﻿1
00:00:01,840 --> 00:00:03,980
. . آنچه در " اسمال ويل " گذشت

2
00:00:04,000 --> 00:00:05,170
کي هستي ؟ -
. " لوييس لِين " -

3
00:00:05,190 --> 00:00:09,840
فکر کنم در کنار همديگه از شراکتي طولاني مدت
. " و سودمند لذت خواهيم برد ؛ خانم " سوليوان

4
00:00:09,860 --> 00:00:12,460
در مورد ناپديد شدن پدربزرگت ؛
. به کمکت احتياج دارم

5
00:00:12,480 --> 00:00:13,430
. هيچ دليل محکمه پسندي بر ناپديد شدنش وجود نداره

6
00:00:13,440 --> 00:00:16,290
تنها دليل محکمه پسندي که هست
. اعتراف شخص " ليونل لوتِر " ؛ روي پستِ صوتيه

7
00:00:16,310 --> 00:00:17,920
. دارم اينجا رو ترک ميکنم -
پاريس " ؟ " -

8
00:00:18,070 --> 00:00:20,210
ليونل لوتِر "؛ شما "
. به جرم قتل بازداشت هستيد

9
00:00:20,230 --> 00:00:21,980
. کلارک کنت " ؛ مُرده "

10
00:00:28,180 --> 00:00:31,310
باور نميکنم که انفجاري که در خانه ي امن پليس
. اتفاق افتاد ؛ يه حادثه ي ساده بوده

11
00:00:31,330 --> 00:00:35,890
اون دختر ؛ در نتيجه اعمال و رفتار خودش مُرد ؛
. مرگِ اون ، هيچ ربطي به من نداره

12
00:00:35,900 --> 00:00:37,990
. قول ميدم قاتلِتو پيدا کنم

13
00:00:38,010 --> 00:00:39,380
. فقط تو نيستي که دلت واسش تنگ شده

14
00:00:39,410 --> 00:00:41,350
. فقط منم  که دارم يه کاري واسش ميکنم

15
00:00:41,920 --> 00:00:43,980
لوييس "؟ "
. کلويي "؛ هنوز زنده اس "

16
00:00:47,450 --> 00:00:49,790
ميدونم باورکردنش برات سخته ؛
. . ولي بهم اطمينان کن

17
00:00:49,910 --> 00:00:51,660
. جسدِ " کلويي " توي اون قبر خاک نشده

18
00:00:51,950 --> 00:00:53,620
از کجا ميدوني ؟

19
00:00:53,720 --> 00:00:58,200
ببين ، من ؛ بيشتر از هرکسي ميخوام دوباره ببينمش ولي
فکر نميکني اين حدست ؛ برپايه ي غم و اندوهِ زياده ؟

20
00:00:58,210 --> 00:01:00,350
اگه من پيشش بوم ؛
. هيچکدوم اينا اتفاق نميفتاد

21
00:01:00,580 --> 00:01:05,730
. خيلي خوب ، کوماندو ، متوجه حرفات نميشم
. . نصفِ وقتا همش بانهايت تواضع بله مامان ، بله بابا ميگي

22
00:01:05,770 --> 00:01:09,500
و نصفِ ديگه ات يه جوريه که اينگار تو
. با اعتماد به نفس ترين کسي هستي که ديدم

23
00:01:09,520 --> 00:01:13,450
زياد با اين وضع روبرو نميشي ، درسته . . اين که نتوني
بلافاصله شخصيتِ يکي رو موشکافي کني ؟

24
00:01:14,510 --> 00:01:17,830
. حالا اينقدر خودتو تحويل نگير
. اينقدرها هم که فکر ميکني شخصيت پيچيده اي نداري

25
00:01:18,720 --> 00:01:20,490
اينجا ؛ خونه ي امنيه که
کلويي " رو توش نگه ميداشتن ؟ "

26
00:01:20,710 --> 00:01:22,250
منظورت ؛ بقاياشه ؟

27
00:01:26,750 --> 00:01:28,310
. . خداي من ؛ " کلويي " ؛

28
00:01:29,650 --> 00:01:31,220
چه بلايي سرت آوردن ؟

29
00:01:36,410 --> 00:01:39,140
دقيقا انتظار داري که
چي اين جا پيدا کني ؟

30
00:01:39,280 --> 00:01:41,640
نميدونم ؛
. . ولي پليس فدرال پرونده رو مختومه کرده

31
00:01:41,740 --> 00:01:43,570
. حتي گزارش هاي کالبدشناسي هم وجود ندارن

32
00:01:44,290 --> 00:01:46,610
يه کم عجيب و غريب نميزنه ؟

33
00:01:48,050 --> 00:01:50,760
. . يادم بمونه اگه يه وقت شاهد پرونده اي بودم

34
00:01:50,900 --> 00:01:54,140
. زندگيمو به دست پليس فدرال نسپرم . .

35
00:01:55,100 --> 00:01:57,230
. شايد قبل از انفجار بيرون اومده

36
00:01:58,500 --> 00:02:00,970
. " گفتن موقع انفجار ، وارد خونه شده بوده " کلارک

37
00:02:01,000 --> 00:02:03,900
نميدونم که چطور ممکنه کسي از
. همچين انفجاري جون سالم بدر ببره

38
00:02:05,350 --> 00:02:09,740
تو ميتوني خودتو گول بزني که اون زنده اس ولي
. من ميخوام مسببِ مرگشو پيدا کنم

39
00:02:13,200 --> 00:02:16,950
. " بيا از اينجا بريم بيرون " کلارک
. اينجا منو به وحشت ميندازه

40
00:02:34,440 --> 00:02:35,650
! بدو

41
00:03:55,490 --> 00:03:56,360
! " لوييس "

42
00:03:59,160 --> 00:04:01,190
. همونطوري اونجا وانيسا
. زودباش

43
00:04:12,230 --> 00:04:15,430
. گمشون کرديم -
! پيداشون کنيد -

44
00:04:15,500 --> 00:04:17,360
. بله ؛ قربان

45
00:04:26,470 --> 00:04:32,080
" اسمال ويل  " ؛ " فصل چهارم " ؛ " قسمت دوم "
. " مُرده "

46
00:04:32,140 --> 00:05:26,496
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

47
00:05:26,520 --> 00:05:30,890
هيچي مثل يه تعقيب و گريز باحال
باعث نميشه خون تو رگهاي آدم بياد ، ها ؟

