﻿1
00:00:08,917 --> 00:00:10,900
. باورنکردنيه

2
00:00:11,473 --> 00:00:12,773
. نابِه

3
00:00:14,213 --> 00:00:17,713
. . چرخدنده هاش ؛ پيچيدگي منحصربفردش ؛ من

4
00:00:19,100 --> 00:00:22,500
. هرگز چيزي شبيه اين نديدم

5
00:00:22,799 --> 00:00:24,506
کارش چيه ؟

6
00:00:26,456 --> 00:00:29,200
. متاسفانه نميدونم

7
00:00:30,474 --> 00:00:32,700
. . سراغ پرآوازه ترين متخصصِ عتيقه جات

8
00:00:32,701 --> 00:00:35,949
در امريکاي شمالي نيومدم . .
. که به ابهاماتم اضافه کنه

9
00:00:36,192 --> 00:00:39,335
. . فقط يه مقدار وقت بيشتري ميخوام

10
00:00:39,336 --> 00:00:42,700
بايد ببرمش به کارگاهم  و
. . از همديگه جداش کنم

11
00:00:42,800 --> 00:00:43,883
. نه

12
00:00:43,884 --> 00:00:46,562
. معماي نوشته ي رمزي " ؛ از اين اتاق بيرون نميره "

13
00:00:46,670 --> 00:00:49,000
. ارزش عاطفي زيادي برام داره

14
00:00:49,100 --> 00:00:50,816
. اصلا نميشه روش قيمت گذاشت

15
00:00:54,457 --> 00:00:59,774
خوب ، اگه راهي براي کشفِ رمزش
. . وجود نداشته باشه

16
00:01:00,040 --> 00:01:04,500
به نظر ميرسه که ارثيه ي بسيار با ارزشتون
. اصلا ارزشي نداشته باشه

17
00:01:20,619 --> 00:01:23,700
. ميخوام تمام وقت زيرنظر باشه

18
00:01:23,700 --> 00:01:33,700
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

19
00:02:28,129 --> 00:02:30,000
. خداي من
. " آقاي " لوتر

20
00:02:30,015 --> 00:02:31,500
! رخنه ي امنيتي

21
00:02:33,588 --> 00:02:35,400
! آمبولانس خبرکنين

22
00:02:42,900 --> 00:02:46,400
" اسمالويل "
" فصل هفتم ؛ قسمت نوزدهم "
" جستجو "

23
00:02:48,901 --> 00:03:48,082
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

24
00:03:48,106 --> 00:03:50,300
. قربان ؛ سعي نکنين ازجاتون بلندشين

25
00:03:51,157 --> 00:03:53,343
. ترتيبِ همه چيو دادم

26
00:03:53,500 --> 00:03:56,554
مثل اينکه براي اول شبِ امشب ؛
درست همه چيو مرتب نکرده بودي ، هان ؟

27
00:03:58,565 --> 00:04:00,916
. . پليس
پليس ، چي ميدونه ؟

28
00:04:00,917 --> 00:04:02,274
. هيچي

29
00:04:02,275 --> 00:04:04,299
. ميدونستم که نميخواين باهاشون همکاري کنيم

30
00:04:04,300 --> 00:04:07,231
يه گروه خصوصي گذاشتم
. . تاشخصي که بهتون حمله کرد رو دنبال کنن ؛ اما

31
00:04:07,232 --> 00:04:08,800
. سرنخ هاي زيادي ازش نداريم

32
00:04:09,515 --> 00:04:11,800
. . اون مرد

33
00:04:12,334 --> 00:04:14,575
. مدير بانکي بود که تو زوريخ ديدم

34
00:04:15,719 --> 00:04:18,234
. . بايد توي اون بانک جا گرفته باشه

35
00:04:18,492 --> 00:04:21,417
در انتظار کسي که روزي از راه برسه
. و بخواد درِ اون صندوق امانات رو بازکنه

36
00:04:22,396 --> 00:04:25,600
ظاهرا ؛ فقط من نيستم که
. به محتويات اون صندوق علاقه داره

37
00:04:29,275 --> 00:04:30,500
. قربان

38
00:04:31,252 --> 00:04:33,316
. ميخواست منو بکُشه

39
00:04:35,920 --> 00:04:38,216
. قصدش بيشتر از اون بود

40
00:04:51,793 --> 00:04:53,400
. نمادها

41
00:04:56,584 --> 00:04:58,000
. اون ماجرا رو ميدونه

42
00:05:00,143 --> 00:05:02,330
. دنبال نوشته ي رمزيه

43
00:05:21,600 --> 00:05:25,070
ازت نميپرسم کجا بودي يا براي چي
. . منو پيچوندي

44
00:05:27,800 --> 00:05:30,920
به شرطي که يه کيکِ پنيري که روش نوشته باشه
. معذرت ميخوام " ؛ برام آورده باشي "

45
00:05:31,016 --> 00:05:32,600
. آره

46
00:05:33,414 --> 00:05:36,831
خوب ، تو منوي کافه تريايِ بيمارستان
. دسِر نداشتن

47
00:05:37,750 --> 00:05:40,429
بيمارستان ؟
حالت خوبه ؟

48
00:05:40,430 --> 00:05:41,683
من ؟

49
00:05:41,684 --> 00:05:43,800
. آره ، من . . . عاليم
. من در مرحله ي دوم اهميت قراردارم

50
00:05:43,801 --> 00:05:45,870
. لِکس " ؛ مصدر اخباره "

51
00:05:45,945 --> 00:05:47,500
حادثه بوده ؟

52
00:05:47,600 --> 00:05:50,804
مگر اينکه افتادن از جايي ؛ بتونه باعث
. وارد شدن چندين جراحت چاقو به بدن بشه

53
00:05:50,805 --> 00:05:52,700
. . ميدونم مسخره به نظرمياد

54
00:05:52,701 --> 00:05:55,700
اما ؛ دستِ آخر ، تعقيب اون آمبولانس
. به کارم اومد

55
00:05:55,800 --> 00:05:58,400
يه تصوير دستِ اول از " لِکس " ؛
. درحالي که داره به بيمارستان وارد ميشه دارم

56
00:05:58,412 --> 00:06:02,161
. فکر کنم اين تماشاي عکسو رَد ميکنم
. . اما ، ميدوني ، " جيمي " ؛

57
00:06:02,200 --> 00:06:06,200
راه هاي ديگه اي هم ؛ بجز آوردن کيکِ پنيري
. هستن که ديراومدنتو جبران ميکنن

58
00:06:06,201 --> 00:06:09,830
تااونجاييکه ميتونم بگم ؛ مامورين حفاظت از " لِکس " ؛
. . چندان با پليس همکاري نميکردن

59
00:06:09,831 --> 00:06:12,311
در جايي که ازشون سئوالاتي براي . .
. روشن شدن وضعيت پرسيده ميشد

60
00:06:12,700 --> 00:06:14,800
فکر نميکني که اين ماجرا
يه کم مشکوکه ؟

61
00:06:20,115 --> 00:06:24,331
با توجه به تعداد زيادي جسد
. . که اين اواخر پيداشدن

62
00:06:24,400 --> 00:06:27,300
فکر کنم که " لِکس " تمام
. دشمناشو از بين برده

63
00:06:27,620 --> 00:06:29,300
واسه چي بايد يکي بخواد بهش حمله کنه ؟

64
00:06:33,014 --> 00:06:34,600
. . دليلِ حمله ؛

65
00:06:35,404 --> 00:06:37,700
به اندازه ي روشي که . .
. حمله انجام شده ؛ جالب نيست

