﻿1
00:00:01,670 --> 00:00:04,370
" پايان دوران مدرسه براي هميشه "

2
00:00:06,884 --> 00:00:08,084
. . باورت ميشه

3
00:00:08,085 --> 00:00:09,885
که چهار سال به اين سرعت تموم شد ؟

4
00:00:12,049 --> 00:00:12,849
. بفرما

5
00:00:12,850 --> 00:00:13,850
. باشه

6
00:00:14,391 --> 00:00:16,091
تقديم به " برندون " ؛ عکاسي که ؛ هميشه )

7
00:00:16,092 --> 00:00:17,892
. ( توانايي ثبت لحظات رو داره . . .

8
00:00:20,909 --> 00:00:22,109
. مرسي

9
00:00:22,511 --> 00:00:23,511
. قابلي نداره

10
00:00:25,113 --> 00:00:26,313
. ديگه بايد برم

11
00:00:26,747 --> 00:00:27,747
. بعدا ميبينمت

12
00:00:28,337 --> 00:00:29,337
. سلام -
. سلام -

13
00:00:29,737 --> 00:00:30,737
. موقع ناهار ميبينمت

14
00:01:17,195 --> 00:01:18,195
سلام ؟

15
00:01:28,912 --> 00:01:29,912
سلام ؟

16
00:01:53,150 --> 00:01:54,850
کسي اينجاس ؟

17
00:01:55,504 --> 00:01:56,504
سلام ؟

18
00:02:11,085 --> 00:02:12,085
هالي " ؟"

19
00:02:14,333 --> 00:02:15,310
. . خدارو شکر

20
00:02:15,310 --> 00:02:16,310
. . نميدونم چه خبره . .

21
00:02:16,311 --> 00:02:17,911
. . ولي فکر کنم فقط ما دوتاييم که

22
00:03:03,708 --> 00:03:04,708
! خداي من

23
00:03:04,827 --> 00:03:05,827
چه خبر شده ؟

24
00:03:13,321 --> 00:03:14,321
! کمک

25
00:03:15,096 --> 00:03:16,096
! کمک کنيد

26
00:03:17,171 --> 00:03:18,171
! کمک

27
00:03:26,237 --> 00:03:31,316
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت بيست ويکم "
" براي هميشه "

28
00:03:35,617 --> 00:04:20,477
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

29
00:04:22,501 --> 00:04:24,501
واضحه که چند وقتي
. بهش فکر ميکرده

30
00:04:25,625 --> 00:04:27,825
بايد اجازه بدي که
. " خودش تصميم بگيره " جاناتان

31
00:04:29,616 --> 00:04:31,016
. هِي

32
00:04:31,217 --> 00:04:33,017
ميشه بهم بگي براي چي يه
. . پيشنهاد کمک تحصيلي مالي

33
00:04:33,018 --> 00:04:35,018
براي دانشگاه کانزاس داري ؟ . .

34
00:04:36,392 --> 00:04:37,992
. اونجا ؛ جاييه که براي کالج رفتن انتخاب کردم

35
00:04:39,813 --> 00:04:40,913
پس ، دانشگاه متروپوليس چي شد ؟

36
00:04:41,014 --> 00:04:42,614
. . اوهايو " ؛ چي "

37
00:04:42,615 --> 00:04:43,915
يا ؛ اون يکي ؛
ميامي " چي شد ؟ "

38
00:04:46,035 --> 00:04:47,135
. فکر کردم که يه جايي نزديک تر به خونه باشم

39
00:04:47,779 --> 00:04:48,979
. . کلارک " ؛ "

40
00:04:48,980 --> 00:04:50,580
. . ميدونم شروع دوباره با دوستاي جديد

41
00:04:50,581 --> 00:04:52,481
اونم توي يه شهر جديد . .
. به نظر سخت و دشوار ميرسه

42
00:04:52,482 --> 00:04:53,482
. . ولي

43
00:04:53,783 --> 00:04:55,283
نميتوني اجازه بدي همچين چيزي
. باعث بشه که از زندگي عقب بيفتي

44
00:04:55,566 --> 00:04:57,087
اين يکي از مهمترين تصميماتي هست ؛

45
00:04:57,087 --> 00:04:59,049
که در تمام طول زندگيت . .
. قراره بگيري

46
00:04:59,049 --> 00:05:00,049
فکر ميکنين که
خودم اينو نميدونم ؟

47
00:05:01,855 --> 00:05:03,855
از قضاي روزگار ؛ " لانا " هم
قرار نيست به دانشگاهِ " کانزاس" بره ؟

48
00:05:05,267 --> 00:05:07,167
نميدونم که " لانا " کجا رو براي درس خوندن
. . انتخاب کرده ، پس ، نه

49
00:05:07,168 --> 00:05:08,768
. اين تصميم ، ربطي به " لانا " نداره . .

50
00:05:08,769 --> 00:05:09,969
. پس ، به " ما " مربوطه

51
00:05:11,774 --> 00:05:13,574
فکر ميکني بدون کمک تو
. نميتونم اين مزرعه رو اداره کنم

52
00:05:15,849 --> 00:05:16,617
. اين جا ؛ جاييه که بهم نياز دارن

53
00:05:17,219 --> 00:05:19,400
کلارک " ؛ سرنوشت تو ؛ "
. . در مرتبه ي بسيار بالاتري

54
00:05:19,401 --> 00:05:20,828
. از اون مزارع ذرت قرار داره . .

55
00:05:20,828 --> 00:05:23,228
. . و اجازه نميدم بخاطرما دوتا

56
00:05:23,229 --> 00:05:25,529
. به سرنوشت و آينده ات ؛ پشت کني

57
00:05:28,161 --> 00:05:29,361
. حالا ، يه مزرعه دارم که بايد بهش برسم

58
00:05:34,009 --> 00:05:35,009
کلارک " ؟ "

59
00:05:37,424 --> 00:05:39,024
واقعا دليلش همينه ؟

60
00:05:55,753 --> 00:05:57,153
اون سئوال هاي تِستي ؛
. . واقعا سخت بودن

61
00:05:57,516 --> 00:05:58,816
. . ميدنم ؛ من که رسما توي اون امتحان ضايع کردم

62
00:06:02,383 --> 00:06:04,060
. " ليزا " ؛ " ديليا "

63
00:06:04,060 --> 00:06:05,360
شماها ميدونين اينجا چه خبره ؟

64
00:06:05,819 --> 00:06:06,819
. . بهتره عجله کني " کلويي " ؛

65
00:06:06,820 --> 00:06:07,821
. والا براي کلاس مثلثات ديرت ميشه

66
00:06:07,821 --> 00:06:08,823
وايسين ، " مثلثات " ؟

67
00:06:08,823 --> 00:06:10,723
بچه ها ؛ پشت اين ديوارها
! هيچ کلاس درسي وجود نداره

68
00:06:10,940 --> 00:06:12,140
. فقط با برنامه ؛ جلوي برو

69
00:06:12,523 --> 00:06:13,723
. داره نيگامون ميکنه

70
00:06:19,516 --> 00:06:20,516
! برندن " ؛ وايسا "

71
00:06:20,517 --> 00:06:21,617
. . نذار اون دَر پشتِ سرت بسته بشه

72
00:06:21,618 --> 00:06:22,458
! داري چيکار ميکني ؟

73
00:06:22,458 --> 00:06:24,258
تو هم داري همراه بقيه نقش بازي ميکني ؟

74
00:06:24,554 --> 00:06:25,554
نقش بازي ميکنم ؟

75
00:06:26,355 --> 00:06:27,355
. کلويي " ؛ من خودم همه ي اينا رو برنامه ريزي کردم "

76
00:06:29,163 --> 00:06:30,233
تو ماها رو به اينجا کِشوندي ؟

77
00:06:30,233 --> 00:06:31,833
. . فقط بخاطر اينکه اين ، آخرين روز مدرسه اس

78
00:06:31,834 --> 00:06:33,834
معنيش اين نميشه که اين روز ؛ . .
. نميتونه براي هميشه ادامه پيدا کنه

79
00:06:35,411 --> 00:06:36,611
. برندن " ؛ داري شوخي ميکني "

80
00:06:37,666 --> 00:06:38,767
واسه چي بايد بخواي توي دبيرستان گير کني ؛

81
00:06:38,767 --> 00:06:40,467
اونم درحاليکه يه عالمه زندگي و . .
. ماجراجويي درانتظارته

82
00:06:40,825 --> 00:06:42,825
فکر ميکردم تو يکي ، از بين بقيه
. درک ميکني

83
00:06:44,611 --> 00:06:45,911
. . تو ؛ سردبير روزنامه ي " تورچ " هستي

84
00:06:46,654 --> 00:06:47,754
. . ملکه ي مراسم رقص آخر سالي . .

