﻿1
00:00:02,000 --> 00:00:03,785
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,786 --> 00:00:06,319
. کلارک " ؛ خوشحالم که تو زندگيم هستي "

3
00:00:06,320 --> 00:00:08,523
خوب ، منم  خوشحالم که
. " جزئي از زندگيت هستم " کارا

4
00:00:08,524 --> 00:00:11,897
کارا " ؛ هرگز از کريپتون برنگشت ، درسته ؟ "

5
00:00:11,898 --> 00:00:14,743
. ديگه هيچوقت دوباره نميبينيش -
. تو اونو کُشتي -

6
00:00:14,793 --> 00:00:17,668
. نه ؛ يه کار خيلي بدتري باهاش کردم

7
00:00:17,669 --> 00:00:21,048
همه ي ما ؛ جانبي از خودمون داريم که
. از بقيه مخفيش ميکنيم

8
00:00:21,049 --> 00:00:22,354
. حتي من دارم

9
00:00:22,355 --> 00:00:24,757
اگه بخاطر " برينياک " باشه ؛
! اونوقت نميدونيم چه اتفاقي ميتونه بيفته

10
00:00:24,758 --> 00:00:28,184
. اين زندگي منه
. تصميم گرفتم بهش به عنوان هديه نگاه کنم

11
00:00:28,185 --> 00:00:29,958
. سرقت شده

12
00:00:30,054 --> 00:00:32,590
فقط تني چند از وجود اون دستگاه
. اطلاع داشتن

13
00:00:32,591 --> 00:00:35,163
وقتي بفهمم چه کسي اونو دزديده ؛
. برش ميگردونم

14
00:00:40,437 --> 00:00:42,249
کجا رفتي ؟

15
00:00:42,250 --> 00:00:44,298
. جايي که ديگه هيچوقت نميخوام دوباره بهش برگردم

16
00:00:55,124 --> 00:00:56,231
. " لوييس "

17
00:00:56,746 --> 00:00:58,812
. " مواظب باش " اسمالويل

18
00:00:58,832 --> 00:01:01,123
. از وقتي ده سالم بوده اين آلبوم ها رو داشتم

19
00:01:01,124 --> 00:01:03,714
آخه گلچين موسيقي هاي " دِف لِپارد " ؛
به چه درد من ميخوره ؟

20
00:01:03,747 --> 00:01:05,130
. پيشنهادتو قبول ميکنم

21
00:01:05,131 --> 00:01:08,468
درست مثل قديما ؛ تو ؛ من ؛
. آخر هفته ها " گيتار هيرو " بازي ميکنيم

22
00:01:09,635 --> 00:01:11,136
. ميخوام براي زندگي بيام اينجا

23
00:01:12,117 --> 00:01:13,123
جدي ؟

24
00:01:14,172 --> 00:01:16,516
از اينجا بدت ميومد ، يادته ؟

25
00:01:16,517 --> 00:01:18,452
. هر روز صبح ؛ خروس از خواب بيدارت ميکنه

26
00:01:18,453 --> 00:01:21,146
آره ؛ خوب ، لااقل خروسِه روزي يه بار
. قوقولي قوقو ميکنه

27
00:01:21,201 --> 00:01:23,924
سعي کن توي يه خونه ؛ با " کلويي " و " جيمي " اي
. زندگي کني که دارن روزاي قبل از عروسيشونو ميگذرونن

28
00:01:23,925 --> 00:01:26,018
. نيازي به دونستنش نداشتم

29
00:01:26,019 --> 00:01:28,799
اما ؛ فکر ميکني فکر خوبي باشه که
باهمديگه هم زندگي کنيم و هم ؛ همکار باشيم ؟

30
00:01:28,800 --> 00:01:30,770
روياي اوناييه که باهمديگ
. با يه ماشين سرکار ميرن

31
00:01:32,177 --> 00:01:34,458
بي خيال ديگه ؛ ديگه آخر آخرش چي ميخواد بشه ؛

32
00:01:34,459 --> 00:01:36,767
مثلا تو رو با شورت مامان دوز بببينم ؟

33
00:01:37,783 --> 00:01:40,240
. اينو پشت درخونتون پيدا کردم

34
00:01:40,241 --> 00:01:43,624
مثل اينکه مامان " کِنت " ؛
. هنوز برات بسته ي حمايتي ميفرسته

35
00:01:43,625 --> 00:01:45,985
فکر کنم چيزايي که ازت خواسته رو
. توي شيريني واست نوشته باشه

36
00:01:46,958 --> 00:01:49,239
. آدرس مبدا نداره
. عجيبه

37
00:01:54,928 --> 00:01:57,060
داستان اون کاغذنگهدار عجيب و غريب چيه ؟

38
00:01:57,507 --> 00:01:59,066
. مطمئن نيستم

39
00:02:06,110 --> 00:02:07,911
. لااقل باطرياشم روش دادن

40
00:02:16,621 --> 00:02:18,351
! لوييس " ؛ از اينجا دور شو "

41
00:02:18,352 --> 00:02:19,828
! بدو
! برو بيرون

42
00:02:19,829 --> 00:02:21,359
! اسمالويل " ؛ بندازش زمين "

43
00:02:38,527 --> 00:02:42,063
" امسالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت هشتم "
" شجره نامه "

44
00:02:44,415 --> 00:03:31,708
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

45
00:03:33,132 --> 00:03:35,282
سلام ؟
لوييس " ؟ "

46
00:03:35,888 --> 00:03:39,334
ميشه يه بار ديگه يادم بياري واسه چي
وسايلي که اصلا ازشون استفاده نميکنيو اينجا مياريم ؟

47
00:04:06,642 --> 00:04:09,393
دقيقا خونه ي مجردي اي که
. انتظارشو داشتم نيست

48
00:04:10,832 --> 00:04:14,199
کلارک " منتظرته يا اين که اينم يکي ديگه "
از اون دزدکي وارد شدن هاي روزانتِه ؟

49
00:04:14,306 --> 00:04:17,179
. " هنوزم ازم کينه داري " کلويي

50
00:04:20,556 --> 00:04:22,545
داستان اين همه شيشه ي شکسته چيه ؟

51
00:04:23,507 --> 00:04:25,082
همه چي روبراهه ؟

52
00:04:26,014 --> 00:04:28,821
هيچ مشکلي نيست ؛ بجز پرنده اي که
. بي اجازه از پنجره اومده تو

53
00:04:29,949 --> 00:04:31,218
پرنده ؟

54
00:04:34,173 --> 00:04:36,934
با اين مغز قوي ؛
همين تفسيرو تونستي بگي ؟

55
00:04:38,666 --> 00:04:40,530
. پرنده ي بزرگي بوده

56
00:04:42,223 --> 00:04:46,220
درواقع ؛ همين الان که داريم حرف ميزنيم ؛
. لوييس " و " کلارک " رفتن يه شيشه ي جديد بخرن "

57
00:04:50,449 --> 00:04:52,242
کيريستال " کجاس ؟ "

58
00:04:52,243 --> 00:04:54,580
هنوز دنبالش ميگردي ؟

59
00:04:54,581 --> 00:04:57,683
چونکه ميتونم بهت اطمينان بدم
. . هيچ نوع سنگِ آسماني اي

60
00:04:57,684 --> 00:05:00,854
يه دفعه اي سروکله اش توي يه . .
. مزرعه ي ذرت پيدا نميشه

