﻿1
00:00:11,000 --> 00:00:12,467
کجاس ؟

2
00:00:12,635 --> 00:00:14,262
. اون جا

3
00:00:14,504 --> 00:00:16,597
اگه کسي بهش نزديک بشه
. حمله ي عصبي بهش دست ميده

4
00:00:16,773 --> 00:00:19,401
ادعا ميکنه از برادرش " جولين " محافظت ميکنه

5
00:00:20,376 --> 00:00:22,503
متشکرم ؛ خودم بهش رسيدگي ميکنم
. " آقاي " وودراف

6
00:00:22,679 --> 00:00:25,477
. . آقاي " لوتِر " ؛ -
. اون پسرمه -

7
00:00:52,008 --> 00:00:54,340
لِکس " ؟"

8
00:01:00,984 --> 00:01:03,145
. " لِکس "

9
00:01:03,319 --> 00:01:06,652
اگه اين يه تلاش براي اينه که مجبورم کني
. از اينجا بيرونت کنم ، فايده اي نداره

10
00:01:09,092 --> 00:01:11,458
. بچه رو بيداري ميکني

11
00:01:11,961 --> 00:01:14,156
. لِکس " ؛ " جولين " مُرده "

12
00:01:15,598 --> 00:01:17,623
. ايناهاشش

13
00:01:17,800 --> 00:01:20,963
. داخل اتاق خوابم پيداش کردم که داش گريه ميکرد

14
00:01:21,537 --> 00:01:24,165
بهش گفتم ديگه هرگز اجازه نميدم
. که کسي اذيتش کنه

15
00:01:24,340 --> 00:01:28,367
. " جولين " ؛ مُرده " لِکس "
. هردو هم دليلشو ميدونيم

16
00:01:28,544 --> 00:01:32,002
بايد آروم بگيري و سعي کني با اين قضيه
! کنار بياي ؛ همين الان

17
00:01:32,181 --> 00:01:36,083
! نه ؛ تنهامون بذار -
نه ، " لِکس " ؛ داري چيکار ميکني ؟ -

18
00:01:36,252 --> 00:01:37,685
! برو خونه

19
00:01:37,854 --> 00:01:41,255
. لِکس " ؛ از اون بالا بيا پايين " -
! ازمون دور شو -

20
00:01:41,424 --> 00:01:44,552
. " بس کن ديگه " لِکس
! بيا پايين ؛ همين الان

21
00:01:44,727 --> 00:01:47,560
! جولين " ؛ بهم احتياج داره " -
! لِکس " ؛ نه " -

22
00:01:50,867 --> 00:01:52,698
! " جولين "

23
00:01:52,869 --> 00:01:54,530
! " جولين "

24
00:01:56,039 --> 00:01:57,666
! " لِکس "

25
00:01:57,840 --> 00:02:00,604
! " بس کن " لِکس -
! " جولين " -

26
00:02:01,778 --> 00:02:04,246
! " جولين "
! " جولين "

27
00:02:08,384 --> 00:02:09,851
! " لِکس "

28
00:02:16,526 --> 00:02:18,619
لِکس " ؛ چيکار داري ميکني ؟ "

29
00:02:21,664 --> 00:02:23,291
من کجام ؟

30
00:02:37,692 --> 00:03:23,635
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

31
00:03:25,759 --> 00:03:27,590
. اميدوارم کارتو قطع نکرده باشم

32
00:03:27,761 --> 00:03:30,662
کلويي " بهم گفت تمام هفته "
. از مزرعه نميتوني بيرون بياي

33
00:03:31,098 --> 00:03:34,465
آره ، کارديالوجيستِ پدرم فرستادش به
. . متروپوليس " ؛ تا دوباره آزمايش بده "

34
00:03:34,635 --> 00:03:37,627
. پس ، کار من اينجا دوبرابر ميشه . . -
. فکر کردم حالش بهتر شده -

35
00:03:37,805 --> 00:03:40,740
حالش بهتره ، ولي ، وقتي قلب آدم
. . همچين بيماري اي رو ميگيره

36
00:03:40,908 --> 00:03:43,536
بخيه ها و جاهاي زخمش يه دفعه به صورت جادويي
. غيب نميشن

37
00:03:44,411 --> 00:03:45,742
. نه

38
00:03:45,913 --> 00:03:47,744
. نه ، فکر کنم به اين راحتيا نميرن

39
00:03:49,550 --> 00:03:54,419
ولي مطمئنم اين همه راهو اينجا نيومدي که
. مهارت هاي کار کردن من تو طويله رو تحسين کني

40
00:03:56,724 --> 00:03:59,192
. فکر کنم " لِکس " يه مشکلي داشته باشه

41
00:03:59,360 --> 00:04:02,329
. . ليست پرداختهاي " تالون " رو براش برده بودم

42
00:04:02,496 --> 00:04:07,433
و ديدم که روي لبه ي تراس وايساده و . .
. اسم يکي به نام " جولين " رو فرياد ميکِشه

43
00:04:12,172 --> 00:04:13,571
چيه " کلارک " ؟

44
00:04:17,878 --> 00:04:21,177
جولين " ؛ اسم برادر کوچيک " لِکس " بود "

45
00:04:21,348 --> 00:04:23,873
وقتي " لِکس " بچه بود
. اون ناگهان فوت کرد

46
00:04:24,785 --> 00:04:26,844
هيچ توضيحي بهت داد ؟

47
00:04:27,321 --> 00:04:28,845
. نه

48
00:04:30,090 --> 00:04:31,921
اون همه چي رو انکار کرد و گفت
. فقط يه خواب بد بوده

49
00:04:33,594 --> 00:04:36,119
. . آخرين باري که " لِکس " به حمله ي عصبي دچار شد

50
00:04:36,297 --> 00:04:40,927
اونجا پيداش کردم ؛ درحالي که داشت واسه ي
. يه پتويي که فکر ميکرد " جولين"ـه ؛ لالايي ميخوند

51
00:04:43,570 --> 00:04:45,197
. خوب ، شايد بيماري روانيش عود کرده

52
00:04:46,206 --> 00:04:48,674
هرچي که هست ؛
. بهتره چند وقتي بهش نزديک نشي

53
00:04:48,842 --> 00:04:50,537
. کلارک " ؛ اون دوستمه "

54
00:04:51,145 --> 00:04:54,342
لانا " ؛ آخرين باري که " لِکس " قاطي کرد
. يه اسب لِهِت کرد

55
00:04:54,515 --> 00:04:57,006
. لِکس "  از قصد بهم صدمه نزد " -
. ولي بالاخره که اونکارو کرد -