66
00:06:38,680 --> 00:06:40,199
. . همراه جراحاتي که با چاقو ايجادشد

67
00:06:40,200 --> 00:06:42,500
ضارب ؛ يه پيام هم ؛ . .
. روي سينه ي " لِکس " گذاشته

68
00:06:42,600 --> 00:06:43,842
مثل يه جور اسم ؟

69
00:06:44,300 --> 00:06:47,700
نه ؛
. شبيه يه جور نماد ترسناکه

70
00:07:01,911 --> 00:07:03,511
. . ببخشيد ، نتونستم سريعتر خودمو برسونم

71
00:07:03,600 --> 00:07:05,500
. اما ميدوني ، بايد رانندگي کنم

72
00:07:05,501 --> 00:07:07,399
تو منو از رختخواب کِشيدي بيرون
بخاطر اينکه يکي به " لِکس " صدمه زده ؟

73
00:07:07,400 --> 00:07:09,300
. " بيشتر از يه صدمه ي ساده بوده " کلارک

74
00:07:09,301 --> 00:07:10,900
. جيمي " يه عکس ازش گرفته "

75
00:07:11,500 --> 00:07:14,000
اون نماد ؛
. روي سينه ي " لِکس " کنده شده بوده

76
00:07:14,483 --> 00:07:15,800
معنيش چيه ؟

77
00:07:15,801 --> 00:07:17,200
. . دوتا نماد هستن

78
00:07:17,201 --> 00:07:20,500
يکي براي " مسافر " ؛
. " ويکي ديگه براي " نجات دهنده

79
00:07:23,000 --> 00:07:26,900
فقط يک گروه وجود دارن که خودشونو
. نجات دهنده ي مسافر ميدونن

80
00:07:28,600 --> 00:07:29,700
. " ورتاس "

81
00:07:30,388 --> 00:07:33,500
اما ؛ " کوئين " ؛ " تيگ " ؛
. . سوآن " ؛ " ليونل " ؛ "

82
00:07:33,501 --> 00:07:35,495
تمام اعضاي گروه " ورتاس " ؛
. مُردن

83
00:07:37,179 --> 00:07:39,600
پس ، ديگه کيه که درمورد " مسافر " ميدونه ؟

84
00:07:39,685 --> 00:07:42,200
يا ، مهمتر اينکه ؛
چطور ميشه کنترلش کرد ؟

85
00:07:42,300 --> 00:07:44,376
ليونل " گفت ؛ هرکسي که "
. . هردوي کليدها رو داشته باشه

86
00:07:44,400 --> 00:07:47,392
. وسيله اي رو پيدا ميکنه که ميشه باهاش تو رو کنترل کرد
. . حالا ، اگه " لِکس " به اين خاطر مورد حمله قرارگرفته

87
00:07:47,393 --> 00:07:50,371
که هردوي کليدها رو داره ؛ . .
و ازشون استفاده کرده ؛ چي ؟

88
00:07:50,372 --> 00:07:51,599
. . وقتي تو اينجا نبودي

89
00:07:51,600 --> 00:07:54,900
دنبال " لِکس " و کليدها رو به يه
. صندوق امانات ، در " زوريخ " گرفتم

90
00:07:55,070 --> 00:07:56,500
پس ، خيلي ديرکرديم ؟

91
00:07:56,574 --> 00:07:59,542
تاجايي که ميتونم بگم ؛
. . هنوز ؛ اختيارت دستِ خودته

92
00:07:59,600 --> 00:08:01,499
که به اين معنيه که هرچي توي اون جعبه بوده ؛

93
00:08:01,500 --> 00:08:03,800
. هنوز فعال نشده . .

94
00:08:04,458 --> 00:08:06,000
! با اين حرفت خيالمو راحت کردي

95
00:08:06,426 --> 00:08:09,400
شايد بخاطر اينه که " لِکس " ؛
. هويت واقعي تو رو نميدونه

96
00:08:10,323 --> 00:08:12,220
. فقط يه راه براي فهميدنش وجود داره

97
00:08:13,061 --> 00:08:14,854
! شوخي ميکني

98
00:08:19,923 --> 00:08:22,400
. مثل اينکه سئوالات فعلا بي جواب باقي ميمونن

99
00:08:54,877 --> 00:08:56,300
. پيداش کردم

100
00:09:05,900 --> 00:09:07,500
. نميتونه اينطور باشه

101
00:09:08,241 --> 00:09:11,500
. بايد قبلا متوجهش ميشدم

102
00:09:12,900 --> 00:09:14,800
. باشکوهِه

103
00:09:15,800 --> 00:09:17,500
ميخواي يه نگاه بندازي ؟

104
00:09:17,902 --> 00:09:19,264
. نميخوام

105
00:09:20,349 --> 00:09:21,900
تو ميخواي يه نگاه بندازي ؟

106
00:09:24,466 --> 00:09:28,100
داري لذت جالبي رو ازدست ميدي ؛
. يه لذت واقعي

107
00:09:44,600 --> 00:09:45,900
. نه ؛ نه ، نه ، نه

108
00:09:45,901 --> 00:09:48,452
. بيا ؛ بگيرش
. بگيرش ، خواهش ميکنم ؛ نه

109
00:10:12,600 --> 00:10:13,861
. " نجات دهنده "

110
00:10:14,706 --> 00:10:18,000
. " مسافر " -
فکر کنم نوشتن روي آسمون مالِ گذشته اس ؟ -

111
00:10:19,448 --> 00:10:22,368
کلويي " ؛ کسي که اينکارو کرده "
. ممکنه " لِکس " رو دزديده باشه

112
00:10:22,521 --> 00:10:26,199
. اگرم اينکارو کردن ، براي نجات تو بوده -
. . اون ديگه آخرين چيزيه که بهش احتياج دارم -

113
00:10:26,200 --> 00:10:28,300
که يکي راه بيفته و به اسمِ من ؛
. مردمو به قتل برسونه

114
00:10:28,400 --> 00:10:31,531
احتمالا خدا هم همچين احساسي رو
. به اونايي که جنگهاي صليبي رو راه انداختن داشته

115
00:10:34,565 --> 00:10:37,376
براي چي نمادهاي کريپتوني رو
روي سينه ي " لِکس " کندن ؟

116
00:10:37,377 --> 00:10:39,349
. لِکس " ؛ خودش ؛ خودشو قاطي اين ماجرا کرد "

117
00:10:39,400 --> 00:10:40,770
. درسته ، اما من گذاشتم واردبشه

118
00:10:43,152 --> 00:10:44,700
. وايسا ؛ برگرد عقب

119
00:10:47,023 --> 00:10:49,230
درست اونجا ؛
. جايي که نمادها باهمديگه برخورد ميکنن

120
00:10:49,835 --> 00:10:53,000
کلويي " ؛ اين ؛ يه نمادِ سومي درست ميکنه ؛ "
. " جايگاهِ مقدس "

121
00:10:53,700 --> 00:10:54,800
مثل اين ؟

122
00:10:56,252 --> 00:10:57,100
. آره

123
00:10:57,200 --> 00:11:00,300
هيچ کلمه ي کريپتوني اي وجود نداره
. که مستقيم معني " کليسا " بده

124
00:11:00,400 --> 00:11:02,755
جايگاه مقدس " ؛ "
. نزديکترين معناييه که ميشه درنظرگرفت

125
00:11:02,820 --> 00:11:05,562
و اگه اينطوري بهش نگاه کني ؛
. . اونوقت ؛ اين " نجات دهنده " ميتونه

126
00:11:05,823 --> 00:11:08,500
. فرشته يا . . . قديس باشه . .

