﻿1
00:00:31,920 --> 00:00:33,285
. " سلام ، " کلارک

2
00:00:34,990 --> 00:00:38,323
لانا " ؛ فکر نميکردم کس ديگه اي "
. اينجا باشه

3
00:00:39,194 --> 00:00:41,924
خوب ، به نظر مياد هردو يه ايده براي
. خنک کردن خودمون داشتيم

4
00:00:43,198 --> 00:00:44,529
. آره ، هوا بدجوري داغ و سوزانه

5
00:00:50,505 --> 00:00:52,564
. ميدوني ، يه بار ديگه برميگردم

6
00:00:52,741 --> 00:00:54,936
نه ، واسه چي ؟
. درياچه ي بزرگيه

7
00:00:55,110 --> 00:00:56,839
. جاي کافي واسه هردومون داره

8
00:00:59,214 --> 00:01:01,011
. اگه پايه اي منم هستم

9
00:01:05,520 --> 00:01:06,851
. دزدکي نيگا نکني ها

10
00:01:40,222 --> 00:01:41,780
. " نوبت توئه ؛ " کلارک

11
00:01:41,957 --> 00:01:43,720
. قول ميدم دزدکي نيگا نکنم

12
00:02:05,614 --> 00:02:06,876
کلارک " ؟ "

13
00:02:14,856 --> 00:02:16,118
! " کلارک "

14
00:02:21,263 --> 00:02:22,730
. بوو

15
00:02:23,565 --> 00:02:25,362
. اونکارو نکن

16
00:02:31,072 --> 00:02:34,371
. تو . . اصلا کارت خنده دار نيست ها

17
00:02:42,384 --> 00:02:45,478
هميشه گفتم که
. نبايد چيزي بينمون باشه

18
00:02:46,188 --> 00:02:47,712
. حالا نيست

19
00:02:51,493 --> 00:02:52,960
! کمک

20
00:02:54,296 --> 00:02:56,264
! کمکم کنيد

21
00:03:13,782 --> 00:03:15,044
چي شده ؟

22
00:03:22,924 --> 00:03:25,358
. اون اينجاس
. فرار کن

23
00:03:25,527 --> 00:03:26,994
! فرار کن

24
00:03:28,029 --> 00:03:29,360
! نه

25
00:03:31,066 --> 00:03:33,534
! نه
! نذار منو باخودش ببره

26
00:03:47,435 --> 00:04:41,477
« « سینمافریک با افتخار تقدیم می کند » »
[ CinemaFreak.Net ]

27
00:04:41,501 --> 00:04:44,937
چاله کندم ، از ديدِ اشعه ي ايکسم استفاده کردم ؛
. ولي مثل اينه که اون دختره يهويي غيب شد

28
00:04:45,105 --> 00:04:47,198
کس ديگه اي هم اونجا پيشت بود ؟

29
00:04:47,374 --> 00:04:49,308
. نه
. فقط خودم بودم

30
00:04:49,576 --> 00:04:51,567
يعني داشتي تنهايي ، لُختي شنا ميکردي ؟

31
00:04:53,079 --> 00:04:56,378
. خوب ، آره ، همينطور يه دفعه اي به سَرم افتاد

32
00:04:56,549 --> 00:04:58,983
خيلي خوب ، پسرم ؛
. يه تماس با کلانتر ميگيرم

33
00:04:59,219 --> 00:05:01,210
شايد بتونم مدرسه رو بيخيال بشم
. و برم دنبالِش بگردم

34
00:05:01,554 --> 00:05:04,648
کلارک " ؛ اين مسئوليت تو نيست که "
. جونِ همه رو نجات بدي

35
00:05:04,824 --> 00:05:06,519
. . وانگهي

36
00:05:06,826 --> 00:05:09,090
. همين الان ، يه سورپرايز واست داريم . .

37
00:05:09,462 --> 00:05:11,225
. بيرون

38
00:05:18,471 --> 00:05:20,234
. نميدونستم يه ماشين جديد خريدين

39
00:05:20,707 --> 00:05:22,641
. " مالِ من نيست " کلارک

40
00:05:22,809 --> 00:05:24,071
. واسه توئه

41
00:05:24,244 --> 00:05:26,644
چي ؟
. خداي من

42
00:05:26,813 --> 00:05:28,075
. وايسين تا به " پيت " بگم

43
00:05:28,248 --> 00:05:32,014
. واسه تفريح که نيست پسرم
. بهرحال اينجا به يه ماشين جديد احتياج داشتيم

44
00:05:32,185 --> 00:05:34,346
پولش از کجا اومده ؟

45
00:05:34,521 --> 00:05:36,682
اون پول اضافه اي که " لِکس " بهمون داد
. به کارمون اومد

46
00:05:38,892 --> 00:05:41,417
با توجه به منبعي که پول ازش اومده ؛
. برام جاي تعجبه که ازش استفاده کردين

47
00:05:41,594 --> 00:05:45,291
آره ، ميدونم ، ولي بالاخره فهميدم که
. اونقدرا باهاش منصفانه برخورد نکردم

48
00:05:45,465 --> 00:05:48,696
بعد از اين همه دردسري که
. . توي دو ماهِ اخير کِشيدي

49
00:05:48,868 --> 00:05:51,564
. واقعا خوشحاليم که اينجا پيشموني . .

50
00:05:52,806 --> 00:05:54,603
. نميدونم چي بگم

51
00:05:54,774 --> 00:05:56,969
بگو ؛ خوب از ماشين مراقبت ميکني ؟

52
00:05:57,677 --> 00:05:59,770
. حسابي از ماشين مراقبت ميکنم

53
00:06:00,447 --> 00:06:01,709
. مرسي -
. خيلي خوب -

54
00:06:01,881 --> 00:06:05,578
بهتره بري مدرسه ، اگه کلانتر " آدامز " ؛ چيزي
. . درمورد اون دختره پيدا کنه

55
00:06:05,752 --> 00:06:07,913
. بهت خبر ميديم . . -
. باشه -

56
00:06:33,012 --> 00:06:34,343
. " سلام ، " کلارک

57
00:06:35,181 --> 00:06:36,773
. " لانا "

58
00:06:36,950 --> 00:06:40,147
. . ببين ، درمورد ماجراي ديروز -
. چيزي نيست -

59
00:06:40,887 --> 00:06:42,184
يعني عصباني نيستي ؟

60
00:06:42,355 --> 00:06:44,448
درمورد اين که گذاشتي و رفتي ؟

61
00:06:44,624 --> 00:06:47,184
. نه ، وقتي رفتي حسابي از پشت نيگات کردم

62
00:06:47,594 --> 00:06:49,152
حالا کي بود که داشت فرياد ميزد ؟

63
00:06:49,763 --> 00:06:52,254
. يه دختر -
حالش خوبه ؟ -

64
00:06:53,466 --> 00:06:55,661
. نميدونم
. يه دفعه اي ناپديد شد

65
00:06:57,003 --> 00:06:58,971
. خيلي متاسفم که يهويي ولِت کردم و رفتم

66
00:06:59,139 --> 00:07:00,401
. دوباره

67
00:07:01,341 --> 00:07:04,799
. بهرحال قراري چيزي که باهمديگه نداشتيم

68
00:07:04,978 --> 00:07:06,411
. ولي بهم خوش گذشت

69
00:07:09,883 --> 00:07:11,817
. به من هم همينطور

70
00:07:12,452 --> 00:07:15,751
رابطه ي ما هميشه درمورد
. درد و وحشت و نگراني بوده

71
00:07:15,922 --> 00:07:17,890
فکر کنم يه مقدار سبک سري
. رنگ و بوي تازه اي به رابطمون ميده

72
00:07:20,627 --> 00:07:24,324
شايد بعداز يه مدتي ، دست از شکنجه ي خودت
. . برداري و بهفمي که

73
00:07:24,497 --> 00:07:27,660
هيچ دليلي براي اينکه . .
. باهمديگه نباشيم وجود نداره

74
00:07:32,539 --> 00:07:33,938
.  " چيزي نيست  " کلارک

75
00:07:35,742 --> 00:07:38,939
. تا هروقت که بخواي منتظر ميمونم

76
00:07:50,256 --> 00:07:51,314
. هِي

77
00:07:52,926 --> 00:07:56,327
. هِي ؛ وايسا
هِي ، تو کي هستي ؟

78
00:07:57,096 --> 00:07:59,758
چه اتفاقي افتاد ؟
. ديدم که به داخل زمين کِشيده شدي

