﻿1
00:00:20,900 --> 00:00:24,667
. کلارک " ؛ مجبور نبودي برام کادو بگيري "

2
00:00:24,700 --> 00:00:26,277
کلارک " ؛ متاسفه که "
. نتونست خودشو برسونه

3
00:00:26,301 --> 00:00:28,468
. . اون و " بارت " ؛ باهمديگه رفتن به -
. آره -

4
00:00:28,500 --> 00:00:31,001
. رفتن بحران " کيستون " رو برطرف کنن

5
00:00:31,034 --> 00:00:33,967
. ميدونم

6
00:00:34,001 --> 00:00:36,834
خوب ، يالا ؛
. باز کن ببينيم چي هديه گرفتي

7
00:00:44,334 --> 00:00:46,667
. چندين سال بود که اين کتابو نديده بودم

8
00:00:51,900 --> 00:00:55,167
تو حالت خوبه  ؟

9
00:00:55,201 --> 00:00:58,201
. آره

10
00:00:59,734 --> 00:01:03,867
. جشن تولد يه مقدار منو تو فکر ميبره

11
00:01:03,900 --> 00:01:05,934
. . چطوره از فکرش بياي بيرون

12
00:01:05,967 --> 00:01:07,077
و بياي بريم جشن بگيريم ؟ . . .

13
00:01:07,101 --> 00:01:09,334
. يالا

14
00:01:13,134 --> 00:01:15,934
ميبيني ؟
. اينو ميگن زندگي

15
00:01:15,967 --> 00:01:18,067
. اون بايد زندگي من باشه

16
00:01:18,101 --> 00:01:20,034
اولي " ؛ کِي اينطوري شد ؟ "

17
00:01:20,067 --> 00:01:23,101
يه روز ؛ داشتم به سرعت برق و باد
. . توي حرفه ي روياييم

18
00:01:23,134 --> 00:01:25,476
به عنوان يه خبرنگار نترس و بي باک . .
. . پيشرفت ميکردم و بعدش توي يه چشم بهم زدن

19
00:01:25,500 --> 00:01:28,234
و خيلي سريع . .
. . تبديل شدم به يه مشاور کم صلاحيت

20
00:01:28,267 --> 00:01:29,576
براي بچه هايي که . .
. . به شهاب سنگها آلوده شدن

21
00:01:29,600 --> 00:01:32,077
که احتمالا يه روز از خواب بلند ميشن
. . و تبديل به يه قاتل رواني ميشن

22
00:01:32,101 --> 00:01:34,401
درحاليکه " لوييس " و " کلارک " ؛
. . توي ساحل قدم ميزنن

23
00:01:34,434 --> 00:01:36,900
درحاليکه هردو . .
. کارت خبرنگاري به سينَشون وصل کردن

24
00:01:36,934 --> 00:01:39,401
و اينو گفتم که واقعا تونستم ؛

25
00:01:39,434 --> 00:01:41,110
. . به تا ابد با خوشحالي و صفا زندگي کردن برسم

26
00:01:41,134 --> 00:01:45,101
اونم براي فقط 2.3 ثانيه ؛ . .
قبل از اينکه مراسم عروسيم نابود بشه ؟

27
00:01:45,134 --> 00:01:47,533
الان ؛ به قسمتي از اوپرا رسيديم که
. . ميزني زير آواز

28
00:01:47,567 --> 00:01:49,327
و يه خنجرو . .
به قفسه ي سينه ات وارد ميکني ؟

29
00:01:50,667 --> 00:01:55,134
. درسته
. بابت اوپراي کوچکم معذرت ميخوام

30
00:01:55,167 --> 00:01:57,867
فقط دوست دارم بدونم اون دختر
چطوري اينقدر خوشحال و خوشبخته ؟

31
00:01:57,900 --> 00:02:00,500
ميدوني " کلويي " ؛
. . اگه اينقدر خوب نميشناختمت

32
00:02:00,533 --> 00:02:02,800
. ميگفتم که داري بهش حسودي ميکني . .

33
00:02:02,834 --> 00:02:04,767
. نه

34
00:02:04,800 --> 00:02:06,334
. . فقط

35
00:02:06,368 --> 00:02:09,167
با وجود اين همه اتفاقات غم انگيز
. . که اين اواخر افتادن

36
00:02:09,201 --> 00:02:11,667
فکر کنم خيلي خوبه که
. . تمام اتفاقات گذشته رو فراموش کنم

37
00:02:11,700 --> 00:02:13,767
. و برگردم سر حرفه ي روزنامه نگاريم

38
00:02:13,800 --> 00:02:16,334
!  هِي

39
00:02:17,934 --> 00:02:21,234
. يک سال به مرگ نزديکتر شدي

40
00:02:21,267 --> 00:02:23,301
. چه وحشت آور

41
00:02:23,334 --> 00:02:24,900
. کلويي " ؛ خيلي متاسفم "

42
00:02:24,934 --> 00:02:27,500
يه حادثه ي شورش کارگرها ؛
. . در مکزيکوسيتي اتفاق افتاده

43
00:02:27,533 --> 00:02:30,667
. . و " پلنت " هم منو با بليط درجه ي يک

44
00:02:30,700 --> 00:02:33,110
به اونجا افتاده که البته پروازش هم . .
. تا سي دقيقه ي ديگه اس

45
00:02:33,134 --> 00:02:36,101
. کاري انجام ندي که اگه من بودم ؛ انجامش نميدادم

46
00:02:36,134 --> 00:02:38,134
. دوستِت دارم

47
00:02:54,234 --> 00:02:55,867
. . کلويي " ؛ من بايد "

48
00:02:55,900 --> 00:02:58,334
. وظيفه صدا ميکنه -
. ايرادي نداره -

49
00:02:58,368 --> 00:03:00,867
. من . . متاسفم

50
00:03:00,900 --> 00:03:02,967
. " تولدت مبارک " کلويي

51
00:03:05,001 --> 00:03:07,401
يه مردي داره مياد که به نظر مياد
. . به کم جادو

52
00:03:07,434 --> 00:03:08,710
. در زندگي بسته اش احتياج داره . .

53
00:03:08,734 --> 00:03:09,767
ميدوني چيه ؟

54
00:03:09,800 --> 00:03:11,800
. . نميخوام اين سحر و جادو  رو

55
00:03:11,834 --> 00:03:12,910
. از دختري که امروز تولدشه ؛ بدزدم

56
00:03:12,934 --> 00:03:14,700
. . چطوره يه کار خاصي

57
00:03:14,734 --> 00:03:16,600
براي کسي که . .
واقعا لياقتشو داره انجام بدي ؟

58
00:03:16,633 --> 00:03:19,934
باشه ؟

59
00:03:24,401 --> 00:03:26,533
تولد سختي داشتي ، هان ؟

60
00:03:26,567 --> 00:03:29,934
صحنه ي انفجار توي فيلم
و اينک ؛ آخرالزمان " رو ديدي ؟ "

61
00:03:29,967 --> 00:03:32,667
منم همونطوريم ، البته با آتش بيشتر
. و کيک کمتر

62
00:03:32,700 --> 00:03:34,867
بيا مطمئن بشيم که فردا
روز بهتري برات باشه ، هان ؟

63
00:03:37,468 --> 00:03:39,867
. يه آرزو بکن

64
00:03:39,867 --> 00:03:49,867
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

65
00:04:31,201 --> 00:04:33,867
! خداي من ؛ من ؛ " لوييس " هستم

66
00:04:51,034 --> 00:04:56,067
" اسمالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت هفدهم "
" جادوگر "

67
00:04:58,001 --> 00:05:36,543
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

68
00:05:36,967 --> 00:05:39,967
همه چيز تو " مکزيک " روبراهِه ؛ " لوييس " ؟

69
00:05:40,000 --> 00:05:41,601
! همه چي عاليه

70
00:05:41,634 --> 00:05:43,943
بجز فشار حکومت و مثل برده
با کارگرها رفتارکردنشون ؛ چطور مگه ؟

71
00:05:43,967 --> 00:05:46,934
. . فقط

72
00:05:48,467 --> 00:05:51,201
مطمئني ؟
يعني هيچ اتفاق عجيبي نيفتاده ؟

73
00:05:51,234 --> 00:05:52,434
. نه

74
00:05:52,467 --> 00:05:55,800
کلويي " ؛ اونجا چه خبره ؟ "
. اينگار خودت نيستي

75
00:05:55,833 --> 00:05:59,634
نه . . من ؟

76
00:05:59,668 --> 00:06:02,767
. فقط يه مقدار صدام گرفته

77
00:06:02,800 --> 00:06:06,467
. باشه
. خوب ؛ مراقب خودت باش

78
00:06:06,501 --> 00:06:09,334
. تو هم همينطور

79
00:06:17,034 --> 00:06:21,034
مقاله ي خوبي درمورد
.  "شوراي شهر نوشته بودي " لِين

80
00:06:21,067 --> 00:06:24,800
لباس هاي خشکشويي شده و
. " قهوه ي صبح گاهيتون خانم " لِين

