﻿1
00:00:01,768 --> 00:00:03,134
. . آنچه گذشت

2
00:00:03,259 --> 00:00:05,611
لوييس " ؛ " گوي " کجاس ؟ " -
کدوم " گوي " ؟ -

3
00:00:05,736 --> 00:00:08,806
تکنولوژي بيگانه ها ؛
. که توي گاوصندوقم بود

4
00:00:10,731 --> 00:00:12,615
. من سعي دارم دنيا رو نجات بدم

5
00:00:12,806 --> 00:00:15,628
دخترعموم " لوييس " سه هفته ناپديد شد
. و بعدش يه دفعه اي پيداش شد

6
00:00:15,753 --> 00:00:18,414
ادع ميکنه توسط يه دختر نينجاي قاتل
. تعقيب ميشده

7
00:00:18,779 --> 00:00:21,292
. فکر کنم ميدونم کجا بوده
. " آينده "

8
00:00:21,878 --> 00:00:24,811
اين روياهاي زنده اي که ميگي داري ؛
. . ميتونن ارتباطي با

9
00:00:25,097 --> 00:00:27,697
اون سه هفته اي که ناپديد شدي و
چيزي هم ازش يادت نمياد داشته باشن ؟

10
00:00:28,125 --> 00:00:30,925
براي چي قدرتهايي که بايد در پناه خورشيد زرد رنگ
بدست بياريم رو نداريم ؟

11
00:00:31,053 --> 00:00:33,069
. . جواب هايي که دنبالشون ميگرديمو پيدا ميکنم

12
00:00:33,194 --> 00:00:35,404
! يا اينکه در راه پيداکردنشون ؛ جونمو از دست ميدم

13
00:00:35,529 --> 00:00:38,307
. اولين برج خورشيدي دنيا رو بهتون معرفي ميکنم

14
00:00:38,432 --> 00:00:41,109
براي چي زندگي خودتو به خطر ميندازي ؟ -
. . چونکه تنها فرصتيه که -

15
00:00:41,234 --> 00:00:44,413
. قبل از اينکه دنياي ما رو نابود کني دارم . . -
. . يک ميليون سال هم که بگذره -

16
00:00:44,538 --> 00:00:46,378
کاري که بايد انجام بشه رو . .
. به خطر نميندازه

17
00:01:00,524 --> 00:01:02,967
و منم بهت گفتم که " لوييس " ؛
. وقت زيادي نداره

18
00:01:03,092 --> 00:01:06,132
دکتر " وايس " رو سوار هليکوپتر کن
. و همين الان برسونش به بيمارستان متروپوليس

19
00:01:08,023 --> 00:01:10,295
سه تا از بهترين دکترهاي جراح اعصاب کشور
. تو راهن تا بهمون کمک کنن

20
00:01:10,319 --> 00:01:12,910
. خيلي ديره ؛ اون گم شده -
منظورت از " گم شده " چيه ؟ -

21
00:01:13,035 --> 00:01:15,280
. تو برديش بيمارستان
. تمام شبو کنارش بودي

22
00:01:15,405 --> 00:01:17,294
کنارش بودم ؛ يه سر اومدم بيرون تا ببينم
. . تماس جديدي از طرف تو دارم يا نه

23
00:01:17,318 --> 00:01:20,119
و وقتي برگشتم ؛ اثري ازش نبود ؛ . .
. هيچي توي جدول اطلاعات بيمارستانش نبود

24
00:01:20,143 --> 00:01:22,424
هيچ برگه ي مرخصي اي وجود نداشت
. و هيچ شاهدي هم اونجا نبود

25
00:01:23,022 --> 00:01:26,381
بيمارستان ميگه يکي تماس گرفته و يه کُپي از
. نتايج آزمايش هاي " لوييس " رو درخواست کرده

26
00:01:26,405 --> 00:01:30,660
. اون شخص " اميل " بوده -
واسه چي بايد " اميل " به " لوييس " اهميت بده ؟ -

27
00:01:30,785 --> 00:01:32,093
. اون اهميتي به " لوييس " نميده

28
00:01:32,218 --> 00:01:34,557
اماشايد شخصي که اون براش کار ميکنه
. اهميت بده

29
00:01:53,409 --> 00:01:56,209
جاسوسي توي کامپيوتر " لوييس " و
. . هک کردن فايلهاي روانشناسش کافي نبود

30
00:01:56,324 --> 00:01:59,619
که با دزدينش درحاليکه توي حالت کُما بود
اوضاع رو خراب تر کني ؟

31
00:01:59,744 --> 00:02:02,392
. يه معمايي اطراف خانم " لِين " وجود داره

32
00:02:02,517 --> 00:02:04,224
. و اين ؛ فرصتيه که براي حل کردنش دارم

33
00:02:04,349 --> 00:02:06,574
پس ؛ همه ي اين دردسرها بخاطر اينه که
. . اون دختر به يه روانشناس گفته

34
00:02:06,598 --> 00:02:09,311
که سردرد داره و . .
فلش هايي از زمان آينده رو تو خوابش ميبينه ؟

35
00:02:11,962 --> 00:02:14,629
چيه ؟ خوب نميتونم فايلها رو هَک کنم
. اما نخونمشون

36
00:02:14,798 --> 00:02:17,132
بهش ميگن حد و مرز " استوآرت  ؛
. يه مقدار حد و مرزتو بشناس

37
00:02:17,772 --> 00:02:20,803
و اين فلش هاي مربوط به زمان آينده
. ممکنه چندان هم زاييده ي ذهنش نباشن

38
00:02:21,221 --> 00:02:24,895
بعلاوه ؛ " لوييس " داشت روي " گويِ زاد " ؛
. تحقيق ميکرد که بعدش سه هفته ناپديد شد

39
00:02:25,020 --> 00:02:27,900
فکر ميکني اينا خاطرات سرکوب شده اي هستن
که اون درواقع همشونو تجربه کرده ؟

40
00:02:28,544 --> 00:02:30,545
. اين فن آوري ؛ بهمون ميگه

41
00:02:44,638 --> 00:02:47,020
نميتوني يه چيز بيشتر و واضح تر از
خاطرات تکه تکه بدست بياري ؟

42
00:02:47,044 --> 00:02:50,388
متاسفم " تِس " ؛ اما ذهنش الان
بدجوري بهم ريخته اس ؛ باشه ؟

43
00:02:50,626 --> 00:02:52,097
. . فقط يک انسان -
. تصويرو نگه دار -

44
00:02:56,381 --> 00:02:58,707
. . اون ؛ برجِ حرارتيه خورشيدي "زادِ"ه

45
00:02:59,634 --> 00:03:01,977
. دقيقا همونطور که طراحي شده تا ساخته بشه

46
00:03:04,351 --> 00:03:07,149
اما نقشه هاي ساخت هنوز
.  در معرض ديدِ عموم قرارنگرفتن

47
00:03:10,586 --> 00:03:12,587
. لوييس " واقعا به زمان آينده سفر کرده "

48
00:03:13,064 --> 00:03:15,554
. خيلي خوب ، بهتره يه مقدار پاپکورن درست کني

49
00:03:15,679 --> 00:03:17,187
. چونکه داره يه چيزي رو به ياد مياره

50
00:03:19,529 --> 00:03:20,768
گوي " کجاس ؟ "

51
00:03:21,032 --> 00:03:22,072
! کدوم " گوي " ؟

52
00:03:32,451 --> 00:03:36,011
تِس " کجايي ؟ "
. چيزي رو که نميتوني تموم کني رو شروع نکن

53
00:03:48,867 --> 00:03:50,458
چي ؟

54
00:03:50,458 --> 00:04:00,458
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

