﻿1
00:00:01,700 --> 00:00:04,345
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:04,583 --> 00:00:05,983
ميدونستم که "
. " برخواهي گشت ؛ پسرم

3
00:00:07,076 --> 00:00:09,176
حس ميکردم يه چيزي
. داره منو به سمت خونه فراخواني ميکنه

4
00:00:09,379 --> 00:00:10,779
هر ماجرايي که با " جور-ال " ؛
. . پشت سرگذاشتيم

5
00:00:10,780 --> 00:00:12,179
فقط ميخوام اون فصل از . .
. زندگيمو ببندم

6
00:00:12,443 --> 00:00:14,843
يه سياهي اي درون من وجود داره
. که هميشه نميتونم کنترلش کنم

7
00:00:14,845 --> 00:00:16,945
يقينا ؛ تو حالتهاي خيلي بدتر از اين
. منو ديدي

8
00:00:17,406 --> 00:00:18,606
. و ؛ در بهترين حالت هات

9
00:00:18,702 --> 00:00:20,202
. . سه اثر مقدس

10
00:00:20,437 --> 00:00:21,788
. . که دراطراف دنيا مخفي شدن . .

11
00:00:21,788 --> 00:00:24,344
که بدست فرهنگ هاي قديمي که
. . صاحب علم بودن ساخته شده

12
00:00:24,344 --> 00:00:25,900
. . آب ؛ و اين يکي به معني آتش هست

13
00:00:25,917 --> 00:00:27,900
و ؛ اوني که اون بالاس
. هوا " هست "

14
00:00:27,951 --> 00:00:29,047
. . اگه اونا رو درکنار همديگه قرار بدي

15
00:00:29,423 --> 00:00:30,555
کجاس ؟

16
00:00:30,590 --> 00:00:31,687
. خدا کمکم کنه

17
00:00:38,949 --> 00:00:40,449
تا الان ديگه بايد فهميده باشي که
. . لانا " ؛ فقط "

18
00:00:40,450 --> 00:00:41,949
يه گرويي ؛ در دستانِ مادرمه . .

19
00:00:42,071 --> 00:00:43,371
مارتا "؛ " کلارک " هنوزم "
. . بخاطر مشکل قلبي من

20
00:00:43,372 --> 00:00:44,671
. احساس مسئوليت ميکنه

21
00:00:44,706 --> 00:00:46,118
. . اگه چيزي پيدا کردي

22
00:00:47,239 --> 00:00:48,747
اگه يه چيزي باشه که
. . يه کسي نخواد

23
00:00:48,747 --> 00:00:49,591
. . که تو درموردش بدوني . .

24
00:00:49,591 --> 00:00:50,591
بهش ميگي که اون  . .
موضوع رو ميدوني ؟

25
00:00:51,273 --> 00:00:52,430
چيکار کردم ؟

26
00:00:52,465 --> 00:00:53,465
. بهم اطمينان کردي

27
00:00:53,816 --> 00:00:55,316
نميتونم بذارم از پيشم بري ؛
. . نه براي بار دوم

28
00:00:55,933 --> 00:00:57,733
بخاطره همينه که ايندفعه
. متفاوت خواهد بود

29
00:00:57,786 --> 00:00:58,486
اين دفعه " ؟ "

30
00:00:58,802 --> 00:01:00,402
تو ، مردِ جوانِ فوق العاده اي هستي " کلارک " ؛

31
00:01:00,664 --> 00:01:02,564
تو هر روز ؛
. تصميم هاي خيلي مهمي ميگيري

32
00:01:02,909 --> 00:01:04,076
! به غريزه ات اطمينان کن

33
00:01:04,111 --> 00:01:06,811
حرص و طمع ؛ باعث ميشه که
. . اوناي ديگه دنبال بدست آوردن سنگ ها باشن

34
00:01:06,944 --> 00:01:08,468
. . و دنيا رو به سوي قحطي

35
00:01:08,859 --> 00:01:11,549
جنگ و دستِ آخر . .
. آخرين نابودي زمين ؛ خواهند کِشيد

36
00:01:11,605 --> 00:01:13,809
سنگ " کجاس ؟ "

37
00:01:14,391 --> 00:01:15,329
. " دادمش به " لانا

38
00:01:15,509 --> 00:01:17,834
اون ؛ کسيه که انتخاب شده
. و همگي هم اينو ميدونيم

39
00:01:19,460 --> 00:01:21,344
کلارک " ؛ بيشتر از هرکدوم از ما "
. به اين ماجرا وابسته اس

40
00:01:21,344 --> 00:01:23,665
. . کارِ " کلارکِ"ـه ، اون

41
00:01:23,665 --> 00:01:25,512
يه مَرد ؛ نميتونه
. سرشت واقعي خودشو انکار کنه

42
00:01:26,400 --> 00:01:27,999
. وقتشه که سرنوشت خودمو به انجام برسونم

43
00:01:28,543 --> 00:01:30,043
. من ؛ آدم-بدِيه داستانم

44
00:01:31,655 --> 00:01:34,255
و حالا ؛ قسمت آخر فصل چهارم سريال اسمالويل

45
00:01:46,715 --> 00:01:48,932
. " بايد بهت آفرين بگم " لانا

46
00:01:50,421 --> 00:01:52,528
. . من ، پسرمو طوري بزرگ کردم

47
00:01:52,935 --> 00:01:54,100
. . که اينقدر بااراده باشه که . .

48
00:01:54,186 --> 00:01:56,324
. توسط هيچ چيزي شکسته نشه . .

49
00:01:57,451 --> 00:02:00,849
ظاهرا ؛ به استثنايِ عشقِ تو

50
00:02:05,603 --> 00:02:07,603
چي از جونم ميخواي ؟

51
00:02:07,638 --> 00:02:08,872
. " سنگ "

52
00:02:09,895 --> 00:02:11,195
. هموني که " ليونل " بهت داده

53
00:02:11,677 --> 00:02:13,177
ليونل " ؟"

54
00:02:13,500 --> 00:02:15,100
. . اون هرگز همچين چيزي بهم نداده

55
00:02:15,109 --> 00:02:16,809
چه کمکم بکني يا نه غ
. اون سنگ رو پيدا ميکنم

56
00:02:16,809 --> 00:02:26,809
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

57
00:05:42,641 --> 00:05:43,100
! " کلارک "

58
00:05:43,118 --> 00:05:44,656
. چيزي نيست
. فقط يه خواب بده

59
00:05:44,691 --> 00:05:46,391
اينطوري که تو فرياد کِشيدي ؛
. بدجوري ما رو ترسوندي

60
00:05:46,797 --> 00:05:47,697
چي ؟

61
00:05:47,781 --> 00:05:50,195
همينطور پشت سر هم فرياد ميکِشيدي
! " داره مياد "

62
00:06:15,747 --> 00:06:18,747
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت بيست و دوم "
" جشن فارغ التحصيلي "

63
00:06:20,748 --> 00:07:11,063
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

64
00:07:12,787 --> 00:07:15,258
داشت بهم حمله ميکرد ؛
. همه چي خيلي سريع اتفاق افتاد

65
00:07:15,258 --> 00:07:17,252
. حتي يادم نمياد که کِي زدمِش

66
00:07:17,545 --> 00:07:21,588
لانا " ؛ ازت ميخوام يه نفس عميق بکِشي "
. و سعي کني آروم باشي

67
00:07:22,700 --> 00:07:24,863
لِکس " ؛ يه زن "
. بخاطر من مُرده

68
00:07:24,947 --> 00:07:26,861
. من اونو کُشتم
! نه ، نه

69
00:07:26,896 --> 00:07:28,503
. تو انتخاب ديگه اي نداشتي

70
00:07:30,817 --> 00:07:33,517
تو کاري رو انجام دادي که اگه زندگي
. هرکسِ ديگه اي هم درخطر بود همينکارو ميکرد

71
00:07:34,398 --> 00:07:35,690
. بايد به " جيسون " بگم

72
00:07:36,734 --> 00:07:37,977
. اون زن ؛ مادرش بود

73
00:07:38,012 --> 00:07:39,289
. جيسون " ؛ با من "

74
00:07:39,324 --> 00:07:41,024
لِکس " ؛ يه جسد "
. توي آپارتمانم افتاده

75
00:07:41,060 --> 00:07:42,060
. بايد به پليس خبر بدم

76
00:07:42,061 --> 00:07:43,166
. بايد بهشون بگم چه اتفاقي افتاده

77
00:07:43,166 --> 00:07:45,360
لانا " ؛ خيلي مطمئن نيستم که "
. تصميم درست و عاقلانه اي باشه

78
00:07:47,382 --> 00:07:49,782
جِنِويو تيگ " ؛ زن قدرتمندي بود ؛ "

79
00:07:50,066 --> 00:07:51,766
. . همسر يه وکيل فوق العاده قدرتمند بود

80
00:07:51,941 --> 00:07:53,894
. . گرچه خيلي شخصه که تو از خودت دفاع کردي

81
00:07:53,969 --> 00:07:55,409
. . ولي " ادوارد تيگ " کاري ميکنه که . .

82
00:07:55,409 --> 00:07:57,111
مطمئن بشه هيئت منصفه . .
. به اين پرونده به ديدِ قتل عمد نگاه کنن

83
00:07:57,111 --> 00:07:58,430
چه اتفاقي برام ميفته ؟

84
00:07:59,275 --> 00:08:00,946
. ميفتم زندان

85
00:08:02,078 --> 00:08:03,050
. نه

86
00:08:04,367 --> 00:08:06,763
من ؛ يکي از بهترين وکيل مدافع هاي
. . کشور رو

87
00:08:06,763 --> 00:08:08,243
. برات استخدام ميکنم . . .

