﻿1
00:00:02,088 --> 00:00:04,332
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:04,412 --> 00:00:06,473
همه ي اينا بخاطر " برينياکِ"ـه ؛ مگه نه ؟

3
00:00:06,474 --> 00:00:09,126
کلارک " يه بارم شده ؛ از دلِ يه حادثه ي وحشتناک "
. دستاوردي خوب ؛ بيرون اومده

4
00:00:09,150 --> 00:00:11,196
انتخاب کردم که بهش به عنوان
. يه هديه نگاه کنم

5
00:00:11,333 --> 00:00:13,653
. انتخاب کردي که منو به مبارزه بطلبي

6
00:00:13,744 --> 00:00:17,487
اين به مبارزه طلبي ؛
. نميتونه بدون عواقب باشه

7
00:00:19,091 --> 00:00:22,437
بخاطر اينکه " جور-ال " ؛ " برينياک "  رو ساخته ؛
. فکر کنم خودش هم بتونه آلودگي تو رو برطرف کنه

8
00:00:22,461 --> 00:00:24,778
و فکر کنم که ميتونم
. جور-ال " و دِژ رو بازسازي کنم "

9
00:00:24,779 --> 00:00:26,744
. فقط بايد اون کيريستال رو پس بگيرم

10
00:00:27,336 --> 00:00:31,298
بعدازاين همه سال که اين رازو نگه داشتي
واسه چي داري بهم ميگي ؟

11
00:00:31,336 --> 00:00:34,058
. حس ميکنم تو براي من فرستاده شدي -
! عاليه -

12
00:00:34,459 --> 00:00:38,863
کلارک " ؛ نميدوني چقدر از زندگيمو "
. صرف محافظت از رازِ تو کردم

13
00:00:40,944 --> 00:00:43,037
. کلويي " ؛ ديگه کافيه "

14
00:00:43,420 --> 00:00:47,787
کلويي " ؛ تا زانو درگير وضعيتهايي شده
. که از درک و فهم انسانها خارجه

15
00:00:47,849 --> 00:00:50,647
به عنوان بهترين دوستش ؛ بايد قبل از اينکه
. صدمه ببينه ، جلوشو بگيري

16
00:00:50,709 --> 00:00:54,259
بخاطر اين کمک کردي چونکه يه جور
. . التزام اخلاقيه که داري

17
00:00:54,334 --> 00:00:56,711
يا اينکه کمک کردنت ؛ . .
دلايل بيشتري داره ؟

18
00:00:56,861 --> 00:00:59,800
فکر کنم بهتره که
. چند وقتي نبينمت

19
00:01:02,021 --> 00:01:03,946
. اينم کارمو راه ميندازه -
. " لوييس " -

20
00:01:04,697 --> 00:01:06,482
. خودتو نميشناسي

21
00:01:06,483 --> 00:01:09,064
. . تو به صورت يه ماده ي ژنتيکي به زمين رسيدي

22
00:01:09,065 --> 00:01:11,701
ماده اي که شمامل قوي ترين اشکال حيات
. در سيارمون ميشدن

23
00:01:11,702 --> 00:01:16,902
وقتش که برسه ؛ تو به . .
. آخرين نابودگر زمين ، تبديل خواهي شد

24
00:01:19,015 --> 00:01:23,118
بهم اطمينان کن پسرم ، که اونچه ميکُشتِت ؛
. قوي ترت هم ميکنه

25
00:01:36,728 --> 00:01:39,601
صبحانه توي رختخواب ؛
. واسه عروس خوشگل آينده ام

26
00:01:40,002 --> 00:01:43,448
حتي يه فنجون قهوه ي مخصوص با شمارش گر
. معکوسِ روز عروسي درست کردم

27
00:01:43,497 --> 00:01:46,981
دو جور دونه ي قهوه ي مخصوصو باهمديگه مخلوط کردم
. تا مزه ي مخصوص ازدواج از توش حس بشه

28
00:01:47,018 --> 00:01:49,835
. " متشکرم " جيمي -
. خواهش ميکنم -

29
00:01:51,045 --> 00:01:54,049
ميدوني ؛ يک هفته به مراسم ازدواج مونده
. . و ما هنوز

30
00:01:54,077 --> 00:01:56,246
داريم نامه هاي مردم که قبول کردن
. توي مراسم عروسي شرکت کننو دريافت ميکنيم

31
00:01:56,252 --> 00:01:58,354
باهات شرط ميبندم اينايي که دارن دير
. . به دعوت نامه جواب ميدن

32
00:01:58,355 --> 00:02:01,288
قبلا هرگز توي زندگيشون ؛ . .
. ترتيب چيدن صندلي هاي عروسي رو تجربه نکردن

33
00:02:02,225 --> 00:02:06,056
و يکي از مهمونامون ؛ به طرز آشکاري
. غيبت حس ميشه

34
00:02:12,341 --> 00:02:13,341
کي ؟

35
00:02:15,962 --> 00:02:18,516
دوست قديمي ؛
. . معشوق " کلارک " ؛

36
00:02:18,517 --> 00:02:21,558
با عجله شهرو ترک کرد ؛ ظاهرا هرگز ديگه
. ازش خبري نميشه

37
00:02:21,559 --> 00:02:23,633
. " درسته ؛ " لانا

38
00:02:23,929 --> 00:02:26,577
. صداتو نشنيدم

39
00:02:29,180 --> 00:02:30,852
حالت خوبه ؟

40
00:02:30,853 --> 00:02:33,039
آره ، چطور مگه ؟

41
00:02:33,679 --> 00:02:36,205
. اين اواخر زياد چيزا رو فراموش ميکني

42
00:02:36,206 --> 00:02:38,121
اگه يه بار ديگه اسمِ گلفروشو فراموش کني ؛

43
00:02:38,156 --> 00:02:40,554
فکر کنم بجاي گل ؛ بهمون
. سرخس هاي لِه شده ميده

44
00:02:41,089 --> 00:02:43,277
. يکم فکرم مشغوله و حواسم پرت شده

45
00:02:43,343 --> 00:02:46,873
فکر کنم دچار وحشتِ قبل از
. مراسم ازدواج شدم

46
00:02:50,207 --> 00:02:53,841
. جاي سختش . . ديگه تموم شده

47
00:02:53,883 --> 00:02:57,959
به اين مراسم عروسي ؛ به ديدِ
. يه روز بزرگ مقدس واسه هردومون فکر کن

48
00:02:58,474 --> 00:03:01,141
يه طورايي مثل همون مهموني نامزدي ؛
. فقط با مهموناي بيشتر

49
00:03:02,839 --> 00:03:03,975
باشه ؟

50
00:03:10,616 --> 00:03:12,814
چطوره يه استراحت کوچکي بکنيم ؟

51
00:03:12,815 --> 00:03:16,596
فکر ميکردم هدف مهموني نامزدي اينه که
. از " مهموني " لذت ببريم

52
00:03:16,597 --> 00:03:19,793
فقط ميخوام دو دقيقه باهات تنها باشم ؛ امروز
. .  آدماي زيادي اينجا بغلم کردن

53
00:03:19,794 --> 00:03:22,319
طوري که حس ميکنم با همه ؛
. بجز تو نامزدم

54
00:03:23,917 --> 00:03:28,067
راست ميگي ؛ شب داره به سرعتِ فلش دوربين
ميگذره و به آخر ميرسه ، مگه نه ؟

55
00:03:28,068 --> 00:03:30,407
بخاطر همينه که نميتونيم
. رقص رو از دست بديم

56
00:03:31,571 --> 00:03:33,515
. " عاشقتم ؛ " جيمي

57
00:03:55,204 --> 00:03:58,199
جيمي " چه خبره ؟ "
. مراسم که اينطوري نبود

58
00:04:28,003 --> 00:04:30,331
حالت خوبه ؟
. يه لحظه از حال رفتي

59
00:04:31,331 --> 00:04:33,697
سردرد داري ؟
ميخواي برات دکتر خبر کنم ؟

60
00:04:34,962 --> 00:04:36,977
! از آپارتمانم برو بيرون

61
00:04:37,474 --> 00:04:41,446
کلويي " ؛ منم ، " جيمي " ؛ "
. نامزدت

62
00:04:41,447 --> 00:04:44,385
. فکر کنم نامزدمو يادم بياد

63
00:04:44,930 --> 00:04:47,634
قبلا هرگز تو رو
. توي زندگيم نديدم

64
00:04:52,608 --> 00:04:57,809
" اسمالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت نهم "
" بي پايان "

65
00:04:57,810 --> 00:05:48,251
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

66
00:05:50,175 --> 00:05:53,565
. " وضعيت اورژانسي " سي.کِي
. تمام دنيام از هم پاشيد

67
00:05:53,566 --> 00:05:56,635
. جيمي " ؛ آروم "
چي شده ؟

68
00:05:56,636 --> 00:05:58,542
. . به عنوان شوهر آينده ي  " کلويي " ؛

69
00:05:58,543 --> 00:06:02,183
فکر ميکردم ميتونم کِشتيشو از هر طوفاني به سلامت
. . .عبور بودم ؛ در بيماري و در سلامتي ؛ اما

70
00:06:03,034 --> 00:06:05,691
اما يه موج عروسي خيلي بزرگ
. بهم خورده و از پا دراومدم

71
00:06:05,692 --> 00:06:08,287
همه اش يه هفته تا عروسي مونده ؛
. احتمالا استرس گرفته

72
00:06:08,288 --> 00:06:10,306
. . منم همين فکرو کردم ، اما

73
00:06:10,550 --> 00:06:12,700
. داره خيلي چيزا رو فراموش ميکنه . .

