﻿1
00:00:01,999 --> 00:00:04,130
. قهوه ي اسپرسوي دوبل ؛ بگير که اومد

2
00:00:10,889 --> 00:00:12,773
خيلي خوب ؛ اين پيشخدمتم کجاس ؟

3
00:00:13,975 --> 00:00:15,751
. . کاپوچينوي دوبل ؛ بدون کف

4
00:00:16,503 --> 00:00:18,541
. . شير رقيق ؛ خامه ي کم زده شده ، و

5
00:00:18,592 --> 00:00:20,993
آمريکانوي دبل و يه دونه هم به روش قديمي
نفر بعدي کيه ؟

6
00:00:21,016 --> 00:00:22,140
. بله ؛ 6.50 $ ؛ متشکرم -
. باشه -

7
00:00:24,877 --> 00:00:26,328
. اينم پول خوردتون

8
00:00:29,041 --> 00:00:29,679
. . خيلي خوب

9
00:00:30,816 --> 00:00:34,067
. . اينم شکلات نعناييتون
. متشکرم

10
00:00:36,257 --> 00:00:38,893
. سلام
. باورم نميشه اونکارو کردي

11
00:00:41,824 --> 00:00:42,914
چي ميل دارين براتون بيارم ؟

12
00:00:43,844 --> 00:00:46,004
. مرسي ؛ من چيزي که خواستمو گرفتم

13
00:00:46,274 --> 00:00:46,994
. عاليه

14
00:00:47,259 --> 00:00:48,034
بعدي ؟

15
00:00:48,151 --> 00:00:49,971
دانشگاه " ميامي " ؟

16
00:00:50,006 --> 00:00:50,743
. آره

17
00:00:50,779 --> 00:00:55,534
بهت نمياد که اون لباس پشميتو
. با يه پيرهن آستين کوتاه عوض کني

18
00:00:55,698 --> 00:00:59,303
باخودم گفتم ، اگه براي شروع دوباره يه فرصت دارم
چرا براي اين شروع دوباره ، يه جايي نرم که ساحل داشته باشه ؟

19
00:01:00,819 --> 00:01:04,083
يه مقدار درمورد اينکه دارم ميذارم پدر و مادرم
. به تنهايي مزرعه روبگردونن احساس گناه ميکنم

20
00:01:04,118 --> 00:01:06,065
آره ؛ فکر کنم انتخاب کردن يکي که
. . جاي تو رو بگيره بايد خيلي سخت باشه

21
00:01:06,100 --> 00:01:08,240
. با اون همه مهارت و يه عالمه چيزاي ديگه که داري

22
00:01:08,296 --> 00:01:09,000
مهارت ؟

23
00:01:09,036 --> 00:01:10,409
. . لوييس " ؛ هي "

24
00:01:10,527 --> 00:01:12,018
ميشه يه دبل کاپوچينو بهم بدي ؟

25
00:01:12,053 --> 00:01:13,157
. آره ، يه لحظه

26
00:01:15,529 --> 00:01:16,585
. خداي من

27
00:01:16,625 --> 00:01:18,022
. بهمون دزد زده

28
00:01:56,838 --> 00:01:57,507
کلارک " ؟"

29
00:01:58,329 --> 00:01:59,149
کلارک " ؟ "

30
00:02:03,552 --> 00:02:04,925
چي شده ؟

31
00:02:06,064 --> 00:02:07,239
کلارک " کيه ؟ "

32
00:02:16,564 --> 00:02:22,061
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت نوزدهم "

33
00:02:22,097 --> 00:03:41,774
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

34
00:03:42,898 --> 00:03:46,667
بايد در نگاه اول برات عجيب باشه که
. به خونه اي که توش بزرگ شدي نگاه کني

35
00:03:47,950 --> 00:03:50,287
چيزي رو ميشناسي ؟

36
00:03:50,310 --> 00:03:53,175
. . خونه ؛ گاوها

37
00:03:53,210 --> 00:03:55,206
تراکتور ، هرچي ؟ . . .

38
00:03:55,805 --> 00:03:57,214
مطمئني من اينجا زندگي ميکنم ؟

39
00:03:58,380 --> 00:03:59,284
. آره

40
00:04:00,740 --> 00:04:03,523
. بيشتر وقتِتو اينجا ميگذروني

41
00:04:07,339 --> 00:04:08,231
توي طويله ؟

42
00:04:08,278 --> 00:04:10,908
خوب ، تو معمولا آدم عادي اي نيستي " کلارک "؛

43
00:04:13,750 --> 00:04:15,779
. داشتم باهات شوخي ميکردم

44
00:04:15,814 --> 00:04:18,162
. بعضي وقتا نميتونم خودمو کنترل کنم ؛ معذرت ميخوام

45
00:04:32,839 --> 00:04:33,673
. " کلارک "

46
00:04:34,580 --> 00:04:35,825
. اينجا خونه ات هست

47
00:04:38,114 --> 00:04:38,936
. درسته

48
00:04:48,560 --> 00:04:49,934
. . من . . . اين دَر

49
00:04:50,838 --> 00:04:52,224
. دَر گير کرده بود

50
00:04:53,269 --> 00:04:55,453
. راستش ؛ فکر کنم قفل بوده

51
00:05:12,984 --> 00:05:14,240
! " آقاي " کِنت

52
00:05:15,038 --> 00:05:16,565
! " خانم " کِنت

53
00:05:18,843 --> 00:05:20,583
چه اتفاقي براي دَر افتاده ؟

54
00:05:20,618 --> 00:05:21,661
. . ميدوني ، ميخواستم بازش کنم

55
00:05:21,687 --> 00:05:25,339
آره ، بعدش يه بادِ عجيب و غريبي اومد و
. درو از جا کَند

56
00:05:26,252 --> 00:05:27,203
. صحيح

57
00:05:28,060 --> 00:05:30,115
لوييس " ؛ ميدوني خونواده ي " کِنت " کجان ؟ "

58
00:05:30,713 --> 00:05:33,367
براي آزمايش قلب آقاي " کِنت " ؛
. به متروپوليس رفتن

59
00:05:33,567 --> 00:05:35,199
. کلارک "؛ خودت که ميدوني "

60
00:05:35,539 --> 00:05:36,983
. خوب ، نه خيلي زياد

61
00:05:37,030 --> 00:05:39,061
فراموشي گرفته ؛
. . و خيلي داره بهش سخت ميگذره که

62
00:05:39,109 --> 00:05:39,836
دوباره ؟

63
00:05:40,118 --> 00:05:41,421
منظورت از " دوباره " چيه ؟

64
00:05:44,697 --> 00:05:47,104
خوب ، لااقل ايندفعه ؛
. لباس تنِته

65
00:05:47,139 --> 00:05:49,194
لوييس " بايد پدر و مادرشو به "
. خونه برگردونيم

66
00:05:49,222 --> 00:05:50,490
. يه کم سخته

67
00:05:50,525 --> 00:05:53,355
آقاي " کِنت " ؛ يه بليطِ يک سره با
. خطوط قطار سريع " اَمبين " گرفته

68
00:05:53,390 --> 00:05:55,762
. و تا چند روزهم ماموريته و خونه نمياد

69
00:05:56,784 --> 00:05:58,157
خوب ، چي شده ؟

70
00:05:59,238 --> 00:06:02,488
آخرين چيزي که يادم مياد اينه که
. . توي کوچه به هوش اومدم ؛ من با

71
00:06:02,512 --> 00:06:03,310
. " کلويي "

72
00:06:03,474 --> 00:06:07,349
فکر کنم با هرکسي که پشت دزدي تو روز روشن
. ازمغازه دخالت داشته ، برخورد داشته

73
00:06:07,701 --> 00:06:10,589
حالا که چي ؛ يعني يه دزدي داريم که
ميتونه حافظه ي مردمو پاک کنه ؟