88
00:08:08,243 --> 00:08:09,591
. . و به محض اينکه اون وکيل از نيويورک برسه

89
00:08:09,591 --> 00:08:11,631
. به مقامات پليس موضوع رو خبر ميديم  . .

90
00:08:11,631 --> 00:08:12,799
. باشه

91
00:08:13,043 --> 00:08:13,936
. متشکرم

92
00:08:20,374 --> 00:08:22,374
. بايد بهم اطمينان کني

93
00:08:22,977 --> 00:08:24,279
. . تا وقتي که اون وکيل برسه

94
00:08:24,279 --> 00:08:26,279
ازت ميخوام همينجا بموني و
. با کسي حرف نزني

95
00:08:34,443 --> 00:08:35,443
. کيفم

96
00:08:35,444 --> 00:08:37,044
کيفم کجاس ؟

97
00:08:38,283 --> 00:08:39,283
. نگران نباش

98
00:08:39,334 --> 00:08:40,526
. هنوز اونجا سرجاشِه

99
00:08:40,561 --> 00:08:41,961
. هرگز اونو ازت نميگيرم

100
00:08:44,288 --> 00:08:45,288
. " آقاي " لوتِر

101
00:08:46,092 --> 00:08:47,292
. يه مشکلي پيش اومده

102
00:08:50,564 --> 00:08:51,864
. همه چي درست ميشه

103
00:09:14,196 --> 00:09:16,216
نميتونم جلوي خودمو بگيرم تا به اين
. فکر نکنم که اون يه جور هشدار بوده

104
00:09:16,251 --> 00:09:18,451
. ولي ، " کلارک " اون فقط يه خواب بد بوده

105
00:09:18,815 --> 00:09:20,217
بچه که بودي ؛
. . هميشه کابوس ميديدي

106
00:09:20,217 --> 00:09:21,199
يادته ؟ . .

107
00:09:21,199 --> 00:09:22,399
. اين دفعه فرق ميکنه

108
00:09:22,914 --> 00:09:24,814
. خيلي واقعي به نظرميومد

109
00:09:24,896 --> 00:09:26,896
و اگه يه هشدار باشه
. اونوقت بايد يه کاري بکنم

110
00:09:26,917 --> 00:09:28,059
. . کاري که بايد بکني اينه که

111
00:09:28,059 --> 00:09:28,779
. . الان بايد يه چرتِ کوچيک بزني

112
00:09:28,779 --> 00:09:30,919
. . تا براي وقتي که فردا . .

113
00:09:30,919 --> 00:09:31,667
اون ديپلم رو بدستت ميدن . .
. خواب آلو نباشه

114
00:09:31,667 --> 00:09:32,631
. . پدرت درست ميگه

115
00:09:32,631 --> 00:09:35,337
اجازه نده يه کابوس ؛ . .
. مراسم فارغ التحصيلتو خراب کنه

116
00:09:35,428 --> 00:09:36,561
کابوس ؟

117
00:09:37,013 --> 00:09:38,513
پس ،داستانِ اين همه هياهو اينه ؟

118
00:09:39,337 --> 00:09:40,237
. " لوييس "

119
00:09:40,310 --> 00:09:42,010
. . اگه شنيدنش حالتو بهتر ميکنه

120
00:09:42,042 --> 00:09:43,607
. من هميشه دارم کابوس ميبينم . .

121
00:09:45,736 --> 00:09:47,219
. . هفته ي پيش يه کابوسي ديدم

122
00:09:47,830 --> 00:09:49,030
! که خيلي ترسناک بود

123
00:09:49,427 --> 00:09:50,727
. . يه

124
00:09:51,938 --> 00:09:53,438
. . يارويي ؛ شنل ( کلاه ) قرمز انداخته بود

125
00:09:54,297 --> 00:09:55,697
. " خيلي ترسناک به نظرمياد " لوييس

126
00:09:56,962 --> 00:09:57,962
! آره

127
00:09:58,492 --> 00:10:00,592
يه موضوعي هست که
. . ميخواستم بهتون بگم

128
00:10:00,602 --> 00:10:01,858
. . فقط نميدنستم که کِي بگم . .

129
00:10:01,893 --> 00:10:03,393
پس ، فکر کنم که ساعت 2 صبح
. . وقت خوبي

130
00:10:03,457 --> 00:10:05,457
. براي گفتنش باشه . . -
موضوع چيه " لوييس " ؟ -

131
00:10:06,283 --> 00:10:08,011
. . ژنرال " استخدامم کرده "

132
00:10:08,011 --> 00:10:10,084
براي يه ماموريت شناسايي ؛ تا . .
. . برم و خواهر جيب برمو

133
00:10:10,084 --> 00:10:11,384
. توي اروپا پيدا کنم . .

134
00:10:11,417 --> 00:10:13,417
. پس ؛ فردا ؛ به سمتِ " هايدلبرگ " حرکت ميکنيم

135
00:10:13,418 --> 00:10:15,848
. از شنيدنش متاسفم

136
00:10:17,459 --> 00:10:20,066
کلارک " ؛ ميدونم که الان از شنيدن "
. . اين موضوع چقدر خراب و داغون شدي

137
00:10:20,117 --> 00:10:21,217
. . ولي اگه بتوني . .

138
00:10:21,481 --> 00:10:24,081
جلوي خودتو بگيري که زيادي گريه نکني
. ازت متشکر ميشم

139
00:10:24,384 --> 00:10:25,384
. سعيمو ميکنم

140
00:10:27,201 --> 00:10:28,301
. مِرسي

141
00:10:31,099 --> 00:10:32,194
. . آقا و خانم " کِنت " ؛

142
00:10:32,194 --> 00:10:34,743
فقط خواستم بابت همه چي
.  ازتون تشکر کرده باشم

143
00:10:34,743 --> 00:10:35,708
. . شماها

144
00:10:35,708 --> 00:10:38,708
مثل پدر و مادري هستين که
. هميشه ميخواستم داشته باشم

145
00:10:40,359 --> 00:10:41,784
. . لوييس " ؛ ميخوايم اينو بدوني "

146
00:10:41,784 --> 00:10:42,749
که هر وقت دلت خواست دوباره برگردي
. آغوش ما به روت بازه

147
00:10:42,749 --> 00:10:45,037
. . راستش
. " همگي دلمون برات تنگ ميشه " لوييس

148
00:10:48,141 --> 00:10:49,857
. منم دلم براي همتون تنگ ميشه

149
00:10:51,315 --> 00:10:52,115
. . اما براي اين يکي

150
00:10:52,570 --> 00:10:53,570
. نه اينقدرها  . .

151
00:11:14,815 --> 00:11:16,915
. . گفتم يه لطفي درحق خانم " لَنگ " بکنم و

152
00:11:16,991 --> 00:11:18,691
. اينجا رو تروتميز کنم . .

153
00:11:22,585 --> 00:11:24,985
حسابي گند زده بودم ؛
. يه گند حسابي

154
00:11:27,150 --> 00:11:28,550
دنبال چي ميگردين ؛ پدر ؟

155
00:11:29,132 --> 00:11:31,332
گواهي نامه ي خانه داري خوب ؟

156
00:11:31,364 --> 00:11:33,864
ميدوني ؛
. . براي زني که قلب نداره

157
00:11:34,649 --> 00:11:37,449
جِنِويو تيگ " ؛ يقينا "
. خونِ زيادي داشت

158
00:11:38,211 --> 00:11:40,412
. . شما براي کالبدشکافي

159
00:11:40,412 --> 00:11:41,320
. جِنِويو تيگ " به اينجا نيومدين " . .

160
00:11:41,320 --> 00:11:42,820
چي ميخواين ؟

161
00:11:44,106 --> 00:11:45,606
. ميخوام يه مبادله بهت پيشنهاد بدم

162
00:11:50,621 --> 00:11:52,921
. . آزادي " لانا لَنگ " ؛

163
00:11:53,368 --> 00:11:54,868
.. دربرابر . .

164
00:11:55,363 --> 00:11:56,963
. اون عتيقه اي که در اختيارشه . .

165
00:11:57,755 --> 00:11:59,380
. . پدر ؛ فکر نميکنيد که جستجوي شما

166
00:11:59,380 --> 00:12:00,900
. . به دنبال اين سه تا سنگ . .

167
00:12:00,979 --> 00:12:03,600
ديگه داره از حدِ جنون رَد ميشه ؟

168
00:12:03,648 --> 00:12:05,148
. . بذار يادت بيارم " لِکس " ؛

169
00:12:06,156 --> 00:12:09,356
اينگار اين تو بودي که
. . مصر رو زيرو رو کردي تا

170
00:12:11,510 --> 00:12:13,110
. دستت به يکي از اون سنگها برسه

171
00:12:14,097 --> 00:12:16,497
باور کنين ؛ " لانا لَن" ؛
. هيچ ربطي به اين ماجرا نداره

172
00:12:16,979 --> 00:12:18,561
. خيلي جوانمرد شدي

173
00:12:19,041 --> 00:12:20,181
. . تو قهرمان دلاوي هستي که سعي داره

174
00:12:20,181 --> 00:12:23,181
. به زني که به کمک احتياج داره کمک کني

175
00:12:25,798 --> 00:12:27,098
. بهتون هشدار ميدم

176
00:12:27,786 --> 00:12:28,886
! کاري به کار اون دختر نداشته باشيد

177
00:12:29,792 --> 00:12:31,333
. . ولي درتمام طول زندگيت ؛ يه

178
00:12:31,333 --> 00:12:33,848
. . تمايلي داشتي که بذاري هر "دوشيزه اي " ؛

179
00:12:33,848 --> 00:12:37,248
. تو رو مستقيم به طرف دهانِ اژدها بکِشونه

180
00:12:39,115 --> 00:12:40,377
. . احساساتِت براي خانم " لَنگ " ؛

181
00:12:40,377 --> 00:12:43,354
اجازه نده که اون احساسات ؛
.  حسِ منطقت رو فلج کنن پسرم

182
00:12:46,251 --> 00:12:49,351
انتظار دارم تا فردا ظهر
. اون سنگ رو ببينم

183
00:12:50,433 --> 00:12:52,733
خيلي بد ميشه اگه
. . جسدِ " جِنِويو " ؛

184
00:12:52,831 --> 00:12:54,053
. . تحويل کلانتر بشه . .

