﻿1
00:00:01,700 --> 00:00:04,200
* جشن عروسي *
* لانا لَنگ " و " لِکس لوتِر *

2
00:00:04,224 --> 00:00:34,224
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
[ TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak ]

3
00:00:34,224 --> 00:00:44,224
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

4
00:03:15,459 --> 00:03:16,926
. . و شما ؛ " لانا لَنگ " ؛

5
00:03:17,094 --> 00:03:19,892
آيا " الکساندر لوتر " رو به عنوان
. . شوهر خود

6
00:03:20,064 --> 00:03:22,589
در پيمان مقدس ازدواج ؛ ميپذيريد ؟ . . .

7
00:03:22,766 --> 00:03:27,760
قول ميدهيد که وي را دوست بداريد ؛
مايه ي آسايش و افتخارش باشيد ؛

8
00:03:27,938 --> 00:03:32,637
چه در بيماري و چه در سلامتي
. . چه پولدار يا فقير ؛ کنارش باشيد

9
00:03:32,810 --> 00:03:36,712
و همه ي چيزهاي ديگر زندگي را به پايش
قرباني کنيد ؛ تا وقتي که زنده هستيد ؟

10
00:03:36,880 --> 00:03:38,404
. قبول ميکنم

11
00:03:50,928 --> 00:03:54,386
. " لِکس "
. " خداي من " لِکس

12
00:03:56,500 --> 00:03:58,195
. " لِکس "

13
00:04:07,478 --> 00:04:08,706
. من ؛ نجاتِت دادم

14
00:04:08,879 --> 00:04:11,211
. عاشقش بودم

15
00:04:11,381 --> 00:04:12,814
. جدي نميگي

16
00:04:16,320 --> 00:04:17,719
لانا " ؟"

17
00:04:20,190 --> 00:04:21,418
! نه

18
00:04:33,019 --> 00:04:35,219
* روز عروسي *
* ساعت 11.03 صبح *

19
00:05:06,770 --> 00:05:09,796
مگه تو الان نبايد تو عمارت لوتر ؛
درحال چيدن گل ها باشي ؟

20
00:05:09,973 --> 00:05:11,964
. خوب ، همينطوره

21
00:05:12,142 --> 00:05:15,873
. من ؛ توي عمارت لوتِر هستم
. منتها ، يه طورايي به کمکت احتياج دارم

22
00:05:16,046 --> 00:05:17,138
کجايي ؟

23
00:05:17,314 --> 00:05:19,839
. زيززمين ؛ تو انبار شراب

24
00:05:20,017 --> 00:05:21,211
کلويي " ؟"

25
00:05:21,385 --> 00:05:23,182
کلارک " ؟"

26
00:05:24,621 --> 00:05:26,384
کلويي " ؟"

27
00:05:26,557 --> 00:05:29,355
. زودباش ؛ دارم اينجا يخ ميزنم

28
00:05:37,067 --> 00:05:38,796
. " دستگيره شکست " کلويي

29
00:05:38,969 --> 00:05:40,493
. صبر کن

30
00:05:42,539 --> 00:05:43,972
. خيلي ممنون

31
00:05:44,141 --> 00:05:46,701
دفعه ي بعد که هوس کردي ؛

32
00:05:46,877 --> 00:05:48,708
ساعت يازده صبح مشروب بخوري ؛
. شراب قرمز رو انتخاب کن

33
00:05:48,879 --> 00:05:50,039
. خيلي متاسفم

34
00:05:50,214 --> 00:05:53,308
لانا " ؛ هديه ي عروسي " لِکس " رو "
. . اينجا قايم کرده بود و ازم خواست

35
00:05:53,483 --> 00:05:56,577
تا براش بيارمش و . .
. بعدش يه دفعه در بسته شد

36
00:06:02,159 --> 00:06:03,956
. ديگه بهتره برم

37
00:06:04,127 --> 00:06:05,822
همين ؟

38
00:06:07,497 --> 00:06:10,091
اين همه تو سختي ها به دوستت کمک کردي ؛

39
00:06:10,267 --> 00:06:12,735
و حالا ميخواي بذاري و بري ؟ . .

40
00:06:12,903 --> 00:06:14,632
چيکار بايد بکنم ؟

41
00:06:14,805 --> 00:06:18,241
. . فکر کنم هميشه فکر ميکردم

42
00:06:18,408 --> 00:06:20,501
که تو به سرعت مياي جلو و . .
. دست " لانا " رو ميگيري و باخودت ميبري

43
00:06:20,677 --> 00:06:22,668
اما نميخواي اينکارو بکني ، درسته ؟

44
00:06:22,846 --> 00:06:25,906
اگه " لانا " نخواد با " لِکس " ازدواج کنه
. خودش اينکارو نميکنه

45
00:06:26,083 --> 00:06:28,984
. "لانا " قهرمان من نيست " کلارک "
. تو قهرمانمي

46
00:06:30,220 --> 00:06:33,383
و کل اين ايده که هنوز
. . هويت واقعي خودتو ازش مخفي ميکني

47
00:06:33,557 --> 00:06:36,685
که تنها کسي رو که . .
. . با تمام وجود عاشقش هستي رو بي خيال ميشي

48
00:06:36,860 --> 00:06:38,555
. دارم ازش محافظت ميکنم -
. آفرين -

49
00:06:38,729 --> 00:06:41,596
اون داره با يه هيولا ازدواج ميکنه ؛
. خودشو توي يه زندگي بدون عشق به دام ميندازه

50
00:06:41,765 --> 00:06:45,223
فکر ميکني براي من آسونه ؟ -
. فکرکنم آسون تر از صدمه ديدنه -

51
00:06:48,705 --> 00:06:51,196
هيچوقت براي رفتن به داخل ساختماني که
. . آتيش گرفته ترديد نميکني

52
00:06:51,375 --> 00:06:53,036
. . يا اينکه خودتو جلوي گلوله بندازي . .

