﻿1
00:00:01,800 --> 00:00:03,847
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:03,848 --> 00:00:07,500
بايد هر روز بيشتر و بيشتر تو گزارشهاي
. نجاتهاي مشکوک دخالت کنم

3
00:00:07,537 --> 00:00:09,039
. معنيش اينه که دارم کارمو انجام ميدم

4
00:00:09,040 --> 00:00:11,697
و دير يا زود ؛
. يکي موضوعو ميفهمه

5
00:00:11,698 --> 00:00:15,964
اين کيريستال ؛ تنها سرنخيه که
. براي نجات " لِکس لوتر " داريم

6
00:00:15,965 --> 00:00:17,832
کلارک " ؛ ميدوني اين چيه ؟ "

7
00:00:17,833 --> 00:00:19,431
. دستِ " تِس مرسر"ه

8
00:00:19,432 --> 00:00:21,440
همون کامپيوتريه که ازم ميخواست
. براش هک کنم

9
00:00:21,441 --> 00:00:24,157
شايد بتونم يه نگاهي به اون
. ابرکامپيوتر بندازم

10
00:00:24,196 --> 00:00:26,159
. سرقت شده

11
00:00:26,160 --> 00:00:28,792
فقط تني چند درمورد اون دستگاه
. ميدونستن

12
00:00:28,793 --> 00:00:31,515
وقتي بفهمم کي اون دستگاهو ازم دزديده ؛
. پسش ميگيرم

13
00:00:31,675 --> 00:00:34,722
داري همه ي اينا رو ميخوني ، مگه نه ؟
. تمام اينا بخاطر " برينياکِ"ـه

14
00:00:34,723 --> 00:00:38,320
بعداز اينکه بهم حمله کرد ؛ مهارت هاي هک کردنم
. از آنالوگ به ديجيتال تبديل شده

15
00:00:38,321 --> 00:00:40,184
. نميدونيم چه اتفاقي ممکنه بيفته -
! دقيقا -

16
00:00:40,185 --> 00:00:42,470
پس بيا تا وقتي مجبور نيستيم
. نگرانش نباشيم

17
00:00:42,471 --> 00:00:45,034
آزمايشگاه " بلک کيريک " در چه
وضعيتي قرارداره ؟

18
00:00:45,035 --> 00:00:48,194
کاملا از کار افتاده ؛ و تمام مهمانها هم
. دوباره به جاي اولشون برگشتن

19
00:00:49,374 --> 00:00:51,486
. ليونل لوتر " پدر و مادرمو کُشته "

20
00:00:51,665 --> 00:00:53,402
درموردش ميدونستي ؟

21
00:00:54,488 --> 00:00:58,985
دارم سعي ميکنم  نظريه ي جديدم درمورد اينکه
. متروپوليس قهرمان خاص خودشو داره رو اثبات کنم

22
00:00:59,149 --> 00:01:01,609
ميخوام ثابت کنم که
. " اين يارو وجود داره " سي.کِي

23
00:01:01,610 --> 00:01:03,187
. اون قهرمان ، يه جايي اون بيرونه

24
00:01:15,665 --> 00:01:18,529
من ، مقالات خبري مينويسم ؛
. . نه افسانه هاي تخيلي

25
00:01:18,530 --> 00:01:21,456
بخصوص درمورد نجات دهنده اي افسانه اي که
. تاحالا کسي اونو نديده

26
00:01:21,457 --> 00:01:24,161
ببين ، ممکنه تصوير يا اسمي ازش
. . نداشته باشم

27
00:01:24,162 --> 00:01:27,561
اما دارم بهت ميگم ؛ اين مبارز مخفي که
. با جرم و جنايت مبارزه ميکنه کاملا واقعيه

28
00:01:27,601 --> 00:01:31,834
تنها مبارز با جرم و جنايت مخفي اي که ميشناسم
. لباس چرمي سبز ميپوشه و تيروکمون دستش ميگيره

29
00:01:32,921 --> 00:01:35,090
. و فکر کنم تيروکمونشو کنارگذاشته

30
00:01:36,409 --> 00:01:39,827
لوييس " ؛ اين قهرماني که من ميگم ؛ خيلي "
. قدرتمندتر از يه کموندار ساده اس

31
00:01:39,828 --> 00:01:42,653
بهم اطمينان کن . . همين جور داستانها هستن
. که باعث ميشن آدم پيشرفت کنه

32
00:01:42,654 --> 00:01:45,377
خوب ، بدون عکس ؛ داستاني که ميگي
. . مثل اين ميمونه که

33
00:01:45,378 --> 00:01:47,658
بخواي يه داستان دنباله دار پنج قسمتي درمورد
. افشاي هويت پري دندون بنويسي

34
00:01:47,659 --> 00:01:49,096
شرط ميبندم " کلارک " ؛
. . بعداز اينکه امشب

35
00:01:49,097 --> 00:01:51,415
موقع شام اين داستانو براش تعريف کنم
. نظرش با تو کاملا متفاوته

36
00:01:51,439 --> 00:01:53,787
کلارک " ؛ ميخواد براي شام ؛ با ما بياد ؟ "

37
00:01:57,178 --> 00:02:01,040
آره ، آخه فکر ميکردم همچين داستان هيجان آوري
. برات جذابيت داشته باشه

38
00:02:01,041 --> 00:02:03,347
. اما ؛ " سي.کِي " ؛ حتما جذب داستان ميشه

39
00:02:03,348 --> 00:02:04,960
. اگه جات بودم اينقدرا مطمئن نبودم

40
00:02:04,961 --> 00:02:08,561
گرچه شنيدنش شوکه کننده اس ، اما بايد بگم که
. اسمالويل " ؛ يه نويسنده ي پولکي بي فکر نيست "

41
00:02:09,865 --> 00:02:13,517
يه دقيقه وايسا ببينم ؛ شنيدم که تو الان
از " کلارک کنت " تعريف کردي ؟

42
00:02:17,412 --> 00:02:18,671
! کيفِتو رَد کن بياد

43
00:02:18,672 --> 00:02:20,351
. داري از بد دختري دزدي ميکني

44
00:02:25,337 --> 00:02:28,079
! " جيمي "
! از صورتش عکس بگير

45
00:02:28,079 --> 00:02:38,079
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

46
00:03:03,965 --> 00:03:06,041
! ميدونستم ضرب مشت قوي اي دارم

47
00:03:11,125 --> 00:03:12,680
. خداي من

48
00:03:14,836 --> 00:03:15,992
. خودشه

49
00:03:18,216 --> 00:03:21,768
" اسمالويل "
" فصل هشتم ؛ قسمت هفتم "
" هويت "

50
00:03:23,247 --> 00:04:19,505
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

51
00:04:20,629 --> 00:04:21,944
. " هِي ؛ " جيمي

52
00:04:22,840 --> 00:04:25,262
. سي.کِي " ؛ داشتم ميمُردم که باهات حرف بزنم "

53
00:04:25,263 --> 00:04:26,737
. گفتي يه کار فوري پيش اومده
همه چي روبراهه ؟

54
00:04:26,738 --> 00:04:28,264
. " همه چيز خيلي بيشتر از روبراهِه " کلارک

55
00:04:28,265 --> 00:04:30,883
به محض اينکه عکسي که امشب گرفتمو ببيني ؛
. ديگه زندگيت به وضع سابقش برنميگرده

56
00:04:30,884 --> 00:04:31,932
. شايد بهتر باشه بشيني

57
00:04:33,211 --> 00:04:34,651
. فکر کنم ايستاده نگاه کنم بهتر باشه

58
00:04:51,077 --> 00:04:52,552
دارم به چي نگاه ميکنم ؟

59
00:04:52,620 --> 00:04:54,488
. اين يه . . آدمه

60
00:04:58,028 --> 00:04:59,756
چي ، اين لکه رو ميگي ؟

61
00:04:59,990 --> 00:05:02,825
فقط بخاطر اينکه خيلي سريع حرکت ميکنه
. عکسش توي دوربين درست نيفتاده

62
00:05:02,862 --> 00:05:04,599
. . جيمي " ؛ اين شبيه يه جور "

63
00:05:05,019 --> 00:05:06,732
به نظر من که انعکاس نور
. توي لنز دوربينِه

64
00:05:06,733 --> 00:05:09,018
شايد يه ماشين پليس اونجا بوده که
. داشته با نورهاي قرمز و آبي حرکت ميکرده

65
00:05:09,019 --> 00:05:12,259
وسط سرقت ؟ فکر نميکني اگه پليسي به کار بود
توقف ميکرد تا ببينه اوضاع از چه قراره ؟

66
00:05:12,534 --> 00:05:15,558
خوب ، اين يه آدم نيست ؛ آدم که نميتونه
. به اين سرعت حرکت کنه ؛ غيرممکنه

67
00:05:15,559 --> 00:05:17,628
اگه چندسال پيش اينو ميگفتي ؛
. باهات موافق بودم

68
00:05:17,629 --> 00:05:21,553
اما بايد اعتراف کني ؛ هردو در اين سالها
. اتفاقات عجيب و بدون توضيحي رو ديديم

69
00:05:21,554 --> 00:05:25,116
و ؛ " لوييس " چي ؟
. بالاخره اون کسيه که بايدنجات داده شده باشه

70
00:05:25,167 --> 00:05:27,834
فکر نميکنه عجيبه که هيچي درمورد
اتفاق ديشب نگفته ؟

71
00:05:27,835 --> 00:05:29,681
. راستش . . نه

72
00:05:29,682 --> 00:05:31,340
آخه از اون جور آدماس که همه چيو رد ميکنن
. اون به وجود قهرمان اعتقادي نداره

73
00:05:31,341 --> 00:05:34,461
قسم ميخوره که عکس العمل سريعي که داشته
. باعث شده که از اونجا جون سالم بدر ببره

74
00:05:35,130 --> 00:05:39,233
پس ، اين يارو " لکه " ؛ جونِ " لوييس " رو نجات داد
و نذاشت زيرماشين بره و اونم هيچي حس نکرده ؟