185
00:12:54,053 --> 00:12:57,053
در حاليکه " دي.ان.اِي " ؛ خانم " لانا لَنگ " ؛
. به عنوان تمبر بهش الصاق شده

186
00:13:24,978 --> 00:13:25,878
. . قربان

187
00:13:26,075 --> 00:13:28,275
. بهتره يه نگاه به بُعد بندازين

188
00:13:31,702 --> 00:13:33,072
چند وقته که فعاليت شروع شده ؟

189
00:13:33,072 --> 00:13:34,983
. تا ده ثانيه پيش ؛ هيچ خبري نبود

190
00:13:34,983 --> 00:13:36,620
. يه دفعه اي همه ي اينا ظاهر شدن

191
00:13:43,853 --> 00:13:45,253
. . خداي من

192
00:13:45,484 --> 00:13:47,184
! داره مستقيم به سمتِ زمين مياد . .

193
00:14:08,378 --> 00:14:09,952
. . متوجه شدم درست کردن گرهِ کراوات

194
00:14:09,952 --> 00:14:11,353
. يکي از چيزايي نيست که توش وارد باشي

195
00:14:11,353 --> 00:14:12,166
. . بيا

196
00:14:12,826 --> 00:14:14,226
. بذار کمکت کنم . .

197
00:14:14,889 --> 00:14:16,389
لوييس " ؛ نميدونم بدون تو "
. چيکار کنم

198
00:14:17,466 --> 00:14:18,524
. . بي خيال ديگه ؛ " کلارک "؛

199
00:14:18,559 --> 00:14:20,559
. آينده ات درست جلوتو . .

200
00:14:20,805 --> 00:14:22,105
. . به دانشگاه ميري

201
00:14:22,527 --> 00:14:25,727
يه ليسانس کشاورزي ميگيري شايدم
. يه سري به نيروي پليس زدي

202
00:14:25,735 --> 00:14:27,075
. . وبعدشم ؛ تو و " لانا " ؛

203
00:14:27,075 --> 00:14:28,520
. يه عروسي خوشگل تو کليسا ميگيرين

204
00:14:28,520 --> 00:14:29,520
ببخشيد ؟

205
00:14:29,618 --> 00:14:31,618
اين سرنوشتيه که توي ستاره ها واست
. نوشته شده و خودتم ميدوني

206
00:14:31,677 --> 00:14:32,571
. . فقط يه مدت زمان ميبره

207
00:14:32,571 --> 00:14:33,578
. . تا وقتي که به ليگِ بولينگ ملحق بشي و

208
00:14:33,578 --> 00:14:35,477
مزرعه ي خانوادگي رو صاحب بشي و
. . بعدش ، خوب

209
00:14:36,020 --> 00:14:39,220
تو و " لانا " ؛ ميتونين " کلارک کوچيکه " رو
. به دنيا بيارين

210
00:14:39,809 --> 00:14:41,155
. فکر کنم تو ؛ توهم زده باشي

211
00:14:41,155 --> 00:14:44,273
نخير ؛ اگه بخوام توهم بزنم
. . اينطوري تصور ميکنم که

212
00:14:44,273 --> 00:14:45,988
. . کلارک کِنت "؛ ميره به "

213
00:14:45,988 --> 00:14:47,988
يه شهر بزرگ و اونجا . .
. روي دنيا اثر ميذاره

214
00:14:48,023 --> 00:14:49,675
. الان ؛ فقط به صورت واقع بيني حرف زدم

215
00:14:52,103 --> 00:14:53,003
. . لوييس " ؛ "

216
00:14:53,104 --> 00:14:54,538
بعد از اينکه از اروپا برگشتي
. . چيکار ميخواي بکني

217
00:14:54,538 --> 00:14:55,408
ميخواي دوباره به مدرسه برگردي ؟ . .

218
00:14:55,408 --> 00:14:57,261
شايد يه مدت ديگه
بياي اينجا بموني ؟

219
00:14:57,550 --> 00:14:59,950
يه حسي داره بهم ميگه که
. . اگه قراره تحصيل کنم

220
00:15:00,249 --> 00:15:01,549
بايد دنياي واقعي رو . .
. مدنظر قرار بدم

221
00:15:02,036 --> 00:15:04,312
و ، يه تستِ شغلي
. براي يکي از مجلات دادم

222
00:15:04,607 --> 00:15:06,209
اون تست نتيجه اش اين بود که
. . شغل رويايي من

223
00:15:06,209 --> 00:15:07,747
. اينه که يه گوينده ي راديو بشم

224
00:15:07,747 --> 00:15:09,255
منطقيه ؛
. . آخه تو اينقدر حرف ميزني که

225
00:15:09,255 --> 00:15:11,255
. برنامه يه لحظه هم نميخوابه . .

226
00:15:12,213 --> 00:15:14,306
حالا مسخره ام کن " اسمالويل "؛
. ولي ، حالا صبر کن و ببين

227
00:15:14,306 --> 00:15:15,399
. . روزنامه نگاري ؛

228
00:15:15,399 --> 00:15:16,259
تا حالا بهش به عنوان يه شغل
فکر کردي ؟

229
00:15:16,259 --> 00:15:18,232
تو يه تعداد مقالات نيمه بدردبخور ؛

230
00:15:18,232 --> 00:15:19,215
براي اون مدت کوتاهي که توي
. تورچ " بودي ؛ نوشتي "

231
00:15:19,215 --> 00:15:20,279
. نه ؛ ترجيح ميدم بميرم تا خبرنگار بشم

232
00:15:20,314 --> 00:15:21,414
. . حتي اگه بتونم املاي کلمات رو درست بنويسم

233
00:15:21,550 --> 00:15:22,539
. . آخرين کاري که ميخوام انجام بدم . .

234
00:15:22,539 --> 00:15:23,782
اينه که وقتمو . .
. توي اتاقِ اخبار بگذرونم

235
00:15:23,782 --> 00:15:26,074
با اين شانسي که من دارم
. . احتمالا کارم ميکِشه به

236
00:15:26,074 --> 00:15:29,074
بهم ورکن ترين خبرنگاري که . .
. دنيا تاحالا به خودش شناخته

237
00:15:33,116 --> 00:15:34,498
ميدوني چيه ؟

238
00:15:34,676 --> 00:15:36,301
يه بارم شده براي تغيير ؛
. حسابي خوش تيپ شدي

239
00:15:36,884 --> 00:15:38,899
. به عنوان تعريف حسابش ميکنم

240
00:15:39,259 --> 00:15:42,209
ببين ، ميدونم که درگذشته
. باهمديگه اختلاف داشتيم

241
00:15:42,595 --> 00:15:44,268
. . و من اولين کسيم که اعتراف ميکنه

242
00:15:44,268 --> 00:15:45,489
. . که يه سرگرمي کوچولويي با

243
00:15:45,489 --> 00:15:46,562
. اذيت کردن تو ، واسه خودم درست کردم

244
00:15:46,597 --> 00:15:48,136
. ديگه به اذيت هات عادت کردم

245
00:15:48,171 --> 00:15:50,571
بعلاوه ؛ اينو ميدونم که من خودم هم
. مهربان ترين مهماندار دنيا نبودم

246
00:15:52,049 --> 00:15:54,307
. . "  ببين ، فقط ميخوام اينو بدوني " کلارک

247
00:15:54,308 --> 00:15:55,853
که وقتي امروز . .
. .  توي مراسم فارغ التحصيليت . .

248
00:15:55,853 --> 00:15:56,553
. . بين مستمعين ميشينم . .

249
00:15:56,553 --> 00:15:57,816
. . و تو روي صحنه . .

250
00:15:57,816 --> 00:16:00,845
. . جلوي اون همه آدم مي ايستي . .