55
00:04:30,428 --> 00:04:31,860
! سلام ؟

56
00:04:51,980 --> 00:04:53,856
چرا يونيفرم مخصوصتو نپوشيدي ؟

57
00:04:55,959 --> 00:04:58,669
شايد بخاطر اينکه خيلي وقت ميشه که
. لباسِ دختر پيشآهنگم درآوردم

58
00:05:00,878 --> 00:05:02,449
. داري خونريزي ميکني

59
00:05:02,574 --> 00:05:04,733
. تو چيزي بجز يه انسان پليد نيستي

60
00:05:05,228 --> 00:05:07,597
. نوع شما ؛ حق ندارن وارد اين منطقه بشن

61
00:05:07,722 --> 00:05:09,962
اما اين روياي منه ؛
پس ، اين ژست و قيافه چيه واسم گرفتي ؟

62
00:05:10,098 --> 00:05:12,305
. حق سوال پرسيدن نداري

63
00:05:12,601 --> 00:05:15,507
. من يه خبرنگارم
. سوال پرسيدن تو خونَمه

64
00:05:16,821 --> 00:05:18,680
. . خوب ، پس

65
00:05:19,609 --> 00:05:22,036
. پس ؛ ريختن خونت ، خيلي مايه ي تاسفه

66
00:05:34,336 --> 00:05:37,285
. لکه ي قرمز/آبي ؛ جلوتو ميگره

67
00:05:37,877 --> 00:05:39,849
. نميتونه درپناه خورشيد قرمز ؛ همچين کاري بکنه

68
00:05:40,970 --> 00:05:42,588
. اطرافتو نگاه کن

69
00:05:42,918 --> 00:05:44,520
. لکه " ؛ مُرده "

70
00:05:59,689 --> 00:06:03,193
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت نهم "
" پاندورا "

71
00:06:07,330 --> 00:06:37,330
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

72
00:07:02,163 --> 00:07:05,628
ديدن خاطرات " لوييس" با استفاده از تکنولوژي
. . روي صفحه ي تلويزيون يه حرفه

73
00:07:05,753 --> 00:07:07,927
اما ؛ يکي کردن امواج مغزيت ؛ . .
با امواج مغزي اون ؟

74
00:07:09,066 --> 00:07:11,747
تنها چيزي که روي صفحه ميبينيم
. مشتي تصاوير درهم و برهمه

75
00:07:12,119 --> 00:07:15,011
براي پيدا کردن جوابهايي که دنبالشون ميگردم ؛
. بايد خودمو بهش وصل کنم

76
00:07:16,884 --> 00:07:19,574
من اين فن آوري رو نساختم ، باشه ؟

77
00:07:19,699 --> 00:07:22,669
فکر نميکني بايد درخواست کنيم تا
يه متخصص از " سامرهولت " به اينجا فرستاده بشه ؟

78
00:07:22,693 --> 00:07:25,777
زاد " گفت ؛ اين برج ؛ "
. دنيا رو عوض ميکنه

79
00:07:26,497 --> 00:07:30,333
خاطرات " لوييس " از زمان آينده ميتونن نشونم بدن
. که اون برج ها ؛ چطور دنيا رو عوض ميکنن

80
00:07:34,438 --> 00:07:36,284
مگه چقدر سخت ميتونه باشه ؟

81
00:08:06,737 --> 00:08:08,498
. وقت غذا خوردنه

82
00:08:09,567 --> 00:08:11,441
. يالا ، راه بيفتين

83
00:08:47,230 --> 00:08:50,180
. دزدي ؛ بدون مجازات باقي نميمونه

84
00:09:05,028 --> 00:09:07,151
آروم باش ؛ فقط دارم اينجا
. دنبال غذا ميگردم

85
00:09:07,276 --> 00:09:09,865
و شک ندارم که اين يه خوابِ بدِه ؛
. . اما در حال حاضر ؛ ميتونم

86
00:09:09,990 --> 00:09:12,256
. يه 30 تايي دونات با طعم افرا بخورم . . -
غذا ميخواي ؟ -

87
00:09:12,381 --> 00:09:14,134
و در برابرش چي داري که بهم بدي ؟

88
00:09:16,340 --> 00:09:17,907
. اينو بگير

89
00:09:22,976 --> 00:09:24,678
. تمام چيزيه که دارم

90
00:09:26,776 --> 00:09:28,798
. اگه ولش کني بره ؛ مالِ تو ميشه

91
00:09:32,156 --> 00:09:34,233
. فعلا . . کارتو راه ميندازه

92
00:09:38,064 --> 00:09:40,322
. فکر ميکردم براي هميشه از دستِت دادم

93
00:09:40,492 --> 00:09:42,157
. خداروشکر

94
00:09:42,327 --> 00:09:44,271
. باورم نميشه تو زنده اي

95
00:09:44,396 --> 00:09:47,591
. اين رويا ؛ ده برابر زندگي واقعي ؛ واقعي تره -
منظورت از " رويا " چيه ؟ -

96
00:09:47,951 --> 00:09:50,883
متاسفم که من اينو بهت ميگم
. اما تو خواب نميبيني

97
00:09:53,177 --> 00:09:56,522
اگه رويا نيست ؛
. پس بدترين کابوسيه که ميتونم تصورشو بکنم

98
00:09:57,004 --> 00:09:59,829
از کِي مزرعه ي خانواده ي " کِنت " ؛
به زندان تبديل شده ؟

99
00:09:59,954 --> 00:10:02,903
براي چي تنها چيزي که خيلي براي پدرت
مهم بود رو بيخيال شدي ؟

100
00:10:04,688 --> 00:10:06,232
. اينکارو ؛ بخاطر تو کردم

101
00:10:08,225 --> 00:10:09,848
. باشه ؛ وايسا ببينم

102
00:10:10,494 --> 00:10:13,254
درمورد اون جادوگر شرور
. و هيولاهايي که پرواز ميکنن برام توضيح بده

103
00:10:13,379 --> 00:10:15,191
ببينم ، " جادوگر شهر اوز " بهمون حمله کرده ؟

104
00:10:15,502 --> 00:10:17,342
. بيشتر شبيه اينه که يه سياره ي ديگه حمله کرده

105
00:10:18,135 --> 00:10:19,495
بيگانه ها " ؟ "

106
00:10:20,997 --> 00:10:22,648
. . قبل از اينکه با " تِس " دربيفتم

107
00:10:22,773 --> 00:10:25,080
. . از يه " گوي " صحبت ميکرد . .

108
00:10:25,205 --> 00:10:28,089
بهش ميگفت " تکنولوژي بيگانه ها " ؛ . .
. گفت داخل اون " گوي " زندگي وجود داره

109
00:10:28,113 --> 00:10:30,713
. تِس " درمورد اين هجوم ميدونست "

110
00:10:31,055 --> 00:10:32,916
. درسته ؛ ممکنه " تِس " کمکشون کرده باشه

111
00:10:33,086 --> 00:10:36,128
. اين بيگانه ها ؛ رهبر خودشونو دارن
. اسمش " زادِ" ه

112
00:10:36,339 --> 00:10:38,488
. . سعي کردم باهاش بجنگم ، اما

113
00:10:40,191 --> 00:10:42,292
. تمام انتخابهام اشتباه بودن . .

