﻿1
00:00:04,400 --> 00:00:06,197
. . لوئيز مک کالوم " ؛ "

2
00:00:06,222 --> 00:00:08,213
هيچوقت کسي چيز زيادي . .
. درموردش تعريف نکرده

3
00:00:08,238 --> 00:00:10,934
فقط اينکه يه عمه ي پدري داشتم
. که وقتي جوون بود فوت کرد

4
00:00:11,260 --> 00:00:14,696
فکر کنم هرگز به اين نکته اشاره نکردن
. که اون شوهر داشت

5
00:00:14,950 --> 00:00:18,909
نه ، ولي فکر نکنم بتوني
. اونها رو بابتش سرزنش کني

6
00:00:19,148 --> 00:00:22,675
. تو به جرم قتل اون محکوم شده بودي -
. آره -

7
00:00:22,952 --> 00:00:26,080
اگه اينقدر مشتاقِ ديدنم هستي ؛
چرا اينهمه سال صبر کردي تا واسم نامه بنويسي ؟

8
00:00:26,256 --> 00:00:29,282
. عمه ات ؛ " نل " ؛ ازم خواست که نامه اي برات نفرستم

9
00:00:31,160 --> 00:00:34,789
نميخوام بي ادبي کرده باشم ؛
. . آقاي " مک کالوم " ؛

10
00:00:34,964 --> 00:00:39,560
ولي حتي اگه داستانتونو باور کنم ؛ . .
. نميدونم انتظار انجام چه کاري رو از من دارين

11
00:00:39,736 --> 00:00:45,834
فقط ميخوام يکي از افراد خانواده ي " لوئيز "؛
. . بدونن که من واقعا عاشق همسرم بودم

12
00:00:46,009 --> 00:00:48,204
. و من ، کسي نيستم که اونو به قتل رسونده

13
00:00:54,784 --> 00:00:56,149
! " لوئيز "

14
00:00:59,989 --> 00:01:01,456
! " لوئيز "

15
00:01:02,892 --> 00:01:08,728
چهل و دو سال پيش بود ؛
. و هنوزم صداي اون گلوله ها تو گوشمه

16
00:01:13,069 --> 00:01:14,229
. " لوئيز "

17
00:01:15,705 --> 00:01:18,401
! " لوئيز "
! نه

18
00:01:21,577 --> 00:01:23,408
. . کلانتر " تِيت " سررسيد

19
00:01:23,579 --> 00:01:26,207
دِکس " ؛ " لوئيز " ؛ شما اونجايين ؟ "

20
00:01:26,382 --> 00:01:29,818
و منو اسلحه به دست و درحاليکه . .
. لوئيز " در آغوشم بود پيدا کرد  "

21
00:01:29,986 --> 00:01:31,544
. " دِکس "

22
00:01:33,690 --> 00:01:35,385
چيکار کردي ؟

23
00:01:37,493 --> 00:01:41,827
. قسم ميخورم ، اون اتفاقيه که اونشب افتاد

24
00:01:43,733 --> 00:01:45,860
و ، وقتي عکستو ؛ . .
. . توي روزنامه ديدم

25
00:01:46,736 --> 00:01:50,137
نتونستم فراموش کنم که . .
. چقدر تو به " لوئيز " شباهت داري

26
00:01:50,306 --> 00:01:53,833
. . فکر کردم ، اگه هيچ شباهتي به اون داشته باشي

27
00:01:54,010 --> 00:01:56,877
اونوقت تو تنها آدمي خواهي بود که . .
. ميتونه منو درک کنه

28
00:01:59,716 --> 00:02:04,153
اگه ميگين که شما اونو به قتل نرسوندين ؛
پس ؛ کار کي بوده ؟

29
00:02:04,620 --> 00:02:07,987
. مردي که ديدم از طويله خارج شد

30
00:02:08,157 --> 00:02:09,317
. يه مسافر ناشناس

31
00:02:09,492 --> 00:02:12,052
. اون مَرد " لوئيزم"ـو کشت

32
00:02:22,453 --> 00:03:15,632
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

33
00:03:15,656 --> 00:03:18,921
چه اتفاقي براي اين يارو افتاد ؟
اين مسافر ناشناس ؟

34
00:03:19,093 --> 00:03:21,891
. هيچوقت دستگيرش نکردن
. . دکستر " ؛ گفت که پليس فرض رو براين گذاشته "

35
00:03:22,063 --> 00:03:24,327
که اون ، اين داستان رو از خودش درآورده . .
. تا آثار به جا مونده از خودشو پاک کنه

36
00:03:24,498 --> 00:03:27,490
. ولي تو حرفشو باور ميکني -
خوب ، واسه چي بايد بهم دروغ بگه ؟ -

37
00:03:27,668 --> 00:03:30,831
قرار نيست که اون 40 سال زندگي که
. از دست داده رو دوباره پس بگيره

38
00:03:31,005 --> 00:03:35,942
افرادي که قتل انجام ميدن ؛ نصف روز سعي ميکنن
. مردم رو متقاعد کنن که بي گناه هستن

39
00:03:36,343 --> 00:03:39,210
. کلارک " ؛ اون نقاشي درست شبيه توئه "

40
00:03:40,281 --> 00:03:44,240
. . مگر اينکه " دکستر " ميتونسته آينده بيني کنه

41
00:03:44,418 --> 00:03:47,512
احتمال اينکه اون مسافر ناشناس واقعي باشه
. خيلي زياده

42
00:03:49,523 --> 00:03:51,889
. ممکنه پدربزرگ تو بوده باشه

43
00:03:52,493 --> 00:03:55,621
. حتي شايد پدرت بوده -
. غير ممکنه -

44
00:03:56,530 --> 00:03:59,966
چرا ؟
. بالاخره بايد از يه جايي اومده باشي

45
00:04:00,134 --> 00:04:03,035
اينطور نيست که
. همينطوري از آسمون افتاده باشي

46
00:04:16,183 --> 00:04:18,242
. فکر کنم حق با " لانا " باشه
. اين " جور-ال " هست

47
00:04:18,419 --> 00:04:20,410
از سال 1961 ؟

48
00:04:20,588 --> 00:04:23,716
ديوارهاي اين غار بهمون ميگن که افرادي
. از سياره ي " کريپتون " قبلا اينجا بودن

49
00:04:23,891 --> 00:04:26,155
چرا پدر من نبوده ؟ -
. " کلارک " -

50
00:04:26,327 --> 00:04:29,353
فکر نميکني زيادي داري تلاش ميکني تا
يه ارتباطي بين اينجا و خودت برقرار کني ؟

51
00:04:29,530 --> 00:04:32,931
. اون مدالي که گردنش انداخته بود رو ديدين
. اين نمادها ، مربوط به سياره ي کريپتون هستن

52
00:04:33,501 --> 00:04:37,096
. باشه ؛ بذار اينطور بگيم که اون " جور-ال " بوده

53
00:04:37,271 --> 00:04:41,230
تا اونجايي که من ميدونم ؛ مجالي براي تصديق اينکه
.  اون تونسته باشي کسي رو بکُشه وجود نداره

54
00:04:41,408 --> 00:04:44,206
. نکته هم همينجاس
. ما چيز زيادي درموردش نميدونيم

55
00:04:44,378 --> 00:04:47,279
تنها چيزي که تاحالا " جور-ال " واسم بوده
. يه جور تهديد دور بسيار قوي بوده

56
00:04:47,448 --> 00:04:50,110
ولي اگه اينجا بوده ؛
. . تو همون خيابونايي که من راه ميرم ، قدم زده

57
00:04:50,284 --> 00:04:52,252
. شايد ؛ تفاوت چنداني باهمديگه نداشته باشيم . .

