﻿1
00:00:01,000 --> 00:00:12,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:12,187 --> 00:00:14,413
‫بابا، شرلوک باهام بازی نمی‌کنه.

3
00:00:14,437 --> 00:00:17,330
‫نگران نباش عشقِ من. فکر کنم...

4
00:00:17,354 --> 00:00:21,372
‫اونجا کنار درخت چند تا تخم اردک دیدم.

5
00:00:21,396 --> 00:00:24,104
‫سلام بئاتریس. فکر کنم یکی از
‫اون جوجه اردک‌ها رو این‌طرفا دیدم.

6
00:00:25,229 --> 00:00:27,872
‫گوش کن عشقِ من. یه حادثه وحشتناک پیش اومده.

7
00:00:27,896 --> 00:00:32,104
‫خونه آتیش گرفته، برای همین
‫قراره یه مدت پیش خانم تیلکوت بمونی.

8
00:00:32,686 --> 00:00:34,622
‫- یه حادثه وحشتناک...
‫- چند تا تخم اردک دیدم...

9
00:00:34,646 --> 00:00:37,747
‫- خونه آتیش گرفته... - تخم اردک...
‫- آتیش... - تخم اردک...

10
00:00:41,187 --> 00:00:43,562
‫بازم کابوس دیدی؟

11
00:00:44,979 --> 00:00:48,021
‫من... یادم نمیاد.

12
00:00:48,521 --> 00:00:49,687
‫آتیش‌سوزی رو.

13
00:00:50,896 --> 00:00:52,747
‫چرا نمی‌تونم به یاد بیارم؟

14
00:00:52,771 --> 00:00:55,312
‫کتت رو بپوش وگرنه سرما می‌خوری.

15
00:00:55,979 --> 00:00:56,979
‫کلاهت رو بکش سرت.

16
00:00:58,354 --> 00:01:00,604
‫نیازی نیست کلاهم رو سرم بکشم.

17
00:01:04,729 --> 00:01:06,062
‫تولدت مبارک، عشقِ من.

18
00:01:06,646 --> 00:01:08,229
‫مادر. پدر.

19
00:01:10,604 --> 00:01:12,330
‫همون چیزی که هر سال می‌گیرم.

20
00:01:12,354 --> 00:01:13,604
‫اینا از کجا میان؟

21
00:01:14,437 --> 00:01:18,080
‫از یه مغازه تخصصی تو هولبورن می‌گیریمشون.

22
00:01:18,104 --> 00:01:20,562
‫پس چرا پستچی آوردش؟

23
00:01:22,604 --> 00:01:24,771
‫کی فرستادتش؟

24
00:01:25,354 --> 00:01:28,229
‫هر سال برای تولدم یه
‫پروانه برام فرستاده می‌شه.

25
00:01:29,937 --> 00:01:32,062
‫و کسی که پولش رو می‌ده تو این دفتره.

26
00:01:34,000 --> 00:01:40,000
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

27
00:01:42,104 --> 00:01:43,104
‫من تو رو می‌شناسم.

28
00:01:45,271 --> 00:01:47,354
‫می‌دونم، من تو رو می‌شناسم.

29
00:01:54,104 --> 00:01:55,187
‫چرا منو از سرت باز کردی؟

30
00:01:58,646 --> 00:02:03,687
‫مادرت حالش خوب نبود و فکر
‫نمی‌کردم بتونم تنهایی ازت مراقبت کنم.

31
00:02:04,271 --> 00:02:05,729
‫هیچ آتیش‌سوزی‌ای در کار نبود،

32
00:02:06,354 --> 00:02:07,354
‫مگه نه؟

33
00:02:10,229 --> 00:02:11,747
‫امشب می‌تونی پیش من بمونی.

34
00:02:11,771 --> 00:02:12,997
‫بعدش چی؟

35
00:02:13,021 --> 00:02:15,038
‫از زندگی پیش خانم تیلکوت راضی نیستی؟

36
00:02:15,062 --> 00:02:18,580
‫من متعلق به اونجا نیستم. من
‫هیچ‌وقت قرار نبود دختر یه کشیش باشم.

37
00:02:18,604 --> 00:02:21,330
‫نگاه کن مادر. قلبش رو پیدا کردم.

38
00:02:21,354 --> 00:02:23,521
‫ترجیح می‌دم یه نقشی تو دنیای تو داشته باشم.

39
00:02:27,646 --> 00:02:29,872
‫بسته‌ها تو کل اروپا جابه‌جا می‌شن.

40
00:02:29,896 --> 00:02:32,788
‫باید جایی رو پیدا کنیم
‫که عقل جن هم بهش نرسه.

41
00:02:32,812 --> 00:02:35,104
‫هیچ‌کدوم از بسته‌ها از این بزرگتر نیستن.

42
00:02:36,146 --> 00:02:37,979
‫الان سرم شلوغه عشقِ من.

43
00:02:48,687 --> 00:02:51,271
‫حتی شیطون هم به فکرش
‫نمی‌رسه اونجا رو بگرده.

44
00:02:54,771 --> 00:02:56,979
‫امروز برادرت، مایکرافت رو دیدم.

45
00:02:57,937 --> 00:03:00,663
‫و عمراً بتونی حدس بزنی
‫داره برای کی کار می‌کنه.

46
00:03:00,687 --> 00:03:02,747
‫سِر بیوسفالوس هاج.

47
00:03:02,771 --> 00:03:05,080
‫ثروتمندترین مردِ امپراتوری.

48
00:03:05,104 --> 00:03:09,312
‫مایکرافت می‌گه هاج مسئولیت
‫یه پروژه دولتی رو به عهده گرفته.

49
00:03:10,646 --> 00:03:11,872
‫خیلی هم محرمانه‌ست.

50
00:03:11,896 --> 00:03:13,271
‫می‌دونی بوی چی به مشامم می‌رسه؟

51
00:03:13,979 --> 00:03:14,979
‫فرصت.

52
00:03:16,479 --> 00:03:17,854
‫هاج یه نقشه‌ای تو سرشه.

53
00:03:19,146 --> 00:03:22,330
‫نظرت چیه برم ببینم می‌تونم یه
‫شغلی تو دفترش دست و پا کنم یا نه؟

54
00:03:22,354 --> 00:03:24,187
‫یکی رو پیدا کنم که به سازمون برقصه؟

55
00:03:24,896 --> 00:03:25,997
‫جاسوسِ کوچولوی من.

56
00:03:26,021 --> 00:03:27,788
‫بیِ فوق‌العاده‌ی من.

57
00:03:27,812 --> 00:03:30,312
‫- آکسفورد چطور بود؟
‫- پروفسور مالک نقطه ضعفِ ماجراست.

58
00:03:31,021 --> 00:03:32,747
‫آدم طمع‌کار و از خودراضی‌ایه.

59
00:03:32,771 --> 00:03:35,663
‫اگه قرار باشه یکی از پروفسورهای
‫هاج روحش رو بفروشه، قطعا همونه.

60
00:03:35,687 --> 00:03:37,913
‫منم به خودم جسارت دادم و
‫یه قرار ملاقات باهاش گذاشتم.

61
00:03:37,937 --> 00:03:38,997
‫گل کاشتی بی.

62
00:03:39,021 --> 00:03:41,205
‫پروفسور مالک، مشتاقانه
‫منتظر همکاری با شما هستم.

63
00:03:41,229 --> 00:03:42,687
‫منم همین‌طور قربان.

64
00:03:48,437 --> 00:03:49,729
‫تو تله افتاد بی.

65
00:04:39,021 --> 00:04:43,221
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

66
00:04:54,603 --> 00:04:55,603
‫بئاتریس؟

67
00:04:56,103 --> 00:04:58,954
‫پیدات کردم. نگران به نظر می‌رسی.

68
00:04:58,978 --> 00:05:01,330
‫باید اولین محموله‌مون
‫رو بذاریم تو قطار پاریس،

69
00:05:01,354 --> 00:05:03,705
‫و الانم یه خونه پر از
‫مهمون‌های ناخونده داریم.

70
00:05:03,729 --> 00:05:05,913
‫اینم بهش اضافه کن که
‫شاهزاده خانم هنوز اون بیرونه

71
00:05:05,937 --> 00:05:07,663
‫و تا جلوش رو نگیریم دست‌بردار نیست.

72
00:05:07,687 --> 00:05:12,187
‫می‌دونم چقدر خطرناکه بی.
‫حرفم رو باور کن، پیداش می‌کنیم.

73
00:05:13,729 --> 00:05:15,163
‫چطوری؟

74
00:05:15,187 --> 00:05:16,329
‫شرلوک.

75
00:05:16,353 --> 00:05:18,454
‫انگار خیلی به شرلوک ایمان داری.

76
00:05:18,478 --> 00:05:20,788
‫می‌فهمم چرا این‌قدر بی‌قراری، بی.

77
00:05:20,812 --> 00:05:22,562
‫واقعاً مجبور نیستی با مادرت روبه‌رو بشی.

78
00:05:23,687 --> 00:05:24,812
‫نه، خودم می‌خوام.

79
00:05:25,896 --> 00:05:26,937
‫دخترِ شجاع من.

80
00:05:27,896 --> 00:05:28,937
‫آتنای من.

81
00:05:30,562 --> 00:05:32,788
‫حالا یادت باشه بهت چی گفتم.

82
00:05:32,812 --> 00:05:37,103
‫مادرت تخیل خیلی قوی‌ای داره.

83
00:05:47,353 --> 00:05:53,747
‫بی! تبدیل به جذاب‌ترین و
‫زیباترین زنِ جوونِ دنیا شدی.

84
00:05:53,771 --> 00:05:55,288
‫همه‌ش همین بود که می‌خواستی بگی؟

85
00:05:55,312 --> 00:05:56,853
‫منظورت چیه؟

86
00:05:57,437 --> 00:05:58,437
‫می‌دونم چی‌کار کردی.

87
00:05:59,021 --> 00:06:01,247
‫- چی؟
‫- می‌دونم انداختنت تیمارستان،

88
00:06:01,271 --> 00:06:03,163
‫چون برای من خطرناک بودی.

89
00:06:04,271 --> 00:06:06,288
‫و برای همین پدر مجبور شد منو ازت دور کنه.