114
00:10:44,033 --> 00:10:45,804
. انسانهاي زيادي جونشونو ازدست دادن

115
00:10:46,389 --> 00:10:48,934
. خواهش ميکنم بهم بگو " کلويي " يکي از اونا نبوده

116
00:10:49,833 --> 00:10:51,801
. نميدونم

117
00:10:52,720 --> 00:10:55,012
بعداز اينکه فکر کردم براي هميشه ازدستِت دادم
. خودم تنهايي به زندگي ادامه دادم

118
00:10:55,036 --> 00:10:57,321
. چندين ماهِه با " کلويي " حرف نزدم

119
00:10:57,446 --> 00:10:58,693
چندين ماه ؟

120
00:10:59,021 --> 00:11:01,279
. لوييس " ؛ تو ؛ يک سال پيش ناپديد شدي "

121
00:11:02,631 --> 00:11:05,529
نه ، همين چند ساعت پيش
. داشتم با " تِس " کُشتي ميگرفتم

122
00:11:09,207 --> 00:11:11,364
. و بعدش اون " انگشتر طلايي " رو برداشتم

123
00:11:12,463 --> 00:11:14,654
انگشترِ مخصوص لژيون " ؟ "

124
00:11:15,410 --> 00:11:18,450
بايد وقتي دستِت کرديش ؛ اون انگشتر ؛ تو رو
به اينجا آورده باشه ؛ هنوز داريش ؟

125
00:11:19,187 --> 00:11:20,653
. آره

126
00:11:21,398 --> 00:11:23,798
. تو
. ژنرال " زاد " ؛ ميخواد تو رو ببينه

127
00:11:26,556 --> 00:11:28,271
. از انگشتر محافظت کن

128
00:12:02,799 --> 00:12:04,608
لوييس " کجاس ؟ "

129
00:12:04,733 --> 00:12:07,058
آخرين خبري که ازش دارم اينه که
. تو به بيمارستان رسونديش

130
00:12:07,228 --> 00:12:10,414
يکي اونو از بيمارستان برده و ميدونم که تو
. به " اميل " گفتي که نتايج آزمايشاتشو نگاه کنه

131
00:12:10,438 --> 00:12:11,995
. اون ؛ دختر عموي منه

132
00:12:12,120 --> 00:12:14,630
. چندين ماهه ازم مخفيکاري ميکردي

133
00:12:14,755 --> 00:12:16,676
. حالا هم فکر ميکنم " لوييس " رو مخفي کردي

134
00:12:18,082 --> 00:12:20,884
. اتهام صحيحيه ؛ اما به دختر اشتباهي اتهامو ميزني

135
00:12:21,389 --> 00:12:24,130
کلارک " ؛ ممکنه اين اواخر ؛ رازهاي عميق و "
. . مهمي که داشتمو بهت نگفته باشم

136
00:12:24,154 --> 00:12:26,629
اما يکي ديگه اين مدت داشته
. . غايب موشک بازي ميکرده

137
00:12:26,754 --> 00:12:29,844
. اونم خيلي بيشتر از من . . -
. " تِس " -

138
00:12:30,764 --> 00:12:34,151
درسته ؛
. بعدا ميتونيم روي معذرت خواهيت کار کنيم

139
00:12:34,276 --> 00:12:37,228
تِس " بيش از اوني که لازم باشه "
. . در چند ماهِ اخير

140
00:12:37,353 --> 00:12:39,256
. لوييس " رو زير نظر داشته " . . .

141
00:12:39,426 --> 00:12:41,986
. لوييس " نميتونه جواب هيچ کدوم از سوالاتشو بده "
. اون توي کُماس

142
00:12:42,039 --> 00:12:45,075
لازم نيست " لوييس " با " تِس " حرف بزنه تا اون بتونه
. آزمايشاتي که ميخواد رو ؛ روش انجام بده

143
00:12:45,099 --> 00:12:47,199
و هردو ميدونيم که اون دختر چقدر
. . درمورد

144
00:12:47,324 --> 00:12:50,404
سه هفته اي که " لوييس " غيبش زد . .
. وسواس داره و علاقه ي بيش از حد نشون ميده

145
00:12:50,703 --> 00:12:53,343
فکر ميکني اين گم شدن ؛ ارتباطي با
سفري که اون به آينده داشته ميشه ؟

146
00:12:53,440 --> 00:12:55,251
. فکر کنم امکانش هست

147
00:12:55,641 --> 00:12:58,063
اميل " نتايج آزمايش بيمارستان "
.  روي " لوييس " رو بهم داد "

148
00:12:58,188 --> 00:13:00,904
اون از " اختلال فشار رواني پس آسيبي " ؛
. رنج ميبره

149
00:13:01,277 --> 00:13:04,396
پس هربار که خاطره اي يادش مياد ؛
. بدنش اون اختلال رو تجربه ميکنه

150
00:13:04,521 --> 00:13:06,577
. قلبش ؛ مدت زيادي دووم نمياره

151
00:13:07,032 --> 00:13:08,568
. بايد پيداش کنم

152
00:13:08,693 --> 00:13:11,488
. تِس " هرگز به ربودن " لوييس " اعتراف نميکنه "
. بذار من يه راهي رو امتحان کنم

153
00:13:11,512 --> 00:13:13,702
. يکي رو داخل تشکيلاتش دارم

154
00:13:16,840 --> 00:13:19,835
خيلي خوب ؛ خانمها
. . يه مقدار خطر تهديدمون ميکرد که

155
00:13:19,960 --> 00:13:21,386
. دوباره وضعيت رو به ثبات رسونديم

156
00:13:21,511 --> 00:13:24,547
و تو هم بايد تو نمايش " لوييس " ؛
. روي صندلي رديف اول نشسته باشي

157
00:13:27,004 --> 00:13:28,420
. نه ؛ نه

158
00:13:29,075 --> 00:13:30,175
. نه

159
00:13:41,932 --> 00:13:44,409
. فکر کنم عضويت هم امتيازات خودشو داره

160
00:13:44,534 --> 00:13:46,602
. قارچ دنبلان " رو امتحان کنم "

161
00:13:47,099 --> 00:13:48,835
. بين همه مورد علاقمِه

162
00:14:00,750 --> 00:14:02,285
. . فکرشو که بکني

163
00:14:02,640 --> 00:14:04,672
يه چندتايي از اين ميوه ها و خوراکي ها
. . ميتونن

164
00:14:04,797 --> 00:14:07,089
بين مرگ و زندگي در نوع شما ؛ فاصله بذارن
. خيلي جالبه

165
00:14:19,696 --> 00:14:22,768
. من ؛ ژنرال " زاد " هستم
. . و ميتونم همه ي اينا رو

166
00:14:23,156 --> 00:14:24,874
. . بهت بدم . .

167
00:14:25,507 --> 00:14:26,966
. . به شرطي که بهم اسامي . .

168
00:14:27,091 --> 00:14:29,531
هرکسي که تونسته تو رو . .
. وارد منطقه ي ممنوعه بکنه ؛ بهم بدي

169
00:14:31,348 --> 00:14:33,078
. پدر منم يه ژنرالِه

170
00:14:33,752 --> 00:14:36,295
. . و هنوز نتونسته وادارم کنه که بهش بگم

171
00:14:36,420 --> 00:14:39,322
چطوري کاري کردم که يه تانکِ ام 1 آبرامز
. منو به مراسم رقص آخر سال ببره

172
00:14:41,130 --> 00:14:43,387
. پس ، بدون شک ؛ هيچي بهت نميگم

173
00:14:47,631 --> 00:14:49,341
. پس بشنو

174
00:14:49,639 --> 00:14:51,901
مهم نيست چند بار شما نيروهاي مقاومت ؛

175
00:14:52,101 --> 00:14:54,541
دزدکي وارد منطقه ي مخصوصم بشين ؛
. . شماها هرگز نخواهيد توانست

176
00:14:57,773 --> 00:15:00,761
. که برجمو نابود کنين . . .

