﻿1
00:00:01,700 --> 00:00:03,905
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:04,206 --> 00:00:06,584
دارم به چي نگاه ميکنم ؟ -
. خوب ، اين . . يه شخصه -

3
00:00:06,750 --> 00:00:09,466
پس ميگي اين " لکه " ؛ جون " لوييس " رو
نجات داد و نگذاشت زيرماشين بره  ؟

4
00:00:09,490 --> 00:00:11,037
. ببين ؛ اون ؛ خيلي کارش درسته

5
00:00:11,138 --> 00:00:13,491
اين تفاله ي بي مصرف ؛ با ستونِ من
. زنده ميميونه يا ميميره

6
00:00:13,592 --> 00:00:16,249
حالا ؛ يا امروز تمومش ميکني و تحويلش ميدي يا اينکه
. . بايد بري توالت هاي

7
00:00:16,273 --> 00:00:18,165
. بازارها رو تميز کني . . .

8
00:00:19,467 --> 00:00:23,112
ميخواي بالاتر از دريا بالا بياي ؛
! اما بهتره قبلش اون دندونها رو تيز کني

9
00:00:26,434 --> 00:00:30,334
اون يکي کريپتونيو ريشه کن ميکني و
. بعدشم ؛ ترتيب بقيه ي سياره رو ميدي

10
00:00:30,367 --> 00:00:32,900
. نميخوام به کسي صدمه بزنم

11
00:00:33,034 --> 00:00:34,443
. تو اينجا هيچ اراده ي آزادي از خودت نداري

12
00:00:34,467 --> 00:00:38,101
و سرنوشتِت اينه که به چيزي تبديل بشي
. که واقعا هستي

13
00:00:38,834 --> 00:00:40,763
. " روزقيامت "

14
00:00:41,733 --> 00:00:44,862
! محاله
! باورم نميشه

15
00:00:44,934 --> 00:00:48,114
فقط براي يک دقيقه فکر کردم که
. يکي بهم احتياج داره

16
00:00:48,249 --> 00:00:50,097
. خوب ؛ مطمئنم که بهت احتياج داره

17
00:00:50,132 --> 00:00:51,406
از کجا ميدوني ؟

18
00:00:51,441 --> 00:00:53,443
. چونکه " کلارک " رو ميشناسم

19
00:01:14,467 --> 00:01:17,763
! عاليه ! متشکرم
! از اينکه برگشتم خوشحالم

20
00:01:18,960 --> 00:01:20,134
! " لوييس "

21
00:01:20,269 --> 00:01:23,007
! شوخي ميکني
حالا سروکله ات پيدا ميشه ؟

22
00:01:23,542 --> 00:01:27,101
اولين باري که واقعا بهت احتياج داشتم
و تو دير اومدي فرودگاه دنبالم ؟

23
00:01:27,134 --> 00:01:28,664
. واقعا متاسم

24
00:01:29,134 --> 00:01:30,468
! متاسفي ؟

25
00:01:30,501 --> 00:01:33,700
تاسف خوردنت اون سه ساعتي که ؛

26
00:01:33,833 --> 00:01:37,503
. . زير بارون شديد ايستادم . .

27
00:01:39,501 --> 00:01:41,625
و بهم رسيدن هاي ضايع آدمها رو
.  نگاه ميکردمو برنميگردونه

28
00:01:41,649 --> 00:01:42,468
. ميتونم توضيح بدم

29
00:01:42,501 --> 00:01:44,574
ديشب بهم ايميل زدي که
. مياي دنبالم

30
00:01:44,609 --> 00:01:47,331
چيه ؛ بايد دور انگشتِت نخ ببندي
تا يادت بمونه ميخواي چيکار کني ؟

31
00:01:47,766 --> 00:01:49,487
. دستم به کار بند بود

32
00:01:49,522 --> 00:01:51,810
يه کاريو تموم ميکردم و بلافاصله
. " يه کار ديگه اي پيش ميومد " لوييس

33
00:01:51,834 --> 00:01:54,600
. " تو خبرنگاري " اسمالويل
. قرارنيست ديگه دنيا رو نجات بدي

34
00:01:55,033 --> 00:01:57,607
. ميدونم
. بايد بهت زنگ ميزدم

35
00:01:58,042 --> 00:01:59,752
. ببين ، درک ميکنم

36
00:01:59,787 --> 00:02:01,679
. چيزاي ديگه اي فکرتو مشغول کرده بودن

37
00:02:01,814 --> 00:02:05,415
ازت انتظار ندارم کسي باشم که
. توي ليستِت ؛ از همه اولويت بالاتري داشته باشم

38
00:02:18,668 --> 00:02:20,104
. " کلارک کِنت "

39
00:02:20,134 --> 00:02:23,404
ميتونه در يک چشم بهم زدن
. . تمام شهرو نجات بده

40
00:02:23,639 --> 00:02:26,398
اما وقتي به خانم ها ميرسه ؛ . .
. . لکه ي قرمز/آبي

41
00:02:26,433 --> 00:02:28,794
. همچنان با چراغ بالا حرکت ميکنه . .

42
00:02:29,129 --> 00:02:30,967
. " ليندا لِيک "

43
00:02:31,002 --> 00:02:32,550
اينجا چيکار ميکني ؟

44
00:02:32,585 --> 00:02:35,733
. مراقبتم
. مثل هميشه آدمو تحت تاثير قرارميدي

45
00:02:35,967 --> 00:02:38,733
. تو قاتلي
. جات ؛ توي زندانه

46
00:02:38,867 --> 00:02:41,274
. پليس ؛ تبرئه ام کرد

47
00:02:41,409 --> 00:02:45,335
بعلاوه ؛ هيچ زنداني بدتر از ؛

48
00:02:45,568 --> 00:02:48,267
. کانالهاي تاريک آب نيست . . .

49
00:02:50,101 --> 00:02:51,883
. " من هيچکي نيستم " کِنت

50
00:02:51,918 --> 00:02:55,626
دو سال مخفي شده بودمو و به همين خاطر
. ديگه همه ي مردم مقاله هامو و اسمَمو فراموش کردن

51
00:02:55,661 --> 00:02:59,961
. اما آماده ام که دوباره خودمو نشون بدم

52
00:03:00,096 --> 00:03:02,310
داستانهاي خبريت ؛
به اندازه ي کافي زندگي آدما رو خراب نکردن ؟

53
00:03:02,334 --> 00:03:05,967
. نه ؛ ايندفعه فرق ميکنه

54
00:03:06,000 --> 00:03:10,504
ميخوام صداي لکه ي قرمز/آبي باشم

55
00:03:10,739 --> 00:03:14,422
. . هر نجات ؛ هر عمليات

56
00:03:14,557 --> 00:03:19,212
. . هر گربه اي که از بالاي درخت نجات ميدي

57
00:03:19,547 --> 00:03:21,984
. اول بايد خبرشو به من بدي تا چاپ کنم

58
00:03:22,119 --> 00:03:26,231
اسم من ؛ کنار اسم تو ؛ در صفحات روزنامه هاي
. تمام دنيا قرار خواهد گرفت

59
00:03:26,567 --> 00:03:29,582
. کلويي " راست ميگفت . . تو ديوانه اي "

60
00:03:30,900 --> 00:03:32,901
. جاه طلبو ترجيح ميدم

61
00:03:33,434 --> 00:03:38,267
درواقع ؛ چند ساعت از صبحم رو ؛

62
00:03:38,701 --> 00:03:41,437
. صرف نوشتن داستان زندگيت کردم . .

63
00:03:42,967 --> 00:03:45,767
. اگه باهام شريک بشي ؛ پاره اش ميکنم

64
00:03:46,200 --> 00:03:47,816
. . اگه بهم پشت کني

65
00:03:47,951 --> 00:03:52,386
اونوقت همه ي دنيا ؛ داستان
. بيگانه ي کوچولوي يتيم رو خواهند خوند

66
00:03:52,921 --> 00:03:55,607
قبلا هم اين ماجرا رو باهمديگه داشتيم ؛
. جلوتو ميگيرم

67
00:03:55,842 --> 00:03:57,880
. ايندفعه نه

68
00:03:57,915 --> 00:04:00,018
. " تيتر يک خوبي ازت درمياد " کِنت

69
00:04:00,819 --> 00:04:11,396
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

70
00:04:11,420 --> 00:04:15,920
" اسمالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت پانزدهم "
" بدنام "

71
00:04:16,300 --> 00:04:21,260
" يکي نجاتم بده "

72
00:04:22,734 --> 00:04:26,418
" بگذار دستان پرحرارتت منو در آغوش بگيرن "

73
00:04:26,445 --> 00:04:31,282
" يکي نجاتم بده "

74
00:04:33,373 --> 00:04:36,785
" برام مهم نيست که چطور "

75
00:04:36,850 --> 00:04:41,735
" فقط نجاتم بده ؛ نجاتم بده "

76
00:04:41,760 --> 00:04:43,418
" خواهش ميکنم "

77
00:04:43,523 --> 00:04:47,404
" خيلي وقته منتظرت بودم "

78
00:04:52,940 --> 00:04:57,601
" کاري ميکنم همه ي دنيا برات بدرخشه "

79
00:04:57,636 --> 00:05:01,677
" فقط نجاتم بده ؛ نجاتم بده "

80
00:05:01,723 --> 00:05:03,868
" خواهش ميکنم "