81
00:06:26,167 --> 00:06:28,967
. . ممنون ؛ امممم

82
00:06:29,000 --> 00:06:30,167
. " نگران نباشيد خانم " لِين

83
00:06:30,201 --> 00:06:31,867
. يکي از همين روزا ؛ اسممو به يادميارين

84
00:06:38,568 --> 00:06:41,367
. صحيح

85
00:07:20,967 --> 00:07:23,668
. " خداروشکر " کلارک

86
00:07:23,700 --> 00:07:25,010
امکانش نيست به اين سرعت
. از مکزيک اخراجت کرده باشن

87
00:07:25,034 --> 00:07:26,034
چرا الان مکزيک نيستي ؟

88
00:07:27,767 --> 00:07:30,010
ببينم ؛ توي اين روزنامه ؛ قانون خاصي
. . براي اينکه لباس آدم

89
00:07:30,034 --> 00:07:31,934
چقدر ميتونه تنگ باشه ؛ وجود نداره ؟

90
00:07:31,967 --> 00:07:35,367
جدي ؟
حتي تو ؟

91
00:07:35,401 --> 00:07:36,668
. . خوب

92
00:07:36,700 --> 00:07:37,967
. نکته اينجاس

93
00:07:38,000 --> 00:07:40,100
. هرگز به مکزيکو نرفتم

94
00:07:40,134 --> 00:07:42,234
صحيح ؛ ميتوني بقيه ي ماجرا رو
. . براي بعداز وقتي که

95
00:07:42,267 --> 00:07:43,967
قهوه و غذاتو خوردي . .
برام تعريف کني ؟

96
00:07:45,401 --> 00:07:47,967
تصور نميکنم بعداز  ديشب
. حرف بيشتري براي گفتن داشته باشي

97
00:07:48,000 --> 00:07:51,034
ديشب ؟

98
00:07:51,067 --> 00:07:52,967
آره ؛ پنج بار از فرودگاه
. . باهام تماس گرفتي

99
00:07:53,000 --> 00:07:54,076
. تازه يه بارشم از توي خودِ هواپيما بود

100
00:07:54,100 --> 00:07:56,700
. . وقت داشتي شيش تا تلفنو جواب بدي

101
00:07:56,733 --> 00:07:59,601
اما نتونستي به " کلويي " زنگ بزني
و تولدشو بهش تبريک بگي ؟

102
00:07:59,634 --> 00:08:02,534
کلويي " خودش ميدونه که بعضي وقتا "
. حسابي دستم توي مزرعه به کار بندميشه

103
00:08:02,568 --> 00:08:04,243
. . و اگه اين رفتار تابلوت ، بخاطر اينه که

104
00:08:04,267 --> 00:08:05,743
هنوزم فکر ميکني که . .
. . من طرف " جيمي " رو

105
00:08:05,767 --> 00:08:07,043
. . توي ماجرا بهم زدنشون گرفتم . .

106
00:08:07,067 --> 00:08:10,267
بخاطر اينه که به نظر من ؛ . .
. هرداستان ؛ هميشه دو روايت مختلف داره

107
00:08:11,934 --> 00:08:15,067
جدي ؟
دقيقا کدوم دوتا روايت منظورته ؟

108
00:08:15,100 --> 00:08:18,534
ببين ، ممکنه " جيمي " ؛ تو  ماجراي
. . قاتل سريالي بودن " ديويس بلوم " ؛

109
00:08:18,568 --> 00:08:21,034
يه مقدار زياد تند رفته باشه . .
. . و مبالغه کرده باشه

110
00:08:21,067 --> 00:08:22,334
. . اما سخته که زماني برسه

111
00:08:22,367 --> 00:08:24,634
که آدمي که سعي داري باهاش . .
. . زندگيتو بسازي

112
00:08:24,668 --> 00:08:27,668
. بهت باور و اطمينان نداشته باشه . .

113
00:08:27,700 --> 00:08:30,967
لوييس " ؛ حالت خوبه ؟ "

114
00:08:32,601 --> 00:08:36,067
. نه ؛ بدون شک حالم خوب نيست

115
00:08:37,434 --> 00:08:39,743
خوب ، اين بايد حالتو خوب کنه ؛
. آماده باش پليس ؛ تقاطع خيابان اصلي و پنجم

116
00:08:39,767 --> 00:08:41,601
. ژاکتِتو بردار

117
00:08:43,733 --> 00:08:47,401
اين جاي کار ؛ اون بخشي نيست که
تو بهم ميگي عجله کنم ؟

118
00:08:49,767 --> 00:08:53,100
! " موتورهاتو روشن کن " اسمالويل

119
00:09:23,201 --> 00:09:25,267
. . چرا يه حسي دارم که

120
00:09:25,301 --> 00:09:28,000
تو ؛ اوني نيستي که
ساعت 10 باهاش قراردارم ؟

121
00:09:28,034 --> 00:09:29,634
. " زاتانا "

122
00:09:31,000 --> 00:09:32,733
. درست به همديگه معرفي نشده بوديم

123
00:09:32,767 --> 00:09:35,334
. " زاتانا "
بخاطر اينکه يه شرطو باختي اين اسمو روت گذاشتن ؟

124
00:09:35,367 --> 00:09:37,568
. يه موضوع خانوادگيه

125
00:09:37,601 --> 00:09:39,067
. باشه

126
00:09:39,100 --> 00:09:41,900
پس . . " زاتانا " هستي ؟ -
. بله -

127
00:09:41,934 --> 00:09:44,577
ايرادي نداره بهم بگي که چه چيزي
باعث ميشه يه خانم جوان دوست داشتني مثل شما

128
00:09:44,601 --> 00:09:47,177
توي يه کلوپ شبانه بيفته دنبالِ . .
. . يه رئيس هيئت مديره ي گول خور

129
00:09:47,201 --> 00:09:49,401
و بعدشم فرداش . .
دوباره بياد دنبالش توي دفترش ؟

130
00:09:49,434 --> 00:09:51,167
. به کمکت احتياج دارم

131
00:09:51,201 --> 00:09:53,201
. از قيافه ات پيداس که دنبال کمک مالي نيستي

132
00:09:53,234 --> 00:09:56,301
پدرم ؛ ملکي در " شادوکرست " رو
. . برام به ارث گذاشت

133
00:09:56,334 --> 00:09:58,900
. پس ، موضوع ؛ پول نيست . .

134
00:10:01,034 --> 00:10:04,367
. " شادوکرست "

135
00:10:06,267 --> 00:10:10,733
. . جان زاتانا " ؛ استاد جادو "

136
00:10:10,767 --> 00:10:11,867
پدرت بود ؟ . . .

137
00:10:13,467 --> 00:10:15,601
. خوب ، متاسفم

138
00:10:15,634 --> 00:10:17,867
. ميدونم از دست دادن خانواده چه حسي داره

139
00:10:17,900 --> 00:10:19,534
. بله

140
00:10:19,568 --> 00:10:21,900
. من بيشتر از پدرمو ازدست دادم

141
00:10:21,934 --> 00:10:24,634
تمام ميراثشو از دست دادم ؛
. . ميراثي که در کتابي که

142
00:10:24,668 --> 00:10:27,367
درخانواده ي من ؛ . .
. از نسلي به نسلي ديگه منتقل شده ؛ مدون شده

143
00:10:27,401 --> 00:10:30,867
صفحاتي با ارزش ؛ از ميراث خانوادگيم
. توي صفحات اون کتاب وجود داره

144
00:10:30,900 --> 00:10:32,301
. . وقتي پدرم از دنيا رفت

145
00:10:32,334 --> 00:10:35,201
. آقاي " لوتر " اون کتابو از مزايده خريد

146
00:10:38,034 --> 00:10:40,501
. . خوب ، توهين نباشه " زاتانا " ؛

147
00:10:40,534 --> 00:10:41,833
. . اما تو دخترِ . .

148
00:10:41,867 --> 00:10:43,367
. بزرگترين ساحر دنيايي . . .

149
00:10:43,401 --> 00:10:45,367
. . نميتوني
. . چه ميدونم

150
00:10:45,401 --> 00:10:48,001
دماغتو تکون بدي يا اينکه اون کتابو . .
از کلاهي چيزي بيرون بياري ؟

151
00:10:49,234 --> 00:10:52,201
. تو بانمکي
. و ؛ نه

152
00:10:52,234 --> 00:10:53,867
. . پدرم قبول نکرد بيش از

153
00:10:53,900 --> 00:10:57,100
. چند ترفندِ عملي رو يادم بده . .

154
00:10:59,668 --> 00:11:01,934
. خوب ، متاسفم
. کاشکي ميتونستم کمکتون کنم

155
00:11:01,967 --> 00:11:03,501
. . صنايع کوئين " ؛ "

156
00:11:03,534 --> 00:11:05,634
ممکنه تمام سهام " لوترکورپ " رو
. . بدست آورده باشه

157
00:11:05,668 --> 00:11:06,943
. . اما متاسفانه بايد بگم وکلاي " لِکس " ؛

158
00:11:06,967 --> 00:11:09,367
محاله بهم اجازه بدن که . .
. نزديک مجموعه ي خصوصيش بشم

159
00:11:11,000 --> 00:11:14,467
. فکرشو کرده بودم که بايد يه کم بهت انگيزه بدم

160
00:11:14,501 --> 00:11:18,301
ببين ، من قدرتِ اينو دارم که
. فقط يک آرزوتو برآورده کنم

161
00:11:18,334 --> 00:11:20,733
بزرگ يا کوچک ؛ هرچيزي که
. . دراون لحظه آرزو کني

162
00:11:20,767 --> 00:11:22,234
. برآورده ميشه . . .

