﻿1
00:00:22,560 --> 00:00:25,208
. " سلام ؛ " کلارک
داري چيکار ميکني ؟

2
00:00:25,272 --> 00:00:26,680
. . هِي ؛

3
00:00:26,783 --> 00:00:29,291
دارم سعي ميکنم جواب چندتايي از
. اين سئوال هاي کار درخانه ي سختو دربيارم

4
00:00:29,368 --> 00:00:32,669
واسه چي ؟ تو که بورسيه ي
دانشگاه متروپوليس رو گرفتي ؟

5
00:00:32,746 --> 00:00:35,971
درسته ، منتها اون بورسيه رو بخاطر فوتبال بهم دادن
. ولي با اينحال هنوزم ميخوان معدل نهاييمو ببينن

6
00:00:36,022 --> 00:00:40,859
خوب ، پس وقتي بازي کردنت با نقاله تموم شد ؛
. يه مهموني تو خونه ي " کيتي " گرفتن

7
00:00:41,197 --> 00:00:43,731
. پدر و مادرش يه جکوزي دارن

8
00:00:46,213 --> 00:00:48,107
واقعا ؟ -
. آره -

9
00:00:51,147 --> 00:00:54,576
مرسي ، ولي هنوز
. يه عالمه کار دارم که بايد بهشون برسم

10
00:00:56,905 --> 00:01:00,949
باشه ، پس چطوره بعدا که کارتو تموم کردي
يه سري بزني ؟

11
00:01:02,246 --> 00:01:03,810
. بعدا ميبينمت

12
00:01:06,549 --> 00:01:08,003
. " خداحافظ " کلارک

13
00:01:16,703 --> 00:01:19,085
. با نمک بود

14
00:01:20,335 --> 00:01:21,587
کدوم يکي ؟

15
00:01:21,640 --> 00:01:23,981
هر دو ؛ به اين فکر کردي که
از يکيشون بخواي باهات قرار بذاره ؟

16
00:01:24,031 --> 00:01:28,753
آره ، تا اينکه يه مدت بگذره و حسابي که بهم نزديک شديم
با دروغ گفتن درمورد اينکه واقعا کي هستم همه چي رو خراب کنم ؟

17
00:01:28,819 --> 00:01:30,364
.  همونطوري که همه چيو با " لانا " خراب کردم

18
00:01:30,418 --> 00:01:33,240
کلارک " ؛ يه دختري اون بيرون هست "
. که واست مناسبه

19
00:01:33,289 --> 00:01:34,575
کي ؟

20
00:01:35,366 --> 00:01:38,647
مامان ؛ يه دختر بايد ديوونه باشه که
. باهام رابطه داشته باشه

21
00:01:49,053 --> 00:01:51,507
باورم نميشه به اين فکر افتادين
. که بذارين اون ديوونه بره

22
00:01:51,569 --> 00:01:55,669
عموما وقتي يه بيمار حالش خوب ميشه
. ميذاريم بره

23
00:02:02,551 --> 00:02:03,828
. " آليشا "

24
00:02:05,368 --> 00:02:07,058
. وقتشه

25
00:02:07,676 --> 00:02:10,025
. الان ديگه ميتوني بري خونه

26
00:02:13,816 --> 00:02:19,445
" اسمالويل "
" فصل چهارم ؛ قسمت يازدهم "
" خطرناک "

27
00:02:19,507 --> 00:03:29,057
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

28
00:03:30,481 --> 00:03:35,045
ستاره ي خط حمله ي تيم فوتبال " اسمالويل " ؛
شنبه شب ؛ اين بالا تنهايي چيکار ميکنه ؟

29
00:03:35,474 --> 00:03:36,941
. " آليشا "

30
00:03:37,921 --> 00:03:40,183
. يه جورايي غافلگير شدم که اسمم يادت مونده

31
00:03:40,858 --> 00:03:42,820
چطور ميتونم فراموش کنم ؟

32
00:03:46,644 --> 00:03:48,246
. سعي کردي منو بکُشي

33
00:03:48,312 --> 00:03:49,779
. و همينطور هم " لانا " رو

34
00:03:52,878 --> 00:03:55,697
ميخوام بپرسم چطوري فرار کردي ؛ ولي
. فکر کنم جوابش کاملا واضح باشه

35
00:03:55,766 --> 00:03:57,431
. فرار نکردم

36
00:03:57,662 --> 00:04:01,753
. مرخصم کردن
. دکترها گفتن حالم خوب شده

37
00:04:04,292 --> 00:04:07,539
ميتونستي به جاي اينکه يه دفعه اي خودتو
. به اتاق زيرشيروني من تله پورت کني ، بهم زنگ بزني

38
00:04:07,588 --> 00:04:10,664
راستش ؛ ماشين مادرمو قرض گرفتم و
. تا اينجا رانندگي کردم

39
00:04:11,570 --> 00:04:14,389
اين ؛ يه وسيله اي کوچيکيه که
. دکترهام درستش کردن

40
00:04:14,570 --> 00:04:18,263
از اين طريق يه مقدار سُرب
. . داخل سيستم گردش خونم وارد ميشه و

41
00:04:18,296 --> 00:04:20,943
. اجازه نميده بتونم از قدرتم استفاده کنم . .

42
00:04:23,893 --> 00:04:25,937
. خوشحالم که به نظرشون حالت بهتر شده

43
00:04:28,294 --> 00:04:30,634
ولي ، خوب شدنت ؛ باعث نميشه که
. چيزي بينمون عوض بشه

44
00:04:30,700 --> 00:04:32,546
. " ميدونم ؛ " کلارک

45
00:04:33,172 --> 00:04:37,474
فقط خواستم بهت بگم که چقدر بابت
. اتفاق هايي که تو رو درگيرشون کردم متاسفم

46
00:04:38,068 --> 00:04:41,716
تو ؛ آخرين کسي روي زمين هستي
. که ميخوام بهش آسيب برسونم

47
00:04:46,595 --> 00:04:49,710
. ولي ؛ سئوالمو جواب ندادي

48
00:04:50,983 --> 00:04:54,329
واسه چي شنبه شب ؛
اينجا تنهايي ؟

49
00:04:58,038 --> 00:05:00,379
. شايد ترجيح ميدم که تنها باشم

50
00:05:02,558 --> 00:05:04,684
بخاطر رازِت ؟

51
00:05:07,272 --> 00:05:10,107
. نگران نباش
. چيزي به کسي نگفتم

52
00:05:10,173 --> 00:05:13,044
. بهت قول دادم که رازِتو پيش خودم نگه دارم

53
00:05:13,127 --> 00:05:14,116
. . آليشا " ؛ "

54
00:05:14,165 --> 00:05:17,478
تمام مدتي که در " بل ريو " بودم ؛
. . فقط فکر اينکه

55
00:05:17,544 --> 00:05:20,149
. . اون بيرون ، يکي هست که مثل خودمه

56
00:05:20,396 --> 00:05:24,069
که درک ميکنه . .
. . متفاوت بودن چه حسي داره

57
00:05:25,289 --> 00:05:26,855
. بهم اميد ميداد . .

