﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

3
00:00:49,021 --> 00:00:53,221
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

4
00:01:05,312 --> 00:01:09,271
‫تقصیر تو نیست شرلوک. تقصیر تو نیست.

5
00:01:11,229 --> 00:01:13,521
‫شرلوک.

6
00:01:17,062 --> 00:01:18,312
‫بیا با من بازی کن.

7
00:01:34,854 --> 00:01:36,396
‫پیدام کن، شرلوک.

8
00:01:37,687 --> 00:01:38,771
‫پیدام کن.

9
00:01:44,979 --> 00:01:46,646
‫بئاتریس، صدامو می‌شنوی؟

10
00:01:47,229 --> 00:01:48,580
‫می‌شنوی چی می‌گم؟

11
00:02:03,146 --> 00:02:06,872
‫بئاتریس! نه، نه، نه، نه،
‫نرو... خواهش می‌کنم نرو.

12
00:02:06,896 --> 00:02:09,646
‫پیدام کن، شرلوک. پیدام کن.

13
00:02:10,604 --> 00:02:15,872
‫بئاتریس! بئاتریس! بئاتریس!

14
00:02:15,896 --> 00:02:18,330
‫شرلوک! شرلوک!

15
00:02:22,146 --> 00:02:24,497
‫هی، شرلوک.

16
00:02:24,521 --> 00:02:26,812
‫خوبی. گرفتمت.

17
00:02:27,771 --> 00:02:29,021
‫می‌دونی، تیر خوردن...

18
00:02:29,771 --> 00:02:31,331
‫کار به شدت احمقانه‌ای بود.

19
00:02:32,312 --> 00:02:34,997
‫- بیا بلندت کنم.
‫- نه، نه، نه. شوان. شوان.

20
00:02:35,021 --> 00:02:38,080
‫اون... اون می‌خواست به پدرم
‫شلیک کنه، باید جلوشو بگیریم.

21
00:02:38,104 --> 00:02:40,622
‫- من تو رو این پایین ول نمی‌کنم.
‫- شرلوک!

22
00:02:40,646 --> 00:02:42,872
‫خونریزی داره.

23
00:02:42,896 --> 00:02:45,205
‫فکر کنم یه ربطی به اون
‫گلوله‌ای داره که خورده تو شکمش.

24
00:02:45,229 --> 00:02:48,413
‫- آره. ببخشید که وبال گردنت شدم، برادر عزیز.
‫- وبالی نیستی، برادر عزیز.

25
00:02:48,437 --> 00:02:49,497
‫بیا بلندش کنیم.

26
00:02:49,521 --> 00:02:50,622
‫نه. وایسا، وایسا، وایسا.

27
00:02:50,646 --> 00:02:53,913
‫اگه دستش به پدرم برسه، شاید دیگه
‫هیچ‌وقت بئاتریس رو پیدا نکنیم. برو.

28
00:02:53,937 --> 00:02:54,997
‫- گرفتیش؟
‫- آره دارمش.

29
00:02:55,021 --> 00:02:56,747
‫برو جیمز، برو!

30
00:02:56,771 --> 00:02:59,288
‫حالا خوب به من گوش کن،
‫الان می‌بریمت یه کاریش می‌کنیم.

31
00:02:59,312 --> 00:03:01,830
‫- داری گریه می‌کنی؟
‫- نه.

32
00:03:01,854 --> 00:03:03,771
‫چرا نه؟

33
00:03:04,687 --> 00:03:06,687
‫یک، دو، سه. رفتیم بالا.

34
00:03:09,021 --> 00:03:10,937
‫- شرلوک!
‫- تیر خورده.

35
00:03:12,021 --> 00:03:14,955
‫پسر طفلکی من. باید یه بیمارستان پیدا کنیم.

36
00:03:14,979 --> 00:03:18,354
‫یه ذره تریاک بهم بدین خیلی ممنونتون می‌شم.

37
00:03:27,104 --> 00:03:28,247
‫از این طرف.

38
00:03:28,271 --> 00:03:29,580
‫چرا؟ از کجا می‌دونی؟

39
00:03:29,604 --> 00:03:31,372
‫فقط یه بیمارستان هنوز بازه.

40
00:03:31,396 --> 00:03:33,288
‫متاسفانه همون جاییه که
‫صدای تیراندازی ازش میاد.

41
00:03:43,396 --> 00:03:45,205
‫خیلی خب. بذارش زمین.

42
00:03:45,229 --> 00:03:47,521
‫آروم، آروم، آروم.

43
00:04:04,437 --> 00:04:06,413
‫هی! هی!

44
00:04:06,437 --> 00:04:07,830
‫- هی.
‫- داری چیکار می‌کنی؟

45
00:04:07,854 --> 00:04:09,955
‫اونو بده به من. دارم جلوتو
‫می‌گیرم که به اون مرد شلیک نکنی.

46
00:04:09,979 --> 00:04:12,062
‫- چرا؟
‫- چون اون پدر شرلوکه.

47
00:04:13,646 --> 00:04:14,979
‫اون باباشه!

48
00:04:15,937 --> 00:04:17,997
‫- نمی‌دونستم.
‫- آروم. آروم باش.

49
00:04:21,603 --> 00:04:24,521
‫اوو. اینو من برمی‌دارم. خیلی ممنون.

50
00:04:28,353 --> 00:04:31,562
‫رفتیم بالا. از اون بالا. خیلی خب.

51
00:04:33,853 --> 00:04:35,913
‫- خب، برو عقب.
‫- داریم کجا می‌ریم؟

52
00:04:35,937 --> 00:04:38,896
‫متاسفانه مجبوریم راه طولانی
‫رو بریم، مادر. همه سوار شین.

53
00:04:39,478 --> 00:04:41,247
‫بزن بریم.

54
00:04:41,271 --> 00:04:44,913
‫شاید سر راهم باشی جیمز،
‫ولی دلم نمی‌خواد مردنت رو ببینم.

55
00:04:44,937 --> 00:04:48,478
‫من نورچشمی‌ام؟ چون تو به شرلوک شلیک کردی.

56
00:04:49,228 --> 00:04:50,454
‫- عمدی نبود.
‫- آره خب.

57
00:04:50,478 --> 00:04:52,872
‫عمدی نبوده. لابد اینطوری
‫دیگه مشکلی نیست، نه؟

58
00:04:52,896 --> 00:04:54,271
‫حتماً بهش می‌گم.

59
00:04:56,103 --> 00:04:57,271
‫حالش چطوره؟

60
00:04:57,937 --> 00:05:00,187
‫خوشحال می‌شی بشنوی که زنده‌ست.

61
00:05:01,062 --> 00:05:02,646
‫برادرش داره ازش مراقبت می‌کنه.

62
00:05:04,187 --> 00:05:06,521
‫- شرلوک دنبال پدرشه؟
‫- آره.

63
00:05:07,271 --> 00:05:09,229
‫- کجا داری می‌ری؟
‫- که شرلوک رو پیدا کنم.

64
00:05:09,729 --> 00:05:12,122
‫اون دنبال سایلاسه. منم دنبال سایلاسم.

65
00:05:12,146 --> 00:05:14,497
‫و شرلوک یه عادت لجبازانه
‫تو پیدا کردن آدما داره.

66
00:05:14,521 --> 00:05:17,079
‫و تو پاریس فقط یه بیمارستان هنوز بازه.

67
00:05:17,103 --> 00:05:19,271
‫مایکرافت هم اونو می‌بره همونجا.

68
00:05:20,937 --> 00:05:22,704
‫- میای؟
‫- نکن!

69
00:05:22,728 --> 00:05:23,812
‫نکن!

70
00:05:50,603 --> 00:05:51,896
‫چاره‌ای نداشتی.

71
00:05:52,687 --> 00:05:55,396
‫بازم ازشون میان. باید بریم.

72
00:06:01,896 --> 00:06:03,396
‫جیمز، باید بریم.

73
00:06:37,146 --> 00:06:38,978
‫دراز بکش.

74
00:06:41,978 --> 00:06:43,396
‫دستت رو بذار رو زخمت.

