﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

3
00:00:25,229 --> 00:00:28,247
‫برو بالا. مادرم رو پیدا کن.

4
00:00:28,271 --> 00:00:30,771
‫ببرش سمت اتاقک نگهبانی.
‫یه لحظه هم ازش دور نشو.

5
00:00:40,604 --> 00:00:42,580
‫بیا. خودت رو خشک کن.

6
00:00:42,604 --> 00:00:43,854
‫حسابی شوکه شدی.

7
00:00:45,479 --> 00:00:46,479
‫ببخشید.

8
00:00:47,646 --> 00:00:49,872
‫- این برای محافظت از خودمه.
‫- محافظت از تو؟

9
00:00:49,896 --> 00:00:51,538
‫بیرون کشیدن جنازه خواهرت از قبر.

10
00:00:51,562 --> 00:00:53,122
‫- اصلاً منطقی نیست، مگه نه؟
‫- نه، نه، نه، نه، نه.

11
00:00:53,146 --> 00:00:55,163
‫سعی نکن... سعی نکن جوری نشون بدی

12
00:00:55,187 --> 00:00:57,455
‫- که انگار من آدم خطرناکه‌م.
‫- همیشه می‌ترسیدم این روز برسه.

13
00:00:57,479 --> 00:00:59,247
‫- که من قضیه رو بفهمم؟
‫- که تو هم علائم

14
00:00:59,271 --> 00:01:00,330
‫مریضی مادرت رو نشون بدی.

15
00:01:00,354 --> 00:01:01,872
‫خواهرم هنوز زنده‌ست؟

16
00:01:01,896 --> 00:01:05,330
‫- شرلوک. تو رو خدا.
‫- اون کسی که تو قبره، خواهرم نیست.

17
00:01:05,354 --> 00:01:07,538
‫- اون جسد اون نیست.
‫- معلومه که خودشه.

18
00:01:07,562 --> 00:01:09,122
‫نه، نیست! دستش شکسته بود!

19
00:01:09,146 --> 00:01:11,687
‫- اون دست شکسته نیست!
‫- داری اشتباه می‌کنی.

20
00:01:12,396 --> 00:01:15,788
‫دستش رو بسته بود! دستش
‫رو بسته بود، اینو قشنگ یادمه!

21
00:01:15,812 --> 00:01:17,437
‫آره. آره، همین‌طور بود.

22
00:01:19,646 --> 00:01:25,122
‫چون وقتی داشت سعی می‌کرد دنبال تو از
‫درخت بره بالا، افتاد و دستش رگ به رگ شد.

23
00:01:25,146 --> 00:01:27,812
‫داشت سعی می‌کرد بهت برسه.

24
00:01:28,312 --> 00:01:30,705
‫جای تعجب نداره که از ذهنت پاکش کردی.

25
00:01:30,729 --> 00:01:33,580
‫می‌فهمم چقدر دلت می‌خواد
‫باور کنی که اون زنده‌ست.

26
00:01:33,604 --> 00:01:35,788
‫من در مورد... کسب و
‫کارهای شکست‌خورده‌ت می‌دونم.

27
00:01:35,812 --> 00:01:38,997
‫و اینکه چطور وقتی مادرم رو فرستادن رفت،
‫وضع مالیت زیر و رو شد. اینو توضیح بده.

28
00:01:39,021 --> 00:01:40,788
‫می‌دونی چرا کار و کاسبیم خوابید؟

29
00:01:40,812 --> 00:01:42,622
‫چون من اینجا بودم و داشتم
‫از مادرت مراقبت می‌کردم.

30
00:01:42,646 --> 00:01:46,288
‫حالش خوب نبود، شرلوک. خیلی
‫قبل‌تر از اینکه بئاتریس بمیره.

31
00:01:46,312 --> 00:01:49,997
‫و بعد از اینکه رفت، خودم رو غرق
‫کار کردم تا اینکه وضع مالیم بهتر شد.

32
00:01:50,021 --> 00:01:53,788
‫- هیچ چیز مشکوکی در کار نیست.
‫- فقط دو نفر جسد رو دیدن.

33
00:01:53,812 --> 00:01:56,372
‫فـ...فقط تو و سرایدار.

34
00:01:56,396 --> 00:01:57,872
‫این اصلاً درست نیست. دکتر...

35
00:01:57,896 --> 00:01:59,997
‫اون گواهی فوت رو صادر کرد. اون دیدش.

36
00:02:00,021 --> 00:02:03,038
‫- باورم نمیشه اصلاً داریم این بحث رو می‌کنیم...
‫- دکتری که حتی نمی‌دونست

37
00:02:03,062 --> 00:02:06,288
‫- بئاتریس چه شکلیه!
‫- کافیه. من دیگه خیلی صبوری کردم.

38
00:02:06,312 --> 00:02:08,997
‫چرا باید یه دکتر رو از اون سر
‫دنیا، از آکسفورد بکشونی بیاری؟

39
00:02:09,021 --> 00:02:11,437
‫اون ایده مادرت بود!

40
00:02:12,312 --> 00:02:15,080
‫مادرت باهاش دوست قدیمی بود!

41
00:02:15,104 --> 00:02:16,747
‫اون دوست قدیمی مادرت بود!

42
00:02:16,771 --> 00:02:18,896
‫مادرت می‌خواست که اون اینجا باشه!

43
00:02:25,104 --> 00:02:26,854
‫به من گوش کن.

44
00:02:27,854 --> 00:02:28,854
‫شرلوک.

45
00:02:29,812 --> 00:02:32,979
‫گوش کن. اون بدترین روز زندگیمون بود.

46
00:02:39,187 --> 00:02:42,288
‫معلومه که... معلومه که برات گیج‌کننده‌ست.

47
00:02:42,312 --> 00:02:44,497
‫واقعاً... واقعاً فکر می‌کنی من...

48
00:02:44,521 --> 00:02:47,854
‫من... من... من... من می‌تونم
‫یه همچین کار وحشتناکی بکنم؟

49
00:02:49,396 --> 00:02:51,812
‫- تخیل زیاد می‌تونه دردسر باشه.
‫- متاسفم.

50
00:02:55,187 --> 00:02:56,913
‫ازش دور بمون!

51
00:02:56,937 --> 00:03:00,205
‫این یه دروغه. در مورد دکتر.

52
00:03:00,229 --> 00:03:01,705
‫همه‌ش دروغه!

53
00:03:01,729 --> 00:03:03,205
‫چند تا دروغ دیگه گفتی؟

54
00:03:03,229 --> 00:03:05,330
‫کوردلیا، عشق من. تو یادت نمیاد.

55
00:03:05,354 --> 00:03:09,247
‫جیمز بهم گفت تو اون قبر چی پیدا کردن.

56
00:03:09,271 --> 00:03:10,955
‫آره. بئاتریس!

57
00:03:10,979 --> 00:03:12,163
‫کجاست؟

58
00:03:12,187 --> 00:03:15,163
‫همه‌مون فقط باید آروم باشیم.

59
00:03:15,187 --> 00:03:16,396
‫واقعاً؟

60
00:03:21,479 --> 00:03:22,479
‫بگیرینش!

61
00:04:25,521 --> 00:04:29,721
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

62
00:04:38,437 --> 00:04:40,853
‫این...

63
00:04:41,728 --> 00:04:45,538
‫خیلی مرموزه. خیلی مرموزه.

64
00:04:45,562 --> 00:04:47,853
‫چی، قربان؟

65
00:04:48,646 --> 00:04:50,247
‫چی؟ چی چیه، پسر جان؟

66
00:04:50,271 --> 00:04:51,954
‫چی خیلی مرموزه؟

67
00:04:51,978 --> 00:04:54,747
‫خب، هیچ اثری از تغییر رنگ پوست نیست،

68
00:04:54,771 --> 00:04:58,829
‫هیچ بوی موندگاری که نشون‌دهنده
‫مسمومیت باشه وجود نداره،

69
00:04:58,853 --> 00:05:01,080
‫هیچ علامتی از سکته قلبی نیست،

70
00:05:01,104 --> 00:05:04,372
‫هیچ رگ خونی‌ای هم اون‌طوری
‫که انتظار می‌ره نترکیده،

71
00:05:04,396 --> 00:05:08,372
‫و هیچ‌جور زخم گوشتی‌ای هم روی بدنش نیست.

72
00:05:08,396 --> 00:05:12,580
‫پس، این مرد به قتل رسیده و شما
‫داری به من می‌گی که نمی‌دونیم چطوری؟

73
00:05:12,604 --> 00:05:16,372
‫چیزی که دارم بهت می‌گم
‫اینه که جسد تو سلامت کامله!

74
00:05:16,396 --> 00:05:20,978
‫بله، البته به جز این حقیقت
‫نسبتاً تاسف‌بار که ایشون مرده‌ن.

75
00:05:25,187 --> 00:05:28,521
‫- این چیه؟
‫- این محتویات مجاری تنفسی‌شه.

76
00:05:29,103 --> 00:05:32,954
‫همون چیزایی که تو بدن یه قربانی
‫غرق‌شدگی انتظار داری ببینی.