48
00:05:34,540 --> 00:05:35,780
. . اووم

49
00:05:36,700 --> 00:05:38,470
. معمولا نوبتي حموم ميايم

50
00:05:38,500 --> 00:05:40,550
. " شروع نکن که حوصله ندارم ؛ " اسمال ويل

51
00:05:40,590 --> 00:05:42,740
. اين تويي که يه عالمه حموم رفتنو لِفتِش ميدي

52
00:05:42,780 --> 00:05:45,250
. . گذشته از اين ؛ احساساتِ ظريفِ زنونه ام

53
00:05:45,280 --> 00:05:47,820
. . با يه نگاه کوچولو ؛ تحت تاثير قرار نميگيرن

54
00:05:47,930 --> 00:05:49,730
. " کلارک کوچولو "

55
00:05:51,460 --> 00:05:54,190
پدر و مادرم از اون جور آدمايي نيستن که
. طرفدار فستيوالِ راک اند رولِ وودستاک باشن

56
00:05:54,230 --> 00:05:57,510
گذشته از اين ، آخرين باري که
. . مچمو توي يه وضعيتِ

57
00:05:57,570 --> 00:05:59,210
. خاص با جنس مخالف گرفتن بدجوري ترسيدن

58
00:05:59,330 --> 00:06:00,960
دفعه ي آخر ؟

59
00:06:01,320 --> 00:06:05,210
خوب ، پس عقابِ ديده بانمون
. يه چندتا رازي توي گنجه مخفي کرده

60
00:06:07,720 --> 00:06:09,600
فقط ؛ فراموشش کن ، باشه ؟

61
00:06:10,750 --> 00:06:12,090
. اون پيرهنِ منه

62
00:06:12,130 --> 00:06:14,640
. تنها لباس تميزي بود که پيدا کردم

63
00:06:16,210 --> 00:06:21,220
بيا اين داستان تعقيب و گريز امروزمون با
هليکوپتر رو به عنوان يه راز نگه داريم ، باشه ؟

64
00:06:21,530 --> 00:06:22,460
. خيلي خوب

65
00:06:22,500 --> 00:06:26,110
. چونکه اين من هستم که نميتونم جلوي دهنمو بگيرم

66
00:06:27,260 --> 00:06:28,490
. مامان

67
00:06:28,520 --> 00:06:29,530
. سلام

68
00:06:29,610 --> 00:06:30,930
. خونه اي

69
00:06:33,350 --> 00:06:35,140
. " سلام ، خانم " کِنت

70
00:07:30,890 --> 00:07:34,020
. نميفهمم اين وسط چيه که اينقدر مهمه
. فقط يه دوش گرفتيم

71
00:07:34,070 --> 00:07:36,260
. دو تا دوش گرفتيم
. ما به طور مجزا دوش گرفتيم

72
00:07:36,280 --> 00:07:37,630
اونم وسطِ روز ؟

73
00:07:38,650 --> 00:07:41,740
. . ميخواستيم -
. رفتيم يه نگاهي به خونه ي امن " کلويي " بندازيم -

74
00:07:46,550 --> 00:07:50,150
يه دفعه چند نفر پيداشون شد و تا دشت تعقيبمون کردن
. و اونجا هم حسابي کثيف و خاکي پاکي بود

75
00:07:50,200 --> 00:07:51,330
. . کلارک " ؛ "

76
00:07:52,230 --> 00:07:54,480
. اونجا يه صحنه ي جرمه فدرالِه . .

77
00:07:56,110 --> 00:08:00,250
و آخرين چيزي که ميخوايم شما بچه ها باهاش
. خودتونو قاطي کنين ، پليس فدرال هست

78
00:08:00,290 --> 00:08:05,240
هرکي که بودن ، نيازي نيست نگرانشون باشيم چونکه
. هليکوپترشون وسطِ دشت کله پا شد

79
00:08:14,600 --> 00:08:17,730
. . اين بي حرفي شماها داره منو ميکُشه

80
00:08:17,830 --> 00:08:20,540
. . و اينم به نظر يه موضوع خانوادگي مياد ؛ پس . .

81
00:08:21,180 --> 00:08:23,120
. من از سر راهتون کنار ميرم . .

82
00:08:23,690 --> 00:08:24,980
. آفرين

83
00:08:34,600 --> 00:08:39,410
خواهش ميکنم بهم بگو تو
. باعث سقوطِ اون هليکوپتر نشدي

84
00:08:47,800 --> 00:08:50,310
دارين يه لباس نو رو به هدر ميدين ، مگه نه پدر ؟

85
00:08:50,470 --> 00:08:52,680
. خوب ، من اينطوري فکر نميکنم ، پسرم

86
00:08:53,340 --> 00:08:56,790
حتي اگه خانم " سوليوان " زنده بود و
. . برعليهِ من شهادت ميداد

87
00:08:56,840 --> 00:09:01,000
تو و من ؛ هرجفتمون ميدونيم که . .
. هيات منصفه ، راي بر بي گناهي من ميده

88
00:09:03,200 --> 00:09:05,320
. " ولي ، متاسفم " لِکس

89
00:09:05,560 --> 00:09:09,550
از اين متاسفي که يه دختر با آينده ي درخشان رو
فقط به اين دليل کُشتي که جلوي راهتو گرفته بود ؟

90
00:09:09,590 --> 00:09:12,180
. تاسف و معذرت من ، درمورد تو و خودمه

91
00:09:12,220 --> 00:09:13,230
. . من

92
00:09:13,430 --> 00:09:18,260
متاسفم از اينکه نتونستي عواقب کارهاي خودتو
. وقتي بهم خيانت کردي ؛ پيش بيني کني

93
00:09:18,310 --> 00:09:23,100
ميتونين تهديداتِ خودتونو واسه يه روز ديگه بذارين پدر
. من اونقدرها هم که شما فکر ميکنين هدف ساده اي نيستم

94
00:09:26,030 --> 00:09:27,820
. . تمام اون امتحانها

95
00:09:27,890 --> 00:09:30,890
. تمام اون تجربه ها ، تو رو قوي کردن . .

96
00:09:33,190 --> 00:09:35,390
. ولي ايندفعه ، فرق ميکنه

97
00:09:36,050 --> 00:09:40,940
نميدوني کِي قراره بهاي خيانتتو بدي
. ولي بالاخره اين اتفاق خواهد افتاد

98
00:09:41,190 --> 00:09:45,230
. . هر جرعه ي شرابي که قورت ميدي

99
00:09:45,780 --> 00:09:48,680
. . هر کِليدي که ميچرخوني ؛ هر . .

100
00:09:49,360 --> 00:09:52,380
. . دوستي که پيدا ميکني . .