75
00:06:45,437 --> 00:06:47,913
‫آقا. آقا.

76
00:06:47,937 --> 00:06:51,747
‫دکتر، خواهش می‌کنم، پسرم تیر خورده.

77
00:06:51,771 --> 00:06:54,896
‫دورت رو نگاه کن خانم.
‫تو پاریس همه تیر خوردن.

78
00:06:55,521 --> 00:06:57,454
‫- التماست می‌کنم.
‫- یالا.

79
00:06:57,478 --> 00:07:00,038
‫اگه تو نباشی کی می‌خواد
‫زندگی رو برام زهر کنه؟

80
00:07:00,771 --> 00:07:03,479
‫اگه معاینه‌ش نکنید می‌میره.

81
00:07:05,479 --> 00:07:08,229
‫بله. طلا. طلا.

82
00:07:08,771 --> 00:07:11,521
‫بگیرش. برای انقلاب.

83
00:07:12,062 --> 00:07:14,896
‫ولی باید همین الان پسرم رو معاینه کنی.

84
00:07:15,354 --> 00:07:17,497
‫همین الان!

85
00:07:20,771 --> 00:07:22,812
‫بذار ببینمش.

86
00:07:23,312 --> 00:07:24,687
‫پرستار.

87
00:07:25,437 --> 00:07:27,872
‫این بیمار رو برای جراحی آماده کنید.

88
00:07:27,896 --> 00:07:30,038
‫شما الان نمی‌تونید اینجا باشید.

89
00:07:30,062 --> 00:07:31,372
‫باید برید بیرون.

90
00:07:31,396 --> 00:07:33,329
‫بذار کارشو بکنه. بذار کارشو بکنه.

91
00:07:34,771 --> 00:07:36,646
‫- مرسی آقا.
‫- مرسی آقا.

92
00:07:40,187 --> 00:07:42,413
‫اون... مثل قاطر لجبازه.

93
00:07:42,437 --> 00:07:45,937
‫آره، هست. تو یه چشم به هم زدن پا می‌شه و
‫دوباره دوتامون رو دیوونه می‌کنه. تماشا کن.

94
00:08:10,604 --> 00:08:13,396
‫- فک کنم بی‌خبری خوش‌خبریه.
‫- دقیقاً.

95
00:08:28,937 --> 00:08:30,103
‫حالش چطوره؟

96
00:08:30,937 --> 00:08:33,728
‫من تمام تلاشم رو کردم.

97
00:08:34,396 --> 00:08:37,122
‫بقیش دیگه دست خودشه.

98
00:08:37,146 --> 00:08:38,271
‫- مرسی.
‫- مرسی آقا.

99
00:08:41,436 --> 00:08:42,436
‫عزیزم.

100
00:09:16,937 --> 00:09:18,812
‫یالا شرلوک. دووم بیار.

101
00:09:36,311 --> 00:09:37,311
‫مادر.

102
00:09:40,729 --> 00:09:43,811
‫پسر عزیزم. شرلوک.

103
00:09:45,104 --> 00:09:48,955
‫- ایناهاش. برادر کوچولوی من.
‫- فکر کردم از دستت دادم.

104
00:09:48,979 --> 00:09:50,146
‫خوش‌شانس‌ترین مرد انگلیسی روی زمین.

105
00:09:51,021 --> 00:09:52,787
‫برات آب بیارم؟

106
00:09:52,811 --> 00:09:54,729
‫- زود باش براش آب بیار عزیزم.
‫- چشم، چشم.

107
00:09:55,646 --> 00:09:58,330
‫آها! اون برای مردن زیادی لجبازه.

108
00:09:58,354 --> 00:10:01,562
‫جیمز! معلوم هست کجایی؟ حالت خوبه؟

109
00:10:03,354 --> 00:10:04,354
‫حالت خوبه؟

110
00:10:09,312 --> 00:10:10,854
‫خوبم.

111
00:10:11,687 --> 00:10:12,747
‫جیمز؟

112
00:10:12,771 --> 00:10:15,521
‫خوبم. خوبم.

113
00:10:16,396 --> 00:10:19,812
‫می‌بینم که هنوز داری
‫تنبلی می‌کنی. پاشو ببینم.

114
00:10:20,396 --> 00:10:22,288
‫- چی؟
‫- کار داریم که بکنیم.

115
00:10:22,312 --> 00:10:24,896
‫دارم شوخی می‌کنم خانم هولمز.

116
00:10:25,854 --> 00:10:27,104
‫از دیدنت خوشحالم.

117
00:10:30,687 --> 00:10:33,479
‫جلوشو گرفتی؟

118
00:10:34,771 --> 00:10:35,854
‫گرفتم.

119
00:10:38,479 --> 00:10:40,122
‫و آوردمش اینجا.

120
00:10:40,146 --> 00:10:43,771
‫حالا خودتو خیس نکن. اسلحه‌شو گرفتم.

121
00:10:48,979 --> 00:10:50,080
‫سلام، شرلوک.

122
00:10:50,104 --> 00:10:52,247
‫آخه تو اینجا چیکار می‌کنی؟

123
00:10:52,271 --> 00:10:54,080
‫باید باهات حرف بزنم.

124
00:10:54,104 --> 00:10:55,997
‫یه بند انگشت اون‌ورتر
‫خورده بود، برادرم مرده بود.

125
00:10:56,021 --> 00:10:59,122
‫من اونو نشونه نگرفته بودم.
‫پدرت رو نشونه گرفته بودم.

126
00:10:59,146 --> 00:11:00,937
‫خب، این یکی قابل درکه.

127
00:11:01,604 --> 00:11:05,122
‫خودم تا حالا دو بار سعی کردم
‫بهش شلیک کنم و هر دو بارم خطا رفتم.

128
00:11:05,146 --> 00:11:07,896
‫جیمز، این اینجا چیکار می‌کنه؟

129
00:11:08,437 --> 00:11:10,812
‫چون فکر می‌کنم باید حرفاش رو بشنوی.

130
00:11:14,521 --> 00:11:15,729
‫اسم من شیائو وی‌ئه.

131
00:11:17,687 --> 00:11:22,979
‫من از روستای تای‌آن تو
‫گانسو میام، اون بالا تو کوهستان.

132
00:11:26,604 --> 00:11:31,830
‫این نتیجه‌ی چیزیه که دانشمندای
‫آکسفورد روش کار می‌کردن.

133
00:11:31,854 --> 00:11:36,646
‫چیزی که تو اون تونل دیدی رو
‫اول رو روستای من آزمایش کردن.

134
00:11:39,061 --> 00:11:40,104
‫روی پدر و مادرم.

135
00:11:42,354 --> 00:11:45,497
‫یه ماده معدنی تو اعماق
‫زمین‌های مردم من وجود داره.

136
00:11:45,521 --> 00:11:50,372
‫پروفسور مالیک راهی پیدا کرد که اون
‫ماده رو به یه مرگ خاموش تبدیل کنه...

137
00:11:50,396 --> 00:11:53,287
‫و اونو تبدیل به یه سلاح کنه.

138
00:11:53,311 --> 00:11:56,936
‫هزینه‌ی این پروژه رو دولت شما می‌داد
‫و بیوسفالوس هاج هم ادارش می‌کرد.

139
00:11:57,686 --> 00:12:00,205
‫ولی پروفسور مالیک بهش خیانت کرد.

140
00:12:00,229 --> 00:12:01,646
‫فروختش به بالاترین قیمت پیشنهادی،

141
00:12:02,271 --> 00:12:03,687
‫یه خریدار خصوصی.

142
00:12:05,062 --> 00:12:06,187
‫پدر من.

143
00:12:07,979 --> 00:12:08,979
‫آره.

144
00:12:10,521 --> 00:12:12,521
‫[ آپوستل ۵ ]

145
00:12:13,562 --> 00:12:16,771
‫من واقعاً و عمیقاً متاسفم.

146
00:12:18,062 --> 00:12:20,146
‫من به دلسوزیت نیازی
‫ندارم، به کمکت نیاز دارم.