74
00:06:12,701 --> 00:06:14,689
. . از چيزاي کوچيک شروع شد

75
00:06:14,690 --> 00:06:18,330
مثلا جلسه هاشو فراموش ميکرد ؛ اسم يکي رو ؛
. . اسم يه مکاني رو ؛ از اين جور چيزا ؛ اما امروز

76
00:06:19,549 --> 00:06:21,643
. حتي منو نشناخت . . .

77
00:06:22,367 --> 00:06:24,601
. راستش ازم ترسيد

78
00:06:25,916 --> 00:06:28,226
متوجه علامت ديگه اي هم شدي ؟

79
00:06:29,066 --> 00:06:31,282
بجز فراموشي موضعي ؟

80
00:06:31,776 --> 00:06:34,626
ببين ؛ به محض اينکه يه عکس از خودمون
. . بهش نشون دادم آروم گرفت

81
00:06:34,627 --> 00:06:36,975
اما هنوزم فکر نميکنم که
. منو به يادآورده باشه

82
00:06:37,032 --> 00:06:39,586
. . کلارک " ؛ " کلويي " ؛ اون "

83
00:06:39,587 --> 00:06:41,924
. قبلا يه بيماري اي داشت

84
00:06:42,339 --> 00:06:45,785
. باعث شد يه قدرت خاصي پيدا کنه -
. منظورت قدرت شهاب سنگيشه -

85
00:06:46,110 --> 00:06:47,866
. شفا دادن مردم

86
00:06:47,941 --> 00:06:50,233
پيش خودم گفتم که
. . بايد درمورد قدرتش بهت گفته باشه ، اما

87
00:06:50,892 --> 00:06:53,155
فکر ميکني داشتن اون قدرت
باعث شده مغزش آسيب ببينه  ؟

88
00:06:53,156 --> 00:06:56,235
نميدونم ؛
. ميتونه هردليلي داشته باشه

89
00:06:56,236 --> 00:06:58,640
بايد " کلويي " رو
. پيش دکتر ببريم

90
00:06:59,501 --> 00:07:01,425
ميتوني باهاش صحبت کني ؟

91
00:07:01,636 --> 00:07:04,538
. . ممکنه منو يادش نياد اما

92
00:07:04,679 --> 00:07:06,848
. ممکنه هنوز تو رو بشناسه . . .

93
00:07:18,303 --> 00:07:22,068
ببخشيد ؛ ميشه بهم بگين
کتابخونه ي بيمارستان از کدوم طرفه ؟

94
00:07:22,069 --> 00:07:24,188
انترني ؟ -
. دانشجوي پزشکي -

95
00:07:24,204 --> 00:07:26,529
. دانشگاه متروپوليس -
. بدون شک اون روزا رو فراموش نميکنم -

96
00:07:26,530 --> 00:07:29,205
درمورد چه موضوعي داري تحقيق ميکني ؟ -
. . از دست دادن حافظه -

97
00:07:29,206 --> 00:07:31,826
شوکِ سيناپسي ؛ . .
. ميدوني ، به طور کلي کم کاري مغز

98
00:07:31,827 --> 00:07:33,367
سعي کردم درموردش توي اينترنت
. . مقالاتي رو پيدا کنم

99
00:07:33,391 --> 00:07:36,327
اما مثل اينکه آخرين نتايج تحقيقات انجام شده و به روز
. توي آرشيو بيمارستان متروپوليس موجوده

100
00:07:36,328 --> 00:07:39,403
درسته ؛ پايين راهرو جناحِ شرقي ؛
. درِ دوم

101
00:07:39,404 --> 00:07:40,881
. مرسي -
. موفق باشي -

102
00:07:43,415 --> 00:07:46,044
. راستش داشتم به تو فکر ميکردم

103
00:07:46,045 --> 00:07:50,016
ديويس " ؛ به نظر بدجور خسته مياي ؛ ببينم "
شيف هاي شبِتو زياد کردي ؟

104
00:07:50,017 --> 00:07:52,541
اين روزا  ؛ بيشتر شبيهِ
. فيلم سينمايي " شبِ مُرده ي متحرک " شدم

105
00:07:52,542 --> 00:07:56,191
حواست باشه زامبي ها مغزتو
. واسه صبحانه نخورن

106
00:07:56,192 --> 00:07:58,661
. خودتو نجات بده
. يه کم واسه من ديرشده

107
00:08:00,159 --> 00:08:03,249
قرار بود درمورد گذشته ات
. . تحقيق کنم " ديويس " ؛ من

108
00:08:03,250 --> 00:08:05,388
ميدوني ؛ توپ شيشه ايم ؛ . .
. خوب کار نميکنه

109
00:08:05,389 --> 00:08:09,332
راستش ؛ داشتم بهش فکر ميکردم ؛
. بهتره اونکارو به طور کامل متوقف کني

110
00:08:09,333 --> 00:08:12,579
تصميم گرفتم که
. گذشته رو بيخيال بشم

111
00:08:13,149 --> 00:08:15,703
. . اما يه چيز ديگه اي هم هست " کلويي " ؛

112
00:08:15,704 --> 00:08:18,377
چيزي که از روزي که همديگه رو ديديم
. همينطور دارم بهش فکر ميکنم

113
00:08:18,378 --> 00:08:21,231
ميدوني " ديويس " ؛ واقعا خوشحال ميشم که
. . به حرفات گوش بدم ؛ راستِشو ميگم ؛

114
00:08:21,232 --> 00:08:23,430
. اما ؛ الان ؛ وقت خوبي نيست . . .

115
00:08:24,426 --> 00:08:25,862
. متوجهم

116
00:08:26,640 --> 00:08:29,025
همه چي بين تو و " جيمي " روبراهه ؟

117
00:08:34,701 --> 00:08:37,778
. درسته ؛ نامزدم
. آره

118
00:08:40,294 --> 00:08:42,923
اين اواخر ؛ خيلي کمک حالم بودي ؛

119
00:08:43,158 --> 00:08:46,295
اگه هروقت به چيزي احتياج داشتي ؛
. ميتوني روي کمکم حساب کني

120
00:08:49,614 --> 00:08:52,590
واقعيت اينه که ؛
. . مغزم يه کم از کار افتاده

121
00:08:52,655 --> 00:08:54,251
. به معني واقعي کلمه . . .

122
00:08:54,252 --> 00:08:56,944
بعدا باهات حرف ميزنم ؟ -
. حتما -

123
00:09:10,609 --> 00:09:12,618
" نشانه ها و درمان اختلال فراموشي "

124
00:09:25,345 --> 00:09:27,092
. " اينجام ؛ " کلارک

125
00:09:28,003 --> 00:09:30,388
کلويي " ؛ همه جا داشتم "
. دنبالت ميگشتم

126
00:09:32,521 --> 00:09:35,074
جيمي " ميگه که "
. . . فراموشي گرفتي

127
00:09:35,075 --> 00:09:37,413
و ميگه امروز صبح ؛ . .
. حتي اونو نشناختي

128
00:09:38,497 --> 00:09:40,328
. جيمي " زيادي بزرگش کرده "

129
00:09:40,329 --> 00:09:42,805
پس ميشناسيش ؟ -
! البته -

130
00:09:42,806 --> 00:09:46,687
جيمي اولسن " ؛ موي سر مايل به قرمز ؛ "
. . .  لبخند بانمک ؛ عکاس

131
00:09:46,688 --> 00:09:49,373
خوشش مياد پيرهن هاي
. مخصوص بولينگ رو بپوشه

132
00:09:51,542 --> 00:09:53,335
نامزد " چي ؟ "

133
00:09:54,574 --> 00:09:56,358
. آره ، درسته

134
00:09:56,359 --> 00:09:59,485
روز شنبه ؛ ساعت 6 ؛
. زندگيمونو باهمديگه شروع ميکنيم