56
00:04:57,184 --> 00:05:00,745
و به خودم قول دادم که
. ديگه نذارم همچين اتفاقي تکرار بشه

57
00:05:04,058 --> 00:05:05,650
. باهاش حرف ميزنم

58
00:05:10,297 --> 00:05:14,631
خوب ، بهش بگو دارم ميرم پيشش و بايد
. برنامه هاشو واسه امروز عصر کنسل کنه

59
00:05:19,373 --> 00:05:23,070
لانا " داستان ماجراجويي شبونه ي منو "
واست تعريف کرده ، هان ؟

60
00:05:23,344 --> 00:05:27,246
ميبينم که ترسوندمش و معمولا وقتي ميترسه
. سراغ تو مياد

61
00:05:27,948 --> 00:05:29,711
حالت خوبه ؟

62
00:05:30,017 --> 00:05:33,009
خوب ، عقلمو که از دست ندادم " کلارک " ؛
. اگه منظورت اينه

63
00:05:34,288 --> 00:05:37,655
. فقط يه کم تو خواب راه رفتم ، همين

64
00:05:39,159 --> 00:05:41,719
لِکس " ؛ تو روي لبه ي تراس ايستاده بودي "
. درحاليکه اسم " جولين " رو فرياد ميکِشيدي

65
00:05:41,895 --> 00:05:43,863
. ممکن بود خودتو به کُشتن بدي

66
00:05:46,033 --> 00:05:49,332
ميدوني ، وقتي پارسال ؛ درحاليکه
. . وسط جاده ي 8 خوابت برده بود پيدات کردم

67
00:05:49,503 --> 00:05:52,370
يادم نمياد بخاطرش ؛  . .
. سلامت روانيتو زير سئوال برده باشم

68
00:05:57,711 --> 00:06:01,010
خوب ، من که هفت هفته
. توي " بِلريو " بستري نبودم

69
00:06:04,651 --> 00:06:07,085
. باتوجه به نظر دکترهام ، حالم خوب شده

70
00:06:07,254 --> 00:06:11,088
ولي ظاهرا يه گواهي سلامت رواني ؛
. واسه " کلارک کِنت " کفايت نميکنه

71
00:06:14,728 --> 00:06:16,992
. ميتونم از خودم مراقبت کنم

72
00:06:47,094 --> 00:06:49,858
. اين کابوسها دارن بيشتر و بيشتر تکرار ميشن

73
00:06:50,030 --> 00:06:51,793
. " اونا کابوس نيستن " لِکس

74
00:06:51,965 --> 00:06:54,763
. خاطره هاي بي اختيارن

75
00:06:54,935 --> 00:06:56,562
. . ببينيد ، دکتر " گارنر " ؛

76
00:06:56,737 --> 00:07:00,696
هر اسمي که ميخواين روشون بذارين ؛ . .
. دارن روي خواب و بيداريم اثر ميذارن

77
00:07:01,508 --> 00:07:05,968
درمان با ضربه ي برقي ؛
. اين قسمت مغزت رو از بين برده

78
00:07:06,146 --> 00:07:09,377
اين خاطرات ؛
. مثل يه جور گرفتگي ماهيچه اي عمل ميکنن

79
00:07:09,550 --> 00:07:11,643
نشون ميدن که
. روش درمان با ضربه ي برقي موفقيت آميز بوده

80
00:07:11,952 --> 00:07:13,544
. دکتر

81
00:07:13,787 --> 00:07:17,484
دکتر ؛ اينجا نيومدم که
. دوباره خاطرات بچگيمو برام زنده کنين

82
00:07:17,658 --> 00:07:20,786
اگه نگران اون خاطراتي
. ميتونيم هروقت بخوايم متوقفشون کنيم

83
00:07:25,766 --> 00:07:28,030
. تصميم ، باخودته

84
00:07:42,916 --> 00:07:44,577
. اسکن رو اجرا کنيد

85
00:07:52,693 --> 00:07:54,354
. ترتيب دِهي

86
00:07:54,528 --> 00:07:57,053
. " فقط آروم باش " لِکس

87
00:07:57,764 --> 00:08:01,700
چشاتو ببند و
. دري به سمت مغزت باز کن

88
00:08:02,135 --> 00:08:04,899
. به پدرت فکر کن

89
00:08:05,272 --> 00:08:07,672
. برمون گردون به جايي که از قلم انداختيم

90
00:08:16,149 --> 00:08:18,140
الان کجايي ؟

91
00:08:18,919 --> 00:08:21,683
. جشن تولد 12 سالگيم

92
00:08:24,958 --> 00:08:26,448
لِکس " ؟ "

93
00:08:37,738 --> 00:08:41,003
. . متاسفم پسرم که

94
00:08:41,174 --> 00:08:45,907
دوستات به مهموني به اين قشنگي که مامانت
. برات برنامه ريزي کرده بود نيومدن

95
00:08:46,079 --> 00:08:48,912
. بهتون که گفتم هيچکي نمياد

96
00:08:49,516 --> 00:08:51,416
. همه ازم متنفرن

97
00:08:51,919 --> 00:08:53,284
. درست نيست

98
00:09:00,694 --> 00:09:02,218
. " لِکس "

99
00:09:03,196 --> 00:09:04,823
. " لِکس "

100
00:09:08,435 --> 00:09:10,335
. " اونا بهت حسودي ميکنن " لِکس

101
00:09:10,504 --> 00:09:12,972
تو يه " لوتِر" هستي غ
. . و تو

102
00:09:13,607 --> 00:09:15,074
. . تو . .

103
00:09:16,843 --> 00:09:22,372
تو خاصي و قبول کردنش هميشه
. براي اوناي ديگه سخته

104
00:09:26,687 --> 00:09:28,348
. . من

105
00:09:33,393 --> 00:09:35,224
. لِکس "؛ بيا اينجا "

106
00:09:35,395 --> 00:09:41,061
مادرت ميخواست شخصا اينو بهت بده
. . ولي الان داره استراحت ميکنه ؛ پس

107
00:09:41,635 --> 00:09:42,897
حالش خوبه ؟

108
00:09:45,872 --> 00:09:47,965
. خيلي ناراحت به نظرمياد

109
00:09:48,508 --> 00:09:50,567
. نه
. . نه ، اون

110
00:09:50,744 --> 00:09:53,941
. فقط خسته اس ، همين

111
00:09:54,114 --> 00:09:56,981
. . اين حاملگي براش خيلي سخت بوده

112
00:09:57,150 --> 00:10:02,019
ولي وقتي بچه به دنيا بياد ؛  . .
. ميدونم که به اندازه ي ما هيجانزده ميشه

113
00:10:02,189 --> 00:10:03,679
. بيا

114
00:10:12,232 --> 00:10:14,166
. اين فقط يه جعبه ي قديميه

115
00:10:15,402 --> 00:10:17,199
. نه ، نه
. خيلي بيشتر از اونه

116
00:10:17,371 --> 00:10:22,468
اين جعبه از زرهِ جورجِ مقدس ساخته شده

117
00:10:22,643 --> 00:10:24,634
اژدهاکُش ؟ -
. درسته -

118
00:10:24,811 --> 00:10:27,109
. . با توجه به افسانه ؛ جورجِ مقدس

119
00:10:27,280 --> 00:10:30,909
. با اژدهايي درنده مبارزه ميکرد . .