58
00:04:52,419 --> 00:04:54,216
. شايد انسان تر از چيزيه که فکرشو ميکنيم

59
00:04:54,388 --> 00:04:55,685
. . " کلارک "

60
00:04:57,525 --> 00:04:59,015
. " کلارک "

61
00:05:00,060 --> 00:05:02,460
چيزي نيست که دنبالش ميگشتي ؟

62
00:05:09,603 --> 00:05:11,730
. ميدونستم اين پايين ديدمش

63
00:05:32,426 --> 00:05:34,917
! " کلارک " ؛ " کلارک "

64
00:05:41,402 --> 00:05:43,267
اون چيه ؟

65
00:05:50,845 --> 00:05:53,609
. تصاويري که دادم بايد متعلق به گذشته باشن

66
00:05:54,448 --> 00:05:57,645
کلارک " ؛ ديگه واقعا بايد توي "
. تا ديروقت تلويزيون ديدن يه تجديدنظري بکني

67
00:05:57,818 --> 00:05:59,080
. " شوخي نميکنم ؛ " پيت

68
00:05:59,253 --> 00:06:03,656
يه عالمه فلش زدم ؛ ولي خيلي سريع بودن ؛
. نتونستم ازشون به نتيجه ي منطقي برسم

69
00:06:31,485 --> 00:06:33,476
. بدش به من -
! ازم دور شو -

70
00:06:33,654 --> 00:06:35,622
. پولو رَد کن بياد
. ميدونم پول داري

71
00:06:51,205 --> 00:06:52,638
. قهرمان من

72
00:06:53,774 --> 00:06:57,403
به نظرم شبيه کسي نيستي که
. معمولا به نجات دادن احتياج داشته باشه

73
00:06:57,578 --> 00:06:59,170
. متشکرم

74
00:07:06,554 --> 00:07:10,012
! ديديش ؟ ميتونست منو بکُشه -
. به قاضي بگو -

75
00:07:10,191 --> 00:07:12,125
. مرسي

76
00:07:13,327 --> 00:07:14,658
. من ؛ " لوئيز " هستم

77
00:07:16,897 --> 00:07:18,489
. ميتوني " جو " صدام کني

78
00:07:20,301 --> 00:07:22,326
. . خوب ، " جو " ؛

79
00:07:22,503 --> 00:07:25,199
تو هيجان انگيز ترين ترين کسي هستي . .
. که در اين چند سال اينجا داشتيم

80
00:07:25,372 --> 00:07:27,101
. مواظب سرت باش

81
00:07:29,443 --> 00:07:32,003
. فکر کنم يه قدرداني بهت بدهکاريم

82
00:07:32,513 --> 00:07:36,540
. سلام ، من کلانتر " بيلي تِيت " هستم
. عکس العملهاي جالبي نشون دادي

83
00:07:36,917 --> 00:07:38,714
. خودم هم تعجب کردم

84
00:07:38,886 --> 00:07:41,184
. قبلا طرفاي " اسمالويل " نديدمت

85
00:07:42,957 --> 00:07:46,984
. داشتم از اينجا رَد ميشدم تا به خونه برسم -
. چه قدر خوش شانسي تو

86
00:07:47,494 --> 00:07:49,985
. لوئيز " رو ببخشيد "
. تو چشاش ستاره داره

87
00:07:50,164 --> 00:07:51,654
. هميشه داره

88
00:07:52,132 --> 00:07:53,963
. هيچ مشکلي نداره

89
00:08:02,676 --> 00:08:04,371
لوئيز " ؟"

90
00:08:05,212 --> 00:08:07,271
همه چي روبراهه ؟

91
00:08:08,549 --> 00:08:12,576
. " تو برو خونه ؛ " لوئيز
. ميدونم که " دِکس " چقدر از ؛ ازدست دادن ورق بازيش متنفره -

92
00:08:12,753 --> 00:08:14,721
. من يه سر به خونتون ميزنم و شرح ماوقع رو ازت ميگيرم

93
00:08:18,926 --> 00:08:20,553
. اين دور و برا ميبينمت

94
00:08:42,850 --> 00:08:44,283
. از کمکت سپاسگزارم

95
00:08:44,852 --> 00:08:46,877
کلارک " ؛ چي شده ؟ "

96
00:08:47,054 --> 00:08:49,579
. مثل اين بود که به دهه ي 1950 برگشته بودم

97
00:08:49,757 --> 00:08:51,952
، درست همينجا ؛ جايي که " جو " ايستاده بود
. وايساده بودم

98
00:08:52,726 --> 00:08:53,988
جو " ؟ "

99
00:08:54,728 --> 00:08:56,457
. اين ؛ اسم همون مسافر ناشناسه

100
00:08:58,198 --> 00:09:01,690
پيت " ؛ اونوقتو يادته که توي غار بوديم "
و يه دفعه اي چندتا فلش زدم ؟

101
00:09:02,202 --> 00:09:05,137
فکر کنم اين " مدال " ؛ تموم اون اطلاعات رو
. روي مغزم دانلود کرده

102
00:09:05,572 --> 00:09:07,836
وقتي به يه وسيله اي که متعلق به اون بوده
. دست ميزنم ؛ اين مدال فلش جديد رو آزاد ميکنه

103
00:09:08,242 --> 00:09:09,732
. صحيح

104
00:09:11,045 --> 00:09:12,740
. لوئيز " ؛ هم اينجا بوده "

105
00:09:13,847 --> 00:09:15,246
. اون مسافر ناشناس ، جونشو نجات داد

106
00:09:15,416 --> 00:09:17,384
. البته که جونشو نجات داده

107
00:09:17,551 --> 00:09:22,511
کلارک " ؛ تو قرن 21 ؛ ما به اين اتفاقاتي که "
. داره واست ميفته ، خيال باطل ميگيم

108
00:09:23,724 --> 00:09:26,750
يه راهي بايد وجود داشته باشه که بفهميم آيا
چيزايي که ديدم واقعيت دارن يا نه ؟

109
00:09:31,999 --> 00:09:34,559
از کِي تا حالا گزارشات پليس رو از
ساختمان مرکزي پليس بيرون مياري ؟

110
00:09:34,735 --> 00:09:39,229
از وقتي که مُچِ دفتردار و دوستِ دخترشو وقتي داشتن
. موقع شيفتِ کاريشون دزد و پليس بازي ميکردن گرفتم

111
00:09:39,406 --> 00:09:41,499
. سرقت ، بايد حوالي جونِ 1961 اتفاق افتاده باشه

112
00:09:41,675 --> 00:09:43,802
همون وقتيه که فيلم داشت
. توي " تالون " نمايش داده ميشد

113
00:09:43,977 --> 00:09:46,912
نميخوام درجه ي سه بهت بدم ؛ ولي
اين چيزا رو از کجا ميدوني ؟

114
00:09:47,081 --> 00:09:49,743
بهت که گفتم فقط يه حدسِه که
. اون مسافر ناشناس اينجا بوده

115
00:09:49,917 --> 00:09:54,320
فهميدم ؛ همون سرقتيه که وقتي داشتن توي " تالون " ؛ فيلمِ
. . ناتالي وود " رو پخش ميکردن ؛ بيرون از اونجا اتفاق افتاد "

116
00:09:54,488 --> 00:09:57,480
که البته اين يه مقدار نسبت به يه
. حدس عادي جزئيات بيشتري داره

117
00:09:57,658 --> 00:10:01,185
به عنوان متصدي ديوار عجايب ؛
. توي اين يه مورد بهم کمک کن

118
00:10:01,562 --> 00:10:02,824
. باشه

119
00:10:02,996 --> 00:10:05,590
يه سري صفحات از اين گزارش درمورد
. روزي که " لوئيز " به قتل ميرسه گم شده

120
00:10:05,766 --> 00:10:07,893
. اينگار مهارت تيزبينيت بالا رفته

121
00:10:08,769 --> 00:10:12,102
. خيلي خوب ، اينم از گزارش سرقت -
جايي اسمي از مسافر ناشناس ميبيني ؟ -

122
00:10:12,272 --> 00:10:14,570
. نه ، ولي اسم سارق رو ببين

123
00:10:14,808 --> 00:10:18,300
. " لاکلون لوتِر "
. اون ؛ پدر بزرگِ " لِکس"ـه

124
00:10:18,545 --> 00:10:21,275
. بيخيال ، من سه مگابايت فايل درمورد " لِکس " دارم