135
00:10:00,775 --> 00:10:03,723
کلويي " ؛ جوري به نظرمياد اينگار که "
. داري همه ي اينا رو از روي يه ليست ميخوني

136
00:10:03,724 --> 00:10:05,875
مطمئني همه چي روبراهه ؟

137
00:10:05,876 --> 00:10:08,598
فقط . . يکم حواسم پرته ، ميدوني ؟

138
00:10:08,599 --> 00:10:11,582
بخاطر عوض شدن هاي
. دقيقه نوديه برنامه ي مراسم عروسي

139
00:10:13,996 --> 00:10:16,625
واسه چي وقتي اومدم تو ؛
قفسه ي کتاب ها رو بستي ؟

140
00:10:20,034 --> 00:10:21,527
. دارم تحقيق ميکنم

141
00:10:22,716 --> 00:10:25,326
" حق ويژه ي حفظ اسرار بيمار/درنمانگر "

142
00:10:30,207 --> 00:10:31,888
. " نه ؛ " کلارک

143
00:10:32,427 --> 00:10:34,304
. خواهش ميکنم کاري بهش نداشته باش

144
00:10:34,949 --> 00:10:36,301
باشه ؟

145
00:10:36,801 --> 00:10:39,844
. الان واقعا سرم شلوغه
. هنوز بايد چندتا از برنامه هاي مراسمو رديف کنم

146
00:10:39,845 --> 00:10:42,858
کي ميدونست که 90 نوع روش
براي تا کردن دستمال روميزي وجود داشته باشه ؟

147
00:10:42,859 --> 00:10:44,689
. کلارک " ؛ خواهش ميکنم "

148
00:10:50,351 --> 00:10:52,623
خيلي خوب ، ميدونم که
. عجيب و غريب به نظرمياد

149
00:10:52,624 --> 00:10:54,538
اينجا چه خبره " کلويي " ؟

150
00:10:55,049 --> 00:10:59,674
جيمي " راست ميگه ؛ يه چندتا چيزو "
. . يادم نميومد

151
00:10:59,675 --> 00:11:01,122
چندتا ؟

152
00:11:01,123 --> 00:11:05,300
آره ، خوب ، از اين ديوار ؛ به عنوان
. ديوار قصه ي زندگي " کلويي سوليوان " استفاده ميکنم

153
00:11:05,301 --> 00:11:09,571
و هر وقت که يه چيزي مثل ؛
. . مثلا ؛ نامزدمو فراموش کنم

154
00:11:09,572 --> 00:11:12,494
اينجا ميام تا يادم بياد که چطوري
. باهمديگه ارتباط داريم

155
00:11:12,495 --> 00:11:14,266
کلويي " ؛ به حرفي که ميزني گوش کن ؛ "

156
00:11:14,267 --> 00:11:16,807
مجبور شدي تمام زندگيتو ؛
. روي اين ديوارها پياده کني

157
00:11:17,383 --> 00:11:19,768
. تو يه مشکل خيلي جدي داري

158
00:11:21,403 --> 00:11:23,601
. هنوز تو رو يادمه

159
00:11:28,131 --> 00:11:30,375
. و ؛ تمام چيزي که يادم مياد همينه

160
00:11:30,790 --> 00:11:33,287
. " همه رو فراموش کردم " کلارک

161
00:11:33,288 --> 00:11:36,752
و مجبورم روز به روز بيشتر ؛
. نسبت به مردم احساسات ساختگي نشون بدم

162
00:11:40,107 --> 00:11:44,162
خيلي زود ؛ ديگه " کلويي سابق " ؛
. . وجود خارجي نداره

163
00:11:45,279 --> 00:11:47,164
. فقط يه بدن با بهره ي هوشي خيلي بالا

164
00:11:47,841 --> 00:11:50,310
هردو ميدونيم که
. چه اتفاقي داره برات ميفته

165
00:11:55,904 --> 00:11:58,665
. برينياک " ؛ منو تسخير کرده "

166
00:12:33,733 --> 00:12:35,562
. " هِي ؛ " جيمي

167
00:12:39,041 --> 00:12:40,907
اون ؛ جواب قبول دعوت نامه هاي عروسيته ؟

168
00:12:40,908 --> 00:12:44,037
آخه ميتونستي برام پستش کني و اينطوري
. توي وقتت صرفه جويي کني

169
00:12:44,843 --> 00:12:48,337
ببين ، متاسفم ؛ نميتونم يه جا بند شم و
. . کلويي " هم خونه نيست ، پس "

170
00:12:48,338 --> 00:12:50,021
. آره ، توي شهر ديدمش

171
00:12:50,056 --> 00:12:52,843
اسمِ تو که اومد ؛
. رفتارش عجيب شد

172
00:12:52,851 --> 00:12:54,791
همه چي روبراهه ؟

173
00:12:54,826 --> 00:12:59,072
آره ، فقط يه انحراف کوچيکي توي
. نحوه ي چيدمان راهروي عروسي پيش اومده

174
00:13:02,011 --> 00:13:06,565
واقعا عاشقشي ، مگه نه ؟

175
00:13:07,454 --> 00:13:08,684
. آره

176
00:13:08,891 --> 00:13:11,013
. . همونطوريکه " سيناترا " گفت

177
00:13:11,048 --> 00:13:14,605
همون چيزيه که هميشه آرزوشو داشتم  ؛
. و هرآنچه ستايش ميکنم و بهش عشق ميورزم

178
00:13:15,771 --> 00:13:17,574
ميفهمي چي ميگم ؟

179
00:13:19,895 --> 00:13:21,404
. آره ، متوجهم

180
00:13:22,765 --> 00:13:24,410
. آره ؛ متوجهم

181
00:13:24,445 --> 00:13:27,680
متاسفم که نميتونم
. توي مراسمتون حضور داشته باشم

182
00:13:28,274 --> 00:13:30,912
خوب ، ميدوني ، برخلاف بعضي از
. . افراد خانواده ي گسترده ام

183
00:13:30,933 --> 00:13:34,275
خوشحال نميشم که اسمِتو بين اسامي افرادي که
. توي مراسم حاضر نشدن قراربدم

184
00:13:34,651 --> 00:13:38,435
متاسفم که نميتونم بيام ؛ اما ؛
ميشه يه لطفي بهم بکني ؟

185
00:13:38,436 --> 00:13:41,515
ميشه به جاي من ؛
به " کلويي " بگي که نميتونم بيام ؟

186
00:13:41,603 --> 00:13:44,051
. باشه ؛ مشکلي نيست

187
00:13:50,397 --> 00:13:52,444
. اون دختر فوق العاده ايه

188
00:13:53,413 --> 00:13:55,254
. مراقبش باش

189
00:13:59,342 --> 00:14:01,501
. سعي دارم همونکارو بکنم

190
00:14:05,201 --> 00:14:07,576
. برينياک " هميشه يه هدف براي خودش داره "

191
00:14:07,577 --> 00:14:10,931
از امروز صبح که آخرين خاطراتتو از " جيمي " ؛
از دست دادي ؛ چيزي يادت نمياد ؟

192
00:14:10,936 --> 00:14:14,100
هربار که سعي ميکنم به کسي که فراموشش کردم فکر کنم
. . اينطوري ميشه که

193
00:14:14,135 --> 00:14:16,374
گروه زيادي از نمادهاي کريپتوني اي که نميفهمَمِشون
. توي ذهنم پيدا ميشن

194
00:14:16,382 --> 00:14:19,051
مثل اين که 100 برابر مساحت ميدان تايمز ؛
. توي سرم نماد بياد

195
00:14:19,102 --> 00:14:22,203
برينياک " داره حافظه ي تو رو "
. اطلاعات کريپتوني جابجا ميکنه

196
00:14:22,204 --> 00:14:25,574
درسته ؛ و اين يکي نماد ؛ به طور مرتب
. داره توي ذهنم تکرار ميشه

197
00:14:27,116 --> 00:14:29,413
. اين ؛ نمادِ " فنا " هست

198
00:14:31,284 --> 00:14:33,913
فکر ميکني " برينياک " داره
پيام خاصي برام ميفرسته ؟

199
00:14:33,993 --> 00:14:36,792
هرکاري که اون داره انجام ميده " کلويي " ؛
. بايد جلوشو بگيريم

200
00:14:37,148 --> 00:14:38,981
. جور-ال " ؛ " برينياک " رو ساخته "

201
00:14:39,016 --> 00:14:41,656
وقتي " کارا " حافظشو از دست داد ؛
. جور-ال " حافظشو براش برگردوند "

202
00:14:41,845 --> 00:14:43,823
اگه کيريستال رو
. . به قطب شمال ببرم

203
00:14:43,858 --> 00:14:46,024
و دِژ رو از نو بسازم ؛ ممکنه که
. جور-ال " بتونه به تو هم کمک کنه "