79
00:08:00,266 --> 00:08:02,234
. لااقل اسمتو بهم بگو

80
00:08:02,836 --> 00:08:04,326
. " سارا "

81
00:08:04,504 --> 00:08:06,028
. " سارا کانروي "

82
00:08:06,840 --> 00:08:09,274
خيلي خوب ، " سارا " ؛
اوضاع از چه قراره ؟

83
00:08:10,276 --> 00:08:13,143
. اون ؛ دنبالمه -
کي ؟ -

84
00:08:13,613 --> 00:08:15,979
. هميشه دنبالمه

85
00:08:22,589 --> 00:08:27,151
کلارک " ؛ کجايي ؟ " -
پيت " ؛ اون يارو رو ديدي ؟ " -

86
00:08:27,360 --> 00:08:29,021
کدوم يارو ؟ -
چطور نديديش ؟ -

87
00:08:29,195 --> 00:08:32,756
. يه کلاهِ قرمز بزرگ داشت
. درست همونجا وايساده بود

88
00:08:32,932 --> 00:08:34,365
. . سارا " ؛ تو بايد "

89
00:08:38,304 --> 00:08:39,601
سارا " ديگه کيه ؟ "

90
00:08:39,806 --> 00:08:41,501
. درست همونجا وايساده بود

91
00:08:41,674 --> 00:08:44,768
. حالت دفاعي خود به ديوانگي زدن
. داره جواب ميده ، گرفتم

92
00:08:45,612 --> 00:08:47,307
. من ديوونه نيستم

93
00:08:47,480 --> 00:08:50,176
پس اسم غيبت از امتحاني که
پنجاه درصد از نمره ات بهش وصله رو چي ميذاري ؟

94
00:08:50,350 --> 00:08:52,682
امروزه ؟ -
. امروز بود -

95
00:08:53,152 --> 00:08:54,710
. نمره ي امتحانو از دست دادي

96
00:09:02,629 --> 00:09:04,119
. کلويي " ؛ به کمکت احتياج دارم "

97
00:09:04,297 --> 00:09:06,197
. يه اتفاقي ديروز کنار درياچه افتاد

98
00:09:06,366 --> 00:09:08,425
. آره ، شنيدم

99
00:09:08,601 --> 00:09:10,694
. . اشاره کردي به لحظه اي که کاملا لخت و عريان بودي

100
00:09:10,870 --> 00:09:13,464
با يه دوستِ دختر سابقِت ، درسته ؟ . .

101
00:09:14,207 --> 00:09:18,576
تو اون ماجرا رو ميدوني ؟ -
. اينجا دبيرستانه ، همه ميدونن -

102
00:09:20,246 --> 00:09:22,077
. . فقط

103
00:09:23,616 --> 00:09:25,140
سارا کانروي " بهت گفته ؟ "

104
00:09:25,318 --> 00:09:27,980
مشکوکه ، بخاطر اينکه
. تابحال کسي به اين اسم رو ملاقات نکردم

105
00:09:28,421 --> 00:09:30,889
. خوب ، يه دانش آموزجديده
. فکر کنم

106
00:09:31,124 --> 00:09:33,786
توي جنگل ديدمش ؛
. و همين الان هم توي راهروي مدرسه ديدمش

107
00:09:33,960 --> 00:09:36,190
قطعا يکي از کانديدهاي
. ديوار عجايبِه

108
00:09:36,362 --> 00:09:39,820
خيلي بد شد ؛
. از اونجاييکه ديوار عجايب ديگه کنار گذاشته شده

109
00:09:43,036 --> 00:09:45,368
کلويي "؛ کي اينکارو کرده ؟ " -
. من انجامش دادم -

110
00:09:45,905 --> 00:09:48,237
ديگه وقتش رسيده بود که
. تحقيقات بچگانه رو کنار بذارم

111
00:09:48,408 --> 00:09:49,841
. فقط تو نيستي که بزرگ شده

112
00:09:50,009 --> 00:09:53,069
بعلاوه ؛ " ديلي پلانت " ديگه داشت
. نسبت به اين وسواس من عصباني ميشد

113
00:09:53,413 --> 00:09:55,779
. ولي ميدونيم که اين داستانها واقعيت دارن -
ميدونيم ؟ -

114
00:09:55,949 --> 00:09:59,441
. بخاطر اون ديوار ، آدم کُشته شده -
. و چندين نفر هم نجات پيدا کردن -

115
00:09:59,986 --> 00:10:01,578
. " ديگه از تعقيب توهمات خسته شدم " کلارک

116
00:10:01,754 --> 00:10:05,588
از حالا به بعد ، خبرهايي رو مينوسم
. که پشتشون يه منبع واقعي و حقيقت وجود داشته باشه

117
00:10:15,768 --> 00:10:17,929
لِکس " ؛ از روي پيامت برداشت کردم "
. که يه کار فوري باهام داري

118
00:10:18,104 --> 00:10:19,765
مشکلي پيش اومده ؟

119
00:10:20,473 --> 00:10:22,441
. واقعا مطمئن نيستم

120
00:10:22,608 --> 00:10:24,735
. روز نسبتا عجيب و غريبي داشتم

121
00:10:25,812 --> 00:10:27,575
. منم همينطور

122
00:10:28,681 --> 00:10:31,411
اميدوار بود در حل يک مشکل
. " بهم کمک کني " کلارک

123
00:10:32,185 --> 00:10:33,982
چي احتياج داري  ؟

124
00:10:34,554 --> 00:10:36,613
اون شمشيرو بهم ميدي ؟

125
00:10:43,629 --> 00:10:47,360
تازه خريديش ؟ -
. بستگي داره تعريفت از تازه چي باشه -

126
00:10:48,968 --> 00:10:54,133
اين يه اسلحه ي تشريفاتي بوده که توسطِ
. گروهي از جنگجويان سامورايي در قرن 16 استفاده ميشده

127
00:10:54,307 --> 00:10:55,831
. " گروه " کاتاي

128
00:10:56,009 --> 00:10:57,408
تا حالا اسمشونو شنيدي ؟

129
00:10:58,478 --> 00:11:01,174
تاريخ " ژاپن " از موضوعات
. مورد علاقه ام نيست

130
00:11:02,615 --> 00:11:04,674
. بذار درس اولتو بهت بدم

131
00:11:06,953 --> 00:11:12,357
افسانه ميگه که اين شمشير
. . در آتش کوهِ " فيجي " ساخته شده

132
00:11:13,259 --> 00:11:15,784
. اين شمشير ميتونه هرچيزي رو برش بده . .

133
00:11:18,998 --> 00:11:21,159
کاتاي " هرگز از اين شمشير "
. در هيچ جنگي استفاده نکرد

134
00:11:22,902 --> 00:11:24,563
. هيچوقت مجبور به استفاده ازش نشدن

135
00:11:25,805 --> 00:11:29,138
تا روزي که قوي ترين عضو گروه " کاتاي " ؛
. برعليه خودشون قيام کرد

136
00:11:30,243 --> 00:11:32,370
. تک تک اعضاي گروه " کاتاي " رو به قتل رسوند

137
00:11:36,416 --> 00:11:38,850
. . ديگه چيزي براي باختن نداشت

138
00:11:39,018 --> 00:11:42,419
. . آخرين " کاتاي " با اين شمشير بهش حمله کرد

139
00:11:43,823 --> 00:11:45,688
. شمشير اونو از به  دو قسمت تبديل کرد . .

