﻿1
00:00:35,361 --> 00:00:36,726
" کلويي "

2
00:00:36,896 --> 00:00:39,023
فکرکردم ماشين " گِيب " بود

3
00:00:39,198 --> 00:00:43,999
. . چه سوپرايزي ، خيلي وقته نديده بودمت ، از زماني که -
از وقتي پدرم از کارخونه اخراج شد -

4
00:00:44,171 --> 00:00:45,866
اوضاعش چطوره ؟ -
داره با اوضاع کنار مياد -

5
00:00:46,040 --> 00:00:49,976
فکرنکنم اون هيچوقت توقع اينو داشت که
منابع انساني در او زمان شغلشو نابود کنن

6
00:00:50,145 --> 00:00:52,238
اون مَرده خوبيه ؛
دوباره ميتونه روي پاهاش بايسته

7
00:00:52,414 --> 00:00:56,282
راستش ، تاحالا هزارتا برگه سابقه کاريشو فرستاده
و حتي يه شغل کوچيک هم گير نياورده

8
00:00:56,452 --> 00:00:58,579
ميدونم اين احتمالش خيلي بعيده ؛
. . اما پدرم بهم گفته

9
00:00:58,754 --> 00:01:00,949
که تو هميشه گوشِتو نزديک زمين قرار ميدي . .
* حواست به همه چي هست *

10
00:01:01,124 --> 00:01:04,059
فکرميکني ممکنه يکي بخواد از قصد ، فرصت هاي پدرم
براي بدست آوردن شغل جديديو خراب کنه ؟

11
00:01:04,227 --> 00:01:07,094
کلويي ، خودت ميدوني که من
. . هرکاري باشه براي " گيب " ميکنم

12
00:01:07,465 --> 00:01:09,433
. . اما . .

13
00:01:09,600 --> 00:01:13,263
لکس " ميخواد چندتايي پروژه رو شروع کنه " . .
هيچکدوم از ماها نميخوايم بهش کاري داشته باشيم

14
00:01:14,073 --> 00:01:18,305
باور کن ، براي پدرت همين بهتره که
خودشو از شرکت " لوتر کورپ " دور نگهداره

15
00:01:18,305 --> 00:01:28,305
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

16
00:03:08,604 --> 00:03:11,835
من به يه گروه براي رفع آلودگي نياز دارم ؛
" براي بخش 1978 "

17
00:03:18,115 --> 00:03:20,208
يه تيم امنيتي هم بفرستيد

18
00:03:42,878 --> 00:03:45,437
! اينجاست -
راهروي بخش " سي " رو ببندين -

19
00:03:45,462 --> 00:03:46,793
تو برو سراغش

20
00:03:57,094 --> 00:03:58,857
! همونجا وايسا

21
00:04:09,141 --> 00:04:10,802
هِي ، تکون بخور

22
00:04:24,505 --> 00:05:15,394
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

23
00:05:17,118 --> 00:05:20,952
کلويي ، سلام ! کلويي
. . همش داشتم سعي ميکردم از موانع رد بشم

24
00:05:21,123 --> 00:05:23,216
تا برسم به سياره کلويي ، تاحالا دوتا سالُني شده . . -
آره -

25
00:05:23,392 --> 00:05:25,917
فکرکنم سَرم زيادي شلوغه ؛
. . حالا که حرفش شد

26
00:05:26,096 --> 00:05:29,259
بگو که ميتونم اين گزارشت درباره
معلم سال " رو از ليستم خط بزنم "

27
00:05:29,432 --> 00:05:32,299
خوب ، زنگ زدم و پيام گذاشتم ؛
اما اون بهم زنگ نزده

28
00:05:32,603 --> 00:05:35,197
کلارک ، خوب ، کلارک ؛

29
00:05:35,373 --> 00:05:39,469
" ميدونم که خانم " تيلور " درست مثل " قلعه ناکس
. .  ميشه وقتي صحبت از زندگي شخصيش ميشه

30
00:05:39,645 --> 00:05:43,445
اما ، يه روزنامه نگار همينجور سرِجاش . .
نميشينه تا يکي بياد و بهش حقايق رو دودستي تحويل بده

31
00:05:43,616 --> 00:05:46,608
بعضي اوقات ؛
واقعا بايد تمام تلاشت رو براي اونکار بکني

32
00:05:48,187 --> 00:05:52,248
و بعضي اوقات هم ، زمانبندي همه چيزه ؛
خيلي خوب ، کلارک

33
00:05:52,426 --> 00:05:56,954
حالا برو ، و يادت باشه ؛
هيچ نظري ندارم " جزء هيچکدوم از گزينه ها نيست "

34
00:05:59,000 --> 00:06:02,629
خانم تيلور " ميخواستم بپرسم ميتونيم فقط چند لحظه اي "
براي مصاحبه اتون با مجله " تورچ " باهم بشينيم ؟

35
00:06:02,805 --> 00:06:04,170
خيلي اذيتتون نميکنه ، قول ميدم

36
00:06:04,340 --> 00:06:06,205
راستش ، اين هفته واقعا سَرم شلوغه

37
00:06:06,375 --> 00:06:09,003
خانم تيلور ، حداکثر فقط ده دقيقه ميشه

38
00:06:09,179 --> 00:06:12,876
قبل از شروع کلاس ها چطور ؟
اينجور براتون خوبه ؟

39
00:06:20,658 --> 00:06:23,559
نه ، يه امتحان کوچيک ميگيرم
. . چونکه ديشب تلويزيون نگاه کردم

40
00:06:23,729 --> 00:06:26,596
بجاي اينکه خودمو براي کلاس آماده کنم . .

41
00:06:35,576 --> 00:06:37,373
واقعا الان اينو گفت ؟

42
00:06:44,419 --> 00:06:46,785
هِي ، پيت ، قرارِ امشبمون هنوز سرِجاشه ؟ -
اوه ، آره -

43
00:06:46,956 --> 00:06:51,154
بايد يه چندتايي چيز براي مامانم ببرم ؛
اما حتما بايد برم خونه و بهش دربارش بگم

44
00:06:51,327 --> 00:06:54,091
يه بعداز ظهر دوست داشتني ديگه که
اطراف گرم کننده الکتريکي برقرار ميشه

45
00:06:54,264 --> 00:06:56,755
حالا که " پيت " تلويزيون رو فراهم کرده ؛
منم شام رو آماده ميکنم

46
00:06:57,201 --> 00:06:59,761
چي ؟ کلارک کنت تو آشپزخونه ؟

47
00:07:00,872 --> 00:07:02,703
حالا چيا تو مِنو هست ؟

48
00:07:03,775 --> 00:07:06,972
کلارک ميخواد بره متروپوليس تا چندتا
هات داگ از استاديوم بخره

49
00:07:08,114 --> 00:07:09,809
چي ؟ واو ، واو ، وايسا

50
00:07:09,982 --> 00:07:14,976
يعني داري ميگي که کلارک ميخواد شيش ساعت
رانندگي کنه تا فقط چندتا هات داگ بياره ؟

51
00:07:15,422 --> 00:07:19,483
خوب ، وقتي کلارک با سرعتي مافوق صوت ميره ؛
. . ميتونه تو ده دقيقه اينکارو انجام بده

52
00:07:24,098 --> 00:07:25,793
داره شوخي ميکنه

53
00:07:29,571 --> 00:07:31,869
بيخيال ، پيت ، بيا بريم سرِکلاس

54
00:07:37,046 --> 00:07:40,743
اين چي بود ديگه ؟ -
همينجور اتفاق افتاد ، اصلا منظور نداشتم که اونو بگم -

55
00:07:41,419 --> 00:07:43,250
فقط اين انگيزه رو دارم که به
بقيه ميخوام حقيقت رو بگم