101
00:09:53,830 --> 00:09:56,920
. ديگه هرگز روي آرامش رو نخواهي ديد

102
00:10:28,630 --> 00:10:30,140
. خوشگل شدي

103
00:10:30,190 --> 00:10:31,860
. ممنون

104
00:10:32,080 --> 00:10:33,540
. هي -
. هي -

105
00:10:37,960 --> 00:10:42,070
از روي پيامت نفهميدم که اين يه توقفِ بينِ راهيه
. يا اينکه براي هميشه به اين شهر برگشتي

106
00:10:42,120 --> 00:10:43,830
. براي يه چندوقتي

107
00:10:43,970 --> 00:10:46,220
. فکر کنم پاريس بدرد من نميخوره

108
00:10:47,390 --> 00:10:48,580
. آره

109
00:10:49,500 --> 00:10:50,750
. . موزه ها

110
00:10:50,780 --> 00:10:55,540
کلوپهاي موسيقي جاز که تا پاسي از شب مينوازن ؛ قدم زدن
. کنار رودِ سِن ؛ ميفهمم که چقدر ميتونه حوصله سر بر باشه

111
00:10:55,720 --> 00:10:57,990
. . بذار اينطور بگيم که

112
00:10:58,150 --> 00:11:01,210
. مثل اينکه يه چيزي منو به خونه دعوت ميکنه

113
00:11:01,590 --> 00:11:03,890
. يه مقدار مرموزانه اس ؛ ولي قبولش ميکنم

114
00:11:04,480 --> 00:11:07,020
. روز خوبي رو براي برگشتن انتخاب کردي

115
00:11:08,100 --> 00:11:10,580
. ميدوني ، " کلارک " هم دوباره سر و کله اش پيدا شده

116
00:11:10,860 --> 00:11:12,480
. زمانبندي جالبيه

117
00:11:12,620 --> 00:11:15,470
خنده داره ؛ يادم نمياد
. چيزي درمورد " کلارک " پرسيده باشم

118
00:11:16,360 --> 00:11:20,540
راستش ، اومدم اينجا بهت سر بزنم چونکه
. ديدم در قهوه خونه ي " تالون " تخته شده

119
00:11:20,580 --> 00:11:22,240
. فکر کردم بايد تا الان ديگه فروخته باشيش

120
00:11:22,290 --> 00:11:23,790
. . آره ، خوب

121
00:11:23,840 --> 00:11:26,430
. يه مقدار دِل کندن از اونجا واسم سخت بود

122
00:11:28,580 --> 00:11:31,040
چطور مگه ، دنبال شريک کاري ميگردي ؟

123
00:11:31,800 --> 00:11:32,980
. نه

124
00:11:33,030 --> 00:11:34,030
. . اووم

125
00:11:34,070 --> 00:11:37,380
. نه ، ميخوام آپارتمانِ بالاي اونجا رو ازت اجاره کنم

126
00:12:34,650 --> 00:12:38,690
اميدوارم حق با " کلارک " باشه والا
. " اوضاع حسابي قاراش ميش ميشه " کلويي

127
00:12:43,310 --> 00:12:44,200
. خيلي خوب

128
00:13:17,410 --> 00:13:19,620
. حق با اون بود

129
00:13:28,530 --> 00:13:30,400
کلويي سوليوان " کجاس ؟ "

130
00:13:30,700 --> 00:13:34,090
تو ديگه کدوم خري هستي ؟ -
. بهتره جاشو بهم بگي -

131
00:13:42,790 --> 00:13:44,050
. . چي

132
00:13:44,640 --> 00:13:48,310
جماعتِتون بار اول نتونستن منو بگيرن
حالا تو رو فرستادن ؟

133
00:13:49,050 --> 00:13:51,180
. هر جفتتون ميتونين برين گمشين

134
00:14:13,770 --> 00:14:15,240
حالت خوبه ؟

135
00:14:21,880 --> 00:14:23,830
کدوم گوري رفت ؟

136
00:14:26,330 --> 00:14:28,600
. ديوانه ي قرونِ وسطايي

137
00:14:29,350 --> 00:14:33,120
فکر کنم بايد يه بيمار رواني باشي تا بياي و
.  وسطِ روز اين قدر تابلو نبشِ قبر کني

138
00:14:34,940 --> 00:14:37,340
. راستش . . نبش قبر کار من بود

139
00:14:38,500 --> 00:14:40,610
. اينجا ، قبر دختر عموي منه

140
00:14:42,920 --> 00:14:44,450
. " لوييس لِين "

141
00:14:48,630 --> 00:14:50,280
. " لانا لَنگ "

142
00:15:12,680 --> 00:15:13,760
. " لانا "

143
00:15:14,690 --> 00:15:15,900
. برگشتي

144
00:15:15,930 --> 00:15:17,820
. " سلام ، سلام " کلارک

145
00:15:22,090 --> 00:15:23,470
. " لوييس "

146
00:15:24,180 --> 00:15:25,700
شما دوتا چطوري باهمديگه آشنا شدين ؟

147
00:15:26,080 --> 00:15:27,520
. همين تازگي باهمديگه آشنا شديم

148
00:15:27,580 --> 00:15:30,740
يه سر تا قبرستون رفتم تا
. به " کلويي " اداي احترام کنم

149
00:15:30,810 --> 00:15:33,790
فکر کنم اون قسمتشو جا انداختي که
. زندگي منو نجات دادي

150
00:15:34,180 --> 00:15:37,720
. يه ديوونه اي تا قبر " کلويي " تعقيبم کرده بود

151
00:15:38,210 --> 00:15:43,070
ببين ، " کلارک " ؛ اگه واقعا فکر ميکني " کلويي " زنده اس
. ميخوام تو پيداکردنش کمک کنم

152
00:15:43,440 --> 00:15:45,160
. . لانا " ؛ "

153
00:15:45,670 --> 00:15:49,010
نميخوام بيخودي بهت اميد بدم ؛
. ما چيزي رو به طور حتم نميدونيم

154
00:15:50,690 --> 00:15:51,930
. باشه

155
00:15:55,100 --> 00:15:57,340
تو از " پاريس " برگشتي ؛
. پس بايد چيزي که دنبالش بودي رو پيدا کرده باشي

156
00:15:57,370 --> 00:15:58,660
. من بهت ميگم

157
00:15:58,690 --> 00:16:02,840
کيه که رابطه ي موقتي داغ و باحال با يه پسر رو
توي رمانتيک ترين شهر روي زمين رو نخواد ؟