120
00:10:31,084 --> 00:10:34,679
جنگ بينشون تا چندين روز ادامه داشت ؛

121
00:10:34,855 --> 00:10:37,949
. . و جرج مقدس داشته نيروشو از دست ميداده

122
00:10:38,425 --> 00:10:39,687
. و همچنين ايمانش رو . .

123
00:10:40,060 --> 00:10:43,120
. . پس ،تکه اي از زره ترک برداشته رو برميداره

124
00:10:43,296 --> 00:10:46,231
. و به اين جعبه تبديلش ميکنه . .

125
00:10:46,400 --> 00:10:51,531
اون تمام شک ها و ترس هاشو
. . داخل اين جعبه قرار ميده

126
00:10:52,506 --> 00:10:55,839
. و بعدش دوباره به جنگ اژدها ميره . .

127
00:10:56,009 --> 00:10:58,136
بدون زره ؟ -
. آره -

128
00:10:58,311 --> 00:11:02,805
ولي وقتي اژدها جرجِ مقدس رو ميبينه
. . که دوباره داري براي جنگيدن باهاش ميره

129
00:11:02,983 --> 00:11:05,315
. دودِل ميشه و عقب ميکِشه . .

130
00:11:05,485 --> 00:11:11,014
و در همون لحظه ؛ جرج مقدس ؛
. . شمشيرش رو به قلب اژدها وارد ميکنه

131
00:11:12,559 --> 00:11:14,220
. و اژدها کُشته ميشه . .

132
00:11:15,862 --> 00:11:18,296
. . پس ، وقتي باهات با بي رحمي برخورد ميکنن

133
00:11:18,465 --> 00:11:21,025
. . تمام ترس ها و شک هاتو بردار . .

134
00:11:21,201 --> 00:11:24,864
. . و بذارشون توي اين جعبه . .

135
00:11:25,038 --> 00:11:27,370
. و بعدش ، قفلش کن . . .

136
00:11:28,542 --> 00:11:31,773
. . بعدش ميفهمي که

137
00:11:32,279 --> 00:11:34,839
. قوي تر از چيزي هستي که فکرشو ميکني . .

138
00:11:52,799 --> 00:11:54,061
. بيارينش بالا

139
00:11:54,234 --> 00:11:55,895
. جلسه ي درماني خوبي بود لِکس

140
00:11:56,069 --> 00:11:57,798
. داريم پيشرفت ميکنيم

141
00:12:28,235 --> 00:12:30,999
پيش دکتر " گارنر " چيکار داشتي " لِکس " ؟

142
00:12:31,271 --> 00:12:33,171
. فکر کنم بهت گفتم که دخالت نکني

143
00:12:33,340 --> 00:12:36,332
. لِکس " ؛ خودت که ميدوني اون مرد
. " چه بلايي سر " مولي " آورد و همچنين " رايان

144
00:12:36,777 --> 00:12:39,575
. لِکس " ؛ اون مرد خطرناکه " -
. مجبور نيستم خودمو واست توجيه کنم -

145
00:12:39,746 --> 00:12:41,077
. " چرا ، مجبوري " لِکس

146
00:12:41,248 --> 00:12:43,808
نميفهمم چرا بهترين دوستم
. همينطور بهم دروغ ميگه

147
00:12:43,984 --> 00:12:46,009
اگه شش هفته از زندگيتو از دست داده باشي چي ؟

148
00:12:48,655 --> 00:12:50,748
. پس موضوع اينه

149
00:12:51,191 --> 00:12:54,718
کلارک " ؛ اگه بتونم اون خاطرات رو برگردونم ؛ "
. . اونا جواب سئوالهايي

150
00:12:54,895 --> 00:12:57,056
. که باعث آزار و اذيتم ميشن رو بهم ميدن

151
00:12:57,230 --> 00:12:59,494
. ولي دکتر " گارنر " ؛ هيچ حد و مرزي رو نميشناسه لِکس

152
00:12:59,666 --> 00:13:02,294
اگه توي تحقيقاتش گير بيفتي
. ممکنه به مرگِت ختم بشه

153
00:13:02,469 --> 00:13:04,300
. برام مهم نيست

154
00:13:04,538 --> 00:13:06,870
. ميخوام همه چيزو به ياد بيارم

155
00:13:34,065 --> 00:13:37,501
وقتي باهام تماس گرفتي
. حسابي شکه شدم

156
00:13:37,669 --> 00:13:41,264
نميتونم تصورشو بکنم که
. چه دليلي ميتونه وجود داشته باشه که بخواي منو ببيني

157
00:13:43,041 --> 00:13:47,239
لِکس " داره از يه رويه ي درمان کاملا تجربي "
. در انيستيتوي " سامرهولت " استفاده ميکنه

158
00:13:48,680 --> 00:13:51,547
داره سعي ميکنه خاطراتي که
.  فراموش کرده رو زنده ککنه

159
00:13:54,619 --> 00:13:58,680
آقاي " لوتِر" ؛ شما تنها کسي هستين که اينقدر
. قدرت داره که بتونه " سامرهولت " رو تعطيل کنه

160
00:13:58,857 --> 00:14:04,295
واقعا از بابت تعريف ساده و بي تکلفي که
. . از قدرت هاي شغليم کردي ممنونم

161
00:14:04,596 --> 00:14:08,293
ولي چي باعث شده فکر کني که
من مثل يه قاتل و آدمکُش رفتار ميکنم ؟

162
00:14:10,335 --> 00:14:13,566
چونکه فکر نکنم واقعا ميل داشته باشين
. که " لِکس " چيزايي که فراموش کرده رو به ياد بياره

163
00:14:15,674 --> 00:14:18,905
هيچکي به اندازه ي من به سلامتي رواني " لِکس " ؛
. . اهميت نميده " کلارک " ؛

164
00:14:19,077 --> 00:14:23,411
ولي ، اين حق رو بهم نميده که جلوشو بگيرم
. تا خاطرات فراموش شده اش رو زنده کنه