75
00:05:39,807 --> 00:05:41,703
. ميبيني ، بخاطر اينه که طرف کارش خيلي درسته

76
00:05:41,704 --> 00:05:44,447
ميخوام بگم که يه مقاله ي صفحه ي اولي
بدست آورديم ، مگه نه ؟

77
00:05:44,530 --> 00:05:45,975
. . جيمي " ؛ محاله که "

78
00:05:45,976 --> 00:05:48,445
تِس " راضي بشه " . .
. يه عکس مبهم رو چاپ کنه

79
00:05:48,459 --> 00:05:50,825
من اگه جات بودم ؛ خودمو به زحمت نمينداختم
. تو اون عکسو بهش نشون بدم

80
00:05:50,849 --> 00:05:53,647
ديگه خيلي ديره . . توي آسانسور پيداش کردم و
. به نظرمياد حسابي به موضوع علاقه منده

81
00:05:53,648 --> 00:05:56,042
حتي قبول کرد که اجازه بده
. تو ؛ پيش نويس مقاله رو تهيه کني

82
00:05:56,800 --> 00:06:00,194
جيمي " ؛ فکر نميکني قبل از اينکار اول بايد "
از من ميپرسيدي که به اين داستان علاقه دارم يا نه ؟

83
00:06:00,218 --> 00:06:02,115
کلارک " ؛ "
. داشتم لطفي درحقت ميکردم

84
00:06:02,200 --> 00:06:04,191
. آخه اين يه داستان خيلي مهم وبزرگيه

85
00:06:04,790 --> 00:06:08,491
ببين ، از وقتي که پامو توي اين روزنامه گذاشتم
. . زير سايه ي " لوييس " بودم

86
00:06:08,492 --> 00:06:10,372
و کاملا مطمئنم که . .
. تو هم ؛ همين وضعيتو داري

87
00:06:10,768 --> 00:06:12,993
وقتشه که
. اسمي واسه خودمون دست و پا کنيم

88
00:06:12,994 --> 00:06:15,546
جيمي " ؛ ترجيح ميدم زير سايه ي اسمِ "
. . لوييس لِين " باقي بمونم تا اينکه "

89
00:06:15,547 --> 00:06:18,435
تو نوشتن يه داستان ساختگي ؛ . .
. کمک کنم و کانون توجه باشم

90
00:06:18,593 --> 00:06:20,985
فقط . . بهش فکر کن ، باشه ؟

91
00:06:20,986 --> 00:06:23,944
و تصميمي که ميگيري ؛ فقط
. صداشو درنيار

92
00:06:23,945 --> 00:06:27,056
اگه بوي اين داستان به مشام " لوييس " بخوره ؛
. محاله ازش دست بکِشه

93
00:06:27,629 --> 00:06:28,859
. نگران نباش

94
00:06:29,918 --> 00:06:31,561
. به هيچکي نميگم

95
00:06:33,709 --> 00:06:35,012
. مرسي

96
00:06:40,868 --> 00:06:43,666
چطور ميشه که يه جنايتکار خشن
آزاد بشه ؟

97
00:06:43,796 --> 00:06:47,564
درسته ؛ درمورد وثيقه شنيدم ؛ اما ازش براي اونايي که
. عابرپياده زيرميکنن يا از فروشگاهها سرقت ميکنن استفاده ميشه

98
00:06:47,565 --> 00:06:49,617
نه دزدي که
. نزديک بود منو بکُشه

99
00:06:49,618 --> 00:06:52,771
اميدوارم متوجه باشيد که من شخصا
. اين موضوع رو با شهردار مطرح ميکنم

100
00:06:52,772 --> 00:06:54,039
الو ؟

101
00:06:55,730 --> 00:06:57,288
. ايناهاشش

102
00:06:58,516 --> 00:07:00,412
. لوييس لِين " افسانه اي "

103
00:07:03,415 --> 00:07:05,352
قبلا همديگه رو يه جايي ديديم ، درسته ؟

104
00:07:05,353 --> 00:07:07,424
فکر کنم صورتي مثل صورت شما رو
. فراموش نکنم

105
00:07:07,425 --> 00:07:09,055
. اسممو که ميدونستي

106
00:07:14,095 --> 00:07:17,025
سباستين کِين " ؛ "
. خبرنگار شهري جديد

107
00:07:18,785 --> 00:07:20,691
ببينم ، شما موادي چيزي زدين کارآگاه ؟

108
00:07:20,692 --> 00:07:22,654
چطور يه مجرم خشن ميتونه آزاد بشه ؟

109
00:07:25,075 --> 00:07:28,972
اگه از پوشش دادن اخبار سرقت و قتل خوشت مياد ؛
. درست اومدي

110
00:07:29,038 --> 00:07:32,647
نرخ ارتکاب جرم اينقدر بالا رفته که
. زندان ايالتي ديگه جا نداره

111
00:07:32,648 --> 00:07:33,859
جدي ؟

112
00:07:34,020 --> 00:07:37,484
متروپوليس " ؛ جلوي بعضي جاها که پوشش خبري دادم "
. بلحاظ امنيتي ؛ مثل بهشت ميمونه

113
00:07:37,669 --> 00:07:40,779
جدي ؟
مثلا ، مثل درهاي جهنم ؟

114
00:07:41,006 --> 00:07:42,320
. " عراق "

115
00:07:42,647 --> 00:07:44,234
. شمالِ موصل

116
00:07:44,263 --> 00:07:47,024
وقتي اولين گروهان نظامي وارد عراق شدن
. به عنوان خبرنگار همراهشون بودم

117
00:07:48,772 --> 00:07:51,110
بايد تصاوير بسيار زيبايي اونجا
. ديده باشي

118
00:07:51,111 --> 00:07:53,026
. که درخواست کرده بودم

119
00:07:53,903 --> 00:07:57,130
خوب ، من از وقتي که به دنيا اومدم
. همراه نيروهاي ارتشي بودم

120
00:07:57,411 --> 00:08:00,718
. من ؛ دختر يه ارتشي هستم
. البته تا حالا به يه نبرد واقعي نرفتم

121
00:08:01,546 --> 00:08:04,964
اما اگه پدرمي رو ببيني ؛
. تعجب ميکني که چطور تاحالا زنده موندم

122
00:08:04,965 --> 00:08:07,931
دراونصورت ؛ ميدوني که
. تازه وارد بودن ؛ چه معني اي ميده

123
00:08:07,932 --> 00:08:11,035
. اين ؛ اولين باريه که به متروپوليس ميام
. هنوز جايي رو بلد نيستم

124
00:08:11,418 --> 00:08:12,995
ميدوني چي احتياج داري ؟

125
00:08:14,173 --> 00:08:17,084
راهنمايي " لوييس لِين " ؛
. براي زنده موندن در يک شهر بزرگ

126
00:08:17,085 --> 00:08:18,896
. تمام راهنمايي ها و حيله ها رو بلدم

127
00:08:19,010 --> 00:08:21,558
خوب ؛ يه فکري دارم ؛
چطوره امشب ؛ شام ببرمت بيرون ؟

128
00:08:21,559 --> 00:08:23,719
ميتوني سر شام ؛
. يه چندتايي از اون رازها رو بهم يادبدي

129
00:08:27,898 --> 00:08:30,780
خوب ، تقويم کاريم ، حسابي پره و
. . جاي خالي نداره ، اما

130
00:08:31,321 --> 00:08:33,396
. ممکنه واسه امشب وقت داشته باشم

131
00:08:34,665 --> 00:08:36,189
. عاليه

132
00:08:58,011 --> 00:08:59,664
چرا اينقدر ناراحتي ؟

133
00:09:02,646 --> 00:09:04,721
. ديگه هيچ وقت بهم دست نزن

134
00:09:09,847 --> 00:09:12,091
حالا ، بگو ببينم ؛
لِين " ؛ کيريستال رو دزديده ؟ "

135
00:09:12,092 --> 00:09:14,299
بيشتر از دست دادن براي فهميدنش
. لازم دارم

136
00:09:15,377 --> 00:09:18,279
خوب ، پس فکر کنم بايد يه مقدار
. بيشتر بهش نزديک بشي

137
00:09:20,126 --> 00:09:23,009
همين الانشم دارم همينکارو ميکنم ؛
. اما نه بخاطر اينکه واسه تو کار ميکنم

138
00:09:23,143 --> 00:09:25,791
ديگه نميخوام واسه تو ؛
. جاسوسي اوناي ديگه رو بکنم

139
00:09:28,555 --> 00:09:32,377
واسه يه دزد خاطره ؛ مثل اينکه خاطرات خودتو
. يه خط در ميون به يادمياري

140
00:09:33,328 --> 00:09:36,887
بايد يادت بيارم ؛ اوني که تو رو از
بلک کيريک " آزاد کرد ، من بودم ؟ "

141
00:09:37,980 --> 00:09:41,154
که بدون کمک من ؛ هنوزم به
. . اون ديوارهاي خاکستري خيره شده بودي

142
00:09:41,373 --> 00:09:43,400
و در انتظار بيهوده و بي فايده اي براي . .
. روزي باشي که آزاد بشي

143
00:09:43,401 --> 00:09:45,946
سه بار  تا حالا ؛
. اون لطفِتو جبران کردم

144
00:09:46,142 --> 00:09:49,090
اين زن ؛ " لوييس " ؛
. آدم خوبيه

145
00:09:49,666 --> 00:09:51,600
. نميخوام خاطراتِشو بدزدم

146
00:09:52,276 --> 00:09:53,874
. مايه ي تاسفه

147
00:09:54,576 --> 00:09:56,454
چونکه ؛ من يکي از معدود افرادي هستم
. . که ميدونه

148
00:09:56,455 --> 00:09:59,168
تو درواقع چه آدم
بيمار و شکارچيِ ديدزني هستي ؛

149
00:09:59,169 --> 00:10:03,289
درمورد اون زن ميدونم که قبل از اينکه سراز " بلک کيريک " ؛
. دربياري مثل کنه دنبالش افتادي و آخرشم کُشتيش

150
00:10:03,585 --> 00:10:05,312
. . اون کارايي که کردم

151
00:10:07,028 --> 00:10:09,939
مربوط به قبل از زماني ميشه که تونستم
. قدرتمو کنترل کنم

152
00:10:11,626 --> 00:10:13,420
. ميخوام زندگيمو از نو شروع کنم

153
00:10:16,037 --> 00:10:17,172
. بدستش مياري

154
00:10:18,124 --> 00:10:19,524
. . ميتوي يه شروع دوباره داشته باشي

155
00:10:23,087 --> 00:10:25,012
. وقتي اون کيريستال رو برام پيدا کني . .

