﻿1
00:01:02,549 --> 00:01:05,484
. مامان
. مامان

2
00:01:05,886 --> 00:01:09,720
: مامان ، ميخوام اول از همه شما اينو بخونين
" زنده باد هيولاي لاک نِس "

3
00:01:09,890 --> 00:01:11,949
آقاي " هجز " گفت ؛
. اين بهترين داستانيه که تاحالا نوشتم

4
00:01:12,126 --> 00:01:14,458
حتي بهتر از اوني که درمورد
. آدم رُبايي بيگانگان " ؛ نوشته بودم "

5
00:01:18,165 --> 00:01:20,633
يه حسي به هم ميگه
. اونا اشکهاي شوق نيستن

6
00:01:23,103 --> 00:01:24,570
چي شده ؟

7
00:01:26,807 --> 00:01:29,401
. خيلي بهت افتخار ميکنم

8
00:01:30,177 --> 00:01:31,576
. خبرنگار کوچولوي من

9
00:01:35,115 --> 00:01:38,084
. کلويي " ؛ من خيلي . . خيلي متاسفم "

10
00:01:39,520 --> 00:01:42,921
وايسا ، واسه چي ؟
. شما که کاري نکردين

11
00:01:43,090 --> 00:01:45,320
. " وقتشه خانم " سوليوان

12
00:01:47,194 --> 00:01:50,789
مامان ؛ اونا کين ؟
داري کجا ميري ؟

13
00:01:51,865 --> 00:01:55,631
. ماماني داره به يه تعطيلات کوچيک ميره

14
00:01:57,204 --> 00:01:58,694
خودت تنهايي ؟

15
00:01:58,872 --> 00:02:00,806
. . نگران نباش

16
00:02:01,241 --> 00:02:03,641
. پدرت ، حسابي ازت مراقبت ميکنه

17
00:02:03,811 --> 00:02:06,871
اما هيچکي تنهايي
. به تعطيلات نميره

18
00:02:07,748 --> 00:02:09,443
کِي برميگردي ؟

19
00:02:44,451 --> 00:02:46,817
اميدوارم زنگ زده باشي که خبراي خوب
. بهم بدي ، دکتر

20
00:02:46,987 --> 00:02:49,512
کاشکي خبراي بهتري واستون داشتم ؛
. . آقاي " لوتِر " ؛

21
00:02:49,690 --> 00:02:52,659
اما متاسفانه بايد بگم اون بيمار هنوز . .
. انکار ميکنه که هيچ نوع قدرتي داره

22
00:02:52,826 --> 00:02:55,818
اون زن ؛ اولين هيولايي نيست که
. قبول نکرده رنگِ واقعيشو نشون بده

23
00:02:55,996 --> 00:02:59,762
. به فشار آوردن بهش ادامه بدين -
. متاسفم قربان ، اما خم به ابرو نمياره -

24
00:02:59,933 --> 00:03:02,561
. . کاري نيست که -
. من جواب ميخوام -

25
00:03:36,236 --> 00:03:37,794
چي ميخواي ؟

26
00:03:49,316 --> 00:03:50,840
. " مرسي ؛ " لِکس

27
00:03:54,341 --> 00:03:57,841
" اسمالويل "
" فصل ششم ؛ قسمت هجدهم "
" فرزند "

28
00:04:02,242 --> 00:05:22,386
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

29
00:05:24,310 --> 00:05:25,937
کلويي " ؟"

30
00:05:26,111 --> 00:05:29,444
هِي ، قرار بود امروز صبح
. باهمديگه قهوه بخوريم

31
00:05:32,718 --> 00:05:36,381
آره  ؛ متاسفم ؛
. احتمالا خوابم  برده باشه

32
00:05:36,855 --> 00:05:40,222
بعداز اينکه وسط يه عالمه گِل دويدي ؟
يادت رفت کفِ کفشاتو پاک کني ؟

33
00:05:40,392 --> 00:05:44,328
فقط يادم مياد که داشتم اينجا ؛ توي آپارتمان ؛
. . ظرف هامو ميشستم و بعدش

34
00:05:44,697 --> 00:05:47,063
. توي تختخوابم بيدار شدم . . .

35
00:05:48,000 --> 00:05:50,127
. شايد تو خواب راه ميرفتي

36
00:05:50,803 --> 00:05:54,239
ديشب ، احتمال داره ؛ اما اين اولين باري
. نيست که اينطوري شده

37
00:05:54,406 --> 00:05:57,341
دو روز پيش ؛ داشتم توي دفتر " ديلي پلانت " ؛
. . با رايانه ام تايپ ميکردم

38
00:05:57,509 --> 00:06:00,307
و بعدش ؛ صبح روز بعد . .
. توي خونه ي خودم از خواب بلند شدم

39
00:06:01,513 --> 00:06:04,141
کلارک " ؛ فکر ميکني يه چيزي "
داره برام اتفاق ميفته ؟

40
00:06:04,316 --> 00:06:06,011
يه چيزي تو مايه هاي
هيولاي شهابسنگي بودن ؟

41
00:06:06,185 --> 00:06:09,985
مگه معمولا خبرنگارها با حقايق کنار نميان
تا اينکه مستقيم نتيجه گيري کنن ؟

42
00:06:10,155 --> 00:06:13,124
. آره ، ميدونم
. . موضوع اينه که ازوقتي فهميدم

43
00:06:13,292 --> 00:06:15,954
که يکي از اعضاي گروه مردمي که . .
. . آلوده به شهاب سنگها شدن هستم

44
00:06:16,128 --> 00:06:19,689
جدا و مخفيانه . .
. حسابي ترس برم داشته

45
00:06:20,566 --> 00:06:22,431
. سرزنشِت نميکنم

46
00:06:25,571 --> 00:06:28,199
اما مجبور نيستي تنهايي
اين بارو به دوش بکِشي ، خوب ؟

47
00:06:29,575 --> 00:06:31,600
. بيا ، تا محل کار ميرسونمت

48
00:06:33,812 --> 00:06:35,143
. باشه

49
00:06:55,200 --> 00:06:56,690
لِکس " ؛ چي شده ؟ "

50
00:06:57,536 --> 00:07:00,664
. ديشب يه تصادف کوچکي داشتم

51
00:07:01,206 --> 00:07:03,504
چرا منو بيدار نکردي ؟

52
00:07:05,277 --> 00:07:08,474
لانا " ؛ اين اواخر "
. خيلي مشغول بودي

53
00:07:08,647 --> 00:07:10,478
. خواستم بذارم که خوابتو بکني

54
00:07:13,419 --> 00:07:16,445
ولي مثل اينکه به هرحال
. اينقدرها هم نخوابيدي

55
00:07:18,424 --> 00:07:21,018
. هنوز به کسي نگفتم

56
00:07:22,027 --> 00:07:27,795
يه طورايي ؛ حالا که ديگه بچه تکون نميخوره
. و سرجاش نيست ؛ از دست دادنشو باتمام وجود حِس ميکنم