56
00:07:43,421 --> 00:07:46,390
خوب ، دفعه بعدي که خواستي اين
انگيزه رو به انجام برسوني ، اينکارو نکن

57
00:07:59,540 --> 00:08:01,064
" لکس "

58
00:08:01,642 --> 00:08:04,839
متشکرم از اينکه اومدي

59
00:08:05,013 --> 00:08:08,972
کدوم يکي از اين حالت هاي وسواسي
مستحکمِ فکري - عمليِ هست که پشت فراخواني هاي امروزه ؟

60
00:08:11,420 --> 00:08:14,548
. . فهميدم که

61
00:08:14,723 --> 00:08:19,057
ديشب يه حادثه اي تو کارخونه . .
اسمالويل پيش اومده بوده ، درسته ؟

62
00:08:19,696 --> 00:08:22,324
يه هشدار کاذب تو بخشِ قديمي بود

63
00:08:23,000 --> 00:08:24,831
ترتيب همه چي داده شده

64
00:08:25,002 --> 00:08:26,731
با تلاش هاي تيم پاکسازي مواد خطرناک ؟

65
00:08:27,138 --> 00:08:28,765
فقط محضِ احتياط بود

66
00:08:28,941 --> 00:08:31,535
يا عکس العمل بيش از حد و بيهوده

67
00:08:32,678 --> 00:08:36,341
مگر اينکه ، البته ، يک نوع ماده شيميايي
درواقع آزاد شده بوده

68
00:08:46,627 --> 00:08:48,595
کنجکاوم ، پدر

69
00:08:49,297 --> 00:08:52,562
حالا چرا يکدفعه اين همه اصرار
داري نقشِ مدير ريزبين رو بازي کني ؟

70
00:08:53,602 --> 00:08:55,331
چون که من نگرانتم ، لکس

71
00:08:59,675 --> 00:09:03,304
تو که عمداً نميخواي يه چيزايي رو
. . از من مخفي کني

72
00:09:04,314 --> 00:09:05,781
ميخواي ؟ . .

73
00:09:09,888 --> 00:09:11,355
. ما همگي ، رازهاي خودمونو داريم

74
00:09:56,541 --> 00:09:59,806
خيلي خوب ، تاالان اسامي و مشخصات همه ي
. . دانش آموزان و همه ي گواهي ها رو داريم

75
00:09:59,979 --> 00:10:02,072
همه چيز رو داريم بجز مشخصات خود خانم " تيلور " ؛

76
00:10:03,416 --> 00:10:06,908
خوب ،" کلويي " اگه نميخواد حرف بزنه
شايد بايد بيخيالش بشيم ؟

77
00:10:07,254 --> 00:10:08,687
. سلام

78
00:10:08,855 --> 00:10:11,187
. " سلام ؛ " کلويي -
. " سلام ؛ خانم " کِنت -

79
00:10:11,359 --> 00:10:14,692
بازم از اين بسته ها توي ماشين هست ؟ -
. آره ، عزيزم ، دستت درد نکنه -

80
00:10:14,929 --> 00:10:18,387
فرصت نشد بابت گل هايي که روز بعد از
. عمل جراحي " جاناتان " فرستادي تشکر کنم

81
00:10:18,567 --> 00:10:20,262
. خواهش ميکنم
حالش چطوره ؟

82
00:10:21,337 --> 00:10:25,774
. واقعا خيلي سخت بوده
. اون ديپرس و عصبانيه

83
00:10:26,676 --> 00:10:32,046
نگرانم وقتي که اين ماجرا رو پشت سر بذاره
. ديگه همون مردي نباشه که باهاش ازدواج کردم

84
00:10:34,685 --> 00:10:36,152
. متاسفم

85
00:10:36,788 --> 00:10:38,517
کلارک " با اين اتفاقات چطوري کنار اومده ؟ "

86
00:10:38,824 --> 00:10:42,487
البته ؛ اون بابت وضعيتي که " جاناتان " گرفتارش شده
. احساس مسئوليت ميکنه

87
00:10:44,030 --> 00:10:46,828
چطوري اون مسئول حمله ي قلبي آقاي " کِنت "ـه ؟

88
00:10:47,000 --> 00:10:50,936
کلارک " مسئول نيست ؛ پدر واقعيش مسئوله ؛ "
. اون کسيه که باعث شد تابستون گذشته " کلارک " به متروپوليس بره

89
00:10:51,105 --> 00:10:52,572
. مامان

90
00:10:53,374 --> 00:10:54,932
اينا رو کجا بذارم ؟

91
00:10:57,445 --> 00:10:58,742
. .  کلارک " ؛ "

92
00:10:58,913 --> 00:11:02,679
پدر واقعيتو پيدا کردي و . .
در موردش چيزي به من نگفتي ؟

93
00:11:07,690 --> 00:11:09,658
. داشت به کنايه باهات حرف ميزد

94
00:11:10,193 --> 00:11:14,425
ميدوني ، رسيدن به اين حقيقت که
. . پدر و مادر واقعيم منو نميخواستن

95
00:11:16,134 --> 00:11:18,864
. توي اتفاقاتي که تابستون گذشته افتادن نقش داشت

96
00:11:20,104 --> 00:11:21,435
. بيا اين موضوعو بذاريمش واسه فردا

97
00:11:22,908 --> 00:11:24,500
. باشه

98
00:11:28,048 --> 00:11:29,948
. خداحافظ

99
00:11:31,851 --> 00:11:33,751
. خدانگهدار

100
00:11:38,592 --> 00:11:42,858
. باورم نميشه موضوع " جور-ال" رو به " کلويي " گفتم

101
00:11:43,999 --> 00:11:47,162
. " من . . نميدونم يهويي چي شد " کلارک

102
00:11:47,336 --> 00:11:52,706
مامان ؛ ايرادي نداره ؛ فکر نکنم فقط شما اينطور باشين
. فکر کنم يه اتفاقي واسه " کلويي " افتاده باشه

103
00:12:05,857 --> 00:12:07,415
. " لانا "

104
00:12:07,593 --> 00:12:08,821
. اميدوارم مزاحم نشده باشم

105
00:12:08,994 --> 00:12:11,656
نه ، همين الان شلوغي صبحگاهي مغازه تموم شد

106
00:12:12,766 --> 00:12:15,257
. چند روزي ميشه که نديده بودمت

107
00:12:15,435 --> 00:12:18,529
فکر کردم بعداز آخرين حرفايي که زديم
. يه کم تنهات بذارم

108
00:12:18,706 --> 00:12:23,234
منم داشتم همين فکرو ميکردم ؛
. ولي هردو توي اين کار مهارتي داشته باشيم

109
00:12:24,612 --> 00:12:27,012
سخته که توي " اسمالويل " کاري کني که
. ديده نشي

110
00:12:32,155 --> 00:12:34,646
. راستش ؛ بخاطر " کلويي " اينجا اومدم

111
00:12:34,824 --> 00:12:37,292
متوجه تغييري در رفتارش شدي ؟

112
00:12:41,699 --> 00:12:44,566
نميخوام از حد و حدودهايي که بايد
. . بين هم اتاقي هاس خارج بشم ، ولي

113
00:12:44,736 --> 00:12:47,204
وقتي ديروز خونه نبود ؛ . .
. يه مردي زنگ زد و باهاش کار داشت

114
00:12:47,372 --> 00:12:48,771
. يکي از همکارهاي قديمي باباش

115
00:12:49,908 --> 00:12:52,900
از " لوترکورپ " ؟ -
. آره ؛ و خيلي هم ناراحت به نظرميومد -