53
00:06:53,210 --> 00:06:56,077
چونکه هيچي نميتونه به . .
. بدن فولاديت نفوذ کنه

54
00:06:56,246 --> 00:06:59,943
اما ؛ تنها باري که براي نجات " لانا " ؛
. . بايد از قلبِت مايه بذاري

55
00:07:00,117 --> 00:07:03,553
سروکله ي جناب آقاي آهنين . .
. پيدا نميشه

56
00:07:07,024 --> 00:07:10,892
دست کِشيدن از " لانا " ؛
. " سخت ترين کاري بود که تو زندگيم کردم " کلويي

57
00:07:11,061 --> 00:07:13,723
اگه اونو نميدوني ؛
. . پس منو به اون خوبي که

58
00:07:13,897 --> 00:07:15,455
. فکرشو ميکني ؛ نميشناسي . . .

59
00:07:31,256 --> 00:07:35,256
* تقديم به جاناتان کِنت *
* عشق زندگيم *
* مارتا کِنت *

60
00:07:41,058 --> 00:07:42,685
از کجا فهميدين که پدر
کسيه که بايد باهاش ازدواج کنين ؟

61
00:07:45,762 --> 00:07:47,593
از کجا ميدونستين که اونهم
همون احساسيو بهتون داره که شما بهش دارين ؟

62
00:07:49,967 --> 00:07:53,300
فکر کنم وقتي جووني ؛
. . مثل تو

63
00:07:53,470 --> 00:07:55,370
مثل اون موقعهايي که
. . ما خودمون جوون بوديم

64
00:07:56,640 --> 00:07:58,471
. هيچي ساده نيست . .

65
00:08:11,655 --> 00:08:14,215
ميدونم امروز ؛
. " روز خيلي سختيه برات " کلارک

66
00:08:19,730 --> 00:08:22,096
ميدونين ؛ نميتونم از سئوالو
. . از خودم نپرسم که

67
00:08:25,135 --> 00:08:27,626
. . اگه همه ي اون حرفايي که به خودم گفتم

68
00:08:29,506 --> 00:08:31,667
. . که دونستن حقيقت درمورد من ميتونه

69
00:08:31,842 --> 00:08:33,833
. . بيشتر از حد تحمل " لانا " باشه . .

70
00:08:34,011 --> 00:08:37,344
که اگه رازمو بدونه . .
. . اونوقت به خطر ميفته

71
00:08:40,717 --> 00:08:43,914
اگه همه ي اون چيزا رو بخاطر اينکه
ترسيده بودم از خودم درآورده باشم چي ؟

72
00:08:47,157 --> 00:08:50,126
. پس اونوقت ، تو هم درست مثل بقيه ي مايي

73
00:08:50,293 --> 00:08:51,692
منظورتون چيه ؟

74
00:08:51,862 --> 00:08:55,389
من و پدرت ؛
. نزديک بود که باهمديگه ازدواج نکنيم

75
00:08:55,565 --> 00:08:58,534
. بعداز يک سال باهاش بهم زدم

76
00:08:58,702 --> 00:09:01,364
. . يه دعواي وحشتناکي باهمديگه داشتيم

77
00:09:01,538 --> 00:09:03,904
و فکر ميکردم که ديگه هرگز . .
. اونو نخواهم ديد

78
00:09:04,074 --> 00:09:06,872
واقعيتش اينه که ما دوتا ؛
. به دو دنياي متفاوت تعلق داشتيم

79
00:09:07,044 --> 00:09:11,913
خانواده هامون ؛ راه هايي که انتخاب کرده بوديم ؛
. همه چي برعليهمون بود

80
00:09:12,082 --> 00:09:14,016
پس ، واسه چي دوباره پيش همديگه برگشتين ؟

81
00:09:15,385 --> 00:09:17,376
. . چونکه من

82
00:09:19,222 --> 00:09:22,157
. نميتونستم يه لحظه هم بهش فکر نکنم

83
00:09:25,028 --> 00:09:27,087
اگه من هم اون ريسکو بکنم چي ؟

84
00:09:30,300 --> 00:09:33,269
و ؛ اونوقت " لانا " ؛ واقعا
درکنار " لِکس " احساس خوشبختي کنه ؟

85
00:09:34,438 --> 00:09:39,933
فقط اينو ميتونم بهت بگم " کلارک " ؛ که
. . اگه از اون فرصت استفاده نکرده بودم

86
00:09:40,110 --> 00:09:43,773
اونوقت تمام چيزايي که برام مهم بودن رو
. از دست ميدادم

87
00:10:16,313 --> 00:10:17,439
کلارک " ؟"

88
00:10:17,614 --> 00:10:20,640
. نميتونم اجازه بدم اينکارو بکني

89
00:10:20,817 --> 00:10:23,149
. نه ؛ تا وقتي که همه چيزو بدوني

90
00:10:26,957 --> 00:10:29,687
کلارک " ؛ ايرادي نداره ؛ "
. نيازي نيست چيزي رو برام توضيح بدي

91
00:10:29,860 --> 00:10:34,126
. اينو بهت بدهکارم -
. نه ، تو هيچ دِيني به من نداري -

92
00:10:34,297 --> 00:10:36,925
. اين منم که در انکار به سر ميبرده

93
00:10:37,100 --> 00:10:40,501
فکر ميکردم عشقي که
. به " لِکس " دارم کفايت ميکنه

94
00:10:40,670 --> 00:10:43,639
. ديگه نميتونم به حقيقت پشت کنم

95
00:10:45,308 --> 00:10:47,139
منظورت چيه ؟

96
00:10:50,447 --> 00:10:52,312
. نميخوام با " لِکس " ازدواج کنم

97
00:10:52,482 --> 00:10:54,211
. الان وقت توضيح دادنشو ندارم

98
00:10:54,384 --> 00:10:56,944
. قرارمون ساعت 5 ؛ تو طويله

99
00:11:00,857 --> 00:11:03,758
. بايد بري
. ميام اونجا ، قول ميدم

100
00:11:07,898 --> 00:11:09,058
. برو

101
00:11:53,559 --> 00:11:56,559
* روز عروسي *
* ساعت 7.14 صبح *

102
00:12:01,617 --> 00:12:02,743
چطور خوابيدي ؟

103
00:12:04,787 --> 00:12:06,755
. مثل يه بچه

104
00:12:09,592 --> 00:12:11,321
. منم همينطور

105
00:12:11,494 --> 00:12:14,793
. ديگه نميتونم صبر کنم
چطوره همين الان باهمديگه فرار کنيم ؟

