﻿1
00:00:01,958 --> 00:00:03,400
. . آنچه در " اسمالويل " گذشت

2
00:00:05,351 --> 00:00:08,830
تو با يه دختر که به سختي ميشناسيش
فرار کردي و باهاش ازدواج کردي

3
00:00:08,972 --> 00:00:11,679
قانوني نبود ؛
تحت تاثير کريپتونايت قرمز بودم ، مامان

4
00:00:11,714 --> 00:00:13,376
جيسون ، اينجا واقعا چه خبره ؟

5
00:00:13,424 --> 00:00:15,898
اونطوري که رابطه امون داره ميره جلو ؛
من فکرنميکنم که هنوز آماده باشي

6
00:00:15,941 --> 00:00:20,631
يه بخشي از من هست که هيچوقت به اون اندازه که
با " آليشا " هستم ، احساس آزادي نکرده

7
00:00:20,678 --> 00:00:24,627
تو ميدوني اون چکار کرده ، اون ميخواست
لانا " رو بکُشه ، و همينطورم ميخواست خودتو بکُشه "

8
00:00:24,663 --> 00:00:26,372
آليشا " بايد تويِ موسسه تحت مراقبت بمونه "

9
00:00:26,396 --> 00:00:27,762
براي چي بايد بذارن اون از " بل ريو " ؛
بياد بيرون ؟

10
00:00:27,786 --> 00:00:31,394
اين يه چيزِ کوچيکي هست که دکترم برام درست کرده ؛
منو از استفاده نيروهام منع ميکنه

11
00:00:31,430 --> 00:00:33,822
براي چي يکدفعه اين رابطه رو
تمومش کردي ؟

12
00:00:33,860 --> 00:00:35,463
فکرکنم که مادرم ترتيب اين رابطه رو
داده بوده

13
00:00:35,513 --> 00:00:37,657
تو حتي نميفهمي کاري که کردي
! اشتباه بوده

14
00:00:37,707 --> 00:00:39,538
! تو بهم کريپتونايت قرمز دادي

15
00:00:39,584 --> 00:00:42,738
ببين ، ميدونم بعد از کاري که من کردم
ديگه امکان نداره باهم بمونيم

16
00:00:42,784 --> 00:00:46,569
هراتفاقي که داره ميفته ، هرگز احساسي که
من بهت دارم رو تغيير نميده

17
00:00:46,599 --> 00:00:51,537
دوست دارم " کلارک " ، تا زماني که زنده هستم ؛
هرگز رازت رو فاش نميکنم

18
00:00:52,466 --> 00:00:57,810
عاشق " راک اند رول " هستم ، پس
يه ده سِنتي ديگه تو جعبه بنداز ، عزيزم

19
00:00:57,857 --> 00:01:03,852
عاشق " راک اند رول " هستم ، پس
بيا و از فرصت استفاده کن و باهام برقص

20
00:01:07,519 --> 00:01:11,415
اون خنديد ، پس بلند شدم تا
اسمشو ازش بپرسم

21
00:01:11,451 --> 00:01:12,742
تو ، همون که اونجايي

22
00:01:12,777 --> 00:01:16,276
اون گفت اصلا اهميتي نداره چون
همه اشون مثل هم هستن

23
00:01:16,312 --> 00:01:17,803
! آره ، لوييس

24
00:01:17,838 --> 00:01:23,464
گفتم ، ميشه برسونمت خونه ؟
جايي که بتونيم باهمديگه تنها باشيم

25
00:01:24,321 --> 00:01:29,736
و بعدش داشتيم حرکت ميکرديم
و اون با من بود ، آره ، من

26
00:01:29,802 --> 00:01:35,157
بعدش که درحرکت بوديم ، و
اون با من بود . . با من و داشتيم ميخونديم

27
00:01:35,191 --> 00:01:40,167
عاشق " راک اند رول " هستم ، پس
يه ده سِنتي ديگه تو جعبه بنداز ، عزيزم

28
00:01:40,202 --> 00:01:45,744
عاشق " راک اند رول " هستم ، پس
بيا و از فرصت استفاده کن و باهام برقص

29
00:01:51,600 --> 00:01:54,939
اول با اون دختره ازدواج کرد ؛
حالا دارن باهمديگه قرار ميذارن ؟

30
00:01:57,862 --> 00:02:01,339
خيلي بامزه بود ، لوييس
درسته ، خوب

31
00:02:10,300 --> 00:02:12,823
فکرکنم به اندازه کافي امشب ديدم

32
00:02:15,561 --> 00:02:17,192
لانا ، وايسا

33
00:02:20,423 --> 00:02:22,902
فقط ميخواستم معذرت خواهي کنم -
براي چي ؟ -

34
00:02:22,933 --> 00:02:25,409
بابت اينکه ميخواستي بُکُشيم يا
اينکه موفق نشدي ؟

35
00:02:25,440 --> 00:02:29,409
ببين ، تنها چيزي که ميخوام داشتن يه
فرصته که بتونم بهت نشون بدم واقعا کي هستم

36
00:02:29,456 --> 00:02:31,702
همين الانشم نشون دادي

37
00:02:38,472 --> 00:02:40,687
باورم نميشه اونو آورديش اينجا -
. . جيسون ، گوش کن -

38
00:02:40,733 --> 00:02:43,226
چيو گوش کنم . . يه معذرت خواهي ديگه ؟

39
00:02:43,749 --> 00:02:47,672
فکرکردي فقط چون اون گفته بهتر شده
اونوقت همه چي همينجور درست ميشه ؟

40
00:02:48,534 --> 00:02:49,857
بيخيال ، مَرد

41
00:02:49,857 --> 00:02:59,857
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

42
00:04:10,439 --> 00:04:11,593
لانا ؟

43
00:04:19,255 --> 00:04:20,316
لانا ؟

44
00:04:25,455 --> 00:04:26,516
اينجايي

45
00:04:29,011 --> 00:04:30,270
لانا ؟

46
00:04:31,024 --> 00:04:32,947
هِي ، ميتوني صدامو بشنوي ؟

47
00:04:38,316 --> 00:04:39,377
لانا

48
00:04:40,008 --> 00:04:41,270
لانا ، منو نگاه کن

49
00:04:43,470 --> 00:04:48,931
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت دوازدهم "
" منفور "

50
00:04:48,977 --> 00:05:45,962
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

51
00:05:47,986 --> 00:05:49,674
لانا " حالش چطوره ؟ "
خوبه ؟

52
00:05:49,721 --> 00:05:51,937
سلام " کلارک " ، آره ؛
اون . . خوبه

53
00:05:51,967 --> 00:05:55,475
يعني ، چه خوش شانسه ، جيسون يه قلاب
انداخته و درِ حمامش رو از جا درآورده

54
00:05:55,521 --> 00:05:59,754
و فهميده که حمله کننده مرموز لانا ؛
يجوري تونسته فرار کنه

55
00:05:59,800 --> 00:06:03,015
خوب ، هنوز رفيق دست تزئينيت رو
نگرفتن ؟

56
00:06:03,354 --> 00:06:04,461
چي ؟

57
00:06:04,507 --> 00:06:10,302
کلانتر " آدامز " اينجا بود ، و يه عالمه وقت داشت
رويِ سناريوي " حمله به اتاقي با درِ قفل " تمرکز ميکرد

58
00:06:10,348 --> 00:06:14,733
. . و يهو اسم " آليشا بيکر " اومد
بيشتر از فقط يکبار

59
00:06:14,779 --> 00:06:16,964
آليشا " اينکارو نکرده "

60
00:06:17,010 --> 00:06:21,413
از وقتي که از " بل ريو " اومده بيرون ، اون
يه دستبند سربي دستش بوده ، از استفاده نيروهاش منعش ميکنه