204
00:14:46,025 --> 00:14:49,593
يا اينکه ممکنه همه ي قدرتهاتو بگيره و
. دوباره توي اون قلعه ي يخي زندانيت کنه

205
00:14:49,594 --> 00:14:51,521
. " مهم نيست " کلويي

206
00:14:51,522 --> 00:14:54,406
. بايد اينکارو بکنم -
. " و منم بايد باهات روراست باشم " کلارک -

207
00:14:54,407 --> 00:14:56,982
دقيقا به همين دليل بود که بهت نگفتم
. چه اتفاقي داره برام ميفته

208
00:14:56,983 --> 00:14:58,976
. . چونکه ميدونستم ميري قطب شمال

209
00:14:58,977 --> 00:15:01,247
بدون اينکه به هيچ کدوم از عواقبي که
. اون کار داره فکر کني

210
00:15:01,271 --> 00:15:04,987
کلارک " ؛ آخرين باري که به اين کيريستال دست زدي "
. فرستادت به منطقه ي شبح

211
00:15:04,988 --> 00:15:07,418
تا اونجايي که ميدونيم ؛ امکانش هست که
. لِکس " اينو واست فرستاده باشه "

212
00:15:07,419 --> 00:15:10,511
امکانش هست که هنوز داره سعي ميکنه
. از هرجايي که هست تو رو کنترل کنه

213
00:15:11,790 --> 00:15:15,030
از سعي نميکردي ازم محافظت کني
. هيچ کدوم اينا اتفاق نميفتادن

214
00:15:16,240 --> 00:15:20,250
هرکسي که رازِ منو ميدونه ؛ دستِ آخر يا ازم دور شدن
. يا اينکه جونشونو از دست دادن

215
00:15:20,878 --> 00:15:25,629
پدرم ؛ " پيت " ؛ . . . ؛
. " لانا " ؛ " ليونل " ؛ حتي " لِکس "

216
00:15:28,915 --> 00:15:31,827
کلويي " ؛ اجازه نميدم رازم ؛ "
. زندگي تو رو هم نابود کنه

217
00:15:31,862 --> 00:15:36,001
شبي که ديدم با دست خالي اون ماشينو گرفتي ؛
. زندگيمو عوض کرد

218
00:15:36,136 --> 00:15:37,740
. به سمت بهتر شدن

219
00:15:37,799 --> 00:15:41,361
کلارک " ؛ به لطف تو ؛ تونستم "
. يه اثر واقعي روي دنيا بذارم

220
00:15:41,707 --> 00:15:44,176
حاضر نيستم همچين دستاوردي رو
. با هيچي عوض کنم

221
00:15:58,736 --> 00:16:00,773
. کلارک " از سر راه برو کنار "

222
00:16:06,696 --> 00:16:08,461
. خداي من

223
00:16:18,127 --> 00:16:20,274
. کلويي " ؛ بيدار شو "

224
00:16:26,206 --> 00:16:27,931
حالت خوبه ؟

225
00:16:27,966 --> 00:16:31,963
. آره ؛ سرم مثل توپ واليبال تو المپيک چرخ خورد

226
00:16:31,983 --> 00:16:33,908
. دوباره از هوش رفتي

227
00:16:34,875 --> 00:16:36,992
. يالا
. بشين

228
00:16:39,754 --> 00:16:41,411
يه خاطره ي ديگه رو از دست دادي ؟

229
00:16:41,446 --> 00:16:44,606
نه ؛ فکر کنم قبل از اينکه اون خاطره به طور کامل
. ناپديد بشه ؛ تو منو بيدار کردي

230
00:16:45,036 --> 00:16:47,181
. . فکر کنم هرچقدر بيشتر به کسي فکر کنم

231
00:16:47,182 --> 00:16:50,546
. حافظه امو بيشتر درموردشون از دست ميدم

232
00:16:55,849 --> 00:16:57,915
قبل از اينکه از هوش بري ؛
. . داشتي درمورد

233
00:16:57,916 --> 00:17:00,481
اولين باري که منو وقتي داشتم از قدرتهام
. استفاده ميکردم ديدي ؛ صحبت ميکردي

234
00:17:00,505 --> 00:17:02,280
قدرت ها ؟

235
00:17:03,653 --> 00:17:08,104
مثل اين قدرت که قبل از اين که از خيابون رَد بشي
اول دوطرفو نگاه ميکني ؟

236
00:17:08,890 --> 00:17:12,060
کلارک " ؛ فقط همين يادم مياد که پشت "
. . يه تعداد تجهيزات ساختماني قايم شدم و

237
00:17:12,061 --> 00:17:15,275
تو رو تماشا کردم که . .
. وسط جاده ايستاده بودي

238
00:17:15,996 --> 00:17:18,344
چيزي درمورد کنترل ماشين يادت نمياد ؟

239
00:17:20,946 --> 00:17:23,469
مگه اونشب ماشين بهت زد ؟

240
00:17:26,793 --> 00:17:29,853
خداي من ؛ کم کم دارم همه چيزو
. درمورد تو هم فراموش ميکنم

241
00:17:29,854 --> 00:17:32,013
اسم " کال-ال " رو يادت مياد ؟

242
00:17:36,867 --> 00:17:38,220
بايد يادم بياد ؟

243
00:17:38,850 --> 00:17:42,272
کريپتون " چي ؟ يا " برينياک " ؟ " -
! " برينياک " -

244
00:17:42,382 --> 00:17:45,086
. بچه که بودم مردم به اون اسم صدام ميکردن

245
00:17:46,543 --> 00:17:47,774
درسته ؟

246
00:17:51,732 --> 00:17:55,295
چيه ؟ حالا يه چيز خيلي مهم رو فراموش کردم ؛
چيو يادم نمياد ؟

247
00:17:55,359 --> 00:17:56,965
. . ببين ؛ " کلارک " ؛

248
00:17:58,721 --> 00:18:00,742
. اين از دست دادن حافظه ، متوقف نميشه

249
00:18:00,916 --> 00:18:02,982
. دارم تمام خاطراتمو از دست ميدم

250
00:18:04,499 --> 00:18:06,534
. کلويي " ؛ همه چي درست ميشه "

251
00:18:06,670 --> 00:18:08,911
. اما بايد بهم اطمينان کني

252
00:18:08,912 --> 00:18:11,634
يکي رو ميشناسم که ميتونه کمکمون کنه ؛
. . اما بايد اينجا بموني و آروم باشي

253
00:18:11,635 --> 00:18:13,648
. و من ميرم باهاش صحبت ميکنم . . -
. " نه ؛ " کلارک -

254
00:18:13,672 --> 00:18:15,469
نرو ؛ خواهش ميکنم ؛
. تنهام نذار

255
00:18:15,733 --> 00:18:18,501
اگه وقتي نيستي ؛
همه چيو درموردت فراموش کنم چي ؟

256
00:18:22,744 --> 00:18:23,955
. بيا

257
00:18:30,721 --> 00:18:32,674
. شايد اين کمکت کنه

258
00:18:38,116 --> 00:18:40,727
. " نميذارم هيچ اتفاق بدي برات بيفته " کلويي

259
00:18:40,727 --> 00:18:50,727
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

260
00:19:44,602 --> 00:19:46,806
. " منم ؛ . . . " جيمي

261
00:19:48,339 --> 00:19:51,898
عکساي بيشتري از خودمون آوردم ؛
. . واسه وقتي که اگه

262
00:19:52,860 --> 00:19:56,729
. منو نشناسي بتونيم استفادشون کنيم . . -
. جيمي " ؛ من تو رو يادمه " -

263
00:20:00,587 --> 00:20:02,260
منو ميشناسي ؟

264
00:20:04,430 --> 00:20:07,594
بابت حمله ي امروز صبح که بخاطر فشار برگزاري
. مراسم عروسي بود ازت معذرت ميخوام

265
00:20:13,140 --> 00:20:15,723
. فکر کردم واقعا از دستِت دادم

266
00:20:15,747 --> 00:20:22,747
‫سینمافریک در شبکه های اجتماعی
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

267
00:20:31,058 --> 00:20:33,481
عشقو احساس نميکني ، درسته ؟

268
00:20:37,148 --> 00:20:41,356
واقعيت اينه که ؛ اين روزا ؛
. نسبت به هيچ عکس ، هيچ احساس خاصي ندارم

269
00:20:41,357 --> 00:20:44,420
مثل اينه که شماها رو از روي
. پروفايلي که تو فيس بوک دارين ميشناسم

270
00:20:44,700 --> 00:20:49,413
کلارک " ؛ يکي از معدود دوستاييه که هنوزم "
. ازش خاطره دارم

