﻿1
00:00:07,007 --> 00:00:11,034
پروفسور ، چرا به لوتر اجازه داديم اينکارو بکنه ؟
يه نگاه به اينجا بنداز

2
00:00:11,211 --> 00:00:13,645
اون هيچ کاري جز بي حرمتي به
زمينِ مقدسمون نکرده

3
00:00:13,813 --> 00:00:16,077
تاريخ به ما ياد داده که
دربينِ دشمنانمون قدم بزنيم

4
00:00:16,249 --> 00:00:18,183
آره ، درحاليکه بطورِ کامل از رو
خودمون هم قدم ميزنن ؟

5
00:00:18,351 --> 00:00:20,911
. . خشمت رو درک ميکنم ، جرمايا

6
00:00:21,087 --> 00:00:24,989
اما بدون اجازه اون ، ما هيچگونه . .
دسترسي اي به اين غارها نداريم

7
00:00:31,731 --> 00:00:35,223
پروفسور ويلوبروک " ممنون از اينکه "
خودتونو زود رسوندين اينجا

8
00:00:35,402 --> 00:00:41,170
گرچه ، فکرنميکردم که ميخوايد
يکي ديگه رو هم همراهه خودتون بياريد

9
00:00:41,341 --> 00:00:44,799
ايشون " جرمايا هولدسکلاو " هستن ؛
. . رئيس آينده قبيله کواچي

10
00:00:46,012 --> 00:00:48,105
و يکي از درخشنده ترين . .
شاگردانِ فارغ التحصيل شده من

11
00:00:48,748 --> 00:00:50,113
اوه -
. . شايد بتونه کمکي بکنه -

12
00:00:50,283 --> 00:00:52,342
در شناساييِ آثار دست ساز . .

13
00:00:52,786 --> 00:00:56,187
جرمايا ، آشناييتون باعثِ افتخارم هست

14
00:01:02,095 --> 00:01:04,393
شايد بهتر باشه چيزي رو که پيدا کردين رو
بهمون نشون بدين

15
00:01:05,832 --> 00:01:09,131
بله ، البته ، مريم

16
00:01:11,705 --> 00:01:13,832
شما . . ؟

17
00:01:14,174 --> 00:01:16,301
نظرتون دربارش چيه ، پروفسور ؟

18
00:01:18,745 --> 00:01:20,975
فوق العاده ست ، پالاک

19
00:01:23,783 --> 00:01:25,273
" پالاک "

20
00:01:25,452 --> 00:01:26,749
پالاک " چي هست ؟ "

21
00:01:30,523 --> 00:01:32,388
نوعي ظرفِ آشپزي سنتي باستاني هست

22
00:01:32,692 --> 00:01:34,216
ظرف آشپزي ؟

23
00:01:34,627 --> 00:01:36,356
مثالِ زيبايي هست

24
00:01:37,731 --> 00:01:40,393
جرمايا ، تو چي فکرميکني ؟

25
00:01:40,567 --> 00:01:42,364
فکرکنم حق با پروفسور هست

26
00:01:43,703 --> 00:01:46,729
بنظرم بايد اينو برگردونيم به موزه تا
بطورِ مناسبي روش مطالعه کنيم

27
00:01:46,906 --> 00:01:48,897
اوه ، نه ، اين وسيله نميشه از
غار بره بيرون

28
00:01:49,075 --> 00:01:52,010
نه تا زماني که من اونو کاملا
آناليز کرده باشم ، مريم

29
00:01:54,314 --> 00:01:57,215
اگه همونطور که ادعا ميکني ، دوستِ
. . قبيله کواچي هستي

30
00:01:57,384 --> 00:01:59,375
پس ، براي چي نميذاري اينو . .
الان با خودمون ببريم ؟

31
00:01:59,619 --> 00:02:04,613
پروفسور ، ميشه لطفا اين اثرو
بدين به من ؟

32
00:02:07,027 --> 00:02:09,791
جرمايا ، داري منو خجالت ميدي

33
00:02:09,963 --> 00:02:13,763
پروفسور ، اين خاک باستاني کواچي هست

34
00:02:14,901 --> 00:02:17,131
تمامي چيزايي که اينجاست
همه اشون متعلق به ما هستن

35
00:02:17,303 --> 00:02:19,237
! نه ! نه

36
00:02:36,489 --> 00:02:38,150
بدِش به من

37
00:02:42,695 --> 00:02:45,994
خنجر رو بده به من ، جرمايا

38
00:03:21,101 --> 00:03:22,568
پيداش کنيد ؛

39
00:03:24,037 --> 00:03:26,369
و خنجر رو برام بياريد

40
00:03:36,970 --> 00:04:48,497
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

41
00:04:49,921 --> 00:04:51,388
پروفسور ويلوبروک ؟

42
00:04:51,890 --> 00:04:55,018
اين ها پله هاي زيادي براي يه
مَرده پير هستن که ازشون بياد بالا

43
00:04:56,027 --> 00:04:58,086
متاسفم از اينکه جديداً نيومدم ديدنتون

44
00:04:58,263 --> 00:05:02,393
. . بين مزرعه و مدرسه ، من -
نميخواد عذر و بهانه بياري ، نامان -

45
00:05:04,336 --> 00:05:06,133
نگران نباش

46
00:05:06,304 --> 00:05:07,862
رازِت پيش من در امانه

47
00:05:08,540 --> 00:05:10,531
من " نامان " نيستم

48
00:05:10,709 --> 00:05:12,438
اون فقط يه داستان رو ديوارِ غار هست

49
00:05:13,445 --> 00:05:16,414
تا ديشب ، منم همين باور داشتم

50
00:05:17,248 --> 00:05:18,579
ديشب چه اتفاقي افتاد ؟

51
00:05:19,784 --> 00:05:22,184
سرنوشتت معلوم شده

52
00:05:24,222 --> 00:05:25,746
. . بهش ميگن پالاک

53
00:05:25,924 --> 00:05:29,121
لبه هاي درخشاني داره . .
پونصد سال هست که گُم شده بوده

54
00:05:29,294 --> 00:05:31,091
تا زماني که " ليونل لوتر " اونو پيداش کرده

55
00:05:31,529 --> 00:05:34,657
" اون نوري ميتابونه به " ساگيت
. . تا " نامان " بتونه هم شناسايي و هم نابود کنه

56
00:05:34,833 --> 00:05:36,061
بزرگترين دشمنش رو . .

57
00:05:36,234 --> 00:05:38,702
و " ويلوبروک " اومده اينجا چون
فکرميکنه تو " نامان " هستي ؟

58
00:05:39,170 --> 00:05:43,106
پدر ، بايد ميديدي چطوري بهم نگاه ميکرد ؛
نوعي نگاه مقاومت ناپذير بود

59
00:05:43,274 --> 00:05:46,175
خوب ، کلارک ؛
اون فکرميکنه تو نجات دهنده مردمش هستي

60
00:05:46,344 --> 00:05:48,812
اين بارِ خيلي سنگيني هست ؛
حتي . . حتي براي تو

61
00:05:48,980 --> 00:05:50,208
آره ، اما نيست

62
00:05:50,382 --> 00:05:53,146
يعني ، من به سختي ميتونم از خودم مراقبت کنم -
بشين -

63
00:05:53,618 --> 00:05:59,284
ببين ، نميتوني خودتو بخاطره يکسري پيشگويي هايي
که روي ديوار غار نوشته شده ، درگير کني

64
00:05:59,624 --> 00:06:02,491
بجز بعضي از اين پيشگويي ها که
دارن به حقيقت ميرسن