251
00:16:00,845 --> 00:16:03,045
ميخوام بهت نگاه کنم و
. فقط به يه چيز فکر کنم

252
00:16:04,174 --> 00:16:05,074
به چي ؟

253
00:16:05,799 --> 00:16:08,267
خواهش ميکنم ، خدايا
! نذار پاش ليز بخوره

254
00:16:09,113 --> 00:16:09,824
. بعدا ميبينمت

255
00:16:16,763 --> 00:16:18,095
. " گارون کوپر "

256
00:16:21,342 --> 00:16:22,642
. " کارولاين کريس "

257
00:16:25,603 --> 00:16:27,003
. " کودي ديويس "

258
00:16:29,937 --> 00:16:30,937
. " اريکا فلدمن "

259
00:16:34,564 --> 00:16:35,764
. " لورن فلدمن "

260
00:16:36,734 --> 00:16:37,834
هنوز " لانا " رو نديدي ؟

261
00:16:37,858 --> 00:16:39,048
. هنوز که پيداش نشده

262
00:16:39,083 --> 00:16:40,583
. ديگه کم کم دارم نگرانش ميشم

263
00:16:40,644 --> 00:16:42,144
. لانا " هيچوقت اينقدر تاخير نداشت "

264
00:16:42,294 --> 00:16:44,294
حاضر نميشه که مراسم فارغ التحصيلي
. خودشو از دست بده

265
00:16:44,892 --> 00:16:46,192
. مياد

266
00:16:50,595 --> 00:16:51,695
. " مايکل هال "

267
00:16:57,483 --> 00:16:58,783
. " هالي هارولد "

268
00:17:00,117 --> 00:17:01,117
. " تانيا هارت "

269
00:17:05,297 --> 00:17:06,497
. " کِيت هورتون "

270
00:17:09,490 --> 00:17:10,390
. " مايکل هوور "

271
00:17:12,032 --> 00:17:13,032
. " هانا جيکوبز "

272
00:17:14,119 --> 00:17:15,019
. " مايکل جول "

273
00:17:15,020 --> 00:17:16,020
. کلارک " ؛ اونجاس "

274
00:17:18,104 --> 00:17:19,104
. " کلارک کِنت "

275
00:17:30,200 --> 00:17:31,200
. " لانا لَنگ "

276
00:17:34,445 --> 00:17:35,445
نديدينش ؟

277
00:17:36,309 --> 00:17:37,509
. " لانا لَنگ "

278
00:17:51,063 --> 00:17:52,163
! توجه

279
00:17:52,510 --> 00:17:53,610
! آرامش خودتونو حفظ کنين

280
00:17:54,125 --> 00:17:56,125
. . به دستور وضعيت فوق العاده ي فدرال

281
00:17:56,588 --> 00:17:59,676
تمام افراد غيرضروري ؛
. . بايد تا شعاعِ

282
00:17:59,676 --> 00:18:01,374
. پنجاه مايلي ؛ شهر رو تخليه کنن

283
00:18:01,374 --> 00:18:02,974
. . تقريبا تا سه ساعت ديگه

284
00:18:03,046 --> 00:18:05,446
بارش شهاب سنگ " ؛ "
. در "اسمالويل " اتفاق خواهد افتاد

285
00:18:09,487 --> 00:18:10,687
. خداي من

286
00:18:11,364 --> 00:18:12,764
. دوباره نه

287
00:18:13,280 --> 00:18:14,980
. لطفا آرامش خودتونو حفظ کنين

288
00:18:17,078 --> 00:18:18,607
. نيازي به ترسيدن نيست

289
00:18:18,642 --> 00:18:21,898
لطفا در خونه هاي خودتون قفل کنيد و
. فقط وسايل ضروري رو همراه ببريد

290
00:18:22,078 --> 00:18:22,917
. "  هِي ؛ " کلارک

291
00:18:22,952 --> 00:18:24,252
باورت ميشه ؟

292
00:18:24,384 --> 00:18:25,584
. . درعرض 16 سال ، دوبار اتفاق افتاده

293
00:18:25,596 --> 00:18:26,659
! آخه ، اين ديگه ديوونگيه . .

294
00:18:26,694 --> 00:18:27,992
. . اسمالويل " بايد يه چيزي داشته باشه "

295
00:18:27,992 --> 00:18:29,418
! که مورد توجه موجودات فضايي قرار گرفته

296
00:18:29,418 --> 00:18:30,581
خيلي عجيب و غريبه ، هان ؟

297
00:18:30,581 --> 00:18:32,695
بايد يه رابطه اي بين
. اين دو حادثه وجود داشته باشه

298
00:18:32,758 --> 00:18:34,758
اين بارش هاي شهاب سنگ
. تصادفي نيست

299
00:18:35,347 --> 00:18:37,147
. مطمئنم که يه توضيحي براشون وجود داره

300
00:18:37,167 --> 00:18:39,283
. . يه چيزي توي " اسمالويل " هست

301
00:18:39,283 --> 00:18:41,541
که توجه يه چيزي که توي
. فضا هست رو به خودش جلب کرده

302
00:18:41,541 --> 00:18:43,646
تا وقتي که يه ميله ي
. .  برق گير وجود نداشته باشه

303
00:18:43,646 --> 00:18:46,281
رعد و برق يه جا رو ؛ دوبار ؛ نميزنه ؛ درسته ؟

304
00:18:46,281 --> 00:18:47,513
. فقط موندم که اون رابطه چيه

305
00:18:47,513 --> 00:18:50,103
. . مطمئن نيستم ، ولي وقت زيادي نداريم

306
00:18:50,103 --> 00:18:51,020
. بايد " لانا " رو پيدا کنيم . .

307
00:18:51,020 --> 00:18:52,832
حق با توئه ؛ و اگه کسي باشه
. . که بتونه اونو پيداش کنه

308
00:18:52,833 --> 00:18:54,072
اونم درحاليکه وقت خيلي کمي داريم ؛
. " خودتي " کلارک

309
00:18:55,079 --> 00:18:56,382
واسه چي همچين حرفي زدي ؟

310
00:18:56,520 --> 00:18:58,054
نميدونم ؛
. . چونکه تو يه راهي

311
00:18:58,054 --> 00:18:59,501
که ميتوني همه چيزو توي
. . نصف زماني که

312
00:18:59,501 --> 00:19:00,732
يه آدم عادي انجام ميده ؛ . .
. انجام بدي

313
00:19:00,732 --> 00:19:02,719
و ؛ به نظرت من يه آدم عادي نيستم ؟

314
00:19:02,936 --> 00:19:04,605
نه ؛ البته که تو
. " يه آدم عادي هستي " کلارک

315
00:19:04,605 --> 00:19:05,845
. به اندازه ي همه ي اوناي ديگه عادي هستي

316
00:19:05,845 --> 00:19:07,187
حالا ، بيا هرچه سريعتر
. لانا " رو پيدا کنيم "

317
00:19:07,187 --> 00:19:09,313
. مطمئنم از شهر بيرون رفته

318
00:19:09,314 --> 00:19:10,683
. نصفِ شهر رو تخليه کردن

319
00:19:11,050 --> 00:19:12,210
لابد ديدن که
. . داره براي مراسم ديرش ميشه و

320
00:19:12,211 --> 00:19:13,078
. بهش گفتن که شهرو ترک کنه

321
00:19:13,078 --> 00:19:15,021
اين دقيقا کاريه که شما دوتا هم
. همين الان بايد انجام بدين

322
00:19:15,361 --> 00:19:17,162
. مرسي که يادآوري کردي
. . حالا ؛ گوش کن " اسمالويل " ؛

323
00:19:17,163 --> 00:19:18,963
. . اگه ژنرال يه چيزي رو بهم ياد داده باشه

324
00:19:18,964 --> 00:19:20,852
. . اينه که نبايد به وقتِ بحران . .

325
00:19:20,852 --> 00:19:22,349
. ترس برت داره . .
ميشنوي چي ميگم ؟

326
00:19:22,349 --> 00:19:23,384
. . خيلي خوب ، هراتفاقي که بيفته

327
00:19:23,384 --> 00:19:25,141
. بايد خونسردي خودتو حفظ کني . .
. نميتوني بترسي

328
00:19:25,142 --> 00:19:26,169
. . چونکه اگه خونسردي خودتو از دست بدي

329
00:19:26,169 --> 00:19:28,224
! " لوييس " -
چيه ؟ -
. داره ترس برت ميداره -

330
00:19:28,225 --> 00:19:29,861
. خيلي خوب

331
00:19:48,140 --> 00:19:49,300
کلارک " ؛ کجا بدوني ؟ "

332
00:19:49,389 --> 00:19:50,317
. بايد وسايلمونو جمع کنيم

333
00:19:50,317 --> 00:19:51,529
. همه جا  رو دنبال " لانا " گشتم

334
00:19:51,529 --> 00:19:52,490
. نتونستم پيداش کنم

335
00:19:52,490 --> 00:19:54,186
عزيزم ؛ احتمالا
. از شهر بيرون رفته

336
00:19:54,309 --> 00:19:55,250
ازت ميخوام به اتاقت بري
. . و وسايل مورد نيازتو

337
00:19:55,250 --> 00:19:56,731
. جمع کني . . .

338
00:19:56,731 --> 00:19:58,199
مادرت و من ؛ ترتيب همه ي چيزايي که
. اين پايين هست رو ميديم

339
00:19:58,458 --> 00:20:00,105
. نه ، اول بايد يه کاري انجام بدم

340
00:20:01,735 --> 00:20:03,780
. يه لحظه هم فکر نکن که اين ماجرا تقصر توئه

341
00:20:04,622 --> 00:20:07,158
من ؛ به همراهِ يه بارش شهاب سنگ
. به " اسمالويل " اومدم

342
00:20:07,159 --> 00:20:09,200
حالا ، دوباره اون ماجرا داره تکرار ميشه
. و همه اش هم بخاطر منه

343
00:20:09,298 --> 00:20:10,560
کلارک " ؛ هيچ کاري نبوده که "
. . تو بتوني انجام بدي

344
00:20:10,560 --> 00:20:11,584
. تا جلوي اين حادثه رو بگيري . .