106
00:12:14,964 --> 00:12:18,195
اونطوري چهارصد دست خوراک مرغ
. به هدر ميره

107
00:12:20,069 --> 00:12:22,970
. امروز ؛ روز بزرگيه
. ايرادي نداره که عصبي باشي

108
00:12:23,139 --> 00:12:27,098
ميدونم ، فقط يه کارايي هست که اول
. بايد تمومشون کنم

109
00:12:27,276 --> 00:12:31,303
راستش ؛ بايد برم ديدن " کلويي " ؛
. پس ، ديگه بايد آماده بشم

110
00:12:33,349 --> 00:12:35,408
. تو کليسا ميبينمت

111
00:12:51,500 --> 00:12:53,434
روز شلوغي تو دفترت داري ؟

112
00:12:54,437 --> 00:12:58,100
قبل از مراسم ازدواج
. يه چندتا ورقه هست که بايد امضاشون کنم

113
00:12:59,475 --> 00:13:01,306
ميتونه نشون دهنده ي اين باشه که
. . داري از اين حقيقت طفره ميري که

114
00:13:01,477 --> 00:13:04,310
کسي نيست که امروز باهاش باشي
و هيچ کاري هم براي انجام دادن نداري ؟

115
00:13:07,149 --> 00:13:10,448
. خيلي خوب پدر ، گيرم انداختين

116
00:13:11,821 --> 00:13:13,755
. يه کم عصبيم

117
00:13:18,694 --> 00:13:20,821
اونوقتو يادت مياد که
يه پسرکوچولو بودي ؟

118
00:13:20,996 --> 00:13:22,759
با خودم اينجا مياوردمت ؟

119
00:13:23,799 --> 00:13:26,393
وانمود ميکردم که
. کنترل همه چيز دستمه

120
00:13:27,503 --> 00:13:29,164
. . مثل اينکه ميتونستم

121
00:13:29,338 --> 00:13:33,570
برم اون پايين و تمام ماشين ها رو مثل اينکه
. يه مشت اسباب بازين کنترل کنم

122
00:13:33,742 --> 00:13:37,473
يا ؛ همه ي مردمي که اون بيرون هستنو
. مثل عروسک خيمه شب بازي کنترل کنم

123
00:13:37,646 --> 00:13:40,342
ولي فکر کنم امروز ، همه چي از
کنترلت خارج شده ، نه ؟

124
00:13:41,917 --> 00:13:44,852
. کاشکي بهتر از اينا يادت داده بودم

125
00:13:48,491 --> 00:13:52,621
ميدونين ، پدر ، از وقتي با " لانا " هستم
: هرروز از خواب بلند ميشم با اين سئوال که

126
00:13:52,795 --> 00:13:55,889
آيا امروز ؛ اون روزي خواهد بود که "
" اون شخصيت واقعيمو ميبينه ؟

127
00:13:58,601 --> 00:14:00,728
اگه پيداش نشه چي ؟

128
00:14:02,505 --> 00:14:05,736
راستش ، نميدونم بدون اون
. زندگيم چطور ميشه

129
00:14:09,178 --> 00:14:10,873
. . ميخواي چيکار کني که

130
00:14:11,046 --> 00:14:13,742
. . لانا " امروز عصر ؛ " . .

131
00:14:13,916 --> 00:14:15,577
درمحراب کليسا ؛ کنارت خواهد ايستاد ؟

132
00:14:22,458 --> 00:14:24,221
. هرکاري

133
00:14:24,393 --> 00:14:26,588
. پس ، اون مياد

134
00:14:26,762 --> 00:14:28,525
. بهت قول ميدم

135
00:14:37,907 --> 00:14:41,138
. امروز ، روز عروسيمه
. اين هرچي که هست ، ميتونه منتظر بمونه

136
00:14:43,045 --> 00:14:44,535
مشکلي پيش اومده ؟

137
00:14:46,849 --> 00:14:48,874
. اونجا ميبينمت

138
00:14:55,575 --> 00:14:57,575
* روز عروسي *
* ساعت 4.43 بعدازظهر *

139
00:15:03,899 --> 00:15:05,799
دکتر " لانگستون " ؟

140
00:15:08,604 --> 00:15:10,936
درمورد " لانا " هست ؟

141
00:15:11,106 --> 00:15:12,471
حالش خوبه ؟

142
00:15:12,641 --> 00:15:15,872
اوضاعش بعداز کاري که توباهاش کردي
. يه مقدار مبهمه

143
00:15:18,247 --> 00:15:20,613
تا چند دقيقه ي ديگه ؛
. . ميخوام باهاش حلقه رد و بدل کنم

144
00:15:20,783 --> 00:15:23,308
درست بالاي جايي که شما الان ايستادين

145
00:15:23,485 --> 00:15:25,851
چي اينقدر فوري بوده
که نميتونستين بذارينش براي بعد ؟

146
00:15:26,021 --> 00:15:28,046
. " بهم اطمينان کن " لِکس
. . نميخوام چيزي

147
00:15:28,224 --> 00:15:30,488
. بين تو و عروس زيبات قرار بگيره

148
00:15:30,659 --> 00:15:34,151
. . به عنوان مثال ، واقعيت

149
00:15:34,330 --> 00:15:36,093
. درمورد وضعيتي که توش قرار داره

150
00:15:38,934 --> 00:15:40,993
. . بخاطر خودتون

151
00:15:41,170 --> 00:15:43,661
. اميدوارم منظورتونو درست نفهميده باشم

152
00:15:43,839 --> 00:15:45,966
بهش به عنوان بهاي وضعيت خطرناک ؛

153
00:15:46,141 --> 00:15:49,907
و غير اخلاقي اي نگاه کن که . .
. منو توش قراردادي