57
00:07:29,568 --> 00:07:31,035
. ميدونم

58
00:07:31,904 --> 00:07:34,031
منم به اندازه ي خودت
. دارم از اين وضعيت صدمه ميخورم

59
00:07:36,608 --> 00:07:39,702
توي آخرين سونوگرافي که انجام داديم ؛
. بچه کاملا صحيح و سالم بود

60
00:07:40,979 --> 00:07:42,879
. . لانا "؛ قول ميدم "

61
00:07:43,048 --> 00:07:46,108
يه مدت بهش وقت بده و بعد از مدتي يه خونه ي
. پر از بچه هاي خوشگل داريم

62
00:07:46,285 --> 00:07:48,219
اگه من يه چيزيم باشه چي ؟

63
00:07:48,387 --> 00:07:50,184
اگه به همون خاطر
بچه رو از دست داده باشم چي ؟

64
00:07:50,656 --> 00:07:53,090
. نميتوني اونکارو با خودت بکني

65
00:07:53,625 --> 00:07:54,717
. . دکتر " آلبرايت " بهمون گفت

66
00:07:54,893 --> 00:07:58,522
يک سوم حاملگي ها ؛ بدون اينکه دليل مشخصي
. داشته باشن ، عقيم ميمونن و به پايان نميرسن

67
00:07:58,697 --> 00:08:00,562
. ميخوام به طور کامل چکاپ بشم

68
00:08:00,733 --> 00:08:03,896
ميخوام تمام آزمايش هاي ممکن روم انجام بشه
. تا بفهمم که چه اتفاقي افتاده که بچه از دست رفته

69
00:08:05,204 --> 00:08:07,035
. بدون شک

70
00:08:07,406 --> 00:08:09,772
. هرچه سريعتر يه قرار ملاقات واست ميذارم

71
00:08:10,676 --> 00:08:12,610
. حالا يه کم استراحت کن

72
00:08:19,718 --> 00:08:23,154
وقتي توي دفتر روزنامه از هوش رفتي ؛
يادته داشتي روي چي کار ميکردي ؟

73
00:08:23,322 --> 00:08:25,586
يه داستاني درمورد کاشت درخت
. در پارکِ دايره بود

74
00:08:25,758 --> 00:08:27,953
. موضوع همچين بحث انگيزي نبود

75
00:08:29,361 --> 00:08:31,989
اون ؛ ماشينِ " لِکسِ"ـه که اونجاس ؟

76
00:08:36,168 --> 00:08:37,396
. بريم ببينيم اوضاع از چه قراره

77
00:08:37,569 --> 00:08:39,969
کلويي " ؛ توهين نباشه ؛ اما فکر کنم "
. لِکس " ميتونه از خودش مراقبت کنه "

78
00:08:40,139 --> 00:08:42,334
. يه چيزي درست نيست
. دور بزن

79
00:08:44,376 --> 00:08:45,968
. زودباش

80
00:09:14,873 --> 00:09:18,309
مثل اينکه قبل از اينکه دارو دسته ي " لِکس " ؛
. تميزکاري کنن سروکله ي پليس پيدا شده

81
00:09:19,878 --> 00:09:22,005
اون مامور حفاظتي " لوترکورپ " ؛
. تلفنشو برداشت تا تماس بگيره

82
00:09:22,181 --> 00:09:24,308
. وقتشه گوشاتو تيز کني

83
00:09:26,618 --> 00:09:28,176
جکسون " ؛ چي پيدا کردي ؟ "

84
00:09:28,353 --> 00:09:32,016
. ماشين و محيط اطرافو گشتم
. " حافظه ي فلش ؛ اينجا نيست آقاي " لوتِر

85
00:09:32,191 --> 00:09:34,716
هرکسي شما رو از جاده خارج کرده
. بايد حافظه ي فلش رو باخودش برده باشه

86
00:09:37,830 --> 00:09:39,024
چيه ؟

87
00:09:39,731 --> 00:09:42,131
. لِکس " خودش تنهايي تصادف نکرده "
. يکي از جاده خارجش کرده

88
00:09:42,301 --> 00:09:44,030
هرکي که بوده ؛
. حافظه ي فلش رو ازش دزديده

89
00:09:44,203 --> 00:09:46,000
ميدونيم اين مسابقه دهنده ي ناشناس کيه ؟

90
00:09:46,171 --> 00:09:49,629
نه ، اما ديدِ اونها
. مثل من کامل نيست

91
00:09:57,616 --> 00:09:59,413
اون چيه ؟ -
چي ؛ چيه ؟ -

92
00:09:59,585 --> 00:10:01,052
حافظه ي فلش " لِکس " رو ديدي ؟

93
00:10:05,390 --> 00:10:07,051
تو الان . . . ؟

94
00:10:08,560 --> 00:10:10,858
. يه چيزي پيدا کردم
. يه تکمه اس

95
00:10:12,764 --> 00:10:14,732
. تکمه ي منه

96
00:10:15,901 --> 00:10:17,698
. . يا يه تصادف عجيب و غريبه يا اينکه

97
00:10:17,870 --> 00:10:20,031
. من ديشب اينجا بودم

98
00:10:24,076 --> 00:10:25,441
. " خودت حساب کن " کلارک

99
00:10:25,611 --> 00:10:28,876
چکمه هاي گلي ؛ تکمه ي گم شده ؛
. کار من بوده ، من توي جاده بهش حمله کردم

100
00:10:29,047 --> 00:10:32,539
قبل از اينکه همه چيو گردن خودت بندازي ؛
. احتمالا يه توضيح ديگه اي براش وجود داره

101
00:10:33,819 --> 00:10:35,184
ميتوني اينو توضيح بدي ؟

102
00:10:40,025 --> 00:10:42,755
. بيا با حقيقت روبرو بشيم
. من مقصرم

103
00:10:43,929 --> 00:10:47,524
کلويي " ؛ هرکاري که کردي ؛ "
. واضحه که خودت نبودي

104
00:10:54,840 --> 00:10:57,070
. فقط يه سند اينجاس

105
00:10:57,242 --> 00:10:59,472
و پرونده اي هست که براي يه
. هيولاي کريپتونايتي درست کردن

106
00:10:59,645 --> 00:11:00,873
اسمي هم داره ؟

107
00:11:04,216 --> 00:11:06,116
. نه ، يه ليست از شماره هاي شناساييه

108
00:11:06,485 --> 00:11:07,952
. با قدرتهاي بسيار خطرناک

109
00:11:08,120 --> 00:11:12,580
اين افراد ؛ مضنون به داشتن قدرت کنترل
. روي هيولاهاي شهاب سنگي هستن

