﻿1
00:00:06,000 --> 00:00:17,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

2
00:00:17,024 --> 00:00:24,024
اپلیکیشن اندروید سینمافریک, حرفه ای ترین اپ دانلود و پخش آنلاین فیلم و سریال با زیرنویس فارسی چسبیده و بدون سانسور, دریافت اپ از سایت و کانال تلگرامwww.cinemafreak.net

3
00:00:49,021 --> 00:00:53,221
‫« شـــرلـــوک جـــوان »

4
00:01:06,937 --> 00:01:08,187
‫بئاتریس!

5
00:01:08,937 --> 00:01:10,580
‫بئاتریس!

6
00:01:10,604 --> 00:01:12,271
‫بی!

7
00:01:17,146 --> 00:01:19,729
‫بئاتریس!

8
00:02:02,229 --> 00:02:06,104
‫- پسرم. شنیدم یه دردسری برات پیش اومده.
‫- پدر.

9
00:02:13,062 --> 00:02:15,080
‫داری کم‌کم به خوش‌تیپی من می‌شی.

10
00:02:16,979 --> 00:02:20,104
‫- کی بهت گفت؟
‫- کرول بهم تلگراف زد. عصبانی نشو.

11
00:02:21,021 --> 00:02:22,187
‫خدا رو شکر کن.

12
00:02:26,062 --> 00:02:27,955
‫- ایناهاش، خودشه.
‫- سایلاس.

13
00:02:27,979 --> 00:02:29,312
‫عشق من.

14
00:02:33,896 --> 00:02:35,812
‫بذار یه نگاهی بهت بندازم.

15
00:02:38,271 --> 00:02:39,788
‫آره، حالت خوب به نظر می‌رسه.

16
00:02:39,812 --> 00:02:42,187
‫حالم بهتره. احـ... احساس می‌کنم قوی‌تر شدم.

17
00:02:42,979 --> 00:02:47,038
‫دکتر مالت‌بی داروهام رو عوض
‫کرده و دیگه اون‌قدر گیج و منگ نیستم.

18
00:02:47,062 --> 00:02:49,872
‫این خبر فوق‌العاده‌ست. فوق‌العاده‌ست.

19
00:02:49,896 --> 00:02:53,038
‫هرچند، به نظر می‌رسه که
‫من خیلی از ماجراها عقبم.

20
00:02:53,062 --> 00:02:54,312
‫همین‌جوری گذاشتن بیای بیرون؟

21
00:02:54,896 --> 00:02:57,479
‫- نه دقیقاً.
‫- یعنی چی نه دقیقاً؟

22
00:02:59,479 --> 00:03:02,413
‫اون...خیلی راحت و بی‌خیال اومد تو،

23
00:03:02,437 --> 00:03:06,538
‫یه دیوار رو خراب کرد، و خیلی
‫راحت من رو برداشت و آورد بیرون.

24
00:03:06,562 --> 00:03:08,288
‫یه دیوار رو خراب کرد؟

25
00:03:08,312 --> 00:03:11,830
‫تو تیمارستان داشتن صداش رو ضبط می‌کردن...

26
00:03:11,854 --> 00:03:15,122
‫...به تک‌تک کلماتی که می‌گفته گوش می‌دادن،
‫در واقع داشتن ازش جاسوسی می‌کردن.

27
00:03:15,146 --> 00:03:17,288
‫- ببخشید. ضبط می‌کردن؟ جاسوسی می‌کردن؟
‫- من واقعاً باید...

28
00:03:18,396 --> 00:03:19,747
‫تو کی هستی؟ این کیه؟

29
00:03:19,771 --> 00:03:22,479
‫ببخشید پدر، ایشون... جیمز موریارتی هستن.

30
00:03:23,354 --> 00:03:25,580
‫دوست شرلوکه.

31
00:03:25,604 --> 00:03:27,622
‫دیدنتون باعث افتخاره، آقا.

32
00:03:27,646 --> 00:03:28,687
‫بله.

33
00:03:29,521 --> 00:03:32,663
‫آخه با خودت چی فکر کردی؟
‫اونا برمی‌گردن سراغش.

34
00:03:32,687 --> 00:03:36,413
‫راستش رو بخواین، همین الانشم
‫اومدن. و ما فراری‌شون دادیم.

35
00:03:36,437 --> 00:03:38,562
‫- با تهدید اسلحه.
‫- تهدید اسلحه.

36
00:03:40,104 --> 00:03:41,163
‫شرلوک...

37
00:03:41,187 --> 00:03:44,163
‫پسر عزیزم، شاید بهتر
‫باشه بریم تو اتاق مطالعه

38
00:03:44,187 --> 00:03:46,788
‫و این لطف رو در حقم بکنی و برام توضیح بدی

39
00:03:46,812 --> 00:03:48,937
‫- که دقیقاً چه غلطی داره اینجا اتفاق میفته.
‫- الان نه.

40
00:03:49,521 --> 00:03:51,628
‫مادر، من واقعاً حس می‌کنم
‫این موضوع خیلی مهمه...

41
00:03:51,652 --> 00:03:52,330
‫عجله‌ای نیست.

42
00:03:52,354 --> 00:03:56,104
‫دلم می‌خواد یه کاری بکنم که
‫خـ... خیلی وقته نتونستم انجامش بدم.

43
00:03:57,937 --> 00:04:03,705
‫می‌خوام بشینم و با خانواده‌ام شام بخورم.

44
00:04:03,729 --> 00:04:04,937
‫مادرت راست میگه.

45
00:04:09,229 --> 00:04:10,437
‫خانواده تو اولویته.

46
00:04:11,521 --> 00:04:13,080
‫خانم کرول.

47
00:04:13,104 --> 00:04:15,955
‫آقای هولمز! رسیدن بخیر، آقا.

48
00:04:15,979 --> 00:04:18,122
‫خب، تو انبار آذوقه چی داریم؟

49
00:04:18,146 --> 00:04:22,038
‫...یه ذره کباب مونده.
‫مـ... من منتظر مهمون نبودم.

50
00:04:22,062 --> 00:04:24,146
‫عیبی نداره، عیبی نداره.