140
00:11:46,292 --> 00:11:48,692
. . ولي وقتي زره جنگجو افتاد

141
00:11:50,296 --> 00:11:53,060
. کاتاي " ؛ ديد که رقيبش اصلا انسان نبود "

142
00:12:07,513 --> 00:12:09,310
. " درست مثل تو " کلارک

143
00:12:10,850 --> 00:12:13,512
. من هميشه باهات روراست بودم

144
00:12:13,686 --> 00:12:17,383
ولي معلوم شد که از اولين روزي که ديدمت
. بهم دروغ گفتي

145
00:12:20,426 --> 00:12:23,725
. نه ، " لِکس " ؛ ميتونم توضيح بدم -
! ديگه خيلي ديرشده -

146
00:12:25,364 --> 00:12:28,765
مسخره اش اينجاس که ؛ تنها کاري که
. " بايد ميکردي اين بود که پيشم بياي " کلارک

147
00:12:29,502 --> 00:12:31,367
. من ، دوستِت بودم

148
00:12:31,838 --> 00:12:35,296
. از رازت محافظت ميکردم
. از خودت محافظت ميکردم

149
00:12:35,475 --> 00:12:37,340
. ولي نتونستي بهم اعتماد کني
. آخه من عضو خانواده ي " لوتِر " هستم

150
00:12:37,510 --> 00:12:39,944
. نه ، موضوع اين نيست -
! برام مهم نيست -

151
00:12:40,813 --> 00:12:42,781
خودمو وقف اين ميکنم تا
. . مطمئن بشم

152
00:12:42,949 --> 00:12:45,383
که تمام دنيا . .
. از حقيقتِ " کلارک کِنت " مطمئن بشه

153
00:12:45,551 --> 00:12:48,213
. زندگي اي که ميشناختي ديگه گذشت

154
00:12:52,992 --> 00:12:54,550
. " لِکس "

155
00:12:55,895 --> 00:12:57,294
! " لِکس "

156
00:13:08,474 --> 00:13:11,807
! مامان ! بابا
! يه مشکل بزرگي داريم

157
00:13:16,315 --> 00:13:18,146
سارا " ؟ "

158
00:13:20,386 --> 00:13:21,717
اينجا چيکار ميکني ؟

159
00:13:21,888 --> 00:13:25,688
. " ياسِ بنفش "
. چندين ساله که گل ياسِ بنفش نديدم

160
00:13:25,858 --> 00:13:28,952
. اونا ، گل هاي مورد علاقه ام هستن
. مادرم واسم پرورششون ميدم

161
00:13:30,196 --> 00:13:32,164
خانواده ات کجان ؟

162
00:13:33,399 --> 00:13:34,866
. گوش کن

163
00:13:35,401 --> 00:13:37,266
. خواهش ميکنم اجازه نده دوباره منو با خودش ببره

164
00:13:38,304 --> 00:13:39,566
کي ؟

165
00:13:40,540 --> 00:13:42,064
. " مسافر " رو ميگم ؛ " کلارک "

166
00:13:43,075 --> 00:13:44,975
اسم منو از کجا بلدي ؟

167
00:13:51,317 --> 00:13:53,478
. سارا " ؛ نميتوني از دستم فرار کني "

168
00:14:03,696 --> 00:14:07,632
مهم نيست کجا قايم بشي ؛
. هميشه پيدات ميکنم

169
00:14:08,534 --> 00:14:12,971
! نه ! خواهش ميکنم  ! نه

170
00:14:13,139 --> 00:14:14,868
! " کلارک "

171
00:14:21,981 --> 00:14:23,881
! نه

172
00:14:28,788 --> 00:14:32,019
. کلارک " ؛ خداروشکر "
. خيلي نگرانت بوديم

173
00:14:33,226 --> 00:14:34,818
چي شده ؟ -
. . خوابت برد -

174
00:14:34,994 --> 00:14:37,554
. درحاليکه داشتي واسه امتحان تاريخت مطالعه ميکردي -
. اون  مالِ يه روز پيشه -

175
00:14:37,730 --> 00:14:40,756
. از ديروز تا حالا سعي داريم بيدارت کنيم -
. لابد داشتي خواب ميديدي -

176
00:14:40,933 --> 00:14:42,958
. خيلي واقعي بود

177
00:14:43,769 --> 00:14:47,227
با يه دختري به اسم " سارا کانروي " آشنا شدم
. و اون دختر به دردسر افتاده بود

178
00:14:47,406 --> 00:14:50,398
کانروي " ؛ اسم همسايه ي جديدمونه "

179
00:14:50,576 --> 00:14:52,737
. اون يه دختر نوجوون داره

180
00:14:53,446 --> 00:14:55,812
اونا به خونه ي قديمي " لانا " ؛ اساس کِشي کردن ؟

181
00:14:55,982 --> 00:14:58,507
از ديروز يه کاميون حمل اسباب و اثاثيه
. اونجاس

182
00:14:59,952 --> 00:15:02,682
چطور ميشه خوابِ کسي که
اصلا و ابدا تاحالا نديدمش رو ببينم ؟

183
00:15:27,211 --> 00:15:28,803
. واو

184
00:15:28,980 --> 00:15:31,847
. يکي صبح خيلي زود از خواب بلند شده -
کلارک " ؛ تمام شب بيدار بودي ؟ " -

185
00:15:32,016 --> 00:15:34,780
. يه جوراي از خوابيدن ميترسيدم

186
00:15:34,952 --> 00:15:37,045
نميتونم فراموش کنم که
. اون خواب درنظرم چقدر واقعي ميومد

187
00:15:37,221 --> 00:15:39,951
ميخوام يه سر به خونواده ي " کانروي " بزنم -
نظرتون چيه ؟ -

188
00:15:40,124 --> 00:15:42,422
توي خوابِت " سارا " روخطري تهديد ميکرد ؟ -
. مراقب باش -

189
00:15:42,593 --> 00:15:46,120
. درسته ، وقتي خوابم بايد مواظب باشم -
. تو فقط خواب نبودي ، پسرم -

190
00:15:46,297 --> 00:15:47,559
. تو براي 36 ساعت تقريبا بيهوش بودي

191
00:15:47,732 --> 00:15:51,099
يعني اين ماجرا تصادفا با
دختر همسايه رابطه داره ؟

192
00:15:51,269 --> 00:15:53,965
فکر ميکنين اون دختر ، منو توي خواب نگه ميداره ؟ -
. " نميدونم ؛ " کلارک -

193
00:15:54,138 --> 00:15:57,039
ولي باتوجه به اينهمه چيز عجيب و غريب که اين طرفاس
. بايد حسابي حواسِتو جمع کني

194
00:15:57,208 --> 00:16:01,167
پس ، ببين ، ازت ميخوام ؛
. به همسايه ها نزديک نشي

195
00:16:11,022 --> 00:16:13,320
براي چند روز گذشته
. تو مدرسه دلمون واست تنگ شده بود

196
00:16:16,227 --> 00:16:18,286
. حالم خيلي خوب نبود

197
00:16:19,263 --> 00:16:21,254
راستشو بگم ؛
. يه کم خسته به نظر مياي

198
00:16:21,432 --> 00:16:23,263
. شايد بايد يه کم بخوابي -
. نه -

199
00:16:25,469 --> 00:16:28,370
. مشکلي ندارم -
. باشه -

200
00:16:28,572 --> 00:16:33,509
. تکاليفِ منزلِتو آوردم

201
00:16:33,678 --> 00:16:36,340
آقاي " بِلِر " گفت که ميتوني
. . دوباره امتحان تاريخِتو بدي

202
00:16:36,514 --> 00:16:39,312
به شرطي که از طرف والدينت . .
. يه نامه براش ببري

203
00:16:40,551 --> 00:16:41,984
. تو حرف نداري

204
00:16:49,360 --> 00:16:52,818
ميتونم يه چيزي بهت بگم ؟ -
. حتما -

205
00:16:54,398 --> 00:16:57,026
يه خوابي ديدم ؛
. و حسابي داره منو ميترسونه

206
00:16:57,201 --> 00:16:58,691
درمورد چي ؟

207
00:16:58,869 --> 00:17:01,429
. يه عالمه چيز
. يه دختر

208
00:17:03,307 --> 00:17:05,639
. نه ، " لانا " ، اونطوريا نيست که فکر ميکني

209
00:17:05,810 --> 00:17:07,937
. کمک ميخواست

210
00:17:08,112 --> 00:17:10,444
. بذار حدس بزنم
. مجبور بودي نجاتش بدي

211
00:17:10,614 --> 00:17:12,343
. بجز اينکه نتونستم

212
00:17:12,516 --> 00:17:15,041
اسمش " سارا " هست ؛
. و به خونه ي قديمي شما نقل مکان کرده

213
00:17:15,219 --> 00:17:18,711
کِي اون دخترو ديدي ؟ -
. نکته همينجاس ، تاحالا نديدمش -

214
00:17:18,889 --> 00:17:21,016
پس چطوري خوابشو ديدي ؟

215
00:17:22,994 --> 00:17:24,985
شايد اگه جزئيات خوابي رو که ديدي
. . واسم تعريف کني

216
00:17:25,162 --> 00:17:27,221
. بتونيم دوتايي يه راهِ حلي پيدا کنيم . .