163
00:11:26,867 --> 00:11:29,334
. خيلي وسوسه انگيزه

164
00:11:29,367 --> 00:11:30,634
. .  اما همونطوريکه ميبيني

165
00:11:30,668 --> 00:11:32,934
. با زندگيم کاملا راحتم و مشکلي ندارم

166
00:11:32,967 --> 00:11:35,067
خوب ، بايد يکي باشه که
. . از دستِش دادي

167
00:11:35,100 --> 00:11:36,568
. . يا يه کاري که کردي . .

168
00:11:36,601 --> 00:11:38,000
. که دوست داري برعکس بشه . . .

169
00:11:40,134 --> 00:11:43,601
کتابمو بيار ؛
. و من اون آرزو رو ؛ برآورده ميکنم

170
00:11:45,534 --> 00:11:46,833
. پيشنهاد ؛ تا نيمه شب برجاس

171
00:12:03,817 --> 00:12:05,717
. امروز ؛ حتي يه بارم بهم توهين نکردي

172
00:12:06,651 --> 00:12:08,918
. و ؛ از روي خط کشي عابر پياده هم رَد شدي

173
00:12:08,951 --> 00:12:11,183
ببينم ؛ امروز " جف " ؛
قهوه اتو نياورده ؟

174
00:12:11,217 --> 00:12:15,751
. بذار اينطور بگيم که ديشب خوب خوابيدم

175
00:12:15,784 --> 00:12:19,584
جالبه که با ديدِ جديد ؛
. چقدر چيزاي بيشتري به چشم ميان

176
00:12:19,617 --> 00:12:22,517
. . چيز ديگه اي هست که بخواي بهم بگي

177
00:12:26,951 --> 00:12:29,018
اين نگاه واسه چيه ؟

178
00:12:30,884 --> 00:12:36,050
. آخه قبلا هيچوقت اينطوري نيگام نکرده بودي

179
00:12:42,484 --> 00:12:44,317
. داستان خبريمون داره صدامون ميزنه

180
00:12:57,050 --> 00:13:00,617
بلحاظ فني ؛
. هنوز يه آماده باشه

181
00:13:02,250 --> 00:13:04,784
. " خيلي خوب " لِين

182
00:13:04,817 --> 00:13:06,260
اين پول ؛ باعث ميشه قبل از
. بازي پوکرِ جمع شب ؛ بي حساب بشيم

183
00:13:06,284 --> 00:13:10,217
و ضمنا ؛ روي حقه ام
حسابي تمرين کردم ، باشه ؟

184
00:13:10,250 --> 00:13:15,083
! باشه ؛ به کار خوبت ادامه بده ؛آقا قُلدره

185
00:13:16,918 --> 00:13:17,994
. . حالا بگو ببينم ؛ داستانِ اين

186
00:13:18,018 --> 00:13:19,751
سوفوکليسيمون که اون بالاس چيه ؟ . .

187
00:13:21,284 --> 00:13:23,217
خوب ؛
. اين وضعيته که داريم

188
00:13:23,250 --> 00:13:25,250
ديوونه اي که روي
. . پله هاي خروجي اضطراري ايستاده

189
00:13:25,284 --> 00:13:29,083
صاحب مغازه ي عتيقه ي فروشي " يوري " ؛
. توي خيابون اصليه

190
00:13:29,117 --> 00:13:31,384
تمام روز داره به زبون لاتيني
. يه چيزايي رو بلغور ميکنه

191
00:13:32,984 --> 00:13:35,250
. جمعه ميبينمت

192
00:13:38,317 --> 00:13:43,117
. . زن
. . جادوي نفرين شده

193
00:13:43,150 --> 00:13:44,527
. کتابي که مرگ را به ارمغان مي آورد

194
00:13:44,551 --> 00:13:47,183
از کِي تا حالا به زبون لاتين صحبت ميکني ؟

195
00:13:47,217 --> 00:13:50,284
! " زاتانا "
! " زاتانا "

196
00:13:50,317 --> 00:13:52,651
. " زاتانا "

197
00:13:53,984 --> 00:13:57,450
شرط ميبندم همون زنِ جادوگريه
. که اين بلا روسرم آورده

198
00:13:57,484 --> 00:13:59,684
. ميدونم امشب کجا اجرا داره

199
00:13:59,717 --> 00:14:02,250
شايد بتوني با سرعتِ زيادت يه سر به اون
. . عتيقه فروشي بزني

200
00:14:02,284 --> 00:14:03,593
. تا شايد سرنخي چيزي پيدا کني . . .

201
00:14:03,617 --> 00:14:07,284
سرعتِ زياد " ؟ "
. ما که ماشينم نياورديم

202
00:14:07,317 --> 00:14:09,450
چي ؟

203
00:14:09,484 --> 00:14:12,284
. چيزي نيست
. من ؛ " کلويي " هستم

204
00:14:14,684 --> 00:14:17,217
همون " کلويي " که
توي مراسم رقص آخر سال پيچونديش ؟

205
00:14:17,250 --> 00:14:18,484
. . همون " کلويي " که بوسيدت

206
00:14:18,517 --> 00:14:21,284
بخاطر اينکه " زاد " ؛ . .
داشت دنيا رو به آخر ميرسوند ؟

207
00:14:21,317 --> 00:14:23,360
کريپتون " ؛ " جور-ال " ؛ " دِژ " ؛ "
! " کلوييِه برينياکي "

208
00:14:23,384 --> 00:14:25,951
. " کلويي " -
. زدي تو خال -

209
00:14:25,984 --> 00:14:28,551
و درست مثل اون ديوونه ي عجيب و غريبي
. . که اونجاس

210
00:14:28,584 --> 00:14:31,183
يه جادوگري توي جشن تولدم پيداش شد ؛

211
00:14:31,217 --> 00:14:32,617
! و جادوم کرد . . .

212
00:14:32,651 --> 00:14:34,360
اما اگه به جاي اين که بياي جشن تولدم
. . سرت به جواب دادنِ

213
00:14:34,384 --> 00:14:36,904
پيامهاي صوتي " لوييس " گرم نبود . .
. الان اون ماجرا رو ميدونستي

214
00:14:37,684 --> 00:14:39,684
! البته ما که ارزش وقت گذاشتن نداريم

215
00:14:45,450 --> 00:14:47,384
دقيقا نميشه گفت قايم شده ؛ درسته ؟

216
00:14:47,417 --> 00:14:49,183
يعني از خواب بلندشدي و اينطوري بودي ؟

217
00:14:49,217 --> 00:14:51,350
چطور زودتر متوجه نشدم ؟

218
00:14:51,384 --> 00:14:52,684
. بيخيالش شو

219
00:14:52,717 --> 00:14:56,217
. اين کابوسِ شکسپيريِه منه ؛ نه تو

220
00:14:56,250 --> 00:14:59,584
. گرچه به طرز ترسناکي روشن کننده بود

221
00:14:59,617 --> 00:15:01,851
گوش کن ؛
. . حرفي که درمورد " جيمي " زدم

222
00:15:01,884 --> 00:15:03,584
. تو مردِ عادلي هستي

223
00:15:03,617 --> 00:15:04,617
. ميفهمم

224
00:15:04,651 --> 00:15:06,450
. . فکر کنم عادت ندارم که

225
00:15:06,484 --> 00:15:07,684
. از اين جهت بهت نگاه کنم . .

226
00:15:07,717 --> 00:15:11,717
درضمن ؛ اون کتاب
. . داستانهاي عجيب و بدون توضيح " ؛ "

227
00:15:11,751 --> 00:15:13,551
. يادآوري خوبي بود . . .

228
00:15:13,584 --> 00:15:15,484
فکر کردم ممکنه اون کتاب
. .  به زماني برت گردونه

229
00:15:15,517 --> 00:15:16,918
. . وقتي که ؛ ميدوني ؛ چيزا . .

230
00:15:16,951 --> 00:15:18,584
عجيب و بدون توضيح " بودن ؟ "

231
00:15:18,617 --> 00:15:22,018
. به نظرمياد دلت براي اون روزا تنگ شده

232
00:15:22,050 --> 00:15:24,484
. نميدونم

233
00:15:24,517 --> 00:15:26,651
. . آخه اين اتفاق هرروز

234
00:15:26,684 --> 00:15:30,984
. توي بخش بزرگي از زندگيم ميفتاد . .