61
00:06:21,474 --> 00:06:25,967
و ، وقتي داشت اين داستان قشنگ رو برات
. . تعريف ميکرد ، احتمالا يه لباس جذاب تنش نبوده ؟ چونکه

62
00:06:26,013 --> 00:06:28,413
من که فکرنميکنم اينجا . .
خيلي واسه فکرکردن از مُخت استفاده ميکني

63
00:06:28,474 --> 00:06:34,536
کلارک ، فقط به اين خاطر که " آليشا " بهت گفته اون دستبند از
تله پورت کردن منعش ميکنه ، به اين معني نيست که راستشو گفته باشه

64
00:06:34,597 --> 00:06:38,028
وقتي به " لانا " حمله شد ، اون پيش من بود
داشتم تويِ " گرندويل " بهش شب بخير ميگفتم

65
00:06:38,074 --> 00:06:43,597
خوب ، اما هرثانيه اش باهاش بودي ؟ بايد اينو اعتراف کني
که حتي از " کاپيتان کِرک " هم آسونتر خودشو انتقال ميده

66
00:06:43,643 --> 00:06:48,135
و قبلا هم چندين بار نقشه کِشيده که
از دست لانا خلاص بشه

67
00:06:48,197 --> 00:06:52,012
دارم بهت ميگم ، امکان نداره " آليشا " اينکارو
کرده باشه ، من ميشناسمش

68
00:07:04,417 --> 00:07:05,325
. . کلارک

69
00:07:06,894 --> 00:07:08,971
لانا " نميخواد ببينتت "

70
00:07:16,055 --> 00:07:19,686
کم کم دارم اينجا يه نوع حس بامزه
آشنا پنداري " پيدا ميکنم ، آقاي کنت "

71
00:07:19,747 --> 00:07:22,117
قبلا اين بازي مخصوص رو باهمديگه
انجام نداده بوديم ؟

72
00:07:22,163 --> 00:07:25,024
اين يکي فرق داره ، کلانتر ، آليشا
به " لانا " حمله نکرده

73
00:07:25,070 --> 00:07:26,424
اون همراهه من بود

74
00:07:27,163 --> 00:07:30,978
بهتره که نفهمم داري واسه اون دوست دخترت
سرپوش ميذاري ، آقاي کنت

75
00:07:31,040 --> 00:07:36,763
داشتن تو بعنوان يک نوع عذر و بهانه تنها
چيزي هست که جلوي منو از انداختن اون تو زندان ، ميگيره

76
00:07:46,000 --> 00:07:48,677
کلانتر آدامز " همين الانشم هم " آليشا " رو "
مقصر ميدونه

77
00:07:48,723 --> 00:07:50,323
کلانتر آدامز " هم يجوري حق داره "
کلارک

78
00:07:50,370 --> 00:07:54,108
اول ماجراي لاس وگاس ، و حالا هم اتهام به
حمله ، چرا با اين دختر هستي ، کلارک ؟

79
00:07:54,154 --> 00:07:55,493
آليشا " اينکارو نکرده "

80
00:07:55,523 --> 00:07:59,877
پسرم ، دوست دخترت يکسري مشکلات داره ، و اين
رابطه خيلي خوب نيست ، براي چي نميتوني اينو بفهمي ؟

81
00:07:59,908 --> 00:08:03,123
هميشه بهم ميگفتي که دنبال خوبي تويِ
آدما بگردم ، اينکه باورشون داشته باشم

82
00:08:03,169 --> 00:08:05,000
و " آليشا " هم مستحق يه فرصت دوباره ست

83
00:08:05,031 --> 00:08:08,292
چيزي که نيمفهمم اينه که چرا با اينکه ميدوني ما
چه حسي داريم ، بازم به ديدنش ادامه ميدي ؟

84
00:08:08,338 --> 00:08:11,809
اون رازمو پيش خودش نگهداشت ؛
براي محافظت از من گلوله خورد

85
00:08:11,855 --> 00:08:14,071
ديگه بايد چيکار کنه تا بتونه
خودشو ثابت کنه ؟

86
00:08:14,117 --> 00:08:15,948
اگه اينکارو کرده بود چي ، کلارک ؟

87
00:08:15,978 --> 00:08:19,732
اگه به " لانا " همونجور مثل
قبلش ، حمله کرده بود چي ؟

88
00:08:26,955 --> 00:08:29,171
تاحالا درباره بيشتر بيرون رفتن
فکرکردي ؟

89
00:08:29,417 --> 00:08:33,309
اين داره از دهن يه دانشجوي ماهري که اين
آخر هفته رو از دانشکده اش فرار کرده ، مياد ؟

90
00:08:33,355 --> 00:08:35,370
اين هفته يوناني هاست -
خوب ؟ -

91
00:08:35,401 --> 00:08:39,770
خوب ، اونا حروفشون رو ميذارن رو لباس هاشون ؛
. . آهنگ هاي گروهي ميخونن

92
00:08:39,817 --> 00:08:42,263
انجمن هاي اخوت مسابقه مشروب خوري تا
سر حدِ بالا آوردن انجام ميدن

93
00:08:42,326 --> 00:08:43,951
اوه ، خيلي خوب ، بسه ديگه

94
00:08:43,986 --> 00:08:46,986
با اينکه نميفهمم چرا اومدي اسمالويل ؟

95
00:08:47,047 --> 00:08:50,401
خوب ، باورت بشه يا نه ؛
دوست دارم باهات وقت بگذرونم ، دخترعمو کوچولو

96
00:08:50,447 --> 00:08:53,971
گرچه ، اين به اين معني نيست که آماده ام تا
نظريه " شهاب سنگ ها هيولا ميسازن " رو باور کنم

97
00:08:54,017 --> 00:08:58,294
اين فقط يه نظريه نيست ، لوييس
آليشا بيکر " دوبار سعي کرده بهترين دوستمو بکُشه "

98
00:08:58,340 --> 00:09:02,709
و تمام اونها بخاطره داشتن نيروهاي تحت تاثير
شهاب سنگيش هست که تونسته اونکارو بکنه

99
00:09:02,755 --> 00:09:04,826
ميدونستي درِ حمام " لانا " قفل بوده ؟

100
00:09:04,888 --> 00:09:07,442
در اين حال ، کي ميتونسته بره تو و
بياد بيرون ؟

101
00:09:07,488 --> 00:09:09,088
اين همون چيزيه که ميخوام بفهمم

102
00:09:09,134 --> 00:09:12,780
کلويي ، بايد بفهميم کَس ديگه اي تو اسمالويل
هست که نيرويي شبيهه " آليشا " داشته باشه

103
00:09:12,811 --> 00:09:17,619
کلارک ، متاسفم ، اما حتي اگر کَس ديگه اي هم
شبيهه " آليشا " باشه ، آخه چه مشکلي بايد با " لانا " داشته باشه ؟

104
00:09:17,665 --> 00:09:20,803
هِي ، کارِ اون مقاله رو تموم کردم ، کلويي

105
00:09:20,865 --> 00:09:21,911
عاليه

106
00:09:21,988 --> 00:09:24,080
سلام ، لوييس -
سلام -

107
00:09:24,865 --> 00:09:28,188
حس ميکردم که اينجا ميبينمت ، اوم

108
00:09:28,250 --> 00:09:31,973
ميخواستم بپرسم که  ، آه
. . شايد دلت بخواد

109
00:09:32,003 --> 00:09:36,260
يه قهوه اي چيزي باهم بخوريم ، شايد

110
00:09:36,306 --> 00:09:37,552
قهوه ؟

111
00:09:38,676 --> 00:09:42,045
ميدوني ، لوييس داشت ميگفت که
نياز داره کمي بيشتر بره بيرون