65
00:06:02,661 --> 00:06:03,889
چي ؟

66
00:06:04,062 --> 00:06:07,759
يکي از شاگردايِ ويلوبروک خنجرو برداشته و
اون خنجر بهش نيرو داده

67
00:06:07,932 --> 00:06:09,923
دقيقا داريم درباره چه نيروهايي
حرف ميزنيم ، کلارک ؟

68
00:06:10,101 --> 00:06:13,002
تاحالا ، قوي بودن ، سرعت
و همينطورم ضدگلوله ست

69
00:06:13,438 --> 00:06:14,769
چطور همچين چيزي ممکنه ؟

70
00:06:15,206 --> 00:06:17,401
قبيله کواچي مسئوليت درامنيت نگهداشتن
اون وسيله رو دارن

71
00:06:17,575 --> 00:06:20,009
با نگهداشتن اون خنجر تو دست ، بهشون
. . نيروهايي براي حفاظت از اون داده ميشه

72
00:06:20,178 --> 00:06:22,646
تا زماني که بتونن اون خنجرو . .
به " نامان " واقعي برسونن

73
00:06:24,015 --> 00:06:25,505
. . کلارک

74
00:06:26,351 --> 00:06:28,342
. . من يه مدت کوتاهي نيروهايِ تورو داشتم . .

75
00:06:28,520 --> 00:06:31,284
اما ، باور کن ، داشتن اون همه . .
نيرو ، احساسِ خيلي خوبي به آدم ميداد

76
00:06:31,589 --> 00:06:33,784
فکرنميکني که " جرمايا " بخواد
اونو دوباره پس بده

77
00:06:34,793 --> 00:06:36,420
نه

78
00:06:37,162 --> 00:06:40,928
" کلارک ، بايد قبل از اينکه دستِ " ليونل لوتر
بهش برسه اونو پيدا کني و جلوشو بگيري

79
00:06:44,436 --> 00:06:47,872
براي چي به حرفم گوش نميدي ؟
! بهت گفتم که نميخوام دربارش حرف بزنم

80
00:06:48,039 --> 00:06:51,440
يادم باشه ، همه تماس هاي
خريدارهارو بدين به پيت

81
00:06:51,609 --> 00:06:53,975
نميخواي بهم بگي موضوع چيه ؟

82
00:06:54,145 --> 00:06:56,079
چيزي نيست

83
00:06:56,347 --> 00:07:00,010
کُل شبو رفته بودي جايي يا اينکه بنظرت
لباس عوض کردن خيلي کِليشه شده ؟

84
00:07:01,753 --> 00:07:04,313
امروز صبح خيلي حس لباس شستن نداشتم

85
00:07:04,656 --> 00:07:06,180
چه آدم شلخته اي

86
00:07:06,357 --> 00:07:08,825
هِي ، ميخواي آزمون ژيمناستيک رو
مرور کني ؟

87
00:07:09,127 --> 00:07:10,856
متاسفم ، ميشه يکي ديگه رو
واسه اينکار پيدا کني ؟

88
00:07:11,529 --> 00:07:15,625
پيت راس " فرصت نگاه کردن به ورزش "
اسپانداکس " دختراي دبيرستان اسمالويل رو رد ميکنه ؟ "

89
00:07:15,800 --> 00:07:18,166
ببين ، نميتونم اينکارو بکنم ، باشه ؟

90
00:07:18,570 --> 00:07:19,832
بايد به کلاسم برسم

91
00:07:21,539 --> 00:07:24,770
خوب ، يه لحظه وايسا ؛
و بعدش منم باهات ميام

92
00:07:27,679 --> 00:07:29,647
يا نه

93
00:07:39,991 --> 00:07:42,721
پدر ، وقتي شنيدم زود حرکت کردم -
. . لکس ، من -

94
00:07:42,894 --> 00:07:44,122
حالت خوبه ؟ -
آره -

95
00:07:44,295 --> 00:07:49,289
ميشه مارو تنها بذارين ، لطفا ؟
. . آره ، خوبم پسرم ، من فقط

96
00:07:49,501 --> 00:07:52,766
. . چندتايي از دنده هام آسيب ديدن . .

97
00:07:53,338 --> 00:07:56,796
شايعاتي که اين دور و اطراف هست
. . اينه که ، کسي که بهتون حمله کرده

98
00:07:56,975 --> 00:07:59,375
يه خنجر باستاني کواچي . .
. . به همراهه خودش داشته

99
00:07:59,544 --> 00:08:03,105
که فرضاً اون خنجر بهش نيروهاي . .
خارق العاده قدرت و سرعت داده بوده

100
00:08:04,215 --> 00:08:07,878
خوب ، اگه اين درست باشه ؛
اونوقت چيزِ گرانبهايي نيست ؟

101
00:08:10,321 --> 00:08:12,414
به همين خاطره که اومدي اينجا ؟

102
00:08:14,225 --> 00:08:16,386
من ديگه تو گذشته ها زندگي نميکنم ، پدر

103
00:08:16,561 --> 00:08:19,086
يکي يبار بهم گفت اونکار
ضعفِ آدمو ميرسونه

104
00:08:19,464 --> 00:08:21,329
با توجه به اتفاقاتِ بدي که تو
. . غار جديدا رُخ داده

105
00:08:21,499 --> 00:08:24,434
شايد بهتر باشه کم کم شروع کني . .
به نصيحت هاي خودت عمل کني

106
00:08:26,971 --> 00:08:28,734
. . پدر

107
00:08:28,907 --> 00:08:33,241
چرا نميذاري با رابط هاي که . .
تو نيرويِ پليس دارم اين يارو رو پيدا کنم ؟

108
00:08:33,878 --> 00:08:36,904
باتوجه به چيزايي که جديداً بينِ
. . من و تو رُخ داده

109
00:08:37,081 --> 00:08:41,142
. . اين نگراني فرزندانه اي تو داري . .

110
00:08:42,387 --> 00:08:44,947
کمي تاثيرگذار و غافلگير کننده ست . .

111
00:08:46,324 --> 00:08:48,155
تو کي هستي ، لکس ؟

112
00:08:51,062 --> 00:08:52,586
. . پدر

113
00:08:53,164 --> 00:08:55,462
. . هيچ اهميتي داره که اختلافاتمون چي هستن . .

114
00:08:56,167 --> 00:08:59,330
من هميشه براي سلامتي و خوب بودنت . .
احساس نگراني ميکنم

115
00:09:02,440 --> 00:09:06,399
ميدوني لکس ، چيزي که حتي بيشتر از
دنده هام آسيب ديده ، خودم هستم

116
00:09:06,578 --> 00:09:09,945
هرگونه چيزي بيشتر از اون ؛
فقط منو شرم زده ميکنه

117
00:09:10,114 --> 00:09:12,810
. . خوب ، درباره غارها

118
00:09:12,984 --> 00:09:17,216
نظرت چيه ؟ بيا اين موضوع رو
فراموش کنيم ، باشه ؟

119
00:09:30,201 --> 00:09:31,498
قبول نشدي ؟

120
00:09:31,970 --> 00:09:34,939
نه ، نه ، قبول شدم

121
00:09:37,609 --> 00:09:40,840
درخواست کمک مالي که کرده بودمو رد کردن ؛
که به اين معني هست که نميتونم برم

122
00:09:46,985 --> 00:09:48,543
خوب ، يه لحظه صبر کن

123
00:09:49,087 --> 00:09:52,784
قبل از اينکه بري و خودتو آماده کني که
. . قهوه بريزي تو اين حالت گُل آفتاب گردوني اي که داري

124
00:09:52,957 --> 00:09:55,482
چرا نميري با " لکس " حرف بزني ؟ . .

