﻿1
00:00:05,534 --> 00:00:07,954
وقتش نرسيده اين آزمون هاي رواني رو
به اتمام برسونيم ؟

2
00:00:08,079 --> 00:00:10,322
وقتي تصميم گرفتي
. . که سر تمريناتِت برگردي

3
00:00:10,447 --> 00:00:11,757
. فکر کردم آماده اي . . .

4
00:00:11,882 --> 00:00:13,501
. بگو چي ازم ميخواي -
. . آزمون قهرمان واقعي -

5
00:00:13,525 --> 00:00:14,727
. . آزمون قهرمان واقعي

6
00:00:14,852 --> 00:00:18,387
اينه که با احساس ازدست دادن دربيفته و
. شکستش بده ؛ نه اينکه ازش دوري کنه

7
00:00:18,933 --> 00:00:21,798
تا اينجا اومدم و نميخوام دوباره
. به گذشته فکر کنم ؛ ميتونم انجامش بدم

8
00:00:22,141 --> 00:00:24,870
ميخوام آدرس يه نفر رو از
. سيستم اطلاعات صنايع کوئين دربياري

9
00:00:25,190 --> 00:00:27,773
يه مهندسيه که 6 سال پيش اخراجش کردم ؛
. اسمش " وينزلو شاتِ"ـه

10
00:00:27,898 --> 00:00:29,534
چه اتفاقي افتاده ؟ -
. از کوره دررفت -

11
00:00:29,659 --> 00:00:31,111
. شروع کرد به اسباب بازي سرکار آوردن

12
00:00:31,236 --> 00:00:34,670
بعدش ؛ شروع کرد به
. مخفي کردن مواد منفجره داخل اسباب بازيها

13
00:00:35,244 --> 00:00:37,207
تو اردوگاه دشمن چيکار ميکني ؟

14
00:00:37,332 --> 00:00:40,352
من ؛ سهامي رو خريدم که به واسطه اش
. ميتونم " لوترکورپ " رو کنترل کنم

15
00:00:40,664 --> 00:00:41,677
! همگي بخوابين زمين

16
00:00:43,950 --> 00:00:46,225
چه حسي داره که يه بارم شده
اوضاع تحت کنترلت نباشه ؟

17
00:00:46,545 --> 00:00:48,594
. همين الان بازم کن -
. . بعداز اين که اين کوچولو -

18
00:00:48,719 --> 00:00:50,730
پنجاه و سه بار  . .
. . سِنج هاشو به همديگه بزنه

19
00:00:51,050 --> 00:00:53,490
صداي سنجِ پنجاه و سوم ؛ . .
. آخرين صداييه که تو زندگيت ميشنوي

20
00:00:55,594 --> 00:00:58,037
قطعاتي از بمبي به شکل اسباب بازي ؛
. توي لاشه ي ماشين پيدا شده

21
00:00:58,349 --> 00:01:00,652
. لِکس " ؛ حقش بود که بميره " -
. اين ؛ قتلِ عمده -

22
00:01:00,777 --> 00:01:02,101
. اين ؛ عدالته

23
00:01:02,445 --> 00:01:05,277
. اوليور " از خط قرمز عبور کرده "
. اون ؛ " لِکس لوتِر " رو کُشته

24
00:01:05,606 --> 00:01:07,212
. داري اشتباه بزرگي ميکني

25
00:01:07,337 --> 00:01:09,462
از چي اينقدر ميترسي ؟

26
00:01:09,587 --> 00:01:10,587
. از تو

27
00:01:11,437 --> 00:01:14,837
. شايد بايد دوباره همه چيو از اول شروع کنيم -
. الان ديگه واسه شروع دوباره خيلي ديره -

28
00:01:14,979 --> 00:01:16,122
. تو به کمک احتياج داري

29
00:01:16,247 --> 00:01:18,167
همه ي آدما ؛
. به ظهور دوباره ي مسيح اعتقاد ندارن

30
00:01:18,215 --> 00:01:21,027
ببينم ؛ هيچ بخشي از اون آدمي که قبلا ميشناختم
درونت وجود داره ؟

31
00:01:21,152 --> 00:01:23,360
يه نگاه تو آينه به خودم انداختم ؛
. و بايد بگم حق با تو بود

32
00:01:23,384 --> 00:01:25,511
الان خيلي وقته که
. دارم از دستِ خودم فرار ميکنم

33
00:01:25,636 --> 00:01:27,504
. اما الان ؛ ميدونم واقعا ؛ چه کسي هستم

34
00:02:05,750 --> 00:02:08,350
. يه حصار امنيتي درست کنيد
. و يکي هم منو در جريان اتفاقات قراربده

35
00:02:08,440 --> 00:02:10,426
. نميدونيم چندتا گروگان داخل ساختمان هستن

36
00:02:10,551 --> 00:02:14,271
چند تا مانع موقتي برام آماده کن ؛ آخرين چيزي
. که ميخوايم اينه که يه عده جلوي دست و پامون باشن

37
00:02:14,716 --> 00:02:16,458
! بريم
! تکون بخورين

38
00:02:44,538 --> 00:02:46,569
. خودتو زحمت نده که ماشه رو بکِشي

39
00:02:46,569 --> 00:02:56,569
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

40
00:03:47,605 --> 00:03:49,124
از دستِش دادم ؟

41
00:03:49,249 --> 00:03:50,977
اگه منظورت از " اون " ؛ من هستم ؛
. که خوب آره ؛ به سختي بشه بگي

42
00:03:51,001 --> 00:03:53,175
. تو رو نميگم که ؛ " لکه " رو ميگم

43
00:03:53,300 --> 00:03:56,023
وقتي اينجا رسيدم ؛
. اون خيلي وقت بود که رفته بود

44
00:03:56,148 --> 00:03:57,650
. همين الان داشتم سعي ميکردم باهات تماس بگيرم

45
00:03:57,674 --> 00:04:00,452
با تلفن کارتي ؟ -
. ظاهرا -

46
00:04:01,248 --> 00:04:03,355
اصلا چطوري اينقدر سريع
خودتو اينجا رسوندي ؟

47
00:04:03,659 --> 00:04:06,559
رابطم توي اداره ي پليس متروپوليس ؛
. تا چند دقيقه ي پيش اين خبري به کسي نداده بود

48
00:04:06,583 --> 00:04:09,503
خوب ؛ همگي نميتونيم مثل " لوييس لِين " ؛
. مطابق معمول دير ؛ سر صحنه برسيم

49
00:04:18,378 --> 00:04:20,683
* سلام ؛ ملوان *

50
00:04:27,057 --> 00:04:29,161
چي گفتي ؟ -
. هيچي -

51
00:04:29,539 --> 00:04:31,448
. بايد بري شنواييتو چِک کني

52
00:04:31,573 --> 00:04:32,827
* حرف نداري *

53
00:04:37,067 --> 00:04:40,580
" اسمالويل "
" فصل نهم ؛ قسمت چهارم *
" پژواک *

54
00:04:44,254 --> 00:05:14,254
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

55
00:05:33,316 --> 00:05:35,756
* اي خدا ؛ امروز چقدر خسته و داغون شدم *

56
00:05:35,881 --> 00:05:39,038
بايد برم يه قهوه بخورم ؛ نه ؛ درواقع *
. * بايد برم يه آمپول ويتامين ب-12 تزريق کنم

57
00:05:39,062 --> 00:05:40,582
* بايد پا به پاي " کلارک " ادامه بدم *

58
00:05:40,631 --> 00:05:42,409
* بايد يادت بمونه که ژنرال هميشه چي بهت ميگفت *

59
00:05:42,433 --> 00:05:44,577
تو روزاي خاصي ؛ *
. * بايد شورت هاي خاصي بپوشي

60
00:05:44,702 --> 00:05:50,100
و از بين اين همه روز ؛ * -
. * . . صاف تصميم گرفتي امروز اينو بپوشي
. " سلام ؛ " اسمالويل -

61
00:05:59,946 --> 00:06:01,354
. مثل اينکه امروز خوب سرحالي

62
00:06:01,479 --> 00:06:03,895
بهترم ميشد ؛ اگه قهرمان سياه پوشمون ؛

63
00:06:04,020 --> 00:06:06,487
يه مدت بيشتر ميموند تا . .
. يه توضيحي چيزي برام بده

64
00:06:06,612 --> 00:06:08,731
اونطوري لااقل ميفهميديم
. که اونجا چه اتفاقي افتاده

65
00:06:10,626 --> 00:06:13,703
اتفاقي که اونجا افتاده اينه که " لکه " ؛
. همه ي گروگان ها رو نجات داده ؛ پايان داستان

