﻿1
00:00:28,061 --> 00:00:31,158
. اين موتور روشن نميشه
. نميدونم چطوري تعميرش کنم

2
00:00:31,332 --> 00:00:33,639
. زود از دانشگاه برگشتي

3
00:00:33,817 --> 00:00:37,703
آره ؛ تصميم گرفتم تا آخر نميسال
. غيبت کنم

4
00:00:37,877 --> 00:00:40,067
کلارک " ؛ چطور تونستي اونکارو بکني ؟ "

5
00:00:40,281 --> 00:00:42,223
. اينجا بهم احتياج دارين
. خيلي کار اينجاس که بايد انجام بشه

6
00:00:42,393 --> 00:00:45,243
. . ولي -
. مامان ؛ ديگه تمومه -

7
00:00:54,293 --> 00:00:56,354
از طرف دفتر فرماندار
. ميخوان منو ببينن

8
00:00:56,530 --> 00:00:58,801
يه چيزي درمورد
. صندلي سناتوري پدرت هست

9
00:00:58,974 --> 00:01:02,071
. آخرين کاريه که ميخوام انجام بدم
. ولي بايد به " متروپوليس " برم

10
00:01:02,744 --> 00:01:04,768
. . تا اينجام ؛ من

11
00:01:04,940 --> 00:01:08,826
فکر کردم چندتايي از لباس هاي پدرتو
. به پناهگاه افراد بي خانمان هديه کنم

12
00:01:10,011 --> 00:01:13,603
شايد خيلي زود باشه که لباسهاشو
. . بديم بيرون ، ولي من

13
00:01:14,981 --> 00:01:17,371
ديدنشون توي گنجه ي لباس . .
. خيلي سخته

14
00:01:20,285 --> 00:01:23,842
هنوزم ميتونم بوي کرم بعداز اصلاحشو
. از لباسهاش بشنوم

15
00:01:28,148 --> 00:01:31,705
بايد يه نگاهي بهشون بندازي ؛ ببين
. شايد چيزي بينشون باشه که بخواي نگه داري

16
00:01:32,870 --> 00:01:35,685
نه ؛ مطمئنم که يکي هست که
. به اونا بيشتر از من احتياج داشته باشه

17
00:01:42,947 --> 00:01:45,467
فکر کنم پدرت ميخواست که تو
. اينو داشته باشي

18
00:01:49,706 --> 00:01:53,805
اون روزيو که بهت ياد داد چطوري
. ساعت رو از روش بگي ، يادمه

19
00:01:57,862 --> 00:01:59,593
. بايد دستِت کنيش

20
00:02:08,882 --> 00:02:14,063
اگه ميخواين به " متروپوليس " برين ؛ بايد
. قبل از اينکه هوا تاريک بشه برين

21
00:03:07,164 --> 00:03:11,491
خانم ؛ کمک ميخواين ؟ -
. نه ، متشکرم ، خودم از پسش برميام -

22
00:03:11,659 --> 00:03:14,003
. اونکارو نکن

23
00:03:15,112 --> 00:03:18,653
! نه -
ساعت " بيلنگِ " قشنگيه ، مو قرمزي -

24
00:03:19,318 --> 00:03:20,923
. مالِ شوهرم بوده

25
00:03:29,344 --> 00:03:31,229
. هرزه ي ديوونه

26
00:03:32,231 --> 00:03:33,954
. گلوشو ببُر

27
00:03:54,246 --> 00:03:56,507
. دنبالت ميگشتم

28
00:03:56,678 --> 00:03:58,729
. . برو پي کارت ، ديوونه

29
00:03:58,906 --> 00:04:00,921
. والا ، گردنشو ميبُرم . .

30
00:04:23,203 --> 00:04:25,746
نگران نباش ؛
. الان ديگه خطري تهديدت نميکنه

31
00:04:45,462 --> 00:04:50,615
" اسمالويل "
" فصل پنجم ؛ قسمت سيزدهم "
" انتقام "

32
00:04:55,566 --> 00:05:45,642
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

33
00:05:45,704 --> 00:05:47,024
. هِي

34
00:05:48,376 --> 00:05:50,899
الهه هاي نُه گانه ي يوناني ، براي
. . مقاله ي ستاره شناسي کمکي بهم نميکردن

35
00:05:51,072 --> 00:05:54,138
پس ؛  گفتم يه سري بهت بزنم و
. . باهات حرف بزنم که

36
00:05:54,308 --> 00:05:57,208
داشتم به فروشگاه سخت افزار ميرفتم
. بايد يه چندتايي وسيله تهيه کنم

37
00:05:57,376 --> 00:05:58,696
کلارک " ؛ مطمئني که "
نميتوني اونکارو براي يه وقت ديگه بذاري ؟

38
00:05:58,869 --> 00:06:00,896
چونکه واقعا اميدوار بودم که
. بتونيم باهمديگه حرف بزنيم

39
00:06:01,067 --> 00:06:04,746
. کلارک " ؛ متوجهم "

40
00:06:05,547 --> 00:06:07,739
تو و پدرت
. خيلي به همديگه نزديک بودين

41
00:06:07,911 --> 00:06:11,058
. . لانا " ؛ " -
. مجبور نيستي برام دردُ دِل کني -

42
00:06:11,230 --> 00:06:14,708
ولي نميتوني اين همه ناراحتي رو
. توي خودت بريزي

43
00:06:18,322 --> 00:06:22,462
مرسي که سَر زدي ؛ واقعا ديگه بايد برم ؛
. فروشگاه سخت افزار ، تا نيم ساعت ديگه ميبنده

44
00:06:26,700 --> 00:06:28,232
. متاسفم

45
00:06:28,608 --> 00:06:31,343
. نه ؛ تو عصباني هستي

46
00:06:31,801 --> 00:06:34,948
و بايدم باشي ؛ ولي اينقدر خودتو
. پشت عصبانيتِت قايم نکن

47
00:06:35,120 --> 00:06:37,017
بهم اطمينان کن ؛
. من قبلا سعي کردم همچين کاري انجام بدم

48
00:06:39,620 --> 00:06:41,069
. ميدونم که سعي داري کمک کني

49
00:06:41,591 --> 00:06:44,774
متشکرم ؛ ولي مجبور نيستي
. که نگرانم باشي

50
00:06:45,407 --> 00:06:47,352
. من خوبم

51
00:06:49,720 --> 00:06:52,867
مامان ؟ چي شده ؟
. خداي من

52
00:06:53,038 --> 00:06:56,516
برده بودم لباس ها رو تحويل بدم ؛
. يه دفعه دو نفر سرم ريختن

53
00:06:56,688 --> 00:06:58,503
صدمه ديدين ؟ -
. نه ؛ حالم خوبه -

54
00:06:58,679 --> 00:07:01,945
کلارک " ؛ يکي نجاتم داد "

55
00:07:02,494 --> 00:07:06,797
ولي نه قبل از اينکه اونا ؛
. ساعت پدرت رو ازم بدزدن

56
00:07:19,920 --> 00:07:22,194
نيم ساعت توي اداره ي پوليسِ " متروپوليس" بودم

57
00:07:22,366 --> 00:07:24,889
يه نفر هم پيدا نشد ؛ درمورد کسي که
. از مادرم سرقت کرده چيزي بهم بگه