125
00:10:21,448 --> 00:10:22,881
. حتي ميدوني غله ي گندم مورد علاقه اش چيه

126
00:10:23,250 --> 00:10:24,842
. شايد يه چيزي بدونه

127
00:10:25,018 --> 00:10:28,181
. بايد بفهمي
. بايد " لانا " رو ببينم

128
00:10:28,355 --> 00:10:30,016
. نِل " ؛ چند تا از وسايل " لوئيز " رو پيدا کرده "

129
00:10:30,190 --> 00:10:32,055
. اينجا رو ديگه بايد خودمو کنار بکِشم

130
00:10:32,226 --> 00:10:34,717
آخرين دفعه اي که درمورد " لوتِرها " تحقيق کردم
. لِکس " ؛ تقريبا کُشته شد "

131
00:10:34,895 --> 00:10:38,353
خواهش ميکنم  ، بالاخره دير يا زود
. مجبوري باهاش کنار بياي

132
00:10:47,274 --> 00:10:52,576
هميشه فرض رو براين گذاشتم که مهارت پدرم
. . توي بالا کِشيدن پول مردم از يه کسي بهش به ارث رسيده

133
00:10:52,746 --> 00:10:56,273
ولي به سختي فکر ميکردم که . .
. جرم هاي خرده پا و کوچيک تو خانوادمون وجود داره

134
00:10:56,450 --> 00:10:59,578
اسامي زيادي به اسم " لاکلون لوتر " ؛
. توي " اسمالويل " وجود ندارن

135
00:10:59,753 --> 00:11:02,449
لابد از بين همه ي اعضاي خونواده ي " لوتر " ؛
. اين پدربزرگت بوده که دستگير شده

136
00:11:03,657 --> 00:11:04,919
. . کلويي " ؛ "

137
00:11:06,326 --> 00:11:08,453
هيچکدوم از اعضاي خانواده ي من . .
. . پاشونو توي اين شهر نگذاشتن

138
00:11:08,629 --> 00:11:10,961
تا وقتي که پدرم . .
. اون کارخونه ي ذرت رو خريداري کرد

139
00:11:11,131 --> 00:11:14,100
ببينم يه سرقت قديمي يه مقدار خارج از محدوده ي
مقالاتي نيست که تو اون روزنامه ي نوجوانانه ات چاپ ميکني ؟

140
00:11:14,268 --> 00:11:17,396
. اين يکي رو دارم بدون چشمداشت انجام ميدم
. لانا " ؛ خيلي براي عموي بزرگش نگرانه

141
00:11:18,872 --> 00:11:22,035
يه حسي بهم ميگه
. تو بخاطر " لانا " اينجا نيستي

142
00:11:22,843 --> 00:11:26,643
بهرحال ، ما فکر ميکنيم که " لاکلون " با
. . مسافر ناشناس ملاقات کرده ؛ و اميدواريم که

143
00:11:26,814 --> 00:11:28,304
چي ؟

144
00:11:28,482 --> 00:11:31,110
که خونواده ي من ؛ براي روز شکرگزاري دور هم
. . جمع بشن و

145
00:11:31,285 --> 00:11:33,719
داستانهاي قديمي سرقت رو . .
واسه همديگه تعريف کنن ؟

146
00:11:34,922 --> 00:11:38,517
خانواده ي تو هم دقيقا مثل يه
. نقاشي ازز " نورمن راکوِل " نيستن که بي عيب باشن

147
00:11:40,461 --> 00:11:43,953
ببين ، " لِکس " ؛ فقط سعي داريم
. هرچي ميتونيم از اين قضيه پيدا کنيم

148
00:11:44,431 --> 00:11:46,831
. . کاشکي ميتونستم کمکت کنم " کلويي " ؛

149
00:11:47,000 --> 00:11:49,560
. ولي فکر کنم متاسفانه به بن بست رسيدي . .

150
00:12:04,051 --> 00:12:07,578
. هِي -
. " سلام ، " لانا -

151
00:12:09,790 --> 00:12:13,021
ببين ، واقعا از اينکه امروز صبح
. حالت دفاعي به خودم گرفتم معذرت ميخوام

152
00:12:13,193 --> 00:12:14,922
. مجبور نيستي معذرت خواهي کني

153
00:12:15,095 --> 00:12:17,620
. يه دفعه اي يه عالمه حرف و مشکل رو سرت ريختم

154
00:12:18,465 --> 00:12:22,026
فکر کنم وقتي يه بچه اي باشي که به فرزندخواندگي
. . قبول شده باشي ؛ اونوقت رويايي که از محل تولدت

155
00:12:22,202 --> 00:12:24,568
و همينطور رويايي که درمورد پدر و مادرت داري
. تفاوتي باهمديگه ندارن

156
00:12:25,706 --> 00:12:28,504
وقتي همچين شرايطي داره ، بدترين کابوست اينه که
. والدينت مجرم بودن

157
00:12:28,675 --> 00:12:33,703
با تمام غافلگيريهايي که تو خانواده ام داشتم
. ميدونم که مواجه شدن با اين وضعيت ساده نيست

158
00:12:38,352 --> 00:12:40,650
. تعداد کمي از وسايل " لوئيز " باقي مونده

159
00:12:40,821 --> 00:12:43,915
ولي فکر کنم بتونيم يه چيز بدرد بخور
. بينشون پيدا کنيم

160
00:12:58,972 --> 00:13:00,633
. يه نامه ي عاشقانه اس

161
00:13:02,042 --> 00:13:03,839
. دکستر " ؛ بايد اين نامه رو نوشته باشه "

162
00:13:06,547 --> 00:13:09,710
. . کي ميدونست که اون ميتونه اينقدر

163
00:13:10,617 --> 00:13:11,914
احساساتي باشه ؟

164
00:13:16,290 --> 00:13:17,723
فقط حرف اول رو نوشته ؟

165
00:13:31,905 --> 00:13:33,668
ميتوني برام ببنديش ؟

166
00:13:57,764 --> 00:13:59,959
تمام روز نتونستم جلوي خودمو بگيرم
. تا بهت فکر نکنم

167
00:14:13,547 --> 00:14:16,607
. هيچوقت درمورد هيچکي همچين حسي نداشتم

168
00:14:18,118 --> 00:14:20,313
. تنها چيزي که ميدونم اينه که ميخوام با تو باشم

169
00:14:20,313 --> 00:14:30,313
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

170
00:15:45,038 --> 00:15:46,403
کلارک " ؟ "

171
00:15:48,375 --> 00:15:51,344
لانا " ؛ فکر نکنم اون نامه ي عاشقانه رو "
. شوهرش واسَش نوشته باشه

172
00:15:53,046 --> 00:15:55,014
. فکر کنم نامه رو اون مسافر ناشناس نوشته

173
00:15:56,856 --> 00:15:58,585
. اونا ؛ عاشق همديگه بودن

174
00:16:08,927 --> 00:16:11,760
. " تبريک ميگم " لِکس
. نمايش بسيار خوبي بود

175
00:16:11,930 --> 00:16:14,194
. هيات مديره تحت تاثير قرار گرفت

176
00:16:14,365 --> 00:16:18,233
يه مقدار از دود و آينه استفاده کرده بودي ؛
. ولي استادانه از کاردراومده بود

177
00:16:18,403 --> 00:16:22,635
چي ميتونم بگم ؟ فکر کنم هنر فريب و نيرنگ
. تو خونوادمون ارثي باشه

178
00:16:23,741 --> 00:16:26,972
. و امروز ؛ با شروع خوبي همراه شد

179
00:16:30,014 --> 00:16:31,879
فريب و نيرنگ " ؛ هان ؟ "

180
00:16:32,250 --> 00:16:34,741
فکر ميکني درمورد موضوع خاصي
دارم گولت ميزنم ؟

181
00:16:34,919 --> 00:16:36,318
. شما بهم بگين

182
00:16:36,487 --> 00:16:38,614
شما هميشه پدر بزرگ " لاکلون " رو
. . توصيف ميکردين به عنوان