158
00:16:05,850 --> 00:16:07,510
. ميخواستم بهت بگم

159
00:16:09,500 --> 00:16:10,830
. چيزي نيست

160
00:16:12,340 --> 00:16:13,580
واقعا ؟

161
00:16:13,630 --> 00:16:14,730
. شما دوتا

162
00:16:14,760 --> 00:16:16,450
. . ما هرگز -
. . واقعا نه -

163
00:16:16,490 --> 00:16:19,100
. . رابطه ي خاصي نداشتيم . . -
. . موضوع پيچيده اس -

164
00:16:20,180 --> 00:16:21,540
. يه موضوعِ پيچيده

165
00:16:21,600 --> 00:16:23,000
. بيخيال

166
00:16:29,540 --> 00:16:30,770
. . خوب

167
00:16:31,030 --> 00:16:33,130
. ديگه بايد برم

168
00:16:35,810 --> 00:16:38,480
. بحرانِ شرم آور و زشت ؛ شروع شد

169
00:16:46,510 --> 00:16:48,650
. واقعا تحت تاثير اون يکي قرار گرفتم

170
00:16:48,800 --> 00:16:50,810
. بايد يه جور مراسم مذهبي روزانه واست باشه

171
00:16:51,780 --> 00:16:54,470
. فقط وقتي با سرعت بالا با يه قطار برخورد ميکنم

172
00:17:05,840 --> 00:17:08,300
گوش بده چي ميگم ؛
. . فکر کنم واقعا داريم يه چيزي بدست مياريم

173
00:17:08,330 --> 00:17:12,130
. من تحقيقاتمو انجام دادم . .
. لوترکورپ  "؛ هزينه مراسم خاکسپاري رو داده "

174
00:17:12,160 --> 00:17:14,910
چرا بايد همچين کاري بکنن ؟
. اصلا منطقي نيست

175
00:17:15,860 --> 00:17:18,570
. . فکر کنم سئوال اصلي که بايد پرسيد اينه که

176
00:17:18,790 --> 00:17:22,170
چرا يکي بايد بي جهت . .
. . يه تابوتِ خالي رو دفن کنه

177
00:17:22,230 --> 00:17:23,660
درسته ؛ " کلارک " ؟

178
00:17:25,410 --> 00:17:26,540
کلارک " ؟ "

179
00:17:30,900 --> 00:17:32,000
. . واو

180
00:17:32,050 --> 00:17:34,600
اون دخترک که کسي رو به دامِ خودش اسير نکرده ، هان ؟

181
00:17:36,870 --> 00:17:38,000
. . لانا " ؛ "

182
00:17:38,070 --> 00:17:39,600
. بانمک ، باهوش . .

183
00:17:39,660 --> 00:17:41,030
. با دل و جرات

184
00:17:41,540 --> 00:17:44,660
. و خيلي از تو باکلاس تره
. متوجهم که چرا عاشقش شدي

185
00:17:44,720 --> 00:17:47,740
ببين ، تو کسي نيستي که تمايل داشته باشم
. در اينمورد باهاش حرف بزنم

186
00:17:48,450 --> 00:17:50,000
. هرجور تو راحتي

187
00:17:56,920 --> 00:17:58,350
. . فقط

188
00:18:00,060 --> 00:18:01,790
. ميدونستم که با پسراي ديگه قرار ميذاره

189
00:18:01,820 --> 00:18:02,860
. . ولي

190
00:18:07,100 --> 00:18:08,970
. . اينو نميفهمم که چطور ميتوني

191
00:18:09,010 --> 00:18:10,810
. . حس کني که يکي رو خيلي خوب ميشناسي

192
00:18:10,890 --> 00:18:13,950
اينگار همه چيزو درموردش ميدوني . .
. . و بعدش ، يه دفعه اي

193
00:18:14,000 --> 00:18:15,950
. حتي نميدوني تو فکرشون چي ميگذره

194
00:18:16,000 --> 00:18:18,020
تو هميشه جمله هاي اوناي ديگه رو کامل ميکني ؟

195
00:18:18,060 --> 00:18:19,730
خوب ، درست ميگم ؟

196
00:18:32,680 --> 00:18:33,920
! يالا ديگه

197
00:18:34,330 --> 00:18:35,850
! بايد بريم

198
00:18:46,620 --> 00:18:48,160
. سلام ، بابا

199
00:18:58,210 --> 00:19:00,490
. فکر ميکردم به توافق رسيديم

200
00:19:00,540 --> 00:19:03,370
. بايد به اون صحنه ي جرم نزديک نميشدي

201
00:19:03,410 --> 00:19:05,810
. و شما هم قرار بود ترتيبِ پنتاگون رو بدين

202
00:19:05,860 --> 00:19:09,030
منو به سنگرهاي " رايان "  فرستادن
. تا به چندتا مانور سرکشي کنم

203
00:19:09,060 --> 00:19:11,250
تا حواستون به من باشه ، درسته ، رئيس ؟

204
00:19:11,270 --> 00:19:12,600
. " تمومش کن " لو

205
00:19:12,730 --> 00:19:13,860
چرا ؟

206
00:19:13,930 --> 00:19:19,130
. واضحه که اينجا دارم يه چيزي پيدا ميکنم
. اين همه وسايل و تجهيزات براي دير اومدن سر شام نمي آوردي

207
00:19:25,080 --> 00:19:26,770
شما که جدا اونو به شام دعوت نکردين ؟

208
00:19:26,800 --> 00:19:29,500
. کلارک " ؛ آقاي " لِين " يه ژنرالِ سه ستاره اس "

209
00:19:29,550 --> 00:19:31,700
. فکر کنم حقشه که بهش احترام بذاري

210
00:19:31,720 --> 00:19:32,700
. . مامان

211
00:19:32,900 --> 00:19:33,900
. . مامان

212
00:19:34,990 --> 00:19:38,100
. " خونه ي قشنگي دارين ؛ آقا و خانمِ " کِنت

213
00:19:38,530 --> 00:19:42,790
و دوباره ، ميخوام بابت اين که
. از " لو کوچولوي من " مراقبت کردين ، ازتون تشکر کنم

214
00:19:43,480 --> 00:19:45,330
ميتونم يه سيگار برگ بهتون تعارف کنم ؟

215
00:19:45,390 --> 00:19:48,210
دست پيچ ؛ از بهترين تنباکويي که
. توي آمريکا پيدا ميشه

216
00:19:50,660 --> 00:19:52,260
نه ، من ، آه

217
00:19:52,340 --> 00:19:54,960
قلبم ديگه کاملا مثلِ قبل نيست

218
00:19:55,230 --> 00:19:59,100
باز هم از مهمان نوازيتون متشکرم ؛
خانم کنت

219
00:19:59,140 --> 00:20:01,630
درِ اينجا هميشه به رويِ شما بازه -
خب ، ممنونم -