177
00:15:09,286 --> 00:15:11,165
اين چيه ؟

178
00:15:18,195 --> 00:15:19,495
تو ؟

179
00:15:21,471 --> 00:15:23,732
! جاسوس خائن مو قرمز

180
00:15:24,479 --> 00:15:25,877
ميشناسيش ؟

181
00:15:26,002 --> 00:15:29,241
. قبلا برام کار ميکرد
. اما بعدش ناپديد شد

182
00:15:33,392 --> 00:15:34,660
! خائن

183
00:15:34,785 --> 00:15:37,056
! من نجات دهنده ي اين سياره هستم

184
00:15:37,353 --> 00:15:39,287
. . به قدرت گرفتن ژنرال " زاد " کمک کردم

185
00:15:39,412 --> 00:15:41,656
تا مطمئن بشم که . .
. زمين ؛ نجات پيدا ميکنه و به زندگي ادامه ميده

186
00:15:41,680 --> 00:15:44,387
تِس مرسِر " ؛ "
. تروريستِ نهايي نابود کننده ي محيط زيست

187
00:15:44,570 --> 00:15:45,983
و تو چي هستي ؟

188
00:15:47,591 --> 00:15:50,170
. متوجه شدم ديده شده با " کلارک کِنت " حرف ميزدي

189
00:15:50,821 --> 00:15:53,869
دير يا زود ؛ بالاخره مقاومت ؛
. راهِشو به سمت اون پيدا ميکرد

190
00:15:54,739 --> 00:15:58,099
تنها چيزي که دربرابرش مقاومت ميکنم
. رغبت زياديه که الان دروجودم براي زدنِ شماها دارم

191
00:15:58,218 --> 00:16:00,903
و اگه " کلارک " الان اينجا بود ؛
. ازم پشتيباني ميکرد

192
00:16:01,086 --> 00:16:04,184
تنها دليلي که " کلارک " هنوز زنده اس
. . بخاطر اينه که اميدوارم بهمون ملحق بشه

193
00:16:04,454 --> 00:16:06,775
تا تفاوت ها و درگيريهاي بين مردممونو
. مهار کنه

194
00:16:07,271 --> 00:16:08,777
. " باور کن " زاد

195
00:16:08,969 --> 00:16:10,956
هيچکس به اندازه ي من
. . به سختي تلاش نکرده تا

196
00:16:11,081 --> 00:16:13,241
کلارک " رو متوجه ". .
. کارهاي خوبي که انجام ميديم بکنه

197
00:16:13,665 --> 00:16:16,142
اما فکر کنم به اندازه ي کافي
. خودمونو فريب داديم

198
00:16:17,751 --> 00:16:19,353
. اون بهمون ملحق نميشه

199
00:16:23,525 --> 00:16:25,128
. . که به همين دليله

200
00:16:29,166 --> 00:16:32,129
که زنده بودن هيچ کدوم از شما . .
. ديگه برام فايده اي نداره

201
00:16:35,272 --> 00:16:36,672
ببخشيد ؟

202
00:16:36,872 --> 00:16:39,451
يه اعدام دونفري ؛
. . پيام قوي و روشني رو ميفرسته

203
00:16:39,576 --> 00:16:42,245
براي هر کسي که جرات کنه . .
. جلوي من بايسته

204
00:16:49,186 --> 00:16:50,924
. "  دلگرم باش " لوييس

205
00:16:51,821 --> 00:16:54,923
لااقل ميتوني از شام آخر مجللي
. لذت ببري

206
00:17:18,143 --> 00:17:20,555
. . امروز ؛ دو زندگي پايان ميپذيرند

207
00:17:20,946 --> 00:17:22,680
. اما زندگي ديگري ؛ آغاز ميشود  . .

208
00:17:33,702 --> 00:17:35,877
. بپاخيز ؛ سرباز

209
00:17:46,859 --> 00:17:49,850
تو به تمام انسانيت ؛ بخاطر يه
. پلاک شناسايي خيانت کردي

210
00:17:49,975 --> 00:17:51,604
! احسنت

211
00:17:55,625 --> 00:17:56,690
. ولش کنيد

212
00:17:56,815 --> 00:17:59,098
! منو بکُشيد
! بذاريد اون زنده بمونه

213
00:18:02,965 --> 00:18:05,036
. شجاعتِت ستودنيه

214
00:18:05,929 --> 00:18:08,879
اما با به چالش کِشيدن من
. منو مجبور به اينکار کردي

215
00:18:21,327 --> 00:18:23,841
. خواستم در اين زمين جديد بهم ملحق بشي

216
00:18:25,543 --> 00:18:28,126
. اما حالا ؛ بايد تو رو زيرش دفن کنم

217
00:18:29,492 --> 00:18:30,592
! نه

218
00:18:43,028 --> 00:18:44,862
. کريپتونايتِ زيادي اينجا وجود داره

219
00:19:15,412 --> 00:19:17,972
. هِي ؛ پاقشنگ ؛ خيلي وقته نديده بودمت

220
00:19:18,343 --> 00:19:21,198
منم از اينکه  تو و
. اين گروهِ فوق العاده اتو ميبينم خوشحالم

221
00:19:21,377 --> 00:19:22,867
. گروه من نيست

222
00:19:23,046 --> 00:19:25,122
چي ؟ -
. گروهِ ايشونه -

223
00:19:28,040 --> 00:19:30,107
. فکر نميکردم دوباره ببينمت

224
00:19:30,303 --> 00:19:33,678
تقريبا ديگه داشتي ديدنمو از دست ميدادي ؛
. اون مهاجمين ديوونه نزديک بود ما رو بکُشن

225
00:19:34,626 --> 00:19:36,716
. فکر کنم زندگيمونو به شماها مديونيم

226
00:19:36,740 --> 00:19:43,740
‫سینمافریک در شبکه های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

227
00:19:50,762 --> 00:19:53,242
. تو هميشه تيرانداز ماهري بودي

228
00:19:54,152 --> 00:19:56,043
. من اين تيرو بهت نزدم

229
00:19:56,168 --> 00:19:57,687
. من بهت تير نزدم

230
00:19:57,812 --> 00:20:00,324
. ميدونم
. خودم باعث شدم اين بلا سرم بياد

231
00:20:01,673 --> 00:20:05,206
ريسک بزرگي بود که " زاد " رو
. . به مردم خودم ترجيح دادم

232
00:20:06,044 --> 00:20:08,478
. اما يکي بايد زمينو نجات ميداد . .

233
00:20:11,175 --> 00:20:13,231
. نتونستم نجات زمينو بي خيال بشم

234
00:20:43,348 --> 00:20:45,207
. من بهت تير زدم

235
00:20:45,617 --> 00:20:47,297
. بايد از فرصتم براي کُشتنت استفاده ميکردم

236
00:20:47,297 --> 00:20:57,297
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

237
00:21:40,205 --> 00:21:42,339
. کلويي " منو ميکُشه "

238
00:21:43,018 --> 00:21:45,104
مطمئن نيستم اونجا چي ديدي ؛
. . اما اينجا

239
00:21:45,229 --> 00:21:47,370
. همچنان زنده بودي . . .