110
00:11:13,225 --> 00:11:15,659
کلارک " ؛ اين هرچي که هست ؛ "
. فکر کنم اونا کنترلم کردن

111
00:11:15,827 --> 00:11:17,818
. . کلويي " ؛ از بين اين همه آدم تو دنيا "

112
00:11:17,996 --> 00:11:20,487
واسه چي بايد تو رو انتخاب کنن . .
تا " لِکس " رو از جاده منحرف کني ؟

113
00:11:21,533 --> 00:11:23,933
: تاريخ تولد
. " بيستم سپتامبر 1960 "

114
00:11:24,102 --> 00:11:25,433
. " متولد شده در گرنويل ؛ ايالت کانزاس "

115
00:11:32,277 --> 00:11:34,677
. " خداي من ؛ " کلارک

116
00:11:36,515 --> 00:11:38,346
. اون زن ؛ مادرمه

117
00:12:01,640 --> 00:12:03,540
. ميخوام دخترمو ببينم

118
00:12:03,709 --> 00:12:08,169
به وقتش " کلويي " رو هم ميبيني ؛
. فقط بايد يواش يواش جلو بريم

119
00:12:08,347 --> 00:12:10,907
دارويي که بهت داده شده
. درمرحله ي آزمايشي قرار داره

120
00:12:11,083 --> 00:12:14,018
نميخوام قدرتِت ؛ باعث بشه که
. به حالت جنون گرفتار بشي

121
00:12:14,186 --> 00:12:18,384
هرقدرتي که فکر ميکني من دارم ؛
. زاييده ي فکر و خيالته

122
00:12:18,557 --> 00:12:21,492
در پرونده ي پزشکيت ؛
. . ادعا کردي ؛ داوطلبانه به تيمارستان رفتي

123
00:12:21,660 --> 00:12:24,754
چونکه قدرت کنترل دخترت رو داشتي

124
00:12:24,930 --> 00:12:27,990
با لمس کردن هرجايي از بدنش ؛
. وادارش ميکردي هرکاري که ميخواستي رو انجام بده

125
00:12:28,166 --> 00:12:31,101
. من بيمار بودم ؛ بيمار رواني

126
00:12:31,269 --> 00:12:34,329
هرچي که گفتم ؛ محصول ذهن بيمارم بوده

127
00:12:34,506 --> 00:12:37,634
. توهم باعث اتصال کوتاهِ مغزت نميشه

128
00:12:37,809 --> 00:12:40,403
ميتوني از قدرت فوق العاده ات
. بابت ديوونه شدن تشکر کني

129
00:12:40,579 --> 00:12:43,742
و شايد ؛
. . شايد اين يه فکر پوچه اما

130
00:12:43,915 --> 00:12:47,646
حاضرم شرط ببندم که تو ميتوني با نيروي ذهنت
. مغز اوناي ديگه رو هم مثل دخترت کنترل کني

131
00:12:47,819 --> 00:12:52,279
هر رابطه اي که با " کلويي " دارم
. بخاطر اينه که مادرشم

132
00:12:52,457 --> 00:12:53,719
. ما يه رابطه ي مادري-دختري داريم

133
00:12:54,893 --> 00:12:56,383
. بدون شک دارين

134
00:12:59,031 --> 00:13:03,229
از قضاي روزگار ، آثار شهاب سنگ
. توي خونِ هردوتون ديده ميشه

135
00:13:11,109 --> 00:13:12,838
. بايد " کلويي " رو ببينم

136
00:13:13,779 --> 00:13:15,337
. حتما

137
00:13:15,514 --> 00:13:18,745
اين من نيستم که جلوي تجديد ديدار
. مادر و دختر رو گرفتم

138
00:13:22,020 --> 00:13:24,682
. فقط ازت ميخوام قدرتهاتو بهم نشون بدي

139
00:13:25,290 --> 00:13:28,919
. چيزي براي نشون دادن وجود نداره

140
00:13:29,294 --> 00:13:33,230
من هرگز قدرت کنترل هيچ کسي
. بجز " کلويي " رونداشتم

141
00:13:35,000 --> 00:13:38,458
خوب ، فکر کنم براي هرچيزي
. يه دفعه ي اولي وجود داره

142
00:13:53,750 --> 00:13:56,844
کلويي " ؛ آخرين باري که مادرتو ديدي "
مگه ديوونه نشده بود ؟

143
00:13:57,020 --> 00:13:59,318
ببين ، معمولا آخر شبا
. با ماشين هاي بزرگ بازي نميکنم

144
00:13:59,489 --> 00:14:01,821
مادرم داشته کنترلم ميکرده ؛
حالا سئوال اينجاس که ، چرا ؟

145
00:14:01,991 --> 00:14:04,289
. هنوز چيزي رو به يقين نميدونيم

146
00:14:04,461 --> 00:14:06,224
. مادرم ميتونه هيولاهاي شهاب سنگي رو کنترل کنه

147
00:14:06,396 --> 00:14:09,297
چه بهش اعتراف کنيم يا نه ؛
. من هم بخشي از اون جامعه ي هيولاها هستم

148
00:14:09,466 --> 00:14:13,300
سلام ؛ " کلويي سوليوان " هستم ؛
. اومدم اينجا مادرم " مويرا سوليوان " رو ببينم

149
00:14:13,470 --> 00:14:15,768
دفعه ي اول که بهتون گفتيم
متوجه حرفامون نشدين ؟

150
00:14:15,939 --> 00:14:18,032
. ازتون خواسته شده بود که هرگز به اينجا برنگردين

151
00:14:19,742 --> 00:14:23,337
. ببخشيد ، بايد يه اشتباهي شده باشه
. چندين ماهه که اون ؛ اينجا نبوده

152
00:14:24,013 --> 00:14:29,041
اين دوستِتون ؛ ديروز بازاري اينجا به پا کرده بود ؛
. و نميخوايم که دوباره اون کارها رو برامون تکرار کنه

153
00:14:30,153 --> 00:14:34,146
. هيچ نمايشي براي اجرا ندارم
. فقط ميخوام مادرمو ببينم

154
00:14:37,127 --> 00:14:40,722
حراست داره مياد ؛ بهتون پيشنهاد ميکنم قبل از اينکه
. اونا مجبور بشن که تا بيرون مشايعتتون کنن ، خودتون برين

155
00:14:45,135 --> 00:14:46,159
. مادرم اينجاس

156
00:14:46,336 --> 00:14:48,770
نميتونين جلوشو بگيرين تا
. تنها دخترشون نبينه

157
00:14:56,179 --> 00:14:58,875
. کلويي " ، بيا اينجا " -
کلارک " ؛ داري چيکار ميکني ؟ " -