66
00:06:13,727 --> 00:06:16,443
هميشه بيشتر از اينا داستان براي تعريف کردن هست
. . شايعه اي که الان تو خيابونا هست اينه که

67
00:06:16,467 --> 00:06:19,044
. بمب گذار ؛ بمب رو منفجر نکرده . .
. بلکه اون يه بمب ساعتي بوده

68
00:06:19,169 --> 00:06:21,003
واسه چي به بمب ؛ يه ساعت وصل شده بوده ؟

69
00:06:22,154 --> 00:06:23,961
. نميدونم
. من که ذهن خون نيستم

70
00:06:24,086 --> 00:06:26,566
واسه چي بايد گروگان گيري کني
و بعدش هيچ خواسته اي نداشته باشي ؟

71
00:06:26,920 --> 00:06:29,337
* نه پيام صوتي ؟ *
* نه ايميل ؟ *

72
00:06:29,462 --> 00:06:32,617
دختر بزرگي باش و اين حقيقت که *
. * لکه " ؛ همچين دستِ بالا نگرفتتِتو فراموش کن

73
00:06:32,742 --> 00:06:35,351
* از رازنگهدار به دستيار و بعدشم به هيچکي *

74
00:06:38,766 --> 00:06:41,105
. کامپيوتر دوباره کار نميکنه

75
00:06:43,126 --> 00:06:45,023
. . کمکي نميکنه که اون کارآموز احمق " جِف " ؛ *

76
00:06:45,148 --> 00:06:48,073
آخرين دوناتِ با طعم افرا رو ؛ . . *
. * از جعبه ي دونات ها برداشته

77
00:06:51,460 --> 00:06:52,782
. بفرما

78
00:06:53,646 --> 00:06:55,814
امروز صبح ؛ چشام ؛ بازتر از
. معده ام هستن

79
00:06:56,491 --> 00:06:59,001
. باشه ؛ دوستِت دارم

80
00:06:59,126 --> 00:07:02,177
يه مقدار قند خونت که بالاتر بره ؛ ممکنه
. جلوتو بگيره تا يه دفعه کسي رو نزني

81
00:07:02,565 --> 00:07:04,614
. درسته
. بدش به من

82
00:07:06,939 --> 00:07:08,480
هرکسي ؛ به هردليلي که
. . اينکارو کرده

83
00:07:08,605 --> 00:07:10,929
آخه نميتونست يه جاي کم اهميت تر رو
واسه اينکار انتخاب کنه ؟

84
00:07:11,054 --> 00:07:13,694
يه کارخونه ي پارچه بافي عادي ؟ -
. . يه کارخونه ي عادي پارچه بافي -

85
00:07:13,769 --> 00:07:15,808
که ؛ يکي از دارايي هاي . .
. صنايع کوئين " به شمار ميره "

86
00:07:15,832 --> 00:07:18,356
فکر ميکني اينقدر خوب هست
که توجه " اوليور " رو جلب کنه ؟

87
00:07:18,481 --> 00:07:21,481
به شرطي کارايي داره که " اولي " اينقدر *
. * به هوش باشه که يه ذره اهميت بده

88
00:07:21,912 --> 00:07:23,232
. آره ؛ به احتمال زياد حق با توئه

89
00:07:23,353 --> 00:07:24,607
چي گفتي ؟

90
00:07:25,345 --> 00:07:26,345
چي ؟

91
00:07:27,091 --> 00:07:28,091
چي ؟

92
00:07:36,580 --> 00:07:38,691
. کلويي " ؛ ممنون که اومدي ديدنم "
. ميدونم سرت شلوغه

93
00:07:38,816 --> 00:07:40,416
همين الان دارم به چي فکر ميکنم ؟

94
00:07:41,136 --> 00:07:43,390
. نميدونم
. تا حالا ؛ فقط فکراي " لوييس " رو خوندم

95
00:07:46,006 --> 00:07:48,864
ميدونم ديوار عجايبم ؛
. . خيلي خارج از رَده شده

96
00:07:48,989 --> 00:07:50,870
. . اما به اندازه ي کافي وقت صرف کردم

97
00:07:50,995 --> 00:07:53,153
تا اتفاقات عجيب و بدون توضيح توي زندگيمو
. . به صورت آرشيو ديجيتالي دربيارم

98
00:07:53,177 --> 00:07:55,942
که اينو بدونم ؛ همين طور به اين راحتي
. همچين قدرت حسِ متقابلي رو بدست نمياري

99
00:07:55,966 --> 00:07:58,012
پس سئوال اينجاس که ؛
. . از کجا ميدونيم که

100
00:07:58,137 --> 00:08:00,492
اين مشکلي نيست که بخاطر ايجاد اختلال
توي قدرت ابَرشنواييت پيدا شده باشه ؟

101
00:08:00,516 --> 00:08:03,636
گرچه صداي " لوييس " خيلي بلنده ؛ اما حتي
. اونم نميتونه با دهنِ بسته ؛ صحبت کنه

102
00:08:04,638 --> 00:08:06,051
. به نکته ي خوبي اشاره کردي

103
00:08:06,176 --> 00:08:08,153
باشه ؛ ميگردم ببينم چي ميتونم پيدا کنم ؛

104
00:08:08,461 --> 00:08:10,805
اما جدي ميگم ؛ اگه مدت گارانتيت
. . هنوز تموم نشده

105
00:08:10,930 --> 00:08:12,923
واسه چي يه سري به پدرت پيرت نميزني ؟

106
00:08:14,314 --> 00:08:15,839
حالت خوبه ؟

107
00:08:16,638 --> 00:08:19,398
آره ؛ فقط ميخوام صداي دروني " لوييس " رو ؛

108
00:08:19,523 --> 00:08:22,057
از حالا به بعد نشنوم ؛ . .
. غير از اون ديگه مشکلي ندارم

109
00:08:23,727 --> 00:08:25,625
. در جريان ميذارمت

110
00:08:31,449 --> 00:08:34,436
* نميتونم اين جلسه رو ازدست بدم ؛ والا اخراج ميشم *

111
00:08:35,353 --> 00:08:37,043
* اين زندگي اي نيست که ميخواستم داشته باشم *

112
00:08:37,067 --> 00:08:39,440
* دوشنبه نشونشون ميدم *

113
00:08:39,565 --> 00:08:41,281
* . . بايد به حرفاي " ژانت " گوش ميکردم *

114
00:08:41,406 --> 00:08:43,926
يه بار که بهت خيانت بکنه *
. * اونوقت ديگه هميشه بهت خيانت ميکنه

115
00:08:59,486 --> 00:09:01,564
. خوندنِ فکراي مردم

116
00:09:02,456 --> 00:09:05,059
گفتي آزمايشاتم شروع شدن ؛
اينم يکي از اوناس ؟

117
00:09:05,184 --> 00:09:07,780
دانه هاي اين امتحان رو ؛
. درونِت قرار دادم

118
00:09:07,905 --> 00:09:11,206
طوري طراحي شدن که
. به وقت لزوم و احتياج خودشونو نشون ميدن

119
00:09:11,862 --> 00:09:14,313
حادثه اي بايد باعث فعال شدنش شده باشه ؛

120
00:09:14,438 --> 00:09:16,929
نوعي خطا . .
. يا قضاوت اشتباه

121
00:09:17,054 --> 00:09:18,732
. متوجه نميشم

122
00:09:19,038 --> 00:09:21,159
. من جون همه رو توي اون کارخونه نجات دادم

123
00:09:21,284 --> 00:09:23,111
فرضيات ؛ عيب به شمار ميان

124
00:09:23,236 --> 00:09:25,868
اين عيب رو ؛ از غرايز انساني
. . که اطرافت بودن يادگرفتي

125
00:09:25,993 --> 00:09:27,989
. اما اونها ؛ تحت نفوذِ خودت هستن . . .