240
00:21:49,353 --> 00:21:51,025
پس ، فکر کنم کارمو درست انجام دادم ؛ درسته ؟

241
00:21:51,049 --> 00:21:53,384
. کارتو خوب انجام دادي ، بچه ي نابغه
. حالا به آخر برسونش

242
00:21:53,509 --> 00:21:56,043
نميخوام " لوييس " با به ياد داشتن خاطراتي که
. من الان ديدم ؛ به هوش بياد

243
00:21:56,067 --> 00:21:58,777
. خيلي خطرناکه که اونا رو يادش بمونه
. از دستگاه ؛ براي پاک کردن اون خاطرات استفاده کن

244
00:21:58,801 --> 00:22:01,576
اگه يه اشتباه بکنم ؛
. ممکنه با حالت جنون به هوش بياد

245
00:22:01,745 --> 00:22:03,694
. " باهام جر و بحث نکن " استوآرت

246
00:22:19,110 --> 00:22:20,210
. نه

247
00:22:20,545 --> 00:22:23,088
. باشه ؟ من اينکارو نميکنم
. اينکارو نميکنم

248
00:22:23,213 --> 00:22:25,759
ببخشيد ؟ -
. ميخوام به هوشِش بيارم -

249
00:22:25,884 --> 00:22:27,194
. . متاسفم

250
00:22:27,319 --> 00:22:30,487
اما اين جا عملا داريم . .
. ذهن و عقل يکي رو به بازي ميگيريم

251
00:22:34,792 --> 00:22:36,636
. منم متاسفم

252
00:22:47,166 --> 00:22:49,019
. استوآرت " دغل بازي درآورد و بهم خيانت کرد "
. اون ، " لوييس " رو دزديد

253
00:22:49,043 --> 00:22:51,142
. بايد جلوشو ميگرفتم -
چه بلايي سرش آوردي ؟ -

254
00:23:04,489 --> 00:23:06,099
. . ممکنه اين مبارزه رو برده باشيم

255
00:23:06,224 --> 00:23:08,635
اما حالا " زاد " ؛
. با قدرت بيشتري برامون برميگرده

256
00:23:08,760 --> 00:23:10,536
. پس وقتشه که جلوش بايستيم

257
00:23:10,661 --> 00:23:13,741
لوييس " يک سال پيش ناپديد شده ؛ بعداز اينکه "
. انگشتر " لژيون " رو بدستش کرده

258
00:23:13,865 --> 00:23:15,721
تو با سفر در زمان به اينجا اومدي ؟

259
00:23:15,846 --> 00:23:19,146
. مطمئنم با پاي پياده اينجا نيومدم
. اونم با اين کفشا

260
00:23:19,271 --> 00:23:21,381
. مهم اينه که انگشترو از دست دادم

261
00:23:21,506 --> 00:23:23,784
. اون مرتيکه " زاد " ازم گرفتش

262
00:23:23,909 --> 00:23:25,758
. بايد انگشترو پس بگيريم

263
00:23:25,883 --> 00:23:27,595
. . بعدش " لوييس " ميتونه به گذشته برگرده

264
00:23:27,720 --> 00:23:30,213
و جلوي " زاد " رو بگيره تا از همون اول نتونه . .
. اون برج حرارتي رو بسازه

265
00:23:30,237 --> 00:23:32,659
نقشه ي بدي نيست " کلارک " ؛
اما واسه چي الان بايد بهت اطمينان کنم ؟

266
00:23:32,683 --> 00:23:35,217
تو يه بار ما رو ترک کردي
. تا خودت تنهايي بجنگي

267
00:23:37,231 --> 00:23:39,290
. تا ما رو وِل کردي و رفتي
. بدون هيچ توضيحي

268
00:23:39,468 --> 00:23:41,034
.  جلوي " زاد " رو بگيرم

269
00:23:41,159 --> 00:23:44,128
سعي کردم به عنوان دشمنم نابودش کنم ؛
. اما اشتباه ميکردم

270
00:23:44,307 --> 00:23:46,099
. اما الان اينجام

271
00:23:46,224 --> 00:23:47,697
. باشه ، پس ، ببين

272
00:23:47,893 --> 00:23:50,365
اين که چرا " کلارک " تصميم گرفته
. . خودش تنهايي دشمنو شکست بده

273
00:23:50,389 --> 00:23:54,114
چيزيه که از حد من فراتره ؛ و شايد شماها
. فکر ميکنين که شماها رو ول کرده و رفته

274
00:23:54,239 --> 00:23:56,607
اما ؛ مگه همه ي ما
توي اين موضوع باهمديگه نيستيم ؟

275
00:23:56,777 --> 00:23:59,252
شماها برج رو از کار بندازين و
. . خورشيد زرد رنگو برگردونين

276
00:23:59,377 --> 00:24:02,057
خودتون ميدونيد که من بهترين فرصتتون
. براي برگردوندن اون انگشتر هستم

277
00:24:03,677 --> 00:24:04,791
. شايد

278
00:24:04,916 --> 00:24:06,850
. هنوزم بهت اطمينان ندارم

279
00:24:08,977 --> 00:24:11,097
. فکر کنم اينم واسه خودش شروع خوبيه

280
00:24:11,222 --> 00:24:12,699
حالا ؛ در مورد اين برج چي براي گفتن داري ؟

281
00:24:12,723 --> 00:24:15,143
اون برج ها ؛ کليدِ قدرتهاي " کندوري ها " هستن

282
00:24:15,268 --> 00:24:17,445
اون برج ها ، تمام پرتوهاي خورشيدي رو جذب ميکنن
. . به پرتو قرمز تبديلش ميکنن

283
00:24:17,469 --> 00:24:19,693
و بعدش اشعه هاي قرمز رنگ رو به
. ماهواره هاي " لوترکورپ " ميفرستن

284
00:24:19,717 --> 00:24:22,775
اون ماهواره ها ؛ اشعه هاي قرمز رو ميگيرن و
. . به زمين ارسالشون ميکنن

285
00:24:22,900 --> 00:24:25,833
و به اين طريق ؛ نيروي فرابشري رو
. به اون موجودات بيگانه ميدن

286
00:24:25,958 --> 00:24:28,648
حالا ؛ اگه اون برج ها رو از کار بندازيم ؛
. شکستشون داديم

287
00:24:28,773 --> 00:24:30,817
. بچه ها ؛ من نيروهاي " زاد " رو ديدم

288
00:24:30,942 --> 00:24:33,186
. ما تعدادمون خيلي کمه
. هرگز نميتونيم بهش برسيم

289
00:24:33,356 --> 00:24:34,420
. مجبور نيستيم

290
00:24:34,545 --> 00:24:36,689
. ما يه اسلحه ي سِري داريم
. " برج مراقبت "

291
00:24:37,497 --> 00:24:40,593
برج مراقبت " رو خاموش کردم "
. . تا " کندوري ها " نتونن پيداش کنن

292
00:24:40,718 --> 00:24:44,169
اما ميتونم از کامپيوترهاي اونجا براي
. . هَک کردن برجِ " زاد " استفاده کنم

293
00:24:44,294 --> 00:24:47,601
و ؛ ويروسي رو واردش بکنم که بهمون اين امکان
. رو بده که برج رو از راهِ دور خاموش کنيم

294
00:24:47,625 --> 00:24:49,430
. . شماها خورشيد زرد رو برگردونين

295
00:24:49,555 --> 00:24:52,235
و منم بقيه رو برميدارم و . .
. دنبال پيدا کردن انگشتر " لژيون " ميرم

296
00:24:53,626 --> 00:24:55,539
. فقط يه سئوال ديگه دارم

297
00:24:55,664 --> 00:24:58,745
چطور تبديل خورشيد از قرمز به زرد
. . باعث ميشه

298
00:24:58,870 --> 00:25:01,350
که " کلارک " ؛ بهترين راه حل ما . .
براي غلبه بر " زاد " باشه ؟

299
00:25:05,885 --> 00:25:07,777
. من و " زاد " ؛ خاطرات زيادي باهمديگه داريم

300
00:25:27,843 --> 00:25:29,166
تو حالت خوبه ؟

301
00:25:32,803 --> 00:25:34,542
. خوب " رو تعريف کن "

302
00:25:35,861 --> 00:25:38,385
تا اينجاي امروز ؛
. . در زمان سفر کردم

303
00:25:38,510 --> 00:25:40,827
. . با بيگانه اي که پرواز ميکرد جنگيدم

304
00:25:41,316 --> 00:25:43,429
. و نزديک بود که سرمو ازدست بدم  . . .