81
00:05:11,668 --> 00:05:15,736
کلارک " ؛ هِي ؛ ميتونم مجموعه ي "
دي.وي.دي هاتو قرض بگيرم ؟

82
00:05:16,003 --> 00:05:20,189
جيمي " به بيمارستان عمومي متروپوليس منتقل شده "
. و فکر نکنم از فيلم هاي زنونه خوشش بياد

83
00:05:20,968 --> 00:05:22,746
تو حالت خوبه ؟

84
00:05:22,834 --> 00:05:24,901
. ليندا لِيک " برگشته "

85
00:05:24,934 --> 00:05:26,267
چي ؟

86
00:05:26,401 --> 00:05:29,868
فکر ميکردم اون مار آبي
. به مرداب خودش برگشته

87
00:05:29,901 --> 00:05:33,310
اگه يه گزارش خبري انحصاري درمورد تمام
نجاتهايي که ميدم بهش ندم ؛ درموردم افشاگري ميکنه ؛

88
00:05:33,334 --> 00:05:36,732
. اسمم ؛ صورتم ؛ همه چي

89
00:05:36,767 --> 00:05:39,051
. . خداي من ؛ باشه

90
00:05:39,386 --> 00:05:41,965
. . لابد آب روي مغزش اثر گذاشته

91
00:05:42,000 --> 00:05:45,070
و بايد يه راهي پيدا کنيم که يک بار براي هميشه
. اون داستانو تموم کنيم

92
00:05:45,234 --> 00:05:47,133
. " يه نقشه ي پشتيبان هم داره " کلويي

93
00:05:47,767 --> 00:05:51,046
چه جلوشو بگيريم يا نه ؛
. بازم ميخواد هويتمو همه جا ؛ جار بزنه

94
00:05:53,001 --> 00:05:54,909
. . پس ؛ ميخوام خودم اعلام وجود کنم

95
00:05:55,100 --> 00:05:57,100
. البته با شرايط خاص خودم . .

96
00:05:57,233 --> 00:05:59,173
. " واو ؛ " کلارک

97
00:05:59,508 --> 00:06:03,764
متوجهم بعداز اينکه " لانا " رفت ؛
. تمام وقتِتو به نجات مردم اختصاص دادي

98
00:06:03,799 --> 00:06:08,344
و البته هيچ ايرادي هم نداره ؛ اما اينکه بياي بيرون
. . و اعلام وجود کني

99
00:06:08,667 --> 00:06:10,560
. ميخوام بگم ؛ خيلي قدم بزرگيه  . .

100
00:06:10,595 --> 00:06:13,341
کلويي " ؛ هميشه فکر ميکردم که "
. تا ابد در پناه رازم زندگي ميکنم

101
00:06:14,068 --> 00:06:17,134
اما تو قانعم کردي که عکس " جيمي " ؛
. . از لکه ي قرمز/آبي

102
00:06:17,267 --> 00:06:18,853
. نمادِ اميد براي مردم بود . . .

103
00:06:18,854 --> 00:06:23,135
آره خوب ؛ منتها اون ابَرقهرمان جهاني
. . آدرس

104
00:06:23,470 --> 00:06:26,057
. يا خانواده يا صورتِ مشخص نداشت

105
00:06:26,492 --> 00:06:30,078
ميخوام بگم مطمئني که آمادگي اينو داري که
. . تمام مسايل شخصي زندگيتو

106
00:06:30,113 --> 00:06:31,884
توي روزنامه ها منتشر کني ؟ . . .

107
00:06:31,919 --> 00:06:33,485
. خوب ، انتخابي ندارم

108
00:06:33,820 --> 00:06:36,891
لااقل اينطوري ؛ ميتونم روي روشي که داستانم
. توي روزنامه ها چاپ ميشه نظارت داشته باشم

109
00:06:36,915 --> 00:06:40,568
صحيح ، آخه پاپاراتزي ها به اين مشهورن که
. حسابي به حريم خصوصي مردم احترام ميذارن

110
00:06:40,603 --> 00:06:42,067
. . کلارک "؛ "

111
00:06:42,600 --> 00:06:44,799
. ميتونيم جلوشو بگيريم . .
. هميشه يه راهي وجود داره

112
00:06:44,934 --> 00:06:46,825
. نه ؛ " کلويي " ؛ اين دفعه ؛ فرق ميکنه

113
00:06:46,860 --> 00:06:49,213
حتي اگه موافقت کنم که
. . عروسک " ليندا ليک " باشم

114
00:06:49,248 --> 00:06:51,907
بالاخره يه روزي ميرسه که از پشت
. بهم خنجر ميزنه و هويتمو افشا ميکنه

115
00:06:51,931 --> 00:06:55,836
بايد يه قدم ازش جلوتر باشم ؛ اونم نه فقط بخاطر خودم
. بلکه بخاطر همه ي اوناي ديگه

116
00:06:57,767 --> 00:07:00,805
حتي در دنيايي به اين پيشرفتگي ؛
. . وقتي به موضوع قبول کردن تغييرات ميرسه

117
00:07:00,840 --> 00:07:02,799
. مردم خيلي عقب افتاده ان . . .

118
00:07:02,834 --> 00:07:06,194
ميدونم " کلويي " ؛ اما وقتي لکه ي قرمز/آبي
. .  به صفحه ي اول روزنامه ها راه پيدا کرد

119
00:07:06,284 --> 00:07:07,817
. مردم با آغوش باز قبولش کردن . .

120
00:07:07,852 --> 00:07:10,152
. و شايد براي قبول کردن من هم آماده باشن

121
00:07:12,933 --> 00:07:15,308
اينکار ؛ ممکنه يه جنبه ي مثبت
. داشته باشه

122
00:07:15,943 --> 00:07:19,882
براي اولين بار در زندگيم ؛
. ميتونم خودِ واقعيم باشم

123
00:07:34,633 --> 00:07:37,078
ميشه بپرسم دارين چيکار ميکنين ؟

124
00:07:37,713 --> 00:07:40,887
. ديويس بلوم " ؛ . . جزو امدادگرها هستم "

125
00:07:41,122 --> 00:07:42,657
. قبلا هيچوقت نديده بودمت

126
00:07:42,792 --> 00:07:45,039
. چند هفته اي سرکار نيومده بودم

127
00:07:45,874 --> 00:07:48,056
ميخواي اينو برام توضيح بدي ؟

128
00:07:51,534 --> 00:07:53,620
. دارم کيف داروهامو دوباره پُر ميکنم

129
00:07:53,655 --> 00:07:57,054
ضدبيماري رواني ؛ مورد استفاده براي
. بيماري رواني چند شخصيتي

130
00:07:57,089 --> 00:08:00,496
درسته ؛ و دقيقا جزو مواد مخدر ممنوعه
به حساب نمياد ، درسته ؟

131
00:08:04,674 --> 00:08:07,497
ببخشيد ؛ اميدوارم براي هرکسي که ميبريشون
. کمکي که بهش احتياج دارن  رو دريافت کنن

132
00:08:07,521 --> 00:08:09,591
. باور کن خودم هم همين اميدو دارم

133
00:08:18,411 --> 00:08:20,446
. " هِي ؛ " جِس

134
00:08:21,563 --> 00:08:23,037
. بيا ، مرسي

135
00:08:28,084 --> 00:08:30,109
ميتونم باهات صحبت کنم ؟

136
00:08:30,973 --> 00:08:33,521
اون صدا چيه ؟
يکي داره حرف ميزنه ؟

137
00:08:33,856 --> 00:08:35,882
. لوييس " نميتوني تا ابد منو نديد بگيري "

138
00:08:36,017 --> 00:08:39,064
ميتونه بدتر از اينا باشه ؛ ميتوني سه ساعت
. زير بارون بايستي و نديد بگيرنت

139
00:08:41,800 --> 00:08:43,864
. ميخوام داستان زندگيمو بنويسي

140
00:08:45,201 --> 00:08:48,074
توهين نباشه ؛ اما خيلي وقته ديگه درخواست معرفي
. و اعلاميه هاي درخواست زوج رو نمينويسم

141
00:08:48,098 --> 00:08:49,378
. يا آگهي هاي درخواست کمک رو . .