154
00:15:51,680 --> 00:15:54,672
و امروز ، روزيه که از اين اهرم فشار
. بيشترين استفاده رو ميخواين ببرين

155
00:15:54,850 --> 00:15:57,375
. . دو ميليون دلار به اين حساب واريز کن

156
00:15:57,553 --> 00:16:00,113
. والا خانم " لَنگ " همه چيزو خواهد فهميد

157
00:16:06,061 --> 00:16:07,892
. من دربرابر باج خواهي تسليم نميشم

158
00:16:08,063 --> 00:16:10,031
. فکر کنم ميشي

159
00:16:10,799 --> 00:16:15,600
هيچ مردي مثل تو در حضيض نميره مگر
. اينکه در درياي نااميدي دست و پا بزنه

160
00:16:16,272 --> 00:16:18,331
با توجه به چيزي که ازش مخفي کردي ؛

161
00:16:18,507 --> 00:16:21,476
بهتون توصيه نميکنم عشق اون دختر
. به خودتونو با اين وضعيت آزمايش کنين

162
00:16:37,826 --> 00:16:39,726
بهت اجازه نميدم اونو ازم بگيري

163
00:17:28,911 --> 00:17:30,503
. الان ميام

164
00:17:49,331 --> 00:17:51,026
وقتشه ؟

165
00:17:52,167 --> 00:17:53,566
. . وقتش رسيده بود

166
00:17:53,736 --> 00:17:55,601
. حدود ده دقيقه پيش . .

167
00:17:57,039 --> 00:17:58,768
. لانا " اينجا نيست "

168
00:17:58,941 --> 00:18:00,806
. و هيچکي هم نميدونه که کجاس

169
00:18:14,589 --> 00:18:15,920
. " لانا "

170
00:18:40,821 --> 00:18:42,821
* روز عروسي *
* ساعت 7.09 صبح *

171
00:19:16,384 --> 00:19:18,045
چطور خوابيدي ؟

172
00:19:21,155 --> 00:19:22,452
. مثل يه بچه

173
00:19:25,226 --> 00:19:27,023
. منم همينطور

174
00:19:27,195 --> 00:19:30,596
. ديگه نميتونم صبر کنم
چطوري باهمديگه فرار کنيم ؟

175
00:19:30,765 --> 00:19:33,962
. اونوقت چهارصد دست خوراک مرغ هدر ميره

176
00:19:35,269 --> 00:19:37,794
. ميدونم روز بزرگيه
. ايرادي نداره که عصبي باشي

177
00:19:37,972 --> 00:19:42,773
ميدونم ، فقط يه چندتا کاره نيمه کاره اس
. که بايد تمومشون کنم

178
00:19:42,944 --> 00:19:46,107
راستش ؛ بايد برم ديدن " کلويي " ؛
. پس ، ديگه بايد آماده بشم

179
00:19:46,280 --> 00:19:47,508
. تو کليسا ميبينمت

180
00:20:09,070 --> 00:20:10,935
. " خاله " نِل

181
00:20:12,006 --> 00:20:16,238
نميتونم بهت بگم چقدر منتظر بودم
. که همچين روزي برسه

182
00:20:17,745 --> 00:20:19,736
. خيلي بهت افتخار ميکنم

183
00:20:21,516 --> 00:20:24,007
. دربرابر هيچي همچين روزي رو ازدست نميدادم

184
00:20:25,019 --> 00:20:26,782
. اون نگاهو ميشناسم

185
00:20:26,954 --> 00:20:28,717
. " لانا "

186
00:20:28,890 --> 00:20:32,257
اين ميتونه مهمترين
. روز زندگيت باشه

187
00:20:33,127 --> 00:20:35,288
چي شده ؟

188
00:20:37,899 --> 00:20:39,628
. . فقط

189
00:20:55,850 --> 00:20:58,478
اگه چيزي بود که بايد
. . پشت سرميگذاشتين

190
00:20:58,653 --> 00:21:01,087
. . تا به زندگيتون ادامه بدين

191
00:21:01,255 --> 00:21:05,954
و هرکاري از دستتون برميومد که اونکارو
. . با نهايت روراستي و صداقت انجام بدين

192
00:21:06,127 --> 00:21:08,061
. . و هيچي جواب نداده بود . .

193
00:21:12,366 --> 00:21:15,824
اونوقت خيلي اشتباهه که . .
يه بارم شده قوانين رو زيرپا بذارم ؟

194
00:21:19,006 --> 00:21:22,942
چي باعث ميشه که
اون شک و ترديد ها برطرف بشن ؟

195
00:21:24,579 --> 00:21:26,444
. " حقيقت "

196
00:21:26,614 --> 00:21:29,082
اما اگه ميخواي قلبتو
. . به " لِکس " وعده بدي

197
00:21:29,250 --> 00:21:32,276
نميتوني با داشتن هيچ موضوع حل نشده اي
. به اون قربانگاه بري و کنارش بايستي

198
00:21:33,421 --> 00:21:36,447
. . وقتي به محافظت از خودمون ميرسه

199
00:21:39,460 --> 00:21:41,223
. " بايد اون کاري که مجبوريمو انجام بديم " لانا

200
00:21:46,824 --> 00:21:48,824
* روز عروسي *
* ساعت 10.55 صبح *

201
00:21:49,236 --> 00:21:51,534
خيلي خوب ، پس اينطور شد که آخرين باري
. که لباستو امتحان ميکني ساعت 3 هست

202
00:21:51,706 --> 00:21:53,367
. . ليموزين ساعت 3.30 مياد دنبالت

203
00:21:53,541 --> 00:21:56,237
. . و بيرون از کليسا عکسهاي عروسي رو ميگيري

204
00:21:56,410 --> 00:22:00,210
. و ساعت 5 هم براي عقد وارد کليسا ميشي

205
00:22:00,381 --> 00:22:02,110
. " لانا "