217
00:17:27,398 --> 00:17:28,831
تو که فکر نميکني من ديوونه ام ؟

218
00:17:30,568 --> 00:17:32,798
. . کلارک " ؛ به نظرم تو مشکلات زيادي داري "

219
00:17:32,970 --> 00:17:35,939
ولي فکر نکنم عقلِتو . .
. از دست داده باشي

220
00:17:38,209 --> 00:17:42,009
خوب ، حالا اولين بار کجا ديديش ؟ -
. " درياچه ي کريتر " -

221
00:17:42,179 --> 00:17:46,013
. خودتم اونجا بودي -
جدي ؟ داشتيم چيکار ميکرديم ؟ -

222
00:17:46,183 --> 00:17:48,117
. هيچي

223
00:17:48,285 --> 00:17:50,776
. خيلي مبهمِه

224
00:17:52,223 --> 00:17:55,317
. باشه ، خوب ، من يه فکر بهتري دارم

225
00:17:55,493 --> 00:17:58,223
چطوره بريم شخصا با خود " سارا " حرف بزنيم ؟

226
00:18:10,207 --> 00:18:12,198
. . اون به نظر خيلي

227
00:18:16,347 --> 00:18:18,941
به نظر دکترها از کُما خارج ميشه ؟

228
00:18:19,116 --> 00:18:21,050
. خوب ، هميشه اميد هست

229
00:18:25,222 --> 00:18:28,419
بايد براتون خيلي سخت باشه
. که دخترتونو اينطوري ببينين

230
00:18:28,592 --> 00:18:30,583
. سارا " ؛ دختر برادرمه "

231
00:18:31,195 --> 00:18:34,358
پس ، اينجا خونه اي هست که
. " قبلا توش زندگي ميکردي " لانا

232
00:18:35,232 --> 00:18:38,224
. و تو هم ، پسر همسايه هستي

233
00:18:38,402 --> 00:18:39,892
دقيقا چه اتفاقي افتاده ؟ -
. " کلارک " -

234
00:18:40,071 --> 00:18:42,665
. چيزي نيست
. قرار نيست راز باشه

235
00:18:42,840 --> 00:18:44,432
. يه تصادف ماشين بود

236
00:18:44,608 --> 00:18:46,906
سارا " و والدينش داشتن از يه "
. . بازي فوتبال به خونه برميگشتن که

237
00:18:47,078 --> 00:18:49,308
ماشينشون از روي " پُلِ لويب " به . .
. درون رودخونه سقوط کرد

238
00:18:49,480 --> 00:18:53,814
امدادگرها گفتن که موقع سقوط ، " سارا " خواب بوده
. که احتمالا دليل نجاتش هم همين بوده

239
00:18:54,185 --> 00:18:56,881
سارا " ؛ اهلِ " اسمالويل"ـه ؟ " -
. " گرندويل " -

240
00:18:57,054 --> 00:18:58,817
. يه شهر مرزي

241
00:18:58,989 --> 00:19:01,583
. ياسِ بنفش ؛ گل مورد علاقه ي " سارا " هست

242
00:19:04,161 --> 00:19:05,560
. بله

243
00:19:07,298 --> 00:19:09,129
شما از کجا ميدونين ؟

244
00:19:10,101 --> 00:19:12,160
. آخه اونا گلهاي مورد علاقه ي من هم هستن

245
00:19:12,336 --> 00:19:15,271
حتما سرنوشته که هردو
. توي يه خونه زندگي کرديم

246
00:19:23,981 --> 00:19:26,074
. مدالِ جالبِ توجهيه

247
00:19:26,684 --> 00:19:27,946
اينو ميگي ؟

248
00:19:28,686 --> 00:19:32,850
. مدالِ کريستوفر مقدس " هست " -
همون قديسِ حامي مسافرين ، درسته ؟ -

249
00:19:33,691 --> 00:19:38,025
هر شب ، به اين اميد که سفر " سارا " به اتمام برسه
. . راز و نيازشو ميخونم

250
00:19:38,195 --> 00:19:40,755
. و اينکه دوباره پيشمون برگرده . .

251
00:19:42,733 --> 00:19:45,861
. ببينيد ؛ معذرت ميخوام
. بايد منو ببخشيد

252
00:19:46,036 --> 00:19:48,368
. وقتشه داروي " سارا " رو بهش بدم

253
00:19:49,907 --> 00:19:52,068
. مرسي که سَر زدين

254
00:20:14,165 --> 00:20:15,792
. . پدر ، فکر کردم روشن کردم که

255
00:20:15,966 --> 00:20:19,527
دوباره برگشتم اينجا و کاملا خودمو به . .
. شما و " لوتِرکورپ " متعهد و پايبند ميدونم

256
00:20:19,703 --> 00:20:21,762
. . و من هم از شنيدنش

257
00:20:23,474 --> 00:20:25,271
. محظوظ هستم . . .

258
00:20:29,246 --> 00:20:31,737
حالا ، مشکل چيه ؟

259
00:20:31,916 --> 00:20:35,647
دسترسي من به نيمي از فايلهايي که براي انجام کارم
. بهشون احتياج دارم قطع شده

260
00:20:35,819 --> 00:20:37,946
سطحِ دسترسي امنيتي ناکافي ؟

261
00:20:39,957 --> 00:20:41,549
. " متشکرم ، " مِلي

262
00:20:45,663 --> 00:20:46,960
. . اين

263
00:20:49,066 --> 00:20:53,400
. " اين اقداماتِ تاميني لازم هستن " لِکس
. خودت که بايد اينو بدوني

264
00:20:54,104 --> 00:20:56,629
. بايد از دارايي هامون محافظت کنيم -
دربرابر من ؟ -

265
00:20:56,974 --> 00:21:00,671
پايبندي دوباره تو ؛ به " لوتِرکورپ " رو
. تحسين ميکنم

266
00:21:00,844 --> 00:21:05,144
بعد از اين همه سختي که کِشيدي ؛
. اين کارت قابل توجهِه

267
00:21:05,316 --> 00:21:07,910
. ولي فکر ميکني دوباره بهت خيانت ميکنم

268
00:21:09,653 --> 00:21:12,349
بهم خيانت ميکني ؟
. نظريه ي جالبيه

269
00:21:13,991 --> 00:21:15,618
امکانِش هست که خيانت کني ؟

270
00:21:18,095 --> 00:21:19,858
. ميخوام اين تصميمي که گرفتم جواب بده

271
00:21:21,465 --> 00:21:23,433
. ميخوام دوباره خونواده باشيم

272
00:21:23,601 --> 00:21:26,161
. دليلي براي ترسيدنت از من وجود نداره

273
00:21:27,605 --> 00:21:31,268
چرا قبول نکردي که
پروفايلِ روانشناسيتو کامل کني ؟

274
00:21:32,142 --> 00:21:35,908
بي خيال ، پدر ، نه شما و نه من هرگز به اين
. شرت و پرت هاي روانشناسي اعتقاد نداشتيم

275
00:21:36,080 --> 00:21:40,210
معتقدم ، مشکلاتِ احساسي و شخصيتي ؛

276
00:21:40,384 --> 00:21:42,511
. روي تصميماتِ روزانه اي که ميگيري اثر ميذارن

277
00:21:42,686 --> 00:21:47,646
فکر کنم روياهايي که ميبيني اغلب ميتونن
. . خطرات پنهاني رو معلوم کنن و هشدار بدن

278
00:21:47,825 --> 00:21:49,588
. اين هشدارها و ملاحظات توخالي رو بذارين کنار پدر

279
00:21:49,760 --> 00:21:52,058
. توي 5 جلسه بايد شرکت کني " لِکس " ؛ فقط همين

280
00:21:53,063 --> 00:21:56,032
فکر ميکردم ميخواي دوباره
. رابطه ي پدري-فرزنديمونو بسازي

281
00:21:57,134 --> 00:21:58,499
. همينو هم ميخوام

282
00:21:58,669 --> 00:22:04,301
پس انجامش بده ؛ بهم اثبات کن که
. اطمينان مطلقم به تو قابل دفاعِه