51
00:04:24,812 --> 00:04:26,603
‫با همون یه کاریش می‌کنیم.

52
00:04:27,812 --> 00:04:28,812
‫خب پس،

53
00:04:30,103 --> 00:04:32,146
‫پس همون پای چوپان رو درست می‌کنیم.

54
00:04:32,728 --> 00:04:35,413
‫شما دو تا، شروع کنید به
‫پوست کندن. یالا، بجنبید.

55
00:04:35,437 --> 00:04:37,079
‫خیلی خوشمزه به نظر می‌رسه، آقا.

56
00:04:37,103 --> 00:04:38,478
‫بگو سایلاس، لطفاً.

57
00:04:39,896 --> 00:04:40,978
‫باشه، سایلاس.

58
00:04:41,646 --> 00:04:44,538
‫شرلوک بهم می‌گفت که شما دانشمندی.

59
00:04:44,562 --> 00:04:47,562
‫بله، یه دانشمند کوچیک.

60
00:04:50,021 --> 00:04:51,204
‫بزنید تو رگ. بفرمایید.

61
00:04:51,228 --> 00:04:53,372
‫- عزیزم، کجا میری؟
‫- یه لحظه.

62
00:04:53,396 --> 00:04:55,497
‫- خیلی ببخشید.
‫- شما با هم صحبت کنید.

63
00:04:55,521 --> 00:04:56,521
‫بفرمایید.

64
00:04:58,021 --> 00:05:00,705
‫خب اومدم. ببخشید.

65
00:05:00,729 --> 00:05:04,104
‫خب، من این رو با خودم آوردم، و...

66
00:05:07,271 --> 00:05:08,271
‫می‌خوام که مال تو باشه.

67
00:05:09,479 --> 00:05:11,247
‫- واقعاً؟
‫- دیگه سفر کردنم تموم شد.

68
00:05:11,271 --> 00:05:12,413
‫خیلی بعید می‌دونم.

69
00:05:12,437 --> 00:05:14,580
‫من اینجا می‌مونم تا ازت مراقبت کنم.

70
00:05:14,604 --> 00:05:16,103
‫من نیازی به مراقبت ندارم. من...

71
00:05:16,687 --> 00:05:18,704
‫- پس می‌تونه بمونه؟
‫- معلومه که می‌تونه بمونه. نگاش کن.

72
00:05:18,728 --> 00:05:20,663
‫داره می‌درخشه. انگار دوباره جون گرفته.

73
00:05:20,687 --> 00:05:24,021
‫این مکان کاملاً داره معجزه‌اش رو نشون میده.

74
00:05:25,896 --> 00:05:27,913
‫- می‌دونید که، منم اینجام.
‫- ببخشید.

75
00:05:27,937 --> 00:05:29,079
‫ببخشید.

76
00:05:29,103 --> 00:05:30,646
‫میشه لطفاً غذامون رو بخوریم؟

77
00:05:31,646 --> 00:05:33,312
‫- البته.
‫- اجازه میدی؟

78
00:05:34,896 --> 00:05:38,413
‫این همون سلاحیه که طبیعت وحشی
‫رو رام می‌کنه، خط و نشون می‌کشم.

79
00:05:38,437 --> 00:05:41,497
‫منظورم اینه که، کی می‌تونه بگه
‫یه معجزه کشف‌نشده وجود نداره؟

80
00:05:41,521 --> 00:05:42,937
‫شاید یه گونه‌ی خاص.

81
00:05:43,562 --> 00:05:47,829
‫با منابع طبیعی برای
‫مبارزه با سل یا حتی سرطان.

82
00:05:47,853 --> 00:05:50,829
‫یعنی...ما فکر می‌کنیم تمام
‫قوانین طبیعت رو می‌شناسیم،

83
00:05:50,853 --> 00:05:52,872
‫اما فقط رویه‌ی کار رو دیدیم.

84
00:05:52,896 --> 00:05:56,079
‫خب پس، به سلامتی ذهن‌های بزرگی مثل شما

85
00:05:56,103 --> 00:05:58,372
‫که تلاش می‌کنن تا لایه‌های
‫عمیق‌تر رو کشف کنن.

86
00:05:58,396 --> 00:05:59,396
‫دقیقاً، به سلامتی.

87
00:06:00,896 --> 00:06:03,663
‫شرلوک قبل از اینکه حتی
‫بتونه راه بره یه کاوشگر بود.

88
00:06:03,687 --> 00:06:05,997
‫بدجوری دلش می‌خواست پا جای پای پدرش بذاره.

89
00:06:06,021 --> 00:06:08,705
‫یه روز آفریقا بود، روز بعدش نیوفاندلند.

90
00:06:08,729 --> 00:06:10,538
‫هرچند به‌زور تا آخر جاده‌ی
‫جلوی خونه هم نمی‌رسید.

91
00:06:10,562 --> 00:06:13,413
‫یه بار با افتخار اعلام
‫کرد که داره از خونه میره.

92
00:06:13,437 --> 00:06:14,937
‫غیبش زد

93
00:06:16,021 --> 00:06:17,913
‫کلاً به مدت دو ساعت.

94
00:06:17,937 --> 00:06:20,788
‫ما... ما خیلی زود تو
‫انبار زغال پیداش کردیم...

95
00:06:31,396 --> 00:06:32,603
‫عزیزم؟

96
00:06:33,853 --> 00:06:35,562
‫پسر عزیزم، همه‌چی مرتبه؟

97
00:06:39,978 --> 00:06:42,021
‫ببخشید.

98
00:06:44,437 --> 00:06:45,497
‫مایکرافت کجاست؟

99
00:06:45,521 --> 00:06:46,954
‫...اون آکسفورده.

100
00:06:46,978 --> 00:06:50,062
‫باید با ما باشه. باید اینجا باشه.

101
00:06:52,978 --> 00:06:56,771
‫کاملاً حق با توئه. فردا... فردا
‫اول وقت براش تلگراف می‌زنم بیاد.

102
00:07:05,812 --> 00:07:07,705
‫و حالا، جیمز.