147
00:12:20,854 --> 00:12:24,521
‫تا مطمئن شم این اتفاق دیگه برای
‫هیچ‌کس، هیچ‌جای دنیا نمی‌افته.

148
00:12:25,104 --> 00:12:26,705
‫می‌خوای جلوی پدرمون رو بگیری.

149
00:12:26,729 --> 00:12:27,955
‫و تو هم می‌خوای پیداش کنی.

150
00:12:27,979 --> 00:12:29,080
‫آره.

151
00:12:29,104 --> 00:12:33,830
‫پیشنهاد می‌کنم استعدادهامون رو بذاریم رو هم،
‫شانسمون رو برای پیدا کردنش دو برابر کنیم.

152
00:12:33,854 --> 00:12:34,854
‫آره...

153
00:12:36,146 --> 00:12:37,396
‫ولی به یه شرط.

154
00:12:38,396 --> 00:12:41,830
‫باید از سایلاس بفهمیم بئاتریس کجاست.

155
00:12:41,854 --> 00:12:45,205
‫پس تا وقتی اینو نفهمیدیم،
‫حق نداری دستت بهش بخوره.

156
00:12:45,229 --> 00:12:46,287
‫و بعدش چی؟

157
00:12:46,311 --> 00:12:48,622
‫خب، بعدش می‌تونی هر بلایی خواستی سرش بیاری.

158
00:12:48,646 --> 00:12:52,580
‫و البته به شرطی که
‫پسرام مخالفتی نداشته باشن.

159
00:12:52,604 --> 00:12:55,537
‫با توجه به شرایط، قصد ندارم مانعت بشم.

160
00:12:55,561 --> 00:13:00,080
‫برام سخته که به این
‫راحتی محکوم به مرگش کنم.

161
00:13:02,021 --> 00:13:05,937
‫ولی اگه برای پیدا کردن بئاتریس
‫چاره‌ای جز این نیست، پس همینه که هست.

162
00:13:06,521 --> 00:13:10,747
‫اون هنوز تو پاریسه. یا حداقل
‫آدمی که براش کار می‌کنه اینجاست.

163
00:13:10,771 --> 00:13:14,497
‫- اسمش...
‫- اسد کاسگارلیه.

164
00:13:14,521 --> 00:13:17,788
‫تو اون مراسم معرفی، به خریدارا گفتن که
‫از راه‌های معمول تو "دو گوشه" اقدام کنن.

165
00:13:17,812 --> 00:13:19,122
‫اونایی از شما که

166
00:13:19,146 --> 00:13:21,372
‫می‌خوان سفارش بدن،

167
00:13:21,396 --> 00:13:24,247
‫بهتره که تو همون "دو گوشه"
‫معروف همدیگه رو ببینیم.

168
00:13:24,271 --> 00:13:25,729
‫دو گوشه...

169
00:13:28,229 --> 00:13:29,288
‫یه تقاطع؟

170
00:13:29,312 --> 00:13:31,771
‫این که خیلی کمکی نمی‌کنه، شرلوک.

171
00:13:41,396 --> 00:13:42,436
‫قوطی‌های کبریت.

172
00:13:43,811 --> 00:13:47,122
‫- منظورت چیه عزیزم؟
‫- رو میزی که پدر نشسته بود،

173
00:13:47,146 --> 00:13:52,186
‫قوطی کبریت‌هایی بود که
‫روشون عکس "دو گوشه" داشت.

174
00:13:54,729 --> 00:13:56,396
‫آدرسی هم روش بود؟

175
00:13:59,561 --> 00:14:04,163
‫اونقدر نزدیک نبودم که
‫خوب ببینم. مطمئن نیستم.

176
00:14:04,187 --> 00:14:06,479
‫خب، برای شروع جای بدی نیست.

177
00:14:08,021 --> 00:14:09,437
‫من دیگه راه می‌افتم.

178
00:14:11,104 --> 00:14:12,354
‫منم باهاش می‌رم.

179
00:14:13,979 --> 00:14:16,187
‫خب، از همراهیت خوشحال می‌شم.

180
00:14:22,229 --> 00:14:23,229
‫سلام.

181
00:14:23,479 --> 00:14:25,187
‫می‌تونم یه پول حسابی به
‫جیبت بریزم.

182
00:14:30,021 --> 00:14:31,229
‫اجازه می‌دی؟

183
00:14:40,436 --> 00:14:41,811
‫آدرسی نداره.

184
00:14:43,271 --> 00:14:44,436
‫ببخشید.

185
00:14:45,436 --> 00:14:47,186
‫می‌دونید این جا کجاست؟

186
00:14:49,104 --> 00:14:50,122
‫نه. ببخشید عزیزم.

187
00:14:50,146 --> 00:14:52,872
‫این غیرممکنه.

188
00:14:52,896 --> 00:14:54,037
‫"غیرممکن کلمه‌ایه که..."

189
00:14:54,061 --> 00:14:57,729
‫...فقط تو فرهنگ لغت احمق‌ها پیدا می‌شه.

190
00:14:59,021 --> 00:15:02,038
‫این همون چیزیه که سایلاس گفت. چرا این جمله؟

191
00:15:02,062 --> 00:15:06,104
‫شاید یه معنی‌ای می‌ده.
‫اصلاً کی اول اینو گفته؟

192
00:15:07,687 --> 00:15:08,771
‫ناپلئون بناپارت.

193
00:15:10,729 --> 00:15:12,521
‫ناپلئون؟

194
00:15:21,437 --> 00:15:23,062
‫کلاه ناپلئونه.

195
00:15:24,271 --> 00:15:26,187
‫همون کلاه معروف که دو تا گوشه داره.

196
00:15:28,479 --> 00:15:29,747
‫چی؟

197
00:15:29,771 --> 00:15:32,205
‫رستورانِ عقاب و زیتون تو حومه پاریس.

198
00:15:32,229 --> 00:15:35,580
‫یه رستورانیه که می‌گن ناپلئون
‫کلاهش رو اونجا جا گذاشته.

199
00:15:35,604 --> 00:15:38,830
‫بهتره که تو همون "دو گوشه"
‫معروف همدیگه رو ببینیم،

200
00:15:38,854 --> 00:15:41,479
‫جایی که می‌تونید با آقای
‫اسد کاسگارلی در تماس باشید.

201
00:15:43,311 --> 00:15:44,997
‫تو یه نابغه‌ای.

202
00:15:45,021 --> 00:15:47,396
‫تازه کجاشو دیدی.

203
00:15:49,521 --> 00:15:53,080
‫می‌ترسم که ناخواسته باعث و
‫بانیِ همه‌ی این اتفاقا خودم باشم.

204
00:15:53,104 --> 00:15:54,497
‫چرا اینو می‌گی؟

205
00:15:54,521 --> 00:15:58,372
‫حدود یه سال پیش، پدر ازم
‫پرسید دارم رو چی کار می‌کنم.

206
00:15:58,396 --> 00:15:58,666
‫آره.

207
00:15:58,690 --> 00:16:00,997
‫خب، منم بهش گفتم که
‫دارم برای هاج کار می‌کنم.

208
00:16:01,021 --> 00:16:04,122
‫اما اگه درست یادم مونده
‫باشه، یهو گوشاش تیز شد.

209
00:16:04,146 --> 00:16:05,913
‫اون موقع جزئیاتی نمی‌دونستم،

210
00:16:05,937 --> 00:16:09,122
‫ولی بهش گفتم که دارم برای دولت
‫کار می‌کنم. و اینکه یه کار مخفیانه‌ست.

211
00:16:09,146 --> 00:16:13,663
‫مشخصه که بعدش خودش افتاده دنبال تحقیق کردن.

212
00:16:13,687 --> 00:16:18,372
‫تنها کسی که می‌شه بابت
‫این اتفاقا سرزنش کرد، پدرته.

213
00:16:18,396 --> 00:16:21,538
‫بذار مایکرافت به خودآزاریش ادامه بده، مادر.

214
00:16:21,562 --> 00:16:23,038
‫حداقل برای یه مدت.