127
00:11:09,900 --> 00:11:12,700
. . قديسِ حاميِ مسافرين

128
00:11:12,946 --> 00:11:14,429
. شخصي به اسم " کريستوفرِ مقدس " هست

129
00:11:14,430 --> 00:11:16,000
. تلفنتو بده

130
00:11:24,701 --> 00:11:27,200
بهتراز اين نميشه ؛ هرچي ميخواي
. بدوني همينجا پيدا ميشه

131
00:11:27,201 --> 00:11:28,599
. اون ؛ تو رو به جايي که ميخواي بري ميرسونه

132
00:11:28,600 --> 00:11:31,040
خيلي خوب ؛ فقط يه کليساي جامع ؛
. . به اسم " کريستوفر مقدس " ؛

133
00:11:31,100 --> 00:11:33,660
در اين قاره وجود داره و اونم . .
. توي شهر " مونتريال " قرارگرفته

134
00:11:39,370 --> 00:11:41,500
. اون مرد ؛ ميخواست منو بکُشه

135
00:11:41,923 --> 00:11:44,200
. دنبال معما بود

136
00:11:44,201 --> 00:11:46,700
فکر کنم ارزشِشو
. دستِ کم گرفته بودم

137
00:11:48,600 --> 00:11:50,400
. . تعجب نکردم

138
00:11:50,498 --> 00:11:53,000
. باتوجه به چيزي که پيداکردم

139
00:11:54,018 --> 00:11:55,300
. ادامه بده

140
00:11:58,600 --> 00:12:02,400
هر هنرمندي ، علامت خاص خودشو
. . روي اثر هنري اي که خلق ميکنه ميذاره

141
00:12:02,900 --> 00:12:06,200
مثلا ؛
. امضاي مخصوصِشو

142
00:12:06,404 --> 00:12:08,600
. . اين قطعه بدستِ

143
00:12:08,700 --> 00:12:13,300
يه ساعت ساز پرآوازه ي آلماني به اسمِ
. ديتريک براور " ساخته شده "

144
00:12:13,836 --> 00:12:15,500
يه ساعت ساز ؟

145
00:12:15,900 --> 00:12:19,800
براور " ؛ براي خانواده هاي محترم اروپايي "
. . زيادي ساعت درست کرد

146
00:12:19,900 --> 00:12:22,500
. صدها ساعت رو براشون ساخت . .

147
00:12:22,608 --> 00:12:26,400
و بعدش ، يک روز ؛
. ناگهان منزوي شد

148
00:12:26,519 --> 00:12:29,300
شايعات اينطور ميگن که
. . يه حامي ناشناخته

149
00:12:29,400 --> 00:12:32,700
بهش ماموريت داد که
. . نه يه ساعت عادي

150
00:12:32,800 --> 00:12:36,300
. بلکه يه ساعت ديواري مجلل و باشکوه بسازه

151
00:12:37,100 --> 00:12:39,183
. " اونم با معيار " براور

152
00:12:39,800 --> 00:12:41,300
. شاهکاري که اون خلق کرد همون ساعته

153
00:12:41,900 --> 00:12:44,600
حالا ، اين شاهکار ساعت سازي ؛
چه ارتباطي با معماي ما داره ؟

154
00:12:45,000 --> 00:12:48,800
. . فقط يک طرح از اون ساعت وجود داره

155
00:12:48,900 --> 00:12:52,100
بعداز اينکه در خلال جنگ جهاني دوم
. ناپديد شد

156
00:12:53,500 --> 00:12:58,700
چرخدنده هايي که توي اون طرح ديده ميشدن
. دقيقا با اين چرخ دنده ها هماهنگي دارن

157
00:12:58,701 --> 00:13:00,700
کسي نميدونه که اون ساعت
الان کجاس ؟

158
00:13:00,708 --> 00:13:02,600
. چندين دهه بود که گم شده بود

159
00:13:02,714 --> 00:13:05,200
. اما جديدا ؛ دوباره پيداش شده

160
00:13:05,201 --> 00:13:09,100
به عنوان اهدايي از طرف
. يه بشردوست ثروتمند

161
00:13:11,300 --> 00:13:13,000
اسم اون بشردوست چي بود ؟

162
00:13:13,071 --> 00:13:17,900
فکر کنم اسم اون اهداکننده ؛
. دکتر " سوآن " بود

163
00:13:20,242 --> 00:13:21,500
. " ويرجيل سوآن "

164
00:13:21,600 --> 00:13:25,300
سوآن " ؛ بعداز مرگش ؛ "
. اون ساعتو ، به يه کليسا هديه کرد

165
00:13:26,600 --> 00:13:30,400
کليساي جامع کريستوفر مقدس "؛ "
. " مونتريال - کبک "

166
00:14:18,500 --> 00:14:20,600
" زير سطح را بنگر "

167
00:14:39,800 --> 00:14:42,000
ظاهرا چيزي که دنبالش ميگشتي رو
. پيداکردي

168
00:14:43,400 --> 00:14:44,900
. چشم انتظارت بودم

169
00:14:46,700 --> 00:14:50,300
. . تعداد کمي توانايي خوندن کتيبه رو دارن

170
00:14:51,300 --> 00:14:54,800
منتها فقط يک نفر وجود داره که توانايي
. دنبال کردن دستورالعمل رو داره

171
00:14:55,549 --> 00:14:56,800
کي هستي ؟

172
00:14:57,361 --> 00:14:58,900
. . من ؛ " ادوارد تيگ " هستم

173
00:15:00,300 --> 00:15:04,200
. " آخرين عضو زنده ي " ورتاس

174
00:15:05,200 --> 00:15:06,200
. " تيگ "

175
00:15:07,335 --> 00:15:10,000
. . يک عمر ، منتظر اين لحظه بودم

176
00:15:11,639 --> 00:15:13,400
. . تا خدمت کنم

177
00:15:14,764 --> 00:15:16,300
. " به " مسافر . . .

178
00:15:32,601 --> 00:15:35,100
. . فکر کنم بدوني ستايش شدن

179
00:15:35,127 --> 00:15:36,600
. چه احساسي داره . . .

180
00:15:37,986 --> 00:15:39,700
. من از کسي نخواستم که ستايشم کنه

181
00:15:40,552 --> 00:15:43,171
بالا بردن موقعيتم و بزرگ جلو دادنم
. . کاري بود که " ورتاس " انجام داده

182
00:15:43,172 --> 00:15:44,400
. نه خودم . . .