183
00:16:38,790 --> 00:16:41,350
کارآفريني سخت کوش . .
. از يک خانوده ي اصيل و نجيبِ اسکاتلندي

184
00:16:41,526 --> 00:16:43,016
ميخواي به کجا برسي ؛ پسرم ؟

185
00:16:43,194 --> 00:16:45,355
شايد بتونين اينو توضيح بدين که
. . چرا " لاکلون لوتر " ؛

186
00:16:45,530 --> 00:16:48,931
در سال 1961 به جرم سرقت کوچک . .
در " اسمالويل " دستگير شده ؟

187
00:16:49,100 --> 00:16:54,231
تمام افرادي که موسس يک شرکت هستن از نعمتِ اين که
. هم موفق و هم روراست و باصداقت باشن برخوردار نيستن

188
00:16:54,405 --> 00:16:57,670
چرا تا اين حد به عقب برگشتين تا
گذشتمونو مخفي کنين ؟

189
00:16:59,277 --> 00:17:01,472
. . اونوقتي که جوون بودم و

190
00:17:01,646 --> 00:17:07,141
و به سختي جون ميکندم تا يه جاي پايي در
. . در دنياي تجارت آزاد پيدا کنم

191
00:17:07,318 --> 00:17:10,754
به سرعت متوجه شدم که اعتراف به اين حقيقت که
. . من در خانواده اي به دنيا اومدم و پرورش پيدا کردم که

192
00:17:10,922 --> 00:17:16,326
در يک محله اي فقير نشين با آمار خودکُشتي بالا زندگي ميکردن
. باعث نميشه که توي هيچ مهموني اي بر هيچکسي برتري پيدا کنم

193
00:17:16,494 --> 00:17:18,860
پس به خودتون اجازه دادين که
تاريخچه ي خانوادگيمونو از نو بنويسين ؟

194
00:17:19,030 --> 00:17:22,625
درسته . واسه چي من بايد مجبور باشم که
بهاي گناهان پدرمو بدم ؟

195
00:17:22,800 --> 00:17:24,597
. آشنا به نظر مياد

196
00:17:25,270 --> 00:17:28,865
آيا اون نصب يادواره واسه خانوادمون
. . واقعيه يا اينکه

197
00:17:29,040 --> 00:17:32,009
الان تو اون محله ي کثيفي که حرفشو زدين
پدر و مادربزرگي دارم که در به در دنبالمون ميگردن ؟

198
00:17:34,579 --> 00:17:36,137
. . نه ؛ نه ؛ اونا

199
00:17:38,883 --> 00:17:40,373
. . هر دوشون مُردن . .

200
00:17:41,352 --> 00:17:43,616
. در يک آتش سوزي که در آپارتمانشون اتفاق افتاد

201
00:17:49,294 --> 00:17:54,425
تنها دليلي که من از اون حادثه جون سالم بدر بردم
. . اينه که اونموقع داشتم به طور قاچاقي در

202
00:17:56,367 --> 00:17:59,734
. توي يه چاپخونه کار ميکردم . .

203
00:18:03,942 --> 00:18:09,107
از اون موقع تا حالا ؛
. خودمو غرق کار کردم

204
00:18:11,349 --> 00:18:13,283
. از روي قصد و عمد

205
00:18:21,126 --> 00:18:23,458
اين جا ، همون طويله اي هست که
. لوئيز " مورد اصابت گلوله قرارگرفته "

206
00:18:28,967 --> 00:18:32,596
. کلارک " ؛ از اون روز 40 سال گذشته "
انتظار داري اينجا چه چيزي رو پيدا کني ؟

207
00:19:08,606 --> 00:19:10,904
. امشب بايد برم

208
00:19:12,110 --> 00:19:14,169
. منم باهات ميام

209
00:19:15,680 --> 00:19:17,341
. بهت که گفتم ، امکانش نيست

210
00:19:17,515 --> 00:19:21,451
. ديگه نميتونم با " دِکس " باشم
. دوستِش ندارم

211
00:19:21,619 --> 00:19:24,884
. تو کسي هستي که ميخوام باهاش باشم

212
00:19:25,056 --> 00:19:26,614
. مردم ؛ بودن ما باهمديگه رو قبول نميکنن

213
00:19:26,791 --> 00:19:29,988
. نظر مردم برام اهميتي نداره
. هيچوقت نظر اوناي ديگه برام مهم نبوده

214
00:19:30,895 --> 00:19:32,920
. دِکس " ؛ ميگه اين نفرينيه که بهش دچارم "

215
00:19:36,000 --> 00:19:37,627
. . نه ؛ " لوئيز " ؛

216
00:19:38,036 --> 00:19:39,435
. اون ، يه هديه است . .

217
00:19:41,139 --> 00:19:43,073
. " ما اينقدرها هم باهمديگه فرق نداريم " جو

218
00:19:43,241 --> 00:19:44,538
ميخوام سعي کنم يه فرصت
. به رابطمون باهمديگه بدم

219
00:19:49,180 --> 00:19:50,704
. قرار نبود اينطوري بشه

220
00:19:52,150 --> 00:19:53,913
. بايد تنها ؛ به خونه برگردم

221
00:19:54,085 --> 00:19:55,484
چرا ؟

222
00:19:57,088 --> 00:19:59,318
چونکه اين ، سرنوشتمه ؛
. و نميتونم عوضش کنم

223
00:20:04,362 --> 00:20:07,354
لوئيز " ؛ هرچقدر که دلم ميخواد باهات باشم"
. ولي نميتونم اين رابطه رو باهات حفظ کنم

224
00:20:11,869 --> 00:20:15,635
پدرم بهم گفت که يه روزي
. . متوجه ميشم

225
00:20:15,807 --> 00:20:18,071
. که اعمالم آثار و عواقبي دارن . .

226
00:20:19,610 --> 00:20:21,544
فکر کنم اين اتفاقي که الان افتاده
. همونيه که منظور پدرم بوده

227
00:20:26,217 --> 00:20:27,514
. عادلانه نيست

228
00:20:31,656 --> 00:20:33,783
. ما بايد باهمديگه باشيم

229
00:20:41,866 --> 00:20:43,356
. " لوئيز "

230
00:21:03,554 --> 00:21:05,647
. . جو " ؛ "

231
00:21:08,793 --> 00:21:10,385
. نه

232
00:21:10,895 --> 00:21:12,328
لوئيز " ؟ "

233
00:21:16,567 --> 00:21:18,057
. منو تنها نذار

234
00:21:18,703 --> 00:21:20,466
. هيچوقت ترکت نميکنم

235
00:21:23,407 --> 00:21:24,965
. دوستِت دارم

236
00:21:30,815 --> 00:21:32,510
. " لوئيز "

237
00:21:32,683 --> 00:21:34,116
. نه

238
00:21:34,585 --> 00:21:36,314
. " نه ، " لوئيز

239
00:21:39,690 --> 00:21:41,180
. " لوئيز "

240
00:21:47,798 --> 00:21:49,390
. " کلارک "

241
00:21:51,836 --> 00:21:53,633
. ميدونم چه کسي اونو به قتل رسونده

242
00:21:55,706 --> 00:21:58,539
. " آپارتمانهاي " اج کيليفت

243
00:21:59,477 --> 00:22:01,911
. . اونا تحت ماليکت " لوترکورپ " هستن

244
00:22:02,079 --> 00:22:04,673
ولي نميدونم اين آپارتمانها ؛ . .
چه رابطه اي با پدربزرگ و مادربزرگم دارن ؟

245
00:22:04,849 --> 00:22:07,181
خوب ، قبل از ساختِ آپارتمانها و
. . قهوه خانه

246
00:22:07,351 --> 00:22:10,616
اونجا يه قسمتي از محله ي بسيار کثيف و
. فقير نشين بوده