58
00:05:28,355 --> 00:05:32,380
در تاريک ترين لحظاتم
. " اين ، تو بودي که بهم اميد ميدادي " کلارک

59
00:05:43,650 --> 00:05:44,755
. خدانگهدار

60
00:05:55,538 --> 00:05:59,732
پس اجازه دادن به همين راحتي
آليشا " خودشو از " بل ريو " تله پورت کنه ؟ "

61
00:05:59,765 --> 00:06:03,013
بهش يه جور دستبند سُربي دادن که
. بهش اجازه نميده از قدرتش استفاده کنه

62
00:06:03,060 --> 00:06:05,328
و ؛ ديگه اونقدرها
. خطرناک به نظر نميرسه

63
00:06:05,386 --> 00:06:08,934
فقط قدرت هاش نبودن که باعث خطرناکيش شده بودن
. اون دختر دنبالِ توئه

64
00:06:09,000 --> 00:06:10,714
. و ؛ رازِتو هم ميدونه

65
00:06:10,764 --> 00:06:13,055
. که البته بيش از يک ساله نگهِش داشته

66
00:06:13,648 --> 00:06:16,319
هردرماني که توي " بل ريو " روش انجام دادن
. شايد جواب داده

67
00:06:16,352 --> 00:06:20,839
ميدونيم که چقدر دلت ميخواد با کسي باشي که
. . مجبور نباشي بهش دروغ بگي عزيزم ، ولي

68
00:06:20,905 --> 00:06:22,800
. آليشا " ؛ نيمه ي گم شده ات نيست "

69
00:06:23,311 --> 00:06:27,561
پس چيکار کنم ؟ . . همين طور صبر کنم تا يه دختر ديگه
که قدرت خاص داره بياد درِ خونه امو بزنه ؟

70
00:06:27,594 --> 00:06:30,116
. کلارک " ؛ خودت که ميدوني اون دختر چيکار کرد "

71
00:06:30,281 --> 00:06:32,457
آليشا " بايد توي يه موسسه ي روان شناسي "
. نگه داري بشه

72
00:06:32,506 --> 00:06:34,698
پس چرا از " بل ريو " مرخصش کردن ؟

73
00:06:36,759 --> 00:06:38,997
اگه واقعا حالش بهتر شده باشه چي ؟

74
00:06:39,244 --> 00:06:41,288
و ؛ اگه اينطور نباشه چي ؟

75
00:06:48,178 --> 00:06:51,390
! چقدر کارم درسته
. " خيلي خوب " آليشا بيکر

76
00:06:51,785 --> 00:06:57,851
از بيماري اختلال شخصيت رنج ميبره ؛ که اين بيماري باعث
ناپايداري در احساساتش ميشه ؛ که درنتيجه اش
. . حوادث روان پريشي ايجاد ميکنه

77
00:06:57,920 --> 00:07:00,129
. آره ، درست مثل کارهاييه که ازش انتظار داريم

78
00:07:03,880 --> 00:07:05,281
اون يارو کيه ؟

79
00:07:05,330 --> 00:07:08,548
روانپزشکِ " آليشا " ؛
. دکتر " ويليام مک برايد " هست

80
00:07:08,597 --> 00:07:10,361
. آره ، درموردش شنيدم

81
00:07:10,397 --> 00:07:14,963
در عرض دو سال از دانشگاه هاروارد فارغ التحصيل شده
. و در چندين زمينه از دانشگاه دکترا گرفته

82
00:07:16,216 --> 00:07:18,128
نظرش درمورد " آليشا " چيه ؟

83
00:07:21,874 --> 00:07:23,143
. . واو ؛ خوب

84
00:07:23,259 --> 00:07:26,456
با توجه به نظرات دکتر " مک برايد " ؛
. آليشا " خوب شده "

85
00:07:29,608 --> 00:07:31,570
. داشت بهم واقعيتو ميگفت

86
00:07:37,669 --> 00:07:42,871
و ؛ اين ؛ فکر کنم دقيقا همون چيزيه که
. آقاي " کلارک کِنتِ " جوونمون ميخواست بشنوه

87
00:08:01,637 --> 00:08:03,379
اينجا چيکار ميکني ؟

88
00:08:04,636 --> 00:08:06,367
. منم از ديدنت خوشحالم

89
00:08:06,417 --> 00:08:08,625
ببخشيد ، انتظارشو نداشتم که يه دفعه اي
. تو فضاي باز دانشکده پيدات بشه

90
00:08:08,675 --> 00:08:13,541
اينگار که من ازت انتظار نداشتم که درست قبل از اينکه
منو بذاري و بري بهم بگي بايد يه مدت تنها باشي ؟

91
00:08:15,568 --> 00:08:17,942
جيسون " ؛ واقعا چه خبره ؟ "

92
00:08:18,420 --> 00:08:21,589
چيزي که الان داريم به سمتش ميريم
. فکر نميکنم آمادگيشو داشته باشي

93
00:08:22,083 --> 00:08:24,638
فکر نميکنم تو براي همچين رابطه اي
. آمادگي داشته باشي

94
00:08:24,787 --> 00:08:26,765
چه جور رابطه اي ؟

95
00:08:27,341 --> 00:08:30,262
ميشه الان درموردش حرف نزنيم ؟
. . نميخوام که

96
00:08:30,855 --> 00:08:32,932
. ببين ؛ " لانا " ؛ بايد برم

97
00:08:56,676 --> 00:09:00,405
قدرتهاي فوق بشري ؛ الان نميتونن
. " به دادِت برسن " کلارک کِنت

98
00:09:00,767 --> 00:09:03,058
. نه ، مشکلي ندارم
. من . . مشکلي نيست

99
00:09:03,273 --> 00:09:04,657
. خيلي خوب ، بيا

100
00:09:06,833 --> 00:09:08,498
. فقط زانوهاتو شُل کن

101
00:09:08,913 --> 00:09:10,611
. سُر بخور

102
00:09:12,589 --> 00:09:14,880
. واقعا خوشحالم که بهم زنگ زدي

103
00:09:15,474 --> 00:09:19,845
بعد از اتفاقي که اون آخرين دفعه اي که قرار گذاشتيم
. افتاد ، فکر نميکردم بهم زنگ بزني

104
00:09:21,494 --> 00:09:24,692
. خوب ، اونوقت تو مريض بودي
. الان متوجه ميشم

105
00:09:25,285 --> 00:09:26,785
. خودم متوجه نميشم

106
00:09:28,500 --> 00:09:29,901
. . منظورم اينه که

107
00:09:29,967 --> 00:09:31,862
. . يادمه يه احساس . .