112
00:09:42,563 --> 00:09:44,332
من . . من . . ببين

113
00:09:44,378 --> 00:09:46,102
عاليه ، اين يه قراره

114
00:09:46,163 --> 00:09:48,378
" روزهاي پرشکوه اسمالويل "

115
00:09:50,194 --> 00:09:51,625
بنظر جالب مياد

116
00:09:51,655 --> 00:09:55,178
منم همينطور فکرميکنم ، و بعداً
سرِ قهوه دربارش برات تعريف ميکنم

117
00:09:57,655 --> 00:10:02,520
هِي ، تيم ، تو ديشب " تالون " بودي ؛
متوجه هيچ چيزِ . . مشکوکي نشدي ؟

118
00:10:02,581 --> 00:10:05,520
اوم ، نه ، هيچ چيز غيرعادي اي نبود

119
00:10:05,566 --> 00:10:10,504
اما ، مادرت . . اونجا بود ، داشت چيزارو تميز ميکرد
و اون دختر بلوندي که باهاش بودي تو کوچه بود

120
00:10:10,551 --> 00:10:12,597
شايد اونا چيزي ديده باشن

121
00:10:24,397 --> 00:10:27,828
بنظر يه گربه بزرگ تو قفس کوچيک ميايي

122
00:10:30,166 --> 00:10:31,982
حالت خوبه ؟

123
00:10:33,153 --> 00:10:34,353
نه

124
00:10:37,015 --> 00:10:39,415
. . يکي يه دختر بلوند رو

125
00:10:39,476 --> 00:10:42,846
تو کوچه پشت " تالون " ديده . .
وقتي به لانا حمله شده بوده

126
00:10:48,450 --> 00:10:53,127
پس ، اون يه آدم يه دختر بلونده ديگرو تو کوچه ديده ؛
چون اون دختر ، من نبودم

127
00:10:55,450 --> 00:10:58,420
بايد يه مظنون جرم ديگه اي وجود داشته باشه ؛
" کلارک "

128
00:10:58,466 --> 00:11:00,727
مردم فکرميکنن من اينکارو کردم

129
00:11:02,343 --> 00:11:05,266
بعلاوه اينکه ، تو نميتونستي اونکارو کرده باشي
. . چون پيش من بودي

130
00:11:05,312 --> 00:11:08,912
و دستبندت هم دستت بوده . .

131
00:11:17,707 --> 00:11:18,876
" کلارک "

132
00:11:18,953 --> 00:11:20,661
تو بهم دروغ گفتي

133
00:11:24,538 --> 00:11:27,200
نگفتم . . دروغ نگفتم

134
00:11:27,261 --> 00:11:29,661
فکرنميکردم بهش نياز داشته باشم

135
00:11:30,615 --> 00:11:32,861
تو نميفهمي

136
00:11:32,907 --> 00:11:37,471
نميتونستم دوباره دست از نيروهام بِکِشم ؛
اين حتي بدتر از تو زندان بودن ، بود

137
00:11:37,640 --> 00:11:42,071
اگه يکي بهت ميگفت که نميتوني از نيروهات
استفاده کني ، چيکار ميکردي ؟

138
00:11:42,378 --> 00:11:44,024
نميدونم

139
00:11:44,055 --> 00:11:47,670
اما اينکارو ميکردم . . حاضر بودم قبل از اينکه بخوام با
استفاده اشون به کسي آسيب بزنم ، همون لحظه بذارمشون کنار

140
00:11:47,732 --> 00:11:49,778
آره ، منم همينکارو ميکنم

141
00:11:51,070 --> 00:11:53,568
الان بهتر شدم ، کلارک
تو که اينو ميدوني

142
00:11:53,599 --> 00:11:57,307
فقط ميخوام آدما منو همونطوري که
هستم قبول داشته باشن

143
00:11:57,346 --> 00:11:59,658
. . فکرکنم اگه توهم با خودت روراست باشي

144
00:11:59,706 --> 00:12:03,379
در اعماق وجودت اينو ميفهمي که ؛
تو هم همينو ميخواي

145
00:12:05,059 --> 00:12:10,353
ببين ، من . . خيلي خيلي از اينکه
درباره دستبند چيزي بهت نگفتم متاسفم

146
00:12:13,614 --> 00:12:16,491
اما من هيچ کاري با " لانا " نکردم

147
00:12:17,322 --> 00:12:18,922
قسم ميخورم

148
00:12:22,183 --> 00:12:23,566
قسم ميخورم

149
00:12:28,736 --> 00:12:32,382
جيسون ، مسخره بازي درنيار
تا چند ساعت ديگه خوب ميشم

150
00:12:32,428 --> 00:12:34,826
اينو خوب ميدوني که تو آپارتمان خودت
بهت حمله شده ؛

151
00:12:34,879 --> 00:12:38,036
اونم تو آپارتماني با درهاي قفل ؛
تو ميخواي که همينجور تنهات بذارم

152
00:12:38,107 --> 00:12:41,073
و کُل شب رو تو دانشگاه بگذرونم ؟ نه

153
00:12:41,143 --> 00:12:44,796
خوب ، نميذارم که از درس
تاريخت بيفتي

154
00:12:45,643 --> 00:12:47,966
مامان ، واسه رفتن آماده اي ؟

155
00:12:49,366 --> 00:12:52,074
چرا من و کلارک پيش " لانا " نمونيم ؟

156
00:12:57,493 --> 00:13:00,677
فکرکنم که اين ، اين ايده
خيلي خوبيه

157
00:13:02,785 --> 00:13:03,877
برو

158
00:13:04,385 --> 00:13:06,154
من چيزيم نميشه

159
00:13:07,185 --> 00:13:08,831
خيلي خوب

160
00:13:09,400 --> 00:13:11,016
خيلي دير نميکنم

161
00:13:11,016 --> 00:13:21,016
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

162
00:14:42,324 --> 00:14:43,040
.  . اوه

163
00:14:43,044 --> 00:14:44,832
مامان ، اينجا چيکار ميکني ؟

164
00:14:45,321 --> 00:14:48,429
بايد ميومدم و مطمئن ميشدم که
پسرم حالش خوبه خوبه

165
00:14:49,013 --> 00:14:51,905
به دکتر " مارتين " سرِ راهم به اينجا زنگ زدم
ميتونه امروز ببينتت

166
00:14:51,951 --> 00:14:54,228
حالم خوبه ، از اين بدتر تو
فوتبال که بودم ضربه خوردم

167
00:14:54,275 --> 00:14:57,151
خوب ، هيچوقت ضرري نداره که
نظرِ يه دکتر واقعي رو هم بدوني چيه

168
00:14:57,198 --> 00:14:59,090
وِلش کن ، مامان

169
00:14:59,429 --> 00:15:02,629
فقط خيلي سخته که اينجا ببينمت
درحاليکه داري به تنهايي درد ميکِشي

170
00:15:02,860 --> 00:15:05,521
حداقل ميشد که دوست دخترت
اينجا پيشت باشه

171
00:15:05,598 --> 00:15:07,105
واقعا ميخواي اين بازي رو شروع کني ؟

172
00:15:07,136 --> 00:15:10,321
اين به بازي نيست ، جيسون
اين زندگيته

173
00:15:10,705 --> 00:15:13,352
و منم نگران اون مسيري هستم که
تو در پيش گرفتي

174
00:15:13,398 --> 00:15:15,783
اوه ، منظورت همون مسيري هست
که خودت منو توش فرستادي ؟

175
00:15:15,952 --> 00:15:17,890
منظورت چيه ؟

176
00:15:18,767 --> 00:15:22,613
لانا . . همون دختري که مطمئن شدي
من تو پاريس حتما باهاش آشنا بشم