345
00:20:11,584 --> 00:20:12,500
. ما که دراينمورد مطمئن نيستيم

346
00:20:12,500 --> 00:20:13,752
بايد يه کاري باشه
. که از دستم بربياد

347
00:20:13,752 --> 00:20:15,948
. کلارک " ؛ وقت نداري "

348
00:20:16,639 --> 00:20:18,310
. من اينجا ، حق انتخاب ندارم

349
00:20:48,820 --> 00:20:51,060
لِکس " ؛ اينجا چيکار ميکني ؟ "

350
00:20:52,423 --> 00:20:53,994
خواستم به تو و پدر ومادرت
. . پيشنهاد بدم که

351
00:20:53,994 --> 00:20:56,913
براي خروج به سلامت از اينجا ؛
. از جِتِ " لوترکورپ " استفاده کنيد

352
00:20:56,913 --> 00:20:58,525
جاده ها ؛ به زودي
. خيلي شلوغ ميشن

353
00:20:59,447 --> 00:21:01,653
متشکرم ، اما فکرکنم همينجوري راحتيم

354
00:21:06,377 --> 00:21:07,946
کلارک ، براي چي ميخواي
ريسک کني ؟

355
00:21:08,302 --> 00:21:09,953
. . اولين شهاب باران باعثِ

356
00:21:09,953 --> 00:21:11,603
آسيب هاي جبران ناپذيري به من شد ؛ . .
. . باور کن

357
00:21:11,603 --> 00:21:13,589
دلت نميخواد تو شهاب باران بعدي . .
نزديکاي اينجا باشي

358
00:21:13,589 --> 00:21:14,886
ممنون ، لکس ، ام
. . فکرکنم پدرم

359
00:21:14,886 --> 00:21:15,587
. . ميخواد ماشين رو آماده کنه . .

360
00:21:15,587 --> 00:21:17,021
تا هرچي ميتونيم تويِ ماشين . .
وسايل رو بذاريم

361
00:21:18,176 --> 00:21:19,347
درک ميکنم

362
00:21:19,347 --> 00:21:22,347
بعضي چيزا به سادگي
قابل تعويض نيستن

363
00:21:25,636 --> 00:21:27,781
. . کلارک ، دانشمندهام چيزي رو

364
00:21:27,781 --> 00:21:29,006
کشف کردن که بنظر يه . .
. . اتاق داخلي مياد

365
00:21:29,006 --> 00:21:31,334
تويِ ديوار غار . .

366
00:21:32,645 --> 00:21:33,376
واقعا ؟

367
00:21:33,467 --> 00:21:35,399
ميخواستم بپرسم که آيا تويِ
. . تحقيقاتي درباره غار انجام دادي

368
00:21:35,400 --> 00:21:37,332
هيچ چيزي شبيه به ايني که گفتم
بوده يا نه

369
00:21:38,844 --> 00:21:40,358
نه ، لکس ؛
. . براي چي اينقدر علاقه مندي به

370
00:21:40,358 --> 00:21:41,107
. . به موضوع غارها ، درحاليکه . .

371
00:21:41,107 --> 00:21:43,110
يه حادثه و فاجعه طبيعي . .
داره به سمتمون مياد ؟

372
00:21:43,111 --> 00:21:45,206
کلارک ، اگه چيزي بخواد تو اين شهر
. . غيرقابل تعويض باشه

373
00:21:45,206 --> 00:21:47,272
اونم ، اون غارها هستن . .

374
00:21:47,272 --> 00:21:49,202
اونا هزاران سال هست که
. . اينجا وجود دارن

375
00:21:49,202 --> 00:21:50,600
و به راحتي ميتونن . .
. . نابود بشن تويِ

376
00:21:50,600 --> 00:21:52,379
خوب ، بيا اميدوار باشيم
اينطور نشن

377
00:21:52,648 --> 00:21:55,226
واقعا بايد ديگه برم و به پدر و مادرم
کمک کنم ، موفق باشي ، لکس

378
00:21:56,584 --> 00:21:59,379
متشکرم ، کلارک ، اما
من به " شانس " اعتقاد ندارم

379
00:21:59,380 --> 00:22:02,175
اين قوه عقلي و هوشياري و بردباريمون
هست ، که مارو در امنيت نگه ميداره

380
00:22:05,240 --> 00:22:08,287
و مطمئنم که تو از هردويِ اونا
بيش از اندازه کافي بهره مندي

381
00:22:10,376 --> 00:22:11,922
مواظب خودت باش

382
00:22:31,579 --> 00:22:33,285
تو پدرم هستي ؛

383
00:22:33,670 --> 00:22:35,438
باهام حرف بزن

384
00:22:37,245 --> 00:22:38,772
! بهم بگو چيکار کردي

385
00:22:41,090 --> 00:22:44,168
اون خودت بودي که اين بلارو "
" سرِ خودت آوردي ، کال - ال

386
00:22:44,343 --> 00:22:45,564
مگه من چيکار کردم ؟

387
00:22:45,838 --> 00:22:48,260
من تورو فرستادم اينجا "
" تا سه عنصر رو با هم متحد کني

388
00:22:48,260 --> 00:22:51,599
سنگ هارو ؟ اون ها هيچ ربطي
به من ندارن

389
00:22:51,747 --> 00:22:54,563
اما دارن ، کال - ال "
" . . براي شناختِ

390
00:22:54,563 --> 00:22:56,458
جهان ، که فقط هم مخصوص
" تو هستن

391
00:22:57,026 --> 00:22:59,409
با اين حال ، تو انتخاب کردي "
" که ميراثت رو انکار کني

392
00:22:59,702 --> 00:23:02,636
امروز ، تو با عواقب کارهات "
" روبرو خواهي شد

393
00:23:02,636 --> 00:23:04,429
پس ، اونوقت ميخواي شهاب باران
کني زمين رو ؟

394
00:23:04,429 --> 00:23:06,673
من هيچ کاري نکردم ، کال - ال ؛ "

395
00:23:06,673 --> 00:23:09,425
خونِ انساني يکي از عناصر رو
آلوده کرده ؛

396
00:23:09,425 --> 00:23:11,181
. . و خطري بزرگتر رو آزاد کرده

397
00:23:11,181 --> 00:23:12,719
خطري از تاريکي موجود
" در فضا

398
00:23:12,719 --> 00:23:14,529
چکار ميتونم براي متوقف کردنش بکنم ؟

399
00:23:14,529 --> 00:23:16,202
. . هيچ کاري نيست که بتوني بکني "

400
00:23:16,202 --> 00:23:18,559
براي جلوگيري از چيزي که
" درحال حرکت هست

401
00:23:18,559 --> 00:23:21,319
اما ، شهاب باران تازه فقط "
" يک شروع هست ، کال - ال

402
00:23:21,354 --> 00:23:23,752
بهت هشدار داده بودم که هيچکدوم "
" . . از عناصر نميتونن بيفتن

403
00:23:23,792 --> 00:23:28,481
در دست هاي يک انسان ؛ . . "
" هرسه اونها بايد تبديل به يکي بشن

404
00:23:28,996 --> 00:23:31,997
اين تنها راه براي نجات زمين "
" از نابودي اي کامل هست

405
00:23:31,997 --> 00:23:36,845
! نميدونم اونا کجا هستن
! زمان کافي براي پيدا کردنشون ندارم

406
00:23:36,957 --> 00:23:40,654
اگه سريعاً اونهارو باهم متحد نکني "
" پسرم ؛

407
00:23:40,655 --> 00:23:43,684
" آتشي از آسمان زمين رو ميسوزانه "

408
00:23:43,684 --> 00:23:47,684
حتي تو هم نميتوني از آينده انسان ها "
" نجات پيدا کني

409
00:23:47,685 --> 00:23:50,664
" همه چيز دست تو هست ، کال - ال "

410
00:23:50,664 --> 00:23:53,820
! خواهش ميکنم . . کمکم کن
! نميتونم به تنهايي اينکارو بکنم

411
00:24:11,059 --> 00:24:12,978
باورم نميشه داشتم اينو فراموش
ميکردم

412
00:24:13,774 --> 00:24:14,690
عاليه ، عزيزم

413
00:24:14,690 --> 00:24:15,617
تقريبا کُل ماشين رو پُرِ پُر کردم

414
00:24:15,617 --> 00:24:16,391
عاليه

415
00:24:17,773 --> 00:24:18,878
شلبي " ، برو بالا "

416
00:24:20,284 --> 00:24:24,356
کلارک ، خوبه اومدي ، ميشه کمکم
کني ماشين رو خوب ببندم ؟

417
00:24:26,105 --> 00:24:27,566
بايد بدون من بريد

418
00:24:27,566 --> 00:24:28,749
چي ؟

419
00:24:30,539 --> 00:24:32,243
. . بايد يهت يادآوري کنم ، کلارک

420
00:24:32,244 --> 00:24:33,643
آخرين باري که اينجا شهاب باران . .
. . شد

421
00:24:33,870 --> 00:24:35,073
اونا پُر از کريپتونايت بودن ؟ . .

422
00:24:35,074 --> 00:24:36,813
اگه همون چيز دوباره امروز هم
اتفاق بيفته ، ميتونه تورو به کُشتن بده

423
00:24:36,813 --> 00:24:38,813
بايد با ما بيايي

424
00:24:39,489 --> 00:24:40,878
با " جور - ال " حرف زدم

425
00:24:45,458 --> 00:24:47,802
بهم گفت همين حالا بايد دوتا سنگِ ديگه رو
هم پيدا کنم

426
00:24:48,253 --> 00:24:49,682
و با او يکي سنگ که تو غار هست
اونارو متحد کنم

427
00:24:49,682 --> 00:24:52,800
نه
تو پسرم هستي

428
00:24:52,800 --> 00:24:54,946
نميشه بري و يجور
عمليات خودکُشي انجام بدي

429
00:24:54,946 --> 00:24:56,709
کلارک ، ممکنه از فولاد هم
. . قوي تر باشي

430
00:24:56,709 --> 00:24:57,702
اما ، تو شکست ناپذير که نيستي . .