58
00:07:25,062 --> 00:07:27,420
. من ته و توهِ قضيه رو درآوردم
. . طرفم توي حوزه

59
00:07:27,592 --> 00:07:31,696
گفت که گزارش پليس رو برام فکس ميکنه
مادرت قيافه ي اين پارتيزاني که نجاتش داده رو ديده ؟

60
00:07:31,865 --> 00:07:34,139
خيلي کم ؛ درست قبل از اينکه
. پليس بياد ؛ صحنه رو ترک کرده

61
00:07:34,312 --> 00:07:37,543
شايعاتي بوده که چندين هفته است اون دختر
. بر فراز محله هاي زاغه نشين به مردم کمک ميکرده

62
00:07:37,713 --> 00:07:40,318
ولي تا قبل از مادرت ؛ نتونسته بودم
. هيچ شاهد عيني اي براي وجودش پيدا کنم

63
00:07:40,492 --> 00:07:43,923
حالا ، تو اخبار صفحه ي اول
. به اين موضوع پرداخته ميشه

64
00:07:44,099 --> 00:07:48,402
. پارتيزان ؛ واقعيه -
. " عاليه ؛ " کلويي -

65
00:07:48,580 --> 00:07:51,497
گذاشتم مادرم تنهايي به محله ي زاغه نشين ها بره
. . دزد بهش زده

66
00:07:51,667 --> 00:07:53,077
. و تو داري حالِشو ميبري . .

67
00:07:54,505 --> 00:07:57,707
کلارک " ؛ فقط سعي داشتم کمکت کنم "
. مجبور نيستي اينقدر از دستم عصباني باشي

68
00:07:57,884 --> 00:08:00,209
بايد همونطوري که پدرم خواسته بود
. ساعتو از مادرم قبول ميکردم

69
00:08:00,387 --> 00:08:02,260
. حتي نتونستم نيگاش کنم

70
00:08:02,974 --> 00:08:05,927
حالا ؛ تنها چيزي که فکرمو به خودش
. مشغول کرده اينه که پسِش بگيرم

71
00:08:15,325 --> 00:08:16,569
. متاسفم

72
00:08:19,997 --> 00:08:21,621
. متاسفم

73
00:08:22,333 --> 00:08:25,417
. گزارش وفات هاي امروزن -
. مرسي -

74
00:08:47,994 --> 00:08:51,945
. ماشينتو بيرون جلوي مغازه ديدم
. به نظر مياد عادتهاي قديمي به سختي ترک ميشن

75
00:08:52,125 --> 00:08:54,532
خانم " کِنت " ازم خواست که
. امشب براش اينجا رو تعطيل کنم

76
00:08:54,712 --> 00:08:56,751
. الان زير فشار زيادي هستن

77
00:08:57,507 --> 00:08:59,048
. . ببين

78
00:09:00,428 --> 00:09:02,835
. . لانا " ؛ " -
. لِکس " ؛ چيزي نيست " -

79
00:09:03,015 --> 00:09:05,138
از قبل بهم گفتي ؛
. " معذرت ميخوام "

80
00:09:05,310 --> 00:09:07,349
آره ، خوب ، اهميت زيادتري
. . پيدا ميکنه وقتي

81
00:09:07,521 --> 00:09:09,560
از کسي شنيده بشه که . .
. مست نيست

82
00:09:11,527 --> 00:09:15,821
مثل اينکه اون شب ؛ خيلي از دستِ
کلارک " ناراحت بودي ، اوضاع بهتر شده ؟ "

83
00:09:17,409 --> 00:09:18,737
هيچ کدوم اون حرفا
. ديگه اهميتي ندارن

84
00:09:18,911 --> 00:09:22,743
فقط ميخوام بتونم توي اين زمان سخت
. بهش کمک کنم

85
00:09:22,916 --> 00:09:24,706
حالش چطوره ؟

86
00:09:26,589 --> 00:09:30,338
لِکس " ؛ ما هردو ميدونيم که از دست دادن "
. پدر يا مادر چه حسي داره ؛ بدجوري اوضاعش خرابه

87
00:09:30,511 --> 00:09:34,805
آره ، سعي کردم باهاش حرف بزنم
. ولي نميخواد منو ببينه

88
00:09:34,974 --> 00:09:37,761
هرچقدر که هردو
. . ميخوايم کمکش کنيم

89
00:09:37,937 --> 00:09:41,222
فکر کنم تنها کاري که از دستمون برمياد
. اينه که واقعا پشت و پناهش باشيم

90
00:09:42,944 --> 00:09:46,989
اون . . اون خيلي خوش شانسه
. "  که تو رو تو زندگيش داره " لانا

91
00:09:49,787 --> 00:09:53,619
ولي وقتي ؛ وقتش برسه که
. . بخواي به کسي تکيه کني

92
00:09:54,793 --> 00:09:56,869
. ميدوني که ، هميشه هستم . .

93
00:10:17,200 --> 00:10:18,750
خيلي خوب ، حالا ؛
: " اين چيزيه که ميخوام " کلارک

94
00:10:18,922 --> 00:10:21,988
يه اسم مستعار گيرا
. براي مبارزه کننده ي با جنايتِ جديدمون

95
00:10:23,065 --> 00:10:25,397
" خانمِ آرزوي مرگ "
. نه ، ضايعه

96
00:10:25,567 --> 00:10:28,763
" هريتِ کثيف "
. نه ، خيلي مشتقِ از داستانهاي ديگه اس

97
00:10:28,931 --> 00:10:30,609
. " پيداش کردم ؛ پيداش کردم ؛ " کلارک

98
00:10:30,777 --> 00:10:33,435
مادرت گفت که يه دفعه اي
. از آسمون فرود اومده

99
00:10:33,606 --> 00:10:36,637
پس ، به نظرت
فرشته ي انتقام " ؛ چطوره ؟ "

100
00:10:39,308 --> 00:10:42,013
. کلويي " ؛ گزارش پليس " -
. " درسته ، ببخشيد " کلارک -

101
00:10:42,180 --> 00:10:44,593
حواسم که به تقاطع " وودوارد " و " برنستاين " رفت
. کنترلمو از دست دادم

102
00:10:44,765 --> 00:10:46,561
. ميرم يه نگاهي به فکس بندازم

103
00:11:13,116 --> 00:11:15,365
شنيدم درموردم سوال ميکردي ؟

104
00:11:15,536 --> 00:11:18,848
يه حسي بهم ميگه يه داستان درموردم که توي
. صفحه ي اول چاپ بشه ، واسه سلامتيم ضرر داره

105
00:11:19,024 --> 00:11:22,253
. بيخيالش شو -
چيکار داري ميکني ؟ -

106
00:11:31,411 --> 00:11:34,151
. از سر راهم برو کنار
. من يکي از آدم-خوبام

107
00:11:39,974 --> 00:11:43,203
کلارک "؛ حالت خوبه ؟ " -
. آره -

108
00:11:53,323 --> 00:11:56,028
فکر کنم راندِ اول به نفع
کروموزومِ ايکس تموم شد ، هان ؟

109
00:11:56,195 --> 00:11:58,199
اون لباسشو چي ميگي ؛
چقدر باحال بود ؟

110
00:11:58,369 --> 00:12:00,129
. خيلي خوشگل بود ، آره
گزارش پليس چي شد ؟

111
00:12:01,297 --> 00:12:04,283
آره ، البته ، ميدوني ؛ حرکت خفه کردن و
. . بقيه ي کاراش به کنار

112
00:12:04,455 --> 00:12:07,078
بايد بابت اينکه به خيابونها نظارت ميکنه
. از اون دختره پشتيباني کنم

113
00:12:07,244 --> 00:12:10,521
حالا ؛ موندم که با يه
. . نينجاي مادرزادي طرفيم يا

114
00:12:10,690 --> 00:12:13,220
يکي از اوناييه که . .
تحت تاثير شهاب سنگها قدرتمند شدن ؟

115
00:12:13,398 --> 00:12:15,647
. هرچي که هست ، مشکلات داره -
. " بي خيال  ، " کلارک -

116
00:12:15,817 --> 00:12:17,250
نميتوني بهم بگي
. . تابحال براي حفظ هويتِت

117
00:12:17,417 --> 00:12:20,040
. از هيچ مرزي عبور نکردي . .