156
00:10:29,303 --> 00:10:32,523
يا اينکه مجبور ميشم به دوستايي که
. . درنيروي پليس دارم تلفن کنم

157
00:10:32,862 --> 00:10:35,902
و درمورد اون همه جسد که توي شب نشيني هات
. روي زمين انداختي ؛ بهشون اطلاع بدم

158
00:10:44,088 --> 00:10:46,746
تعطيلات هفته ي آينده باهات حرف ميزنم ، باشه ؟ -
. خيلي خوب -

159
00:10:48,038 --> 00:10:49,944
. بايد باهات حرف بزنم

160
00:10:49,945 --> 00:10:52,401
درمورد آخرين و بهترين
عکسي که " جيمي " گرفته ؟

161
00:10:52,402 --> 00:10:53,777
پاکش کردي ، درسته ؟

162
00:10:53,778 --> 00:10:56,899
. هنوز نه
. خواستم قبلش باتو حرف بزنم

163
00:10:56,900 --> 00:10:58,702
چه حرفي ؟

164
00:10:58,703 --> 00:11:01,783
اجازه نميدم عکسم توي روزنامه چاپ بشه و
. سر از تمام خونه هاي متروپوليس دربياره

165
00:11:02,080 --> 00:11:05,122
توي اون عکس
. " معلوم نيست که تو هستي " کلارک

166
00:11:05,123 --> 00:11:06,878
. عملا يه لکه روي لِنز دوربين هستي

167
00:11:06,879 --> 00:11:10,159
اما ؛ به من مربوطه ؛ اينطوري مردم ميفهمن
. که من اون بيرون هستم و اون کارا رو ميکنم

168
00:11:11,104 --> 00:11:13,292
و چرا همچين چيزي ؛ خوب نيست ؟

169
00:11:13,664 --> 00:11:17,476
ميدونم کاملا جنون آميز به نظرمياد ؛
. اما بهش فکر کن

170
00:11:17,477 --> 00:11:19,010
. . ما ؛ در زمانه ي خطرناکي زندگي ميکنيم

171
00:11:19,011 --> 00:11:21,479
و اين که مردم بدونن يکي اون بيرون هست
. . که

172
00:11:21,480 --> 00:11:23,340
خودش وقفِ نجاتشون کرده ؟ . .

173
00:11:23,341 --> 00:11:26,063
. ميخوام بگم که واقعا خيلي مهم و بزرگه

174
00:11:26,064 --> 00:11:28,181
عالي به نظرمياد " کلويي " ؛
. اما به اين سادگيا هم نيست

175
00:11:28,182 --> 00:11:30,313
. داريم از رازِ من حرف ميزنيم

176
00:11:30,884 --> 00:11:33,309
اگه مردم متوجهِش بشن ؛
. . خطرناک ميشه ؛ نه تنها براي من

177
00:11:33,310 --> 00:11:34,853
بلکه ؛ تهديديه براي هرکسي که . .
. منو ميشناسه

178
00:11:34,854 --> 00:11:37,401
تا وقتي کاملا به حرفي که ميزنم مطمئن نباشم ؛
. حرفي نميزنم

179
00:11:39,292 --> 00:11:41,189
بايد با " جيمي " حرف بزني ؛
. يه کاري کن از خر شيطون بياد پايين

180
00:11:41,190 --> 00:11:42,879
تو ؛ تنها کسي هستي که
. اون به حرفاش گوش ميده

181
00:11:42,880 --> 00:11:45,400
جيمي " ؛ با اينکارش داره يه شخصيت ديگه ي "
. فوق العاده بهت ميده

182
00:11:45,630 --> 00:11:47,545
. " بهش ميگن ؛ اسم مستعار " کلارک

183
00:11:47,546 --> 00:11:49,245
نويسنده ها ؛ از وقتي که
. . حروف الفبا اختراع شده

184
00:11:49,246 --> 00:11:51,379
. با نام مستعار نوشته هاي خودشونو منتشر ميکردن

185
00:11:51,380 --> 00:11:53,237
اوليور کوئين " ؛ واسه خودش ؛ "
. گيرين آرو " رو انتخاب کرده "

186
00:11:53,238 --> 00:11:55,437
فکر کنم وقتش رسيده که تو هم
. يه نام مستعار واسه خودت انتخاب کني

187
00:11:55,438 --> 00:11:58,328
. " هيچ جاي بحث و مذاکره اي نيست " کلويي
. بايد از هويت من محافظت کنيم

188
00:12:00,259 --> 00:12:03,471
ببين ، وقتي به رازِ تو ميرسه ؛
. هرگز خلاف خواسته ات عمل نميکنم

189
00:12:03,472 --> 00:12:06,749
و متوجهم که چه حرکت بزرگي برات
. به حساب مياد اگه اينکارو بکني

190
00:12:07,337 --> 00:12:10,915
اما اون عکسي که گرفته شده ؛ چيزي رو درمورد
. کلارک کِنت " افشا نميکنه "

191
00:12:11,659 --> 00:12:15,085
فقط چيزي رو به دنيا ميده که امروز
. نااميدانه به دنبال بدست آوردنشه

192
00:12:18,084 --> 00:12:19,244
. يه قهرمان

193
00:12:34,924 --> 00:12:36,197
. " کِنت "

194
00:12:36,198 --> 00:12:39,701
ميدوني ؛ واسه يه خبرنگار تازه کار ؛ بيشتر وقتا
. خودتو تو دهن شير ميندازي و دنبال لقمه هاي بزرگي

195
00:12:39,702 --> 00:12:41,309
. اميدوارم فوري باشه

196
00:12:41,545 --> 00:12:44,070
ببينيد ؛ مطمئن نيستم که " جيمي اولسن " ؛
. . از کجا اين فکر به سرش افتاده که

197
00:12:44,071 --> 00:12:47,322
من ؛ ميخوام داستان اين نيکوکار قهرمان رو بنويسم ؛
. اما بايد بگم هيچ علاقه اي به نوشتن اون مقاله ندارم

198
00:12:47,346 --> 00:12:48,707
علاقه نداري ؟

199
00:12:49,440 --> 00:12:52,400
اونم به داستاني که توانايي بالقوه ي
تبديل شدن به تيتر يکِ روزنامه رو داره ؟

200
00:12:52,753 --> 00:12:54,993
اين سئوالو برام به وجود مياره که
پس تو به چي علاقه داري ؟

201
00:12:56,539 --> 00:12:59,825
دوست ندارم اسمم روي مقاله اي درمورد
. . يه داستان من درآوري باشه

202
00:12:59,826 --> 00:13:01,788
داستاني که براساس يه عکسِ
. مبهم و نامعلوم نوشته شده

203
00:13:01,789 --> 00:13:04,523
اونطوري که يادم مياد ؛
. . تنها چيزي که توي اون عکس نامعلومه

204
00:13:04,524 --> 00:13:06,293
. شواليه ي قرمز و سفيد پوشمونه . .

205
00:13:07,461 --> 00:13:09,292
. اما نميتونين به قطع بگين که اون کيه

206
00:13:09,293 --> 00:13:11,363
. حتي نميشه بگي اون چي هست -
. دقيقا -

207
00:13:11,638 --> 00:13:13,535
. همينه که اينقدر درخشانش ميکنه

208
00:13:13,536 --> 00:13:16,023
. . اسرارآميزه ؛ هيجان انگيز و جذابه

209
00:13:16,059 --> 00:13:18,256
پر از اميدِه ؛ . .
. بعلاوه ي اندکي خطر

210
00:13:18,257 --> 00:13:19,796
و مطمئنم که بخاطرش
. . نسخه هاي زيادي از روزنامه هم فروش ميره

211
00:13:19,797 --> 00:13:22,078
اما ميخواين همه ي داستانو براساس يه
عکس نصفه و نيمه چاپ کنين ؟

212
00:13:22,079 --> 00:13:24,489
شک دارم اگه " لِکس لوتر " بود
. دست به همچين کاري ميزد

213
00:13:26,031 --> 00:13:29,035
اينجا نمي ايستم تا به يه سخنراني درمورد
. . مزيت و فضيلتِ روزنامه نگاري

214
00:13:29,036 --> 00:13:33,124
که توسط خبرنگاري برام ايراد ميشه که بزرگترين
خبري که تاحالا ازش چاپ شده درمورد جشنواره ي
. به سرپرستي قبول کردن گربه ها بوده ؛ گوش بدم

215
00:13:33,148 --> 00:13:35,476
باشه ؛ اگه اين خواسته اي هست که داري ؛
. از تيم نويسنده ي داستان کناربکِش

216
00:13:35,477 --> 00:13:38,271
. هيچ مشکلي باهاش ندارم -
. اين يه داستان خبري نيست -

217
00:13:39,616 --> 00:13:42,537
. حق با توئه
. دست انداختن و اذيت کردنِ مردمه

218
00:13:42,707 --> 00:13:46,087
اما " جيمي اولسن " بهم گفته که
. . به تحقيقاتش دراونمورد ادامه ميده

219
00:13:46,159 --> 00:13:49,435
و با چندتا سرنخ بيشتر ؛ . .
. اونوقت عکس و اسم اون قهرمانو داريم