158
00:14:59,048 --> 00:15:02,814
. . بهشون اجازه نميدم که بهم بگن -
. بيرون منتظرم باش . بهم اطمينان کن -

159
00:15:30,213 --> 00:15:32,647
. " وقت يه نمايش کوچولو رسيده خانم " سوليوان

160
00:15:35,151 --> 00:15:37,244
چي از جونم ميخواي ؟

161
00:15:39,989 --> 00:15:42,321
. " هرچي داري سرش خالي کن " لوول

162
00:16:13,289 --> 00:16:14,278
. بس کن

163
00:16:17,126 --> 00:16:19,492
. بشين

164
00:16:33,243 --> 00:16:35,541
به اون آقا گفتم ؛
. اومدم دنبال مادرم

165
00:16:35,712 --> 00:16:39,705
ظاهرا ، به دستور دکترهاش " مويرا سوليوان " ؛
. به يه آسايشگاه ديگه منتقل شده

166
00:16:39,882 --> 00:16:41,816
بدون اينکه به من اطلاع بدين ؟

167
00:16:41,985 --> 00:16:43,782
. بايد از روانپزشکِش بپرسين

168
00:16:43,953 --> 00:16:44,942
باشه ، کجاس ؟

169
00:16:45,121 --> 00:16:47,248
. متاسفانه براي کنفرانس از شهر بيرون رفته

170
00:16:47,423 --> 00:16:49,983
. داري دروغ ميگي -
. نميتوني اونجا بري -

171
00:16:50,159 --> 00:16:52,024
. حراست -
. . نميتونين جلومو بگيرين -

172
00:16:52,195 --> 00:16:54,026
. باورم نميشه اونکارو کردم

173
00:16:54,197 --> 00:16:57,098
مادرت بايد با استفاده از نيروش ؛ تو رو به
. اون آسايشگاه فرستاده باشه تا کمکش کني

174
00:16:58,635 --> 00:17:00,398
. نميدونسته به يه جاي ديگه منتقلش کردن

175
00:17:00,570 --> 00:17:05,269
پس ، منو فرستاد تا حافظه ي فلش " لِکس " رو بدزدم ؛
. تا بتونم جاي واقعيشو پيدا کنم

176
00:17:05,608 --> 00:17:07,769
بهرحال ؛
. داره پيام درخواست کمک ميفرسته

177
00:17:07,944 --> 00:17:11,175
. و ماهم پيامشو واضح و رسا دريافت کرديم
. بيا بريم با " لِکس " حرف بزنيم

178
00:17:21,958 --> 00:17:25,689
قسم ميخورم ؛ نميدونستم که ميتونم
. کس ديگه اي غير از " کلويي " رو کنترل کنم

179
00:17:27,563 --> 00:17:29,190
. بس کن ديگه

180
00:17:29,932 --> 00:17:33,368
بيشتر از چيزي که فکرشو بکني
. با استعدادي

181
00:17:33,870 --> 00:17:37,101
و حالا ، وقتش رسيده که از اون استعدادها
. براي انجام کارهاي مفيد استفاده کني

182
00:17:40,443 --> 00:17:43,776
اين مرد ؛ يه بيمار رواني خشنه

183
00:17:46,549 --> 00:17:48,983
. خوش به حالش
چه ربطي به من داره ؟

184
00:17:49,152 --> 00:17:51,382
. ديشب از اين ساختمان فرار کرده

185
00:17:51,554 --> 00:17:53,249
. ازت ميخوام برش گردوني اينجا

186
00:17:53,423 --> 00:17:55,414
. اجازه نميدم ازم سوء استفاده بشه

187
00:17:56,793 --> 00:17:58,351
جدا ؟

188
00:17:59,662 --> 00:18:04,998
ميدونستم که فکر ديدن دخترت
. اهميت زيادي برات داره

189
00:18:05,335 --> 00:18:07,667
اما با توجه به اينکه
. . تونستي ترکش کني

190
00:18:07,837 --> 00:18:09,862
. . وقتي بيشتر از هروقتي بهت احتياج داشت

191
00:18:10,139 --> 00:18:11,766
. يا شايدم نتونستي ترکش کني و مجبور بودي

192
00:18:19,982 --> 00:18:23,110
ميدونم از دست دادن مادرم . .
. " چه حس و حالي داره خانم " سوليوان

193
00:18:26,255 --> 00:18:28,120
. هرگز فراموشش نميکني

194
00:18:30,026 --> 00:18:32,392
. . اين مردو برام برش گردون

195
00:18:33,096 --> 00:18:35,894
و کاري ميکنم که يقينا . .
. بتوني دخترتو ببيني

196
00:18:44,607 --> 00:18:46,837
. اين لباس ، متعلق به اونه

197
00:19:05,461 --> 00:19:07,156
. لِکس لوتر " رو پيدا کن "

198
00:19:08,231 --> 00:19:10,495
. و بکُشش . . .

199
00:19:25,715 --> 00:19:27,842
لِکس لوتر " کجاس ؟ " -
تو کي هستي ؟ -

200
00:19:28,017 --> 00:19:29,644
. بهم بگو کجاس

201
00:19:42,465 --> 00:19:43,864
. نبايد اونکارو ميکردي

202
00:19:52,008 --> 00:19:56,342
کلارک " ؛ اون به دکتر احتياج داره ؛ "
. بايد سريع به بيمارستان برسونيش

203
00:19:56,512 --> 00:19:58,207
اون چي ؟

204
00:19:59,649 --> 00:20:00,741
. از پسش برميام

205
00:20:01,350 --> 00:20:02,442
. کلارک "؛ اون حامله اس "

206
00:20:02,618 --> 00:20:05,519
. برو ؛ همين الان

207
00:20:22,405 --> 00:20:24,270
داري چه غلطي ميکني ؟

208
00:20:24,440 --> 00:20:28,501
باور کن ميتونم خيلي سريعتر از اينکه تکون بخوري
. اين ماشه رو بکِشم

209
00:20:28,678 --> 00:20:32,114
آخرين چيزي که يادم مياد اينه که داشتم
. توي ريلِ راه آهن ميدويدم

210
00:20:32,281 --> 00:20:34,647
و ، وقتي به هوش اومدي ؛
. حافظه اتو از دست داده بودي

211
00:20:37,687 --> 00:20:41,316
تو مادرمو ميشناسي ؛ " مويرا سوليوان " ؛
اون کجاس ؟

212
00:20:41,491 --> 00:20:43,288
. نميدونم درمورد چه کسي حرف ميزني

213
00:20:45,294 --> 00:20:49,287
من توي يه ساختمان نگه داري ميشدم ؛
. به همراه عده اي ديگه که قدرت هاي فرابشري داشتن