108
00:09:32,340 --> 00:09:35,044
عصبانيت و تنهايي ميکردم و . .
. . بعدش اون کارها رو کردم ؛ ولي

109
00:09:35,740 --> 00:09:38,492
نميدونم چي بگم . . الان که بهش فکر ميکنم
. . مثل اينه که

110
00:09:38,558 --> 00:09:41,492
. مثل فيلم ديدن ميمونه . .
. اينگار ، اون شخص ؛ واقعا خودم نبودم

111
00:09:41,542 --> 00:09:43,569
. شايد ؛ خودت نبودي

112
00:09:44,644 --> 00:09:47,067
شايد ، ايني که الان هستي
.  شخصيت واقعيت باشه

113
00:09:55,483 --> 00:09:58,615
. خوبيش اينه که تو خيلي قوي هستي

114
00:10:05,900 --> 00:10:06,938
. . اوه

115
00:10:07,548 --> 00:10:10,499
. . تو ممکنه سرما رو حِس نکني ولي

116
00:10:10,532 --> 00:10:13,301
. . من يکي که دارم به بستني يخي تبديل ميشم

117
00:10:14,718 --> 00:10:17,375
. خوب ، البته ديدِ حرارتي دارم ها

118
00:10:17,425 --> 00:10:19,996
. فکر کنم يه شکلاتِ داغ بخورم خوب باشه

119
00:10:20,045 --> 00:10:21,133
. باشه

120
00:10:21,480 --> 00:10:25,032
. اولش برم يه دستي به سر و روم بکِشم
. اونجا ميبينمت

121
00:10:25,081 --> 00:10:26,285
. باشه

122
00:10:38,367 --> 00:10:39,966
از آزاديت لذت ميبري ؟

123
00:10:40,015 --> 00:10:41,894
. " دکتر " مک برايد

124
00:10:41,944 --> 00:10:43,411
اينجا چکار ميکنيد  ؟

125
00:10:43,460 --> 00:10:46,216
. به بيمار مورد علاقه ام سر ميزنم

126
00:10:48,804 --> 00:10:51,919
اين وسيله ؛ کارايي هاي بيشتري داره تا اينکه
. " فقط از تله پورت شدنت جلوگيري کنه " آليشا

127
00:10:51,969 --> 00:10:53,967
تعقيبم کردي ؟

128
00:10:55,829 --> 00:11:01,879
بايد بدونم کجا هستي ؛ تا يه دفعه کاري نکني
. . تا مرخص شدنت رو به خطر بندازي

129
00:11:02,176 --> 00:11:05,218
. مثلا ، اينکه با " کلارک کِنت " قاطي بشي

130
00:11:05,482 --> 00:11:08,284
هرکاري که با " کلارک کِنت " ميکنم ؛
. به خودم مربوطه

131
00:11:08,482 --> 00:11:11,766
. " کلارک " ؛ موضوع وسواسِت بود " آليشا "

132
00:11:11,881 --> 00:11:16,071
احساساتِت به اون پسر ؛ چيزي بود که
. باعث شتاب در فروپاشي روانيت شدن

133
00:11:16,154 --> 00:11:19,648
واقعا دوباره ميخواي خطر
به وجود اومدن چنين حادثه اي رو به جون بخري ؟

134
00:11:20,719 --> 00:11:23,079
. ولي گفتيد که حالم بهتر شده

135
00:11:24,151 --> 00:11:26,755
. و ميخوام همونطوري هم بموني

136
00:11:28,585 --> 00:11:30,926
. . شايد يه تعداد جلسات درماني بيشتر

137
00:11:30,996 --> 00:11:34,112
البته بيرون از مطب ؛ . .
. سودمند باشه

138
00:11:36,749 --> 00:11:39,815
تو يه دختر جوان زيبا و با استعدادي

139
00:11:43,089 --> 00:11:46,303
شرم آوره که دوباره
. توي " بل ريو " ببينمت

140
00:11:47,325 --> 00:11:51,298
قبل از اينکه کس ديگه اي آسيب ببينه
. دست از رفاقت با " کلارک کِنت " بردار

141
00:12:01,700 --> 00:12:04,205
. بفرمايين
. فکر کردم گمت کردم

142
00:12:04,237 --> 00:12:07,351
. به اين راحتيا از دستم خلاص نميشي

143
00:12:09,870 --> 00:12:11,724
. سرد شده

144
00:12:12,264 --> 00:12:13,846
گرمش ميکني ؟

145
00:12:21,787 --> 00:12:23,148
. متشکرم

146
00:12:28,738 --> 00:12:30,651
بعدش ميخواي چيکار کني ؟

147
00:12:30,700 --> 00:12:31,969
. . اووم

148
00:12:32,414 --> 00:12:34,247
ميخواي بريم يه دوري بزنيم ؟

149
00:12:34,593 --> 00:12:37,280
. حتما
کجا ميخواي بري ؟

150
00:12:38,549 --> 00:12:40,807
تا حالا کاليفورنيا بودي ؟

151
00:12:41,022 --> 00:12:42,476
. " کاليفورنيا "

152
00:12:45,954 --> 00:12:50,421
حتما ، بپر تو ماشين تا
. همين الان بريم کاليفورنيا

153
00:12:54,628 --> 00:12:56,458
جدي ميگي ؟

154
00:12:59,788 --> 00:13:03,632
. . آليشا " ؛ رفتن به کاليفورنيا " -
ديوونگيه ؟ -

155
00:13:03,846 --> 00:13:05,264
. نميخواستم اينو بگم

156
00:13:05,297 --> 00:13:08,363
. ميدونم ديوونگي به نظرمياد
. . من ؛ فقط

157
00:13:10,448 --> 00:13:15,871
ميخوام يه جايي برم که هيچکي منو نشناسه
. و ندونه که چه کارايي کردم

158
00:13:17,239 --> 00:13:19,184
. و ميخوام که تو هم باهام بياي

159
00:13:23,673 --> 00:13:25,041
. نميتونم

160
00:13:27,052 --> 00:13:29,294
. . هرچقدر که دلم ميخواد باهات باشم

161
00:13:33,486 --> 00:13:35,134
ببينم ، همه چي روبراهه ؟

162
00:13:39,964 --> 00:13:42,671
. راستش ؛ بايد برم

163
00:13:44,154 --> 00:13:46,726
. بعدا بهت زنگ ميزنم

164
00:13:46,726 --> 00:13:56,726
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

165
00:15:21,521 --> 00:15:23,861
. پدر ولخرج برگشته

166
00:15:24,570 --> 00:15:27,825
سعي کردم ببينمت ولي
. . هميشه به طريقي

167
00:15:28,007 --> 00:15:29,457
. در دسترس نبودي . . .

168
00:15:29,787 --> 00:15:33,100
اينگار خيلي سرت به شمشيرت گرم بوده که
بخواي با پدرت حرف بزني ؟

169
00:15:33,149 --> 00:15:36,496
راستش ؛ گرفتار بررسي کردن
. . اوراق دادگاه شما بودم

170
00:15:36,562 --> 00:15:39,853
سعي ميکنم متوجه بشم که چطوري تونستين که
. حکم محکوميت خودتونو ملغي کنين

171
00:15:39,903 --> 00:15:43,364
خوب ، فکر نکنم جوابي که دنبالش هستي رو
. توي اون اوراق قضايي پيدا کني

172
00:15:43,397 --> 00:15:45,375
. . اون يه

173
00:15:46,644 --> 00:15:49,515
. معجزه بود . . .
. راه ديگه اي براي توضيح دادنش وجود نداره

174
00:15:49,565 --> 00:15:54,625
و بايد از آزادي اي که بهم داده شده
. . براي

175
00:15:55,466 --> 00:15:57,414
. هدف والاتري استفاده کنم . . .