125
00:09:55,660 --> 00:09:58,128
کلويي ، من از لکس درخواست قرض نميکنم

126
00:09:58,296 --> 00:10:00,730
چرا نه ؟ خودت ميدوني که
از اينکار خوشحالم ميشه

127
00:10:01,132 --> 00:10:02,861
اما ميخوام اينکارو خودم و خودم بکنم

128
00:10:04,102 --> 00:10:07,230
خوب ، خودخواهانه ست ، اما
اگه تصميم داري بموني خوشحال ميشم

129
00:10:08,373 --> 00:10:10,466
اما اگه لکس جايِ تو بود ؛
. . فکرميکني

130
00:10:10,642 --> 00:10:14,635
فقط يه دست اندازِ کوچيک تو جاده . .
اونو از دنبالِ روياهاش رفتن ميتوسونه ؟

131
00:10:15,346 --> 00:10:17,439
بهش زنگ بزن

132
00:10:41,339 --> 00:10:43,830
اينجا تور براي دانش آموزان آينده ست ؛
کلارک ؟

133
00:10:44,409 --> 00:10:45,842
تو اينکارو کردي ؟

134
00:10:46,344 --> 00:10:49,370
کدوم دليل ممکنه رو ميتونم داشته باشم که
. . بخوام اين دفترو جستجو کنم

135
00:10:49,547 --> 00:10:51,208
دفتر يه معلم دستيارو ؟ . .

136
00:10:51,716 --> 00:10:53,684
پس ، بهم بگو چرا اينجايي ؟

137
00:10:53,851 --> 00:10:55,716
اول تو بگو

138
00:10:57,889 --> 00:11:00,949
جرمايا " قرار بود تو نوشتن نامه کوتاه "
بهم کمک کنه

139
00:11:02,560 --> 00:11:04,221
نامه کوتاه ؛

140
00:11:05,697 --> 00:11:09,861
پس ، دليل اومدنت هيچ ربطي به اتفاقي که
. .  ديشب براش افتاد و

141
00:11:10,034 --> 00:11:13,197
فرارش با اون قطعه باستاني . .
مقدس کواچي ، نداره

142
00:11:14,372 --> 00:11:15,634
نميدونستم

143
00:11:17,809 --> 00:11:19,902
خوب ، غافلگير شدم

144
00:11:20,078 --> 00:11:24,412
يعني ، تو معمولا درباره همه اتفاقايي که
تو غار ميفته خوب خبر داري

145
00:11:24,582 --> 00:11:28,450
بخاطره اون کاغذهايي که هميشه داري مينويسيشون -
هنوز بهم نگفتي چرا اينجايي ؟ -

146
00:11:30,154 --> 00:11:32,554
خوب ، با توجه به افسانه
. . نامان و ساگيت

147
00:11:32,724 --> 00:11:35,522
اين اثر دستي گم شده ؛ . .
. .  نيروهاي خارق العاده اي رو ميده

148
00:11:35,693 --> 00:11:37,058
به هرکسي که اون اثرو پيشِ خودش داره . .

149
00:11:37,228 --> 00:11:38,593
تو که واقعا اينو باور نداري

150
00:11:38,796 --> 00:11:42,789
دوست دارم ذهنمو براي
ممکن ترين احتمالات باز نگهدارم

151
00:11:46,471 --> 00:11:49,167
کم کم داري شبيهه پدرت ميشي

152
00:11:51,342 --> 00:11:54,311
. . فکرکنم بايد دلخور بشم

153
00:11:56,481 --> 00:12:00,008
اما ، بنظر مياد اون حسابي . .
هردومون رو شکست داده

154
00:12:08,793 --> 00:12:11,421
يه چيزي رو بهم بگو ، کلارک

155
00:12:14,665 --> 00:12:17,327
هيچ نظري داري که اين ممکنه
چي باشه ؟

156
00:12:22,106 --> 00:12:23,573
. . اوه

157
00:12:23,741 --> 00:12:27,404
اگه دوستت رو پيدا کردي . .
بهش بگو دوست دارم ببينمش

158
00:12:27,578 --> 00:12:30,069
و با نامه کوتاهت ، هم موفق باشي

159
00:12:38,356 --> 00:12:42,122
اگه حتي ميدونستم هم که اون کجاست ؛
براي چي فکرميکني که اون به حرفم گوش ميده ؟

160
00:12:42,293 --> 00:12:45,319
اما ، اونطور که من فهميدم ؛
. . تو نه تنها مشاور آکادميک اون هستي

161
00:12:45,496 --> 00:12:47,225
. . اما همينطورم . .

162
00:12:47,765 --> 00:12:50,632
مشاور روحي و معنويش هم هستي . .

163
00:12:50,802 --> 00:12:53,327
آره ؟ -
. . خوب ، براي چي فقط بهش توضيح نميدي که -

164
00:12:53,504 --> 00:12:55,529
خنجر مالِ اون نيست که . .
بخواد نگهش داره ؟

165
00:12:55,706 --> 00:12:59,733
تو چي دربارش ميدوني ؟ -
من نوشته هاتون رو خوندم ، پروفسور -

166
00:12:59,911 --> 00:13:02,072
اون به خودت هم تعلق نداره

167
00:13:02,246 --> 00:13:05,272
ميدوني ، من مقاديرِ قابل توجهي
تاثير اين دور و اطراف دارم

168
00:13:05,450 --> 00:13:07,680
آره ؟ -
اين يه تهديده ؟ -

169
00:13:07,852 --> 00:13:09,547
نه ، البته که نه

170
00:13:09,720 --> 00:13:11,813
اما من تحت تاثير کارِتون قرار گرفتم

171
00:13:11,989 --> 00:13:15,390
داشتم به اين فکرميکردم که به
. . بخشِتون يه امتيازِ قابل ملاحظه اي بدم

172
00:13:15,560 --> 00:13:18,290
تا بتونيد به تحقيقاتتون ادامه بدين . .

173
00:13:19,163 --> 00:13:22,929
بهم نگو مَرده تحصيل کرده اي مثل شما
ميخواد موجوديشو بذاره پايِ افسانه هاي هندي قديمي

174
00:13:23,101 --> 00:13:25,035
. . ببين ، پروفسور

175
00:13:25,203 --> 00:13:29,902
خودت و من ديديم که . .
جرمايا " تو غار چيکار کرد "

176
00:13:31,075 --> 00:13:33,566
يه چندوقتي بود من مشکوک شده بودم
. . به اين که اونجا

177
00:13:33,744 --> 00:13:37,680
يکسري انسان هاي خاصي هستن که . .
توانِ انجام کارايي مثلِ اونو دارن

178
00:13:37,849 --> 00:13:39,111
حالا ميدونم که حق با من بوده

179
00:13:40,051 --> 00:13:41,746
. . اگه درباره کارهايِ من خوندين

180
00:13:41,919 --> 00:13:45,878
پس اينم بايد بدوني که اگه آدم اشتباهي . .
به اون خنجر دست بزنه ، خنجر متلاشي ميشه

181
00:13:46,057 --> 00:13:47,957
. بله

182
00:13:49,927 --> 00:13:51,918
. " ساگيت "

183
00:13:53,564 --> 00:13:57,000
اون کيه ؟ -
. . با توجه به افسانه -

184
00:13:57,168 --> 00:13:59,796
. حاملِ تاريکيه . . .