90
00:06:06,312 --> 00:06:08,479
‫که این‌طور. پس این اراجیف رو تحویلت داده؟

91
00:06:09,937 --> 00:06:12,705
‫بی، اون مادرمون رو فرستاد تیمارستان

92
00:06:12,729 --> 00:06:15,288
‫چون می‌خواست کنترل اموالش رو به دست بگیره.

93
00:06:15,312 --> 00:06:16,788
‫بهم گفته بود که قراره این حرفا رو بزنی.

94
00:06:16,812 --> 00:06:17,978
‫حقیقت همینه.

95
00:06:18,562 --> 00:06:20,497
‫به هیچ‌کدوم از حرفای
‫اون مرد نمی‌شه اعتماد کرد.

96
00:06:20,521 --> 00:06:23,163
‫اون مرد به جز مهربونی
‫هیچ کار دیگه‌ای در حقم نکرده.

97
00:06:23,187 --> 00:06:24,329
‫عزیزم!

98
00:06:24,353 --> 00:06:27,622
‫بی، باید حرفمون رو باور
‫کنی. خواهش می‌کنم گوش کن.

99
00:06:27,646 --> 00:06:30,896
‫- چرا؟
‫- چون هیچ دلیلی برای دروغ گفتن نداریم.

100
00:06:31,478 --> 00:06:33,312
‫و چون من برادرتم.

101
00:06:37,103 --> 00:06:38,228
‫شام ساعت هشته.

102
00:06:49,853 --> 00:06:51,079
- ‫تو!
- مادر!

103
00:06:51,103 --> 00:06:52,247
‫تو!

104
00:06:52,271 --> 00:06:54,788
‫- تمومش کن. مادر، خواهش می‌کنم.
‫- تو اونو علیه من پر کردی!

105
00:06:54,812 --> 00:06:56,913
‫- کوردلیا، کافیه.
‫- خانم هلمز. لطفاً!

106
00:06:56,937 --> 00:06:58,747
‫نیازی به این کارا نیست.

107
00:06:58,771 --> 00:07:00,038
‫بفرمایید بشینید.

108
00:07:00,062 --> 00:07:01,146
‫همه‌چی مرتبه.

109
00:07:02,354 --> 00:07:03,354
‫خب...

110
00:07:04,521 --> 00:07:06,354
‫حالا که این کولی‌بازی‌ها تموم شد،

111
00:07:06,937 --> 00:07:09,330
‫شاید بتونیم همگی بشینیم.

112
00:07:09,354 --> 00:07:11,854
‫لطفاً، بیاید بشینیم و غذامون رو بخوریم

113
00:07:12,437 --> 00:07:14,021
‫مثل آدمای متمدن.

114
00:07:16,312 --> 00:07:19,437
‫خب، چقدر قشنگه

115
00:07:20,062 --> 00:07:21,062
‫که دوباره

116
00:07:23,021 --> 00:07:24,396
‫دور هم جمع شدیم، نه؟

117
00:07:28,603 --> 00:07:29,728
‫تجدید دیدار.

118
00:07:35,021 --> 00:07:36,521
‫مایکرافت، لطفاً از این خاویار امتحان کن.

119
00:07:37,396 --> 00:07:40,288
‫- نه، ممنون.
‫- اصرار می‌کنم. مالِ دریای مرمره‌ست.

120
00:07:41,437 --> 00:07:43,353
‫طعم بهشت می‌ده.

121
00:07:45,271 --> 00:07:46,329
‫واقعاً، بفرما میل کن.

122
00:07:46,353 --> 00:07:49,454
‫فقط دارم به این فکر می‌کنم که آیا به عنوان
‫دستیار هاج بیشتر ازت خوشم میومد یا نه.

123
00:07:49,478 --> 00:07:51,454
‫خب هر وقت به نتیجه رسیدی بهم خبر بده.

124
00:07:51,478 --> 00:07:55,062
‫بازم اصرار می‌کنم، آشپز برای
‫آماده کردنش خیلی به زحمت افتاده.

125
00:07:55,812 --> 00:07:57,913
‫تا کی قصد داری ما رو اینجا نگه داری؟

126
00:07:57,937 --> 00:08:01,187
‫تا وقتی که بهم بگی شوآن
‫رو کجا می‌تونم پیدا کنم.

127
00:08:01,771 --> 00:08:03,247
‫لازمه یادت بیارم شرلوک،

128
00:08:03,271 --> 00:08:06,247
‫که می‌خواستی بذاری منو بکشه؟

129
00:08:06,271 --> 00:08:10,038
‫اگه کسی تو این اتاق باید یه
‫ذره هم که شده ناراحت باشه،

130
00:08:10,062 --> 00:08:11,872
‫فکر کنم اون شخص منم.

131
00:08:11,896 --> 00:08:14,872
‫و با این حال من اینجام و دارم
‫تمام تلاشم رو می‌کنم که منصف باشم.

132
00:08:14,896 --> 00:08:16,038
‫منصف؟

133
00:08:16,062 --> 00:08:17,562
‫دلت می‌خواست بئاتریس رو ببینی.

134
00:08:18,728 --> 00:08:19,896
‫بفرما اینجاست.

135
00:08:21,978 --> 00:08:23,146
‫به قولی که داده بودم،

136
00:08:24,062 --> 00:08:25,437
‫عمل کردم.

137
00:08:28,978 --> 00:08:31,497
‫به محض اینکه شوآن دستم بیفته...

138
00:08:34,646 --> 00:08:35,704
‫...آزادین که برین.

139
00:08:35,728 --> 00:08:39,497
‫و اون... آیا بئاتریس هم آزاده که بره،

140
00:08:39,521 --> 00:08:40,728
‫البته اگه خودش بخواد؟

141
00:08:41,353 --> 00:08:42,603
‫اون که زندانی نیست.

142
00:08:51,561 --> 00:08:55,080
‫پشت مسجد تو خیابون اُردو.

143
00:08:55,104 --> 00:08:56,787
‫شوآن اونجا مونده.

144
00:08:56,811 --> 00:08:59,479
‫خب، اون‌قدرام سخت نبود، مگه نه؟

145
00:09:00,146 --> 00:09:03,021
‫بی. بی، به من گوش کن.

146
00:09:03,562 --> 00:09:07,788
‫- من هیچ‌وقت بهت آسیبی نزدم...
‫- برو شوآن رو پیدا کن. - ...حتی یه بار.

147
00:09:07,812 --> 00:09:10,354
‫نه می‌تونستم، نه دلم می‌خواست
‫این کار رو بکنم، عشقِ من.

148
00:09:11,146 --> 00:09:12,997
‫نگاش کن بی، داره راستشو می‌گه.

149
00:09:13,021 --> 00:09:15,830
‫شرلوک، تو اون موقع بزور شش سالت می‌شد.

150
00:09:15,854 --> 00:09:18,788
‫چطوری می‌شه ازت انتظار داشت که
‫چیزی رو درست و حسابی به یاد بیاری؟

151
00:09:18,812 --> 00:09:22,038
‫کارش همینه. اون‌قدر دروغ می‌گه و دروغ می‌گه

152
00:09:22,062 --> 00:09:24,205
‫تا به همون چیزی که
‫می‌دونی حقیقته هم شک کنی.

153
00:09:24,229 --> 00:09:28,955
‫می‌بینی، تو بعضی موارد، خاطراتمون همون چیزی
‫رو بهمون می‌گن که دلمون می‌خواد باور کنیم.

154
00:09:28,979 --> 00:09:30,288
‫سایلاس.

155
00:09:30,312 --> 00:09:31,705
‫- پسرم. - خفه شو.

156
00:09:31,729 --> 00:09:33,479
‫قشنگ گفتی.

157
00:09:34,646 --> 00:09:36,455
‫دعواهای خانوادگیه، جیمز؟

158
00:09:36,479 --> 00:09:39,205
‫آقای هلمز، خانواده‌ی من می‌تونستن
‫روی همه رو تو دعوا کم کنن.

159
00:09:39,229 --> 00:09:41,436
‫ولی این یه دعوای ساده نیست.

160
00:09:44,436 --> 00:09:45,622
‫این یه تراژدی یونانیه.

161
00:09:45,646 --> 00:09:47,412
‫بی، بی.

162
00:09:47,436 --> 00:09:50,955
‫خواهش می‌کنم بذار بدون
‫حضور پدرت باهات حرف بزنم.

163
00:09:50,979 --> 00:09:53,747
‫وقتی که تحت‌تأثیر اون نیستی.

164
00:09:53,771 --> 00:09:55,896
‫تا اگه خواستی، بتونی بری.

165
00:10:00,229 --> 00:10:01,479
‫آیا این چیزیه که دلت می‌خواد؟

166
00:10:07,562 --> 00:10:08,646
‫بئاتریس؟

167
00:10:12,062 --> 00:10:13,455
‫نمی‌خوام.

168
00:10:13,479 --> 00:10:14,955
‫بفرما، اینم از این.

169
00:10:14,979 --> 00:10:18,747
‫خب، معلومه که جلو تو
‫همچین چیزی نمی‌گه، مگه نه؟

170
00:10:18,771 --> 00:10:21,747
‫بهت قول می‌دم متوجه می‌شی که
‫خودش ذهنیت کاملاً مستقلی داره.

171
00:10:21,771 --> 00:10:23,247
‫تو این کارو می‌کنی! تو این کارو می‌کنی!

172
00:10:23,271 --> 00:10:26,229
‫- آدما رو می‌پیچونی و تحت‌تأثیر...
‫- می‌شه لطفاً دعوا رو تموم کنید؟

173
00:10:33,896 --> 00:10:37,037
‫- چیزی ذهنت رو درگیر کرده؟
‫- می‌تونم چند لحظه... خصوصی صحبت کنم؟

174
00:10:37,061 --> 00:10:41,271
‫خب، هر چیزی که بشه گفت رو
‫می‌شه جلو این خانواده‌ی باشکوه هم گفت.

175
00:10:42,646 --> 00:10:43,646
‫باشه.

176
00:10:45,271 --> 00:10:47,247
‫من با دولت اعلیحضرت تماس داشتم.

177
00:10:47,271 --> 00:10:52,037
‫دارن میان سراغت سایلاس. روزای آخر
‫عمرت رو باید پشت میله‌های زندان بگذرونی.