247
00:22:10,788 --> 00:22:12,483
. . اون ساختمونِ بلند

248
00:22:12,657 --> 00:22:15,785
روي ملک استيجاري که پدر بزرگ و . .
. مادربزرگت اونجا کُشته شدن ساخته شده

249
00:22:21,432 --> 00:22:23,832
. پس ، داستان پدرم واقعيت داره

250
00:22:24,902 --> 00:22:27,268
. اونا توي آتش سوزي مُردن

251
00:22:27,939 --> 00:22:29,338
. . اگه اسم يه انفجاري که

252
00:22:29,507 --> 00:22:33,500
تا دوتا چهارراه اونطرف تر ؛ شيشه ي همه ي  . .
.  خونه ها رو ميشکنه ؛ آتش سوزي بذاري ، آره

253
00:22:34,178 --> 00:22:38,706
بنظر مياد که تو هم شک و ترديدهاي خودتو داري -
من کاراگاهِ اون بخش بودم -

254
00:22:38,883 --> 00:22:41,875
همون زماني که وقتي بهت ميگفتن بايد
از اين پرونده دست بِکِشي ، توهم دست ميکِشيدي

255
00:22:42,053 --> 00:22:44,453
مالکان برکُل شهر تسلط داشتن ؛

256
00:22:44,622 --> 00:22:47,318
خب ، من ديگه بازنشسته شدم ؛
اينا برام مهم نيستن

257
00:22:48,559 --> 00:22:51,551
فکرکنم گزارشِ اصليم بتونه بهت
کمک کنه بيشتر بفهمي

258
00:22:51,575 --> 00:22:58,575
سینمافریک

259
00:23:02,273 --> 00:23:04,036
کلارک ، نميخوام با نظريه ات
... مخالفت کرده باشم

260
00:23:04,208 --> 00:23:06,870
اما ، " لاکلون لوتر " زماني که قتل اتفاق افتاد ...
تو زندان بود

261
00:23:07,044 --> 00:23:08,443
ميدونم کارِ خودش بوده -
چطوري ؟ -

262
00:23:08,613 --> 00:23:11,013
نميتوني ازمون توقع داشته باشي که
... اين حدس هايِ عجيب رو همينجوري قبول کنيم

263
00:23:11,182 --> 00:23:13,116
بدونِ اينکه بهمون بگي ...
موضوع از چه قراره

264
00:23:13,284 --> 00:23:14,546
بنظر ديوونه کننده ست ؛

265
00:23:14,719 --> 00:23:16,983
تاحالا درباره چهارتا مدرک ديگه هم ؛
کلمه " ديوونه کننده " رو تکرار کردي

266
00:23:18,322 --> 00:23:22,691
از وقتي که اون مقاله تو روزنامه رو خوندم ؛
خاطراتي از سال 1961 مياد تو ذهنم

267
00:23:27,498 --> 00:23:29,056
چي ؟

268
00:23:29,233 --> 00:23:30,996
يجورايي مثلِ اين چيزايِ
عجيب غريبِ مربوط به آشناپنداري هست

269
00:23:31,168 --> 00:23:33,898
ميتونه مثلِ " تناسخ " باشه ؟
ميدوني ، مثلِ زندگي گذشته آدما ؟

270
00:23:34,071 --> 00:23:36,869
کلويي -
يا خاطره ارثي -

271
00:23:37,041 --> 00:23:41,705
علم اين فرضيه رو گذاشته که ما خاطراتِ اجدادمون
رو تويِ " دي اِن اي " خودمون ذخيره ميکنيم

272
00:23:43,914 --> 00:23:45,541
درهرحال ؛

273
00:23:48,252 --> 00:23:51,744
خب ، از هرکجايي که اين حدس هات
منشا ميگيرن ، بطرزه وحشتناکي دقيقن

274
00:23:52,456 --> 00:23:55,425
از دفترِکُل خواستم که بهم
... گزارشاتِ روزنامه پليس رو ايميل کنه

275
00:23:55,593 --> 00:23:57,561
مالِ همون روزي رو که تويِ سايرِ ...
گزارش نامه هامو نيست

276
00:23:57,728 --> 00:24:00,561
لاکلون " صبحِ همون روزي که " لوئيز " ؛ "
از زندان آزاد شد ، به قتل رسيده

277
00:24:00,731 --> 00:24:03,256
فقط  مدتِ چند شب بخاطرِ
دزدي مسلحانه تو زندان بوده ؛

278
00:24:03,434 --> 00:24:06,597
آره ، و اسمِ معاون کلانتري که اونو
آزاد کرده نگاه کن ؛

279
00:24:06,770 --> 00:24:08,670
" بيلي تِيت "

280
00:24:08,973 --> 00:24:14,104
يا همون شخصِ مهربوني که الان بعنوانِ
شهردارِ محترم امون " ويليام تِيت " شناخته ميشه

281
00:24:19,550 --> 00:24:21,950
دِکس " و " لوئيز " بهترين دوستام بودن "

282
00:24:23,521 --> 00:24:26,854
دستگير کردنِ اون ، سخت ترين کاري بود
که تاحالا کرده بودم

283
00:24:28,726 --> 00:24:31,194
تو شباهتِ خيلي زيادي به عمه بزرگت داري

284
00:24:31,795 --> 00:24:33,922
تاحالا کسي اينو بهت گفته ؟

285
00:24:36,767 --> 00:24:39,429
يادت مياد کسي رو به اسمِ " لاکلون لوتر " ؛
بازداشت کرده باشي ؟

286
00:24:39,603 --> 00:24:42,299
اون دقيقا همون روزي آزاد شد که
لوئيز " کشته شده بود "

287
00:24:42,940 --> 00:24:45,374
خيلي سختِ که بتونم تمامي بازداشت هايي رو که
کردم رو بياد بيارم ؛

288
00:24:45,643 --> 00:24:48,635
ما فکرميکنيم که دوستت " دِکستر " بي گناهه

289
00:24:50,714 --> 00:24:54,480
بهم اعتماد کن ، از بينِ همه مردم ؛
من بيشتر از هرکسِ ديگه اي ميخواستم اينو باور کنم

290
00:24:54,652 --> 00:24:57,246
اما ، بالاخره ، بايد اعتراف ميکردم
که هيچ مسافرِ ناشناسي وجود نداشت

291
00:24:58,022 --> 00:25:00,786
اون از خودش داستاني درآورد تا
رويِ گناهِ خودش سرپوش بذاره

292
00:25:14,805 --> 00:25:16,898
مواظبِ اون باش ، پسرِ جوون

293
00:25:17,675 --> 00:25:19,336
هِي ، شما دوتا پرنده عاشق

294
00:25:21,245 --> 00:25:25,545
بيلي ، اونجور که فکرميکني نيست -
حتما ، باشه ، کله گنده بيا از ماشين بيرون -

295
00:25:29,353 --> 00:25:31,514
من نميدونم اينا چه ربطي
... به تو داره

296
00:25:31,689 --> 00:25:35,420
تو ديگه زيادتر از حدت اينجا موندي ؛
قبل از اينکه دردسري درست کني از اينجا برو

297
00:25:35,593 --> 00:25:37,424
... بيلي

298
00:25:37,595 --> 00:25:39,085
فقط داشت منو ميبرد خونه ...

299
00:25:40,831 --> 00:25:43,231
بهتره حتما مطمئن بشي اين همون
... چيزي هست که ميخواي ، لوئيز

300
00:25:43,400 --> 00:25:45,595
چونکه من فکرميکنم داري ...
اشتباهِ بزرگيو مرتکب ميشي

301
00:25:58,816 --> 00:26:01,512
من هيچوقت دلم نميخواست
با " دکستر " ازدواج کنم

302
00:26:01,685 --> 00:26:05,553
اشتباه برداشت نکن ؛
... اون مَرده خوبيه ، اون فقط

303
00:26:05,723 --> 00:26:07,054
... برام اَمن هست

304
00:26:07,424 --> 00:26:10,325
يه اشتباهي کردم و به پدرم
درباره روياهام گفتم ؛

305
00:26:10,761 --> 00:26:13,525
... اينکه ميخوام برم هاليوود

306
00:26:13,697 --> 00:26:15,221
و يه ستاره بشم ...