176
00:15:59,096 --> 00:16:03,777
اميدوارم اون هدف ؛
. . بازگشت به " لوترکورپ " نباشه ، چونکه

177
00:16:03,847 --> 00:16:09,336
چونکه به اين زودي ها نميتونن از در ورودي به اتاق مدير عامل
. رَد بشين يا اينکه با پول هاي صندوق شرکت ، جيباتونو پُر کنين

178
00:16:09,390 --> 00:16:12,802
. " واسه پول اينجا نيومدم " لِکس
. نميخوام " لوترکورپ " رو از چنگِت دربيارم

179
00:16:12,852 --> 00:16:16,280
اداره ي شرکت
. ديگه موضوع مورد علاقه ام نيست

180
00:16:16,346 --> 00:16:19,923
پس ، چي ؛ حالا ديگه سعي به کُشتن من
به شغل تمام وقتتون تبديل شده ؟

181
00:16:19,977 --> 00:16:23,108
ميدونم . . ميدونم که اين حرفا رو
. " بر چه اساسي ميزني " لِکس

182
00:16:23,141 --> 00:16:25,960
. اين حرفا رو از روي عصبانيت و بدگماني ميگي

183
00:16:26,010 --> 00:16:31,799
ولي خيلي دير نشده . دير نيست . هنوزم وقت هست
. تا از جاده اي که وقت به سمت تاريکي ميبردت خارج بشي

184
00:16:31,832 --> 00:16:33,533
. بس کنيد ديگه ؛ پدر

185
00:16:33,566 --> 00:16:35,478
واقعا چه کار ميخواين بکنين ؟

186
00:16:35,528 --> 00:16:38,709
. ميخوام دنيا رو به جاي بهتري تبديل کنم

187
00:16:38,758 --> 00:16:42,635
ميخوام يه بنياد خيريه تاسيس کنم ؛
. . نه اين که فقط هدفم اينه باشه که

188
00:16:42,701 --> 00:16:45,585
گرسنه ها رو سير کنم و . .
. تن فقرا لباس بپوشونم

189
00:16:45,635 --> 00:16:49,725
. نخير ؛ واقعا ميخوام به مردم کمک کنم
. تا به روح انسانيت ، الهام بخشي کنم

190
00:16:49,774 --> 00:16:55,395
آرزو دارم تمام ساکنين کره ي زمين به اندازه ي من
. خوشبخت و سعادتمند باشن

191
00:17:01,802 --> 00:17:03,566
پس ، حالا ديگه به مسيح تبديل شدي ؟

192
00:17:03,616 --> 00:17:04,802
. نه

193
00:17:05,050 --> 00:17:07,275
. . لِکس " ؛ نه ؛ من فقط . . من "

194
00:17:08,627 --> 00:17:12,208
. من ؛ مردي هستم که يه رويا در سَر داره

195
00:17:23,621 --> 00:17:25,978
حدس بزن کيم ؟

196
00:17:26,027 --> 00:17:28,912
ديگه داشتم به اين فکر ميکردم که
. توي راهِ کاليفورنيا هستي

197
00:17:28,945 --> 00:17:31,269
. چمدون هام توي ماشينن

198
00:17:32,517 --> 00:17:34,495
چي شده ؟

199
00:17:35,055 --> 00:17:36,687
. . آه

200
00:17:38,138 --> 00:17:41,537
. . دکتر "مک برايد " ؛ روانپزشکم

201
00:17:41,900 --> 00:17:43,713
. توي پيست اسکيت روي يخ بود

202
00:17:44,933 --> 00:17:49,731
گفت اگه به دوستي با تو ادامه بدم ؛
. دوباره منو به " بل ريو " برميگردونه

203
00:17:49,978 --> 00:17:51,808
واسه چي بايد همچين کاري بکنه ؟

204
00:17:52,830 --> 00:17:55,352
. شايد بخاطر اينکه حسوديش گرفته

205
00:17:55,616 --> 00:18:00,194
فکر کنم ، توي فکرش ؛ فکر کرده اگه من
. از اونجا بيرون بيام ، ميتونه باهام باشه

206
00:18:00,419 --> 00:18:03,241
خوب ، برو سراغ هيات دکترهاي " بل ريو " و
. موضوع " مک برايد " رو بهشون بگو

207
00:18:03,280 --> 00:18:06,179
خوب ، نميتونم اين خطرو به جون بخرم که
. دوره آزمايشيمو باطل کنن

208
00:18:06,218 --> 00:18:08,460
فکر ميکني اگه فرار کني
چيکار ميکنن ؟

209
00:18:11,113 --> 00:18:14,199
. تا وقتي که آزاد باشم ، برام مهم نيست

210
00:18:17,293 --> 00:18:19,745
. " باهام بيا " کلارک

211
00:18:22,123 --> 00:18:24,216
. . ميخوام

212
00:18:24,282 --> 00:18:28,057
. ولي فرار کردن ، کار درستي نيست
. باور کن ، ميدونم

213
00:18:32,370 --> 00:18:35,057
. کاشکي من هم به اندازه ي تو قوي بودم

214
00:18:37,447 --> 00:18:38,881
. . ولي

215
00:18:39,359 --> 00:18:41,172
. قوي نيستم . . .

216
00:18:47,977 --> 00:18:52,939
يه هديه اي تو " بل ريو " برات درست کردم
. تا وقتي ميام بيرون بهت بدم

217
00:18:53,301 --> 00:18:54,537
. . آليشا " ؛ "

218
00:18:56,037 --> 00:18:59,763
فکر کنم الان ديگه ؛ . .
. يه هديه ي خداحافظيه

219
00:19:07,209 --> 00:19:11,132
ميشه يه بار بندازيش گردنت تا
فقط يه بارم که شده دور گردنت ببينمش ؟

220
00:19:33,809 --> 00:19:34,798
. هِي

221
00:19:34,848 --> 00:19:35,906
. هِي

222
00:19:35,956 --> 00:19:37,983
ديروز تو کلاس زبان انگليسي نديدمت
چي شده ؟

223
00:19:38,016 --> 00:19:43,159
تصميم گرفتي که تحمل اشعار عاشقانه ي
جِي .آلفرد پروفاک " رو نداري ؟ "

224
00:19:43,538 --> 00:19:45,259
. . نه ؛

225
00:19:45,309 --> 00:19:47,633
. رفتم " جيسون " رو ببينم . . .

226
00:19:48,243 --> 00:19:50,748
. مثل اينکه ملاقات خوشايندي نبوده

227
00:19:51,111 --> 00:19:56,386
ببخشيد ؛ ولي تو ؛ از اونايي  نيستي که توي
مخفي کردن احساساتت مهارت داشته باشي . موضوع چيه ؟

228
00:19:58,652 --> 00:20:03,976
فکر کنم بالاخره فهميدم که
. واسه چي اون ؛ اينقدر مرموزه

229
00:20:05,875 --> 00:20:11,644
به نظرش من واسه " اون جور " رابطه
.  آمادگي ندارم

230
00:20:12,058 --> 00:20:15,630
چي ؟
چه جور رابطه اي ؟

231
00:20:19,878 --> 00:20:22,207
. آهان ؛ از اون جوراش

232
00:20:22,289 --> 00:20:24,988
. اوه ، باشه

233
00:20:25,132 --> 00:20:29,562
واو ، اون جواب سئوالي که تمام نميسال داشتم ميمُردم
. که ازت بپرسمش رو ميده

234
00:20:29,645 --> 00:20:33,646
. . يعني همه فکر ميکنن که ما دوتا -
. " لانا " -

235
00:20:33,708 --> 00:20:38,406
تو ؛ سه ماهِ تموم ؛ توي " پاريس " ؛
. با اون پسره تنها بودي

236
00:20:39,642 --> 00:20:42,424
. . صحيح ؛ اووم

237
00:20:45,587 --> 00:20:47,318
. . خوب ، باهمديگه سِکس نکرديم ولي

238
00:20:49,791 --> 00:20:53,005
. ديگه دارم کم کم فکر ميکنم که واسش آماده ام

239
00:20:57,151 --> 00:21:02,409
اول ، اينو بدون که نبايد اينکارو بخاطر اينکه
. ميترسي اونو از دست بدي انجام بدي

240
00:21:03,439 --> 00:21:05,314
. موضوع اين نيست

241
00:21:06,983 --> 00:21:09,600
. . موضوع اينه که " جيسون " تو کالجِه و

242
00:21:09,662 --> 00:21:13,379
. . فکر کنم به رابطه هايي عادت داره که

243
00:21:13,853 --> 00:21:16,573
. يه مقدار جنبه ي بزرگساليشون بيشتره . .