178
00:10:52,061 --> 00:10:53,622
‫سلاحشون رو پس می‌خوان.

179
00:10:53,646 --> 00:10:56,311
‫- آره، تصور می‌کنم که بخوان.
‫- و حاضرن بابتش پول بدن.

180
00:10:57,811 --> 00:11:03,163
‫با این حال، راهی برای
‫جبران وجود داره، آقای هلمز.

181
00:11:03,187 --> 00:11:06,913
‫ازتون می‌خوایم پدرتون رو متقاعد کنین

182
00:11:06,937 --> 00:11:10,038
‫که سلاح رو منحصراً به دولت بریتانیا بفروشه.

183
00:11:10,062 --> 00:11:11,413
‫پولش رو بدن؟

184
00:11:11,437 --> 00:11:12,812
‫اونم حسابی.

185
00:11:14,271 --> 00:11:18,146
‫- مایکرافت. - حالا چقدر حسابی؟

186
00:11:18,646 --> 00:11:20,646
‫من... فکر کنم بتونی

187
00:11:22,604 --> 00:11:23,646
‫خودت قیمت بدی.

188
00:11:24,729 --> 00:11:26,562
‫فقط یه... شرط داره.

189
00:11:27,396 --> 00:11:28,997
‫اینکه اونا تنها خریدار باشن.

190
00:11:29,021 --> 00:11:33,247
‫و تو قراره مذاکره‌کننده باشی، واسطه‌ی من؟

191
00:11:33,271 --> 00:11:35,912
‫توقع دارین به خانواده‌ی خودم خیانت کنم؟

192
00:11:35,936 --> 00:11:41,122
‫اگه می‌خواین شغلتون رو پس بگیرین قربان،
‫دقیقاً همون چیزیه که ازتون توقع داریم.

193
00:11:41,146 --> 00:11:43,396
‫- آره. - تو یه یهودای به تمام معنایی.

194
00:11:44,229 --> 00:11:46,146
‫مایکرافت، ای حروم‌زاده‌ی زیرک!

195
00:11:46,811 --> 00:11:48,580
‫خدایا، فکر نمی‌کردم همچین جنمی داشته باشی.

196
00:11:48,604 --> 00:11:50,580
‫می‌بینی؟ منم همینو می‌گم.

197
00:11:50,604 --> 00:11:52,436
‫جرأت! جاه‌طلبی!

198
00:11:54,146 --> 00:11:56,205
‫سلاح رو تا یه هفته دیگه
‫می‌خوان، وگرنه معامله بی‌معامله.

199
00:11:56,229 --> 00:11:58,247
‫بی؟ - می‌تونیم انجامش بدیم.

200
00:11:58,271 --> 00:12:00,330
‫خوبه. باید به وزارت خارجه تلگراف بزنم.

201
00:12:00,354 --> 00:12:03,663
‫خب، می‌گم فردا صبح به
‫محض باز شدن تلگراف‌خونه،

202
00:12:03,687 --> 00:12:05,122
‫اسکورتت کنن اونجا.

203
00:12:05,146 --> 00:12:06,271
‫درسته.

204
00:12:07,812 --> 00:12:10,271
‫ممنون، پدر.

205
00:12:11,979 --> 00:12:13,229
‫شنیدی بی؟

206
00:12:13,854 --> 00:12:17,896
‫هنوز یکی از پسرام بهم می‌گه پدر.

207
00:12:18,521 --> 00:12:20,771
‫شاید بالاخره یه راه برگشتی
‫برام وجود داشته باشه.

208
00:12:21,521 --> 00:12:25,205
‫خب، به نظر می‌رسه من
‫و بئاتریس باید یه سر بریم

209
00:12:25,229 --> 00:12:27,021
‫به کارخونه‌ی کوچیکمون...

210
00:12:29,104 --> 00:12:31,229
‫به‌عنوان یه کار خیلی فوری.

211
00:12:32,354 --> 00:12:35,686
‫تا وقتی شوآن پیدا نشه، همین‌جا می‌مونین.

212
00:12:36,604 --> 00:12:38,604
‫بئاتریس، بیا برای سفرمون آماده بشیم.

213
00:12:43,729 --> 00:12:45,186
‫چطور تونستی؟

214
00:12:49,604 --> 00:12:51,646
‫امیدوارم خوشحال باشی، برادرِ عزیز.

215
00:12:53,146 --> 00:12:54,146
‫اصلاً این‌طور نیست.

216
00:13:05,312 --> 00:13:07,562
‫پیداش کنین! بیارینش پیش من.

217
00:13:19,229 --> 00:13:20,830
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردی، نه؟

218
00:13:20,854 --> 00:13:22,562
‫خیانت مایکرافت.

219
00:13:23,146 --> 00:13:25,538
‫شاید بیشتر از اونی که
‫فکر می‌کردم به تو رفته.

220
00:13:28,104 --> 00:13:29,104
‫شاید.

221
00:13:29,979 --> 00:13:32,912
‫ثابت کردی که واقعاً باهوشی، پسرِ من.

222
00:13:32,936 --> 00:13:35,686
‫ذهن‌هایی مثل تو دنیا رو تغییر می‌دن.

223
00:13:36,936 --> 00:13:39,412
‫تو همونی هستی که واقعاً
‫دلم می‌خواد باهام همراه بشی.

224
00:13:42,936 --> 00:13:45,122
‫واقعاً متوهمی.

225
00:13:45,146 --> 00:13:49,830
‫حالا گوش کن. چیزی که تو اون تونلِ
‫پاریس دیدی، ماهیت جنگ رو تغییر می‌ده.

226
00:13:49,854 --> 00:13:51,997
‫دیگه نیازی نیست کسی نیرو بفرسته میدون جنگ.

227
00:13:52,021 --> 00:13:54,830
‫بدون شلیک حتی یه گلوله،
‫دشمن رو از پا درمیاره.

228
00:13:54,854 --> 00:13:57,497
‫حالا لابد می‌خوای بهم بگی
‫که جون آدما رو نجات می‌ده.

229
00:13:57,521 --> 00:14:01,205
‫یه بار نشون دادن، همین کافیه. دیگه
‫هیچ‌کس جرأت نمی‌کنه دست به سلاح ببره.

230
00:14:01,229 --> 00:14:04,646
‫و مردم تو رو به عنوان پادشاه
‫سایلاسِ صلح‌طلب می‌ستایند.

231
00:14:05,312 --> 00:14:06,771
‫چرا که نه؟

232
00:14:08,521 --> 00:14:11,413
‫تو به دنیا نگاه می‌کنی و
‫جز خودت چیزی نمی‌بینی.

233
00:14:11,437 --> 00:14:13,271
‫بزرگ شو، پسر.

234
00:14:14,729 --> 00:14:19,312
‫دنیایی که توش زندگی می‌کنیم، خشت به خشت،

235
00:14:20,687 --> 00:14:22,396
‫رو غم و غصه‌ی انسان‌ها بنا شده.

236
00:14:26,187 --> 00:14:28,646
‫و قانون بقای اصلح حاکمه.

237
00:14:30,937 --> 00:14:35,354
‫ولی می‌دونی رادیکال‌ترین
‫و اصیل‌ترین تفکر چیه؟

238
00:14:38,521 --> 00:14:41,729
‫ما بالاتر از طبیعت نیستیم.

239
00:14:43,811 --> 00:14:47,705
‫بعضیامون زنبورای کارگرِ متواضعیم.

240
00:14:47,729 --> 00:14:50,396
‫بقیه رهبریِ رقص رو به عهده دارن.

241
00:14:52,396 --> 00:14:57,604
‫من و تو ذاتا رهبر به دنیا اومدیم.

242
00:14:59,186 --> 00:15:04,955
‫چه بخوای چه نخوای، شرلوک، تو از خونِ منی.

243
00:15:04,979 --> 00:15:07,413
‫حالا این فرصتِ توئه، قاپش بزن.

244
00:15:07,437 --> 00:15:11,497
‫دستِ راستِ من باش. جانشینِ
‫من باش. وارثِ من باش.

245
00:15:11,521 --> 00:15:13,521
‫مگه برای همین بئاتریس
‫رو پیش خودت نگه نداشتی؟

246
00:15:14,021 --> 00:15:16,497
‫نه، بئاتریس به نوبه‌ی خودش فوق‌العاده‌ست،

247
00:15:16,521 --> 00:15:20,354
‫ولی تو کلاً یه چیز دیگه‌ای.

248
00:15:34,479 --> 00:15:35,997
‫به بئاتریس می‌گی که بهش دروغ گفتی،

249
00:15:36,021 --> 00:15:40,372
‫می‌ذاری با مادرم بره، و
‫منم به پیشنهادت فکر می‌کنم.

250
00:15:40,396 --> 00:15:43,247
‫- خودت شنیدی، اون دلش نمی‌خواد.
‫- نه، معلومه که دلش نمی‌خواد.

251
00:15:43,271 --> 00:15:46,646
‫ولی اگه کسی بتونه متقاعدش
‫کنه... باهاش حرف بزن، سایلاس.

252
00:15:48,104 --> 00:15:49,436
‫اگه بتونی راضیش کنی که بره،

253
00:15:50,061 --> 00:15:51,311
‫من می‌مونم.

254
00:15:51,896 --> 00:15:53,830
‫باهاش حرف می‌زنم.

255
00:15:57,979 --> 00:15:59,021
‫ببخشید.

256
00:16:05,104 --> 00:16:07,396
‫شوآن آدرسی که داده بود، نبود.

257
00:16:18,437 --> 00:16:19,854
‫بله؟

258
00:16:22,479 --> 00:16:23,687
‫مزاحم شدم؟

259
00:16:24,562 --> 00:16:25,562
‫اصلاً.

260
00:16:36,271 --> 00:16:38,604
‫این کتاب سرگرم‌کننده
‫رو تو قفسه‌ها پیدا کردم.

261
00:16:39,104 --> 00:16:40,705
‫ماکیاولی.

262
00:16:40,729 --> 00:16:43,354
‫از اونجایی که عشق و ترس به سختی
‫می‌تونن کنار هم وجود داشته باشن،

263
00:16:44,021 --> 00:16:45,872
‫اگه مجبور بشیم بینشون یکی رو انتخاب کنیم...