271
00:20:49,959 --> 00:20:52,168
فکر کردم قبل از اينکه تمام خاطراتِتو درمورد
. . مردي که قراره باهاش ازدواج کني از دست بدي

272
00:20:52,169 --> 00:20:55,090
يه چندتايي خاطره رو هم درمورد اون . .
. از دست ميدي

273
00:20:58,649 --> 00:21:01,654
اما مهمترين چيز اينه که
. به طور کامل حافظتو ازدست ندادي

274
00:21:03,319 --> 00:21:04,539
. هنوز

275
00:21:04,633 --> 00:21:06,845
. کلويي " ؛ بايد دکتر بري "

276
00:21:06,846 --> 00:21:09,210
براي امروز بعدازظهر ؛ يه قرارملاقات
. . با يکي از

277
00:21:09,211 --> 00:21:11,546
بهترين عصب شناس هاي متروپوليس
. برات گذاشتم

278
00:21:11,547 --> 00:21:14,508
کلارک " بهم گفت تا وقتي ميره برام کمک بياره"
. همينجامنتظرش بمونم

279
00:21:14,509 --> 00:21:15,779
. نه

280
00:21:15,780 --> 00:21:18,110
نه ؛ نميدونم واسه چي
. . تو رو اينجا تنها گذاشته و رفته

281
00:21:18,133 --> 00:21:20,607
اما ؛ برات يه کمک واقعي . .
. خبر ميکنيم

282
00:21:22,753 --> 00:21:24,791
. گفت بهش اطمينان کنم

283
00:21:27,547 --> 00:21:29,106
. عکسا

284
00:21:29,953 --> 00:21:32,849
اونا نميتونن احساسات رو يادت بيارن ؛
. اما بهت دروغ هم نميگن

285
00:21:33,383 --> 00:21:35,205
. اينا رو ببين

286
00:21:42,780 --> 00:21:45,625
زماني بود که اينقدر بهم اطمينان داشتي
. که باهام ازدواج کني

287
00:21:48,159 --> 00:21:50,272
. " خواهش ميکنم ؛ " کلويي

288
00:21:52,392 --> 00:21:54,402
. الان ؛ بهم اطمينان کن

289
00:22:12,003 --> 00:22:14,245
. به خونه خوش آمدي ، پسرم

290
00:22:15,637 --> 00:22:16,998
خونه ؟

291
00:22:18,416 --> 00:22:21,233
منم خواستم به اينجا ؛
. " به ديدِ خونه نگاه کنم " جور-ال

292
00:22:23,102 --> 00:22:26,839
خواستم بيشتر درمورد خانواده ام و
. سرنوشتم ياد بگيرم

293
00:22:27,311 --> 00:22:29,693
. و بعدش ؛ همه ي اونا رو ازم گرفتي

294
00:22:29,694 --> 00:22:33,922
قلعه رو طوري برنامه ريزي کرده بودم که اگه تو
. . تبديل به خطري براي اين سياره شدي

295
00:22:33,923 --> 00:22:36,568
قدرتهاتو ازت بگيره و بعدشم . .
. خودشو نابود کنه

296
00:22:37,136 --> 00:22:41,119
وقتي اينجا فرستاديم ؛ نميدونستي که بعدها
. چطور از قدرتهام استفاده خواهم کرد

297
00:22:41,120 --> 00:22:42,925
. بهم اطمينان کردي

298
00:22:43,278 --> 00:22:45,587
. . وقتي به اطمينانت خيانت کردم

299
00:22:45,697 --> 00:22:49,542
حاضر بودي تنها پسرتو قرباني کني
. تا اين سياره رو نجات بدي

300
00:22:50,193 --> 00:22:53,733
اما الان ميدونم که محافظت از مردم
. . درواقعي چه معني اي ميده

301
00:22:53,734 --> 00:22:56,296
و اون به معني فقط محافظت از
. خانواده و دوستام نيست

302
00:22:57,928 --> 00:23:01,129
. پيشرفت هاي زيادي کردي ؛ پسرم

303
00:23:02,848 --> 00:23:05,055
. يه چيزي بايد عوض بشه

304
00:23:05,769 --> 00:23:09,496
تو منو پسرم صدا ميکني ؛
. اما مثل دشمنت باهام رفتار ميکني

305
00:23:10,783 --> 00:23:14,221
فکر کنم وقتش رسيده دست از تنبيه کردنم برداري
. و دوباره بهم اطمينان کني

306
00:23:14,222 --> 00:23:16,144
. " بزرگ شدي " کال-ال

307
00:23:16,148 --> 00:23:18,828
آزمايش ها و امتحانايي که ازت گرفتم
. باعث شدن به بلوغ فکري برسي

308
00:23:18,893 --> 00:23:21,382
. " آزمايشام هنوز تموم نشدن " جور-ال

309
00:23:21,565 --> 00:23:23,912
. برينياک " ؛ نابود نشده "

310
00:23:25,496 --> 00:23:29,280
تونسته يکي از دوستامو آلوده کنه ؛
. و حالا داره بدنشو تصاحب ميکنه

311
00:23:30,157 --> 00:23:31,898
. به کمکت احتياج دارم

312
00:23:31,899 --> 00:23:35,042
. . ميتونم اون رمز کريپتوني اي که

313
00:23:35,077 --> 00:23:39,109
داره ذهن دوستِتو نابود ميکنه رو
. . به خاطرات انسانيش برگردونم

314
00:23:39,306 --> 00:23:44,339
اما ؛ موجودي که " برينياک " صداش ميکني
. کاملا غيرقابل پيش بينيه

315
00:23:44,340 --> 00:23:47,601
اون موجود ؛ تهديد عظيمي
. براي تمام ماست

316
00:23:47,656 --> 00:23:50,952
هيچ راهي براي دونستن اين که
. نتيجه چه خواهد بود وجود نداره

317
00:23:51,864 --> 00:23:54,793
آماده اي که اون خطرو به جون بخري ؟

318
00:24:07,568 --> 00:24:10,073
هيچ توصيه اي براي کسي که
اولين باره " ام.آر.آي " ميکنه ندارين ؟

319
00:24:10,074 --> 00:24:11,735
. خيلي طول نميکِشه

320
00:24:11,770 --> 00:24:15,250
بهترين کاري که ميتوني انجام بدي اينه که چشاتو ببندي
. و به جايي فکر کني که خوشحالت ميکنه

321
00:24:21,011 --> 00:24:22,466
. خيلي خوب

322
00:24:42,252 --> 00:24:44,680
. " جاي قشنگيه " کلارک

323
00:24:45,900 --> 00:24:49,449
شب ها جاسوسي همسايه هارو ميکني ؟

324
00:24:50,028 --> 00:24:53,973
. نه ؛ از رصدکردن ستاره ها خوشم مياد

325
00:24:56,166 --> 00:24:59,191
فکر کنم تو يه کشاورز محترم واقعي هستي

326
00:24:59,658 --> 00:25:02,644
امرسون " و " ثورو " نميتونن هيچ "
. انگي بهت بچسبونن

327
00:25:03,712 --> 00:25:06,957
. من خيلي مطالعه ميکنم

328
00:25:08,312 --> 00:25:11,270
. راستش . . عاشق خوندنم

329
00:25:12,246 --> 00:25:14,948
وقت زيادي براي
. دوست پيدا کردن ندارم

330
00:25:14,949 --> 00:25:17,619
پدرم حسابي با کاراي روزمره ي مزرعه
. سرمو شلوغ نگه ميداره

331
00:25:17,786 --> 00:25:20,894
. وقتي خيلي کوچيک بودم ؛ مادرم ؛ ترکم کرد

332
00:25:21,797 --> 00:25:23,647
. . بعدش

333
00:25:24,131 --> 00:25:27,023
. . از با اوناي ديگه دوست شدن ميترسيدم چونکه

334
00:25:27,434 --> 00:25:30,852
هميشه فکر ميکردم اونا هم . .
. يه روزي ترکم ميکنن و ميرن

335
00:25:31,990 --> 00:25:35,098
. پس ، تمام وقتمو به کتاب خوندن اختصاص دادم

336
00:25:35,272 --> 00:25:39,142
گرچه فکر کنم يکي از کتابهاي مورد علاقمو
. موقع اساس کِشي گم کردم

337
00:25:39,255 --> 00:25:41,837
" داستانهاي عجيب و غير قابل توضيح "

338
00:25:42,793 --> 00:25:45,319
يه حسي بهم ميگه اينجا ؛ تو محله ي
. . نورمن راکول " ؛ "

339
00:25:45,320 --> 00:25:49,666
با اتفاقات عجيب و بدون توضيحي زيادي
. روبرو نميشم

340
00:25:52,704 --> 00:25:55,464
. اسمالويل " ؛ بيشتر از چندتا گاوداريه "