61
00:05:01,081 --> 00:05:03,410
. راستش ؛ دقيقا همين اتفاق افتاده

62
00:05:04,266 --> 00:05:07,055
مولد فرکانسم ؛
. . موجي از انرژي رو ضبط کرده

63
00:05:07,056 --> 00:05:09,646
اونم به فاصله ي حدود دو اينچي ؛ . .
. از جايي که تو الان ايستادي

64
00:05:12,731 --> 00:05:17,658
خوب ، نميتونم از طرف اين به اصطلاح
. . مولد فرکانسِت حرف بزنم

65
00:05:18,574 --> 00:05:23,090
اما ؛ از طرف منطق ميگم ؛ " کلارک " ؛
. يه پيش نويس مقاله ي ساده توي روزنامَتِه

66
00:05:23,091 --> 00:05:26,054
چه چيزي ميتونه از يه سوپرکامپيوتر بخواد ؟

67
00:05:28,047 --> 00:05:32,094
مناسب تر اينه که بگيم ؛
تو ؛ خودت از " کلارک " چي ميخواي ؟

68
00:05:33,647 --> 00:05:35,131
. تو رو نيگا

69
00:05:35,898 --> 00:05:38,321
. بدجوري مشتاقي تا براش لاپوشوني کني

70
00:05:40,816 --> 00:05:43,464
وفاداري کوکورانه ؛
. " ميتونه خطرناک باشه " کلويي

71
00:05:45,193 --> 00:05:48,695
همچين حرفي ؛ وقتي از دهنِ
. نوچه ي " لِکس لوتر " درمياد ؛ خيلي برام معني ميده

72
00:05:48,695 --> 00:05:58,695
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

73
00:06:36,140 --> 00:06:37,452
. " لوييس "

74
00:06:43,030 --> 00:06:44,426
! " لوييس "

75
00:06:46,612 --> 00:06:48,114
حالت خوبه ؟

76
00:06:48,192 --> 00:06:49,544
ما کجاييم ؟

77
00:06:51,614 --> 00:06:53,177
. از جات بلند شو

78
00:06:55,877 --> 00:06:57,633
چي ؟

79
00:06:57,634 --> 00:07:01,514
من متخصص ستاره شناسي نيستم ؛ اما هميشه فکر ميکردم
. بايد فقط يه خورشيد ؛ توي آسمون وجود داشته باشه

80
00:07:04,071 --> 00:07:05,770
. يالا
. بايد به حرکت ادامه بديم

81
00:07:05,771 --> 00:07:07,724
. کلارک " ؛ فکر نکنم فهميده باشي "

82
00:07:07,738 --> 00:07:10,600
. ما ؛ روي زمين نيستيم -
. " همچين چيزي غيرممکنه " لوييس -

83
00:07:10,601 --> 00:07:12,753
چندتا سفينه ي فضايي بايد نشونت بدم
. . تا قانع بشي

84
00:07:12,754 --> 00:07:15,162
موجودات بيگانه ؛ . .
بينمون زندگي ميکنن ؟

85
00:07:15,163 --> 00:07:17,462
کلارک " ؛ بيگانه ها "
! ما رو از روي زمين دزديدن

86
00:07:21,639 --> 00:07:24,812
ونزوئلا " ؟ "
کِي فرود مياد ؟

87
00:07:25,359 --> 00:07:28,167
باشه ؛ ميشه به " اوليور " بگي
هرچه سريعتر باهام تماس بگيره ؟

88
00:07:28,168 --> 00:07:30,217
. فوريه
. مرسي

89
00:07:38,937 --> 00:07:40,886
وقت بديه ؟

90
00:07:41,183 --> 00:07:42,980
. . يکي از روزاييه که حس ميکنم

91
00:07:42,981 --> 00:07:45,077
دوستام ؛ . .
. از اين سياره بيرون رفتن

92
00:07:45,078 --> 00:07:47,247
ميتونم بعدا باهات تماس بگيرم ؟

93
00:07:47,248 --> 00:07:49,062
. يادمه چي بهم گفتي

94
00:07:49,063 --> 00:07:52,063
نميخوام حرفي که درمورد اينکه ميخواي تنهاي باشي
. . گفتي رو زيرپا بذارم ؛ اما

95
00:07:52,265 --> 00:07:54,106
. از هوش رفتن هام دارن بدتر و بدتر ميشن

96
00:07:55,519 --> 00:07:57,049
حالت خوبه ؟

97
00:07:57,725 --> 00:08:00,148
فکر کردم ؛ اگه بتونم والدين حقيقيمو پيدا کنم ؛

98
00:08:00,165 --> 00:08:03,619
اونا بتونن جواب بعضي از سئوالاتمو بدن ؛ اما
. ديگه دارم به اين فکر ميفتم که از آسمون افتادم پايين

99
00:08:03,620 --> 00:08:05,691
جدا شک دارم همچين چيزي درست باشه ؛ بيا ؛
. نشونم بده چي واسم آوردي

100
00:08:05,692 --> 00:08:10,273
داستان زندگيمه ؛ يه ليست از تمام مدرسه هايي که رفتم
. و خانواده هايي که به فرزندي قبولم کردن هست

101
00:08:10,670 --> 00:08:14,933
جونز " ؛ وبِر " ؛ " پييِرسون " ؛ "
. " وگال " ؛ " مکبرايد " ؛ " ماس "

102
00:08:16,257 --> 00:08:18,860
بچه که بودي ، بين خونواده هاي زيادي که
. . به سرپرستي قبولت کردن جابجا شدي

103
00:08:18,861 --> 00:08:21,572
اما شجره نامه ي خانوادگيت ؛ . .
. مثل يه درخت غول پيکر بدون شاخه اس

104
00:08:21,573 --> 00:08:25,365
مشکل اينجاس که هيچي درمورد
. سه سال اول زندگيم نميتونم پيدا کنم

105
00:08:26,318 --> 00:08:27,690
. عجيبه

106
00:08:28,422 --> 00:08:29,958
. . آره ، پس

107
00:08:30,754 --> 00:08:33,539
نظرت چيه " کلويي " ؟ ميخواي دوباره
. . بري تو کار خبرنگاري و

108
00:08:33,540 --> 00:08:35,117
بهم کمک کني ؟ . ..

109
00:08:40,020 --> 00:08:43,090
. يالا ؛ " لوييس " ؛ کارت خوبه
. به حرکت ادامه بده

110
00:08:43,091 --> 00:08:45,203
. لااقل يکي اينطور فکر ميکنه

111
00:08:45,204 --> 00:08:49,052
. چندين ساعته داريم راه ميريم
. حس ميکنم پاهام دوتا وزنه ي خيلي سنگين شدن

112
00:08:49,053 --> 00:08:51,897
يه حسي بهم ميگه  يه جا ايستادن
. فکر خوبي نيست

113
00:08:51,898 --> 00:08:54,287
صحيح ؛ بخاطر اينکه قبلا
اينجا بودي ؟

114
00:08:54,393 --> 00:08:56,120
. راه بيفت

115
00:08:56,471 --> 00:08:57,870
! " لوييس "

116
00:08:58,739 --> 00:09:00,298
! يالا

117
00:09:01,528 --> 00:09:02,927
! " لوييس "