85
00:06:48,204 --> 00:06:49,704
کلويي " ؛ تو توي دبيرستان "
. همه چي داشتي

86
00:06:50,343 --> 00:06:52,143
به محض اينکه از اين جا بري ؛
. . تمام اونا پشت سرت باقي ميمونن

87
00:06:52,144 --> 00:06:53,844
. اونوقته که تا آخر عمرت پشيمون ميشي

88
00:06:57,008 --> 00:06:58,308
. ولي اينجا ، همچين اتفاقي نميفته

89
00:07:00,702 --> 00:07:01,402
. . برندن "؛ "

90
00:07:01,403 --> 00:07:02,803
. نميتونه تا ابد همه ي ماها رو اينجا نگه داري

91
00:07:02,804 --> 00:07:03,730
. بايد به زندگيت ادامه بدي

92
00:07:03,730 --> 00:07:04,730
به سمت چي ؟

93
00:07:04,758 --> 00:07:05,458
. . ببين ، " کلويي " ؛

94
00:07:05,458 --> 00:07:07,861
بعضي از ماها ؛ نتونستن مثل تو
. وارد کالجِ رويايي خودشون بشن

95
00:07:07,861 --> 00:07:09,761
وقتي به يه عالمه نامه ي رَدِ درخواست
. . از طرف دانشگاه ها خيره ميشي

96
00:07:09,762 --> 00:07:11,163
. . حرکت به جلو معنيش اين ميشه که

97
00:07:11,163 --> 00:07:13,163
براي بقيه ي زندگيت ؛ توي يه
. فروشگاه محصولات ويدئويي محلي کار کني

98
00:07:13,163 --> 00:07:14,883
از کجا اينقدر مطمئني که
. . بقيه ي بچه ها

99
00:07:14,883 --> 00:07:16,883
با نقشه ي تو جلو ميرن و
عليهِت کاري نميکنن ؟

100
00:07:20,330 --> 00:07:21,330
وندل " ؟"

101
00:07:22,757 --> 00:07:23,757
. " وندل "

102
00:07:23,758 --> 00:07:24,758
. بيا اينجا

103
00:07:26,382 --> 00:07:27,382
! دِ گفتم بيا اين جا ديگه

104
00:07:29,930 --> 00:07:30,930
. من هيچ کاري نکردم

105
00:07:30,931 --> 00:07:31,931
. قسم ميخورم

106
00:07:32,872 --> 00:07:34,472
کلويي " ؛ ميخواست بدونه "
. . که چه اتفاقي

107
00:07:34,473 --> 00:07:35,873
براي اونايي که . .
. . با برنامه ي من جلو نميرن ميفته

108
00:07:36,047 --> 00:07:37,047
. نه

109
00:07:37,048 --> 00:07:38,048
. نه ، خواهش ميکنم

110
00:07:38,497 --> 00:07:39,352
. " وندل "

111
00:07:39,352 --> 00:07:40,352
. . نه ، من

112
00:07:58,502 --> 00:07:59,597
. . به نفعته که متوجه بشي

113
00:07:59,597 --> 00:08:01,597
. " که اينجا بودن چقدر به نفعته " کلويي

114
00:08:04,851 --> 00:08:06,251
براي موقع ناهار ؛
. يه ميز برات ميگيرم

115
00:08:29,192 --> 00:08:30,192
نظرت چيه ؟

116
00:08:32,478 --> 00:08:34,378
. فکر کنم بالاخره دارم متوجهش ميشم

117
00:08:35,245 --> 00:08:36,745
واقعا تموم شده ، مگه نه ؟

118
00:08:39,006 --> 00:08:40,306
اون روزو که تازه يه دانش آموز سال اولي
. . بودم و

119
00:08:40,307 --> 00:08:41,507
. از اون دَرها رَد شدم رو ياد مياد . .

120
00:08:43,313 --> 00:08:44,714
. . راستش

121
00:08:44,714 --> 00:08:46,414
فکر کنم وقتي از اون دَر رد شدي
. پات ليز خورد و سکندري رفتي

122
00:08:46,565 --> 00:08:48,365
خوب ؛ نتونستم جلوي خودمو بگيرم
. تو باعث شدي که عصبي بشم

123
00:08:49,363 --> 00:08:50,363
. با نمک بود

124
00:08:52,256 --> 00:08:53,356
. . کي فکرشو ميکرد تو به اين تبديل بشي

125
00:08:53,357 --> 00:08:54,657
. يه ستاره ي بزرگ تيم فوتبال مدرسه . .

126
00:08:55,485 --> 00:08:56,385
. . البته ؛ ستاره ي

127
00:08:56,386 --> 00:08:57,386
. . سابق تيم فوتبال مدرسه . .

128
00:08:59,735 --> 00:09:00,786
. . که عادت کرده بود هر روز . .

129
00:09:00,786 --> 00:09:02,786
. تو رو هر روز صبح ، کنار قفسه ها ببينه

130
00:09:05,008 --> 00:09:06,008
ولي فکر کنم ، حالا که داري
. . به کالج ميري

131
00:09:06,009 --> 00:09:07,509
. همه ي اونا ديگه براي هميشه عوض ميشن

132
00:09:09,132 --> 00:09:10,632
خوب ، نميدونم که
. به کالج ميرم يا نه

133
00:09:13,571 --> 00:09:14,571
واقعا ؟

134
00:09:14,572 --> 00:09:15,872
. . منظورم اينه که

135
00:09:17,045 --> 00:09:17,945
. . منظورت از اين حرف چيه

136
00:09:17,946 --> 00:09:19,846
تو بودي که از وقتي يه دختر کوچولو بودي ؛

137
00:09:19,847 --> 00:09:21,047
. روياي بيرون رفتن از اين شهر رو داشتي

138
00:09:21,048 --> 00:09:22,048
. . ميدونم

139
00:09:22,738 --> 00:09:24,738
الان اينطور حس ميکنم که
. . اين تصميم رو گرفتم

140
00:09:24,739 --> 00:09:25,584
. . بخاطر اينکه . .

141
00:09:25,584 --> 00:09:28,206
بقيه از ماها ؛ انتظار دارن که . .
. همچين تصميمي رو بگيريم

142
00:09:28,206 --> 00:09:29,706
اگه بخوام به کالج برم ؛ ميخوام
. . اون انتخاب رو

143
00:09:29,707 --> 00:09:31,107
. به دلايل درست کرده باشم . .

144
00:09:31,462 --> 00:09:32,454
. پس اينجا ميموني

145
00:09:32,454 --> 00:09:33,454
. " توي " اسمالويل

146
00:09:34,694 --> 00:09:35,694
. نميدونم

147
00:09:36,174 --> 00:09:37,384
فکر کنم اگه همه ي شماها
. . از اينجا برين

148
00:09:37,392 --> 00:09:39,392
. اينجا موندن برام سخت ميشه

149
00:09:40,092 --> 00:09:41,392
. شايدم همه نرن

150
00:09:44,708 --> 00:09:46,508
دارم فکر ميکنم که
. به دانشگاه " کانزاس " برم

151
00:09:50,694 --> 00:09:51,994
پس شايد ديگه مجبور نباشم
. . که يه عالمه وقت رو هدر بدم

152
00:09:51,995 --> 00:09:53,695
تا يه راهي براي . .
. خداحافظي باهات پيدا کنم

153
00:09:56,964 --> 00:09:58,164
وندل جانسون " ؟ "

154
00:09:59,430 --> 00:10:00,430
! " کلويي سوليوان "

155
00:10:01,683 --> 00:10:02,683
! " هِيلي تيمونز "

156
00:10:03,988 --> 00:10:04,988
! " ديليا واتکينز "

157
00:10:05,739 --> 00:10:06,939
فکر ميکردم " کلويي " نفر اول
. توي صف باشه

158
00:10:09,703 --> 00:10:12,103
لوترکورپ " ؛ نگهبانِ قانونيِ اون غار هست

159
00:10:12,104 --> 00:10:14,580
ميتونيم هر نوع کاوش و حفاري که بخوايم
. اونجا انجام بديم

160
00:10:16,281 --> 00:10:17,281
. بايد يه وقت ديگه باهاتون تماس بگيرم

161
00:10:19,229 --> 00:10:20,829
فکر ميکردم به رابطه ي  کاريمون
.  باهمديگه خاتمه داديم

162
00:10:35,075 --> 00:10:36,075
. . تقريبا

163
00:11:05,571 --> 00:11:07,371
. کلارک " ؛ امشب ميخواست ترتيبشو بده "

164
00:11:10,664 --> 00:11:12,064
چيزي نيست که خودم به تنهايي
. نتونم ازپسش بربيام

165
00:11:12,502 --> 00:11:14,302
. " ميدونم داري چيکار ميکني " جاناتان

166
00:11:15,123 --> 00:11:17,023
تو نميتوني جاي " کلارک " رو
. . توي اين مزرعه بگيري

167
00:11:17,024 --> 00:11:18,024
. هيچکي نميتونه . .