126
00:09:28,114 --> 00:09:31,861
. تو بايد از بصيرت کريپتوني خودت استفاده کني

127
00:09:32,500 --> 00:09:34,931
. نبايد انسانها رو دستِ کم بگيري

128
00:09:35,056 --> 00:09:36,870
. همينطورم خودت

129
00:09:36,995 --> 00:09:40,346
تميز دادن بين اين که گفتار و رفتار انسانها
. . درواقع چقدر باهمديگه فرق داره

130
00:09:40,471 --> 00:09:43,304
بهت کمک ميکنه تا بتوني . .
. بهتر ازشون مواظبت کني

131
00:09:43,659 --> 00:09:46,202
. اين توانايي ؛ موقتيه

132
00:09:46,327 --> 00:09:48,059
. " بايد ياد بگيري تمرکز کني " کلارک

133
00:09:48,831 --> 00:09:50,476
. " ادراک "

134
00:09:50,601 --> 00:09:53,015
ادراک " ؛ حسيه که ميتونه "
. مرگ و زندگي رو ازهمديگه جدا کنه

135
00:09:59,864 --> 00:10:01,626
. . ميدونم اخبار روزنامه ها تاثير ترسناکي روت ميذاره

136
00:10:01,650 --> 00:10:04,226
اما چاپ نکردن اون اخبار هم . .
. فايده نداره

137
00:10:06,296 --> 00:10:08,407
گوش کن ؛ " کتي " خوش صحبت ؛
. فقط به يه جواب احتياج داريم

138
00:10:08,431 --> 00:10:10,373
تو ؛ جزو گروگان ها بودي ، درسته ؟

139
00:10:13,025 --> 00:10:14,837
. از اين يکي چيزي دستمونو نميگيره

140
00:10:15,480 --> 00:10:17,139
* نذار متوجه بشن *

141
00:10:17,548 --> 00:10:19,627
* نميتونن برم گردونن *

142
00:10:19,752 --> 00:10:21,892
* بچه ام به وجودم احتياج داره *

143
00:10:22,017 --> 00:10:24,113
. چيزي نيست
. ميتوني باهامون حرف بزني

144
00:10:24,675 --> 00:10:26,319
. ما از اداره ي مهاجرت نيستيم

145
00:10:30,163 --> 00:10:31,363
. متاسفم

146
00:10:31,488 --> 00:10:33,889
. يه مردي رو ديدم

147
00:10:41,923 --> 00:10:44,939
بذار از اول بگم ؛ ميگي مردي که
. . شماها رو گروگان گرفت

148
00:10:45,064 --> 00:10:47,112
. . کوتاه بود و چاق . .

149
00:10:47,411 --> 00:10:49,882
. اما . . بلند هم بود . .

150
00:10:51,013 --> 00:10:53,375
. خيلي بلندتر از اين دوستِ پسرت

151
00:10:54,752 --> 00:10:55,988
. . لاغر بود

152
00:10:56,295 --> 00:10:57,780
. به اندازه ي ريلِ خط آهن لاغر بود

153
00:10:58,132 --> 00:11:00,016
* خيلي هيجان انگيزه *

154
00:11:00,425 --> 00:11:02,333
* موندم بعد از اينا کي ازم سئوال - جواب ميکنه *

155
00:11:02,458 --> 00:11:05,263
* پليس فدرال ؟ *
* . شايدم پليس بين الملل *

156
00:11:05,388 --> 00:11:08,899
مشخصه که اين حادثه ؛ به احتمال زياد
. هيجان انگيزترين اتفاق زندگيتون بوده

157
00:11:09,306 --> 00:11:10,903
امکانش هست که شما ما رو
. . به اشتباه انداخته باشيد

158
00:11:10,927 --> 00:11:13,100
اما بايد بدونيد که ايجاد مزاحمت . .
. . در تحقيقات پليس

159
00:11:13,225 --> 00:11:16,665
اونم فقط بخاطر اينکه خودتون در کانون توجه
. قرار بگيريد ؛ ميتونه باعث زندان رفتنتون بشه

160
00:11:16,719 --> 00:11:18,448
مفهوم شد ؟

161
00:11:24,188 --> 00:11:25,442
. ببخشيد

162
00:11:27,070 --> 00:11:28,618
. من اصلا هيچي نديدم

163
00:11:35,042 --> 00:11:36,938
* برام مهم نيست چقدر بانمکه *

164
00:11:37,063 --> 00:11:39,148
* اميدوارم بخاطر اينکار ؛ از کارم اخراج نشم *

165
00:11:40,140 --> 00:11:42,758
. تمام روز نديدم چيزي خورده باشي

166
00:11:43,633 --> 00:11:46,353
از قبل يکي بهت بدهکار بودم ؛
. همون وقتي که قندِ خونم پايين اومده بود

167
00:11:49,934 --> 00:11:51,053
. اينو ببين

168
00:11:51,596 --> 00:11:53,861
. ممنون که ازم مراقبت کردي -
. وايسا -

169
00:11:57,605 --> 00:11:59,012
. حالا ديگه بي حسابيم

170
00:12:00,384 --> 00:12:01,892
ديگه چي پيدا کردي ؟

171
00:12:02,017 --> 00:12:05,390
آقاي " مورفي " ؛ مردِ عروسکي اسرارآميزمون ؛
. تازه از زير عمل جراحي بيرون اومده

172
00:12:05,515 --> 00:12:07,382
. هنوز بي هوشه

173
00:12:07,888 --> 00:12:09,761
. امروز به اندازه ي کافي به بن بست خوردم

174
00:12:09,886 --> 00:12:12,154
اينجا موندمون ديگه فايده اي نداره ؛ مگه نه ؟

175
00:12:12,279 --> 00:12:13,655
. کاملا حق با توئه

176
00:12:17,816 --> 00:12:19,695
چطوره ديگه واسه امشب ؛ کارو تعطيل کنيم ؟

177
00:12:20,518 --> 00:12:22,708
. خوبه
. آخه يه برنامه هايي دارم

178
00:12:22,833 --> 00:12:26,245
سريال " لايف تايم " ميبينم ؛ با يه کم " *
. * بستني يا شکلات شيري

179
00:12:26,370 --> 00:12:27,760
* شايد هردوتاشونو خوردم *

180
00:12:32,141 --> 00:12:34,861
اميدوار بودم که امشب بتونيم
. . باهمديگه بريم بيرون و يه غذايي بخوريم

181
00:12:34,920 --> 00:12:37,222
. البته بعداز اينکه به کاراي ديگمون رسيديم
. . ميدوني

182
00:12:37,347 --> 00:12:39,625
خودت گفتي که من امروز
. هيچي نخوردم

183
00:12:39,750 --> 00:12:42,985
ببينم ؛ " کلارک کِنت " ؛ داره ازم ميخواد *
. . * باهاش برم بيرون ؟

184
00:12:43,346 --> 00:12:44,788
* يعني ؛ مثل يه قرارعاشقانه ي واقعي ؟ * . .

185
00:12:44,812 --> 00:12:46,591
. البته منظورم از اون جور قرارگذاشتن ها نيست

186
00:12:47,982 --> 00:12:49,567
. . فقط يه چيزي

187
00:12:49,692 --> 00:12:51,308
! شبيه قرارگذاشتن . . .

188
00:12:51,639 --> 00:12:53,283
. . گرچه فکر خوبيه " اسمالويل " ؛

189
00:12:53,408 --> 00:12:55,540
اما ؛ اينجا " متروپوليسِ"ـه . .
. و الان هم شنبه شبه

190
00:12:55,665 --> 00:12:58,343
نميتونيم بدون داشتن رزرو قبلي
. وارد هيچ رستوراني بشيم

191
00:12:58,468 --> 00:13:00,988
بجز رستوراني که توي محلِ *
. .  * پيستِ مسابقه ي رالي کاميون هاس

192
00:13:01,025 --> 00:13:03,415
. . *  اما محاله که اون چيزي درموردش  * . . -
. . احتمالا هنوز ميتونيم بليطِ -

193
00:13:03,439 --> 00:13:05,523
مسابقه ي کاميون هاي بزرگ رو  . .
. که تو مرکز شهر برگذار ميشه رو بگيريم

194
00:13:05,547 --> 00:13:08,564
. هنوز چند ساعتي تا شروع مسابقه مونده -
! * خفِه * -

195
00:13:10,180 --> 00:13:11,627
. اونجا ميبينمت

196
00:13:11,982 --> 00:13:13,378
. . با قوانين قرارگذاشتن استاندارد

197
00:13:13,503 --> 00:13:16,662
دوتا ماشين ميبريم ؛ اول شب ميريم ؛
. آخرشم کار به جاهاي باريک نميکِشه ها

198
00:13:16,662 --> 00:13:26,662
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

199
00:14:17,619 --> 00:14:20,332
. . متصدي بار ؛ من يه چيزي ميخوام که

200
00:14:20,457 --> 00:14:23,302
! سرد ؛ بلند ؛ خيس و جذاب باشه . . .

201
00:14:23,427 --> 00:14:24,603
. . يکي

202
00:14:24,728 --> 00:14:26,631
ميشه لطفا يکي از اينا بذاري توش ؟ . .