103
00:07:07,729 --> 00:07:12,955
‫الان قراره شاهد یه سنت دیرینه
‫و اصیل تو خانواده هولمز باشی.

104
00:07:12,979 --> 00:07:15,038
‫خانم کرول!

105
00:07:22,478 --> 00:07:23,478
‫جیمز.

106
00:07:25,812 --> 00:07:27,288
‫شرلوک.

107
00:07:27,312 --> 00:07:29,521
‫دلم واسه این تنگ شده بود.

108
00:07:30,603 --> 00:07:31,646
‫ایول پسرم.

109
00:07:34,353 --> 00:07:38,288
‫خب پس این پروفسور مالیک، همون مردی که...

110
00:07:38,312 --> 00:07:40,413
‫- که پنجه‌ی پرنده داشت.
‫- پنجه‌ی پرنده، همونه.

111
00:07:40,437 --> 00:07:43,038
‫اون همونیه که صداش رو ضبط می‌کرده؟

112
00:07:43,062 --> 00:07:44,122
‫آره.

113
00:07:44,146 --> 00:07:47,329
‫و جگرز همون آدم بیچاره و بدبختیه که...

114
00:07:47,353 --> 00:07:50,829
‫هنوز نتونستم دقیقاً بفهمم اون
‫چطور تو این ماجرا نقش داشته.

115
00:07:50,853 --> 00:07:52,728
‫باید صحنه‌ی وحشتناکی بوده باشه.

116
00:07:53,478 --> 00:07:56,079
‫ما می‌فهمیم که چرا اونا داشتن این
‫کار رو با مادرت می‌کردن، شرلوک،

117
00:07:56,103 --> 00:07:57,978
‫چرا داشتن صداش رو ضبط می‌کردن.

118
00:07:58,896 --> 00:08:01,372
‫ما این رو حلش می‌کنیم. با هم.

119
00:08:01,396 --> 00:08:04,122
‫و بعدش دوباره اینجا رو
‫تبدیل به یه خونه می‌کنیم.

120
00:08:04,146 --> 00:08:05,271
‫یه شروع جدید.

121
00:08:07,021 --> 00:08:08,021
‫نظرت چیه؟

122
00:08:08,812 --> 00:08:10,038
‫نظرم اینه که خیلی ازش استقبال می‌کنم.

123
00:08:10,062 --> 00:08:11,979
‫پس حله.

124
00:08:14,937 --> 00:08:16,829
‫میشه بری یه بطری دیگه بیاری، نه؟

125
00:08:16,853 --> 00:08:17,853
‫البته.

126
00:08:18,646 --> 00:08:19,937
‫و وقتی برگشتم،

127
00:08:21,062 --> 00:08:22,329
‫خیلی دلم می‌خواد در مورد وین بشنوم.

128
00:08:22,353 --> 00:08:23,437
‫حتماً، پسر جون.

129
00:09:11,812 --> 00:09:12,979
‫شرلوک!

130
00:09:15,021 --> 00:09:16,021
‫اومدم.

131
00:09:28,312 --> 00:09:30,372
‫ایناهاش.

132
00:09:30,396 --> 00:09:32,311
‫فکر کردم گم شدی.

133
00:09:35,146 --> 00:09:37,561
‫آره.

134
00:09:39,521 --> 00:09:42,354
‫پسر خوب. پسر خوب. بشین.

135
00:09:44,854 --> 00:09:50,247
‫خب، داشتم به یه موقعیت
‫تدریس تو آکسفورد فکر می‌کردم،

136
00:09:50,271 --> 00:09:52,021
‫فقط برای اینکه به خونه نزدیک‌تر باشم.

137
00:09:54,021 --> 00:09:55,521
‫پسر عزیزم،

138
00:09:56,311 --> 00:09:57,811
‫انگار حالت یه‌مرتبه بد شد.

139
00:09:58,896 --> 00:10:00,437
‫حدس می‌زنم خسته‌ای.

140
00:10:01,854 --> 00:10:03,187
‫هستم.

141
00:10:04,812 --> 00:10:08,187
‫خیلی ببخشید پدر. خیلی دلم می‌خواد
‫یه وقت دیگه راجع به وین بشنوم.

142
00:10:09,812 --> 00:10:12,205
‫امروز روز نسبتاً طولانی‌ای
‫داشتم. فکر کنم دیگه برم بخوابم.

143
00:10:12,229 --> 00:10:14,062
‫حتماً. یه وقت دیگه. البته.

144
00:10:19,812 --> 00:10:21,021
‫شب بخیر، پسرم.

145
00:10:22,729 --> 00:10:23,729
‫شب بخیر.

146
00:10:34,811 --> 00:10:39,080
‫این موتور بخار خورشیدی
‫که ساختی، عمراً کار نمی‌کرد.

147
00:10:39,104 --> 00:10:41,354
‫می‌بخشمت. فکر کنم اون موقع فقط یه بچه بودی.

148
00:10:41,854 --> 00:10:46,896
‫برای این کار به یه سلول خورشیدی نیاز داشتی
‫که ادموند بکرل تو سال ۱۸۳۹ معرفیش کرد.

149
00:10:53,436 --> 00:10:54,604
‫اون چیه؟

150
00:11:08,271 --> 00:11:09,896
‫تو اتاق مطالعه‌ی جگرز پیداش کردم،

151
00:11:10,771 --> 00:11:12,521
‫زیر جنازه‌اش روی زمین.

152
00:11:13,437 --> 00:11:17,521
‫و دقیقاً همین دکمه از
‫روی پالتوی پدرم کنده شده.

153
00:11:20,854 --> 00:11:21,854
‫که اینطور.

154
00:11:25,146 --> 00:11:29,997
‫مطمئنم یه توضیح قانع‌کننده و
‫بی‌خطر برای همه‌ی اینا وجود داره.

155
00:11:30,021 --> 00:11:31,330
‫مطمئنم که هست.

156
00:11:31,354 --> 00:11:33,787
‫شاید توضیحش این تو باشه.

157
00:11:33,811 --> 00:11:35,537
‫داشتم اینا رو ورق می‌زدم.

158
00:11:35,561 --> 00:11:38,186
‫دفترچه‌های خاطرات جناب آقای لاوسون جگرز.