307
00:26:18,802 --> 00:26:21,771
چيزي که بعدش متوجه شدم اين بود که
... اون منو و دِکس رو کنارِ هم قرار داده بود

308
00:26:22,339 --> 00:26:24,466
و ميگفت که چه همسرِ خوبي ميشم من ...

309
00:26:27,177 --> 00:26:29,111
آخرش ديگه تسليم شدم

310
00:26:31,682 --> 00:26:33,172
و حالا هم اين اوضاعم هست

311
00:26:37,388 --> 00:26:39,356
فکرکنم پدرامون خيلي بهم شبيهن

312
00:26:42,893 --> 00:26:46,056
ببين ، من دقيقا اون پسري نيستم که
تو بهش ميگي پسرِ نمونه

313
00:26:46,230 --> 00:26:48,960
پدرم به عنوانِ نوعي درسِ عبرت ؛
منو فرستاده اينجا

314
00:26:51,068 --> 00:26:52,626
من نميخواستم بيام اينجا ؛

315
00:26:54,738 --> 00:26:56,706
اما حالا حاضرم همه چيمو بدم تا
اينجا بمونم

316
00:27:00,344 --> 00:27:01,868
اما ، نميتونم

317
00:27:05,916 --> 00:27:08,146
پس ، منو هم با خودت ببر

318
00:27:09,486 --> 00:27:15,152
ميشيم مثلِ " جيمز دين " و " ناتالي وود " تويِ
" سرکِشي بي علت "

319
00:27:15,526 --> 00:27:18,654
خيلي رومانتيک ميشه -
فکرنميکنم منظورمو فهميده باشي -

320
00:27:21,131 --> 00:27:24,589
وقتي گفتم من اهلِ اينجا نيستم ؛
منظورم اسمالويل نبود

321
00:27:29,807 --> 00:27:32,674
جايي که من ازش اومدم ، رنگ هايي
داريم که تو تاحالا نديديشون

322
00:27:34,044 --> 00:27:37,207
ماه هامون اينقدر نزديکن که
نصفِ آسمون رو پُر ميکنن

323
00:27:39,149 --> 00:27:41,674
غروب هايي داريم که براي ساعت ها
ادامه داره

324
00:27:49,426 --> 00:27:52,259
تو تقريبا منو بُردي اونجا ؛

325
00:27:53,297 --> 00:27:56,323
براي يه لحظه ؛
واقعا باورت کرده بودم

326
00:28:30,067 --> 00:28:31,694
اوه ، خداي من

327
00:28:52,921 --> 00:28:55,048
خب ، داري از من ميخواي که
... درمورده چيزي تحقيق کنم که

328
00:28:55,223 --> 00:28:57,623
مالِ 40 سال پيشه ؟ ...

329
00:28:57,692 --> 00:28:59,208
شهردار بيشتر از اون چيزي که
ميگه ، ميدونه

330
00:28:59,307 --> 00:29:01,901
اوه ، آره ، همون مسافرِ ناشناستون

331
00:29:02,330 --> 00:29:05,959
ما فکرميکنيم که شهردار تِيت يه قراردادي
... بسته که " لاکلون لوتر " تبرئه بشه

332
00:29:06,134 --> 00:29:09,399
اگر " لاکلون لوتر " مسافر ناشناس " رو ...
کُشته ، ميخواستن اين قتلو بندازن گردنِ " دکستر " ؛

333
00:29:09,571 --> 00:29:13,234
خب ، تو قصه گويِ خوبي هستي
آقايِ " کنت " اما نه بيشتر از يه کاراگاه

334
00:29:13,408 --> 00:29:17,708
ببين ، من به دوتا چيزِ کوچولو
... نياز دارم " علت " و " مدرک " ؛

335
00:29:17,879 --> 00:29:21,371
قبل از اينکه بخوام فرماندارِ شهرمون رو ...
بندازم زندان ؛

336
00:29:22,083 --> 00:29:24,608
نوشته تويِ دفترِ يادداشت پليس با اين
نامه عاشقانه تطابق داره

337
00:29:24,786 --> 00:29:27,118
هردوشون يه امضا دارن -
اون عاشقش بوده -

338
00:29:27,289 --> 00:29:29,951
با مرگِ مسافر ناشناس و ...
... افتادن دکستر تو زندان بخاطرِ قتلي که انجام داده

339
00:29:30,125 --> 00:29:32,423
شهردار " تِيت " ميتونسته ...
لوئيز " رو براي خودش داشته باشه "

340
00:29:32,594 --> 00:29:34,494
نميدونم خودتون اصلا به
... حرفاتون گوش ميدين يا نه

341
00:29:34,663 --> 00:29:38,224
اما بهتره خوب مراقب باشين که ...
دارين درباره کي حرف ميزنين

342
00:29:38,400 --> 00:29:42,393
ببخشيد من يکسري پرونده در اين قرن دارم
که بايد بهشون رسيدگي کنم

343
00:29:48,243 --> 00:29:52,236
مارتا ، حتي نميتونيم بگيم
اين روياها واقعين يا نه ؛

344
00:29:52,414 --> 00:29:55,281
با تمام چيزايي که ميدونيم ، ممکنه
اينا فقط به امتحان از طرفِ " جور - اِل " باشه

345
00:29:55,450 --> 00:29:58,613
جاناتان ، تاحالا کِي ديدي کلارک ؛
بي دليل به چيزي مصمم باشه ؟

346
00:29:58,787 --> 00:30:00,880
ميدونم اين سخته ؛
... اما ما نميتونيم سرزنشش کنيم

347
00:30:01,056 --> 00:30:03,650
بابتِ اينکه ميخواد درباره ...
پدر و مادرِ واقعيش بفهمه

348
00:30:03,825 --> 00:30:05,486
هربار که اسمِ " جور - ال " رو
... ميشنوم

349
00:30:05,660 --> 00:30:09,152
تنها چيزي که بهش فکرميکنم ...
اينه که ما ، پدرو مادرِ واقعيش نيستيم

350
00:30:09,331 --> 00:30:12,300
ما فقط آدمايي هستيم که اونقدر
خوش شانس بوديم که اونو پيداش کرديم

351
00:30:12,467 --> 00:30:15,163
اما ، حالا اون پيشِ ماست

352
00:30:15,337 --> 00:30:16,702
آره

353
00:30:17,872 --> 00:30:20,841
کلارک ، روياهايِ ديگه اي نديدي ؟

354
00:30:25,180 --> 00:30:26,772
نه

355
00:30:28,183 --> 00:30:32,449
ببين ، پسرم ، ببخش که بهت شک داشتم

356
00:30:32,620 --> 00:30:36,317
اگه بخواي ، ميتونيم بريم به انبارِ " مک کالِم " ؛
ببينم چيزي رو از قلم انداختي يا نه

357
00:30:39,127 --> 00:30:41,095
چي شده ؟

358
00:30:43,365 --> 00:30:45,162
اون تفنگِ پدربزرگه

359
00:30:45,834 --> 00:30:48,064
وقتي تو غار بودم ، تو اولين رويام ؛
اينو ديدم

360
00:31:01,516 --> 00:31:03,541
من نميخوام مشکلي پيش بياد

361
00:31:03,718 --> 00:31:05,151
آروم باش ، پسرم

362
00:31:05,353 --> 00:31:07,321
تو همين الانشم يه قتل افتاده
... گردنت

363
00:31:07,489 --> 00:31:09,753
اگه تو همون کسي هستي که ...
کُل شهر دارن دنبالش ميگردن

364
00:31:11,559 --> 00:31:13,356
من اونکارو نکردم

365
00:31:15,296 --> 00:31:16,991
من قاتل نيستم

366
00:31:17,699 --> 00:31:21,157
من دوستش داشتم ؛
... هيچوقت اذيتش نميکردم ، تو بايد

367
00:31:21,336 --> 00:31:22,826
تو بايد بهم اعتماد کني

368
00:31:33,314 --> 00:31:34,975
من " هايرِم " هستم

369
00:31:36,317 --> 00:31:37,682
" هايرم کنت "

370
00:31:45,593 --> 00:31:47,356
موضوع چيه ؟ -
مسافر ناشناس اينجا بوده -

371
00:31:47,529 --> 00:31:50,123
اون همينجا تو مزرعه پيشِ
پدربزرگ کنت بوده

372
00:31:58,406 --> 00:32:00,135
... هيچوقت اينو باز نکردم

373
00:32:02,710 --> 00:32:05,201
از زماني که پدرم رو از دست دادم ...