165
00:14:27,586 --> 00:14:30,851
حتي اگه با يادآوري اون خاطرات
داستان مرگ پدر و مادربزرگشو رو کنه ؟

166
00:14:33,725 --> 00:14:35,124
. . ميدوني ، " کلارک " ؛

167
00:14:35,293 --> 00:14:39,593
هميشه فکر ميکردم چرنديات سطح پايين
. . اون پدرو مادر مزرعه دارت ؛ تو رو ضعيف بارآورده

168
00:14:39,764 --> 00:14:44,133
ولي واضحه که نيمه ي تاريک تو رو . .
. دستِ کم گرفته بودم

169
00:14:45,003 --> 00:14:47,164
. دارم سعي ميکنم جونِ دوستمو نجات بدم

170
00:14:48,540 --> 00:14:49,973
. نه ، همچين نيتي نداري

171
00:14:50,141 --> 00:14:54,942
تو اينجا اومدي و داري زير ماسکِ کمک به " لِکس " ؛
. بهم زور ميگي

172
00:14:55,113 --> 00:14:58,105
ولي درواقع  ، اين خودتي که ميخواي
. اون خاطراتش رو به ياد نياره

173
00:14:58,283 --> 00:15:00,217
. درست نيست

174
00:15:04,990 --> 00:15:07,515
. " من ؛ رازتو ميدونم " کلارک

175
00:15:08,293 --> 00:15:11,285
. " من ؛ رازتو ميدونم " کلارک

176
00:15:17,602 --> 00:15:21,333
ميخواي جلوي " لِکس " رو بگيري تا
از اون روش درمان خطرناک استفاده نکنه ؟

177
00:15:24,542 --> 00:15:27,602
. بهت توصيه ميکنم با گفتن واقعيت شروع کني

178
00:15:36,955 --> 00:15:38,718
چي باعث شده به " اسمالويل " بياين ، پدر ؟

179
00:15:39,591 --> 00:15:42,389
تا دلايل بيشتري از حضور آدمهاي کوچولوي
سبزرنگ توي غارهاي کواچي بدست بيارين  ؟

180
00:15:43,628 --> 00:15:47,860
يکي ديگه از فعاليت هاي فوق برنامه ات
. توجهمو به خودش جلب کرده

181
00:15:49,401 --> 00:15:53,394
. گردش خارج شهرت به انيستيتوي سامرهولت

182
00:15:54,673 --> 00:15:57,335
از کجا اينو شنيدين ؟ -
. از دوست خوبت کلارک -

183
00:16:00,779 --> 00:16:05,216
. سامرهولت " موسسه ي بسيار محترميه "

184
00:16:05,383 --> 00:16:06,645
محترم ؟

185
00:16:06,818 --> 00:16:12,484
لِکس " ؛ اين مرتيکه " گارنر "؛ "
. از روشهاي حاشيه اي خارج از محدوده ي علم استفاده ميکنه

186
00:16:12,657 --> 00:16:15,057
. پس ،شما بايد حسابي احساس راحتي تو خونه بکنين

187
00:16:18,763 --> 00:16:20,162
. . لِکس " ؛ "

188
00:16:20,331 --> 00:16:23,061
. ذهنِ تو ؛ هنوز خيلي شکننده اس . . .

189
00:16:23,501 --> 00:16:28,700
چرا سلامت روانيتو بخاطر چند تا خاطره ي
درمورد گذشته ات به خطرميندازي ؟

190
00:16:29,974 --> 00:16:32,534
چي شده ، پدر ؟

191
00:16:32,711 --> 00:16:34,338
. . تو

192
00:16:34,512 --> 00:16:37,003
تو از چيزي که ميخوام بياد بيارم
ميترسي ؟

193
00:16:37,182 --> 00:16:40,379
چون که تا ، حالا
خيلي خيلي واضح بوده

194
00:16:42,320 --> 00:16:43,912
" لکس "

195
00:16:44,489 --> 00:16:47,253
اين خيلي کارِ احمقانه اي از طرفت
هست که بخواي اين درمانو ادامه بدي

196
00:16:47,425 --> 00:16:51,088
ممکنه باعث يه حالتِ رواني ديگه بشه -
. . ببين ، اين -

197
00:17:16,121 --> 00:17:19,488
ميشه لطفا يه چيزي بياري که اينو
باهاش تميز کني ، مِري ؟

198
00:17:19,657 --> 00:17:21,852
بله ، آقاي لوتر

199
00:17:22,026 --> 00:17:23,425
نه ، بذار " جولين " پيشِ خودم باشه

200
00:17:26,231 --> 00:17:29,359
آره ، آره

201
00:17:29,534 --> 00:17:31,832
اوه ، چشماشو نگاه کن

202
00:17:33,638 --> 00:17:37,506
چجور داره نگات ميکنه ؛
اوه ، خداي من ، اينو ببين

203
00:17:37,675 --> 00:17:39,302
ليليان ، اون مثلِ يه شاهزاده ست

204
00:17:39,477 --> 00:17:41,775
نميخوام بغلش کنم

205
00:17:42,947 --> 00:17:48,544
ليليان ، اين خيلي غيرطبيعي هست که
يه مادر نخواد با بچه اش رابطه داشته باشه ، خواهش ميکنم

206
00:17:50,522 --> 00:17:55,118
بهت اجازه نميدم روي بچه هام اثراتِ
رواني بجا بذاري

207
00:17:55,293 --> 00:17:58,319
به همين خاطره که اونا تورو دارن ، ليونل

208
00:18:00,298 --> 00:18:02,493
نه ، اين حرفو جدي نميزني ، ليليان

209
00:18:02,734 --> 00:18:05,134
بهت گفته بودم که من بچه ديگه اي
نميخوام

210
00:18:05,303 --> 00:18:08,101
. . دارم ميبينم که با " الکساندر " چجور رفتار ميکني

211
00:18:08,273 --> 00:18:10,036
تو روحِش داري خِلل ايجاد ميکني . .