220
00:13:50,412 --> 00:13:53,999
وقتي اون اتفاق بيفته ؛
. اونوقته که يه داستان خبري واقعي داريم

221
00:14:09,881 --> 00:14:11,175
اسمالويل " ؟"

222
00:14:12,178 --> 00:14:13,887
اينجا چيکار ميکني ؟

223
00:14:14,699 --> 00:14:16,849
. " لوييس "
. نميدونستم اينجايي

224
00:14:17,009 --> 00:14:19,581
. . فقط داشتم -
وسايل " جيمي " رو ميگشتي ؟ -

225
00:14:19,666 --> 00:14:20,723
. نه

226
00:14:21,483 --> 00:14:23,249
. کيفشو اينجا جا گذاشته

227
00:14:23,987 --> 00:14:27,245
منم تو محله بودم ؛ فکر کردم يه لطفي بهش بکنم
. و کيفشو واسش ببرم

228
00:14:28,534 --> 00:14:30,891
حالا ديگه کاراي کوچيک واسه " جيمي " انجام ميدي ؟

229
00:14:30,921 --> 00:14:33,785
. من ؛ دوستشم
مگه مشکلي داره ؟

230
00:14:34,496 --> 00:14:37,801
! هيچي ، اما ؛ وايسا
ميتوني يه لطفي بهم بکني ؟

231
00:14:37,819 --> 00:14:38,945
. زيپِ لباسمو بالا بکِش

232
00:14:58,753 --> 00:15:00,819
حالا اينقدر شيک کردي
داري کجا ميري ؟

233
00:15:01,636 --> 00:15:04,087
. با يکي قراردارم

234
00:15:04,369 --> 00:15:06,200
. . ميدونم تازه از مزرعه اومدي بيرون

235
00:15:06,201 --> 00:15:09,641
اما بعضي وقتا ؛ وقتي يه پسري از يه دختري
. خوشش مياد ؛ ازش ميخواد که باهمديگه برن بيرون

236
00:15:09,975 --> 00:15:11,665
. ميدونم قرارگذاشتن چيه

237
00:15:12,304 --> 00:15:14,502
حالا ، اين مرد خوشبخت کي هست ؟

238
00:15:15,273 --> 00:15:17,987
خبرنگار جديد ؛
. همين امروز کارشو تو پلنت شروع کرده

239
00:15:18,105 --> 00:15:21,748
برعکس خيلي از تازه استخدام شده ها ؛
. يه روزنامه نگار جدي و حسابيه

240
00:15:22,409 --> 00:15:24,399
. تو تازه همين . . امروز باهاش آشنا شدي

241
00:15:24,813 --> 00:15:25,938
. ميدونم

242
00:15:25,939 --> 00:15:27,678
تا ديدمش ؛ جرقه هاي عشق
. همينطور چپ و راست هوا رفتن

243
00:15:27,679 --> 00:15:30,257
تعجب کردم که واسه چي هنوز اين
ديوارهاي چوبي آتيش نگرفتن ؟

244
00:15:30,783 --> 00:15:33,263
هميشه توي اولين قراري که با يکي ميذاري
اينطوري کم لباس ميپوشي ؟

245
00:15:35,194 --> 00:15:37,213
مشکلي با تيپِ من داري ؟

246
00:15:38,615 --> 00:15:39,702
. نه

247
00:15:41,239 --> 00:15:43,764
. فقط مراقبتم
. همين

248
00:15:43,765 --> 00:15:47,767
مرسي " کلارک " ؛ اما من ، يه دختر عاقل و بالغم ؛
. خودم ميتونم ؛ از خودم مراقبت کنم

249
00:15:53,378 --> 00:15:55,275
. مودب باش

250
00:15:58,441 --> 00:16:00,751
اين گل ها واسه اينن که
. با خبرنگار تازه کار ؛ مهربون بودي

251
00:16:01,328 --> 00:16:03,760
. چقدر شيرين
. مجبور نبودي اينکارو بکني

252
00:16:07,183 --> 00:16:10,845
احتمالا ميخواي بدوني اين مرد غريبه
. که توي آپارتمانمِه کيه ؛ اين ؛ " کلارکِ"ـه

253
00:16:11,547 --> 00:16:15,021
يکي از تيزترين بچه هاييه که توي ديلي پلنت
. ميفرستنش کاراي کوچيک انجام بده

254
00:16:16,885 --> 00:16:18,735
. " از ملاقاتت خوشوقتم " کلارک

255
00:16:19,107 --> 00:16:22,093
. راستش " کلارک " ؛ داره ميره به کاراش برسه

256
00:16:22,094 --> 00:16:25,534
پس ، يادت نره بعداز اينکه لباساي منو از
. خشک شويي تحويل گرفتي اون روزنامه ها رو برسوني

257
00:16:25,797 --> 00:16:27,133
. برو

258
00:16:29,715 --> 00:16:32,983
بخاطر اون متاسفم ؛ هنوز يه کم
. دير به دستور عکس العمل نشون ميده

259
00:17:00,394 --> 00:17:03,373
سي.کِي " ؛ آماده شو که "
! تو کارت حسابي پيشرفت کني

260
00:17:03,374 --> 00:17:05,526
بدون شک ؛ بعدازاينکه اينو بشنوي ؛
. حاضر ميشي روي اين داستان خبري کار کني

261
00:17:05,527 --> 00:17:08,826
جيمي " ؛ فکر کنم بهت گفتم که حاضر نيستم روي "
. يه داستان خبري ساختگي کار کنم

262
00:17:08,827 --> 00:17:11,476
به محض اينکه تحقيقي که انجام دادمو ببيني
. نظرت عوض ميشه

263
00:17:11,601 --> 00:17:15,212
فکر ميکنم اين قهرمان نيکوکارمون ؛ درست از همينجا
. يعني " اسمالويل " ؛ نجات دادنها رو شروع کرده

264
00:17:15,236 --> 00:17:17,276
جيمي " ؛ اين يه قدم خيلي"
. تصادفي اي هست که برداشتي

265
00:17:17,900 --> 00:17:19,551
. راستش نه

266
00:17:21,082 --> 00:17:23,589
" نوجواني به طرز اسرارآميز از درياچه نجات داده شد "

267
00:17:23,590 --> 00:17:25,974
" دختري از سرقت نجات داده شد "

268
00:17:26,120 --> 00:17:27,650
" حادثه اي عجيب ؛ جان زني را نجات داد "

269
00:17:27,651 --> 00:17:30,646
تمام اين اتفاقا ؛ درست وقتي تو و " کلويي " ؛
. کلاس نهم بودين اتفاق افتادن

270
00:17:31,227 --> 00:17:32,974
کلويي " ؛ همه ي اينا رو بهت داده ؟ "

271
00:17:34,122 --> 00:17:35,452
. . فقط بخاطر اينکه شغلم عکاسيه

272
00:17:35,453 --> 00:17:37,813
به اين معني نيست که . .
. بلد نيستم با موتورهاي جستجو کارکنم

273
00:17:38,834 --> 00:17:40,046
. بي خيال

274
00:17:40,240 --> 00:17:44,202
فکر کنم امکان زيادي وجود داره که
. شماها با اين يارو به يه مدرسه ي مشترک رفتين

275
00:17:45,260 --> 00:17:47,006
و چي باعث شده همچين چيزي بگي ؟

276
00:17:47,033 --> 00:17:49,662
تمام آدمايي که تاحالا توي اين قضايا دست داشتن
. به دبيرستان اسمالويل رفتن

277
00:17:49,663 --> 00:17:51,596
بعدش ؛ درست زمانيکه شماها
. . از اون دبيرستان فارغ التحصيل شدين

278
00:17:51,597 --> 00:17:54,061
اون حوادث اسرارآميز ؛ . . .

279
00:17:56,563 --> 00:17:58,873
بيشتر توي . .
. متروپوليس " اتفاق افتادن "

280
00:18:01,502 --> 00:18:02,967
ميخواي به کجا برسي ؟

281
00:18:03,141 --> 00:18:05,685
. . ميخواستم بدونم

282
00:18:06,010 --> 00:18:08,291
کس خاصي توي دبيرستان اسمالويل . .
هست که روش انگشت بذاري ؟

283
00:18:11,328 --> 00:18:14,548
ميدوني . . يکي که . . ؛
. پتانسيل تبديل شدن به قهرمان رو داشته باشه

284
00:18:18,324 --> 00:18:20,174
. نه ؛ کس خاصي به ذهنم نميرسه

285
00:18:22,985 --> 00:18:26,588
اما حتي اگه اين يارو وجود داشته باشه ؛ فکر نميکني
برملا کردن شخصيتش بين عامه ي مردم ؛ تصميمه که
خودش بايد بگيره ؟

286
00:18:26,612 --> 00:18:28,743
. نميدونم
. . يعني ، شايد يه خورده

287
00:18:29,283 --> 00:18:31,837
. تشويق کردن ؛ برات مفيد باشه . . .

288
00:18:33,524 --> 00:18:36,044
منظورم اينه که ؛ برملا کردن هويت اون ؛
. تصميمي نيست که تو بگيري

289
00:18:43,013 --> 00:18:44,965
مراقب باش " جيمي " ؛
. خيلي شکننده اس

290
00:18:47,253 --> 00:18:50,446
از کِي تاحالا ؛
به عکساي خانوادگي من علاقه مند شدي ؟

291
00:19:00,614 --> 00:19:01,933
چيه ؟

292
00:19:08,310 --> 00:19:10,470
ببين ؛ " جيمي " ؛
. يه عالمه کاردارم که بايد بهشون برسم

293
00:19:11,043 --> 00:19:13,917
. . و ؛ بايد تراکتور رو تعمير کنم ، پس

294
00:19:14,658 --> 00:19:16,339
. همه چي کاملا واضح و روشنه

295
00:19:17,842 --> 00:19:19,917
اين ؛ اون ماجرايي بود که بين تو و
. کلويي " وجود داره "

296
00:19:19,918 --> 00:19:22,081
. تمام اين مدت ، اون ؛ ميدونست
. . و

297
00:19:22,766 --> 00:19:24,512
. و حالا ، اين عکس . . .