74
00:06:12,805 --> 00:06:16,023
فکر کنم اين ؛  به روش عجيب و غريبِ اسمالويلي
. . روشن ميکنه که براي چي

75
00:06:16,058 --> 00:06:19,029
هشت تا قهوه فروختم ولي . .
. هيچ پولي توي دخل نبود

76
00:06:19,064 --> 00:06:21,342
ميرم به دفتر " تورچ " تا ببينم
. درمورد فراموشي چيا پيدا ميکنم

77
00:06:21,377 --> 00:06:25,217
. آره ، آقاي فراموشي رو بسپرش به من
. دارم توي اين مورد حرفه اي ميشم

78
00:06:25,252 --> 00:06:30,267
ولي بايد به ساندويچ کره ي بادوم زميني و مربي
. بسَنده کني ؛ بخاطر اينکه مهارت هاي آشپزي در همين حده

79
00:06:31,629 --> 00:06:32,533
باشه ؟

80
00:06:33,154 --> 00:06:36,101
. خواهش ميکنم بهم بگو با اون دختر نسبتي ندارم

81
00:06:36,183 --> 00:06:38,167
. نه ؛ من فاميلشم
. تو باهاش زندگي ميکني

82
00:06:38,379 --> 00:06:39,107
. " کلارک "

83
00:06:44,154 --> 00:06:45,152
ميدوني چيه ؟

84
00:06:46,209 --> 00:06:49,426
ميبرمش توي طويله ؛ تا ببينم اونجا يه چيزي
. پيدا ميشه که حافظه اشو برگدونه

85
00:06:50,013 --> 00:06:51,458
. خيلي خوب ، هرطور مايلي

86
00:06:52,163 --> 00:06:53,419
. بايد حرف بزنيم

87
00:07:01,912 --> 00:07:04,096
واسه چي لبخند به لب اونجا وايسادي ؟

88
00:07:05,247 --> 00:07:07,924
. يه نامه از طرف دانشگاهِ کانزاس داري

89
00:07:08,665 --> 00:07:09,816
. تبريک ميگم

90
00:07:09,933 --> 00:07:13,076
فکر کنم اگه ميخواستن رَدِت کنن ؛ احتمالا ديگه
. واست اين داستان کوتاه رو نميفرستادن

91
00:07:13,123 --> 00:07:15,107
. نه ، احتمالا همچين کاري نميکردن

92
00:07:15,201 --> 00:07:18,592
داشتم فکر ميکردم که اين آخر هفته
. ميتونيم باهمديگه بريم و خوابگاه هاي دانشگاهو ببينيم

93
00:07:19,156 --> 00:07:22,173
جيسون " ؛ مطمئن نيستم که "
. بخوام به دانشگاهِ کانزاس برم

94
00:07:22,514 --> 00:07:25,341
اصلا مطمئن نيستم که
. بخوام به کالج برم

95
00:07:27,126 --> 00:07:29,075
. راستش ، خيلي به اين موضوع فکر کردم

96
00:07:29,110 --> 00:07:30,038
. . به کدوم قسمتش

97
00:07:30,754 --> 00:07:33,370
اون قسمتش که يک ساله داشتيم
براي اين کار برنامه ريزي ميکرديم ؟

98
00:07:34,004 --> 00:07:35,546
. . لانا "؛ فکر ميکردم اين تنها فرصتمون "

99
00:07:35,604 --> 00:07:38,707
براي اينه که همه ي اتفاقاتي که توي دوماهِ گذشته
. اتفاق افتاده رو پشتِ سر بذاريم

100
00:07:39,206 --> 00:07:41,131
. مثل اينه که ماجراي پاريس از سَر تکرار بشه

101
00:07:41,155 --> 00:07:41,946
چطوري ؟

102
00:07:44,564 --> 00:07:47,135
. جيسون "؛ تابستونِ گذشته ؛ فوق العاده بود "

103
00:07:47,382 --> 00:07:49,214
. ولي بايد با واقعيت روبرو بشيم

104
00:07:49,683 --> 00:07:51,442
نتونستيم اون تجربه ي زيبا رو
. . اينجا هم داشته باشيم

105
00:07:51,477 --> 00:07:53,508
. نه با وجود اين همه اتفاقي که افتاده . .

106
00:07:53,591 --> 00:07:56,831
نه با وجود اون سنگ ها يا مادرت و
. همه ي اون دروغ هايي که گفتي

107
00:07:57,043 --> 00:07:58,264
چند وقته به اين نتيجه رسيدي ؟

108
00:07:59,872 --> 00:08:04,022
احساساتِت که يه شبه عوض نميشن ؛ پس واضحه که
. چند وقتي به اين موضوع فکر ميکردي

109
00:08:04,092 --> 00:08:05,384
. آره -
. آره -

110
00:08:06,194 --> 00:08:08,472
از وقتي که اين رابطه
. . درست به همون رابطه اي تبديل شد که

111
00:08:08,495 --> 00:08:11,043
وقتي به " پاريس " رفتم سعي داشتم . .
. فراموشش کنم

112
00:08:11,147 --> 00:08:12,438
. پس ؛ حرفِ " کلارکِ"ـه

113
00:08:12,485 --> 00:08:14,928
. نه ، ربطي به " کلارک " نداره

114
00:08:15,045 --> 00:08:16,818
. جيسون " ؛ موضوع مربوط به خودمونه "

115
00:08:17,828 --> 00:08:19,718
. خيلي راز بينمون وجود داره

116
00:08:21,048 --> 00:08:25,051
کاشکي ميشد ورق برگرده و همه چيزو فراموش کنيم
. ولي نميتونيم اينکارو بکنيم

117
00:08:26,601 --> 00:08:27,881
. . همچين فرصتي

118
00:08:29,349 --> 00:08:31,733
ممکنه توي تمام عمر . .
. فقط يه بار گير آدم بياد

119
00:08:43,648 --> 00:08:47,300
تو ، تنها بخشي از زندگيم بودي که باعث شدي
. فراموش کنم که به چه موجودي تبديل شدم

120
00:08:47,742 --> 00:08:48,816
منظورت چيه ؟

121
00:08:48,855 --> 00:08:50,298
. منو ؛ رها نکن

122
00:08:50,785 --> 00:08:51,490
. . جيسون "؛ "

123
00:08:51,525 --> 00:08:55,012
باشه ؟ نميتوني تصورشو بکني که
. چقدر ازت محافظت کردم

124
00:08:55,869 --> 00:08:56,691
ميدوني ؟

125
00:09:14,177 --> 00:09:14,987
. بيا

126
00:09:15,258 --> 00:09:16,373
. اينو خم کن

127
00:09:19,027 --> 00:09:21,070
. اين از جنس فلزه
. نميتونم خمِش کنم

128
00:09:21,469 --> 00:09:24,520
همونطوري که نميتونستي در خونه رو
از لولاهاش جدا کني ، هان ؟

129
00:09:24,825 --> 00:09:25,682
. سعي کن

130
00:09:38,631 --> 00:09:39,946
چطوري اونکارو کردم ؟

131
00:09:43,645 --> 00:09:47,393
چرا هميشه خودمو طرف ديگه اي اين گفتگو
تصور ميکنم ؟

132
00:09:50,082 --> 00:09:52,078
. اينجا ، بيا اينجا بشين

133
00:09:54,133 --> 00:09:58,773
بچه که بودي ، بزرگ ترين بارش شهاب سنگِ دنيا
. در " اسمالويل " اتفاق افتاد

134
00:09:58,996 --> 00:10:02,319
. . ميدونم چيزي که ميگم خيلي عجيبه ؛ ولي

135
00:10:02,612 --> 00:10:05,205
. . بعضي از شهاب سنگ ها . .