220
00:20:01,820 --> 00:20:03,810
بجنب سريع بريم ، " لو " ؛

221
00:20:09,250 --> 00:20:11,500
اين درباره کلويي هست ؛

222
00:20:11,570 --> 00:20:14,230
کلارک ، بفهم ارتباطِ " لوتر کورپ " چيه

223
00:20:16,910 --> 00:20:18,540
شبتون بخير

224
00:20:18,640 --> 00:20:19,860
شب خوش

225
00:20:28,270 --> 00:20:32,400
به من قبلا ، ماموريت حادثه اي در جاکارتا و
فاجعه شاتلي واگذار شده

226
00:20:32,690 --> 00:20:33,890
جالبه

227
00:20:34,460 --> 00:20:39,390
پس ، شايد بتوني بهم توضيح بدي که چطوري
ميشه درِ يه هواپيما تو ارتفاعِ 20000 پايي از جا کنده بشه

228
00:20:39,440 --> 00:20:42,010
هيچ نشانه اي از آثار انفجار پيدا نکرديم

229
00:20:42,060 --> 00:20:45,880
حالا ، همه شواهد نشون ميدن که در ، از
... بيرونِ هواپيما کنده شده

230
00:20:45,930 --> 00:20:47,550
توسطِ نيرويِ انساني

231
00:20:48,170 --> 00:20:52,210
ببخشين ، داري به من ميگي که يکي از بيرونِ
هواپيماي من اينکارو کرده ؟

232
00:20:58,920 --> 00:21:01,980
بازرس اِستاکر ، ميشه يه لحظه مارو
تنها بذارين ؟

233
00:21:08,710 --> 00:21:11,050
اين ، يعني ميخواي دوباره باهام
حرف بزني ؟

234
00:21:11,100 --> 00:21:13,390
فقط به اين خاطر اينکارو ميکنم چون
چاره ديگه اي ندارم

235
00:21:13,850 --> 00:21:16,900
بعنوانِ آخرين راهِ چاره اومدي
سراغِ دوستت ؛

236
00:21:17,780 --> 00:21:21,110
فکرکنم بايد اينو قبول کنم ، اگه اين تنها
شانسم هست که خودمو بهت ثابت کنم

237
00:21:21,220 --> 00:21:22,240
خوبه

238
00:21:22,320 --> 00:21:24,570
دليلِ اومدنم اينه که ميخوام کمکم کني
کلويي " رو پيدا کنم "

239
00:21:24,830 --> 00:21:28,160
ببين ، دلم ميخواد اوضاع رو بينمون
درست کنم ، کلارک ، اما ؛

240
00:21:28,250 --> 00:21:32,070
فکرنميکني بيرون کِشيدن يکي از قبرش کمي
زيادي از حده ؟

241
00:21:32,180 --> 00:21:34,810
لِکس ، کلويي تو قبرش نيست

242
00:21:38,100 --> 00:21:41,010
اون مهمترين شاهد تويِ محاکمه پدرت بود

243
00:21:41,660 --> 00:21:45,270
تو حتما يکسري از کاراگاه هاتو فرستادي
اونجا تا کُل اون منطقه رو بگردن

244
00:21:47,410 --> 00:21:48,870
چي پيدا کردن ؟

245
00:21:49,870 --> 00:21:54,930
خواستمFBI من چندتايي سرنخ پيدا کردم و از
همه جزئياتو بطور کامل پخش نکنن

246
00:21:55,680 --> 00:22:01,700
راستش ، انفجاري که تو اون منطقه رُخ داد ؛
... همه چيو نابود کرد و دليل اينکه تابوتِ کلويي خالي هست

247
00:22:02,690 --> 00:22:04,860
به اين خاطره که هيچي از اون باقي نمونده

248
00:22:14,470 --> 00:22:16,110
متاسفم ، کلارک

249
00:22:16,110 --> 00:22:26,110
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

250
00:24:00,880 --> 00:24:06,710
باتوجه به اينکه پدرت اون بيرون يه منطقه پُر از تانک داره ؛
فکرنکنم الان بايد تو دفترش باشي و پرونده هاشو بگردي

251
00:24:07,130 --> 00:24:09,780
بنظر نمياد هيچ چيزي سرعتِ کارتو
کم کرده باشه ؛

252
00:24:09,840 --> 00:24:11,940
بايد بگم ، تحت تاثير قرار گرفتم
اسمال ويل " ؛ "

253
00:24:11,990 --> 00:24:14,740
اينکه تونستي يواشکي و بدونِ اينکه ببيننِت
واردِ پايگاهِ ارتشي بشي

254
00:24:14,780 --> 00:24:16,210
اينجا چيکار ميکني ؟

255
00:24:16,250 --> 00:24:17,830
دنبالِ تو ميگشتم

256
00:24:17,920 --> 00:24:20,430
فکرميکنم که پدرت با " لِکس لوتر " همکاري
ميکنه

257
00:24:20,780 --> 00:24:22,800
يکي از سيگارهايِ پدرتو ؛ تو
کتابخونه اون ديدم

258
00:24:22,830 --> 00:24:24,950
ميدونستم ، حق با توئه

259
00:24:25,010 --> 00:24:26,220
کي ميدونه ؟

260
00:24:26,300 --> 00:24:29,330
پدرِ من و پادشاهِ صندوق سپرده بچه ها ؛

261
00:24:29,440 --> 00:24:31,540
دارن سعي ميکنن رويِ چيزي که مربوط
به کلويي هست ، سرپوش بذارن

262
00:24:31,590 --> 00:24:33,940
... و اگه اون مارو اينجا پيدا کنه -
ميتونم از پسِش بربيام ، کلارک -

263
00:24:34,120 --> 00:24:36,890
درضمن ، فکرميکني اون موضوع
هليکوپتر چيزِ خاصي بود !؟

264
00:24:36,930 --> 00:24:39,550
بايد ميديدي چه اِسکورتي موقع
جشنِ رقص دبيرستانم داشتم

265
00:24:41,040 --> 00:24:43,830
واو ، اونوقت من فکرميکردم بابايِ من
زيادي از حد ازم محافظت ميکنه

266
00:24:47,010 --> 00:24:49,810
فکرکنم از وقتي مامانمو از دست داد ؛
... يجورايي داغون شد و

267
00:24:49,870 --> 00:24:52,580
از اون زمان تاحالا ، از اين ميترسه که
نکنه يکدفعه منو هم از دست بده