177
00:15:22,998 --> 00:15:25,103
جدي ميگي ؟

178
00:15:26,721 --> 00:15:32,490
چطوري ميتونه يکي جوري ترتيب بده که
دوتا آدم تو پاريس باهم آشنا بشن و عاشق همديگه بشن ؟

179
00:15:34,032 --> 00:15:36,771
" خانم تيگ "
اوم ، نميدونستم اينجا هستيد

180
00:15:36,802 --> 00:15:39,678
بيا تو ، لانا
داشتيم درباره تو حرف ميزديم

181
00:15:40,725 --> 00:15:45,181
آه ، جيسون اين نظريه
باهم جور کردنش رو برات گفته ؟

182
00:15:46,535 --> 00:15:47,688
آره ، گفته

183
00:15:47,735 --> 00:15:50,812
. . و تو چي فکرکردي
. . اينکه من يجوري از

184
00:15:50,858 --> 00:15:57,647
نيروهاي اسرارآميزم استفاده کردم تا تورو مجبور کنم . .
بري پاريس اونم دقيقا همون زماني که پسرم رفته بود اونجا ؟

185
00:15:58,447 --> 00:16:00,293
نيازي نيست به اون جواب بدي

186
00:16:00,355 --> 00:16:02,370
من که فکرميکنم جوابشو داد

187
00:16:04,401 --> 00:16:05,463
" لانا "

188
00:16:05,955 --> 00:16:08,632
. . من مادر خيلي کاملي نيستم ، من ميتونم

189
00:16:08,678 --> 00:16:14,140
بيش از حد مراقب و بعضي اوقاتم ازخود راضي و مغرور . .
باشم ، مخصوصاً هم وقتي يه زن وارد زندگي پسرم ميشه

190
00:16:14,201 --> 00:16:15,032
مامان ؟

191
00:16:15,078 --> 00:16:19,386
من هيچ ربطي به دور هم اومدن
. . شما دوتا و رابطه اتون ندارم

192
00:16:19,447 --> 00:16:22,001
که احتمالا خودت هم ميتوني اينو . .
از نحوه عکس العملم تشخيص بدي

193
00:16:22,047 --> 00:16:25,662
و اينکه چرا پسرم حس ميکنه که
. . نياز داره منو بخاطره

194
00:16:26,062 --> 00:16:27,893
. . آشنايي با تو سرزنش کنه . .

195
00:16:28,462 --> 00:16:31,555
چيزي هست که خودت بايد ازش . .
اونو بپرسي

196
00:16:36,662 --> 00:16:39,515
اگه نظرت درباره دکتر عوض شد ؛
بهم بگو

197
00:16:40,745 --> 00:16:42,299
حالت بهتره ؟

198
00:17:20,946 --> 00:17:23,130
اين فايده نداره

199
00:17:24,700 --> 00:17:28,561
اوني که برام تو " بل ريو " ساختن
مخصوص بود

200
00:17:28,607 --> 00:17:34,345
بايد توان اينو داشته باشه که مقاير کمي از سرب رو
داخل رگ گردش خونَم بکنه تا بتونه نيروهامو تعديل کنه

201
00:17:34,392 --> 00:17:35,899
يادته ؟

202
00:17:36,930 --> 00:17:39,499
. فکر کنم ايده اي هست که اهميت داره

203
00:17:40,745 --> 00:17:43,576
. برش خيلي زشتيه

204
00:17:43,822 --> 00:17:45,760
ديشب کجا بودي ؟

205
00:17:46,037 --> 00:17:49,514
مونده بودم که آيا دوباره باهام تماس ميگيري يا نه
چطور مگه ؟

206
00:17:51,069 --> 00:17:53,622
. به دوستِ پسر " لانا " حمله شده

207
00:17:54,915 --> 00:17:58,253
من نجاتش دادم ؛
. و اينو توي ماشينش پيدا کردم

208
00:17:58,669 --> 00:18:00,541
. " کار من نيست " کلارک

209
00:18:01,664 --> 00:18:04,618
نميدونم اون روسري چطور از اونجا
. . سر درآورده ، ولي من

210
00:18:04,956 --> 00:18:06,064
. کار من نبوده

211
00:18:06,110 --> 00:18:08,495
آليشا " ؛ بايد خودتو تسليم کني "

212
00:18:08,833 --> 00:18:10,372
. حرفمو باور نميکني

213
00:18:10,402 --> 00:18:11,987
. ميخوام باور کنم

214
00:18:12,033 --> 00:18:15,085
. واقعا ميخوام
. ولي بايد جلوي کسي که اينکارو ميکنه رو بگيرم

215
00:18:15,156 --> 00:18:16,995
باشه ، خوب ، پس من واست پيدا ميکنم
. که چه کسي واقعا پشت اين قضيه اس

216
00:18:17,033 --> 00:18:20,051
. همه فکر ميکنن که کار توئه -
چرا ؟ بخاطر قدرتهايي که دارم ؟ -

217
00:18:20,113 --> 00:18:22,328
چونکه يه هيولام ؟

218
00:18:24,097 --> 00:18:28,205
ميدوني چيه " کلارک " ؟ شايد اگه همه رازتو ميدونستن
. اونوقت الان تو هم يکي از مضنونين بودي

219
00:18:28,251 --> 00:18:30,666
. نه ، " آليشا " ؛ ربطي به قدرت هات نداره

220
00:18:30,720 --> 00:18:33,135
. " گفتنش واسه تو آسونه " کلارک

221
00:18:33,181 --> 00:18:35,258
. همه فکر ميکنن تو يه آدم عادي هستي

222
00:18:35,320 --> 00:18:39,273
فکر ميکني دوستات چه واکنشي نشون ميدن
اگه بفهم که تو دقيقا مثل مني ؟

223
00:18:39,320 --> 00:18:42,018
باهمديگه ميريم سراغ کلانتر . بهش ميگيم چه اتفاقي افتاده
. همه چي رو واسش توضيح ميديم

224
00:18:42,079 --> 00:18:45,033
اونم متوجه ميشه و
. همه چي درست ميشه

225
00:18:48,187 --> 00:18:49,895
. فقط واسش توضيح بده

226
00:18:51,188 --> 00:18:53,342
. . باشه ، باهات ميام

227
00:18:57,280 --> 00:19:00,311
. به شرطي که توهم درمورد قدرتهات بهش بگي

228
00:19:03,418 --> 00:19:05,065
. نميتونم اونکارو بکنم

229
00:19:05,172 --> 00:19:06,711
چرا نميتوني " کلارک " ؟

230
00:19:06,757 --> 00:19:08,895
. . نميفهمي که

231
00:19:09,264 --> 00:19:15,187
وقتي مردم واقعيت رو درموردمون بدونن ؛ . .
اونوقت بايد ما رو همونطوري که واقعا هستيم قبول کنن ؟

232
00:19:17,341 --> 00:19:18,710
. متاسفم

233
00:19:18,741 --> 00:19:20,679
. آره ، منم متاسفم

234
00:19:20,725 --> 00:19:25,910
آگاه کردن مردم درموردمون ، تنها راهيه که
. " براي آزاد بودنمون وجود داره " کلارک

235
00:19:27,294 --> 00:19:30,063
. بابت اين خواسته ام ، ازم متنفر نباش

236
00:19:36,325 --> 00:19:37,894
. " خدانگهدار " کلارک

237
00:19:38,248 --> 00:19:39,602
. . آليشا " ؛ "