77
00:05:32,978 --> 00:05:35,913
‫با این تفاوت که اون غرق نشده.
‫من اونجا بودم. روی خشکی بود.

78
00:05:39,021 --> 00:05:40,997
‫می‌شه یه لحظه ما رو تنها بذارید، قربان؟

79
00:05:41,021 --> 00:05:42,981
‫- بله، حتماً پسر جان.
‫- خیلی ممنون.

80
00:05:46,187 --> 00:05:50,163
‫می‌دونی داشت روی چی کار می‌کرد؟
‫چون اگه می‌دونی، الان وقتشه بگی.

81
00:05:50,187 --> 00:05:53,896
‫نه. یه... یه کاری برای دولت بود.

82
00:05:54,437 --> 00:05:57,372
‫- خیلی فوق‌محرمانه.
‫- پس اون و پروفسور مالک

83
00:05:57,396 --> 00:05:59,038
‫با هم کار می‌کردن، درسته؟

84
00:05:59,062 --> 00:06:01,705
‫آره. با اینکه هیچ‌وقت جزئیاتش
‫رو با من در میون نذاشت.

85
00:06:01,729 --> 00:06:03,937
‫به تو هم چیزی نگفت؟

86
00:06:04,604 --> 00:06:06,455
‫نه.

87
00:06:06,479 --> 00:06:07,872
‫داریم به جایی می‌رسیم؟

88
00:06:07,896 --> 00:06:09,747
‫راستش نه، لستراد. نه.

89
00:06:09,771 --> 00:06:13,021
‫هر سوال به سوالای بیشتری ختم می‌شه.

90
00:06:13,604 --> 00:06:15,104
‫مثل جنگیدن با اژدهای چند سر می‌مونه.

91
00:06:17,021 --> 00:06:18,329
‫لستراد؟

92
00:06:18,353 --> 00:06:19,521
‫چی برام داری؟

93
00:06:20,187 --> 00:06:21,187
‫یه تلگراف براتون اومده، قربان.

94
00:06:25,562 --> 00:06:26,771
‫احضار شدم.

95
00:06:42,603 --> 00:06:44,353
‫- اون دختره کیه؟
‫- نمی‌دونیم.

96
00:06:46,103 --> 00:06:48,853
‫احتمالاً یه جسد از بیمارستان
‫یا فقیرخونه گیر آوردن.

97
00:06:50,312 --> 00:06:51,646
‫کار سختی نیست.

98
00:06:59,146 --> 00:07:01,122
‫فکر می‌کنی ممکنه هنوز زنده باشه؟

99
00:07:01,146 --> 00:07:03,646
‫- نمی‌دونم.
‫- اما احتمالش هست؟

100
00:07:04,396 --> 00:07:05,396
‫آره.

101
00:07:05,979 --> 00:07:07,229
‫احتمالش هست.

102
00:07:08,229 --> 00:07:09,437
‫کجا داری می‌ری؟

103
00:07:10,604 --> 00:07:11,729
‫که پیداش کنم.

104
00:07:18,228 --> 00:07:20,413
‫و پروفسور مالک الان کجاست؟

105
00:07:20,437 --> 00:07:22,122
‫متاسفانه نمی‌دونم، قربان.

106
00:07:22,146 --> 00:07:24,997
‫- و اون قاتل چینی؟
‫- از مخفیگاه اون هم خبری نیست، قربان.

107
00:07:25,021 --> 00:07:27,579
‫آقای هولمز، مدیریت شما تو این قضیه

108
00:07:27,603 --> 00:07:29,497
‫واقعاً افتضاح بوده.

109
00:07:29,521 --> 00:07:31,622
‫خب، شاید اگه شما آقایون
‫یه‌کمی با من روراست‌تر بودید

110
00:07:31,646 --> 00:07:32,997
‫از همون اول،

111
00:07:33,021 --> 00:07:35,663
‫شاید بهتر می‌تونستم از
‫سر بوسفالوس محافظت کنم.

112
00:07:35,687 --> 00:07:37,538
‫داری کنایه می‌زنی که این تقصیر ماست؟

113
00:07:37,562 --> 00:07:39,122
‫اگه ترجیح می‌دین می‌تونم خیلی واضح‌تر بگم.

114
00:07:39,146 --> 00:07:41,038
‫- هولمز...
‫- من معتقدم که هاج کشته شد

115
00:07:41,062 --> 00:07:44,454
‫به خاطر یه پروژه مخفی
‫دولتی که مرکزش تو آکسفورده،

116
00:07:44,478 --> 00:07:47,663
‫که شما از دادن جزئیاتش به من خودداری کردید.

117
00:07:47,687 --> 00:07:51,954
‫اما حدس می‌زنم هر چیزی که داشته
‫روش کار می‌کرده به شدت خطرناک بوده.

118
00:07:51,978 --> 00:07:55,771
‫هاج در حین کار برای این دولت مرد.

119
00:07:56,562 --> 00:07:58,521
‫باید بدونم شما چی می‌دونید.

120
00:08:02,187 --> 00:08:06,788
‫چطور یه آدم تو خشکی
‫علائم غرق‌شدگی نشون میده؟

121
00:08:06,812 --> 00:08:09,747
‫سعی نکن با معما بافیدن ما رو گیج کنی، آقا.

122
00:08:09,771 --> 00:08:12,872
‫تو به آکسفورد فرستاده شدی
‫تا به سر بوسفالوس کمک کنی

123
00:08:12,896 --> 00:08:14,372
‫برای ساختمون جدید علوم.

124
00:08:14,396 --> 00:08:15,913
‫حالا اون مرده.

125
00:08:15,937 --> 00:08:17,271
‫اونم زمانی که تو مراقبش بودی.

126
00:08:18,146 --> 00:08:19,247
‫کارت اینجا تمومه، آقا.

127
00:08:19,271 --> 00:08:22,038
‫سابقه کاریت با دولت
‫علیاحضرت به پایان رسیده.

128
00:08:22,062 --> 00:08:24,646
‫- قربان، اگه اجازه بدید...
‫- حرف نباشه، مرخصید.

129
00:08:31,396 --> 00:08:32,603
‫روز بخیر.

130
00:08:33,896 --> 00:08:36,954
‫هر چیزی که تا الان کشف کردی رو بهم بگو.

131
00:08:36,978 --> 00:08:40,954
‫خب، ما فکر می‌کنیم این سرایدار
‫بوده که در واقع بئاتریس رو برده.

132
00:08:40,978 --> 00:08:42,997
‫- نیتن نه؟
‫- چرا، همون نیتن.

133
00:08:43,021 --> 00:08:45,955
‫پدر دقیقاً بعد از ناپدید شدن
‫بئاتریس تمام بدهی‌هاش رو صاف کرد.

134
00:08:45,979 --> 00:08:47,787
‫عزیزم، اون همیشه خیلی مهربون بود.

135
00:08:47,811 --> 00:08:50,247
‫خب، پدر تمام مدت تو پیک‌نیک پیش ما بود.

136
00:08:50,271 --> 00:08:51,705
‫پس حتماً یه همدست لازم داشته.

137
00:08:51,729 --> 00:08:53,997
‫و سرایدار هم اونو یواشکی
‫از املاک برده بیرون.

138
00:08:54,021 --> 00:08:56,497
‫پس مجبور بوده که... ممنون... اونو
‫تا جایی که ممکنه از اینجا دور کنه.

139
00:08:56,521 --> 00:08:59,205
‫- بدون اینکه کسی متوجه بشه.
‫- ارابه یا درشکه‌ای چیزی داشت؟

140
00:08:59,229 --> 00:09:01,521
‫آره، برای تحویل بارهاش یه ارابه داشت.

141
00:09:03,104 --> 00:09:05,038
‫نیتن بار می‌برد؟

142
00:09:05,062 --> 00:09:06,247
‫- شکار.
‫- آره.

143
00:09:06,271 --> 00:09:08,955
‫پدر تو املاک شکار می‌کرد. قرقاول و خرگوش.

144
00:09:08,979 --> 00:09:10,872
‫و بئاتریس هیچ‌وقت لب به گوشت خرگوش نمی‌زد.

145
00:09:10,896 --> 00:09:12,872
‫برای همه‌شون اسم می‌ذاشت.

146
00:09:12,896 --> 00:09:14,497
‫برای همین همیشه کلی گوشت اضافه می‌موند.

147
00:09:14,521 --> 00:09:16,830
‫و نیتن هفته‌ای یه بار با
‫ارابه‌ش اونا رو می‌فروخت.

148
00:09:16,854 --> 00:09:19,913
‫پس نیتن بیهوشش می‌کنه
‫و تو ارابه قایمش می‌کنه.

149
00:09:19,937 --> 00:09:21,788
‫زیر کیسه‌های قرقاول و خرگوش.

150
00:09:21,812 --> 00:09:25,271
‫بعدشم مثل یه تحویل بار معمولی
‫می‌ره و اصلاً جلب توجه نمی‌کنه.