235
00:15:31,018 --> 00:15:34,617
عجيب " ؛ اين قدر عادي شده که "
. ديگه حتي نميشه بهش " عجيب " گفت

236
00:15:34,651 --> 00:15:37,918
روراست بگم ؛ از کاري که الان دارم
. توي " پلنت " انجام ميدم راضيم

237
00:15:37,951 --> 00:15:40,384
اما دروغ گفتم ، اگه بگم
. . روزهايي نبودن که

238
00:15:40,417 --> 00:15:42,260
آرزو کردم کاشکي بتونم . .
. . نجات دادن دنيا رو فراموش کنم

239
00:15:42,284 --> 00:15:43,484
. و يه خبرنگار عادي بشم . . .

240
00:15:44,951 --> 00:15:49,250
خوب ، فعلا ؛ چطوره خبرنگاري رو بيخيال بشي ؟

241
00:15:58,484 --> 00:16:00,617
. خيلي طول نميکِشه ؛ پدر

242
00:16:00,651 --> 00:16:02,651
چي ، خيلي طول نميکِشه ؟

243
00:16:05,450 --> 00:16:09,584
. ببخشيد
قبلا همديگه رو ديديم ؟

244
00:16:10,984 --> 00:16:13,217
ببينم ؛ کيک کشمشي جادوشده
چيزي رو يادت مياره ؟

245
00:16:13,250 --> 00:16:16,050
. تو دختري هستي که جشن تولدش بود

246
00:16:16,083 --> 00:16:19,551
بايد نفرين که روي " کلويي " گذاشتي رو
. باطل کني

247
00:16:19,584 --> 00:16:21,717
نفرين ؟

248
00:16:21,751 --> 00:16:24,150
فکر ميکني اين ؛ اتفاقيه که افتاده ؟

249
00:16:24,183 --> 00:16:26,517
. برعکس متوجه شدي

250
00:16:26,551 --> 00:16:27,984
. من ؛ آرزوتو برآورده کردم

251
00:16:29,484 --> 00:16:32,951
و ؛ چرا بايد بخوام به " اين " تبديل بشم ؟

252
00:16:32,984 --> 00:16:34,317
. نميدونم چي بگم

253
00:16:34,350 --> 00:16:36,760
. من طلسم هاي جادويي رو نمينويسم عزيزم
. فقط ازشون استفاده ميکنم

254
00:16:36,784 --> 00:16:40,551
حالا ؛ بهت نميگم که اين ؛
. عميق ترين آرزوي قلبيته

255
00:16:40,584 --> 00:16:43,284
. . اما در اون لحظه

256
00:16:43,317 --> 00:16:44,851
. اين ؛ چيزيه که آرزوشو داشتي . . .

257
00:16:46,851 --> 00:16:48,984
. . باشه ؛ يه لحظه صبر کن

258
00:16:49,018 --> 00:16:51,817
شايد يه کم به " لوييس " حسادت کردم بخاطر اينکه
. . زندگي رويايي منو

259
00:16:51,851 --> 00:16:53,860
با " کلارک " ؛ . .
. و روزنامه ي " ديلي پلنت " داشته

260
00:16:53,884 --> 00:16:57,018
. اما عملا نميخواستم به اون تبديل بشم

261
00:16:57,083 --> 00:16:58,851
. نه اينطور

262
00:16:58,884 --> 00:17:00,217
. خوب ، نگران نباش

263
00:17:00,250 --> 00:17:02,531
به محض اينکه ديگه نخوايش ؛
. خودش ؛ خود به خود از بين ميره

264
00:17:08,851 --> 00:17:11,484
. باشه

265
00:17:11,517 --> 00:17:13,817
. نميخوامش

266
00:17:16,584 --> 00:17:19,250
. داري همينطور اينو به خودت ميگي

267
00:17:21,317 --> 00:17:24,350
واقعا فکر ميکني اون مرد عتيقه فروش ؛

268
00:17:24,384 --> 00:17:27,350
ميخواستي دستِ آخر کارش به جايي بکِشه
که تبديل به يه آدم ديوونه بشه ؟

269
00:17:29,884 --> 00:17:32,551
. . شايد ميخواسته بهتر بتونه

270
00:17:32,584 --> 00:17:33,884
. زبونهاي مُرده رو درک کنه . .

271
00:17:33,918 --> 00:17:36,417
. من ؛ ميراث پدرمو ميخواستم

272
00:17:36,450 --> 00:17:39,050
. به همديگه کمک ميکرديم
. کاملا هم منصفانه

273
00:17:39,083 --> 00:17:40,617
. . درمورد اون ميراث

274
00:17:40,651 --> 00:17:42,951
منظور " يوري " از اينکه گفت ؛ . .

275
00:17:42,984 --> 00:17:46,217
کتابي که تو دنبالش هستي ؛ . .
مرگ رو به ارمغان مياره ؛ چيه ؟

276
00:17:46,250 --> 00:17:50,050
. بعضيا يه کم خرافاتين

277
00:17:50,083 --> 00:17:52,883
و خرافاتي بودنشون ؛ باعث ميشه که
. سوء استفاده ازشون ايرادي نداشته باشه

278
00:17:55,217 --> 00:17:57,018
ازشون سوء استفاده کنم ؟

279
00:17:57,050 --> 00:17:59,284
. من به مردم همون چيزي رو ميدم که ميخوان

280
00:18:01,018 --> 00:18:04,751
ببين ؛ هرکسي يه چيزي داره
. . که اميدواره بدستش بياره

281
00:18:04,784 --> 00:18:08,617
يه چيزي . . يه چيزي که
. اميدوارن بتونن عوضش کنن

282
00:18:10,918 --> 00:18:14,350
. حتي تو

283
00:18:14,384 --> 00:18:17,450
موندم اين آرزوي کوچک تو
چي ميتونه باشه ؟

284
00:18:21,250 --> 00:18:23,384
! " کلارک "

285
00:18:23,417 --> 00:18:24,884
. " نه ؛ " کلارک

286
00:18:30,250 --> 00:18:31,851
حالت خوبه ؟

287
00:18:31,884 --> 00:18:35,484
. آره ؛ خوبم

288
00:18:35,517 --> 00:18:37,217
واقعا ؟

289
00:18:39,650 --> 00:18:42,484
. يه چيزي بايد عوض شده باشه

290
00:18:48,683 --> 00:18:50,284
. نبايد تو رو باخودم اينجا مياوردم

291
00:18:50,317 --> 00:18:52,560
يادم رفته بود که جادو ؛ مثل بقيه ي ماها ؛
. روي تو هم اثر ميذاره

292
00:18:52,584 --> 00:18:53,917
مطمئني حالت خوبه ؟

293
00:18:53,950 --> 00:18:55,293
. " آره ؛ " لوييس
. اينقدر ازم نپرس

294
00:18:55,317 --> 00:18:57,026
و ؛ منظورت از اين که گفتي
مثل بقيه ي ماها " چيه ؟ "

295
00:18:57,050 --> 00:18:58,351
. . فقط

296
00:18:58,384 --> 00:19:00,217
. وايسا

297
00:19:01,584 --> 00:19:03,683
الان منو چي صدا کردي ؟

298
00:19:03,717 --> 00:19:05,618
! کمک

299
00:19:09,950 --> 00:19:12,151
نميخواي کاري بکني ؟

300
00:19:15,750 --> 00:19:18,251
. " کاملا حق با توئه " لوييس

301
00:19:20,017 --> 00:19:22,451
اداره ي پليس " ؟ "

302
00:19:26,217 --> 00:19:28,150
فکر کردي چقدر ساده لوح و گول بخورم " لوييس " ؟

303
00:19:28,684 --> 00:19:30,226
. من ؛ " کلويي " هستم -
. آره ؛ هميني که تو ميگي -

304
00:19:30,250 --> 00:19:32,651
اولش ؛ نميتونستم شما دوتا رو
. . درست از همديگه تشخيص بدم

305
00:19:32,684 --> 00:19:33,793
! اما " لوييس " ؛ بلندتره اس . .

306
00:19:33,817 --> 00:19:35,417
. خودت تصديق کردي که من " کلويي " هستم

307
00:19:35,450 --> 00:19:36,951
. قبل از اينکه سراغ " زاتانا " بريم

308
00:19:36,984 --> 00:19:38,651
! اون دختر ، تو رو هم طلسم کرده

309
00:19:38,684 --> 00:19:40,517
. لوييس " ؛ چيزي به اسم جادو وجود نداره "

310
00:19:40,550 --> 00:19:42,084
همه اش يه مشت درهاي مخفي و سيم و طنابه

311
00:19:42,118 --> 00:19:43,584
باشه " کلارک " ؛
. خوب بهش فکر کن

312
00:19:43,617 --> 00:19:45,283
. . درست قبل از اينکه بريم تو

313
00:19:45,317 --> 00:19:47,450
داشتي درمورد اين غرغر ميکردي که
. . چقدر آسون بود اگه

314
00:19:47,484 --> 00:19:49,018
. . ميتونستي همه چيزو فراموش کني . .