185
00:14:02,607 --> 00:14:06,976
. کلارک " ؛ عجب تصادفي "

186
00:14:07,378 --> 00:14:09,312
. از ديدنت خوشحالم

187
00:14:11,582 --> 00:14:13,447
. پروفسور

188
00:14:15,753 --> 00:14:17,243
چي ميخواست ؟

189
00:14:17,421 --> 00:14:19,889
. " همون چيزي که تو ميخواي " نامان

190
00:14:20,291 --> 00:14:22,088
. پروفسور ، لطفا ديگه منو به اين اسم صدا نکنين

191
00:14:22,560 --> 00:14:24,653
. . کسي که سرنوشت خودشو انکار کنه

192
00:14:24,829 --> 00:14:28,321
ميتونه به اندازه ي بزرگترين دشمنت ؛ . .
. درد و رنج به ارمغان بياره

193
00:14:28,499 --> 00:14:31,491
. خواهش ميکنم ؛ پروفسور
. فقط واسه کمک اينجا اومدم

194
00:14:32,603 --> 00:14:35,800
نميخوام " جرمايا " به کسي آسيب برسونه
. که اين شامل خودش هم ميشه

195
00:14:35,973 --> 00:14:38,965
اين نقش ديواري ؛ روي يکي از
. پرده هاي دفترش نقاشي شده بود

196
00:14:39,143 --> 00:14:40,667
. سعي کردم از روش بکِشم

197
00:14:44,815 --> 00:14:48,114
. کلارک " ؛ اونجا مکان خواب ابديه "

198
00:14:48,819 --> 00:14:54,780
مکان دفن مردگان ؛ جايي که اقوام کهنِ کواچي
. مراسم مذهبي مرگ رو به اجرا درمياوردن

199
00:14:55,426 --> 00:14:58,259
. جرمايا " ؛ رساله ي خودش رو دراون مورد نوشته "

200
00:14:58,429 --> 00:15:00,329
هنوز وجود داره ؟

201
00:15:20,818 --> 00:15:22,752
. " جرمايا "

202
00:15:30,728 --> 00:15:33,561
. جرمايا " ديگه وجود نداره پروفسور "

203
00:15:34,365 --> 00:15:37,892
نميتوني اجازه بدي قدرت خنجر ؛
. روي قدرت تشخيص و قضاوتت اثر بذاره

204
00:15:40,972 --> 00:15:43,202
. اين خنجر ، همه چيزو کاملا واضح کرده

205
00:15:43,374 --> 00:15:47,174
وظيفه ي تو اينه که از خنجر براي " نامان " ؛
. محافظت کني . اون ؛ " نامانِ"ـه

206
00:15:48,212 --> 00:15:50,737
اون ؟
. اون که حتي عضو قبيله ي کواچي هم نيست

207
00:15:52,550 --> 00:15:55,485
. ببين ، واقعا مهم نيست که من کيم

208
00:15:55,853 --> 00:15:57,718
. " اون خنجر خطرناکه " جرمايا

209
00:15:58,055 --> 00:16:00,717
. اين خنجر ، قدرت ده مرد رو بهم ميده

210
00:16:00,891 --> 00:16:03,689
. ميتونم از چشم هام ، آتش شليک کنم

211
00:16:03,861 --> 00:16:06,091
نميبينيد ، پروفسور ؟

212
00:16:06,530 --> 00:16:08,157
. من ؛ " نامان " هستم

213
00:16:08,332 --> 00:16:12,428
. " تو پيشگويي رو اشتباه فهميدي " جرمايا

214
00:16:16,641 --> 00:16:19,201
. تمام اين سال ها ؛ به حرفت گوش دادم

215
00:16:19,377 --> 00:16:21,777
. ولي الان متوجه شدم که تو جلومو گرفته بودي

216
00:16:25,483 --> 00:16:28,384
ميترسيدي که من
. از تو قدرتمندتر بشم

217
00:16:28,552 --> 00:16:32,955
. جرمايا " ؛ اين قدرت خنجره "
. داره فاسدت ميکنه ؛ فقط بذارش زمين

218
00:16:34,959 --> 00:16:37,757
. من از کسي دستور نميگيرم

219
00:16:38,362 --> 00:16:40,660
. من ؛ ناجي قبيله ام خواهم شد

220
00:16:40,831 --> 00:16:43,163
! ساگيت " رو ميارم اينجا و ميکُشمش "

221
00:16:43,334 --> 00:16:45,097
. تو حتي " ساگيت " رو نميشناسي

222
00:16:45,269 --> 00:16:47,066
. ممکنه يه آدم بي گناه رو بکُشي

223
00:16:49,473 --> 00:16:50,804
. . مَردي که ميخوام بکُشم

224
00:16:51,642 --> 00:16:53,701
. از بي گناهي فاصله ي زيادي داره . . .

225
00:17:10,695 --> 00:17:13,664
. از سر راهم برو کنار ، پيام آور تقلبي

226
00:17:13,664 --> 00:17:23,664
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

227
00:17:53,536 --> 00:17:56,004
کلارک " ؛ ميدوني کجا رفته ؟ "

228
00:17:56,372 --> 00:17:59,273
. مطمئنم دنبال " ليونل لوتر "رفته

229
00:18:00,176 --> 00:18:02,167
. چونکه فکر ميکنه " ليونل " ؛ همون " ساگيت"هست

230
00:18:02,345 --> 00:18:04,870
يادمه اولين بار اينو از
. کِيلا " ياد گرفتي "

231
00:18:05,047 --> 00:18:09,177
اون گفت " ساگيت " قراره از بين
. يکي از آدمهاي خوب پيدا بشه

232
00:18:09,352 --> 00:18:11,115
. ولي ، اين پيشگويي ، نوشته شده نيست

233
00:18:12,355 --> 00:18:16,018
سينه به سينه نقل شده ؛ پس ميتونه
. ميليونها شرح و تفسير بهش خورده باشه

234
00:18:16,192 --> 00:18:17,682
تفسير تو چيه ؟

235
00:18:17,860 --> 00:18:20,454
. نميدونم
. . پروفسور " ويلوبروک " ؛

236
00:18:20,630 --> 00:18:21,858
. فکر ميکنه من ؛ " نامان " هستم . . .

237
00:18:22,899 --> 00:18:25,925
و " جور-ال " ازم ميخواد که به يه جور
. . جنگجوي کريپتوني تبديل بشم

238
00:18:26,736 --> 00:18:28,636
. ولي من فقط ميخوام " کلارک کِنت " باشم

239
00:18:29,205 --> 00:18:33,369
خوب ، تو ؛ " کلارک کِنت " هستي و چه خوشت بياد يا نه
. تو ، تنها کسي هستي که ميتونه جلوي اين بچه رو بگيره

240
00:18:35,711 --> 00:18:37,702
. بايد به " ليونل " هشدار بديم -
. نه -

241
00:18:38,981 --> 00:18:40,312
. . جاناتان " ؛ الان گفتي که "

242
00:18:40,483 --> 00:18:42,815
. . نميخوام بهش اطلاعاتي بدم که

243
00:18:42,985 --> 00:18:45,977
بهش کمک کنه قبل از " کلارک "؛ . .
. اين اسلحه رو پيدا کنه

244
00:18:46,589 --> 00:18:50,150
پسرن ، کاري که بايد بکني اينه که قبل از اينکه
. جرمايا " ؛ " ليونل " رو بکُشه پيداش کني "

245
00:18:50,993 --> 00:18:55,293
پدر ؛ حتي اگه " جرمايا " رو پيدا کنم ؛ نميدونم که
. چطوري اون خنجرو ازش بگيرم

246
00:18:56,299 --> 00:19:00,167
اگه اون قدرتهاي تو رو داره ؛ امکان زيادي هست
.  که ضعف هاي تو رو هم داشته باشه