214
00:20:52,702 --> 00:20:54,727
اين ساختماني که ميگي کجاس ؟

215
00:20:54,751 --> 00:21:01,751
«ارائه ای از سینمافریک»

216
00:21:02,411 --> 00:21:04,902
خبر خوب اينه که ؛
. هيچ نشونه اي از آسيب مغزي نيست

217
00:21:05,080 --> 00:21:09,176
منتها ، بخاطر سقط جنين اخيري که داشتين ؛
. براي خاطر جمعي ميخوام چندتا آزمايش ازتون بگيرم

218
00:21:09,351 --> 00:21:10,909
. متشکرم -
. خواهش ميکنم -

219
00:21:16,792 --> 00:21:17,816
. " لانا "

220
00:21:19,861 --> 00:21:21,556
شنيدم چه اتفاقي افتاده ؛
حالت خوبه ؟

221
00:21:22,231 --> 00:21:25,166
فکر کنم بستگي داره که
. خوب بودن حال رو چطور معني کني

222
00:21:30,405 --> 00:21:31,997
بچه سالمه ؟

223
00:21:39,681 --> 00:21:42,775
چند روز بعداز مراسم عروسي
. بچه رو ازدست دادم

224
00:21:49,491 --> 00:21:52,187
. تو اولين کسي هستي که اينو بهش ميگم

225
00:21:55,697 --> 00:21:57,665
. خيلي متاسفم

226
00:21:59,801 --> 00:22:02,565
حس ميکنم چيز مهمي رو
.  تو زندگيم از دست دادم

227
00:22:04,506 --> 00:22:07,703
فکر ميکردم به دنيا آوردن و بزرگ کردن اين بچه
. . ميتونه اوضاع رو عوض کنه

228
00:22:09,444 --> 00:22:11,503
. . اما حالا که مُرده . .

229
00:22:14,950 --> 00:22:17,441
. اين ؛ اون زندگي اي نيست که ميخواستم

230
00:22:21,256 --> 00:22:24,919
اين حرفات ، ربطي هم به اتفاقي که توي
مراسم عروسي افتاد داره ؟

231
00:22:30,699 --> 00:22:34,601
بهم گفتي که نميخواي با " لِکس " ازدواج کني و بعدش
. . يه دفعه اي ، به طريقي

232
00:22:35,871 --> 00:22:38,169
يه چيزي نظرتو عوض کرد ؛ . .
اون چيه ؟

233
00:22:41,109 --> 00:22:43,168
. بخاطر روز عروسي عصبي بودم
. همين

234
00:22:44,346 --> 00:22:45,813
. " لانا "

235
00:22:47,749 --> 00:22:49,717
. بيشتر از اينا بود

236
00:22:52,321 --> 00:22:54,186
. ميتونم کمکت کنم

237
00:22:54,923 --> 00:22:56,390
. . نبايد بترسي

238
00:22:56,558 --> 00:22:59,618
کلارک " ؛ بايد دست از اين نگرانيات "
. واسه من برداري

239
00:23:01,330 --> 00:23:03,389
. جدا ميگم ، مشکلي نيست

240
00:23:05,867 --> 00:23:09,803
اين حادثه رو هم مثل هميشه
. بالاخره پشت سرميذارم

241
00:23:23,318 --> 00:23:26,446
وقتي کار همسرم به بيمارستان ميکِشه ؛
. معنيش اينه که يه اشتباهي کردي

242
00:23:26,621 --> 00:23:29,112
. نميخواستم کسِ ديگه اي صدمه ببينه

243
00:23:29,291 --> 00:23:31,555
. فقط ميخواستم تو زجر بکِشي

244
00:23:33,962 --> 00:23:37,796
واضحه که " کلويي " ؛ بي حياييشو
. از مادرش به ارث برده

245
00:23:38,400 --> 00:23:41,563
اما هرچقدر هم که فضوله ؛
. راستش بايد تحسينش کنم

246
00:23:43,372 --> 00:23:45,067
اين ؛ چيزيه که کاري که ميخوام
.  انجام بدمو سخت ميکنه

247
00:23:45,240 --> 00:23:47,538
. به دخترم نزديک نشو

248
00:23:47,709 --> 00:23:50,303
. ديگه خيلي براي اين حرفا دير شده

249
00:23:59,054 --> 00:24:00,578
کلارک " ؟"

250
00:24:02,023 --> 00:24:03,615
کلارک " ؟"

251
00:24:05,227 --> 00:24:06,785
کلارک "؟ "

252
00:24:06,962 --> 00:24:08,657
لانا " چطوره ؟ "

253
00:24:08,830 --> 00:24:11,424
. حالش خوبه
تو چي پيدا کردي ؟

254
00:24:11,933 --> 00:24:14,834
مادرم اون يارويي که تو عمارت بود رو
. . به بازي گرفته و داره ازش استفاده ميکنه

255
00:24:15,003 --> 00:24:16,561
. که معنيش اينه که بدجوري مستاصل شده

256
00:24:16,738 --> 00:24:19,229
. اون مرد بهم گفت که کجا ميتوني مادرمو پيدا کني -
ميتونيم بهش اطمينان کنيم ؟ -

257
00:24:19,408 --> 00:24:22,866
يه بيمارستان متروکه ي قديمي توي جاده ي
. پيپر ميل " هست ؛ درست همونطوري که بهم گفت "

258
00:24:23,044 --> 00:24:24,909
. . و اون بيمارستان ؛ تحت مالکيت  . . -
. " لوترکورپ " -

259
00:24:25,080 --> 00:24:28,607
. احتمالا يکي ديگه از پروژه هاي 33.1 هست -
. ميخواستم برم يه نگاهي به اونجا بندازم -

260
00:24:28,784 --> 00:24:32,220
اما فکر کردم اگه تو رو با خودم ببرم
. تصميم عاقلانه تريه

261
00:24:38,794 --> 00:24:43,629
عزيزم ، هرچه سريعتر ؛
. از " اسمالويل " خارج شو