206
00:22:02,283 --> 00:22:04,183
. منو نگاه کن

207
00:22:08,723 --> 00:22:11,123
ديشب اصلا نخوابيدي ، درسته ؟

208
00:22:13,127 --> 00:22:15,425
. خيلي فشار روم بوده

209
00:22:18,866 --> 00:22:22,563
از اونجاييکه امروز ، روز عروسيته ؛ وانمود ميکنم
. که درست و حسابي متوجه چيزي نشدم

210
00:22:22,737 --> 00:22:25,399
. به نظرم فکر خوبيه

211
00:22:26,674 --> 00:22:29,199
ديگه چه کاري ازم برمياد ؟

212
00:22:31,045 --> 00:22:33,878
اگه به نظرت ايرادي نداره ؛
. . هديه ي ازدواج " لِکس " رو

213
00:22:34,048 --> 00:22:36,380
توي انبار شراب قايم کردم . .
. تا نتونه پيداش کنه

214
00:22:36,550 --> 00:22:41,453
فکر کنم انجام دهنده ي ماموريت شخصي ؛ يکي از
. زيرمجموعه هاي ساقدوش بودن باشه

215
00:22:41,622 --> 00:22:44,523
اون هديه چه شکليه ؟

216
00:22:44,692 --> 00:22:46,717
. پشت بطريهاي مشروب ، داخل سردکننده اس

217
00:22:46,894 --> 00:22:49,294
يه جعبه ي آبي رنگ کوچکه
. که با نوار سفيد رنگ بسته بندي شده

218
00:22:49,463 --> 00:22:50,794
. باشه -
. متشکرم -

219
00:22:50,965 --> 00:22:52,159
. باشه

220
00:23:21,429 --> 00:23:24,193
. چه همه مشروب دُم پرنيون

221
00:23:41,716 --> 00:23:43,650
. عاليه

222
00:23:45,486 --> 00:23:47,113
. باشه

223
00:23:56,964 --> 00:23:59,364
. زودباش " لانا " ؛ گوشي رو بردار

224
00:24:00,634 --> 00:24:02,124
. گوشي رو بردار ، برش دار ، گوشيو بردار

225
00:24:06,040 --> 00:24:07,837
. اي لعنت

226
00:24:11,846 --> 00:24:14,576
مگه تو الان نبايد توي عمارت لوتر
درحال چيدن گل ها باشي ؟

227
00:24:14,749 --> 00:24:18,515
همينم هست ، توي عمارتم اما
. يه طورايي به کمکت احتياج دارم

228
00:24:18,686 --> 00:24:19,710
کجايي ؟

229
00:24:19,887 --> 00:24:22,822
. زيرزمين ، تو انبار شراب

230
00:24:24,492 --> 00:24:25,789
کلويي " ؟"

231
00:24:25,960 --> 00:24:28,758
کلارک " ؟" -
کلويي "؟ " -

232
00:24:29,764 --> 00:24:32,130
. زودباش ، دارم اينجا يخ ميزنم

233
00:24:37,071 --> 00:24:39,198
. " دستگيره شکست " کلويي

234
00:24:39,373 --> 00:24:40,567
. صبرکن

235
00:24:42,777 --> 00:24:43,801
. خيلي متشکر

236
00:24:43,978 --> 00:24:46,469
دفعه ي بعد که هوس کردي ؛

237
00:24:46,647 --> 00:24:48,547
ساعت يازده صبح شراب بخوري ؛ . .
. شراب قرمز رو انتخاب کن

238
00:24:48,716 --> 00:24:52,379
. آره ، خيلي خيلي معذرت ميخوام

239
00:24:52,553 --> 00:24:55,647
ميدونم که ترجيح ميدي به يه
. . تخته سنگِ کريپتونايت بسته بشي تا اينکه

240
00:24:55,823 --> 00:24:58,849
تا اينکه به اينجايي که مراسم . .
. عروسي لوتر-لَنگ داره انجام ميشه پابذاري

241
00:24:59,026 --> 00:25:01,017
. انتخاب ديگه اي نداشتم
. تقصير من نبود

242
00:25:01,195 --> 00:25:04,358
لانا " ؛ هديه ي عروسي " لِکس " رو اينجا "
. قايم کرده بود و ازم خواست بيام و براش ببرمش

243
00:25:04,532 --> 00:25:06,329
. و بعدش ، در بسته شد

244
00:25:07,401 --> 00:25:08,868
. ديگه بهتره برم

245
00:25:09,036 --> 00:25:11,129
وايسا ، همين ؟

246
00:25:11,305 --> 00:25:14,001
اين همه تو سختي ها به دوستت کمک کردي ؛

247
00:25:14,175 --> 00:25:15,938
و حالا ، ميخواي بذاري و بري ؟ . . .

248
00:25:16,110 --> 00:25:17,839
کلويي " ؛ بايد چيکار کنم ؟ "

249
00:25:18,012 --> 00:25:19,536
. . هميشه فکر ميکردم

250
00:25:19,713 --> 00:25:22,238
که تو به سرعت مياي جلو و . .
. دست " لانا " رو ميگيري و باخودت ميبري

251
00:25:22,416 --> 00:25:24,179
اما نميخواي اونکارو بکني ، درسته ؟

252
00:25:27,188 --> 00:25:29,850
اگه " لانا " نخواد با " لِکس " ازدواج کنه
. خوب ، نميکنه

253
00:25:30,024 --> 00:25:32,515
درسته ، اما " لانا " قهرمان من نيست ؛ " کلارک " ؛
. تو قهرمانمي

254
00:25:32,693 --> 00:25:35,890
و کل اين ايده که هنوز
. . هويت واقعي خودتو ازش مخفي ميکني

255
00:25:36,063 --> 00:25:39,430
که تنها کسي رو که . .
. . با تمام وجود عاشقش هستي رو بي خيال ميشي

256
00:25:39,600 --> 00:25:41,568
. دارم ازش محافظت ميکنم -
. آفرين -

257
00:25:41,735 --> 00:25:45,603
اون داره با يه هيولا ازدواج ميکنه ؛
. خودشو توي يه زندگي بدون عشق به دام ميندازه

258
00:25:47,575 --> 00:25:49,042
فکر ميکني براي من آسونه ؟

259
00:25:49,210 --> 00:25:50,973
. فکرکنم آسون تر از صدمه ديدنه

260
00:25:51,145 --> 00:25:53,670
هيچوقت براي رفتن به داخل ساختماني که
. . آتيش گرفته ترديد نميکني

261
00:25:53,848 --> 00:25:55,475
. . يا اينکه خودتو جلوي گلوله بندازي . .