151
00:09:26,396 --> 00:09:28,122
‫یادت میاد این بارها رو کجا می‌برد؟

152
00:09:28,146 --> 00:09:30,187
‫نه عزیزم. اصـ...اصلاً نمی‌دونم.

153
00:09:35,811 --> 00:09:36,811
‫دفتر ثبت شکار.

154
00:09:38,311 --> 00:09:39,705
‫دفتر ثبت شکار املاک.

155
00:09:39,729 --> 00:09:43,330
‫هرچیزی که شکار می‌شده و به
‫فروش می‌رسیده توش ثبت شده.

156
00:09:43,354 --> 00:09:48,271
‫نیتن بردفورد درست فردای روزی که
‫می‌گن بئاتریس مرده، یه بار تحویل داده.

157
00:09:49,146 --> 00:09:51,912
‫روز عجیبی برای انجام کارای روزمره نیست؟

158
00:09:51,936 --> 00:09:53,872
‫یه جفت قرقاول.

159
00:09:56,854 --> 00:09:58,186
‫چهار تا خرگوش.

160
00:10:00,646 --> 00:10:01,771
‫و یه خرگوش صحرایی.

161
00:10:04,771 --> 00:10:07,122
‫تحویل به آدرسی تو هایگیت.

162
00:10:07,146 --> 00:10:09,146
‫حدود ۶۰ مایل از اینجا دورتره.

163
00:10:09,771 --> 00:10:11,104
‫جایی که هیچ‌کس اونو نمی‌شناخت.

164
00:10:12,104 --> 00:10:14,163
‫به کراول می‌گم اسب‌ها رو زین کنه،

165
00:10:14,187 --> 00:10:16,997
‫و قول می‌دم به محض اینکه
‫خبری شد بهت تلگراف بزنم.

166
00:10:17,021 --> 00:10:18,080
‫نه.

167
00:10:18,104 --> 00:10:19,646
‫منم باهات میام.

168
00:10:21,187 --> 00:10:22,896
‫اگه بئاتریس اون بیرونه،

169
00:10:24,146 --> 00:10:25,479
‫پیداش می‌کنم.

170
00:10:26,271 --> 00:10:28,187
‫با تو یا بدون تو.

171
00:10:32,021 --> 00:10:34,229
‫خب، حسابی حالت رو گرفت.

172
00:10:43,104 --> 00:10:45,247
‫برید کنار!

173
00:10:45,271 --> 00:10:47,229
‫برید دیگه، بچه‌های شیطون.
‫برید اون‌ور بازی کنید.

174
00:10:51,729 --> 00:10:53,912
‫- شما کی باشی؟
‫- مایکرافت هولمز.

175
00:10:53,936 --> 00:10:55,497
‫می‌خواستم بدونم همسر عزیزتون خونه‌ست یا نه.

176
00:10:55,521 --> 00:10:58,080
‫همسر عزیزم.

177
00:10:58,104 --> 00:10:59,396
‫کلاً یدونه دارم.

178
00:11:01,146 --> 00:11:04,122
‫- مهمون داریم.
‫- ممنون، نور چشمم.

179
00:11:04,146 --> 00:11:05,146
‫ممنون.

180
00:11:06,729 --> 00:11:09,497
‫ببخشید.

181
00:11:09,521 --> 00:11:12,497
‫برای خوردن شراب سیب یه کم زود نیست، پاسبان؟

182
00:11:12,521 --> 00:11:14,413
‫دارم آرزوهام رو غرق می‌کنم، آقای هولمز.

183
00:11:14,437 --> 00:11:16,622
‫اسکاتلندیارد. همون چیزی که چشمم دنبالش بود.

184
00:11:16,646 --> 00:11:20,330
‫اما بعد از این همه اتفاق،
‫مرگ هاج، فرار شوان،

185
00:11:20,354 --> 00:11:22,312
‫همین که کارم رو تو آکسفورد
‫از دست ندم خیلی شانس آوردم.

186
00:11:22,896 --> 00:11:25,913
‫پاسبان، خیلی منطقیه، مگه نه،

187
00:11:25,937 --> 00:11:28,747
‫که فرض کنیم پروفسور مالیک
‫سر بوسفالوس هاج رو کشته؟

188
00:11:28,771 --> 00:11:31,497
‫- همین‌طوره.
‫- خب، پس اینم منطقیه که بگیم

189
00:11:31,521 --> 00:11:33,854
‫اگه بتونیم پروفسور مالیک رو دستگیر کنیم،

190
00:11:35,061 --> 00:11:37,061
‫می‌تونیم شغل جفتمون رو نجات بدیم؟

191
00:11:38,979 --> 00:11:40,705
‫- می‌شنوم.
‫- وقتی تو اداره پلیس آکسفورد بودیم

192
00:11:40,729 --> 00:11:43,330
‫گفتی پروفسور مالیک یه پرونده داشته.

193
00:11:43,354 --> 00:11:44,705
‫- خب که چی؟
‫- توش چی بود؟

194
00:11:44,729 --> 00:11:48,037
‫هیچی. فقط اسمش و آدرسش
‫تو آکسفورد، که قبلاً گشتیمش.

195
00:11:48,061 --> 00:11:49,372
‫اما اگه سوءپیشینه نداشته،

196
00:11:49,396 --> 00:11:51,854
‫اصلاً چرا از همون اول
‫براش پرونده تشکیل دادن؟

197
00:11:55,271 --> 00:11:56,455
‫جواب.

198
00:11:56,479 --> 00:12:00,413
‫یه چیزی تو اون پرونده
‫بوده که بعداً برداشته شده...

199
00:12:00,437 --> 00:12:04,187
‫- پس، گزارش دستگیری کجاست؟
‫- ارزش یه نگاه دوباره رو داره، فکر نمی‌کنی؟

200
00:12:05,062 --> 00:12:06,062
‫برم کتم رو بیارم.

201
00:12:08,721 --> 00:12:10,721
‫[ های‌گیت ]

202
00:12:20,729 --> 00:12:21,913
‫ممنون.

203
00:12:21,937 --> 00:12:22,937
‫سلام.

204
00:12:25,396 --> 00:12:26,455
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

205
00:12:26,479 --> 00:12:27,604
‫بله.

206
00:12:28,271 --> 00:12:29,872
‫ما دنبال یه دختر جوون می‌گردیم.

207
00:12:29,896 --> 00:12:31,622
‫د...دلیلی داریم که باور کنیم

208
00:12:31,646 --> 00:12:34,229
‫حدود ۱۲ سال پیش آوردنش اینجا.

209
00:12:34,771 --> 00:12:37,104
‫این خودشه.

210
00:12:38,354 --> 00:12:40,271
‫متاسفم تا حالا ندیدمش.

211
00:12:41,729 --> 00:12:43,061
‫حالا روز خوبی داشته باشید.

212
00:12:57,521 --> 00:13:00,163
‫ازتون می‌خوام دیگه مزاحمم نشید.

213
00:13:00,187 --> 00:13:01,997
‫اسمش بئاتریسه.

214
00:13:02,021 --> 00:13:03,538
‫مـ...من مادرشم.

215
00:13:03,562 --> 00:13:05,229
‫اسمم کوردلیا هولمزه.

216
00:13:05,979 --> 00:13:09,205
‫تا دیروز، فکر می‌کردم مرده.

217
00:13:09,229 --> 00:13:12,229
‫الان دلیلی دارم که باور
‫کنم ممکنه آوردنش اینجا.

218
00:13:13,312 --> 00:13:14,788
‫هرچی می‌دونید بهم بگید.

219
00:13:14,812 --> 00:13:16,163
‫هرچیزی که هست.

220
00:13:16,187 --> 00:13:19,437
‫مـ...من ازتون خواهش می‌کنم.
‫تـ...تمنا می‌کنم. لطفاً کمکم کنید.

221
00:13:22,521 --> 00:13:26,187
‫ما اسمش رو نمی‌دونستیم،
‫برای همین بهش می‌گفتیم هانا.

222
00:13:26,812 --> 00:13:28,937
‫چون مثل یه برکت اومد تو زندگیمون.

223
00:13:29,729 --> 00:13:33,162
‫من خودم نمی‌تونستم بچه‌دار بشم، خانم هولمز.

224
00:13:33,186 --> 00:13:35,479
‫و فکر می‌کردیم یتیمه.

225
00:13:37,479 --> 00:13:39,872
‫و نیتن بردفورد بود که آوردش اینجا؟

226
00:13:40,979 --> 00:13:42,622
‫گفت از یتیم‌خونه اومده.

227
00:13:42,646 --> 00:13:44,537
‫یه تصادف وحشتناک اتفاق افتاده.

228
00:13:44,561 --> 00:13:47,662
‫خونه آتیش گرفته، برای همین
‫یه مدت پیش خانم تیلکات می‌مونی.

229
00:13:47,686 --> 00:13:48,997
‫سلام، کوچولو.

230
00:13:49,021 --> 00:13:50,872
‫ما سعی کردیم زندگی خوبی براش بسازیم.

231
00:13:50,896 --> 00:13:52,205
‫مطمئنم همین‌طوره.