159
00:11:39,146 --> 00:11:42,372
‫بدم میاد پشت سر مرده حرف بزنم،
‫ولی آدم بی‌نهایت کسل‌کننده‌ای بود.

160
00:11:42,396 --> 00:11:44,287
‫آمار هر چیزی که می‌خرید رو می‌نوشت.

161
00:11:44,311 --> 00:11:45,622
‫فقط تو فاصله‌ی یه هفته،

162
00:11:45,646 --> 00:11:49,604
‫برای خودش یه پالتو، کلاه،
‫پیراهن، کراوات و عصای جدید خرید.

163
00:11:50,561 --> 00:11:52,372
‫شاید از آدمِ خسته‌کننده‌ای
‫بودن خسته شده بود.

164
00:11:54,271 --> 00:11:55,686
‫و بعدش تو هفته‌ی بعد،

165
00:11:56,521 --> 00:12:00,396
‫با یه خانم شاو، خانم ترنر و
‫خانم مورگان قرار ملاقات داشته.

166
00:12:01,562 --> 00:12:03,442
‫تو قرار ملاقات‌هاش اشاره‌ای به پدرت شده؟

167
00:12:07,146 --> 00:12:08,479
‫چی می‌خوای؟

168
00:12:10,062 --> 00:12:11,062
‫ببخشید؟

169
00:12:18,021 --> 00:12:19,187
‫فکرم...

170
00:12:23,646 --> 00:12:25,288
‫داغونم، جیمز.

171
00:12:25,312 --> 00:12:26,937
‫منو ببخش. می‌رم بخوابم.

172
00:12:57,646 --> 00:12:58,771
‫این تقصیر توئه.

173
00:14:02,479 --> 00:14:04,788
‫شرلوک، پسر عزیزم.

174
00:14:04,812 --> 00:14:06,122
‫خوابت چطور بود؟

175
00:14:08,646 --> 00:14:11,146
‫اگه بخوام باهات روراست باشم
‫پدر، یه‌خرده بی‌خوابی کشیدم.

176
00:14:11,729 --> 00:14:12,771
‫از شنیدنش متاسفم.

177
00:14:13,396 --> 00:14:14,497
‫جیمز رو ندیدی؟

178
00:14:14,521 --> 00:14:16,479
‫اول صبح رفت.

179
00:14:16,979 --> 00:14:18,997
‫از کرول یه اسب خواست.

180
00:14:19,021 --> 00:14:20,187
‫واقعاً؟

181
00:14:20,771 --> 00:14:21,937
‫می‌دونی کجا می‌رفت؟

182
00:14:22,979 --> 00:14:23,979
‫اصلاً هیچ ایده‌ای ندارم.

183
00:14:24,687 --> 00:14:27,354
‫خب، من دارم می‌رم تیمارستان.

184
00:14:28,437 --> 00:14:31,271
‫تا به اون مدیر حرومزاده
‫نشون بدم دنیا دست کیه.

185
00:14:32,354 --> 00:14:34,186
‫خب، شاید بهتر باشه منم باهات بیام.

186
00:14:34,854 --> 00:14:36,561
‫آره! ایده‌ی فوق‌العاده‌ست.

187
00:14:37,061 --> 00:14:38,896
‫نه، حالا که فکرش رو می‌کنم،

188
00:14:39,896 --> 00:14:41,604
‫همینجا پیش مادرت بمون.

189
00:14:42,354 --> 00:14:43,537
‫اون بهت نیاز داره.

190
00:14:58,479 --> 00:15:01,913
‫سلام، آقا. می‌خواستم
‫بپرسم خانم ترنر خونه هستن؟

191
00:15:01,937 --> 00:15:02,997
‫و شما؟

192
00:15:03,021 --> 00:15:06,080
‫اگه می‌تونستم هر کسی
‫باشم، جیمز موریارتی می‌شدم،

193
00:15:06,104 --> 00:15:07,830
‫پس چقدر خوش‌شانسم که خودش هستم.

194
00:15:07,854 --> 00:15:09,580
‫پس شاید بهتر باشه منو معرفی کنی.

195
00:15:09,604 --> 00:15:11,497
‫خانم ترنر خونه نیستن.

196
00:15:11,521 --> 00:15:13,497
‫بهت گفتم اینو به مردم نگو، نوبلز.

197
00:15:13,521 --> 00:15:15,788
‫بهشون بگو یه‌جور دیگه‌ای مشغولم.

198
00:15:15,812 --> 00:15:17,372
‫ایشون یه‌جور دیگه‌ای مشغولن.

199
00:15:17,396 --> 00:15:21,455
‫خب، وقتی کار خانم ترنر از اون
‫«یه‌جور دیگه‌ای مشغول بودن» تموم شد،

200
00:15:21,479 --> 00:15:25,497
‫شاید بتونی بهشون بگی که من از
‫طرف جناب آقای لاوسون جگرز، اومدم.

201
00:15:25,521 --> 00:15:27,896
‫خب، چیزی که من...

202
00:15:28,937 --> 00:15:31,413
‫برام سوال بود که چرا این
‫اواخر خبری ازش نیست.

203
00:15:31,437 --> 00:15:34,686
‫بله، خب، بابت این موضوع عذرخواهی می‌کنیم.

204
00:15:35,896 --> 00:15:37,979
‫چون خود ایشون یه‌جور دیگه‌ای مشغولن.

205
00:15:39,229 --> 00:15:40,412
‫شما منشی جدیدش هستی؟

206
00:15:40,436 --> 00:15:42,662
‫دقیقاً همینطوره، خانم ترنر.

207
00:15:42,686 --> 00:15:45,271
‫اگه جسارت نباشه، خیلی جذاب‌تر از قبلی هستی.

208
00:15:45,854 --> 00:15:47,936
‫اختیار دارید، خانم ترنر.

209
00:15:49,354 --> 00:15:51,061
‫خب، بذار آقا بیاد تو، نوبلز.

210
00:15:54,146 --> 00:15:55,146
‫چشم.