247
00:19:08,678 --> 00:19:14,207
ميدونم ميخواي چي بگي ؛ که اين
. دکور تقلبي مصري به طرز وحشتناکي کهنه اس

248
00:19:14,383 --> 00:19:18,183
پس ؛ در اينصورت بايد ازتون بخوام که از قوه ي
. تخيلِتون استفاده کنين تا امکانات بالقوه ي اينجا رو ببينين

249
00:19:18,354 --> 00:19:20,788
و اينو توي ذهنتون نگه دارين که مهمترين چيز
. مکان ؛ مکان و مکان هست

250
00:19:20,957 --> 00:19:22,822
سلام ؛ کمکي از دستم برمياد ؟ -
. بله -

251
00:19:22,992 --> 00:19:25,324
لطفا يه ليوان " اِرل گرِي " و
. هرچي که مشتريم ميل داشته باشه

252
00:19:25,494 --> 00:19:29,089
. يه نگاهي هم به طبقه ي  بالا بندازين
. . يه مکان زندگي بسيار زيبا

253
00:19:29,665 --> 00:19:31,929
. خانم ؛ فکر کنم يه سوء تفاهمي پيش اومده

254
00:19:32,902 --> 00:19:34,369
. تالون " ؛ فروشي نيست "

255
00:19:35,071 --> 00:19:37,665
. خوب ؛ چرا ؛ فروشيه عزيزم
. لِکس لوتِر " استخدامم کرده تا بفروشمش "

256
00:19:39,308 --> 00:19:41,299
. ببخشيد

257
00:19:41,744 --> 00:19:45,111
. . من هم اينجا سهم دارم ؛ شما نميتونين همينطوري -
. به خودش بگو -

258
00:19:53,656 --> 00:19:56,784
نميتوني همينطوري بدون اينکه با من
. مشورت کني " تالون " رو بفروشي

259
00:19:57,193 --> 00:20:00,060
فکر کردم براي اينکه از پس هزينه هاي رفتن به
. پاريس " بربياي ؛ به فروش اونجا احتياج داري "

260
00:20:00,229 --> 00:20:04,063
. نه ؛ من ازت خواستم که سهمِ منو بخري
. ازت نخواستم که کل ساختمون رو بفروشي

261
00:20:04,233 --> 00:20:05,928
. چه اين و چه اون ؛ تو پولتو ميگيري

262
00:20:06,102 --> 00:20:08,627
." من ؛ قلب و روحم رو اونجا گذاشتم " لِکس

263
00:20:08,804 --> 00:20:13,867
اونجا پاتوقِ دوستامه ؛ يه جاي مقدسه ؛
. نميخوام به يه جاي مزخرف تبديل بشه

264
00:20:14,043 --> 00:20:17,877
لانا " ؛ فروش اونجا ممکنه برات شکه کننده باشه "
. ولي ؛  از " تالون " اينقدرها هم پول درنمياد

265
00:20:18,047 --> 00:20:21,813
و شخصا ؛ هيچ علاقه اي
. به کسب و کار قهوه فروشي ندارم

266
00:20:22,251 --> 00:20:24,845
. اگه ساختمان رو بفروشم سودمندتره

267
00:20:25,721 --> 00:20:30,090
اگه " تالون " اينقدر سرمايه گذاري وحشتناکيه
پس چرا اينهمه وقت نگهِش داشتي ؟

268
00:20:32,461 --> 00:20:35,123
. فکر کنم مشخصه

269
00:20:36,799 --> 00:20:39,199
. واسه تو اينکارو کردم

270
00:20:42,672 --> 00:20:45,402
يه عالمه وقت با
. . کوسه هاي " وال استريت " سرو کله زدم

271
00:20:45,574 --> 00:20:47,235
. . و ماهي هاي شکارچي اتاق ملاقات هيات مديره

272
00:20:47,810 --> 00:20:49,835
. . که خوبه يه هواي تازه اي وارد شرکت بشه . .

273
00:20:50,012 --> 00:20:52,845
توسط کسي به صداقت و . .
. پاکي قلبِ تو

274
00:20:53,516 --> 00:20:56,781
به طريقي ؛ تو
. بهترين شريکي هستي که داشتم

275
00:21:00,122 --> 00:21:01,612
. " متشکرم " لِکس

276
00:21:01,924 --> 00:21:05,018
ولي ؛ تو داري اينجا رو ترک ميکني
. و قابل جايگزيني هم نيستي

277
00:21:08,731 --> 00:21:11,894
پس ؛ چرا چيزي رو نگه دارم
که ديگه تموم شده اس ؟

278
00:21:15,972 --> 00:21:19,305
مگر اينکه ؛ البته ؛ واقعا موضوع اين باشه
. که تو دودِل شده باشي

279
00:21:19,475 --> 00:21:22,467
چي ؟
. . نه ؛ من

280
00:21:22,778 --> 00:21:26,305
چونکه بايد از خودت بپرسي " لانا " ؛
کي هستي ؟

281
00:21:27,883 --> 00:21:30,647
آيا دختري از شهري کوچک هستي که
. . خوشحاله روزهاشو در حاليکه

282
00:21:30,820 --> 00:21:33,118
توي کافي شاپ با دوستاش دَري وَري ميگه
بگذرونه ؟

283
00:21:35,458 --> 00:21:38,256
يا ؛ دختري هستي که به " پاريس " ميره ؟

284
00:22:04,053 --> 00:22:05,611
چي ميخواي ؟

285
00:22:07,423 --> 00:22:09,516
. همون چيزي که تو ميخواي

286
00:22:09,692 --> 00:22:13,856
تا صحيح و سالم بودن افراد
. قبيله ي کواچي رو تضمين کنم

287
00:22:14,196 --> 00:22:16,494
. پس ؛ دست از غارت غارهاشون بردار

288
00:22:16,665 --> 00:22:21,193
ولي ، واقعا اون غارها ، حقِ کين " کلارک " ؟

289
00:22:21,404 --> 00:22:25,306
خونواده ي تو ؟
. به نظر مياد که خونواده ات خودشونو مالک اونجا ميدونن

290
00:22:26,409 --> 00:22:29,139
. خنده داره
. منم ميتونم همينو ؛ به خودت بگم

291
00:22:30,780 --> 00:22:33,943
ميخواي کاري به کار کواچي نداشته باشم ؟
. پس ، يه پيامي رو واسم برسون

292
00:22:34,116 --> 00:22:36,016
. بهشون بگو اون وسيله ي سرقت شده رو برگردونن

293
00:22:36,185 --> 00:22:37,880
. اگه من جات بودم ، حسابي حواسمو جمع ميکردم

294
00:22:38,054 --> 00:22:40,488
. ميگن اون وسيله خطرناکه

295
00:22:40,656 --> 00:22:45,525
بدست آوردن هر چيز ارزشمندي هميشه
. . يه مقدار خطر معيني رو داره

296
00:22:45,694 --> 00:22:49,824
. . و به نظرم اون خنجر باارزشه . .

297
00:22:49,999 --> 00:22:52,365
. اونم ارزشهاي بسيار زيادي . . .