142
00:08:49,662 --> 00:08:51,097
. داستان خيلي جالبيه

143
00:08:51,232 --> 00:08:52,766
. کلارک " ؛ سرم شلوغه "

144
00:08:53,001 --> 00:08:55,475
تو ممکنه منو فراموش کرده باشي ؛
. اما دنياي خبري منو به ياد داره

145
00:08:55,499 --> 00:08:57,870
بعداز داستاني که خواهي نوشت ؛
. دنيا ديگه هرگز فراموشت نميکنه

146
00:08:57,894 --> 00:08:59,558
کدوم داستان ؟

147
00:09:00,193 --> 00:09:02,589
يادم نرفته بود که
. " بيام فرودگاه دنبالت " لوييس

148
00:09:04,067 --> 00:09:07,544
دليل اينکه اونجا نيومدم دنبالت
. بخاطر اينه که داشتم از مردم محافظت ميکردم

149
00:09:11,067 --> 00:09:13,278
. من ؛ لکه ي قرمز/آبي هستم

150
00:09:18,934 --> 00:09:21,642
ديگه بهتر از اين نميتوني ؟

151
00:09:23,468 --> 00:09:26,737
اون موجودي که از جلوي ماشيني که داشت به سرعت
. بهت ميزد نجاتت داد ؛ من بودم

152
00:09:27,072 --> 00:09:30,033
اون دفعه اي که در طويله از لولا کنده شد ؛
. . و تو فکر کردي بخاطر ناهنجاري آب و هوايي بوده

153
00:09:30,057 --> 00:09:31,235
. من اون کارو کردم

154
00:09:31,370 --> 00:09:33,512
. آره ، درسته
حالا چيکار کردي . . عطسه ؟

155
00:09:33,747 --> 00:09:37,126
درواقع آره .       - " کلارک " ؛ دفعه بعد -
. . که قبل از ناهار مشروب ميخوري

156
00:09:37,161 --> 00:09:39,143
. بقيه ي روز رو مرخصي بگير و برو خونه

157
00:09:42,823 --> 00:09:44,671
. بذار کمکت کنم

158
00:10:06,739 --> 00:10:09,219
فکر کنم ديگه نبايد
. اسمالويل " صدات کنم "

159
00:10:29,234 --> 00:10:31,857
. حرف نميزني
. حرف نزدنت ، هرگز چيز خوبي نبوده

160
00:10:33,501 --> 00:10:37,352
اون وقتايي که يه دفعه ناپديد ميشدي ؛
. . عذر و بهانه هاي مسخره

161
00:10:38,280 --> 00:10:42,271
اين همه وقت ؛ فکر ميکردم
. . از زير کار درميري

162
00:10:45,957 --> 00:10:47,999
. منتها ؛ تو کاملا برعکسِشي . . .

163
00:10:48,734 --> 00:10:50,655
. . تو

164
00:10:52,878 --> 00:10:54,565
قهرمان هستي ؟ . .

165
00:10:55,700 --> 00:10:58,254
ببين " لوييس " ؛
. . قبول کردنش خيلي سخته

166
00:10:59,934 --> 00:11:04,201
اين که يه دفعه همه چيو بفهمي قبولش سخته ؛ اما خواستم
. اول از خودم بشنوي قبل از اينکه از کس ديگه ي بشنوي

167
00:11:04,896 --> 00:11:07,116
حالا ، واسه چي داري اولين نفر
به من اين راز رو ميگي ؟

168
00:11:08,934 --> 00:11:11,295
. راستش ؛ " لوييس " ؛ تو اولين نفر نيستي

169
00:11:13,933 --> 00:11:16,043
. لانا " و " کلويي " ؛ از قبل ميدونن "

170
00:11:17,868 --> 00:11:20,201
. يکي صبح شلوغي داشته

171
00:11:21,801 --> 00:11:24,068
. اونا چندين ساله اين رازو ميدونن

172
00:11:27,000 --> 00:11:29,703
. درسته ، البته

173
00:11:33,200 --> 00:11:35,389
. از اول شروع ميکنيم

174
00:11:38,967 --> 00:11:41,935
چه اسلحه هايي توي انبار اسلحه ات داري ؟

175
00:11:43,534 --> 00:11:46,194
فکر کنم هرچي هستو بايد برات تعريف کنم

176
00:11:47,267 --> 00:11:49,552
. ميتونم از چشام آتش شليک کنم

177
00:11:53,267 --> 00:11:55,311
. باشه

178
00:11:57,067 --> 00:12:00,019
ميتونم صداي واق واقِ يه سگو
. از فاصله ي ده مايلي بشنوم

179
00:12:00,154 --> 00:12:03,334
ميتونم از بين اشياي سخت ببينم ؛ و ميتونم
. سريعتر از گلوله حرکت کنم

180
00:12:03,467 --> 00:12:04,700
. وايسا

181
00:12:04,933 --> 00:12:06,967
. برگرد عقب

182
00:12:08,833 --> 00:12:11,367
. . اين داستانِ

183
00:12:11,401 --> 00:12:14,167
ديدن از بين اشيا " رو يه کم بيشتر "
. توضيح بده

184
00:12:14,601 --> 00:12:16,671
. . نه ؛ " لو " ؛ . . من

185
00:12:16,700 --> 00:12:18,837
. ببين ، براي اون بايد تمرکز کنم

186
00:12:23,100 --> 00:12:26,093
چطور نتونستم اين قطعات رو
کنار همديگه بذارم ؟

187
00:12:26,128 --> 00:12:28,422
. من باهات زندگي کردم

188
00:12:28,557 --> 00:12:30,201
. و حالا هم که عملا باهمديگه کار ميکنيم

189
00:12:30,334 --> 00:12:33,113
آخه اين همه وقت ؛
مگه من نشئه بودم ؟

190
00:12:36,334 --> 00:12:38,968
مهم اينه که
. الان ميدوني

191
00:12:40,234 --> 00:12:43,970
و هيچ خبرنگاري بهتر از تو ؛
. براي گفتن داستانم وجود نداره

192
00:12:46,033 --> 00:12:48,180
ميشه اين افتخارو بهم بدي ؟

193
00:12:50,401 --> 00:12:52,445
. انجام شده حسابش کن

194
00:12:53,780 --> 00:12:58,542
صفحه ي اول روزنامه ي فردا ؛ داستان قهرمانِ
. قرمز/آبي که به شهاب سنگها آلوده رو تعريف ميکنه

195
00:13:01,034 --> 00:13:03,034
. . درمورد شهاب سنگها

196
00:13:05,734 --> 00:13:08,500
. بايد درمورد جايي که ازش ميام حرف بزنيم

197
00:13:11,770 --> 00:13:14,291
! کلارک کِنت " ؛ بيگانه اي از کريپتون "

198
00:13:27,567 --> 00:13:29,339
. خوب پول درنمياري

199
00:13:29,374 --> 00:13:32,773
پنجاه سال آزگار ؛ ديدم که اين شهر
. توسط جنايت زنده زنده خورده ميشد

200
00:13:32,867 --> 00:13:34,814
. " اما تو همه چيو جمع کردي " کِنت

201
00:13:34,849 --> 00:13:38,680
تو دوباره ؛ معني خوب بودن رو ؛
. به ياد همه آوردي

202
00:13:40,367 --> 00:13:42,783
. " ببخشيد ؛ آقاي " کِنت

203
00:13:43,300 --> 00:13:45,570
ميتونم امضاتونو بگيرم ؟

204
00:13:46,401 --> 00:13:48,169
. حتما

205
00:13:51,367 --> 00:13:53,332
. بفرمايين

206
00:13:53,467 --> 00:13:55,544
. از لباست خوشم مياد

207
00:13:56,601 --> 00:13:58,700
! ممنون

208
00:14:02,201 --> 00:14:03,900
! خيلي روياييه

209
00:14:03,934 --> 00:14:05,067
! خداي من

210
00:14:05,100 --> 00:14:06,900
! واو ؛ لکه ي قرمز/آبي

211
00:14:06,934 --> 00:14:08,833
! امضاشو ميخوام

212
00:14:08,867 --> 00:14:10,334
! خيلي خوب

213
00:14:10,367 --> 00:14:12,267
! جذابه
اون يارو ؟

214
00:14:20,167 --> 00:14:23,434
! هِي " کلارک " ؛ منو بگير

215
00:14:27,301 --> 00:14:30,467
. " هرروز واسه تو خودمو پرت ميکنم " کلارک -
. نميتوني اينکارو بکني -

216
00:14:30,800 --> 00:14:32,100
. . اين

217
00:14:32,134 --> 00:14:33,553
! کلارکِ"ـه "

218
00:14:33,688 --> 00:14:36,011
! محاله
! ديدين بچه ها ؟

219
00:14:39,468 --> 00:14:43,298
ممکنه زودتر از من خبرو اعلام کرده باشي ؛
. اما حرف آخرو من ميزنم

220
00:15:00,501 --> 00:15:02,609
. شما متوجه نيستيد
. بايد يه اتاق آماده باشه

221
00:15:02,644 --> 00:15:05,501
. شوهرم الان داره به اينجا منتقل ميشه
. ديروز موافقتشو گرفتم

222
00:15:05,534 --> 00:15:08,301
ديروز ؛ پارکينگ هاي ما
. . پر از پاپاراتزي ها نبود

223
00:15:08,334 --> 00:15:10,800
و همينطورم راهروهاي بيمارستان پر از
. طرفدارهاي فضول

224
00:15:11,033 --> 00:15:12,909
اگه شوهرتون اينجا بياد ؛
. براي بيمارهاي ديگه عادلانه نيست

225
00:15:12,933 --> 00:15:14,620
. اين وضع ؛ براي " جيمي " منصفانه نيست

226
00:15:14,655 --> 00:15:18,489
ببخشيد ؛ اما وقتي همه ميخوان عکس بگيرن
. نميتونيم درست و حسابي بيمارستان رو اداره کنيم

227
00:15:19,467 --> 00:15:21,284
من از کسي که
گردنشو بستن عکس بگيرن ؟

228
00:15:21,319 --> 00:15:25,182
مردي که گردنشو بسته منتها
. با بهترين دوستِ يه بيگانه ازدواج کرده

229
00:15:37,567 --> 00:15:39,633
. " ديويس "

230
00:15:40,167 --> 00:15:41,970
کِي برگشتي ؟

231
00:15:42,005 --> 00:15:45,076
. کلويي " ؛ هِي "
. چند روزي ميشه

232
00:15:47,367 --> 00:15:49,719
فکر کنم بايد درمورد اتفاقي که افتاد
. باهمديگه صحبت کنيم