238
00:20:00,741 --> 00:20:03,187
. آقاي " کِنت " ؛ اونجا نديدمتون

239
00:20:03,233 --> 00:20:05,095
اومدين به مادرتون کمک کنيد ؟

240
00:20:06,818 --> 00:20:10,080
. تقريبا بي خيال اون دستگاه قهوه ساز شده

241
00:20:10,141 --> 00:20:12,603
. نه ، کلانتر ، اومدم شما رو ببينم

242
00:20:14,264 --> 00:20:18,095
وقتي " جيسون " مورد حمله قرار گرفت
. اينو توي ماشين پيدا کردم

243
00:20:19,602 --> 00:20:21,418
. مالِ " آليشا " س

244
00:20:21,956 --> 00:20:24,654
شما حتي بيشتر از يه شخصيت سياسي ؛
. " رنگ عوض ميکنين ؛ آقاي " کِنت

245
00:20:24,700 --> 00:20:27,792
پس ، حالا ديگه فکر ميکنيد که
دوستِ دخترتون گناهکاره ؟

246
00:20:28,085 --> 00:20:29,100
. شايد

247
00:20:29,146 --> 00:20:31,623
متنفرم که نااميدتون کنم ؛ آقاي " کِنت " ؛

248
00:20:31,669 --> 00:20:33,715
. ولي ، من قبلا همچين موقعيت هايي رو ديدم  . .

249
00:20:33,762 --> 00:20:37,871
علي رغم اينکه ادعا کرديد خانم " بيکر" در زمان
. . اولين حادثه درکنارتون بوده

250
00:20:37,917 --> 00:20:40,887
. بهش مشکوک شدم . .

251
00:20:41,825 --> 00:20:45,040
اون روسري شايد اونجا در صحنه بوده
. ولي دوستِ دخترتون نبوده

252
00:20:45,487 --> 00:20:51,565
وقتي دومين قرباني مورد حمله قرار گرفته ؛
. . آليشا بيکر " توي اتاق بازجويي پيش من بود "

253
00:20:51,626 --> 00:20:54,595
. محاله اون جرم ؛ کار اون باشه

254
00:20:54,619 --> 00:21:01,619
‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
‫سینمافریک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
TG : @cinemaafreak - IG : Cinema.freak

255
00:21:24,961 --> 00:21:27,422
آيا زنداني وجود داره که بتونه "
اونو ؛ درون خودش نگه داره " ؟

256
00:21:28,817 --> 00:21:30,648
. احتمالا خير

257
00:21:31,878 --> 00:21:34,063
آليشا " ؛ اينجا چيکار ميکني ؟ "

258
00:21:34,832 --> 00:21:36,678
. . کلويي سوليوان "؛ "

259
00:21:36,801 --> 00:21:38,770
. خبرنگار برتر . . .

260
00:21:39,155 --> 00:21:42,298
تو همه ي اون مقاله ها رو درمورد اون
. آدمايي که اسم " هيولا " روشون گذاشتي نوشتي

261
00:21:42,370 --> 00:21:46,138
و ؛ حتي متوجه نشدي يکي که خيلي بهت نزديکه
. يکي از اوناس

262
00:21:46,539 --> 00:21:50,125
چرا چيزي که درست جلوي چشات هست رو
نديد ميگيري ؛ " کلويي " ؟

263
00:21:50,448 --> 00:21:53,156
نميخواي واقعيت رو
درمورد " کلارک کِنت " بدوني ؟

264
00:21:54,337 --> 00:21:57,202
. همه ميدونن که تو ديوونه اي
واسه چي بايد حرفاتو باور کنم ؟

265
00:21:57,249 --> 00:22:00,710
. مجبور نيستي
. بهت ثابت ميکنم

266
00:22:00,864 --> 00:22:03,572
و بعدش ، ميتوني يه داستاني بنويسي
. که يه عمر برات شهرت به ارمغان بياره

267
00:22:07,526 --> 00:22:09,756
کجاييم ؟
داري چيکار ميکني ؟

268
00:22:09,802 --> 00:22:14,448
دارم سرمقاله ي بعدي رو بهت ميدم ؛ . .
. و اوضاع رو براي " کلارک " بهتر ميکنم

269
00:22:20,044 --> 00:22:24,900
کلارک " ؛ من تو جاده ي قديمي " بلاسوم " هستم ، و
! ماشين يه مشکل اساسي پيدا کرده ! متوقف نميشه

270
00:22:24,962 --> 00:22:27,146
! عجله کن

271
00:22:28,452 --> 00:22:33,315
. تا ببيني ؛ خودت متوجه ميشي
. . و " کلارک " ميتونه خودِ واقعيش باشه و

272
00:22:33,377 --> 00:22:38,250
بعدش ميتوني از قلمت استفاده کني تا . .
. يه چند وقتي " اسمالويل " رو روشن کني

273
00:22:47,296 --> 00:22:50,158
کلارک " ؛ داري چيکار . . . ؟ " -
. " نگران نباش " کلويي -

274
00:23:22,437 --> 00:23:24,314
. خداي من

275
00:23:34,769 --> 00:23:37,907
. اين " اسمالويل " هست . . حدود سال 1988

276
00:23:37,954 --> 00:23:42,159
. قبل از اينکه ماجراي شهاب سنگ باران اتفاق بيفته
. بعد از اون ، همه چي عوض شد

277
00:23:42,205 --> 00:23:47,313
پدرم قبلا ميگفت . . بارش شهاب سنگ " اسمالويل " رو
. . به طريق آلوده کرده . باعث شده

278
00:23:47,359 --> 00:23:49,421
. شيطان " به شهرمون بياد " . . .

279
00:23:49,559 --> 00:23:51,974
شبيه فيلم هايي هست که
. کانال " ساي فاي " پخش ميکنه

280
00:23:52,021 --> 00:23:53,251
. آره

281
00:23:53,297 --> 00:23:57,451
ببخشيد ، بعضي وقتا که از گذشته حرف ميزنم
. يه مقدار هيجانزده ميشم

282
00:23:58,144 --> 00:24:02,190
خاطرات زيادي از پدرم ندارم ؛
متوجهين ؟

283
00:24:02,390 --> 00:24:04,852
. بچه که بودم ؛ از دنيا رفت

284
00:24:06,652 --> 00:24:08,760
. ميدونم از دست دادن يکي از والدين چه حسي داره

285
00:24:08,806 --> 00:24:10,752
. بچه که بودم ، مادرمو از دست دادم

286
00:24:10,829 --> 00:24:13,544
. خاطراتي که ازش دارم ؛ مايه ي تسلي خاطرمه

287
00:24:14,137 --> 00:24:15,306
. . آره

288
00:24:15,691 --> 00:24:20,322
خاطرات مورد علاقه ي من ؛ واسه اونوقتيه
. . که پدرم درمورد " اسمالويل " برام ميگفت

289
00:24:20,368 --> 00:24:22,907
. و اينکه قبلا ، اوضاع اينجا چطوري بوده

290
00:24:23,414 --> 00:24:24,676
. . منظورم اينه که

291
00:24:24,752 --> 00:24:26,568
! آخه ببين الان به چه وضعي افتاده ؟

292
00:24:26,614 --> 00:24:30,676
هيچکي . . اينجا ديگه هيچکي به اينکه
. . چي درسته و چي غلطه

293
00:24:30,752 --> 00:24:32,306
. يا اينکه چي اخلاقيه ؛ اهميتي نميده . .