118
00:12:20,206 --> 00:12:23,483
مثل اينکه بايد بيشتر از اوني که ميخواستم
. با اون دختر آشنا بشم

119
00:12:23,652 --> 00:12:26,275
پليس هيچ ردي نداره ؛ مثل اينکه
. . فرشته ي انتقامت " تنها کسيه که "

120
00:12:26,441 --> 00:12:28,317
ميتونه اونايي که از مادرم دزدي کردنو
. واسم شناسايي کنه

121
00:12:28,492 --> 00:12:30,252
بعداز حمله اي که
. . امشب بهمون کرد

122
00:12:30,420 --> 00:12:32,915
چندان اميدي به اين ندارم که بخواد
. براي حرف زدن به چايي خوردن دعوتت کنه

123
00:12:36,614 --> 00:12:38,245
. شايد مجبور نباشيم منتظرش بشيم

124
00:12:53,637 --> 00:12:57,858
! نه ، نه ، خواهش ميکنم ، کمک ، نه ؛ نه ، کمک -
. کيفِتو رَد کن بياد ببينم -

125
00:12:58,026 --> 00:13:01,746
! نه ؛ کمکم کنيد! کمک کنيد

126
00:13:02,415 --> 00:13:05,319
ميدوني چيه ؛ ما اين نمايشو تو همه ي
. . خيابونهاي اين شهر اجرا کرديم

127
00:13:05,492 --> 00:13:07,123
و مشخصه که . .
. جواب نميده

128
00:13:07,296 --> 00:13:09,137
چونکه تو به اندازه ي کافي
. بلند جيغ نميزني

129
00:13:09,307 --> 00:13:14,591
کلارک " ، تمام گربه ها ي محل رو تا "
. چهارتا چهارراه اونطرف تر ترسوندم

130
00:13:14,804 --> 00:13:18,651
. ببين ؛ فقط يه بار ديگه
. يه بار ديگه ، يالا ، بگيرش ، يالا

131
00:13:18,829 --> 00:13:22,475
. آماده اي ؟ برو -
. نه ، کمک ، خواهش ميکنم -

132
00:13:22,647 --> 00:13:24,132
. يالا -
. نه ، کمک ؛ خواهش ميکنم -

133
00:13:24,307 --> 00:13:26,666
بايد يه مقدار احساس چاشنيش کني ؛
. يه مقدار حسي تر

134
00:13:26,839 --> 00:13:28,702
! بســــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

135
00:13:31,569 --> 00:13:33,303
دوباره تويي ؟

136
00:13:35,636 --> 00:13:38,738
. براي دعوا کردن نيومدم -
. منم کفشاي رقص نپوشيدم -

137
00:14:29,052 --> 00:14:31,990
اگه ميدونستم ميخواين دوئل کنين ؛
. هفت تيرمو مياوردم

138
00:14:32,164 --> 00:14:37,214
نه ، اين يه اسلحه نيست " لِکس " ؛
. تکه اي از تاريخه

139
00:14:37,394 --> 00:14:41,075
. هديه اي از طرف شريکي خارج از کشور

140
00:14:41,253 --> 00:14:45,017
درسته ؛ براي دوئل کردن بايد
. با حريفتون روبرو بشين

141
00:14:46,690 --> 00:14:49,083
شما ترجيح ميدين که وقتي حمله کنين
. که حريف هاتون اصلا انتظارشو ندارن

142
00:14:50,965 --> 00:14:54,480
درسته ؛ فعاليتي که امروز
. . در بازارهاي آسيايي اتفاق افتاد ؛

143
00:14:54,659 --> 00:14:56,393
منظورت همونه ؟ . .
. در موردش شنيدم

144
00:14:58,269 --> 00:15:00,462
دلال ها ؛ داشتن سهام " لوترکورپ " رو
. . ميخريدن

145
00:15:00,635 --> 00:15:02,747
. مثل اينکه به نصف قيمت هم خريدن . .

146
00:15:02,917 --> 00:15:04,780
. . بس کنيد ، پدر

147
00:15:05,325 --> 00:15:07,979
. شما فقط از چيني ها استفاده کردين

148
00:15:08,147 --> 00:15:12,100
ميدونم که اين شما بودين که از " اَپِکس گروپ " ؛
. براي کنترل خارجي شرکت ؛ استفاده کردين

149
00:15:12,989 --> 00:15:15,315
و فکرشو نميکردم که
. توجهت جلب بشه

150
00:15:15,495 --> 00:15:17,404
خوشحالم که
. اشتباه فکر کرده بودم

151
00:15:20,798 --> 00:15:23,919
. اون لبخند از خودراضي رو از صورتتون پاک کنيد
. اجازه نميدم همچين اتفاقي بيفته

152
00:15:24,097 --> 00:15:27,848
چطور ميخواي جلوشو بگيري ؟
سرمايه ي شرکتو افزايش بدي ؟

153
00:15:28,021 --> 00:15:33,981
ستاد انتخاباتي تو به طور مستقيم
. دارايي هاي " لوترکورپ " رو به خطر انداخته

154
00:15:34,159 --> 00:15:37,446
يه بانک هم وجود نداره که بتونه
. پولي که احتياج داريو دراختيارت بذاره

155
00:15:39,504 --> 00:15:41,794
پس ، حرکت دومتون چيه ؟

156
00:15:41,967 --> 00:15:45,802
يه گلوله تو سرم خالي کنين ؟ -
. " اينقدر مبالغه نکن ؛ " لِکس -

157
00:15:46,351 --> 00:15:50,186
. هرگز با اين اسلحه شليک نميکنم
. نميشه روش قيمت گذاشت

158
00:15:50,359 --> 00:15:54,406
ميدوني ؛ وقتي ژنرال " مَک آرتور " ؛
. به " فيليپين " برگشت ؛ اين اسلحه رو باخودش حمل ميکرد

159
00:15:55,120 --> 00:15:56,698
در اون لحظه ؛ چي گفت ؛ پسرم ؟

160
00:15:58,209 --> 00:16:00,998
" من ؛ برگشته ام "

161
00:16:03,220 --> 00:16:05,890
. خودتو گم نکن ، پدر

162
00:16:07,395 --> 00:16:09,353
. هنوز ساحلو هم فتح نکردي

163
00:16:26,185 --> 00:16:30,099
ميخواي داستانمو واست بگم ؛
. اول خودت بگو

164
00:16:31,066 --> 00:16:32,228
. نميدونم چي بگم

165
00:16:35,990 --> 00:16:38,113
. من اينطوري به دنيا اومدم

166
00:16:40,247 --> 00:16:42,738
تو خوش شانسي ؛ بدترين جاش
. . اينه که يادت بايد

167
00:16:42,918 --> 00:16:45,206
. مثل يه آدم عادي بودن چطوريه . .