118
00:09:03,078 --> 00:09:04,975
! اون ديگه چيه ؟

119
00:09:05,340 --> 00:09:06,936
. عقب وايسا

120
00:09:14,097 --> 00:09:15,571
. زنداني

121
00:09:17,781 --> 00:09:20,250
! " نميخوام اينجا بميرم " کلارک

122
00:09:20,343 --> 00:09:23,058
فقط بايد هواي همديگه رو داشته باشيم ، باشه ؟

123
00:09:23,059 --> 00:09:25,470
. مشکلي برامون پيش نمياد -
! ما اصلا وضع خوبي نداريم -

124
00:09:25,471 --> 00:09:27,910
! روي قبرامون وايساديم

125
00:09:27,911 --> 00:09:30,655
. هردو باهمديگه اينجا خواهيم مُرد

126
00:09:30,656 --> 00:09:33,538
! ديگه مزرعه اي بکار نيست ؛ خبري از ديلي پلنت نيست -
! گوش بده ببين چي ميگم -

127
00:09:33,539 --> 00:09:35,045
. گوش بگير

128
00:09:35,228 --> 00:09:39,263
هيچکي نميتونه با " لوييس " و " کلارک " در بيفته
درست ؟

129
00:09:41,823 --> 00:09:43,767
. بهتره باهامون در نيفتن

130
00:09:43,820 --> 00:09:46,149
. بيا به حرکت ادامه بديم -
. باشه -

131
00:09:55,534 --> 00:09:56,904
! " لوييس "

132
00:10:02,510 --> 00:10:03,844
کارا " ؟ "

133
00:10:05,620 --> 00:10:06,972
. منم

134
00:10:10,784 --> 00:10:12,296
. " کال-ال "

135
00:10:30,272 --> 00:10:32,807
بايد ميدونستم " برينياک " ؛
. اينجا ميکِشوندت

136
00:10:37,223 --> 00:10:39,242
کارا " ؛ حالت خوبه ؟ "

137
00:10:40,074 --> 00:10:42,045
. فکر کردم شماها جزو زندانيا هستين

138
00:10:43,008 --> 00:10:44,783
. زندانيا ميکُشن

139
00:10:51,947 --> 00:10:53,740
. براي اينکه خون بدست بيارن

140
00:10:54,464 --> 00:10:56,154
. بوي خونو تشخيص ميدن

141
00:11:00,458 --> 00:11:03,218
چه فکري ميکردي که
لوييس " رو همراهت اينجا آوردي ؟ "

142
00:11:03,302 --> 00:11:05,656
وقتي به کيريستال دست زدم
. لوييس " پيشم بود "

143
00:11:09,151 --> 00:11:11,443
. بايد يه دروازه ي خروجي پيدا کنيم

144
00:11:11,891 --> 00:11:13,285
. من پيداش کردم

145
00:11:14,314 --> 00:11:16,849
. زور-ال " ؛ يه دريچه ي فرار برام ساخته "

146
00:11:16,917 --> 00:11:19,725
اگه يه راه خروج بلدي ؛
پس ؛ واسه چي هنوز اينجايي ؟

147
00:11:22,818 --> 00:11:25,400
. نميخواستم اشتباه تو رو تکرار کنم

148
00:11:25,993 --> 00:11:28,763
وقتي تو رفتي
. زندانيا هم همراهت از اينجا بيرون اومدن

149
00:11:29,526 --> 00:11:32,484
اونا منتظرن تا من ؛
. دوباره دروازه رو باز کنم

150
00:11:32,488 --> 00:11:34,743
. پس اين همه وقت اينجا موندي

151
00:11:34,744 --> 00:11:37,465
دست از زندگيت کِشيدي تا
از زمين محافظت کني ؟

152
00:11:39,279 --> 00:11:40,960
. سلاحِ نجاتِت

153
00:11:41,859 --> 00:11:43,793
. اگه ازدستش بدي ؛ مُردي

154
00:11:48,182 --> 00:11:50,661
. بهتره بلد باشه بجنگه

155
00:11:51,456 --> 00:11:54,025
. مجبور نيست
. برش ميگردونيم

156
00:11:54,234 --> 00:11:57,116
زندگي اين دختر ؛ به اندازه ي زندگي
چندتا آدم بي گناه برات ارزش داره ؟

157
00:11:57,224 --> 00:11:59,432
چرا اينطوري رفتار ميکني ؟

158
00:12:01,263 --> 00:12:03,197
چه اتفاقي برات افتاده " کارا " ؟

159
00:12:03,267 --> 00:12:06,985
همون اتفاقي که اگه مجبور بشي بيشتر از يه روز
. اينجا بموني ؛ سر خودتم مياد

160
00:12:08,428 --> 00:12:10,428
. دروازه ؛ بسته باقي ميمونه

161
00:12:10,429 --> 00:12:12,335
! اون دختر به اينجا متعلق نيست

162
00:12:12,510 --> 00:12:14,707
. " اون يکي از ماها نيست " کارا

163
00:12:15,349 --> 00:12:18,091
من از دروازه محافظت ميکنم ؛
! اما اون دختر بايد به زمين برگرده

164
00:12:19,021 --> 00:12:20,655
. خداي من

165
00:12:20,937 --> 00:12:22,220
. " کارا "

166
00:12:30,208 --> 00:12:32,274
تو رو هم دزديدن ؟

167
00:12:52,218 --> 00:12:54,819
ميدوني " اوليور " ؛
. . با اينکه سه تا تلفن همراه داري اما

168
00:12:54,820 --> 00:12:56,558
. پيدا کردنت خيلي سخته . . .

169
00:12:56,936 --> 00:12:59,264
کلويي " ؛ هِي ؛ ميدوني ؛ "
. . کاپيتان حتي هنوز علامتِ

170
00:12:59,265 --> 00:13:01,039
. کمربندها رو ببنديد رو خاموش نکرده

171
00:13:01,040 --> 00:13:03,621
چي باعث شده روي پله هاي هواپيما
ديدنم بياي ؟

172
00:13:03,685 --> 00:13:05,929
کلارک " و " لوييس " ؛ "
. امروز صبح ناپديد شدن

173
00:13:08,908 --> 00:13:10,413
دفتر روزنامه ي ديلي پلنت رو گشتي ؟

174
00:13:10,414 --> 00:13:12,384
مطمئنم دوباره رفتن بيرون و
. دارن ماشين هاي آتش نشاني رو تعقيب ميکنن

175
00:13:12,385 --> 00:13:14,009
. آره ؛ همه جا رو گشتم

176
00:13:14,010 --> 00:13:16,423
. فکر کنم يه ربطي به اين داشته باشه

177
00:13:19,853 --> 00:13:21,384
. کيريستالِ " کلارکِ"ـه

178
00:13:21,403 --> 00:13:23,769
با اين وسيله ؛ ميتونه به
. ميراث کريپتونيش دسترسي پيدا کنه

179
00:13:23,770 --> 00:13:25,011
. صحيح

180
00:13:26,071 --> 00:13:29,006
ببين ، وقتي موضوع به
. . مسايل شخصي " کلارک " مربوط ميشه

181
00:13:29,093 --> 00:13:31,600
. من خودمو عقب ميکِشم . . .