294
00:24:32,352 --> 00:24:35,490
. مثلا اون مربي فوتبال که با يه دختر دانش آموز قرار ميذاره

295
00:24:35,537 --> 00:24:37,152
. اون کار درستي نيست

296
00:24:37,275 --> 00:24:39,844
. اونا هردو بالاي 18 سالن

297
00:24:42,583 --> 00:24:46,506
. لوييس " ؛ اين ؛ باعث توجيه کار بدشون نميشه "

298
00:24:46,768 --> 00:24:50,506
منظورم اينه که ؛ قوانين ؛
. بالاخره به يه دليلي به وجود اومدن

299
00:24:50,660 --> 00:24:54,706
اگه کسي به کار اون دوتا کاري نداشته باشه
. . اونوقت ؛ آدماي ديگه هم اون دنبال همون کار ميرن

300
00:24:54,752 --> 00:24:56,198
متوجهي ؟

301
00:24:56,368 --> 00:24:59,291
. خوبه که مجازات شدن

302
00:25:00,137 --> 00:25:04,580
پس فکر ميکني اونا به اين دليل مورد حمله قرارگرفتن که
يکي فکر ميکرده رابطشون باهمديگه غيراخلاقيه ؟

303
00:25:05,996 --> 00:25:10,226
به نظرم اونا دقيقا
. چيزي که مستحقش بودنو گرفتن

304
00:25:15,881 --> 00:25:17,635
. ساعتو ببين

305
00:25:17,681 --> 00:25:21,896
. بايد به دفتر " تورچ " برگردم
. بايد . . يه مقدار مطالعه انجام بدم

306
00:25:40,910 --> 00:25:42,849
کلويي " ؛ " کلارک " رو ديدي ؟ "

307
00:25:42,895 --> 00:25:45,402
چي ؟
کلارک " رو ديدم که چيکار ميکرده ؟ "

308
00:25:45,541 --> 00:25:47,418
چي ؟

309
00:25:47,479 --> 00:25:49,617
. آره ، ديدمش -
کجا ؟ -

310
00:25:49,663 --> 00:25:51,571
چرا ؟
چيزي شده ؟

311
00:25:51,617 --> 00:25:55,567
يه قرار بدي داشتم . به اين فکر افتادم که شايد " آليشا " ؛
. اون قاتل رواني اي که دنباليشم نباشه

312
00:25:55,628 --> 00:25:57,074
. بايد " کلارک " رو پيدا کنم

313
00:25:57,121 --> 00:25:59,674
احتمالا داره اطرافو به دنبال
. آليشا " ميگرده "

314
00:26:00,413 --> 00:26:01,782
تو حالت خوبه ؟

315
00:26:01,921 --> 00:26:04,921
. آره ، خوبم
. خوبم

316
00:26:07,321 --> 00:26:09,090
. احتمالا خونه ي " آليشا " رفته

317
00:26:09,121 --> 00:26:12,398
يه سري اونجا ميزنم ، ببينم اونجا هست يا نه ؛
ميتوني اگه اينجا اومد يه تماس باهام بگيري ؟ باشه

318
00:26:12,444 --> 00:26:14,383
. باشه
. باشه

319
00:26:27,186 --> 00:26:28,955
. خوشحالم که بالاخره خونه اومدي

320
00:26:28,986 --> 00:26:30,540
چيکار ميکني ؟

321
00:26:31,478 --> 00:26:32,909
. . من

322
00:26:33,109 --> 00:26:37,048
دارم دنبال يه سري ادله ميگردم که
. توي صحنه ي قتل  بعدي استفاده کنم

323
00:26:37,109 --> 00:26:38,909
. کار تو بود

324
00:26:39,355 --> 00:26:42,478
بخاطر تو ؛ همه فکر ميکنن که
. من مقصرم

325
00:26:42,540 --> 00:26:46,432
تو گناهکاري ؛ يعني ، اين . . . ؛
. اينجا قبلا واقعا يه شهر کوچيک و قشنگي بود

326
00:26:46,478 --> 00:26:48,725
. متوجه نيستي چيکار کردي

327
00:26:48,771 --> 00:26:52,171
. حتي " کلارک " هم فکر ميکنه من مقصرم
. . تو قرار نيست که

328
00:26:55,063 --> 00:26:56,448
. همين الانشم انجامش دادم

329
00:27:22,315 --> 00:27:25,146
. حسابي بزرگ شدي

330
00:27:26,284 --> 00:27:30,869
منو ببخشيد ، ولي . . . بايد يه کاري کنين که
. " يادم بياد ؛ خانم " تيگ

331
00:27:31,053 --> 00:27:33,253
. نميدونستم قبلا همديگه رو ديديم

332
00:27:33,299 --> 00:27:35,884
نه ، خواهش ميکنم " لِکس " ؛
. منو " جِنِويو " صدا کن

333
00:27:36,453 --> 00:27:40,822
توي کميسيونهاي زيادي در کنار پدرت و مرحوم مادرت
. افتخار همکاري داشتم

334
00:27:40,868 --> 00:27:42,917
. بيشتر وقتا تو رو باهاشون ميديدم

335
00:27:43,529 --> 00:27:46,022
. . يه پسرکوچولو که حوصله اش توي نمايش اوپرا سر رفته

336
00:27:46,068 --> 00:27:48,114
. و هميشه خودشو به دردسر مينداخت . . .

337
00:27:48,437 --> 00:27:51,391
. مطمئنم تعدادي از بهترين لحظات زندگيم ، همون ها بودن

338
00:27:51,452 --> 00:27:53,621
چيزي ميل داري واست بيارم " جِنِويو " ؟

339
00:27:53,683 --> 00:27:57,037
. بهت اطمينان ميدم ؛ سليقه ام حسابي رشد کرده

340
00:27:58,898 --> 00:28:03,334
مطمئنم سليقه ات تو خيلي چيزا
. " رشد کرده " لِکس

341
00:28:07,549 --> 00:28:11,026
متوجه شدم که
. با " لانا لَنگ " رابطه داري

342
00:28:12,611 --> 00:28:15,164
ميخواي بهم بگي ؛ دستِ آخر ميخواي به کجا برسي ؟

343
00:28:17,134 --> 00:28:22,671
پسرم ، جوونه " لِکس " ؛ جوون و کله شق ؛
. درست مثل اون پسري که تو اوپرا ديدمش

344
00:28:23,133 --> 00:28:25,794
. هميشه نميتونه بفهمه که چي به صلاحِشه

345
00:28:25,933 --> 00:28:27,702
. و تو ميتوني

346
00:28:27,887 --> 00:28:31,001
به لطفِ معرفت و دانشي که با پيرشدن
. به دست آوردم ، آره ، ميتونم

347
00:28:31,109 --> 00:28:33,740
. . و به نظرم ؛ اون

348
00:28:33,786 --> 00:28:37,032
داره آيندشو دور ميندازه ؛ . .
. البته به عنوان دوستش اينو ميگم

349
00:28:40,443 --> 00:28:44,704
حتما ميدوني که اونا با همديگه رابطه اي دارن که
. هرگز جواب نميده

350
00:28:45,612 --> 00:28:50,597
معمولا خودمو قاطي روابط عاشقانه ي اوناي ديگه
. " نميکنم " جِنِويو

351
00:28:50,658 --> 00:28:52,950
. ولي توي دبيرستان که بود ، دخالت ميکردي

352
00:28:53,027 --> 00:28:55,304
. اون ، يه مسئله اي درون شهري بود

353
00:28:56,042 --> 00:29:01,058
ببين ، من روان درمانگر خانوادگي نيستم ؛ ولي
. توصيه ميکنم با پسرت حرف بزني

354
00:29:03,689 --> 00:29:06,043
. " سعي کردم ؛ " لِکس

355
00:29:06,735 --> 00:29:09,628
. . ولي مثل ساير مردهاي جوون سال

356
00:29:09,674 --> 00:29:12,489
. مستقيم به حرف مادرش گوش نميده . .