244
00:21:18,200 --> 00:21:25,355
وقتي پاي خطر کردن درمورد سکس پيش مياد ؛ بدون که دو سوم
. بچه هاي زير 18 سال از زودتر از موعد انجام دادنش پشيمون ميشن

245
00:21:26,714 --> 00:21:33,267
و ؛ از طرف اون دو سوم بهت بگم که
. فقط مطمئن باش که واقعا آمادگيشو داري

246
00:21:33,596 --> 00:21:35,677
. يه دقيقه وايسا ببينم

247
00:21:36,151 --> 00:21:38,525
. . يعني داري ميگي که تو -
. آره -

248
00:21:39,019 --> 00:21:42,563
. وقتي توي روزنامه ي " ديلي پلانت " کارآموزي ميکردم

249
00:21:43,593 --> 00:21:48,765
. اسمش " جيمي " بود
. وقتي پاپيون ميزد خيلي بانمک و خواستني ميشد

250
00:21:49,033 --> 00:21:54,678
ميدوني ، منظورم اينه که ؛ اون ماجرا . . . ؛
. يه شيدايي تابستانه بود که فکر ميکردم يه رابطه ي واقعيه

251
00:21:54,760 --> 00:21:57,872
آرزو داري که کاشکي اونکارو نميکردي ؟

252
00:21:59,273 --> 00:22:01,024
. بعضي وقتا

253
00:22:02,116 --> 00:22:05,369
البته هيچ جوري نميشه بگي وحشتناک بود ؛
. . ولي ، " خاص " نبود

254
00:22:05,430 --> 00:22:09,098
و ؛ گرچه گفتن اين جمله کليشه ايه ولي
. اون حالت " خاص " فقط يه بار اتفاق ميفته

255
00:22:09,160 --> 00:22:15,279
پس ، فقط حواست باشه که " جيسون " مرديه که
. ميخواي تا ابد تو خاطرت بمونه

256
00:22:41,318 --> 00:22:42,678
. . باشه

257
00:22:42,719 --> 00:22:45,027
ميشه آروم جلو بريم ؟ . .

258
00:22:47,602 --> 00:22:50,157
. ميخوام تا ابد ادامه پيدا کنه

259
00:22:50,219 --> 00:22:53,845
مطمئن نيستم اين هم جزو قدرتهام باشه ؛
. ولي نهايت سعيمو ميکنم

260
00:22:58,477 --> 00:23:00,125
. باشه ، فقط يه دقيقه

261
00:23:00,888 --> 00:23:02,103
چيه ؟

262
00:23:06,513 --> 00:23:07,704
. . اوم

263
00:23:07,786 --> 00:23:09,166
موضوع چيه ؟

264
00:23:13,576 --> 00:23:15,739
. من ؛ باکره ام

265
00:23:17,511 --> 00:23:21,203
. عاليه . منم همينطور

266
00:23:21,863 --> 00:23:23,305
واقعا ؟

267
00:23:24,191 --> 00:23:25,304
چي ؟

268
00:23:25,365 --> 00:23:29,589
آخه . . خوب ؛ ما هيچ جور
. تعهد و الزامي به همديگه نداريم

269
00:23:29,678 --> 00:23:30,688
. . اوه

270
00:23:30,750 --> 00:23:35,221
عزيزم ؛ هيچ کي به اندازه ي من
. متعهد به اين نيست که اين اتفاق بيفته

271
00:23:35,983 --> 00:23:40,413
تو خوشگل ترين ؛ شگفت انگيزترين و
. سکسي ترين دختري هستي که تابحال ديدم

272
00:23:40,454 --> 00:23:42,807
و هيچ دليلي نداره که
. بذارم از دستم بري

273
00:23:44,373 --> 00:23:46,928
معنيش اينه که ؛ مثلا ؛
ميخواي دوستِ دخترت باشم ؟

274
00:23:46,990 --> 00:23:48,329
. نه

275
00:23:49,236 --> 00:23:51,708
. ميخوام " همسرم " باشي

276
00:23:53,886 --> 00:23:55,679
جدي ميگي ؟

277
00:23:57,306 --> 00:24:00,006
. ما براي همديگه آفريده شديم

278
00:24:00,067 --> 00:24:04,456
امشب ميتونيم خودمون به " وگاس " برسونيم و
. فردا صبح به عنوان " شوهر و همسر " از خواب بلند شيم

279
00:24:04,497 --> 00:24:06,661
! خداي من

280
00:24:43,794 --> 00:24:48,987
اينجا دور هم جمع شديم تا رابطه ي مقدس ازدواج رو
. بين اين زوج خوشحال برقرار کنيم

281
00:24:49,028 --> 00:24:52,978
ازدواج ؛ همونطور که ميدونين ؛
. وصلتي است که نبايد سخيف شمرده شود

282
00:24:53,040 --> 00:24:55,101
. آره ، آره ، برو سراغ جاهاي خوبش

283
00:24:55,142 --> 00:24:56,666
. . اوه ، خيلي خوب ؛ اوم

284
00:24:57,841 --> 00:25:03,569
آيا شما ؛ " کلارک کِنت " ؛ اين زن رو
به عنوان همسر قانوني خويش ميپذيريد ؟

285
00:25:03,808 --> 00:25:05,498
. صد البته که آره

286
00:25:05,580 --> 00:25:11,864
و ؛ آيا شما ؛ " آليشا بيکر " ؛ اين مرد رو
به عنوان شوهر قانون خود ؛ ميپذيريد ؟

287
00:25:11,967 --> 00:25:13,430
. بله ؛ قبول ميکنم

288
00:25:14,069 --> 00:25:17,788
. . خوب ، ميتوني عروسو ببو
. ميبينم که قبل از اينکه من بگم وارد عمليات شدين

289
00:25:17,871 --> 00:25:21,909
به توسط اختياري که از طرف
. . ايالت " نوادا " بهم داده شده

290
00:25:21,950 --> 00:25:25,350
. حالا ، شما رو " شوهر" و " همسر " اعلام ميکنم

291
00:25:43,282 --> 00:25:45,794
. کله ام داره شنا ميکنه
. " گيج ميره "

292
00:25:48,040 --> 00:25:50,224
! فعلا غرق نشو

293
00:25:51,935 --> 00:25:55,025
! خداي من ؛ باورم نميشه

294
00:25:55,421 --> 00:25:58,573
. من ؛ خانم " کلارک کِنت " هستم

295
00:26:00,778 --> 00:26:02,694
. بيا رسميش کنيم

296
00:26:22,546 --> 00:26:24,092
. " جيسون "

297
00:26:24,627 --> 00:26:26,399
. زود اومدي

298
00:26:26,461 --> 00:26:31,303
. پيامتو گرفتم . به نظرميومد کارفوري داشته باشي
. پس ، هرچه سريعتر خودمو رسوندم

299
00:26:31,344 --> 00:26:34,621
. دقيقا اينطوري واسش برنامه ريزي نکرده بودم

300
00:26:47,987 --> 00:26:53,392
ميخوام تو چشام نيگا کني و
. بهم بگي که عاشقم نيستي

301
00:27:00,191 --> 00:27:04,133
پس ؛ هيچ دليل خوبي براي باهام نبودنمون
. وجود نداره

302
00:27:15,795 --> 00:27:18,893
. خيلي خوب ، ميخوام جلوتو بگيرم

303
00:27:20,912 --> 00:27:24,085
. . نه اينکه نخوام اين اتفاق بينمون بيفته

304
00:27:25,239 --> 00:27:27,423
. ولي ، امکانش نيست . .