182
00:13:31,926 --> 00:13:34,613
. " بايد يه وسيله اي رو برام بدزدي " اوليور

183
00:13:35,189 --> 00:13:38,721
اون وسيله ؛ به اين کيريستال نيرو ميده ؛
. . فکر کنم اگه بتونم به مرکز داده هاي کيريستال

184
00:13:38,722 --> 00:13:41,940
دسترسي پيدا کنم ؛ ممکنه بتونم
. اثراتشو برعکس کنم

185
00:13:43,435 --> 00:13:46,664
نقشه ات اينه " کلويي " ؟
ميخواي تکنولوژي ساخت بيگانه ها رو هَک کني ؟

186
00:13:46,665 --> 00:13:49,125
بيخيال بابا ؛ فکر نميکني حتي براي تو هم
فکر جاه طلبانه ايه ؟

187
00:13:49,126 --> 00:13:52,262
. هيچ راه ديگه اي وجود نداره
. اين ؛ تنها انتخابيه که دارم

188
00:13:54,764 --> 00:13:57,337
ببين ؛ حتي اگه بخاطر اون کيريستال
. . ناپديد شده باشن

189
00:13:57,338 --> 00:14:00,023
فکر نکنم " کلارک " بخواد تو ؛ بهش ور بري  ؛
. اون کيريستال ؛ خطرناکِه

190
00:14:00,024 --> 00:14:01,966
. نميخوام به هيچي وَر برم

191
00:14:02,639 --> 00:14:04,376
. ميدونم دارم چيکار ميکنم

192
00:14:06,333 --> 00:14:08,286
چي رو ازم مخفي ميکني  ؟

193
00:14:08,287 --> 00:14:11,838
وقت توضيح دادن ندارم ؛ اون مولد رو
برام ميدزدي يا نه ؟

194
00:14:17,102 --> 00:14:20,031
خيلي خوب ؛ حالا اين وسيله ي تجملي که ميگي ؛
دستِ کي هست ؟

195
00:14:20,032 --> 00:14:21,590
. " تِس مرسِر "

196
00:14:22,100 --> 00:14:23,518
مرسي " ؟ "

197
00:14:26,437 --> 00:14:28,615
خوب چرا از اول نگفتي ؟

198
00:14:39,530 --> 00:14:41,892
. " پس ، اول " کارا " ؛ بعدشم من و " کلارک

199
00:14:41,893 --> 00:14:45,277
مثل اينکه مزرعه ي " کِنت ها " ؛
. منطقه ايه که بيگانه ها توش آدم دزدي ميکنن

200
00:14:48,220 --> 00:14:50,624
مهم اينه که
. از اينجا بريم بيرون

201
00:14:50,625 --> 00:14:52,624
. تو اول با " کارا " برو

202
00:14:53,401 --> 00:14:56,292
راستش ؛ فکر کنم کنار تو بمونم و
. دستِ راستِتو بگيرم تو دستم

203
00:14:56,293 --> 00:14:57,513
! نميتوني

204
00:14:57,514 --> 00:15:00,002
اون از ورودي محافظت ميکنه تا ما بتونيم
. دروازه رو باز کنيم

205
00:15:00,020 --> 00:15:01,513
. " خطري نداره " لوييس

206
00:15:01,514 --> 00:15:03,384
. منم درست پشت سرت ميام

207
00:15:03,672 --> 00:15:05,306
! بهتره بياي

208
00:15:32,028 --> 00:15:33,981
. قربانگاه از اين طرفه

209
00:15:51,089 --> 00:15:53,033
اين وسيله ي انتقالمونه ؟

210
00:15:53,195 --> 00:15:55,063
. فقط بايد بهش دست بزنيم

211
00:16:02,780 --> 00:16:05,794
! کلارک " ! بهمون احتياج داره " -
. نه ! مشکلي براش پيش نمياد -

212
00:16:05,795 --> 00:16:07,417
. تو بايد بري

213
00:16:22,094 --> 00:16:25,350
. " هنوز نميتونيم از اينجا بريم " کارا
. بايد منتظر " کلارک " بمونيم

214
00:16:25,351 --> 00:16:27,253
! لوييس " ؛ وقت ندايم "

215
00:16:27,254 --> 00:16:28,548
! برو

216
00:17:04,649 --> 00:17:05,974
کلارک " ؟ "

217
00:17:09,699 --> 00:17:10,789
. " کلارک "

218
00:17:40,643 --> 00:17:42,309
. اينم کارمو راه ميندازه

219
00:17:59,625 --> 00:18:02,179
نيگا کن کي تصميم گرفته که امروز
. سر کار پيداش بشه

220
00:18:05,003 --> 00:18:08,317
. ببخشيد
مزاحمم ؟

221
00:18:08,318 --> 00:18:10,250
. بايد پسرمو پيدا کنم

222
00:18:11,214 --> 00:18:12,922
پسرت ؟

223
00:18:16,560 --> 00:18:20,428
البته بايد اعتراف کنم ؛ يه مقدار تصورش سخته که
. يه لوييس کوچولو اينجا اين طرف و اونطرف بره

224
00:18:26,865 --> 00:18:29,372
ميشه سئوال کنم پدر بچه کيه ؟

225
00:18:30,345 --> 00:18:33,744
! " يه رهبر بزرگ . . . ژنرال " زاد

226
00:18:33,841 --> 00:18:37,785
فرزندمون
. . به همراهِ سفينه ي کريپتوني اي که

227
00:18:37,786 --> 00:18:40,186
نوزادِ " کال-ال " رو به زمين آورد ؛ . .
. به اينجا فرستاده شد

228
00:18:41,372 --> 00:18:43,747
سفينه ي کريپتوني ؟

229
00:18:45,049 --> 00:18:47,047
. کاملا منطقيه

230
00:18:48,695 --> 00:18:50,385
تو درموردش ميدوني ؟

231
00:18:50,386 --> 00:18:51,936
. کاملا

232
00:18:52,961 --> 00:18:55,337
. ميتونم تو و پسرتو به همديگه برسونم

233
00:18:59,975 --> 00:19:01,881
بگو چي ميدوني ؟

234
00:19:06,359 --> 00:19:08,470
. . يه کيريستال ازم به سرقت رفته

235
00:19:08,471 --> 00:19:11,191
. . به شکل الماس بود ؛ و فکر کنم . . -
ميخواي ازم سوء استفاده کني ؟ -

236
00:19:12,242 --> 00:19:13,961
. البته که نه

237
00:19:14,566 --> 00:19:16,482
. شريک ميشيم

238
00:19:17,138 --> 00:19:19,551
. ميتونيم منابعمونو باهمديگه جمع کنيم

239
00:19:21,444 --> 00:19:22,990
. داري دروغ ميگي

240
00:19:25,151 --> 00:19:27,039
. تو هيچ ارزشي برام نداري

241
00:19:40,872 --> 00:19:42,486
. " کال-ال "

242
00:19:42,933 --> 00:19:44,110
. نه

243
00:19:44,356 --> 00:19:46,168
! فکر کردم از اينجا خارج شدي

244
00:19:46,169 --> 00:19:48,070
. يه شبح فرارکرد

245
00:19:51,312 --> 00:19:53,087
. از اينجا ميبرمت بيرون

246
00:19:55,378 --> 00:19:57,256
. دروازه رو باز کن

247
00:19:57,257 --> 00:19:59,566
قبل از اينکه زنداني هاي بيشتري سر برسن
. از اينجا برو بيرون

248
00:19:59,567 --> 00:20:01,983
. " نه ؛ " کارا
. اونا ميکُشنت

249
00:20:02,132 --> 00:20:04,263
. کال-ال " ؛ منو نيگا کن "