264
00:16:45,896 --> 00:16:49,037
‫خیلی امن‌تره که ازت بترسن
‫تا اینکه دوستت داشته باشن.

265
00:16:53,771 --> 00:16:55,729
‫تحسینش می‌کنی، نه؟

266
00:16:57,354 --> 00:16:58,497
‫پدرم رو.

267
00:16:59,604 --> 00:17:00,896
‫تو وجودت می‌بینمش.

268
00:17:01,479 --> 00:17:03,312
‫آدمای شبیه به هم، همدیگه رو می‌شناسن.

269
00:17:05,521 --> 00:17:07,061
‫فقط دارم به سبک زندگیش نگاه می‌کنم.

270
00:17:09,104 --> 00:17:10,604
‫منظورم اینه که واقعاً.

271
00:17:13,396 --> 00:17:16,229
‫باید گستردگی جاه‌طلبیِ این مرد رو تحسین کنی.

272
00:17:19,021 --> 00:17:22,104
‫و اگه بیوسفالوس هاجِ پیر
‫و بیچاره تا الان نمرده بود،

273
00:17:23,686 --> 00:17:26,021
‫خب، فکر کنم از حسادت دق می‌کرد.

274
00:17:28,937 --> 00:17:30,604
‫اخلاقیات اذیتت نمی‌کنه.

275
00:17:32,479 --> 00:17:33,955
‫مثل شرلوک نیستی.

276
00:17:33,979 --> 00:17:35,521
‫اخلاقیات فقط سرعتت رو کم می‌کنه.

277
00:17:37,229 --> 00:17:38,729
‫ولی اینو خودت از قبل می‌دونی.

278
00:17:40,271 --> 00:17:41,705
‫تو آکسفورد،

279
00:17:41,729 --> 00:17:46,646
‫جلو برادرات وایسادی و
‫حتی یه ذره هم خودتو لو ندادی.

280
00:17:47,229 --> 00:17:49,288
‫حتی یه نشونه‌ی کوچیک از اینکه
‫می‌شناسیشون هم بروز ندادی.

281
00:17:49,312 --> 00:17:51,687
‫این فقط یه محاسبه‌ی بر اساسِ منافعِ شخصیه.

282
00:17:54,521 --> 00:17:56,437
‫رو اعصابت نمی‌ره؟

283
00:17:57,104 --> 00:17:58,104
‫چی؟

284
00:17:59,104 --> 00:18:00,729
‫اینکه زیر سایه‌ی شرلوک باشی.

285
00:18:02,812 --> 00:18:04,872
‫مگه اون آدمِ خاصه نیست؟

286
00:18:04,896 --> 00:18:09,854
‫و تو، موریارتی، نوچه‌ش؟

287
00:18:14,646 --> 00:18:16,288
‫من نوچه‌ش نیستم.

288
00:18:41,771 --> 00:18:44,479
‫وقتی از کارخونه برگشتیم... هی، هی، هی.

289
00:18:45,229 --> 00:18:46,646
‫...می‌خوام شرلوک گورشو گم کنه.

290
00:18:48,396 --> 00:18:51,437
‫معلومه که می‌خوای. دلت
‫می‌خواد همه‌کاره‌ی اینجا باشی.

291
00:18:52,271 --> 00:18:54,521
‫هر چیزی یه وقتی داره.

292
00:18:58,271 --> 00:19:00,479
‫خانواده، امیدوارم خوب خوابیده باشین.

293
00:19:01,729 --> 00:19:05,288
‫شوآن اونجایی که گفتی
‫پیداش می‌کنم نبود، شرلی.

294
00:19:05,312 --> 00:19:08,038
‫حیف شد. - ...ناامیدکننده بود.

295
00:19:08,062 --> 00:19:09,247
‫زیر تخت رو گشتی؟

296
00:19:09,271 --> 00:19:13,872
‫نه، پس مجبوری همین‌جا بمونی
‫تا بریم زیر تخت رو بگردیم.

297
00:19:13,896 --> 00:19:15,146
‫مایکرافت،

298
00:19:16,979 --> 00:19:20,872
‫به دولت اعلیحضرت اطمینان
‫بده که سلاح‌هاشون رو تا...

299
00:19:20,896 --> 00:19:23,247
‫تا آخر هفته تحویل می‌گیرن.

300
00:19:23,271 --> 00:19:24,312
‫حتماً.

301
00:19:25,562 --> 00:19:26,812
‫متأسفم، شرلوک.

302
00:19:28,062 --> 00:19:29,288
‫مادر.

303
00:19:29,312 --> 00:19:30,413
‫پس عجله کن.

304
00:19:30,437 --> 00:19:33,396
‫تا تلگراف‌خونه اسکورش کن و سریع برش گردون.

305
00:19:34,187 --> 00:19:36,038
‫پادوی کوچولوی من.

306
00:19:36,062 --> 00:19:37,455
‫با بئاتریس حرف زدی؟

307
00:19:37,479 --> 00:19:39,479
‫تا وقتی شوآن رو پیدا نکنن، نه.

308
00:19:41,479 --> 00:19:42,937
‫باشه. ما باید بریم.

309
00:19:53,896 --> 00:19:55,372
‫دلیلی نداره بی‌ادب باشی.

310
00:19:55,396 --> 00:19:57,747
‫دقیقاً، بچه‌جون. دقیقاً.

311
00:19:57,771 --> 00:19:59,288
‫عزیزم، دیدی؟

312
00:19:59,312 --> 00:20:03,062
‫بی هنوز همون‌جاست. فقط
‫باید از سایلاس دورش کنیم.

313
00:20:03,646 --> 00:20:05,562
‫فکر کنم سر عقل بیاد، خانم هلمز.

314
00:20:06,271 --> 00:20:07,604
‫بازی طولانیه.

315
00:20:17,937 --> 00:20:18,937
‫ممنون.

316
00:20:20,312 --> 00:20:22,705
‫باید یه تلگراف برای لندن بفرستم. فوریه.

317
00:20:25,271 --> 00:20:26,687
‫تو.

318
00:20:27,521 --> 00:20:28,521
‫ممنون.

319
00:20:31,687 --> 00:20:34,062
‫لعنتی. میشه اینو برام تیز کنی؟

320
00:20:34,771 --> 00:20:35,771
‫ممنون.

321
00:20:45,021 --> 00:20:47,312
‫برگرد. درو باز کن.

322
00:20:49,312 --> 00:20:50,521
‫بپر تو.

323
00:20:51,104 --> 00:20:52,146
‫آفرین پسر خوب.

324
00:20:55,187 --> 00:20:56,562
‫ببخشید بابت مداد.

325
00:21:09,021 --> 00:21:10,021
‫بیا.

326
00:21:12,812 --> 00:21:13,812
‫پرنسس.

327
00:21:14,646 --> 00:21:16,622
‫خودت که می‌دونی من پرنسس نیستم.

328
00:21:16,646 --> 00:21:17,979
‫متاسفانه از روی عادته.

329
00:21:18,937 --> 00:21:20,271
‫به کمکت نیاز دارم.

330
00:21:22,021 --> 00:21:25,580
‫دارم به برنامه‌شون نگاه می‌کنم،
‫ولی نمی‌تونم یه نقطه ضعف پیدا کنم.

331
00:21:25,604 --> 00:21:26,747
‫می‌تونیم بهشون غلبه کنیم.

332
00:21:26,771 --> 00:21:29,288
‫خب، اونا مسلحن و تعدادشونم بیشتره.

333
00:21:29,312 --> 00:21:32,788
‫خب، اینو به اسپارتان‌ها بگو،
‫شرلوک. فقط باید یه نقشه بکشیم.

334
00:21:32,812 --> 00:21:34,021
‫صبر کن.

335
00:21:34,646 --> 00:21:36,622
‫- اون...
‫- مایکرافته.

336
00:21:36,646 --> 00:21:38,330
‫داره چیکار می‌کنه؟

337
00:21:38,354 --> 00:21:40,396
‫خب، انگار داره برات دست تکون میده.

338
00:21:40,937 --> 00:21:43,163
‫و اگه فکر می‌کنه می‌تونه دوباره
‫خودش رو تو دل من جا کنه،

339
00:21:43,187 --> 00:21:44,747
‫کور خونده.

340
00:21:44,771 --> 00:21:45,854
‫نه مادر، نگاه کن.

341
00:21:47,187 --> 00:21:48,687
‫اون به ما خیانت نکرد.

342
00:21:50,979 --> 00:21:52,812
‫بله، سلام؟ ببخشید.

343
00:21:53,521 --> 00:21:55,663
‫من از طرف پدرم یه ماموریت فوری داشتم.

344
00:21:55,687 --> 00:21:57,580
‫اگه همین الان این دروازه‌ها رو باز نکنید،

345
00:21:57,604 --> 00:22:00,104
‫تا آخر امروز سر همه‌تونو می‌ذاره تو سینی.

346
00:22:01,646 --> 00:22:04,062
‫و ما داریم برمی‌گردیم طبقه بالا.

347
00:22:10,187 --> 00:22:11,521
‫نه؟

348
00:22:14,271 --> 00:22:16,021
‫اینو باش.

349
00:22:17,437 --> 00:22:18,812
‫کلیدها رو بده، لطفا.

350
00:22:19,771 --> 00:22:21,312
‫فکر کنم بهتره من اینو بردارم.

351
00:22:22,604 --> 00:22:24,104
‫ببخشید.

352
00:22:28,521 --> 00:22:29,663
‫کارت عالی بود، برادر عزیزم.

353
00:22:29,687 --> 00:22:31,163
‫ممنون، برادر عزیزم.

354
00:22:31,187 --> 00:22:32,705
‫خب، همه چی خیلی راحت پیش رفت.

355
00:22:32,729 --> 00:22:34,080
‫آره، همینطوره.

356
00:22:36,771 --> 00:22:37,771
‫بشین.

357
00:22:38,312 --> 00:22:39,312
‫مادر.

358
00:22:51,021 --> 00:22:52,312
‫خدا حفظت کنه.

359
00:22:57,729 --> 00:22:58,955
‫ممنون که اومدی.

360
00:22:58,979 --> 00:23:00,104
‫می‌خواستم دوباره ببینمت.

361
00:23:02,354 --> 00:23:04,229
‫هم اون و هم اینکه باباتو بکشم.