168
00:11:18,546 --> 00:11:20,158
. . همه ي مزرعه هاي ديگه تو اين کشور

169
00:11:20,158 --> 00:11:22,247
. لااقل پنج تا کارگر دارن . .

170
00:11:22,247 --> 00:11:23,247
. . عزيزم

171
00:11:23,449 --> 00:11:25,149
چندين نسله که . .
. . خانواده ي من تونسته اين مزرعه رو بچرخونه

172
00:11:25,150 --> 00:11:26,850
. اونم قبل از اينکه سر و کله ي " کلارک " پيدا بشه

173
00:11:27,834 --> 00:11:29,834
هيچ دليلي نميبينم که نشون بده
. من خودم به تنهايي نتونم از پسِش بربيام

174
00:11:33,086 --> 00:11:35,586
بعضي وقتا ميمونم که کدوم يکي از شماها
. سرسخت تر و يکدنده تره

175
00:11:37,868 --> 00:11:39,068
چطوره خودم يه سرنخ بهت بدم ؟

176
00:11:46,988 --> 00:11:48,888
کِي ميخواي اعتراف کني که
. . واقعيت اينه

177
00:11:49,387 --> 00:11:51,087
که من و تو ؛ به تنهايي . .
نميتونيم اين مزرعه رو اداره کنيم ؟

178
00:11:53,042 --> 00:11:55,342
مارتا " دقيقا انتظار داري که "
چيکار کنم ؟

179
00:11:56,262 --> 00:11:57,862
. . ميخواي به پسر نوجوونمون بگم

180
00:11:58,214 --> 00:12:00,014
که بدون وجود اون . .
زنده نميمونيم ؟

181
00:12:01,999 --> 00:12:03,199
اون وقت ؛ به چه جور پدر و مادري تبديل ميشيم ؟

182
00:12:04,737 --> 00:12:05,737
. به پدر و مادر روراست

183
00:12:06,859 --> 00:12:08,159
. . تا حالا چند بار شده که خواسته

184
00:12:08,460 --> 00:12:09,460
باهاش مثل يه آدم بزرگسال رفتار کنيم ؟

185
00:12:09,636 --> 00:12:11,636
براي گرفتن همچين تصميمي
. بايد خيلي به بلوغ و کمال رسيده باشه

186
00:12:11,949 --> 00:12:12,949
يا اينکه بخاطر احساس گناه
. اون تصميم رو گرفته

187
00:12:15,385 --> 00:12:16,685
مارتا " ؛  " کلارک " هنوز "
. . بخاطر مشکل قلبي من

188
00:12:16,686 --> 00:12:18,286
. احساس مسئوليت ميکنه . . .

189
00:12:18,566 --> 00:12:20,366
. . اجازه نميدم بخاطر حس ترحم

190
00:12:20,367 --> 00:12:21,121
. همچين کاري انجام بده . .

191
00:12:21,121 --> 00:12:22,421
. "  تصميمش از روي ترحم نيست " جاناتان

192
00:12:24,939 --> 00:12:26,739
. . کلارک " ؛ ميدونه اگه از اينجا بره "

193
00:12:26,740 --> 00:12:28,240
فقط سالي چند مرتبه ميتونه . .
. برگرده و بهمون سري بزنه

194
00:12:29,074 --> 00:12:30,374
. . و نميخواد يکي از اون دفعات

195
00:12:30,375 --> 00:12:31,375
. براي مراسم خاکسپاري تو باشه . .

196
00:12:50,498 --> 00:12:51,498
کلويي " ؟ "

197
00:12:56,737 --> 00:12:58,037
نميدونم دانشگاه متروپوليس ؛
. . براي

198
00:12:58,038 --> 00:12:59,038
ديوار عجايب  " آمادگي داره يا نه ؟ " . .

199
00:12:59,849 --> 00:13:00,849
. امروز ؛ روزنامه ي تورچ رو پخش نکرده

200
00:13:01,530 --> 00:13:02,730
. شايد چاپگرها خراب بودن

201
00:13:03,214 --> 00:13:04,214
. نه

202
00:13:04,325 --> 00:13:05,825
. حتي نسخه ي نهايي روزنامه رو درست نکرده

203
00:13:06,178 --> 00:13:06,979
. . محاله که " کلويي " ؛

204
00:13:06,979 --> 00:13:07,679
. . بذاره توي آخرين روز مدرسه . .

205
00:13:07,679 --> 00:13:09,179
تموم بشه ؛ اونم بدون اينکه . .
. آخرين حرفاشو زده باشه

206
00:13:11,202 --> 00:13:12,703
. . و آخرين باري که " کلويي " ؛

207
00:13:12,703 --> 00:13:13,403
تمام شب رو کار کرده ؛ براي اينکه
. . مقاله رو سر وقت برسونه اما

208
00:13:13,403 --> 00:13:15,103
قهوه ي خودشو تموم نکرده ؛ کِي بوده ؟

209
00:13:17,245 --> 00:13:18,345
يا اينکه بدون تلفن همراهِش
بيرون بره ؟

210
00:13:46,751 --> 00:13:48,051
. فکر کنم بايد به غرايزم اطمينان ميکردم

211
00:13:51,935 --> 00:13:53,135
. ميدونستم با " جيسون " همدستي

212
00:13:53,485 --> 00:13:55,085
. . البته با قضاوت  کردن از روي اين حقيقت که

213
00:13:55,286 --> 00:13:56,686
. . از ده دقيقه ي پيش من . .

214
00:13:56,687 --> 00:13:57,887
. . ديگه نميتونم دست هامو حِس کنم . .

215
00:13:58,188 --> 00:13:59,588
. . نتيجه ميگيريم که تو . .

216
00:13:59,589 --> 00:14:00,589
. . تعريف جديدي از . .

217
00:14:00,590 --> 00:14:01,890
. " همدستي ، وايسه خودت داري " لِکس . .

218
00:14:11,663 --> 00:14:12,663
! " جِنِويو "

219
00:14:12,947 --> 00:14:13,947
. و ؛ پسرِ وظيفه شناسش . .

220
00:14:15,073 --> 00:14:17,873
رابطه ي پسر با مادر
. . صدالبته

221
00:14:18,520 --> 00:14:20,250
رشد پيدا ميکنه  ؛ وقتي خوراکِ مناسب
.  دراختيارش بذارين

222
00:14:20,250 --> 00:14:21,950
اينطور نيست " لِکس " ؟

223
00:14:24,444 --> 00:14:26,044
. . ليونل "؛ "

224
00:14:26,045 --> 00:14:27,845
اون سنگ ها ؛ شايد يه جور
. . سرگرمي تو زندگيت باشن

225
00:14:27,846 --> 00:14:29,846
. . ولي من اينهمه سال نگشتم . .

226
00:14:29,847 --> 00:14:31,347
. تا دستِ آخر ، به بن بست برسم . .