262
00:24:45,934 --> 00:24:48,027
داري کجا ميري ؟ -
. بايد برم -

263
00:24:48,203 --> 00:24:49,864
. " کلويي " -
. " بذار برم " کلارک -

264
00:24:50,906 --> 00:24:53,773
. بايد شهرو ترک کنم -
. نميذارم هيچ کجا بري -

265
00:24:57,245 --> 00:25:00,305
چه خبره ؟ -
. مادرته ؛ سعي داره کنترلت کنه -

266
00:25:00,482 --> 00:25:01,779
. خداي من

267
00:25:01,950 --> 00:25:03,679
حالت خوبه ؟

268
00:25:03,852 --> 00:25:05,820
. آره ، يه کم گيجم

269
00:25:06,621 --> 00:25:10,182
ميتوني يه ليوان آب بهم بدي ؟ -
. آره -

270
00:25:23,004 --> 00:25:25,598
. متاسفم " کلارک "؛ اما انتخاب ديگه اي ندارم

271
00:25:25,774 --> 00:25:28,800
. خواهش ميکنم ؛ اينکارو نکن

272
00:25:30,745 --> 00:25:33,305
اين تنها راهيه که ميتونم
. از " اسمالويل " خارج بشم

273
00:25:33,305 --> 00:25:43,305
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

274
00:26:12,485 --> 00:26:15,010
. بايد رَد بشم -
. متاسفم ، خانم -

275
00:26:15,188 --> 00:26:18,157
شما متوجه نيستيد ؛
. بايد همين الان شهرو ترک کنم

276
00:26:18,858 --> 00:26:20,985
متاسفانه بايد شما رو به يه مسير ديگه
. راهنمايي کنيم

277
00:26:21,160 --> 00:26:22,855
منظورتون چ. . . ؟

278
00:26:39,212 --> 00:26:40,702
مامان ؟

279
00:26:47,420 --> 00:26:49,149
مامان ؟

280
00:26:52,592 --> 00:26:54,253
. " کلويي "

281
00:27:01,100 --> 00:27:03,967
. خيلي خوشگل تر از اوني هستي که يادم مياد

282
00:27:04,137 --> 00:27:07,129
باورم نميشه شما به هوش هستين و
. دارين باهام حرف ميزنين

283
00:27:07,306 --> 00:27:09,501
فکر ميکردم ديگه هرگز
. نميتونم باهاتون حرف بزنم

284
00:27:09,909 --> 00:27:12,639
. عزيزم ، تو نبايد اينجا باشي

285
00:27:12,812 --> 00:27:14,643
. همه اش تقصير منه

286
00:27:14,814 --> 00:27:18,306
. نه ؛ اينطور نيست
. به کمکم احتياج داشتي

287
00:27:19,819 --> 00:27:23,812
تو داري بخاطر کاري که مجبورت کردم
. انجام بدي ، زجر ميکِشي

288
00:27:23,990 --> 00:27:26,823
. درست مثل اونوقتايي که کوچک بودي . . -
چي ؟ -

289
00:27:29,395 --> 00:27:33,491
اونوقتو يادت مياد که 8 سالت بود و
به دستات صدمه زده بودي ؟

290
00:27:33,666 --> 00:27:37,864
آره ، چطور ميتونم فراموش کنم ؟
. چندين هفته دستمو باندپيچي کرده بودم

291
00:27:38,037 --> 00:27:40,471
ميدونين ، از اون وقت تا حالا
. ديگه هيچوقت توپ بازي نکردم

292
00:27:40,640 --> 00:27:42,870
تو بخاطر اينکه توپ بازي کردي
. دستاتو زخمي نکردي

293
00:27:48,314 --> 00:27:50,805
. از مدرسه اومدي خونه

294
00:27:51,617 --> 00:27:54,586
. و دستات جوهري بودن

295
00:27:54,754 --> 00:27:57,484
. بهت گفتم برو دستاتو بشور

296
00:27:57,657 --> 00:28:02,594
بجاي اينکه بري و
. با رايانه ات بازي کني

297
00:28:03,096 --> 00:28:05,929
. اونموقع خيلي نااميد و خسته بودم

298
00:28:07,233 --> 00:28:11,135
. . فرستادمت که دستاتو بشوري

299
00:28:11,304 --> 00:28:15,206
و اينقدر دستاتو بمالي که . .
. جوهر از روشون پاک بشه

300
00:28:17,577 --> 00:28:18,874
مامان ، چي داري ميگي ؟

301
00:28:19,445 --> 00:28:20,776
. . توي

302
00:28:21,681 --> 00:28:23,672
. دستشويي پيدات کردم . . .

303
00:28:23,983 --> 00:28:25,541
. همه جا غرق خون بود

304
00:28:25,718 --> 00:28:28,414
جفت دستاتو اينقدر ماليده بودي که
.  پوستشون کاملا رفته بود

305
00:28:29,255 --> 00:28:32,816
بخاطر همين بود که رفتم ؛
. تو از تو ؛ دربرابر خودم ؛ محافظت کرده باشم

306
00:28:37,330 --> 00:28:39,992
و حالا ، بايد دربرابر " لِکس لوتر " ؛
. ازت مراقبت کنم

307
00:28:42,068 --> 00:28:45,868
اين مردي که تو رو اينجا آورده ؛
. ميدونه که آلوده شدي

308
00:28:46,038 --> 00:28:47,665
. بايد از اينجا بري بيرون

309
00:28:48,040 --> 00:28:50,372
. نه ؛ هردو بايد از اينجا خارج بشيم

310
00:28:50,543 --> 00:28:52,670
مامان ؛ تو ميتوني آدمايي که قدرت دارنو
. کنترل کني

311
00:28:52,845 --> 00:28:55,973
کسي اينجا هست که قدرتش
بتونه ما رو از اينجا آزاد کنه ؟

312
00:29:01,220 --> 00:29:03,051
. خوشحال ميشم

313
00:29:03,222 --> 00:29:05,588
آره ؛ نهار قبل از جلسه
. عاليه

314
00:29:05,758 --> 00:29:07,749
. باشه ؛ خدانگهدار

315
00:29:12,832 --> 00:29:13,821
. " کلارک "

316
00:29:16,402 --> 00:29:20,202
. " عزيزم ، پاشو ؛ " کلارک

317
00:29:21,674 --> 00:29:24,404
مامان ؟ -
. عزيزم -

318
00:29:31,150 --> 00:29:34,142
. ديگه نميخوام روم آزمايش بشه -
. راه برو -

319
00:29:34,453 --> 00:29:38,549
کمک ، کمک ميخوام ، خواهش ميکنم ؟
. کمک

320
00:29:41,093 --> 00:29:42,685
. مادرم مريضه
. به دکتر احتياج داره

321
00:29:42,862 --> 00:29:46,059
چي شده ؟ -
. نميدونم ، اما بايد بهش کمک کنيد -

322
00:29:46,232 --> 00:29:49,827
هِي ، هِي ، داري چه غلطي ميکني ؟ -
. مامان -

323
00:29:54,040 --> 00:29:57,874
. از من و دخترم محافظت کن
. آزادمون کن

324
00:30:11,757 --> 00:30:13,224
. همونجاييکه هستين بايستين

325
00:30:24,871 --> 00:30:27,032
! " کلويي -
. مامان -

326
00:30:27,206 --> 00:30:29,333
. برو ، از اينجا برو بيرون

327
00:30:30,076 --> 00:30:31,668
. برش گردون به سلولش

328
00:30:34,013 --> 00:30:37,915
کلويي " ؛ هرکاري از دستت برمياد انجام بده "
. تا همين الان از اينجا خارج بشي