212
00:18:10,308 --> 00:18:12,469
بخاطره اينکه تو اونو ضعيف بار آوردي

213
00:18:12,777 --> 00:18:15,245
تو باعث ميشي اين پسرا جلويِ هم وايسن -
نه -

214
00:18:15,413 --> 00:18:17,973
بخاطره بدست آوردن محبتت باهمديگه
بجنگن

215
00:18:18,149 --> 00:18:20,845
نميذارم اونارو به هيولا تبديل کني

216
00:18:21,019 --> 00:18:22,748
ميخوام طلاق بگيرم ، ليونل

217
00:18:23,221 --> 00:18:28,420
ليليان ، اين تهديدات ، اين تهديدهايِ
دائميت ديگه خسته کننده شدن

218
00:18:28,593 --> 00:18:31,118
من بخاطره تو اجازه دادم
لکس " برگرده خونه "

219
00:18:31,296 --> 00:18:34,663
حالا ، بايد سعيت رو بکني

220
00:18:34,833 --> 00:18:37,427
ليليان ، سعي کن

221
00:18:38,336 --> 00:18:41,271
سعي کن ، همينجوري

222
00:18:44,075 --> 00:18:47,511
هرچهارتايِ ما قراره باهمديگه
يه خانواده باشيم

223
00:18:49,247 --> 00:18:52,011
خيلي خوب ، ميرم به " مِري " بگم
بقيه شبو ميتونه بره خونه اش

224
00:18:52,183 --> 00:18:56,847
فکرکنم کمي زمان نياز داري تا
با بچه ات تنها باشي

225
00:19:12,837 --> 00:19:14,429
لکس ؟

226
00:19:18,076 --> 00:19:19,668
لکس ؟ چي . . ؟

227
00:19:21,646 --> 00:19:23,079
" لکس "

228
00:19:29,420 --> 00:19:31,615
لکس ، داري چيکار ميکني ؟

229
00:19:33,892 --> 00:19:39,194
پدر ، اون يه اتفاق بود -
لکس ، منظورت چيه ؟ -

230
00:19:55,813 --> 00:19:57,508
سلام ، پسرم

231
00:19:57,815 --> 00:20:00,716
شما دوتا پسر دارين چيکار ميکنين ، هان ؟

232
00:20:05,590 --> 00:20:07,251
لکس ؟

233
00:20:13,398 --> 00:20:15,628
دست از گريه کردن برنميداشت

234
00:20:16,200 --> 00:20:19,328
داشتم سعي ميکردم تکونِش بدم
. . و بعدش

235
00:20:24,275 --> 00:20:26,436
بايد حرفمو باور کني

236
00:20:28,012 --> 00:20:30,003
تو چيکار کردي ، لکس ؟

237
00:20:34,352 --> 00:20:35,717
چي . . ؟

238
00:20:42,293 --> 00:20:44,227
چيکار کردي ؟

239
00:21:04,849 --> 00:21:06,339
چکار کردي ؟

240
00:21:08,086 --> 00:21:10,554
چکار کردي !؟

241
00:21:13,958 --> 00:21:16,426
لکس ، پسرم ؟

242
00:21:16,594 --> 00:21:18,960
چي شد ؟ -
. . نميدونم ، داشتيم باهم حرف ميزديم -

243
00:21:19,130 --> 00:21:21,690
. . تو يه حالت کاتاتونيايي رفته بودي و . .

244
00:21:21,866 --> 00:21:25,358
ميرم به يه دکتر زنگ بزنم ، باشه ؟ -
به خودت زحمت نده ، خوبم ، خوبم -

245
00:21:34,512 --> 00:21:37,606
اين يکي از اثرات جانبيِ درمانت هست ؛
مگه نه ؟

246
00:21:40,785 --> 00:21:43,447
داري با آتيش بازي ميکني ، پسرم -
! بس کن -

247
00:21:46,324 --> 00:21:50,021
تو فقط به اين اهميت ميدي که جلويِ منو
از برگردوندن اون هفت هفته از دست رفته بگيري

248
00:21:50,194 --> 00:21:52,662
من هيچ چيزي براي مخفي کردن
از تو ندارم ، لکس

249
00:21:52,830 --> 00:21:57,290
مدت زمان زيادي از زندگيت رو تو گذشته ها
ميگذروني ، شروع کن به آينده نگاه کني

250
00:21:57,468 --> 00:21:58,457
برو بيرون

251
00:21:58,836 --> 00:22:01,600
اين همه ضعفت بوده -
! برو بيرون -

252
00:22:15,720 --> 00:22:17,711
منم دوست دارم ، عزيزم

253
00:22:17,889 --> 00:22:19,652
باشه ، خداحافظ

254
00:22:19,824 --> 00:22:23,351
همين الان با پدرت حرف زدم ، حالش خوبه
اما ميخوان يه روزِ ديگه هم بمونه

255
00:22:23,528 --> 00:22:24,995
بهش درباره " لکس " گفتي ؟

256
00:22:25,163 --> 00:22:29,065
فکرکردم بهتره همينجور مخفي نگهش داريم تا
زماني که چيزي بيشتر از فقط يه تهديد بنظر بياد

257
00:22:29,233 --> 00:22:31,793
متاسفانه ؛
اون زمان فرا رسيده

258
00:22:31,969 --> 00:22:34,130
ببخشيد بي اجازه وارد شدم ، در باز بود

259
00:22:34,305 --> 00:22:35,602
اينجا چکار ميکني ؟

260
00:22:38,076 --> 00:22:42,012
کلارک بهت نگفته ؟
خودش اومده بود ديدنم

261
00:22:45,950 --> 00:22:49,716
. . پسرتون هميشه يه

262
00:22:50,054 --> 00:22:51,988
علاقه شديدي به مخفي کاري داره . .

263
00:22:53,858 --> 00:22:56,019
مامان ، ميشه يه لحظه تنهامون بذاريد ؟

264
00:22:56,627 --> 00:22:58,026
حتما

265
00:23:00,231 --> 00:23:01,562
. . مارتا ، من

266
00:23:01,732 --> 00:23:03,893
. . ميشه

267
00:23:04,068 --> 00:23:06,502
آرزوي بهترين هامو برسون به .  . ؟ . .
" به " جاناتان

268
00:23:06,671 --> 00:23:13,099
مطمئنم که حتما مبارزه سختي براش هست که
بتونه مزرعه رو تو اين حالت ضعيفي که داره ، اداره کنه

269
00:23:13,277 --> 00:23:16,974
نگران " جاناتان " نباش ، حالش خوب ميشه

270
00:23:18,116 --> 00:23:21,847
اون شخصيت قوي اي که داره باعث ميشه
بتونيم هرچيزي رو پشت سَر بذاريم

271
00:23:27,992 --> 00:23:30,119
براي نصيحت هاي حکيمانه ات
دلم تنگ شده بود ، مارتا

272
00:23:31,762 --> 00:23:36,324
اگه هروقت دلت خواست برگردي " لوترکورپ " ؛
هميشه يه شغلي برات اونجا هست

273
00:23:48,946 --> 00:23:52,245
متشکرم کلارک ، براي اينکه اجازه دادي
بفهمم که " لکس " در فکرِ انجام چکاري هست