298
00:22:53,436 --> 00:22:56,496
منظورت چيه ؟ -
. بايد روش آزمايش انجام بديم تا مطمئن بشيم -

299
00:22:56,672 --> 00:22:59,266
. . ولي من مطمئنم که اون خنجر

300
00:22:59,442 --> 00:23:02,809
از همون فلزي ساخته شده که . .
. اون کليدِ هشت ضلعي ساخته شده

301
00:23:02,978 --> 00:23:08,348
امکانش هست که از فلزي که در ساخت خنجر بکار رفته
. براي درست کردن يه کليد ديگه مثل اولي استفاده کرد

302
00:23:09,585 --> 00:23:14,022
. فکر ميکردم کليد اصلي توي ديوار غاره -
. دانشمندهام نتونستن پيداش کنن -

303
00:23:15,291 --> 00:23:17,259
واقعا فکر ميکني کمکت ميکنم ؟

304
00:23:17,426 --> 00:23:19,860
چرا داريم وقتمونو تلف ميکنيم " کلارک " ؟

305
00:23:20,029 --> 00:23:23,931
تو هم به اندازه ي من مشتاق حل کردن
. معماي اون غار هستي

306
00:23:24,467 --> 00:23:27,994
حتي اگه بخوام کمکت کنم ؛
. مردم کواچي ازم دستور نميگيرن

307
00:23:28,170 --> 00:23:29,967
. اينقدر فروتن نباش

308
00:23:30,139 --> 00:23:33,108
مطمئنم که اونا هم مثل من اعتقاد دارن که
. . تو

309
00:23:34,977 --> 00:23:38,003
. يه مرد جوان خاصي هستي . .
. اونا بهت ايمان دارن

310
00:23:43,486 --> 00:23:47,047
همينطور ميتوني به پروفسور بگي
. . که من ميتونم در يک چشم به هم زدن

311
00:23:47,223 --> 00:23:51,922
از متحدي مخلص و راست کردار . .
. . به دشمن کينه توز بسيار ترسناکي

312
00:23:52,428 --> 00:23:54,726
. تبديل بشم . . .

313
00:23:56,232 --> 00:23:58,223
. دوستي که ؛ به دشمن تبديل ميشه

314
00:23:59,735 --> 00:24:01,669
ببخشيد ؟

315
00:24:03,205 --> 00:24:08,734
آقاي " لوتِر " ؛ اون غارها به خانواده ي من تعلق ندارن
. ولي اين طويله مالِ خودمونه ؛ پس ، از اينجا برو بيرون

316
00:24:20,856 --> 00:24:22,483
. پروفسور

317
00:24:22,658 --> 00:24:24,626
جرمايا " رو پيداکردي ؟ "

318
00:24:24,793 --> 00:24:27,557
. هنوز نه ؛ ولي يه فکري دارم
. به کمکتون احتياج دارم

319
00:24:27,730 --> 00:24:29,721
. " درخدمتم " نامان

320
00:24:29,899 --> 00:24:32,732
ميدونم که ميخواين بهش باور داشته باشين ولي
. من . . من نجات دهنده ي شما نيستم

321
00:24:32,902 --> 00:24:35,496
تا حالا بهش فکر کردين که شايد درواقع " جرمايا "؛
نامان " باشه ؟ "

322
00:24:35,671 --> 00:24:38,071
اون تمام قدرت هايي که در پيش گويي
. . بهشون اشاره شده رو داره

323
00:24:38,240 --> 00:24:40,367
. و ميخواد " ساگيت " رو بکُشه . .

324
00:24:40,543 --> 00:24:45,310
درسته ؛ ولي اون به همراه بارش آتش
. از آسمان پايين نيفتاده

325
00:24:45,548 --> 00:24:48,949
جرمايا " نااميدانه سعي ميکنه "
. کسي باشه که نيست

326
00:24:49,118 --> 00:24:53,020
و تو هم ، سخت در تلاشي که
. اوني که هستي ؛ نباشي

327
00:24:58,627 --> 00:25:02,529
پروفسور ، شايد در مورد خودِ واقعيم گيج شده باشم
. ولي يه چيزو مطمئنم که من يه آدمکُش نيستم

328
00:25:02,698 --> 00:25:06,293
به وقتِش ؛ از توانايي هايي که داري
. شگفت زده خواهي شد

329
00:25:06,468 --> 00:25:08,732
حالا ، بگو ببينم چه کمکي از دستم برمياد ؟

330
00:25:08,904 --> 00:25:10,997
. . اگه نتونم " جرمايا " رو پيدا کنم

331
00:25:11,173 --> 00:25:13,641
. شايد بتونم يه کاري کنم که اون خودش پيشم بياد

332
00:25:13,809 --> 00:25:16,141
راهي براي تماس باهاش دارين ؟

333
00:25:16,312 --> 00:25:19,770
ميتونم سعي کنم از طريق اعضاي قبيله
. براش پيام بفرستم

334
00:25:20,816 --> 00:25:24,343
ولي بعداز ماجراي ديشب ؛
. شک دارم به حرفام گوش بده

335
00:25:25,020 --> 00:25:27,318
. به پيامي که براش ميفرستين بستگي داره

336
00:25:45,107 --> 00:25:46,836
اينجا چيکار ميکني ؟

337
00:25:47,142 --> 00:25:49,633
. پروفسور " ويلوبروک " يه پيامي برام فرستاده

338
00:25:49,812 --> 00:25:54,215
بهم گفته بعداز اينکه ديده چه کارهايي ازم برمياد
. متوجه اشتباهِش شده

339
00:25:54,617 --> 00:25:57,347
. من ، " نامانِ" واقعي هستم -
. من هرگز ادعاي " نامان " بودن نکردم -

340
00:25:57,519 --> 00:25:58,781
. دروغگو

341
00:25:58,954 --> 00:26:01,320
. ويلوبروک " گفته که تو پيام آور دروغين هستي "

342
00:26:01,490 --> 00:26:03,685
گفته بايد قبل اينکه " ساگيت " رو بکُشم
. تو رو بکُشم

343
00:26:18,140 --> 00:26:19,368
اين چيه ؟

344
00:26:19,368 --> 00:26:29,368
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

345
00:27:30,211 --> 00:27:31,473
دَني " ؛  چيه . . . ؟ "

346
00:27:32,179 --> 00:27:35,307
چي شده ؟
دَني " ؛ چرا توقف کرديم ؟ "

347
00:27:48,796 --> 00:27:51,128
دَني " ؟ "

348
00:27:55,736 --> 00:28:01,038
فکر ميکردم اين منم که انتخاب ديگه اي
. ندارم و مجبورم تا ديروقت اينجا بمونم

349
00:28:01,342 --> 00:28:05,403
راستش داشتم ميرفتم توي دفتر " تورچ " تا
. مقاله ي کوتاهي که نوشتمو چاپ کنم

350
00:28:05,580 --> 00:28:10,279
آره ، پس فعاليت هاي فوق برنامه به چه دردي ميخورن
وقتي نتوني از وسايل دفتر استفاده کني ؟

351
00:28:10,451 --> 00:28:13,784
فقط حواست باشه وقتي کارت تموم شد درو قفل کني
و سعي کن همه چيزو خاموش کني ، باشه ؟

352
00:28:13,955 --> 00:28:15,320
. باشه -
. هِي

353
00:28:15,489 --> 00:28:19,186
. مامانتو توي دادگستري ديدم
. بهم نگفته بودي ميخوان براي قضاوت منصوبش کنن

354
00:28:19,660 --> 00:28:22,060
. راستش ، هنوز اون منصب رو بهش ندادن

355
00:28:22,263 --> 00:28:25,494
با توجه به سابقه اش ؛ به احتمال زياد شغلو ميگيره
. . داشتم با دو نفر حرف ميزدم که

356
00:28:25,666 --> 00:28:29,762
تا وقتي به منفعتي که دنبالش هستي نرسي
بس نميکني ، درسته ؟

357
00:28:32,506 --> 00:28:35,964
فقط سعي داشتم يه مقدار
. به زندگيت توجه نشون بدم