283
00:22:09,580 --> 00:22:11,548
. کلارک کِنت " ؛ خوابِ دخترِ همسايه رو ميبينه "

284
00:22:11,715 --> 00:22:13,842
جالب نيست که بدوني يه چيزايي
هيچوقت عوض نميشن ؟

285
00:22:14,018 --> 00:22:15,645
. حالا ، فقط سعي ميکنم بيدار بمونم

286
00:22:15,819 --> 00:22:20,188
. آره ، حتي " رِدبول " هم محدوديت هاي خودشو داره
. باور کن ، امتحانشون کردم

287
00:22:20,357 --> 00:22:23,190
فکر کنم " سارا " براي کمک گرفتن
. باهام درتماسِه

288
00:22:23,360 --> 00:22:25,260
يعني براي برقراري رابطه
وارد روياهاي تو ميشه ؟

289
00:22:25,429 --> 00:22:29,263
پس ديگه چطوري ميتونم اين همه جزئيات رو
. درمورد زندگيش بدون ؟ مثل موضوع ياس هاي بنفش

290
00:22:29,433 --> 00:22:32,994
يه نظريه اي وود داره که برقراري تماس تلپاتي
. درزمان خواب افزايش پيدا ميکنه

291
00:22:33,170 --> 00:22:35,035
. اين موضوع بايد به فعاليت لُبِ قُدامي مغز مربوط باشه

292
00:22:35,205 --> 00:22:37,537
يعني لُبِ قُدامي مغز من ؛
. به عنوان دکلِ دريافت امواج راديويي عمل ميکنه

293
00:22:37,708 --> 00:22:41,508
تا حالا با موردي به اين دراماتيکي مواجه نشدم ؛
. . ولي همگي ميدونيم که مغز تو

294
00:22:41,679 --> 00:22:44,409
. يه مقدار با مغز ماها از لحاظ ساختاري متفاوته

295
00:22:44,581 --> 00:22:48,517
و به همه ي اينا رودخونه اي رو اضافه کن که توش افتاده
. . که خودش منبع تمام موضوعات مورد علاقمونه

296
00:22:48,686 --> 00:22:51,951
و از حاصل اين اتفاق ؛ يه نوشيدني مخلوطِ کامل
. به سبکِ " اسمالويل " بدست مياري

297
00:22:52,122 --> 00:22:54,784
فکر ميکني که شهاب سنگها
اين قدرت رو بهش دادن ؟

298
00:22:54,958 --> 00:22:56,755
تا واردِ روياي تو بشه ؛
. ميتونه تو رو خواب نگه داره

299
00:22:56,927 --> 00:23:00,727
يقينا اين نظريه ميتونه دليل اين که
. يک روز و نيم خواب بودي رو توضيح بده

300
00:23:00,898 --> 00:23:03,992
تا وقتي که " مسافر " ظاهر شد
. نتونستم از خواب بلند بشم

301
00:23:04,802 --> 00:23:06,030
. و فکر ميکنم اون مسافر " عموش " باشه

302
00:23:06,203 --> 00:23:08,763
يا ؛ ميتونه ظهوري از ترسي که اون دختر
. نسبت به عموش داره باشه

303
00:23:11,175 --> 00:23:14,201
ببخشيد ، نميخواستم واست
. فرويد " بازي دربيارم "

304
00:23:14,878 --> 00:23:18,041
. نه ، توي زندگيش ، عموش قدرت مطلقه

305
00:23:18,215 --> 00:23:21,616
چرا نبايد توي روياهاش باشه ؟ -
تو خريدار نظريه ي نوع دوستي دراينمورد نيستي ؟ -

306
00:23:22,386 --> 00:23:25,480
ديگه اونطوري که قبلا به مهرباني نوع بشر و
. بشر دوستي ايمان داشتم ، ايمان ندارم

307
00:23:25,656 --> 00:23:29,422
ميخواي يه سر تا دادگستري بريم ؛ ببينم که سوابق عموي
چه چيزي درمورد اين " عمو نيکولاس " بهمون ميگن ؟

308
00:23:29,593 --> 00:23:31,584
. بايد يه مقاله اي رو سروقت به " ديلي پلانت " تحويل بدم

309
00:23:31,762 --> 00:23:34,822
و يه داستاني که به ديوار عجايب مربوط بشه
. به نظرشون اولويت نداره

310
00:23:34,998 --> 00:23:37,865
. ديگه وقتي براي تحقيقاتِ بچه گانه ندارم -
. هي ، اين حرفت عادلانه نيست -

311
00:23:38,035 --> 00:23:39,627
. . خودت ميدوني که اگه حق انتخابي داشتم

312
00:23:39,803 --> 00:23:43,261
باهات ميومدم اونجا و . .
. تمام اون سوابق خاک و خُلي رو باهات بيرون ميکِشيدم

313
00:23:43,440 --> 00:23:45,704
. شک دارم
. ايرادي نداره . " لانا " رو باخودم ميبرم

314
00:23:45,876 --> 00:23:49,209
آره ، لااقل اون ميتونه يه منبع ثابت و پايداري
. از کافئين واست باشه

315
00:24:02,259 --> 00:24:04,750
حالا ميفهمم که واسه چي سوابق همگاني ؛
. همگاني هستن

316
00:24:04,928 --> 00:24:06,555
. فوق العاده خسته کننده ان

317
00:24:06,730 --> 00:24:08,322
. نه همشون

318
00:24:08,499 --> 00:24:10,467
. اينو ببين

319
00:24:11,702 --> 00:24:14,466
. پدر و مادر " سارا " پولدار بودن

320
00:24:14,638 --> 00:24:16,503
وقتي مُردن ؛
. همه چيز به اون به ارث رسيده

321
00:24:16,673 --> 00:24:18,868
حدس بزن در غياب " سارا " ؛
چه کسي پول رو نظارت ميکنه ؟

322
00:24:19,042 --> 00:24:20,532
. " عمو نيکولاس "

323
00:24:21,478 --> 00:24:25,244
تا وقتي اون دختر توي کُماس ؛
. تمام دارايي اونو کنترل ميکنه

324
00:24:26,183 --> 00:24:28,515
. ولي هنوز کار اشتباه و غير قانوني اي نکرده

325
00:24:28,685 --> 00:24:33,145
منظورم اينه که مراقبت از دختر برادرت و داشتنِ
. يک زندگي خوب ، دقيقا شک برانگيز نيست

326
00:24:33,323 --> 00:24:35,814
پس ؛ چرا " سارا " اينقدر ازش واهمِه داره ؟

327
00:24:35,993 --> 00:24:39,656
. متوجهِش نميشم -
. هِي ، تو خسته اي -

328
00:24:40,731 --> 00:24:43,097
. ميترسم چشامو ببندم

329
00:24:44,101 --> 00:24:46,763
. ميرم يه ليوان قهوه ي ديگه درست کنم

330
00:24:49,606 --> 00:24:51,369
. مجبور نيستي اينجا بموني

331
00:24:52,543 --> 00:24:54,101
. " خودم ميخوام بمونم ؛ " کلارک

332
00:25:13,997 --> 00:25:15,589
. سريع بود

333
00:25:16,934 --> 00:25:19,129
. " سارا " -
. سلام -

334
00:25:20,771 --> 00:25:22,398
. بايد خوابم برده باشه

335
00:25:23,207 --> 00:25:26,404
. آره -
چطوري وارد روياهاي من ميشي ؟ -

336
00:25:27,544 --> 00:25:29,341
. " نميدونم ، " کلارک

337
00:25:29,513 --> 00:25:32,573
. قبلا هرگز برام اتفاق نيفتاده بود
. . همين چند روز پيش

338
00:25:32,749 --> 00:25:37,777
يه دفعه اي ديدم توي جنگلم و بعدش توي مدرسه
. . و بعدش توي خونه ات

339
00:25:37,955 --> 00:25:41,482
وقتي تو و " لانا " ملاقاتم اومدين
. تازه فهميدم که چه اتفاقي افتاده

340
00:25:41,658 --> 00:25:43,558
ميتوني صدامونو بشنوي ؟

341
00:25:44,328 --> 00:25:47,923
آره ؛ مثل اينه که توي يه تونل طولاني و
. سياه و تاريک هستم

342
00:25:48,098 --> 00:25:52,000
بعضي وقتا اون تونل بازه ؛
. ولي بعضي وقتا هم بسته اس و راه به جايي ندارم

343
00:25:52,169 --> 00:25:54,000
. سعي کردم بهت برسم

344
00:25:54,171 --> 00:25:57,106
تو نميفهمي که چه حس و حالي داره که
. . تو بدنِ خودِت اسير باشي

345
00:25:57,274 --> 00:25:59,174
. و نتوني هيچ تماسي رو هم باکسي برقرار کني . .