232
00:13:52,229 --> 00:13:54,229
‫هرچی عشق داشتم به پای اون ریختم.

233
00:13:55,729 --> 00:13:57,080
‫"ریختم."

234
00:13:57,104 --> 00:13:58,646
‫گفتید "ریختم."

235
00:13:59,729 --> 00:14:02,187
‫اون اینجا نیست، مگه نه؟

236
00:14:03,062 --> 00:14:04,622
‫رفته؟

237
00:14:04,646 --> 00:14:06,937
‫بله. وقتی ۱۴ سالش بود

238
00:14:07,687 --> 00:14:09,163
‫ما رو ترک کرد.

239
00:14:09,187 --> 00:14:12,622
‫یه روز صبح بیدار شدیم و دیدیم
‫یه یادداشت نوشته و تشکر کرده

240
00:14:12,646 --> 00:14:15,455
‫و گفته نمی‌خواد دنبالش بگردیم.

241
00:14:15,479 --> 00:14:17,479
‫و اصلاً نمی‌دونید کجا رفته؟

242
00:14:18,854 --> 00:14:20,687
‫- نه.
‫- خانم تیلکات،

243
00:14:21,687 --> 00:14:23,187
‫می‌تونم اتاقش رو ببینم؟

244
00:14:39,646 --> 00:14:40,854
‫چه جور دختری بود؟

245
00:14:42,646 --> 00:14:43,771
‫باهوش.

246
00:14:44,479 --> 00:14:45,729
‫مصمم.

247
00:14:46,771 --> 00:14:48,354
‫لجباز.

248
00:14:51,021 --> 00:14:53,037
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- هنوز نه.

249
00:14:55,021 --> 00:14:56,247
‫بهتون می‌گفت مادر؟

250
00:14:56,271 --> 00:14:58,247
‫- خیلی متاسفم.
‫- نه، نه. لطفاً...

251
00:14:58,271 --> 00:15:00,288
‫لطفاً عذرخواهی نکنید.

252
00:15:00,312 --> 00:15:04,146
‫می‌تونم ببینم که اینجا یه
‫خونه شاد و پر از عشق بوده.

253
00:15:07,187 --> 00:15:08,354
‫عاشق طبیعت بود.

254
00:15:08,979 --> 00:15:12,163
‫برای تولدش از اینا می‌گرفتیم.
‫هر سال یه مدل متفاوت.

255
00:15:12,187 --> 00:15:14,062
‫شما اینا رو براش می‌خریدید؟

256
00:15:16,312 --> 00:15:18,747
‫دیگه نیازی نیست بهمون
‫دروغ بگید، خانم تیلکات.

257
00:15:18,771 --> 00:15:22,479
‫نه، خانم تیلکات، فقط هرچیزی که
‫بتونه تو پیدا کردنش بهمون کمک کنه بگید.

258
00:15:25,021 --> 00:15:26,021
‫اینا رو براش می‌فرستادن.

259
00:15:28,729 --> 00:15:29,997
‫از کجا میومدن؟

260
00:15:30,021 --> 00:15:31,997
‫کی می‌فرستادشون؟

261
00:15:32,021 --> 00:15:34,580
‫هیچ‌وقت اسمش رو نفهمیدم. هیچ‌وقت ندیدمش.

262
00:15:34,604 --> 00:15:37,412
‫حامی مالیش بود. همیـ...همین‌قدر می‌دونستم.

263
00:15:37,436 --> 00:15:40,479
‫و هیچ آدرسی برای برگشت روی بسته‌ها نبود؟

264
00:15:41,061 --> 00:15:42,479
‫- هیچی.
‫- منو ببخشید.

265
00:15:50,686 --> 00:15:56,604
‫سنجاق فولادی. لاک خورده تا رطوبت
‫داخل قفسه سینه حشره باعث زنگ‌زدگیش نشه.

266
00:15:57,186 --> 00:15:58,646
‫تجهیزات تخصصی.

267
00:16:01,062 --> 00:16:03,562
‫فقط یه جا تو لندن اینا رو می‌سازه.

268
00:16:09,229 --> 00:16:10,872
‫سفارش سالانه.

269
00:16:10,896 --> 00:16:13,122
‫هر سال روز تولد بئاتریس
‫یه پروانه براش می‌فرستادن.

270
00:16:13,146 --> 00:16:15,455
‫- و سایلاس پولش رو می‌داده؟
‫- اسمی در کار نیست.

271
00:16:15,479 --> 00:16:16,622
‫ولی یه آدرس بهم دادن.

272
00:16:16,646 --> 00:16:18,521
‫بدفورد رو، هلبورن. بفرمایید، آقا.

273
00:16:19,896 --> 00:16:20,896
‫عزیزم؟

274
00:16:21,396 --> 00:16:22,663
‫ببخشید.

275
00:16:22,687 --> 00:16:24,312
‫ادب داشته باش، شرلی.

276
00:16:29,229 --> 00:16:30,455
‫پاسبان لستراد.

277
00:16:30,479 --> 00:16:31,705
‫مایکرافت هولمز.

278
00:16:31,729 --> 00:16:33,479
‫در رو باز بذار.

279
00:16:38,396 --> 00:16:39,646
‫کیشور مالیک.

280
00:16:43,021 --> 00:16:44,936
‫همون‌طور که گفتم، خالیه.

281
00:16:45,854 --> 00:16:48,311
‫فکر می‌کنی یکی سعی داره ازش محافظت کنه؟

282
00:16:51,936 --> 00:16:52,997
‫اینو ببین.

283
00:16:53,021 --> 00:16:55,622
‫وقتی این سند رو گذاشتن تو
‫پرونده، جوهرش خیس بوده.

284
00:16:55,646 --> 00:16:58,037
‫خب، من نمی‌تونم بخونمش. بـ...برعکسه.

285
00:16:58,061 --> 00:17:01,396
‫هیچ‌وقت بدون آینه آرایش
‫از خونه بیرون نیا، پاسبان.

286
00:17:02,104 --> 00:17:03,229
‫این‌جوری...

287
00:17:04,729 --> 00:17:06,811
‫دو تا اسم، دو تا آدرس.

288
00:17:07,729 --> 00:17:09,622
‫اولی بدون شک مال مالیکه.

289
00:17:09,646 --> 00:17:11,979
‫دومی خوندنش سخت‌تره.

290
00:17:13,021 --> 00:17:17,912
‫به نظر میاد نوشته
‫"آلوی گوردون، هتل شلبورن. بیزواتر، لندن."

291
00:17:31,021 --> 00:17:33,455
‫بعید می‌دونم بشناسه من کیم.

292
00:17:33,479 --> 00:17:36,538
‫بعد از این همه مدت منو یادش نمیاد.

293
00:17:36,562 --> 00:17:39,413
‫و یه زن دیگه بزرگش کرده، پس...

294
00:17:39,437 --> 00:17:42,747
‫آروم باشید خانم هولمز. آدم
‫هیچ‌وقت مادرش رو فراموش نمی‌کنه.

295
00:17:42,771 --> 00:17:44,062
‫من که قطعاً مادر خودم رو فراموش نمی‌کنم.

296
00:17:44,646 --> 00:17:46,330
‫جیمز، برای مادرت چه اتفاقی افتاد؟

297
00:17:46,354 --> 00:17:47,771
‫خب، خیلی وقته که از دنیا رفته.

298
00:17:48,896 --> 00:17:51,538
‫سل گرفت. اون موقع من
‫فقط یه پسربچه کوچیک بودم.

299
00:17:51,562 --> 00:17:53,913
‫آخی طفلکی. خیلی متاسفم.

300
00:17:53,937 --> 00:17:56,663
‫اما روزی نیست که به یادش نباشم.

301
00:17:56,687 --> 00:18:00,038
‫و بهتون قول می‌دم برای
‫بئاتریس شما هم همین‌طوره.

302
00:18:00,062 --> 00:18:02,997
‫- شما واقعاً مرد مهربونی هستید.
‫- خب، شما باعث می‌شید بهترین روی خودم رو نشون بدم.

303
00:18:03,021 --> 00:18:05,396
‫و لبخند خیلی زیبایی هم دارید.

304
00:18:06,771 --> 00:18:08,187
‫درشکه‌چی!

305
00:18:24,396 --> 00:18:27,146
‫می‌شه لطفاً تمومش کنی؟

306
00:18:28,229 --> 00:18:30,455
‫منظورم سوت زدن نبود، جیمز.

307
00:18:30,479 --> 00:18:32,538
‫- لطفاً چیو تموم کنم؟
‫- لاس زدن با مادرم رو.

308
00:18:32,562 --> 00:18:35,830
‫- من اصلاً همچین کاری نمی‌کنم.
‫- من تو رو می‌شناسم. دست خودت نیست.

309
00:18:35,854 --> 00:18:39,687
‫چیزی که دست خودم نیست، شرلوک، اینه که
‫آدما نمی‌تونن در برابر جذابیتم مقاومت کنن.

310
00:18:43,271 --> 00:18:45,729
‫نمی‌تونی منکر بشی که مادرت زن خیلی زیباییه.