362
00:23:41,146 --> 00:23:42,646
‫آتش‌بس!

363
00:23:44,312 --> 00:23:46,205
‫- بیا.
‫- مادر، حالت خوبه؟

364
00:23:46,229 --> 00:23:48,521
‫یه کم ترسیدم ولی خوبم!

365
00:23:50,104 --> 00:23:51,955
‫یا مسیح، احساس زنده بودن می‌کنم.

366
00:23:51,979 --> 00:23:53,538
‫متاسفم که بهت شک کردم.

367
00:23:53,562 --> 00:23:56,705
‫نگران نباش مادر. با توجه به
‫شرایط، منم به خودم شک می‌کردم.

368
00:23:56,729 --> 00:23:57,955
‫خیلی خوب بازی کردی.

369
00:23:57,979 --> 00:23:58,979
‫تو هم همینطور.

370
00:23:59,729 --> 00:24:00,771
‫پدرت کجاست؟

371
00:24:02,937 --> 00:24:04,229
‫تو کارخونه‌شه.

372
00:24:04,854 --> 00:24:05,913
‫کجا؟

373
00:24:05,937 --> 00:24:07,312
‫هنوز نمی‌دونیم.

374
00:24:07,812 --> 00:24:08,872
‫هنوز.

375
00:24:08,896 --> 00:24:12,163
‫هیچ نشانه‌ای پیدا نکردیم که
‫این کارخونه کجا می‌تونه باشه؟

376
00:24:12,187 --> 00:24:14,038
‫نه، حتی یه ذره.

377
00:24:14,062 --> 00:24:16,646
‫باید یه چیزی باشه، یه سرنخی.

378
00:24:17,229 --> 00:24:20,663
‫نظرت راجع به... این چیه؟
‫به نظر من شبیه یه نقشه ساحلیه.

379
00:24:20,687 --> 00:24:23,913
‫به درد نمی‌خوره. حتی شمال
‫رو هم روش مشخص نکرده.

380
00:24:23,937 --> 00:24:24,937
‫درسته.

381
00:24:29,396 --> 00:24:30,396
‫کف اتاق.

382
00:24:31,021 --> 00:24:32,288
‫چشه مگه؟

383
00:24:32,312 --> 00:24:33,913
‫کاشی‌ها ساییده شدن.

384
00:24:33,937 --> 00:24:35,497
‫به خاطر رفت و آمد زیاد.

385
00:24:35,521 --> 00:24:36,997
‫زیر دیوار.

386
00:24:37,021 --> 00:24:39,830
‫و چرا باید کاشی‌های کف
‫کنار دیوار ساییده شده باشن؟

387
00:24:39,854 --> 00:24:40,937
‫نباید بشن.

388
00:24:42,021 --> 00:24:43,229
‫مگه اینکه...

389
00:24:51,604 --> 00:24:53,146
‫فقط یه حدس بود.

390
00:24:55,000 --> 00:25:02,000


391
00:25:04,104 --> 00:25:06,479
‫من عاشق یه راهرو مخفیم.

392
00:25:07,312 --> 00:25:08,396
‫بسیار خب.

393
00:25:10,979 --> 00:25:12,937
‫شبیه یه انبار پارچه قدیمیه.

394
00:25:14,146 --> 00:25:15,896
‫چرا باید بخواد اینو مخفی نگه داره؟

395
00:25:17,812 --> 00:25:19,646
‫خدای من.

396
00:25:21,354 --> 00:25:24,788
‫عزیزم، این همون عروسکیه
‫که بئاتریس وقتی بچه بود داشت.

397
00:25:24,812 --> 00:25:26,312
‫یادت میاد؟

398
00:25:30,229 --> 00:25:31,354
‫تریاکه.

399
00:25:31,937 --> 00:25:34,663
‫اون یه شبکه تجاری با پارچه راه انداخته...

400
00:25:34,687 --> 00:25:37,830
‫- و بعد ازشون برای قاچاق استفاده می‌کنه.
‫- و الان از همون مسیره

401
00:25:37,854 --> 00:25:39,455
‫برای قاچاق عامل عصبی استفاده می‌کنه.

402
00:25:39,479 --> 00:25:43,437
‫- اینو ببین. پروفسور تامپسون...
‫- اینجا توی ایکس... -...مالک،

403
00:25:44,521 --> 00:25:45,646
‫رابرتز،

404
00:25:46,771 --> 00:25:48,080
‫و انرایت.

405
00:25:48,104 --> 00:25:50,663
‫به نظر می‌رسه از کارش روی
‫امواج صوتی برای پیش‌بینی اینکه

406
00:25:50,687 --> 00:25:53,788
‫عامل عصبی در برابر تغییرات شرایط آب
‫و هوایی چه واکنشی نشون میده استفاده شده.

407
00:25:53,812 --> 00:25:56,687
‫مسیرها. اینا معادلات مسیرن.

408
00:25:57,271 --> 00:25:58,271
‫موشک.

409
00:25:59,562 --> 00:26:03,413
‫دارن موشک می‌سازن.
‫موشک‌هایی برای حمل عامل عصبی.

410
00:26:03,437 --> 00:26:05,979
‫موشک‌هایی که از آسمون مرگ ببارن.

411
00:26:07,396 --> 00:26:09,104
‫پروفسور مالک.

412
00:26:12,146 --> 00:26:13,146
‫"ثاناتایت."

413
00:26:13,729 --> 00:26:15,562
‫ماده معدنی زیر زمین‌های مردم من.

414
00:26:16,187 --> 00:26:17,187
‫درسته.

415
00:26:18,521 --> 00:26:19,521
‫و این؟

416
00:26:20,312 --> 00:26:23,205
‫این معادله‌اش برای تبدیل
‫اون به مرگ خزنده‌اس.

417
00:26:23,229 --> 00:26:25,747
‫جیمز، یادته وقتی همدیگه رو دیدیم؟

418
00:26:25,771 --> 00:26:26,830
‫آره.

419
00:26:26,854 --> 00:26:29,979
‫ما اعداد جدیدی می‌سازیم،
‫ولی اعداد، اونا واقعی نیستن.

420
00:26:30,562 --> 00:26:31,913
‫اونا موهومین.

421
00:26:31,937 --> 00:26:35,122
‫اعداد موهومی ساخته شدن تا
‫معادلات غیرقابل حل رو حل کنن.

422
00:26:35,146 --> 00:26:36,955
‫دو تا جواب، متضاد یا مکمل.

423
00:26:36,979 --> 00:26:38,955
‫همیشه یه جواب دیگه برای هر معادله‌ای هست.

424
00:26:38,979 --> 00:26:40,604
‫- مثبت که منعکس‌کننده‌ی...
‫- ...منفی باشه.

425
00:26:41,187 --> 00:26:43,913
‫- اگه معادله‌ی مثبت رو داشته باشیم...
‫- ...اونوقت می‌تونیم معادله‌ی منفی رو به دست بیاریم.

426
00:26:43,937 --> 00:26:47,205
‫و به این ترتیب یه ترکیبی بسازیم
‫تا تهدید مرگ خزنده رو خنثی کنیم.

427
00:26:47,229 --> 00:26:50,122
‫از نظر تئوری، می‌تونیم سایلاس رو شکست بدیم.

428
00:26:50,146 --> 00:26:52,062
‫از نظر تئوری، آره.

429
00:26:53,646 --> 00:26:55,104
‫چی شده؟ مشکلی داریم؟

430
00:26:56,354 --> 00:26:57,812
‫این معادله تموم نشده.

431
00:26:58,687 --> 00:27:00,812
‫شرلوک، بیا یه نگاهی به این بنداز.

432
00:27:01,896 --> 00:27:03,247
‫ببین.

433
00:27:03,271 --> 00:27:07,122
‫همه‌ی این خطوط به مرکز یه دایره ختم میشن.

434
00:27:07,146 --> 00:27:08,330
‫می‌تونه شعاع انفجار باشه؟

435
00:27:08,354 --> 00:27:09,872
‫پخش عامل عصبی.

436
00:27:09,896 --> 00:27:13,479
‫همه‌شون از یه مکان واحد نشأت می‌گیرن.

437
00:27:14,437 --> 00:27:15,663
‫"افشین."

438
00:27:15,687 --> 00:27:16,747
‫شاید کارخونه‌اش اونجاست؟

439
00:27:16,771 --> 00:27:17,771
‫می‌تونی ما رو برسونی اونجا؟

440
00:27:19,354 --> 00:27:21,580
‫آره. حدود یه روز راهه.

441
00:27:21,604 --> 00:27:23,330
‫خب پس. بریم بئاتریس رو پیدا کنیم.

442
00:27:23,354 --> 00:27:27,413
‫من یه مسیری رو می‌شناسم.
‫ما رو از تو کوه‌ها می‌بره.

443
00:27:33,021 --> 00:27:34,705
‫باید یه چیزی بهم بگی.

444
00:27:34,729 --> 00:27:35,788
‫چی؟

445
00:27:35,812 --> 00:27:38,830
‫اون می‌دونست، مگه نه؟ خانم تیلکوت.

446
00:27:38,854 --> 00:27:40,955
‫دقیقا می‌دونست من از کجا اومدم.

447
00:27:40,979 --> 00:27:42,979
‫چرا الان اینو می‌پرسی؟

448
00:27:43,771 --> 00:27:45,021
‫چون دلم می‌خواد الان بدونم.

449
00:27:45,896 --> 00:27:49,830
‫می‌خواستم یه آشنایی باشه که
‫بتونه خوب ازت مراقبت کنه.

450
00:27:49,854 --> 00:27:52,104
‫اینطوری منو پیدا کردی.

451
00:27:52,771 --> 00:27:54,622
‫چرا همون موقع منو نفرستادی اونجا؟

452
00:27:54,646 --> 00:27:57,729
‫به خاطر مادرته، نه؟ برای
‫همینه که این همه سوال می‌پرسی.

453
00:27:58,437 --> 00:27:59,812
‫رفته تو جلدت.

454
00:28:00,396 --> 00:28:02,788
‫اون با آدما همین کارو
‫می‌کنه. من باید بدونم.

455
00:28:02,812 --> 00:28:05,396
‫دروغ میگه. بازی میده.