215
00:16:27,146 --> 00:16:28,146
‫باشه عزیزم.

216
00:16:28,771 --> 00:16:30,622
‫کجا داری می‌ری؟

217
00:16:30,646 --> 00:16:34,396
‫باید یه پیغام بفرستم لندن، هشدار
‫بدم که پدر سلاح رو دستش داره.

218
00:16:35,604 --> 00:16:38,787
‫یه میخ دیگه به تابوتِ اون
‫چیزی که از شغلم باقی مونده.

219
00:16:40,896 --> 00:16:43,580
‫سعی کن تو نبودم نمیری، باشه؟

220
00:16:43,604 --> 00:16:45,247
‫درخواست منطقی‌ایه.

221
00:16:45,271 --> 00:16:46,896
‫- مادر.
‫- ممنون، عزیزم.

222
00:16:50,646 --> 00:16:52,271
‫هیچ خبری از اسد نیست.

223
00:17:01,229 --> 00:17:02,771
‫می‌تونی ازم بپرسیا، می‌دونی که.

224
00:17:04,104 --> 00:17:07,104
‫همون چیزی که از وقتی به اون
‫سرباز شلیک کردی می‌خواستی بپرسی.

225
00:17:09,521 --> 00:17:11,497
‫اونقدرها هم که فکر می‌کنی آدم مرموزی نیستی.

226
00:17:18,521 --> 00:17:20,311
‫وقتی برای اولین بار یه نفرو کشتی...

227
00:17:23,311 --> 00:17:24,436
‫چه حسی داشتی؟

228
00:17:25,271 --> 00:17:26,830
‫یه سنگینیِ بزرگ رو سینه‌م بود،

229
00:17:26,854 --> 00:17:29,646
‫که هر روز بیشتر فشار میاورد،
‫جوری که به زور نفس می‌کشیدم.

230
00:17:32,521 --> 00:17:33,771
‫و الان، باهاش زندگی می‌کنم.

231
00:17:38,312 --> 00:17:39,687
‫عجیبه...

232
00:17:42,687 --> 00:17:44,021
‫من اصلاً همچین حسی ندارم.

233
00:18:00,146 --> 00:18:02,622
‫من... ببخشید.

234
00:18:02,646 --> 00:18:04,104
‫من درستش می‌کنم.

235
00:18:04,604 --> 00:18:07,229
‫من... تازگیا کمرم آسیب دیده.

236
00:18:09,771 --> 00:18:11,497
‫ببخشید.

237
00:18:11,521 --> 00:18:14,205
‫اسد کاسگارلی یه میز همیشگی
‫تو یه کافه رستوران داره

238
00:18:14,229 --> 00:18:16,288
‫به اسم عقاب و زیتون.

239
00:18:16,312 --> 00:18:18,122
‫همونجا که با مشتری‌های
‫احتمالی‌ش قرار می‌ذاره.

240
00:18:18,146 --> 00:18:21,872
‫و فردا، با یه مردی به اسم
‫دوک دِ اورموند قرار داره.

241
00:18:21,896 --> 00:18:23,413
‫هنوز از سایلاس خبری نیست؟

242
00:18:23,437 --> 00:18:26,271
‫نه، متأسفانه نه، خانم هولمز.

243
00:18:26,854 --> 00:18:29,163
‫پس باید خودمون از تو
‫سایه‌ها بکشونیمش بیرون.

244
00:18:29,187 --> 00:18:30,646
‫ولی چطوری، عزیزم؟

245
00:18:32,104 --> 00:18:34,455
‫با جا زدن خودمون به عنوان مشتری.

246
00:18:37,646 --> 00:18:40,937
‫- خواهش می‌کنم، نکن. مراقب بخیه‌هات باش.
‫- من خوبم. حالم خوبه.

247
00:18:45,771 --> 00:18:48,354
‫قراره این کارو بکنیم.

248
00:18:51,271 --> 00:18:52,396
‫درود.

249
00:19:05,562 --> 00:19:06,913
‫درود.

250
00:19:06,937 --> 00:19:09,604
‫ببخشید خانم، اینجا جا
‫گرفته شده. منتظر کسی هستم.

251
00:19:10,312 --> 00:19:13,705
‫بله، منتظر من. مادام دِ اورموند.

252
00:19:13,729 --> 00:19:16,080
‫مادر توضیح می‌ده که دوک هیچ‌وقت
‫خودش تو قرارها شرکت نمی‌کنه،

253
00:19:16,104 --> 00:19:17,497
‫این وظیفه همسرشه.

254
00:19:17,521 --> 00:19:18,830
‫از آشناییتون خوشبختم.

255
00:19:18,854 --> 00:19:20,330
‫اگه بشناستت چی؟

256
00:19:20,354 --> 00:19:21,687
‫خب، اون‌وقت کارمون ساختس.

257
00:19:25,437 --> 00:19:28,538
‫تو همین حین، خریدار واقعی

258
00:19:28,562 --> 00:19:33,247
‫توسط جدیدترین گارسون رستوران
‫عقاب و زیتون، به سمت من هدایت می‌شه.

259
00:19:33,271 --> 00:19:34,622
‫ببخشید آقا.

260
00:19:34,646 --> 00:19:36,663
‫دوک دِ اورموند.

261
00:19:36,687 --> 00:19:39,205
‫سیسیل فیلیمور. من مخشو می‌زنم،

262
00:19:39,229 --> 00:19:41,729
‫بعد دوک هم پولو تحویل می‌ده،

263
00:19:43,021 --> 00:19:44,538
‫که جیمز اونو می‌رسونه به مادرم،

264
00:19:44,562 --> 00:19:46,562
‫و این‌طوری بودجه‌ی مرحله
‫دوم عملیاتمون جور می‌شه.

265
00:19:54,729 --> 00:19:57,080
‫مرحله دوم عملیات چیه؟

266
00:19:57,104 --> 00:19:58,562
‫خیلی خوشحالم که پرسیدی.

267
00:19:59,396 --> 00:20:01,913
‫یه چیزی برات دارم.

268
00:20:01,937 --> 00:20:04,580
‫تو ازشون می‌خوای که شخصاً
‫با خودِ رئیس بزرگ ملاقات کنی.

269
00:20:04,604 --> 00:20:05,937
‫ببخشید، خانم.

270
00:20:08,229 --> 00:20:11,538
‫سایلاس که نمی‌تونه در برابر یه
‫همچین پیشنهاد جذابی مقاومت کنه،

271
00:20:11,562 --> 00:20:14,187
‫قبول می‌کنه که با مادام ملاقات کنه.

272
00:20:23,479 --> 00:20:24,479
‫راه بیفت.

273
00:20:29,021 --> 00:20:30,080
‫درود.

274
00:20:30,104 --> 00:20:32,812
‫و بفرما، بهمون می‌گه بئاتریس کجاست.

275
00:20:33,396 --> 00:20:37,521
‫همینه. دیگه چی ممکنه خراب بشه؟

276
00:20:38,479 --> 00:20:41,687
‫رمز موفقیت برای کلاهبردارای
‫حرفه‌ای مرد... و زن.

277
00:20:42,646 --> 00:20:47,146
‫رمز موفقیت برای کلاهبردارای
‫مرد و زن، داشتن اعتماد به نفسه.

278
00:20:50,354 --> 00:20:51,705
‫عاشق این چشم‌بندتم.

279
00:20:51,729 --> 00:20:53,062
‫مرسی.

280
00:20:55,646 --> 00:20:56,729
‫از آشناییتون خوشبختم.

281
00:21:05,521 --> 00:21:06,705
‫ببخشید آقا.

282
00:21:06,729 --> 00:21:08,687
‫دوک دِ اورموند.

283
00:21:10,771 --> 00:21:11,937
‫سیسیل فیلیمور.

284
00:21:15,187 --> 00:21:16,437
‫خب...