250
00:20:04,992 --> 00:20:09,734
سرنوشتم اين بود که پيدات کنم و ازت محافظت کنم ؛
. نه برعکسش که تو از من محافظت کني

251
00:20:10,795 --> 00:20:12,044
. برو

252
00:20:12,861 --> 00:20:15,021
. من هيچ جا نميرم

253
00:20:24,458 --> 00:20:25,875
! " لوييس "

254
00:20:34,223 --> 00:20:35,801
حالت خوبه ؟

255
00:20:35,802 --> 00:20:38,317
. " مقاله هاتو خوندم ؛ " کلويي سوليوان

256
00:20:38,644 --> 00:20:42,635
درمورد سفينه ي فضايي که
توي اسمالويل فرود اومد چي ميدوني ؟

257
00:20:46,685 --> 00:20:48,206
کلارک " کجاس ؟ "

258
00:20:48,207 --> 00:20:50,065
. . مردي که به اسم " کلارک " صداش ميکني

259
00:20:50,330 --> 00:20:53,053
در زنداني که بدست پدرش ساخته شده
. خواهد مُرد

260
00:20:54,871 --> 00:20:56,843
چه بلايي سر " لوييس " آوردي ؟

261
00:20:56,844 --> 00:20:58,756
. به بدنش احتياج داشتم

262
00:20:59,087 --> 00:21:03,932
البته بهترين انتخابي نبود که داشتم ؛
. اما ؛ جاي تعجب داره که اينقدر اندازه و خوبه

263
00:21:04,687 --> 00:21:07,213
. . و تو

264
00:21:07,663 --> 00:21:09,016
. . فيورا " ؛ "

265
00:21:10,182 --> 00:21:12,126
. " همسرِ " زاد . . .

266
00:21:19,771 --> 00:21:21,761
پسرم کجاس ؟

267
00:21:22,408 --> 00:21:25,526
يا بهم ميگي پسرم کجاس يا بايد
. از عواقبش زجر بکِشي

268
00:21:25,527 --> 00:21:28,452
. نميدونم درمورد چي حرف ميزني
. خواهش ميکنم ولم کن برم

269
00:21:30,097 --> 00:21:32,107
. بايد بيشتر از اينا بدوني

270
00:21:33,436 --> 00:21:35,361
. نميتونم نفس بکِشم

271
00:21:45,563 --> 00:21:47,009
. متشکرم

272
00:21:47,009 --> 00:21:57,009
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

273
00:22:30,427 --> 00:22:32,530
. اصلا شبي نيست که بخواي باهام دربيفتي

274
00:22:32,531 --> 00:22:34,621
نه ؛ سلامي ؛ نه ؛ حالت چطوره اي ؟

275
00:22:34,748 --> 00:22:36,945
درمورد کيريستال چي ميدوني ؟

276
00:22:36,972 --> 00:22:39,976
. بستگي داره
هدف گيريت چقدر خوبه ؟

277
00:22:40,748 --> 00:22:43,623
براي کي کار ميکني ؟ -
. واسه خودم -

278
00:22:43,624 --> 00:22:46,013
. به امنيت شغلي مربوط ميشه

279
00:22:46,651 --> 00:22:48,672
. . پس بايد اينو بدوني که شستن خون

280
00:22:48,673 --> 00:22:51,355
. از روي لباس چرمي ، کار خيلي سختيه

281
00:22:57,612 --> 00:23:00,297
نگران نباش ؛ الان نميتوني حرکت کني ؛
. . اما تا دو دقيقه ي ديگه

282
00:23:00,298 --> 00:23:02,767
به همون حالت طبيعي جذابت و . .
. مسحور کننده ات برميگردي

283
00:23:13,668 --> 00:23:15,668
. متشکرم
. خودم راه خروجو بلدم

284
00:23:37,790 --> 00:23:40,908
ببخشيد ؛ خانم ؟
. اين قسمت ممنوع الوروده

285
00:23:42,298 --> 00:23:43,791
. خواهش ميکنم

286
00:23:43,792 --> 00:23:45,523
. اون پسرمه

287
00:23:48,183 --> 00:23:51,187
اينم از اين ؛ حالا ديگه همه ي دوستات
. بهت حسودي ميکنن

288
00:23:51,188 --> 00:23:53,103
! بزن قدش ؛ آره

289
00:23:53,111 --> 00:23:56,130
خيلي خوب ، حالا اين خانم
بايد بره باباتو پيدا کنه ، باشه ؟

290
00:23:57,162 --> 00:23:59,112
. کمکِش کردي

291
00:23:59,479 --> 00:24:02,005
اينجا چيکار ميکني " لوييس " ؟

292
00:24:04,641 --> 00:24:06,979
. من بايد اين سئوال از تو بپرسم

293
00:24:07,689 --> 00:24:10,008
همه چي روبراهه ؟

294
00:24:10,567 --> 00:24:12,408
. متوجه نميشم

295
00:24:13,208 --> 00:24:15,264
. قتل عام و قصابي انسانها

296
00:24:16,820 --> 00:24:19,008
مگه اون کارا رو انجام نميدي ؟

297
00:24:19,413 --> 00:24:22,192
. شايد بايد تو پيش دکتر ببريم

298
00:24:23,821 --> 00:24:26,271
. فقط به تو احتياج دارم ، پسرم

299
00:24:30,547 --> 00:24:32,344
. ماماني اينجاس

300
00:24:40,554 --> 00:24:42,489
منطقه ي شبح " ؛ هان ؟ "

301
00:24:42,565 --> 00:24:44,709
جدي ميگم ؛ کي اين اسما رو انتخاب ميکنه ؟

302
00:24:44,710 --> 00:24:47,978
يه زندان آلکاتراسِ فضايي رو تصور کن ؛
. . و اگه زود " کلارک " رو از اونجا بيرون نيارم

303
00:24:47,979 --> 00:24:51,171
کي ميدونه اون لوييسِ تقلبي ؛ . .
چه خرابي هايي رو به بار مياره ؟

304
00:24:51,232 --> 00:24:52,317
. درسته

305
00:24:52,501 --> 00:24:55,731
هنوزم توضيح نميده که چطوري ميخواي
. . اون کيريستال رو هَک کني و واردش بشي

306
00:24:55,732 --> 00:24:57,923
. کلويي " ؛ اين کيريستال به هيچي وصل نيست "
. هيچ کامپيوتري اينجا وجود نداره

307
00:24:57,924 --> 00:24:59,947
مگه من بهت ميگم چطوري تير بندازي ؟

308
00:24:59,948 --> 00:25:02,365
. فکر نکنم
. برو عقب

309
00:25:21,296 --> 00:25:22,643
کلويي " ؟ "

310
00:25:25,931 --> 00:25:27,799
کلويي " ؛ "
. داري خونريزي ميکني

311
00:25:33,560 --> 00:25:36,452
خيلي خوب ، ميدوني چيه ؟
! کلويي " ؛ ديگه کافيه "

312
00:25:53,987 --> 00:25:56,644
کارا " ؟ "
. بايد قوي باشي

313
00:25:57,877 --> 00:25:59,417
. ببين

314
00:26:03,359 --> 00:26:05,494
. خونِ منو بردار -
. نه -

315
00:26:05,495 --> 00:26:08,786
خونِ من ؛ دروازه رو باز ميکنه و
تو رو به خونه برميگردونه ، باشه ؟