211
00:15:56,146 --> 00:15:57,521
‫بذار آقا بیاد تو،

212
00:15:58,436 --> 00:15:59,561
‫نوبلز.

213
00:16:11,229 --> 00:16:12,288
‫صبح بخیر.

214
00:16:12,312 --> 00:16:13,312
‫صبح بخیر.

215
00:16:14,187 --> 00:16:15,562
‫و کجا بودی تا حالا؟

216
00:16:16,854 --> 00:16:18,187
‫دنبال جواب می‌گشتم.

217
00:16:19,479 --> 00:16:20,538
‫بوی عطر میدی.

218
00:16:20,562 --> 00:16:22,802
‫خب، باورت نمیشه برای گرفتن‌شون
‫مجبور شدم چه کارایی بکنم.

219
00:16:23,562 --> 00:16:25,413
‫قانون مالکیت زنان شوهردار؟

220
00:16:25,437 --> 00:16:26,747
‫آره.

221
00:16:26,771 --> 00:16:28,497
‫می‌دونم، زیاد هم هیجان‌انگیز نیست.

222
00:16:28,521 --> 00:16:32,122
‫و به خاطر همینه که جناب آقای
‫لاوسون جگرز، رفت پیش خانم ترنر؟

223
00:16:32,146 --> 00:16:33,896
‫آره. دقیقاً به همین خاطر بود.

224
00:16:34,561 --> 00:16:37,622
‫چون این قانون به زنان شوهردار
‫اجازه میده دارایی خودشون رو داشته باشن

225
00:16:37,646 --> 00:16:38,997
‫- برای اولین بار.
‫- انقلابی‌ئه.

226
00:16:39,021 --> 00:16:41,372
‫- پس جگرز رفته بود دنبال کار.
‫- واسه همینم تیپ زده بود.

227
00:16:41,396 --> 00:16:45,162
‫دقیقاً. چون حالا می‌تونست به این
‫زنان شوهردار ثروتمند پیشنهاد بده

228
00:16:45,186 --> 00:16:48,662
‫که استقلال مالی‌شون رو
‫از شوهرهاشون پس بگیرن

229
00:16:48,686 --> 00:16:50,037
‫همون‌طور که این قانون به
‫تازگی براشون فراهم کرده بود.

230
00:16:50,061 --> 00:16:54,061
‫با اینکه خیلی جذابه، اما برام سخته
‫که ارتباط این موضوع رو با پدرم بفهمم.

231
00:16:56,436 --> 00:16:58,080
‫از چیزی که می‌خوام بگم خوشت نمیاد.

232
00:16:58,104 --> 00:17:00,687
‫پس پیشنهاد می‌کنم نگیش.

233
00:17:01,687 --> 00:17:03,729
‫- می‌خوام بگم.
‫- می‌خوای بگی.

234
00:17:05,311 --> 00:17:07,580
‫مادرت قبل از اینکه با پدرت
‫آشنا بشه، یه زن ثروتمند بود.

235
00:17:07,604 --> 00:17:11,330
‫حالا می‌فهمم می‌خوای به کجا برسی،
‫و می‌خوام وقت جفت‌مون رو تلف نکنم.

236
00:17:11,354 --> 00:17:13,580
‫- داری اشتباه می‌کنی.
‫- داری جوش میاری.

237
00:17:13,604 --> 00:17:15,872
‫جوش نمیارم. تو داری اشتباه می‌کنی.

238
00:17:15,896 --> 00:17:18,705
‫حرفمو گوش کن. ما چه
‫چیزی رو با قطعیت می‌دونیم؟

239
00:17:18,729 --> 00:17:21,955
‫می‌دونیم که مادرت با جگرز ملاقات کرده، و
‫می‌دونیم که درباره‌ی مسائل کاری حرف زدن.

240
00:17:21,979 --> 00:17:25,747
‫حالا، بیا فرض کنیم پدرت
‫از این ملاقات باخبر میشه،

241
00:17:25,771 --> 00:17:28,122
‫و حالا نیاز داره بدونه مادرت
‫با جگرز چه نقشه‌ای کشیده

242
00:17:28,146 --> 00:17:29,997
‫چون باید از منافع مالی خودش محافظت کنه.

243
00:17:30,021 --> 00:17:32,288
‫- همه‌ش حدسیاته.
‫- بنابراین به مدیر تیمارستان پول میده

244
00:17:32,312 --> 00:17:35,747
‫تا صداشون رو ضبط کنن.
‫اما حالا این نوارها کشف میشن،

245
00:17:35,771 --> 00:17:37,979
‫و جگرز تبدیل به یه دردسر میشه.

246
00:17:38,562 --> 00:17:39,937
‫پس باید دهنش بسته بشه.

247
00:17:40,437 --> 00:17:42,187
‫و برای همین پدرم...

248
00:17:55,021 --> 00:17:59,146
‫و برای همین پدرم لاوسون جگرز رو می‌کشه؟

249
00:17:59,729 --> 00:18:02,413
‫خب، این قضیه‌ی دکمه‌ای که تو
‫درگیری کنده شده رو توجیه می‌کنه.

250
00:18:02,437 --> 00:18:05,663
‫- واقعاً نظریه‌ات اینه؟
‫- وقتی غیرممکن‌ها رو حذف کردی،

251
00:18:05,687 --> 00:18:08,747
‫هرچیزی که باقی می‌مونه، هرچند غیرمحتمل
‫به نظر بیاد، شرلوک، اون باید حقیقت باشه.

252
00:18:08,771 --> 00:18:10,747
‫اما داری یه حقیقت خیلی
‫واضح رو نادیده می‌گیری.

253
00:18:10,771 --> 00:18:12,330
‫لطفاً منو روشن کن.

254
00:18:12,354 --> 00:18:14,830
‫پدرم یه دانشمند برجسته‌ست

255
00:18:14,854 --> 00:18:19,271
‫که از بعضی از بهترین دانشگاه‌های
‫دنیا بودجه تحقیقاتی گرفته.

256
00:18:20,812 --> 00:18:23,163
‫اینکه نیاز به پول مادرم
‫داره، کاملاً مسخره‌ست.

257
00:18:23,187 --> 00:18:25,830
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- چون پدر خودم رو می‌شناسم.