262
00:25:55,649 --> 00:25:57,981
چونکه هيچي نميتونه به . .
. بدن فولاديت نفوذ کنه

263
00:25:58,152 --> 00:26:01,417
اما ؛ تنها باري که براي نجات " لانا " ؛
. . بايد از قلبِت مايه بذاري

264
00:26:01,589 --> 00:26:04,615
سروکله ي جناب آقاي آهنين . .
. پيدا نميشه

265
00:26:07,661 --> 00:26:10,425
دست کِشيدن از " لانا " ؛
. " سخت ترين کاري بود که تو زندگيم کردم " کلويي

266
00:26:10,598 --> 00:26:12,259
اگه اونو نميدوني ؛
. . پس منو به اون خوبي که

267
00:26:12,433 --> 00:26:14,367
. فکرشو ميکني ؛ نميشناسي . . .

268
00:26:23,668 --> 00:26:26,168
* روز عروسي *
* ساعت 1.35 بعدازظهر *

269
00:26:46,767 --> 00:26:48,098
. " کلارک "

270
00:26:48,269 --> 00:26:50,635
. نميتونم اجازه بدم اينکارو بکني

271
00:26:52,339 --> 00:26:53,897
. نه تا وقتي که همه چيزو بدوني

272
00:26:57,912 --> 00:26:59,812
. کلارک " ؛ چيزي نيست "

273
00:26:59,980 --> 00:27:01,538
. مجبور نيستي توضيح بدي

274
00:27:01,715 --> 00:27:05,014
. اينو بهت بدهکارم -
. نه ، ته هيچ بدهي اي به من نداري -

275
00:27:06,220 --> 00:27:08,279
. . اين منم که توي انکار بسر ميبرده

276
00:27:08,455 --> 00:27:12,255
و فکر ميکردم فقط عشقي که به " لِکس " دارم
. کفايت ميکنه

277
00:27:12,426 --> 00:27:15,293
اما نميتونم به حقيقت پشت کنم

278
00:27:16,664 --> 00:27:18,291
منظورت چيه ؟

279
00:27:21,702 --> 00:27:23,932
. با " لِکس " ازدواج نميکنم

280
00:27:24,104 --> 00:27:26,368
. الان وقت ندارم واست توضيح بدم

281
00:27:26,540 --> 00:27:29,168
. ساعت 5 ؛ توي طويله ميام پيشت

282
00:27:32,179 --> 00:27:36,172
. بايد بري
. ميام اونجا ؛ قول ميدم

283
00:27:43,190 --> 00:27:44,555
. برو

284
00:27:56,770 --> 00:27:57,828
خانم " لَنگ " ؟

285
00:28:00,574 --> 00:28:02,667
الان نبايد تو راهِ کليسا باشين ؟

286
00:28:06,847 --> 00:28:08,280
اين چيه ؟

287
00:28:13,481 --> 00:28:15,281
* لِکس عزيزم *
* خيلي متاسفم *
* اما نميتونم باهات ازدواج کنم *

288
00:28:20,027 --> 00:28:21,494
. اين " لِکس " رو نابود ميکنه

289
00:28:23,030 --> 00:28:25,965
آقاي " لوتر " ؛ متاسفم ؛
. اما هيچ ربطي به شما نداره

290
00:28:26,133 --> 00:28:29,398
. من به خودم مربوطش ميکنم
. نميتونم بهتون اجازه بدم که عروسي رو بهم بزنين

291
00:28:29,570 --> 00:28:31,538
. . اوضاع عوض شده

292
00:28:31,705 --> 00:28:35,402
و عادلانه نيست که جلوي " لِکس " ؛ . .
. وانمود کنيم که چيزي عوض نشده

293
00:28:38,712 --> 00:28:40,543
شما ؛ راز " کلارک " رو ميدونين ، مگه نه ؟

294
00:28:42,716 --> 00:28:45,344
از وقتي که با پسرم دوست شدين تا امروز
. تمام حرکاتتونو زيرنظر داشتم

295
00:28:45,519 --> 00:28:47,612
و شما در اين فاصله ؛ قدم به قدم
. . به پيدا کردن

296
00:28:47,788 --> 00:28:50,780
اون حقيقت شکه کننده درمورد . .
. کلارک کِنت " نزديک و نزديکتر شدين "

297
00:28:50,958 --> 00:28:53,085
بايد سورپرايز بزرگي براتون بوده باشه که ؛
. . متوجه شدين

298
00:28:53,260 --> 00:28:55,990
. . کلارک "؛ اينهمه وقت فريبتون داده " . .

299
00:28:56,163 --> 00:28:58,893
. اونم درست جلوي روتون . .

300
00:28:59,066 --> 00:29:01,899
. سعي ميکرد ازم محافظت کنه

301
00:29:02,069 --> 00:29:05,095
و حالا هم به شما اجازه نميده
. که منو تهديد کنين

302
00:29:07,775 --> 00:29:09,606
فکر ميکني " کلارک " شکست ناپذيره ؟

303
00:29:09,777 --> 00:29:14,441
اونطوريا هم نيست ؛ مثل هر قهرمان ديگه اي
. اونم يه پاشنه ي آشيل داره ؛ يه نقطه ضعف