116
00:12:53,112 --> 00:12:55,876
ميخواست بدونه که آيا " کلويي " ؛
. کارتِ امنيتيشو برداشته يا نه

117
00:12:56,783 --> 00:12:58,944
کلوييِ سارق " ؟ "

118
00:12:59,119 --> 00:13:00,484
. چندان به شخصيتش شباهت نداره

119
00:13:00,654 --> 00:13:05,648
گفت ؛ هرکسي که اون کارت رو دزديده ؛ دو شب پيش
.  ازش براي ورود غيرمجاز به آزمايشگاه استفاده کرده

120
00:13:20,977 --> 00:13:22,569
خانم " تيلور " ؟

121
00:13:22,747 --> 00:13:26,114
سلام خانم " تيلور " ؛
. . ببخشيد که يه کم عجله دارم ولي

122
00:13:26,284 --> 00:13:29,685
. بايد سروقت کارمو تموم کنم . .
ميشه سريع تمومش کنيم ؟

123
00:13:30,055 --> 00:13:32,148
. فقط بخاطر اينکه هيچوقت بيخيالم نميشي

124
00:13:32,324 --> 00:13:35,020
بايد خيلي باحال باشه که
. بهترين معلم مدرسه مامانته

125
00:13:35,194 --> 00:13:38,857
من به اين که اون تو هرکاري که انجام ميده
. بهترين فرده ؛ عادت کردم

126
00:13:39,032 --> 00:13:42,900
. باشه ؛ با سئوالهاي روتين شروع ميکنيم
چيه درس دادنو دوست دارين ؟

127
00:13:43,671 --> 00:13:44,899
. از دانش آموزا لذت ميبرم

128
00:13:45,472 --> 00:13:47,167
صحيح ، جنبه ي منفي ؟

129
00:13:47,541 --> 00:13:49,839
. هميشه بايد واقعيت رو مخفي کرد

130
00:13:52,681 --> 00:13:55,115
. ببخشيد
حقيقت رو درمورد چي مخفي ميکنين ؟

131
00:13:56,252 --> 00:13:58,720
. اين حقيقت که خانم " تيلور " وجود نداره

132
00:14:00,356 --> 00:14:03,621
. . اسم واقعي من " مارين لويس " هست

133
00:14:03,794 --> 00:14:07,423
و از سال 1972 ؛ تا به امروز . .
. دارم از گذشته ام فرار ميکنم

134
00:14:08,733 --> 00:14:11,293
. متوجه نميشم
مگه چيکار کردين ؟

135
00:14:12,036 --> 00:14:15,301
. عضو يه گروه افراطي بودم

136
00:14:15,474 --> 00:14:19,433
ما ؛ بيرون يه بانک در " سياتل " ؛
. مواد منفجره کارگذاشتيم

137
00:14:21,047 --> 00:14:23,743
. فقط ميخواستيم با اون کار يه بيانيه صادر کنيم

138
00:14:24,384 --> 00:14:26,875
ولي يکي از محافظين بانک ؛
. . زودتر از موعدِش سر پست اومد

139
00:14:27,054 --> 00:14:28,612
. . و ؛ وقتي اون بمب منفجر شد . .

140
00:14:30,858 --> 00:14:34,294
خانم " تيلور " ؛ يعني ميخواين بگين که
شما به جرم قتل تحت تعقيب هستيد ؟

141
00:14:37,666 --> 00:14:40,191
. من فقط رانندگي کردم

142
00:14:41,738 --> 00:14:45,572
قسم ميخورم ؛ هرگز نميخواستم که
. کسي دراون انفجار کُشته بشه

143
00:14:46,477 --> 00:14:47,842
مامان ، چي داري ميگي ؟

144
00:14:48,312 --> 00:14:50,837
. بايد ساليان پيش اينو بهت ميگفتم

145
00:14:56,221 --> 00:14:57,745
. خيلي متاسفم

146
00:14:57,923 --> 00:15:00,414
. . خيلي خوب ، خانم " تيلور " ؛ -
. نه ! ازش دور شو -

147
00:15:00,593 --> 00:15:03,619
. باشه ؟ فقط تنهامون بذار
. يالا

148
00:15:03,963 --> 00:15:06,830
. " خيلي متاسفم " ويلي
. بهت بهت ميگفتم

149
00:15:07,567 --> 00:15:09,762
. فقط نميتونستم خودمو راضي کنم

150
00:15:26,756 --> 00:15:30,692
تبريک ميگم " کلويي " ؛ در 24 ساعت گذشته
. توجه همه ي مدرسه رو به خودت جلب کردي

151
00:15:30,861 --> 00:15:33,091
با داشتن دوستهاي زياد نميتوني
. توي روزنامه نگاري به جايي برسي

152
00:15:33,264 --> 00:15:36,233
. پليس بايد به اين ماجرا رسيدگي کنه -
. کلارک " ؛ من يه قتل رو برملا کردم "

153
00:15:36,400 --> 00:15:38,493
. با استفاده از قدرتِت

154
00:15:38,670 --> 00:15:41,605
چند شب پيش دزدکي
وارد " لوترکورپ "شده بودي ، مگه نه ؟

155
00:15:41,773 --> 00:15:43,638
اتفاقي افتاد ؟

156
00:15:43,810 --> 00:15:47,075
مثل اينکه دست آخر فهميديم که پشت اون چشماي آبي
. يه سري ژن روزنامه نگاري هم هست

157
00:15:47,246 --> 00:15:50,909
مردم دارن چيزايي رو بهت ميگن که نميخوان تو
. ازشون آگاه باشي ؛ اين شوخي نيست

158
00:15:51,085 --> 00:15:54,020
. نه ؛ ولي روياي هر روزنامه نگاريه

159
00:15:55,489 --> 00:15:57,013
." ربکا "

160
00:15:57,192 --> 00:15:59,683
وقتي تمام بچه هاي کلاس توي امتحان نهايي هندسه
. . نمره " ج " گرفتن

161
00:15:59,861 --> 00:16:02,159
چي شد که فقط تو يه نفر نمره ي " الف " گرفتي ؟

162
00:16:02,331 --> 00:16:04,697
روز قبل از امتحان
. کليدِ پاسخ ها رو دزديدم

163
00:16:06,969 --> 00:16:09,938
به کسي که نميگي ، هان ؟

164
00:16:14,845 --> 00:16:16,608
! " ميندي "

165
00:16:18,082 --> 00:16:20,050
. " سلام ؛ " ميندي

166
00:16:20,218 --> 00:16:22,049
. تو هميشه خيلي خوش بين و شادي

167
00:16:22,221 --> 00:16:23,620
يعني واقعا چيزي اذيتت نميکنه ؟

168
00:16:23,789 --> 00:16:27,748
شوخي ميکني ؟ ميدوني چقدر سخته که
يه تيم بازنده رو تشويق کني ؟

169
00:16:31,664 --> 00:16:33,859
ميندي " ؛ چي داري ميگي ؟ "

170
00:16:36,904 --> 00:16:40,237
داگ " ؛ اگه بتوني هرکي رو که دلت ميخواد رو "
به مراسم رقص ببري ، کي رو انتخاب ميکني ؟

171
00:16:42,277 --> 00:16:44,108
. فيتز " رو انتخاب ميکنم "

172
00:16:46,648 --> 00:16:49,242
توماس فيتزپاتريک " ؛ بازيکن خط حمله ؟ "

173
00:16:52,021 --> 00:16:54,649
. انتظار اين يکي رو ديگه نداشتم

174
00:16:54,958 --> 00:16:57,426
. ايرادي نداره
. چاپش نميکنم

175
00:16:57,928 --> 00:16:59,725
! خداي من ؛ " کلارک " ؛ اين فوق العاده اس

176
00:16:59,898 --> 00:17:01,866
ميتوني تصورشو بکني که
چندتا داستان حل نشده رو ميتونم برملا کنم ؟