374
00:32:05,880 --> 00:32:09,008
شايد چيزي اينجا باشه که
يه خاطره ديگه رو بياره به ذهنت

375
00:32:18,460 --> 00:32:19,950
... کلارک

376
00:32:20,195 --> 00:32:24,131
پدربزرگت ، اين چيزِ قديمي رو ...
تو تک تکِ روزهايِ زندگيش اينو ميپوشيد

377
00:32:27,669 --> 00:32:29,694
اين کمربنده موردِ علاقه اش بود

378
00:32:35,577 --> 00:32:37,943
کاش تو هم ميديديش

379
00:32:39,914 --> 00:32:43,077
هيچکدومِ اينارو از روياهات به ياد نمياري ؟

380
00:32:45,153 --> 00:32:47,621
حداقل اگه جلوتو بگيرن خيلي
اون بيرون نميموني

381
00:32:47,789 --> 00:32:49,950
همه راههايِ برگشتي رو بلدم ؛
از اونارو ميريم

382
00:32:50,125 --> 00:32:53,492
از کمکتون قدرداني ميکنم ؛
اما خودم راهمو پيدا ميکنم

383
00:32:53,661 --> 00:32:55,356
من تورو تنها نميفرستم

384
00:32:56,331 --> 00:32:59,164
مطمئني دوستات ميان سراغت ؟

385
00:33:00,168 --> 00:33:01,829
ميان ؛

386
00:33:04,405 --> 00:33:08,307
تو ميتوني اينجا پيشمون بموني و
اوضاعتو روبراه کني

387
00:33:11,246 --> 00:33:12,975
من ديگه هيچ دليلي برايِ موندن ندارم

388
00:33:15,183 --> 00:33:16,650
مواظب باش

389
00:33:19,921 --> 00:33:23,516
" خداحافظ " جين -
اسمش " جاناتان " هست -

390
00:33:24,159 --> 00:33:26,127
هنوز داريم تصميم گيري ميکنيم

391
00:33:30,131 --> 00:33:31,894
بجنب ، بزن بريم

392
00:33:34,969 --> 00:33:36,459
متشکرم

393
00:33:39,507 --> 00:33:41,372
پدربزرگ بهش کمک کرد فرار کنه

394
00:33:43,645 --> 00:33:45,840
حالا ، ببين ، دلم ميخواد باورت کنم ؛
... کلارک ، اما

395
00:33:46,014 --> 00:33:48,278
ميخواست اسمتو بذاره " جين " ؛

396
00:33:53,555 --> 00:33:55,386
برگرفته از " جين آتري " ؛

397
00:33:57,058 --> 00:34:00,653
همه يادداشت هاشو داشتيم ؛
اما بالاخره مادرم برنده شد

398
00:34:00,828 --> 00:34:03,262
هايرم " تو قضاوت درباره آدما ؛ "
خيلي خوب وارد بود ، جاناتان

399
00:34:03,431 --> 00:34:05,331
فکرنکنم اون ميخواسته به
آدمِ گناهکار کمک کنه

400
00:34:05,500 --> 00:34:08,958
خب ، فکرنکنم که يه کُتِ قديمي
بتونه چيزي رو ثابت کنه

401
00:34:09,137 --> 00:34:10,764
خيلي در اين مورد مطمئن نيستم

402
00:34:43,671 --> 00:34:45,696
" کلانتر تِيت "

403
00:34:50,378 --> 00:34:53,939
آقايِ کنت ، نميدونم چطوري تونستين وارد بشين ؛
اما بنظره من اينکار خيلي جالب نيست

404
00:34:54,115 --> 00:34:56,379
فکرکنم که منو با کَسِ ديگه اي
اشتباه گرفتين

405
00:34:56,551 --> 00:34:58,576
پليس تو راهه و داره مياد ؛

406
00:35:04,525 --> 00:35:06,254
از کجا اينو آوردي ؟

407
00:35:06,427 --> 00:35:08,156
ميدونستم که منو بياد مياري

408
00:35:08,496 --> 00:35:09,895
اين نميتونه واقعيت داشته باشه

409
00:35:10,064 --> 00:35:12,999
خيلي خوب تونستي چيزي رو که
واقعيت داره بپوشوني

410
00:35:13,534 --> 00:35:16,731
ميدونم که تو با " لاکلون " معامله کردي
تا منو بُکُشي

411
00:35:17,772 --> 00:35:22,175
اما چه حسي بهت دست داد وقتي فهميدي
اون بجايِ من " لوئيز " رو کُشته ؟

412
00:35:22,577 --> 00:35:24,772
بايد تورو ميکُشت

413
00:35:33,888 --> 00:35:36,789
تو نميتوني منو بکشي ؛
من همين الانش مُرده ام

414
00:35:36,958 --> 00:35:38,721
! خداي من

415
00:35:38,926 --> 00:35:42,157
اگه ميخواي يه روزِ آرومِ ديگه
... داشته باشي

416
00:35:42,330 --> 00:35:44,355
بايد بري و به کلانتر اعتراف کني ...
که چکار کردي

417
00:35:44,532 --> 00:35:45,863
نه

418
00:35:46,434 --> 00:35:48,425
من نميرم زندان ؛

419
00:35:52,740 --> 00:35:55,038
نميتوني از هيچ راهِ آسوني خودتو
از ماجرا بکِشي بيرون

420
00:35:56,444 --> 00:35:58,776
شهردار " تيت " ، حالتون خوبه ؟

421
00:35:58,946 --> 00:36:00,914
اعلان خطر خاموش دريافت کرديم -
اون ميخواد منو بکشه -

422
00:36:01,082 --> 00:36:02,481
کي ؟

423
00:36:05,687 --> 00:36:08,451
لاکولن " قرار بود مسافر ناشناس رو "
بکشه

424
00:36:09,357 --> 00:36:11,689
من هرگز نميخواستم به " لوئيز " آسيب
برسونم

425
00:36:13,461 --> 00:36:14,928
من دوستش داشتم

426
00:36:25,571 --> 00:36:28,938
هيچوقت توقع نداشتم
همچين روزي رو ببينم

427
00:36:30,876 --> 00:36:34,243
بازم باورِ اين موضوع درباره
بيلي " برام سخته "

428
00:36:34,413 --> 00:36:37,041
ميدونستي اون هر يک شنبه
... ميومد ديدنم

429
00:36:37,216 --> 00:36:40,049
براي اولين دوسالي که ...
اينجا بودم ؟

430
00:36:40,219 --> 00:36:42,278
متاسفم ، ميدونم که اون دوستت بود

431
00:36:42,454 --> 00:36:45,582
فکرکنم هميشه ميدونستم اون
... چه حسي به لوئيز داره

432
00:36:45,758 --> 00:36:48,921
اما ، هيچوقت تصورشو نميکردم ...
بتونه همچين کاري بکنه

433
00:36:49,395 --> 00:36:52,922
و حالا بعد از اين همه سال
... اعتراف کرده

434
00:36:55,034 --> 00:36:56,899
اصلا با عقل جور درنمياد

435
00:36:57,603 --> 00:36:59,230
شايد اين موضوع همش تو ذهنش ميومده
و آزارش ميداده

436
00:37:01,140 --> 00:37:06,009
خيلي چيزِ وحشتناکي ميشه وقتي عشق ؛
بهت تسلط پيدا ميکنه و تسخيرت ميکنه