285
00:21:18,062 --> 00:21:19,622
‫آقای کاسگارلی کجاست؟

286
00:21:19,646 --> 00:21:21,455
‫دوک، امیدوارم درک کنید که

287
00:21:21,479 --> 00:21:26,622
‫اتفاقات غیرمنتظره‌ای که تو مراسم معرفیمون
‫افتاد، ما رو مجبور کرد برنامه‌هامون رو عوض کنیم.

288
00:21:26,646 --> 00:21:32,247
‫دستورات من این بود که پول رو فقط
‫به شخص آقای کاسگارلی تحویل بدم.

289
00:21:32,271 --> 00:21:36,580
‫من با میمون معامله نمی‌کنم،
‫فقط با خود نوازنده‌ش کار دارم.

290
00:21:36,604 --> 00:21:39,663
‫به عنوان یه میمون، منم موافقم.

291
00:21:39,687 --> 00:21:42,955
‫تو این دنیای شیرتوشیرِ ما،
‫یه کم عقل سلیم واقعاً نیازه.

292
00:21:42,979 --> 00:21:45,437
‫ولی اگه حست اینو می‌گه،

293
00:21:46,104 --> 00:21:48,038
‫مجبوری یه روز دیگه برگردی. مفهومه؟

294
00:21:48,062 --> 00:21:51,229
‫مفهومه. پس، نصیحتتون رو گوش می‌کنم.

295
00:21:53,354 --> 00:21:55,788
‫کم‌لطفیه اگه بهتون نگم

296
00:21:55,812 --> 00:21:59,497
‫که اتفاقی که تو تونل‌ها افتاد، در واقع فقط

297
00:21:59,521 --> 00:22:01,687
‫قدرت محصول ما رو ثابت کرد.

298
00:22:02,271 --> 00:22:03,622
‫داریم خیلی سریع می‌فروشیم.

299
00:22:06,521 --> 00:22:09,937
‫اگه معطل کنید، ممکنه کلاً
‫این فرصت رو از دست بدید.

300
00:22:15,104 --> 00:22:16,437
‫روز خوبی داشته باشید، آقا.

301
00:22:19,479 --> 00:22:21,247
‫مراقب باش!

302
00:22:22,979 --> 00:22:25,205
‫خیلی ببخشید!

303
00:22:27,229 --> 00:22:30,330
‫برو مدیرت رو صدا کن بیاد!

304
00:22:32,729 --> 00:22:33,747
‫فکر کنم این مال شماست.

305
00:22:36,521 --> 00:22:37,729
‫گفتم که ببخشید.

306
00:22:40,000 --> 00:22:47,000


307
00:22:49,687 --> 00:22:51,872
‫بورگوندی، سال ۵۷.

308
00:22:51,896 --> 00:22:54,205
‫بعضیا می‌گن مدل ۶۲ رو ترجیح می‌دن،

309
00:22:54,229 --> 00:22:58,830
‫ولی واسه من، اگه اونقدر طعم چوب بلوط
‫می‌خواستم، می‌رفتم یه درخت می‌خوردم.

310
00:22:59,937 --> 00:23:04,955
‫خب، نظرت راجع به پیشنهادم چیه.

311
00:23:04,979 --> 00:23:06,872
‫تو منو به رئیست معرفی می‌کنی

312
00:23:06,896 --> 00:23:11,229
‫در عوض، منم یه پورسانتِ تپل بهت می‌دم.

313
00:23:14,854 --> 00:23:15,854
‫بفرما.

314
00:23:19,437 --> 00:23:22,521
‫پولاتو تو گلدون با خودت
‫این‌ور اون‌ور می‌بری؟

315
00:23:27,896 --> 00:23:29,729
‫آقای هولمز اون پشته.

316
00:23:30,979 --> 00:23:33,997
‫شاید آقای هولمز بتونن بیان اینجا؟

317
00:23:34,021 --> 00:23:37,521
‫این‌طوری می‌تونید تو خلوت
‫خیلی راحت‌تر باهاش حرف بزنید.

318
00:23:41,312 --> 00:23:43,979
‫البته، اگه دلتون می‌خواد ببینیدش.

319
00:23:56,229 --> 00:23:57,229
‫اون این توئه.

320
00:23:58,562 --> 00:23:59,562
‫مرسی.

321
00:24:03,104 --> 00:24:05,604
‫من که موسیو سایلاس هولمز رو نمی‌بینم.

322
00:24:08,146 --> 00:24:09,687
‫بفرمایید داخل.

323
00:24:11,562 --> 00:24:13,354
‫موسیو ؟

324
00:24:17,646 --> 00:24:18,729
‫خب...

325
00:24:21,562 --> 00:24:24,687
‫جفتمون می‌دونیم که شما زنِ دوک نیستی.

326
00:24:25,604 --> 00:24:27,062
‫واقعا کی هستی، مادام؟

327
00:24:29,812 --> 00:24:31,437
‫به پولم شک داری، آقا؟

328
00:24:33,771 --> 00:24:36,247
‫- ببخشید؟
‫- به ارزش پولم شک داری؟

329
00:24:36,271 --> 00:24:37,854
‫فکر می‌کنی واقعیه؟

330
00:24:38,771 --> 00:24:39,771
‫به نظر که واقعی میاد.

331
00:24:41,396 --> 00:24:44,205
‫حق با شماست. مـ...
‫من مادام دِ اورموند نیستم،

332
00:24:44,229 --> 00:24:46,687
‫و بـ... بابت این حقه‌بازی معذرت می‌خوام.

333
00:24:47,437 --> 00:24:51,080
‫اما حالا که توجهت رو جلب
‫کردم، می‌خوام بهت بگم که...

334
00:24:51,104 --> 00:24:56,413
‫من از طرف یـ... یه سرمایه‌گذار
‫خیلی کله‌گنده‌ی بریتانیایی کار می‌کنم،

335
00:24:56,437 --> 00:25:01,205
‫که می‌خواد یه خرید خیلی بزرگ
‫از آقای سایلاس هولمز انجام بده.

336
00:25:01,229 --> 00:25:05,955
‫و اگه تو هم نقشت رو تو
‫جور کردن این قرار بازی کنی،

337
00:25:05,979 --> 00:25:08,788
‫بهت قول می‌دم پولی که تو اون گلدونه...

338
00:25:08,812 --> 00:25:12,455
‫فقط یه قطره از دریاست.

339
00:25:12,479 --> 00:25:15,312
‫همه‌ش هم می‌ره تو جیب خودت، می‌فهمی؟

340
00:25:15,937 --> 00:25:19,437
‫پس همون‌طور که من می‌بینم، دو تا راه داری.

341
00:25:21,104 --> 00:25:23,538
‫یا می‌تونی به توهین کردن بهم ادامه بدی،

342
00:25:23,562 --> 00:25:27,330
‫و بذاری این فرصت طلایی از چنگت بپره،

343
00:25:27,354 --> 00:25:31,521
‫یا اینکه خیلی راحت منو به
‫آقای سایلاس هولمز معرفی کنی.

344
00:25:34,354 --> 00:25:35,896
‫داره خیلی طول می‌کشه.

345
00:25:49,521 --> 00:25:54,580
‫فردا همین موقع برگرد اینجا،
‫منم جوابت رو می‌دم، مادام.

346
00:25:54,604 --> 00:25:57,521
‫ممنون، آقا. خیلی لطف کردی.

347
00:26:20,062 --> 00:26:22,038
‫داره یه تلگرام واسه سایلاس می‌فرسته.

348
00:26:44,729 --> 00:26:47,872
‫من می‌رم جلو، یه جوری حواسش رو پرت می‌کنم.

349
00:26:47,896 --> 00:26:51,455
‫نه. نه، نه. حواس‌پرتی بی‌حواس‌پرتی.

350
00:26:51,479 --> 00:26:52,854
‫چطوره این دفعه بی‌خیال اون حقه‌بازی‌های
‫هوشمندانه یا رقصای جیب‌بُریت بشیم؟

351
00:26:54,396 --> 00:26:55,729
‫فقط بذار من یه چیزی رو امتحان کنم.

352
00:27:01,271 --> 00:27:03,497
‫- روز بخیر، آقا.
‫- چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

353
00:27:03,521 --> 00:27:05,896
‫اون مردی که همین الان اینجا بود.