136
00:10:05,240 --> 00:10:08,903
يه سري آثار ماوراي زميني . .
. روي يه تعدادي از آدماي شهر داشتن

137
00:10:09,502 --> 00:10:12,682
و ؛ اين نظريه ي منه که
. تو ؛ يکي از اونايي

138
00:10:13,551 --> 00:10:16,486
قدرت هاي فرازميني ؟
منظورت اينه که من يه جور موجود فضايي هستم ؟

139
00:10:16,521 --> 00:10:18,235
. نه ؛ البته که نيستي

140
00:10:18,400 --> 00:10:19,537
يه موجودِ جهش يافته ؟

141
00:10:24,414 --> 00:10:25,454
. آره

142
00:10:26,024 --> 00:10:29,404
که چندين مرتبه
. زندگي منو نجات داده

143
00:10:30,055 --> 00:10:31,593
. . ببين ، تو يه جور

144
00:10:32,004 --> 00:10:35,656
قهرمانِ خودگمارده ي اسمالويل هستي

145
00:10:36,231 --> 00:10:38,206
. . و اگه ازم بپرسي ؛ من

146
00:10:38,242 --> 00:10:41,142
. به نظرم اين کارت . . . فوق العاده اس

147
00:10:55,714 --> 00:10:58,782
بايد دوستاي خيلي خوبي باهمديگه باشيم که
. درمورد همچين رازي بهت اطمينان کردم

148
00:11:02,903 --> 00:11:05,228
. . آره ، خوب ، راستش

149
00:11:06,370 --> 00:11:07,509
. تو ؛ رازتو بهم نگفتي

150
00:11:09,834 --> 00:11:12,358
ايرادي نداره ، يعني ؛ خوب ؛
. داشتي از خودت محافظت ميکردي

151
00:11:12,757 --> 00:11:15,164
آدماي زيادي هستن که اگه رازتو ميدونستن
. بهت خيانت ميکردن

152
00:11:17,489 --> 00:11:18,694
. . ولي ؛ تو بهم خيانت نميکني

153
00:11:19,868 --> 00:11:20,725
درسته ؟

154
00:11:24,071 --> 00:11:24,834
. هرگز

155
00:11:32,928 --> 00:11:36,626
لوييس " گفت که "
. تمام وقت ؛ درست اينجا ايستاده بوده

156
00:11:37,331 --> 00:11:39,560
نميدونم واسه چي
. به پليس خبر نميديم

157
00:11:40,252 --> 00:11:43,775
. دقيقا به همون دليل بيمارستان نبردمت
. . کلارک " ؛ "

158
00:11:43,834 --> 00:11:47,605
آخرين چيزي که ميخوايم اينه که تو رو جلوي
. نيروهاي پليس مهربان اسمالويل ؛ تابلو کنيم

159
00:11:47,864 --> 00:11:51,057
حالا ، يه نگاه کن ببين چيزي يادت نمياد ؟

160
00:12:00,568 --> 00:12:01,460
. " کلويي "

161
00:12:02,106 --> 00:12:03,914
يه چيزي اينگار اونجاس ؟

162
00:12:04,630 --> 00:12:07,472
. پشت . . نزديک پاهات
. زير پادري

163
00:12:08,164 --> 00:12:10,440
از کجا ميدونستي که اونجاس ؟

164
00:12:11,203 --> 00:12:12,518
. . خوب ؛ من . . ميتونم

165
00:12:12,659 --> 00:12:14,326
. . فکر کنم

166
00:12:14,819 --> 00:12:16,710
. ميتونم از بينِ اشيا ؛ اونطرفشونو ببينم

167
00:12:17,898 --> 00:12:22,066
يه دقيقه وايسا ببينم ؛ منظورت اينه که
ميتوني از پشتِ اشياء جامد رو ببيني ؟

168
00:12:25,211 --> 00:12:26,737
فکر کنم اين قدرتيه که تو درموردش نميدونستي ، هان ؟

169
00:12:26,784 --> 00:12:28,463
. . نه

170
00:12:28,499 --> 00:12:32,559
بايد يکي از اون قدرتهاييت باشه که نبايد
. خيلي ازش استفاده کني و بهتره روش سرپوش بذاري

171
00:12:33,593 --> 00:12:35,354
. ميدوني ، داشتم بهش فکر ميکردم

172
00:12:35,624 --> 00:12:36,340
. . ميدوني

173
00:12:37,420 --> 00:12:40,217
نميدونم براي چي اينقدر درمورد اينکه
. آدماي ديگه چه فکري ميکنن نگران بودم

174
00:12:40,264 --> 00:12:42,906
. نميدونم چرا اجازه دادم همچين چيزي زندگيمو خراب کنه
. منظورم اينه که ؛ تو درکم کردي

175
00:12:42,941 --> 00:12:45,663
. . درسته ، ولي ، " کلارک " ؛ بدبختانه

176
00:12:45,686 --> 00:12:49,317
بعضي از آدمايي که تو " اسمالويل " هستن ، به اندازه ي
. من ؛ ذهنشون باز نيست

177
00:12:49,338 --> 00:12:51,252
. اين ديگه مشکل اوناس ، نه من

178
00:12:51,276 --> 00:12:56,557
ببين ؛ ميدونم که چقدر مشتاقي که
. يه مهموني بگيري و به همه بگي چه کارايي ازت برمياد

179
00:12:56,745 --> 00:13:00,300
من الان دو ساعته که دارم سعي ميکنم
. . کاري کنم که اوناي ديگه متوجه قدرتهات نشن

180
00:13:00,335 --> 00:13:02,613
. و به اين آسوني ها هم نيست که فکرشو ميکردم

181
00:13:02,648 --> 00:13:04,656
. ولي ، خواهش ميکنم ، يه کم بهش فکر کن

182
00:13:04,703 --> 00:13:06,039
. ميدونم
. . فقط

183
00:13:06,779 --> 00:13:09,855
اگه هيچوقت ، خودِ واقعيم نباشم
چطوري کسي ميتونه بشناستم ؟

184
00:13:10,020 --> 00:13:11,663
. . ميدونم سخته

185
00:13:11,790 --> 00:13:16,698
ولي ميتونم تصورشو بکنم که اگه به مردم چيزي نگفتي
. بايد يه عالمه دليل مهم براي اين نگفتن وجود داشته باشه

186
00:13:17,262 --> 00:13:20,538
پس ، بخاطر همينه که
. بايد حافظه اتو برگردونيم

187
00:13:20,817 --> 00:13:22,074
. . که بتونم چيکار کنم

188
00:13:22,121 --> 00:13:23,367
دوباره برگردم سر خونه ي اول و . .
به مردم دروغ بگم ؟

189
00:13:23,402 --> 00:13:23,977
. . کلارک "؛ "

190
00:13:24,013 --> 00:13:25,255
کلويي " ؛ مطممئن نيستم که "
. بخوام دوباره اون زندگي رو ادامه بدم

191
00:13:25,290 --> 00:13:27,815
لااقل صبر کن تا با پدر و مادرت
حرف بزني ، باشه ؟

192
00:13:34,496 --> 00:13:35,262
کلارک " ؟ "

193
00:13:36,707 --> 00:13:37,564
کلارک "؟ "

194
00:13:57,984 --> 00:14:01,377
. " اشتعال نابهنگام "
. نميخوام درمورد اين قدرتت بدونم

195
00:14:06,919 --> 00:14:08,061
اون دختر کيه ؟

196
00:14:10,703 --> 00:14:11,407
. . اون

197
00:14:12,922 --> 00:14:14,329
. لانا لَنگ " هست " . . .