177
00:17:02,033 --> 00:17:04,092
. ميتونم معمايي به اسم " کلارک کِنت " رو حل کنم

178
00:17:06,839 --> 00:17:08,602
چي رو داري ازم مخفي ميکني ؟

179
00:17:11,777 --> 00:17:13,244
. باورم نميشه همچين چيزي پرسيدي

180
00:17:15,615 --> 00:17:17,344
. و ؛ جوابمو ندادي

181
00:17:18,518 --> 00:17:20,247
. بقيه ي بچه ها ، بدون استثنا جوابمو دادن

182
00:17:22,323 --> 00:17:24,348
از چي اينقدر وحشت داري " کلارک " ؟

183
00:17:25,227 --> 00:17:28,822
ميترسي که بالاخره از پشت اون زره بيارمت بيرون
و بالاخره رازتو برملا کنم ؟

184
00:18:12,547 --> 00:18:16,108
کلارک " ؛ آخرين باري که نگاه کردم "
. اين ناحيه محدود شده بود

185
00:18:16,818 --> 00:18:18,479
. " سلام ؛ " لِکس

186
00:18:19,388 --> 00:18:22,289
. معذرت ميخوام ؛ داشتم اينجا دور ميزدم
. در بيروني باز بود

187
00:18:22,458 --> 00:18:25,086
راستش ؛ به نظر من که اون قفل شکسته مياد ؛

188
00:18:25,262 --> 00:18:27,457
. ولي ، با محافظين اين ساختمان صحبت ميکنم

189
00:18:29,266 --> 00:18:31,496
ميخواي بهم بگي اينجا چيکار ميکني ؟

190
00:18:31,669 --> 00:18:32,966
. نگران يه دوست هستم

191
00:18:33,438 --> 00:18:37,841
اون دوستي که ميگي ، احتمالا چند شب پيش
دزدکي وارد اينجا نشده بوده ؟

192
00:18:38,010 --> 00:18:39,705
کلارک " ؛ واسه چي پيشم نيومدي ؟"

193
00:18:41,013 --> 00:18:45,143
آخرين باري که سراغت اومدم ؛
. گفتگوي ما باهمديگه به دست پليس فدرال افتاد

194
00:18:45,318 --> 00:18:49,345
کلارک " ؛ هرقراري که با پليسهاي فدرال گذاشته باشم "
. توش شرط شده که به خانواده ي تو کاري نداشته باشن

195
00:18:51,759 --> 00:18:54,819
اميدوار بودم که
. تو هم لطفمو جبران کني

196
00:18:54,995 --> 00:18:58,192
حالا ،  ميشه بهم بگي
اين پايين چيکار ميکردي ؟

197
00:18:59,167 --> 00:19:01,032
. من نبودم

198
00:19:02,505 --> 00:19:06,202
لِکس " ؛ يه اتفاقي داره واسه ي "
. . اون دوستم ميفته و

199
00:19:06,642 --> 00:19:08,234
داشتي اين پايين چيکار ميکردي ؟

200
00:19:08,412 --> 00:19:11,210
. يکي از پروژه هاي قديمي پدرمه

201
00:19:11,381 --> 00:19:13,906
ميخواستم يه پروژه رو
. از معرض نابودي نجات بدم

202
00:19:15,386 --> 00:19:16,614
پس ، تجهيزاتِت کجان ؟

203
00:19:18,022 --> 00:19:20,047
. تصميم گرفتم ضرر و زيانهامو قطع کنم

204
00:19:21,093 --> 00:19:22,424
. . کلارک " ؛ "

205
00:19:22,895 --> 00:19:26,797
ما اينقدر توي اون پروژه پيشرفت نکرديم که
. عوارض جنبي احتماليشو پيدا کنيم

206
00:19:27,534 --> 00:19:32,130
اگه اين دوستت ، درمعرض هرچيزي قرار گرفته
. ممکنه خطر زيادي سلامتيشو تهديد کنه

207
00:19:33,440 --> 00:19:36,841
حالا ، ببين ، تا وقتي ندونم کيه
. کمک زيادي از دستم برنمياد

208
00:19:48,691 --> 00:19:50,386
چطور تونستي اينو چاپ کني ؟

209
00:19:50,560 --> 00:19:53,893
. به لطف تو ، مامانم مجبور شد خودشو مخفي کنه
. پليس داره دنبالش ميگرده

210
00:19:54,331 --> 00:19:59,735
متاسفم " ويليام " ؛ من فقط واقعيت رو چاپ کردم ؛
. من که ديگه مسئول عواقبش نيستم

211
00:20:05,443 --> 00:20:07,673
. تو زندگي منو خراب کردي

212
00:20:15,022 --> 00:20:18,822
ببينم ، فقط خودم اينطور فکر ميکنم يا واقعا
باعث شدم همه ي مشتري ها بيرون برن ؟

213
00:20:18,993 --> 00:20:20,984
. نه ، بخاطر تو بيرون رفتن

214
00:20:23,464 --> 00:20:26,126
از وقتي " تورچ " رو
. .  به ستونِ شايعات مخصوصت تبديل کردي

215
00:20:26,302 --> 00:20:28,270
. ديگه کسي تحمل کنارت موندن رو نداره . .

216
00:20:29,138 --> 00:20:31,368
لااقل تو هنوز داري باهام حرف ميزني ، درسته ؟

217
00:20:32,242 --> 00:20:33,869
. فعلا

218
00:20:34,711 --> 00:20:37,976
. باشه
اون ديگه چي بود ؟

219
00:20:40,685 --> 00:20:42,812
. به مدرسه ي هنرهاي زيباي فرانسه درخواست پذيرش دادم

220
00:20:43,154 --> 00:20:48,353
اونا يه برنامه ي دبيرستان کامل دارن
. و اگه قبولم کنن ، از تابستون شروع ميکنم

221
00:20:51,297 --> 00:20:55,063
. واو ، فکر کنم خارج از حلقه ي اطمينانت بودم
حالا کِي تصميم گرفتي اينکارو بکني ؟

222
00:20:56,202 --> 00:20:58,568
. يه چند وقتيه بهش فکر ميکنم

223
00:20:59,640 --> 00:21:05,670
هرکسي ، بالاخره يه خونواده اي داره و من
. مطمئن نيستم که به کجا تعلق دارم

224
00:21:05,847 --> 00:21:09,305
. ولي هميشه فکر ميکردم که ما خونواده ات هستيم -
. " بس کن ديگه " کلويي -

225
00:21:09,484 --> 00:21:11,611
. ميدونم تو و اوناي ديگه درموردم چي فکر ميکنين

226
00:21:11,787 --> 00:21:15,188
. که من يه دختر رونده شده و درگيرباخودم هستم

227
00:21:16,693 --> 00:21:21,187
ديگه نميتونم صبر کنم تا از اين شهر برم به جايي که
. مردم الکي بدون اطلاعات ، درموردم قضاوت نکنن

228
00:21:24,469 --> 00:21:26,562
. من هرگز چنين چيزي نگفتم

229
00:21:27,405 --> 00:21:29,805
. هرگز مجبور نبودي

230
00:21:31,010 --> 00:21:33,535
چرا هيچوقت درموردش
باهام حرف نزدي ؟

231
00:21:35,649 --> 00:21:37,742
. چونکه نميتونستم بهت اطمينان کنم

232
00:21:37,766 --> 00:21:44,766
«ارائه ای از سینمافریک»

233
00:21:58,341 --> 00:21:59,933
. کلويي " ؛ مرسي که اومدي "