183
00:15:48,392 --> 00:15:50,400
. تمام اعضاي " ورتاس " مُردن

184
00:15:52,000 --> 00:15:54,200
. ليونل لوتر " تو رو فقط واسه خودش ميخواست "

185
00:15:55,000 --> 00:15:57,800
. اون ؛ " کويين ها " و " سوآن " رو کُشت

186
00:15:59,100 --> 00:16:01,200
. . بعداز اينکه همسر و

187
00:16:02,500 --> 00:16:06,300
. پسرمو از دست دادم ؛ مخفي شدم

188
00:16:09,023 --> 00:16:11,220
. همه ي اونا بخاطر من جونشونو از دست دادن

189
00:16:11,600 --> 00:16:12,800
. نه

190
00:16:13,214 --> 00:16:14,800
. اونا براي تو جونشونو از دست دادن

191
00:16:15,600 --> 00:16:16,600
چرا ؟

192
00:16:17,302 --> 00:16:18,900
. اونا حتي منو نميشناختن

193
00:16:19,170 --> 00:16:21,862
دادن جونشون ؛ قرباني اي بود که
. با خوشحالي حاضر انجامش بودن

194
00:16:22,463 --> 00:16:25,000
اون ؛ تفاوتيه که بين مومنين با
. غيرمومنين وجود داره

195
00:16:25,100 --> 00:16:27,583
. ما معتقديم که تو ، نجات دهنده ي بعدي خواهي بود

196
00:16:27,594 --> 00:16:31,200
. پيش " سوآن " قسم خورديم که ازت محافظت کنيم

197
00:16:31,304 --> 00:16:34,024
و ، راهي که براي حفاظت از من انتخاب کردين
حمله کردن به " لِکس " بود ؟

198
00:16:34,189 --> 00:16:36,311
. لِکس " ؛ يه بي ايمانه "

199
00:16:36,319 --> 00:16:39,800
قابل اطمينان نيست ؛
. و قصد و منظورش ؛ مضره

200
00:16:40,007 --> 00:16:42,499
به محض اينکه دستِش به
. . صندوق امانات در زوريخ رسيد

201
00:16:42,500 --> 00:16:44,500
. ميدونستم که خيلي نزديک شده

202
00:16:46,000 --> 00:16:48,600
ليونل " گفت يه چيزي توي اون صندوقه "
. که ميتونه منو کنترل کنه

203
00:16:49,939 --> 00:16:52,200
لِکس " به فهميدن چه چيزي "
اينقدر نزديک شده ؟

204
00:16:53,400 --> 00:16:55,600
. سوآن " ؛ اون راز رو واسه خودش نگه داشته بود "

205
00:16:56,873 --> 00:16:58,800
اون ؛ سرنخ ها رو
. . اطراف دنيا پخش و پلا کرد

206
00:16:58,900 --> 00:17:01,400
به اين اميد که هرچي که تو رو
. . کنترل ميکنه

207
00:17:01,500 --> 00:17:03,799
. به دست آدماي اشتباه نيفته . . .

208
00:17:04,651 --> 00:17:06,500
. . يکي از اون سرنخ ها

209
00:17:07,199 --> 00:17:08,400
. . اينجاس . .

210
00:17:09,402 --> 00:17:10,800
. در اين کليسا . . .

211
00:17:12,452 --> 00:17:14,100
. . نميدونم کجا

212
00:17:14,936 --> 00:17:16,900
. اما ترسيدم که " لِکس " بدونه . . .

213
00:17:18,302 --> 00:17:19,900
. پس ، سعي کردي بکُشيش

214
00:17:21,132 --> 00:17:23,600
اما براي چي اسمِ منو ؛
روي سينه اش کندي ؟

215
00:17:24,039 --> 00:17:27,092
. ليونل " ؛ هويت تو رو مخفي نگه داشت "
. اون ؛ تنها فرصتي بود که داشتم

216
00:17:27,200 --> 00:17:29,700
اميدوار بودم اون اسمو ببيني
. و براي پيدا کردنم بياي

217
00:17:30,161 --> 00:17:31,700
. بايد بهت هشدار ميدادم

218
00:17:32,500 --> 00:17:36,900
خواهش ميکنم ؛ بايد باور کني که
. لِکس " ؛ چقدر شيطان صفته "

219
00:17:37,214 --> 00:17:39,177
. خودم " لِکس " رو ميشناسم

220
00:17:39,627 --> 00:17:41,300
. ميدونم چه کارايي کرده

221
00:17:42,698 --> 00:17:45,000
پس . . . چرا ؟

222
00:17:46,385 --> 00:17:48,846
چرا قبلا از شرش خلاص نشدي ؟

223
00:17:55,785 --> 00:17:58,621
. . ما همه چيزو قرباني کرديم

224
00:17:59,000 --> 00:18:01,600
سالهاي زيادي از عمرمونو ؛ . .
. . خانواده هامونو

225
00:18:02,011 --> 00:18:03,500
. براي تو . . .

226
00:18:04,800 --> 00:18:07,000
. تو نميخواي سرنوشتِتو به انجام برسوني

227
00:18:08,400 --> 00:18:10,400
! حتي نميخواي خودتو نجات بدي

228
00:18:20,486 --> 00:18:22,599
مردم ميخوان به تو
. .  به ديد نجات دهنده ي خودشون نگاه کنن

229
00:18:22,600 --> 00:18:24,700
. اما نبايد اينقدر ساده باشي . . .

230
00:18:25,117 --> 00:18:27,500
. . براي هر مشعل نوري درجهان

231
00:18:27,600 --> 00:18:30,499
. مقداري تاريکي جزئي وجود داره . .
. . بايد بجنگيم و مقابله کنيم

232
00:18:30,500 --> 00:18:33,000
تا اجازه نديم اون تاريکي . .
. ما رو درخودش غوطه ور کنه

233
00:18:34,500 --> 00:18:37,700
لِکس لوتر " ؛ نميتونه اجازه ي "
. کنترل کردنتو داشته باشه

234
00:18:38,200 --> 00:18:39,880
. . هيچکي نميتونه چنين اجازه اي داشته باشه

235
00:18:42,000 --> 00:18:43,600
. مهم نيست به چه قيمتي . . .

236
00:19:05,442 --> 00:19:07,400
. تا سه ساعت ديگه فرودميايم

237
00:19:08,273 --> 00:19:10,200
. اميدوارم وقت کافي بهت بده

238
00:19:15,083 --> 00:19:16,754
. . اون محافظ ها مُردن

239
00:19:16,977 --> 00:19:18,700
. . نزديک بود خودم کُشته بشم

240
00:19:18,800 --> 00:19:21,300
. و هرچي ميدونستم بهت گفتم . .

241
00:19:21,301 --> 00:19:23,900
و هنوزم ميشه بگي عملا ؛
. منو دزديدي

242
00:19:24,370 --> 00:19:26,483
منو قاطي چه ماجرايي کردي ؟

243
00:19:26,629 --> 00:19:29,100
بهتره خودتو براي دونستنش اذيت نکني

244
00:19:30,813 --> 00:19:33,300
. . زندگي منو به خطر انداختي

245
00:19:33,364 --> 00:19:35,600
. و حالا هم ، نميذاري برم پي کارم

246
00:19:35,845 --> 00:19:38,200
حق دارم حقيقتو بدونم ؛

247
00:19:38,523 --> 00:19:41,999
با توجه به اين که احتمال زيادي هست
. . که بخواي منو

248
00:19:42,000 --> 00:19:44,500
. قبل از اينکه از هواپيما پياده شم ، بکُشي

249
00:19:44,700 --> 00:19:47,900
پس . . واسه چي بايد کمکت کنم ؟

250
00:19:48,383 --> 00:19:50,100
. . اگه درست يادت بياد

251
00:19:50,298 --> 00:19:52,100
. اونجا که بوديم ؛ زندگيتو نجات دادم

252
00:19:52,200 --> 00:19:54,400
. بخاطر اين بود که هنوز به کمکم احتياج داشتي

253
00:19:55,203 --> 00:19:59,200
و فکر کنم هنوزم
. به کمکم احتياج داري

254
00:20:00,800 --> 00:20:05,600
آقاي " لوتر " ؛ تو کارِ عتيقه ؛
. .  آينده نگري و محافظت ، همه چيزه

255
00:20:05,700 --> 00:20:09,399
تاريخي که پشت يه جنسِ عتيقه اس ؛
. . دليلي که اون شي ء بخاطرش ساخته شده

256
00:20:09,400 --> 00:20:11,900
. اون ؛ ارزشِ واقعيشو نشون ميده

257
00:20:12,748 --> 00:20:14,299
. . شايعه اي بود

258
00:20:14,300 --> 00:20:17,400
که " براور " ؛ اون ساعت ديواري رو ؛

259
00:20:17,500 --> 00:20:20,800
به دستور جامعه اي از حاميان ثروتمند
. ساخته بود

260
00:20:22,500 --> 00:20:25,500
شما که چيزي درموردش نميدونين ، درسته ؟

261
00:20:31,273 --> 00:20:33,200
. پدرم ؛ يکي از اونا بود

262
00:20:37,573 --> 00:20:39,084
. . پدرم

263
00:20:40,377 --> 00:20:42,000
. وسواسي شده بود . .