431
00:24:57,702 --> 00:25:01,943
ميدونم ، پدر ، اما من تنها کسي هستم
که ميتونه اينکارو بکنه

432
00:25:14,719 --> 00:25:16,060
خيلي خوب

433
00:25:20,211 --> 00:25:23,300
اما ازت ميخوام الان به حرفام
. . خوب گوش بدي

434
00:25:23,906 --> 00:25:26,700
. . تمام سال هايي که من و مادرت . .

435
00:25:26,778 --> 00:25:29,100
. . براي تربيت تو گذرونديم . .

436
00:25:29,115 --> 00:25:31,155
. . با تمام دقت و چشم هايي باز تو اين مزرعه . .

437
00:25:31,320 --> 00:25:33,953
اينکه مَردي رو بسازيم که . .
. . همين الان درست جلوي چشمام وايساده

438
00:25:36,637 --> 00:25:38,473
همه اون کارا ، براي همين لحظه بود . .

439
00:25:46,781 --> 00:25:49,028
اينکارو بکن ، پسرم
و کاري کن بهت افتخار کنيم

440
00:26:25,627 --> 00:26:27,901
جاناتان ، اون شهاب سنگ ها
ميتونن اونو به کُشتن بدن

441
00:26:29,983 --> 00:26:31,987
ميدونم ، عزيزم

442
00:26:35,484 --> 00:26:37,017
اما ، ما به پسرمون اميد داريم

443
00:26:37,175 --> 00:26:39,439
پس ، حالا نميتونيم به اون اميد
شک و ترديدي وارد کنيم

444
00:26:53,129 --> 00:26:56,035
لانا ، فکرکردم تاحالا ديگه
از اينجا رفتي

445
00:26:56,978 --> 00:26:57,800
حالت خوبه ؟

446
00:26:57,898 --> 00:26:59,248
من ترسيدم

447
00:27:01,384 --> 00:27:02,635
لانا ، ميدونم اين موضوع
. . شهاب باران

448
00:27:02,636 --> 00:27:04,656
حتما خاطرات بدي رو
. . دوباره برات زنده ميکنه

449
00:27:05,184 --> 00:27:06,316
اما ، اين بار فرق داره . .

450
00:27:06,316 --> 00:27:08,509
بهمون هشدار داده شده و
ما در امان ميمونيم

451
00:27:08,509 --> 00:27:11,112
نه ، خيلي از اين بابت مطمئن نيستم

452
00:27:11,113 --> 00:27:13,312
کلارک ، نميدونم قراره چه اتفاقي
برام بيفته

453
00:27:14,301 --> 00:27:15,946
ازت ميخوام اينو داشته باشي

454
00:27:33,190 --> 00:27:34,688
از کجا اينو آوردي ؟

455
00:27:37,394 --> 00:27:38,615
" از " چين

456
00:27:41,674 --> 00:27:44,774
اين هرچي که هست ؛
. . هرمعني اي که داره ، من

457
00:27:46,980 --> 00:27:49,223
يجورايي ميدونستم که اين . .
براي تو معنا داره

458
00:27:51,240 --> 00:27:52,645
اين خون هست ؟

459
00:27:54,951 --> 00:27:56,740
. . تمام اون دفعاتي که ازت ميخواستم

460
00:27:56,741 --> 00:27:59,530
برام توضيحي بدي ، اما ميگفتي . .
نميتوني بهم توضيحي بدي ؟

461
00:27:59,533 --> 00:28:01,563
اينکه بايد بهت اعتماد ميکردم ؟

462
00:28:03,608 --> 00:28:05,800
خوب ، ايندفعه من ازت ميخوام
بهم اعتماد کني

463
00:28:09,731 --> 00:28:11,322
لانا ، پدر و مادرم ديگه دارن
کم کم حرکت ميکنن

464
00:28:11,323 --> 00:28:12,913
با اونا برو ، مشکلي برات پيش نمياد

465
00:28:13,080 --> 00:28:14,451
نميتونم -
بايد بري -

466
00:28:16,740 --> 00:28:19,696
. . کلارک ، ميخوام بدوني که

467
00:28:19,697 --> 00:28:22,652
هراتفاقي که بيفته ؛ . .
هرگز تورو فراموش نميکنم

468
00:28:29,124 --> 00:28:30,406
لانا ، جوري حرف ميزني انگار که
. . ديگه قرار نيست

469
00:28:30,406 --> 00:28:31,606
دوباره همديگه رو ببينيم . .

470
00:28:34,301 --> 00:28:36,086
دوستت دارم

471
00:28:51,487 --> 00:28:52,913
منم دوستت دارم

472
00:28:56,692 --> 00:28:58,859
خدانگهدار

473
00:29:19,192 --> 00:29:21,534
کلويي ، گرچه ممکنه براي مدتي
. . چيزي ازم نشنوي و منو نبيني

474
00:29:21,535 --> 00:29:23,571
ميخوام بدوني که من خوبم . .

475
00:29:23,966 --> 00:29:26,465
فکرميکردم توافق کرديم که باهيچکسي
صحبت نکني

476
00:29:26,466 --> 00:29:28,125
بايد به دوستام بگم تا بدونن من
حالم خوبه

477
00:29:28,127 --> 00:29:29,798
لانا ، درک ميکنم که دلت نميخواد
. . کسي رو نگران کني

478
00:29:29,799 --> 00:29:31,785
اما ، بايد بهم اعتماد کني . .

479
00:29:31,895 --> 00:29:34,039
بنظرم سنگ جاش امن هست

480
00:29:35,045 --> 00:29:36,449
کاملا امنِ امن هست

481
00:29:37,412 --> 00:29:40,639
خوب ، بذار اينکارو بکنيم
اونو ميذارم توي خزانه ام

482
00:29:41,655 --> 00:29:42,483
چرا ؟

483
00:29:45,330 --> 00:29:47,801
يه هليکوپتر درحال سوخت گيري هست
تا بياد و تورو برسونه متروپوليس

484
00:29:47,801 --> 00:29:50,793
ميري تويِ يه هتلي تا وکيل هات برسن پيشت

485
00:29:50,793 --> 00:29:53,345
احتمالا خيلي خوب نيست که
با آلت قتاله بري سفر

486
00:29:53,665 --> 00:29:56,292
ميفهمم ، لکس
اما ترجيح ميدم اونو پيش خودم نگه دارم

487
00:29:58,249 --> 00:30:03,695
لانا ، اون وسيله چيزي هست که
. . شاکي تمايل داره که اونو نسبت بده به

488
00:30:03,696 --> 00:30:05,622
عنوان تفنگي دودي . .

489
00:30:05,622 --> 00:30:08,094
من هرکاري که از دستم بربياد
. . براي حفاظت از تو انجام ميدم

490
00:30:08,095 --> 00:30:09,274
. . که شامل حمايت از . .

491
00:30:09,292 --> 00:30:11,407
هرنوع داستاني ميشه که براي . .
حمايت از خودت ميخواي دربياري

492
00:30:13,624 --> 00:30:16,124
اين يه داستان نيست ، لکس

493
00:30:17,272 --> 00:30:20,272
من هرگز کسي رو به قتل نميرسونم

494
00:30:21,224 --> 00:30:23,771
البته که نه

495
00:30:26,709 --> 00:30:32,365
لانا ، من بهت اعتماد دارم

496
00:30:32,375 --> 00:30:35,201
حالا تو هم بايد درباره اون سنگ به
من اعتماد داشته باشي

497
00:30:38,062 --> 00:30:41,627
متاسفم ، لکس
اما نميتونم اينکارو بکنم

498
00:31:03,126 --> 00:31:04,211
جيسون ؟

499
00:31:07,511 --> 00:31:08,799
! جيسون

500
00:31:12,830 --> 00:31:14,123
شلبي ، نه

501
00:31:14,123 --> 00:31:16,623
من دارم الان چيزي رو ميگذرونم
که تو اسمشو ميذاري روزِ سخت

502
00:31:17,546 --> 00:31:20,573
چرا خودت رو کمي آروم نميکني ، پسرم ؟

503
00:31:21,555 --> 00:31:23,413
کلارک کجاست ؟

504
00:31:26,961 --> 00:31:28,286
اينجا نيست

505
00:31:28,287 --> 00:31:30,181
ببين ، چرا اون تفنگ رو نميذاري
. . زمين

506
00:31:30,181 --> 00:31:32,181
و بعدش درباره اون صحبت بکنيم ؟ . .

507
00:31:33,868 --> 00:31:35,087
! بهم بگو اون کجاست

508
00:32:05,371 --> 00:32:06,170
. . چرا لانا بايد توي عمارت " لکس " باشه

509
00:32:06,170 --> 00:32:07,832
وقتي قراره که اينجارو ترک کنه ؟ . .

510
00:32:07,832 --> 00:32:09,012
نميدونم
. . اما حاضرم قسم بخورم

511
00:32:09,012 --> 00:32:10,891
که اون صداي " لکس " بود . .
تو پس زمينه ميومد

512
00:32:10,891 --> 00:32:12,534
بنظر ميومد توي مشکلي گير افتاده ، لوييس

513
00:32:12,721 --> 00:32:13,676
نميتونم همينجوري بي خيالش بشم
. . يعني

514
00:32:13,676 --> 00:32:15,466
عمارت درست دور و براي . .
حصارها هست

515
00:32:15,466 --> 00:32:17,378
مگه اينکه يه هواپيمايي چيزي
. . تو کيفت داشته باشي

516
00:32:17,379 --> 00:32:19,344
درغير اينصورت جايي نميتونيم بريم . .