315
00:19:49,051 --> 00:19:51,259
درمورد قهرمان بازي و موجودات بيگانه و
. . همه ي چيزاي عجيب و غريب اطرافتو

316
00:19:51,283 --> 00:19:53,118
و تبديل به يه خبرنگار . .
. عادي و زميني بشي

317
00:19:53,150 --> 00:19:54,350
. يه زندگي عادي داشته باشي

318
00:19:54,384 --> 00:19:57,624
اگه يه چيزي عجيب تراز اوني به نظر بياد
. که واقعيت داشته باشه ؛ معمولا واقعيت داره

319
00:19:59,918 --> 00:20:02,284
. " قانون شماره ي 4 "

320
00:20:02,317 --> 00:20:04,784
چي ؟

321
00:20:07,717 --> 00:20:10,118
" قوانين خبرنگاري لوييس لِين "

322
00:20:10,151 --> 00:20:12,511
. بي خيال ديگه
. تو که هيچوقت اجازه نميدي اونا رو فراموش کنم

323
00:20:15,851 --> 00:20:17,218
و ؛ تو اينو قاپ کردي ؟

324
00:20:18,350 --> 00:20:22,218
ببين ، گفتي فقط يکي از
. زندگي هاي دوگانَتو ميخواي

325
00:20:22,250 --> 00:20:26,317
و چه واقعا ميخواستي يا نه ؛
. طلسم ؛ فکر کرده منظور داري و اونو ميخواي

326
00:20:26,350 --> 00:20:27,684
. . دقيقا کدوم زندگيه

327
00:20:27,717 --> 00:20:29,784
که بايد داشته باشم " لوييس " ؟ . . .

328
00:20:37,317 --> 00:20:41,784
! لوييس " ؛ چه بلايي سرت اومده ؟ "

329
00:20:41,817 --> 00:20:43,051
. يه لحظه وايسا

330
00:20:43,084 --> 00:20:45,550
. " اجازه نداريم اينجا بيايم " لوييس

331
00:20:45,584 --> 00:20:48,283
. . کلارک "؛ "

332
00:20:48,317 --> 00:20:49,684
! از گيجي بيا بيرون

333
00:20:51,151 --> 00:20:54,218
. تو يه قهرماني

334
00:20:54,250 --> 00:20:57,084
! من " گيرين آرو " هستم

335
00:20:57,118 --> 00:21:00,484
. لوييس " ؛ من خبرها رو نميسازم "
. فقط گزارششون ميکنم

336
00:21:00,517 --> 00:21:04,550
. تو خودت ؛ بزرگترين خبري هستي که وجود داره

337
00:21:04,584 --> 00:21:07,484
. تو يه ابَرانسان ؛ از يه سياره ي ديگه اي

338
00:21:07,517 --> 00:21:10,250
باشه ؛ فقط اينو
به کارگزيني نگو ، باشه ؟

339
00:21:10,283 --> 00:21:12,203
حالا ؛ يه مقاله اي هست که
. بايد سروقت تحويلش بدم

340
00:21:19,350 --> 00:21:21,650
ببينم ؛ اينجا گيرمون انداختي ؟

341
00:21:21,684 --> 00:21:23,517
. " درو باز کن " کلارک

342
00:21:24,751 --> 00:21:27,160
! لوييس " ؛ اون در قفله "
! براي بازکردنش ؛ به کليد احتياج داريم

343
00:21:27,184 --> 00:21:28,417
! " درِ لعنتيو باز کن " کلارک

344
00:21:28,450 --> 00:21:30,118
. . لوييس " ؛ اگه اينکارو نميکردي "

345
00:21:34,218 --> 00:21:36,851
حالا ؛ حرفامو باور ميکني ؟

346
00:21:36,884 --> 00:21:40,684
چيزي که بهش باور دارم اينه که
. اين در ؛ به نگهداري بيشتري احتياج داره

347
00:21:40,717 --> 00:21:42,383
. ببين چه زنگي زده

348
00:21:42,417 --> 00:21:44,417
. تعجبي نداره که اينطوري از جا دراومد

349
00:21:44,450 --> 00:21:46,283
حالا اينجا گير ميفتيم ؛

350
00:21:46,317 --> 00:21:47,317
نظرت درمورد اين چيه ؟

351
00:21:49,917 --> 00:21:53,550
. گوش بده
. واقعا با تمام وجود گوش بده

352
00:21:53,584 --> 00:21:55,917
چي ميشنوي ؟

353
00:22:23,584 --> 00:22:26,283
. فوق العاده اس

354
00:22:28,084 --> 00:22:30,484
. صداها خيلي خوب به اينجا ميرسن

355
00:22:30,517 --> 00:22:34,584
مثل اينکه يه نقطه ي انعکاس صداي فوق العاده
. اونجا وجود داره

356
00:22:36,917 --> 00:22:38,617
ببينم ؛ عقلتو از دست دادي ؟

357
00:22:38,650 --> 00:22:40,051
! ميتونست حسابي بهم صدمه بزنه

358
00:22:40,084 --> 00:22:41,584
. . نه ؛ اين

359
00:22:46,317 --> 00:22:48,283
. " نه ؛ بهت صدمه نميزنه " کلارک

360
00:22:48,317 --> 00:22:50,884
. . تو نيروي سرعت و قدرت فراوان داري

361
00:22:50,917 --> 00:22:53,184
و ديدِ حرارتي . .
! و ديدِ اشعه ي ايکس

362
00:22:53,218 --> 00:22:54,760
و يه مقاله اي هست که بايد
. " سروقت تحويلش بدم " لوييس

363
00:22:54,784 --> 00:22:56,650
حالا ؛ خواهش ميکنم ؛
. . اگه اجازه بدي

364
00:22:56,684 --> 00:22:58,827
بايد يه راهي . .
. براي خارج شدن از اين پشتبام پيدا کنم

365
00:22:58,851 --> 00:23:02,817
مگر اينکه قدرتهاي فرابشريم
. . شامل

366
00:23:02,851 --> 00:23:05,118
. قدرتِ پرواز کردن هم بشن . . .

367
00:23:08,450 --> 00:23:11,584
. فکرشو نميکردم

368
00:23:11,617 --> 00:23:14,517
. . حالا

369
00:23:43,451 --> 00:23:44,651
. ببخشيد ؛ بچه ها

370
00:23:44,684 --> 00:23:48,417
يه پاداش حسابي ؛
. واسه کيريسمستون ميفرستم

371
00:24:23,284 --> 00:24:25,950
. " ممنون " لِکس

372
00:24:35,484 --> 00:24:37,184
. آفرين

373
00:24:37,218 --> 00:24:40,383
کتابمو پيدا کردي و
. خيلي حساب شده نقشتو اجرا کردي

374
00:24:41,117 --> 00:24:44,517
. کاشکي ميتونستم بگم باعث افتخارمه

375
00:24:44,551 --> 00:24:48,017
. " خواهش ميکنم " اوليور

376
00:24:48,050 --> 00:24:49,490
. . از يه ميلياردر درخواست کمک ميکنم

377
00:24:49,517 --> 00:24:53,217
و بعدش يه پارتيزان خودسر . .
دقيقا همون کتابي که خواستمو ميدزده ؟

378
00:24:53,250 --> 00:24:55,983
. بايد حيله هاي بهتري به کار بگيري

379
00:25:01,950 --> 00:25:03,784
. درسته

380
00:25:07,017 --> 00:25:08,651
. . حالا

381
00:25:08,684 --> 00:25:12,484
کتابمو بده ؛
. و منم آرزوتو برآورده ميکنم

382
00:25:12,517 --> 00:25:14,217
. قرار ؛ قراره

383
00:25:14,250 --> 00:25:16,784
ميدوني ؛ اين يه کتابِ راهنمايِ
. . قدم به قدم عادي

384
00:25:16,818 --> 00:25:18,818
براي پيشرفت قدرت اجرا . .
. روي صحنه نيست

385
00:25:18,851 --> 00:25:21,784
چيزاي سياهي اين تو
. " نوشته شده " زاتانا

386
00:25:21,818 --> 00:25:23,284
. تو درک نميکني

387
00:25:23,317 --> 00:25:25,184
. . قسمت مضحکِ قدرتِ من اينجاس

388
00:25:25,217 --> 00:25:27,517
که ميتونم آرزوهاي زيادي رو . .
. . برآورده کنم

389
00:25:27,551 --> 00:25:30,684
. آرزوي هرکسي رو ؛ بغير از خودم . .