168
00:16:45,380 --> 00:16:48,583
پس ، چطوري . . . ؟ -
به هيولا تبديل شدم ؟ -

169
00:16:51,598 --> 00:16:55,466
وقتي شش ماه پيش ؛
. يه عمل پيوند قلب انجام دادم

170
00:16:55,646 --> 00:16:57,389
. . يه دختر ؛ توي بارش شهاب سنگ ميميره

171
00:16:57,564 --> 00:17:01,894
و يه دفعه اي يه فرصت دوباره براي زندگي
. . بدست آورم ؛ نميدوني که

172
00:17:02,072 --> 00:17:06,023
چه حسي داره وقتي بدوني زندگي يکي ديگه
. با زندگي تو ؛ مبادله شده

173
00:17:06,203 --> 00:17:07,780
. بخاطر همينه که اينو حمل ميکنم

174
00:17:09,291 --> 00:17:10,619
. تا هرگز اين موضوعو فراموش نکنم

175
00:17:17,929 --> 00:17:19,756
. يه جورايي بهش حساسيت دارم

176
00:17:20,976 --> 00:17:24,179
به شهاب سنگ ؟
. باشه ، بي خيال

177
00:17:25,983 --> 00:17:29,020
فکر کنم تو و " سوليوان " هرچي ميخواستين
. . درموردم پيدا کردين

178
00:17:29,197 --> 00:17:30,739
. تا اون مقاله ي کوچولوتونو بنويسين . .

179
00:17:30,908 --> 00:17:32,651
. نيومدم تا هويتِتو فاش کنم

180
00:17:33,328 --> 00:17:34,656
. به کمکت احتياج دارم

181
00:17:34,830 --> 00:17:36,738
. امشب ؛ جونِ مادرمو نجات دادي

182
00:17:36,916 --> 00:17:39,703
در قسمت شرقي پناهگاه ؛ چند نفري
. ميخواستن ازش دزدي کنن

183
00:17:39,880 --> 00:17:42,335
. اونا ،يه ساعت رو ازش دزديدن -
. . ببخشيد -

184
00:17:42,508 --> 00:17:44,714
ولي آدمايي اينجان که .
. . خيلي بيشتر به کمک احتياج دارن

185
00:17:44,888 --> 00:17:46,548
تا اينکه به تو کمک کنم
. تا يه ساعت رو پيدا کين

186
00:17:46,723 --> 00:17:48,466
. اون ساعت ؛ متعلق به پدرم بود

187
00:17:54,026 --> 00:17:58,356
پدرتو از دست دادي ، مگه نه ؟
. و نتونستي باهاش خداحافظي کني

188
00:17:58,533 --> 00:18:02,745
چي باعث شد همچين چيزي بگي ؟ -
. چونکه خودم هم هرگز نتونستم  -

189
00:18:04,835 --> 00:18:08,668
مادرم و من ؛ داشتيم از کلاسِ ژيمناستيک
. . به خونه برميگشتيم

190
00:18:10,426 --> 00:18:13,046
. و دو نفر ؛ ازمون سرقت کردن . .

191
00:18:14,849 --> 00:18:17,803
حتي لحظه اي که اون چاقو
. به قلبم فرو رفت ، چيزي حس نکردم

192
00:18:18,563 --> 00:18:20,032
. . بالاي سرمو که نگاه کردم

193
00:18:21,067 --> 00:18:23,190
. مادرمو ديدم که روي زمين افتاده

194
00:18:24,515 --> 00:18:28,074
و دزدها ؛ درحاليکه ميخنديدن
. داشتن ازمون دور ميشدن

195
00:18:29,072 --> 00:18:31,440
بخاطر همينه که
اينکارو انجام ميدي ؟

196
00:18:32,888 --> 00:18:37,195
مادرم ، زندگيشو
. وقفِ گروهي به نام " آکرادا " کرده بود

197
00:18:37,364 --> 00:18:40,561
اونا با گروههاي جنايتکار و
. . قاچاقچي هاي مواد مخدر ميجنگيدن

198
00:18:40,730 --> 00:18:43,682
حتي با تعدادي کت و شلوار پوش که ميخواستن
. خونه هامونو با خاک يکسان کنن

199
00:18:45,039 --> 00:18:48,925
. . اون ؛ زن کوچکي بود ولي

200
00:18:49,103 --> 00:18:51,892
. خيلي جيگر داشت . . .

201
00:18:52,659 --> 00:18:54,373
. عادلانه نيست

202
00:18:55,326 --> 00:18:59,095
عادلانه نيست که همچين کسي
. يه دفعه اي از زندگيت بيرون بره

203
00:19:05,218 --> 00:19:07,177
ميتونم کمکت کنم تا
. اون ساعت رو پس بگيري

204
00:19:08,131 --> 00:19:10,172
ولي ، اون چيزي نيست که
واقعا دنبالشي ، درسته ؟

205
00:19:12,606 --> 00:19:18,184
. تو درست مثل من ؛ دنبال اجراي عدالتي -
ميتوني جاشونو بهم بگي ؟ -

206
00:19:18,351 --> 00:19:20,602
اونا عضو گروه جنايتکارهاي
. . خيابان سيزدهم هستن

207
00:19:21,183 --> 00:19:23,551
ولي کسي که دنبالشي  . .
. . مخفي شده

208
00:19:23,728 --> 00:19:26,015
و تمام دار و دسته اش تا نُه مايلي . .
. عقب کِشيدن

209
00:19:27,052 --> 00:19:29,257
. ولي اگه تو هستي ، منم هستم

210
00:19:55,397 --> 00:19:59,703
خانم " کِنت " ؛ اينجا چيکار ميکنين ؟ -
دنبال " کلارک " ميگشتم ؛ تو ديديش ؟ -

211
00:20:00,404 --> 00:20:03,519
بله ، حدود يک ساعت پيش ؛ درحاليکه
. يه کيف دستم بود ؛ از پيشم رفت ، يه کيفِ واقعي

212
00:20:04,918 --> 00:20:08,361
شنيدم چه اتفاقي براتون افتاده ؛ خوشحالم که
. ميبينم حالتون خوبه

213
00:20:09,897 --> 00:20:12,265
. نگران " کلارک " نباشين
. مطمئنم به زودي سر و کله اش پيدا ميشه

214
00:20:12,442 --> 00:20:17,239
. يا يه دفعه اي مثل لکه ظاهر ميشه يا هرکاري که ميکنه -
. تمام شب بيرون بوده -

215
00:20:17,573 --> 00:20:21,219
. تلفن همراهشو جواب نميده
. اون ، همچين آدمي نيست

216
00:20:21,394 --> 00:20:23,484
اين اواخر ؛ کارهاي زيادي ميکنه
. که بهش نميخوره

217
00:20:23,654 --> 00:20:25,616
داره سعي ميکنه اون دزدها رو پيدا کنه
مگه نه ؟

218
00:20:26,813 --> 00:20:29,678
کلويي " ؛ ميدونم که رازهاي زيادي "
. . رو بايد پيش خودت نگه داري

219
00:20:29,854 --> 00:20:31,759
. ولي اين ؛ يکي از اون رازها نيست . .