198
00:14:22,044 --> 00:14:23,500
. عشقِ زندگيت

199
00:15:07,056 --> 00:15:09,557
. اينگار يه چيز ديگه اي هم يادت نمياد

200
00:15:09,957 --> 00:15:12,411
. معمولا اون احساساتِتو مخفي ميکردي

201
00:15:16,643 --> 00:15:19,637
. اومدم حالتو بپرسم

202
00:15:20,599 --> 00:15:21,327
.  . ولي

203
00:15:22,349 --> 00:15:24,169
. اينگار ؛ جوابمو گرفتم . .

204
00:15:24,768 --> 00:15:27,311
. زندگي من کاملا پوچ و بي معنيه
اگه تو به جاي من بودي ، چه حسي داشتي ؟

205
00:15:28,234 --> 00:15:30,594
. مهموني ترحم و دلسوزي . . باحاله

206
00:15:31,240 --> 00:15:34,328
. ببين ، " کلويي " ؛ خيلي ازم محافظت ميکنه

207
00:15:35,755 --> 00:15:38,056
فکر کنم آدماي زيادي باشن
. که نميتونم بهشون اطمينان کنم

208
00:15:38,632 --> 00:15:40,499
. و نميدوني که اونا ؛ کيا هستن

209
00:15:42,753 --> 00:15:45,583
ببين ، شايد اسم همه ي بازيکنها رو
. . يادت نياد ولي

210
00:15:45,876 --> 00:15:47,954
. هنوزم ميتوني به بازي ادامه بدي . .

211
00:15:49,539 --> 00:15:51,441
ميخواي بهم بگي که قراره چطوري
اينکارو انجام بدم ؟

212
00:15:52,157 --> 00:15:53,414
. به حدسِت اطمينان کن
" غريزه "

213
00:15:57,589 --> 00:15:59,186
مثلا ، درمورد من چي ميگه ؟

214
00:16:02,520 --> 00:16:04,352
. خيلي از همديگه خوشمون نمياد

215
00:16:06,559 --> 00:16:07,851
. تو جهت درست قرار گرفتي

216
00:16:08,628 --> 00:16:09,837
. " همينطور ادامه بده گ اسمالويل

217
00:16:49,191 --> 00:16:50,403
. " سلام ؛ " کلارک

218
00:16:51,965 --> 00:16:52,728
. سلام

219
00:16:53,127 --> 00:16:55,135
. شنيدم چه اتفاقي برات افتاده

220
00:16:57,002 --> 00:17:00,320
ببخشيد ؛ فکر کنم حتي منو نميشناسي

221
00:17:00,355 --> 00:17:01,306
. " لانا "

222
00:17:09,455 --> 00:17:11,590
. ميخواستم بعدا يه سري بهت بزنم

223
00:17:11,626 --> 00:17:13,716
. فکرشو نميکردم اينجا ببينمت

224
00:17:14,350 --> 00:17:16,158
. راستش ، اينجا اومدم که تو رو ببينم

225
00:17:19,874 --> 00:17:21,518
. . کلويي " ؛ . . . اون "

226
00:17:22,904 --> 00:17:25,076
. . بهم گفت که ما دوتا قبلا . .

227
00:17:25,099 --> 00:17:25,992
. . آره

228
00:17:26,661 --> 00:17:27,612
. آره ؛ دوست بوديم

229
00:17:30,583 --> 00:17:31,724
چي شد ؟

230
00:17:36,221 --> 00:17:37,735
. . خواهش ميکنم ، من فقط

231
00:17:39,567 --> 00:17:41,194
. واقعا ميخوام بدونم

232
00:17:42,016 --> 00:17:43,319
. منم همينطور

233
00:17:46,771 --> 00:17:47,934
بخاطر من بود ؟

234
00:17:58,077 --> 00:17:59,521
. متوجه نميشم

235
00:18:01,564 --> 00:18:04,697
. . اگه يه ذره از احساسي که الان دارمو بهت داشتم

236
00:18:06,740 --> 00:18:08,114
. ميدوني ، بهم نگو

237
00:18:09,135 --> 00:18:10,485
. نميخوام بدونم

238
00:18:11,413 --> 00:18:13,529
نميخوام بدونم ؛
. . چونکه ايندفعه

239
00:18:14,726 --> 00:18:15,947
. فرق ميکنه . . .

240
00:18:19,810 --> 00:18:21,078
اين دفعه " ؟"

241
00:18:26,798 --> 00:18:29,322
فکر نکنم الان بايد
. درموردش حرف بزنيم

242
00:18:33,420 --> 00:18:35,663
کِي ميتونيم درموردش حرف بزنيم ؟

243
00:18:41,581 --> 00:18:42,955
چطوري اينجا اومده ؟

244
00:18:45,586 --> 00:18:48,111
مثل اينه که قلبِش بيشتر از مغزش
. به ياد مياره

245
00:18:51,105 --> 00:18:52,480
. راه بيفت ؛ دخترعمو

246
00:18:52,515 --> 00:18:56,354
يه لحظه ي ديگه هم به اون
. پسره ي بي حافظه ي چشم آبي فکر نکن

247
00:18:57,470 --> 00:18:58,221
. . هِي

248
00:18:58,453 --> 00:18:59,369
. . خبراي خوب . .

249
00:18:59,416 --> 00:19:02,833
اون کارت عبوري که پيدا کرديمو تا
. پارک مجلل موتورسواري " ؛ رَديابي کرديم "

250
00:19:03,056 --> 00:19:04,817
. مالِ يه پسره اي به اسم " کوين گريدي " هست

251
00:19:05,217 --> 00:19:08,538
اون پسر ، تو" اسمالويل " زندگي ميکني ، پس
. فکرکرديم که بريم آرسشو پيدا کنيم

252
00:19:08,796 --> 00:19:09,700
مياي ؟

253
00:19:27,510 --> 00:19:28,426
کوين " ؟"

254
00:19:30,668 --> 00:19:31,937
اينجا چيکار ميکني ؟

255
00:19:31,972 --> 00:19:34,308
متاسفم پدر ، ولي بيشتر از اين
. نميتونم اينجا بمونم

256
00:19:34,332 --> 00:19:36,913
. کوين " ؛ بايد برگردي
. . تو وسط جلسات درماني هستي

257
00:19:36,936 --> 00:19:38,228
. اون جلسات ؛ فايده اي ندارن

258
00:19:38,662 --> 00:19:41,375
ميدونم ميخواي کاري که با " ديلن " کردمو
. . به صورت يه راز نگه داري

259
00:19:41,809 --> 00:19:44,440
ولي هرکاري که انجام بدن تا . .
. . باعث بشن اون ماجرا رو فراموش کنم

260
00:19:44,909 --> 00:19:46,318
. بازم هميشه واقعيتو ميدونم . .
. " به ياد ميارم "

261
00:19:46,342 --> 00:19:46,917
. . کوين "؛ "

262
00:19:46,964 --> 00:19:48,103
. . نگرانم نباش

263
00:19:48,126 --> 00:19:50,310
. باشه ؟ پولامو جمع کردم
. مشکلي برام پيش نمياد

264
00:19:51,426 --> 00:19:54,816
بعداز کاري که کردم ؛ ازتون انتظار ندارم
. که هرروز بهم نگاه کنين و تحملم کنيد

265
00:19:56,249 --> 00:19:57,764
. کوين " ؛ خواهش ميکنم بذار کمکت کنيم "

266
00:19:57,799 --> 00:19:59,179
. نميتونين

267
00:20:00,159 --> 00:20:02,793
اون مکان ؛ منو به يه جور هيولا تبديل کرده

268
00:20:03,543 --> 00:20:04,693
منظورت چيه ؟

269
00:20:05,489 --> 00:20:06,534
. اين

270
00:20:18,667 --> 00:20:19,560
بله ؟

271
00:20:20,029 --> 00:20:20,851
. سلام

272
00:20:21,027 --> 00:20:23,517
. . اومدم اينجا که پولامو پس بگيرم

273
00:20:23,552 --> 00:20:25,370
که البته پسرتون تصميم گرفت از
. . تالون " بدزدتشون "