298
00:19:25,808 --> 00:19:28,775
. جيمي " ؛ حرفات اصلا منطقي نيست "

299
00:19:30,678 --> 00:19:32,762
. نخير ؛ کاملا هم منطقيه

300
00:19:34,575 --> 00:19:37,258
تويي ، مگه نه ؟

301
00:19:57,977 --> 00:20:00,306
* بار اضافي به سيستم وارد شده است *

302
00:20:00,307 --> 00:20:02,052
* خطاي کُشنده *

303
00:20:04,305 --> 00:20:08,004
کلويي " ؛ " جيمي " رازمو ميدونه " -
چي ؟ -

304
00:20:08,005 --> 00:20:10,468
تونسته نتيجه ي تحقيقاتِ جديدش و
. . عکساي خونوادگي منو

305
00:20:10,469 --> 00:20:12,581
. به همديگه ربط بده . . -
خداي من من ؛ تو چيکار کردي ؟ -

306
00:20:12,582 --> 00:20:14,893
انکارش کردم ؛
. ديگه نميدونستم بايد چيکار کنم

307
00:20:14,894 --> 00:20:17,887
بهش گفتم بايد به کاراي خونه برسم و بعدشم
. اومدم اينجا ؛ " کلويي " ؛ اصلا وضعيت خوبي نيست

308
00:20:17,888 --> 00:20:20,345
. " خيلي متاسفم " کلارک
. بايد به حرفات گوش ميدادم

309
00:20:20,346 --> 00:20:22,707
نميدونستم که ميتونه تو رو
. . به ماجرا ربط بده

310
00:20:22,708 --> 00:20:24,438
. اونم از اون لکه ي روي عکس . . .

311
00:20:24,439 --> 00:20:27,749
مهم اينه که بخاطر خودش هم که شده يه راهي
. پيدا کنيم تا اين فکرو از سرش بندازيم

312
00:20:30,492 --> 00:20:32,154
. زودتر از من اينجا رسيدي

313
00:20:32,703 --> 00:20:34,225
. " جيمي "

314
00:20:34,850 --> 00:20:37,244
داشتي کاراي مزرعه رو انجام ميدادي که
. من از پيشت اومدم

315
00:20:37,245 --> 00:20:38,646
با استفاده از نيروهاي " لکه " ؛
اينجا اومدي ، مگه نه ؟

316
00:20:38,647 --> 00:20:40,250
. جيمي " ؛ اين حرفِ مضحکيه "

317
00:20:40,515 --> 00:20:42,402
. از ميونبُرها استفاده کردم

318
00:20:42,721 --> 00:20:44,214
کدوم ميونبُر ؟

319
00:20:44,228 --> 00:20:46,019
. تمام مسيرو با نهايت سرعت اومدم

320
00:20:46,719 --> 00:20:48,963
ميدوني چيه " کلارک " ؟
چرا روي نقشه اون ميونبُرها رو بهم نشون نميدي ؟

321
00:20:48,964 --> 00:20:51,915
. جيمي " ؛ شکار جادوگر که نميکني "

322
00:20:52,808 --> 00:20:54,704
. تمام مدت ؛ همه چيزو ميدونستي

323
00:20:54,815 --> 00:20:57,312
اون بزرگترين رازيه که درتمام اين مدت
. ازم نگه داشتي

324
00:20:57,549 --> 00:20:59,023
. و درکِت هم ميکنم

325
00:20:59,024 --> 00:21:02,250
درکِت ميکنم و البته که ميخواستي همينطور
. . به صورت راز نگهش داري ، اما

326
00:21:02,251 --> 00:21:04,609
. " ميتوني بهم اطمينان کني " سي.کِي . .
. هواتو دارم

327
00:21:04,610 --> 00:21:06,449
. " و بابتش ازت سپاسگزارم " جيمي

328
00:21:06,450 --> 00:21:10,425
اما اين راز بزرگي که اينقدر باقدرت
. بهش باور داري ، وجود خارجي نداره

329
00:21:10,426 --> 00:21:12,084
. خيلي متاسفم که نااميدت ميکنم

330
00:21:12,288 --> 00:21:15,180
کلويي " ؛ تو واقعيتو بهم ميگي ، درسته ؟ "

331
00:21:15,181 --> 00:21:17,558
آره ؛ حقيقت اينه که ؛
. . گرچه خيلي آرزو دارم که کاشکي

332
00:21:17,559 --> 00:21:20,606
کلارک " ميتونست اين رکوردهاي سرعتي که "
. . ميگي رو بشکنه ؛ اما

333
00:21:20,829 --> 00:21:22,847
. اون فقط يه مردِ عاديه . .

334
00:21:25,355 --> 00:21:27,158
بهم اطمينان نداري ، درسته ؟

335
00:21:27,646 --> 00:21:29,364
. " حق با اونه " جيمي

336
00:21:29,966 --> 00:21:32,426
بهيچوجه چيز خاصي در مورد من
. وجود نداره

337
00:21:34,955 --> 00:21:36,889
. پس فکر کنم مجبورم ثابتش کنم

338
00:21:42,800 --> 00:21:44,106
. . جيمي " ؛ "

339
00:22:05,361 --> 00:22:06,698
. " کلارک "

340
00:22:07,628 --> 00:22:11,050
هِي ، گوش کن ؛ اگه ميخواي براي سفر تفريحي
. . به جزيره ي " آروبا " بري

341
00:22:11,051 --> 00:22:12,952
بايد يه هواپيماي ديگه واسه خودت پيدا کني ؛
. چونکه اين يکي اصلا جا نداره

342
00:22:12,953 --> 00:22:16,445
کاملا پُر شده ؛ و ديگه نزديکه که از زمين بلند بشيم
مگه اينطور نيست ؟

343
00:22:16,793 --> 00:22:20,343
پس ، وقتي دستيارت گفت که داري مشروبِ
. قبل از پروازتو ميخوري ؛ باهام شوخي نميکرد

344
00:22:20,344 --> 00:22:21,776
. نه ؛ شوخي نميکرده

345
00:22:21,777 --> 00:22:23,429
. اميدوارم لااقل خلبان مست نباشه

346
00:22:23,430 --> 00:22:26,682
منم اميدوارم خلبان به هوش باشه " کلارک " ؛
. چونکه بالاخره بايد ما رو به اونجا برسونه

347
00:22:26,683 --> 00:22:28,729
ميدوني ، روراست بگم ؛
. . بايد تو مودِ مناسب باشي

348
00:22:28,730 --> 00:22:30,444
اگه ميخواي باهامون . .
. پرواز کني

349
00:22:30,445 --> 00:22:32,500
همينطور نيست ؛ خانمها ؟ -
. آره -

350
00:22:33,720 --> 00:22:35,514
. اوليور " ؛ بايد باهات حرف بزنم "

351
00:22:35,669 --> 00:22:38,119
ميدوني چيه ؛ " کلارک " ؟
. . راستش ؛ درحالِ حاضر

352
00:22:38,120 --> 00:22:40,782
. خيلي وقت خوبي براي حرف زدن نيست
. اما بهت ميگم چيکار ميتونم برات انجام بدم

353
00:22:40,783 --> 00:22:42,871
يه کارت پستال واست ميفرستم ، باشه ؟

354
00:22:43,622 --> 00:22:45,087
. فوريه

355
00:22:49,354 --> 00:22:51,288
. يه لحظه ما رو تنها بذارين

356
00:22:51,294 --> 00:22:52,852
. متشکرم
. خواهش ميکنم

357
00:23:02,317 --> 00:23:03,716
. ببين چيکار کردي

358
00:23:03,967 --> 00:23:07,135
حالا ، بگو ببينم آخرين بحراني که
توي زندگيت پيش اومده چيه " کلارک " ؟

359
00:23:07,136 --> 00:23:09,367
يا اينکه اومدي اينجا درمورد مشروب خوري و
پرواز باهواپيما برام سخنراني کني ؟

360
00:23:09,368 --> 00:23:12,017
. جيمي " داره رازمو کشف ميکنه "
. . يه عکسي گرفته

361
00:23:12,018 --> 00:23:13,745
و از اين ميترسي که بخواد اون عکسو
. . توي صفحه ي اولِ

362
00:23:13,746 --> 00:23:15,660
روزنامه ي پلنت چاپ کنه . . درسته ؟ . .

363
00:23:15,792 --> 00:23:18,525
ميدوني چيه ؟
. ممکنه اينقدرها هم فکر بدي نباشه

364
00:23:18,600 --> 00:23:21,640
قطعا همچين کاري ميتونه مجبورت کنه که
. يه مقدار بيشتر از اينا خودتو درگير کني

365
00:23:21,831 --> 00:23:23,512
چه اتفاقي برات افتاده ؟

366
00:23:24,645 --> 00:23:26,899
. به طور کامل " گيرين آرو " رو بيخيال شدي

367
00:23:27,569 --> 00:23:30,649
ميدونستي که به فاصله ي يک چهار راه از خونه ات
يه دزد به " لوييس " حمله کرده ؟

368
00:23:31,105 --> 00:23:34,297
مثل اينکه هروقت يکي ميبينتِت ؛
. يه  مشروب هم دستِت گرفتي

369
00:23:34,476 --> 00:23:36,956
شايد من ، اوني نيستم که بايد
. خودشو به تکاپو بندازه و جلو بياد

370
00:23:40,892 --> 00:23:43,389
. بيخيال
. گوش کن ؛ بايد خونسرديتو حفظ کني

371
00:23:43,390 --> 00:23:44,300
باشه ؟

372
00:23:44,301 --> 00:23:46,939
بعضي وقتا ؛ حتي ابَرقهرمان ها هم
. به تعطيلات احتياج دارن

373
00:23:47,170 --> 00:23:49,386
اوليور " ؛ درک ميکنم که هنوز "
. از دستم ناراحتي