258
00:18:25,854 --> 00:18:27,354
‫واقعاً؟

259
00:18:27,896 --> 00:18:31,080
‫همین مردی که تو ۱۲ سال
‫گذشته بیشتر تو زندگیت غایب بوده؟

260
00:18:31,104 --> 00:18:32,413
‫دلایل خودش رو داشت، جیمز.

261
00:18:32,437 --> 00:18:35,497
‫محض رضای خدا اون دخترش
‫رو از دست داد، و منم یه خواهر.

262
00:18:35,521 --> 00:18:38,663
‫دلم نمی‌خواد درد تو رو دست‌کم بگیرم، شرلوک.

263
00:18:38,687 --> 00:18:41,163
‫نه. ولی دلت می‌خواد
‫اینو تبدیل به یه بازی کنی.

264
00:18:41,187 --> 00:18:42,330
‫درست مثل بقیه‌ی چیزا.

265
00:18:42,354 --> 00:18:44,747
‫اگه واقعاً می‌خوای این قضیه رو
‫بدون هیچ شک و شبهه‌ای حل کنی،

266
00:18:44,771 --> 00:18:47,312
‫پیشنهاد می‌کنم یه نگاهی به
‫سوابق مالی پدرت بندازیم.

267
00:18:50,021 --> 00:18:52,163
‫واقعاً فکر می‌کردم قراره کمکم کنی.

268
00:18:52,187 --> 00:18:53,729
‫دارم کمکت می‌کنم، شرلوک،

269
00:18:54,271 --> 00:18:57,812
‫چون به نظر می‌رسه وقتی پای پدرت
‫در میونه، قادر نیستی به خودت کمک کنی.

270
00:18:58,896 --> 00:19:01,872
‫من دارم سعی می‌کنم با نشون
‫دادن حقیقت بهت کمک کنم،

271
00:19:01,896 --> 00:19:03,521
‫هرچقدر هم که ناراحت‌کننده باشه.

272
00:19:07,604 --> 00:19:09,271
‫می‌دونم چرا داری این کارو می‌کنی.

273
00:19:10,687 --> 00:19:12,288
‫توروخدا منو روشن کن.

274
00:19:12,312 --> 00:19:15,247
‫داری این کارو می‌کنی چون
‫خودت هیچ خانواده‌ای نداری،

275
00:19:15,271 --> 00:19:17,038
‫واسه همین دنبال نابود کردن خانواده‌ی منی.

276
00:19:17,062 --> 00:19:18,872
‫تو هیچ‌چیزی درباره‌ی خانواده‌ی من نمی‌دونی!

277
00:19:18,896 --> 00:19:20,187
‫و داری عقلت رو از دست میدی.

278
00:19:20,812 --> 00:19:23,396
‫اما می‌بخشمت چون این به وضوح تو خونته.

279
00:19:35,312 --> 00:19:38,104
‫حالا آقا تصمیم گرفته یه ضربه‌ی واقعی بزنه.

280
00:19:38,979 --> 00:19:40,205
‫از خونه‌م گمشو بیرون.

281
00:19:40,229 --> 00:19:41,229
‫با کمال میل.

282
00:19:47,271 --> 00:19:48,955
‫صبح بخیر، جیمز. حالت چطوره؟

283
00:19:58,604 --> 00:20:00,104
‫مادرت نیاز به استراحت داره.

284
00:20:27,021 --> 00:20:28,021
‫تو در حقش کوتاهی کردی.

285
00:20:30,646 --> 00:20:31,646
‫شرلوک!

286
00:20:39,187 --> 00:20:41,413
‫شرلوک، اینجایی.

287
00:20:41,437 --> 00:20:44,788
‫می‌دونی الان همین‌طوری به جیمز خوردم که با
‫عصبانیت داشت از مسیر ورودی خونه می‌رفت پایین؟

288
00:20:44,812 --> 00:20:46,687
‫آره، بعضی وقتا می‌تونه رو مخ باشه.

289
00:20:47,854 --> 00:20:50,062
‫خب، گوش کن، آوردمت
‫اینجا چون یه خبرایی دارم.

290
00:20:50,687 --> 00:20:53,955
‫معلوم شد که تو تنها کسی نبودی که
‫پروفسور مالیک صداشو ضبط می‌کرده،

291
00:20:53,979 --> 00:20:56,663
‫همه‌ش بخشی از یه تحقیق علمیِ کذایی بوده،

292
00:20:56,687 --> 00:21:00,747
‫که اون مدیر افتضاح تو
‫تیمارستان بابتش پول حسابی گرفته.

293
00:21:00,771 --> 00:21:04,747
‫مالیک همه‌تون رو موش آزمایشگاهی کرده بود.

294
00:21:04,771 --> 00:21:06,497
‫جگرز کجای این معادله قرار می‌گیره؟

295
00:21:06,521 --> 00:21:09,788
‫وکیل مالیک بود. پوشش قانونیِ کل
‫این پروژه‌ی شیطانی رو فراهم می‌کرد.

296
00:21:09,812 --> 00:21:13,830
‫وقتی فهمید که لو رفتن، و با
‫رسوایی و نابودی روبرو شده،

297
00:21:13,854 --> 00:21:14,979
‫خب،

298
00:21:16,021 --> 00:21:17,455
‫بقیش رو که دیدی.

299
00:21:17,479 --> 00:21:20,830
‫من به پلیس تلگراف زدم.
‫باید یه اظهارنامه پر کنی.

300
00:21:20,854 --> 00:21:22,497
‫البته. هر کاری از دستم
‫بربیاد برای کمک انجام میدم.

301
00:21:22,521 --> 00:21:24,788
‫تنها نکته‌ی مثبتی که از
‫این ماجرای افتضاح دراومد

302
00:21:24,812 --> 00:21:26,479
‫اینه که مادرت برگشته خونه.

303
00:21:30,354 --> 00:21:31,872
‫الان فقط همین مهمه.