220
00:20:34,810 --> 00:20:40,044
. درمورد اون ساعت ، خيلي احساس گناه ميکنه -
و من ؟ -

221
00:20:40,932 --> 00:20:44,969
روراست بگم ، اون ميخواد همه چيزو حس کنه
. به استثناي درد اين که نتونسته با پدرش خداحافظي کنه

222
00:20:46,804 --> 00:20:48,793
ولي اين باعث نميشه که
. اين اتفاقي که افتاده ؛ از حالت واقعي خارج بشه

223
00:20:48,971 --> 00:20:51,967
هرچقدر سعي کنه که از حقيقت طفره بره
. اوضاعش خراب تر ميشه

224
00:20:52,136 --> 00:20:56,209
. ميدونم
. . هرکاري از دستم بربياد انجام ميدم

225
00:20:56,384 --> 00:20:59,213
ولي فکر نکنم انکار ؛ اينقدرها هم
. نامعمول باشه

226
00:20:59,384 --> 00:21:03,789
اما " کلارک " اينطوريه ؛ بالاخره تموم
. اون احساسات رو يه جايي خالي ميکنه

227
00:21:05,714 --> 00:21:08,117
. يا ، روي يکي -
. . و ؛ وقتي اينکارو بکنه -

228
00:21:08,297 --> 00:21:11,955
. از اتفاقي که قراره بيفته وحشت دارم . .
. هر دو ميدونيم که اون ؛ چه قابليت هايي داره

229
00:21:12,128 --> 00:21:15,456
درسته ، ولي " کلارک " هميشه هرکاري که
. ميخواد بکنه رو از تمام زوايا بررسي ميکنه

230
00:21:15,627 --> 00:21:19,534
بخاطر اينه که
. جاناتان " هميشه حواسش بهش بود "

231
00:21:19,708 --> 00:21:22,324
. هميشه ميدونست بهش چي بگه

232
00:21:25,789 --> 00:21:28,903
خانم " کِنت " ؛ فکر نکنم فقط
. ايشون بوده که ميدونسته چي بگه

233
00:21:30,454 --> 00:21:32,359
. . وقتي مُرد

234
00:21:34,911 --> 00:21:39,032
مطمئن نبودم که بتونم خودم به تنهايي
. او راز رو نگه دارم

235
00:21:40,158 --> 00:21:42,442
. خوبه که ميدونم تو اينجايي

236
00:21:45,114 --> 00:21:46,818
. متشکرم

237
00:21:48,155 --> 00:21:50,392
. مشکلي براش پيش نمياد

238
00:21:52,902 --> 00:21:55,518
. نميذاريم اتفاقي براش بيفته

239
00:22:02,691 --> 00:22:04,430
. اون ؛ همدستِشه

240
00:22:04,940 --> 00:22:06,514
ببخشيد ؛
. اينجا ؛ مهموني لباس هاي عجيب نيست

241
00:22:07,856 --> 00:22:09,513
. خيلي باحال بود ؛ آقاي جذاب

242
00:22:09,689 --> 00:22:13,265
شايد بايد نيروي عضلاني رو بذاري کنار و
. بذاري مغز قضيه رو کنترل کنه

243
00:22:14,394 --> 00:22:18,598
. مثل اينکه يکي هست که زورش ازتون خيلي زيادتره
. ما ؛ دنبال اون دوستِتون ميگرديم

244
00:22:18,767 --> 00:22:21,928
ميدوني ، اوني که يه
. خالکوبي افعي مانند داره

245
00:22:22,099 --> 00:22:24,799
پس ، چرا با من حرف ميزني ؟ -
. چونکه اون خودش ، يه طورايي مخفي شده -

246
00:22:24,973 --> 00:22:28,880
. و يه چيزي که متعلق به منه ، پيشِشه -
. ميخوايم پسِش بگيريم . جاشو بهمون بگو -

247
00:22:36,594 --> 00:22:40,025
ميدوني چيه ؟
. فقط بهش بگو دنبالش ميگشتيم

248
00:22:41,363 --> 00:22:45,207
چيکار ميکني ؟
! هنوز مغز جاي کار بيشتري براي برنده شدن داشت

249
00:22:51,194 --> 00:22:54,543
مار "؛ " اونو " هستم ؛ "
. اون دختره ؛ با يه پسره ي پيش آهنگ اومده بود

250
00:22:54,720 --> 00:22:57,113
گفتن بهت بگم که ؛
. دنبالت ميگردن

251
00:23:09,030 --> 00:23:11,139
ميتوني آخرين شماره اي که باهاش
تماس گرفته شده رو چک کني ؟

252
00:23:11,312 --> 00:23:14,130
فکر کنم وضعيت گوش کن و انجام بده ي من
. دوباره فعال شده

253
00:23:14,297 --> 00:23:16,160
براي چند وقت ؛ فکر ميکردم
. . با

254
00:23:16,330 --> 00:23:18,641
اون دختره ي لباس چرمي . .
. عوض شدم

255
00:23:19,732 --> 00:23:24,001
تو هميشه تو کابين تلفن لباس هاتو عوض ميکني ؟ -
. سرايدار توي دستشويي بود -

256
00:23:27,737 --> 00:23:29,517
فکر ميکردم عينکت دکوريه ؟

257
00:23:29,687 --> 00:23:32,163
شوخيت گرفته ؟
. مثل خفاش کورم

258
00:23:32,341 --> 00:23:35,489
بعلاوه ؛ ماسکم با عينک
. خيلي جالب درنميومد

259
00:23:36,323 --> 00:23:38,634
. آکيوويو " نجاتتون ميده "

260
00:23:38,812 --> 00:23:42,208
کارهايي که براي رَديابي اون تلفن کردي
. خيلي آدمو تحت تاثير قرار ميداد

261
00:23:42,378 --> 00:23:46,187
ميتونم براي دفعات آينده
. از کمکت استفاده کنم

262
00:23:46,734 --> 00:23:48,183
. بايد يه ليست شماره هاي تلفن معکوس پيدا کنيم

263
00:23:48,352 --> 00:23:51,949
درسته ؛ و بعدش شايد بتونيم از
. صفحه ي ورودي رَد بشيم

264
00:23:52,126 --> 00:23:53,906
. اونش با من

265
00:23:54,905 --> 00:23:56,473
بخاطر همين اينجا کار ميکني ، مگه نه ؟

266
00:23:56,689 --> 00:23:59,837
هر اتفاقي که توي " متروپوليس " ميفته
. از مجراي " ديلي پلانت " هم رَد ميشه

267
00:24:00,380 --> 00:24:03,233
وقتشه که همه چيزو کنار همديگه
. " قرار بديم " برندا استار