358
00:28:36,143 --> 00:28:38,475
. من دوستت هستم
. يه خبرنگار عادي که نيستم

359
00:28:38,646 --> 00:28:41,615
. ميبيني ؛ اون . . مشکل ؛ همونجاس

360
00:28:41,949 --> 00:28:43,576
. تو هر دوتاشون هستي

361
00:28:43,751 --> 00:28:46,185
و کاملا مشخصه که
. کدوم يکي برات اولويت داره

362
00:28:47,488 --> 00:28:50,855
تو چِت شده " پيت " ؟ -
! " همه چيز جزء مالکيت عمومي نيست " کلويي -

363
00:28:53,928 --> 00:28:58,058
حالا ميفهمم که واسه چي " کلارک " وقتي سعي کردي
. تو زندگي خصوصيش سرک بکِشي اينقدر عصباني شد

364
00:29:00,468 --> 00:29:02,129
. بيا

365
00:29:13,147 --> 00:29:15,843
! " کلارک " -
! " کلارک " -

366
00:29:16,117 --> 00:29:17,243
! " کلارک "

367
00:29:22,423 --> 00:29:24,755
. جاناتان " ؛ اون به سختي نبض داره "

368
00:29:24,925 --> 00:29:26,415
. کمک کن برش گردونم

369
00:29:26,594 --> 00:29:28,892
. خداي من

370
00:29:34,435 --> 00:29:38,394
مارتا " ؛ يه چيزي بيار تا باهاش "
. جلوي خونريزي رو بگيريم عزيزم

371
00:29:53,988 --> 00:29:57,355
. بهتره . . بهتره عجله کني ؛ عزيزم

372
00:29:58,993 --> 00:30:00,722
. " زودباش " کلارک

373
00:30:27,121 --> 00:30:30,318
جاناتان " ؛ چطوري . . . ؟ "

374
00:30:31,058 --> 00:30:33,322
. نميدونم چي بگم

375
00:30:51,846 --> 00:30:53,905
مامان ؟
بابا ؟

376
00:30:54,215 --> 00:30:57,013
. عزيزم ؛ خداروشکر

377
00:30:57,852 --> 00:31:01,151
چه اتفاقي افتاده ؟ -
. درحاليکه تا سرحد مرگ خونريزي کرده بودي پيدات کرديم -

378
00:31:08,462 --> 00:31:11,226
. اون خنجر بايد از يه جور فلز کريپتوني ساخته شده باشه

379
00:31:11,999 --> 00:31:13,364
. فکر کنم بدنم ، خودشو شفا داده

380
00:31:13,834 --> 00:31:15,495
. . راستش

381
00:31:15,770 --> 00:31:17,635
. پدرت ، خوبت کرد . . .

382
00:31:18,939 --> 00:31:20,668
چطور ؟

383
00:31:20,841 --> 00:31:23,002
. " نميدونم چي بگم " کلارک

384
00:31:23,511 --> 00:31:27,880
يه دقيقه داشتم سعي ميکردم جلوي خونريزي رو بگيرم و
. دقيقه ي بعد يه دفعه اي ديدم که خوب شدي

385
00:31:28,282 --> 00:31:30,045
. شما زندگي منو نجات دادين

386
00:31:31,652 --> 00:31:33,779
. من زندگيتو نجات ندادم ؛ پسرم

387
00:31:35,156 --> 00:31:37,124
. من فقط واسطه بودم

388
00:31:39,794 --> 00:31:41,022
براي " جور-ال " ؟

389
00:31:42,663 --> 00:31:45,962
هر طوري که اين اتفاق افتاده ؛
. بايد سپاسگزار باشيم

390
00:31:47,501 --> 00:31:49,696
هنوز کارش با هيچکدوممون تموم نشده ، درسته ؟

391
00:31:49,870 --> 00:31:53,033
. کلارک " ؛ " لِکس " ديشب تماس گرفت "

392
00:31:53,908 --> 00:31:55,739
. جرمايا " ؛ " لوتِر " رو گرفته "

393
00:31:57,478 --> 00:32:00,242
. جاشونو بلدم . ميرم سراغشون -
. . کلارک " ؛ " -

394
00:32:00,414 --> 00:32:02,211
. جرمايا " سعي کرد تو رو بکُشه " . . .

395
00:32:02,950 --> 00:32:04,474
. . مارتا" ؛ "

396
00:32:05,352 --> 00:32:06,649
. بذار بره . . .

397
00:32:32,913 --> 00:32:34,505
. . حالا ؛ " ساگيت " ؛

398
00:32:38,085 --> 00:32:40,451
از اين به بعد نميتوني . .
. تاريکي بيشتري براي افراد قبيله ام به ارمغان بياري

399
00:32:58,372 --> 00:33:00,533
. نميدونم چطوري نجات پيدا کردي

400
00:33:09,884 --> 00:33:12,318
. ولي دوباره نميتوني از دستم جونِ سالم بدر ببري

401
00:33:33,474 --> 00:33:35,135
! پدر

402
00:33:36,010 --> 00:33:38,410
. لِکس " ؛ " اين ، کار " جرمايا"هست "

403
00:33:38,579 --> 00:33:41,912
کجاس . . ؟  " جرمايا " کجاس ؟ -
. نميدونم ؛ پدر -

404
00:33:42,082 --> 00:33:44,516
قبل از اينکه دوباره برگرده
. از اينجا بيرونتون ميبرم

405
00:33:44,685 --> 00:33:46,175
کجاس . . . ؟

406
00:34:15,416 --> 00:34:16,906
! زودباش

407
00:34:46,679 --> 00:34:49,113
. . با توجه به منابع خبري " کلويي " ؛

408
00:34:49,282 --> 00:34:54,549
دکترهاي " بلريف " فکر ميکنن که
. ممکنه " جرمايا " هرگز از کُما بيرون نياد

409
00:34:56,155 --> 00:35:00,285
فکر کنم داشتن اون همه قدرت خسارت و فشار
.  خيلي زيادي به بدنش وارد کرده

410
00:35:02,695 --> 00:35:07,564
خوب ، پسرم ؛ لااقل اينو ميدونيم که اون خنجر
. ديگه به تو يا هيچ کس ديگه اي آسيب نميرسونه

411
00:35:08,601 --> 00:35:11,365
همچنين به اين معناس که
.  اون پيشگويي به واقعيت تبديل شده

412
00:35:14,473 --> 00:35:18,466
وقتي به خنجر دست زدن ؛
. . خنجر درخشيد و بعدش از هم پاشيده شد

413
00:35:19,512 --> 00:35:22,106
که معنيش اين ميشه که " ليونل " يا " لِکس " ؛
. بزرگترين دشمنم هستن

414
00:35:22,281 --> 00:35:24,977
ديدي اول دستِ کدومشون به خنجر رسيد ؟

415
00:35:27,219 --> 00:35:32,316
نه ؛ ولي براي دونستن اين که " ليونل لوتر " آدم بديه
. به خنجر احتياجي ندارم

416
00:35:32,491 --> 00:35:34,652
. . اگر بخواي اون افسانه رو باور کني

417
00:35:34,827 --> 00:35:38,194
بايد اين امکان رو درنظر بگيري که . .
. دشمن بزرگت ، ميتونه " لِکس " باشه

418
00:35:44,403 --> 00:35:46,268
. براي اون کار آمادگي ندارم

419
00:35:46,939 --> 00:35:48,770
. . کلارک "؛ "

420
00:35:48,941 --> 00:35:51,102
. قبيله ي کواچي فکر ميکنه تو ناجيشون هستي

421
00:35:52,378 --> 00:35:54,778
. جور-ال " ؛ ازت ميخواد کشور گشايي کني "
. . حالا

422
00:35:54,947 --> 00:35:59,179
با يا بدون اون خنجر ؛ نميتوني اجازه بدي که
. اوناي ديگه بهت بگن چيکار کني

423
00:35:59,819 --> 00:36:01,286
فکر ميکنين به چي تبديل ميشم ؟

424
00:36:01,454 --> 00:36:03,183
. نميدونم

425
00:36:03,356 --> 00:36:06,917
. ميتوني بزرگترين قهرمان دنيا بشي

426
00:36:07,393 --> 00:36:10,055
. . يا متعادل ترين شهروند . .