304
00:21:31,896 --> 00:21:33,812
‫هیچ‌وقت به این فکر افتادی
‫که زودتر بیاریش خونه؟

305
00:21:34,521 --> 00:21:35,872
‫ببخشید؟

306
00:21:35,896 --> 00:21:38,104
‫من فقط... فقط برام سوال بود،

307
00:21:38,979 --> 00:21:40,479
‫که آیا در توانت بود یا نه.

308
00:21:43,896 --> 00:21:47,187
‫من طبق توصیه‌ی پزشک عمل کردم، شرلوک.

309
00:21:51,021 --> 00:21:56,205
‫فکر می‌کردم مدیر تیمارستان
‫داره مادرت رو اونجا نگه می‌داره

310
00:21:56,229 --> 00:21:58,896
‫چون بهم گفته بودن این براش بهترین کاره.

311
00:22:00,021 --> 00:22:04,455
‫فکر می‌کنی خودم رو بابت اینکه نفهمیدم
‫چه اتفاقی داره میفته سرزنش نمی‌کنم؟

312
00:22:04,479 --> 00:22:08,812
‫سایلاس، تو اصلاً نمی‌تونستی
‫بدونی اونجا چه خبره.

313
00:22:10,396 --> 00:22:11,479
‫خیلی متاسفم.

314
00:22:13,896 --> 00:22:15,146
‫ممنون، عشق من.

315
00:22:16,312 --> 00:22:21,247
‫دلم می‌خواد اون مدیر بابت تمام
‫کارایی که باهام کرد مجازات بشه.

316
00:22:21,271 --> 00:22:25,354
‫نابودیش رو به چشم می‌بینم.

317
00:22:27,000 --> 00:22:33,000


318
00:24:34,771 --> 00:24:38,187
‫حقیقت هرچی که باشه، باید بدونمش.

319
00:24:38,687 --> 00:24:40,312
‫این مثلاً عذرخواهیت بود؟

320
00:24:41,146 --> 00:24:42,205
‫خب؟

321
00:24:42,229 --> 00:24:43,997
‫خب، به عذرخواهی نمی‌خورد.

322
00:24:44,021 --> 00:24:45,080
‫خب، عذرخواهی می‌کنم.

323
00:24:45,104 --> 00:24:46,354
‫همین؟

324
00:24:46,937 --> 00:24:49,538
‫- صمیمانه عذرخواهی می‌کنم؟
‫- هنوزم فکر می‌کنم می‌تونی بهتر از این باشی.

325
00:24:49,562 --> 00:24:53,038
‫من، شرلوک هولمز، از تو، جیمز
‫موریارتی، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم.

326
00:24:53,062 --> 00:24:54,229
‫آفرین.

327
00:24:56,229 --> 00:24:57,269
‫راستش خیلی از این کار لذت بردم.

328
00:24:58,479 --> 00:25:00,705
‫من یه فکری دارم که چطوری
‫می‌تونیم دسترسی پیدا کنیم

329
00:25:00,729 --> 00:25:02,562
‫به سوابق مالی پدرم.

330
00:25:10,271 --> 00:25:12,747
‫- فکر کنم یه‌ذره شکر بیشتر می‌خواد.
‫- آره. شکر.

331
00:25:12,771 --> 00:25:15,187
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

332
00:25:16,312 --> 00:25:17,663
‫این رو می‌سپرم به تو.

333
00:25:41,187 --> 00:25:43,413
‫آره، فکر کنم تو راهرو باشه.
‫همین الان می‌رم یکی پیدا می‌کنم.

334
00:25:43,437 --> 00:25:45,271
‫کنار برندی‌ئه...

335
00:25:48,771 --> 00:25:49,771
‫آره.

336
00:25:50,937 --> 00:25:52,330
‫ایناهاش.

337
00:25:52,354 --> 00:25:53,479
‫پیداش کردم.

338
00:26:04,396 --> 00:26:05,636
‫تو اتاق مطالعه‌ی من چی‌کار می‌کنی؟

339
00:26:07,437 --> 00:26:08,896
‫کایزر آی هیند.

340
00:26:09,396 --> 00:26:11,479
‫پروانه‌ی دم‌چلچله‌ای؟

341
00:26:12,187 --> 00:26:13,913
‫آره، همون مقاله‌ای که
‫درباره‌ی پروانه‌ها نوشتی.

342
00:26:13,937 --> 00:26:16,538
‫داشتم برای جیمز در موردش
‫می‌گفتم، و اونم حسابی علاقه‌مند شده.

343
00:26:18,562 --> 00:26:19,562
‫دوست داره بخوندش؟

344
00:26:21,187 --> 00:26:22,538
‫ببخشید، بـ... باید می‌پرسیدم.

345
00:26:22,562 --> 00:26:26,187
‫خب، آره باید می‌پرسیدی. اما
‫هیچ‌چیزی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه.

346
00:26:29,396 --> 00:26:30,687
‫همین دور و براست.

347
00:26:32,729 --> 00:26:35,104
‫حالا خیلی مشتاقم بدونم نظرش چیه.

348
00:26:37,187 --> 00:26:38,812
‫جوون باهوشیه.

349
00:26:39,479 --> 00:26:40,937
‫آینده‌ی درخشانی در انتظارشه.

350
00:26:43,437 --> 00:26:45,437
‫همیشه می‌تونم اینو تشخیص بدم.

351
00:26:46,021 --> 00:26:49,038
‫خب، من و مادرت داریم
‫شربت گل آقطی درست می‌کنیم.

352
00:26:49,062 --> 00:26:50,812
‫برای روحیه‌ش خوبه.

353
00:26:51,771 --> 00:26:52,854
‫دوست داری بهمون ملحق بشی؟

354
00:26:56,562 --> 00:26:58,122
‫حتماً. چرا که نه؟

355
00:27:09,604 --> 00:27:10,604
‫شرلوک؟

356
00:27:11,229 --> 00:27:12,437
‫یه چیزی رو یادت رفته.

357
00:27:17,104 --> 00:27:19,979
‫کوردلیای عزیزم، یه کمک‌دست پیدا کردیم.

358
00:27:20,937 --> 00:27:23,729
‫دلت می‌خواد بهترین شربت رو امتحان کنی؟

359
00:27:32,854 --> 00:27:35,187
‫شربت اعلای کوردلیا.