346
00:26:01,245 --> 00:26:03,713
سارا " ؛ اون "مسافر " کيه ؟ "

347
00:26:03,881 --> 00:26:07,009
. نبايد درموردش حرف بزنيم
. پيدامون ميکنه

348
00:26:07,684 --> 00:26:08,946
عموتِه ؟

349
00:26:10,687 --> 00:26:13,679
چرا اينقدر ازش ميترسي ؟
باهات چيکار ميکنه ؟

350
00:26:13,857 --> 00:26:17,725
نميدونم ، قبلا ميتونستم
. . صداي دکترها رو بشنوم

351
00:26:17,895 --> 00:26:20,022
. و اونا ميگفتن ؛ بايد از کُما خارج شم . .

352
00:26:20,197 --> 00:26:24,224
ولي هربار که فکر ميکنم يه ذره خوب دارم ميشم
. . اون شبه برميگرده

353
00:26:24,401 --> 00:26:26,892
. . و دوباره به اون جاي عميق و تاريک برم ميگردونه

354
00:26:27,070 --> 00:26:28,867
. يه چيزي شبيهِ تهِ اقيانوسه . .

355
00:26:30,240 --> 00:26:32,367
. يه بار ، تقريبا به هوش اومدم

356
00:26:32,743 --> 00:26:35,177
. اونم وقتي بود که به اينجا براي زندگي اومد

357
00:26:35,345 --> 00:26:37,870
. . سارا " ؛ "

358
00:26:38,048 --> 00:26:39,879
. خداي من ، اون اينجاس

359
00:26:57,766 --> 00:26:59,666
. " نظريه ي جالبيه ؛ " کلارک

360
00:26:59,835 --> 00:27:02,099
ميدونم مسخره به نظر مياد ؛
. ولي ، اتفاقيه که افتاده

361
00:27:02,270 --> 00:27:04,636
پس حالا ديگه تو روياهاتم
. مردمو نجات ميدي

362
00:27:04,806 --> 00:27:06,706
يه روانشناس ميتونه يه روز کامل
. با اين نظريه وقت بگذرونه

363
00:27:06,875 --> 00:27:09,070
حرفامو باور نميکني ؟ -
. . اينو باور ميکنم که تو ؛ باورش کردي -

364
00:27:09,244 --> 00:27:11,007
. و همين براي من کفايت ميکنه . .

365
00:27:11,179 --> 00:27:15,172
بايد منو ببخشي ؛ من يه دشمني خاصي
. با روان درماني دارم

366
00:27:15,350 --> 00:27:17,818
. دوست نداري اجازه بدي کسي وارد سرت بشه

367
00:27:17,986 --> 00:27:19,248
. يه همچين چيزي

368
00:27:19,421 --> 00:27:22,584
خوب ، اين دختره تو سَرَمِه تا وقتي که
. يه راهي براي کمک بهش پيدا کنم

369
00:27:22,758 --> 00:27:25,249
. يه چند تا تماس با بيمارستان عمومي " متروپوليس " گرفتم

370
00:27:25,427 --> 00:27:27,486
. واقعيت داره
. سارا " ؛ بايد به هوش بياد "

371
00:27:27,662 --> 00:27:30,222
. پس ، عموش داره چيزخورش ميکنه

372
00:27:30,399 --> 00:27:32,458
دليلي ندارن که ثابت کنه يه کار نادرستي
. .  از طرف عموش درجريانه

373
00:27:32,634 --> 00:27:35,102
منتها تنها کاري که انجام دادن . .
. يه سري آزمايش خون عادي بوده

374
00:27:35,670 --> 00:27:37,331
. شايد اون دارويي که به کار برده غيرقابل رَدگيري باشه

375
00:27:37,506 --> 00:27:39,497
. ظاهرا عموش کار اشتباهي انجام نداده

376
00:27:39,674 --> 00:27:42,609
هر جفتمون ميدونيم که براي جلوگيري از
. " پيدا شدن رَدِ دارو ، ميشه کلک زد " لِکس

377
00:27:42,778 --> 00:27:45,076
شنيدن اين حرفا ؛ اونم توي خواب و رويا
. باعث دستگيري اون مرد نميشه

378
00:27:45,247 --> 00:27:47,044
. از کمکت متشکرم

379
00:27:47,215 --> 00:27:48,682
. هر وقت خواستي درخدمتم

380
00:27:53,522 --> 00:27:55,319
. هميشه از اين شمشير خوشم اومده

381
00:27:56,024 --> 00:28:00,484
چي هست ، يه جور عتيقه ي افسانه اي ژاپني ؟

382
00:28:00,662 --> 00:28:05,861
به سختي بشه بگي ؛ يه يادبودِ که از
. فيلم مورد علاقه ام که " کروساوا " ساخته دارم

383
00:28:06,835 --> 00:28:08,427
. " به اسم " تختِ خون

384
00:28:08,804 --> 00:28:10,738
. توي يه مزايده خريدمش

385
00:28:14,810 --> 00:28:17,506
. " آروم باش ؛ " کلارک
. نميتونه بهت صدمه اي بزنه

386
00:28:17,679 --> 00:28:19,112
. واقعي نيست

387
00:28:20,048 --> 00:28:21,675
. صحيح

388
00:28:22,517 --> 00:28:25,782
تو بايد تفاوت بين واقعيت و
. خيال رو ياد بگيري

389
00:28:28,023 --> 00:28:29,650
. يه کم بخواب

390
00:28:36,631 --> 00:28:39,395
. " کلارک "
. چه سورپرايز خوشايندي

391
00:28:40,235 --> 00:28:42,965
گفتم يه مقدار گلِ تازه
. واسه " سارا " بيارم

392
00:28:44,072 --> 00:28:45,437
. بيا تو

393
00:28:52,747 --> 00:28:54,578
. " واقعا لطف کردي " کلارک

394
00:28:55,650 --> 00:28:57,948
ايرادي نداره يه مدت کنارش بشينم ؟

395
00:28:59,454 --> 00:29:01,149
. اصلا و ابدا

396
00:29:05,794 --> 00:29:08,126
ميتونم يه نوشيدني واست بيارم ؟

397
00:29:08,630 --> 00:29:10,564
. هرچي که کافئين داشته باشه

398
00:29:10,732 --> 00:29:12,723
. فکر کنم يه مقدار سودا داشته باشم

399
00:29:12,723 --> 00:29:22,723
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

400
00:30:09,658 --> 00:30:11,956
. " کلارک " -
. " سارا " -

401
00:30:12,627 --> 00:30:14,788
. خيلي عصبانيه

402
00:30:16,865 --> 00:30:20,665
. . وايسا ، اگه تو اينجايي ، يعني من

403
00:30:42,857 --> 00:30:45,724
سلام ؟ -
. لانا " ؛ سلام ، بياتو " -

404
00:30:46,027 --> 00:30:47,961
. داشتم دنبال " کلارک " ميگشتم

405
00:30:48,129 --> 00:30:49,528
. براش يه نوشيدني پرانرژي و محرک آوردم

406
00:30:49,698 --> 00:30:52,929
هنوز از پيش " لِکس " برنگشته ؛
. ولي اگه بخواي ميتوني منتظرش بشي

407
00:30:53,101 --> 00:30:54,363
. مرسي

408
00:30:56,538 --> 00:31:00,235
. پس بالاخره يه همسايه جديد پيدا کردين -
. آره ، ولي به خوبي همسايه هاي قديمي نيست -

409
00:31:03,078 --> 00:31:05,569
خانم " کِنت " ؛ ميشه يه چيزي رو
ازتون بپرسم ؟

410
00:31:05,747 --> 00:31:07,612
. " البته ، " لانا

411
00:31:17,025 --> 00:31:19,459
ميدونين واسه چي
کلارک " ازم فاصله ميگيره ؟ "