305
00:27:28,247 --> 00:27:30,285
. يعني ميخوام بگم ؛ نه اينطوري

306
00:27:30,408 --> 00:27:33,355
. متوجه نميشم

307
00:27:33,417 --> 00:27:37,105
. . فکر ميکردم باهام بهم زدي

308
00:27:37,167 --> 00:27:38,382
. . چونکه . .

309
00:27:38,444 --> 00:27:40,422
. . باشه ؛ خيلي خوب ، اوم

310
00:27:43,519 --> 00:27:46,836
. من کاملا باهات روراست نبودم

311
00:27:51,843 --> 00:27:53,698
پاي يه دخترديگه درميونه ؟

312
00:27:55,696 --> 00:27:56,891
. نه

313
00:27:57,770 --> 00:27:59,542
. نه

314
00:28:01,808 --> 00:28:03,766
پس موضوع چيه " جيسون " ؟

315
00:28:03,827 --> 00:28:06,424
چرا به اين راحتي
رابطمونو بهم زدي ؟

316
00:28:06,465 --> 00:28:09,168
چونکه فکر نکنم
. تصادفي باهمديگه آشنا شده باشيم

317
00:28:10,693 --> 00:28:13,639
. فکر کنم مادرم ترتيب ملاقاتمونو داده

318
00:28:14,175 --> 00:28:16,256
چطور همچين چيزي ممکنه ؟

319
00:28:16,297 --> 00:28:21,630
از همون اولشم ، مادرم بود که قانعم کرد به " پاريس " برم ؛
. بهم گفت اونجا با يه دختر خاصي آشنا ميشم

320
00:28:21,712 --> 00:28:23,113
. و ، همين اتفاق هم افتاد

321
00:28:23,196 --> 00:28:27,461
و بعدش ، همه اي اتفاقها شروع شدن ؛
. . اون خالکوبي و ماجراي آرامگاهِ " ايزابل " ؛

322
00:28:27,502 --> 00:28:29,130
. و ؛ اون کتاب طلسم . . .

323
00:28:29,253 --> 00:28:31,108
. هيچ کدوم اينا منطقي نيستن

324
00:28:31,946 --> 00:28:35,571
تا وقتي که مادرمو توي کابوست ديدي
. درمورد اونوقتي که داشتن " ايزابل " رو ميسوزوندن

325
00:28:35,612 --> 00:28:37,446
. نه ، اون فقط يه خواب بد بود ؛ همين

326
00:28:37,502 --> 00:28:40,452
يا شايدم نيمه ي هوشيارت داشته
. جاهاي خالي رو پُر ميکرده

327
00:28:41,903 --> 00:28:43,373
. . بهرحال

328
00:28:43,422 --> 00:28:47,115
نميخواستم مادرم ازم سوء استفاده کنه تا
. . به تو نزديک بشه ، پس

329
00:28:47,642 --> 00:28:48,895
. . جيسون " ؛ "

330
00:28:49,027 --> 00:28:53,998
هراتفاقي که درجريانه ؛ باعث نميشه که
. حسي که بهت دارم تغيير کنه

331
00:28:56,883 --> 00:28:58,070
. آره

332
00:28:58,070 --> 00:29:08,070
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

333
00:30:23,722 --> 00:30:26,524
. خيلي ميخوامِت

334
00:30:27,035 --> 00:30:29,063
. ميدونم چه حسي داري

335
00:30:32,503 --> 00:30:33,755
. وايسا

336
00:30:33,821 --> 00:30:36,113
نيازي نداره صبر کنيم ؛
ما ازدواج کرديم

337
00:30:36,178 --> 00:30:37,464
نه

338
00:30:38,387 --> 00:30:40,563
فقط دلم ميخواد همه چي درست باشه

339
00:30:42,637 --> 00:30:44,879
من همه وجود تورو ميخوام

340
00:30:51,945 --> 00:30:53,198
با من چيکار کردي ؟

341
00:30:53,247 --> 00:30:54,673
خيلي خوب ، عصباني نشو

342
00:30:55,588 --> 00:30:57,503
از کجا درباره کريپتونايت قرمز فهميدي ؟

343
00:30:57,536 --> 00:30:59,762
چونکه من همه چيو درباره تو ميدونم ؛
" کلارک "

344
00:30:59,795 --> 00:31:02,498
ما براي همديگه ساخته شديم ، يادته ؟
درست همونطور که خودت گفتي

345
00:31:02,547 --> 00:31:03,569
تو منو با اون کريپتونايت مسموم کردي

346
00:31:03,619 --> 00:31:05,069
. . نه ، اين

347
00:31:05,119 --> 00:31:07,628
. . فقط نميدونستم ديگه بايد چيکار کنم ، چونکه

348
00:31:07,677 --> 00:31:10,826
چونکه نميتونستم بمونم . .
و نميتونستم هم بدون تو جايي برم

349
00:31:10,859 --> 00:31:12,210
. . پس ، من فقط

350
00:31:12,260 --> 00:31:15,843
فقط فکرکردم که اگه بشه ، تو براي يکبارم که شده . .
به حرف دلت بجاي عقلت گوش کني

351
00:31:15,876 --> 00:31:19,325
ببين ، تو حتي نميتوني بفهمي کاري که کردي
اشتباه بوده ، تو چِته ؟

352
00:31:19,374 --> 00:31:20,182
. . من فقط

353
00:31:20,231 --> 00:31:24,468
کلارک ، ميتونستي هر دختري رو که ميخواستي انتخاب کني ؛
اما تو منو انتخاب کردي ، بنظرت براي چي اينکارو کردي ؟

354
00:31:24,534 --> 00:31:27,237
تو کريپتونايت قرمز به من داده بودي ؛
اين باعث ميشه کارايي رو بکنم که نميخوام انجامشون بدم

355
00:31:27,286 --> 00:31:30,473
نه ! من فکرنميکنم که اون اصلا تورو
! مجبور به انجام هيچ کاري بکنه ، کلارک

356
00:31:30,522 --> 00:31:35,171
. . شايد اين جلوگيري از بروز احساساتت رو تعديل بکنه ، اما
کلارک کنت " بود که خودشو وارد اي وضعيت کرد ، باشه ؟ "

357
00:31:35,204 --> 00:31:38,484
کلارک کنت " ازم خواست باهاش ازدواج کنم "

358
00:31:38,718 --> 00:31:42,426
کلارک کنت " منو آورد اين هتل تا "
باهام سکس داشته باشه