264
00:20:45,173 --> 00:20:46,901
. . هرکاري که کرد

265
00:20:47,426 --> 00:20:50,400
هرقدمي که برداشت ؛
. . براي يک هدف بود

266
00:20:53,348 --> 00:20:55,800
پيداکردن حقيقت ؛ . .
. به هرقيمتي که شده

267
00:20:59,586 --> 00:21:01,867
. . وسواسِ پدرم

268
00:21:02,895 --> 00:21:05,600
باعث شد خيلي قبل تر اينکه از دنيابره
. يتيم بشم

269
00:21:11,486 --> 00:21:13,561
. هميشه ميخواستم دليلشو بدونم

270
00:21:18,200 --> 00:21:19,700
. . اون معما

271
00:21:21,485 --> 00:21:23,800
اون معما ؛
. جوابي که دنبالشمو بهم ميده

272
00:21:44,145 --> 00:21:45,900
. کلارک " ، منم "

273
00:21:46,000 --> 00:21:49,076
هواپيماي جتِ " لوترکورپ " ؛
. . همين الان " اسمالويل " رو به مقصد " مونتريال " ترک کرد

274
00:21:49,100 --> 00:21:52,211
پس ، هرچي که ميتوني اونجا پيدا کني ؛
. پيشنهاد ميدم سريع پيداش کني

275
00:21:52,701 --> 00:21:55,000
. باورت نميشه چي پيداکردم

276
00:21:55,600 --> 00:21:58,300
اينطور برداشت ميکنم که
. يه راه حلي واسه مشکل خوابت پيدا کردي

277
00:21:58,301 --> 00:21:59,799
نمادهايي ؛ شبيه اوني که روي سينه ي " لِکس " ؛
. . حَک شده بود

278
00:21:59,800 --> 00:22:02,040
چندين ساله که در گوشه و اطرافِ " اسمالويل " ؛
. ظاهر ميشن

279
00:22:02,400 --> 00:22:04,800
روي ديوارهاي غار ؛
. . به وسيله ي آتش روي درِ طويله

280
00:22:04,801 --> 00:22:06,499
حتي توي مزرعه ها ؛ نقاشي شدن ؛
. مثل اون دايره هاي اسرارآميزي که تو مزارع ديده ميشن

281
00:22:06,500 --> 00:22:08,700
. فوق العاده اس -
. . نه ، " جيمي " ؛ حقه اس -

282
00:22:08,800 --> 00:22:10,777
درست مثل همون دايره هاي اسرارآميزي
. که تو انگلستان ديده شدن

283
00:22:10,800 --> 00:22:13,900
. هنوز نظر قطعي درمورد اونا داده نشده

284
00:22:13,945 --> 00:22:16,545
اون دايره هاي اسرارآميز ؛
. ممکنه توسط " بيگانه ها " درست شده باشن

285
00:22:17,400 --> 00:22:20,520
چندين ساله که مردم دنبال نقش هايي که
. . روي ديوارهاي غار " کوآچي " هستن افتادن

286
00:22:20,600 --> 00:22:23,120
فقط براي اينکه ازشون يه گزارش خبري
. تو بخش خبري ساعت 6 نشون بدن

287
00:22:24,135 --> 00:22:26,400
يه مسابقه ي کوچولو تو
. . بخش داستانهاي خبري ديدي و

288
00:22:26,500 --> 00:22:28,708
. يه دفعه اي حرفاي من برات بي اعتبار شدن

289
00:22:29,014 --> 00:22:30,800
. موضوع اين نيست

290
00:22:30,900 --> 00:22:34,917
فقط به نظرم ، سرنوشت " اسمالويل " اينطور رقم نخورده
. که به " استون هنج " بعدي تبديل بشه

291
00:22:35,000 --> 00:22:37,680
حتي اگه معلوم بشه اين نماد ؛ مربوط به
مراسم قرباني کردن انسان باشه ؟

292
00:22:37,882 --> 00:22:40,076
اينو ؛ از يکي از تحقيقاتي که درمورد
. غار انجام شده بود درآوردم

293
00:22:40,100 --> 00:22:42,600
دقيقا با نمادي که روي سينه ي " لِکس " ؛
. کنده شده هماهنگي داره

294
00:22:43,286 --> 00:22:45,000
. و خيلي از يه نقاشي بيشتره

295
00:22:45,554 --> 00:22:47,500
. آره ، قبلا ديدمش

296
00:22:47,586 --> 00:22:49,700
. به نظر من که نشون ميده يه مرد ، توي درگاه ايستاده

297
00:22:49,800 --> 00:22:51,300
. حتما ، اونطوري به نظرمياد

298
00:22:51,600 --> 00:22:54,600
اما با توجه به اطلاعات بهترين وبسايت اينترنتي
. . درمورد تصويرنگاري اوليه

299
00:22:54,800 --> 00:22:56,800
اين تصوير درواقع
. نشون دهنده ي قرباني کردن انسانه

300
00:23:01,208 --> 00:23:02,600
! خداي من

301
00:23:12,861 --> 00:23:14,448
چرا اينکارو ميکني ؟

302
00:23:14,449 --> 00:23:16,200
فکر ميکردم قراره ازم محافظت کني

303
00:23:16,300 --> 00:23:18,000
. چونکه اين وظيفه ي منه

304
00:23:19,700 --> 00:23:23,800
تو اجازه دادي رازِ " ورتاس " ؛
. به دستان اشتباه بيفته

305
00:23:23,854 --> 00:23:26,200
. . اين تنها راه براي تضمين اينه که

306
00:23:26,300 --> 00:23:28,400
تو ، تحت کنترل کسِ ديگه اي . .
. قرارنگيري

307
00:23:28,500 --> 00:23:31,100
. همچين اتفاقي نميفته
. ميتونم جلوشو بگيرم

308
00:23:33,817 --> 00:23:36,200
. . حال به تو

309
00:23:37,201 --> 00:23:39,400
يک مراسم مذهبي قديمي کريپتوني را
. ارزاني مينمايم

310
00:23:41,400 --> 00:23:43,142
. . قبل از اينکه نژاد شما

311
00:23:43,342 --> 00:23:45,300
. . روبه علم بيارن . .

312
00:23:48,255 --> 00:23:49,889
. جنگجو بودن . . .