311
00:18:48,229 --> 00:18:50,979
‫و مسلماً اگه تو تخت‌خوابم
‫بیسکویت هم بخوره، بیرونش نمی‌کنم.

312
00:18:53,229 --> 00:18:54,979
‫من جدیم، جیمز.

313
00:18:55,979 --> 00:18:58,187
‫بس کن. و دیگه تکرار نکن.

314
00:19:01,896 --> 00:19:02,896
‫خواهش می‌کنم.

315
00:19:14,521 --> 00:19:17,521
‫[ بایس‌واتر، لندن ]

316
00:19:20,437 --> 00:19:22,830
‫این آدرس آقای آلوی گوردونه.

317
00:19:22,854 --> 00:19:25,437
‫البته اگه اون ترفند
‫بامزه آینه‌ات درست باشه.

318
00:19:26,729 --> 00:19:27,729
‫عصر بخیر.

319
00:19:28,562 --> 00:19:30,372
‫ما دنبال شخصی به اسم آلوی گوردون می‌گردیم.

320
00:19:30,396 --> 00:19:32,288
‫- بله، البته.
‫- من آقای گوردون هستم.

321
00:19:32,312 --> 00:19:34,205
‫عالیه.

322
00:19:34,229 --> 00:19:37,747
‫ما دنبال پروفسور مالیک
‫می‌گردیم. کیشور مالیک.

323
00:19:37,771 --> 00:19:39,830
‫متاسفم. من کسی رو به این اسم نمی‌شناسم.

324
00:19:39,854 --> 00:19:41,062
‫عجیبه، آقا.

325
00:19:41,854 --> 00:19:44,872
‫با توجه به اینکه این آدرس تو
‫گزارش دستگیریش ثبت شده بود.

326
00:19:48,229 --> 00:19:50,146
‫شاید بهتر باشه در این
‫مورد تو دفتر من صحبت کنیم.

327
00:19:50,646 --> 00:19:51,937
‫ممنون.

328
00:19:53,729 --> 00:19:55,229
‫خب.

329
00:19:56,812 --> 00:19:57,812
‫قضیه از چه قراره؟

330
00:20:01,312 --> 00:20:04,830
‫می‌تونم زحمت یه لیوان آب رو بهتون بدم؟

331
00:20:06,562 --> 00:20:08,372
‫همین‌جا منتظر بمونید.

332
00:20:08,396 --> 00:20:09,646
‫خیلی ممنون.

333
00:20:11,000 --> 00:20:17,000


334
00:20:19,354 --> 00:20:24,163
‫یه رسید از کتاب‌فروشی هچاردز،
‫برای راهنمای مودی، آخرین نسخه.

335
00:20:24,187 --> 00:20:26,080
‫می‌تونم بپرسم فکر می‌کنید
‫دارید چیکار می‌کنید؟

336
00:20:26,104 --> 00:20:28,705
‫همون‌طور که گفتم آقا، ما داریم سعی
‫می‌کنیم پروفسور مالیک رو پیدا کنیم.

337
00:20:28,729 --> 00:20:31,705
‫و همون‌طور که من گفتم، نمی‌شناسمش.

338
00:20:31,729 --> 00:20:34,104
‫اخیراً یه کتاب راهنمای سفر خریدید، آقا؟

339
00:20:34,812 --> 00:20:36,372
‫با خودم گفتم شاید برم تعطیلات.

340
00:20:36,396 --> 00:20:40,038
‫این رسید نشون می‌ده که
‫پول دادید تا کادوش کنن.

341
00:20:40,062 --> 00:20:41,788
‫داریم با کسی می‌ریم سفر، نه؟

342
00:20:41,812 --> 00:20:44,937
‫دقیقاً چه رابطه‌ای با پروفسور دارید؟

343
00:20:48,062 --> 00:20:50,705
‫ما گزارش دستگیری رو داریم، آقای گوردون.

344
00:20:50,729 --> 00:20:54,497
‫یه نفر سعی کرد مخفیش
‫کنه، اما اخیراً افتاده دست ما.

345
00:20:54,521 --> 00:20:56,247
‫خب، تا جایی که به من مربوط می‌شه،

346
00:20:56,271 --> 00:20:59,580
‫اینکه یه مرد چطور می‌خواد
‫زندگیش رو بکنه به خودش ربط داره.

347
00:20:59,604 --> 00:21:03,288
‫اما خیلیا تو حرفه من ممکنه
‫کلاً نظر متفاوتی داشته باشن.

348
00:21:03,312 --> 00:21:07,187
‫خوشبختانه برای شما، من می‌تونم کاری
‫کنم که گزارش دستگیری مخفی بمونه.

349
00:21:07,937 --> 00:21:09,437
‫که مطمئنم شما هم همینو ترجیح می‌دید.

350
00:21:10,896 --> 00:21:12,163
‫بله.

351
00:21:12,187 --> 00:21:14,038
‫خیلی زیاد.

352
00:21:14,062 --> 00:21:17,979
‫پس، بهم بگید، پروفسور مالیک کجاست؟

353
00:21:21,521 --> 00:21:23,187
‫پاریس.

354
00:21:23,896 --> 00:21:25,955
‫بَه بَه، پاسبان لستراد.

355
00:21:25,979 --> 00:21:29,288
‫بلوف و باج‌گیری، اونم همزمان.

356
00:21:29,312 --> 00:21:31,521
‫مطمئنم تو اسکاتلندیارد خیلی پیشرفت می‌کنی.

357
00:21:32,312 --> 00:21:34,622
‫من نمی‌تونم باهات بیام پاریس.

358
00:21:34,646 --> 00:21:35,913
‫حیف شد.

359
00:21:35,937 --> 00:21:39,187
‫باید برگردم سر کار. نمی‌تونم خانم
‫لستراد رو با یه عالمه کار تنها بذارم.

360
00:21:39,854 --> 00:21:41,062
‫بزها که دیگه بماند.

361
00:21:42,437 --> 00:21:43,497
‫مالیک رو پیدا کن.

362
00:21:43,521 --> 00:21:44,663
‫باشه. اگه پیداش کردم...

363
00:21:44,687 --> 00:21:47,580
‫- وقتی پیداش کردی.
‫- ...مطمئن باش به مافوق‌هات می‌گم

364
00:21:47,604 --> 00:21:49,604
‫که چقدر وجودت ارزشمند بود.

365
00:21:51,937 --> 00:21:54,937
‫- ممنون، آقای هولمز.
‫- خواهش می‌کنم، مایکرافت صدام کن.

366
00:22:01,537 --> 00:22:03,037
‫[ هولبورن، لندن ]

367
00:22:03,062 --> 00:22:05,604
‫پامچال، دو دسته یه پنی.

368
00:22:06,896 --> 00:22:09,187
‫بنفشه شیرین، دسته‌ای یه پنی.

369
00:22:14,146 --> 00:22:15,562
‫اومد بیرون؟

370
00:22:16,646 --> 00:22:17,729
‫هنوز نه.

371
00:22:18,896 --> 00:22:21,872
‫اون تنها کسیه که می‌تونه
‫ما رو به مالیک برسونه.

372
00:22:33,479 --> 00:22:35,521
‫- بنفشه شیرین.
‫- خیابون بِرِد.

373
00:22:38,521 --> 00:22:41,729
‫- داره کجا می‌ره؟
‫- خیابون برد، چیپ‌ساید.

374
00:22:42,229 --> 00:22:43,229
‫چیپ‌ساید، لطفاً.

375
00:22:44,521 --> 00:22:46,521
‫[ چیپ‌ساید، لندن ]

376
00:24:30,146 --> 00:24:31,729
‫می‌تونی وایسی؟

377
00:24:56,771 --> 00:24:59,021
‫بذار ببینم.

378
00:25:00,521 --> 00:25:01,896
‫طاقت بیار.

379
00:25:12,479 --> 00:25:14,163
‫می‌رم یکی رو بیارم.

380
00:25:14,187 --> 00:25:16,229
‫وقت نیست. باید دنبالش کنی.

381
00:25:16,937 --> 00:25:20,747
‫اسد تنها راه رسیدن ما به پروفسور مالیکه.

382
00:25:20,771 --> 00:25:23,788
‫خیلی دیره. اسد خیلی وقته در رفته.

383
00:25:23,812 --> 00:25:24,955
‫نه.

384
00:25:24,979 --> 00:25:26,646
‫می‌دونم داره کجا می‌ره.

385
00:25:27,437 --> 00:25:30,104
‫اینو از تو جیبش کش رفتم.

386
00:25:32,896 --> 00:25:33,896
‫پاریس.

387
00:25:34,437 --> 00:25:35,437
‫دختر...

388
00:25:36,354 --> 00:25:38,872
‫این همون جاییه که قراره بره؟

389
00:25:38,896 --> 00:25:42,354
‫دختر... تو فوق‌العاده‌ای.

390
00:25:43,271 --> 00:25:44,562
‫باید بری.

391
00:25:46,104 --> 00:25:48,330
‫من تنهات نمی‌ذارم.