274
00:20:25,405 --> 00:20:27,213
. البته به همراه يه دو دقيقه از حافظه ام

275
00:20:27,237 --> 00:20:28,939
. بايد اشتباهي شده باشه

276
00:20:28,963 --> 00:20:31,358
راستش ، آقاي " گريدي " ؛
. . ما اينو پيدا کرديم

277
00:20:31,522 --> 00:20:33,624
. که کنار صندوقِ پولِ " تالون " افتاده بود
. مالِ " کوينِ"ـه

278
00:20:33,647 --> 00:20:35,001
. فقط ميخوام باهاش حرف بزنيم

279
00:20:36,035 --> 00:20:38,536
. متاسفانه امکانش نيست
. در حال حاضر ؛ پسرم بيرون از شهره

280
00:20:38,571 --> 00:20:40,541
و ، منظورتون از " بيرن از شهر " ؛
. . فکر کنم منظورتون اين باشه که

281
00:20:40,576 --> 00:20:43,524
تحت نوعي درمان در موسسه ي " سامرهولت "؛
. قرار داشته باشه

282
00:20:45,226 --> 00:20:49,082
ببخشيد ، نتونستم جلوي خودمو بگيرم که
. به اون قبض هاي پارکينگ پشت شيشه ي جلو نگاه نکنم

283
00:20:52,370 --> 00:20:55,106
فکر کنم اون موضوع فقط به خودمون مربوط باشه
. نه کسِ ديگه اي ؛ ببخشيد

284
00:20:55,129 --> 00:20:56,609
. ما نميگم اون سرقت کار اون بوده

285
00:20:57,149 --> 00:20:58,910
. فقط بايد بدونيم که اون چيا ميدونه

286
00:21:10,064 --> 00:21:10,792
. خيلي خوب

287
00:21:12,531 --> 00:21:15,713
. بله ، پسرم يکي از بيماران موسسه ي " سامرهولت " هست

288
00:21:16,617 --> 00:21:19,118
پاييز گذشته ؛
. . هردو پسرمو به شکار بردم

289
00:21:19,940 --> 00:21:21,278
. " به برکه هاي " آدري . .

290
00:21:22,276 --> 00:21:23,615
. يه حادثه اي اونجا اتفاق افتاد

291
00:21:25,059 --> 00:21:27,407
. . کوين " داشت تفنگشو پر ميکرد و

292
00:21:30,085 --> 00:21:31,693
. اينطور شد که پسرم " ديلن " رو ازدست دادم

293
00:21:36,812 --> 00:21:38,327
. آقاي " گريدي " ؛ متاسفم

294
00:21:40,535 --> 00:21:43,016
. کوين " ؛ نتونست خودشو ببخشه "
. . اون

295
00:21:44,707 --> 00:21:46,750
. . و منم نميدونستم که به کجا پناه ببرم

296
00:21:47,208 --> 00:21:48,077
. . به همين خاطرم

297
00:21:48,758 --> 00:21:51,831
. . خوب ، فکرکرديم اگه " سامرهولت " ؛ . .

298
00:21:52,133 --> 00:21:54,305
بتونه اون خاطرات رو پاک کنه ، خوب . .
. . پس

299
00:21:54,340 --> 00:21:56,559
شايد " کوين " بتونه زندگيشو راحت ادامه بده . .

300
00:21:59,735 --> 00:22:01,039
ببخشين ؛

301
00:22:01,226 --> 00:22:02,906
بايد برم و پسرم رو پيدا کنم

302
00:22:02,953 --> 00:22:03,692
متشکرم

303
00:22:10,451 --> 00:22:12,482
ببين ، ميدونم حرفاش خيلي
. . تاثيرگذار بودن ، اما

304
00:22:12,517 --> 00:22:14,231
خيلي مطمئن نيستم که باورشون کرده باشم . .

305
00:22:14,548 --> 00:22:15,993
ميرم يه نگاهي به اين دور و اطراف
بندازم

306
00:22:24,269 --> 00:22:25,526
کلارک ، حالت خوبه ؟

307
00:22:26,559 --> 00:22:28,062
ميتونم بشنوم يکي داره ميدوه

308
00:22:28,684 --> 00:22:29,354
چي ؟

309
00:22:29,436 --> 00:22:32,228
اين نيروهاي خارق العاده همينجور
هِي خودشون رو نشون ميدن

310
00:22:32,275 --> 00:22:33,332
کجا هستن ؟

311
00:22:33,367 --> 00:22:34,835
نزديکاي اطراف خونه هستن

312
00:22:34,870 --> 00:22:35,833
خوب ، برو بگيرشون

313
00:22:35,868 --> 00:22:38,029
حالا بنظر مياد سوار موتورسيکلت باشه

314
00:22:39,109 --> 00:22:40,466
تو اين يه مورد حرفمو باور کن ، کلارک ، برو

315
00:22:40,501 --> 00:22:42,250
. . کلويي -
! فقط بدو و برو ، کلارک -

316
00:23:13,702 --> 00:23:16,626
فکرکنم اين چيزاي مربوط به قصر خيلي تو
محله خوب جا نيفتاده باشه

317
00:23:17,048 --> 00:23:18,950
باورم نميشه رفيق يه آدم ميليونرم

318
00:23:18,986 --> 00:23:21,639
جالبه ، هيچوقت تاحالا به اين اندازه
تحت تاثير نبودي

319
00:23:24,872 --> 00:23:26,129
" آقاي " لوتر

320
00:23:28,489 --> 00:23:29,499
" لکس "

321
00:23:29,968 --> 00:23:34,242
بنظرم انگار اينو يادت نمياد ، اما ما يجورايي اين چيزاي
تشريفاتي رو از همون روزي که از پُل هلت دادم ، گذاشتيم کنار

322
00:23:34,495 --> 00:23:37,313
ببين ، همينطور که مطمئن هستم همگيمون
داريم از اين يخ شکن کوچولو لذت ميبريم ؛

323
00:23:37,349 --> 00:23:39,075
اما براي دليلي اومديم اينجا

324
00:23:39,098 --> 00:23:42,022
اميدوار بودم که هنوز با موسسه ي " سامرهولت " ؛
. تماس داشته باشي

325
00:23:42,057 --> 00:23:44,582
کلويي " گفت که اونا
.  يه سري آزمايش روت انجام دادن "

326
00:23:44,758 --> 00:23:46,909
فکر ميکنيم ؛ اون پسري که
. . باعث شده " کلارک " حافظه اشو از دست بده

327
00:23:46,939 --> 00:23:50,133
اونجا ؛ تحت يه جور درمانه تا . .
. حافظه اشو پاک کنن

328
00:23:50,955 --> 00:23:54,689
با توجه به شکستي که دراين زمينه خوردن
. به نظر مياد که پيشرفتي دراون کارنداشتن

329
00:23:54,912 --> 00:23:57,784
من يه چندتا تماس ميگيرم ؛
. ببينم چه کاري از دستم برمياد

330
00:23:58,429 --> 00:24:00,402
. . کلويي "؛ اگه از نظرت ايرادي نداره "

331
00:24:00,449 --> 00:24:02,105
. ميخوام به " کلارک " حرف بزنم . .