316
00:26:09,369 --> 00:26:11,322
. تو ؛ خونه ي من هستي

317
00:26:12,062 --> 00:26:13,996
ميشنوي چي ميگم ؟

318
00:26:15,445 --> 00:26:17,529
. تو ؛ خونواده ي مني

319
00:26:19,490 --> 00:26:22,128
تو کاري ميکني حس کنم که
. واقعا به يه جايي تعلق دارم

320
00:26:30,974 --> 00:26:33,547
! کارا " ؛ دستمو بگير "

321
00:26:33,548 --> 00:26:35,252
. خواهش ميکنم

322
00:26:35,865 --> 00:26:38,253
! کارا " ؛ نميذارم اينجا بميري "

323
00:26:39,959 --> 00:26:43,293
تو ؛ سرنوشت مهم تري داري تا اينکه
. اينجا ؛ توي منطقه ي شبح ؛ بپوسي

324
00:26:47,527 --> 00:26:49,469
. خواهش ميکنم

325
00:27:16,964 --> 00:27:18,165
. " کلويي "

326
00:27:19,051 --> 00:27:20,544
حالت خوبه ؟

327
00:27:20,914 --> 00:27:22,304
. خوبم

328
00:27:23,524 --> 00:27:26,157
کلويي " ؛ چيکار کردي ؟ " -
. مهم نيست -

329
00:27:26,158 --> 00:27:29,240
الان ديگه خطري تهديدت نميکنه ؛ و ميبينم که
. يکي ديگه رو هم باخودت فراري دادي

330
00:27:29,375 --> 00:27:31,628
لوييس " کجاس ؟ "
ديديش ؟ حالش خوبه ؟

331
00:27:31,629 --> 00:27:34,949
خيلي با خوب بودن فاصله داره ؛
. به يه چيزي آلوده شده بود

332
00:27:34,950 --> 00:27:37,206
اسمِ " فيورا " براتون آشناس ؟

333
00:27:37,207 --> 00:27:40,040
قوي ؛ سريع ؛
متنفر از جنسِ بشر ؟

334
00:27:40,041 --> 00:27:41,401
. " همسر " زاد

335
00:27:41,402 --> 00:27:42,664
. درسته

336
00:27:42,665 --> 00:27:44,467
. همون شبحي که فرارکرد

337
00:27:45,168 --> 00:27:48,724
ازت ميخوام بري سراغ پليس متروپوليس و
. کسي به اسم " جان جونز " رو برام پيدا کني

338
00:27:48,837 --> 00:27:50,964
. بهش بگو کيريستالشو بهت بده
. خودش متوجه منظورت ميشه

339
00:27:50,965 --> 00:27:52,358
هِي ؛ " کلارک " ؛
. . ميگم که حواستو جمع کني

340
00:27:52,359 --> 00:27:55,239
لوييس " ؛ تمام قدرتهاي تو رو داره ؛ "
. منتها مثل تو ؛ برنفسش غلبه نميکنه

341
00:27:57,950 --> 00:27:59,556
. نگران نباش

342
00:27:59,899 --> 00:28:01,711
. ميتونم از پس " لوييس " بربيام

343
00:28:12,161 --> 00:28:14,518
. . بيا . . مستي رو برطرف نميکنه

344
00:28:14,519 --> 00:28:17,007
اما کمکت ميکنه که . .
. يه مقدار حالت به جا بياد

345
00:28:18,765 --> 00:28:20,794
. . تو منو نميشناسي

346
00:28:22,276 --> 00:28:25,008
. اما خيلي به پدرت شباهت داري

347
00:28:26,397 --> 00:28:27,646
. باشه

348
00:28:28,553 --> 00:28:31,594
. لوييس " ؛ بايد باهام روراست باشي "
. . چه نوع مواد مخدري مصرف کردي

349
00:28:31,595 --> 00:28:35,125
قرص ؛ پودر ؛ خمير ؟ . .
. خواهشا نگو يه چيزي به خودت تزريق کردي

350
00:28:36,696 --> 00:28:38,518
. تو نميدوني کي هستي

351
00:28:38,834 --> 00:28:41,050
چند وقتيه که از هوش ميري ؟

352
00:28:41,497 --> 00:28:44,543
چندين ساعت از زندگيت
به طرز اسرارآميزي گم ميشه و نميدوني چي شده ؟

353
00:28:45,970 --> 00:28:48,214
. بدنت هنوز داره رشد و نمو ميکنه

354
00:28:49,641 --> 00:28:51,078
. .باشه

355
00:28:52,641 --> 00:28:54,322
از کجا ميدوني ؟

356
00:28:54,323 --> 00:28:56,228
. . قبل از اينکه تبديل به شبح بشيم

357
00:28:56,449 --> 00:28:59,275
من و " زاد " ؛ . .
. نميتونستيم بچه دار بشيم

358
00:29:00,262 --> 00:29:02,253
. پس ، تو رو ساختيم

359
00:29:03,532 --> 00:29:06,086
. . شما ؛ . . منو ساختين

360
00:29:07,148 --> 00:29:09,664
. . تو به صورت ماده ي ژنتيکي اينجا رسيدي

361
00:29:09,929 --> 00:29:13,103
ماده اي که شامل قوي ترين
. . اشکال زندگي سيارمون بود

362
00:29:13,877 --> 00:29:15,745
. . تا وقتش که برسه

363
00:29:16,436 --> 00:29:20,545
تو به نابود کننده ي نهايي زمين . .
. تبديل بشي

364
00:29:22,470 --> 00:29:25,268
. من راننده ي آمبولانسم

365
00:29:29,449 --> 00:29:31,496
. . وظيفه ي بچه اينه که

366
00:29:32,650 --> 00:29:35,176
. . ميراثِ . .

367
00:29:35,287 --> 00:29:37,109
. والدينشو ادامه بده و به دوش بکِشه  . .

368
00:29:41,241 --> 00:29:44,321
خانواده ي ما ؛
. بايد اين سياره رو تصاحب کنن

369
00:29:45,253 --> 00:29:47,835
و بعداز اينکه رفتارتو
. . با اين انسانها ديدم

370
00:29:48,014 --> 00:29:51,676
متوجه شدم که هنوز ؛ ضعيف تر از  . .
. اوني هستي که سرنوشتِتو به انجام برسوني

371
00:30:20,213 --> 00:30:22,090
. بهم اطمينان کن ؛ پسرم

372
00:30:23,339 --> 00:30:26,044
که هرآنچه تو رو ميکُشه ؛ . .
. قوي ترت ميکنه

373
00:30:31,939 --> 00:30:34,155
. وقتي آماده بودي ؛ برميگردم

374
00:30:53,153 --> 00:30:54,975
. داشتم دنبالت ميگشتم

375
00:30:56,365 --> 00:30:58,384
. " خيلي ديراومدي " کال-ال

376
00:31:03,391 --> 00:31:07,287
زاد " ؛ ممکنه از بين رفته باشه ؛ "
. اما مخلوقي که ساختيم ؛ دنياتو نابود ميکنه

377
00:31:08,657 --> 00:31:10,678
. لوييس " ؛ ميدونم اونجايي "

378
00:31:11,379 --> 00:31:13,200
. . بگو بدونم " کال-ال " ؛

379
00:31:14,196 --> 00:31:17,004
جور-ال " و " لارا " ؛ "
دنبالت اومدن ؟

380
00:31:18,382 --> 00:31:19,894
. البته که نيومدن

381
00:31:20,291 --> 00:31:22,995
اونا به اندازه اي که من پسرمو دوست دارم
. تو رو دوست نداشتن