227
00:14:32,336 --> 00:14:33,936
. " داري اشتباه بزرگي ميکني " جيسون

228
00:14:34,558 --> 00:14:35,658
. . ميدونم مادرته ، ولي

229
00:14:35,659 --> 00:14:37,659
يه ثانيه هم فکر نکن که . .
. امکانش نيست که بهت خيانت نکنه

230
00:14:38,916 --> 00:14:40,016
. سر اين حرف ، بهم اطمينان کن

231
00:14:41,067 --> 00:14:42,067
. " جيسون "

232
00:14:42,068 --> 00:14:43,568
. ايرادي نداره ، مادر

233
00:14:44,089 --> 00:14:45,855
. . از اونا انتظار ندارم که

234
00:14:45,855 --> 00:14:47,104
. . معناي وفاداري به خانواده رو درک کنن

235
00:14:47,104 --> 00:14:48,696
. . بخصوص تنها چيزي که در خونِ

236
00:14:48,696 --> 00:14:50,696
افراد خانواده ي " لوتر " جريان داره
. خيانته

237
00:14:52,847 --> 00:14:54,447
ما سنگي که ازمون سرقت کردين رو ميخوايم

238
00:14:55,754 --> 00:14:57,054
. . درسته ؛ " لِکس " ؛ پدرت

239
00:14:57,055 --> 00:14:58,555
. يکي از اون سنگ ها رو داره . .

240
00:15:03,687 --> 00:15:04,887
و اين وسط
از من چي ميخواين ؟

241
00:15:05,447 --> 00:15:06,248
يه حسي دارم که
. . اون ترجيح ميده بميره تا

242
00:15:06,248 --> 00:15:08,648
. دست از اون سنگ برداره . .

243
00:15:09,500 --> 00:15:11,000
. . ولي ؛ تمام اون وضعيت ممکنه

244
00:15:11,990 --> 00:15:13,090
. . وقتي جونِ پسر خودش درخطر باشه . .

245
00:15:13,091 --> 00:15:14,691
. به نفع ما تموم بشه

246
00:15:15,807 --> 00:15:18,607
مشخصه که به خوبي من
. پدرمو نميشناسي

247
00:15:28,497 --> 00:15:29,697
. . بخاطر خودت اميدوارم

248
00:15:29,698 --> 00:15:30,698
. که اشتباه کرده باشي . . .

249
00:15:35,519 --> 00:15:36,719
. . من دوتا کاپوچينو ميخوام

250
00:15:36,912 --> 00:15:37,912
. و يه اسپرسوي دوبل . . .

251
00:15:39,113 --> 00:15:39,913
. . کجاست اون

252
00:15:40,231 --> 00:15:41,231
. بفرمايين
. متشکرم

253
00:15:45,019 --> 00:15:46,088
. " تحت تاثير قرار گرفتم " اسمالويل

254
00:15:46,088 --> 00:15:47,788
. . از بين همه ي سال آخري هايي که

255
00:15:47,789 --> 00:15:48,736
. . دارن از آخرين روز مدرسه جيم ميشن . .

256
00:15:48,736 --> 00:15:49,736
. انتظار نداشتم تو يکي رو  ببينم . .

257
00:15:50,060 --> 00:15:51,060
. الان براي ناهار اومدم بيرون

258
00:15:52,823 --> 00:15:53,823
. . درست ، صحيح

259
00:15:54,354 --> 00:15:55,554
. . بخاطر اينکه آخه چه دليلي داره که

260
00:15:55,555 --> 00:15:57,455
تو هم يه کاري شبيه . .
. يه نوجوون عادي تو آمريکا انجام بدي

261
00:15:59,139 --> 00:16:00,939
آخرين روز مدرسه ، به معني اينه که
. " ميتوني بدون بازخواست از سر کلاس جيم بشي "

262
00:16:01,500 --> 00:16:02,800
. . حتي بهترين کارکُنم " هيلي " ؛

263
00:16:02,901 --> 00:16:03,901
. هم سر شيفتِ صبحش نيومد . . .

264
00:16:04,202 --> 00:16:05,702
اينجا ، دنبال " کلويي " اومدم ؛
اين طرفا نديديش ؟

265
00:16:06,003 --> 00:16:08,103
بعد از اينکه ديشب ساعت 2 صبح
. . يه قهوه به دفتر تورچ رسوندم

266
00:16:08,104 --> 00:16:09,704
تا بتونه سروقت مقاله ي روزنامه اشو
. تموم کنه ، نديدمش

267
00:16:09,705 --> 00:16:11,100
فکر کنم يه جايي اينطرفا خراب شده

268
00:16:11,100 --> 00:16:12,900
لوييس " ؛ اون ؛ هرگز آخرين شماره ي "
. روزنامه رو منتشر نکرده

269
00:16:14,145 --> 00:16:15,294
. بخاطر همين هم فکر ميکنم يه خبراييه

270
00:16:15,294 --> 00:16:16,394
کلارک " ؟"

271
00:16:17,371 --> 00:16:18,871
سالنامه ي منو امضا ميکني ؟

272
00:16:19,318 --> 00:16:20,318
! آره

273
00:16:27,307 --> 00:16:29,007
اين ؛ همون دختريه که
امروز سرکارش نيومده ؟

274
00:16:29,830 --> 00:16:31,330
داراي بيشترين بخت براي تبديل شدن
به يکي از دختراي تشويق کننده ي تيم کوسه ها ؟

275
00:16:32,119 --> 00:16:33,319
. آره ، دختر خودمونه

276
00:16:34,789 --> 00:16:35,889
. مرسي

277
00:16:36,438 --> 00:16:37,438
. . گوش کن

278
00:16:37,439 --> 00:16:38,939
وندل " ؛ " هيلي " ؛ "
. " کلويي " و " ديليا "

279
00:16:39,441 --> 00:16:41,040
اونا ؛ امروز لباس هاي مخصوص
. فارغ التحصيلي خودشونو تحويل نگرفتن

280
00:16:41,040 --> 00:16:43,116
در واقع ميشه بگي همه ي اونايي که در ليستِ بچه هاي
.داراي بيشترين بخت قرارگرفته بودن لباساشونو نگرفتن

281
00:16:43,116 --> 00:16:44,041
فکر ميکني اتفاقي براشون افتاده باشه ؟

282
00:16:44,041 --> 00:16:45,041
. نميدونم

283
00:16:45,442 --> 00:16:47,142
ديشب که از پيش " کلويي " اومدي
متوجه چيز عجيب و غريبي نشدي ؟

284
00:16:47,694 --> 00:16:49,594
نه ، داشت يه عالمه عکس که
. . روي همديگه ريخته شده بود رو

285
00:16:49,595 --> 00:16:51,095
. با يه پسره ي عکاس ؛ نگاه ميکرد و مرتب ميکرد

286
00:17:27,111 --> 00:17:28,111
. سلام

287
00:17:28,112 --> 00:17:29,112
. . هِي

288
00:17:29,349 --> 00:17:30,549
. نميخواستم بترسونمتون

289
00:17:30,550 --> 00:17:31,750
. ايرادي نداره

290
00:17:32,264 --> 00:17:34,064
راستش ميخواستم بدونم که آيا
مايليد سالنامه ي منو امضا کنين ؟

291
00:17:35,579 --> 00:17:36,679
. حتما

292
00:17:37,272 --> 00:17:39,672
داراي بيشترين بخت براي تبديل شدن
. به کسي که عکسش روي  جلد يه مجله چاپ بشه

293
00:17:40,443 --> 00:17:42,067
. . فکر کنم ؛ عکاس

294
00:17:42,067 --> 00:17:44,067
! اين عکسو زيادي خوب گرفته

295
00:17:44,573 --> 00:17:45,596
. مرسي

296
00:17:45,596 --> 00:17:47,296
البته که يه عکس هرگز نميتونه ؛

297
00:17:47,297 --> 00:17:48,897
جاي يه آدم واقعي رو بگيره ، درسته ؟

298
00:17:48,921 --> 00:17:55,921
سینمافریک

299
00:18:07,110 --> 00:18:08,610
. . کلويي "؛ "

300
00:18:10,810 --> 00:18:11,910
. بهتره بري سرکلاس . .