390
00:25:35,150 --> 00:25:36,784
. نه

391
00:25:36,818 --> 00:25:40,784
خواهش ميکن ؟
. اينکارو نکن

392
00:25:40,818 --> 00:25:44,150
تنهاي راهيکه که ميتونم
. پدرمو برگردونم

393
00:25:49,684 --> 00:25:51,517
. متاسفم

394
00:25:56,918 --> 00:25:57,918
. کار خوبي نيست

395
00:26:08,884 --> 00:26:11,117
. بهت توصيه ميکنم اينکارو نکني

396
00:26:11,150 --> 00:26:14,284
نميتوني به اين راحتي يکيو زنده کني
! و سرنوشتو عوض کني

397
00:26:14,317 --> 00:26:20,083
. متاسفم
. خيلي وقته منتظر اين لحظه بودم

398
00:26:21,584 --> 00:26:23,851
. دارم ميام ، پدر

399
00:26:39,817 --> 00:26:42,151
. " خودم باهاش حرف ميزنم " لوييس

400
00:26:48,884 --> 00:26:50,850
شما به زبان انگليسي صحبت ميکنيد ؟

401
00:26:50,884 --> 00:26:52,151
. بله

402
00:26:52,184 --> 00:26:54,217
ميشه بهم بگين
شما کي هستين ؟

403
00:26:54,251 --> 00:26:57,650
. " لوييس لِين " ؛ روزنامه ي " ديلي پلنت "

404
00:26:57,684 --> 00:26:59,184
. متاسفم

405
00:26:59,217 --> 00:27:02,318
فکر کرديم شما تحت تاثير
يه جور . . طلسم هستيد ؟

406
00:27:02,351 --> 00:27:04,017
. خوب ، اين خانم اينطور فکر ميکرد

407
00:27:05,984 --> 00:27:06,951
. ميدوني

408
00:27:06,984 --> 00:27:09,024
ميدونيم که " زاتانا "؛
. .  يه آرزوتونو برآورده کرده

409
00:27:09,051 --> 00:27:11,684
دربرابر اطلاعاتي که . .
. از يه کتاب بهش دادين

410
00:27:11,717 --> 00:27:14,027
هرگز نبايد بهش درمورد اينکه
. چطور اون کتابو پيدا کنه چيزي ميگفتم

411
00:27:14,051 --> 00:27:15,960
از اين ميترسم که غمي که وجودشو گرفته
. . اينقدر کورِش کرده باشه

412
00:27:15,984 --> 00:27:17,584
که متوجه خطري که . .
. تهديدش ميکنه نباشه

413
00:27:19,784 --> 00:27:21,550
بگيم که اين زن ؛
. . جادو بلده

414
00:27:21,583 --> 00:27:23,850
حالا ؛ . .
از چه خطري صحبت ميکنيد ؟

415
00:27:23,884 --> 00:27:25,750
بايد جلوش گرفته بشه
. . تا از اون کتاب

416
00:27:25,784 --> 00:27:27,650
. براي زنده کردن پدرش استفاده نکنه

417
00:27:27,684 --> 00:27:30,084
. اون دختر ، براي قرباني کردن آماده نيست

418
00:27:30,117 --> 00:27:31,583
چه نوع قرباني اي ؟

419
00:27:31,617 --> 00:27:33,917
. . با توجه به مقداري که من کشف رمز کردم

420
00:27:33,951 --> 00:27:35,750
. . افسون بازگرداندن زندگي . .

421
00:27:35,784 --> 00:27:38,450
لازمه اش اينه که . .
. يک زندگي ؛ دربرابرش گرفته بشه

422
00:27:38,483 --> 00:27:40,151
. . پس ؛ براي زنده کردن پدرش

423
00:27:40,184 --> 00:27:41,264
. يکي ديگه بايد بميره . . .

424
00:27:42,984 --> 00:27:44,884
. زندگي ؛ دربرابر زندگي

425
00:27:46,583 --> 00:27:50,217
. روح ؛ دربرابر روح

426
00:28:06,617 --> 00:28:10,951
چنانکه زندگي ؛ به عقب بازميگردد  ؛

427
00:28:10,984 --> 00:28:15,284
. بگذار مرگ ؛ از انتها ؛ به ابتدا بازگردد

428
00:28:15,318 --> 00:28:17,784
. آرزوي منو برآورده کن

429
00:28:17,817 --> 00:28:21,450
. جان زاتانا " رو زنده کن "

430
00:28:30,217 --> 00:28:32,184
. . به نظر ميومد اون يارو

431
00:28:32,217 --> 00:28:33,294
. حسابي حرفي که ميزدو باور داشت

432
00:28:33,318 --> 00:28:34,750
. چونکه عين واقعيته

433
00:28:34,784 --> 00:28:36,450
. . بايد " زاتانا " رو

434
00:28:36,483 --> 00:28:39,051
قبل از اينکه . .
. پدرشو زنده کنه پيدا کنيم

435
00:28:40,418 --> 00:28:42,084
. مثل اينکه خيلي ديرکرديم

436
00:28:45,817 --> 00:28:48,318
کلارک " ؛ تو ، تنها کسي هستي "
. . که ميتونه بره اون بالا

437
00:28:48,351 --> 00:28:50,084
. و همين الان همه چيزو تموم کنه . .

438
00:28:50,117 --> 00:28:52,151
. . ميدونم ميخواي چي بگي ، اما

439
00:28:52,184 --> 00:28:55,318
. " نه ؛ " کلارک
. هيچ چيز غيرممکني براي تو وجود نداره

440
00:28:55,351 --> 00:28:57,017
. هيچ استثنايي بر اين قاعده نيست

441
00:28:57,051 --> 00:29:00,418
حالا ؛ بپر اون بالا و
. جلوي اون دخترو بگير

442
00:29:03,717 --> 00:29:05,418
. ببين ، نميدنم
. . اين

443
00:29:05,450 --> 00:29:08,084
آره ، باشه ، باشه ؛ " کلارک " ؛
. . مجبور نيستي بدوني

444
00:29:08,117 --> 00:29:09,850
. . اگه به خودت باور نداري . .

445
00:29:09,884 --> 00:29:11,384
. پس ، بذار من بهت ايمان داشته باشم

446
00:29:11,418 --> 00:29:13,117
باشه ؟

447
00:29:13,151 --> 00:29:15,850
. . ميدونم که دراعماق وجودت

448
00:29:15,884 --> 00:29:18,384
. . نميخوام يه آدم عادي باشي . .

449
00:29:18,418 --> 00:29:21,483
که پشت ميز بشينه . .
. . و فجايعو گزارش کنه

450
00:29:21,517 --> 00:29:23,993
درحاليکه ميتوني بري اون بيرون و . .
. جلوي اتفاق افتادنشونو بگيري

451
00:29:24,017 --> 00:29:29,151
. حالا ، از قدرتي که احساسش ميکني استفاده کن

452
00:29:31,184 --> 00:29:35,517
. دنيا بهت احتياج داره

453
00:29:46,951 --> 00:29:47,917
. . وايسا ، اون

454
00:29:47,951 --> 00:29:50,951
غيرممکنه ؟
. فقط توي ذهنت

455
00:29:50,984 --> 00:29:53,084
. بعضي وقتا ؛ فقط به يکم ايمان احتياج داري

456
00:29:53,117 --> 00:29:57,284
. " يالا ؛ " کلارک
. تو ميتوني از پسش بربياي

457
00:29:58,817 --> 00:30:00,817
. بالا ؛ بالا ؛ بالاتر

458
00:30:15,717 --> 00:30:17,184
بابايي ؟

459
00:30:18,550 --> 00:30:20,817
. بايد اين طلسمو متوقف کني

460
00:30:20,850 --> 00:30:22,483
. تکون نخور

461
00:30:22,517 --> 00:30:24,284
. بايد پدرمو برگردونم

462
00:30:24,318 --> 00:30:25,850
به چه قيمتي ؟

463
00:30:27,351 --> 00:30:30,717
حاضري زندگي خودتو
بخاطر اون قرباني کني ؟

464
00:30:30,750 --> 00:30:32,483
. اين ؛ کاريه که اون ؛ براي من انجام ميداد

465
00:30:32,517 --> 00:30:35,817
. براش مقدر نشده بود که بميره

466
00:30:35,850 --> 00:30:40,917
. اينو بهش مديونم
. قوانينو ميدونم

467
00:30:40,951 --> 00:30:42,951
. زندگي ؛ دربرابر زندگي

468
00:30:42,984 --> 00:30:46,217
. بايد درستش کنم

469
00:30:48,084 --> 00:30:50,284
. نميترسم

470
00:30:50,318 --> 00:30:52,117
واقعا فکر ميکني
. . پدرت ميخواد که تو

471
00:30:52,151 --> 00:30:54,060
زندگي اي که اون بهت داده رو فدا کني
تا اونو دوباره به اين دنيا برگردوني ؟

472
00:30:54,084 --> 00:30:55,750
تو درباره ي ازدست دادن
. . تنها مردي که

473
00:30:55,784 --> 00:30:57,227
تو رو به کسي که هستي
! تبديل کرده ؛ چي ميدوني ؟

474
00:30:57,251 --> 00:30:59,583
. همه چي

475
00:30:59,617 --> 00:31:01,617
. . روزي که پدرمو ازدست دادم

476
00:31:01,650 --> 00:31:04,384
فکر ميکردم دنيام ديگه هرگز . .
. به وضع سابق برنميگرده

477
00:31:06,017 --> 00:31:10,151
فکر ميکردم يه چيزي
. براي هميشه ازوجودم کنده شده

478
00:31:10,184 --> 00:31:12,483
. اما بايد فراموشش ميکردم

479
00:31:22,284 --> 00:31:23,418
. نه

480
00:31:23,450 --> 00:31:25,650
. نه ؛ من بايد جونمو ازدست ميدادم

481
00:31:25,684 --> 00:31:27,550
. اين ؛ چيزي نيست که ما انتخابش کنيم

482
00:31:27,583 --> 00:31:30,217
اما ميتونيم اينو انتخاب کنيم
. . که چطور

483
00:31:30,251 --> 00:31:32,651
زندگي اي که بهمون هديه داده شده رو
. ادامه بديم و زندگيش کنيم

484
00:31:33,251 --> 00:31:37,550
من بالاخره به مردي تبديل شدم
. که پدرم آرزوشو داشت

485
00:31:37,583 --> 00:31:40,251
پدرت ؛ ميخواست تو به چي تبديل بشي ؟

486
00:31:49,583 --> 00:31:51,583
. متاسفم

487
00:32:02,151 --> 00:32:04,984
. درو ببند

488
00:32:04,984 --> 00:32:14,984
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

489
00:32:46,534 --> 00:32:50,433
. پيشکِشي صلح ؛ براي نيومدن به مهمونيت

490
00:32:50,467 --> 00:32:53,333
. تلفاتِ قهرمان بودن

491
00:32:53,367 --> 00:32:55,801
هرکسي نميتونه
. . قرباني سحر " زاتانا " بشه

492
00:32:55,834 --> 00:32:57,433
. و بازم روز رو نجات بده . .