274
00:23:52,416 --> 00:23:55,681
. . متاسفانه ، دخالت هاي جمعيِ ما

275
00:23:55,853 --> 00:23:58,413
اونو قانع کرده که . .
کُل مراحل کارو بندازه جلوتر

276
00:23:58,956 --> 00:24:01,186
اما ميتونه بطرزه خطرناکي به خودش
آسيب بزنه

277
00:24:01,359 --> 00:24:04,920
ميدونم ، اما اون آدم بزرگي
. . هست ، کلارک

278
00:24:05,563 --> 00:24:08,726
و آدم ها بايد بعضي وقتا . .
. . اشتباهاتِ خودشونو مرتکب بشن

279
00:24:08,900 --> 00:24:12,392
قبل از اينکه تشخيص بدن که دارن . .
راهه اشتباهي رو ميرن

280
00:24:12,770 --> 00:24:16,035
اگه اينکارو نکنه چي ؟
اگه آخرش بعد از اينکارش مُخشو از دست داد چي ؟

281
00:24:18,109 --> 00:24:21,442
. . خوب ، هيچ چاره ديگه اي ندارم

282
00:24:22,914 --> 00:24:28,580
جز اينکه دوباره بفرستمش به . .
بل ريو " ، اين بار براي هميشه و دائمي "

283
00:24:31,556 --> 00:24:33,217
اون کجاست ؟

284
00:24:40,998 --> 00:24:42,625
لکس " کجاست ؟ "

285
00:24:43,067 --> 00:24:45,365
چطوري اومدي اينجا ؟
به نگهبان ها زنگ ميزنم

286
00:24:45,536 --> 00:24:48,596
اگه اون به آزمايشات ادامه بده ؛
پدرش تو يه موسسه بستريش ميکنه

287
00:24:48,773 --> 00:24:51,333
لکس " به خوبي از خطراتِ اينکار آگاه هست "

288
00:24:54,412 --> 00:24:58,143
موضوع چيه ، آقاي کنت ؟
بنظر خيلي خوب نميايي

289
00:24:58,749 --> 00:25:01,183
بايد کاري رو که داري ميکنيو متوقف کني

290
00:25:10,228 --> 00:25:13,686
تو هميشه درباره تحقيقاتم کنجکاو بودي ؛

291
00:25:14,031 --> 00:25:18,593
و حالا قراره اين فرصت رو داشته باشي که
خودت هم جزئي از اين تحقيقات باشي

292
00:25:20,705 --> 00:25:22,400
لباساشو دربياريد

293
00:25:45,796 --> 00:25:47,593
موش افتاد تو تله

294
00:25:48,866 --> 00:25:53,826
خيلي خوب ، حالا ديگه من بخشِ خودم تو
معامله رو انجام دادم ، ازت ميخوام که تو هم کارِتو بکني

295
00:25:54,538 --> 00:25:57,837
لکس " تحت هيچگونه درمان ديگه اي "
در " سامر هولت " قرار نميگيره

296
00:25:58,009 --> 00:26:02,446
حالا ميتونيم از استعدادهات تويِ يه
پروژه خيلي جالب تري استفاده کنيم

297
00:26:04,181 --> 00:26:08,641
ميخوام که مطالعه رويِ " کلارک کنت " رو
. . شروع کنيم

298
00:26:09,687 --> 00:26:11,177
فوراً . .

299
00:26:43,786 --> 00:26:45,014
آماده ايم

300
00:26:45,187 --> 00:26:47,212
من سوال هارو بهت ميگم ، خيلي خوب ؟

301
00:26:47,390 --> 00:26:50,791
ميخوام حقيقت رو درباره
کلارک کنت " بفهمم "

302
00:26:52,328 --> 00:26:54,387
از کجا اومده ؟

303
00:27:05,908 --> 00:27:07,136
اومدم دکتر " گارنر " رو ببينم

304
00:27:07,309 --> 00:27:10,836
دکتر " گارنر " نوشته اي به دستيارِتون دادن ؛
جلسه هاي درماني شما کنسل شدن

305
00:27:11,013 --> 00:27:13,743
من پيامو گرفتم ؛
ميخوام شخصاً باهاش حرف بزنم

306
00:27:14,316 --> 00:27:17,308
خوب ، فکرکنم الان تويِ جلسه باشن

307
00:27:21,524 --> 00:27:23,287
متشکرم

308
00:27:34,703 --> 00:27:36,364
لکس ، من تو جلسه هستم

309
00:27:36,539 --> 00:27:40,236
تو " سامر هولت " ؟ به همين خاطره که
دکتر " گارنر " جلساتِ منو کنسل کرده ؟

310
00:27:40,876 --> 00:27:42,366
من الان وقت اينکارو ندارم

311
00:27:42,545 --> 00:27:46,072
پس بهتره زمانشو پيدا کني ، چونکه
درمانم کار کرد

312
00:27:46,582 --> 00:27:49,016
همه چيو يادم مياد

313
00:27:52,288 --> 00:27:55,086
کجا هستي ؟ -
خودت ميدوني کجام ، پدر -

314
00:27:59,495 --> 00:28:03,454
بايد يه مشکلي رو حل کنم ؛
صبر کن تا برگردم

315
00:28:06,735 --> 00:28:09,169
بيارينش پايينتر تويِ مخزن

316
00:28:09,572 --> 00:28:11,005
من منتظرِ هيچکس نميمونم

317
00:28:29,358 --> 00:28:33,226
کلارک ، ميخوام که راحت باشي

318
00:28:33,996 --> 00:28:36,692
منو ببر به اولين خاطراتت

319
00:28:37,466 --> 00:28:39,366
از کجا اومدي ؟

320
00:28:48,077 --> 00:28:50,102
بذارش تو ، لارا

321
00:28:50,279 --> 00:28:52,406
زمانمون گذشته

322
00:28:52,581 --> 00:28:54,549
ساعت شني خالي شده

323
00:28:54,717 --> 00:28:57,515
اگه دوستش نداشتن چي ؟

324
00:28:57,887 --> 00:29:01,584
. . لارا ، سرنوشت اون معلوم شده

325
00:29:01,891 --> 00:29:04,018
درست مثلِ خودمون . .