359
00:31:43,926 --> 00:31:46,745
خوب ، شايد " کلارک کنت " مرتکب اشتباه شده

360
00:31:52,353 --> 00:31:54,182
نه ، من اشتباه کردم

361
00:31:55,941 --> 00:31:57,177
! نه

362
00:32:04,527 --> 00:32:06,848
مادرش هم چيزي دربارش نشنيده

363
00:32:07,045 --> 00:32:09,650
باشه ، اگه چيزِ جديدي فهميدي بهم زنگ بزن ؛
باشه ، کلويي ؟

364
00:32:09,732 --> 00:32:10,787
متشکرم

365
00:32:10,967 --> 00:32:13,423
به " آليشا " هشدار داده بودم که
خودشو از تو دور نگهداره

366
00:32:13,473 --> 00:32:15,105
" دکتر مک برايد "

367
00:32:15,335 --> 00:32:16,555
اون کجاست ؟

368
00:32:16,605 --> 00:32:19,526
از موبايلش بهم زنگ زد . . ، حمله عصبي داشت

369
00:32:19,592 --> 00:32:21,553
از اين گريه ميکرد که شايد هنوز
. . بهتر نشده بوده

370
00:32:21,603 --> 00:32:24,306
اينکه شايد بايد دوباره به . .
بل ريو " برگرده "

371
00:32:24,356 --> 00:32:27,485
درست همونجور که تهديدش کرده بودي اگه
دست از ديدن من برنداره ، دوباره ميفرستيش اونجا

372
00:32:27,732 --> 00:32:30,205
آليشا " بزرگترين موفقيت من هست "

373
00:32:30,254 --> 00:32:33,304
وقتي اومد پيشم ؛
ذهنش درهم شکسته و داغون بود

374
00:32:33,370 --> 00:32:35,200
من دوباره از نو ساختمش

375
00:32:35,381 --> 00:32:36,785
حالا ، ببين باهاش چيکار کردي

376
00:32:36,835 --> 00:32:37,906
من چيکار کردم ؟

377
00:32:37,939 --> 00:32:39,835
بخاطره تو بود که ميخواست فرار کنه

378
00:32:39,884 --> 00:32:43,560
نه ، تو افتادي دنبالش ، تو دزديديش ؛
مجبورش کردي باهات ازدواج کنه

379
00:32:43,593 --> 00:32:44,931
اين چيزي نبود که اتفاق افتاد

380
00:32:44,964 --> 00:32:45,904
خوب ؛

381
00:32:46,201 --> 00:32:48,690
اين چيزي هست که پليس ها وقتي ، من تورو
بردم پيششون باور ميکنن

382
00:32:48,739 --> 00:32:50,025
داري چيکار ميکني ؟

383
00:32:50,355 --> 00:32:51,640
آليشا " رو کمک ميکنم "

384
00:32:52,217 --> 00:32:55,820
بايد وسواسش رو درک ميکردم ؛
پس شروع کردم به مطالعه رويِ تو

385
00:32:56,166 --> 00:32:57,369
خيلي هم سخت نبود

386
00:32:57,419 --> 00:33:02,084
پرونده هاي کلانتر پُر شده از يکسري
وجودِ بي توضيحِ تو در صحنه جنايت هاي خشن

387
00:33:02,136 --> 00:33:04,823
اين از نشونه هاي کلاسيک يک
نوجوان آشفته ست

388
00:33:05,054 --> 00:33:08,565
اما نگران نباش ؛
اونا بچه هايي مثل تورو به زندان نميفرستن

389
00:33:08,614 --> 00:33:11,664
"اونارو ميفرستن پيشِ من . . تويِ " بل ريو

390
00:33:16,384 --> 00:33:17,966
کلارک " هيچکاري نکرده "

391
00:33:18,016 --> 00:33:20,323
اينجا چيکار ميکني ؟ -
آليشا " از اينجا برو بيرون " -

392
00:33:20,505 --> 00:33:21,922
بهش نميخواد بگي چيکار بکنه

393
00:33:21,992 --> 00:33:25,074
کلارک ، ميدونم که اشتباه بزرگي
مرتکب شدم

394
00:33:25,140 --> 00:33:28,011
تو تنها کسي هستي که تاحالا واقعا
منو درست شناخته

395
00:33:28,061 --> 00:33:28,931
. . آليشا

396
00:33:28,968 --> 00:33:31,902
و ، وقتي پيشت هستم ، حس ميکنم عاديم

397
00:33:31,968 --> 00:33:34,621
هميشه به اين خاطر دوست خواهم داشت

398
00:33:34,671 --> 00:33:36,850
نه ، من نميذارم اون به اذيت کردن تو
ادامه بده

399
00:33:36,883 --> 00:33:38,532
! اصلا نميدوني داري درباره چي حرف ميزني

400
00:33:38,581 --> 00:33:40,312
! اين موضوع همين الان تموم ميشه

401
00:34:00,340 --> 00:34:01,510
" آليشا "

402
00:34:06,653 --> 00:34:09,508
واقعا بايد بريم بيمارستان ؛
اينطور فکرنميکني ؟

403
00:34:09,574 --> 00:34:12,706
آليشا ، براي چي اينکارو کردي ؟
تو که ميدونستي ميتونم گلوله رو بگيرم

404
00:34:12,772 --> 00:34:15,969
چون بهت قول داده بودم که هميشه
رازت رو پيشِ خودم نگه ميدارم

405
00:34:37,050 --> 00:34:37,977
سلام

406
00:34:39,411 --> 00:34:40,466
سلام

407
00:34:40,680 --> 00:34:42,246
حالت چطوره ؟

408
00:34:43,383 --> 00:34:47,141
درست مثل اينکه همين الان
از جلويِ يه گلوله خودمو تله پورت کردم

409
00:34:48,874 --> 00:34:52,831
دکتر گفت که ميتوني امروز مرخص بشي ؛
پس شايد بخواي جُک هاتو بذاري براي اونوقت

410
00:34:53,704 --> 00:34:56,407
چه اتفاقي براي دکتر " مک برايد " افتاد ؟

411
00:34:56,440 --> 00:35:01,590
براي اينکه ميخواسته يکي ازمريض هاشو بُکُشه ؛
تويِ " بل ريو " تحت نظر دارنش

412
00:35:03,073 --> 00:35:06,732
واقعا خيلي خيلي از کاري که باهات کردم
متاسفم ، کلارک

413
00:35:08,743 --> 00:35:10,013
. . فکرکنم

414
00:35:10,881 --> 00:35:14,639
فقط نميخواستم بهترين اتفاقي که . .
تو زندگيم برام افتاده بودو از دست بدم

415
00:35:17,458 --> 00:35:21,580
خيلي مطمئن نيستم که مسموم کردنم با کريپتونايت
بهترين راه براي نگهداشتن رابطه امون باشه

416
00:35:33,472 --> 00:35:36,241
من چه با اون سنگ ، و چه
بدونِ اون سنگ ، تورو ميخواستم

417
00:35:38,169 --> 00:35:40,477
متوجه زمان گذشته بودنش شدم

418
00:35:47,239 --> 00:35:49,431
کمي استراحت کن ، باشه ؟

419
00:36:03,457 --> 00:36:04,694
کلارک ؟

420
00:36:08,007 --> 00:36:10,067
من واقعا متاسفم

421
00:36:11,040 --> 00:36:12,873
تو که اينو ميدوني ، درسته ؟

422
00:36:15,131 --> 00:36:16,466
آره ، ميدونم

423
00:36:46,742 --> 00:36:50,417
اوه ، يک آتش گرم در شبي سرد

424
00:36:50,450 --> 00:36:52,428
هيچ چيز نيست که مثل اين باشه ، هست ؟

425
00:36:53,104 --> 00:36:55,248
ممنون از اينکه اومدي ، پدر

426
00:36:55,495 --> 00:36:58,446
ميدونم که سرِت چقدر براي
نجات دادن دنيا شلوغه

427
00:36:59,319 --> 00:37:03,888
من ، آه ، اميدوار بودم که تماست براي
. . برقرار کردن صلح امون باشه ، که بتونيم

428
00:37:03,938 --> 00:37:07,696
باهم آشتي کنيم ؛ . .
اما ، ظاهراً ، اشتباه ميکردم

429
00:37:08,355 --> 00:37:10,010
داري کجا ميري ، پدر ؟

430
00:37:10,455 --> 00:37:13,455
برميگردي به مُتل بين جاده ؟

431
00:37:14,329 --> 00:37:15,631
. . يا اينکه ، اينجارو

432
00:37:15,747 --> 00:37:17,362
تقريبا ديگه زمان شام خوردنه . .