301
00:18:11,911 --> 00:18:13,211
. به زودي زنگ ميخوره

302
00:18:13,977 --> 00:18:14,977
. نميخواي که براي کلاس ديرکني

303
00:18:16,064 --> 00:18:17,364
. الان خودمو ميرسونم

304
00:18:22,868 --> 00:18:23,968
! " برندن "

305
00:18:24,809 --> 00:18:25,909
شما دوتا داشتين درمورد چي حرف ميزدين ؟

306
00:18:27,209 --> 00:18:28,835
. . داشتيم قرار يه جلسه ي مطالعه رو ميذاشتيم

307
00:18:28,835 --> 00:18:30,835
. تا براي امتحان آقاي " کريمر " آماده بشيم

308
00:18:35,601 --> 00:18:36,801
. يه سورپرايز واست دارم

309
00:18:58,415 --> 00:18:59,516
. . اگه ازم بپرسي

310
00:18:59,516 --> 00:19:01,416
صاحب بيشترين بخت براي تبديل شدن به
کسي که عکسشو رو جلد مجله بندازن ؛
. حق مطلب رو درموردش به جا نمياره

311
00:19:03,144 --> 00:19:04,678
ولي دستِ کم ؛
. يه دوست اينجا داري

312
00:19:18,529 --> 00:19:19,529
کلويي " ؛ اينجا چه خبره ؟ "

313
00:19:20,052 --> 00:19:21,652
. . کلويي"؛ "

314
00:19:21,986 --> 00:19:23,686
ميخوام بهت اجازه بدم بري و
به " لانا " قوانين رو بگي

315
00:19:25,522 --> 00:19:26,922
! باشه
! عاليه

316
00:19:31,112 --> 00:19:32,512
چطور دوباره سر از مدرسه درآوردم ؟

317
00:19:32,936 --> 00:19:34,736
. . خيلي خوب ، ترس برِت نداره

318
00:19:34,737 --> 00:19:36,137
ما تو مدرسه نيستيم

319
00:19:38,133 --> 00:19:39,133
چرا داري اينجوري رفتار ميکني ؟

320
00:19:42,170 --> 00:19:43,270
اون داره نگامون ميکنه

321
00:19:47,463 --> 00:19:49,363
. . برندن ، معروف به

322
00:19:50,877 --> 00:19:52,877
آقاي مدوسا . .

323
00:19:53,243 --> 00:19:54,743
اينجا رو دوباره از اول ساخته

324
00:19:55,443 --> 00:19:56,743
يجورايي مثل قفس هست

325
00:19:57,751 --> 00:19:59,451
. . معناي جديدي ميده به عبارت

326
00:20:00,029 --> 00:20:01,550
لحظه هارو غنيمت بشماريم " ، مگه نه ؟ " . .

327
00:20:01,550 --> 00:20:02,750
. . اما چطوري

328
00:20:04,205 --> 00:20:05,405
. . آخرين چيزي که يادم مياد

329
00:20:05,406 --> 00:20:07,206
اين بود که داشتم سالنامه اشو . .
امضا ميکردم

330
00:20:16,474 --> 00:20:17,674
. . لانا

331
00:20:17,875 --> 00:20:18,875
ميشه سالنامه امو امضا کني ؟

332
00:20:18,876 --> 00:20:19,876
باشه

333
00:20:20,023 --> 00:20:21,223
اسم هارو نگاه کن

334
00:20:21,341 --> 00:20:23,036
شديدا شک دارم که
. . به اين که

335
00:20:23,036 --> 00:20:24,364
ليست مهمون هاي اينجا همينجور . .
. . تصادفي همه اشون

336
00:20:24,364 --> 00:20:27,503
.  . با هم تو يه صفحه از " موفق ترين ها . . " باشن

337
00:20:27,503 --> 00:20:28,503
! ما جمع آوري شديم . .

338
00:20:32,445 --> 00:20:33,445
! سلام بچه ها

339
00:20:35,269 --> 00:20:37,069
به " برندن " گفتم که
. . بهش علاقه داري

340
00:20:37,070 --> 00:20:38,270
درست همونجور که منو هم ميخواست

341
00:20:38,898 --> 00:20:40,298
شما بچه ها داريد درباره چي
حرف ميزنيد ؟

342
00:20:41,998 --> 00:20:43,098
برندن " دبيرستان رو ميخواد ؟ "

343
00:20:44,541 --> 00:20:45,841
پس ، ما هم دبيرستان رو بهش ميديم

344
00:21:04,650 --> 00:21:05,650
. . کجا هست

345
00:21:06,051 --> 00:21:07,051
اون سنگ ؟ . .

346
00:21:11,133 --> 00:21:12,133
! خداي من

347
00:21:12,292 --> 00:21:13,692
ليونل ، لکس پسرت هست

348
00:21:15,094 --> 00:21:16,694
و علارغم اون چيزي که ميخواي
. . باور داشته باشه

349
00:21:16,695 --> 00:21:18,895
ميدونم که نميخواي مُردنش رو تماشا کني . .

350
00:21:23,476 --> 00:21:24,576
. . جيسون ، عزيزم

351
00:21:37,352 --> 00:21:38,652
! اوه ، خداي من

352
00:21:47,033 --> 00:21:48,433
! بسه
! بس کنين

353
00:21:49,896 --> 00:21:50,896
کجاست ؟

354
00:21:51,165 --> 00:21:52,165
! دادمش به لانا

355
00:21:52,179 --> 00:21:53,779
لانا " هيچ چيزي دراين مورد "
نميدونه

356
00:21:54,419 --> 00:21:56,216
تو هيچوقت اعتماد نميکردي چيزي به اين
باارزشي رو به دست اون بدي

357
00:21:56,216 --> 00:21:57,416
. . من به همون دليل که

358
00:21:57,417 --> 00:21:59,117
نقشه معبد رو بهش داده بودم . .
اينو هم بهش دادم

359
00:21:59,262 --> 00:22:00,962
اون انتخاب شده ست ؛
! و همه امون اينو ميدونيم

360
00:22:04,426 --> 00:22:05,626
. . جيسون

361
00:22:07,315 --> 00:22:08,515
خودم حساب " لانا " رو ميرسم

362
00:22:12,372 --> 00:22:14,572
تو بهم قول دادي هرگز آسيبي
بهش نرسوني

363
00:22:15,014 --> 00:22:16,714
تاحالا هيچ قدرداني اي از خودش
نشون داده ؟

364
00:22:18,012 --> 00:22:19,856
. . لانا " اصلا نميدونه که چقدر "

365
00:22:19,856 --> 00:22:21,450
تو داشتي ازش محافظت ميکردي . .

366
00:22:21,450 --> 00:22:22,450
و براي چي ؟

367
00:22:23,695 --> 00:22:25,695
براي اينکه آخرش " کلارک " رو
به تو ترجيح بده ؟

368
00:22:31,088 --> 00:22:32,388
ميدوني ؛

369
00:22:32,624 --> 00:22:35,124
من هرگز اونجور که اون بهت خيانت کرد ؛
خيانت نميکنم

370
00:22:47,715 --> 00:22:49,315
من هرگز اونو دست کم نميگيرم ، جنويو

371
00:22:50,244 --> 00:22:51,844
. . اينو فراموش نکن که

372
00:22:52,045 --> 00:22:53,245
. . " اجداد " لانا لنگ

373
00:22:53,374 --> 00:22:55,974
قسم خوردن که اون از خانواده ات
انتقام خواهد گرفت

374
00:22:58,274 --> 00:23:00,274
اگه جاي تو بودم ، ليونل
اين افسانه ها و چيزارو ميذاشتم تو همون گذشته بمونن

375
00:23:02,288 --> 00:23:04,788
اجداد من خيانتکارهارو ميذاشتن
به ستون چوبي و به آتش ميکِشيدنشون

376
00:23:09,730 --> 00:23:11,530
بذار اميدوار باشيم که تو ، يکي
از اونا نباشي

377
00:23:22,321 --> 00:23:23,421
برندن ؟

378
00:23:24,090 --> 00:23:25,190
بايد همينجا باشه

379
00:23:25,191 --> 00:23:26,186
يجور خونه دوم براش به حساب مياد

380
00:23:26,521 --> 00:23:28,521
درست مثل کلويي که بايد
تويِ دفتر " تورچ " باشه

381
00:23:28,609 --> 00:23:30,709
کُل اين ماجرا مثل اون داستان
ده بچه هندي کوچيک " هست ؛ "

382
00:23:30,710 --> 00:23:32,410
کم کم ديگه داره مورمورم ميکنه . .

