحال
. هنوزم پسِشون ميزني

562
00:38:58,970 --> 00:39:02,505
کال-ال " ؛ وقتي با قدرتهايي که داري "
. . سراغمون اومدي ؛ فکر کردم

563
00:39:02,539 --> 00:39:04,907
اين اتفاق ؛ نمايانگر اميد . .
. . براي همه ي ماست

564
00:39:04,941 --> 00:39:07,119
اما چونکه تو بيش از حد ضعيف بودي
. .  که اينکارو بکني  . .

565
00:39:07,143 --> 00:39:09,244
. . مجبور شدم يکي از سربازهاي خودمو بکُشم

566
00:39:11,147 --> 00:39:14,249
. تا براي تو ؛ عدالت رو اجرا کرده باشم . .

567
00:39:18,120 --> 00:39:20,922
. من به همچين کاري ؛ عدالت نميگم

568
00:39:20,957 --> 00:39:22,491
. . در روزهاي آينده

569
00:39:22,525 --> 00:39:26,160
خواهي ديد که
. فقط يک نوع عدالت وجود داره

570
00:39:28,997 --> 00:39:31,398
. . و بعدش بايد تصميم بگيري

571
00:39:31,432 --> 00:39:33,600
که آيا واقعا يکي از ما هستي يا نه ؟

572
00:39:56,221 --> 00:39:59,389
اگه واقعا داشتي به اين دستور عمل ميکردي
. . که از من محافظت کني

573
00:39:59,423 --> 00:40:01,103
براي چي بهم اجازه ندادي که . .
اونو بکُشم ؟

574
00:40:03,226 --> 00:40:04,794
. . بخاطر اينکه بعضي وقتا محافظت از تو

575
00:40:04,828 --> 00:40:06,539
به معني محافظت از تو ؛ . .
. دربرابر خودِتِه

576
00:40:06,563 --> 00:40:10,832
توکسي هستي که همگي ما
.  بايد بهش باور داشته باشيم

577
00:40:10,867 --> 00:40:13,869
. چيزي نبايد اين باور رو به خطر بندازه

578
00:40:15,471 --> 00:40:18,640
. زاد " خودش همه چيو بدست گرفت "

579
00:40:18,674 --> 00:40:21,910
. اون ؛ قاتل " جور-ال " رو کُشت

580
00:40:24,347 --> 00:40:25,447
. کارِ " آليا " بود

581
00:40:28,118 --> 00:40:30,319
پس ؛ حالا ديگه " آليا " نميتونه
. . در زمان آينده ؛

582
00:40:30,354 --> 00:40:31,834
. اونطوري که قرار بود ؛ منو بکُشه . .

583
00:40:32,623 --> 00:40:36,026
معنيش اينه که اون آينده اي که ديديم
. درحال تغييره

584
00:40:36,060 --> 00:40:39,029
اما فقط يک راه
. براي مطمئن شدن وجود داره

585
00:41:06,728 --> 00:41:08,072
. . وقتي اولين اشعه هاي نور خورشيد

586
00:41:08,096 --> 00:41:10,698
. . فردا صبح به برجهاي خورشيدي بخورن

587
00:41:10,733 --> 00:41:14,702
عصر جديدي از دوران انرژي نامحدود
. شروع خواهد شد

588
00:41:15,300 --> 00:41:30,300
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