233
00:15:52,134 --> 00:15:53,753
يادته ؟

234
00:15:53,788 --> 00:15:56,907
. خوب ، فراموش کردنش سخته
. . منظورم اينه که

235
00:15:57,701 --> 00:15:59,629
. تو منو بوسيدي

236
00:16:01,100 --> 00:16:03,481
. . درسته ؛ آره

237
00:16:03,568 --> 00:16:05,801
آره ؛ فکر کنم همين بوسيدن  ؛
. دليل اون تماس هاي تلفني بود

238
00:16:05,825 --> 00:16:09,697
. پيامهاي صوتي رو بدون گوش دادن پاک کردم

239
00:16:09,732 --> 00:16:11,568
. چيز زيادي رو از دست ندادي

240
00:16:11,601 --> 00:16:14,733
اساسا يه عذرخواهي طولاني ؛
. بي هدف و خجالت آور بود

241
00:16:15,767 --> 00:16:17,324
. نميخواستم از شرت خلاص شم

242
00:16:17,359 --> 00:16:19,498
. . آخه با خوب شدن " جيمي " و

243
00:16:19,533 --> 00:16:22,773
بعدشم که يه مقدار حافظه امو ؛
. . بعداز اون عروسي جهنمي ازدست دادم ؛ من

244
00:16:22,808 --> 00:16:25,129
. دقيقا بخاطر همين از شهر بيرون رفتم

245
00:16:25,734 --> 00:16:27,707
. بايد بهت يه مقدار فضا ميدادم

246
00:16:27,942 --> 00:16:29,737
. فضا لازم نيست

247
00:16:29,772 --> 00:16:32,377
ديويس " ؛ ببين ؛ بيا کلا اتفاقي که "
. بينمون افتاده رو فراموش کنيم

248
00:16:32,401 --> 00:16:34,904
. مشکل اينجاس که به نظرنمياد بتونم فراموشش کنم

249
00:16:36,234 --> 00:16:39,623
تو چيزي جز يک دوست خوب
. برام نبودي

250
00:16:41,567 --> 00:16:44,548
منتها فکر نميکنم که
. فقط دوستي کفايت ميکنه

251
00:16:46,267 --> 00:16:48,667
پس ؛ اينطور برداشت ميکنم که
جايي براي فقط دوست بودنمون نيست ؟

252
00:16:48,789 --> 00:16:51,976
. . کلويي " ؛ دوستي اي مثل ما "

253
00:16:54,934 --> 00:16:56,934
. ممکنه خطرناک باشه . . .

254
00:17:00,334 --> 00:17:02,434
. پس فکر کنم اين ديگه خداحافظيه

255
00:17:09,634 --> 00:17:12,016
اون دخترو ميشناسي ؟

256
00:17:12,051 --> 00:17:13,629
آره ، چطور ؟

257
00:17:13,664 --> 00:17:15,700
چطور ؟
! اون دختر معروفه

258
00:17:16,033 --> 00:17:18,564
! بهترين دوستِ اون کريپتونيه

259
00:17:22,606 --> 00:17:25,419
! کلارک کِنت " ؛ بيگانه اي از کريپتون "

260
00:17:27,000 --> 00:17:29,034
. " کريپتوني "

261
00:17:34,267 --> 00:17:36,707
آماده اي که سردبير اخبار محلي بشي ؟

262
00:17:36,742 --> 00:17:38,148
. " ليندا لِيک "

263
00:17:38,383 --> 00:17:40,526
. اسمي که چندوقتي ميشه به گوشم نخورده

264
00:17:40,861 --> 00:17:43,786
اومدي دِشنه رو از پشتِ دستيارت بيرون بکِشي ؟

265
00:17:44,634 --> 00:17:48,600
هردو ميدونيم اين روزنامه اي که الان داري ؛
. فقط به درد کاغذديواري خونه ي بيچاره ها ميخوره

266
00:17:48,800 --> 00:17:52,668
. اومدم کاري کنم مردم دوباره روزنامه اتو بخونن
. صفحه ي اول روزنامه اتو به اين اختصاص بده

267
00:17:53,100 --> 00:17:55,786
چندسالي ميشه که ديگه
. شايعه هاي تو رو منتشر نميکنيم

268
00:17:56,221 --> 00:17:59,197
يادت نره وقتي داشتي همراه بقيه ي
. . تازه کارها ؛ آمبولانس ها رو تعقيب ميکردي

269
00:17:59,201 --> 00:18:01,179
. من اخبار دست اول واقعي چاچ ميکردم . .

270
00:18:01,201 --> 00:18:03,733
وبلاگم ؛ از شيکاگو ماب ؛
. بازديدکننده ي بيشتري داشت

271
00:18:03,767 --> 00:18:06,268
درتمام دنيا ؛ از اسمم ميترسيدن و
. بهش احترام ميگذاشتن

272
00:18:06,401 --> 00:18:08,020
. دارم يه لطف درحقت ميکنم

273
00:18:08,055 --> 00:18:11,634
. " يه لطفي به خودت بکن " لِيک
. يه حرفه ي جديد پيداکن

274
00:18:12,168 --> 00:18:14,677
. درمورد اون " بيگانه " است

275
00:18:20,534 --> 00:18:22,231
ما داريم براتون زنده ؛ از مقابل
. . خانه ي مزرعه اي در " اسمالويل " پخش ميکنيم

276
00:18:22,255 --> 00:18:24,426
جايي که " کلارک کِنت " تا همين امروز صبح
. به صورت ناشناس درش زندگي ميکرد

277
00:18:24,450 --> 00:18:27,370
مردم دارن اينجا جمع ميشن و سعي دارن
. يه نگاه سريع به ابَرقهرمانمون بندازن

278
00:18:27,534 --> 00:18:28,418
. اوناهاشش

279
00:18:28,453 --> 00:18:31,600
کلويي سوليوان " ؛ داشتن يه بيگانه ؛ "
به عنوان بهترين دوست ، چه حسي داره ؟

280
00:18:31,734 --> 00:18:33,762
. فقط سعي دارم برم داخل

281
00:18:35,300 --> 00:18:37,220
مامان ؛ منظورتون چيه که
مجبور با استعفاتون کردن ؟

282
00:18:37,367 --> 00:18:39,287
مگه ميتونن همچين کاري رو
با يه سناتور انجام بدن ؟

283
00:18:39,667 --> 00:18:43,534
باشه ؛ ببينيد ؛ همه ي اينا تموم ميشن ؛
. مردم وقت ميخوان تا با وضع کنار بيان

284
00:18:44,168 --> 00:18:46,183
. خيلي خوب
. بعدا باهاتون حرف ميزنم

285
00:18:47,067 --> 00:18:49,009
! کلارک " ؛ " کلويي " هستم "

286
00:18:53,267 --> 00:18:55,580
. مثل اينکه " بيتل ها " به " اسمالويل " اومدن

287
00:18:55,615 --> 00:18:57,166
حالت خوبه ؟

288
00:18:59,234 --> 00:19:02,710
آره خوبم ؛ با اين شهرت سريع چيکار ميکني ؟

289
00:19:02,767 --> 00:19:05,580
بدبختانه ؛ شهرتم
.  پايان خوشي نداشته

290
00:19:05,615 --> 00:19:09,844
نميخوام به هياهوي اطرافت اضافه کنم
. اما " لوييس " به سمت سردبير ترقي پيدا کرد

291
00:19:09,901 --> 00:19:14,767
و ؛ تبريک ميگم ؛ حالا ديگه يه دفتر توي پنت هاوس
. درست کنار " تس مرسر " داري

292
00:19:14,901 --> 00:19:18,611
. کلارک کِنت " ؛ قهرمان همه نيست "

293
00:19:22,934 --> 00:19:28,269
هفته ي پيش ؛ جرثقيل موقع کار ؛ افتاد روي شوهرم
. و کُشتش

294
00:19:29,434 --> 00:19:31,501
اونوقت " کلارک " کجا بود که نجاتش بده ؟

295
00:19:33,434 --> 00:19:37,357
کي گفته اون حق انتخاب اينکه
کي زنده بمونه يا کي بميره رو داره ؟

296
00:19:42,200 --> 00:19:45,514
کلارک " ؛ الان ؛ بايد روي "
. پيدا کردن " ليندا لِيک " تمرکز کنيم

297
00:19:45,649 --> 00:19:47,952
فکر کنم فهيدم که به چه دليلي
. غيبش زده بود

298
00:19:47,987 --> 00:19:51,134
معلوم شد که " ليندا " هم همراه من
. توي " بلک کيريک " زنداني بوده

299
00:19:51,167 --> 00:19:53,751
. " ميتونه خودشو به آب تبديل کنه " کلويي
واسه چي ازاونجا فرار نکرد ؟

300
00:19:53,775 --> 00:19:55,950
. چونکه الکتريسيته ؛ براش حکم کريپتونايت رو داره

301
00:19:55,985 --> 00:19:57,943
جلوگيري کننده اي که به صورت تخصصي
. . براي " ليندا لِيک " ساخته شده بوده

302
00:19:57,967 --> 00:20:01,355
نوعي زنجير الکتريکي - شيميايي از خودش
. . پخش ميکرده

303
00:20:01,490 --> 00:20:04,243
که اساسا به معني اين بوده که . .
. باعث ميشده جامد بمونه و نتونه تبديل بشه

304
00:20:04,267 --> 00:20:05,829
. عاليه ؛ پس فقط بايد پيداش کنيم

305
00:20:05,864 --> 00:20:07,977
حالا ؛ برنامه ي مصاحبه ي زنده از
. ليندا لِيک " رو پخش ميکنيم "

306
00:20:08,001 --> 00:20:10,401
. پيدا کردنش نبايد اينقدرها سخت باشه -
. . کلارک کِنت " ؛ " -

307
00:20:10,968 --> 00:20:12,957
. قهرمان نيست . . .