203
00:14:28,413 --> 00:14:31,445
. مثل اينکه اسکناس هاي دلار دارم
. . پزو دارم ؛

204
00:14:33,621 --> 00:14:36,501
ببينم ، اين يوروئه ؟ . .
. اين اسکناسهاي ارغواني رو هم دارم . خيلي باحالن

205
00:14:38,025 --> 00:14:40,752
گوش کن ؛
. . اصلا همه اشو بردار

206
00:14:40,877 --> 00:14:43,085
و به حساب من يه تعطيلات کوچولو برو ؛
به نظرت چطوره ؟

207
00:14:51,886 --> 00:14:53,386
داري با زنم چيکار ميکني ؟

208
00:14:53,587 --> 00:14:57,087
. . هيچ اتفاقي نيفتاده
! چيزي نيست ؛ چيزي نيست ؛ هيچي نشده

209
00:14:58,109 --> 00:15:00,603
داري با زنم چيکار ميکني ؟

210
00:15:10,004 --> 00:15:15,504
کدوم يکي زنِتِه ؟
کوتاهِه . . .  يا اون زشته ؟

211
00:15:25,314 --> 00:15:26,504
واقعا ؟

212
00:15:43,574 --> 00:15:45,452
ميدوني " مرسي " ؛
. . اگه مصاحبه ي بيشتري ميخواستي باهام بکني

213
00:15:45,476 --> 00:15:47,032
. فقط کافي بود ازم بخواي . . .

214
00:15:54,535 --> 00:15:56,772
. ازت درخواست ميکنم

215
00:16:15,071 --> 00:16:16,583
! چي شده اينقدر تجملي خودتو درست کردي ؟

216
00:16:16,607 --> 00:16:17,949
. ميرم به مسابقه ي کاميونهاي بزرگ

217
00:16:18,074 --> 00:16:19,542
کاميونهاي بزرگ ؟

218
00:16:19,667 --> 00:16:21,587
قبلا ديدم که به مسابقه ي
. . کاميون هاي بزرگ ميري

219
00:16:21,678 --> 00:16:24,518
. و ايندفعه ؛ مثل اينکه خيلي بيشتر از يه مسابقه رفتنه
. . من که ميگم اين

220
00:16:24,591 --> 00:16:27,326
. داري براي يه قرار خيلي مهم يه جايي ميري

221
00:16:27,451 --> 00:16:29,520
بگو ببينم ، اين شاهزاده ي جذاب کي هست ؟

222
00:16:31,420 --> 00:16:36,950
هيچوقت فکر نميکردم با صداي بلند
. " اينو به زبون بيارم ؛ اما . . با " کلارک کِنت

223
00:16:39,029 --> 00:16:40,806
ميدونم ؛ درسته ؟
. عجيب ترين اتفاقيه که برام افتاده

224
00:16:40,830 --> 00:16:42,609
از بين پنج تا کار که ميشه
. . توي " کانزاس " انجام داد

225
00:16:42,633 --> 00:16:45,473
کلارک " ؛ تنها چيزي رو انتخاب کرد "
. که هفته ها بود ميخواستم انجامش بدم

226
00:16:45,669 --> 00:16:48,836
تمام امروز ؛
. هردو يه جور فکر ميکرديم

227
00:16:50,307 --> 00:16:51,550
. شک ندارم

228
00:16:51,675 --> 00:16:54,019
يه جوري مثل اين بود که
فکراتو ميخونه ؟

229
00:16:54,144 --> 00:16:55,521
. . مثل اينکه يه چيزايي رو ميشنوه

230
00:16:55,646 --> 00:16:57,889
که هرگز بلند به زبون نياورديشون ؟ . .

231
00:16:58,014 --> 00:16:59,569
. دقيقا

232
00:17:01,360 --> 00:17:02,808
. عجيب و غريب تر از اين نميشه

233
00:17:03,950 --> 00:17:05,264
. " من و " کلارک

234
00:17:05,389 --> 00:17:07,032
. نميدونم

235
00:17:07,157 --> 00:17:09,801
بدون شک ؛ توي کار خيلي باهمديگه
. . جور هستيم ؛ اما

236
00:17:09,926 --> 00:17:11,456
. . اين اواخر . .

237
00:17:12,049 --> 00:17:14,819
به نظر مياد بيشتر از دوتا همکار هستيم ؛
ميدوني ؟

238
00:17:16,009 --> 00:17:18,701
فکر کنم خيلي عادت کردم که
. . تنهايي بار زندگيمو به دوش بکِشم

239
00:17:19,269 --> 00:17:21,869
اگه ديگه مجبور نباشم که . .
تنهايي همه ي کارامو بکنم چي ، متوجهي ؟

240
00:17:21,905 --> 00:17:24,284
. کلارک " و " لوييس " بر عليهِ دنيا "

241
00:17:27,310 --> 00:17:29,460
يه جورايي توي روياهام گم شدم هان ؟

242
00:17:30,681 --> 00:17:32,213
. تا ديروقت منتظرم بيدار نمون

243
00:17:41,791 --> 00:17:44,103
* مجبورم کرد که اونکارو انجام بدم *

244
00:17:44,228 --> 00:17:46,271
* کار من نبود ؛ من بي گناهم *

245
00:17:46,396 --> 00:17:48,173
* اون بمب رو بهم وصل کرد *

246
00:17:48,298 --> 00:17:50,642
* من فقط اونجا کار ميکنم *

247
00:17:50,767 --> 00:17:52,911
* گفت اسباب بازي ؛ براش کفايت نميکنه *

248
00:17:53,036 --> 00:17:54,846
* ميخواد بازي کنه *

249
00:17:54,971 --> 00:17:57,906
گفت " کوئين " ؛ بهاي کاري که *
* باهاش کرده رو خواهد پرداخت

250
00:18:00,744 --> 00:18:02,308
. " تويمَن "

251
00:18:10,878 --> 00:18:12,855
. حالا بازي شروع ميشه

252
00:18:14,053 --> 00:18:16,855
* بمب گذار داخل عروسک ها ؛ همچنان آزاد است *

253
00:18:36,943 --> 00:18:38,723
چه فکري ميکردي " اوليور " ؟

254
00:18:41,854 --> 00:18:44,341
. ممکن بود بکُشنت -
. آره -

255
00:18:46,538 --> 00:18:48,816
بهشون فرصت ندادي دست به هيچ کاري بزنن ؛
مگه نه ؟

256
00:18:48,941 --> 00:18:51,366
و حالا . . . . . ؛
. هيچوقت نميفهميم که ميخواستن بکُشنم يا نه

257
00:18:51,777 --> 00:18:54,802
اصلا ميدونستي که
يکي از کارخونه هات منفجر شده ؟

258
00:18:56,414 --> 00:18:59,827
اصلا تو ديگه به هيچي اهميت ميدي ؟

259
00:18:59,952 --> 00:19:02,029
خواهش ميکنم بهم بگو
. . اون همه سوختِ جت رو حروم نکردي

260
00:19:02,053 --> 00:19:03,955
. که بياي اينجا و نصيحتم کني . . .

261
00:19:04,351 --> 00:19:06,148
. شرکتِت داره نابود ميشه

262
00:19:07,392 --> 00:19:09,305
. . ارزش سهامِ شرکتِت

263
00:19:09,430 --> 00:19:11,630
درحال حاضر ؛ از ارزشي که خودت
. واسه خودت قايلي هم کمتره

264
00:19:12,430 --> 00:19:14,160
. . کاهش ارزش سهام اينقدر بوده که

265
00:19:14,285 --> 00:19:16,400
سهام دارها ديگه . .
. حاضر به قبول ضرر بيشتر نيستن

266
00:19:16,767 --> 00:19:18,903
. ديگه از بهانه تراشي واسشون خسته شدم

267
00:19:19,486 --> 00:19:21,815
پس ؛ واسه چي
دست از بهانه تراشي برنميداري ؟

268
00:19:21,940 --> 00:19:23,786
. حقيقتو درموردم بهشون بگو

269
00:19:24,563 --> 00:19:26,988
بعدشم خودت ميتوني به تنها مديرعامل شرکت
. تبديل بشي که حسابي هم بهت مياد

270
00:19:27,012 --> 00:19:28,537
چيزيه که هميشه ميخواستي ؛ درسته ؟

271
00:19:33,016 --> 00:19:35,592
قبلا ديدم که
. . از راهِت منحرف شدي

272
00:19:36,010 --> 00:19:37,488
. . اما ايندفعه  . .

273
00:19:39,705 --> 00:19:41,383
. . اين ناپديد شدن . .

274
00:19:42,360 --> 00:19:44,136
. . اين عياشي ها و مشروب خوري ها . .

275
00:19:45,478 --> 00:19:47,411
. داري خودتو تنبيه ميکني . . .