383
00:23:34,088 --> 00:23:35,288
شخصيت معروف ؛

384
00:23:35,289 --> 00:23:36,689
تشويق کننده ها ؛

385
00:23:37,161 --> 00:23:38,161
دختراي ذخيره ؛

386
00:23:38,906 --> 00:23:39,906
ورزشکارا

387
00:23:40,294 --> 00:23:41,494
برندن " همه رو ميشناسه "

388
00:23:42,140 --> 00:23:43,740
يجورايي انگار بررسي اي
. . سريع هست به

389
00:23:43,741 --> 00:23:44,941
" صفحه اول مجله " تورچ

390
00:23:48,549 --> 00:23:49,949
اين يجورايي " نورمن بيتس " هست

391
00:23:52,209 --> 00:23:54,209
اينا همه اشون اونايين که
تو ليست " . . موفق ترين ها " هستن

392
00:24:00,931 --> 00:24:01,931
لانا ؟

393
00:24:01,952 --> 00:24:03,352
اوه خداي من ، يعني فکرميکني
اونا . . ؟

394
00:24:03,353 --> 00:24:04,353
! نه

395
00:24:05,814 --> 00:24:06,988
بنظر بيشتر شبيهه جمع آوري کردن
مياد

396
00:24:06,988 --> 00:24:08,988
انگار که داره اونارو
جايي نگه داري ميکنه

397
00:24:13,139 --> 00:24:14,539
لوييس ، اينو نگاه

398
00:24:15,437 --> 00:24:16,437
اوه ؛

399
00:24:16,438 --> 00:24:17,438
متشکرم کلارک

400
00:24:24,308 --> 00:24:25,908
انگار که عروسک هاي کاغذيش
هستن ، يا يه همچين چيزايي

401
00:24:27,942 --> 00:24:29,242
بجز اينکه اين کُپي ها با مقياس
واقعي هستن

402
00:24:31,776 --> 00:24:33,876
احتمالا بايد اين بخش مدرسه رو
يه جايي ساخته باشه

403
00:24:35,023 --> 00:24:36,223
" ساختمان سازي نَش "

404
00:24:44,309 --> 00:24:45,309
! هِي

405
00:24:45,437 --> 00:24:47,328
. . جالبه که چه همه موضوع

406
00:24:47,328 --> 00:24:49,337
. از همين الان براي روزنامه ي فردامون داريم

407
00:24:49,337 --> 00:24:50,038
. . خوب

408
00:24:50,038 --> 00:24:51,500
. . ميخوام مطمئن باشم که عکساي فوق العاده اي

409
00:24:51,500 --> 00:24:53,000
. براي استفاده توي روزنامه داري . . .

410
00:24:53,766 --> 00:24:54,866
. . ميدوني

411
00:24:55,080 --> 00:24:56,380
. بامزه اس . .

412
00:24:57,281 --> 00:24:58,981
. . چهار سال توي مدرسه باهم بوديم

413
00:24:58,982 --> 00:25:00,182
. . و نميدونستم که . .

414
00:25:00,183 --> 00:25:01,783
تو و " هيلي " چقدر . .
. دوستاي خوبي برام هستين

415
00:25:02,524 --> 00:25:03,724
چرا ؟

416
00:25:03,725 --> 00:25:04,725
چي بهت گفته ؟

417
00:25:04,989 --> 00:25:06,889
. چيزي نبوده که انتظار شنيدنشو نداشته باشم

418
00:25:08,857 --> 00:25:09,857
. . ميدوني

419
00:25:09,958 --> 00:25:11,458
. . هرچقدر بيشتر درموردش فکر ميکنم

420
00:25:11,487 --> 00:25:12,587
. . بيشتر برام باورناپذير ميشه . .

421
00:25:12,588 --> 00:25:14,388
. . که تو براي همگي ما . .

422
00:25:14,430 --> 00:25:15,430
. اينجا رو بازسازي کردي . . .

423
00:25:15,728 --> 00:25:16,928
بعد ازاينکه اون
. . نامه هاي رَد شدن توسط دانشگاهها رو گرفتم

424
00:25:18,245 --> 00:25:20,046
. . فهميدم که وقت زيادي رو صرف

425
00:25:20,046 --> 00:25:22,146
. . ثابت کردن اين نکته به خودم کردم که دستِ آخر

426
00:25:22,398 --> 00:25:24,398
هيچ کدوم اينا ؛ . .
. توي زندگي بيرون از مدرسه اهميتي ندارن

427
00:25:24,832 --> 00:25:27,432
و اگه بريم ؛ بايد همه ي اينا رو
. از سر انجام بديم

428
00:25:28,476 --> 00:25:29,676
. . پس

429
00:25:29,677 --> 00:25:30,677
چطوري انجامش دادي ؟ . .

430
00:25:31,405 --> 00:25:32,705
. . به پدرم گفتم

431
00:25:32,706 --> 00:25:33,863
. . اگه انجامش نده . .

432
00:25:33,863 --> 00:25:35,664
. . نامادري غرغروي خودمو . .

433
00:25:35,664 --> 00:25:37,764
. به مجسمه ي مانکنِ مخصوصش تبديل ميکنم

434
00:25:38,179 --> 00:25:40,779
بايد ميديدي که بعداز شنيدن حرفم
. . چه قيافه اي پيدا کرده بود

435
00:25:40,780 --> 00:25:43,180
. . فقط . .

436
00:25:49,318 --> 00:25:50,518
. بريم

437
00:25:53,261 --> 00:25:54,661
! خواهش ميکنم ، ما رو از اينجا بيرون ببر

438
00:26:08,614 --> 00:26:10,314
نبايد سعي ميکردي که
. " از اينجا فرار کني " هيلي

439
00:26:19,238 --> 00:26:20,698
. . فکر ميکردم تو هم

440
00:26:20,698 --> 00:26:21,849
همون حسي که من دارم رو . .
. نسبت به آيندمون داري

441
00:26:21,849 --> 00:26:23,749
برندن " ؛ نميتوني براي هميشه "
. ماها رو اينجا نگه داري

442
00:26:23,750 --> 00:26:24,913
. بايد آزادمون کني

443
00:26:24,913 --> 00:26:26,313
. فکر نکنم واقعابخواين از اينجا برين

444
00:26:27,418 --> 00:26:29,118
. ميدونم از اينجا خوشتون خواهد اومد

445
00:26:29,175 --> 00:26:30,975
يا اينکه ؛ به سرنوشتِ
. دوستِتون " هيلي " دچار ميشين

446
00:26:52,025 --> 00:26:54,125
بابت اين که وسط اين ماجرا
. گير افتادي ؛ سرزنشت نميکنم جيسون

447
00:26:55,914 --> 00:26:57,614
. . مادرت

448
00:26:58,015 --> 00:26:59,915
. زنيه که سخت بشه جلوش مقاومت کني

449
00:27:02,780 --> 00:27:04,280
. . فکر ميکردم تو قراره

450
00:27:04,981 --> 00:27:06,882
. . به " لانا " نزديک بشي ولي

451
00:27:09,279 --> 00:27:10,279
چي شده ؟  . . . ؛
. . ببينم مثل اين که

452
00:27:10,280 --> 00:27:12,780
به جاي نزديک تر شدن
ازش خيلي فاصله گرفتي ، هان ؟

453
00:27:19,624 --> 00:27:21,724
ميدوني ، با اين همه وسيله و
. . امکاناتي که دراختيارته

454
00:27:22,925 --> 00:27:24,725
ازت توقع داشتم
. . ديگه تا حالا فهميده باشي که " لانا " ؛

455
00:27:24,726 --> 00:27:26,526
. فقط يه گرويي هست که توي دستاي مادرمه

456
00:27:26,527 --> 00:27:27,527
گرويي ؟

457
00:27:27,864 --> 00:27:29,064
. . درسته ، ولي

458
00:27:29,465 --> 00:27:31,165
. بعلاوه ي اينکه تو عاشقش شدي . .

459
00:27:32,384 --> 00:27:33,584
بايد بد جوري عذاب بکِشي که ؛

460
00:27:33,785 --> 00:27:35,585
. . تمامِ . .

461
00:27:35,803 --> 00:27:36,903
. . احساساتِت براي " لانا " رو قرباني کردي

462
00:27:36,904 --> 00:27:38,904
. . دربرابر . .