308
00:20:13,100 --> 00:20:15,177
. نجات دهنده نيست

309
00:20:16,267 --> 00:20:18,700
. حتي دوست نيست

310
00:20:18,833 --> 00:20:21,806
. . اون اولين موج

311
00:20:21,848 --> 00:20:26,143
. از موج حمله ي بيگانگان به کره ي زمينه

312
00:20:26,478 --> 00:20:30,234
. . تحقيقات مفصلم معلوم کردن که

313
00:20:30,267 --> 00:20:35,403
کلارک کِنت " ؛ مسئول بارش شهاب سنگها ؛ "

314
00:20:35,900 --> 00:20:38,174
. . قطع برق هاي گسترده . .

315
00:20:38,209 --> 00:20:42,278
. و کشتار توصيف ناشدني انسان هاست . .

316
00:20:42,413 --> 00:20:43,811
. مشکل ها دارن زياد ميشن

317
00:20:43,912 --> 00:20:47,649
. اما " اسمالويل " ؛ خانه ي قهرماني واقعي بود

318
00:20:48,284 --> 00:20:54,200
قهرماني که سعي کرد جلوي اين بيگانه رو ؛
. قبل از اينکه دوباره سرزمينمونو نابود کنه بگيره

319
00:20:54,763 --> 00:20:57,329
. . و اون قهرمان

320
00:20:57,664 --> 00:20:59,502
. اون قهرمان " لِکس لوتِر " بود . . .

321
00:21:01,767 --> 00:21:05,271
. و " کلارک کِنت " ؛ اونو به قتل رسوند

322
00:21:08,067 --> 00:21:10,315
. منو به تهديد امنيتي عمومي شماره ي يک تبديل کرد

323
00:21:12,200 --> 00:21:14,389
. کلارک " ؛ بايد همين الان بري "

324
00:21:14,524 --> 00:21:17,297
. " ميتونم براشون توضيح بدم " کلويي
. خودم با نيروهاي پليس صحبت ميکنم

325
00:21:17,432 --> 00:21:19,489
. مثل اينکه اوناهم ميخوان با تو حرف بزنن

326
00:21:19,824 --> 00:21:22,843
. ببين " کلارک " ؛ وضع فقط داره بدتر ميشه
. بايد تا وقتي فرصتش هست از اينجا بري

327
00:21:22,867 --> 00:21:25,680
. " من فرار نميکنم " کلويي
. مردم بايد واقعيت رو بدونن

328
00:21:25,715 --> 00:21:28,088
چرا از در پشتي نميري ؟
. بعدا بهت ميرسم

329
00:21:31,467 --> 00:21:33,343
. مراقب باش

330
00:21:33,367 --> 00:21:40,367
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

331
00:21:54,433 --> 00:21:56,403
. ليندا لِيک " داره بدون شک دروغ ميگه "

332
00:21:56,438 --> 00:21:57,845
. " حرفايي که زده درست از آب دراومدن " کلارک

333
00:21:57,869 --> 00:21:59,834
پس ؛ چرا بهم نميگي که
با چه کسي همکاري ميکني ؟

334
00:21:59,867 --> 00:22:03,028
. همونطور که قبلا گفتم ؛ باکسي همکاري نميکنم
. تنها به کره ي زمين فرستاده شدم

335
00:22:03,063 --> 00:22:04,549
که چيکار کني . . توي مزرعه کار کني ؟

336
00:22:04,584 --> 00:22:06,540
کاملا مشخصه که
. يه برنامه ي بزرگتري به کاره

337
00:22:06,575 --> 00:22:08,601
. . پدرم با اين آرزو منو به اينجا فرستاد

338
00:22:08,636 --> 00:22:10,931
که از قدرتهايي که دارم  . .
. براي محافظت از نوع بشر استفاده کنم

339
00:22:10,955 --> 00:22:13,190
. اين ؛ کاريه که هميشه انجام دادم
. اين ؛ کاريه که ميخوام بهش ادامه بدم

340
00:22:13,214 --> 00:22:15,543
و مطمئنم اگه از دوستات بپرسم ؛
اونا هم همين حرفارو تصديق ميکنن ؟

341
00:22:15,567 --> 00:22:17,867
. بله -
دوستايي مثل " لوييس لِين " ؟ -

342
00:22:18,901 --> 00:22:21,906
تو بهش داستاني براي چاپ دادي که
. يه عمر براش کفايت ميکنه

343
00:22:22,641 --> 00:22:24,163
. . اگه اون زن ؛ از مدتها قبل ؛ رازِتو نگه ميداشته

344
00:22:24,187 --> 00:22:26,761
اونوقت اونم به دشمن ملت ؛ . .
. کمک ميکرده و معاون جرمش بوده

345
00:22:26,796 --> 00:22:30,102
. نه ؛ " لوييس " بي گناهه
. هرچي ميدونه توي مقاله اش نوشته

346
00:22:30,237 --> 00:22:31,980
و ؛ " کلويي سوليوان " ؟

347
00:22:32,015 --> 00:22:34,268
خيلي جالبه که اين همه وقت
. رازِ شما رو نگه داشته

348
00:22:34,603 --> 00:22:36,985
اون دختر ؛ چند تا راز ديگه رو
نگه ميداره " کلارک " ؟

349
00:22:37,120 --> 00:22:39,760
ببينيد ؛ درمورد تمام سئوالاتي که پرسيدين
. به صراحت بهشون جواب دادم

350
00:22:40,301 --> 00:22:42,658
. و بابتش سپاسگزارم
. واقعا

351
00:22:44,139 --> 00:22:47,114
مطمئنم که مشکلي ندارين که ما
. چندتايي آزمايش ازتون بگيريم

352
00:22:47,249 --> 00:22:49,024
. . کسي با هيچ نوع آزمايشي موافقت نکرده

353
00:22:49,067 --> 00:22:52,231
فقط قبول کردم به سئوالاتي که . .
. ازم ميپرسين جواب بدم

354
00:22:52,366 --> 00:22:55,728
فقط آرامشتو حفظ کن تا مشکلي پيش نياد ، باشه ؟

355
00:22:56,733 --> 00:22:59,139
. قرار نيست کسي ازم آزمايش بگيره

356
00:23:01,734 --> 00:23:03,510
! آتش

357
00:23:20,667 --> 00:23:23,466
. ماشينتون خاموش نکن
. ماموراي فدرال دنبالتن

358
00:23:23,701 --> 00:23:25,311
باهات چيکار کردن ؟ -
. " مهم نيست ؛ " کلويي -

359
00:23:25,333 --> 00:23:27,332
. بايد همين الان " اسمالويل " رو ترک کني

360
00:23:27,367 --> 00:23:30,032
پخش رو قطع کرديم تا
. خبري فوري رو بهتون بديم

361
00:23:30,134 --> 00:23:33,216
نيروهاي پليس ؛ درتمام سطح ايالت
. دنبال " کلارک کِنت " ميگردن

362
00:23:33,451 --> 00:23:36,876
اون خطرناک ؛
. غيرقابل پيش بيني و بي رحمه

363
00:23:36,911 --> 00:23:40,466
ناحيه ي " گرنويل " ؛ از ساعت 9 شب ؛
. حکومت نظامي اعلام کرده

364
00:23:40,606 --> 00:23:44,451
و به خانواده هايي که بچه هاي کوچک دارن
. اصرار کرده که تمام وقت داخل خونه هاشون بمونن

365
00:23:46,537 --> 00:23:48,276
درمورد شهاب سنگ ها ميدونن ؟ -
. هنوز نه -

366
00:23:48,311 --> 00:23:50,260
بخاطر همينه که دنبالتن ؛ تا راهي براي
. " متوقف کردن من پيدا کنن " کلويي

367
00:23:50,284 --> 00:23:53,201
. بايد جدا جدا ازشهر خارج بشيم -
چي ؟ -

368
00:23:53,434 --> 00:23:55,248
قراره از دستِت بدم " کلارک " ؟

369
00:23:55,683 --> 00:23:57,504
اگه اين خداحافظيه ؛
. من حاضر به گفتنش نيستم

370
00:23:57,539 --> 00:24:00,492
نه ؛ " کلويي "؛ وقتي اوضاع آروم بشه ؛
. خودم پيدات ميکنم ؛ قول ميدم

371
00:24:00,527 --> 00:24:02,302
. " اين وضعيت تموم نميشه " کلارک

372
00:24:02,337 --> 00:24:04,575
بايد يه راهي براي برعکس کردن
. اتفاقي که افتاده وجود داشته باشه

373
00:24:04,599 --> 00:24:07,467
نميتوني از " جور-ال " بخواي که
يه فرصت ديگه برات فراهم کنه ؟

374
00:24:07,500 --> 00:24:08,921
. " اون رفته " کلويي

375
00:24:08,956 --> 00:24:10,947
وقتي دِژ خاموش و سياه شد ؛
. اونم باهاش ناپديد شد

376
00:24:10,982 --> 00:24:13,202
پس ، مگر اينکه يه قدرت پنهاني براي
. . برگردوندن زمان داشته باشي

377
00:24:13,226 --> 00:24:15,054
. ديگه فکري به ذهنم نميرسه . . .