412
00:31:23,064 --> 00:31:25,259
. متروپوليس " ؛ " کلارک " رو عوض کرده "

413
00:31:26,267 --> 00:31:30,135
اون ديگه همون پسري نيست که
. اين بهار ، اينجا رو ترک کرد

414
00:31:30,305 --> 00:31:32,466
جاناتان " و من ؛ داريم سعي ميکنيم "
. مشکلِشو پيدا و حل کنيم

415
00:31:33,108 --> 00:31:36,168
. . فکر کنم حس ميکنم

416
00:31:36,578 --> 00:31:39,240
. . اگه به اندازه ي کافي دور و برش بمونم

417
00:31:39,414 --> 00:31:42,542
. بالاخره تصميم ميگيره که حرفِ دلشو بهم بگه

418
00:31:44,152 --> 00:31:47,553
! " مارتا "
!  " زود بيا ؛ موضوع " کلارکِه

419
00:31:53,995 --> 00:31:55,519
! خداي من

420
00:31:55,697 --> 00:31:57,130
! " جاناتان "

421
00:31:58,166 --> 00:32:01,135
چي شده ؟ -
. بايد پشتِ فرمون ماشين خوابش برده باشه -

422
00:32:01,302 --> 00:32:02,599
. آمبولانس خبر ميکنم

423
00:32:02,771 --> 00:32:04,966
. نه ، فکر کنم فقط سرش يه ضربه ي کوچيک خورده
. حالش خوب ميشه

424
00:32:05,140 --> 00:32:08,075
داشت از کجا برميگشت ؟
. عمارتِ " لِکس " ؛ که از اونطرفه

425
00:32:08,243 --> 00:32:11,371
کلارک " ؛ بهت که گفتم "
. سراغ " کانروي ها " نري

426
00:32:11,546 --> 00:32:14,413
. نگران " سارا " بود
. همينطور توي روياهاش اونو ميديد

427
00:32:14,582 --> 00:32:16,015
. تقصير منه
. من اونجا بردمش

428
00:32:16,184 --> 00:32:20,086
. عزيزم ، خودتو سرزنش نکن
. کلارک " ؛ خوب ميشه "

429
00:32:20,588 --> 00:32:24,149
سارا " چي ؟ " -
. نگران اون هم هستم -

430
00:32:37,205 --> 00:32:38,467
! سارا " ؛ وايسا "

431
00:32:43,311 --> 00:32:45,973
! " سارا " -
! نه -

432
00:32:46,314 --> 00:32:49,511
!  بايد ازش دور بشيم -
. نميتوني همينطور به فرار کردن ادامه بدي -

433
00:32:50,685 --> 00:32:53,483
! فقط ميخوام آزاد بشم -
. ميتوني آزاد بشي -

434
00:32:53,655 --> 00:32:56,556
. توي دنياي واقعي
. فقط بايد باهاش روبرو بشي

435
00:32:58,660 --> 00:33:01,493
. ترسيدم -
. سارا " ؛ تو هردومونو توي اين رويا نگه داشتي " -

436
00:33:01,663 --> 00:33:04,860
. تا وقتي بيدار نشم نميتونم کمکت کنم
. اينطوري هيچ قدرتي ندارم

437
00:33:05,033 --> 00:33:06,967
. " متاسفم " کلارک

438
00:33:09,971 --> 00:33:11,233
! " سارا "

439
00:33:26,721 --> 00:33:29,485
از کجا درمورد اين ميدونست ؟

440
00:33:30,892 --> 00:33:33,360
چطوري از موضوع ياسهاي بنفش خبرداشت ؟

441
00:33:35,997 --> 00:33:40,058
نميدونم اونجا چه خبره ؛
. ولي هرچي که هست بايد متوقف بشه

442
00:33:42,470 --> 00:33:44,404
. اون سوزن رو بهش فرو نکن

443
00:33:49,210 --> 00:33:50,677
چطور وارد اينجا شدي ؟

444
00:33:51,913 --> 00:33:54,313
. ميدونيم که داري مواد به " سارا " تزريق ميکني

445
00:33:54,749 --> 00:33:56,182
. واقعا

446
00:33:57,919 --> 00:34:01,480
تو و اون دوستِ پسرت بيشتر از چيزي که
. به صلاحتونه همسايه هاي خوبي هستين

447
00:34:01,656 --> 00:34:03,920
اگه اونو بکُشي ؛
. ديگه پول و پله اي هم به کار نيست

448
00:34:04,692 --> 00:34:06,956
کي حرف از کُشتنِش زده ؟

449
00:34:36,022 --> 00:34:37,421
سارا " ؛ حالت خوبه ؟ "

450
00:34:37,591 --> 00:34:39,718
. " حالم خوبه ، " کلارک

451
00:34:39,893 --> 00:34:41,520
. اون به دردسر افتاده

452
00:34:42,329 --> 00:34:45,162
کي ؟ -
. " لانا " -

453
00:34:50,704 --> 00:34:52,228
. نه

454
00:35:07,921 --> 00:35:12,915
. " بهت هشدار داده بودم " سارا
. اين جنگيه که هرگز توش برنده نخواهي شد

455
00:35:13,093 --> 00:35:15,391
. ديگه خيلي ديره -
. سارا " ؛ بايد " لانا " رو نجات بديم " -

456
00:35:15,562 --> 00:35:18,690
. اون خيلي قويه
. نميتوني جلوشو بگيري

457
00:35:22,702 --> 00:35:25,193
. مرگ جزاي کساني خواهد بود که بدون اجازه وارد بشن

458
00:35:25,372 --> 00:35:27,738
! سارا "  بايد کمکم کني "

459
00:35:34,281 --> 00:35:37,648
. سارا " ؛ نميتوني از دستم فرار کني "

460
00:35:38,985 --> 00:35:41,078
. برگرد پيشم -
. نه -

461
00:35:41,254 --> 00:35:43,688
. " تو از اون قوي تري " سارا
. ميدوني که ازش قوي تري

462
00:35:43,857 --> 00:35:45,324
. نميتونه نجاتِت بده -
! باهاش بجنگ -

463
00:35:45,492 --> 00:35:47,392
. اون اين بلا رو سرت آورده

464
00:35:47,561 --> 00:35:51,520
. عصباني شو . اون شش سال از زندگيتو دزديده -
. " من سرونوشتِتو کنترل ميکنم " سارا -

465
00:35:51,698 --> 00:35:55,498
چشاتو ببند و
. به خوابِ سبکِت برگرد

466
00:35:55,669 --> 00:35:57,603
. " نترس ؛ " سارا

467
00:35:58,538 --> 00:36:03,032
هرچقدر بيشتر مقاومت کني " سارا " ؛
. بيشتر هم زجر و عذاب ميکِشي

468
00:36:03,210 --> 00:36:06,008
. دوباره بهت هشدار نميدم

469
00:36:20,126 --> 00:36:21,650
. " کلارک "

470
00:36:21,828 --> 00:36:23,887
. مامان ، " لانا " به دردِسر افتاده

471
00:36:37,811 --> 00:36:38,800
. " لانا "

472
00:36:38,800 --> 00:36:48,800
بــه جــمـع مـیلـیـونـی سـیـنـمـافـریـک در ایـنـسـتـاگـرام بـپـیـونـدیـد Instagram: Cinema.Freak

473
00:37:12,178 --> 00:37:13,839
دنبال اين ميگردي ؟

474
00:37:36,770 --> 00:37:38,294
لِکس " ؟ "

475
00:37:39,106 --> 00:37:40,937
چي اينقدر فوريه ؟

476
00:37:41,108 --> 00:37:43,576
. تصميم گرفتم انجامش بدم -
چي رو ؟ -

477
00:37:44,812 --> 00:37:49,442
ملاقات با روانپزشک ؛
. تسليم در برابر آزمايشات کامل رواني

478
00:37:49,616 --> 00:37:51,208
. عجيبه
" کنجکاو شدم "

479
00:37:52,486 --> 00:37:54,078
بهم بگو چي باعث شده نظرت عوض بشه ؟

480
00:37:54,254 --> 00:37:56,950
چونکه من در موضوع ضعف و ترس
. قرارگرفته بودم

481
00:37:57,124 --> 00:38:00,651
اگه يه چيزم باشه که بتوني حسش کني
. همينه

482
00:38:00,828 --> 00:38:04,059
. اين يه استعدادِه " لِکس " ؛ و بدرد بخور هم هست

483
00:38:06,300 --> 00:38:10,327
ميدونم که تنها راهي که ميتونم بهتون ثابت کنم
. . که وارث بالحقتون هستم

484
00:38:10,504 --> 00:38:13,064
. اينه که در موضع قدرت قرار بگيرم . .