374
00:23:49,387 --> 00:23:51,523
ميدونستم که " ليونل " پدر و مادرتو کُشته و
. با اين حال بهت چيزي نگفتم

375
00:23:51,524 --> 00:23:54,683
من يه تصميمي گرفتم و
. شايد تصميم اشتباهي بوده

376
00:23:54,684 --> 00:23:56,924
اما درحال حاضر ، تنها کسي که ميتونه
. بهم کمک کنه تو هستي

377
00:23:59,094 --> 00:24:01,084
. " خوب ، بهت ميگم چيکار ميکنيم " کلارک

378
00:24:01,619 --> 00:24:04,445
. وقتي برگشتم بهت زنگ ميزنم -
! " وقت نداريم " اوليور -

379
00:24:04,503 --> 00:24:07,067
آدما بخاطر دونستن رازِ من
! جونشونو از دست دادن

380
00:24:07,068 --> 00:24:09,307
. زندگي آدماي زيادي زيرو رو شده

381
00:24:10,420 --> 00:24:13,224
نميتونم ذهن کسايي که
. از قبل درمورد رازم ميدوننو پاک کنم

382
00:24:13,225 --> 00:24:15,950
فقط ميتونم تمام تلاشمو بکنم تا
. از آدمايي مثل " جيمي " محافظت کنم

383
00:24:22,557 --> 00:24:24,719
. اينکارو واسه من انجام نده
. محضِ خاطر اون ؛ اينکارو بکن

384
00:24:24,720 --> 00:24:28,480
اون يه تماشاگر بي گناهِه که بعداز اين که رازمو بفهمه
. ديگه زندگيش هرگز به حالت سابقش برنميگرده

385
00:24:36,184 --> 00:24:39,978
همه جا بمب بود که داشت منفجر ميشد ؛
. . سرباز بغل دستيم ، تيرخورد

386
00:24:40,037 --> 00:24:43,687
ستوان برگشت سمت من  ؛ دفترچَمو گرفت ؛
. . از پنجره ي " هموي " پرتش کرد بيرون

387
00:24:43,688 --> 00:24:45,493
. و يه اسلحه ي اِم-16 بجاش گذاشت توي دستم

388
00:24:46,009 --> 00:24:47,791
يه دقيقه وايسا ببينم ؛
. . فکر کنم قبلا گفتي

389
00:24:47,792 --> 00:24:50,047
که دفترچه ات تا بغداد همراهت اومد
. و بعدش باهات دوباره به آمريکا برگشت

390
00:24:50,048 --> 00:24:53,775
همين اتفاقم افتاد ؛ به محض اينکه دودها تموم شدن ؛
. حدود يک و نيم مايل پياده رفتم و پيداش کردم

391
00:24:56,085 --> 00:24:58,254
چند سال اخير چي ؟

392
00:24:58,255 --> 00:25:00,650
چه جور ماجراجويي هاي ناگواري داشتي ؟

393
00:25:00,880 --> 00:25:03,471
يالا ديگه ؛ ميتوني درمورد گذشته ات
. باهام روراست باشي

394
00:25:04,296 --> 00:25:05,873
از کجا شروع کنم

395
00:25:06,523 --> 00:25:08,580
هرنوع تحقيق بزرگ ؟

396
00:25:08,581 --> 00:25:12,128
ميدوني ؛ وقتي مثلا توي يه پوشش خيلي عميق بودي ؛
. . به همراه يه تاجر خيلي بزرگ مواد مخدر

397
00:25:12,129 --> 00:25:15,443
يا ؛ يه خانواده ي مافيايي جنايتکار يا . .
يه زندان خيلي حفاظت شده ؟

398
00:25:16,195 --> 00:25:18,749
اين که انواع و اقسام گلوله از بالاي سرم
. . به اين طرف و اونطرف بره يه حرفه

399
00:25:18,750 --> 00:25:21,293
اما اين که بندازنم توي يه زندان کوچک ؛
. نه ؛ دستِت درد نکنه ، اينکاره نيستم

400
00:25:21,294 --> 00:25:23,209
. ترس از جاهاي تنگ خيلي بد درديه

401
00:25:24,106 --> 00:25:27,965
پس ، تا حالا هيچوقت داخل
يکي از ساختمانهاي بزرگ حکومتي رو نديدي ؟

402
00:25:28,282 --> 00:25:31,794
چونکه ؛ يه افشاگري بزرگ
. پشتِشون خوابيده

403
00:25:33,998 --> 00:25:37,118
ميخواي درمورد آخرين باري که داخل يه
ساختمون بزرگ حکومتي بودم ؛ برات تعريف کنم ؟

404
00:25:40,326 --> 00:25:42,007
. فکر کنم توي دبيرستان بودم

405
00:25:42,008 --> 00:25:43,720
. و اونجا ؛ خيلي شبيه زندان بود

406
00:25:44,032 --> 00:25:45,069
جدي ؟

407
00:25:49,166 --> 00:25:51,298
تا حالا کفِ دستتو دادي يکي برات بخونه ؟

408
00:25:53,806 --> 00:25:56,115
خيلي رابطه ي خوبي با
. فالگير جماعت ندارم

409
00:25:56,116 --> 00:26:00,152
آخرين فالگيري که پيشش رفتم بهم گفت
. . که توي طالعم نوشته عاشق مردي ميشم

410
00:26:00,153 --> 00:26:03,045
که زياد پرواز ميکنه و دوست داره . .
. لباساي چسبون بپوشه

411
00:26:03,126 --> 00:26:06,582
از اون وقت ؛ منتظر اون خلبان هستم
. تو بالاخره فرود بياد و ببينمش

412
00:26:08,206 --> 00:26:10,563
خوب ؛ من فقط چيزاي خوب خوبِشو
. بهت ميگم

413
00:26:16,743 --> 00:26:18,236
. دستِتو بده

414
00:26:24,036 --> 00:26:25,175
. باشه

415
00:26:27,828 --> 00:26:30,188
تا بغداد همراهت بوده و از اونجا . .
. باهات به آمريکا برگشته

416
00:26:36,303 --> 00:26:37,890
. " ويلسون ترنر "

417
00:26:37,891 --> 00:26:39,967
. قدرتهايي که داره : طبقه بندي شده اس
. قتل

418
00:26:39,968 --> 00:26:41,495
. ميدونستم

419
00:26:41,926 --> 00:26:44,612
. تو ؛ توي " بلک کيريک " زنداني بودي

420
00:26:50,140 --> 00:26:51,277
. . حالا

421
00:26:52,818 --> 00:26:54,610
زنده ميمونم ؟ . . .

422
00:26:57,221 --> 00:26:58,808
. ببخشيد

423
00:27:00,051 --> 00:27:02,398
. بايد جوابشو بدم
. خيلي زود برميگردم

424
00:27:02,499 --> 00:27:03,499
. باشه

425
00:27:21,355 --> 00:27:23,721
تو و " لوييس " ؛
دارين باهمديگه آشنا ميشين ؟

426
00:27:23,805 --> 00:27:27,221
ذهنشو خوندم ؛ وسيله اي که دنبالشي پيش اون نيست  ؛
. تا اينجاهاشو ميتونم بهت بگم

427
00:27:29,509 --> 00:27:32,194
چيز بدردبخوري توي سرش نبود ؟

428
00:27:32,195 --> 00:27:33,847
. منو شناخته

429
00:27:34,106 --> 00:27:36,556
يه حافظه ي فلش از
. بلک کيريک " داره "

430
00:27:40,008 --> 00:27:42,159
. هموني که از کتابخونه دزديده

431
00:27:43,947 --> 00:27:46,395
خوب ، اون ساختمون
. از بين رفته

432
00:27:46,396 --> 00:27:48,339
چيزي روي اون حافظه وجود نداره که
. بتونه پاي " لوترکورپ " رو وسط بکِشه

433
00:27:48,340 --> 00:27:49,938
. اما منو گرفتار ميکنه

434
00:27:50,274 --> 00:27:52,794
اون دختر ؛ حقيقتو درمورد
. اينکه چه کاري ميتونم انجام بدم ميدونه

435
00:27:55,580 --> 00:27:58,312
. مثل اينکه به دردسر افتادي

436
00:27:59,068 --> 00:28:00,635
. . بخصوص بخاطر اين حقيقت که

437
00:28:00,636 --> 00:28:03,074
اون دختر ، . .
. يه خبرنگار خيلي آتيشيه

438
00:28:06,786 --> 00:28:09,190
. بايد يه خبرنگار جديد واسه خودت پيدا کني

439
00:28:09,665 --> 00:28:12,952
يه حسي بهم ميگه که " لوييس لِين " ؛
. فردا سرکار نمياد

440
00:28:19,027 --> 00:28:21,524
برين سراغ دومين کسي که
. . اسمش توي ليستمونه

441
00:28:22,323 --> 00:28:23,722
. " جيمي اولسن " . . .