313
00:23:51,200 --> 00:23:55,300
اين مراسم
. . علامت احترام

314
00:23:56,100 --> 00:23:58,100
. به قويترين دشمنانشون بود

315
00:23:58,200 --> 00:23:59,900
! تو هيچي درمورد " کريپتون " نميدوني

316
00:24:00,000 --> 00:24:03,500
. من ؛ مريدِ " سوآن " بودم
. اون همه چيو بهم يادداد

317
00:24:04,200 --> 00:24:06,200
بايد بهت ياد داشته باشه که
. . من موجودِ خوبي هستم

318
00:24:06,658 --> 00:24:08,573
. که من ، تهديد نيستم

319
00:24:09,405 --> 00:24:11,100
اگه زنده بود ؛ نميخواست که
. منو بکُشي

320
00:24:11,200 --> 00:24:13,000
. سوآن " ؛ يه ايده آليست بود "

321
00:24:13,035 --> 00:24:15,500
گفت که تو ؛ با قوت هرچه تمامتر
. بر ما حکومت خواهي کرد

322
00:24:16,361 --> 00:24:18,600
. . اما ، دربرابر هر نقل قولي که " سوآن "؛

323
00:24:18,700 --> 00:24:20,776
از اينکه " مسافر " به زمين مياد
. . تا زمين رو نجات بده ، انجام داده

324
00:24:20,800 --> 00:24:24,000
. . يه تفسير ديگه هست که تو رو

325
00:24:24,427 --> 00:24:26,027
. به عنوان نابودکننده ي ما ؛ معرفي ميکنه

326
00:24:29,200 --> 00:24:32,139
اگه " لِکس " ؛ کنترلتو بدست بگيره ؛
. . دقيقا همون اتفاق ميفته

327
00:24:34,802 --> 00:24:36,400
. . اتفاقي که پدرت . .

328
00:24:37,661 --> 00:24:39,300
. نتونسته بود پيش بيني کنه . . .

329
00:24:42,320 --> 00:24:44,500
اين ماجرا چه ارتباطي با
جور-ال " داره ؟ "

330
00:24:46,000 --> 00:24:49,200
وقتي تو رو به اين سياره فرستاد ؛
. اميد زيادي بهت بسته بود

331
00:24:51,400 --> 00:24:54,500
اما درعين حال پدرت
. . اين ريسک رو درک کرده بود

332
00:24:54,600 --> 00:24:56,858
. که خدايي رو بين انسانها بفرسته . .

333
00:24:57,900 --> 00:25:00,800
براي وقتي که تو ؛
. بر عليه انسانها بشي

334
00:25:02,400 --> 00:25:05,300
دراونحالت ، ما هيچ شانسي
. دربرابرت نخواهيم داشت

335
00:25:11,000 --> 00:25:14,400
بخاطر همين هم بود که پدرت
. دستگاه کنترل رو فرستاد

336
00:25:14,916 --> 00:25:17,400
اون هرگز چيزي که بتونه منو کنترل کنه
. به زمين نميفرسته

337
00:25:17,500 --> 00:25:21,300
تنها انتخاب ديگه اي که داشت
. کُشتن تو بود

338
00:25:23,351 --> 00:25:25,800
اما تحمل اين فکر که روزي مجبور به
. تحمل مرگ پسرش بشه رو نداشت

339
00:25:37,500 --> 00:25:41,200
اميدوارم به وسيله ي اين عمل بشردوستانه
. صلح رو پيداکني

340
00:25:41,200 --> 00:25:51,200
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

341
00:29:06,000 --> 00:29:07,500
. خيلي ديرکردي

342
00:29:11,000 --> 00:29:13,100
. . برام خيلي عجيبه که تو رو بدون اون

343
00:29:13,200 --> 00:29:17,200
عروسک هاي " فرشته ي جنگاور " که
. هيچوقت ازت دور نميشدن ، ببينم

344
00:29:17,314 --> 00:29:18,700
. " آقاي " تيگ

345
00:29:18,977 --> 00:29:20,770
. . زنده و سالم

346
00:29:21,186 --> 00:29:23,200
. البته نه به لطفِ پدرت

347
00:29:23,261 --> 00:29:25,600
مثل اينکه همه ي ما يه حسابي براي
. تصفيه کردن با پدرم داريم

348
00:29:25,917 --> 00:29:28,000
. فکر کنم تو ؛ حسابتو باهاش تصفيه کردي

349
00:29:28,600 --> 00:29:32,200
فقط متاسفم از اينکه ميبينم
. وسواس پدرتو به ارث بردي

350
00:29:32,400 --> 00:29:33,500
وسواس ؟

351
00:29:35,189 --> 00:29:36,954
. تو ؛ اين بلا رو سرم آوردي

352
00:29:38,649 --> 00:29:40,200
. ميخواستي منو بکُشي

353
00:29:40,800 --> 00:29:41,800
چرا ؟

354
00:29:41,801 --> 00:29:43,200
. . پيشگويي ميگه

355
00:29:43,300 --> 00:29:45,800
. مسافر " ؛ دشمن قدرقدرتي خواهد داشت "

356
00:29:46,500 --> 00:29:48,500
. . هرگز پيش بيني نميکردم که

357
00:29:49,100 --> 00:29:51,800
اون دشمن ؛ . .
. الکساندرِ " کوچولوي خودمون باشه "

358
00:29:53,900 --> 00:29:55,200
. تو ميدوني اون " مسافر " کيه

359
00:29:55,360 --> 00:29:58,200
هويت " مسافر " ؛ ديگه
. اهميتي نداره

360
00:29:58,300 --> 00:29:59,700
. . شايد براي شما بي اهميت باشه

361
00:30:00,200 --> 00:30:01,800
. اما براي من ، مهترين چيزه . . .

362
00:30:02,420 --> 00:30:04,900
اصلا نميدوني که چطوريه که
. . هر روز زندگيتو با اين احساس که

363
00:30:05,000 --> 00:30:06,800
. در درجه ي دوم اهميت قرارداري زندگي کني

364
00:30:07,298 --> 00:30:09,904
. من خيلي قرباني کردم -
. نه -

365
00:30:10,800 --> 00:30:13,300
. قرباني کردنت ، تازه شروع شده

366
00:30:14,400 --> 00:30:16,800
. دنيا فقط در سايه ي توازن وجود داره

367
00:30:17,200 --> 00:30:21,300
اگه " مسافري " به کار نباشه ؛
. اونوقت " نابودکننده اي " هم نميتونه وجود داشته باشه

368
00:30:48,200 --> 00:30:49,600
. " خداي من ؛ " کلارک

369
00:31:23,492 --> 00:31:24,881
. . تو چطوري

370
00:31:24,882 --> 00:31:27,400
. " جِتِ " اوليور
. مزيت قهرمان بودن

371
00:32:12,352 --> 00:32:13,900
چطوري اونکارو کردي ؟

372
00:32:14,400 --> 00:32:15,500
. من کاري نکردم

373
00:32:18,380 --> 00:32:19,800
. " مسافر "

374
00:32:23,502 --> 00:32:25,100
. . خداي من

375
00:32:25,300 --> 00:32:26,800
چه اتفاقي اينجا افتاده ؟ . . .