378
00:24:16,034 --> 00:24:17,736
. " لژيون "

379
00:24:18,171 --> 00:24:20,522
اونا انگشتري بهم دادن که
. ميشه باهاش در زمان سفر کرد

380
00:24:20,957 --> 00:24:24,128
. توي يه جعبه ؛ توي طويله قايمش کردم
. . فکر نميکردم هرگز مجبور به استفاده اش بشم ؛اما

381
00:24:24,152 --> 00:24:26,494
فکر ميکني ميتوني به زماني که
هنوز داستانِت منتشر نشده برگردي ؟

382
00:24:26,518 --> 00:24:29,112
لژيون " ؛ با استفاده از اون انگشتر "
. هزارسال به عقب برگشته بودن

383
00:24:29,747 --> 00:24:31,491
ميدونم که نيازي به يادآوري اين نيست ؛

384
00:24:31,526 --> 00:24:33,397
که آخرين باري که زمان رو به عقب برگردوندي
. چه اتفاقي افتاد

385
00:24:33,421 --> 00:24:35,626
. هميشه يه پِي آمدي وجود داره

386
00:24:37,167 --> 00:24:40,533
دنيا ازم ميترسه " کلويي " ؛ و تا وقتي
. . اونا هويت واقعيمو بدونن

387
00:24:41,559 --> 00:24:43,192
. نميتونم بهشون کمک کنم . . .

388
00:24:44,833 --> 00:24:46,787
. انتخاب ديگه اي ندارم

389
00:24:58,267 --> 00:25:01,500
کلارک " ؛ بهم زنگ بزن ؛ هر شايعه اي که "
. . اين مردم دارن درموردت پخش ميکنن

390
00:25:01,735 --> 00:25:04,493
ميتوني براي جواب دادنشون روي من حساب کني
. اونم با قوت هرچه تمامتر

391
00:25:06,167 --> 00:25:09,416
. " تو درست کنار اين يارو مينشيني " لِين
آخه چقدر کودني ؟

392
00:25:15,667 --> 00:25:17,907
* کلارک کِنت : قاتل *
* لکه ؛ مسئول قتل لوتِر است *
. نه -

393
00:25:21,334 --> 00:25:23,400
! اون آسانسور رو نگه دار

394
00:25:28,900 --> 00:25:32,898
آخرين باري که يادم مياد ؛ براي نوشتن مقاله
. به حقايق و سند و مدرک احتياج بود

395
00:25:33,873 --> 00:25:36,108
شايد سردبير اخبار محلي حاضره که
. . داستان تخيلي تو رو چاپ کنه

396
00:25:36,132 --> 00:25:38,400
اما " تِس مرسر " هم با خوشحالي
. تکذيبيه ي منو چاپ ميکنه

397
00:25:38,533 --> 00:25:41,700
ببخشيد " کيتي " ؛
. بايد بعدا باهات تماس بگيرم

398
00:25:41,834 --> 00:25:45,454
يه صداي اعصاب خوردکني
. روي مکالمه افتاده

399
00:25:45,589 --> 00:25:47,449
. باشه ، مرسي

400
00:25:48,528 --> 00:25:50,062
. " کتي کوريک "

401
00:25:50,297 --> 00:25:53,333
ميدونو که باز ميبيني ، حمله ميکني ، هان ؟

402
00:25:53,668 --> 00:25:57,769
نميتوني دربرابر اين حقيقت بايستي که
. انسانهاي خوب ، توي اين دنيا وجود دارن

403
00:26:01,301 --> 00:26:04,369
اگه نجات مردم
. . واقعا براي دوستِ پسرت مهمه

404
00:26:05,568 --> 00:26:07,597
. به روش من ؛ کارا رو انجام ميداد . .

405
00:26:07,632 --> 00:26:09,426
. مردم تحسينش ميکنن و بهش احترام ميذارن

406
00:26:09,861 --> 00:26:12,358
ميتونست قهرماني باشه که
. هميشه بهش احتياج داشتن

407
00:26:12,493 --> 00:26:14,447
. . چيز عجيبي که درمورد مردم وجود داره

408
00:26:14,482 --> 00:26:17,338
اينه که اونا بيشتر از اينکه دوست داشته باشن
. . قهرمان سازي کنن

409
00:26:17,634 --> 00:26:19,977
. از نابود کردن قهرمان ها لذت ميبرن . .

410
00:26:24,401 --> 00:26:26,616
تِس " ؛ چه فکري ميکردي ؟ "

411
00:26:26,651 --> 00:26:28,850
. اينجاس -
. دريافت شد -

412
00:26:29,567 --> 00:26:33,614
خانم " لِين " ؛ بايد درمورد مسئله اي که به
. امنيت ملي ربط داره باهاتون صحبت کنيم

413
00:26:33,649 --> 00:26:37,359
بدون حضور وکيلم ؛
. فقط سکسکه ازم ميشنوين

414
00:26:46,923 --> 00:26:48,568
خوب جلوشون دراومدي ؛
. اما نبايد اينجا باشي

415
00:26:48,592 --> 00:26:50,567
تمام سگ هاي پليس توي ايالت
. دنبال بوت ميگردن

416
00:26:50,601 --> 00:26:53,959
چيزي نيست ، ميدونم ديوونگي به نظرمياد ؛ اما
. تا چندلحظه ي ديگه ؛ همه چي تموم ميشه

417
00:26:54,194 --> 00:26:57,097
باشه ؛ خوب ؛ امتحانم کن ؛ جنبه ي پذيرش شوکم
. حسابي الان بالا رفته

418
00:26:57,132 --> 00:27:00,199
لوييس " ؛ من يه انگشتر دارم که ميتونم باهاش
. به هر زماني که بخوام سفر کنم

419
00:27:01,768 --> 00:27:05,019
ميخوام به زمان قبل از وقتي که
. ليندا لِيک " داستانمو بنويسه برگردم "

420
00:27:05,767 --> 00:27:08,817
دنيا هنوز براي قبول کردن يکي مثل من
. آمادگي لازم رو نداره

421
00:27:10,167 --> 00:27:12,231
. پس بمون و مقاومت کن

422
00:27:12,466 --> 00:27:15,334
به مردم فرصت بده تا
. خودِ واقعيتو ببينن

423
00:27:15,369 --> 00:27:16,928
. " ديگه خيلي ديرشده " لوييس

424
00:27:17,063 --> 00:27:19,118
. تمام زندگيم ؛ طور ديگه اي بهم نگاه شده

425
00:27:20,134 --> 00:27:23,555
. . بعضي از مردم ؛ تمام زندگيشنو صرفِ

426
00:27:23,890 --> 00:27:26,042
. . پيدا کردن راهي ميکنن که . .

427
00:27:26,667 --> 00:27:30,818
تبديل به کسي بشن که اوناي ديگه . .
. بهش " خاص " ميگن

428
00:27:31,853 --> 00:27:34,448
. . وقتي اولين بار ؛ رازِتو بهم گفتي

429
00:27:35,283 --> 00:27:38,210
تو فکرم اين بود که ؛ هرکسي ميتونه . .
. قهرمان باشه الا اين کلارک

430
00:27:38,768 --> 00:27:40,966
. . و نه بخاطر اينکه موجودي بيگانه هستي ؛ من

431
00:27:41,401 --> 00:27:43,777
اينقدر مرد توي زندگيم شناختم که بدونم
. . ميشه تو زمين عادي هم متولد بشي

432
00:27:43,801 --> 00:27:46,329
اما ميليونها سال نوري با
. عادي بودن فاصله داشته باشي

433
00:27:47,264 --> 00:27:50,032
. لوييس " ؛ مجبور نيستي توضيح بدي "
. ميفهمم چي ميگي

434
00:27:50,067 --> 00:27:52,295
. نه ؛ متوجه نيستي

435
00:27:55,467 --> 00:27:58,966
چطور کسي با قدرت ديدِ اشعه ي ايکس
ميتونه اين قدر کور باشه ؟

436
00:28:02,200 --> 00:28:04,906
. قبلا توي جاده ي قهرماني قدم زدم

437
00:28:06,268 --> 00:28:09,246
و هربار ؛ . .
. دوباره دور زدم و سرجاي اولم برگشتم

438
00:28:11,934 --> 00:28:14,053
. . اما ايندفعه

439
00:28:14,701 --> 00:28:16,803
. اين ؛ يه چيز ديگه اس . . .

440
00:28:18,634 --> 00:28:21,290
. " و اين بار ؛ متفاوت خواهد بود ؛ " لوييس

441
00:28:21,425 --> 00:28:24,000
وقتي اين کارو انجام بدم ؛
. هيچکي يادش نمياد که من ؛ کي هستم

442
00:28:25,633 --> 00:28:28,167
و ؛ وقتي همه چيزو
. .  به حالت عادي برگردوني

443
00:28:31,101 --> 00:28:33,854
نميخواي رازِتو بهم بگي ، مگه نه ؟ . .