442
00:28:40,446 --> 00:28:42,521
. بابت شام ممنون

443
00:28:42,522 --> 00:28:45,838
حالا ميتوني بدون داشتن کتابچه ي راهنما
. تنهايي خودتو به اونطرف شهر برسوني

444
00:28:46,007 --> 00:28:48,270
گفتي يه نقشه ي عبور اضافي داري

445
00:28:48,271 --> 00:28:51,071
چطوره بيام بالا و ازت بگيرمش ؟
. ميتونيم يه مشروب قبل از خواب هم بخوريم

446
00:28:51,825 --> 00:28:55,984
از مشروب قبل از خواب خوشم مياد ؛ اما ؛
. بدبختانه ؛ يه مقاله اي رو دارم که بايد سروقت تحويل بدم

447
00:28:55,985 --> 00:28:58,849
بايد قبل از صبح ؛
. پنج هزار کلمه رو تصحيح کنم

448
00:29:00,112 --> 00:29:02,853
من توي املا خيلي واردم ؛ چطوره بيام بالا و
بهت کمک کنم ؟

449
00:29:03,216 --> 00:29:06,474
مرسي ؛ اما ؛ تصحيح غلط هاي املايي
. چيزيه که خيلي بهش علاقه دارم

450
00:29:06,756 --> 00:29:08,821
. فردا ميبينمت

451
00:29:26,484 --> 00:29:28,435
. کسي نبايد متوجه هويت واقعيم بشه

452
00:29:29,065 --> 00:29:30,732
. اون حافظه ي فلشو ميخوام

453
00:29:44,831 --> 00:29:46,183
آماده اي ؟

454
00:29:46,184 --> 00:29:47,531
. مثل هميشه آماده ام

455
00:29:47,532 --> 00:29:51,221
از اينکه با سرعت بالا به يکي بزنم ؛
. چندان لذت نميبرم ، حتي اگه اون شخص ؛ تو باشي

456
00:29:51,222 --> 00:29:52,621
. " ايرادي نداره ؛ " کلويي

457
00:29:53,048 --> 00:29:54,907
. يکي بايد نجاتم بده

458
00:29:56,112 --> 00:29:57,717
. بالاخره رسيد

459
00:29:57,915 --> 00:30:00,272
کلويي " ؛ يادت باشه ؛ "
. درست سر ساعت 10

460
00:30:02,139 --> 00:30:03,698
. بگو که مست نيستي

461
00:30:04,212 --> 00:30:06,644
بذار يه چيزي بهت بگم ؛
. . کاشکي الان مست بودم

462
00:30:06,716 --> 00:30:08,628
اونوقت ميتونستم الان توي " کابانا " ؛
. در جزيره ي " آروبا " باشم

463
00:30:08,629 --> 00:30:11,850
بجاش ؛ همراه شماها ؛ اومدم روي يه پشت بام ؛
. اونم تو مرکز شهر

464
00:30:11,851 --> 00:30:13,227
. . تو هيچ غرغري از من نشنيدي

465
00:30:13,228 --> 00:30:15,665
وقتي مجبور بودم اون لباس چرمي سبز رو بپوشم
. تا از هويتِت محافظت کنم

466
00:30:15,666 --> 00:30:18,398
کلارک " ؛ تو با دوستِ دخترم عشق بازي کرد ؛ "
واسه چي بايد غر بزني ؟

467
00:30:21,537 --> 00:30:23,810
. ببين ، هر لحظه ممکنه سروکله ي " جيمي " پيدا بشه

468
00:30:24,761 --> 00:30:28,932
سر ساعت 10 برخورد ميکنيم ؛
. و ؛ " اوليور " ؛ يه وقت خراب نکنيا

469
00:30:29,579 --> 00:30:31,635
. برام آرزوي موفقيت کن

470
00:30:33,240 --> 00:30:35,757
. جيمي " ؛ ممنون که اومدي منو ببيني "

471
00:30:35,842 --> 00:30:39,194
کلارک " ؛ ميخوام اينو بدوني که مهم نيست "
. . الان چي بهم بگي

472
00:30:39,195 --> 00:30:43,040
. من بازم مثل سابق بهت نگاه ميکنم . . .
. تو برام هميشه همون " سي.کِي " باقي ميموني

473
00:30:46,655 --> 00:30:49,106
. قسم ميخورم
. از هرکي ميخواي بپرس

474
00:30:50,645 --> 00:30:52,702
. من رازدار خوبي هستم

475
00:30:54,336 --> 00:30:57,003
. توي " ديلي پلنت " منو شناختي

476
00:30:57,004 --> 00:30:59,673
. و ميتونم سه سوتِه همه چيو فراموش کنم

477
00:30:59,721 --> 00:31:01,646
. من حافظه ي مزخرفي دارم

478
00:31:03,157 --> 00:31:04,800
. ميتوني بهم اطمينان کني

479
00:31:08,841 --> 00:31:10,794
. . وقتي چندين سال توي قفس بندازنت

480
00:31:11,888 --> 00:31:15,109
. يه چيزي رو خوب يادميگيري . . .

481
00:31:17,056 --> 00:31:19,769
. . اينکه . . به هيچ کس

482
00:31:19,807 --> 00:31:21,358
. اطمينان نکني . . .

483
00:31:28,481 --> 00:31:30,772
. . جيمي " ؛ بريم قهوه بخوريم "

484
00:31:30,773 --> 00:31:32,766
و همه چيو يه بار براي هميشه
. درست و حسابي روشن کنيم

485
00:31:32,767 --> 00:31:35,630
. هرطور ميلته مَرد
. بخاطر تو اينجام

486
00:31:36,836 --> 00:31:41,314
متاسفم " لوييس " ؛ اما نميخوام ديگه هيچ وقت
. يه جا زنداني بشم

487
00:32:07,355 --> 00:32:09,355
. " دارم راه ميفتم " اوليور

488
00:32:10,238 --> 00:32:12,736
باشه ؛ بيا تمومش کنيم ، هان ؟

489
00:32:19,228 --> 00:32:20,411
سلام ؟

490
00:32:20,749 --> 00:32:22,026
! " کلارک "

491
00:32:22,996 --> 00:32:24,065
! کمک

492
00:32:24,301 --> 00:32:25,982
! " کمک ؛ " کلارک

493
00:32:48,586 --> 00:32:51,412
گوش کن ؛ بايد يه زنگ بزنم ؛
. فقط همينجا منتظرم بمون

494
00:32:51,413 --> 00:32:53,205
حالا ؟ -
. آره ؛ الان برميگردم -

495
00:33:24,650 --> 00:33:26,961
. تو همراهم مياي -
چي ؟ -

496
00:33:26,969 --> 00:33:29,233
. نه ؛ ببين ، مَرد ؛ فقط کيفِ پولمو بگير

497
00:33:29,234 --> 00:33:30,697
. پولتو نميخوام

498
00:33:37,295 --> 00:33:38,901
. اين که توي نقشه نبود

499
00:34:09,498 --> 00:34:11,400
! " جيمي "
چه اتفاقي افتاده ؟

500
00:34:12,075 --> 00:34:14,507
واقعا ازم انتظار داري که
گول حرفاتو بخورم ؟

501
00:34:15,294 --> 00:34:18,458
دقيقا ميدونم چه اتفاقي افتاده ؛
. تو همين الان ؛ جونمو نجات دادي

502
00:34:19,263 --> 00:34:22,423
جيمي " ؛ کاشکي ميتونستم اعتبار نجات دادنتو "
. به خودم نسبت بدم ؛ اما من نبودم "

503
00:34:22,936 --> 00:34:24,217
. کار اون بود

504
00:34:29,295 --> 00:34:31,060
. محاله

505
00:34:31,060 --> 00:34:41,060
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

506
00:35:19,128 --> 00:35:21,944
. " خيلي متاسفم " سي.کِي -
. " تبريک ميگم ؛ " جيمي -

507
00:35:22,368 --> 00:35:25,289
فکرشو که ميکنم ميخواستم چيزي رو
. .  بهت نسبت بدم که درواقع نبودي

508
00:35:25,290 --> 00:35:27,842
. احساس وحشتناکي بهم دست ميده . . -
. نميخواد خيلي خودتو ناراحت کني  -

509
00:35:27,843 --> 00:35:31,084
راستش ؛ باعث افتخارمه که فکر کردي
. من ميتونم با سرعت نور حرکت کنم

510
00:35:31,085 --> 00:35:33,596
خوب ، ممکنه سوپرمَن نباشي ؛ " کلارک " ؛

511
00:35:33,597 --> 00:35:36,029
اما يه دليلي هست که فکر کردم تو بايد
. همون نيکوکار خودمون باشي

512
00:35:36,030 --> 00:35:38,521
چطور مگه . . بخاطر اينکه سالي دوبار
از دختراي پيشآهنگ شيريني ميخرم ؟

513
00:35:38,522 --> 00:35:41,868
جدي ميگم " سي.کِي " ؛ تو از اون جور
. آدمايي هستي که مردم ميتونن روشون حساب کنن

514
00:35:41,869 --> 00:35:45,548
چه پاي دوستات درميون باشه يا يه غريبه
. فرقي برات نميکنه ؛ هميشه به دادشون ميرسي

515
00:35:45,549 --> 00:35:47,401
. همچين چيزي خيلي کميابه

516
00:35:53,381 --> 00:35:56,582
چي کميابه ؟
اين که يه خودکار توي اين روزنامه کار کنه ؟

517
00:35:56,583 --> 00:35:58,536
. درمورد قراري که ديشب داشتي شنيدم

518
00:35:58,537 --> 00:36:00,377
مثل اينکه آخرش به
. ضربات دست و پا ختم شده بوده

519
00:36:01,990 --> 00:36:04,532
ببخشيد ؛ تا وقتي که ديگه مشکلت حل شده بود
. تلفني که بهم کرده بودي رو دريافت نکرده بودم

520
00:36:04,533 --> 00:36:08,662
قرارعاشقانه اي به کار نبوده ؛ براي حفظ پوششِ کاريم ؛
. با يه بيمار رواني ؛ شام ميخوردم

521
00:36:09,263 --> 00:36:11,382
. مثل اينکه از مردايي بوده که ازشون خوشت مياد

522
00:36:11,593 --> 00:36:14,271
لوييس " ؛ چرا بهم نگفتي داري روي "
يه گزارش خبري کار ميکني ؟

523
00:36:14,272 --> 00:36:16,966
اگه رازمو بهت ميگفتم ؛ اونوقت دونستنش
. باعث ميشد که درمعرض خطر قراربگيري

524
00:36:16,967 --> 00:36:18,972
. بخاطر امنيت خودت ؛ بهت چيزي نگفتم

525
00:36:19,700 --> 00:36:21,518
. ممنون که هوامو داشتي

526
00:36:21,519 --> 00:36:22,990
. قابلي نداشت

527
00:36:22,991 --> 00:36:24,944
. " هِي ؛ " لوييس

528
00:36:25,111 --> 00:36:28,295
امکانش هست که صفحه ي اول
روزنامه ي امروزو ديده باشي ؟