427
00:36:10,796 --> 00:36:14,197
. . ولي تنها کسي که ميتونه داستانتو بنويسه

428
00:36:15,968 --> 00:36:17,196
. فقط خودت هستي . . .

429
00:36:30,416 --> 00:36:33,442
جلسه ي شرکا رو اينجا برگذار ميکنن ؟

430
00:36:34,120 --> 00:36:36,247
. يه پيشنهاد ديگه اي داريم

431
00:36:36,856 --> 00:36:39,552
. کلويي " و پدرش "

432
00:36:41,560 --> 00:36:43,460
. انتظار اين يکي رو نداشتم

433
00:36:44,830 --> 00:36:47,321
ميذارن اينجا دقيقا همينطوري که هست
. . باقي بمونه و

434
00:36:47,500 --> 00:36:50,025
. . ميذارن همچنان من ؛ شريکِ تو باشم . .

435
00:36:50,202 --> 00:36:53,603
تا بتونم وقتي از " پاريس " برميگردم ؛
. بتونم سرکارم برگردم

436
00:36:56,108 --> 00:36:58,338
. خوب تر از اونيه که بشه ازش صرف نظر کرد

437
00:37:02,014 --> 00:37:03,641
. من ؛ پيشنهادشونو رَد کردم

438
00:37:06,419 --> 00:37:08,819
بدون اينکه با من مشورت کني ؟

439
00:37:08,988 --> 00:37:12,924
فکر نکنم " کلويي " هيچوقت علاقه اي به
. گردوندن اينجا داشته باشه

440
00:37:13,559 --> 00:37:17,757
. فکر کنم فراموش کردن گذشته واسش سخت باشه

441
00:37:18,063 --> 00:37:22,193
ولي من نميخوام چيزي دوباره
.  منو به سمت " اسمالويل " جذب کنه

442
00:37:24,970 --> 00:37:28,337
. " به حرفات فکر کردم " لِکس
. . به اين که کي هستم

443
00:37:28,507 --> 00:37:31,601
. . و تصميم گرفتم که . .

444
00:37:32,745 --> 00:37:34,940
. دختري هستم که به " پاريس " ميره . . .

445
00:37:55,968 --> 00:37:57,401
کلويي " اينجا چيکار ميکني ؟ "

446
00:37:57,570 --> 00:38:00,038
. فکر کنم من بايد اين سئوالو ازت بپرسم

447
00:38:00,306 --> 00:38:03,036
يه دقيقه بهم وقت بده ؛
. پاميشم از جلوي دست و پات کنار ميرم

448
00:38:05,978 --> 00:38:09,505
ميدوني ، وقتي پدر و مادرم جدا شدن ؛
. توي گاراژ قايم شدم

449
00:38:09,682 --> 00:38:12,207
. اونموقع هنوز گواهينامه ي رانندگيمو نگرفته بودم

450
00:38:13,285 --> 00:38:16,948
. مامانت امروز تماس گرفت
. ازم پرسيد تو رو ديدم و من بهش گفتم نديدمت

451
00:38:17,122 --> 00:38:19,056
. سعي کرد از موضوع فرار کنه

452
00:38:19,225 --> 00:38:22,251
. گفت احتمالا پيش " کلارک " هستي

453
00:38:23,395 --> 00:38:25,260
. ولي نبودي

454
00:38:28,400 --> 00:38:30,664
. معما حل شد

455
00:38:33,038 --> 00:38:34,369
. آره

456
00:38:34,540 --> 00:38:37,338
حدس ميزنم درمورد پيشنهاد شغلي که
. . به مادرت شده بهم نگفتي چونکه

457
00:38:37,510 --> 00:38:39,910
چيز خوبي نبوده ، درسته ؟ . . .

458
00:38:40,613 --> 00:38:43,241
. فکر ميکردم درجا اون پيشنهاد رو رَد کنه

459
00:38:45,084 --> 00:38:47,609
. ولي به نظر نمياد همچين اتفاقي بيفته

460
00:38:55,528 --> 00:39:00,295
. . با تجربه اي که از طلاق پدر و مادر خودم دارم

461
00:39:00,466 --> 00:39:02,991
. ميدونم که چقدر ميتونه سخت باشه . . .

462
00:39:06,105 --> 00:39:08,972
فکر ميکني احتمالش هست که
با همديگه به توافق برسن ؟

463
00:39:10,376 --> 00:39:13,311
. پدرم ، توي انتقالش به " ويچيتا " کمکش ميکنه

464
00:39:15,414 --> 00:39:18,906
فکر کنم متوجه نشدم که
. چقدر رابطه ي اونا مشکل دار شده

465
00:39:20,386 --> 00:39:23,878
به نظر مياد اين پيشنهاد شغلي فقط
. يه بهانه واسه مادرم بوده تا از اينجا بره

466
00:39:27,459 --> 00:39:30,553
حس ميکنم اينگار اين زندگي يکي ديگه اس
. نه زندگي من

467
00:39:48,547 --> 00:39:50,412
. سورپرايز

468
00:39:56,855 --> 00:40:00,951
ميدوني ؛ خيلي درمورد اين پيشگويي
. فکر کردم

469
00:40:01,460 --> 00:40:04,429
. يه تفسير جديدي براش پيدا کردم
ميخواي بشنويش ؟

470
00:40:05,431 --> 00:40:06,989
. حتما

471
00:40:08,567 --> 00:40:10,159
ميشه بديش به من ؟

472
00:40:20,946 --> 00:40:24,905
اين يارو " نامان " ؛ قراره از
. . ستاره ها اومده باشه

473
00:40:25,084 --> 00:40:29,578
نيروي دَه مَرد رو داشته باشه و . .
از چشم هاش آتش شليک کنه ؛ درسته ؟

474
00:40:29,755 --> 00:40:31,655
. " اون يه جور کنايه است " لِکس

475
00:40:31,824 --> 00:40:33,451
. ميدونم

476
00:40:34,226 --> 00:40:37,195
. . ولي اگه يه نفر بتونه همه ي اين کارها رو بکنه

477
00:40:37,630 --> 00:40:40,326
. ميتونه دشمن نيرومند و سهمگيني باشه

478
00:40:42,801 --> 00:40:44,996
. ميتونه دنيا رو فتح کنه

479
00:40:46,705 --> 00:40:49,697
اگه کسي نتونه جلوشو بگيره ؛
. ميتونه به موجود مستبدي تبديل بشه

480
00:40:53,412 --> 00:40:55,403
. . پس ، داشتم فکر ميکردم

481
00:40:56,482 --> 00:40:59,110
. . هرکسي که بخواد جلوش بايسته . .

482
00:40:59,284 --> 00:41:01,718
. بايد خيلي شجاع باشه . .

483
00:41:03,055 --> 00:41:04,886
. . کلارک " ؛ "

484
00:41:07,026 --> 00:41:10,792
. . به ذهنت رسيده که شايد قهرمان داستان . .

485
00:41:14,533 --> 00:41:16,626
درواقع " ساگيت " باشه ؟ . . .

486
00:41:24,700 --> 00:41:39,700
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