382
00:31:24,132 --> 00:31:26,301
. " همه ي اينا تقصير منه " لوييس

383
00:31:26,937 --> 00:31:28,505
. متاسفم

384
00:31:30,134 --> 00:31:32,941
تو نسبت به اين موجودي که بدنشو تصرف کردم
. احساساتي داري

385
00:31:35,643 --> 00:31:37,728
. درست مثل پدرت

386
00:31:55,686 --> 00:31:57,189
. لوييس " ؛ بس کن "

387
00:31:57,190 --> 00:31:59,189
. لوييس " صداتو نميشنوه "

388
00:32:25,247 --> 00:32:27,134
معنيش اينه که حالش خوبه ؟

389
00:32:27,135 --> 00:32:28,824
. نميدونم

390
00:32:29,268 --> 00:32:30,873
. اميدوارم

391
00:33:02,911 --> 00:33:04,779
. الان دارم از پيش " تِس " ميام

392
00:33:05,164 --> 00:33:06,694
. بهم اضافه حقوق داد

393
00:33:09,167 --> 00:33:11,139
واسه چي بايد بهت اضافه حقوق بده ؟

394
00:33:11,140 --> 00:33:13,223
. چونکه ؛ منم ديگه
. سلام

395
00:33:16,172 --> 00:33:17,560
. . درسته ، اما

396
00:33:17,561 --> 00:33:19,430
خيلي تصادفي و يه دفعه اي به نظرمياد ، مگه نه ؟

397
00:33:19,431 --> 00:33:21,110
. " خودتو جمع و جور کن " اسمالويل

398
00:33:21,111 --> 00:33:23,118
بايد نهايت سعيتو بکني
. . تا وقتي که چشم رئيس بگيرتِت

399
00:33:23,119 --> 00:33:25,380
. و متوجه بشه توي کارت از همه بهتري

400
00:33:25,447 --> 00:33:28,193
ديروز ؛ " تِس " رو ديدي ؟ -
. نميدونم -

401
00:33:28,202 --> 00:33:31,958
فقط يادم مياد به اون سنگ دست زدم و
. . يه جور سفر خيالي داشتم

402
00:33:31,959 --> 00:33:33,564
. و خيلي گيج و منگ بيدار شدم . . .

403
00:33:33,565 --> 00:33:35,693
توهم خيلي شديدي بوده ؛
. حتي واسه تو

404
00:33:35,694 --> 00:33:38,707
يعني به همين راحتي از هوش رفتم ؟ -
. احتمالا قند خونت افتاده بوده -

405
00:33:38,708 --> 00:33:42,136
لوييس " ؛ بهترين بخش  زندگي کردن توي مزرعه "
. اينه که ميتونم حسابي مراقبت باشم

406
00:33:44,891 --> 00:33:46,872
. . آره ؛ دراونمورد

407
00:33:46,873 --> 00:33:48,292
. برنامه ام عوض شده

408
00:33:48,293 --> 00:33:51,641
تو کاري نکرديا ؛ فقط اين اضافه حقوقي که گرفتم
. . به اين معنيه که ميتونم

409
00:33:51,642 --> 00:33:54,362
ميدوني ؛ ميتونم يه جايي که توش حيوون نباشه
. رو واسه زندگي انتخاب کنم

410
00:33:55,046 --> 00:33:58,126
ببينم ؛ اين تصميمت ؛ با اون توهمي که زدي
مربوطه ؟

411
00:33:58,424 --> 00:34:00,780
. آره ، درسته ؛ اون ؛ يه رويا بود

412
00:34:00,826 --> 00:34:02,638
. ساختگي بوده

413
00:34:02,639 --> 00:34:05,718
آخه تو کدوم دنيا من تو رو
شواليه ي روياهام ميبينم ؟

414
00:34:06,373 --> 00:34:08,617
يعني من ؛ شواليه ي روياهات بودم ؟

415
00:34:10,617 --> 00:34:12,815
. همونطوريکه گفتم ؛ ديوونه بازي بود

416
00:34:13,763 --> 00:34:14,905
. " کِنت "

417
00:34:15,622 --> 00:34:17,876
. خانم " مرسر " ميخواد ببيندت

418
00:34:37,848 --> 00:34:40,477
. نبايد " لوييس " رو دست کم ميگرفتم

419
00:34:41,423 --> 00:34:43,968
. ديروز واقعا تحت تاثيرم قرارداد

420
00:34:44,788 --> 00:34:47,943
. پس ؛ توي اون وضع ؛ ديديش -
ميدوني ؛ درست وقتي فکر ميکردم ؛ -

421
00:34:47,944 --> 00:34:49,896
. . هيچ حرف جالبي براي گفتن نداره

422
00:34:49,897 --> 00:34:52,875
شروع کرد به صحبت کردن درمورد
. . يه سفينه ي کريپتوني

423
00:34:52,876 --> 00:34:55,551
که يکي به اسم " کال-ال " رو
با خودش به زمين آورده ؟

424
00:34:58,850 --> 00:35:02,587
. خوب ، سرش به جايي خورده بوده
. متوهم شده بوده

425
00:35:04,532 --> 00:35:07,180
مطمئنم " کلويي " بهت گفته
که به مزرعتون سر زدم ؟

426
00:35:14,531 --> 00:35:17,104
جاده ي کوچکي که به
. خونتون منتهاي ميشه بدجوري گِليه

427
00:35:20,852 --> 00:35:23,566
تو آخرين کسي بودي که
لِکس " رو زنده ديده ، مگه نه ؟ "

428
00:35:32,003 --> 00:35:34,633
. اين عکس ؛ توي قطب شمال گرفته شده

429
00:35:37,526 --> 00:35:39,489
. . اگه اثر چکمه يکسان باشه

430
00:35:40,758 --> 00:35:43,233
آدماي زيادي هستن که
. چکمه ي مخصوص کار ميپوشن

431
00:35:44,219 --> 00:35:47,176
تو که براساس يه مشت عکس
فکر نميکني من توي قطب شمال بودم ؟

432
00:35:47,621 --> 00:35:49,930
فکر ميکنم چيزاي زيادي
. .  درمورد " کلارک کِنت " وجود داره

433
00:35:49,931 --> 00:35:52,213
که حتي خودِ " کلارک کِنت " ؛ . .
. نميخواد بهشون اعتراف کنه

434
00:35:52,214 --> 00:35:54,923
کشاورزي که به روزنامه نگار تبديل شده ؛
. چندان داستان جالب و جذابي نيست

435
00:35:54,924 --> 00:35:57,954
ميدونم داري يه چيزي رو درمورد
. ناپديدشدنِ " لِکس " مخفي ميکني

436
00:35:57,955 --> 00:36:01,871
و نميتونم صبر کنم تا روزي برسه که تو بالاخره
. . متوجه بشي که تو و من هردو يکطرفيم

437
00:36:01,964 --> 00:36:05,138
و اين که شايد به نفعت نباشه که . .
. به رئيست دروغ بگي

438
00:36:08,404 --> 00:36:11,099
اگه ميخواين منو اخراج کنين خانم " مرسر " ؛
. بفرمايين ، اخراجم کنين