444
00:28:37,734 --> 00:28:39,715
. متاسفم

445
00:28:41,933 --> 00:28:43,997
. ايرادي نداره

446
00:28:45,633 --> 00:28:47,929
چرا بايد فکر کنم آدم خاصي هستم ؟

447
00:28:50,967 --> 00:28:52,868
. . کلارک "؛ "

448
00:28:55,334 --> 00:28:57,685
. ميفهمم

449
00:28:59,601 --> 00:29:02,168
. لوييس " ؛ تو متوجه نيستي "

450
00:29:03,834 --> 00:29:06,060
. بخاطر اينه که خاصي

451
00:29:13,667 --> 00:29:15,641
. بايد برم

452
00:29:27,830 --> 00:29:29,780
! " کلارک "

453
00:29:33,172 --> 00:29:34,690
! " لوييس "

454
00:29:36,600 --> 00:29:38,861
دنبال اين ميگردي ؟

455
00:30:02,200 --> 00:30:05,468
. " ديويس "
خداي من ، چي شده ؟

456
00:30:05,503 --> 00:30:09,134
کلويي " ؛ خيلي متاسفم ؛  همه اش يه دروغه ؛ "
. فکر ميکردم ميتونم جلوشو بگيرم

457
00:30:09,167 --> 00:30:11,766
ديويس " ؛ منو ببين ؛ بهم بگو چي شده ؛ "
. ميرم برات کمک خبر کنم

458
00:30:11,901 --> 00:30:14,358
! نه ! نه ؛ نميتوني
. هيچي نميتونه بهم کمک کنه

459
00:30:15,233 --> 00:30:16,567
اينا چين ؟

460
00:30:16,600 --> 00:30:19,200
. اينا رو براي تحمل وضعم مصرف ميکنم
. اما ديگه نميتونم کنترلش کنم

461
00:30:19,333 --> 00:30:21,243
چيو کنترل کني ؟

462
00:30:21,878 --> 00:30:23,929
. " هيولا "

463
00:30:25,800 --> 00:30:28,667
. بايد فراموش کرده باشي
. تو ؛ توي قطب شمال ، با من بودي

464
00:30:28,701 --> 00:30:32,292
بهم گفتي سرنوشتم اينه که
. اون يکي کريپتوني رو بکُشم

465
00:30:32,327 --> 00:30:34,680
منظورت از " اون يکي کريپتوني " ؛
چيه " ديويس " ؟

466
00:30:34,715 --> 00:30:36,445
. فقط يه کريپتوني وجود داره

467
00:30:36,555 --> 00:30:38,226
. فقط " کلارک" کريپتونيه

468
00:30:39,161 --> 00:30:41,697
. من . . کريپتوني هستم

469
00:30:46,500 --> 00:30:48,313
. تو " روزقيامت " هستي

470
00:30:48,348 --> 00:30:52,241
براي کُشتن " کلارک " ؛
. به اين سياره فرستاده شدم

471
00:30:54,101 --> 00:30:57,094
. بهش نزديک نشو -
. " بايد بهش هشدار بدي " کلويي -

472
00:30:57,233 --> 00:31:00,409
. يه چيزي منو جذب اينجا ميکنه
. فکر ميکردم اون چيز ؛ تويي ؛ اما اشتباه ميکردم

473
00:31:00,600 --> 00:31:02,506
. اون ؛ " کلارک " بود

474
00:31:07,500 --> 00:31:09,056
. . ديويس " ؛ چشات "

475
00:31:09,567 --> 00:31:11,855
. کلويي " ؛ فرارکن "

476
00:31:12,001 --> 00:31:13,868
! از اينجا برو بيرون

477
00:31:18,034 --> 00:31:21,034
لوييس " ؛ بايد اين پيامو به" کلارک " برسوني ؛ "
. آخه تلفنشو جواب نميده

478
00:31:21,167 --> 00:31:23,863
اون موجودي که به عروسي من حمله کرد
. . ديويس بلومِ"ـه "

479
00:31:23,901 --> 00:31:25,919
! و داره مياد " کلارک " رو بکُشه . . .

480
00:31:49,268 --> 00:31:51,834
. قبلا خيلي به انگشتر فکر ميکردم

481
00:31:51,967 --> 00:31:55,234
فکر ميکردم گرفتنش به اين معنيه
. که خوشبختي واقعي رو پيدا کردم

482
00:31:55,768 --> 00:31:59,818
اما چيزي به اسم خوشبختي واقعي
توي اين دنيا وجود نداره ، مگه نه ؟

483
00:31:59,834 --> 00:32:02,167
. نه وقتي فقط بدي رو توي آدما ميبيني

484
00:32:05,034 --> 00:32:07,184
. ببين چقدر سريع ؛ بر ضدت شدن

485
00:32:07,368 --> 00:32:09,775
. يه لحظه ؛ بالاي دنيا بودي

486
00:32:09,867 --> 00:32:14,934
و بعدش ؛ طوري بهت نگاه ميکنن که اينگار
. داستان زندگيت ؛ با خون انسانهاي ديگه نوشته شده

487
00:32:14,967 --> 00:32:18,406
. البته اهميتي نميدم
. اين وضعيت ؛ بهتر از روزاي لکه بودنت ميفروشه

488
00:32:18,534 --> 00:32:20,167
. اون انگشتر . . خطرناکه

489
00:32:20,201 --> 00:32:24,154
نه ؛ اين انگشتر
. روياي هر روزنامه نگاريه

490
00:32:24,400 --> 00:32:27,258
اين طور ؛ داستانهاي خبري رو قبل از اينکه
. اتفاق بيفتن ؛ ميدونم

491
00:32:27,293 --> 00:32:30,976
. تمام دنيا منو خواهند شناخت

492
00:32:50,705 --> 00:32:52,455
! " کلارک "

493
00:32:53,146 --> 00:32:55,184
. " لوييس "
. اون سنگ رو بزن کنار

494
00:32:56,734 --> 00:32:58,920
حالت خوبه ؟ -
. خوب ميشم -

495
00:33:05,998 --> 00:33:09,048
! " کلارک "
. کلويي " الان تماس گرفت "

496
00:33:09,083 --> 00:33:11,817
. . باورت نميشه ؛ اما " ديويس " ؛

497
00:33:15,333 --> 00:33:18,278
" دو روز قبل "

498
00:33:22,801 --> 00:33:25,261
" حقيقت درمورد کلارک کِنت "

499
00:33:29,700 --> 00:33:31,735
. ميدوني چي تو سرت ميگذره

500
00:33:33,201 --> 00:33:35,167
. " آقاي " کِنت

501
00:33:35,201 --> 00:33:37,326
. همين الان داشتم به شما فکر ميکردم

502
00:33:37,361 --> 00:33:39,882
دوسال ؛ مدت زيادي که
. سراغم نيومدي

503
00:33:39,917 --> 00:33:42,319
. قرار نيست داستان منو چاپ کني

504
00:33:44,634 --> 00:33:46,368
داستان تو ؟

505
00:33:46,403 --> 00:33:49,436
پس حالا ديگه فقط پر زور نيستي ؛
. واسمون آينده بين هم شدي

506
00:33:49,471 --> 00:33:51,064
. الان ديگه يه روزنامه نگارم

507
00:33:51,101 --> 00:33:53,711
. آخرين مقالمو واست آوردم

508
00:33:55,867 --> 00:33:58,495
. درمورد همه ي قتل هاييه که مرتکب شدي

509
00:34:00,067 --> 00:34:02,556
اينطوري مردم ميفهمن که
. . واقعا کي هستي و چيکاره اي

510
00:34:02,591 --> 00:34:04,631
و اونوقته که ديگه حرفت ؛ . .
. براي هيچکي ارزش نداره

511
00:34:06,334 --> 00:34:08,340
. ميفتي زندان

512
00:34:09,634 --> 00:34:11,634
. فکر نکنم

513
00:34:34,234 --> 00:34:36,654
. هيچکي ؛ هيچوقت نميتونه رازمو بدونه

514
00:34:52,167 --> 00:34:53,729
. بعضي چيزا هيچوقت عوض نميشن

515
00:34:53,764 --> 00:34:57,108
يک ماه نبودم و هنوزم مياي و
. مامان بزرگ " لِين " رو ميرسوني

516
00:34:59,534 --> 00:35:01,601
. " قابلي نداشت که رسوندمت " لوييس

517
00:35:01,634 --> 00:35:04,000
گفتم که دلم واسه تفسيرهات تنگ شده بود ؟

518
00:35:04,533 --> 00:35:07,534
نه راستش ؛ و بجز اينکه
. . درمورد محدوديت سرعت ازم پرسيدي

519
00:35:07,567 --> 00:35:10,358
. . به زحمت يه کلمه هم توي راه حرف زدي

520
00:35:10,393 --> 00:35:12,009
يا اينکه از وقتي که رفتم کلا
. . چيزي باهام حرف نزدي

521
00:35:12,033 --> 00:35:14,709
مگر اينکه بخواي اون سه تا . .
. پيام صوتي 10 ثانيه اي رو بحساب بياري

522
00:35:14,733 --> 00:35:17,023
لوييس " ؛ ميدوني ؛ "
. . بعداز مراسم ازدواج

523
00:35:17,058 --> 00:35:19,038
. اوضاع يه کم بهم ريخت . . .