234
00:22:00,109 --> 00:22:01,633
. آره ، خوب ، فقط يه دقيقه وقت دارم

235
00:22:01,812 --> 00:22:05,009
کلارک " ؛ يه داستاني درمورد "
. . فرار از يه بيمارستان رو برام تعريف کرد

236
00:22:05,182 --> 00:22:09,778
پس ميتوني نسخه ي خلاصه شده از سفري که
. چند شب پيش به " لوترکورپ "داشتي رو واسم بگي

237
00:22:10,689 --> 00:22:12,486
. . بذار حدس بزنم

238
00:22:12,657 --> 00:22:15,285
به طريقي ، هيچکي نميتونه در برابر
. گفتن حقيقت به تو ، مقاومت کنه

239
00:22:16,362 --> 00:22:18,227
دنبال معذرت خواهي ميگردي ؟

240
00:22:18,431 --> 00:22:19,762
. نه

241
00:22:19,933 --> 00:22:21,298
. . کلويي " ؛ "

242
00:22:21,935 --> 00:22:26,099
ازت ميخوام که از استعدادت براي به يادآوردن
. هفته هايي که پدرم ازم دزديده ، استفاده کني

243
00:22:26,341 --> 00:22:30,801
فکر نکنم پدرت دست به همچين کارهاي فوق العاده
. . خشن بزنه تا خاطرات تو رو پاک کنه

244
00:22:30,978 --> 00:22:33,378
البته اگه اون خاطرات ؛ . .
. تهديدي واسش نباشن

245
00:22:33,549 --> 00:22:35,847
شايد بايد بذاري اوضاع
. همينطوري که هست ؛ بمونه

246
00:22:37,353 --> 00:22:41,414
چرا يه حسي بهم ميگه که تو بيشتر از چيزي که
ادعا ميکني ميدوني ، ازم مخفي کردي ؟

247
00:22:42,092 --> 00:22:43,821
. من چيزي دراونمورد نميدونم

248
00:22:43,993 --> 00:22:48,089
ولي اين يه  چيزو خوب ميدونم که بخاطر تو ؛
پدرم بيکار شده ؛  حالا چرا بايد کمکت کنم  ؟

249
00:22:48,265 --> 00:22:50,859
چونکه اين پدرم بوده که
. دستور برکناري پدرتو صادرکرده

250
00:22:56,041 --> 00:22:58,271
خودت که ميدوني واقعيت اينه ، مگه نه ؟

251
00:23:02,582 --> 00:23:05,551
يعني آينده ي خانواده ي من
. . فقط يه حرکت مهره ي شطرنج در

252
00:23:05,719 --> 00:23:09,052
بازي " دستِ پيش بگيري تا پس نيفتي " ؛ تموم نشدني اي هست
که به دست تو و پدرت بازي ميشه ؟

253
00:23:09,223 --> 00:23:10,918
. " بازي نيست " کلويي

254
00:23:11,092 --> 00:23:13,322
تو تنها کسي هستي که ميتونه
. واقعيت رو برام بدست بياره

255
00:23:15,130 --> 00:23:17,621
چرا اينکارو باخودت ميکني ؟

256
00:23:18,834 --> 00:23:21,894
چرا نميتوني پدرتو بي خيال بشي ؟

257
00:23:23,472 --> 00:23:26,669
چونکه اون ؛ تنها چيزي که
. هميشه ازت خواستم رو بهم نميده

258
00:23:27,477 --> 00:23:29,035
و ؛ اون چيزي که ميخواي چيه ؟

259
00:23:35,753 --> 00:23:38,085
. ميخوام دوستم داشته باشه

260
00:23:57,512 --> 00:23:59,173
پيت " ؛ اينجا چيکار ميکني ؟ "

261
00:23:59,347 --> 00:24:01,008
. کلويي " گفت يه داستان درست و حسابي داري "

262
00:24:01,183 --> 00:24:02,844
. همينطوري الکي اون حرفو بهش گفتم

263
00:24:03,019 --> 00:24:06,648
با توجه به رفتاري که داشت ؛ فکر کردم اون
. تنها راهيه که ميشه اونو به بيمارستان برد

264
00:24:06,823 --> 00:24:08,290
حالش خوبه ؟

265
00:24:08,459 --> 00:24:10,893
يه ماده اي توي " لوترکورپ " روش ريخته
. که فکر کنم باعث مريضيش شده

266
00:24:11,061 --> 00:24:12,653
. يه جور گاز حقيقت

267
00:24:12,830 --> 00:24:14,923
که توضيح ميده به چه دليلي
. داري اينقدر بازومو فشار ميدي

268
00:24:18,002 --> 00:24:21,802
ميتونم متوجه اشاره بشم ؛ ميخواي قبل از اينکه سر و کله  ي
. اون دروغ سنج انساني پيدا بشه ؛ از اينجا برم

269
00:24:27,814 --> 00:24:31,341
. " هي ؛ " پيت -
. " کلويي " -

270
00:24:32,452 --> 00:24:35,046
. نه ؛ وايسا
. ديگه بسمه

271
00:24:35,223 --> 00:24:38,954
امروز همه دارن از دست " کلويي " فرار ميکنن ؛
آخه تو ديگه چرا ؟

272
00:24:39,727 --> 00:24:43,254
ميخوام ازت فاصله بگيرم تا
. واقعيت رو بهت نگم

273
00:24:43,432 --> 00:24:47,266
اون داستانو يادته که بهت گفتم ؟ -
. آره ، ميتونيم بعدا درموردش حرف بزنيم -

274
00:24:47,437 --> 00:24:51,066
الان ، ميخوام بدونم  ؛ واسه چي شماها
اين طوري دربرابر من حالت تدافعي گرفتين ؟

275
00:24:51,374 --> 00:24:53,342
اين راز بزرگ ، چيه " پيت " ؟

276
00:25:02,320 --> 00:25:04,379
! " من عاشقتم ؛ " کلويي

277
00:25:05,357 --> 00:25:09,020
از اولين روزي که ديدمت
. منتظر بودم اينکارو بکنم

278
00:25:09,428 --> 00:25:11,157
. " باشه ؛ واو ؛ " پيت

279
00:25:13,767 --> 00:25:15,359
چرا زودتر بهم نگفتي ؟

280
00:25:16,236 --> 00:25:18,704
چونکه ميدونستم
. به " کلارک " يه احساساتي داري

281
00:25:20,208 --> 00:25:21,937
. و هيچوقت يه فرصت درست و حسابي دستم نيومد

282
00:25:28,651 --> 00:25:30,881
. پيت " ؛ وايسا " -
. کلويي " ؛ گوش بده " -

283
00:25:31,053 --> 00:25:35,149
اگه حق با " کلارک " باشه و تو يه مشکلي داشته باشي
. پس ، برو پيش دکتر

284
00:25:35,325 --> 00:25:36,553
. خواهش ميکنم

285
00:25:41,799 --> 00:25:44,097
کلويي " ؟ "
حالت خوبه ؟

286
00:25:44,536 --> 00:25:45,833
! کمک ميخوام

287
00:25:46,004 --> 00:25:47,665
! خواهش ميکنم

288
00:25:48,440 --> 00:25:49,668
اسمش چيه ؟ -
. " کلويي " -

289
00:25:49,841 --> 00:25:52,241
کلويي " ؛ ميخوايم تو رو
.  به آزمايشگاه شماره ي سه ببريم "

290
00:25:54,747 --> 00:25:58,740
. حالت خوب ميشه
امروز چيزي خوردي ؟

291
00:25:59,386 --> 00:26:01,251
. آره ، يه کم -
کِي تو . . . ؟ -

292
00:26:09,063 --> 00:26:11,827
. کلارک " ؛ داشتم دنبالت ميگشتم "
. خانم " تيلور " رو بازداشت کردن