376
00:33:01,700 --> 00:33:04,400
اينطور فرض ميکنم که " ميلاش " ؛
. صحيح و سالم به خاک آمريکا برگشته

377
00:33:04,542 --> 00:33:06,942
گذاشتمش تو اولين پرواز تجاري
. که به سمت متروپوليس حرکت ميکرد

378
00:33:07,242 --> 00:33:09,500
متوجه شدم که تو " اسکاتلند "؛
به وجودش احتياج نداريم ؟

379
00:33:09,692 --> 00:33:11,600
. نه ؛ اگه خوب درستو يادگرفته باشي

380
00:33:12,563 --> 00:33:15,400
کتابخونه ؛ يک کتاب درموردِ
. . سنت کيلدا " داشت "

381
00:33:15,414 --> 00:33:17,400
اما فکر کنم از نتيجه ي کار
. راضي باشين

382
00:33:18,745 --> 00:33:21,316
ايرادي نداره ازتون بپرسم که
چه چيزي درمورد ؛

383
00:33:21,317 --> 00:33:23,900
يه جزيره ي کوچک ؛
در ساحل غربي اسکاتلند ؛ اينقدر مهمه ؟

384
00:33:24,446 --> 00:33:25,800
. " ساعت "

385
00:33:27,535 --> 00:33:30,600
ساعت ؛ يه ملودي اي رو نواخت که
. . مربوط به يه موسيقي فولکور اسکاتلنديه

386
00:33:31,358 --> 00:33:33,400
"Birks of St. Kilda."

387
00:33:34,264 --> 00:33:35,904
. . وقتي داشتم نواختن پيانو رو يادميگرفتم

388
00:33:36,000 --> 00:33:38,200
پدرم ؛ مجبورم ميکرد اون آهنگ رو
. همينطور پشت سر هم بزنم

389
00:33:40,114 --> 00:33:42,100
"Birks" کلمه ي
. به معني " درخت غوشه " به کاررفته

390
00:33:43,173 --> 00:33:45,300
ممکنه درختهاي غوشه اونجا باشن
. اما فقط همين

391
00:33:45,945 --> 00:33:48,100
. اون جزيزه ، الان مسکن پرنده ها شده

392
00:33:48,723 --> 00:33:50,400
. . با توجه با متن کتاب

393
00:33:50,700 --> 00:33:53,000
يه شهر کوچکي اطراف قلعه تاسيس شد ؛

394
00:33:53,122 --> 00:33:56,200
تا وقتي که يه ثروتمندِ آمريکايي
. . قلعه رو خريد

395
00:33:57,283 --> 00:33:59,114
. و همونطور به آمريکا منتقلش کرد

396
00:34:06,759 --> 00:34:10,600
پدرم اون قلعه رو سنگ به سنگ ؛
. . به " اسمالويل " منتقل کرده

397
00:34:11,363 --> 00:34:13,900
اما واضحه که هرگز ؛ اونچه دنبالش ميگشته
. رو پيدا نکرده

398
00:34:15,349 --> 00:34:17,142
. بايد هنوز اونجا باشه

399
00:34:18,442 --> 00:34:20,800
. . به خلبان بگو جهت حرکتو عوض کنه

400
00:34:21,389 --> 00:34:23,126
. به " اسکاتلند " نميريم . . .

401
00:34:24,824 --> 00:34:26,200
. برميگرديم خونه

402
00:34:43,261 --> 00:34:45,500
. همه اش 24 ساعت خونه نبودم

403
00:34:45,600 --> 00:34:48,102
دفعه ي بعد ؛ يادم بيار
. يه هفته بذارم و برم

404
00:34:48,200 --> 00:34:51,400
. راستش ؛ يه طورايي واسه خودم جشن گرفتم

405
00:34:52,600 --> 00:34:54,300
. اولين مقاله ي خودمو فروختم

406
00:34:55,500 --> 00:34:57,700
! " فوق العاده اس ؛ " جيمي
چطوري ؟

407
00:34:57,800 --> 00:35:00,799
ميدونم بهم گفتي نمادهايي که روي ديوار
. . غارهاي کوآچي هستن ، ديگه بلحاظ خبري قديمي شدن

408
00:35:00,800 --> 00:35:02,395
. اما من به هرحال ، به تحقيق ادامه دادم

409
00:35:02,500 --> 00:35:04,700
و معلوم شد که فقط من نيستم که
. به اون نمادها علاقه منده

410
00:35:06,742 --> 00:35:08,900
ظاهرا " لِکس " هم موضوع اون نمادها رو
. . خيلي جدي دنبال ميکنه

411
00:35:08,901 --> 00:35:12,376
که البته با توجه به اينکه يکي از اون نمادها روي
. سينه اش حک شده ؛ چندان هم جاي تعجبي نداره

412
00:35:12,400 --> 00:35:15,700
بهم بگو که دقيقا
موضوع مقاله چيه ؟

413
00:35:15,758 --> 00:35:18,058
. . همون داستان " جوزف کمبل "رو دنبال کردم

414
00:35:18,059 --> 00:35:19,833
. داستاني در مورد سفر يه قهرمان و اين چيزا

415
00:35:19,886 --> 00:35:21,600
. به سلامتي -
. به سلامتي -

416
00:35:23,266 --> 00:35:25,830
بيشتر داستانهايي که روي ديوارهاي غارها
. . نقل شدن

417
00:35:25,831 --> 00:35:27,200
. . درمورد جنگ خير و شره . .

418
00:35:27,300 --> 00:35:30,900
اونا ؛ داستان " نامان " رو نقل ميکنن ؛
. . کسي که نجات دهنده ي مردمه

419
00:35:31,000 --> 00:35:33,440
که با " ساگيت " ؛ کسي که سياهي رو
. به دنيا مياره ؛ نبرد ميکنه

420
00:35:33,600 --> 00:35:35,300
. آره ، داستانش آشناس

421
00:35:35,400 --> 00:35:37,720
فکر کنم " کلارک " توي دبيرستان ؛
. يه مقاله اي درموردش نوشت

422
00:35:37,927 --> 00:35:39,598
. . در آغاز داستان

423
00:35:39,673 --> 00:35:42,700
نامان " و " ساگيت " ؛ هرکدوم "
. نمادِ خاصِ خودشونو دارن

424
00:35:44,700 --> 00:35:48,000
پس ، واسه چي اين يکي ، به نظر مياد که
ترکيبي از هردو نماد باشه ؟

425
00:35:48,680 --> 00:35:50,623
اين سئوال ، واسه خودم هم
. . پيش اومد

426
00:35:50,624 --> 00:35:52,376
پس ، گوشي رو برداشتم و با يه پروفسور در
. دانشگاه متروپوليس حرف زدم

427
00:35:52,400 --> 00:35:54,799
. که در زمينه ي هيروگليف ؛ متخصص بود
. . با توجه به حرفاي اون پروفسور

428
00:35:54,800 --> 00:35:57,076
نمادِ خير بر عليهِ شر ؛ در تمام
. . فرهنگهاي اوليه ؛ مشترکه

429
00:35:57,100 --> 00:36:00,895
که تجسم فشار و کشش بين دو قطبه ؛
. " مثل نمادِ " يين " و " ينگ

430
00:36:01,379 --> 00:36:03,700
. ستيزه و تضادِ قهرمان و ضدقهرمان

431
00:36:03,730 --> 00:36:04,900
. دقيقا

432
00:36:05,000 --> 00:36:07,176
اما اينجاش ؛ جاييه که
. حسابي " لِکس " رو مشتاقِ خودش کرده

433
00:36:07,200 --> 00:36:10,800
اين تصوير خاص ؛ تفکيک اون تضاد رو
. به تصوير ميکِشه

434
00:36:13,400 --> 00:36:15,700
دوباره يادم بيار که چطوري
. . تناقض و تضادي که

435
00:36:15,800 --> 00:36:18,600
از آغاز بشريت تا امروز وجود داشته رو
حل کردي ؟

436
00:36:18,700 --> 00:36:20,714
. . در افسانه ي کوآچي

437
00:36:20,900 --> 00:36:22,980
سفر قهرمان ؛ . .
. در مبارزه ي نهايي ؛ به پايان ميرسه