305
00:25:48,319 --> 00:25:50,912
. . اما علي رغم همه ي اينا

306
00:25:52,466 --> 00:25:54,291
. . يه چيزو باورم نميشه . .

307
00:25:56,685 --> 00:25:59,247
باورم نميشه که تو و " کلويي " ؛
. ديگه باهمديگه دوست نيستيد

308
00:25:59,864 --> 00:26:01,798
. تقصير اون نيست

309
00:26:04,135 --> 00:26:06,036
. من ؛ بهش پشت کردم

310
00:26:09,941 --> 00:26:12,397
. . بعداز اينکه تو ناپديد شدي ، نتونستم

311
00:26:13,844 --> 00:26:15,780
. نتونستم اينجاها بند شَم . . .

312
00:26:16,373 --> 00:26:19,744
اوليور " يا " کلويي " ؛ هر دو ، تو رو "
. به يادم مياوردن و اين خيلي برام دردناک بود

313
00:26:23,802 --> 00:26:25,218
. . پس

314
00:26:25,673 --> 00:26:27,157
. . اينجا رو ترک کردم . .

315
00:26:29,794 --> 00:26:32,210
. و تمرين کردم تا بتونم با " زاد " بجنگم

316
00:26:37,268 --> 00:26:39,771
منظورت از اينکه يه عالمه خاطرات مشترک
با  "زا"  داري چيه ؟

317
00:26:42,796 --> 00:26:45,309
بذار اينطور بگيم که
. يه چندتايي اشتباه کردم

318
00:26:46,544 --> 00:26:48,645
. اينقدر خودتو اذيت نکن

319
00:26:51,472 --> 00:26:53,550
. تو ؛ توي اين درگيري تنها نيستي

320
00:26:55,553 --> 00:26:57,387
. . حقيقت اينه که

321
00:26:59,390 --> 00:27:01,521
. فردا ممکنه همگي جونمونو ازدست بديم

322
00:27:03,027 --> 00:27:05,172
. لوييس " ؛ وقتي تو رفتي ؛ مُردم "

323
00:27:13,004 --> 00:27:15,080
. الان که اينجام

324
00:27:51,115 --> 00:27:53,310
. کاشکي وقت بيشتري داشتيم

325
00:28:06,405 --> 00:28:08,185
کلارک " ؛ صدامو ميشنوي ؟ "

326
00:28:10,004 --> 00:28:11,504
صدامو ميشنوي " کلارک " ؟

327
00:28:16,515 --> 00:28:18,420
. آمبولانس بزودي ميرسه

328
00:28:18,545 --> 00:28:21,335
استوآرت " خون زيادي از دست داده ؛ "
. اما خوشبختانه هنوز زنده اس

329
00:28:21,460 --> 00:28:23,752
و شک ندارم که " مرسرِ " بي رحم ؛
. مشکلي براش پيش نمياد و خوب ميشه

330
00:28:23,776 --> 00:28:25,232
کلارک " چطوره ؟ "

331
00:28:25,357 --> 00:28:27,512
اين دستگاه ؛ به طريقي ؛
. امواج مغزيشونو يکي کرده

332
00:28:27,637 --> 00:28:29,558
کلارک " به طور عملي "
. وارد خاطرات " لوييس " شده

333
00:28:29,683 --> 00:28:31,843
اما فکر کنم يه راهي باشه که بتونم
. هردو رو بيرون بکِشم

334
00:28:31,867 --> 00:28:33,375
. هنوز وقتش نرسيده نمايشو تعطيل کني

335
00:28:33,691 --> 00:28:36,745
يه نگاه سريع به فايلهاي روان درماني " لوييس " ؛
. که " تِس " هکشون کرده بود ؛ انداختم

336
00:28:36,769 --> 00:28:39,619
فکر کنم هربار که با اون روانشناس
. . قرار ملاقات داشته

337
00:28:39,744 --> 00:28:42,544
باعث ميشده که خاطرات بيشتري . .
. از سفرش در زمان آينده رو به ياد بياره

338
00:28:42,578 --> 00:28:44,661
. اين خاطرات ؛ بلحاظ فيزيکي دردآورن

339
00:28:44,786 --> 00:28:46,763
واقعا ميخواي زندگيشونو به خطر بندازي ؟

340
00:28:46,888 --> 00:28:48,647
. . اگه الان " کلارک " رو بيرون بکِشي

341
00:28:48,772 --> 00:28:51,210
باعث ميشه که زندگي آدماي زيادي . .
. به خطر بيفته

342
00:28:52,584 --> 00:28:54,921
وقتي اون قاتل ؛ از زمان آينده ؛
. . به اينجا اومد

343
00:28:55,046 --> 00:28:57,457
به " کلارک " گفت که . .
. اون ؛ دنيا رو نابود خواهد کرد

344
00:28:58,557 --> 00:29:01,158
حالا ؛ بايد بدونه که چطور
. جلوي همچين اتفاقي رو بگيره

345
00:29:26,244 --> 00:29:27,997
. عزيزم ؛ به خونه برگشتم

346
00:29:32,153 --> 00:29:34,262
. . کلويي " ؛ يادته که 10 ساله بوديم "

347
00:29:34,387 --> 00:29:36,638
و من تو رو از خونه ي درختيم بخاطر اينکه
. . نوشابَمو ريخته بودي بيرون انداختم

348
00:29:36,662 --> 00:29:38,735
و تو گفتي تنها کاري که کردي اين بوده
که يه نوشابه ي خنک تر درست کردي ؟

349
00:29:38,759 --> 00:29:40,073
. تو برنده شدي

350
00:29:53,934 --> 00:29:56,563
پس ، اين اتفاقيه که وقتي " لکه " نباشه ميفته

351
00:29:57,440 --> 00:30:00,201
بخاطر همينه که به تمام قهرمانهايي که
. بهشون دسترسي داريم احتياج داريم

352
00:30:02,395 --> 00:30:04,288
. براي زني که همه چي داره

353
00:30:04,701 --> 00:30:07,749
. يه خنجر شهاب سنگيه
. . براش يه غلاف خاص درست کردم

354
00:30:07,874 --> 00:30:10,314
تا دشمن تا لحظه ي آخر که ديگه . .
. خيلي دير شده ؛ متوجهِش نشه

355
00:30:11,907 --> 00:30:14,507
حتي در زمان آينده هم ؛ همچنان ميدوني که
. چطوري يه دخترو مجذوب کني

356
00:30:14,664 --> 00:30:18,057
. آخرين فايروال از کار افتاد
. وارد مرکز کنترل برج " زاد " شدم

357
00:30:18,182 --> 00:30:20,171
. ويروس تقريبا آماده اس

358
00:30:24,154 --> 00:30:26,361
. بگيرش که اومد ؛ مرکز کنترل اصلي

359
00:30:29,100 --> 00:30:31,419
. تموم شد
. . فقط تا چند دقيقه ي ديگه

360
00:30:31,544 --> 00:30:34,194
بايد بتونيم ببينيم که . .
. خورشيد زردمون دوباره ميدرخشه

361
00:30:34,319 --> 00:30:36,252
. کندوري ها " دارن ميان "
. بايد از اينجا بريم

362
00:30:36,377 --> 00:30:38,766
من جلو ميرم تا مطمئن بشم
. خطري تهديدمون نميکنه