517
00:32:21,875 --> 00:32:22,862
فقط ماشين هاي اورژانسي ميتونن رد بشن

518
00:32:22,862 --> 00:32:24,702
سريعا ماشين رو برگردون

519
00:32:24,702 --> 00:32:26,600
خوب ، ممکنه اون داخل دچار
مشکلي شده باشه

520
00:32:26,691 --> 00:32:28,039
فقط ميريم دنبالش سوارش کنيم و
بعدش سريع برميگرديم

521
00:32:28,039 --> 00:32:29,764
متاسفم ، خانم
هيچکس اجازه نداره رد بشه

522
00:32:33,488 --> 00:32:35,117
خيلي نزديک اونجا شديم
نميشه همينجور دور بزنيم بريم

523
00:32:39,205 --> 00:32:40,997
! هِي ، سرباز

524
00:32:43,172 --> 00:32:44,489
. . اين يه راه بند هست يا

525
00:32:44,489 --> 00:32:47,489
يا توقف براي خوردن ليموناد . .
هست که اينجا داري ؟

526
00:32:47,782 --> 00:32:49,018
يه لحظه وايسا ببينم ؛
من تورو ميشناسم

527
00:32:49,018 --> 00:32:49,718
. . تو

528
00:32:49,718 --> 00:32:51,887
دختر ژنرال " لِين " ؛
حتما دربارش شنيدي

529
00:32:51,888 --> 00:32:54,058
واقعا بلند صحبت ميکنه ؛
سيگار برگ هم ميکِشه

530
00:32:55,263 --> 00:32:56,270
! هِي

531
00:32:58,420 --> 00:32:59,786
. . هِي ، اين مانع

532
00:32:59,786 --> 00:33:01,370
بايد بصورت عمودي تويِ جاده . .
قرار بگيره

533
00:33:01,370 --> 00:33:03,579
اون راهنماها هم بايد
. . دورتر از اين باشن

534
00:33:03,581 --> 00:33:06,322
مگه اينکه من عينک لازم داشته باشم . .

535
00:33:06,322 --> 00:33:08,200
بايد منعکس کننده روي اين مخروط ها باشه

536
00:33:08,200 --> 00:33:11,005
بله ، خانم ، ميفهمم
اما نميتونم بذارم از اينجا رد بشين

537
00:33:12,694 --> 00:33:14,351
تو اينجا يه پسر پيشاهنگ هستي ، سرباز

538
00:33:14,351 --> 00:33:17,351
مامانت کجاست ؟
داره شيريني درست ميکنه ؟

539
00:33:43,856 --> 00:33:46,007
غرايزت براي بقا کجا رفته ؛
پدر ؟

540
00:33:46,786 --> 00:33:48,348
. . آتش و گوگرد کم کم ديگه ميخوان ببارن

541
00:33:48,348 --> 00:33:50,073
از آسمون و اونوقت تو داري . .
. . مشروب ميخوري

542
00:33:50,073 --> 00:33:51,888
انگار که امروز يک شنبه اي . .
توي کلوپ بيرون شهر هست

543
00:33:51,981 --> 00:33:54,556
من از خطر قريب الوقوع مطلع هستم ؛
" لکس "

544
00:33:54,557 --> 00:33:55,664
. . اما ، نميخوام اينجارو ترک کنم

545
00:33:55,664 --> 00:33:58,195
بدون دونستن اينکه بفهمم پسرم . .
. . حالش خوبه يا نه

546
00:33:58,195 --> 00:33:59,528
بيخيال ، کي داره سرِ کي کلاه ميذاره ؟

547
00:33:59,528 --> 00:34:01,928
تو نميخواي بدون سنگ اينجارو
ترک کني

548
00:34:03,283 --> 00:34:04,378
متنفرم از اينکه نا اميدت کنم ؛

549
00:34:04,378 --> 00:34:06,183
اما ، من حتي " لانا لنگ " رو
هنوز نديدم

550
00:34:06,183 --> 00:34:08,383
. . حتما الان اون

551
00:34:08,388 --> 00:34:09,936
ديگه وسطاي مسيرش به . .
سمت " کوستاريکا " هست

552
00:34:10,091 --> 00:34:12,516
اوه ، چهره اي مثل چهره " لانا لنگ " خيلي
مخفي کردنش کار راحتي نيست

553
00:34:12,518 --> 00:34:13,837
فقط مسئله زمان هست تا
. . اينکه

554
00:34:13,837 --> 00:34:16,555
نظر يکي از اين مسئولين گمرک رو . .
متوجه خودش کنه

555
00:34:25,015 --> 00:34:26,810
خيلي خوب

556
00:34:28,789 --> 00:34:30,673
قبول کن که به اون کاري نداشته
. . باشي

557
00:34:30,674 --> 00:34:33,158
و اونوقت منم چيزي رو بهت ميدم . .
که خيلي سخت دنبالشي

558
00:34:33,312 --> 00:34:36,333
من مَرده خوشبختي هستم ، لکس
چيزاي کمي هستن که تو زندگيم ميخوامشون

559
00:34:36,333 --> 00:34:37,722
متعجبم ؛

560
00:34:37,722 --> 00:34:41,517
از اينکه ، فايده داشتن يه کليد چيه وقتي
ندوني قفلش کجاست و چيو باز ميکنه ؟

561
00:34:41,517 --> 00:34:42,821
چه ملاحظه حکيمانه اي ؛

562
00:34:42,821 --> 00:34:44,350
چرا فکرميکني هيچ کدوم از اين چيزا
ربطي به من دارن ؟

563
00:34:44,350 --> 00:34:46,023
تو يکي از سنگ هارو داري ، پدر

564
00:34:46,023 --> 00:34:46,774
اين موضوع که خيلي واضح شد

565
00:34:46,774 --> 00:34:50,876
چيزي که نداري اينه که نميدوني
اون سنگ به کجا متعلق هست

566
00:34:51,040 --> 00:34:54,528
ميتونم بهت کمک کنم ، هملن الان
ميتونم ببرمت اونجا

567
00:34:54,528 --> 00:34:58,101
کاش اين حرفات درست بود ، لکس
اما من اون سنگ رو ندارم

568
00:35:52,808 --> 00:35:55,659
" آقاي " لوتر
چي شد ؟

569
00:35:58,367 --> 00:36:00,902
دکتر بيار و پدرم رو ببر بالا

570
00:36:00,902 --> 00:36:02,827
. . آقاي " اوتر " ما داريم از اينجا ميريم
! اينکارو بکن

571
00:36:10,150 --> 00:36:11,357
ميتوني صدامو بشنوي ، پدر ؟

572
00:36:16,660 --> 00:36:19,071
قبل از اينکه اين زمين رو ترک کني ؛
. . ميخوام بدوني که

573
00:36:21,312 --> 00:36:24,159
تو درست همون پسري رو ساختي که . .
هميشه ميخواستيش

574
00:37:49,669 --> 00:37:50,918
! يالا ، عجله کن

575
00:37:51,260 --> 00:37:52,560
جيسون ، چرا نميذاري مارتا بره ؟

576
00:37:52,560 --> 00:37:54,113
اون هيچ چيزي درمورد هيچکدومِ اينا
نميدونه

577
00:37:54,113 --> 00:37:56,814
اوه ، يه مادر هميشه به خوبي تمامي
رازهاي تاريک پسرش رو ميدونه

578
00:37:56,849 --> 00:37:58,656
حالا ، اون سنگ هارو کجا نگه ميداره ؟

579
00:37:58,831 --> 00:37:59,814
. . چرا بايد کلارک چيزي بدونه

580
00:37:59,814 --> 00:38:01,177
درباره سنگ هاي باستاني ؟ . .

581
00:38:01,177 --> 00:38:03,440
خيلي خوب ؛
بذار ببينم

582
00:38:03,541 --> 00:38:05,818
وقتي پسرت رو تويِ " شانگهاي " ديدم ؛

583
00:38:06,192 --> 00:38:08,800
تصميم گرفتم خودم دربارش کمي
تحقيق کنم

584
00:38:08,840 --> 00:38:10,330
و هرچي که بيشتر و بيشتر ميگشتم
. . " هِي بيشتر اسم " کلارک کنت

585
00:38:10,330 --> 00:38:12,330
همينجور ظاهر ميشد . .