456
00:28:06,229 --> 00:28:07,687
‫من بهت در موردش هشدار دادم.

457
00:28:09,479 --> 00:28:12,080
‫بعیده به خودت مطمئن نباشی.

458
00:28:12,104 --> 00:28:13,812
‫من به خودم نامطمئن نیستم.

459
00:28:14,854 --> 00:28:16,021
‫به تو نامطمئنم.

460
00:28:17,604 --> 00:28:18,771
‫آخه منظورت چیه؟

461
00:28:20,562 --> 00:28:23,229
‫آیا واقعاً برام یه تهدید بود؟ مادرم؟

462
00:28:23,771 --> 00:28:25,771
‫واقعاً برای همین منو بردی؟

463
00:28:29,396 --> 00:28:32,854
‫می‌خوای به شرلوک بگی که دیشب
‫بهترین دوستش رو سرگرم کردی؟

464
00:28:34,521 --> 00:28:35,937
‫معلومه که نمی‌گی. چرا؟

465
00:28:37,062 --> 00:28:42,729
‫چون ما بر اساس خواسته‌هامون عمل می‌کنیم،
‫بئاتریس. ما از روی منافع شخصیمون عمل می‌کنیم.

466
00:28:43,562 --> 00:28:45,729
‫مطمئنا تو بیشتر از هرکسی اینو می‌فهمی.

467
00:28:47,562 --> 00:28:49,271
‫می‌شنوم چطوری با شرلوک حرف می‌زنی.

468
00:28:49,771 --> 00:28:53,979
‫بهش چیزی رو می‌گم که نیاز
‫داره بشنوه تا طرف من بمونه.

469
00:28:55,104 --> 00:28:56,479
‫مگه همین کارو با من نمی‌کنی؟

470
00:28:59,021 --> 00:29:00,729
‫حسادت در شأن تو نیست، بئاتریس.

471
00:29:01,604 --> 00:29:04,146
‫گذشته از این، ما سه تا با هم...

472
00:29:05,437 --> 00:29:06,955
‫واقعا اونقدرام بد می‌شد؟

473
00:29:16,979 --> 00:29:18,729
‫امشب همینجا چادر می‌زنیم.

474
00:29:21,187 --> 00:29:23,622
‫حالا فرض کنیم خواهرتو پس بگیریم،

475
00:29:23,646 --> 00:29:25,663
‫باهات بیاد خونه، همه چی گل و بلبل بشه،

476
00:29:25,687 --> 00:29:27,312
‫کسی هم سعی نکنه اون یکی رو بکشه...

477
00:29:28,229 --> 00:29:29,413
‫برنامه بعدیت چیه، شرلوک؟

478
00:29:29,437 --> 00:29:31,479
‫هنوز اونقدرام به آینده فکر نکردم.

479
00:29:32,104 --> 00:29:33,271
‫راستش نمی‌دونم.

480
00:29:34,187 --> 00:29:35,187
‫تو چی؟

481
00:29:36,354 --> 00:29:37,714
‫من فرض رو بر این
‫می‌ذارم که با تو بیام خونه.

482
00:29:40,521 --> 00:29:43,413
‫داشتم فکر می‌کردم که
‫دولت بریتانیا پول قلمبه‌ای میده

483
00:29:43,437 --> 00:29:44,663
‫بابت این سلاح پدرت.

484
00:29:44,687 --> 00:29:48,538
‫من تو هیچ کاری که حتی یه پنی هم
‫تو جیب پدرم بکنه شریک نمیشم، جیمز.

485
00:29:48,562 --> 00:29:50,913
‫نه اون، شرلوک. ما.

486
00:29:50,937 --> 00:29:52,038
‫ما؟

487
00:29:52,062 --> 00:29:53,372
‫آره.

488
00:29:53,396 --> 00:29:55,437
‫چی میشه اگه نابودش نکنیم،

489
00:29:56,271 --> 00:29:58,271
‫ولی اونو به دولت اعلیحضرت بفروشیم.

490
00:30:00,937 --> 00:30:02,021
‫فکر کن.

491
00:30:03,062 --> 00:30:06,080
‫این یعنی آزادی برای ما، شرلوک.
‫می‌تونیم هر کاری دلمون خواست بکنیم.

492
00:30:06,104 --> 00:30:09,872
‫مجسمه‌های خیلی بزرگی ازمون
‫می‌سازن. هیچکس نمی‌تونه جلومون بایسته.

493
00:30:14,854 --> 00:30:17,455
‫بی‌خیال. بی‌خیال. فقط دارم شوخی می‌کنم.

494
00:30:59,146 --> 00:31:02,497
‫اسعد، ممکنه به این رسیدگی کنی، لطفا؟

495
00:31:02,521 --> 00:31:03,913
‫بله.

496
00:31:03,937 --> 00:31:05,604
‫بسیار خب، بیاین اینو
‫بسته‌بندی کنیم. بفرستیمش بره.

497
00:31:08,562 --> 00:31:10,854
‫ما که قرار نیست فقط
‫به بریتانیا بفروشیم، نه؟

498
00:31:11,687 --> 00:31:13,163
‫تو چی فکر می‌کنی؟

499
00:31:13,187 --> 00:31:15,830
‫به محض اینکه معامله با
‫دولت بریتانیا جوش بخوره،

500
00:31:15,854 --> 00:31:17,854
‫اونوقت به فرانسوی‌ها،

501
00:31:18,979 --> 00:31:22,271
‫پروسی‌ها، روس‌ها، چینی‌ها، و هر
‫کس دیگه‌ای که بخواد می‌فروشیمش.

502
00:31:23,479 --> 00:31:25,163
‫چرا فقط به دولت‌ها؟

503
00:31:25,187 --> 00:31:26,247
‫ادامه بده.

504
00:31:26,271 --> 00:31:28,622
‫چرا به افراد شخصی، به شرکت‌ها نفروشیم؟

505
00:31:28,646 --> 00:31:30,038
‫بازار ته نداره.

506
00:31:30,062 --> 00:31:33,312
‫جاه‌طلبی تو همیشه از من بیشتر بوده.

507
00:31:34,354 --> 00:31:35,788
‫بئاتریسِ فوق‌العاده‌ی من.

508
00:31:39,604 --> 00:31:41,021
‫بئاتریسِ فوق‌العاده‌ی من.

509
00:31:43,354 --> 00:31:44,771
‫کاملا فوق‌العاده.

510
00:31:46,354 --> 00:31:48,104
‫- موضوع چیه؟
‫- رفتنِ تو به آکسفورد.

511
00:31:48,979 --> 00:31:54,372
‫خب، احتمال زیادی هست که
‫مایکرافت، یا شاید حتی شرلوک رو ببینی.

512
00:31:54,396 --> 00:31:56,705
‫تصور می‌کنم این برات سخت باشه.

513
00:31:56,729 --> 00:31:59,187
‫البته اگه بخوای بهشون بگی،
‫به خودت بستگی داره، اما...

514
00:32:01,187 --> 00:32:05,413
‫اگه فاش کنی که خواهرشونی، اون‌وقت...

515
00:32:05,437 --> 00:32:07,979
‫...هر چی که با هم براش تلاش کردیم...

516
00:32:10,396 --> 00:32:12,312
‫همه‌ی اونا به خطر میفتن.

517
00:32:14,479 --> 00:32:16,979
‫من هرگز به شما خیانت نمی‌کنم، پدر.

518
00:32:18,187 --> 00:32:19,187
‫هرگز.

519
00:32:22,937 --> 00:32:24,896
‫- پروفسور مالک.
‫- آقای هلمز.

520
00:32:44,979 --> 00:32:45,979
‫افشین.

521
00:32:48,604 --> 00:32:49,979
‫و اینم از این.

522
00:32:50,646 --> 00:32:52,372
‫بریم یه نگاهی بندازیم؟

523
00:32:52,396 --> 00:32:55,497
‫همه اینا خیلی هم خوب،
‫جیمز، ولی چطوری بریم تو؟

524
00:32:55,521 --> 00:32:58,229
‫پیشنهادات تو کلاه، لطفا.

525
00:33:00,437 --> 00:33:01,437
‫صبر کن.

526
00:33:12,521 --> 00:33:13,913
‫نقشه‌ی تو دفتر کار سایلاس.

527
00:33:13,937 --> 00:33:15,830
‫خطوط این کوه‌ها. با هم جور در میان.

528
00:33:15,854 --> 00:33:18,830
‫فکر کردم گفتی اون نقشه به درد نمی‌خوره.
‫حتی شمال هم روش مشخص نشده بود.

529
00:33:18,854 --> 00:33:21,247
‫- این یه نقشه نیست.
‫- این یه طرح مقطعیه.

530
00:33:21,271 --> 00:33:23,247
‫اونا جاده نبودن، تونل بودن.

531
00:33:23,271 --> 00:33:25,562
‫و اون تونل‌ها زیر پای ما هستن.

532
00:33:26,896 --> 00:33:28,146
‫یه ورودی دومی هم هست.

533
00:33:51,896 --> 00:33:53,396
‫- تاثیرگذاره.
‫- ممنون.

534
00:33:57,271 --> 00:33:58,271
‫اوناهاش مالک.

535
00:33:59,271 --> 00:34:00,705
‫من میرم دنبالش.

536
00:34:00,729 --> 00:34:02,955
‫- صبر کن، صبر کن.
‫- منم باهاشون میرم.

537
00:34:02,979 --> 00:34:04,163
‫مراقب خودت باش.

538
00:34:31,479 --> 00:34:32,538
‫خواهش می‌کنم.

539
00:34:32,562 --> 00:34:35,163
‫تو روستای من، وقتی یکی به قتل می‌رسه،

540
00:34:35,187 --> 00:34:37,437
‫ما معتقدیم روحشون تو برزخ گیر می‌کنه.

541
00:34:38,229 --> 00:34:40,604
‫- یه ورطه.
‫- من یه دانشمند متواضعم.

542
00:34:41,396 --> 00:34:42,580
‫من دنبال حقیقتم.

543
00:34:42,604 --> 00:34:45,913
‫تا وقتی که انتقام مرگشون
‫گرفته بشه، اونوقت آزاد میشن.

544
00:34:45,937 --> 00:34:47,229
‫نه.

545
00:34:48,646 --> 00:34:53,896
‫و اینطوری من پدر و مادرم رو آزاد می‌کنم.