293
00:26:12,000 --> 00:26:14,332
. ميدونم
. خبرش تو همه جاي اينترنت پخش شده

294
00:26:15,303 --> 00:26:19,797
حالا که آنلاين هستي ، ميخواي از " جيوز" بپرسي که
چقدر طول ميکِشه تا از خجالت بميري ؟

295
00:26:25,315 --> 00:26:28,682
پيت " چطور تونستي در مورد احساست به "
کلويي " چيزي بهم نگي ؟ "

296
00:26:30,288 --> 00:26:32,279
. بهرحال ؛ من شانسي براي بااون بودن ندارم

297
00:26:33,491 --> 00:26:36,892
چي باعث شده همچين حرفي بزني ؟ -
. چونکه هميشه کنار تو هستم  -

298
00:26:38,831 --> 00:26:41,265
. " بي خيال ديگه " کلارک

299
00:26:42,101 --> 00:26:45,036
هرچقدر هم که سايه ها دور بشن ؛
. تو بازم همون نيمه ي تاريک ماه هستي

300
00:26:52,713 --> 00:26:55,978
چرا فايلهاي " کلويي " رو ميگردي ؟ -
. نگرانشم -

301
00:26:56,151 --> 00:27:00,554
روي يه داستان درمورد يکي از پروژه هاي " لوترکورپ " ؛
. لِوِتاس " کار ميکرده "

302
00:27:00,722 --> 00:27:03,213
يه دکتر ارتشي بازنشسته ؛
. . به اسم ژنرال " جوآن دويل " ؛

303
00:27:03,393 --> 00:27:06,521
ادعا ميکنه که پنج سال پيش ؛ . .
. بخشي از اولين سري آزمايش ها بوده

304
00:27:06,696 --> 00:27:08,459
. مثل آدماي ديوونه و عجيب و غريب ميمونه

305
00:27:11,435 --> 00:27:13,494
. اين تنها سرنخيه که داريم

306
00:27:22,415 --> 00:27:24,713
. همه چي عاديه

307
00:27:25,117 --> 00:27:27,085
. الان برميگردم

308
00:27:41,670 --> 00:27:43,638
. خيلي طول نکِشيد -
. " خانم " سوليوان -

309
00:27:44,640 --> 00:27:46,471
. يه کم رنگ پريده به نظر مياين

310
00:27:46,810 --> 00:27:50,610
فکر کنم يه رژيم ثابتي از حقيقت ؛
. ميتونه به عنوان لباس ، به يه نفر پوشونده بشه

311
00:27:52,549 --> 00:27:56,713
متوجه شدم که شما يکي از کارتهايِ
.  امنيتيِ " لوترکورپ " رو قرض گرفتين

312
00:27:57,688 --> 00:27:59,781
. فقط سعي داشتم به پدرم کمک کنم

313
00:27:59,958 --> 00:28:01,516
چيکار کردين ؛ طول ليستِ سياه گذاشتينش ؟

314
00:28:01,693 --> 00:28:06,926
. کاملا درست ميگي ؛ تو ليست سياه گذاشتمش
. شانس بياره ؛ به عنوان ظرفشور يه کاري پيدا کنه

315
00:28:10,637 --> 00:28:15,631
بهت هشدار دادم اگه باهام دَربيفتي عواقبي داره
. من آدمي هستم که روي حرفم ميمونم

316
00:28:15,876 --> 00:28:18,242
. فقط يه راه واسه فهميدنش وجود داره

317
00:28:19,714 --> 00:28:20,942
چي ؟

318
00:28:21,116 --> 00:28:23,550
شما به " مورگان اِج " دستور دادين تا
پدر و مادرتون رو به قتل برسونه ؟

319
00:28:24,119 --> 00:28:26,485
. البته که اينکارو کردم
. بخاطر پول بيمه ي عمرشون

320
00:28:26,656 --> 00:28:28,681
براي راه اندازي شرکتم
. به اون پول احتياج داشتم

321
00:28:33,296 --> 00:28:36,094
متاسفم که اون سئوال رو ازم پرسيدين
. " خانم " سوليوان

322
00:28:36,400 --> 00:28:39,096
داشتن همچين اطلاعاتي ؛
. واستون خطرناکه

323
00:28:39,270 --> 00:28:41,067
چرا اون سئوالو ازم پرسيدين ؟

324
00:28:43,207 --> 00:28:46,040
. مهم نيست
. اين ؛ مهمه

325
00:28:46,211 --> 00:28:48,111
. البته که اينکارو کردم
. بخاطر پول بيمه ي عمرشون

326
00:28:48,280 --> 00:28:51,010
اعتراف کامل شما رو
. . روي پست صوتيم دارم

327
00:28:51,184 --> 00:28:53,675
و تنها کسي که پسورد ورود رو داره هم
. خودم هستم

328
00:28:53,853 --> 00:28:57,050
پس ، اگه جاي شما بودم ؛ درمورد وضعيت
.  دوباره استخدام کردن پدرم تجديد نظر ميکردم

329
00:28:57,224 --> 00:29:01,684
تحت تاثير قرار گرفتم ولي شوربختانه
. من به باج خواهي جوابي نميدم

330
00:29:02,263 --> 00:29:05,562
ولي ، ميدوني ، اين چيزي نيست که قراره
. شغلِ پدرتو بهش برگردونه

331
00:29:06,635 --> 00:29:08,432
پس ، چيه ؟ -
. . بدست آوردن اطلاعات ؛ -

332
00:29:08,603 --> 00:29:11,595
. اونم از يه منبع خيلي سرسخت . . .

333
00:29:12,275 --> 00:29:13,606
اين " منبع " ؛اسمي هم داره ؟

334
00:29:13,776 --> 00:29:16,006
راستش ، دوتا منبع مد نظرم هستن ؛
. " جاناتان و مارتا کِنت "

335
00:29:16,180 --> 00:29:17,977
. ولي فقط يه سئوالو بايد از هردوشون بپرسين

336
00:29:18,148 --> 00:29:19,376
واسه چي بايد قبول کنم که
همچين کاريو انجام بدم ؟

337
00:29:19,550 --> 00:29:23,145
چونکه ميدونم پسر اونا ؛ توي قلبت
. . يه جايگاهِ ويژه اي داره

338
00:29:23,321 --> 00:29:26,085
و ؛ اين که اون پسر داره يه چيزي رو ازتون
. مخفي ميکنه ، داره عذابت ميده

339
00:29:26,257 --> 00:29:29,818
و هردو ميدونيم ، شايد اين تنها فرصتي باشه که داري ؛

340
00:29:29,995 --> 00:29:32,486
تا پيدا کني که اون چيزي که ازت مخفي ميکنه . .
. چه چيزيه

341
00:29:37,771 --> 00:29:40,501
و دقيقا چي رو ميخواين بدونين ؟

342
00:29:43,544 --> 00:29:46,411
کلارک کِنت " ؛ از کجا اومده ؟ "

343
00:30:16,682 --> 00:30:18,912
. تو به درس ادب احتياج داري

344
00:30:21,188 --> 00:30:24,123
اومدم اينجا تا درمورد پروژه ي " لِوِتس " ؛
. باهاتون صحبت کنم

345
00:30:25,192 --> 00:30:28,525
ميدونم وقتي شما مسئول بودين ؛
. لوترکورپ " ؛ نقش پيمانکار پروژه رو داشت "