354
00:27:08,021 --> 00:27:10,687
‫می‌خوام ببینم چی فرستاد.

355
00:27:11,896 --> 00:27:12,896
‫آقا؟

356
00:27:17,979 --> 00:27:19,187
‫اینم واسه زحمتی که می‌کشی.

357
00:27:22,187 --> 00:27:24,604
‫مگه اینکه بخوای این قضیه
‫رو یه جور دیگه حل کنیم؟

358
00:27:26,396 --> 00:27:28,021
‫آقا؟ نه؟

359
00:27:33,979 --> 00:27:34,979
‫پسر خوب.

360
00:27:39,729 --> 00:27:40,729
‫این دیگه چیه؟

361
00:27:46,312 --> 00:27:49,872
‫خانم هولمز، شوهرتون تو قسطنطنیه‌ست.

362
00:27:51,021 --> 00:27:53,021
‫[ سفارت بریتانیا، پاریس ]

363
00:27:53,104 --> 00:27:54,646
‫ببخشید.

364
00:27:59,812 --> 00:28:02,937
‫- باید سفیر رو ببینم.
‫- مایکرافت هولمز.

365
00:28:04,521 --> 00:28:06,122
‫نکته اینجاست، جناب سفیر،

366
00:28:06,146 --> 00:28:09,413
‫من الان می‌دونم کی تو برنامه‌ی
‫سلاح‌های مخفی دولتمون خرابکاری کرده.

367
00:28:09,437 --> 00:28:12,229
‫و البته می‌دونم کی سلاح رو دزدیده.

368
00:28:13,437 --> 00:28:15,080
‫بله، بله. خب، ادامه بده.

369
00:28:15,104 --> 00:28:16,562
‫با کمال تاسف، قربان...

370
00:28:19,604 --> 00:28:22,396
‫کار پدرم بود، سایلاس هولمز.

371
00:28:24,396 --> 00:28:25,455
‫از این بابت مطمئنی؟

372
00:28:25,479 --> 00:28:27,288
‫متاسفانه بله، قربان.

373
00:28:27,312 --> 00:28:31,372
‫و به نظر می‌رسه که منافع دولت
‫الان با منافع من تو یه راستاست.

374
00:28:31,396 --> 00:28:34,604
‫باید پدرم رو پیدا کنیم و تحویل قانون بدیمش.

375
00:28:35,187 --> 00:28:37,747
‫بله. خب، کاملاً.

376
00:28:37,771 --> 00:28:38,896
‫- کاملاً؟
‫- کاملاً.

377
00:28:40,521 --> 00:28:42,497
‫همین الان به وزیر امور خارجه تلگراف می‌زنم.

378
00:28:42,521 --> 00:28:43,788
‫بله، قربان.

379
00:28:43,812 --> 00:28:45,646
‫- لطفا همین‌جا منتظر بمونید.
‫- حتماً.

380
00:29:16,854 --> 00:29:18,937
‫- ببخشید که منتظر موندید.
‫- خواهش می‌کنم، قربان.

381
00:29:19,979 --> 00:29:21,705
‫یه جواب از وزیر امور خارجه برام اومده.

382
00:29:21,729 --> 00:29:24,747
‫ایشون بهم اطلاع دادن که شما مورد
‫غضب قرار گرفتید ،

383
00:29:24,771 --> 00:29:27,622
‫و در واقع دیگه برای دولت
‫اعلیحضرت کار نمی‌کنید.

384
00:29:27,646 --> 00:29:29,580
‫بله، قضیه یه نمه پیچیده‌تر از این حرفاست...

385
00:29:29,604 --> 00:29:35,312
‫با این حال، اگه حاضر باشید پا تو این
‫راه بذارید، یه راهی برای جبران هست.

386
00:29:36,687 --> 00:29:38,896
‫حالا خوب گوش کن. با دقت.

387
00:29:46,979 --> 00:29:48,271
‫قطار یه ساعت دیگه حرکت می‌کنه.

388
00:29:58,354 --> 00:30:00,604
‫این زخمت نیست که تو رو ضعیف کرده.

389
00:30:01,146 --> 00:30:03,687
‫این اصرارته که فکر می‌کنی
‫بدنت هیچ تغییری نکرده.

390
00:30:05,146 --> 00:30:06,788
‫بدن من تغییر کرده.

391
00:30:06,812 --> 00:30:10,747
‫تغییر کرده چون تو به شکمم شلیک کردی.

392
00:30:10,771 --> 00:30:12,979
‫جزئیات مهم نیستن.

393
00:30:14,437 --> 00:30:15,729
‫واسه من که مهمن.

394
00:30:18,396 --> 00:30:20,604
‫فکر می‌کنی قدرت یه چیز فیزیکیه.

395
00:30:22,021 --> 00:30:25,229
‫فکر می‌کنی به هیکل و عضله‌ست...

396
00:30:26,937 --> 00:30:28,354
‫و قد و قواره.

397
00:30:29,812 --> 00:30:33,354
‫که تو همه‌ی اینا رو از من بیشتر داری، ولی
‫با این حال تو هر درگیری من شکستت دادم.

398
00:30:34,521 --> 00:30:35,854
‫چرا؟

399
00:30:37,979 --> 00:30:40,646
‫چون قدرت واقعی از اینجا میاد...

400
00:30:42,937 --> 00:30:43,937
‫و اینجا.

401
00:30:50,187 --> 00:30:51,521
‫جیمز. مادر.

402
00:30:52,396 --> 00:30:53,396
‫پیداش کردی؟

403
00:30:54,271 --> 00:30:55,271
‫آره.

404
00:30:57,021 --> 00:30:58,937
‫ولی لباساش رو خودش گیر
‫آورده.

405
00:31:01,604 --> 00:31:03,521
‫- مادر.
‫- موفق شدی؟

406
00:31:04,312 --> 00:31:08,330
‫آره. دولت بریتانیا پیشنهاد حمایت کامل داده

407
00:31:08,354 --> 00:31:10,396
‫تا کمک کنه پدر رو تحویل قانون بدیم.

408
00:31:11,854 --> 00:31:12,896
‫عالیه.

409
00:31:13,687 --> 00:31:15,187
‫پس کار به اینجا کشیده؟

410
00:31:15,979 --> 00:31:17,497
‫قطعاً این‌طور به نظر می‌رسه.

411
00:31:17,521 --> 00:31:18,521
‫فوق‌العاده‌ست.

412
00:31:19,021 --> 00:31:21,437
‫خیلی خب پس، پیش به سوی قسطنطنیه.

413
00:31:36,812 --> 00:31:38,455
‫دقیقاً داریم کجا می‌ریم؟

414
00:31:38,479 --> 00:31:39,771
‫می‌ریم یکی از دوستام رو ببینیم.

415
00:31:42,646 --> 00:31:45,687
‫شیائو وِی.

416
00:31:46,979 --> 00:31:49,437
‫ایشون امینه هستن. قبول کرده که کمکمون کنه.

417
00:31:50,062 --> 00:31:51,437
‫به شهر من خوش اومدید.

418
00:32:01,437 --> 00:32:05,021
‫- واو.
‫- شرلوک، عکس رو بهش نشون بده.

419
00:32:14,604 --> 00:32:15,979
‫این مرد رو دیدی؟

420
00:32:16,687 --> 00:32:18,812
‫نه.

421
00:32:35,229 --> 00:32:37,580
‫این بچه‌ی کوچولو قراره
‫پدرمون رو پیدا کنه، آره؟

422
00:32:37,604 --> 00:32:39,830
‫همین جایگاه پایینِ بچه‌های خیابونی...

423
00:32:39,854 --> 00:32:42,830
‫اونا رو به مفیدترین متحدینمون تبدیل می‌کنه.

424
00:32:42,854 --> 00:32:47,413
‫می‌تونن هر جایی برن، اونا
‫نامرئی‌ان. اونا "نامنظم‌ها" هستن.

425
00:33:14,021 --> 00:33:16,479
‫آقا، دارن دنبالتون می‌گردن.