433
00:37:17,412 --> 00:37:20,811
شايد هنوزم بتوني سرِوقت به
کاسه سوپ عصرانه ات برسي

434
00:37:20,860 --> 00:37:24,750
همينطورم بطور شگفت آوري
استيک خوشمزه سالبِري رو هم سِرو ميکنن

435
00:37:30,218 --> 00:37:34,553
ميدوني ، واقعا بايد بهت اعتراف کنم ، پدر
. . وقتي خودتو واردِ نقشي ميکني

436
00:37:34,603 --> 00:37:35,955
واقعا بهش پايبند ميموني . .

437
00:37:36,008 --> 00:37:38,431
اين نقش بازي کردن نيست ، لکس

438
00:37:38,480 --> 00:37:40,837
بايد تاحالا ديگه اينو فهميده باشي ؛
. . درست

439
00:37:40,887 --> 00:37:42,651
از وقتي آزاد شدم ، منو تحت نظرت داشتي . .

440
00:37:42,684 --> 00:37:44,728
که ميدونستي من اين کارو ميکنم

441
00:37:46,825 --> 00:37:51,556
من هيچ بازي استادانه اي نميکنم ، لکس
اين ديگه زندگيم هست

442
00:37:51,952 --> 00:37:56,336
تو تک تک پني هايي که من داشتمو ازم گرفتي ؛
و حالا من دارم بهترين کاري که ميتونم رو انجام ميدم

443
00:37:57,761 --> 00:37:59,838
. . و راست ميگي ، اين ، آه

444
00:38:00,728 --> 00:38:04,173
ديگه داره زمان اون يه کاسه سوپم ميرسه . .

445
00:38:06,876 --> 00:38:08,013
. . پدر

446
00:38:09,980 --> 00:38:12,831
ميتوني تو اتاق مهمون بموني

447
00:38:14,117 --> 00:38:15,090
متشکرم

448
00:38:17,593 --> 00:38:20,663
خيلي برات راحت تر ميشه که خوب
حواست بهم باشه

449
00:38:21,784 --> 00:38:23,680
شبت بخير ، پدر

450
00:38:41,838 --> 00:38:43,932
پدر هنوز ناراحته ؟

451
00:38:45,168 --> 00:38:47,196
تو چي فکرميکني ؟

452
00:38:49,042 --> 00:38:50,591
شما چطور ؟

453
00:38:54,422 --> 00:38:56,383
من ناراحتم

454
00:38:57,817 --> 00:39:00,603
حتي بيشتر از اون ، من نا اميد و مايوس شدم

455
00:39:03,098 --> 00:39:05,438
من تحت تاثير کريپتونايت قرمز بودم ؛
مامان

456
00:39:06,114 --> 00:39:10,482
خداي من ، تو با يه دختر که حتي به سختي
ميشناختيش فرار کردي و باهاش ازدواج کردي

457
00:39:10,515 --> 00:39:13,930
قانوني نبود -
موضوع اصلا اين نيست -

458
00:39:13,996 --> 00:39:18,348
ازدواج چيزي مقدس هست ، کلارک
درباره دوتا آدم هست که بهم اعتماد دارن ؛

459
00:39:18,381 --> 00:39:24,139
و ميخوان که باهم يه زندگي اي رو شروع کنن ، هيچ
اهميتي نداره که قراره چقدر سخت باشه ، فکرکردم ما اينو بهت يادداده بوديم

460
00:39:27,864 --> 00:39:30,007
تو يه مَرده جوون شگفت انگيزي هستي ؛
" کلارک "

461
00:39:30,043 --> 00:39:33,274
تو هرروزِ زندگيت
تصميم هاي مرگ و زندگي رو ميگيري

462
00:39:34,560 --> 00:39:38,830
اما بعدش به اينا پشتتو ميکني و . . و اينکارو ميکني
براي چي اينکارو کردي ؟

463
00:39:38,863 --> 00:39:41,369
مامان ؛
. . يه بخشي از من هست که

464
00:39:41,731 --> 00:39:43,660
هيچوقت احساس آزادي و رهايي نکرده  . .

465
00:39:43,709 --> 00:39:45,753
مگر وقتي که با " آليشا " هستم

466
00:39:48,852 --> 00:39:53,254
اون باعث ميشه همزمان هم حس
عادي و خاص بودن داشته باشم

467
00:39:53,996 --> 00:39:58,875
ميدونم که چقدر دلت ميخواد با يکي باشي ؛
منم همينو برات ميخوام

468
00:40:01,323 --> 00:40:03,070
. . فکرکنم

469
00:40:03,185 --> 00:40:07,306
فقط ازت توقع داشتم که . .
قضاوت بهتري انجام بدي

470
00:40:24,746 --> 00:40:27,136
فکرکنم بدونم چرا تنها هستي

471
00:40:27,664 --> 00:40:28,834
سلام

472
00:40:29,230 --> 00:40:30,700
" آليشا "

473
00:40:40,420 --> 00:40:43,107
ميبينم که دوباره دستبند سُربي دستت کردي

474
00:40:43,436 --> 00:40:46,140
آره ؛
منو رو زمين نگه ميداره

475
00:40:48,068 --> 00:40:51,077
درهرحال ، فقط ميخواستم
ازت تشکر کنم

476
00:40:51,769 --> 00:40:53,318
براي چي ؟

477
00:40:56,088 --> 00:40:59,780
براي اينکه بهت کمک کردي
آدم بهتري باشم

478
00:41:04,481 --> 00:41:06,624
من بهت ايمان دارم

479
00:41:11,569 --> 00:41:16,963
ببين ، ميدونم بعد از کاري که من کردم ؛
ديگه امکان نداره باهم باشيم

480
00:41:19,880 --> 00:41:22,877
اما ، اين حسي که دارمو تغيير نميده

481
00:41:24,080 --> 00:41:26,635
و فقط ميخواستم که اينو بدوني ؛

482
00:41:27,080 --> 00:41:31,135
اينکه تا زماني که زنده هستم ؛
هرگز رازت رو فاش نميکنم

483
00:41:39,821 --> 00:41:42,870
دوستت دارم . . همين

484
00:41:49,152 --> 00:41:51,624
آليشا ، وايسا

485
00:41:52,288 --> 00:41:53,656
وايسا

486
00:42:16,900 --> 00:42:31,900
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