346
00:30:28,696 --> 00:30:30,596
. اونا پروژه رو از سر گرفتن

347
00:30:31,099 --> 00:30:33,624
ليونل لوتر " تو رو فرستاده ؟ " -
. نه -

348
00:30:33,803 --> 00:30:36,169
بايد بدونم اون دارو
چه اثري روي آدما داره ؟

349
00:30:41,545 --> 00:30:42,842
. اونجا

350
00:31:00,533 --> 00:31:03,434
ميخواستيم بازجوي نهايي رو خلق کنيم

351
00:31:03,736 --> 00:31:04,998
چرا پروژه رو متوقف کردين ؟

352
00:31:06,040 --> 00:31:08,338
. مشکلات ايمني و سلامتي پيدا کرديم

353
00:31:09,410 --> 00:31:14,347
لوتر " هم بابت اينکه با اونکارمون نااميدش کرده بوديم "
. . با يه گزارش درمورد عدم سلامت رواني و

354
00:31:15,684 --> 00:31:18,244
اخراج از خدمت ؛ به دليل عدم صلاحيت . .
. اين کارمونو تلافي کرد

355
00:31:22,425 --> 00:31:25,394
آقاي " دويل " ؛ يکي از دوستام
. . اتفاقي وارد آزمايشگاه " لوترکورپ " شده

356
00:31:25,596 --> 00:31:28,224
که اون آزمايشگاه ؛ . .
. پروژه ي " لِوِتس " رو ادامه ميداده

357
00:31:28,398 --> 00:31:29,865
. . فکر کنم رفيقم در معرض

358
00:31:30,034 --> 00:31:31,592
اين دوستِت ؛ علائم خاصي هم نشون ميده ؟

359
00:31:32,804 --> 00:31:34,135
. سر درد داشته

360
00:31:36,709 --> 00:31:38,973
حدس من اينه که
. دوستتون تا صبح خواهد مُرد

361
00:31:40,446 --> 00:31:44,439
ميميره ؟ -
. بخاطر همين اون پروژه رو معلق کردم -

362
00:31:45,819 --> 00:31:49,482
. گمانمون اين بود که اون " گاز " جواب ميده

363
00:31:53,628 --> 00:31:55,960
. ولي درجه ي مسموميتش خيلي بالا بود

364
00:31:57,065 --> 00:31:58,999
چيزي هست که کمکش کنه ؟

365
00:32:00,168 --> 00:32:04,366
درست قبل از معلق شدن پروژه ؛
. داشتم روي يه معالجه ي احتمالي کار ميکردم

366
00:32:11,448 --> 00:32:13,416
. هرگز روي بيمارها امتحان نشده

367
00:32:24,263 --> 00:32:26,356
اگه مجبور به استفاده بشم ؛
چقدر بايد بهش تزريق کنم ؟

368
00:32:27,266 --> 00:32:30,497
. تمام سرنگ رو بهش تزريق کن
. درست توي قلبِش

369
00:32:37,145 --> 00:32:39,613
. ببخشيد
. دنبال " کلويي سوليوان " ميگردم

370
00:32:39,781 --> 00:32:42,944
. ما هم دنبالش ميگرديم
. بدون اينکه رسما مرخص بشه اينجا رو ترک کرده

371
00:32:54,532 --> 00:32:57,023
. کلارک " ؛ عجب سورپرايزي " -
واقعا ؟ -

372
00:32:58,035 --> 00:33:00,697
. درمورد اون سرم واقعيت که ساختي ميدونم

373
00:33:01,006 --> 00:33:02,530
. " پروژه ي " لِوِتس

374
00:33:03,675 --> 00:33:05,472
لِوِتس " . . . ؟ "

375
00:33:05,644 --> 00:33:11,583
فکر کنم پنج يا شش سال پيش بود
. که اون پروژه رو ملغي کرديم

376
00:33:12,453 --> 00:33:14,216
. داري دروغ ميگي

377
00:33:15,122 --> 00:33:19,354
اتهام آزار دهنده ايئه " کلارک " ؛
. بخصوص اينکه تو داري اين اتهام رو بهم ميزني

378
00:33:20,095 --> 00:33:23,064
باور نميکنم فقط به اين دليل اينجا باشي که
. ببيني حال واحوال " کلويي " چطوره

379
00:33:23,231 --> 00:33:27,429
دوباره کاري کردي که واست کار کنه ؟
بره سئوالهاي بيشتري درمورد من بپرسه ؟

380
00:33:27,603 --> 00:33:31,095
هرکاري ازش خواستم برام انجام بده " کلارک " ؛
. بخاطر پيداکردن حقيقته

381
00:33:32,943 --> 00:33:34,570
. ممکنه بميره

382
00:33:37,347 --> 00:33:39,440
. واسه تو که هيچ اهميتي نداره

383
00:33:45,891 --> 00:33:47,119
. زودباش

384
00:34:02,943 --> 00:34:05,104
سلام ؟ -
. کلويي " ؛ " کلارک " هستم " -

385
00:34:05,280 --> 00:34:08,716
. بايد همين الان به بيمارستان برگردي
. اون بيماري ، ممکنه جونِتو بگيره

386
00:34:11,087 --> 00:34:13,317
فقط به اين خاطر اين حرفو ميزني که
. جلومو بگيري

387
00:34:13,489 --> 00:34:15,548
جلوتو بگيرم که چيکار نکني ؟

388
00:34:15,959 --> 00:34:18,553
ميدوني چه حسي داره که
. . به بهترين دوستت نگاه کني و

389
00:34:18,729 --> 00:34:20,094
بدوني که داره بهت دروغ ميگه ؟ . .

390
00:34:21,865 --> 00:34:23,332
. ديگه نميتونم ادامه بدم

391
00:34:27,305 --> 00:34:28,704
. " کلويي "

392
00:34:31,410 --> 00:34:33,071
. کلويي " ؛ باهام حرف بزن "

393
00:34:35,415 --> 00:34:38,248
کلويي " ! ؛ حالت خوبه ؟ " کلويي " ؟ "
. باهام حرف بزن

394
00:34:38,418 --> 00:34:39,976
. بايد بذاري کمکت کنم

395
00:35:01,112 --> 00:35:02,807
. " کلويي "

396
00:35:08,887 --> 00:35:10,787
! بهت هشدار دادم که ما رو بحال خودمون بذاري

397
00:35:10,956 --> 00:35:13,447
! مادرم حقش نيست که توي زندان باشه

398
00:35:17,697 --> 00:35:19,187
کلويي " ؟"

399
00:35:19,365 --> 00:35:22,493
کلارک " ؛  " کلارک " ؛ من کنار پُلِ " کوگلين " ؛ هستم "
! خواهش ميکنم کمکم کن

400
00:35:22,493 --> 00:35:32,493
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

401
00:37:02,483 --> 00:37:04,644
! " کلويي "
. همه چي درست ميشه

402
00:37:17,134 --> 00:37:21,798
. کافيه ؛ نيازي نيست دوباره تماس بگيري -
. دوتا دعوت به دفترت اونم توي يه هفته -

403
00:37:21,973 --> 00:37:23,531
. بايد به خودم ببالم

404
00:37:23,708 --> 00:37:25,437
. بايد بيشتر از اينا حواستو جمع کني

405
00:37:26,411 --> 00:37:30,245
درآينده ، اگه خواستي يکي از
. . پروژه هاي قديمي منو دوباره فعال کني

406
00:37:30,416 --> 00:37:32,350
پسرم ، تنها کاري که بايد بکني
. اينه که فقط ازم بخواي

407
00:37:32,518 --> 00:37:37,080
اگه منو بيشتر درجريان ميگذاشتي ؛
. به مخفي کاري پناه نميبردم

408
00:37:37,257 --> 00:37:42,718
دارم سعي ميکنم اينو متوجه بشم " لِکس " ؛ آخه
. . تو اينقدر مستاصل دنبال دونستن کدوم حقيقت ميگردي