524
00:35:19,173 --> 00:35:22,880
قبل از اونم اوضاع حسابي بهم ريخته بود ؛
. بيا با حقيقت روبرو بشيم

525
00:35:25,368 --> 00:35:27,696
. . يا ميتونيم هم باهاش روبرو نشيم

526
00:35:27,731 --> 00:35:30,531
و فراموش کنيم که يه باري يه روزي
! تقريبا ديگه نزديک بود که اتفاق بيفته

527
00:35:32,400 --> 00:35:35,734
. " فکر کنم گفتگوي خيلي پيچيده ايه " لوييس

528
00:35:38,167 --> 00:35:40,957
مجبور نيستيم همين الان
. همه چيو تحليل کنيم

529
00:35:42,867 --> 00:35:45,842
ميخوام امشب برم يه قهوه اي بخورم
. تا خستگي هواپيما از تنم بيرون بره

530
00:35:45,977 --> 00:35:50,002
. اگه ميخواي بياي باهمديگه يه قهوه بخوريم ؛ ايرادي نداره
. اگرم نياي ؛ که بذار اينطور بگيم که درک ميکنم

531
00:35:50,026 --> 00:35:52,542
. باشه

532
00:35:52,577 --> 00:35:54,980
. باشه
. پس امشب ميبينمت

533
00:35:55,834 --> 00:35:59,246
. يا نميبينمت ؛ يا هرچي
. الان ميرم سر کار

534
00:36:07,501 --> 00:36:10,149
بايد اعتراف کنم ؛ خوشحال ميشدم که
. . کلارک کِنت " رو "

535
00:36:10,184 --> 00:36:12,615
. به عنوان يه شخصيت مشهور جهاني ببينم

536
00:36:12,750 --> 00:36:14,111
. چندان منظره ي جالبي نبود

537
00:36:14,146 --> 00:36:17,649
آره ، ولي بالاخره در حلقه ي دوستانت بودن ؛
بايد باعث شده باشه يه مقدار خوش بگذرونم ، هان ؟

538
00:36:17,673 --> 00:36:20,549
به شرطي که زيرپا گذاشتن حريم خصوصيتو
. تفريح به حساب بياري ؛ آره

539
00:36:21,584 --> 00:36:25,267
گرچه يه لحظه ي خوبي درست بعدازاينکه
. حقيقتو درمورد خودم به " لوييس " گفتم پيش اومد

540
00:36:25,400 --> 00:36:28,153
. فکر ميکردم همه چي درست ميشه

541
00:36:28,314 --> 00:36:30,701
فکر ميکردم همه چيو باهم بدست ميارم ؛
. اما اشتباه ميکردم

542
00:36:33,100 --> 00:36:36,679
ميدوني " کلارک " ؛ شايد بتوني اون
. شنل رو هم تنت کني

543
00:36:37,014 --> 00:36:39,680
ميتوني " کلارک کِنت " ؛
. . روزنامه نگاري فروتن و افتاده حال

544
00:36:39,715 --> 00:36:41,938
. . درحاليکه پيرهن و کراوات پوشيده داري

545
00:36:42,073 --> 00:36:44,362
اما بعدش ؛ يه دفعه همزمان
. .  نقش قهرمان رو هم بازي کني

546
00:36:44,397 --> 00:36:46,320
قهرماني که از سايه بيرون مياد ؛
. . به قالب قرمز/آبي فروميره

547
00:36:46,344 --> 00:36:48,349
و دو هويت کاملا مجزا . .
براي خودش داره ؟

548
00:36:48,484 --> 00:36:49,500
. آره

549
00:36:49,535 --> 00:36:51,918
. . و بهترين بخش ماجرا اينه که

550
00:36:51,953 --> 00:36:55,264
رازِتو به " لوييس " گفتي و . .
. ميدوني چه عکس العملي نشون ميده

551
00:36:55,299 --> 00:36:57,898
تمام اين ماجرا ؛ يه چيزو کاملا
. . برام روشن کرد " کلويي " ؛

552
00:36:58,434 --> 00:37:00,874
اينکه " لوييس " هرگز نميتونه . .
. از هويت واقعي من خبردار بشه

553
00:37:01,495 --> 00:37:05,344
کلارک " ؛ ميشه بگم که يکي ديگه از فوايد "
. . محافظت از رازِت

554
00:37:05,379 --> 00:37:08,041
اينه که بتوني جلوي اينکه
آسيب ببيني رو بگيري ؟

555
00:37:10,433 --> 00:37:13,301
. انگشتر " لژيون " رو نابود کردم

556
00:37:15,433 --> 00:37:17,502
. . معنيش چيه ؟

557
00:37:17,537 --> 00:37:21,330
کنترل زمان ؛
. " خيلي خطرناکه " کلويي

558
00:37:21,853 --> 00:37:23,998
. هميشه براي بهاي سنگيني براش بپردازي

559
00:37:24,033 --> 00:37:29,033
بهم اطمينان کن ؛ خوشحالم که تونستي
. صفحه ي اولو از نو بنويسي

560
00:37:29,867 --> 00:37:34,649
اما اين سئوال رو برام پيش آورده که
ايندفعه چه چيزي ممکنه عوض شده باشه ؟

561
00:37:48,100 --> 00:37:50,602
ميشه بدون اينجا داري چيکار ميکني ؟

562
00:37:51,137 --> 00:37:54,386
. ديويس بلوم " ؛ . . . يکي از امدادگرها هستم "

563
00:37:57,034 --> 00:38:00,082
خوب ، يه مريضي هست که
. داره دنبال شما ميگرده

564
00:38:12,434 --> 00:38:15,190
. بايد اشتباه شده باشه
. من شما رو نميشناسم

565
00:38:15,225 --> 00:38:18,742
وقتي هفته ي پيش داشتم توي
. . فاضلابهاي متروپوليس ميگشتم

566
00:38:18,868 --> 00:38:21,396
. داستانهاي جالب زيادي رو ديدم . .

567
00:38:21,601 --> 00:38:26,037
عجب سورپرايزجالبي بود که اتفاقي
. راز کوچک کثيفتو متوجه شدم

568
00:38:26,872 --> 00:38:30,638
. . تنفس دردناک ؛ رنگ چهره ي پريده

569
00:38:31,173 --> 00:38:34,603
. پيش آمدگيهاي استخواني بدمنظره . .

570
00:38:43,500 --> 00:38:45,915
. نميدوني داري درمورد چي حرف ميزني

571
00:38:45,950 --> 00:38:49,165
راست ميگي ؛
. تو فقط بيماري پوستي وحشتناکي داري

572
00:38:51,622 --> 00:38:53,389
چي از جونم ميخواي ؟

573
00:38:53,436 --> 00:38:57,485
. . ميخوام اون هيولا رو آزاد کني

574
00:38:57,820 --> 00:39:01,104
. و منو آزاد کني . . .

575
00:39:02,200 --> 00:39:05,395
. دقيقا اينطوري که فکر ميکني نيست

576
00:39:07,267 --> 00:39:09,434
. وقتِتو با اون قرص ها تلف نکن

577
00:39:09,567 --> 00:39:11,699
. ديدم چه کارايي ازت برمياد

578
00:39:11,734 --> 00:39:14,877
. خيلي خوب ، تو متوجه نيستي
! نميدوني با چي سروکار داري

579
00:39:14,912 --> 00:39:16,970
. نخير ؛ خودت نميفهمي

580
00:39:17,005 --> 00:39:19,611
نميتونم يه ثانيه ي ديگه ي ديگه رو
. توي سلول زندان بگذرونم

581
00:39:19,746 --> 00:39:23,297
ميخواي به " کلويي " بگم درواقع
چه موجودي هستي ؟

582
00:39:29,504 --> 00:39:30,705
. پسر خوب

583
00:39:30,867 --> 00:39:32,742
. به چيزي تبديل شو که بايد

584
00:39:32,777 --> 00:39:33,958
! بسه

585
00:39:33,993 --> 00:39:35,303
. آزادش کن

586
00:39:35,338 --> 00:39:36,806
! خفه شو

587
00:39:36,841 --> 00:39:38,771
! منو آزاد کن

588
00:39:38,771 --> 00:39:48,771
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

589
00:40:08,839 --> 00:40:10,969
! خداي من

590
00:40:10,969 --> 00:40:20,969
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

591
00:40:47,908 --> 00:40:52,971
" حالا ديگه منو در بدترين حالتم ديدي "

592
00:40:54,746 --> 00:40:58,562
" من ؛ تنهاي تنهام ؛ ميبيني ؟ "

593
00:40:59,113 --> 00:41:03,402
" منو از دست دادي "

594
00:41:05,140 --> 00:41:09,837
" و چيزي که تو براش ميجنگي ؛ آرامشه "

595
00:41:10,955 --> 00:41:14,551
" آيا هنوزم عاشقم هستي ؟ "

596
00:41:14,552 --> 00:41:16,152
متاسفم ؛ بدجوري دستم به کار بنده ؛ "
. " نتونستم خودمو برسونم

597
00:41:16,176 --> 00:41:20,144
" يا عاشق يکي ديگه هستي ؟ "

598
00:41:22,373 --> 00:41:26,668
" ببينم ؛ تو از اون آدم هاي خيال باف هستي ؟ "

599
00:41:26,769 --> 00:41:31,072
" خودتو جاي من بذار "

600
00:41:31,248 --> 00:41:36,007
" حواست باشه چه آرزويي ميکني عشقم "

601
00:41:36,108 --> 00:41:38,871
" دارم يه سرنخو دنبال ميکنم ؛ منم کلا نتونستم اونجا برم "

602
00:41:38,872 --> 00:41:43,355
" چونکه تو آدم خيال بافي هستي "

603
00:41:43,456 --> 00:41:47,582
" خودتو جاي من بذار "

604
00:41:47,783 --> 00:41:52,048
" حواست باشه چه آرزويي ميکني عشقم "

605
00:41:55,325 --> 00:42:03,325
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