529
00:36:28,825 --> 00:36:30,681
. " بدون شک نيگاش کردم " جيمي اولسن

530
00:36:30,682 --> 00:36:33,294
بايد بگم تو رو دستِ کم گرفته بودم

531
00:36:33,295 --> 00:36:35,597
. . گرچه باورش خيلي سخته

532
00:36:35,598 --> 00:36:39,346
. درعرض دو روز ؛ دوبار نجات داده شدم

533
00:36:39,934 --> 00:36:44,580
بدون شک ؛ رسما باور دارم که
. اين ابَرمردِ قرمز وآبي اون بيرون وجود داره

534
00:36:45,346 --> 00:36:48,489
. سلام ، بچه ها -
. هِي ، مَرد ؛ تبريک ميگم ؛ وقت جشن گرفتنه -

535
00:36:50,854 --> 00:36:52,563
. . از بالا خبررسيده که

536
00:36:52,564 --> 00:36:55,597
شهردار ميخواد ساعت ده صبح ؛ . .
. رئيس جديد اداره ي آتش نشاني رو معرفي کنه

537
00:36:55,675 --> 00:36:59,461
روزايي که اخبار کسالت آور کنفرانس هارو
. پوشش ميدادم ؛ ديگه به سر اومدن

538
00:36:59,987 --> 00:37:02,105
چونکه الان ديگه يه ماموريت جديدي
. توي زندگيم دارم

539
00:37:02,172 --> 00:37:04,332
نميدنستم که قبلا هم يه ماموريتي رو
. داشتي انجام ميدادي

540
00:37:05,486 --> 00:37:10,365
ميخوام از روشهاي فوق تخصصي رَدگيريم استفاده کنم و
. اين ابَرقهرمان خجالتيمونو پيدا کنم

541
00:37:10,366 --> 00:37:13,243
جدي ؟
. موفق باشي

542
00:37:13,586 --> 00:37:15,936
. " خوب به حرفام گوش بده " کلارک کِنت

543
00:37:15,937 --> 00:37:18,335
تا وقتي اولين مصاحبه ي اختصاصي جهانيمو ؛

544
00:37:18,370 --> 00:37:21,723
با اين يارو نکنم ؛ . .
. دست از تلاش برنميدارم

545
00:37:24,193 --> 00:37:25,928
. حالا وايسا و ببين

546
00:37:36,185 --> 00:37:37,938
. مقاله ي قشنگيه

547
00:37:38,061 --> 00:37:40,706
بايد بهت بگم ؛ هرگز فکرشو نميکردم که
. . اينقدر خوش عکس باشي

548
00:37:40,707 --> 00:37:42,777
. البته به شرطي که کسي قيافتو نبينه . . .

549
00:37:43,005 --> 00:37:45,137
. ميتونست آخر و عاقبت بدتري داشته باشه

550
00:37:45,468 --> 00:37:47,505
. آره ؛ ميتونست

551
00:37:47,706 --> 00:37:50,261
تعجب کردم که واسه چي اجازه دادي
. . اون عکس چاپ بشه ؛ انتظار داشتم

552
00:37:50,262 --> 00:37:53,422
که امروز يه خبر درمورد اينکه در آخرين دقايق
. کامپيوتر ديلي پلنت ذوب شده ؛ بشنوم

553
00:37:54,311 --> 00:37:56,757
. راستشو بگم ؛ به فکرم رسيد که همچين کاري بکنم

554
00:37:57,616 --> 00:37:59,584
. اما بعدش به فکر افتادم

555
00:38:00,902 --> 00:38:04,196
شايد سرنوشت من ؛ چيزي بيشتر از
. نجات دادن مخفيانه ي مردم باشه

556
00:38:07,185 --> 00:38:09,591
شايد توي سرنوشتم اين هم هست که
. . به مردم اميد بدم

557
00:38:09,883 --> 00:38:11,660
. يکي که مردم بهش باور داشته باشن

558
00:38:12,941 --> 00:38:15,469
. ميدونستم يه روزي بالاخره متوجهش ميشي

559
00:38:17,000 --> 00:38:21,100
خوب ، فقط خواستم قبل از اينکه براي
. تعطيلات بري ؛ ازت تشکر کرده باشم

560
00:38:21,101 --> 00:38:23,755
. " تعطيلات ديگه به سر رسيده " کلارک

561
00:38:23,756 --> 00:38:25,409
. دارم ميرم اروپا

562
00:38:25,410 --> 00:38:29,396
براي سفر کاري ؟ -
. آره ، يه جورايي ؛ يه جورايي -

563
00:38:29,397 --> 00:38:31,965
دوستامو ميشناسي . . اونايي که به طرز خاصي
لباس ميپوشن و عاشق بزن بزنَن ؟

564
00:38:31,966 --> 00:38:35,023
. ميخوام براي يه جلسه دورهم جمع بشيم -
پس ، جشن گرفتن توي هواپيما چي شد ؟

565
00:38:35,915 --> 00:38:37,924
ميخواي واقعيتو بدوني ؟

566
00:38:39,103 --> 00:38:40,647
. نميدونم

567
00:38:40,648 --> 00:38:45,022
مثل اينه که وقتي داشتم از بالا به وسيله ي طناب پايين ميومدم
. . اون شخصيت آشغالو هم باخودم آوردم پايين و ولِش کردم

568
00:38:45,046 --> 00:38:48,162
بالاخره دوباره خودمو احساس کردم ، ميدوني ؟

569
00:38:48,207 --> 00:38:50,352
. چونکه اون ؛ چيزيه که هستم

570
00:38:50,480 --> 00:38:54,111
من يه بچه پسر عشقِ مهموني نيستم که
. آخر هفته ها اين قدر مشروب ميخوره که بيهوش ميشه

571
00:38:54,112 --> 00:38:57,968
کسي نيستم که يه شرکت بزرگ چند مليتي رو
. رياست کنه ؛ اون چيزا ؛ من نيستم

572
00:39:00,214 --> 00:39:04,219
زير همه ي اينا ؛ کسي که واقعا هستم ؛
. همون " گيرين آرو"ـئه

573
00:39:06,652 --> 00:39:08,989
. خوشحالم که بالاخره خودتو پيدا کردي

574
00:39:13,511 --> 00:39:15,882
. . کلارک " ؛ متوجهم "

575
00:39:16,036 --> 00:39:18,665
که واسه چي بهم درمورد . .
. ماجراي قتل والدينم چيزي نگفتي

576
00:39:20,310 --> 00:39:22,824
از اين ميترسيدي که اگه بفهمم
. چه واکنشي از خودم نشون ميدم

577
00:39:22,825 --> 00:39:26,192
. و . . هيچ مشکلي نداره
. حق با تو بود

578
00:39:27,466 --> 00:39:30,097
و ؛ وقتي موضوعو فهميدم ؛ مطمئنم که ؛

579
00:39:30,098 --> 00:39:32,978
پدر و مادرم ؛ به عکس العملي که به
. شنيدن اون خبر نشون دادم افتخار نميکنن

580
00:39:35,189 --> 00:39:37,690
اوليور " ؛ شک ندارم که پدر و مادرت "
. . به اين شخصيتي که امروز

581
00:39:37,691 --> 00:39:39,494
. بهش تبديل شدي ؛ افتخار ميکنن . . .

582
00:39:42,056 --> 00:39:45,186
البته بجز يه چيز و البته اين فقط
. يه نصيحت دوستانه اس

583
00:39:47,094 --> 00:39:50,607
ديگه هيچ وقت اون شنل رو ننداز ؛
. مسخره اس

584
00:39:50,852 --> 00:39:54,009
جدي ؟
. يه طورايي ازش خوشم اومد

585
00:39:54,614 --> 00:39:57,005
. مطمئنم روي حرکتم در هوا ؛ اثر خوبي گذاشت

586
00:39:57,733 --> 00:39:59,646
. تو هم بايد يه امتحاني بکنيش

587
00:40:00,468 --> 00:40:02,655
. نه در اين زندگي

588
00:40:23,883 --> 00:40:25,660
تو کي هستي ؟

589
00:40:26,522 --> 00:40:30,089
فکر کردم خوشحال ميشي که
. " ملاقاتي داشته باشي " ويلسون

590
00:40:31,116 --> 00:40:33,002
از کجا منو ميشناسي ؟

591
00:40:33,003 --> 00:40:35,108
. باهات توي اون ساختمون بودم

592
00:40:35,109 --> 00:40:39,140
همه چيزو درمورد قدرتي که
. براي خوندن حافظه ي مردم داري ميدونم

593
00:40:39,423 --> 00:40:41,077
. . حالا ، بهم بگو

594
00:40:41,518 --> 00:40:44,129
مردي که اون اونشب جلوتو گرفت ؛

595
00:40:44,452 --> 00:40:47,240
چقدر از داستانشو تونستي
از روي حافظه اش بخوني ؟

596
00:40:47,820 --> 00:40:50,498
بذار اينطور بگيم که
. نبايد بهم دست ميزد

597
00:40:51,647 --> 00:40:54,858
آدمايي مثل اون ؛
. جاشون توي " بلک کيريکِ"ـه

598
00:40:58,391 --> 00:41:00,454
تو اونجا چيکار ميکردي ؟

599
00:41:01,545 --> 00:41:03,936
. اينقدرها خاص به نظرنميرسي

600
00:41:06,693 --> 00:41:11,162
ميدوني ؛ مغز انسان ؛
. يه کامپيوتر خيلي سطح بالاس

601
00:41:11,748 --> 00:41:15,465
اگه بيش از حد ظرفيت روش اطلاعات بريزي ؛
. از کار ميفته

602
00:41:15,813 --> 00:41:18,109
. و تمام اطلاعاتي که توشه ؛ از دست ميره

603
00:41:20,433 --> 00:41:22,401
يعني چي ؟

604
00:41:24,339 --> 00:41:25,916
. بيا

605
00:41:26,340 --> 00:41:28,048
. بذار نشونت بدم

606
00:41:36,200 --> 00:41:51,200
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