329
00:30:55,701 --> 00:30:57,191
.  لِکس " ؛ از سر راهم برو کنار "

330
00:30:58,070 --> 00:31:00,197
. متاسفم
. نميتونم اونکارو بکنم

331
00:31:06,045 --> 00:31:08,707
اجازه نده مادرت وادرت کنه
. .  کاري انجام بدي که بعدا

332
00:31:08,707 --> 00:31:18,707
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

333
00:31:44,982 --> 00:31:46,711
. هِي ، ساندويچ آوردم

334
00:31:46,884 --> 00:31:49,785
نميدونم کدوم يکيشونو دوست داري مامان
. پس ، از هرکدوم يکي گرفتم

335
00:31:49,954 --> 00:31:53,082
. فکر نکنم مامانت گرسنه باشه -
با " اوليور " حرف زدي ؟ -

336
00:31:53,257 --> 00:31:55,953
گفت ترتيب يه جايي رو توي " استار سيتي " ؛.
. براش داده تا اونجا بمونه

337
00:31:56,127 --> 00:31:57,526
. کلويي " ؛ يه مشکلي داريم "

338
00:32:20,251 --> 00:32:21,616
مامان ؟

339
00:32:25,590 --> 00:32:26,579
مامان ؟

340
00:32:28,025 --> 00:32:32,189
. . ميخواستم يه بارديگه

341
00:32:32,763 --> 00:32:34,731
. آسمون آبي رو ببينم . . .

342
00:32:35,800 --> 00:32:38,030
جايي که قراره بري ؛
. يه عالمه آسمون آبي داره

343
00:32:38,202 --> 00:32:40,762
ديگه قرار نيست جايي زنداني بشي

344
00:32:41,472 --> 00:32:43,235
. . عزيزم

345
00:32:45,042 --> 00:32:46,737
. احساس خمودگي ميکنم . .

346
00:32:47,945 --> 00:32:51,608
دارويي که " لِکس " روي مادرت استفاده کرد
. . فقط 24 ساعت دووم داره

347
00:32:51,782 --> 00:32:54,012
والا نميتونه صحيح و سالم و
.  باعقل درست و حسابي بمونه

348
00:32:54,652 --> 00:32:56,483
. کلويي " ؛ وقت زيادي براش نمونده "

349
00:32:57,788 --> 00:33:00,279
. . ميرم با " لِکس " حرف ميزنم ؛ يه کاري ميکنم -
. نه -

350
00:33:00,458 --> 00:33:04,952
نميتونم اجازه بدم هيچ قرار و مداري
. با اون مَرد بذاري

351
00:33:05,129 --> 00:33:06,994
يه بار از دستت دادم ؛
. نميخوام دوباره از دستت بدم

352
00:33:07,164 --> 00:33:10,793
اگه دارويي وجود داره ؛ ميتونم برات بيارمش
. بهم اطمينان کن

353
00:33:10,968 --> 00:33:14,165
منابع فوق العاده اي براي بدست آوردنش
. دراختيار دارم

354
00:33:19,143 --> 00:33:23,273
. . دوباره باهات بودن

355
00:33:26,017 --> 00:33:30,386
بزرگترين هديه ايه که . .
. ميتونستم بگيرم

356
00:33:32,723 --> 00:33:34,691
. " اما من خطرناکم " کلويي

357
00:33:34,859 --> 00:33:36,588
. نه ، مامان ؛ درست نيست

358
00:33:37,728 --> 00:33:43,098
قدرتِ من ؛ براي کنترل آدمهايي که
. . قدرتهاي فرابشري دارن

359
00:33:45,036 --> 00:33:46,663
. . منو به يه اسلحه ي انساني تبديل ميکنه

360
00:33:46,837 --> 00:33:50,295
و نميتونم اجازه بدم ازم به عنوان
.  اسلحه استفاده کنن

361
00:33:50,474 --> 00:33:53,500
اما ، مادر ؛ حتما نبايد اينطوري تموم بشه

362
00:33:57,048 --> 00:34:01,610
. خبرنگار کوچولوم

363
00:34:02,286 --> 00:34:05,278
. . اين

364
00:34:06,157 --> 00:34:07,385
. . اين گردنبند . .

365
00:34:09,860 --> 00:34:11,657
. مالِ توئه . . .

366
00:34:11,829 --> 00:34:14,423
. نه ، مامان ، خواهش ميکنم

367
00:34:15,800 --> 00:34:21,136
. خواهش ميکنم نرو ، مامان
. هنوز نه ؛ دوباره تنهام نذار

368
00:34:34,552 --> 00:34:36,076
. دوستِت دارم

369
00:34:39,423 --> 00:34:42,415
. " کلو . . . " کلويي "

370
00:34:51,435 --> 00:34:53,665
. منم دوستت دارم ، مامان

371
00:35:26,370 --> 00:35:30,136
* جرايم لوترکورپ ؛ عليهِ بشريت *

372
00:35:31,075 --> 00:35:32,633
. عنوانِ گيراييه

373
00:35:35,579 --> 00:35:37,740
چه حيف که هرگز چاپ نخواهد شد

374
00:35:39,817 --> 00:35:44,914
لِکس " ؛ ديگه از بازيهايي که سرم در مياري تا "
. کاري رو به زور برات انجام بدم خسته شدم

375
00:35:45,289 --> 00:35:46,950
. بازي ديگه تمومه

376
00:35:49,360 --> 00:35:52,420
بهت بگم ؛ جسارتي که توي کارت داري
. " آدمو تحت تاثير قرار ميده " کلويي

377
00:35:52,596 --> 00:35:55,963
بخصوص ؛ وقتي فعاليت هاي آخر شب اخيرتو
. بهش اضافه کني

378
00:35:58,669 --> 00:36:02,127
چي ؟
يادت نمياد ؟

379
00:36:02,807 --> 00:36:05,776
همين چند شب پيش بود که ماشينمو
. چپ کردي و از جاده خارج کردي

380
00:36:05,943 --> 00:36:08,707
محققين من ؛ ردِّ پوتين ؛
. . اليافِ مو

381
00:36:08,879 --> 00:36:11,939
. و نمونه هاي گِلي که از آپارتمانت گرفته شده رو دارن -
تو آپارتمان من بودي ؟ -

382
00:36:12,116 --> 00:36:14,744
براي حمله با نيت آسيب زدن عمدي ؛
چقدر ميفرستنت زندان ، 10 ؛ 20 سال ؟