409
00:37:42,897 --> 00:37:47,459
که حاضر شدي به استفاده از
. يه داروي ناپايدارخطرناک پناه ببري

410
00:37:47,636 --> 00:37:50,366
فکر کنم دونستن واقعيت
. هرگز مزيت زيادي براتون نداشته

411
00:37:51,874 --> 00:37:53,933
. " ديگه کاسه ي صبرم داره لبريز ميشه " لِکس

412
00:37:54,111 --> 00:37:57,342
. تو هميشه دربرابر من حالت دفاعي به خودت ميگيري

413
00:37:58,048 --> 00:38:01,142
حالا ؛ بهم بگو ، اي لعنت
چي ازجونم ميخواي ؟

414
00:38:06,591 --> 00:38:08,582
. مهم نيست ؛ پدر

415
00:38:09,461 --> 00:38:10,985
. هرگز بدستش نميارم

416
00:38:28,617 --> 00:38:30,676
کلويي " ؛ حالت چطوره ؟ "

417
00:38:31,586 --> 00:38:33,144
. يه مقدار کمي لرز دارم

418
00:38:33,322 --> 00:38:35,187
. ولي ديگه اثري از سرم حقيقت تو وجودم نيست

419
00:38:35,558 --> 00:38:39,153
هرچيزي که به داخل سينه ام تزريق کردي
. . نه تنها دوباره قلبم رو به کار انداخت بلکه

420
00:38:39,329 --> 00:38:42,230
منو از شر تموم " لِوِتس " هايي هم که
. . تو خونَم بود راحت کرد ؛ پس

421
00:38:42,399 --> 00:38:44,026
. خوبه . .

422
00:38:47,872 --> 00:38:51,000
خبري از " ويليام " داري ؟ -
. آره -

423
00:38:51,911 --> 00:38:54,675
بين شنيدن گذشته ي مادرش و
. . بعدشم دستگيريش

424
00:38:54,847 --> 00:38:56,678
. حسابي شوکه شده . . .

425
00:38:59,352 --> 00:39:01,684
. هرگز قصد نداشتن بهش آسيب برسونم

426
00:39:02,289 --> 00:39:04,985
. مادرش بايد اون موضوعو بهش ميگفت

427
00:39:05,860 --> 00:39:07,953
. اين ، نکته ائيه که درمورد حقيقت وجود داره

428
00:39:08,863 --> 00:39:11,297
. دير يا زود ؛ بيرون مياد

429
00:39:14,836 --> 00:39:17,031
. پس فکر کنم نوبت منه که اعتراف کنم

430
00:39:19,542 --> 00:39:22,807
وقتي روي اون پُل پيدام کردي ؛
. سر راهِ اومدنم به اينجا بودم

431
00:39:24,748 --> 00:39:28,707
ميخواستم همه ي سئوال هامو که هيچوقت بهشون
. جواب نميدي رو از پدر و مادرت بپرسم

432
00:39:36,829 --> 00:39:38,387
. . ببين

433
00:39:38,564 --> 00:39:42,295
ميدونم گفتن " معذرت ميخوام " ؛ به بخش عمده اي
. . از رابطمون تبديل شده ، ولي

434
00:39:42,469 --> 00:39:43,766
. . نه ؛ " کلويي " ؛

435
00:39:44,504 --> 00:39:46,938
از صداقتت متشکرم ولي
. اون موقع ؛ خودت نبودي

436
00:39:48,442 --> 00:39:50,808
. کاشکي خودم هم ميتونستم اين حرفو باورکنم

437
00:39:51,613 --> 00:39:55,242
ولي دفعات زيادي بوده که حس کنجکاويم
. از خودم پيشي گرفته

438
00:39:56,619 --> 00:40:00,248
. شايد ، اين چيزيه که واقعا هستم -
. نه ؛ تو دنبال واقعيت ميگردي -

439
00:40:00,422 --> 00:40:01,753
. هيچ کجاي اينکارت ، ايراد نداره

440
00:40:01,925 --> 00:40:04,917
مگر اينکه با اينکار ، به آدمايي که
. بيشتر از همه برام اهميت دارن ، صدمه بزنم

441
00:40:06,529 --> 00:40:09,054
ميترسم روزي برسه که
. . اينقدر جلو برم

442
00:40:09,233 --> 00:40:11,827
. که ديگه فرصت معذرت خواهي پيدا نکنم

443
00:40:16,275 --> 00:40:18,175
. امروز ؛ اون روز نيست

444
00:40:35,397 --> 00:40:38,025
. کلارک "؛ مرسي که اومدي "

445
00:40:38,199 --> 00:40:41,566
همه چي روبراهه ؟ اين اواخر
. تماس هاي تلفني زيادي ازت نداشتم

446
00:40:41,737 --> 00:40:43,967
. آره

447
00:40:46,576 --> 00:40:48,567
. ميخواستم اينو بهت نشون بدم

448
00:40:49,713 --> 00:40:51,203
پاريس " ؟ "

449
00:40:51,381 --> 00:40:53,315
. تقاضانامه ام رو هفته ي پيش فرستادم

450
00:40:55,853 --> 00:40:57,081
. متوجه نميشم

451
00:40:59,024 --> 00:41:00,958
. دارم اينجا رو ترک ميکنم

452
00:41:04,930 --> 00:41:07,364
. . لانا " ؛ اگه بخاطر منه " -
. نه -

453
00:41:07,534 --> 00:41:09,161
. نه

454
00:41:09,436 --> 00:41:11,131
. بخاطر همه چيزه

455
00:41:11,304 --> 00:41:14,501
. احساس ميکنم به يه نقطه ي شروع تازه احتياج دارم

456
00:41:14,675 --> 00:41:17,041
پس زندگي اي که اينجا داري چي ؟
دوستات چي ؟

457
00:41:17,912 --> 00:41:21,814
خوب ، شايد دستِ آخر دوباره
. . به " اسمالويل " برگردم ولي

458
00:41:21,983 --> 00:41:27,114
فکر نکنم بتونم اينجا زندگي کنم درحاليکه برام
جاي سئوال باشه که آيا يه جاي ديگه
يه چيز ديگه اي انتظارمو ميکِشه ؟

459
00:41:31,462 --> 00:41:33,293
پس چرا زودتر بهم نگفتي ؟

460
00:41:33,464 --> 00:41:35,432
. . چونکه

461
00:41:36,133 --> 00:41:38,397
نميخواستم کسي باهام حرف بزنه تا . .
. راضيم کنه بي خيالش بشم

462
00:41:41,573 --> 00:41:43,768
. . و ؛ واقعيت اينه که

463
00:41:43,943 --> 00:41:46,377
ميدونستم تو ؛ تنها کسي هستي که . .
. ميتونه نظرمو درمورد رفتن عوض کنه

464
00:42:13,410 --> 00:42:17,676
. متشکريم که از سيستم " کنزکام " استفاده ميکنيد
. لطفا کد امنيتي خود را وارد نماييد

465
00:42:18,716 --> 00:42:21,082
. شما ؛ يک پيام صوتي جديد داريد

466
00:42:21,919 --> 00:42:24,683
. سلام ؛ خانم " سوليوان " ؛ منم

467
00:42:25,757 --> 00:42:28,590
نيازي نيست دنبال نوار مکالمه اي که
. قبلا داشتيم بگردي

468
00:42:28,761 --> 00:42:31,821
. . اون نوار ديگه از بين رفته و

469
00:42:31,998 --> 00:42:34,592
. خوب ، همين ديگه . .
. نيازي نيست دوباره باهام تماس بگيري

470
00:42:34,801 --> 00:42:37,531
. شما ؛ پيام صوتي ديگري نداريد

471
00:42:40,455 --> 00:42:55,455
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