326
00:29:04,460 --> 00:29:07,395
خداحافظ ، " کال - ال " شيرينم

327
00:29:28,083 --> 00:29:32,281
! لارا ! لارا

328
00:29:32,621 --> 00:29:34,589
لارا " کيه ، کلارک ؟ "

329
00:29:36,525 --> 00:29:38,186
براي چي جواب نميده ؟

330
00:29:38,360 --> 00:29:41,955
مطمئن نيستم دکتر ، اما يه نوع
عکس العمل نسبت به محلول داره نشون ميده

331
00:29:43,165 --> 00:29:45,030
! لارا -
بايد بياريمش بيرون -

332
00:29:45,201 --> 00:29:46,964
نه ، هنوز چيزي که ميخواستيم رو
بهمون نگفته

333
00:29:47,136 --> 00:29:49,434
! لارا

334
00:29:49,605 --> 00:29:50,936
لکس ؟

335
00:29:52,608 --> 00:29:55,736
لکس ، چه چيزي اينقدر ضروري هست که
بايد بهم زنگ ميزدي تا از تو جلسه بکِشيم بيرون ؟

336
00:29:55,911 --> 00:29:57,242
مشکل چيه ، پسرم ؟

337
00:29:57,413 --> 00:29:58,937
نميدونم ، پدر

338
00:29:59,114 --> 00:30:01,139
اما اين حقيقت که دکتر " گارنر " رو
. . براي خودت انتخاب کردي

339
00:30:01,317 --> 00:30:04,844
بهم ميگه که تو واقعا از خاطراتي که . .
ميتونستم برِشون گردونم ، ميترسيدي

340
00:30:05,287 --> 00:30:07,050
بهش چي دادي ؟

341
00:30:11,227 --> 00:30:12,558
! خاموشش کن

342
00:30:24,340 --> 00:30:27,901
اين ديگه کوفتي بود ؟ -
زنگ اخطار بخش حافظه زده شده -

343
00:30:28,911 --> 00:30:32,005
انگار من تنها کسي نيستم که داره
با آتيش بازي ميکنه

344
00:30:33,449 --> 00:30:35,110
لکس ، لکس ؟

345
00:30:36,986 --> 00:30:38,419
! لکس

346
00:30:38,419 --> 00:30:48,419
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

347
00:31:19,995 --> 00:31:21,326
" کلارک "

348
00:31:26,368 --> 00:31:29,895
لکس ، کمکم کن -
از اينجا ميارمت بيرون -

349
00:32:07,641 --> 00:32:10,041
ميخواستم ببينم حالت چطوره

350
00:32:10,777 --> 00:32:13,644
بنظر که خيلي داغون ميايي -
آره ، خوب ميشم -

351
00:32:17,951 --> 00:32:20,419
تويِ " سامرهولت " چيکار ميکردي
کلارک ؟

352
00:32:22,389 --> 00:32:24,983
داشتم سعي ميکردم دوستم رو از
ارتکابِ يه اشتباه بزرگ نجات بدم

353
00:32:25,159 --> 00:32:27,127
اون نظرِ تو بود

354
00:32:27,294 --> 00:32:30,320
بهت گفته بودم ولِش کن ؛
اما تو هِي کارِتو ادامه دادي

355
00:32:30,497 --> 00:32:32,362
حتي پدرمو هم قاطي ماجرا کردي

356
00:32:34,134 --> 00:32:37,069
باور کن ، اون آخرين کسي هست
. . که ازش درخواست کمک ميکنم

357
00:32:37,237 --> 00:32:41,071
اما من هيچ انتخاب ديگه اي نداشتم . . -
اون بهت خيانت کرد ، کلارک -

358
00:32:41,241 --> 00:32:44,733
اون جلسات درماني منو با پيشنهاد اينکه
تورو مثل موش آزمايشگاهي بندازه اونجا ، متوقف کرد

359
00:32:47,247 --> 00:32:51,081
سعي ميکردم پدرمو از تو دور نگهدارم ؛
اما اون بيش از حد وسواس دراينباره داره

360
00:32:51,985 --> 00:32:55,819
اگه ميتونستم اون هفت هفته رو برگردونم ؛
بالاخره ميتونستم جلوشو بگيرم

361
00:32:55,989 --> 00:32:58,651
شايد ، لکس
يا شايدم بدترش ميکردي

362
00:33:01,361 --> 00:33:05,457
تو هميشه ميگي که نميخواي مثلِ پدرت بشي
. . و منم اينو باور دارم

363
00:33:05,632 --> 00:33:08,999
اما هرچي بيشتر که باهم درگير ميشيد . .
. . تو هم بيشتر شبيهه اون ميشي

364
00:33:09,169 --> 00:33:10,932
و آدماي بيشتري هم آسيب ميبينن . .

365
00:33:16,009 --> 00:33:18,807
من هيچوقت مثلِ پدرم نميشم

366
00:33:19,780 --> 00:33:23,739
هرگز تو يا هرکسِ ديگه اي رو که
بهش اهميت ميدم رو فدايِ پايين کشوندن اون نميکنم

367
00:33:34,294 --> 00:33:35,886
. . لکس

368
00:33:36,396 --> 00:33:39,126
براي چي اينقدر پدرت . .
ازت متنفره ؟

369
00:33:45,272 --> 00:33:47,570
مواظبِ خودت باش ، کلارک

370
00:33:47,570 --> 00:33:57,570
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

371
00:34:31,118 --> 00:34:32,779
مامان ؟

372
00:34:34,588 --> 00:34:36,249
مامان ؟

373
00:34:49,336 --> 00:34:51,304
چيکار کردي ؟

374
00:34:52,606 --> 00:34:55,575
بچه رو بيدار نکن ، خوابه

375
00:35:05,585 --> 00:35:07,018
نه

376
00:35:07,387 --> 00:35:09,548
نه

377
00:35:13,493 --> 00:35:15,120
پس پدر چي ؟

378
00:35:17,364 --> 00:35:20,026
نميخواد دربارش نگران باشي ، عزيزم

379
00:35:21,935 --> 00:35:24,995
جولين " الان خوشحاله "

380
00:35:44,257 --> 00:35:45,554
نه

381
00:35:55,635 --> 00:35:58,934
لکس ؟ حالت خوبه ؟

382
00:36:00,574 --> 00:36:02,007
آره

383
00:36:02,642 --> 00:36:04,337
آره ، خوبم

384
00:36:20,460 --> 00:36:23,827
ميبينم که دوباره از يه افتضاحِ بزرگ و
سرنگون کننده نجات پيدا کردي

385
00:36:28,268 --> 00:36:32,762
فقط به اين خاطر تو " سامرهولت " بودم
. . لکس ، که

386
00:36:33,607 --> 00:36:35,131
برات احساس نگراني ميکردم . .