332
00:24:03,161 --> 00:24:05,932
به پدر و مادرش قول دادم
. که ميرسونمش خونه

333
00:24:06,190 --> 00:24:08,244
. فکر کنم ميتونم اونکارو انجام بدم

334
00:24:09,724 --> 00:24:12,131
ايرادي نداره ؛ " کلويي "؛ ميتوني يه مقدار
. از اينکه دايم منو اسکورت کني ؛ استراحت کني

335
00:24:12,154 --> 00:24:13,267
. مشکلي برام پيش نمياد

336
00:24:15,416 --> 00:24:16,214
. باشه

337
00:24:23,729 --> 00:24:24,738
. . کلارک "؛ "

338
00:24:25,138 --> 00:24:26,429
. مراقب باش

339
00:24:32,723 --> 00:24:35,862
کلارک " ؛ فکر کنم يه چيزي رو بدونم که "
. ميتونه حافظه اتو برگردونه

340
00:24:41,815 --> 00:24:43,506
من اين غارها رو پيدا کردم ؟

341
00:24:43,990 --> 00:24:46,444
و از اون وقت تا حالا ؛ هردوي ما
. . باهمديگه کار ميکنيم تا

342
00:24:46,491 --> 00:24:48,499
. معماي اين غارها رو حل کنيم

343
00:24:49,016 --> 00:24:50,882
. ولي اين رازيه که بين من و تو هست

344
00:24:53,031 --> 00:24:54,605
معني اين نمادها چيه ؟

345
00:24:55,613 --> 00:24:59,053
ميدونم احتمالا برات عجيبه ولي
. فکر ميکنيم يه ربطي به تو دارن

346
00:25:02,118 --> 00:25:02,975
. وايسا

347
00:25:03,938 --> 00:25:06,381
. بايد عکسِ يه هيولاي دو سر اينجا باشه

348
00:25:09,223 --> 00:25:11,172
پس اينجا رو يادت مياد ؟

349
00:25:11,277 --> 00:25:13,884
نه ، از روي نقاشي هاي روي
.  ديوار اتاق زيرشيرواني شناختمش

350
00:25:16,197 --> 00:25:18,360
. داشتيم جمع آوريشون ميکرديم

351
00:25:19,675 --> 00:25:20,450
. وايسا

352
00:25:21,847 --> 00:25:23,785
. اين ديوار نبايد اينجا باشه

353
00:25:24,830 --> 00:25:25,804
منظورت چيه  ؟

354
00:25:25,933 --> 00:25:29,145
توي نقاشي ها ؛
. نشون ميده که يه اتاق پشت اين ديواره

355
00:25:32,080 --> 00:25:35,039
کلارک " ؛شايد بايد برگرديم به اتاق زيرشيرواني "
. و يه نگاه دقيقتري به اون عکس ها بندازيم

356
00:25:35,063 --> 00:25:36,789
. ميتونم کمک کنم و برات توضيحشون بدم

357
00:25:41,437 --> 00:25:44,396
. نه ، ديگه بايد برگردم
. نميخوام پدر و مادرم رو نگران کنم

358
00:25:45,559 --> 00:25:46,474
. البته

359
00:25:46,474 --> 00:25:56,474
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

360
00:27:07,735 --> 00:27:09,198
سلام ؟ -
. " لوييس " -

361
00:27:09,259 --> 00:27:10,357
کلويي " ؛ اونجايي ؟ "

362
00:27:10,414 --> 00:27:12,506
. آره ، داره مياد ؛ ايميلمو بخون

363
00:27:12,560 --> 00:27:13,684
. گرفتمش

364
00:27:18,283 --> 00:27:19,445
. . کلويي "؛ "

365
00:27:20,361 --> 00:27:21,242
. " لوييس "

366
00:27:21,336 --> 00:27:22,956
. کلارک " ؛ بايد اينو ببيني "

367
00:27:23,801 --> 00:27:25,850
کلويي " ؛ زنگ زد و بهم گفت "
. . يه چندتايي فايل رو دانلود کنم

368
00:27:25,897 --> 00:27:27,482
. از " سامرهولت " ايميل زده . .

369
00:27:27,517 --> 00:27:28,574
چطوري وارد اونجا شده ؟

370
00:27:28,609 --> 00:27:32,319
فهميدم که هيچوقت نبايد " کلويي " رو دست کم بگيرم
. بخصوص وقتي پاي کمک کردن به تو وسط بياد

371
00:27:33,646 --> 00:27:34,874
. مجبور نيستي اينکارو بکني

372
00:27:34,926 --> 00:27:36,753
. به کسي چيزي نميگم ؛ قول ميدم

373
00:27:36,790 --> 00:27:38,211
. بهشون نميگم چه اتفاقي افتاده

374
00:27:38,986 --> 00:27:40,418
. ميدونم يه حادثه بوده

375
00:27:40,864 --> 00:27:42,395
. ميدونم از قصد اونکارو نکردي

376
00:27:42,700 --> 00:27:44,344
کوين " ؛ برادرشو نکُشته "

377
00:27:44,402 --> 00:27:47,807
هرکسي که حافظه ي " کوين " رو پاک کرده
. بايد به جاش يه چندتايي خاطره جديد گذاشته باشه

378
00:27:47,843 --> 00:27:49,533
. . چرا کسي بايد همچين کاري بکنه

379
00:27:49,698 --> 00:27:52,422
بذاره " کوني" به زندگيش ادامه بده در حاليکه
فکر ميکنه برادر خودشو کُشته ؟

380
00:27:52,668 --> 00:27:55,176
واضحه که اين وسط يکي هست که
. نميتونه با کاري که کرده راحت کنار بياد

381
00:27:56,056 --> 00:27:57,665
. بايد " کوين " رو پيدا کنم

382
00:27:58,064 --> 00:27:59,473
و ؛ کجا ميخواي پيداش کني ؟

383
00:27:59,508 --> 00:28:02,127
. جايي که برادرش مُرده
. جاي خيلي خوبي براي شروع به نظرمياد

384
00:28:02,150 --> 00:28:04,332
. يه دقيقه وايسا
. . پدرش نگفت که

385
00:28:04,367 --> 00:28:05,893
. . اون حادثه  در  . .

386
00:28:06,703 --> 00:28:07,960
برکه ي " آدري " اتفاق افتاده ؟ . ..

387
00:28:10,015 --> 00:28:11,001
کلارک " ؟"

388
00:28:33,465 --> 00:28:34,287
. " کوين "

389
00:28:34,463 --> 00:28:35,649
. نه ، چيزي نيست

390
00:28:35,849 --> 00:28:38,009
گوش کن ؛ اومدم اينجا تا درمورد
. سامرهولت " باهات حرف بزنم "

391
00:28:41,332 --> 00:28:42,882
. تو اوني هستي که توي " تالون " بود

392
00:28:44,162 --> 00:28:45,616
چطوري منو يادت اومد ؟

393
00:28:46,085 --> 00:28:47,048
. تو رو يادم نيومد

394
00:28:47,588 --> 00:28:49,819
هرکاري که باهام کردي ؛ باعث شد
. که همه خاطراتم از بين برن و پاک بشن

395
00:28:50,230 --> 00:28:51,205
همشون ؟

396
00:28:53,025 --> 00:28:55,371
اوناي ديگه . . فقط چند دقيقه اي از
. حافظشونو از دست ميدادن

397
00:28:55,422 --> 00:28:57,273
. فکر کنم من با اوناي ديگه فرق دارم

398
00:28:58,858 --> 00:29:02,075
کوين " ؛ ميدونم برات سخته ؛ ولي بايد "
. درمورد اون حادثه باهات حرف بزنم

399
00:29:06,206 --> 00:29:07,721
اون حادثه ؛ اينجا اتفاق افتاده ؟

400
00:29:10,198 --> 00:29:11,619
. يه جايي اين دور و وَرا

401
00:29:14,918 --> 00:29:17,713
. ميدونم
. يه جايي ؛ اينجاها بوده

402
00:29:18,828 --> 00:29:20,589
بهم بگو ؛ اون روز ؛ چه اتفاقي افتاد ؟

403
00:29:35,529 --> 00:29:38,042
اصلا هيچ خاطره ي واقعي اي
از اون روز به ياد داري ؟

404
00:29:51,767 --> 00:29:53,071
کوين " ؛ چيه ؟ "