546
00:35:06,812 --> 00:35:08,271
‫اینجا رو دفن می‌کنیم.

547
00:35:17,687 --> 00:35:19,104
‫سلام، بئاتریس.

548
00:35:23,562 --> 00:35:24,979
‫معلومه که پیدام کردی.

549
00:35:26,146 --> 00:35:28,312
‫به هر حال تو یه هلمزی.

550
00:35:29,354 --> 00:35:31,205
‫همیشه برام سوال بود که
‫آیا تو هم به من می‌کشی یا نه.

551
00:35:31,229 --> 00:35:35,330
‫با توجه به اینکه من ازت بزرگترم،
‫فکر کنم این تویی که به من کشیدی.

552
00:35:35,354 --> 00:35:37,062
‫بئاتریس.

553
00:35:41,021 --> 00:35:44,104
‫فقط گوش کن. به حرفم گوش کن، عزیزم.

554
00:35:45,479 --> 00:35:47,771
‫من... من-من نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

555
00:35:49,062 --> 00:35:51,479
‫تموم اون مدتی که تو تیمارستان حبس بودم،

556
00:35:52,646 --> 00:35:58,330
‫تو همه‌ی اون سال‌ها، تنها چیزی که باعث می‌شد
‫دووم بیارم، خاطراتی بود که با تو داشتم.

557
00:35:58,354 --> 00:36:00,271
‫ی-یادت میاد اون زاغی رو؟

558
00:36:01,854 --> 00:36:04,913
‫همون زاغی ب-با بال شکسته؟

559
00:36:04,937 --> 00:36:07,062
‫همونی که تو جنگل پیداش کردیم.

560
00:36:08,354 --> 00:36:09,979
‫تو می‌خواستی نجاتش بدی.

561
00:36:10,812 --> 00:36:14,312
‫و ما هم گذاشتیمش تو یه
‫جعبه تو سوله گل‌کاری،

562
00:36:14,937 --> 00:36:17,146
‫و هر روز می‌رفتیم پیشش و بهش غذا می‌دادیم.

563
00:36:17,937 --> 00:36:23,604
‫تا اینکه یه روز رفتیم،
‫و...پرواز کرده بود و رفته بود.

564
00:36:25,187 --> 00:36:26,771
‫زنده مونده بود.

565
00:36:27,479 --> 00:36:28,479
‫و الان تو اینجایی...

566
00:36:30,062 --> 00:36:31,163
‫تو زنده موندی.

567
00:36:32,562 --> 00:36:34,122
‫تو زنده موندی.

568
00:36:36,604 --> 00:36:37,604
‫یادم میاد.

569
00:36:38,312 --> 00:36:39,372
‫واقعا؟

570
00:36:39,396 --> 00:36:41,396
‫من اون زاغی رو یادمه. من...

571
00:36:46,562 --> 00:36:48,729
‫خوشگل میشی.

572
00:36:59,312 --> 00:37:00,479
‫حرفت رو باور می‌کنم.

573
00:37:01,854 --> 00:37:03,229
‫حرفت رو باور می‌کنم.

574
00:37:04,146 --> 00:37:05,312
‫عشقِ من.

575
00:37:09,562 --> 00:37:10,687
‫ممنون.

576
00:37:14,104 --> 00:37:16,812
‫با ما میای؟ خواهش می‌کنم عزیزم، با ما میری؟

577
00:37:18,271 --> 00:37:21,497
‫آره، اما اول یه کاری
‫هست که باید انجامش بدم.

578
00:37:21,521 --> 00:37:22,979
‫- راه بیفت.
‫- ما دنبالت میایم.

579
00:37:29,771 --> 00:37:31,062
‫همین کافیه.

580
00:37:32,479 --> 00:37:34,437
‫همین برای پایین آوردن کوه کافیه.

581
00:37:38,729 --> 00:37:40,497
‫جیمز، داری چیکار می‌کنی؟

582
00:37:40,521 --> 00:37:41,729
‫الان میام پیشتون.

583
00:37:54,104 --> 00:37:56,205
‫- پدر.
‫- بله، بئاتریس؟

584
00:37:56,229 --> 00:37:58,771
‫- ببین چی پیدا کردم.
‫- بئاتریس.

585
00:38:00,687 --> 00:38:02,812
‫به نظر می‌رسه یه سری ولگرد پیدا کردی.

586
00:38:04,521 --> 00:38:05,729
‫شرلوک.

587
00:38:07,062 --> 00:38:08,437
‫پیدا کردنِ اینجا.

588
00:38:09,979 --> 00:38:11,229
‫بزرگترین شاهکارت.

589
00:38:15,812 --> 00:38:17,187
‫داری چیکار می‌کنی؟

590
00:38:18,521 --> 00:38:20,913
‫حرفاشو شنیدم، شرلوک. تو باغ.

591
00:38:20,937 --> 00:38:24,663
‫دست راستم باش. جانشینم باش. وارثم باش.

592
00:38:24,687 --> 00:38:26,604
‫به منم همون قول رو داد.

593
00:38:27,312 --> 00:38:28,896
‫بئاتریس، نه.

594
00:38:29,604 --> 00:38:31,396
‫من همه چیزمو بهت دادم.

595
00:38:32,979 --> 00:38:35,455
‫من اینو نمی‌خوام، بئاتریس، باشه؟

596
00:38:35,479 --> 00:38:36,788
‫من نمی‌خوام وارثش باشم.

597
00:38:36,812 --> 00:38:38,062
‫بئاتریس.

598
00:38:45,104 --> 00:38:46,437
‫من هیچ‌وقت بهت خیانت نمی‌کنم.

599
00:38:56,854 --> 00:38:58,104
‫روشنش کن.

600
00:38:59,312 --> 00:39:00,937
‫جیمز، همین الان، حرکت کن!

601
00:39:23,187 --> 00:39:24,354
‫حالتون خوبه؟

602
00:39:25,062 --> 00:39:26,479
‫کجا رفت؟

603
00:39:26,979 --> 00:39:28,396
‫کجاست؟

604
00:39:28,896 --> 00:39:31,080
‫- کجاست؟
‫- ما باید بریم. همین الان.

605
00:39:31,104 --> 00:39:32,663
‫از این طرف.

606
00:40:03,687 --> 00:40:05,812
‫شرلوک!

607
00:40:07,146 --> 00:40:08,146
‫هیا!

608
00:40:12,479 --> 00:40:13,562
‫هیا!

609
00:40:50,354 --> 00:40:52,146
‫واقعا باید بیام و پیدات کنم؟

610
00:40:53,729 --> 00:40:56,396
‫مشکلی نیست. اونم به همون
‫دلیلی اینجاست که تو اینجایی.

611
00:41:09,646 --> 00:41:11,146
‫حرفی هست که بخوای بزنی؟

612
00:41:11,812 --> 00:41:12,872
‫نه.

613
00:41:12,896 --> 00:41:16,937
‫شرلوک، می‌خوای همونجا وایسی و نگاه
‫کنی که یه آدم بی‌دفاع رو با تیر می‌زنن؟

614
00:41:19,604 --> 00:41:21,437
‫تو همچین آدمی هستی؟

615
00:41:24,979 --> 00:41:26,062
‫شرلوک.

616
00:41:29,687 --> 00:41:30,788
‫نه با خونسردی تمام.

617
00:41:30,812 --> 00:41:31,955
‫تو یه قولی دادی.

618
00:41:31,979 --> 00:41:34,830
‫باید جوابگوی جنایاتش باشه،
‫و با عدالت روبه‌رو بشه.

619
00:41:34,854 --> 00:41:37,747
‫این تو نیستی که تصمیم
‫می‌گیری، شرلوک. برو کنار.

620
00:41:37,771 --> 00:41:39,747
‫من تکون نمی‌خورم، بئاتریس.

621
00:41:39,771 --> 00:41:42,247
‫اگه من هیچ عذاب وجدانی
‫بابت شلیک به پدر خودم ندارم،

622
00:41:42,271 --> 00:41:43,979
‫فکر می‌کنی به تو هم شلیک نمی‌کنم؟

623
00:41:49,062 --> 00:41:50,062
‫من تکون نمی‌خورم.

624
00:41:55,604 --> 00:41:59,038
‫داری چیکار می‌کنی؟ نه،
‫نه، نه، تمومش کن! ولم کن!

625
00:41:59,062 --> 00:42:01,937
‫تمومش کن! ولم کن! ولم کن!

626
00:42:05,437 --> 00:42:07,330
‫همیشه می‌دونستم دوسم داری، پسر من.

627
00:42:07,354 --> 00:42:09,062
‫نه، نکن. نکن.

628
00:42:48,021 --> 00:42:49,479
‫همه‌ی اون چیزی که باقی مونده.

629
00:42:52,104 --> 00:42:54,437
‫به نظرت کِی مسیر رو اشتباه رفت؟

630
00:42:54,979 --> 00:42:56,562
‫کِی وارد راه اشتباه شد؟

631
00:42:57,146 --> 00:42:59,854
‫خب، تا جایی که خودش می‌دید، اینکارو نکرد.

632
00:43:00,562 --> 00:43:03,705
‫همه چیز عمدی بود. همه چیز از روی نقشه.

633
00:43:03,729 --> 00:43:07,187
‫اون...پشیمون نبود.

634
00:43:08,521 --> 00:43:09,872
‫با یه قانون دیگه‌ای زندگی می‌کرد.

635
00:43:09,896 --> 00:43:12,455
‫- داری ازش دفاع می‌کنی؟
‫- من ازش دفاع نمی‌کنم، مایکرافت.

636
00:43:12,479 --> 00:43:13,646
‫دارم سعی می‌کنم درکش کنم.

637
00:43:14,271 --> 00:43:15,812
‫سعی می‌کنم درک کنم اون...

638
00:43:16,854 --> 00:43:18,687
‫ذهنِ مجرمش رو.

639
00:43:26,354 --> 00:43:27,413
‫شرلوک؟

640
00:43:27,437 --> 00:43:29,146
‫مثل یه لونه زنبوره.

641
00:43:31,396 --> 00:43:33,146
‫آپیس ملیفرا.

642
00:43:36,604 --> 00:43:37,872
‫زنبور عسل متواضع.