341
00:25:55,465 --> 00:25:57,896
. کتابخونه ي عمومي خيلي سطح بالايي داريم

342
00:26:01,386 --> 00:26:03,621
" داستانهاي عجيب و غير قابل توضيح "

343
00:26:09,416 --> 00:26:11,238
اون ديگه واسه چي بود ؟

344
00:26:11,239 --> 00:26:14,674
. ميدونم تمام روز داشتي بهش فکر ميکردي

345
00:26:14,762 --> 00:26:19,561
پس ، گفتم اينو از سر راهمون برداريم و
. باهمديگه دوست بشيم

346
00:26:34,195 --> 00:26:36,853
. نه ؛ دوباره داره اتفاق ميفته

347
00:26:54,698 --> 00:26:57,609
بايد از اينجا برم بيرون و
! وارد يه خاطره ي ديگه بشم

348
00:27:03,596 --> 00:27:05,849
. " پنج شنبه ي تاريک " -
! " کلويي " -

349
00:27:07,589 --> 00:27:09,918
چه اتفاقي داره ميفته ؟
. تمام چراغهاي تو خيابون خاموشن

350
00:27:11,377 --> 00:27:14,157
. خداي من
. هيچ خاطره اي درامان نيست

351
00:27:16,895 --> 00:27:18,481
! همراهم بيا

352
00:27:25,339 --> 00:27:27,602
. " نميتونم از دستت بدم " کلارک

353
00:27:31,037 --> 00:27:33,263
. کلويي " ؛ هرگز تنهات نميذارم "

354
00:27:33,263 --> 00:27:43,263
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

355
00:28:42,860 --> 00:28:44,794
خانم " سوليوان " ؛ حالتون خوبه ؟

356
00:28:45,123 --> 00:28:46,760
چي شده ؟

357
00:28:46,795 --> 00:28:49,037
نميدونم ، به محض اينکه وارد  شد ؛
. . امواج مغزيش متوقف شدن

358
00:28:49,061 --> 00:28:52,026
. و بعدشم دستگاه از کنترل خارج شد . . -
چه خبره ؟ من کجام ؟ -

359
00:28:52,061 --> 00:28:54,734
. تو بيمارستاني
يادت نمياد ؟

360
00:28:55,589 --> 00:28:57,993
. چيزي بجز " ديويس " رو يادم نمياد

361
00:28:58,327 --> 00:29:00,196
. بايد " ديويس " رو پيدا کنم

362
00:29:16,232 --> 00:29:18,998
. خداي من
. خداروشکر که پيدات کردم

363
00:29:19,170 --> 00:29:22,513
. شايد بد نباشه يه کم از شدت فشار کم کني
. آخه من هم زخم ها رو اينقدر محکم نميبندم

364
00:29:22,823 --> 00:29:25,519
. " به دردِسر افتادم " ديويس
. به کمکت احتياج دارم

365
00:29:25,520 --> 00:29:27,174
حالت خوبه ؟ -
. نه -

366
00:29:27,175 --> 00:29:29,805
. اصلا خوب نيستم
. کاملا گم شدم

367
00:29:29,840 --> 00:29:32,024
حتي کُدِ پستيمو نميدونم ؛
. يا اين که پدر و مادرم کي هستن

368
00:29:32,025 --> 00:29:34,455
تنها چيزي که يادم مياد
. اسمِ خودم بعلاوه ي توئه

369
00:29:34,525 --> 00:29:37,554
. باشه
. آروم باش و نفس بکِش

370
00:29:37,828 --> 00:29:40,382
تصادف کردي ؟ -
. نميدونم -

371
00:29:40,383 --> 00:29:43,643
. فکر نکنم . نه
. . دستا و پاهام صحيح و سالمن

372
00:29:43,731 --> 00:29:46,544
و هيچ دردي هم حس نميکنم ؛ فقط . .
. حافظمو از دست دادم

373
00:29:46,610 --> 00:29:50,271
درست ؛ اما چطور منو يادت مياد ؟ -
. نميدونم ، يادم مياد ديگه -

374
00:29:50,318 --> 00:29:54,027
اما فقط تو رو يادم مياد ؛ مثل اينکه تو ؛
. تمام دنيام هستي

375
00:29:54,818 --> 00:29:57,485
گوش کن " کلويي " ؛
. بايد دوستاتو خبر کنيم

376
00:29:57,486 --> 00:30:00,020
نه ، نه ، نه ! هيچ کدوم از دوستامو يادم نمياد

377
00:30:00,021 --> 00:30:02,464
! ديويس " ؛ به کسي جز تو اطمينان ندارم "

378
00:30:02,673 --> 00:30:05,603
. خيلي ترسيدم
چه اتفاقي داره برام ميفته ؟

379
00:30:05,845 --> 00:30:09,244
. " نگران نباش " کلويي
. الان ديگه خطري تهديدت نميکنه

380
00:30:12,481 --> 00:30:14,153
. متشکرم

381
00:30:15,172 --> 00:30:19,501
همونطوريکه امروز صبح گفتم ؛
. هميشه و هميشه پشت و پناهت خواهم بود

382
00:30:24,961 --> 00:30:27,479
وکيل ؟ نخير ، قرار نيست از طرف
. . هيچ وکيلي باهاتون صحبت بشه

383
00:30:27,480 --> 00:30:30,492
. از تمام مراجع قانوني ممکن ؛ دنبالتون ميفتم -
جيمي " ؛ " کلويي " کجاس ؟ " -

384
00:30:30,527 --> 00:30:33,504
براي انجام " ام.آر.آي " ؛ بردمش بيمارستانِ
. عمومي متروپوليس ؛ اما بيمارستان گمش کرده

385
00:30:33,505 --> 00:30:35,340
به محض اينکه از دستگاه آوردنش بيرون
. از اونجا فرار کرده

386
00:30:35,347 --> 00:30:37,147
واسه چي از طويله بيرونش بردي ؟

387
00:30:37,148 --> 00:30:38,683
مهمتر اينه که ؛ واسه چي اونجا تنهاش گذاشتي ؛

388
00:30:38,684 --> 00:30:40,925
اونم درحاليکه دقيقه به دقيقه حافظه اش  . .
داشت بيشتر و بيشتر از دست ميرفت " کلارک "؟

389
00:30:40,926 --> 00:30:43,124
رفتم با کسي که امکانش بود بتونه
. بهش کمک کنه حرف بزنم

390
00:30:43,870 --> 00:30:46,590
کلويي " ؛ در شرايطي نبود که تحمل "
. رفتن به يه جاي دور رو داشته باشه

391
00:30:51,746 --> 00:30:54,675
. نبايد ميذاشتم از جلوي چشم دور بشه

392
00:30:56,183 --> 00:30:58,615
هرکاري از دستت براومد
. براي کمک کردنش بهت انجام دادي

393
00:30:59,135 --> 00:31:02,009
خودتو براي چيزي که روش کنترلي نداشتي
. سرزنش نکن

394
00:31:02,613 --> 00:31:05,175
الان ممکنه تو خيابون ها سرگردون باشه
. . درحاليکه

395
00:31:05,176 --> 00:31:07,707
. اصلا نميدونه کي هست و از کجا اومده

396
00:31:08,956 --> 00:31:11,172
اگه پيداش نکنيم چي ؟

397
00:31:11,173 --> 00:31:14,103
اگه باهمديگه همکاري کنيم ؛
. پيداش ميکنيم

398
00:31:14,104 --> 00:31:16,722
ازت ميخوام با اداره ي پليس متروپوليس تماس بگيري
. و سراغ کسي به اسم " جان جونز " رو بگيري

399
00:31:16,723 --> 00:31:18,250
. خودش ميدونه دراينمورد چيکار کنه

400
00:31:18,285 --> 00:31:21,943
در اين بين ؛ منم ميرم متروپوليس
. و خيابونا رو دنبالش ميگردم

401
00:31:24,763 --> 00:31:29,059
. باشه
. . کلارک " ؛ "

402
00:31:32,868 --> 00:31:34,257
. ممنون

403
00:31:40,298 --> 00:31:42,608
. فکر کنم تعطيل کردن

404
00:31:45,891 --> 00:31:48,051
منو نميشناسي ، درسته ؟

405
00:31:48,379 --> 00:31:51,600
گوش کن ؛ نترس ؛ تو اينجا زندگي ميکني ؛
. آپارتمانت طبقه ي بالاس

406
00:31:51,774 --> 00:31:55,285
چرا منو اينجا آوردي ؟
. قول دادي ميتونم پيشت بمونم

407
00:31:55,303 --> 00:31:57,111
کلويي " ؛ چيزي نيست ؛ "
. کلارک " يکي از بهترين دوستاتِه "