405
00:29:55,125 --> 00:29:56,276
. مطمئن نيستم

406
00:29:57,436 --> 00:29:59,584
داشتم سعي ميکردم همه ي
.  اون خاطرات رو فراموش کنم

407
00:29:59,948 --> 00:30:01,216
. . يا ؛ شايد

408
00:30:01,475 --> 00:30:03,506
. يکي همه ي خاطرات واقعي رو واست پاک کرده

409
00:30:09,373 --> 00:30:10,183
. نه

410
00:30:10,594 --> 00:30:13,401
. نه ؛ داشتم تفنگمو پُر ميکردم
. درست همين جا بود

411
00:30:13,436 --> 00:30:15,174
ولي ، واقعا ؛ به طور واقعي
يادت مياد که اون اتفاق افتاده باشه ؟

412
00:30:15,209 --> 00:30:16,371
. .يادت مياد که تفنگتو پُر کرده باشي

413
00:30:16,406 --> 00:30:18,154
يا ؛ اينکه اينطور يادت مياد که ؛
يکي بهت گفته که داشتي اسحله اتو پُر ميکردي ؟

414
00:30:42,846 --> 00:30:44,138
. من اون کارو نکردم

415
00:30:47,613 --> 00:30:48,914
. کارِ پدرم بود

416
00:30:54,092 --> 00:30:55,689
چطور تونسته همچين کاري باهام بکنه ؟

417
00:30:58,812 --> 00:31:00,245
. " متاسفم ؛ " کوين

418
00:31:06,210 --> 00:31:07,419
. متوجه نميشم

419
00:31:08,264 --> 00:31:11,471
از " تالون " دزدي کردم و
. حافظه ي تو رو هم به طور کامل پاک کردم

420
00:31:12,386 --> 00:31:14,500
واسه چي بايد پدرم
خودشو اينهمه براي اذيت کردنم به زحمت انداخته باشه ؟

421
00:31:16,919 --> 00:31:18,433
فکر کنم اين احساس رو که ؛

422
00:31:18,466 --> 00:31:20,075
. بخشي از زندگيت رو ازدست بديو ميشناسم

423
00:31:25,511 --> 00:31:27,577
متاسفم ؛
. نميتونم کمکي بهت بکنم

424
00:31:27,939 --> 00:31:30,686
تنها شانسي که داريم اينه که
. . دزدکي وارد " سامرهولت " بشيم ؛ ولي

425
00:31:30,874 --> 00:31:32,811
هيچ راهي وجود نداره که بتونم
. تو رو هم به اونجا وارد کنم

426
00:31:34,315 --> 00:31:35,266
. شايد من بتونم همچين کاري انجام بدم

427
00:31:43,293 --> 00:31:47,966
ببين ، پسرِ اين يارو ، ازم سرقت کرد و بعدش
. حافظه ي دوستمو به طور کامل پاک کرد

428
00:31:48,001 --> 00:31:51,570
بايد بذاري برگردم اونتو ؛ حالا يا با ؛ يا بدونِ دستبند
. بايد باهام همکاري کني

429
00:31:51,605 --> 00:31:54,976
همونطور که گفتم ؛ اگه اسمتونو ثبت کنين ، اونوقت
. به يکي از مسئولين اطلاع ميدم که شما اينجايين

430
00:31:55,363 --> 00:31:57,500
کجاي حرفمو نميفهمي ؟

431
00:31:57,535 --> 00:31:59,848
دفعه ي آخر که با دخترعموم حرف زدم
. اينجا بود

432
00:31:59,884 --> 00:32:02,690
و مطمئنم که اون ديوونه ؛ يه جايي توي اين
. موسسه ، اونو زنداني کرده

433
00:32:03,852 --> 00:32:04,921
. " خانم " لِين

434
00:32:07,424 --> 00:32:09,479
شايد اينقدر بهت پول دادن که
. . بي ادب باشي

435
00:32:09,514 --> 00:32:12,579
ولي فکر نکنم اينقدر بهت داده باشن که
. حاضر بشي به زندان بخش بري

436
00:32:20,554 --> 00:32:22,116
. وايسا
مگه قفل نبود ؟

437
00:32:22,961 --> 00:32:24,300
. فکر کنم قفلش خراب بود

438
00:32:39,565 --> 00:32:42,007
از اين پايين ، بايد بتونيم
. به دفتر اصلي راه پيدا کنيم

439
00:32:47,526 --> 00:32:48,371
. " کلارک "

440
00:32:49,809 --> 00:32:51,088
کلارک " ؛ حالت خوبه ؟ "

441
00:32:51,957 --> 00:32:53,648
. تو جلو برو
. من خودم بهت ميرسم

442
00:33:14,404 --> 00:33:17,198
کاشکي ميتونستم کلِ خاطراتِ سه روزگذشته اتو
. پاک ميکردم

443
00:33:17,233 --> 00:33:19,335
. ولي متاسفانه نميتونم همچين خطري رو قبول کنم

444
00:33:19,629 --> 00:33:21,691
. بايد خاطرات خيلي قديمي تري رو ازت پاک کنم

445
00:33:21,738 --> 00:33:23,488
. آقاي " گريدي " ؛ خواهش ميکنم اينکارو نکنين

446
00:33:23,523 --> 00:33:25,050
. بهش به عنوان يه هديه نگاه کن

447
00:33:25,766 --> 00:33:28,690
. . ميدوني چندين تجربه در زندگي

448
00:33:28,877 --> 00:33:30,862
. . از دردناکي کمتري برخوردار ميشندن . .

449
00:33:32,471 --> 00:33:34,972
اگه ؛ خاطراتي درموردشون نداشتيم که . .
دائم به يادمون بيان و آزارمون بدن ؟

450
00:33:49,165 --> 00:33:51,912
پدر ! ميخواستي تمام طول زندگيم
بهم دروغ بگي ؟

451
00:33:52,380 --> 00:33:54,529
که وادارم کني فکر کنم
اين من بودم که برادرم رو به قتل رسوندم ؟

452
00:33:54,552 --> 00:33:55,726
. کوين " ؛ آروم باش "

453
00:33:55,750 --> 00:33:58,744
واضحه که يه واکنش رواني به
. برنامه ي درمانيت نشون دادي

454
00:34:01,114 --> 00:34:03,498
هيچکي بيشتر از من
. درمورد اتفاقي که افتاده احساس پشيموني نميکنه

455
00:35:01,343 --> 00:35:02,130
! " کلويي "

456
00:35:28,534 --> 00:35:30,413
. پناه بر خدا

457
00:35:45,410 --> 00:35:47,418
. لوييس " ؛ کلانتر "

458
00:35:48,862 --> 00:35:51,621
فکر کنم ديگه نبايد " اسمالويل " صدات کنم

459
00:36:12,090 --> 00:36:13,687
کلارک " ؛ داري چيکار ميکني ؟"

460
00:36:13,722 --> 00:36:16,526
ميخواي تمام روز اونجا وايسي يا اينکه
ميخواي بازش کني ؟

461
00:36:19,755 --> 00:36:20,694
. سلام

462
00:36:20,894 --> 00:36:21,798
. مرسي

463
00:36:29,714 --> 00:36:32,215
گفتيد که از کجا اون نوارهاي ويدئويي رو
پيدا کردين خانم " سوليوان " ؟

464
00:36:32,463 --> 00:36:34,224
. . وارد اتاق اطلاعات شدم

465
00:36:52,296 --> 00:36:53,820
. تو اون بچه اي هستي که توي کوچه بود

466
00:36:55,511 --> 00:36:57,319
. . سعي کردم تو رو از ماشين بکِشم بيرون

467
00:36:57,636 --> 00:37:00,712
و اون ؛ آخرين چيزيه که ميتونم براي قبل از اينکه
. اون اتفاقي که توي آزمايشگاه افتاد ؛ به ياد بيارم