276
00:19:48,775 --> 00:19:50,067
چرا ؟

277
00:20:05,203 --> 00:20:07,351
چيکار کردي ؟

278
00:20:15,191 --> 00:20:17,480
. . هر دليلي که داره

279
00:20:18,142 --> 00:20:20,125
. درک ميکنم . . .

280
00:20:21,390 --> 00:20:22,934
. خودت ميدوني

281
00:20:29,568 --> 00:20:31,144
. فقط باهام حرف بزن

282
00:20:38,931 --> 00:20:41,592
مثل اينکه کسي که احتياج به
. حرف زدن داره خودتي

283
00:20:44,189 --> 00:20:45,999
. . پس فکر کنم سئوال اصلي اينه که

284
00:20:46,124 --> 00:20:48,235
چي ازم ميخواي ؟  . . .

285
00:20:57,374 --> 00:21:00,967
ميخوام صورت خوشگلت ؛
. جلوي حمله ي سهام دارها رو بگيره

286
00:21:03,356 --> 00:21:06,058
اينو به عنوان يکي از چندين لطف
. که دربرابرشون بهم مديوني حساب کن

287
00:21:17,780 --> 00:21:19,223
همه اش همينو ميخواي ؟

288
00:21:20,356 --> 00:21:22,830
. يادگرفتم که توقع زيادي ازت نداشته باشم

289
00:21:25,296 --> 00:21:26,907
. خوشحال باش

290
00:21:27,032 --> 00:21:30,272
ميتوني به محض اينکه کارت اونجا تموم شد ؛
. بري حسابي مست کني و توي فاضلاب ها بيفتي

291
00:21:34,106 --> 00:21:35,857
. تا 20 دقيقه ي ديگه پرواز ميکنيم

292
00:21:51,422 --> 00:21:53,081
. . * خوبه که نميتونه فکراي منو بشنوه *

293
00:21:53,206 --> 00:21:55,104
. . * والا . .  * -
والا چي " کلويي " ؟ -

294
00:21:58,296 --> 00:21:59,907
. . والا مجبور ميشدم بهت بگم

295
00:22:00,032 --> 00:22:02,342
. که نميخوام قلب دخترعمومو بشکني . .

296
00:22:02,467 --> 00:22:04,026
. . چه واکنشي بايد نشون ميدادم

297
00:22:04,368 --> 00:22:06,847
وقتي فهميدم طوري
. . توي کله ي " لوييس " ميگردي

298
00:22:06,972 --> 00:22:08,650
که اينگار کليدهاتو گم کردي و . .
داري اونجا دنبالشون ميگردي ؟

299
00:22:08,674 --> 00:22:10,717
. نميتوني کسي رو گول بزني تا باهات قراربذاره

300
00:22:10,842 --> 00:22:13,320
من اونو براي انجام هيچ کاري گول نزدم ؛
. و اين قرار امشبمون هم ؛ قرار عاشقانه نيست

301
00:22:13,344 --> 00:22:16,590
وقتي داشت از آپارتمانم بيرون ميرفت نديديش ؛
. باورکن ؛ به نظرش ؛ داشت سر قرارعاشقانه ميرفت

302
00:22:16,614 --> 00:22:19,090
و تازه با نرفتن سر قرار ؛
دوباره بيشتر بهش صدمه زدي ؟

303
00:22:19,908 --> 00:22:22,051
ازش خواستم بريم بيرون ؛
. اما نه براي قرار عاشقانه

304
00:22:22,176 --> 00:22:26,336
وقتي ازش خواستم باهمديگه بريم بيرون
نميدونستم کسي که الان به جرم بمب گذاري
. دستگير شده ؛ درواقع بي گناهِه

305
00:22:27,893 --> 00:22:30,070
. تويمَن " برگشته " -
. . وينزلو شات " ؛ مسئولِ " -

306
00:22:30,195 --> 00:22:33,540
. انفجار در ساختمانِ " اوليورِ"ه . .
. بخاطر اينه که به " لوييس " نگفتم برگرده -

307
00:22:34,054 --> 00:22:36,063
آخرين چيزي که ميخواستم اين بود
. . که پاشه بياد اينجا و

308
00:22:36,087 --> 00:22:38,102
دنبالم راه بيفته و . .
. جونِش به خطر بيفته

309
00:22:38,227 --> 00:22:41,320
وينزلو " ميخواد کاري کنه که " اوليور " ؛ "
. خودشو نشون بده . اون ديوونه اس

310
00:22:41,539 --> 00:22:42,916
. . درسته ؛ قبلا از اينکه

311
00:22:43,041 --> 00:22:46,281
اوليور " ؛ اتهام قتل " لِکس " رو گردنش بندازه "
. خودش به اندازه ي کافي ديوونه بود

312
00:22:47,002 --> 00:22:48,689
. . اگه ميخواد " اوليور " رو پيدا کنه

313
00:22:48,814 --> 00:22:51,002
. امشب ؛ ميتونه بدون دردسر اينکارو انجام بده

314
00:22:51,883 --> 00:22:53,827
اوليور " در يک مراسم استقبال رسمي ؛ "

315
00:22:53,952 --> 00:22:57,003
. ميخواد براي سهام داراش سخنراني کنه

316
00:22:59,392 --> 00:23:01,267
. " خيلي خوب ؛ تو برگرد به " برج مراقبت

317
00:23:01,392 --> 00:23:03,752
اگه " وينزلو " دوباره حمله کنه ؛
. بايد سريع واکنش نشون بديم

318
00:23:16,309 --> 00:23:17,902
. " آقاي " پييرسون

319
00:23:18,409 --> 00:23:20,127
. " کرک پاتريک "

320
00:23:20,466 --> 00:23:21,622
. . * بذار ببينم *

321
00:23:21,747 --> 00:23:24,124
. . * " کِندال " ؛ " کِنير " * . .

322
00:23:24,249 --> 00:23:26,490
* " ايناهاش . . " کرک پاتريک *

323
00:23:27,886 --> 00:23:30,063
. " شب خوشي داشته باشيد آقاي " کرک پاتريک

324
00:23:30,188 --> 00:23:31,287
اسم ؟

325
00:23:32,132 --> 00:23:33,289
. " کِنير "

326
00:23:33,959 --> 00:23:36,167
براي امشب ؛ يه مهمون همراه داريد
آقاي " کِنير " ؟

327
00:23:46,938 --> 00:23:48,381
. " خودم از پسش برميام " اسمالويل

328
00:23:48,506 --> 00:23:50,150
. ديگه واسه امشب حسابي کاراتو کردي

329
00:23:50,275 --> 00:23:52,185
اينجا چيکار ميکني ؟

330
00:23:52,310 --> 00:23:55,522
* تو سايه ي اين خوش تيپ قدبلند وايسادم *

331
00:23:55,647 --> 00:23:57,676
* نه ؛ به اين راحتيا دست از اذيت کردنم برنميداره *

332
00:23:57,801 --> 00:23:59,530
* ! بزن داغونش کن *

333
00:24:00,939 --> 00:24:04,668
واقعا فکر کردي ؛ فروشگاه پارکينگ کاميونها
. . يه لباس رسمي بدرد بخور نداره

334
00:24:04,793 --> 00:24:06,959
و با اين کارت باعث ميشي توي داستانِ
. . مردِ اسرارآميزت سه قدم ازت عقب بيفتم

335
00:24:06,983 --> 00:24:08,903
فکر کردي اين چيزيه که بتونه جلومو بگيره ؟
واقعا اينطور فکر کردي ؟

336
00:24:08,927 --> 00:24:10,370
. . يا اينکه ؛ اين حقيقتو

337
00:24:10,495 --> 00:24:12,996
که " اوليور " براي مصاحبه ي مطبوعاتي
برگشته رو ازم مخفي کني ؟

338
00:24:14,287 --> 00:24:16,342
. نميتوني به اين راحتيا از شرم خلاص بشي

339
00:24:16,467 --> 00:24:18,542
. تلفنم اينترنت داره

340
00:24:19,604 --> 00:24:20,918
. ميتونم توضيح بدم

341
00:24:21,572 --> 00:24:23,349
. ميدونم پسرا چطوري فکر ميکنن

342
00:24:23,474 --> 00:24:25,167
. خواستي منو بپيچوني تا يه مقاله ي انحصاري بنويسي

343
00:24:25,191 --> 00:24:27,121
. اول دوستا ؛ بعد دختراي خوشگل -
. نه ؛ يه لحظه وايسا -

344
00:24:27,145 --> 00:24:28,354
. شب به خير

345
00:24:28,479 --> 00:24:29,890
* چطور تونستي اينقدر احمق باشي ؟ *

346
00:24:30,015 --> 00:24:31,825
رابطه ات با اون ؛ قرار نبود از تعقيبِ *
* يه داستان خبري فراتر بره