268
00:24:57,070 --> 00:25:01,290
راستش من ميتونم دربارش حرف بزنم ؛
وقتي شيش سالم بود اونو از دست دادم

269
00:25:02,930 --> 00:25:04,220
متاسفم

270
00:25:04,400 --> 00:25:05,620
متاسف نباش ؛

271
00:25:06,350 --> 00:25:10,620
مگه اينکه تو کسي هستي که تو دوره دبيرستان ؛
پشتِ سالن ژيمناستيک ميرفتي و سيگار ميکِشيدي

272
00:25:13,790 --> 00:25:15,990
يه کم کارِ مفيد بکن ؛

273
00:25:27,810 --> 00:25:29,610
نِلي بلاي " ؟ "

274
00:25:29,940 --> 00:25:31,590
ميدونم ؛

275
00:25:32,300 --> 00:25:35,720
باورت ميشه ، بعد از 15 سال ؛
بابام بالاخره يه تکوني به خودش داده ؟

276
00:25:35,760 --> 00:25:37,890
يجورايي واسه اين پيرِ گوشه گير ، خوشحالم

277
00:25:37,930 --> 00:25:39,900
تقريبا 80 سالِ پيش اون مُرده ؛

278
00:25:39,900 --> 00:25:40,070
اما تو تقويمش نوشته که با همديگه
... اوقات بيکاري و استراحتشون رو ميگذروندن
تقريبا 80 سالِ پيش اون مُرده ؛

279
00:25:40,070 --> 00:25:43,850
اما تو تقويمش نوشته که با همديگه
... اوقات بيکاري و استراحتشون رو ميگذروندن

280
00:25:43,910 --> 00:25:45,670
حداقل يکبار در هفته

281
00:25:45,800 --> 00:25:48,560
اون يکي از اولين زن هايِ
گزارشگرِ جاسوس بوده ؛

282
00:25:48,610 --> 00:25:50,600
اون ، قهرمانِ کلويي بود

283
00:25:55,220 --> 00:25:58,510
... اينجا نوشته که اون

284
00:25:59,270 --> 00:26:02,010
در خيابونِ 2348 والنوت زندگي ميکنه

285
00:26:07,980 --> 00:26:09,010
کلارک ؟

286
00:26:26,380 --> 00:26:27,870
کلويي ؟

287
00:27:09,840 --> 00:27:11,720
حق با شما بود ، آقايِ لوتر

288
00:27:11,750 --> 00:27:14,750
آدمايِ " لِکس " منو مستقيم بردن
پيشِ سوليوان

289
00:27:15,900 --> 00:27:18,570
تموم شد ؟ کاري که خواستمو کردي ؟

290
00:27:18,680 --> 00:27:19,670
نه

291
00:27:20,010 --> 00:27:21,770
يجورايي احساساتِ قلبيم عوض شد ؛

292
00:27:21,810 --> 00:27:23,900
بايد دوتا مَردو ميکُشتم ؛

293
00:27:24,220 --> 00:27:25,660
مبلغ دوبرابر ميشه

294
00:27:26,240 --> 00:27:29,630
تصميمِ خيلي احمقانه اي گرفتي ؛
" ترِنت "

295
00:27:29,740 --> 00:27:32,890
آره ، تو استعدادِ خيلي فوق العاده اي داري

296
00:27:32,950 --> 00:27:34,530
اينو ميدونم ؛

297
00:27:35,110 --> 00:27:39,640
اما همين غرورت تو اون استعداد نبود که
همون مرحله اول کشوندت به " بِل ريو " ؟

298
00:27:39,700 --> 00:27:42,610
فکر نکن تو اين چيزارو ميفهمي ! نميفهمي

299
00:27:43,330 --> 00:27:44,740
باور کن ؛

300
00:27:44,780 --> 00:27:46,040
... من

301
00:27:46,780 --> 00:27:50,490
حتي نميتونم تصورشم بکنم که
چه چيزايي کِشيدي ؛

302
00:27:50,930 --> 00:27:52,510
اما ، ترنت

303
00:27:52,640 --> 00:27:55,690
... آدمايِ خيلي کمي تو زندگيت هستن

304
00:27:55,740 --> 00:27:59,320
که تورو همونجور که هستي ؛
قبول داشته باشن

305
00:27:59,510 --> 00:28:03,470
براي چي ميخواي پشتتو بکني به
... تنها آدمي که هيچوقت

306
00:28:03,660 --> 00:28:06,080
و هرگز رويِ کارات قضاوت
نميکنه ؟

307
00:28:07,900 --> 00:28:09,610
برام مهم نيست

308
00:28:10,810 --> 00:28:12,850
پس ، اهميت بده

309
00:28:15,650 --> 00:28:18,750
اين همون چيزيه که ميخواي ؛
... ترنت

310
00:28:19,000 --> 00:28:21,000
اينکه عادي باشي

311
00:28:21,130 --> 00:28:22,750
مگه نه ؟

312
00:28:24,950 --> 00:28:27,060
حالا ، ميخوام کمک کنم

313
00:28:27,810 --> 00:28:29,640
اما نميتونم

314
00:28:30,110 --> 00:28:32,130
آزاد نميشم ؛

315
00:28:33,200 --> 00:28:37,130
آزاد نميشم اگر " کلويي سوليوان " بخواد
فردا شهادت بده

316
00:28:43,320 --> 00:28:45,830
چقدر ميکِشه تا جاشو پيدا کني ؟

317
00:28:46,410 --> 00:28:47,880
خب ، اينکارو بکن

318
00:28:49,030 --> 00:28:50,630
کلارک ، من فقط ميخواستم
ازش حمايت کنم

319
00:28:50,680 --> 00:28:54,500
تو رويِ مُچش يه دستبندِ ردياب گذاشتي ؛
فکر نميکردي که اون ، اونقدرهام امنيت داشته باشه

320
00:28:54,540 --> 00:28:57,090
سعي کردم همه احتمالاتو درنظر بگيرم

321
00:28:57,770 --> 00:29:01,080
تو مستقيم تو چشمايِ من نگاه کردي و
گفتي اون مُرده ؛

322
00:29:02,150 --> 00:29:05,810
ببين ، بعضي وقتا بايد کارِ درستو
انجام بدي ، مهم نيست بهاش چي باشه

323
00:29:06,210 --> 00:29:08,030
حتي اگه بهاش به قيمتِ جونِ کلويي تموم بشه ؟

324
00:29:08,070 --> 00:29:11,330
کلارک ، اگه بخاطره من نبود ؛
کلويي " تو اون انفجار مُرده بود "