468
00:37:01,769 --> 00:37:04,945
. " آره ، دوباره دراون مورد ازت معذرت ميخوام " کلارک
. يه طورايي تقصير من بود

469
00:37:05,814 --> 00:37:08,280
نميدونم اونجا چيکار کردي يا
. .  چه دليلي براي انجامش داشتي

470
00:37:09,466 --> 00:37:10,933
. ولي يه حسي بهم ميگه که يکي بهت بدهکارم

471
00:37:11,027 --> 00:37:14,171
دوست دارم بهش به صورت اين که
. حالا ديگه باهم بي حساب هستيم " نگاه کنم "

472
00:37:16,050 --> 00:37:18,551
يه چيزي بهم ميگه
. نبايد جلوي رفتنت رو بگيرم

473
00:37:18,575 --> 00:37:21,099
اينطوري خيلي بهتره که مردم
. سئوالات زيادي درمورد نپرسن

474
00:37:27,030 --> 00:37:29,413
بابت اين که فرصت شروع دوباره رو
. " بهم دادي ؛ ازت متشکرم " کلارک

475
00:37:50,665 --> 00:37:51,510
. . کلارک "؛ "

476
00:37:52,438 --> 00:37:54,046
. داشتم دنبالت ميگشتم . .

477
00:37:55,455 --> 00:37:58,346
. تبريک ميگم
. شنيدم همه ي خاطراتت برگشتن

478
00:37:58,909 --> 00:37:59,966
. همه چيز

479
00:38:03,265 --> 00:38:05,532
. همه چيز ؛ بجز اتفاقات 24 ساعت گذشته

480
00:38:05,954 --> 00:38:07,892
. . چيز زيادي رو از دست نميدي ، ولي

481
00:38:08,010 --> 00:38:10,757
خواستم شخصا بيام و
. ببينم که "کلارکِ قديمي " دوباره برگشته

482
00:38:13,845 --> 00:38:14,620
لِکس"؛ "

483
00:38:15,959 --> 00:38:18,990
کلويي " گفت منو توي عمارت گذاشته و رفته چونکه "
. تو ميخواستي درمورد چيزي باهام حرف بزني

484
00:38:19,812 --> 00:38:21,667
درمورد چي ميخواستي باهام حرف بزني ؟

485
00:38:23,886 --> 00:38:26,446
داستان وقتي که خودم
.  حافظه امو ازدست دادم برات تعريف کردم

486
00:38:26,873 --> 00:38:28,540
. فکر کردم شنيدنش ميتونه بهت دلداري بده

487
00:38:31,522 --> 00:38:34,411
من آدم خوش شانسي هستم که اين همه
. دوستاي خوب دارم که همگي هم هوامو دارن

488
00:38:35,691 --> 00:38:37,804
تو هم اگه بودي ؛
. " همين کارو براي من انجام ميدادي " کلارک

489
00:38:37,804 --> 00:38:47,804
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

490
00:39:40,470 --> 00:39:42,842
. سلام ؛ زود اومدم ، ميدونم ، معذرت ميخوام

491
00:39:47,729 --> 00:39:49,561
. فکر کنم يه کم عصبيم

492
00:39:49,890 --> 00:39:51,299
براي چي عصبي هستي ؟

493
00:39:54,363 --> 00:39:56,524
قرار بوده کار خاصي باهمديگه انجام بديم ؟

494
00:39:59,119 --> 00:40:01,831
لانا " ؛ معذرت ميخوام ؛ هيچي از خاطراتِ "
. ديروز رو يادم نمياد

495
00:40:05,777 --> 00:40:07,844
. ولي همه ي چيزاي ديگه رو الان يادت مياد

496
00:40:10,662 --> 00:40:11,883
. احتمالا بهتر از اين نميشه

497
00:40:15,499 --> 00:40:16,874
. . اين برنامه هايي که داشتيم

498
00:40:17,015 --> 00:40:19,187
يه چيزي تو مايه هاي مثلا
قرار گذاشتن باهمديگه بوده ؟

499
00:40:21,805 --> 00:40:23,461
چونکه ؛ اگه اينطور بوده
پس " جيسون " چي ميشه ؟

500
00:40:27,487 --> 00:40:29,894
کلارک " ؛ تو فقط ميخواستي باهام
. درمورد چيزي حرف بزني "

501
00:40:30,070 --> 00:40:32,020
. و ميتونيم اين کارو براي يه وقت ديگه بذاريم

502
00:40:36,763 --> 00:40:37,997
. لانا " ؛ وايسا "

503
00:40:41,261 --> 00:40:42,881
. نميتونم اينکارو انجام بدم

504
00:40:45,593 --> 00:40:47,790
نميتونم يه بار ديگه اجازه بدم
. که منو بذاري و بري

505
00:40:50,655 --> 00:40:51,758
. چيزي نيست

506
00:40:52,263 --> 00:40:53,977
. هردو متوجه اين وضعيت ميشيم

507
00:40:54,024 --> 00:40:54,964
. ميدونيم

508
00:40:59,305 --> 00:41:01,466
. بخاطر همينه که ايندفعه فرق ميکنه

509
00:41:06,216 --> 00:41:07,332
اين دفعه " ؟"

510
00:41:25,520 --> 00:41:27,912
. " آزمايشات پاک کردن خاطرات در سامرهولت متوقف شد "

511
00:41:37,058 --> 00:41:38,302
تو ؛ " کلويي " هستي ؟

512
00:41:41,696 --> 00:41:42,870
. بامزه اس

513
00:41:43,116 --> 00:41:44,948
. آدم از خند روده بُر نميشه ، ولي بامزه اس

514
00:41:46,028 --> 00:41:49,328
پدر و مادرم گفتن که تو از " کلارک " پرستاري کردي و
. بهشون زنگ زدي تا از " متروپوليس " به خونه برگردن

515
00:41:50,208 --> 00:41:51,429
. ميخوام ازت تشکر کنم

516
00:41:52,427 --> 00:41:55,468
البته ميتوني يه کم روي اين
. . کمدي بازي کردنت کار کني ولي

517
00:41:55,504 --> 00:41:58,496
ماجرا اينطور هم نبوده که . .
. دوباره غذاي سفت خوردن رو يادت داده باشم

518
00:41:58,778 --> 00:41:59,823
. با اينحال کمک زيادي کردي

519
00:42:00,128 --> 00:42:01,220
. قابلي نداشت

520
00:42:04,296 --> 00:42:08,023
بايد برات عجيب و غريب بوه باشه که يکي از
. بهترين دوستات ، مثل يه " زامبي "  دور و برت باشه

521
00:42:09,350 --> 00:42:13,166
آره ، خوب ، ميدوني ؛
. . هيچوقت واقعا متوجه نشدم که چقدر

522
00:42:13,363 --> 00:42:15,817
. زندگي اون " زامبي " ؛ پيچيده بود . . .

523
00:42:17,802 --> 00:42:19,011
پيچيده ؟

524
00:42:21,888 --> 00:42:23,684
مگه کار غير عادي اي انجام دادم ؟

525
00:42:26,468 --> 00:42:29,121
حافظه ات که پاک شده بود ؛
. . يه شروع دوباره  توي زندگيت داشتي

526
00:42:29,157 --> 00:42:31,399
. . و ؛ دوباره همون انتخابهاي هميشگي رو کردي

527
00:42:31,740 --> 00:42:33,020
. بجز ؛ يکي . . .

528
00:42:36,745 --> 00:42:39,351
کلويي " ؛ بايد باهام کاملا روراست باشي "

529
00:42:40,396 --> 00:42:41,700
روراست ، هان ؟

530
00:42:46,030 --> 00:42:47,193
چيکار کردم ؟

531
00:42:50,457 --> 00:42:52,018
. بهم اطمينان کردي

532
00:42:57,703 --> 00:43:12,703
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