347
00:24:31,849 --> 00:24:33,317
* شايد اصلا مقدر نشده *

348
00:24:35,821 --> 00:24:38,031
بخاطر خودت هم که شده ؛
. . بهتره مشروب مفتي سِرو کنن

349
00:24:38,156 --> 00:24:40,898
چونکه فکر کنم ؛ . .
. کيفمو تو کاميون " بون داوگ " جاگذاشتم

350
00:24:51,970 --> 00:24:54,014
لوييس " ؛ توي اين يه مورد "
. به کمکت احتياج ندارم

351
00:24:54,139 --> 00:24:55,824
. خودم تنهايي از پسش برميام

352
00:24:56,674 --> 00:24:58,819
. . شايد خوشت مياد فکر کني که ميتوني

353
00:24:58,944 --> 00:25:00,784
. اما هردو ميدونيم محاله تنهايي از پسِش بربياي

354
00:25:01,847 --> 00:25:03,413
. اين ؛ خبريه که خودم پيداش کردم

355
00:25:03,795 --> 00:25:07,022
* اي خدا ؛ واسه چي اينقدر خودتو بهش آويزون ميکني ؟ *

356
00:25:07,147 --> 00:25:08,917
* تو بيشتر از اينا واردي *

357
00:25:09,561 --> 00:25:11,442
* هميشه ميذارنت و ميرن *

358
00:25:12,491 --> 00:25:14,491
ميدوني چيه ؟
. شايد تو درست بگي

359
00:25:16,294 --> 00:25:18,105
. . ميرم يه کم هوا بخورم

360
00:25:18,230 --> 00:25:20,006
. البته کاملا تنهايي . .

361
00:25:20,131 --> 00:25:22,640
. من از اينجا ميرم
. توي تهيه ي گزارش تنهايي ؛ موفق باشي

362
00:25:28,077 --> 00:25:30,281
* شايد بايد يه مشروب مهمونش کنم *

363
00:25:33,407 --> 00:25:35,222
* وضع شرکت نميتونه اينقدرها هم خراب باشه *

364
00:25:35,347 --> 00:25:37,455
* مرسر " ؛ نبايد ما رو به اينجاها ميکِشوند " *

365
00:25:37,682 --> 00:25:39,913
* اميدوارم اين لکه پاک شدني باشه *

366
00:25:40,038 --> 00:25:42,248
* همه گفتن مثل قماره ؛ اما من گوش ندادم *

367
00:25:42,373 --> 00:25:44,297
* اين سهام ؛ قرار بود خرج دانشگاهشو بده *

368
00:25:44,422 --> 00:25:46,590
* نميدونه اين لباس اجاره ائيه ؛ نميتونه متوجه بشه *

369
00:25:47,327 --> 00:25:49,803
* نميتونم پول بيشتري از دست بدم *

370
00:25:49,928 --> 00:25:51,805
* اگه برم ؛ اونم دنبالم مياد *

371
00:25:51,930 --> 00:25:54,296
* پس شيطون امشب با لباس آبي اومده *

372
00:25:54,421 --> 00:25:55,973
. . خانمها و آقايان

373
00:25:57,482 --> 00:26:00,889
. " رهبر شجاعتون ؛ " اوليور کوئين . . .

374
00:26:02,258 --> 00:26:05,546
* ببين کي تصميم گرفته ما رو به حضورش مشرف کنه *

375
00:26:07,901 --> 00:26:09,326
. متشکرم

376
00:26:09,847 --> 00:26:11,158
. از همگي متشکرم

377
00:26:11,283 --> 00:26:13,927
ميدونم امسال ؛ براي همگي
. . سال پرتلاش و سختي بوده

378
00:26:14,052 --> 00:26:16,296
. . و اميدوارم بتونم اينقدر سالم بمونم

379
00:26:16,421 --> 00:26:18,027
. . تا . .

380
00:26:18,623 --> 00:26:20,414
. حرفي که بايد گفته بشه رو بگم . . .

381
00:26:21,480 --> 00:26:24,327
معلومه هرکسي که متن اين سخنراني رو نوشته
. حس شوخ طبعي خوبي داشته

382
00:26:27,321 --> 00:26:29,131
* از هدفُن استفاده کن *

383
00:26:31,036 --> 00:26:32,658
. . ببخشيد ؛ اين

384
00:26:33,845 --> 00:26:36,616
. ببخشيد
. يه مقدار مشکلات فني پيش اومده

385
00:26:36,741 --> 00:26:38,349
. يه لحظه

386
00:26:52,657 --> 00:26:54,434
. دستِت درد نکنه ؛ بابا

387
00:26:54,559 --> 00:26:56,602
. " بله ؛ آقاي " کوئين

388
00:26:56,727 --> 00:26:59,095
. همبازي قديميت " وينزلو شات " هستم

389
00:26:59,730 --> 00:27:01,365
. مطمئنم يادته

390
00:27:01,797 --> 00:27:04,134
بالاخره ؛ تو اتهام قتلي که نکردمو
. به گردنم انداختي

391
00:27:06,861 --> 00:27:10,261
و حالا که تو بازي غايب موشکِت
. . برنده شدم و بيرونِت کِشيدم

392
00:27:10,386 --> 00:27:11,952
. . فکر کردم يه بازي اي بکنيم . .

393
00:27:12,077 --> 00:27:14,420
. . که من يه مقدار باهاش راحت تر باشم . .

394
00:27:14,545 --> 00:27:16,056
. " بازي " تويمَن ميگه

395
00:27:16,181 --> 00:27:19,525
يا هرچي نوشتمو ميخوني
. يا اينکه جونِتو از دست ميدي

396
00:27:19,650 --> 00:27:21,551
. . تويمَن " ميگه "

397
00:27:21,996 --> 00:27:24,530
سعي نکن فرار کني
. يه قدم هم ازجات تکون نخور

398
00:27:24,655 --> 00:27:25,966
. . اگه يه ماهيچه رو تکون بدي

399
00:27:26,091 --> 00:27:28,107
. همه ي آدماي توي اين اتاقو ميکُشم . . .

400
00:27:29,004 --> 00:27:32,352
تويمَن " ميگه ؛ "
. تو روي صفحه ي فشاري ايستادي

401
00:27:34,199 --> 00:27:36,042
. . تويمَن " ميگه "

402
00:27:36,167 --> 00:27:38,469
! تو روي بمب ايستادي . . .

403
00:27:50,361 --> 00:27:53,055
هرگز حتي يک روز هم ؛
. . به معناي واقعي توي زندگيم کار نکردم

404
00:27:53,575 --> 00:27:56,544
بخاطر اينکه زيادي سرم به
. . فرو کردن قاشق نقره اي

405
00:27:58,363 --> 00:28:00,748
که با گوه پر شده بوده ؛ . .
. به حلقم بوده

406
00:28:02,251 --> 00:28:05,685
وحتي وقتي يک فرصت دوباره
. . براي زندگي بهم داده شد ؛ من

407
00:28:06,288 --> 00:28:08,809
نتونستم دست از . .
. طبيعت خودخواهم بکِشم

408
00:28:08,934 --> 00:28:10,948
. " وانيسا آقاي " کوئين

409
00:28:11,073 --> 00:28:13,455
. هنوز به جاهاي خوب خوبِش نرسيديم

410
00:28:19,334 --> 00:28:21,278
. . هميشه

411
00:28:21,403 --> 00:28:23,043
. . احتياجات خودمو . .

412
00:28:23,168 --> 00:28:25,315
. به احتياجات مستخدمين علاقمندم ترجيح دادم

413
00:28:25,440 --> 00:28:28,480
درواقع ؛ تنها چيزي که درموردش خودخواهي
. . بخرج ندادم و بايکديگه توش شريک شدم

414
00:28:28,552 --> 00:28:30,478
. . سرزنشِ . .

415
00:28:34,349 --> 00:28:36,293
. عملي زشت و شنيع بود که مرتکب شدم

416
00:28:36,418 --> 00:28:38,228
. نه " کلويي " ؛ امتحان هام تموم نشدن

417
00:28:38,353 --> 00:28:40,497
. وسايل تمرينمو ازم گرفتن

418
00:28:40,622 --> 00:28:43,133
فکر کنم " جور-ال " ميخواد از چيزي که
. يادگرفتم ؛ استفاده کنم

419
00:28:43,258 --> 00:28:45,169
ميتوني ويدئوي امنيتي ساختمان رو
هَک کني ؟

420
00:28:45,294 --> 00:28:47,317
. بايد يه جايي اينطرفا باشه -
. دارم بهش ميرسم -

421
00:28:47,829 --> 00:28:49,403
. اسم من ؛ " اوليور کوئينِ"ـه

422
00:28:49,931 --> 00:28:51,542
. . و من يه بزدل

423
00:28:51,667 --> 00:28:53,801
. . يه دزد . .