439
00:36:11,100 --> 00:36:13,275
چيز بيشتري در اينمورد
. براي گفتن ندارم

440
00:36:14,251 --> 00:36:16,496
. کلارک " ؛ نميخوام اخراجت کنم "

441
00:36:20,028 --> 00:36:21,990
. ميخوام بهت اطمينان کنم

442
00:36:25,438 --> 00:36:27,626
و ميخوام بدونم واسه چي " لِکس " ؛
. بهت اطمينان نکرده

443
00:36:32,161 --> 00:36:35,213
وقتش که برسه ؛ مطمئنم که حقيقت
. بالاخره از پشت ابرا درمياد

444
00:36:52,222 --> 00:36:56,194
فروشگاه " هالمارک " ؛ کارتي نداشت که
. .  روش نوشته باشه " به زمين خوش آمديد " ؛ پس

445
00:36:56,242 --> 00:36:57,688
. " اوليور "

446
00:36:57,734 --> 00:37:00,434
خوبه که ميبينم هرکي واسه خودش
. يه کليد ورودي به اينجا رو داره

447
00:37:00,847 --> 00:37:02,659
. با " کلويي " حرف زدم

448
00:37:02,790 --> 00:37:05,748
گفت اگه بخاطر کمک هاي تو نبود ؛
. احتمالا الان اينجا نايستاده بودم

449
00:37:06,999 --> 00:37:08,126
. ممنون

450
00:37:12,094 --> 00:37:16,014
راستش ؛ اگه " کلويي " ؛
. . وارد اون سوپرکامپيوتر نميشد

451
00:37:16,015 --> 00:37:17,681
. الان اينجا نبودي . . .

452
00:37:18,433 --> 00:37:20,255
. . چشاش ؛ سفيد شدن

453
00:37:20,256 --> 00:37:22,912
. . و بعدش با يه دست . .

454
00:37:22,913 --> 00:37:24,912
. منو به اونطرف اتاق هل داد . . .

455
00:37:25,393 --> 00:37:27,994
حالا ، چه اتفاقي براش افتاده ؟

456
00:37:28,945 --> 00:37:31,386
کارِ " برينياکِ"ـه ؛
. به طريقي ؛ آلوده اش کرده

457
00:37:31,457 --> 00:37:34,180
ميخواي چيکارش کني ؟ -
. هرکاري از دستم بربياد -

458
00:37:34,181 --> 00:37:37,799
سعي کردم باهاش حرف بزنم
. اما من که نميتونم زندگيشو کنترل کنم

459
00:37:37,800 --> 00:37:40,381
زندگيشو ؟
. " ديگه زندگي اون نيست " کلارک

460
00:37:40,382 --> 00:37:42,118
. داره تو دنياي تو زندگي ميکنه

461
00:37:42,999 --> 00:37:45,956
کلويي " تا زانو توي اين وضعيت هايي که " ؛

462
00:37:46,319 --> 00:37:50,028
ببخشيد که اين عبارتو به کار ميبرم ؛ . .
. انسانها ؛ اين شرايطو درک نميکنن

463
00:37:52,389 --> 00:37:54,257
. . به عنوان بهترين دوستش

464
00:37:55,378 --> 00:37:57,641
قبل از اينکه صدمه ببينه ؛ . .
. جلوشو بگير

465
00:38:20,112 --> 00:38:22,396
. مثل اينکه پاهات بدجوري يخ کرده
* منظورش اينه که نگران شده *

466
00:38:22,420 --> 00:38:24,452
. تازه هنوز سرزمينهاي يخ زده تاندورا رو نديدي

467
00:38:27,214 --> 00:38:29,561
بعداز کاري که اين کيريستال
. . با من و " لوييس " کرد

468
00:38:29,562 --> 00:38:32,159
محاله بتونم براي بازسازي دِژ ؛ . .
. بهش اطمينان کنم

469
00:38:35,247 --> 00:38:39,454
حالا ؛ ماجراجوييت با " لوييس " با
گفتن رازِت به اون تموم شد ؟

470
00:38:39,844 --> 00:38:41,422
. نه دقيقا

471
00:38:41,730 --> 00:38:44,613
تنها چيزي که هميشه خواستم اين بوده که
. لوييس " رازمو ندونه "

472
00:38:46,651 --> 00:38:49,280
اما ديروز ؛
. دونستن اون راز ؛ نزديک بود به کُشتنِش بده

473
00:38:49,281 --> 00:38:51,538
يه نصيحت از دخترعموت ميخواي ؟

474
00:38:55,860 --> 00:38:57,907
. لوييس " ميتونه از عهده ي دونستن رازت بربياد "

475
00:38:59,046 --> 00:39:00,849
. . اون دختر سرسخت

476
00:39:01,231 --> 00:39:02,865
. و قوي اي هست . .

477
00:39:04,335 --> 00:39:07,706
اگه خودتم اينطور فکر نميکردي ؛
. اجازه نميدادي اينقدر بهت نزديک بشه

478
00:39:12,837 --> 00:39:15,513
ديگه داشت دلم براي اين سخنراني هاي خانوادگي
. حسابي تنگ ميشد

479
00:39:25,311 --> 00:39:27,208
. دارم " اسمالويل " رو ترک ميکنم

480
00:39:28,013 --> 00:39:29,985
. کارا " ؛ تو که تازه برگشتي "

481
00:39:30,788 --> 00:39:32,994
. . وقتي تو اون جهنم دره بودم

482
00:39:33,379 --> 00:39:36,346
شايعاتي شنيدم که . .
. سرزمين "کاندور " هنوز وجود داره

483
00:39:37,792 --> 00:39:40,552
کال-ال " ؛ فکر ميکنم بخشي از تمدنمون ؛ "

484
00:39:40,553 --> 00:39:42,450
ممکنه قبل از انفجار سيارمون ؛ . .
. نجات پيدا کرده باشه

485
00:39:42,451 --> 00:39:46,301
اگه بتونم اون شهرو پيدا کنم ؛
. ميتونم نژادمونو نجات بدم

486
00:39:49,071 --> 00:39:51,043
. پس ، منم باهات ميام

487
00:39:51,577 --> 00:39:54,135
کال-ال " ؛ يه دليلي براي "
. . فرستاده شدنت به زمين

488
00:39:54,136 --> 00:39:56,726
و بزرگ شدن به عنوان يکي از اعضاي
. خانواده ي " کِنت " وجود داره

489
00:39:57,044 --> 00:39:59,101
. . مسيري که بايد بري ، روي زمينه

490
00:39:59,418 --> 00:40:02,714
اينکه بين انسان ها زندگي کني و
. به نوع بشر ، الهام ببخشي

491
00:40:02,715 --> 00:40:04,603
کارا " ؛ ميتونيم همه ي اينا رو "
. باهمديگه انجام بديم

492
00:40:04,627 --> 00:40:05,951
. نميتونيم

493
00:40:06,205 --> 00:40:08,111
. من نميتونم با اينجا خودمو وفق بدم

494
00:40:09,138 --> 00:40:11,316
. مقصد سفر من ، يه جاي ديگه اس

495
00:40:21,023 --> 00:40:22,713
. دلم برات تنگ ميشه

496
00:40:34,892 --> 00:40:36,240
ديدي ؟

497
00:40:37,002 --> 00:40:38,861
. . تو هميشه با مني

498
00:40:39,034 --> 00:40:40,706
. نزديک قلبم . . .

499
00:40:47,800 --> 00:41:02,800
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