268
00:24:09,466 --> 00:24:13,063
مگر اينکه اسم واقعي " مار " ؛ " بآتريس کراس " باشه
. والا فکر کنم داره از يه تلفن سرقت شده استفاده ميکنه

269
00:24:13,696 --> 00:24:15,428
ميتوني تماس هاي گرفته شده رو
نشون بدي ؟

270
00:24:19,081 --> 00:24:21,639
مثل اينکه يکي از پشتيباني کننده هاي
. فانتزي فون " هست "

271
00:24:21,818 --> 00:24:24,294
. مهمتر اينکه به پيتزا علاقه داره

272
00:24:24,472 --> 00:24:27,078
بله ، خواستم يه
. سفارش بهتون بدم که برام بيارين

273
00:24:27,252 --> 00:24:30,518
. شماره تلفنم هست 0138-555

274
00:24:31,482 --> 00:24:35,538
پلاک 1436 ؛ خيابان " استانتون " ؛ بله
. آدرسم همينه ؛ متشکرم

275
00:24:35,713 --> 00:24:38,449
مثل اينه که وقتش رسيده
. تا به پليس خبر بديم

276
00:24:38,617 --> 00:24:40,102
. نه -
. نه -

277
00:24:42,633 --> 00:24:45,734
کلارک " فکر نميکني خيلي به "
پايان دادن به اين داستان نزديکي ؟

278
00:24:45,909 --> 00:24:48,844
کلويي " ؛ اگه از قدرتهام براي ايستادن دربرابر  "
. . آدمهاي بي فايده اي مثل اين استفاده نکنم

279
00:24:49,020 --> 00:24:51,164
پس ، ديگه داشتن اين همه قدرت . .
چه فايده اي داره ؟

280
00:24:51,344 --> 00:24:54,115
واقعا فکر نميکنم که بايد
. . بري به

281
00:25:03,829 --> 00:25:07,426
. نگران نباش
. حواسم بهش هست

282
00:25:10,634 --> 00:25:14,065
چطوره که آشغالي مثل تو هنوز زنده اس
ولي پدر من از دنيا رفته ؟

283
00:25:20,050 --> 00:25:21,893
بهتره همين الان بري پِي کارت
. والا خودتم مُردي

284
00:25:22,060 --> 00:25:23,903
. تو ؛ ساعتِ پدرمو دزديدي
. ميخوام پسش بگيرم

285
00:25:24,071 --> 00:25:26,193
. نميدونم داري درمورد چي حرف ميزني

286
00:25:34,579 --> 00:25:38,757
. ديگه پيشم نيست . فروختمش -
. اون ساعتِ پدرم بود -

287
00:25:41,886 --> 00:25:45,609
منتظر چي هستي ؟
. اون حقشه که بميره

288
00:25:53,929 --> 00:25:56,555
. اگه تو نکُشيش ، من ميکُشمِش -
. نه -

289
00:26:03,615 --> 00:26:06,602
. متاسفم
. بايد اينکارو انجام بدم

290
00:26:17,777 --> 00:26:19,620
. تو

291
00:26:23,506 --> 00:26:25,511
اين ، همون چاقوييه که ازش
براي کُشتن مادرم استفاده کردي ؟

292
00:26:25,681 --> 00:26:27,641
. نه
. اون ، ارزششو نداره

293
00:26:27,816 --> 00:26:32,320
مجبور نبودي بکُشيش ؛
. اون ؛ همه ي پولي که داشتو بهت داده بود

294
00:26:32,495 --> 00:26:36,183
. بخاطر پول مادرتو نکُشتم
. بهم گفته بودن کاري کنم شبيه سرقت به نظر بياد

295
00:26:37,256 --> 00:26:39,461
ترور بود ؟ -
. اون ، سر راهشون قرار گرفته بود -

296
00:26:39,638 --> 00:26:42,625
سر راهِ کيا ؟
کي تو رو استخدام کرده بود ؟

297
00:26:43,532 --> 00:26:47,091
کت و شلواري ها ، افراد شرکت " اپِکس "؛
همونايي که زاغه ها رو با خاک يکي کردن

298
00:26:47,268 --> 00:26:49,473
. يه اسم ميخوام

299
00:26:49,853 --> 00:26:50,996
. " آندريا "

300
00:26:52,603 --> 00:26:57,107
تمام چيزي که ميدونم اينه که ؛ کسي که استخدامم کرد
. از طرف " ليونل لوتر " يه تماس تلفني داشت

301
00:26:59,212 --> 00:27:00,599
. نکن

302
00:27:12,184 --> 00:27:14,435
! نه

303
00:27:48,998 --> 00:27:53,095
ميبينم که اساس هاتونو آوردين ؛ فکر نميکنين که
هنوز يه مقدار زود باشه ؛ پدر ؟

304
00:27:53,267 --> 00:27:55,390
تا صبح ؛ هيات مديره
. جلسه اي تشکيل نميده

305
00:27:55,566 --> 00:27:57,608
. " بازدهي ، ارزش زيادي برام داره " لِکس
. خودت که ميدوني

306
00:27:58,562 --> 00:28:00,978
شنيدم امروز يه تماس گيج کننده اي
. با بانک داشتي

307
00:28:01,149 --> 00:28:05,083
بايستي مايه زبونيت شده باشه که تمام اون نخ ها
. رو بيرون کِشيدي و فهميدي که به هيچ کجا وصل نيستن

308
00:28:05,254 --> 00:28:08,452
بخصوص وقتي که پدرت ؛ اونيه که
. قيچي رو بدستش گرفته

309
00:28:09,276 --> 00:28:11,609
. تو باعث شدي شرکت آسيب پذير بشه

310
00:28:17,405 --> 00:28:20,031
پس فکر کنم بايد
. ازتون متشکر باشم

311
00:28:20,198 --> 00:28:22,776
اگه شما سعي نميکردين اينجا رو از دستم دربيارين
. يکي ديگه ميومد و اينکارو ميکرد

312
00:28:22,948 --> 00:28:27,720
دقيقا ؛ آخه داشتن خانواده چه فايده اي داره
وقتي که هواي همديگه رو نداشته باشيم ؟

313
00:28:30,134 --> 00:28:32,579
. . در اون حالت که

314
00:28:32,751 --> 00:28:36,779
. . که وفاداري باثبات خانوادگي شکست بخوره

315
00:28:36,946 --> 00:28:39,803
هميشه يه سري قفسه هايي هستن که
. بشه براي پيدا کردن رازهاي " لوتر ها " گشت

316
00:28:39,978 --> 00:28:42,044
خيلي خوب ؛ مقدمه رو بيخيال شو ؛
. " برو سر اصل مطلب " لِکس

317
00:28:42,222 --> 00:28:44,618
الان ديگه فکر ميکني چه
اسکلت باستاني اي رو از زيرخاک درآوردي ؟

318
00:28:44,797 --> 00:28:48,068
. البته هنوز به اسکلت تبديل نشده

319
00:28:48,246 --> 00:28:51,103
. بيشتر شبيه يه جسد تر و  تازه اس

320
00:28:57,675 --> 00:28:59,989
موندم که " مارتا کِنت " ؛
. . چه حسي پيدا ميکنه

321
00:29:00,168 --> 00:29:05,022
اگه متوجه بشه که شما درست قبل از مرگِ شوهرش
باهاش يه جلسه ي مخفيانه داشتني ؟