426
00:33:26,437 --> 00:33:28,729
‫آفرین. ممنون، بوراک.

427
00:34:01,271 --> 00:34:03,062
‫اونا پدرت رو پیدا کردن.

428
00:34:04,812 --> 00:34:06,663
‫- اون می‌دونه که تو اینجا با منی.
‫- چطور؟

429
00:34:06,687 --> 00:34:10,104
‫به نظر می‌رسه تلگراف خیابونیمون دوطرفه کار
‫می‌کنه.

430
00:34:12,479 --> 00:34:15,122
‫می‌خواد ببینتت. تنهایی.

431
00:34:15,146 --> 00:34:17,288
‫نه. خب عزیزم، منم باید باهات بیام.

432
00:34:17,312 --> 00:34:18,812
‫خیلی واضح و مشخص گفت.

433
00:34:20,187 --> 00:34:23,354
‫اگه می‌خوای خواهرت
‫رو ببینی، باید تنها بیای.

434
00:34:24,937 --> 00:34:26,229
‫خیلی خب.

435
00:34:30,104 --> 00:34:31,104
‫شرلوک.

436
00:34:32,646 --> 00:34:33,729
‫موفق باشی.

437
00:34:53,562 --> 00:34:57,455
‫می‌دونی چرا جادو اینقدر جذابه، شرلوک؟

438
00:34:57,479 --> 00:34:58,663
‫نه.

439
00:34:58,687 --> 00:35:04,771
‫وقتی به نظر می‌رسه یه چیزی
‫هیچ توضیح منطقی‌ای نداره...

440
00:35:07,396 --> 00:35:08,562
‫شگفتی.

441
00:35:09,146 --> 00:35:10,247
‫واو.

442
00:35:10,271 --> 00:35:13,687
‫غیرممکنی که ممکن شده.

443
00:35:26,354 --> 00:35:27,747
‫هنوز زنده‌ست؟

444
00:35:27,771 --> 00:35:28,997
‫لطفا بشین.

445
00:35:29,021 --> 00:35:30,538
‫ترجیح می‌دم نشینم.

446
00:35:30,562 --> 00:35:33,747
‫کاری که تو انگلیس کردی، حل کردن همه‌ی اینا،

447
00:35:33,771 --> 00:35:36,729
‫پیدا کردن من تو اینجا، خیلی هوشمندانه بود.

448
00:35:37,312 --> 00:35:38,955
‫بهت افتخار می‌کنم، پسرم.

449
00:35:38,979 --> 00:35:42,413
‫واسه یه پدر اصلاً طبیعی نیست که پسرش
‫رو تو حال مرگ به امون خدا ول کنه، مگه نه؟

450
00:35:42,437 --> 00:35:44,812
‫- شرلوک، داری راجع به چی حرف می‌زنی؟
‫- تو اون تونل.

451
00:35:45,312 --> 00:35:46,771
‫من تیر خوردم.

452
00:35:48,104 --> 00:35:49,271
‫تو فرار کردی.

453
00:35:50,146 --> 00:35:52,288
‫مـ... من فرار کردم چون اون زنِ دیوونه...

454
00:35:52,312 --> 00:35:54,038
‫- می‌خواست منو بکشه.
‫- پدر!

455
00:35:54,062 --> 00:35:55,913
‫من کسی بودم که بهش حمله شد، یادت میاد؟

456
00:35:55,937 --> 00:35:57,288
‫بس کن!

457
00:35:57,312 --> 00:36:00,122
‫واقعا فکر می‌کنی دلم می‌خواد
‫هیچ آسیبی بهت برسه؟

458
00:36:05,354 --> 00:36:06,354
‫آسیب؟

459
00:36:08,646 --> 00:36:10,812
‫تو هیچ کاری جز آسیب زدن نکردی.

460
00:36:11,521 --> 00:36:13,205
‫نگام کن.

461
00:36:13,229 --> 00:36:16,372
‫قلب منو شکستی. قلب مادرم رو شکستی،

462
00:36:16,396 --> 00:36:18,913
‫و فقط خدا می‌دونه با خواهرم چیکار کردی.

463
00:36:18,937 --> 00:36:22,812
‫پس محترمانه ازت می‌پرسم، لطفا بهم بگو...

464
00:36:24,062 --> 00:36:25,979
‫خواهرم هنوز زنده‌ست؟

465
00:36:31,729 --> 00:36:32,729
‫حال بئاتریس خوبه.

466
00:36:34,687 --> 00:36:36,896
‫حواسم بود که ازش مراقبت بشه.

467
00:36:40,979 --> 00:36:42,062
‫کجاست؟

468
00:36:43,479 --> 00:36:46,812
‫می‌دونی که، من هنوزم دوستت دارم.
‫من همون مردیم که تو رو بزرگ کرده.

469
00:36:47,687 --> 00:36:48,747
‫تو یه هیولا‌یی.

470
00:36:48,771 --> 00:36:53,872
‫شرلوک، اینقد ساده نباش.

471
00:36:53,896 --> 00:36:58,705
‫همه‌مون ظرفیت خوبی و بدی رو داریم،
‫حتی اگه این‌طوری اسم گذاشتن روش کمکی بهمون بکنه.

472
00:36:58,729 --> 00:37:01,747
‫شمال توهم می‌شه، چه متوجه‌اش بشی چه نه. چایی؟

473
00:37:01,771 --> 00:37:02,771
‫نه.

474
00:37:03,479 --> 00:37:04,604
‫من کاری رو کردم که…

475
00:37:06,729 --> 00:37:09,288
‫به نفع خودم بود. معلومه که همین کارو کردم.

476
00:37:09,312 --> 00:37:12,271
‫ولی به نفع تو هم بود.

477
00:37:13,146 --> 00:37:14,997
‫فکر می‌کنی الان این مردی می‌شدی که هستی…

478
00:37:15,021 --> 00:37:16,663
‫اگه تو اون آتیشِ سختیا آبدیده نمی‌شدی؟

479
00:37:16,687 --> 00:37:20,205
‫نمی‌تونم به این حرفا گوش بدم.
‫ولی بازم نمی‌تونی ول کنی بری. مگه نه؟

480
00:37:20,229 --> 00:37:25,604
‫نمی‌تونم برم چون بهم نمی‌گی
‫خواهرم کجاست. کجاست؟

481
00:37:27,771 --> 00:37:31,646
‫همینجا تو قسطنطنیه پیش منه.

482
00:37:32,771 --> 00:37:34,771
‫اگه دلت می‌خواد می‌تونی فردا ببینیش، ولی...

483
00:37:38,937 --> 00:37:40,521
‫در عوضش یه چیزی می‌خوام.

484
00:37:42,854 --> 00:37:44,896
‫پس شرطش اینه؟

485
00:37:45,937 --> 00:37:46,937
‫شرطش همینه.

486
00:37:47,771 --> 00:37:48,830
‫شوآن.

487
00:37:48,854 --> 00:37:52,646
‫اون مرگِ منو می‌خواد. و اگه منو بکشه،
‫خب دیگه هیچ‌وقت بئاتریس رو پیدا نمی‌کنی.

488
00:37:53,479 --> 00:37:57,288
‫آینده‌مون به هم گره خورده.

489
00:37:57,312 --> 00:37:59,312
‫فردا شوآن رو بیار.

490
00:37:59,854 --> 00:38:02,937
‫تو میدون، همون ساعت، منم
‫خواهرت رو بهت تحویل می‌دم.

491
00:38:03,604 --> 00:38:05,955
‫خب، پس عملاً هیچ حق انتخابی نذاشتی.

492
00:38:05,979 --> 00:38:09,330
‫واقعاً برات به همین راحتیه؟
‫فرستادن یه نفر به کام مرگ؟

493
00:38:09,354 --> 00:38:11,062
‫تو هیچ دینی به شوآن نداری.

494
00:38:11,854 --> 00:38:14,247
‫نه، برام راحت نیست، ولی اگه خواهرِ خودم بود،

495
00:38:14,271 --> 00:38:16,538
‫حتی یه لحظه هم به خودم شک
‫راه نمی‌دادم.