424
00:28:55,606 --> 00:28:57,219
. . و يه . .

425
00:28:58,000 --> 00:29:00,330
* قاتل *
* يادت نره روي بمب ايستادي *

426
00:29:00,875 --> 00:29:02,353
. . خيلي خجالت زده اي از اينکه اعتراف کني

427
00:29:02,377 --> 00:29:05,370
که تو در واقع مسئول . .
کُشته شدن " لِکس لوتر " هستي ؟

428
00:29:05,712 --> 00:29:08,716
وقتي ميخواستي تقصيرشو گردن من بندازي
! دودِل نشدي

429
00:29:20,268 --> 00:29:22,506
. بايد همين الان مردمو از اينجا خارج کنيم

430
00:29:22,631 --> 00:29:24,641
. اوليور " روي يه مينِ زميني ايستاده "

431
00:29:24,766 --> 00:29:26,300
. فقط يه ثانيه بهم وقت بده

432
00:29:28,203 --> 00:29:30,227
. . و من "

433
00:29:32,741 --> 00:29:34,242
! اعتراف کن

434
00:29:41,799 --> 00:29:44,405
. آژير خطر فعال شده

435
00:29:44,530 --> 00:29:47,285
لطفا با نظم و آرامش
. خودتونو به نزديک ترين خروجي برسونيد

436
00:29:47,587 --> 00:29:49,213
. متشکرم

437
00:29:49,381 --> 00:29:51,577
. بدون هيچ سئوالي ؛ کارت حرف نداشت

438
00:29:55,731 --> 00:29:58,098
. آژير خطر فعال شده

439
00:29:58,432 --> 00:30:01,183
لطفا با نظم و آرامش
. خودتونو به نزديک ترين خروجي برسونيد

440
00:30:01,351 --> 00:30:02,810
. متشکرم

441
00:30:04,532 --> 00:30:06,450
چطوري بمبو خنثي کنم ؟

442
00:30:06,575 --> 00:30:10,150
نميدونم کي هستي ؛
. اما مزاحم بازيم شدي

443
00:30:10,275 --> 00:30:11,755
. . نميتونم قوانين بازي رو

444
00:30:11,880 --> 00:30:13,790
. براي کسي که بازي نميکنه عوض کنم

445
00:30:13,915 --> 00:30:15,949
. اين ؛ يه بازي نيست
! زندگي انسانِه

446
00:30:16,074 --> 00:30:18,412
. نه
. اين ؛ يه بازيه

447
00:30:19,330 --> 00:30:23,027
. و حالا ، " تويمن " قوانين بازي رو ميذاره -
. کاري که داري انجام ميدي ؛ بي فايده اس -

448
00:30:23,152 --> 00:30:25,472
اوليور " هرگز اجازه نميده "
. که اون آدما جونشونو ازدست بدن

449
00:30:30,663 --> 00:30:34,035
اما تو خودت از قبل اينو ميدونستي ، مگه نه ؟
. تو خطاي بشري رو وارد بازيت نميکني

450
00:30:34,160 --> 00:30:36,449
. بايد کنترل کسي که برنده ميشه دستِت باشه

451
00:30:36,838 --> 00:30:39,718
بخاطر همين هم هست که روي بمبي که
. توي کارخونه گذاشته بودي ، تايمر گذاشتي

452
00:30:40,309 --> 00:30:43,058
صفحه ي فشاري که " اوليور " روش ايستاده
تقلبيه ؛ مگه نه ؟

453
00:30:43,226 --> 00:30:44,840
. بمب ؛ به تايمر وصله

454
00:30:45,189 --> 00:30:47,374
. مثل اينکه خوب کاراي منو دنبال ميکني

455
00:30:47,982 --> 00:30:50,951
. هميشه حال ميده که آدم طرفدار داشته باشه

456
00:30:52,153 --> 00:30:54,455
اوليور " چقدر وقت داره ؟ "

457
00:30:55,957 --> 00:30:57,725
. نه خيلي

458
00:31:19,604 --> 00:31:22,192
ميدوني " تويمَن " ؛
. ممکنه بزرگترين طرفدارت باشم

459
00:31:22,317 --> 00:31:24,015
و ميدونم که
. . وينزلو شاتِ " واقعي "

460
00:31:24,140 --> 00:31:26,374
ميخواست که زنده بمونه و . .
. روي قبر " اوليور " برقصه

461
00:31:39,885 --> 00:31:42,313
اگه هردو ببازين ؛
. اونوقت ديگه بازي برنده اي نداره

462
00:31:57,266 --> 00:31:59,653
از کجا فهميدي که
صفحه ي فشار واقعي نبود ؟

463
00:32:06,461 --> 00:32:08,226
. نميدونستم

464
00:32:17,138 --> 00:32:19,856
. صبر کردم تا آخرين نفر از ساختمون خارج بشه

465
00:32:23,244 --> 00:32:25,913
. ميدونستم انفجار تو رو نميکُشه

466
00:32:51,127 --> 00:32:54,093
لااقل ؛ " وينزلو " يِ حقيقي
. دستگير شده

467
00:32:54,218 --> 00:32:57,550
کلويي " تونست از روي موجِ هدفُن "
. منبع فرستادن سيگنالشو شناسايي کنه

468
00:33:00,035 --> 00:33:03,155
همين الان که داريم حرف ميزنيم
. دارن اونو به آسايشگاهِ " استرايکر " منتقل ميکنن

469
00:33:07,907 --> 00:33:09,665
. " حرفتو بزن " کلارک

470
00:33:12,834 --> 00:33:15,782
. به اندازه ي کافي به همه چي توجه نکردم

471
00:33:17,499 --> 00:33:19,909
خطراي زيادي اطرافم بودن
. . که نديدمشون

472
00:33:21,577 --> 00:33:23,846
. علائم خطري بودن که متوجهشون نشدم

473
00:33:26,893 --> 00:33:29,911
و مردمي که به کمک احتياج داشتن
. اما من از کمک بهشون فروگذاري کردم

474
00:33:31,584 --> 00:33:33,856
. متوجه نشدم اوضاع چقدر خرابه

475
00:33:39,053 --> 00:33:41,647
وقتي به کمک احتياج داشتي ؛ اينجا نبودم تا
. بهت دلگرمي بدم ؛ متاسفم

476
00:33:41,671 --> 00:33:44,859
با تمام احترام ؛
. مطمئن نيستم ارزش نگرانيتو داشته باشم

477
00:33:46,173 --> 00:33:48,346
وقتي اونجا داشتم
. . متن سخنراني رو ميخوندم

478
00:33:48,471 --> 00:33:50,740
. . وقتي تصميم گرفتن متن رو بخونم

479
00:33:52,477 --> 00:33:56,076
اون سخنراني ؛ . .
. . فقط سياهه اي از همه ي گناهانم نبود ؛ اون

480
00:33:59,164 --> 00:34:00,716
. عينِ واقعيت بود . . .

481
00:34:02,141 --> 00:34:04,954
تا حالا بهت گفتم چند سالم بود که
پدر و مادرمو از دست دادم ؟

482
00:34:07,161 --> 00:34:08,161
. پنج سال

483
00:34:09,054 --> 00:34:11,727
. هرگز اونطوري که بايد اونا رو نشناختم

484
00:34:12,134 --> 00:34:15,731
هرچيزي که درمورد زندگيم وجود داره
. درواقع مالِ خودم نيست

485
00:34:17,652 --> 00:34:19,135
. مالِ پدر و مادرمِه

486
00:34:22,211 --> 00:34:24,275
. . با عرق جبين بدستش نياوردم

487
00:34:26,100 --> 00:34:27,977
. و همه اش ؛ مشتي دروغه . . .

488
00:34:30,781 --> 00:34:34,261
تو ؛ از بين همه ي مردم ميدوني که وقتي مجبور باشي
هويت واقعيتو مخفي کني ؛ چطوره ؛ درسته ؟

489
00:34:36,398 --> 00:34:37,896
. . اين همه ي حقيقتِه

490
00:34:38,021 --> 00:34:40,398
. . نام خانوادگي " کوئين " ؛

491
00:34:40,523 --> 00:34:42,658
. " گرين آرو " . .