392
00:25:48,354 --> 00:25:50,937
‫باید جلوی پروفسور مالیک رو بگیری.

393
00:25:51,687 --> 00:25:53,354
‫باید جلوی مرگ خزنده رو بگیری.

394
00:25:55,521 --> 00:25:57,937
‫به خاطر یاد و خاطره پدر و مادرت.

395
00:26:02,229 --> 00:26:04,146
‫باید قول بدی.

396
00:26:04,812 --> 00:26:06,521
‫باشه.

397
00:26:09,562 --> 00:26:10,979
‫قول می‌دم.

398
00:26:13,062 --> 00:26:14,062
‫عجله کن.

399
00:26:32,821 --> 00:26:34,821
‫[ هولبورن، لندن ]

400
00:26:38,521 --> 00:26:42,705
‫پس، این همون آدرسیه که پول
‫پروانه‌های بئاتریس رو می‌داده؟

401
00:26:42,729 --> 00:26:43,812
‫درسته.

402
00:26:44,937 --> 00:26:46,812
‫و به نظر میاد بسته‌ست.

403
00:26:51,771 --> 00:26:53,663
‫خب، معمولاً من و جیمز، البته،

404
00:26:53,687 --> 00:26:55,997
‫صبر می‌کنیم تا باز کنن و صبح برمی‌گردیم.

405
00:26:56,021 --> 00:26:57,538
‫که کار درست و منطقی‌ایه.

406
00:26:57,562 --> 00:26:59,747
‫و اگه نخوایم درست و منطقی رفتار کنیم چی؟

407
00:26:59,771 --> 00:27:01,622
‫مادر، سنجاق سر داری؟

408
00:27:01,646 --> 00:27:03,997
‫حالا حواست باشه. این
‫کار تو رو همدست ما می‌کنه.

409
00:27:04,021 --> 00:27:05,163
‫خوبه.

410
00:27:05,187 --> 00:27:06,187
‫ممنون.

411
00:27:09,146 --> 00:27:11,038
‫این کارا رو از کجا یاد گرفتی؟

412
00:27:11,062 --> 00:27:12,288
‫دفتر مدیر مدرسه.

413
00:27:12,312 --> 00:27:15,538
‫یواشکی می‌رفتم تو، کارنامه‌هام رو قبل
‫از اینکه بفرستن خونه دستکاری می‌کردم.

414
00:27:15,562 --> 00:27:18,288
‫خب، این کار جلو اخراج شدنت
‫از مدرسه رو نگرفت، گرفت؟

415
00:27:18,312 --> 00:27:21,497
‫حداقل نذاشت از مدرسه‌های بیشتری اخراج بشم.

416
00:27:21,521 --> 00:27:25,562
‫می‌دونی، تازه دارم می‌فهمم
‫که اصلاً نمی‌شناسمت.

417
00:27:26,521 --> 00:27:27,979
‫من پسر مادرمم.

418
00:27:28,979 --> 00:27:32,271
‫- افتخارش رو می‌دی؟
‫- برو بریم. بیا یه کم هیجانی زندگی کنیم.

419
00:27:37,562 --> 00:27:39,622
‫آخرش از شما هم یه دزد می‌سازیم، خانم هولمز.

420
00:27:55,896 --> 00:27:57,104
‫اینجا کجاست؟

421
00:27:58,104 --> 00:28:00,812
‫بیا روشنش کنیم تا بفهمیم.

422
00:28:04,771 --> 00:28:05,771
‫ایول پسر.

423
00:28:16,229 --> 00:28:18,413
‫یه جور شرکت نساجیه.

424
00:28:18,437 --> 00:28:21,830
‫شرلوک، نگاه کن. این بئاتریسه.

425
00:28:21,854 --> 00:28:23,747
‫منظورم اینه که، بزرگتر شده، اما...

426
00:28:23,771 --> 00:28:27,104
‫حدود ۱۴ سالشه؟ قطعاً خودشه. می‌دونستم.

427
00:28:27,687 --> 00:28:30,479
‫حس می‌کردم که هنوز زنده‌ست.

428
00:28:36,104 --> 00:28:37,288
‫اسم پدر.

429
00:28:37,312 --> 00:28:38,830
‫این قطعاً امضای خودشه.

430
00:28:38,854 --> 00:28:41,163
‫یه نامه از یه مشتری تو وین

431
00:28:41,187 --> 00:28:43,372
‫در مورد خرید پیراهن‌های موسلین.

432
00:28:43,396 --> 00:28:45,247
‫پس اینجا دفترشه؟

433
00:28:45,271 --> 00:28:48,122
‫واردات پارچه؟

434
00:28:48,146 --> 00:28:50,271
‫نمی‌فهمم. چرا باید اینو از ما مخفی کنه؟

435
00:28:51,854 --> 00:28:53,997
‫- باید عجله کنیم. جیمز؟
‫- بله، بله.

436
00:28:54,021 --> 00:28:55,312
‫برنامه سفر سایلاس.

437
00:28:56,312 --> 00:28:57,830
‫آدم پر مشغله‌ایه.

438
00:28:57,854 --> 00:29:01,538
‫بروکسل، بوردو، لندن به
‫موناکو، آمستردام به مادرید.

439
00:29:01,562 --> 00:29:03,021
‫اینجا یه اسم هست.

440
00:29:03,812 --> 00:29:06,747
‫- ترز.
‫- شاید یه همسفر خانم.

441
00:29:06,771 --> 00:29:10,729
‫خب، ترز هر کی که هست، آخر این هفته باهاشه.

442
00:29:11,854 --> 00:29:13,163
‫خب، این ترز کجاست؟

443
00:29:13,187 --> 00:29:15,955
‫تمام این سفرها با قطار انجام شده.

444
00:29:15,979 --> 00:29:18,163
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- درون‌یابی خطی.

445
00:29:18,187 --> 00:29:20,413
‫بروکسل به بوردو.

446
00:29:20,437 --> 00:29:22,122
‫- لندن...
‫- موناکو.

447
00:29:22,146 --> 00:29:24,812
‫- ...به موناکو. آمستردام...
‫- مادرید.

448
00:29:25,479 --> 00:29:27,979
‫تمام این مسافرت‌ها تو یه
‫نقطه همدیگه رو قطع می‌کنن.

449
00:29:29,187 --> 00:29:30,247
‫پاریس.

450
00:29:30,271 --> 00:29:32,271
‫من یه چیزی دیدم.

451
00:29:33,021 --> 00:29:34,497
‫نگاه کن.

452
00:29:34,521 --> 00:29:36,146
‫یه کتاب راهنمای سفر به پاریس.

453
00:29:36,854 --> 00:29:40,247
‫درسته. خب، ترز یه زن نیست.

454
00:29:40,271 --> 00:29:43,955
‫ترز اسم یه هتله تو پاریس، تو خیابون سنت‌آن.

455
00:29:43,979 --> 00:29:46,687
‫خدای من، چقدر من باهوشم؟

456
00:29:49,437 --> 00:29:52,913
‫خیلی خب. وقتشه جیم بشیم.
‫آفرین مادر. هر وقت آماده بودی.

457
00:29:52,937 --> 00:29:55,646
‫- خانم هولمز.
‫- بله، نه. اول شما. از این طرف.

458
00:29:58,812 --> 00:30:00,122
‫از اون طرف نه.

459
00:30:00,146 --> 00:30:02,413
‫- این طبقه.
‫- بله آقا. بجنبید.

460
00:30:13,771 --> 00:30:15,038
‫خوب گرفتیش آقا.

461
00:30:15,062 --> 00:30:16,604
‫یا خدا.

462
00:30:17,104 --> 00:30:20,288
‫- درد نداره؟
‫- راستش تا حالا به ذهنم نرسیده وایستم و ازشون بپرسم.

463
00:30:20,312 --> 00:30:22,830
‫اینا پلیس نیستن. پلیسا
‫چکمه قهوه‌ای نمی‌پوشن.

464
00:30:22,854 --> 00:30:25,330
‫- خب پس کی‌ان؟
‫- خب، می‌تونیم ازشون بپرسم.

465
00:30:25,354 --> 00:30:26,830
‫- یا اینکه می‌تونیم فرار کنیم.
‫- بیاین!

466
00:30:26,854 --> 00:30:29,038
‫- هی، یالا دیگه!
‫- وایسا!

467
00:30:29,062 --> 00:30:30,163
‫- بدو!
‫- تکون نخور! وایسا!

468
00:30:30,187 --> 00:30:33,354
‫- آره! آره! دارم می‌دوم!
‫- آره، آره.

469
00:30:38,354 --> 00:30:40,479
‫شرلوک! داریم کجا می‌ریم؟

470
00:30:42,187 --> 00:30:44,896
‫هنوز مطمئن نیستم!

471
00:30:46,771 --> 00:30:48,455
‫داریم چیکار می‌کنیم؟

472
00:30:48,479 --> 00:30:50,229
‫فکر می‌کنم.

473
00:30:53,521 --> 00:30:54,896
‫برو کنار مادر.

474
00:31:05,812 --> 00:31:08,330
‫هی، هی، هی.