322
00:29:07,437 --> 00:29:10,259
. . همچين تجاوزي

323
00:29:10,428 --> 00:29:14,030
حتي رفتار خيلي خوب بخشنده ترين
. زن رو هم ، به آزمايش ميگيره

324
00:29:17,697 --> 00:29:19,597
چي ميخواي " لِکس " ؟

325
00:29:27,086 --> 00:29:29,943
. اميدوارم از اقامتتون لذت برده باشيد

326
00:29:35,850 --> 00:29:38,046
. متاسفم که خيلي کوتاه بود

327
00:29:50,350 --> 00:29:51,884
مار " ؟ "

328
00:29:55,127 --> 00:29:56,826
مار " ؟ "

329
00:30:00,859 --> 00:30:03,882
. خودتو مُرده حساب کن

330
00:30:27,614 --> 00:30:29,663
تو ؛ آدماي ديگه رو
. . از خونه هاشون بيرون انداختي

331
00:30:29,838 --> 00:30:32,133
تا بتوني محله هاي زاغه نشين رو خراب کني
. تا سود بيشتري بدست بياري

332
00:30:32,310 --> 00:30:35,718
مادرم جلوت ايستادگي کرد ؛
. پس ، دستور قتلشو دادي

333
00:30:35,893 --> 00:30:39,136
. " هيچکي از چنگال عدالت فرار نميکنه " لوتِر
. حتي تو

334
00:30:39,312 --> 00:30:42,720
گوش بده ؛ ما ؛ اينقدرها هم که تو فکر ميکني
. باهمديگه متفاوت نيستيم

335
00:30:42,897 --> 00:30:44,454
. اينگار تو همه چيزو درموردم ميدوني

336
00:30:44,627 --> 00:30:48,199
ميدونم ؛ منم تو همون خيابونهاي خطرناکي
. بزرگ شدم که تو بزرگ شدي

337
00:30:48,377 --> 00:30:51,422
درست مثل خودت ، والدينم رو در يک
. جنايتِ احمقانه از دست دادم

338
00:30:51,590 --> 00:30:53,721
. احمقانه نبود ؛ حساب شده بود

339
00:30:54,096 --> 00:30:58,582
آندريا " ؛ بسه ؛ بذار پليس به کار اونها "
. رسيدگي کنه ؛ اگه مقصر باشه ؛ بهاي کارشو ميده

340
00:30:58,752 --> 00:31:00,966
. . اگه پدر خودت به قتل رسيده بود

341
00:31:01,141 --> 00:31:05,252
و با قاتلش چشم تو چشم ميشدي
چيکار ميکردي ؟

342
00:31:05,714 --> 00:31:09,122
اگه اشتباه کني چي ؟
اگه اون هيچ ربطي به قتل مادرت نداشته باشه چي ؟

343
00:31:10,033 --> 00:31:13,735
. آندريا " ؛ به حرفاش گوش بده ، گوش بده "

344
00:31:13,905 --> 00:31:16,364
. ببين ، ميدونم الان توي قلبت چي ميگذره

345
00:31:16,666 --> 00:31:19,793
. خشمِه ، خودم هم احساسش کردم

346
00:31:20,910 --> 00:31:23,827
ولي کُشتن اون ؛ گرفتن زندگيش
. چيزي رو عوض نميکنه

347
00:31:24,000 --> 00:31:28,322
. چرا ، عوض ميکنه -
آندريا " ؛ بس کن ، به مادرت فکر کن " -

348
00:31:29,308 --> 00:31:31,895
اين ، کاريه که اون ميخواست انجام بدي ؟

349
00:31:36,929 --> 00:31:40,139
. ولش کن بره
. بذار بره تا همه چيز درست بشه

350
00:31:41,214 --> 00:31:43,428
. من يه مَرد رو به قتل رسوندم

351
00:31:44,756 --> 00:31:47,343
. " و ميشناسمت " کلارک

352
00:31:47,516 --> 00:31:50,433
تو هرگز نميذاري از اينجا
. بيرون برم

353
00:31:54,802 --> 00:31:56,815
. وقتش رسيده که يه قهرمان واقعي باشي

354
00:32:21,915 --> 00:32:26,272
. زنِ استثنايي ايه
. بدجوري نادرست هدايت شده

355
00:32:26,448 --> 00:32:28,711
. خيلي سختي کِشيده

356
00:32:29,708 --> 00:32:34,651
چرا فکر ميکنم زندگي منو بخاطر
اون دختر نجات دادي ، نه بخاطر خودم ؟

357
00:32:36,809 --> 00:32:38,944
. . هر دليلي که داشتي

358
00:32:40,771 --> 00:32:42,788
. ازت متشکرم ؛ پسرم . . .

359
00:32:42,788 --> 00:32:52,788
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

360
00:33:52,666 --> 00:33:56,539
. مارتا " ؛ معذرت ميخوام "
. نميخواستم بترسونمت

361
00:33:56,712 --> 00:33:58,190
. مسئله اي نيست

362
00:33:58,917 --> 00:34:00,723
. حواسم جاي ديگه اي بود

363
00:34:00,898 --> 00:34:06,298
بله ؛ پشت سر گذاشتن اين روزها
. بايد خيلي سخت باشه ؛ متوجهم

364
00:34:07,586 --> 00:34:11,623
. . وقتي همسرم . . وقتي " ليلين " مُرد ؛ من

365
00:34:12,912 --> 00:34:15,635
. . فکر ميکردم که ديگه هيچوقت کامل نميشم ؛ من

366
00:34:17,445 --> 00:34:20,086
وقت زيادي ميبره تا
. از اين حادثه شفا پيدا کني

367
00:34:21,450 --> 00:34:23,961
. دارم تمام تلاشمو ميکنم

368
00:34:26,033 --> 00:34:30,728
شنيدم فرماندار ازت خواسته که
. صندلي سناتوري " جاناتان " رو پُر کني

369
00:34:33,663 --> 00:34:36,666
. از اين موضوع حتي به " کلارک " چيزي نگفتم
تو از کجا ميدوني ؟

370
00:34:37,702 --> 00:34:41,117
من يه هيجاني براي
. . دونستن چيزا دارم ؛ من

371
00:34:41,294 --> 00:34:43,393
خواستم بدونم حالت چطوره ؟

372
00:34:45,092 --> 00:34:47,274
مطمئن نيستم پيشنهادِ فرماندار
. رو قبول کنم

373
00:34:47,445 --> 00:34:50,250
اگه اومدي کاري کني تا عقيده ي منو
. عوض کني اينو بدون

374
00:34:50,417 --> 00:34:54,620
نه ؛ تو کاملا توانايي اينو داري که
. . اون تصميمو خودت بگيري ؛ من

375
00:34:54,793 --> 00:34:58,372
فقط بابت اين متاسفم که
. اين بارو روي دوشت گذاشتن

376
00:34:58,550 --> 00:35:01,307
الان چيزاي زيادي هست که
. " بايد بهشون برسي " مارتا

377
00:35:03,373 --> 00:35:06,589
ميدونم که " جاناتان " يه قسمتي از
. مزرعه رو فروخت