437
00:37:06,712 --> 00:37:09,272
من خيلي عاشقِ " لوئيز " بودم

438
00:37:09,448 --> 00:37:14,351
فقط نميتونستم ببينم که اون همچين حسي
به من نداره ؛

439
00:37:16,655 --> 00:37:19,488
کاش همونوقت اينو ميفهميدم و
ميذاشتم بره

440
00:37:28,600 --> 00:37:31,967
انفجار از داخلِ آپارتمانِ خانوادتون
منشا گرفته

441
00:37:33,105 --> 00:37:35,972
اونجا آثاري از " آمونيوم نيترات " بوده ؛
پدر

442
00:37:36,141 --> 00:37:38,701
مرگِ پدر و مادرتون تصادفي نبوده

443
00:37:40,079 --> 00:37:43,207
خب ، هميشه به همين موضوع
... شک داشتم ، من

444
00:37:45,818 --> 00:37:48,651
ميدونستم پدرم براي خودش دشمنايي
... داشته ، اما

445
00:37:50,022 --> 00:37:52,388
اين همون چيزي نيست که
به پليس گفتي

446
00:37:54,460 --> 00:37:57,327
من جوون بودم اما هرگز
ساده لوح و خام نبودم

447
00:37:57,496 --> 00:38:01,330
من اينو به خودي خود ميدونستم که
هرکسي اينکارو کرده حتما حواسش به منم هست

448
00:38:05,571 --> 00:38:07,801
پس ، ميدونستي که اونا به قتل رسيدن

449
00:38:09,708 --> 00:38:13,269
تو از اونجور آدمايي نيستي که بخوان
از انتقام صرفنظر کنن

450
00:38:13,445 --> 00:38:15,675
من هيچ منبعي نداشتم ؛
نميتونستم پيگيرش کنم

451
00:38:15,848 --> 00:38:18,476
پس ، پس اون سي سالِ گذشته چطور ؟

452
00:38:19,785 --> 00:38:21,844
نميتونستم که اونارو دوباره برگردونم

453
00:38:22,020 --> 00:38:24,386
... هيچکاري نميتونستم بکنم

454
00:38:24,556 --> 00:38:28,583
بنابراين انتخاب کردم که به زندگيم ...
ادامه بدم ، اونو فراموش کنم

455
00:38:30,929 --> 00:38:33,329
اما نميتوني فراموشش کني ، ميتوني ؟

456
00:38:36,001 --> 00:38:37,434
نه

457
00:38:41,707 --> 00:38:44,232
من يه تشکر بهت بدهکارم ، پسرم

458
00:38:44,810 --> 00:38:48,610
پدربزرگ و مادربزرگت به قتل رسيده بودن

459
00:38:48,781 --> 00:38:52,342
اونا مستحقِ عدالت هستن ؛
اوه ، من چقدر احمق بودم

460
00:38:52,518 --> 00:38:57,546
هميشه فکرميکردم که قتلِ اونها
ميتونه در گذشته مدفون بمونه ؛

461
00:39:01,693 --> 00:39:07,825
خودت خوب ميدوني که همچين اتفاقي نميفته
تا بفهميم کي اينکارو باهاشون کرده

462
00:39:20,412 --> 00:39:21,902
کلارک ؟

463
00:39:24,416 --> 00:39:27,044
لانا ، " دکستر " حالش چطوره ؟

464
00:39:27,753 --> 00:39:31,280
فکرکنم از اين بابت که بالاخره تبرئه شده ؛
احساسِ راحتي ميکنه

465
00:39:31,723 --> 00:39:33,714
شخصاً ، فکرميکنم که
... بيشتر احساسِ راحتي کردم

466
00:39:33,892 --> 00:39:35,985
وقتي فهميدم قرار نيست ...
دوباره بره زندان ؛

467
00:39:36,962 --> 00:39:42,662
کاملا دليلش رو نميدونم ، اما " دکستر " بابتِ
آزاديش از تو متشکره

468
00:39:42,835 --> 00:39:45,235
تو کسي بودي که حرفشو باور کردي

469
00:39:47,439 --> 00:39:49,100
آره

470
00:39:50,742 --> 00:39:53,438
اون درباره مسافر ناشناس ؛
اشتباه فکر کرده بود

471
00:39:53,612 --> 00:39:55,239
فکرنکنم اشتباه فکر کرده بوده

472
00:39:56,415 --> 00:39:59,942
هيچ اتفاقي براي " لوئيز " نميفتاد اگه
اون عاشقش نميشد

473
00:40:01,920 --> 00:40:04,821
... ميدونم کاري که لوئيز کرده بود ، اشتباه بوده

474
00:40:05,824 --> 00:40:08,452
اما ، نميتونم به اين فکرنکنم که ...
اون خيلي خوش شانس بوده

475
00:40:09,795 --> 00:40:12,229
... حتي اگر به مدتِ چندروز بوده

476
00:40:13,465 --> 00:40:16,923
اون ميدونست که وقتي واقعا ...
عاشق باشي ، چه حسي داره

477
00:40:19,705 --> 00:40:23,766
چقدر بد که نتونست دووم بياره -
اگه هدف اين نباشه چي ؟ -

478
00:40:29,181 --> 00:40:33,345
شايد بايد قدرِ زماني رو بدوني که
... اون دوتا باهمديگه سپري کردن

479
00:40:34,186 --> 00:40:36,313
و از فکربه اينکه چه اتفاقي ...
قراره بيفته ، دست برداري

480
00:40:50,435 --> 00:40:53,404
چي شده ، کلارک ؟
ما اينجا چيکار ميکنيم ؟

481
00:40:54,006 --> 00:40:55,371
مطمئن نيستم ؛

482
00:40:59,711 --> 00:41:02,009
تو با اين چيز ميخواي چکار کني ؟

483
00:41:05,918 --> 00:41:09,012
قراره که اينو به پدرم
... برگردونم

484
00:41:09,187 --> 00:41:11,587
اما اين پُر از خاطراتِ بد هست ...

485
00:41:13,992 --> 00:41:16,119
متشکرم ، هايرم

486
00:41:17,462 --> 00:41:19,623
معمولا وقتي به مَرده خوب رو ميبينم
همون موقع ميفهمم

487
00:41:20,198 --> 00:41:24,692
متاسفم که اينجا دچارِ مشکل شدي ؛
آدمايِ خيلي خوبي تو اسمالويل هستن

488
00:41:25,137 --> 00:41:26,729
اينو يادم ميمونه

489
00:41:28,507 --> 00:41:32,534
براي بچه اتون بهتون تبريک ميگم ؛
خوش شانسه که پدر و مادرش شماها هستين

490
00:41:33,545 --> 00:41:36,776
اگر هرزماني به چيزي نياز داشتي ؛
ميدوني که کحا پيدام کني

491
00:41:36,776 --> 00:41:46,776
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

492
00:42:23,895 --> 00:42:25,419
" کلارک "

493
00:42:27,366 --> 00:42:28,958
چي  ديدي ؟

494
00:42:30,369 --> 00:42:33,395
اون ، اينو اينجا مخفي کرده چونکه
نميخواسته اينو بده به پدرش

495
00:42:33,572 --> 00:42:35,665
يجورايي مثلِ دفترچه يادداشت ميمونه

496
00:42:37,609 --> 00:42:41,306
فکرکنم " جور - ال " به اينجا براي
براي شناختِ زندگي مردم فرستاده شده بوده

497
00:42:43,515 --> 00:42:46,040
پدربزرگ کنت هم اينجا بوده

498
00:42:46,852 --> 00:42:50,686
به " جو " گفته بوده که اگر هرزماني
... به چيزي نياز داشت

499
00:42:57,295 --> 00:42:59,024
چي ، کلارک ؟

500
00:43:01,433 --> 00:43:04,231
فکرنميکنم که شما و مامان منو
همينجوري تصادفاً پيدا کرده باشين

501
00:43:07,172 --> 00:43:09,037
فکرميکنم که شماها از قبل
انتخاب شده بوديد

502
00:43:12,100 --> 00:43:27,100
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