485
00:38:13,473 --> 00:38:14,770
. من چيزي براي مخفي کردن ندارم

486
00:38:17,444 --> 00:38:19,105
. خيلي برام باارزشه ، پسرم

487
00:38:20,581 --> 00:38:24,312
متوجه شدم ، شما پدرم هستيد و شما
. هميشه صلاحمو درنظر ميگيرين

488
00:38:24,484 --> 00:38:26,782
حالا اين دکتر خوب کي هست ؟ -
. " کلر فاستر " -

489
00:38:26,954 --> 00:38:31,391
. با توانايي و صلاحيت فوق العاده بالا
. دوتا کتاب هم منتشر کرده

490
00:38:31,558 --> 00:38:34,288
ميتونه بهت کمک کنه تا
. بر هر مشکلي غلبه کني

491
00:38:36,897 --> 00:38:41,231
. اون جزيزه منو به ديوانه تبديل نکرده ، پدر -
. ديوونه ؟ نه -

492
00:38:41,401 --> 00:38:43,335
. البته که نه

493
00:38:45,873 --> 00:38:49,138
ولي خوبه که اين عدم ديوونگي رو
به صورت مکتوب درش بياري ، مگه نه ؟

494
00:38:55,048 --> 00:38:56,413
. " لِکس "

495
00:38:59,519 --> 00:39:02,852
وقتي پولداري ؛
. ديوونه نيستي

496
00:39:03,023 --> 00:39:04,615
. غير عادي هستي

497
00:39:28,482 --> 00:39:31,280
سلام ، " سارا " ؛ حالت چطوره ؟ -
. سلام -

498
00:39:33,887 --> 00:39:37,288
. يه مقدار ياسِ بنفش واست آوردم
. ميدونم اونا گلهاي مورد علاقه ات هستن

499
00:39:39,493 --> 00:39:41,552
کلارک " هستي ، درسته ؟ "

500
00:39:41,962 --> 00:39:43,793
. فکر نميکردم منو يادت باشه

501
00:39:43,964 --> 00:39:47,161
. آره
. . کلي داستان باهمديگه داشتيم

502
00:39:47,334 --> 00:39:50,269
. گرچه هيچوقت رسما به همديگه معرفي نشده بوديم

503
00:39:50,437 --> 00:39:52,997
هنوزم نميدونم که
. چطوري سر از روياهاي تو درآوردم

504
00:39:53,407 --> 00:39:56,501
. مهم اينه که ؛ ديگه خطري تهديدت نميکنه
. و به هوش هم اومدي

505
00:39:57,844 --> 00:40:00,642
. واضحه که مرد خاصي هستي

506
00:40:02,015 --> 00:40:05,143
. چندتا از کارايي که ميتوني انجام بدي رو ديدم

507
00:40:06,520 --> 00:40:08,886
خوب ، تو روياهامون ؛
. همگي ابرقدرت هستيم

508
00:40:09,056 --> 00:40:10,318
. . من فقط

509
00:40:11,058 --> 00:40:15,188
. ميدونم که ربطي به من نداره
. ميدونم که خواب و رويا معمولا خصوصيه

510
00:40:16,396 --> 00:40:18,023
. نه

511
00:40:22,135 --> 00:40:24,569
. ميخوام نظرتو بدونم

512
00:40:25,205 --> 00:40:26,832
چي ديدي ؟

513
00:40:28,241 --> 00:40:30,300
. . يکي که واضحه عاشقه

514
00:40:30,477 --> 00:40:32,638
. ولي دربرابرش مقاومت ميکنه . .

515
00:40:33,413 --> 00:40:35,313
لانا  " ؛ درسته ؟ "

516
00:40:39,486 --> 00:40:43,320
کلارک " ؛ اين حرفو از کسي قبول کن که "
. شش سال به دام افتاده بوده

517
00:40:43,490 --> 00:40:46,948
اگه اينقدر دوستِش داري ؛
. اونو از خودت دور نکن

518
00:40:49,062 --> 00:40:51,792
. " داستان طولاني و پيچيده اي داره " سارا

519
00:40:51,965 --> 00:40:54,593
. من فقط چيزي رو ميدونم که به چشم ديدم

520
00:40:54,768 --> 00:40:57,168
. . شايد اونجا بوده باشم

521
00:40:59,206 --> 00:41:01,766
. ولي ؛ " لانا " ؛ دختر روياهاتِه . .

522
00:41:16,957 --> 00:41:19,221
هنوز بيداري ؟

523
00:41:19,393 --> 00:41:23,727
. بالاخره يه کم خوابيدم
. امتحان جبرانيم واسه فرداس

524
00:41:23,897 --> 00:41:28,163
چه حس و حالي داري ؟ -
. يه کم حس حماقت ميکنم -

525
00:41:28,335 --> 00:41:29,802
واسه چي ؟

526
00:41:30,237 --> 00:41:32,728
. کاري که تو کردي ، واقعا شجاعانه بود
. زندگي " سارا " رو نجات دادي

527
00:41:32,906 --> 00:41:35,431
. آره ، و تقريبا به قيمت جونِ خودم تموم شد

528
00:41:35,609 --> 00:41:37,133
. شانس آوردم که به موقع رسيدي اونجا

529
00:41:37,978 --> 00:41:40,538
وقتي فکر ميکردم که دارم ديوونه ميشم
. تو بهم ايمان داشتي

530
00:41:40,714 --> 00:41:42,875
. کمترين کاري بود که ازم برميومد

531
00:41:44,251 --> 00:41:47,618
. بالاخره " سارا " رو ديدم

532
00:41:48,855 --> 00:41:51,289
. فقط درمورد تو حرف ميزد

533
00:41:52,492 --> 00:41:54,289
. بهش گفتم خوشحال ميشم جامو باهاش عوض کنم

534
00:41:54,461 --> 00:41:57,123
ميدوني ، اينکه بهفمم
. توي سر تو چي ميگذره

535
00:41:57,297 --> 00:41:58,924
. اينقدرها هم هيجان انگيز و جالب نيست

536
00:41:59,533 --> 00:42:03,367
با اينحال ، ميدوني ، شايد اين بتونه توضيح بده که
. . واسه چي اوضاع بينمون

537
00:42:04,438 --> 00:42:07,464
لانا " ؛ اگه جوابي براي اين سئوالت تو سرم بود "
. اولين نفري که بهش ميگفتم خودت بودي

538
00:42:08,442 --> 00:42:12,538
ميدوني ، اين چند روز اخير
. دوباره حس کردم همون دختر همسايتون هستم

539
00:42:12,712 --> 00:42:14,179
. و حس قشنگي هم بود

540
00:42:16,183 --> 00:42:18,151
حتي با توجه به اينکه
تقريبا به کُشتنِت داد ؟

541
00:42:22,189 --> 00:42:23,679
. " لانا "

542
00:42:24,991 --> 00:42:26,982
. تو هميشه دختر همسايه ام هستي

543
00:42:34,067 --> 00:42:37,298
احتمالش هست که واسه اين آخر هفته
يه کاري بکنيم ؟

544
00:42:37,471 --> 00:42:38,870
ميدوني ، به عنوان دوتا دوست ؟

545
00:42:39,973 --> 00:42:41,406
چي تو فکرته ؟

546
00:42:42,075 --> 00:42:44,566
. . خوب ، بيرون حسابي گرمه

547
00:42:44,744 --> 00:42:48,043
پس ؛ فکر کردم که ميتونيم براي شنا
. به درياچه ي " کريتر " بريم

548
00:42:49,249 --> 00:42:52,980
واقعا فکر نکنم
. شناي لُختي ، ايده ي خوبي باشه

549
00:42:54,721 --> 00:42:57,212
کي درمورد شناي لُختي حرف زد ؟

550
00:43:00,961 --> 00:43:03,452
. " شايد تو خواب همچين چيزي رو ببيني " کلارک

551
00:43:09,700 --> 00:43:24,700
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