408
00:31:57,135 --> 00:32:01,164
. اما فقط تو رو يادمه -
. چيزي نيست ، خطري تهديدت نميکنه ؛ بهم اطمينان کن -

409
00:32:01,165 --> 00:32:03,615
. . کلارک " ، فکر کنم صدايي شنيدم "

410
00:32:07,694 --> 00:32:10,895
. خيلي از ديدنت خوشحالم -
. تو رو نميشناسم -

411
00:32:10,896 --> 00:32:14,182
. جيميِ"ـه ؛ اون ؛ نامزدته " -
. بهم نزديک نشو -

412
00:32:18,035 --> 00:32:21,017
چه بلايي سرش آوردي ؟ -
. اون به فراموشي کامل دچار شده -

413
00:32:21,018 --> 00:32:24,346
فکر کردم دوباره ميخواد فرارکنه ؛ اون ماده ي آرامبخشِ
. قوي رو آورده بودم تا اگه لازم شد بهش تزريق کنم

414
00:32:24,370 --> 00:32:27,694
نميدوني واسه چي تو رو يادش مونده ؟ -
. نه ؛ اما شانس آورديم که منو يادش مونده -

415
00:32:27,695 --> 00:32:30,877
وقتي پيدام کرد ؛ از اتفاقي که داشت براي حافظه اش
. . ميفتاد ترسيده بود ؛ فکر کردم اگه تو رو ببينه

416
00:32:30,878 --> 00:32:32,967
. ممکنه کمک کنه که حافظه اش برگرده . . .

417
00:32:34,318 --> 00:32:36,365
. ممنون که خونه آورديش

418
00:32:36,593 --> 00:32:39,841
. مشکلي نيست
. اينجا ؛ جاييه که بايد باشه

419
00:32:40,091 --> 00:32:42,429
. مثل اينکه به دست آدماي خوبي سپرده شده

420
00:32:42,805 --> 00:32:44,532
. اگه بهم احتياج داشتين خبرم کنين

421
00:32:45,496 --> 00:32:47,651
. بايد به بيمارستان اسمالويل برسونيمش -
. حق با توئه -

422
00:32:47,654 --> 00:32:50,580
من ميبرمش تو ماشين ، تو هم چندتا از وسايلشو بردار ؛
. تو ماشين ميبينمت

423
00:32:50,618 --> 00:32:51,618
. باشه

424
00:33:12,784 --> 00:33:15,601
. " زمان داره به سرعت ميگذره " کال-ال

425
00:33:16,603 --> 00:33:20,058
اگه " کلويي " سعي نميکرد که از من محافظت کنه
. هرگز اينطوري صدمه نميديد

426
00:33:21,212 --> 00:33:25,465
سعي کردم درمورد گفتن حقيقت درمورد خودت
. به اوناي ديگه بهت هشدار بدم

427
00:33:26,891 --> 00:33:29,501
. . حالا که دارم خودمو به خطر بيشتري ميندازم

428
00:33:32,383 --> 00:33:35,068
. براي اون خطرناک تر هم شده . . .

429
00:33:36,766 --> 00:33:40,081
کلويي " لياقت داشتن زندگي بدون وجود "
. سنگيني دونستن رازِ من ؛ روي شونه هاشو داره

430
00:33:41,387 --> 00:33:45,509
وقتي حافظشو برگردوندي ؛
. . نميخوام چيزي درمورد " کريپتون " ؛

431
00:33:46,015 --> 00:33:48,128
. يا هيچ کدوم از قدرتهاي من يادش بياد

432
00:33:48,396 --> 00:33:52,047
ميدونم اين انتخاب آسوني برات نيست پسرم ؛

433
00:33:53,183 --> 00:33:55,490
. اما انجام خواهد شد . . .

434
00:34:02,584 --> 00:34:06,087
تو بهترين دوست و هم پيماني بودي که
. " ميتونستم داشته باشم " کلويي

435
00:34:08,035 --> 00:34:11,565
واقعيت اينه که ؛ تو خيلي بيشتر ؛
. جون منو نجات دادي تا من جونِ تو رو

436
00:34:24,318 --> 00:34:28,534
متاسفم که دوباره به زماني برميگرديم
. که بايد حقيقتو ازت مخفي کنم

437
00:34:33,014 --> 00:34:37,615
اما بهترين راهي که ميتونم ازت محافظت کنم
. اينه که بذارم دنبال زندگيت بري و منو فراموش کني

438
00:35:16,810 --> 00:35:19,237
. جيمي " ؛ تحت تاثير  قرارگرفتم "

439
00:35:19,238 --> 00:35:22,350
تونستي آدماي مجرد ؛ زوجين و
. . خونواده ها رو

440
00:35:22,351 --> 00:35:24,582
درحالي که دوستا و زوجهاي سابق رو از هم
. . روي ميزهاي مختلف جدا جدا پخش کردي

441
00:35:24,583 --> 00:35:27,718
تقسيم کني ؛ و تازه با اين همه کار تونستي
. ميز بچه ها رو از کيک دور نگه داري

442
00:35:28,210 --> 00:35:30,965
. واقعا استاد چيدن ميزي

443
00:35:31,209 --> 00:35:33,482
البته بيشتر استاد چيدن صندلي هاي خالي

444
00:35:33,483 --> 00:35:35,874
اما ؛ حالا که تموم شده ؛
. . ميخوام تا يه مدت خيلي طولاني

445
00:35:35,875 --> 00:35:37,808
هيچ صندلي اي رو ببينم ، يا روشن بشينم يا
. روش بايستم

446
00:35:37,832 --> 00:35:40,365
. پس بيا روي مبل زندگي کنيم

447
00:35:44,858 --> 00:35:45,947
چيه ؟

448
00:35:46,247 --> 00:35:47,853
. تو حرف نداري

449
00:35:47,975 --> 00:35:50,952
تو سريعترين بهبودي خودبخود و
. برگشت حافظه در طول تاريخ رو داشتي

450
00:35:51,605 --> 00:35:54,102
. آره ، دقيقا نميدونم چيکار کردم

451
00:35:54,234 --> 00:35:59,070
يه دقيقه ؛ توي " تالون " ايستاده بودم
. . درحاليکه تو يا " کلارک " رو نميشناختم

452
00:35:59,071 --> 00:36:01,627
و بعدش يه دفعه ي ؛
. . حس کردم يه سوزن خيلي تيز بهم فرو رفت

453
00:36:01,628 --> 00:36:03,530
و چيز بعدي اي که يادم مياد ؛ . .
. . توي بيمارستان به هوش اومدم

454
00:36:03,531 --> 00:36:05,955
و خوشحال از اينکه هردوتاييتونو . .
. کنارم ميديدم

455
00:36:06,259 --> 00:36:10,299
دارم فکر ميکنم که شايد امکانش باشه آمپولي که
. ديويس " بهت زد و بيهوشت کرد باعث برگشت حافظت شده باشه "

456
00:36:10,330 --> 00:36:13,325
. خيلي ساده ؛ به طور قطع يه معجزه بوده

457
00:36:13,641 --> 00:36:18,261
کلارک کِنت " ؛ "
. خوش تيپ ترين ساقدوشِ دامادِ شهر

458
00:36:19,503 --> 00:36:22,451
البته نسبت به داماد خوشگلم ؛
. رتبه ي دوم رو داري ها

459
00:36:22,452 --> 00:36:24,508
. خوشحالم که خطري عروسو تهديد نميکنه

460
00:36:24,509 --> 00:36:26,658
. همه چي به وضع سابق برگشته

461
00:36:30,388 --> 00:36:34,167
بايد برم متروپوليس تا چک گلفروشو
. قبل از اينکه تعطيل کنه بهش بدم

462
00:36:34,590 --> 00:36:36,974
. ميتونم تا شهر برسونمت

463
00:36:36,975 --> 00:36:41,040
شوخيت گرفته ؟ تا شهر دو ساعت طول ميکِشه
. و تو هم مثل پيرزن ها رانندگي ميکني

464
00:36:41,657 --> 00:36:45,263
مطمئني تنهايي مشکلي برات پيش نمياد ؟
. چونکه واقعا خوشحال ميشم همراهت بيام

465
00:36:45,264 --> 00:36:49,074
کاملا صحيح و سالم هستم و خودم تنهايي
. ميتونم گل هاي رُز رو بو بکِشم و انتخاب کنم

466
00:36:51,577 --> 00:36:55,219
بعلاوه ؛ ميزهاي زيادي رو بايد
. . تو مزرعه بچينه

467
00:36:55,220 --> 00:36:59,971
و جدا شک دارم که " کلارک " بتونه تنهايي
. همه ي اون ميزا  رو باخودش ببره توي مزرعه و بچينه