363
00:30:38,891 --> 00:30:41,056
. بريد
. منم درست پشت سرتون دارم ميام

364
00:31:06,251 --> 00:31:08,517
! يالا
! ميتوني

365
00:31:21,903 --> 00:31:22,903
! نه

366
00:31:40,880 --> 00:31:42,936
. ازش دور شو

367
00:31:57,068 --> 00:31:58,479
! کلويي " ؛ منو ببين "

368
00:31:58,604 --> 00:32:00,816
! حالت خوبه ميشه
! خوب ميشي

369
00:32:13,205 --> 00:32:15,939
بهترين راه انتقام گرفتن از مرگِش ؛
. اينه که اون انگشترو پس بگيري

370
00:32:16,664 --> 00:32:17,764
. نه

371
00:32:18,189 --> 00:32:20,281
. نه ؛ تنهاش نميذارم

372
00:32:20,618 --> 00:32:22,793
. " اون هنوز در زمان گذشته زنده اس " لوييس

373
00:32:23,221 --> 00:32:24,905
! ميتوني نجاتش بدي

374
00:32:25,030 --> 00:32:28,470
کاري کن که مطمئن بشي همچين آينده اي ؛
. هرگز اتفاق نميفته و اونوقت همه ي مارو نجات دادي

375
00:32:35,084 --> 00:32:36,941
. بهتره راه بيفتي

376
00:32:37,270 --> 00:32:38,710
. کلارک " داره به سمت " برج " ميره "

377
00:32:38,777 --> 00:32:40,244
. من پوششِت ميدم

378
00:32:58,655 --> 00:33:00,874
. بايد فکرشو ميکردم که دنبالم مياي

379
00:33:00,999 --> 00:33:03,356
تمام اين سختي ها رو به خودت خريدي
. تا يک نژادِ محکوم به فنا رو نجات بدي

380
00:33:03,380 --> 00:33:05,979
وقتي اين انسانها ؛
. . با دنيايي درحال فروپاشي روبرو ميشن

381
00:33:06,104 --> 00:33:09,273
ترجيح ميدن بميرن تا . .
. . درپناه يک رهبر واحد متحد بشن

382
00:33:10,667 --> 00:33:13,515
و اونچه که لازمه رو براي ساختن . .
. جهاني مجلل و تازه انجام بدن

383
00:33:20,185 --> 00:33:23,711
غم انگيزه ؛ فکر ميکردي اينطور
. ميتوني منو شکست بدي

384
00:33:24,726 --> 00:33:27,103
اگه همگي شما دست از جنگيدن برميداشتين
. . و به من ملحق ميشدين

385
00:33:27,127 --> 00:33:30,236
. متروپوليس " اينطور به سمت نابودي نميرفت "

386
00:33:30,887 --> 00:33:32,830
. " ما هرگز دست از جنگيدن برنميداريم " زاد

387
00:33:33,297 --> 00:33:35,700
. انسانيت ؛ هرگز روحِشو ازدست نخواد داد

388
00:34:02,151 --> 00:34:04,361
. " خدانگهدار پسر " جور-ال

389
00:34:31,342 --> 00:34:32,442
. نه

390
00:34:38,754 --> 00:34:41,231
دوران حکومتِ ترس و وحشتِت
. " ديگه به سر رسيد " زاد

391
00:34:44,105 --> 00:34:46,470
. من " لوييس " رو به زمان گذشته ميفرستم

392
00:34:47,008 --> 00:34:50,048
اون ميتونه قبل از اينکه تو شروع به ساختِ
. برجِت بکني درموردش بهمون هشدار بده

393
00:34:50,108 --> 00:34:52,619
. تو انتخاب کردي که باهام دربيفتي

394
00:34:52,744 --> 00:34:55,640
! مجبورم کردي که تمام قدرتمو رها کنم

395
00:34:55,765 --> 00:34:58,159
! ميتونستيم اين سياره رو به بهشت تبديل کنيم

396
00:34:58,328 --> 00:34:59,660
. اينجا هميشه بهشت بوده

397
00:34:59,829 --> 00:35:01,996
. اما تو هرگز فرصتي به انسانيت ندادي

398
00:35:07,837 --> 00:35:10,060
. اونا ضعيفت کردن

399
00:35:17,858 --> 00:35:19,705
. . اگه اون دختر به گذشته برگرده

400
00:35:19,830 --> 00:35:21,990
اونوقت زندگي اي که ميشناسيم ؛
. از صحنه ي وجود پاک ميشه

401
00:35:27,312 --> 00:35:29,399
. تو دنياي ما رو نابود کردي

402
00:35:46,698 --> 00:35:48,996
. انگشترو بگير ؛ دستِت کن

403
00:35:49,316 --> 00:35:51,344
. نه -
. بايد اينکارو بکني ، همين الان -

404
00:35:52,012 --> 00:35:54,257
اگه هيچوقت دوباره نبينمت چي ؟

405
00:35:56,474 --> 00:35:58,036
. منو خواهي ديد

406
00:36:30,564 --> 00:36:32,620
. " خوش اومدي " کلارک -
لوييس " چطوره ؟ " -

407
00:36:32,957 --> 00:36:34,932
تا چند دقيقه ي ديگه
. . با سردرد به هوش مياد

408
00:36:35,057 --> 00:36:37,185
. اما مشکلش با دوتا آسپيرين حل ميشه

409
00:36:37,310 --> 00:36:39,253
تونستم اون بخشي از
. . قشرِ مغزشو

410
00:36:39,378 --> 00:36:41,707
که سيناپس هاش با سرعت بيش از حد زيادي
. به حرکت افتاده بودن رو ايزوله کنم

411
00:36:41,731 --> 00:36:45,044
به وسيله ي استفاده از يه بازدارنده ي شيميايي
. تونستم اون سيناپس ها رو به حالت اوليه برگردونم

412
00:36:45,068 --> 00:36:47,270
خاطراتش از زمان آينده هم از بين رفتن ، درسته ؟

413
00:36:47,395 --> 00:36:51,315
اگه اون خاطرات رو ؛ بخاطر فشاري که دستگاه
. بهش آورده به ياد آورده ؛ اونوقت نميتونه به يادشون بياره

414
00:36:52,915 --> 00:36:56,101
از قيافه اي که به خودت گرفتي ؛
. اينطور برداشت ميکنم که آينده چندان درخشان نبوده

415
00:36:57,169 --> 00:36:59,279
چي اونجا ديدي " کلارک " ؟

416
00:37:12,378 --> 00:37:14,115
. بگير
. اين واسه توئه

417
00:37:14,240 --> 00:37:16,594
." تو از بيمارستان برگشتي ؛ نه " هاوايي

418
00:37:16,719 --> 00:37:18,550
. نبايد خيلي به خودت فشار بياري

419
00:37:18,675 --> 00:37:21,132
. " قندِ خونم افتاده " کلارک

420
00:37:21,257 --> 00:37:22,433
. آرتيريت " که نگرفتم "

421
00:37:22,558 --> 00:37:25,278
دکتر گفت به شرطي که هر سه ساعت
. يه چيزي بخورم ؛ مشکلي برام پيش نمياد

422
00:37:26,462 --> 00:37:28,482
راضي شدي ؟ -
. خيلي زياد -

423
00:37:29,594 --> 00:37:32,257
. يه بار نزديک بود از دستِت بدم
. نميخوام دوباره اتفاق بيفته

424
00:37:40,910 --> 00:37:42,902
لوييس " ؛ داريم چيکار ميکنيم ؟ "

425
00:37:45,214 --> 00:37:46,759
. من که دارم يه دونات با طعم افرا ميخورم

426
00:37:46,783 --> 00:37:49,464
. و تو هم يه جورايي زيادي بهم نزديک شدي

427
00:37:49,589 --> 00:37:51,029
. منظورم خودمونه که در چه وضعي هستيم

428
00:37:51,960 --> 00:37:54,400
لوييس " و " کلارک " ؛ "
. کلارک " و " لوييس " ؛ به عنوان زوج "