492
00:34:44,961 --> 00:34:46,661
. اينا ؛ ماسک هايين که به صورت دارم

493
00:34:47,971 --> 00:34:50,966
و متوجه شدم زير اون ماسک ها
. هيچي نيست

494
00:34:52,919 --> 00:34:55,047
يه چيزي پشت اون ماسکها
. وجود داره

495
00:34:55,172 --> 00:34:57,239
. تو فقط از اين ميترسي که باهاش مواجه بشي

496
00:35:00,476 --> 00:35:02,603
. تو ؛ از کسي که هستي فرار نميکني

497
00:35:02,728 --> 00:35:05,225
داري از کسي فرار ميکني که فکر ميکني
. ممکنه روزي بهش تبديل بشي

498
00:35:06,826 --> 00:35:09,063
. اما مجبور نيستي تنهايي باهاش روبرو بشي

499
00:35:11,555 --> 00:35:15,315
فقط  بخاطر اينکه تو دست از " اوليور کوئين " کِشيدي
. به اين معني نيست که من هم بايد فراموشش کنم

500
00:35:19,004 --> 00:35:20,762
. متشکرم

501
00:35:26,052 --> 00:35:28,180
. مثل اينکه دارن آهنگِ مورد علاقتو ميزنن

502
00:35:30,861 --> 00:35:32,992
برو ؛ از اينجا گورتو گم کن ؛
! برو قهرمان باش

503
00:35:33,117 --> 00:35:34,217
. برو

504
00:35:46,525 --> 00:35:47,625
! نــه

505
00:35:57,133 --> 00:35:59,111
. . من

506
00:35:59,236 --> 00:36:01,528
! وکيلمو ميخوام . . .

507
00:36:02,473 --> 00:36:03,955
! سلام ؟

508
00:36:04,564 --> 00:36:05,961
! کسي اونجاس ؟

509
00:36:07,365 --> 00:36:10,487
! وکيلمو ميخوام
! ميدونم دارين صدامو ميشنوين

510
00:36:20,171 --> 00:36:22,067
. " بلند و واضح ؛ آقاي " شات

511
00:36:22,192 --> 00:36:23,893
. من تو رو ميشناسم

512
00:36:24,903 --> 00:36:27,083
. تو شريک تجاري " اوليور کوئين " هستي

513
00:36:28,154 --> 00:36:29,540
. . ببخشيد که خواستم

514
00:36:29,665 --> 00:36:31,766
. دوستِ پسرتو بکُشم . . .

515
00:36:35,260 --> 00:36:37,940
براي انتقام که اينجا نيومدي ، هان ؟

516
00:36:45,494 --> 00:36:47,430
. براي يه همچين چيزايي اومدم

517
00:36:50,240 --> 00:36:51,997
. . اوليور " رو "

518
00:36:52,122 --> 00:36:54,423
. به حال خودش بذار . . .

519
00:36:58,871 --> 00:37:01,807
خواهشا ؟ -
! کمک ! يکي به دادم برسه -

520
00:37:01,932 --> 00:37:03,393
! کمک

521
00:37:07,603 --> 00:37:09,681
. نگهبان هر لحظه برميگرده

522
00:37:09,806 --> 00:37:11,249
! تو ديوانه اي

523
00:37:11,374 --> 00:37:13,852
اون نگهبان ؛
. . به مرخصي اداري رفته

524
00:37:13,977 --> 00:37:16,278
و من و اون
. باهمديگه به توافق کوچکي رسيديم

525
00:37:18,712 --> 00:37:20,625
. . ببين ؛ تو ميخواستي فرارکني

526
00:37:20,750 --> 00:37:23,829
و اون هم با شليک کردن به زانوي تو . .
. فقط از خودش دفاع ميکرده

527
00:37:23,954 --> 00:37:26,555
. نه ؛ خواهش ميکنم

528
00:37:27,088 --> 00:37:29,224
. اينطوري ميندازنم توي زندان انفرادي

529
00:37:30,760 --> 00:37:31,838
. نه

530
00:37:32,429 --> 00:37:34,706
. . که دقيقا جاييه که بايد باشي

531
00:37:34,831 --> 00:37:37,499
. که وقت زيادي رو با اسباب بازي جديدت بگذروني

532
00:37:37,994 --> 00:37:39,895
کدوم اسباب بازي جديد ؟

533
00:38:00,872 --> 00:38:02,224
. . اين

534
00:38:04,230 --> 00:38:05,894
. قشنگه . . .

535
00:38:08,235 --> 00:38:09,648
. درسته

536
00:38:12,726 --> 00:38:15,325
. . قلبيه که با قدرت شهاب سنگها کار ميکنه

537
00:38:15,992 --> 00:38:18,374
و تو بايد بهم بگي که اين قلب . .
چطوري کار ميکنه ؟

538
00:38:58,384 --> 00:39:00,774
. ديشب کلي هيجان رو ازدست دادي

539
00:39:02,273 --> 00:39:05,412
اگه درست يادم بياد ؛
. هيجانِ من نبود که ازدستِش دادم

540
00:39:05,918 --> 00:39:07,256
بود ؟

541
00:39:07,649 --> 00:39:09,801
انتظار داشتم که امروز صبح
. . درمورد شاهکارِ

542
00:39:09,926 --> 00:39:13,262
روزنامه نگار نجات دهنده ي متروپوليس
. توي روزنامه بخونم

543
00:39:13,937 --> 00:39:16,607
نکته همين جاس ؛ فکر کنم
. اين دفعه ؛ لقمه ي بزرگتر از دهنم برداشتم

544
00:39:18,066 --> 00:39:19,427
واقعا ؟

545
00:39:20,432 --> 00:39:22,438
اين چيه ؟

546
00:39:24,296 --> 00:39:27,253
* بمبي که براي کُشتن ميليارد کارگذاشته شد بود؛ خنثي شد *
* " به قلم " لوييس لِين " و " کلارک کِنت

547
00:39:27,277 --> 00:39:29,246
. ازت ميخوام بهم کمک کني

548
00:39:32,285 --> 00:39:35,541
ديشب ؛ نتونستم مقاله رو به طور کامل تموم کنم
. و نتونستم سروقت ؛ براي چاپ برسونمش

549
00:39:43,870 --> 00:39:46,449
. فکر کنم هنوز براي تنها کار کردن آماده نيستم

550
00:39:49,241 --> 00:39:51,600
. آسمون خيلي بزرگه

551
00:40:08,884 --> 00:40:10,473
. بيا

552
00:40:12,035 --> 00:40:14,623
. مثل اينکه اسامي زيادي توي مقاله به کار بردي

553
00:40:17,287 --> 00:40:20,043
فکر کردم شايد يه چندتايي اضافات خلاقانه اي
. به متن اصلي داشته باشي

554
00:40:23,099 --> 00:40:25,853
. متاسفم که نااميدت کردم

555
00:40:31,407 --> 00:40:33,351
داري بهم پيشنهاد صلح ميدي ؟

556
00:40:33,476 --> 00:40:36,230
. چونکه بايد خيلي سختي بکِشي تا جبران کني

557
00:40:37,322 --> 00:40:40,322
. و شايد يه جفت شلوار جينِ نو هم بايد برام بخري

558
00:40:41,361 --> 00:40:44,396
آخه هر روز که پيش نمياد
. که " لوييس لِين " بذاره بپيچوننِش

559
00:40:45,197 --> 00:40:48,490
. پس خوبه که قرارعاشقانه ي واقعي نبود

560
00:40:52,495 --> 00:40:54,639
حتي نميدونم وقتي يکي اينطوري
. . همه چيو خراب ميکنه

561
00:40:54,764 --> 00:40:57,284
چطور ميتونه از اون دختر مقابلش ؛ . .
درخواست يه قرار ديگه بکنه ؟

562
00:40:59,078 --> 00:41:01,694
البته اگه مردم بعداز خرابکاريشون
. .  اينکارو ميکردن

563
00:41:03,150 --> 00:41:06,750
بهتر بود چنين درخواستي رو توي يه روزي که
. . اتفاقات خبري کمتري بيفته و خلوت باشه انجام بدن

564
00:41:07,109 --> 00:41:09,144
. البته دارم به لحاظ فرضي صحبت ميکنم

565
00:41:09,759 --> 00:41:11,923
آخه روزاي کم خبر و بي حاشيه
. خيلي کم اتفاق ميفتن

566
00:41:12,048 --> 00:41:13,148
. نه

567
00:41:16,972 --> 00:41:20,252
مطمئنم وقتي مردم ؛ فرصت دوباره اي بدست بيارن
. دفعه ي بعد ؛ همه چيو درست انجام ميدن

568
00:41:21,174 --> 00:41:23,476
. البته منم دارم فرضي صحبت ميکنم

569
00:41:28,374 --> 00:41:30,699
. منم دقيقا همين فکرو ميکردم

570
00:41:35,400 --> 00:41:50,400
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