357
00:29:14,481 --> 00:29:17,576
اميدوار بودم بتونم وادارت کنم
. تا بهم کمک کني

358
00:29:19,730 --> 00:29:22,622
. . همونطوري که گفتم ، درموضوعاتِ

359
00:29:22,653 --> 00:29:26,069
روابط عاشقانه ي آدمهاي ديگه
. دخالت نميکنم . ميدونم چي گفتي

360
00:29:27,438 --> 00:29:29,792
شايد بايد به تصوير بزرگتري
. "  نگاه کني " لِکس

361
00:29:29,823 --> 00:29:33,208
کمک کردن به من
. ميتونه واست فايده داشته باشه

362
00:29:33,915 --> 00:29:36,285
اين اواخر ؛
. . اطلاعاتي به دستم رسيده درمورد اينکه

363
00:29:36,331 --> 00:29:41,029
پدرت چطوري تونست محکوميتشو ملغي کنه و
. از زندان بياد بيرون

364
00:29:42,091 --> 00:29:44,460
. . اطلاعاتي که ممکنه به نظرت

365
00:29:44,660 --> 00:29:46,737
. خيلي جالب باشه . . .

366
00:30:18,548 --> 00:30:20,010
! " آليشا "

367
00:30:31,937 --> 00:30:32,907
. " آليشا "

368
00:30:40,260 --> 00:30:42,229
. نه ؛ خواهش ميکنم ؛ نه

369
00:30:44,383 --> 00:30:46,322
. " خواهش ميکنم ؛ " آليشا

370
00:30:46,368 --> 00:30:48,214
. نه . . . نه

371
00:30:50,291 --> 00:30:51,660
! نه

372
00:30:52,229 --> 00:30:53,153
! نه

373
00:30:58,153 --> 00:30:59,568
! نه

374
00:31:01,861 --> 00:31:02,922
! " کلارک "

375
00:31:04,122 --> 00:31:05,845
. خداي من

376
00:31:06,245 --> 00:31:08,491
کلارک " ؛ چي شده ؟ "

377
00:31:13,634 --> 00:31:16,111
. . فکر کنم بدونم اين قتل کار کيه

378
00:31:18,272 --> 00:31:20,626
. و کجا ميتونيم پيداش کنيم . . .

379
00:31:35,354 --> 00:31:38,492
حتي تو هم فکر ميکردي اون دختر گناهکاره ؛
مگه نه ؟ هان ؟

380
00:31:43,985 --> 00:31:49,492
سعي کن اينقدرها هم خودتو ناراحت نکني ، آخه ، هِي ؛
. بالاخره پارسال سعي کرد دوستِ دخترتو بکُشه

381
00:31:51,954 --> 00:31:54,385
. ميخواستي " لانا " رو بکُشي
اون کار ، تو رو به چي تبديل ميکنه ؟

382
00:31:54,431 --> 00:31:59,084
. نه ؛ سعي کن بفهمي " کلارک
. من کاريو کردم که به نفعِ " اسمالويل"ـه

383
00:31:59,400 --> 00:32:01,892
. بايد همه چيزو درست کنم

384
00:32:02,470 --> 00:32:04,055
. تو " آليشا " رو کُشتي

385
00:32:04,840 --> 00:32:07,778
من عاشقش بودم و تو . .
. اونو ازم گرفتمي

386
00:32:28,605 --> 00:32:30,359
! اونو کُشتي

387
00:32:30,805 --> 00:32:33,236
. تنها چيزي که اون دختر ميخواست يه فرصت بود

388
00:32:33,282 --> 00:32:35,298
! تو ؛ اونو کُشتي -
! کلارک " ! بسه "  -

389
00:32:35,344 --> 00:32:38,051
! " بس کن ! " کلارک

390
00:32:43,129 --> 00:32:44,498
! ولش کن

391
00:32:53,609 --> 00:32:55,501
. درست ميشه

392
00:32:57,840 --> 00:33:00,255
. کلارک " ؛ همه چي درست ميشه "

393
00:33:12,135 --> 00:33:14,582
واسه چي " لِکس لوتِر " بايد بخواد
که منو ببينه ؟

394
00:33:14,692 --> 00:33:16,292
. بذار حدس بزنم

395
00:33:16,492 --> 00:33:22,661
چونکه ميخواي واسم درمورد اينکه يه مربي نيمه وقت
. نبايد با يه دختر دانش آموز 18 ساله باشه ، سخنراني کني

396
00:33:22,769 --> 00:33:26,032
در مورد قوانين مدرسه ؛ . .
. . خيلي سخت گرفتم ؛ " جيسون "؛

397
00:33:26,078 --> 00:33:29,401
ولي معنيش اين نيست که با توجه به شخصي که
. قانون رو شکسته ، نظرمو عوض نکنم

398
00:33:29,447 --> 00:33:31,878
. متاسفم که باعث شدم شغلتو ازدست بدي

399
00:33:31,955 --> 00:33:33,970
. و ميخوام اون کارو واسم جبران کنم

400
00:33:36,212 --> 00:33:37,488
واقعا ؟

401
00:33:38,212 --> 00:33:42,735
تو هنوز وقت جديدي براي قرار ملاقاتم با
. مسئول نيروي انساني " لوترکورپ " رو تعيين نکردي

402
00:33:42,781 --> 00:33:46,012
يه موقعيت شغلي رو دارم که
. ممکنه واست خوشايند باشه

403
00:33:46,704 --> 00:33:50,231
موقعيت شغلي اي که ميتونه سالي 100 هزار دلار
.  درآمد واست داشته باشه

404
00:33:51,616 --> 00:33:55,770
و اين لطفت به خاطر اينه که من شايستگي
داشتن شغلي که سالي 100 هزار دلار درآمد داره رو دارم ؟

405
00:33:55,893 --> 00:33:57,789
مادرم پشت اين قضيه اس ، مگه نه ؟

406
00:33:57,835 --> 00:34:00,066
داره تمام سعيشو ميکنه تا
. بين من و " لانا " جدايي بندازه

407
00:34:00,096 --> 00:34:02,819
داره سعي ميکنه خيلي بيشتر از اينا رو
. " در حقت انجام بده " جيسون

408
00:34:03,342 --> 00:34:05,789
. . بخاطر اينه که ميخوام باهمديگه کار کنيم

409
00:34:05,973 --> 00:34:08,450
تا بفهميم که واقعا توي سرش چي ميگذره ؟ . .

410
00:34:08,931 --> 00:34:10,977
ميخواي باهات عليه مادرم
همکاري کنم ؟

411
00:34:11,024 --> 00:34:13,085
. دشمنِ دشمنم ؛ دوستمه

412
00:34:14,824 --> 00:34:17,285
و از کجا بدونم که
ميتونم بهت اطمينان کنم ؟

413
00:34:18,039 --> 00:34:19,439
. نميدوني

414
00:34:20,286 --> 00:34:22,809
ولي ، مگه ديگه چه حق انتخابي داري ؟

415
00:34:44,533 --> 00:34:45,779
. . کلارک " ؛ "

416
00:34:47,702 --> 00:34:50,805
. عزيزم ، دو روزه اين بالايي . . .

417
00:34:58,650 --> 00:35:00,789
. . اتفاقي که براي " آليشا " افتاد

418
00:35:02,143 --> 00:35:04,204
. تقصير تو نبود . . .