463
00:27:39,605 --> 00:27:40,805
. مقداري از حرارت و گرماي مادري

464
00:27:43,005 --> 00:27:44,605
اينگاري که بدون عشق مادرت
. نميتوني زندگي کني

465
00:27:59,020 --> 00:28:00,220
اين حرفايي که زدي ، از ما
خونواده ي " والتون " رو ميسازه ، درسته ؟

466
00:28:03,974 --> 00:28:05,774
. . متاسفم

467
00:28:05,875 --> 00:28:07,475
از اينکه پاي تو رو هم به اين ماجرا
. " کِشوندم " لِکس

468
00:28:08,246 --> 00:28:10,446
. . شايد حرفمو باور نکني ولي

469
00:28:10,447 --> 00:28:12,647
. واقعا آرزو ميکنم کاشکي اينجا ، تنها بودم

470
00:28:13,587 --> 00:28:14,887
. . بخوام باهات روراست باشم پدر

471
00:28:15,060 --> 00:28:16,260
. خوشحالم که اينجا ؛ پيشمي

472
00:28:18,899 --> 00:28:20,399
. . حالا ، اون آهن رو از آتيش بيار بيرون

473
00:28:20,500 --> 00:28:22,500
و تا جايي که ميتوني . .
. بندازش نزديک صندليم

474
00:28:22,500 --> 00:28:32,500
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

475
00:29:31,936 --> 00:29:33,136
. بايد از همديگه جدا بشيم

476
00:29:34,479 --> 00:29:35,479
! برو

477
00:30:39,270 --> 00:30:40,270
. " وايسا ؛ " لِکس

478
00:30:40,271 --> 00:30:41,271
اينکارو نکن ؛
! اينکارو نکُن

479
00:30:41,821 --> 00:30:43,321
يالا ؛
. منو ببين

480
00:30:43,422 --> 00:30:44,522
من و تو ؛
. اونقدرها با همديگه تفاوت نداريم

481
00:30:44,523 --> 00:30:45,759
من و تو که هيچوقت
. . باهمديگه دعوا نداشتيم

482
00:30:45,759 --> 00:30:46,524
! پدر و مادرامون دعوا دارن ؛ خواهش ميکنم

483
00:30:46,524 --> 00:30:47,244
! لِکس " ؛ خواهش ميکنم "

484
00:30:47,244 --> 00:30:49,100
هميشه ميدونستم که
! بايد از " لانا " دربرابر تو دفاع کنم

485
00:30:49,191 --> 00:30:50,138
ولي نه به اون اندازه اي که
. . تاحالا

486
00:30:50,138 --> 00:30:51,492
از بهترين دوستت محافظت ميکردي ، هان ؟

487
00:30:51,492 --> 00:30:52,492
کلارک " ؟ "

488
00:30:53,628 --> 00:30:55,428
کلارک " ؛ هيچ ارتباطي با "
. اين ماجرا نداره

489
00:30:55,774 --> 00:30:56,974
. باورت نميشه

490
00:30:56,975 --> 00:30:58,975
کلارک " بيشتر از هر کدوم از ما
. به اين ماجرا ربط داره

491
00:30:59,281 --> 00:31:01,081
. تو فقط خودتو به اون راه زدي
. . آخه ، بهش فکر کن

492
00:31:01,082 --> 00:31:03,082
اون نمادها ؛ روي درِ طويله  ي
اون بچه ظاهر شدن ؟

493
00:31:03,083 --> 00:31:04,083
اون علائم توي مزرعه ؟

494
00:31:05,753 --> 00:31:06,820
ديگه يه کم براي اين حرفا دير شده
. . و مشخصه که

495
00:31:06,820 --> 00:31:08,772
داري سعي ميکنه در ثانيه ي آخر
. همه ي تقصير ها رو گردن يکي ديگه بندازي

496
00:31:08,772 --> 00:31:10,972
چرا چيزي که درست جلوي چشاتِه رو
نميبيني " لِکس" ؟

497
00:31:12,012 --> 00:31:12,812
. همه چي زير سر " کلارکِ"ـه

498
00:31:12,813 --> 00:31:13,813
. . اون

499
00:31:37,060 --> 00:31:38,060
. . اون ؛ نزديک بود که

500
00:31:38,361 --> 00:31:39,361
. " تو رو بکُشه " لِکس

501
00:31:42,651 --> 00:31:43,951
. . يا موضوعي رو فاش کنه که

502
00:31:43,952 --> 00:31:45,552
. نميخواستين من درموردش بدونم . .

503
00:31:46,374 --> 00:31:48,074
. لِکس " ؛ تو اونجا زندگي منو نجات دادي "

504
00:31:49,992 --> 00:31:51,392
. منم داشتم لطفتو جبران ميکردم ، پسرم

505
00:31:51,952 --> 00:31:52,952
. انتخابي نداشتم

506
00:31:53,771 --> 00:31:55,171
. ميدونم که اون سنگ ؛ پيش شماس

507
00:31:57,258 --> 00:31:58,558
. . اگه هراتفاقي براي " لانا " بيفته

508
00:31:59,873 --> 00:32:02,173
براي همچين عاقبتي ؛
. بهم التماس ميکنين

509
00:32:17,322 --> 00:32:18,622
. . چقدر کليشه اي

510
00:32:18,623 --> 00:32:20,023
. يه انبار متروکه . . .

511
00:32:22,187 --> 00:32:23,187
. عاليه

512
00:32:27,044 --> 00:32:28,486
. . شايد دور واطراف ساختمون

513
00:32:28,486 --> 00:32:29,823
. يه راهِ ورود ديگه اي باشه . . .

514
00:32:29,823 --> 00:32:31,023
. . چطوره تو بري اطرافو بگردي

515
00:32:31,024 --> 00:32:32,324
و منم ببينم که ميتونم . .
کليد اين قفل رو پيدا کنم ؟

516
00:32:32,668 --> 00:32:33,397
کليدا ؟

517
00:32:33,397 --> 00:32:35,897
خيلي شک دارم که کليدا رو
. . زير پادري گذاشته باشن ، ولي

518
00:32:36,550 --> 00:32:37,650
. هرطور که خودت راحتي . .

519
00:33:33,620 --> 00:33:34,620
. " کلويي "

520
00:33:48,563 --> 00:33:49,763
کلويي " ؟"

521
00:34:36,633 --> 00:34:37,733
. " برندن "

522
00:34:39,047 --> 00:34:39,982
. بايد همه رو آزاد کني

523
00:34:39,982 --> 00:34:42,582
ميخواستم تو هم
. "بخشي از اين ماجرا باشي " کلارک

524
00:34:43,089 --> 00:34:44,789
. . ولي شما ها

525
00:34:44,790 --> 00:34:46,790
! شماها حق نداشتين وارد اينجا بشين

526
00:34:46,868 --> 00:34:48,468
. بايد بذاري برن

527
00:34:48,469 --> 00:34:50,069
. اوضاع عوض ميشه

528
00:34:50,070 --> 00:34:51,870
مهم نيست که چقدر بخوايم اوضاع
. مثل سابق باقي بمونه ، ولي عوض ميشه

529
00:34:52,400 --> 00:34:54,200
نميتونم براي هميشه
. توي دوران دبيرستان زندگي کنيم

530
00:34:54,747 --> 00:34:55,947
واقعا همچين چيزي رو نميخواي ؟

531
00:34:57,357 --> 00:34:58,357
. . کلارک " ؛ "

532
00:34:58,733 --> 00:34:59,833
. بهش فکر کن . . .

533
00:35:01,087 --> 00:35:02,487
. ميتونه براي ابد ؛ تو اين حالت باقي بمونه

534
00:35:03,160 --> 00:35:04,460
. هميشه ؛ درکنارت خواهد موند

535
00:35:04,816 --> 00:35:06,916
ديگه از اين نميترسي که
. يه روزي ، تو رو بذاره و بره

536
00:35:07,104 --> 00:35:08,404
. " من از همچين چيزي نميترسم " برندن

537
00:35:08,705 --> 00:35:10,367
. بايد بترسي

538
00:35:10,919 --> 00:35:12,419
. " يه روزي ترکت ميکنه " کلارک

539
00:35:13,192 --> 00:35:14,592
. ممکنه ديگه هرگز برنگرده

540
00:35:15,462 --> 00:35:16,962
. . اگه خاطرش واقعا برات عزيز باشه

541
00:35:19,015 --> 00:35:20,815
اونوقت هرکاري که ازدستت بربياد
. انجام ميدي تا نگهِش داري

542
00:35:22,181 --> 00:35:23,381
! ولش کن

543
00:35:28,136 --> 00:35:29,136
چه . . . اتفاقي داره ميفته . . . ؟

544
00:35:32,242 --> 00:35:33,242
! نه ، فقط
! بسه

545
00:35:34,687 --> 00:35:36,087
. . حالا خواهي فهميد که

546
00:35:36,288 --> 00:35:37,788
. . از دست دادن يکي براي هميشه

547
00:35:38,389 --> 00:35:39,389
. چه حس و حالي داره . .