493
00:32:57,467 --> 00:32:59,767
. بدون تو ؛ از پسش برنميومدم

494
00:32:59,801 --> 00:33:02,500
متشکرم که هويت واقعيمو يادم آوردي

495
00:33:02,534 --> 00:33:05,276
آره ، فکر کنم راه اندازي دوباره ي
. . سيستم کامپيوتري ابَرقهرمانانه ي تو

496
00:33:05,300 --> 00:33:07,400
. باعث شد که " کلويي " هم دوباره به خودش بياد

497
00:33:08,767 --> 00:33:10,433
. . مثل اينکه پشتيباني از قهرمان

498
00:33:10,467 --> 00:33:12,600
. ديگه فقط کار روزانه ام نيست . . .

499
00:33:12,634 --> 00:33:14,433
. . و براي اون

500
00:33:14,467 --> 00:33:16,801
. شيريني ميخوريم . . .

501
00:33:16,834 --> 00:33:19,001
همه چيو يادته ؟

502
00:33:19,034 --> 00:33:20,600
. . اگه منظورت

503
00:33:20,634 --> 00:33:22,001
. . اينه که حرفاتو باورنکردم . .

504
00:33:24,734 --> 00:33:28,134
اون وضعيت يه حسي بهم داده بود که اينگار . .
. يه بار سنگين از روي شونه هام برداشته شده

505
00:33:28,801 --> 00:33:31,067
به دوش کِشيدن دوباره اش
. بايد سخت باشه

506
00:33:31,101 --> 00:33:32,300
. . بخوام باهات روراست باشم

507
00:33:32,333 --> 00:33:35,034
زندگي بدون مسئوليت ؛ . .
. يه طورايي پوچِه

508
00:33:35,067 --> 00:33:37,201
منظورم اينه که ؛
. " اين ؛ هويت اصليمه " کلويي

509
00:33:37,234 --> 00:33:39,067
هر روز صبح ؛
. با هدف خاصي ازخواب بلند ميشم

510
00:33:40,634 --> 00:33:42,134
. . درسته ؛ تو تنها کسي نيستي

511
00:33:42,168 --> 00:33:44,433
. که دنيا رو با عينک رنگي ميبيني

512
00:33:46,500 --> 00:33:50,667
چرا اينقدر طولِش دادي
تا بهم بگي اوضاع از چه قراره ؟

513
00:33:52,901 --> 00:33:54,901
. " خوب ، بيا با حقيقت روبرو بشيم " کلارک

514
00:33:54,934 --> 00:33:58,467
. زندگي من اين اواخر يه مقدار ناخوشايند شده

515
00:33:58,500 --> 00:34:01,034
بخاطر " جيمي " و
. همه ي اتفاقاي ديگه

516
00:34:02,101 --> 00:34:04,534
و نميتونم انکار کنم که
. . يه ميل قوي اي

517
00:34:04,567 --> 00:34:07,034
به ماجراجويي هاي دونفره ي . .
. آخر هفته ها دارم

518
00:34:07,067 --> 00:34:09,101
. خوب ، چيز زيادي رو ازدست ندادي

519
00:34:09,134 --> 00:34:12,534
اين اواخر ؛ اوضاع بينمون
. خيلي آروم و ملايم نبوده

520
00:34:12,567 --> 00:34:14,433
. . ببين ، ميدونم که نميخواي

521
00:34:14,467 --> 00:34:17,101
يه قوطي کِرمِ کريپتوني رو با گفتن رازِت
. به اون باز کني

522
00:34:17,134 --> 00:34:19,234
. . اما ؛ بخواي يا نخواي

523
00:34:19,268 --> 00:34:23,001
. الان ديگه " لوييس لِين " بخشي از زندگيته

524
00:34:23,034 --> 00:34:26,700
و با توجه به نگاههاي مهرباني که
. . بهش ميکني

525
00:34:26,734 --> 00:34:30,400
حدس ميزنم که خودتم . .
. چندان نسبت به اون ؛ بي ميل نيستي

526
00:34:33,134 --> 00:34:35,767
کلارک " ؛ . . فقط بخاطر اينکه "
. . يه بار سوختي

527
00:34:35,801 --> 00:34:39,034
به اين معني نيست که . .
. نميتونه يه فرصت دوباره به عشق بدي

528
00:34:39,067 --> 00:34:43,634
هنوز داري درمورد من حرف ميزني ؟

529
00:34:43,667 --> 00:34:46,201
يا داري درمورد خودت و " جيمي " حرف ميزني ؟

530
00:34:49,433 --> 00:34:52,234
. حرفِت روم اثر گذاشت

531
00:34:52,268 --> 00:34:53,901
. باشه

532
00:34:53,934 --> 00:34:56,901
. دارم درمورد عدم تعلقمون به گذشته حرف ميزنم

533
00:34:56,934 --> 00:35:00,201
. . نميتوني به کسي که ميخواي باشي تبديل بشي

534
00:35:00,234 --> 00:35:01,767
. . اگه هميشه نگاهت به گذشته باشه . .

535
00:35:01,801 --> 00:35:04,600
. و اينکه گذشته ؛ ميتونست چطور باشه . .

536
00:35:07,367 --> 00:35:10,201
. به سلامتيش

537
00:35:21,734 --> 00:35:24,600
اين ديگه چيه ؟
اومدي دوباره درب و داغونم کني ؟

538
00:35:24,634 --> 00:35:26,834
. دفعه ي اول که حسابي حال کردم

539
00:35:26,867 --> 00:35:29,234
. اومدم معذرت خواهي کنم
. . من فقط

540
00:35:29,268 --> 00:35:31,034
با فولاد بسته شده بودي " ؛ درسته ؟ "

541
00:35:31,067 --> 00:35:32,867
همون چيزيه که برعکس موقع جادو
. . بهم گفتي

542
00:35:32,901 --> 00:35:33,901
بسته شده با فولاد " ؟ "

543
00:35:33,934 --> 00:35:35,610
يه عالمه وقت داشتم
. . که حسابي بهش فکر کنم

544
00:35:35,634 --> 00:35:37,101
. . وقتي که تو اونجا ترکم کردي

545
00:35:37,134 --> 00:35:40,134
بسته شده تا اينکه يا بميرم . .
. يا اينکه هويتم براي همه معلوم بشه

546
00:35:40,168 --> 00:35:44,067
هرگز نميتونم جبران کاري که با تو
. . يا دوستات کردمو بکنم

547
00:35:44,101 --> 00:35:45,801
. . اما ميخوام سعي کنم تا مطمئن بشم

548
00:35:45,834 --> 00:35:47,934
. که همچين اتفاقي ديگه تکرار نميشه

549
00:35:47,967 --> 00:35:50,834
. يه فکري براي اين کار دارم
. ديگه انجامش نده

550
00:35:52,400 --> 00:35:55,234
. وايسا
. يه لحظه

551
00:35:57,500 --> 00:36:00,168
. . اين

552
00:36:01,500 --> 00:36:02,934
. . ميدونم چقدر

553
00:36:02,967 --> 00:36:06,767
قرباني هايي که بايد بکني . .
. . سختن

554
00:36:06,801 --> 00:36:08,734
بخصوص با توجه به اينکه . .
. . تو چقدر اصرارداشتي

555
00:36:08,767 --> 00:36:10,067
. تا به چيزي که ميخواستي برسي

556
00:36:10,101 --> 00:36:13,268
خوب ، بهرحال ؛ دستِ آخر ؛
. . انتخاب سختي رو انجام دادي

557
00:36:13,300 --> 00:36:15,433
. . و . .

558
00:36:15,467 --> 00:36:18,101
. به انتخابت احترام ميذارم . .

559
00:36:20,801 --> 00:36:23,667
فقط اينو بدون که
. . آدماي خيلي خطرناکتري

560
00:36:23,700 --> 00:36:25,734
. . نسبت به من توي دنيان . .

561
00:36:25,767 --> 00:36:27,734
. . آدمايي که حسابي روي . .