325
00:29:11,360 --> 00:29:15,490
من نسبت به کلويي احساسِ مسئوليت کردم ؛
پس ، يکسري از کارگاه هامو گذاشتم مراقبش باشن

326
00:29:15,890 --> 00:29:18,620
تويِ خونه امن ، يه دستگاهِ منفجره
پيدا کردن ؛

327
00:29:18,670 --> 00:29:22,720
پدرم يکيو استخدام کرده بود تا مطمئن بشه که
کلويي " هرگز نتونه به دادگاه برسه "

328
00:29:22,940 --> 00:29:25,540
تنها کاري که ميتونستم بکنم اين بود که ؛
از اون جلو بزنم

329
00:29:25,910 --> 00:29:29,260
خونه رويِ تونل هايي ساخته شده بود که
سمتِ چپِ ريل هايِ راه آهن بودن ؛

330
00:29:29,580 --> 00:29:33,320
چند لحظه بعد از اينکه کلويي و پدرش وارد شدن ؛
ما سريعا اونارو برديم به قسمت زيرينِ خونه

331
00:29:33,370 --> 00:29:36,660
محلِ انفجار تويِ تونلي که پشتِ سرِ اونها
بود ، انتخاب شده بود

332
00:29:38,450 --> 00:29:40,390
پليس ها هيچوقت پيداش نکردن

333
00:29:40,590 --> 00:29:42,210
و " سَم لين " چي ؟

334
00:29:42,590 --> 00:29:44,530
اعتماد نداشتم ؛FBI من به

335
00:29:44,590 --> 00:29:47,310
من کسي رو ميخواستم که بتونه
عملياتِ نجاتو اداره کنه ؛

336
00:29:48,730 --> 00:29:50,930
اون ، الان تويِ کارخونه قديمي ريخته گري هست

337
00:29:51,170 --> 00:29:52,410
نگران نباش ، کلارک

338
00:29:52,460 --> 00:29:55,080
تا چنددقيقه ديگه ، چند نفرو
ميفرستم اونجا

339
00:29:55,140 --> 00:29:56,940
منو به " ژنرال لين " وصل کنيد

340
00:29:56,940 --> 00:30:06,940
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

341
00:31:49,570 --> 00:31:51,320
اين ديگه چه کوفتيه ؟

342
00:31:56,450 --> 00:31:59,110
کلويي همش بهم ميگفت اين شهر
خيلي عجيب غريبه

343
00:31:59,480 --> 00:32:02,420
نميدونم اصلا چطوري ميتونستي
! بدونِ من ، کاراتو انجام بدي

344
00:32:06,800 --> 00:32:08,380
حالا ، چطوري تونستي بيايي اينجا ؟

345
00:32:08,430 --> 00:32:11,140
منظورت چيه چطوري من اومدم اينجا ؟
خودت چطوري اومدي اينجا ؟

346
00:32:11,180 --> 00:32:12,490
! کلويي

347
00:32:13,650 --> 00:32:16,150
کلويي ، حالت خوبه ؟ کلويي ؟

348
00:32:16,910 --> 00:32:18,370
" کلويي "

349
00:32:19,220 --> 00:32:21,310
ترسيده بودم نکنه از دست داده باشمت

350
00:32:33,650 --> 00:32:34,740
لوييس ؟

351
00:32:35,340 --> 00:32:37,550
لوييس ، تو اينجا چيکار ميکني ؟

352
00:32:37,610 --> 00:32:38,810
! لوييس

353
00:32:40,100 --> 00:32:43,080
بدترين دوماهِ زندگيمو گذروندم

354
00:32:48,280 --> 00:32:50,990
اوه ، خداي من ، خيلي خوشحالم
از اينکه پيدات کردم

355
00:32:51,040 --> 00:32:52,350
من ... ؟

356
00:32:55,560 --> 00:32:58,760
اگه بنظرتون اشکالي نداشته باشه ؛
من خيلي دلم ميخواد از اينجا برم بيرون

357
00:32:58,810 --> 00:32:59,750
آره -
آره -

358
00:33:00,510 --> 00:33:01,930
بياييد از اينجا بريم بيرون ؛

359
00:33:02,080 --> 00:33:05,080
قبل از اينکه " ليونل " چيزايِ عجيب غريبِ
ديگه اي نفرستاده سراغت

360
00:33:05,170 --> 00:33:10,280
چونکه فردا صبح تو دادگاه ؛
قراره حالِ " ليونل " رو حسابي بگيرم

361
00:33:16,390 --> 00:33:18,190
" ! گناهکار "

362
00:33:18,190 --> 00:33:21,600
هيئت منصفه در يک پرونده "
" خيلي مهم نظرشو برميگردونه

363
00:33:21,990 --> 00:33:25,450
خوبه که ببيني يه چيزايي تو دنيا هست که
حتي " ليونل لوتر " هم نميتونه براي آزاديش اونارو بخره

364
00:33:25,480 --> 00:33:27,220
به لطفِ کلويي

365
00:33:27,330 --> 00:33:28,760
کلارک

366
00:33:28,800 --> 00:33:30,490
با اينکه از گفتنش متنفرم ، اما ؛

367
00:33:30,530 --> 00:33:32,280
لکس " هم تو انجامش دست داشت "

368
00:33:32,370 --> 00:33:34,620
خيلي خوب به قولش براي حمايت از
کلويي عمل کرد

369
00:33:34,660 --> 00:33:37,870
و ببين سرِ اين موضوع چي گيرش اومد ؛
مديريت شرکتِ لوتر کورپ

370
00:33:40,330 --> 00:33:43,380
ببين ، متاسفم ، اما خيلي بيشتر از اينا
طورل ميکشه تا دوباره بهش اعتماد کنم

371
00:33:43,750 --> 00:33:47,460
از وقتي که باهات آشنا شده ، چيزايي دورِشو
گرفتن که نميتونه هيچ توضيحي براشون پيدا کنه

372
00:33:47,890 --> 00:33:50,650
واقعا سرِ اينکه ميخواد حقيقتو پيدا کنه ؛
نميتونيم سرزنشش کنيم

373
00:33:50,720 --> 00:33:53,850
حقيقت اينه که ، اون از همون روزِ اول
آشناييمون داره بهم دروغ ميگه

374
00:33:54,800 --> 00:33:58,180
افسانه اي که رويِ ديوارِ غار نوشته شده بود ؛
ميگفت که تو سرنوشتم مقدر شده که يک دشمن داشته باشم