586
00:38:13,956 --> 00:38:17,329
! بشين سرِجات
. . همينجو تصادفي بود که

587
00:38:17,669 --> 00:38:19,519
اون نمادها تويِ مزرعه اتون با . .
آتيش حک شده بودن ؟

588
00:38:19,519 --> 00:38:20,686
نميدونم درباره چي حرف ميزني

589
00:38:20,686 --> 00:38:21,686
! جيسون

590
00:38:23,078 --> 00:38:24,700
پس ، رابطه " کلارک کنت " با
بريجيت کراسبي " رو چي ميگي ؟ "

591
00:38:24,733 --> 00:38:26,445
نميدونم
نميدونم

592
00:38:26,445 --> 00:38:27,725
! اون يکي از اون آثار رو داشت

593
00:38:28,161 --> 00:38:30,582
فکرکنم اون هم چيزي تصادفي بوده

594
00:38:30,763 --> 00:38:32,452
هيچکدوم اونا هيچ تفاوتي الان
ايجاد نميکنن

595
00:38:34,418 --> 00:38:36,643
ميدوني ، وقتي مادرم اومد
. . به اسمالويل

596
00:38:36,644 --> 00:38:38,869
فکرميکرد که " لوتر ها " ميتونن
. . اونو به سنگ برسونن

597
00:38:39,818 --> 00:38:43,227
اما ، اشتباه ميکرد
. . اون پسر کشاورزه بود

598
00:38:44,941 --> 00:38:47,500
هموني که هيچ چيزي نداره که . .
اثباتي بر تولدش باشه

599
00:38:47,580 --> 00:38:49,494
اون بيشتر از همه ما ، با اون سنگ ها
مرتبط هست

600
00:38:49,494 --> 00:38:52,038
قراره شهاب باروني رُخ بده که
! کُل اين شهرو زير و رو ميکنه

601
00:38:52,038 --> 00:38:54,399
بايد بري سراغ مادرت ، ببريش يه جايِ امن

602
00:38:54,562 --> 00:38:57,756
فکرميکني خودم اينو نميدونم ؟
! نميتونم هيچ جايي پيداش کنم

603
00:39:01,622 --> 00:39:04,107
اما ، يه چيزي رو بهت ميگم
. . وقتي مادرمو پيدا کردم

604
00:39:05,182 --> 00:39:06,903
بالاخره ميتونم چيزي رو . .
. . بهش بدم

605
00:39:07,211 --> 00:39:08,931
که اون تمام سال هاي زندگيش . .
به دنبال اون بوده

606
00:39:14,591 --> 00:39:16,667
! حالا بهم بگو اون سنگ ها کجاست

607
00:39:26,705 --> 00:39:29,446
تو متروپوليس ميبينمت -
چي ؟ تو نميايي ؟ -

608
00:39:30,514 --> 00:39:32,956
يه موضوعي هست که بايد
بهش رسيدگي کنم

609
00:39:33,260 --> 00:39:35,010
: لانا ، براي امنيت خودت هم که شده

610
00:39:35,010 --> 00:39:37,010
من اون سنگ رو لازم دارم

611
00:39:39,880 --> 00:39:41,481
ببين ، همه امون اين نيازو داريم
. . که به يه چيزايي بچسبيم و مال خودمون نگهشون داريم

612
00:39:41,481 --> 00:39:42,630
. . اما ، در نهايت . .

613
00:39:42,630 --> 00:39:44,034
بايد بيخيال بشي و اونارو وِل کني . .

614
00:39:44,034 --> 00:39:45,799
اين خيلي برات خطرناکه

615
00:39:45,799 --> 00:39:47,546
! پيشِ من نيست

616
00:39:48,155 --> 00:39:49,745
دروغ اصلا بهت نمياد

617
00:39:49,745 --> 00:39:51,627
اين حقيقته ، لکس ؛
پيش من نيست

618
00:39:51,627 --> 00:39:53,995
بهم اعتماد کن ، جاش امن هست
! بهت قول ميدم

619
00:39:53,995 --> 00:39:55,505
کجاست ؟

620
00:39:57,486 --> 00:39:59,518
هيچوقت درباره امنيت من نبوده ؛
مگه نه ؟

621
00:40:00,395 --> 00:40:03,467
همه اينا بخاطره اين بود که
تو دستت به اون سنگ برسه

622
00:40:08,979 --> 00:40:14,934
لانا . . امنيت تو مهم تر از
هرکدوم اين چيزاست

623
00:40:18,138 --> 00:40:20,665
بيشتر از اون چيزي که فکرميکني
تو برام اهميت داري و با ارزشي

624
00:40:22,607 --> 00:40:24,500
نميتونيم بيش از اين صبر کنيم ؛
" آقاي " لوتر

625
00:40:24,500 --> 00:40:26,500
بايد ديگه حرکت کنيم

626
00:40:51,934 --> 00:40:54,348
لانا ؟
لانا ؟

627
00:41:00,747 --> 00:41:02,101
اوه ، خداي من ؛
" کلارک "

628
00:41:24,843 --> 00:41:27,775
لکس ، داشتم دنبال " لانا " ميگشتم

629
00:41:27,937 --> 00:41:30,761
همين الان رفت ؛
چي شده ؟

630
00:41:31,063 --> 00:41:32,739
نميدونم ، فقط همينجور اومدم تو

631
00:41:35,914 --> 00:41:37,445
تو بيشتر از چيزي که داري ميگي
ميدوني ، کلويي

632
00:41:38,460 --> 00:41:40,200
کي اينکارو کرده ؟

633
00:41:40,266 --> 00:41:43,060
لکس ، راستشو ميگم ، من
فقط اومدم " لانا " رو پيدا کنم

634
00:41:44,398 --> 00:41:46,731
. . اين کنجکاويت هميشه راهي داره

635
00:41:46,731 --> 00:41:48,496
به اينکه تورو برسونه به . .
موقعيت هاي خطرناک و پُر ريسک

636
00:41:48,496 --> 00:41:51,433
فقط اين بار افتادي رويِ يه
. . لبه خيلي خطرناک

637
00:41:51,433 --> 00:41:52,765
! که فقط هم يه راه برگشت داره . .

638
00:41:52,765 --> 00:41:54,541
حالا ، بگو کي سنگ رو برده ؟

639
00:41:54,856 --> 00:41:57,177
لکس ، قسم ميخورم ، نميدونم داري
از چي حرف ميزني

640
00:41:57,694 --> 00:41:59,200
اما ، فکرکنم بايد از اسمالويل
. . بريم بيرون

641
00:41:59,233 --> 00:42:00,332
قبل از اينکه شهاب باران رُخ بده . .

642
00:42:00,332 --> 00:42:01,974
ما اون سنگ رو پيدا ميکنيم ؛
کلويي

643
00:42:01,974 --> 00:42:04,947
حتي اگر معناش اين باشه که تو انجام
اين عمل ، به چندتايي شهاب سنگ سرِ راهمون جاخالي بديم

644
00:42:05,494 --> 00:42:06,436
تو با من ميايي

645
00:42:06,437 --> 00:42:08,027
. . من -
! بريم -

646
00:42:08,135 --> 00:42:09,879
لکس ، نميدونم داري از چي
حرف ميزني

647
00:42:15,128 --> 00:42:15,898
. . به خدا قسم ميخورم

648
00:42:15,898 --> 00:42:18,898
اگه شروع نکني به حرف زدن ؛ . .
مُخشو ميترکونم

649
00:42:20,689 --> 00:42:21,668
عزيزم ، فايده اي نداره

650
00:42:21,668 --> 00:42:22,966
بگو ، بهش چيزي رو که ميخواد
بدونه رو بگو

651
00:42:22,966 --> 00:42:24,149
بهش بگو سنگ ها کجا هستن

652
00:42:29,686 --> 00:42:31,195
بهم چيزي که ميخوام بدونم رو بگو

653
00:42:33,354 --> 00:42:36,895
برو بالا تو اتاق کلارک

654
00:44:09,712 --> 00:44:11,307
خداي من

655
00:44:59,578 --> 00:45:01,104
تو که بابام نيستي

656
00:45:03,940 --> 00:45:06,452
بيا اينجا ، بيا اينجا
! بابايي

657
00:45:06,651 --> 00:45:09,465
! برو ! برو

658
00:45:10,524 --> 00:45:12,142
متشکرم ، متشکرم

659
00:46:43,578 --> 00:46:45,885
براي چي حس ميکنم ما براي داشتن
امنيت نيومديم تو اين غار ؟

660
00:46:45,885 --> 00:46:48,875
تو هم به خوبي مثل من ميدوني که
اينجا مرکز هست

661
00:46:48,968 --> 00:46:51,756
مرکز چي ؟
! بجنب ، کلويي

662
00:46:51,757 --> 00:46:54,739
تو منبع اطلاعات همه چيزاي غيرقابل
توضيحِ اين شهر هستي ؛

663
00:46:54,740 --> 00:46:57,144
خيلي خوب درباره اين غار و
اون سنگ ها ميدوني

664
00:46:57,144 --> 00:46:58,427
لکس ، تو چِت شده ؟

665
00:46:58,427 --> 00:47:01,098
اگه تو نبودي که اومدي تويِ
کتابخونه امو گشتي ، ميدوني کي اينکارو کرده ؟

666
00:47:01,099 --> 00:47:03,351
داري سعي ميکني از کي
حمايت کني ؟

667
00:47:03,353 --> 00:47:05,505
هيچکس -
کلارکه ؟ -

668
00:47:05,776 --> 00:47:08,687
کلارک ؟
البته که نه

669
00:47:08,687 --> 00:47:10,123
کلارک " اصلا چه ربطي به اين "
چيزا داره ؟

670
00:47:10,123 --> 00:47:11,118
تو بهم بگو

671
00:47:11,118 --> 00:47:13,687
تو " کلارک " رو خيلي بيشتر از
من ميشناسي و باهاش بودي

672
00:47:13,687 --> 00:47:15,982
درواقع ، احتمالا تو " کلارک " رو بهتر
از هرکسِ ديگه اي ميشناسي

673
00:47:16,339 --> 00:47:18,775
حق باتوئه ، لکس ، ميشناسم
. . و کلارک کنتي که من ميشناسم

674
00:47:19,105 --> 00:47:20,614
آخرين کسي هست که ميتونه يه . .
. . دزد خارق العاده باشه

675
00:47:20,614 --> 00:47:23,614
که بيا تو کتابخونه ات براي بردن . .
يه تيکه سنگ مسخره

676
00:47:36,987 --> 00:47:38,880
اين چيه ؟

677
00:47:47,055 --> 00:47:49,680
لکس ، مراقب باش
ممکنه خطرناک باشه

678
00:47:49,680 --> 00:47:59,680
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

679
00:52:11,021 --> 00:52:15,432
. . ادامه دارد

680
00:52:16,642 --> 00:52:31,642
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