419
00:35:06,343 --> 00:35:08,974
اگه حرفاشو باور کرده بودم ؛
. الان زنده بود

420
00:35:09,228 --> 00:35:10,135
کلارک " ؛ "

421
00:35:10,182 --> 00:35:12,674
. براش پاپوش درست کرده بودن
. . اونجا

422
00:35:13,797 --> 00:35:16,458
. هيچ راهي نداشت که متوجهش بشي

423
00:35:18,274 --> 00:35:20,136
. بايد بهش اطمينان ميکردم

424
00:35:20,182 --> 00:35:24,705
ميدونستين که " آليشا " ميخواست باهاش برم پيش کلانتر
و همه چيزو براش تعريف کنه ؟

425
00:35:26,166 --> 00:35:29,874
آليشا " فکر ميکرد اگه مردم واقعيتو درمورد من "
. . و اين که چه کارايي ميتونم انجام بدم بدونن

426
00:35:29,920 --> 00:35:32,520
. ديگه اينقدر سريع بابت هرچيزي اونو سرزنش نميکنن

427
00:35:34,182 --> 00:35:36,162
. ولي من باهاش نرفتم

428
00:35:37,408 --> 00:35:40,747
خيلي از اينکه مردم
. . ممکنه چي درموردم فکر کنن ترسيده بودم

429
00:35:40,947 --> 00:35:42,639
اين که چه واکنشي نشون بدن ؟ . .

430
00:35:42,700 --> 00:35:44,547
اگه حق با اون بوده چي ؟

431
00:35:44,593 --> 00:35:46,639
. . چونکه اگه مردم ميدونستن

432
00:35:47,380 --> 00:35:50,764
درمورد اين که چيکار ميتونم بکنم و . .
. . اينکه واقعا کي هستم

433
00:35:52,841 --> 00:35:55,272
. شايد اون دختر هنوز زنده بود . . .

434
00:36:00,110 --> 00:36:03,280
و ؛ نميتونم خودمو
. بخاطر اين موضوع ببخشم

435
00:36:27,220 --> 00:36:30,220
. برميگردم مدرسه
. فردا ساعت 8 کلاس دارم

436
00:36:30,266 --> 00:36:31,343
. باشه

437
00:36:32,589 --> 00:36:34,989
داري دنبال سرنخ درمورد
قدرت " تيم " ميگردي ؟

438
00:36:35,020 --> 00:36:36,958
چيزايي که بايد قبل از اينکه
آليشا " رو سرزنش کنيم متوجه ميشديم ؟ "

439
00:36:36,989 --> 00:36:38,943
. فکر کنم تا همين الانشم زيادي ديدم

440
00:36:38,974 --> 00:36:42,620
تمام چهارسال گذشته رو صرف رفتن به دنبال آدماي
عجيبي که بخاطر شهاب سنگها به وجود اومدن کردم ؛

441
00:36:42,682 --> 00:36:44,528
. سعي ميکردم تا ؛ دستشونو رو کنم

442
00:36:44,943 --> 00:36:47,251
. هرگز نبايد اين ديوار رو درست ميکردم

443
00:36:48,989 --> 00:36:51,579
. کلويي " ؛ تو يه خبرنگاري "

444
00:36:51,856 --> 00:36:54,441
. کارت اينه که تحقيق کني و دستا رو روکني
. اون ، چيزيه که تو هستي

445
00:36:54,487 --> 00:36:57,195
آره ، خوب ، فکر کنم بعضي وقتا
. زندگيم مزخرف ميشه

446
00:37:02,439 --> 00:37:03,608
. . لوييس " ؛ اگه "

447
00:37:03,654 --> 00:37:05,870
. . اگه چيزي پيدا کردي . .

448
00:37:06,393 --> 00:37:10,593
چيزي که يکي نميخواد تو درموردش بدوني ؛
بهش ميگي که ميدوني ؟

449
00:37:11,597 --> 00:37:15,382
بستگي داره . آيا اون کسي که ميگي
کسي هست که برات عزيزه ؟

450
00:37:17,089 --> 00:37:18,320
. آره

451
00:37:18,474 --> 00:37:21,332
و ؛ نگه داشتن اون راز
به کسي آسيب ميزنه ؟

452
00:37:23,501 --> 00:37:24,886
. نه

453
00:37:25,609 --> 00:37:27,394
. پس ؛ جوابم " نه " هست

454
00:37:27,424 --> 00:37:31,316
اگه خاطر اون شخص واقعا برام عزيز باشه ؛
. بهش نميگم که رازشو ميدونم

455
00:37:31,393 --> 00:37:35,316
ولي تمام تلاشمو ميکنم تا ازش پشتيباني کنم
. . به اين  اميد که

456
00:37:35,362 --> 00:37:38,985
شايد روزيي ، اينقدر احساس راحتي بکنه که
. خودش بخواد اون راز رو بهم بگه

457
00:37:40,348 --> 00:37:44,133
ناراحت نشيا ، " لوييس " ؛ ولي اون
. آخرين چيزي بود که انتظار داشتم ازت بشنوم

458
00:37:45,850 --> 00:37:49,050
خيلي سخت اينو يادگرفتم که بالاخره مردم
. . به يه دليلي يه چيزي رو به عنوان راز نگه ميدارن

459
00:37:49,173 --> 00:37:51,665
حتي ؛ از آدمايي که . .
. خيلي بهشون نزديکن

460
00:37:54,393 --> 00:37:57,270
کلويي " ؛ چيزي هست که "
بخواي بهم بگي ؟

461
00:37:59,793 --> 00:38:01,901
اون کسي که يه رازي رو نگه داشته ؛ خودتي ؟

462
00:38:01,947 --> 00:38:03,393
. نه

463
00:38:04,032 --> 00:38:05,740
. نه ، من نيستم

464
00:38:06,201 --> 00:38:07,524
. باشه

465
00:38:08,909 --> 00:38:11,416
. تا دو هفته شايدم بيشتر ديگه ميبينمت

466
00:38:11,663 --> 00:38:12,724
. باشه

467
00:38:16,182 --> 00:38:19,120
مطمئنم درمورد هرکي که
. . داري حرف ميزني

468
00:38:19,243 --> 00:38:21,474
هروقت خودش آمادگيشو داشت . .
. موضوعو بهت ميگه

469
00:38:22,720 --> 00:38:24,151
. مرسي

470
00:38:24,628 --> 00:38:25,659
. خدانگهدار

471
00:38:25,861 --> 00:38:26,938
. خداحافظ

472
00:38:27,353 --> 00:38:29,415
. اميدوارم صحيح و سالم به خونه برسي -
. باشه -

473
00:38:44,424 --> 00:38:45,885
. . کلارک " ؛ "

474
00:38:46,793 --> 00:38:48,161
چرا بهم نگفتي ؟ . . .

475
00:39:04,953 --> 00:39:07,704
. " نوجوان محلي ، غارهاي سرخپوستها را کشف کرد "

476
00:39:36,036 --> 00:39:37,144
. " سلام ؛ " کلارک

477
00:39:39,113 --> 00:39:42,329
من . . . خواستم بگم که
. خيلي متاسفم

478
00:39:42,852 --> 00:39:44,883
. بابت همه چيز

479
00:39:50,840 --> 00:39:53,609
. . بايد خيلي واسش سخت بوده باشه

480
00:39:54,132 --> 00:39:56,194
. . که اينقدر با اوناي ديگه متفاوت باشه . .

481
00:39:57,343 --> 00:40:01,278
اين که همه قبل از اينکه درست بشناسنت
. درموردت قضاوت کنن

482
00:40:02,841 --> 00:40:06,518
دونستن اينه که اون بيرون آدمايي هستن
. که ممکنه هيچوقت قبولت نکنن

483
00:40:14,136 --> 00:40:15,336
. . من فقط

484
00:40:16,228 --> 00:40:19,351
ميخوام اينو بدوني که . .
. . من ؛ اينجام تا به حرفات گوش بدم

485
00:40:20,674 --> 00:40:22,874
. البته اگه يه بار خواستي حرف بزني . .

486
00:40:28,117 --> 00:40:31,425
. " مرسي " کلويي
. ازت متشکرم

487
00:40:50,940 --> 00:41:05,940
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