304
00:29:14,615 --> 00:29:16,139
. منم ميدونم اون نقطه ي ضعف چيه

305
00:29:17,684 --> 00:29:20,482
. و ميدونم که اون ضعف ؛ ميتونه بکُشتِش

306
00:29:22,756 --> 00:29:24,587
. نه

307
00:29:24,758 --> 00:29:27,226
. هرگز نميتوني بهش صدمه بزني

308
00:29:27,394 --> 00:29:31,831
حاضري سر زندگي " کلارک " شرط ببندي ؟

309
00:29:33,067 --> 00:29:35,535
. " بهتون قول مردونه ميدم خانم " لَنگ

310
00:29:35,702 --> 00:29:38,637
اگه به قولي که به پسرم دادين
. . وفادار نمونين

311
00:29:38,662 --> 00:29:41,631
يا اينکه متوجه بشم درمورد اين مکالمه
. . به کسي گفتين

312
00:29:41,656 --> 00:29:46,059
. اونوقت " کلارک کِنت " رو خواهم کُشت

313
00:30:21,113 --> 00:30:22,478
چيزي بهت نگفت ؟

314
00:30:22,648 --> 00:30:24,843
نه ، يه دفعه اي غيبش زد ؛
. تلفن همراهمشم جواب نميده

315
00:30:25,017 --> 00:30:26,848
متاسفم ؛
. نميدونم چي بگم

316
00:30:27,019 --> 00:30:29,613
. اما مطمئنم يه توضيحي وجود داره

317
00:30:38,397 --> 00:30:41,696
پدر ؛ " لانا " چيزي بهتون گفت ؟

318
00:30:41,867 --> 00:30:43,732
. . هرچيزي که اشاره به اين داشته باشه

319
00:30:43,903 --> 00:30:45,234
. " صبور باش " لِکس

320
00:30:45,404 --> 00:30:47,031
. يه مقدار بيشتر بهش وقت بده

321
00:30:47,206 --> 00:30:49,299
وحشت و عصبي بودن بخاطر روز عروسي
. مورد شايعي بين عروس هاس

322
00:31:16,335 --> 00:31:18,530
. اون نمياد

323
00:31:20,906 --> 00:31:24,171
از همون لحظه ي اولي که ديدمت
. عاشقت شدم

324
00:31:25,945 --> 00:31:27,845
باهام ازدواج ميکني ؟

325
00:31:32,751 --> 00:31:34,582
خيلي چرنده ، هان ؟

326
00:31:34,582 --> 00:31:44,582
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

327
00:33:02,941 --> 00:33:05,933
آيا شما ؛ " الکساندر لوتِر " ؛
. . لانا لَنگ " رو "

328
00:33:06,111 --> 00:33:09,410
به عنوان همسر خويش . .
در پيمان مقدس ازدواج قبول مينماييد ؟

329
00:33:09,581 --> 00:33:14,985
قول ميدهيد که دوستش بداريد ؛
. . مايه آرامشش باشيد ؛ به وي وفادار باشيد و

330
00:33:15,154 --> 00:33:17,145
. . در بيماري و سلامتي . .

331
00:33:17,322 --> 00:33:18,846
. . در ثروت و در فقر . .

332
00:33:19,024 --> 00:33:23,120
در کنارش باشيد تا آنگاه که . .
مرگ از همديگر جدايتان نمايد ؟

333
00:33:26,999 --> 00:33:28,694
. قبول ميکنم

334
00:33:38,677 --> 00:33:39,974
. . و آيا شما ؛ " لانا لَنگ " ؛

335
00:33:40,145 --> 00:33:42,636
الکساندر لوتر " را به عنوان "
. . شوهر خويش

336
00:33:42,815 --> 00:33:45,045
در پيمان مقدس ازدواج ميپذيريد ؟ . . .

337
00:33:45,217 --> 00:33:47,685
. . قول ميدهيد که دوستش بداريد

338
00:33:47,853 --> 00:33:51,550
مايه ي تسلي خاطرش باشيد ؛ . .
. . وفادار باشيد و

339
00:33:51,724 --> 00:33:53,988
. . در بيماري و سلامتي . .

340
00:33:54,159 --> 00:33:56,525
. . چه ثروتمند يا فقير . .

341
00:33:56,695 --> 00:33:59,960
درکنارش بمانيد تا آنگاه که . .
مرگ شما را از يکديگر جدا نمايد ؟

342
00:34:04,536 --> 00:34:05,730
. قبول ميکنم

343
00:34:24,723 --> 00:34:26,520
. عاشقتم

344
00:34:28,427 --> 00:34:29,917
. . حال ، شما را

345
00:34:30,095 --> 00:34:34,054
. آقا و خانم الکساندر لوتر " اعلام مينمايم " . .

346
00:35:14,005 --> 00:35:17,941
هرگز فکر نميکردم امکانش باشه که
. اينقدر خوشبخت باشم

347
00:35:18,109 --> 00:35:20,236
. . چطور اون مردي شدم که

348
00:35:20,411 --> 00:35:23,141
اينقدر خوشبخته که بقيه ي زندگيشو
درکنار تو بگذرونه ؟

349
00:35:24,749 --> 00:35:26,580
. باشه

350
00:35:26,751 --> 00:35:29,447
. . وسايلمو جمع ميکنم

351
00:35:29,620 --> 00:35:31,679
. " خانم " لوتر . . .

352
00:35:46,804 --> 00:35:48,772
. الان ميام

353
00:35:55,813 --> 00:35:57,474
. منتظرت بودم

354
00:35:58,015 --> 00:35:59,414
. " کلارک "

355
00:36:00,852 --> 00:36:02,513
چي شد ؟

356
00:36:05,690 --> 00:36:07,988
. واقعا متاسفم

357
00:36:08,159 --> 00:36:10,627
. نميخواستم بهت صدمه بزنم

358
00:36:10,795 --> 00:36:12,854
. اما ميخوام با " لِکس " باشم

359
00:36:15,833 --> 00:36:17,858
. درست نيست

360
00:36:18,970 --> 00:36:20,232
وادارت کرد باهاش ازدواج کني ، مگه نه ؟

361
00:36:20,404 --> 00:36:22,531
خواهش ميکنم حرفامو باور کن و
.  همه چيو فراموش کن

362
00:36:24,175 --> 00:36:26,006
فراموش کنم ؟

363
00:36:27,345 --> 00:36:30,439
فراموش کنم ؟
. لانا " ؛ عاشقتم "