548
00:35:41,775 --> 00:35:42,775
! نه

549
00:36:06,102 --> 00:36:07,302
. . کلارک " ؛ "

550
00:36:17,512 --> 00:36:18,612
! " لوييس "

551
00:36:18,613 --> 00:36:19,613
. هِي

552
00:36:19,614 --> 00:36:20,614
. . خداي من

553
00:36:49,053 --> 00:36:50,953
. . خيلي وقت بود که

554
00:36:50,954 --> 00:36:52,554
. نديده بودم ازش استفاده کني . .

555
00:36:52,607 --> 00:36:54,507
. فکر ميکردم ديگه اون عادتو ترک کردي

556
00:36:56,552 --> 00:36:57,352
. . پدر ، فکر کنم

557
00:36:57,353 --> 00:36:58,353
. . فکر کنم . .

558
00:37:03,483 --> 00:37:04,483
. . کلارک " ؛ "

559
00:37:07,760 --> 00:37:08,835
. . يه زماني ، در زندگي هر کسي ميرسه

560
00:37:08,835 --> 00:37:09,740
. . که متوجه ميشه . .

561
00:37:09,740 --> 00:37:12,158
والدينش براي هميشه . .
. درکنارش باقي نخواهند موند

562
00:37:12,158 --> 00:37:13,050
. . پدر ، من

563
00:37:13,050 --> 00:37:14,350
. . کلارک " ؛ من فقط "

564
00:37:15,174 --> 00:37:18,174
. . نميخوام پتانسيل بالقوه ي خودتو . .

565
00:37:18,175 --> 00:37:18,975
. بخاطر من قرباني کني . . .

566
00:37:18,976 --> 00:37:20,576
. . قرباني کردن نيست ؛ پدر

567
00:37:21,405 --> 00:37:22,405
. يه انتخابه . . .

568
00:37:28,770 --> 00:37:30,570
مرز بين " قرباني کردن " و " انتخاب " ؛
خيلي باريکه ، اينطور فکر نميکني ؟

569
00:37:32,128 --> 00:37:34,628
پدر ، يه حسي بهم ميگه ؛ ميتونيم تمام شب
. . در اينمورد حرف بزنيم

570
00:37:34,629 --> 00:37:35,629
. ولي آخرش شما ، بازم حرفامو درک نميکنين

571
00:37:36,753 --> 00:37:38,553
من ، خيلي بيشتر از چيزي که
. تو فکر ميکني حاليمه

572
00:37:38,554 --> 00:37:39,425
. صحيح

573
00:37:39,425 --> 00:37:41,125
بخاطر همينه که اومدين اين بالا
. تا نظرمو عوض کنين

574
00:37:43,069 --> 00:37:44,769
پدر ، شما منو طوري بزرگ کردين
. که خودم ، براي خودم تصميم بگيرم

575
00:37:44,770 --> 00:37:46,370
چرا ؛ دراينمورد ؛
بهم اطمينان نميکنين؟

576
00:37:51,897 --> 00:37:53,197
. چونکه تو ، شباهت خيلي زيادي به من داري

577
00:37:53,935 --> 00:37:55,828
وقتي فارغ التحصيل شدم
. .  يه فرصت درست و حسابي

578
00:37:55,828 --> 00:37:58,041
.  براي وارد شدن به دانشگاه متروپوليس داشتم

579
00:37:58,041 --> 00:38:00,841
مشکل اينجا بود که ؛ پدرم براي
. اداره کردن مزرعه به کمکم احتياج داشت

580
00:38:04,550 --> 00:38:05,550
. پس ، تصميم گرفتم که بمونم

581
00:38:09,362 --> 00:38:11,762
پدر ؛ اين شرح خيلي مهمي بوده
. که از قلم انداختين

582
00:38:12,382 --> 00:38:13,782
چرا قبلا بهم نگفتين ؟

583
00:38:15,696 --> 00:38:17,196
. نميخواستم بهت فشار بيارم

584
00:38:21,242 --> 00:38:23,842
. . هرچقدر که پدرمو دوست داشتم

585
00:38:25,027 --> 00:38:27,827
يه قسمتي از وجودم هنوز بابت اينکه اينهمه
. بهم احتياج داشت ؛ ازش خشمگينه

586
00:38:29,045 --> 00:38:30,545
. نميخوام تو ؛ همچين حِسي داشته باشي

587
00:38:30,683 --> 00:38:32,283
. . من هرگز نميخوام

588
00:38:33,598 --> 00:38:34,698
. همچون پدري باشم

589
00:38:42,805 --> 00:38:44,105
. پدر

590
00:38:47,011 --> 00:38:49,011
پدر ، اين انتخاب من ؛
. ربطي به نوع پدري کردن شما نداره

591
00:38:54,224 --> 00:38:55,924
درمورد ؛ اون نوع ؛ پسريه که
. ميخوام باشم

592
00:38:55,924 --> 00:39:05,924
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

593
00:40:20,146 --> 00:40:20,946
. هِي

594
00:40:22,347 --> 00:40:23,347
. متشکرم

595
00:40:24,672 --> 00:40:25,972
فکر کنم ديگه ، همه چي تمومه ، ها ؟

596
00:40:29,369 --> 00:40:31,269
اينطور نيست که ديگه هيچوقت
همديگه رو نبينيم ، درسته ؟

597
00:40:31,493 --> 00:40:34,993
آره ، هنوزم تابستون ها و
. تعطيلات رو داري

598
00:40:38,285 --> 00:40:39,485
! وضع مزخرفيه

599
00:40:41,392 --> 00:40:42,392
. آره ، خيلي زياد

600
00:40:43,884 --> 00:40:45,984
يه دفعه اي ؛ همه ي اون امتحان ها و
. . معلم هايي که ازشون متنفر بوديم

601
00:40:46,185 --> 00:40:47,817
نسبت به اون علامت سئوال بزرگي که
. . درمورد آينده وجود داره

602
00:40:47,817 --> 00:40:49,817
. ترسناکي کمتري دارن . .

603
00:40:52,428 --> 00:40:54,028
فکر ميکني بعد از اون اتفاقي که
. . براي " برندن " افتاد

604
00:40:54,029 --> 00:40:56,929
خيلي آسون تر شده که با همه ي اينا
خداحافظي کنيم ؟

605
00:40:57,614 --> 00:40:59,314
. دِل کندن از اينجا خيلي سخته

606
00:41:00,997 --> 00:41:03,198
ميدوني ، نمي خوام با ديوونه جماعت
. . همدردي کرده باشم

607
00:41:03,198 --> 00:41:03,898
ولي ؛ . .

608
00:41:03,898 --> 00:41:05,431
. . نميتونم " برندن " رو براي خواستن اينکه

609
00:41:05,431 --> 00:41:07,076
. همه چي رو مثل سابق نگه داره سرزنش کنم

610
00:41:07,076 --> 00:41:09,976
. . گرچه بعداز اون ماجراي حبسمون

611
00:41:09,977 --> 00:41:10,997
. . نميتونم به چيزي فکر کنم که ترسناکتر از

612
00:41:10,997 --> 00:41:12,078
. . گير کردن توي گذشته و . .

613
00:41:12,078 --> 00:41:13,078
درجا زدن و حرکت نکردن . .
. به سوي آينده باشه

614
00:41:19,130 --> 00:41:20,730
. . يه دقيقه وايسا " لانا " ؛

615
00:41:21,531 --> 00:41:24,031
گفتي هنوزم " تابستون ها " و " تعطيلات " رو دارم ؟

616
00:41:24,504 --> 00:41:25,774
پس، تو چي ؟

617
00:41:25,774 --> 00:41:26,974
. من ؛ اينجا ، توي " اسمالويل " ميمونم

618
00:41:30,504 --> 00:41:32,104
فکرميکردم که گفتي
. درموردش مطمئن نيستي

619
00:41:33,384 --> 00:41:35,484
نميخواي ببيني بيرون از اينجا چه خبره ؟

620
00:41:36,120 --> 00:41:38,520
دقيقا به همين خاطر بود
. . که پارسال به " پاريس " رفتم

621
00:41:38,521 --> 00:41:39,521
. . ولي

622
00:41:39,522 --> 00:41:41,322
يه دليلي هست که
. دوباره به طرف خونه کِشيده شدم

623
00:41:43,267 --> 00:41:46,267
مطمئن نيستم که تمام امکانات اين شهر رو ؛

624
00:41:46,268 --> 00:41:47,268
. کشف کرده باشم . . .

625
00:42:01,605 --> 00:42:03,405
شايد دستِ آخر ؛
. . اوضاع اونقدرها هم عوض نشه

626
00:42:12,060 --> 00:42:27,060
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