387
00:36:36,977 --> 00:36:38,308
و همينطورم براي کلارک

388
00:36:40,714 --> 00:36:42,705
منم به همون اندازه که تو
. . شُکه شده بودي ، شکه بودم وقتي که

389
00:36:42,883 --> 00:36:45,852
فهميدم دکتر " گارنر " اونو برخلاف . .
ميل خودِ کلارک ، اونجا نگهداشته

390
00:36:47,988 --> 00:36:50,582
تو دعوايِ ديروزمون ؛
. . فرصت نکردم که بهت بگم درباره

391
00:36:50,757 --> 00:36:54,215
يه خاطره واپس رانده اي که دوباره برِش گردوندم . .-
اوه ، لکس -

392
00:36:54,394 --> 00:36:56,259
. . نگران نباش ، پدر

393
00:36:57,364 --> 00:37:00,492
ربطي به اون هفت هفته نداره . .

394
00:37:03,804 --> 00:37:05,237
درباره " جولين " هست

395
00:37:09,242 --> 00:37:10,834
. . آره ، خوب

396
00:37:11,011 --> 00:37:17,007
سال هاست که اون ناراحتي رو . .
فراموش کرديم ، مگه نه ؟

397
00:37:18,685 --> 00:37:20,243
من اونو نکُشتم

398
00:37:28,094 --> 00:37:31,063
. . ميفهمم که احتياج داري که

399
00:37:31,231 --> 00:37:34,325
. . رفتارتو توجيه کني ، اما من . .

400
00:37:36,870 --> 00:37:41,933
تورو ديدم ، لکس
ديدمت که درست کنارِ تخت " جولين " وايساده بودي

401
00:37:42,843 --> 00:37:45,311
اون مالِ گذشته ست ، يه تاريخه

402
00:37:52,586 --> 00:37:54,451
مامان اونکارو کرد

403
00:37:58,792 --> 00:38:00,657
رفتم داخل و پيداش کردم

404
00:38:04,731 --> 00:38:07,199
اين چيزيِ که تو خودم نگهداشته بودم -
فکرشم نکن -

405
00:38:07,367 --> 00:38:10,029
اجازه نميدم اينطوري به خاطره مادرت
بي حرمتي کني

406
00:38:10,203 --> 00:38:12,763
من اونو سرزنش نميکنم ، تورو
سرزنش ميکنم

407
00:38:12,939 --> 00:38:14,406
منظورت چيه ؟

408
00:38:14,574 --> 00:38:16,599
مادرت " جولين " رو دوست داشت ؛
. . اون هرگز

409
00:38:16,776 --> 00:38:20,405
اون توانِ کُشتن بچه خودشو نداشت ؛
اون دوستش داشت

410
00:38:20,580 --> 00:38:24,880
اينقدر دوستش داشت که نميتونست بذاره
اون تحت روش تربيت مخصوصِ تو باشه

411
00:38:32,592 --> 00:38:34,457
. . خيلي خوب ، لکس

412
00:38:34,628 --> 00:38:36,289
. . براي چي گناهِ . .

413
00:38:36,463 --> 00:38:40,957
مرگِ برادرتو انداختي گردنِ خودت ؟ . .-
چون من تنها وارث باقي مونده ات بودم -

414
00:38:41,935 --> 00:38:44,904
ميدونستم نميذاري هيچ اتفاقي
براي من بيفته

415
00:38:46,706 --> 00:38:48,230
. . اما ، مامان

416
00:38:49,709 --> 00:38:52,769
اون هيچ حامي اي نداشت . .

417
00:39:10,196 --> 00:39:11,629
. . من

418
00:39:13,900 --> 00:39:16,061
. . اگه من ميدونستم . . اگه

419
00:39:17,003 --> 00:39:19,972
. . اگه ميديدم -
چي ميشد ؟ -

420
00:39:22,142 --> 00:39:25,771
. . اوضاع اونوقت

421
00:39:28,882 --> 00:39:30,782
بين ما دوتا خيلي متفاوت تر بود . .

422
00:39:38,592 --> 00:39:40,423
آره ، پدر

423
00:39:43,630 --> 00:39:46,190
ميتونستي واقعا منو دوست داشته باشي

424
00:39:48,969 --> 00:39:50,334
نه

425
00:39:50,837 --> 00:39:52,429
نه

426
00:39:53,473 --> 00:39:54,963
. . من

427
00:40:32,812 --> 00:40:36,976
تو خيلي کم درباره اتفاقي که تويِ
سامرهولت " اتفاق افتاد ، گفتي "

428
00:40:41,221 --> 00:40:43,553
نگران نباش مامان ، رازم هنوز
در امانه

429
00:40:49,462 --> 00:40:50,895
. . خوب

430
00:40:52,532 --> 00:40:55,865
اگه خواستي باهام حرف بزني
تو خونه هستم

431
00:41:03,176 --> 00:41:04,905
. . لارا

432
00:41:09,015 --> 00:41:12,178
اسمِ مادر واقعيم هست . .

433
00:41:14,254 --> 00:41:16,449
از کجا اينو فهميدي ؟

434
00:41:17,023 --> 00:41:20,424
وقتي تو مخزن بودم ,
خاطرات بچگيم رو ديدم

435
00:41:21,261 --> 00:41:23,422
داشت منو ميذاشت تو سفينه

436
00:41:26,366 --> 00:41:29,358
تنها ترسِش از اين بود که
نکنه کسي منو دوست نداشته باشه

437
00:41:32,806 --> 00:41:36,537
من نميتونم تصورِ اون درد و رنجِ گذاشتن
. . بچه ام تو قايق نجاتو بکنم

438
00:41:36,710 --> 00:41:39,304
و اينکه از بين ستاره ها بفرستمش سفر . .

439
00:41:45,919 --> 00:41:48,649
. . بخاطره " جور - ال " ، من هميشه فکرميکردم

440
00:41:49,889 --> 00:41:53,450
که پدر و مادر واقعيم هيولا بودن . .
اما اون اينجور نبود

441
00:41:57,530 --> 00:42:00,294
فقط باورم نميشه که اونو فراموش
کرده بودم

442
00:42:01,401 --> 00:42:03,301
فراموش نکردي ، کلارک

443
00:42:04,237 --> 00:42:06,205
اولين کلمه اي که گفتي ؛
لارا " بود "

444
00:42:08,575 --> 00:42:11,942
من و پدرت هيچوقت نتونستيم بفهميم
اين چه معني اي ميده

445
00:42:12,112 --> 00:42:14,080
حالا ميدونيم

446
00:42:18,952 --> 00:42:21,216
کاش تورو ميديد

447
00:42:21,988 --> 00:42:24,513
که ببينه چه مادرِ مهربون و خوبي دارم

448
00:42:27,026 --> 00:42:29,085
ميدونه ، کلارک

449
00:42:30,296 --> 00:42:32,821
عشقِ يه مادر هيچوقت از بين نميره

450
00:42:41,000 --> 00:42:56,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