429
00:37:54,504 --> 00:37:55,833
! گاوچرون

430
00:37:55,958 --> 00:37:58,937
يه دفعه سرعتِتو از ده به صد و ده
. اونم در دوثانيه رسوندي

431
00:37:59,062 --> 00:38:00,965
. بيا يه کم آروم تر بريم جلو

432
00:38:01,135 --> 00:38:03,802
. هنوزم بايد خودمو جمع و جور کنم

433
00:38:04,452 --> 00:38:07,069
. ميتوني روي نيروي من حساب کني

434
00:38:08,841 --> 00:38:11,017
. وقتي تو کنارمي ؛ احساس قوت بيشتري ميکنم

435
00:38:13,913 --> 00:38:16,897
من ؛ قرارهاي اشتباه زيادي
. تا حالا گذاشتم

436
00:38:17,841 --> 00:38:19,712
. پس بيا به روش درست و حسابي انجامش بديم

437
00:38:21,447 --> 00:38:22,972
. خيلي عجله نميکنيم

438
00:38:24,146 --> 00:38:25,579
واقعا ؟

439
00:38:30,697 --> 00:38:32,332
. . حالا که اينطوره

440
00:38:32,962 --> 00:38:34,999
. بيا بريم يه فنجون قهوه ي واقعي بخوريم

441
00:38:35,169 --> 00:38:38,043
و بعدشم ميريم ناهار ميخوريم ؛ . .
. البته ناهارهاي زيادي بايد بخوريم که اين اوليشه

442
00:38:38,067 --> 00:38:39,911
. . ميريم تو قايق بستني ميخوريم

443
00:38:40,036 --> 00:38:42,485
. . توي پارک ؛ پيک نيک ميريم
. زير بارون ميرقصيم

444
00:38:43,272 --> 00:38:46,174
و تو ؛ منو با خودت به مسابقه ي رالي
. کاميون هاي غول پيکر ميبري

445
00:39:05,549 --> 00:39:08,768
براي کسي که درمعرض يه عالمه کريپتونايت بوده
. بدون شک ؛ خيلي خوشحال به نظر مياي

446
00:39:09,328 --> 00:39:11,795
خورشيد داره ميدرخشه ؛
. و " لوييس " هم حالش خوب ميشه

447
00:39:12,123 --> 00:39:15,113
بايد خوب بشه ؛ دکتر " اميل " هر نوع آزمايشي
. . که فکرشو بکني ازش گرفته

448
00:39:15,238 --> 00:39:17,616
و اون صحيح و سالمه . .
. و هيچي هم از اون خاطراتو به ياد نمياره

449
00:39:17,640 --> 00:39:20,962
بجز البته اون گل هايي که " کلارک " ؛
. . به اتاقش توي بيمارستان فرستاده

450
00:39:21,132 --> 00:39:23,132
آخه کي پيدا ميشه که
شصت تا رُز رو يادش بره ؟

451
00:39:23,257 --> 00:39:25,666
. شصت تا رُز
. واو ؛ چقدر دقيق و لطيف

452
00:39:27,055 --> 00:39:29,367
واقعا نميفهمم شما دوتا چطوري ميتونين
. . لبخند بزنين

453
00:39:29,492 --> 00:39:32,212
با توجه به اين حقيقت که همگي قراره
. . با مرگ هاي وحشتناک و غم انگيزي

454
00:39:32,245 --> 00:39:34,046
. در آينده اي نه چندان دور بميريم . . .

455
00:39:34,171 --> 00:39:37,040
بخاطر اينکه اگه در زمان حال ؛ کاري درموردش
. انجام بديم ؛ ميتونيم تمام اون اتفاقات غم انگيزو عوض کنيم

456
00:39:37,064 --> 00:39:39,938
. من که راي ميدم همين الان " زاد " رو نابود کنيم
. . اونطوري ؛ فرصتشو پيدا نميکنه

457
00:39:39,962 --> 00:39:41,680
. که خورشيدو از بين ببره . . .

458
00:39:41,805 --> 00:39:43,818
در آينده اي که ديدم ؛
. . سعي کردم با " زاد " بجنگم

459
00:39:43,943 --> 00:39:45,957
اما تنها کاري که کردم اين بود که اونو
. به دشمن قوي تري تبديل کردم

460
00:39:45,981 --> 00:39:47,854
فقط بخاطر اينکه فايده ي کار گروهي رو
. . يادگرفتي

461
00:39:47,878 --> 00:39:49,775
به اين معني نيست که . .
. بايد دست از جنگيدن با " زاد " برداريم

462
00:39:49,799 --> 00:39:52,742
اما رفتن دنبال " زاد " ؛ فقط باعث ميشه که
. با هرچه درتوان داره ؛ براي جنگ با ما برگرده

463
00:39:52,766 --> 00:39:54,808
حالا چي ، فکر ميکني ميتوني بري جلو
و بغلش کني و باهمديگه دوست بشين ؟

464
00:39:54,832 --> 00:39:56,818
. . وقتي پدرم گفت " زاد رو نجات بده " ؛

465
00:39:56,943 --> 00:39:59,583
فکر کنم منظورش اين بود که . .
. زاد " رو " ازدستِ خودش " نجات بدم "

466
00:39:59,659 --> 00:40:02,093
حالا ، اگه بتونم باهاش دوست بشم ؛
. . و نشونش بدم زندگي اينجا چقدر ميتونه خوب باشه

467
00:40:02,117 --> 00:40:03,786
. . کار اشتباهيه . . " کلارک " ؛

468
00:40:04,194 --> 00:40:07,800
اگه " زاد " اون برج هاي خورشيدي رو به کار بندازه
. . تمام قدرتي که احتياج داره رو به دست مياره

469
00:40:07,824 --> 00:40:10,183
. اما چيزي دست ما يا تو رو نميگيره . . .

470
00:40:11,061 --> 00:40:13,890
. اونطور " زاد " دستِتو از همه جا کوتاه ميکنه

471
00:40:14,738 --> 00:40:17,485
ديدم وقتي با " زاد " مثل يه دشمن رفتار کنم
. چه اتفاقي ميفته

472
00:40:20,492 --> 00:40:22,904
ايندفعه ؛ ميخوام همه چيزو
. به روش درست انجام بدم

473
00:40:24,559 --> 00:40:27,408
اين برج ؛ به هر قيمتي که شده ؛

474
00:40:27,533 --> 00:40:29,349
! بايد ساخته بشه . . .

475
00:40:29,474 --> 00:40:31,074
. . تو

476
00:40:31,244 --> 00:40:33,246
. وارد عمارت دولتي شو . . .

477
00:40:33,371 --> 00:40:36,171
و هر قانوني که ممکنه سر راهمون براي
. ساخت برج قرار بگيره رو از بين ببر

478
00:40:36,795 --> 00:40:40,722
تو ؛ به نيروگاه برق نفوذ کن تا
. انرژي مورد نيازمونو تامين کني

479
00:40:45,299 --> 00:40:46,881
. . و تو

480
00:41:03,880 --> 00:41:06,110
. متوجه شدم که دنبالم ميگشتي

481
00:41:09,453 --> 00:41:12,031
. . برادران و خواهران کندوري

482
00:41:13,256 --> 00:41:15,101
. اون ؛ به سوي ما اومد . .

483
00:41:17,894 --> 00:41:21,516
. دربرابر " کال-ال " زانو بزنيد

484
00:41:22,400 --> 00:41:37,400
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