383
00:36:14,919 --> 00:36:16,944
دربرابر کاري که تو کردي ؛
. از جرمم کم ميکنن

384
00:36:17,121 --> 00:36:18,486
مگه من چيکار کردم ؟

385
00:36:19,790 --> 00:36:23,817
هيچ سند و مدرک ولو کوچکي براي هيچ کدوم
. از کارايي که امروز کردم نداري و نخواهي داشت

386
00:36:24,094 --> 00:36:25,857
. . اما بدون شک

387
00:36:26,263 --> 00:36:30,359
دلايل و مدارکي که عليهت دارمو ميذارم
. يه جاي امن و حفاظت شده واسه روز مبادا

388
00:36:32,603 --> 00:36:37,666
اون مقاله اي که نوشتي رو بي خيال شو و
. اونوقت همينطور يه خانم آزاد باقي ميموني

389
00:36:38,709 --> 00:36:40,233
قبوله ؟

390
00:36:42,746 --> 00:36:47,843
مادرم ، همه چيزشو قرباني کرد تا از دنيا
. دربرابر آشغالهايي مثل تو محافظت کنه

391
00:36:48,018 --> 00:36:52,853
و اگه نابود کردن تو ؛ به معني گذروندن چندسال
. پشت ميله هاي زندان باشه ؛ بفرما هرکاري ميخواي بکن

392
00:36:53,924 --> 00:36:56,392
. آره ، فکر ميکردم ممکنه اينو بگي

393
00:36:56,894 --> 00:36:59,226
بخاطر همين هم يه نقشه ي  احتياطي کِشيدم

394
00:37:02,566 --> 00:37:06,024
يه نقشه اي که زندان رفتن دربرابرش
. واست مثل پيک نيکه

395
00:37:27,524 --> 00:37:29,719
. " خوب ، خانم " لوتِر

396
00:37:32,763 --> 00:37:34,526
. . آزمايشات زيادي انجام دادم

397
00:37:34,698 --> 00:37:37,963
و راستشو بخواين ؛ حقيقت آزاردهنده اي رو
. ازشون کشف کردم

398
00:37:39,069 --> 00:37:40,559
چيه ؟
چي شده ؟

399
00:37:40,738 --> 00:37:43,502
از آمپول استفاده کردين يا قرص ؟

400
00:37:45,609 --> 00:37:48,407
فقط ويتامين هاي
. قبل از تولد نوزاد مصرف کردم

401
00:37:49,413 --> 00:37:53,440
ويتامين باعث خستگي ؛ تهوع و
. به تعويق افتادن دوره ي عادت ماهيانه نميشه

402
00:37:53,984 --> 00:37:55,918
. اما ؛ هورمونهاي مصنوعي ميتونن

403
00:37:56,086 --> 00:37:58,611
هورمونهاي مصنوعي ؟
منظورتون چيه ؟

404
00:37:58,789 --> 00:38:01,257
. اون ، چيزيه که تو خونِتون پيدا کرديم

405
00:38:04,561 --> 00:38:07,394
اون هورمونها چيزين که بهتون داده شده
. . تا يه حاملگي تقلبي به وجود بياد

406
00:38:07,564 --> 00:38:10,431
تا مجبور به ازدواج . .
. با اون بيليونر بشين

407
00:38:12,903 --> 00:38:17,272
وقتي ديگه مصرفشون نکرديد ؛ ظاهرا اينطوري
نشون دادن که جنين سقط شده ، درسته ؟

408
00:38:26,884 --> 00:38:29,148
. متوجه نميشم

409
00:38:30,587 --> 00:38:34,546
. تصاوير سونوگرافي رو ديدم
. بچمو ديدم

410
00:38:39,763 --> 00:38:43,130
نميدونم بچه ي کيو ديدين ؛
. اما ميتونم بهتون اطمينان بدم که بچه ي خودتون نبوده

411
00:38:51,075 --> 00:38:53,407
. هرگز حامله نبودم

412
00:38:57,548 --> 00:38:59,880
. هِي -
. هِي -

413
00:39:00,117 --> 00:39:01,141
حالت خوبه ؟

414
00:39:04,288 --> 00:39:05,915
اوضاعت چطوره ؟

415
00:39:10,127 --> 00:39:13,494
. خيلي بي عدالتيه

416
00:39:13,664 --> 00:39:17,122
اون هرگز نميتونه هيچکدوم از
. مقاله هايي که نوشتمو بخونه

417
00:39:17,301 --> 00:39:19,462
. يا ؛ با " جيمي " آشنا بشه

418
00:39:26,377 --> 00:39:29,642
هرگز نميتونه کسي که بعدها
.  بهش تبديل ميشم رو ببينه

419
00:39:31,015 --> 00:39:33,176
. خوبه که من بهش گفتم

420
00:39:35,219 --> 00:39:36,743
بهش گفتي ؟

421
00:39:40,357 --> 00:39:42,757
بعداز اينکه مادرتو به آپارتمان " اوليور " آوردم ؛

422
00:39:42,926 --> 00:39:45,827
از سير تا پياز زندگي " کلويي سوليوان " رو
. براش تعريف کردم

423
00:39:49,333 --> 00:39:51,267
. خيلي بهت افتخار کرد

424
00:39:54,304 --> 00:39:56,465
اون چيزيه که هيچکس ؛ هرگز نميتونه
. ازت بگيره

425
00:40:03,514 --> 00:40:05,243
. " لِکس " ؛ اومد باهام حرف بزنه " کلارک "

426
00:40:05,649 --> 00:40:08,311
بطور اساسي بهم گفت که
. بکُش يا کُشته شو

427
00:40:10,921 --> 00:40:12,548
. يا داستان ؛ يا من

428
00:40:12,890 --> 00:40:15,450
تهديدت کرد ؟ -
. توي دوربين اسلحه اش هستم -

429
00:40:15,626 --> 00:40:17,719
. پس حالا که اينطوره ، اونم تو مرمي اسحله ي منه -
. به " لانا " فکر کن -

430
00:40:18,962 --> 00:40:22,591
تا وقتي مطمئن بشيم خطري اونو تهديد نميکنه
. نميتونيم کاري باهاش بکنيم

431
00:40:23,967 --> 00:40:25,434
. حق با توئه

432
00:40:25,969 --> 00:40:28,529
حاضره براي کينه اي که ازم داره
. اونو جلوي شيرها بندازه

433
00:40:31,241 --> 00:40:33,209
. اما اين ، اجتناب ناپذيره

434
00:40:35,712 --> 00:40:37,805
. جنگ ؛ داره شروع ميشه

435
00:40:37,829 --> 00:40:52,829
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