643
00:43:37,896 --> 00:43:39,455
‫خواهش می‌کنم، بس کن.

644
00:43:39,479 --> 00:43:42,122
‫اون می‌خواست من اینو داشته باشم. چرا؟

645
00:43:42,146 --> 00:43:45,229
‫ما فراتر از طبیعت نیستیم.

646
00:43:45,896 --> 00:43:47,812
‫ما فراتر از طبیعت نیستیم.

647
00:43:49,146 --> 00:43:51,396
‫- اون این کلمات رو به من گفت.
‫- شرلوک؟

648
00:43:52,312 --> 00:43:53,580
‫داشت برام یه ردپا می‌ذاشت.

649
00:43:53,604 --> 00:43:56,872
‫کافیه، شرلوک. م-من واقعاً باید اصرار کنم.

650
00:43:56,896 --> 00:43:58,330
‫همه چیز از روی نقشه.

651
00:43:58,354 --> 00:43:59,913
‫هیچ حرفی بی‌جا نبود.

652
00:43:59,937 --> 00:44:00,997
‫بقاءِ اصلح.

653
00:44:01,021 --> 00:44:03,663
‫رادیکال‌ترین و بکرترین فکر بین
‫همه‌شون. ما از طبیعت بالاتر نیستیم.

654
00:44:03,687 --> 00:44:06,646
‫شرلوک! کافیه. حرفات اصلاً معنی نمیده.

655
00:44:08,521 --> 00:44:09,562
‫بکر.

656
00:44:10,771 --> 00:44:11,771
‫داروین.

657
00:44:26,521 --> 00:44:28,021
‫ما از طبیعت بالاتر نیستیم.

658
00:44:31,146 --> 00:44:32,937
‫همه‌چیز از روی حساب و کتاب.

659
00:44:39,562 --> 00:44:40,729
‫بذارش سر جاش.

660
00:44:42,104 --> 00:44:43,538
‫چرا؟

661
00:44:43,562 --> 00:44:44,729
‫لطفاً.

662
00:44:46,729 --> 00:44:47,937
‫کتاب رو ببند، شرلوک.

663
00:44:50,687 --> 00:44:52,271
‫تموم... تموم شد.

664
00:45:13,479 --> 00:45:14,937
‫ممنون، برادر عزیزم.

665
00:45:27,312 --> 00:45:30,080
‫می‌دونی، من هیچ‌وقت علاقه
‫خاصی به خانواده سلطنتی نداشتم.

666
00:45:31,479 --> 00:45:32,479
‫اما...

667
00:45:33,854 --> 00:45:35,021
‫باید اعتراف کنم،

668
00:45:35,812 --> 00:45:37,354
‫تو شاهزاده خانم موردعلاقه منی.

669
00:45:38,312 --> 00:45:39,687
‫ممنون، شرلوک هولمز.

670
00:45:40,896 --> 00:45:45,521
‫واقعاً امیدوارم راهی پیدا کنی که از
‫اون ذهن زیبات به‌خوبی استفاده کنی.

671
00:45:57,937 --> 00:45:59,104
‫یه جفتِ عالی.

672
00:46:06,729 --> 00:46:07,854
‫سلام.

673
00:46:09,312 --> 00:46:10,354
‫سلام.

674
00:46:12,896 --> 00:46:14,955
‫خسته به نظر میای.

675
00:46:14,979 --> 00:46:16,788
‫دیشب زیاد نخوابیدم.

676
00:46:16,812 --> 00:46:17,913
‫تقصیر منه، نه؟

677
00:46:17,937 --> 00:46:19,163
‫شکایتی ندارم.

678
00:46:20,729 --> 00:46:22,729
‫یه چیزی دارم که می‌خوام بهت نشون بدم.

679
00:46:23,396 --> 00:46:24,455
‫کنجکاو شدم.

680
00:46:24,479 --> 00:46:26,229
‫فکر می‌کنم بتونیم با هم خوب کار کنیم.

681
00:46:27,271 --> 00:46:28,479
‫تو و من.

682
00:46:31,646 --> 00:46:32,830
‫کسی تعقیبت می‌کرد؟

683
00:46:32,854 --> 00:46:34,413
‫نه، حواسم جمع بود.

684
00:46:34,437 --> 00:46:35,705
‫باشه. شرلوک اینجاست.

685
00:46:35,729 --> 00:46:37,163
‫برنگرد.

686
00:46:37,187 --> 00:46:38,229
‫از درِ پشتی برو.

687
00:46:39,396 --> 00:46:40,979
‫- امشب می‌بینمت.
‫- آره.

688
00:46:46,937 --> 00:46:48,080
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم.

689
00:46:48,104 --> 00:46:49,354
‫درست فکر می‌کردی.

690
00:46:50,437 --> 00:46:52,247
‫باید از دست خانواده فرار می‌کردم.

691
00:46:52,271 --> 00:46:54,247
‫اونا به گات می‌دن.

692
00:46:54,271 --> 00:46:55,751
‫- مخصوصاً خانواده تو.
‫- مخصوصاً خانواده من.

693
00:46:58,604 --> 00:47:00,955
‫- دو تا ویسکی، لطفاً.
‫- چشم، آقا.

694
00:47:00,979 --> 00:47:03,396
‫از اینکه بورسیه‌ات رو تو
‫آکسفورد از دست دادی پشیمونی؟

695
00:47:04,771 --> 00:47:09,413
‫از آشنایی با تو پشیمونم،
‫این دربان با یه سطل آشغال؟

696
00:47:09,437 --> 00:47:10,562
‫پیشخدمت.

697
00:47:11,354 --> 00:47:13,788
‫هیچ‌وقت به اون جایگاه رفیع یه دربان نرسیدم.

698
00:47:13,812 --> 00:47:16,122
‫- می‌دونی، اگه تو منو از راه به در نمی‌کردی...
‫- من تو رو از راه به در کردم؟

699
00:47:16,146 --> 00:47:17,955
‫...بدون شک شاگرد اول کلاسمون می‌شدم.

700
00:47:17,979 --> 00:47:19,413
‫بدون شک.

701
00:47:19,437 --> 00:47:21,205
‫و بعدش تو دولت یه شغل
‫فوق‌العاده پیدا می‌کردم.

702
00:47:21,229 --> 00:47:22,538
‫من می‌گفتم هیچ‌کس نمی‌تونست جلودارت بشه.

703
00:47:22,562 --> 00:47:24,080
‫احتمالاً آخرش می‌شدم وزیر امور خارجه.

704
00:47:24,104 --> 00:47:26,080
‫سقف آرزوهاتو پایین نیار، جیمز.

705
00:47:26,104 --> 00:47:28,413
‫من می‌گفتم حداقلش نخست‌وزیر می‌شدی.

706
00:47:28,437 --> 00:47:32,288
‫آره، می‌تونستم خیمه‌شب‌باز
‫اصلی باشم و نخ‌ها دست من باشه؟

707
00:47:32,312 --> 00:47:34,396
‫خب، اگه خودت اصرار داری.

708
00:47:35,104 --> 00:47:37,622
‫نه.

709
00:47:37,646 --> 00:47:39,580
‫هیچ پشیمونی‌ای ندارم.

710
00:47:41,729 --> 00:47:42,812
‫در واقع...

711
00:47:44,896 --> 00:47:48,729
‫احساس می‌کنم که باید ازت
‫تشکر کنم، شرلوک هولمز،

712
00:47:49,437 --> 00:47:51,854
‫که منو از یه زندگی به‌شدت
‫کسل‌کننده نجات دادی.

713
00:47:52,562 --> 00:47:56,812
‫خب، در جوابش باید بگم که
‫خواهش می‌کنم، قابلی نداشت.

714
00:48:17,896 --> 00:48:19,146
‫چیه؟

715
00:48:22,396 --> 00:48:25,979
‫می‌دونم که پیش توئه، جیمز.

716
00:48:29,021 --> 00:48:30,604
‫حالا دیگه واسه من مرموز بازی درنیار.

717
00:48:31,104 --> 00:48:33,187
‫بقیه معادله مالیک.

718
00:48:34,062 --> 00:48:35,396
‫می‌دونم که پیش توئه.

719
00:48:42,646 --> 00:48:43,646
‫حق با توئه.

720
00:48:45,479 --> 00:48:47,021
‫معلومه که حق با توئه.

721
00:48:49,312 --> 00:48:52,062
‫آره، می‌دونی که من برش
‫داشتم، و می‌دونی چرا برش داشتم.

722
00:48:53,687 --> 00:48:55,312
‫به خاطر خودمون برش داشتم.

723
00:48:55,812 --> 00:48:58,163
‫اگه اون سلاح یه روزی دوباره
‫از زیر خاکستر سر در بیاره،

724
00:48:58,187 --> 00:49:01,312
‫اون‌وقت ما با هم راهِ شکست دادنش رو داریم.

725
00:49:02,521 --> 00:49:03,729
‫تو و من.

726
00:49:06,812 --> 00:49:08,146
‫چیه؟ حرفمو باور نمی‌کنی؟

727
00:49:09,604 --> 00:49:14,646
‫شرلوک. بعد از این‌همه ماجرایی که با هم
‫پشت سر گذاشتیم، مطمئناً تا الان دیگه...

728
00:49:17,104 --> 00:49:18,437
‫منو می‌شناسی.

729
00:49:46,146 --> 00:49:47,354
‫اون چیه؟

730
00:49:49,104 --> 00:49:50,104
‫هیچی.

731
00:49:53,104 --> 00:49:54,104
‫هیچی؟

732
00:49:58,979 --> 00:50:00,021
‫چیزی نیست.

733
00:50:00,045 --> 00:50:05,045
دارای صحنه پس از تیتراژ

734
00:50:53,437 --> 00:50:54,729
‫لیو مِی‌یی.

735
00:51:04,396 --> 00:51:05,896
‫گرفتیشون؟

736
00:51:06,479 --> 00:51:09,396
‫گرفتمشون، همه‌شون رو گرفتم.

737
00:51:13,146 --> 00:51:14,812
‫تونستی.

738
00:51:23,729 --> 00:51:25,247
‫رسیدی خونه.

739
00:51:25,271 --> 00:51:26,747
‫زنده رسیدی خونه.

740
00:51:27,500 --> 00:51:47,500
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