468
00:37:21,588 --> 00:37:24,751
! هِي ، يواشکي از پشتم مياي

469
00:37:24,752 --> 00:37:27,173
ببينم سرنگي چيزي که
توي آستينت قايم نکردي ، هان ؟

470
00:37:27,179 --> 00:37:30,250
. نه ، نه ، نه ؛ هيچ سوزني همراهم ندارم
. متاسفم که مجبور شدم اونکارو باهات بکنم

471
00:37:30,274 --> 00:37:32,968
شوخيت گرفته ؟
. . اگه اون سوزنو بهم نميزدي

472
00:37:32,969 --> 00:37:35,223
هرگز راضي نميشدم که با . .
. کلارک " و " جيمي " برم "

473
00:37:35,337 --> 00:37:39,347
ضمنا ، شنيدم که گفتي
. نميتوني به مراسم عروسي بياي

474
00:37:39,348 --> 00:37:41,346
. واقعا اونجا دلم برات تنگ ميشه اگه نباشي

475
00:37:41,347 --> 00:37:43,167
. کلويي " ؛ دروغ گفتم "

476
00:37:43,479 --> 00:37:46,079
روزي که مراسم عروسي برگذار ميشه ؛
. تو بيمارستان بهم احتياجي ندارن

477
00:37:46,736 --> 00:37:50,145
خواهش ميکنم بهم بگو اين تصميمت ؛
. بخاطر اون همه سختي اي که بهت دادم نيست

478
00:37:50,247 --> 00:37:53,438
. خودت ميدوني که اون روز عقلم سرِجاش نبود -
. نه ، نه -

479
00:37:53,439 --> 00:37:56,321
. به تو ربطي نداره
. تو . . زيبايي

480
00:37:59,015 --> 00:38:01,718
چيزاي زيادي درمورد زندگيم وجود دارن که
. . درحال حاضر متوجهشون نميشم

481
00:38:01,761 --> 00:38:05,064
. .  اما يه چيزي رو بهش شک ندارم . .

482
00:38:06,046 --> 00:38:08,215
. اونم احساسيه که نسبت به تو دارم . . .

483
00:38:09,793 --> 00:38:14,357
نميتونم به مراسم ازدواجتون بيام " کلويي " ؛ بخاطر اينکه
. نميتونم ببينم با مرد اشتباهي ازدواج ميکني

484
00:38:14,763 --> 00:38:18,369
خيلي خوب ، " ديويس " ؛ بايد آروم بري و
. آمبولانسِتو دنده عقب بذاري

485
00:38:18,370 --> 00:38:21,504
اعتراف ميکنم وقتي بار اول همديگه رو ديديم ؛
. يه کشش و جاذبه اي بينمون به وجود اومد

486
00:38:21,505 --> 00:38:25,236
منظورم اينه ؛ تو مهربوني و
. . زندگي مردمو نجات ميدي

487
00:38:25,237 --> 00:38:27,630
. . و اون يونيفرم هم خيلي بهت مياد . .

488
00:38:27,631 --> 00:38:30,211
. و البته که ازت خوشم مياد . .

489
00:38:30,846 --> 00:38:33,905
. اما عاشق " جيمي " هستم -
هستي ؟ واقعا عاشقشي ؟ -

490
00:38:34,635 --> 00:38:37,408
. سعي کردم مثل يه آدم عاقل و بالغ برخورد کنم
. . بخاطر همينم برت گردوندم پيش اون

491
00:38:37,409 --> 00:38:40,340
گرچه با تمام وجود ميخواستم خودم
. ازت مراقبت کنم

492
00:38:41,306 --> 00:38:43,587
. اما بعد ، بهش فکر کردم

493
00:38:43,622 --> 00:38:46,997
وقتي همه ي آدمايي که تو زندگيت بودنو
. . فراموش کرده بودي

494
00:38:46,998 --> 00:38:48,922
براي کمک ، پيش کي رفتي ؟ . . .

495
00:38:48,923 --> 00:38:52,508
سراغ " جيمي " نرفتي ؛ حتي سراغِ
. بهترين دوستِت " کلارک " هم نرفتي

496
00:38:52,509 --> 00:38:54,443
. سراغ من اومدي

497
00:38:56,325 --> 00:38:58,381
. پيش من اومدي

498
00:38:58,663 --> 00:38:59,902
. . ديويس " ؛ من "

499
00:38:59,903 --> 00:39:02,228
يه جور رابطه ي خاص . .
. . بينمون وجود داره " کلويي " ؛

500
00:39:02,229 --> 00:39:05,337
. و ميدونم که تو هم احساسش ميکني . .

501
00:39:14,549 --> 00:39:18,934
. " خيلي خوب ، بس کن " ديويس
. . اين رابطه اي که ميگي

502
00:39:19,152 --> 00:39:21,105
. هرگز ؛ " اين " نبوده که تو فکر ميکني

503
00:39:23,636 --> 00:39:25,608
. متوجهم

504
00:39:27,684 --> 00:39:30,275
. اما آمادگيشو ندارم که فراموشت کنم

505
00:39:35,156 --> 00:39:38,208
. هرچقدر طول بکِشه منتظرت ميمونم

506
00:39:43,845 --> 00:39:45,732
. خودت ميدوني کجا پيدام کني

507
00:39:59,740 --> 00:40:01,214
. " جور-ال "

508
00:40:04,594 --> 00:40:07,251
اومدي بخاطر کاري که کردي
. ازت تشکر کنم

509
00:40:09,032 --> 00:40:12,516
حالا که " کلويي " ديگه حقيقتو درموردم نميدونه
. خيلي امنيت بيشتري داره

510
00:40:13,707 --> 00:40:17,209
فکر کنم دارم کم کم متوجه ميشم که
. با ازدست دادن اون ؛ چه ضرر بزرگي کردم

511
00:40:17,246 --> 00:40:19,847
. انتخاب سختي رو انجام دادي

512
00:40:19,907 --> 00:40:22,301
. " بهت افتخار ميکنم " کال-ال

513
00:40:23,860 --> 00:40:26,658
. اما چيز ديگه اي ذهنتو مشغول کرده

514
00:40:28,057 --> 00:40:31,765
ميدونم که " برينياک " رو شکست داديم اما
. ممکنه مشکل ديگه اي داشته باشيم

515
00:40:31,766 --> 00:40:34,002
وقتي " کلويي " داشت حافظه اشو از دست ميداد
. . پشت سر هم

516
00:40:34,003 --> 00:40:36,949
نمادِ کريپتونيِ " فنا " رو
. توي ذهنش ميديد

517
00:40:37,484 --> 00:40:41,738
نماد " فنا " ؛ معرفي کننده ي
. نابودگر نهاييه

518
00:40:42,307 --> 00:40:47,142
اون ؛ يه مخلق کريپتونيه که فقط و فقط
. يک هدف داره . . . کُشتن

519
00:40:47,600 --> 00:40:50,906
. با هر حمله ؛ بهبود پيدا ميکنه و رشد ميکنه

520
00:40:51,328 --> 00:40:53,967
. به معني واقعي کلمه ؛ نميشه جلوشو گرفت

521
00:40:54,603 --> 00:40:58,462
. و به نظر مياد که راهشو به زمين پيدا کرده

522
00:40:59,044 --> 00:41:02,978
برينياک " تلاش ميکرده با استفاده از " کلويي " ؛ "
. به عنوان رابط ؛ با اون موجود ارتباط برقرارکنه

523
00:41:03,238 --> 00:41:08,515
اگه درست باشه ؛ پس احتمالش هست که
. اون موجود ؛ بزودي دوستِتو پيدا کنه

524
00:41:08,869 --> 00:41:11,433
. برام مهم نيست اون موجود چقدر قدرتمنده

525
00:41:11,879 --> 00:41:14,780
همونطور که اوناي ديگه رو شکست دادم
. اونو هم نابود ميکنم

526
00:41:15,626 --> 00:41:18,574
. منم دراين راه ازت پشتيباني ميکنم ، پسرم

527
00:41:21,655 --> 00:41:23,317
. متشکرم

528
00:41:24,078 --> 00:41:25,580
. پدر

529
00:41:33,312 --> 00:41:35,312
پسرم ؟

530
00:41:36,250 --> 00:41:38,400
. پسرم

531
00:41:38,470 --> 00:41:42,095
. سرنوشت پسرت ؛ شکستِه

532
00:41:42,096 --> 00:41:45,184
بزودي ؛
. عصر جديدي روي زمين شروع خواهد شد

533
00:41:45,185 --> 00:41:48,001
. . عصر قدرت و زور

534
00:41:48,237 --> 00:41:51,862
. " و شکستِ خاندانِ " اِل . . .

535
00:41:54,318 --> 00:41:56,693
. روز قيامت " داره فرا ميرسه "

536
00:41:56,718 --> 00:42:11,718
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