496
00:38:16,562 --> 00:38:18,646
‫به نظرم تو هم نباید تردید کنی.

497
00:38:19,687 --> 00:38:21,729
‫- مزاحمتون که نشدم؟
‫- نه اصلاً.

498
00:38:23,562 --> 00:38:27,479
‫"حالا یه قلب نجیب می‌شکنه.
‫شب‌بخیر، شاهزاده‌ی دوست‌داشتنی."

499
00:38:29,646 --> 00:38:32,229
‫"و دسته‌ی فرشته‌ها با آوازشون
‫تو رو به خواب ابدی می‌برن."

500
00:38:43,021 --> 00:38:47,021
‫خوشحالم که این ماجرا برات ختم به خیر می‌شه.

501
00:38:47,771 --> 00:38:49,229
‫اینکه قراره خواهرت رو ببینی.

502
00:38:51,479 --> 00:38:52,479
‫ممنون.

503
00:38:53,562 --> 00:38:57,146
‫بعدش دیگه پدرت مال منه و هر
‫کاری صلاح بدونم باهاش می‌کنم.

504
00:38:58,104 --> 00:39:00,747
‫می‌دونم این کار برات سخته،
‫ولی ما با هم یه قراری داشتیم.

505
00:39:00,771 --> 00:39:02,580
‫من حق خودم رو می‌خوام.

506
00:39:02,604 --> 00:39:04,021
‫و بهش هم می‌رسی.

507
00:39:04,896 --> 00:39:06,271
‫بهت قول می‌دم.

508
00:39:11,437 --> 00:39:12,979
‫باربر و شاهزاده خانم.

509
00:39:20,979 --> 00:39:22,146
‫دیده‌بان.

510
00:39:24,271 --> 00:39:26,580
‫هیچ‌وقت به اون مقام والایِ "باربری" نرسیدم.

511
00:39:26,604 --> 00:39:29,562
‫منم هیچ‌وقت شاهزاده خانم
‫نبودم، فقط شیائو وِی بودم.

512
00:39:42,521 --> 00:39:44,663
‫- چه حسی داری؟
‫- انتظار داری چه حسی داشته باشم؟

513
00:39:44,687 --> 00:39:46,771
‫- دلت می‌خواد چه حسی داشته باشی؟
‫- همون حسی که باید داشته باشم.

514
00:39:51,521 --> 00:39:55,521
‫هنوز کلی جای کار داری، شرلوک.

515
00:40:25,062 --> 00:40:26,771
‫فکر کنم از اینجا به بعد
‫رو فقط من و مادر بریم.

516
00:40:40,229 --> 00:40:41,937
‫اونجاست. خودشه.

517
00:40:45,354 --> 00:40:46,437
‫دختره همراهش نیست.

518
00:40:46,937 --> 00:40:49,122
‫- بذار من باهاش حرف بزنم.
‫- بهش اعتمادی ندارم.

519
00:40:49,146 --> 00:40:51,271
‫از پسش برمیام، مادر. تو پیش مایکرافت بمون.

520
00:41:08,396 --> 00:41:09,538
‫سایلاس.

521
00:41:09,562 --> 00:41:11,896
‫نمی‌تونی بهم بگی پدر؟

522
00:41:14,354 --> 00:41:15,646
‫خواهرم رو نمی‌بینم.

523
00:41:17,521 --> 00:41:21,937
‫می‌دونی این شهر رو ساختن تا
‫با شکوه و عظمت رُم رقابت کنه؟

524
00:41:22,687 --> 00:41:27,997
‫تو دوران باستان، پیشرفته‌ترین
‫استحکامات دفاعی رو داشت.

525
00:41:28,021 --> 00:41:33,437
‫از سقوط امپراتوری‌ها، جنگ‌های
‫وحشیانه و بیماری‌ها جون سالم به در برده...

526
00:41:37,104 --> 00:41:40,646
‫تقریباً هر بلایی که تاریخ بشر
‫می‌تونست سرش بیاره رو دیده،

527
00:41:41,479 --> 00:41:43,771
‫و این شهر دووم آورده.

528
00:41:45,729 --> 00:41:48,021
‫عجب سخنرانیِ قشنگی. تموم شد؟

529
00:41:51,021 --> 00:41:53,872
‫اون‌قدرام به نظر نمیاد
‫آماده‌ی تسلیم شدن باشه، شرلی.

530
00:41:53,896 --> 00:41:58,771
‫چرا هست. فقط خودش هنوز خبر نداره.

531
00:42:00,146 --> 00:42:01,604
‫دارن راجع به چی حرف می‌زنن؟

532
00:42:05,771 --> 00:42:07,330
‫حدس می‌زنم راجع به تو.

533
00:42:10,187 --> 00:42:13,187
‫خب، همون‌طور که
‫می‌بینی من آماده‌ی معامله‌ام.

534
00:42:14,479 --> 00:42:18,354
‫پس، خواهرم کجاست؟

535
00:42:42,521 --> 00:42:45,330
‫بی؟ بی؟

536
00:42:45,354 --> 00:42:46,729
‫مادر.

537
00:42:49,396 --> 00:42:50,896
‫بی.

538
00:42:53,521 --> 00:42:54,521
‫عزیزِ دلم.

539
00:42:57,062 --> 00:42:58,312
‫نوبت توئه، پسرم.

540
00:42:58,896 --> 00:43:00,104
‫دلم برات یه ذره شده بود.

541
00:43:03,312 --> 00:43:05,312
‫- سایلاس.
‫- پسرم.

542
00:43:07,771 --> 00:43:10,771
‫می‌دونی راجع به کشتن اون سرباز
‫چی بیشتر از همه فکرم رو درگیر کرد؟

543
00:43:12,354 --> 00:43:14,896
‫اینکه شاید ازش خوشم اومده باشه. راه بیفت!

544
00:43:24,437 --> 00:43:25,521
‫بذار صورتت رو ببینم.

545
00:43:26,479 --> 00:43:27,479
‫شرلوک!

546
00:43:34,271 --> 00:43:36,747
‫راستش زبونم بند اومده.

547
00:43:36,771 --> 00:43:38,479
‫که البته واسه خودش
‫سابقه نداشته.

548
00:43:40,771 --> 00:43:42,396
‫چی شده، مادر؟

549
00:43:43,646 --> 00:43:44,771
‫این که اون نیست.

550
00:43:45,312 --> 00:43:47,104
‫مادر.

551
00:43:49,396 --> 00:43:50,497
‫سایلاس.

552
00:43:50,521 --> 00:43:53,646
‫حرفم رو باور کن. این بئاتریس نیست.

553
00:43:55,771 --> 00:43:57,771
‫- کارش رو بساز، شاهزاده خانم.
‫- مرسی، جیمز.

554
00:44:05,521 --> 00:44:08,104
‫- مادر، ما باید بریم.
‫- تو دخترِ من نیستی!

555
00:44:18,104 --> 00:44:19,104
‫پیداش کن!

556
00:44:20,021 --> 00:44:21,521
‫- هی، هی.
‫- تو!

557
00:44:22,229 --> 00:44:24,771
‫می‌دونستم بهم نارو می‌زنی، شرلوک.

558
00:44:25,271 --> 00:44:27,562
‫هر چی باشه مگه تو پسر خودم نیستی؟

559
00:44:30,479 --> 00:44:31,604
‫سلام، مادر.

560
00:44:35,062 --> 00:44:37,521
‫بی؟ بی.

561
00:44:46,021 --> 00:44:47,479
‫شرلوک.

562
00:44:48,062 --> 00:44:49,271
‫مایکرافت.

563
00:44:50,562 --> 00:44:52,021
‫دستاتون بالا.

564
00:44:54,521 --> 00:44:56,229
‫بی‌زحمت.

565
00:44:59,187 --> 00:45:00,771
‫تو هم همین‌طور، برادرِ عزیزم.

566
00:45:07,854 --> 00:45:09,146
‫این خوب نیست؟

567
00:45:10,000 --> 00:45:30,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