438
00:36:26,800 --> 00:36:30,300
با توجه به حرفاي پروفسور ؛
کدوم طرف قراره برنده بشه ؟

439
00:36:41,229 --> 00:36:43,300
متنفرم از اينکه
. . " خبراي بد رو بهت برسونم " کلارک

440
00:36:43,400 --> 00:36:46,300
اما ؛ اين نوشته ؛ به معناي واقعي
. روي ديوار غار وجود داره

441
00:36:46,948 --> 00:36:49,600
يعني تو اين افسانه ي
نامان - ساگيت " رو باور ميکني ؟ "

442
00:36:49,700 --> 00:36:51,100
. . بعداز اينکه تو رو دست و پا بسته

443
00:36:51,200 --> 00:36:53,776
درست شبيه نقاشي مراسم قرباني کردن انسان
که روي ديوارهاي غاره ديدم ؟

444
00:36:53,800 --> 00:36:55,100
. بطور خلاصه ؛ بله ، باورش ميکنم

445
00:36:55,200 --> 00:36:57,807
. " يه افسانه نبود که ميخواست منو بکُشه " کلويي
. يه مَرد بود

446
00:36:57,900 --> 00:37:01,100
و بلطفِ تو که جونشو نجات دادي ؛
. اون مرد هنوز زنده اون بيرونه

447
00:37:01,807 --> 00:37:04,380
کلويي " ؛ وقتي " تيگ " داشت "
. . اون مراسم رو اجرا ميکرد

448
00:37:04,381 --> 00:37:06,417
فهميدم که توي يه مرحله ي پيچيده و
. . منحرفانه اي

449
00:37:06,418 --> 00:37:08,502
واقعا فکر ميکرد که
. داره کار درست رو انجام ميده

450
00:37:08,832 --> 00:37:11,400
. . فکر ميکرد داره از همه

451
00:37:12,936 --> 00:37:14,256
. دربرابر من ؛ محافظت ميکنه . . .

452
00:37:15,621 --> 00:37:16,899
. . آخرين باري که يادم مياد

453
00:37:16,900 --> 00:37:19,300
دنيا ؛ درحالي که تو ؛ توش زندگي ميکردي
. هيچ مشکلي نداشت

454
00:37:19,479 --> 00:37:21,814
تا وقتي يه دستگاهي وجود داره که
. . ميتونه منو کنترل کنه

455
00:37:21,815 --> 00:37:23,375
. هنوزم يه تهديد براي مردم به حساب ميام

456
00:37:23,400 --> 00:37:26,162
و " تيگ " يادم آورد که قدرتهاي من
. چقدر خطرناک هستن

457
00:37:26,163 --> 00:37:29,651
اگه قدرتهاي من ، به دست آدماي بدنيت بيفته
. ميتونن همه چيزو به نابودي بکِشونن

458
00:37:29,700 --> 00:37:31,100
. . که اين ، يه دليل خيلي خوبه که

459
00:37:31,200 --> 00:37:33,671
چرا نميتوني
. به اين راحتيا " لِکس " رو بيخيال بشي

460
00:37:34,552 --> 00:37:36,128
. " فقط حرف " لِکس " نيست ؛ " کلويي

461
00:37:36,129 --> 00:37:38,344
. من ؛ با ديدِ اشعه ي ايکس نيگاش کردم
. چيزي همراهش نبود

462
00:37:38,345 --> 00:37:40,099
حتي چيزي که دنبالش ميگشت رو
. پيدا نکرده بود

463
00:37:40,100 --> 00:37:42,900
شايد ايندفعه ، چيزي نشد " کلارک " ؛
. اما هر مبارزه اي ، يه برنده داره

464
00:37:43,135 --> 00:37:45,800
. . ميدونم نميخواي " لِکس " رو بکُشي

465
00:37:45,900 --> 00:37:49,600
اما " لِکس " ؛ وقتي فرصت نابودکردنتو
. بدست بياره ، هيچ شک و ترديدي به خودش راه نميده

466
00:37:51,795 --> 00:37:53,673
ميخواي چيکار کنم " کلويي " ؟

467
00:37:53,674 --> 00:37:54,800
بکُشمش ؟

468
00:38:00,823 --> 00:38:02,400
. . اگه اونو بکُشم

469
00:38:02,664 --> 00:38:04,900
. خودم هم ، به اون تبديل ميشم . .

470
00:38:05,700 --> 00:38:07,999
چه دلت بخواد در اين سطح
. . باشي يا نه

471
00:38:08,000 --> 00:38:09,889
. توي اين وضعيت قرارگرفتي . .

472
00:38:11,029 --> 00:38:13,600
و يه روزي ؛
. بايد نقش حاکم مطلق رو بازي کني

473
00:38:20,307 --> 00:38:23,400
. تقريبا 24 ساعت شده
چرا هنوز چيزي پيدا نکردن ؟

474
00:38:23,600 --> 00:38:26,676
يه مدت طول ميکِشه که چنين بنايي با اين وسعت رو
. "اينچ به اينچ بگرديم ، آقاي " لوتر

475
00:38:26,700 --> 00:38:29,100
. از تمام نيروهايي که داشتيم استفاده کردم

476
00:38:29,101 --> 00:38:31,167
. و تازه 20 ساعت شده

477
00:38:31,248 --> 00:38:33,700
. من دنبال عذر و بهانه تراشي نيستم
. نتيجه ميخوام

478
00:38:34,000 --> 00:38:35,900
. بله قربان
. متوجهم

479
00:38:36,000 --> 00:38:37,576
افراد بيشتري ميارم ؛
. مدت شيفت ها رو افزايش ميدم

480
00:38:37,600 --> 00:38:38,782
. همونکارو بکن

481
00:38:57,379 --> 00:38:59,600
. . در سواحل " سنت کيلدا " ؛

482
00:39:00,220 --> 00:39:02,100
شاخه هاي درخت غوشه ؛ . .
. . با باد ؛ حرکت ميکنن

483
00:39:02,842 --> 00:39:04,823
. از چپ به راست

484
00:39:06,800 --> 00:39:09,600
گفتي قلعه ؛ در ساحل غربي
سنت کيلدا " واقع شده بود ؟ "

485
00:39:10,215 --> 00:39:11,342
. بله ، قربان

486
00:39:11,696 --> 00:39:13,100
رو به غرب ؟

487
00:39:14,688 --> 00:39:17,100
. نه
. خودِ قلعه ، به سمت جنوب بود

488
00:39:19,920 --> 00:39:22,200
. . پس ، اگه به سمت جنوب بايستم

489
00:39:23,414 --> 00:39:25,400
تا ساحل دريا رو ببينم ؛ . .
. به سمت راست ميگردم

490
00:39:29,650 --> 00:39:33,100
بر فراز قلب خانه
. ستاره ي شمالي ، ميدرخشد
« ستاره ي قطبي »

491
00:39:36,500 --> 00:39:37,600
. البته

492
00:39:39,246 --> 00:39:40,692
. برين بيرون

493
00:39:41,700 --> 00:39:43,300
! همگي بريد بيرون

494
00:39:43,700 --> 00:39:45,600
. بله قربان

495
00:39:47,277 --> 00:39:48,995
. همه برن بيرون
. راه بيفتين

496
00:39:49,019 --> 00:40:08,900
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