475
00:31:08,354 --> 00:31:09,646
‫هی، هی، هی. هی!

476
00:31:26,771 --> 00:31:28,705
‫این دنیای تو، شرلوک.

477
00:31:28,729 --> 00:31:30,687
‫نسبتاً جالبه، مگه نه؟

478
00:31:32,771 --> 00:31:35,021
‫آره. فکر کنم باشه.

479
00:31:39,646 --> 00:31:41,021
‫- خب.
‫- خب...

480
00:31:41,646 --> 00:31:42,729
‫پیش به سوی پاریس؟

481
00:32:07,187 --> 00:32:09,413
‫ببینید، اونا وسط یه انقلابن.

482
00:32:09,437 --> 00:32:10,497
‫چی؟ دوباره؟

483
00:32:10,521 --> 00:32:12,663
‫یه کشور مگه به چندتا انقلاب نیاز داره؟

484
00:32:12,687 --> 00:32:15,372
‫بعضی از قسمت‌های شهر
‫نسبتاً دست‌نخورده باقی موندن،

485
00:32:15,396 --> 00:32:17,788
‫اما مجبوریم از یکی دوتا سنگر رد بشیم.

486
00:32:17,812 --> 00:32:19,080
‫برای رسیدن به جایی که باید بریم.

487
00:32:19,104 --> 00:32:21,604
‫دوست من، تو خیلی روی موانع تمرکز کردی.

488
00:32:24,104 --> 00:32:25,562
‫من تا همین‌جا می‌تونم بیام.

489
00:32:27,062 --> 00:32:30,604
‫چطوری باید بریم هتل ترز؟

490
00:32:31,104 --> 00:32:35,205
‫باید از سنگرها رد بشید.

491
00:32:35,229 --> 00:32:36,437
‫موفق باشید.

492
00:32:37,437 --> 00:32:38,812
‫- مرسی.
‫- مرسی.

493
00:32:45,854 --> 00:32:47,896
‫از این طرف! از این طرف! بشینید!

494
00:32:58,646 --> 00:32:59,771
‫از اینجا.

495
00:33:10,854 --> 00:33:12,413
‫ما دوستیم! دوست!

496
00:33:12,437 --> 00:33:14,705
‫- انگلیسی هستید؟
‫- آره، آره. ما انگلیسی هستیم.

497
00:33:14,729 --> 00:33:16,455
‫ما از انگلیسیا خوشمون نمیاد.

498
00:33:16,479 --> 00:33:18,312
‫نظرتون راجع به ایرلندیا چیه؟

499
00:33:18,896 --> 00:33:20,396
‫از ایرلندیا خوشمون میاد.

500
00:33:20,979 --> 00:33:23,288
‫چه شانسی. من ایرلندی‌ام.

501
00:33:23,312 --> 00:33:24,622
‫زنده باد انقلاب!

502
00:33:24,646 --> 00:33:26,455
‫خب، پیشنهادت چیه؟

503
00:33:26,479 --> 00:33:29,205
‫من به تو شلیک نمی‌کنم،
‫ولی به اونا شلیک می‌کنم؟

504
00:33:29,229 --> 00:33:32,747
‫نه، مـ-ما ترجیح می‌دیم اگه براتون
‫فرقی نمی‌کنه به هیچ‌کدوممون شلیک نکنید.

505
00:33:32,771 --> 00:33:34,997
‫مـ-ما فقط دنبال شوهرم می‌گردیم.

506
00:33:35,021 --> 00:33:36,788
‫اون طرف شماست.

507
00:33:36,812 --> 00:33:39,229
‫ا-اون جونش رو برای انقلاب می‌ده.

508
00:33:40,812 --> 00:33:42,455
‫پس بیاین این‌ور.

509
00:33:42,479 --> 00:33:43,896
‫مرسی.

510
00:33:46,187 --> 00:33:47,229
‫مرسی.

511
00:33:49,229 --> 00:33:51,455
‫مادام.

512
00:33:51,479 --> 00:33:53,271
‫جیمز؟

513
00:33:59,104 --> 00:34:02,038
‫- اینم از این. هتل ترز.
‫- خیلی خب.

514
00:34:02,062 --> 00:34:04,455
‫- بیا یه جا پیدا کنیم و اینجارو زیر نظر بگیریم.
‫- صبر کنیم تا پیداش بشه.

515
00:34:04,479 --> 00:34:06,854
‫وقت برای صبر کردن نیست.
‫باید بئاتریس رو پیدا کنیم.

516
00:34:12,312 --> 00:34:13,705
‫عصر بخیر آقا.

517
00:34:13,729 --> 00:34:14,788
‫مادام.

518
00:34:14,812 --> 00:34:18,663
‫من اومدم پیش شوهرم، آقای سایلاس هولمز.

519
00:34:18,687 --> 00:34:21,413
‫مادام، آقای هولمز در حال حاضر اینجا نیستن.

520
00:34:21,437 --> 00:34:24,747
‫شاید لطف کنید و بهم بگید،

521
00:34:24,771 --> 00:34:26,538
‫کجا می‌تونم پیداش کنم؟

522
00:34:26,562 --> 00:34:29,997
‫یه مرد باید اجازه داشته باشه که کارهای
‫خصوصی خودش رو داشته باشه، مادام.

523
00:34:30,021 --> 00:34:32,330
‫موسیو، من خسته‌ام.

524
00:34:32,354 --> 00:34:34,247
‫گرسنمه.

525
00:34:34,271 --> 00:34:37,372
‫و تازگیام از یه تیمارستان فرار کردم.

526
00:34:37,396 --> 00:34:40,080
‫شما اصلاً دلتون نمی‌خواد که من

527
00:34:40,104 --> 00:34:45,288
‫تو این هتل قشنگتون الم‌شنگه راه بندازم.

528
00:34:45,312 --> 00:34:47,354
‫اون با یه تفنگ ساچمه‌ای خیلی خطرناک می‌شه.

529
00:34:48,854 --> 00:34:50,979
‫ما دنبال سایلاس هولمز می‌گردیم.

530
00:34:51,604 --> 00:34:53,604
‫حدود ۱۵ دقیقه پیش از اینجا رفت.

531
00:34:54,271 --> 00:34:56,187
‫- کجا می‌رفت؟
‫- ایده‌ای ندارم.

532
00:34:57,021 --> 00:34:58,497
‫با درشکه نرفت.

533
00:34:58,521 --> 00:35:01,062
‫پس رفت یه جای نزدیک؟

534
00:35:02,396 --> 00:35:03,479
‫کدوم طرفی؟

535
00:35:08,896 --> 00:35:11,830
‫- کدوم سمت؟
‫- بولوار دو سباستوپول.

536
00:35:11,854 --> 00:35:13,038
‫شمال.

537
00:35:14,354 --> 00:35:16,747
‫- چی پوشیده بود؟
‫- پوشیده بود؟

538
00:35:16,771 --> 00:35:17,937
‫کلاه بالابلند.

539
00:35:18,896 --> 00:35:20,788
‫- شنل.
‫- اپرا؟

540
00:35:20,812 --> 00:35:21,913
‫مسیر اشتباهیه.

541
00:35:21,937 --> 00:35:24,497
‫پس کجا تو این فاصله‌ست که می‌شه پیاده رفت،

542
00:35:24,521 --> 00:35:27,312
‫که یه مرد لباس بپوشه و بره شب‌گردی؟

543
00:35:33,104 --> 00:35:34,580
‫آروم بگو.

544
00:35:34,604 --> 00:35:36,205
‫له فولی برژر.

545
00:36:07,937 --> 00:36:11,038
‫عزیزم، فقط متاسفم که
‫مجبوری با مادرت اینجا باشی.

546
00:36:11,062 --> 00:36:12,146
‫کاملاً در جریانم.

547
00:36:15,562 --> 00:36:17,354
‫بالاخره جایی که بهش تعلق دارم رو پیدا کردم.

548
00:36:18,979 --> 00:36:23,437
‫بیرون دنیا تو آتیش می‌سوزه، اینجا می‌رقصن.

549
00:36:24,479 --> 00:36:26,497
‫هیچ‌وقت نیاز انسان به
‫سرگرمی رو دست‌کم نگیر.

550
00:36:26,521 --> 00:36:30,146
‫فقط سرگرمشون کن، اونوقت تو مشتت می‌گیریشون.

551
00:36:33,604 --> 00:36:37,729
‫صورت یه فرشته! من تو بهشتم.

552
00:36:50,646 --> 00:36:52,538
‫چیزایی که می‌تونی بهم یاد بدی.

553
00:36:52,562 --> 00:36:54,163
‫هر چی که بخوای، در ازای یه مبلغی.

554
00:36:54,187 --> 00:36:55,622
‫مبلغی که اون نمی‌تونه بپردازه.

555
00:36:55,646 --> 00:36:57,788
‫حالا اگه ممکنه، من خیلی دلم
‫می‌خواد سایلاس رو پیدا کنم.

556
00:36:57,812 --> 00:36:58,913
‫مایکرافت.

557
00:36:58,937 --> 00:37:00,396
‫- سایلاس.
‫- نه.