375
00:34:00,360 --> 00:34:02,870
درتمامِ اين مدت ؛
فکرميکردم " ليونل " هست

376
00:34:02,930 --> 00:34:06,270
اما کم کم ديگه دارم به اين نتيجه ميرسم که ؛
تهديدِ واقعي ، درست جلويِ چشمام بوده

377
00:34:07,330 --> 00:34:09,220
فکرميکنم اون دشمن " لکس " هست

378
00:34:22,520 --> 00:34:23,840
" لانا "

379
00:34:27,080 --> 00:34:29,080
اين پايين چيکار ميکني ؟

380
00:34:29,740 --> 00:34:32,050
احتمالا همونکاري که تو داري ميکني ؛

381
00:34:35,320 --> 00:34:36,940
اينجا خيلي آرومه

382
00:34:39,050 --> 00:34:40,740
تاحالا دو به دو شدي ؛

383
00:34:42,280 --> 00:34:45,480
همينجور به اومدنت ، اونم زماني که
توقع ديدنت رو ندارم ، ادامه ميدي

384
00:34:45,900 --> 00:34:48,650
قصدِ غافلگير کردنتو ندارم ، کلارک

385
00:34:48,870 --> 00:34:52,720
ميدونم ، فقط موضوع اينه که از وقتي رفتي ؛
نميدونستم ديگه قراره کِي ببينمت

386
00:34:54,720 --> 00:34:56,430
جالبه ، نه ؟

387
00:34:59,340 --> 00:35:02,140
بعد از اون همه ماجرايي که
پشت سرمون گذاشتيم ؛

388
00:35:03,740 --> 00:35:06,690
فکرکردم مدت زمان زيادي ميکِشه
تا بتونيم اونو فراموش کنيم ؛

389
00:35:07,620 --> 00:35:09,130
خودمون ؟

390
00:35:10,500 --> 00:35:12,280
تو و لوييس

391
00:35:12,550 --> 00:35:14,080
لوييس ؟

392
00:35:16,540 --> 00:35:18,900
اون سلطه جوئه ؛

393
00:35:22,600 --> 00:35:25,060
مغرور و خشن و گستاخه

394
00:35:25,130 --> 00:35:26,880
نميتونم تحملش کنم

395
00:35:29,220 --> 00:35:32,010
هميشه چيزايِ خوب اولش اينجوري
شروع ميشن

396
00:35:43,300 --> 00:35:45,610
به سرنوشت ايمان داري ؟

397
00:35:48,890 --> 00:35:50,730
نميخوام داشته باشم ؛

398
00:35:52,000 --> 00:35:54,330
اما نميتوني از دستش فرار کني ؛
... ميتوني

399
00:35:55,110 --> 00:35:57,440
حتي با اينکه هنوز نميدوني
قراره چي باشه ؟

400
00:35:59,660 --> 00:36:02,040
لانا ، چيو داري ازم مخفي ميکني ؟

401
00:36:03,020 --> 00:36:05,260
به اين يارو که جديداً باهاش
آشنا شدي ، ربط داره ؟

402
00:36:05,320 --> 00:36:09,250
نه ، نه
اوم ، نه ، ربطي نداره

403
00:36:09,990 --> 00:36:13,100
اما ، متاسفم از اينکه اينطوري
درموردش فهميدي

404
00:36:14,880 --> 00:36:16,600
بايد برم ديگه

405
00:36:47,310 --> 00:36:49,090
کارِت خوب بود ، لکس

406
00:36:51,380 --> 00:36:53,830
اما مگه خودت نبودي که
... بهم هشدار دادي

407
00:36:53,860 --> 00:36:57,340
از چيزي که نميتوني بُکُشيش ؛
زخمي نشو ؟

408
00:37:07,310 --> 00:37:10,870
... اوه ، و ، پدر

409
00:37:13,420 --> 00:37:16,330
اگه دنيارو هم بهم ميدادن ؛
حاضر نبودم همچين چيزيو از دست بدم

410
00:37:59,630 --> 00:38:00,700
سلام

411
00:38:05,140 --> 00:38:08,300
همش دارم با اين لحظه هايِ رومانتيکم ميترسونمت ؛
مگه نه ؟

412
00:38:13,120 --> 00:38:15,340
اينجا چيکار ميکني ؟

413
00:38:16,410 --> 00:38:18,250
دارم بهت زمان ميدم

414
00:38:26,740 --> 00:38:28,340
اينا خيلي قشنگن

415
00:38:33,800 --> 00:38:36,070
من ، آه ، همينجوري پيداش کردم

416
00:38:40,400 --> 00:38:44,030
جيسون ، مجبورم برم خونه ام ؛ "
" کاش وقتِ بيشتري براي توضيح داشتم

417
00:38:44,440 --> 00:38:46,300
خب ، حالا که داري

418
00:38:52,340 --> 00:38:55,080
... ببخشين ، جيسون ، من ، آه

419
00:38:57,590 --> 00:38:59,450
نميدونم بايد چي بگم

420
00:39:00,980 --> 00:39:02,340
اشکالي نداره

421
00:39:04,830 --> 00:39:05,980
مشکلي نيست

422
00:39:07,540 --> 00:39:11,290
ميدوني ، همش داشتم خودمو قانع ميکردم که
... اين موضوع ربطي به من نداره ، اما

423
00:39:12,630 --> 00:39:15,410
واقعا نميتوني اينو تو يادداشت بنويسي ؛
ميتوني ؟

424
00:39:24,970 --> 00:39:26,320
وايسا ؛

425
00:39:29,730 --> 00:39:32,630
ميسون ، از اينکه اومدي ناراحت نيستم ؛

426
00:39:33,610 --> 00:39:34,810
... ميدوني ، فقط اينکه

427
00:39:34,910 --> 00:39:37,520
تو اين همه راهو اومدي اينجا ، و
... من فقط ... کاشکي

428
00:39:37,560 --> 00:39:40,010
توضيح بهتري داشتم که بهت بدم ؛

429
00:39:40,570 --> 00:39:43,490
توضيح براي اينکه چرا از پاريس
رفتي يا اينکه چرا منو ترک کردي ؟

430
00:39:43,550 --> 00:39:45,780
تو که ميدوني من چه حسي بهت دارم ؛

431
00:39:47,810 --> 00:39:49,850
اون حس هيچ تغييري نکرده

432
00:39:53,680 --> 00:39:55,670
اما ، من نميتونم برگردم

433
00:39:57,700 --> 00:40:00,360
لانا ، من نيومدم اينجا که
دوباره برت گردونم

434
00:40:02,500 --> 00:40:04,950
اومدم اينجا که پيشت باشم

435
00:40:26,207 --> 00:40:41,207
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