364
00:36:30,615 --> 00:36:33,709
. عاشقتم -
. کلارک " ؛ اين حرفو نزن " -

365
00:36:33,885 --> 00:36:34,909
بگو چيکار کرده ؟

366
00:36:35,086 --> 00:36:37,316
لِکس " چيکار کرده ؟ "
. مجبور نيستي باهاش بموني

367
00:36:37,488 --> 00:36:40,048
. اون هيچ کاري نکرده
. من تصميم نهاييمو گرفتم

368
00:36:40,224 --> 00:36:42,089
. فقط ميخوام بااون باشم

369
00:36:42,260 --> 00:36:44,387
چرا همه اش داري اون حرفو تکرار ميکني ؟

370
00:36:45,863 --> 00:36:48,388
. لانا " ؛ ما دوتا بايد باهمديگه باشيم "

371
00:36:49,567 --> 00:36:52,661
من ؛ بيشتر از هرچيزي
. تو زندگيم ، اينو ميخوام

372
00:36:52,837 --> 00:36:54,862
. و ميدونم که تو هم ؛ همينو ميخواي

373
00:37:03,681 --> 00:37:05,546
. نظرم عوض شده

374
00:37:09,720 --> 00:37:11,620
. جدي نميگي

375
00:37:14,525 --> 00:37:16,390
بخاطر رازمه ؟

376
00:37:16,561 --> 00:37:18,859
. لانا " ؛ بهت ميگم "

377
00:37:19,030 --> 00:37:21,897
. . من مثل اوناي ديگه نيستم ؛ من

378
00:37:22,066 --> 00:37:24,694
. نه ؛ " کلارک " ؛ بايد بري -
. نه -

379
00:37:24,869 --> 00:37:27,030
. نه

380
00:37:27,205 --> 00:37:30,106
نه تا وقتي که تو چشام نيگا کني
. . و بهم بگي

381
00:37:30,274 --> 00:37:33,607
که ترجيح ميدي بقيه ي زندگيتو . .
. . با " لِکس لوتر " بگذروني

382
00:37:33,778 --> 00:37:35,245
. تا با من . . .

383
00:37:38,583 --> 00:37:41,108
. " متاسفم " کلارک

384
00:37:41,285 --> 00:37:43,753
. من " لِکس " رو دوست دارم

385
00:38:10,047 --> 00:38:12,106
. تبريک ميگم ؛ پسرم

386
00:38:13,651 --> 00:38:15,676
. مرسي ، پدر

387
00:38:15,853 --> 00:38:19,118
چرا يه حسي بهم ميگه که
فقط براي تبريک گفتن نيومدين ؟

388
00:38:19,290 --> 00:38:21,485
خوبه که ميبينم خوشحالي روز عروسي

389
00:38:21,659 --> 00:38:23,422
. از حسِ بد بينيت کم نکرده . .

390
00:38:23,594 --> 00:38:25,459
فکر کنم عادتهاي قديمي ؛
. به اين راحتيا ترک نميشن

391
00:38:25,630 --> 00:38:29,862
و ظاهرا بعضياشون هم اصلا امکان ترکشون
وجود نداره ، مگه نه ؟

392
00:38:33,437 --> 00:38:36,804
ببينم تمام شب نشستين و
اين حرفا رو تکرار کردين ؟

393
00:38:36,974 --> 00:38:38,965
چطور تونستي اينقدر احمق باشي ؟

394
00:38:39,143 --> 00:38:41,509
. . يه مرد عاقل و بالغ ؛ در روز عروسيش

395
00:38:41,679 --> 00:38:43,943
براي اين که نجات پيدا کنه . .
. دوباره به کمک پدرش احتياج داره

396
00:38:44,115 --> 00:38:45,343
. تو رقت انگيزي

397
00:38:46,651 --> 00:38:48,482
. متوجه منظورتون نميشم

398
00:38:48,653 --> 00:38:50,780
. " خودتو برام به اون راه نزن " لِکس

399
00:38:50,955 --> 00:38:54,891
يه دخمه اي اون پايين هست که
. يه مقدار بيش از حد شلوغ پلوغ شده

400
00:39:04,468 --> 00:39:06,368
. حادثه بود -
. البته که اتفاقي بوده -

401
00:39:06,537 --> 00:39:08,937
تو جنمشو نداري که
. نقشه ي يه قتل موفقيت آميز رو بکِشي

402
00:39:09,106 --> 00:39:12,701
و اگه کسي اون جسد تازه اي که اون پايين
. . هست رو پيدا کنه و متوجه بشه

403
00:39:12,877 --> 00:39:15,072
اون جسد ؛ از قضاي روزگار متعلق به
. . پزشک مخصوص عروسه

404
00:39:15,246 --> 00:39:17,339
ممکنه بعدش . .
. . حقيقت رو درمورد

405
00:39:17,515 --> 00:39:19,210
. حاملگي " لانا " پيدا کنن . .

406
00:39:22,053 --> 00:39:24,521
اون دختر ؛
. " ازت مردِ بيچاره اي درست کرده " لِکس

407
00:39:30,261 --> 00:39:32,286
. باشه

408
00:39:32,463 --> 00:39:34,488
. شما بردين

409
00:39:34,665 --> 00:39:36,895
. هرچي ميخواين ؛ مال شما

410
00:39:37,068 --> 00:39:40,469
کنترل کامل " لوترکورپ " ؟ 33.1 ؟ -
. " نگران نباش " لِکس -

411
00:39:40,638 --> 00:39:43,368
هروقت وقتش رسيد که چيزي بخوام
. خبرت ميکنم

412
00:39:50,047 --> 00:39:51,844
. مرسي ، پدر

413
00:39:53,084 --> 00:39:55,075
. ببخشيد ، نميخواستم حرفاتونو قطع کنم

414
00:39:59,357 --> 00:40:00,949
. " خانم " لوتِر

415
00:40:08,399 --> 00:40:11,197
. به خانواده خوش آمديد

416
00:40:11,221 --> 00:40:26,221
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