562
00:36:27,767 --> 00:36:30,134
جادو و کنترل کردن جادوشون کنترل دارن

563
00:36:30,168 --> 00:36:32,500
. . پس

564
00:36:32,534 --> 00:36:37,600
اگه دوباره يه روزي به تورِ
. . يه آدم موذي اي مثل من خوردي

565
00:36:37,634 --> 00:36:39,134
. خبرم کن

566
00:36:39,168 --> 00:36:44,034
و هرجايي که باشم ؛
. ايندفعه ؛ درکنارت خواهم بود

567
00:36:44,067 --> 00:36:47,134
پس فکر کنم معنيش اينه که
. به نمايش هات ادامه ميدي

568
00:36:47,168 --> 00:36:49,700
. . ميخوام يه مدت کناره گيري کنم

569
00:36:49,734 --> 00:36:52,134
. تا يه مقدار مطالعه کنم . .

570
00:36:52,168 --> 00:36:55,567
. . اگه بخوام يه روزي پدرم بهم افتخار کنه

571
00:36:55,600 --> 00:36:58,500
. چيزاي زيادي هست که بايد يادشون بگيرم

572
00:37:03,168 --> 00:37:05,967
. . پس

573
00:37:06,001 --> 00:37:07,901
. . حالا اين کارت ، دقيقا چي هست

574
00:37:07,934 --> 00:37:09,934
يه جور طلسم براي احضار کردنته ؟

575
00:37:09,967 --> 00:37:12,367
همينطور نگهش دارم و
. . چندبار اسمتو بگم

576
00:37:12,400 --> 00:37:15,001
و بعدش ؛ پووووف ؛
يه دفعه اي ظاهر ميشي ؟

577
00:37:15,034 --> 00:37:18,034
. شماره ي تلفنمِه

578
00:37:21,700 --> 00:37:22,967
. البته که هست

579
00:37:52,134 --> 00:37:55,168
داري به چيزي فکر ميکني " لوييس " ؟

580
00:37:55,201 --> 00:37:58,201
. . چقدر طول کِشيد که متوجه بشي

581
00:37:58,234 --> 00:38:00,867
که من ؛ همون شخصيت جذاب
و مسحورکننده ي هميشگيمو ندارم ؟

582
00:38:00,901 --> 00:38:02,300
. . خوب ؛ بايد اعتراف کنم

583
00:38:02,333 --> 00:38:04,667
. بايد زودتر متوجهش ميشدم

584
00:38:04,700 --> 00:38:06,734
. مثل هميشه رئيس بازي درنمياوردي

585
00:38:08,433 --> 00:38:11,467
. و ؛ " کلويي " ؛ گذاشت من پشت فرمون بشينم

586
00:38:11,500 --> 00:38:13,168
. . خوب

587
00:38:13,201 --> 00:38:15,067
. . منابع کوچولوي بلُند بهم گفتن

588
00:38:15,101 --> 00:38:17,567
که خوب ؛ قوانين روزنامه نگاري منو
. اجرا ميکردي

589
00:38:22,634 --> 00:38:24,567
. بذار ببينمش

590
00:38:24,600 --> 00:38:28,067
لوييس " ؛ نميدونم داري "
. درمورد چي صحبت ميکني

591
00:38:30,234 --> 00:38:33,734
اصلا توي مخفي کردن احساساتِت
. " مهارت نداري " اسمالويل

592
00:38:38,034 --> 00:38:39,101
. بدش به من ؛ رد کن بياد

593
00:38:54,234 --> 00:38:56,700
کي فکرشو ميکرد که تو
اينقدر احساساتي باشي ؟

594
00:38:58,767 --> 00:39:01,067
. . فکر کنم بايد آويزونش کنيم

595
00:39:01,101 --> 00:39:03,433
. تا همه بتونن ببيننِش . . .

596
00:39:03,467 --> 00:39:06,967
اين يه يادگاري ؛
. از اولين روزِ کاريمِه

597
00:39:09,101 --> 00:39:12,767
و يه يادآوري کننده ي ثابت
. براي اينکه فقط يک " لوييس لِين " وجود داره

598
00:39:14,967 --> 00:39:17,134
. بهتره باورش کني

599
00:39:21,034 --> 00:39:23,433
شبِ مهميه ؟

600
00:39:23,467 --> 00:39:25,476
آره ؛ يه يارويي که توي قسمت درجه ي يک هوايپما
کنارم نشسته بود ازم خواست باهاش بيرون برم ؛

601
00:39:25,500 --> 00:39:28,367
و منم گفتم ؛ واسه چي باهاش نرم ؛ . .
درسته ؟

602
00:39:28,400 --> 00:39:30,433
. آره

603
00:39:32,001 --> 00:39:34,967
تو چي ؟
برنامه ي مهمي واسه امشب داري ؟

604
00:39:35,001 --> 00:39:36,400
. . همينجا ميمونم

605
00:39:36,433 --> 00:39:37,877
ميوني ؛ . .
. چندتا کار نيمه کاره رو ميخوام تموم کنم

606
00:39:37,901 --> 00:39:40,134
ميخواي اگه اتفاق جديدي افتاد خبرت کنم ؛

607
00:39:40,168 --> 00:39:41,309
تا اگه وقتِت خالي بود و کاري نداشتي
بياي باهمديگه بريم سراغش ؟

608
00:39:41,333 --> 00:39:43,567
منظورت اينه که ميخواي دوباره
سر قرار منو بپيچوني ؟

609
00:39:43,600 --> 00:39:47,534
. لوييس " ؛ اون . . اشتباه  بود " -
. موافقم -

610
00:39:47,567 --> 00:39:49,433
. . چطوره اين عشق و علاقه ي

611
00:39:49,467 --> 00:39:50,667
. . سرِ کار ؛ باهمديگه رو . .

612
00:39:50,700 --> 00:39:52,634
تصحيح کنيم ؛ هان ؟ . . .

613
00:39:52,667 --> 00:39:55,467
. برگرديم به اصول اوليه
. فقط رابطه ي کاري داشته باشيم

614
00:39:57,268 --> 00:39:59,934
. آره ؛ قانون خوبيه

615
00:40:02,134 --> 00:40:05,134
. بايد اون قانون رو هم به ليستِت اضافه کني

616
00:40:21,201 --> 00:40:22,834
آماده اي ؟

617
00:40:22,867 --> 00:40:24,700
. به اندازه ي خودت

618
00:40:24,734 --> 00:40:26,034
. آره

619
00:40:28,734 --> 00:40:31,276
اين کار ، به اين معنيه که زندگي قبليت ؛
. به عنوان خبرنگار رو پشت سرگذاشتي

620
00:40:31,300 --> 00:40:33,300
مطمئني ميخواي براي هميشه
با خبرنگاري خداحافظي کني ؟

621
00:40:34,634 --> 00:40:35,767
. . ميدوني ، ديروز

622
00:40:35,801 --> 00:40:37,600
. . نميتونستم به اون سئوال جواب بدم

623
00:40:37,634 --> 00:40:39,643
اما بعداز اينکه يه روز رو . .
. . توي دفتر " ديلي پلنت " گذروندم

624
00:40:39,667 --> 00:40:41,867
. . متوجه شدم . .

625
00:40:41,901 --> 00:40:43,801
. که اون زندگي ؛ متعلق به يه نفر ديگه اس

626
00:40:46,234 --> 00:40:47,333
. جالبه

627
00:40:47,367 --> 00:40:49,234
. . مثل اينکه همه بعداز اينکه

628
00:40:49,268 --> 00:40:51,834
زاتانا "طلسمشون کرده " . .
. با وضوح بيشتري فکر ميکنن

629
00:40:51,867 --> 00:40:52,943
. . تقريبا منو وادار به اين آرزو کرد

630
00:40:52,967 --> 00:40:55,567
که کاشکي من هم . .
. از " زاتانا " ميخواستم يه مقدار برام جادو کنه

631
00:40:56,467 --> 00:40:59,600
. از دردِسر تااونجا رفتن نجاتت ميدم

632
00:40:59,634 --> 00:41:01,667
. تو همين الانشم ؛ ميدوني که چي ميخواي

633
00:41:01,700 --> 00:41:05,534
. همگي ما ميدونيم
. فقط به نداي قلبمون گوش نميديم

634
00:41:07,268 --> 00:41:10,067
. و تو مطمئني که اين ؛ چيزيه که ميخواي

635
00:41:10,101 --> 00:41:14,734
. اينجا ؛ جاييه که بهش تعلق دارم

636
00:41:20,534 --> 00:41:22,867
. آکوآمَن " ؛ آنلاين "

637
00:41:23,901 --> 00:41:25,101
. قناري " ؛ آنلاين "

638
00:41:25,134 --> 00:41:26,734
. آدم ماشيني " ؛ آنلاين "

639
00:41:26,767 --> 00:41:29,567
. ضربه " ؛ آنلاين "

640
00:41:29,600 --> 00:41:31,734
. آرو " ؛ آنلاين "

641
00:41:37,801 --> 00:41:41,134
. برج مراقبت " ؛ رسما شروع به کار ميکنه "

642
00:41:43,333 --> 00:41:46,634
. بريم سر کار

643
00:41:46,658 --> 00:42:00,080
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