378
00:35:06,758 --> 00:35:09,844
. تصميم خودش بود -
. بخاطر غرورش اينکارو کرد -

379
00:35:10,019 --> 00:35:13,975
تا بتونه کمک مالي اي که من به
. ستاد انتخاباتيش کردمو پسم بده

380
00:35:17,450 --> 00:35:19,668
. نتونستم قبولش کنم

381
00:35:20,505 --> 00:35:25,576
جاناتان" و من ؛ اجازه داديم که "
. سياست و پول بينمون قرار بگيرن

382
00:35:30,342 --> 00:35:33,461
نميخوام اون اتفاق براي
. " ما دوتا بيفته " مارتا

383
00:35:46,447 --> 00:35:49,116
. . اگه به چيزي احتياج داري

384
00:35:49,284 --> 00:35:52,284
خواهش ميکنم ، اينو بدون که هميشه . .
. براي کمک حاضرم

385
00:35:54,833 --> 00:35:56,991
. به عنوان يه دوست

386
00:36:11,440 --> 00:36:13,064
. هِي

387
00:36:13,777 --> 00:36:16,268
امروز صبح که اومدم
. ميزشو اينطوري پيدا کردم

388
00:36:16,447 --> 00:36:19,021
به تلفن همراهش زنگ زدم
.  با خونه اش تماس گرفتم

389
00:36:19,200 --> 00:36:21,869
مثل اينکه پرواز کرده و
. تو آسمونها گم شده

390
00:36:22,622 --> 00:36:25,409
نميذاره ديگه هيچکسي
. پيداش کنه

391
00:36:25,876 --> 00:36:27,868
فکر کنم جلاي وطن
. . بهاييه که بايد بپردازي وقتي

392
00:36:28,047 --> 00:36:30,538
خودت ؛ سرخود ؛ نقشِ قاضي ؛
. هيئت منصفه و جلاد رو بازي ميکني

393
00:36:30,716 --> 00:36:32,507
. درسته

394
00:36:36,308 --> 00:36:38,977
کلارک " ؛ اونجا واقعا چي شد ؟ "

395
00:36:39,145 --> 00:36:43,094
بايد به حرفات گوش ميدادم " کلويي " ؛
. سعي کردي بهم هشدار بدي

396
00:36:45,320 --> 00:36:48,903
دستامو انداخته بودم
. دور گلوي اون يارو

397
00:36:50,162 --> 00:36:53,946
و فکر ميکردم
. . اگه زندگي اون مَرد رو بگيرم

398
00:36:54,166 --> 00:36:56,205
اونموقع ديگه همه چي . .
. درست ميشه

399
00:36:57,254 --> 00:36:59,211
. " پناه برخدا ؛ " کلارک

400
00:37:00,800 --> 00:37:03,966
ولي اونو نکُشتي ؟ -
. نه -

401
00:37:04,347 --> 00:37:06,671
چه چيزي جلوتو گرفت ؟

402
00:37:08,186 --> 00:37:09,728
. صداي پدرم

403
00:37:12,445 --> 00:37:16,742
شايد عجيب به نظر بياد ولي من ؛
. من ميتونم صداشو بشنوم

404
00:37:17,371 --> 00:37:19,199
اون بود که هميشه مراقب بود تا
. . پامو از حد خودم فراتر نذارم

405
00:37:19,376 --> 00:37:21,369
وقتي که خيلي نزديک بود تا کنترلمو . .
. از دست بدم و همه چيو خراب کنم

406
00:37:23,552 --> 00:37:26,008
خيلي بده که " آندريا " ؛ نتونست
. سر وقت خودشو کِنار بکِشه

407
00:37:26,182 --> 00:37:29,849
فکر کنم درحال حاضر متروپوليس
. به يکي مثل اون احتياج داره

408
00:37:34,032 --> 00:37:36,484
فکر ميکني بتوني يه روزي ؛ کاري که
اون دخترکرد رو انجام بدي ؟

409
00:37:36,658 --> 00:37:41,114
روزها ؛ يه خبرنگار خوش مشرب م مهربان و
شب ها ، کسي که با جرم و جنايت درميفته ؟

410
00:37:41,785 --> 00:37:45,032
راستش ؛ اميدوارم که
. . يه راهي پيدا کنم

411
00:37:45,202 --> 00:37:48,069
تا مجبور نباشم شخصيت واقعي خودمو
. مخفي کنم

412
00:38:10,002 --> 00:38:13,332
تمام امانت فروشي هاي متروپوليس رو
. براي پيدا کردنش گشتم

413
00:38:16,588 --> 00:38:19,289
. باروم نميشه پيداش کردي

414
00:38:22,839 --> 00:38:24,579
. . لانا " ؛ "

415
00:38:27,590 --> 00:38:30,078
بابت رفتارم ازت معذرت ميخوام . .

416
00:38:30,258 --> 00:38:33,753
ميدونم که بايد بتونم به زندگيم ادامه بدم
. . ولي زندگي بدون وجود پدرم

417
00:38:36,802 --> 00:38:38,791
. چندان حس و حال واقعي برام نداره . .

418
00:38:39,927 --> 00:38:41,751
. . مثل اينه که منجمد شدي

419
00:38:41,928 --> 00:38:45,588
. و تمام دنيا داره دورت ميچرخه .

420
00:38:47,263 --> 00:38:50,463
مهم نيست که چه تعداد آدم باشن که
. . دستِتو بگيرن و پشت و پناهت باشن

421
00:38:50,639 --> 00:38:53,388
. دست آخر ، تنها ميموني . . .

422
00:39:00,268 --> 00:39:03,715
اينطورا هم نيست که هيچوقت بهم اجازه ميداد
تا آسونترين راهِ ممکن رو انتخاب کنم ، هان ؟

423
00:39:05,019 --> 00:39:06,807
. دستِش کن

424
00:39:19,440 --> 00:39:24,596
. قشنگه
. پدرت خيلي خوشحال ميشه

425
00:39:34,778 --> 00:39:36,566
. بيا ، از اونطرف برو
. به شکل 8 باهاش کار کن

426
00:39:36,738 --> 00:39:38,064
. لطفا مراقب باش

427
00:39:38,238 --> 00:39:40,809
. نگران نباش ، عزيزم
. همه چي درست ميشه

428
00:39:40,989 --> 00:39:43,144
. هميشه همينو بهم ميگين

429
00:39:48,116 --> 00:39:49,608
از اون طرف ؟ -
. محکم بگير -

430
00:39:49,783 --> 00:39:51,653
چي . . شوخيت گرفته ؟

431
00:39:52,826 --> 00:39:56,192
. اين مردِ جوان از جنس فولاده
. نيگاش کن

432
00:39:57,452 --> 00:39:59,276
. يه دور ديگه بزن -
کجا ميرين ؟ -

433
00:39:59,453 --> 00:40:01,323
گفتم زمين پشتي رو به پسرمون
. نشون بدم

434
00:40:01,495 --> 00:40:04,861
بالاخره ، يه روزي مالِ اون ميشه ؛
درسته ؟

435
00:40:05,413 --> 00:40:07,782
. کلارک "؛ واسه مامانت دست تکون بده ؛ پسرم "

436
00:40:11,874 --> 00:40:13,614
. باي-باي

437
00:40:13,614 --> 00:40:23,614
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

438
00:41:50,114 --> 00:42:05,114
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