558
00:37:01,146 --> 00:37:02,187
‫مایکرافت.

559
00:37:04,396 --> 00:37:05,437
‫مادر.

560
00:37:06,521 --> 00:37:08,354
‫مایکرافت اینجا چیکار می‌کنه؟

561
00:37:13,979 --> 00:37:15,830
‫- شرلوک؟
‫- برادر عزیزم.

562
00:37:15,854 --> 00:37:17,455
‫مادرو آوردی پاریس؟

563
00:37:17,479 --> 00:37:19,830
‫بالاخره عقلتو از دست دادی، برادر عزیز؟

564
00:37:19,854 --> 00:37:21,997
‫تصمیم اون نبود، عزیزم.

565
00:37:22,021 --> 00:37:25,538
‫من از دست آدمایی که به جای
‫من تصمیم می‌گیرن خسته شدم.

566
00:37:25,562 --> 00:37:28,247
‫خب، باید بگم، به نظر میاد که باهات موافقم.

567
00:37:28,271 --> 00:37:32,497
‫آره، مـ-من فکر می‌کنم این
‫زندگی ماجراجویانه خیلی بهم میاد.

568
00:37:32,521 --> 00:37:35,163
‫فقط کاش زودتر کشفش کرده بودم، عزیزم.

569
00:37:35,187 --> 00:37:38,538
‫ببخشید، من فقط عادت ندارم که...

570
00:37:38,562 --> 00:37:39,622
‫منو اینطوری ببینی؟ می‌دونم.

571
00:37:39,646 --> 00:37:43,913
‫منم همین‌طور. برام خیلی رهایی‌بخشه.

572
00:37:46,896 --> 00:37:48,705
‫- تموم شد؟
‫- آره.

573
00:37:48,729 --> 00:37:50,396
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

574
00:37:51,271 --> 00:37:52,562
‫تعقیبش می‌کردم.

575
00:37:54,604 --> 00:37:55,687
‫مالیک؟

576
00:37:57,021 --> 00:37:59,247
‫مهم‌تر از اون، همتون اینجا چیکار می‌کنین؟

577
00:37:59,271 --> 00:38:01,687
‫ما تعقیبش می‌کردیم.

578
00:38:05,104 --> 00:38:06,229
‫پدر.

579
00:38:06,771 --> 00:38:07,937
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

580
00:38:08,979 --> 00:38:11,187
‫به نظر میاد اون دوتا
‫پرنده همدیگه رو می‌شناسن.

581
00:38:12,354 --> 00:38:14,580
‫عجیب‌تر و عجیب‌تر.

582
00:38:14,604 --> 00:38:18,271
‫کسی دلش می‌خواد منو
‫روشن کنه که اینجا چه خبره؟

583
00:38:20,896 --> 00:38:22,979
‫ما فکر می‌کنیم بئاتریس
‫ممکنه هنوز زنده باشه.

584
00:38:23,562 --> 00:38:25,955
‫- ببخشید. چی گفتی؟
‫- ما فکر می‌کنیم بئاتریس ممکنه هنوز زنده باشه.

585
00:38:25,979 --> 00:38:28,788
‫آره، شنیدم چی گفتی
‫شرلوک. اما دقیقاً چی گفتی؟

586
00:38:28,812 --> 00:38:34,271
‫عزیزم، من می‌دونم که بئاتریس
‫زنده‌ست، و سایلاس می‌دونه کجاست.

587
00:38:34,937 --> 00:38:36,913
‫عزیزم. داره حرکت می‌کنه.

588
00:38:36,937 --> 00:38:38,622
‫- وقت برای توضیح نیست.
‫- شرلوک.

589
00:39:14,854 --> 00:39:15,854
‫یه نگهبان اونجاست.

590
00:39:16,854 --> 00:39:20,271
‫- مایکرافت.
‫- بله؟ چی؟

591
00:39:21,271 --> 00:39:23,372
‫مادام.

592
00:39:23,396 --> 00:39:24,812
‫مادام، حالتون خوبه؟

593
00:39:25,854 --> 00:39:28,538
‫سرم گیج می‌ره.

594
00:39:28,562 --> 00:39:31,979
‫- موسیو...
‫- بذارید کمکتون کنم.

595
00:39:32,562 --> 00:39:34,187
‫ممنون.

596
00:39:44,562 --> 00:39:46,062
‫خب، هیچ‌کس همین‌طوری غیب نمی‌شه.

597
00:39:57,896 --> 00:39:59,896
‫این یکی به نظر خیلی جوون میاد.

598
00:40:24,562 --> 00:40:28,247
‫آقایون، از اینکه همگی امشب
‫اینجا حضور دارید سپاسگزارم.

599
00:40:28,271 --> 00:40:30,872
‫می‌دونم همتون زندگی‌های پرمشغله‌ای دارید،

600
00:40:30,896 --> 00:40:35,455
‫اما فکر می‌کنم متوجه می‌شید
‫که ارزش وقتتون رو داره.

601
00:40:36,562 --> 00:40:39,247
‫یه لحظه سکوت. لطفاً یه لحظه سکوت.

602
00:40:41,771 --> 00:40:43,830
‫لطفاً آقایون، آروم باشید، آروم باشید.

603
00:40:43,854 --> 00:40:46,413
‫ممنون. امیدوارم از
‫جشن‌های بالا لذت برده باشید،

604
00:40:46,437 --> 00:40:47,622
‫که بهشون برمی‌گردیم،

605
00:40:47,646 --> 00:40:51,080
‫اما فعلاً، باید بریم سر اصل مطلب.

606
00:40:51,104 --> 00:40:55,497
‫آقایون، می‌دونم که امروز با همون
‫سوالی تو ذهنتون اینجا وایستادید.

607
00:40:55,521 --> 00:40:57,747
‫چطوری کنترل شهرتون رو پس می‌گیرید؟

608
00:40:57,771 --> 00:40:59,997
‫چطوری کنترل کشورتون رو پس می‌گیرید؟

609
00:41:00,021 --> 00:41:02,538
‫بعضیا ممکنه بگن غیرممکنه.

610
00:41:02,562 --> 00:41:03,812
‫همون‌طور که یه مرد مشهور یه بار گفت،

611
00:41:04,396 --> 00:41:07,687
‫«غیرممکن کلمه‌ایه که فقط

612
00:41:09,062 --> 00:41:10,896
‫تو فرهنگ لغت احمق‌ها پیدا می‌شه.»

613
00:41:12,937 --> 00:41:16,372
‫چیزی که امروز اینجا
‫بهتون پیشنهاد می‌کنم، آقایون،

614
00:41:21,729 --> 00:41:25,479
‫چهره‌ی جنگ‌های مدرن رو تغییر میده.

615
00:41:33,229 --> 00:41:36,771
‫بی‌بو، بی‌رنگ، بی‌صدا،

616
00:41:37,271 --> 00:41:38,330
‫مرگبار.

617
00:41:38,354 --> 00:41:44,229
‫این عامل عصبی با هر چیزی که دنیای
‫مدرن تا حالا به خودش دیده فرق داره.

618
00:42:02,521 --> 00:42:05,830
‫کشتن پروانه‌ها که ماموریت ما نیست، قربان.

619
00:42:05,854 --> 00:42:07,521
‫درسته، ژنرال. کاملا همین‌طوره.

620
00:42:09,854 --> 00:42:11,229
‫اون بدبخت رو بیارید.

621
00:42:21,896 --> 00:42:24,663
‫ببینید، این چیزی که اینجا
‫دارم، اگه غلظتش درست باشه،

622
00:42:24,687 --> 00:42:27,497
‫روی یه سنگر، یه محله،

623
00:42:27,521 --> 00:42:29,538
‫یا حتی کل یه شهر جواب میده.

624
00:42:29,562 --> 00:42:33,247
‫دیگه برای شکست دادن دشمناتون
‫به ارتش نیازی ندارید، ژنرال.

625
00:42:33,271 --> 00:42:34,580
‫فقط به من نیاز دارید.

626
00:42:34,604 --> 00:42:38,521
‫یا دقیق‌تر بگم، به چیزی
‫که من می‌فروشم نیاز دارید.

627
00:42:39,021 --> 00:42:40,997
‫برای اون دسته از شما
‫که می‌خواید سفارش بدید،

628
00:42:41,021 --> 00:42:44,997
‫بهتره همدیگه رو تو همون
‫دو نبش معروف ببینیم،

629
00:42:45,021 --> 00:42:49,271
‫اونجا می‌تونید با آقای
‫اسعد کاشغری تماس بگیرید.

630
00:42:53,354 --> 00:42:54,729
‫نه، نه!

631
00:43:47,896 --> 00:43:49,455
‫و اینم از این.

632
00:44:07,354 --> 00:44:08,354
‫بابا!

633
00:44:09,729 --> 00:44:10,812
‫بابا!

634
00:44:11,854 --> 00:44:13,104
‫شرلوک؟

635
00:44:15,854 --> 00:44:17,354
‫نکن!

636
00:44:18,000 --> 00:44:38,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