360
00:27:35,771 --> 00:27:37,562
‫به سلامتی.

361
00:27:47,104 --> 00:27:48,354
‫با این ببرش پایین.

362
00:27:50,562 --> 00:27:54,479
‫گل‌های سفیدش عطر سرمست‌کننده‌ای دارن.

363
00:27:58,146 --> 00:27:59,455
‫طعم شیرین و دلچسبی داره.

364
00:27:59,479 --> 00:28:04,021
‫در عوض، برگ‌های جوونش بوی گندیدگی میدن.

365
00:28:04,729 --> 00:28:11,205
‫یکی از معدود نهال‌هاییه که
‫خرگوش‌ها هیچ علاقه‌ای ندارن...

366
00:28:11,229 --> 00:28:13,163
‫...که گازش بزنن.

367
00:28:14,479 --> 00:28:15,913
‫به مایکرافت تلگراف زدی؟

368
00:28:18,812 --> 00:28:19,812
‫پدر.

369
00:28:20,896 --> 00:28:22,497
‫به مایکرافت تلگراف زدی؟

370
00:28:22,521 --> 00:28:24,955
‫همین‌طوری پیش خودم فکر کردم وقتی
‫به پلیس تلگراف زدی به اونم خبر دادی.

371
00:28:24,979 --> 00:28:26,122
‫فقط برام سوال بود.

372
00:28:26,146 --> 00:28:29,229
‫نه، راستش یه‌کمی سرم شلوغ بوده. اما...

373
00:28:30,562 --> 00:28:32,312
‫حق با توئه. همین الان این کار رو می‌کنم.

374
00:28:34,146 --> 00:28:35,497
‫کیف پولم کجاست؟

375
00:28:35,521 --> 00:28:37,354
‫عشق من، تو اتاق مطالعه‌ته.

376
00:28:41,021 --> 00:28:42,062
‫طول نمی‌کشه.

377
00:28:43,312 --> 00:28:45,163
‫اول یه‌کمی دیگه شربت گل آقطی میل داری؟

378
00:28:45,187 --> 00:28:46,538
‫نه. ممنون.

379
00:28:46,562 --> 00:28:47,747
‫مطمئنی؟

380
00:28:50,229 --> 00:28:51,229
‫برو کنار.

381
00:28:58,312 --> 00:29:01,312
‫فقط می‌تونم تصور کنم که
‫برگشتن به اینجا چقدر برات سخته.

382
00:29:05,146 --> 00:29:06,146
‫آره.

383
00:29:07,479 --> 00:29:10,312
‫آره، آره، همینطوره. یه‌کمی سخت بوده.

384
00:29:12,771 --> 00:29:15,312
‫تو هر گوشه‌ش یه خاطره هست.

385
00:29:17,562 --> 00:29:19,479
‫خاطرات شاد و...

386
00:29:21,062 --> 00:29:22,187
‫و ناخوشایند.

387
00:29:22,937 --> 00:29:23,937
‫ممنون.

388
00:29:27,396 --> 00:29:28,396
‫شرلوک.

389
00:29:34,312 --> 00:29:37,979
‫این ایده‌ی من نبود که مادرت
‫رو بعد از خواهرت بفرستم بره.

390
00:29:40,562 --> 00:29:41,896
‫ایده‌ی خودش بود.

391
00:29:43,437 --> 00:29:46,146
‫فکر می‌کرد اینطوری زودتر حالش خوب میشه.

392
00:29:51,729 --> 00:29:54,937
‫ممنونم که درک می‌کنی.

393
00:30:01,646 --> 00:30:03,312
‫جیمز.

394
00:30:04,771 --> 00:30:06,872
‫خب، خوشحالم می‌بینم برگشتی.

395
00:30:06,896 --> 00:30:08,479
‫نمی‌تونستم دور بمونم.

396
00:30:09,479 --> 00:30:11,455
‫شیطان برای دست‌های بیکار کار می‌تراشه.

397
00:30:11,479 --> 00:30:13,062
‫حرف حساب.

398
00:30:16,812 --> 00:30:17,812
‫خیلی خب.

399
00:30:18,729 --> 00:30:19,937
‫چی پیدا کردی؟

400
00:30:22,687 --> 00:30:23,896
‫فقط بهم بگو، جیمز.

401
00:30:25,187 --> 00:30:26,312
‫باشه.

402
00:30:26,896 --> 00:30:29,038
‫پدرت چندین منافع تجاری داشته.

403
00:30:29,062 --> 00:30:30,979
‫در واقع، کار و بارش خیلی، خیلی هم خوبه.

404
00:30:36,062 --> 00:30:38,104
‫- تو اینو نمی‌دونستی.
‫- یه دانشمند.

405
00:30:40,604 --> 00:30:41,955
‫این تمام چیزیه که تا حالا به ما گفته.

406
00:30:41,979 --> 00:30:43,771
‫خب، مسئله اینجاست، شرلوک.

407
00:30:44,479 --> 00:30:47,896
‫یه زمانی بوده که کار و
‫بارش اون‌قدرها هم خوب نبوده.

408
00:30:54,687 --> 00:30:59,038
‫چهار تا از شرکت‌هاش تو یه سال
‫اعلام ورشکستگی کردن، سال ۱۸۵۸.

409
00:30:59,062 --> 00:31:03,497
‫و بعد تو سال بعدش، وضعیت مالیش
‫به‌طور چشمگیری بهبود پیدا می‌کنه.

410
00:31:03,521 --> 00:31:04,521
‫۱۸۵۹.

411
00:31:06,437 --> 00:31:07,771
‫سالی که خواهرم مرد.

412
00:31:09,229 --> 00:31:13,062
‫هیچ مدرکی وجود نداره که ثابت
‫کنه این دو تا اتفاق به هم ربط دارن.

413
00:31:17,562 --> 00:31:19,288
‫این سند این خونه‌ست.

414
00:31:19,312 --> 00:31:23,062
‫پدربزرگت اینو به صورت امانت برای تو

415
00:31:24,021 --> 00:31:25,021
‫و مایکرافت گذاشته بود.

416
00:31:26,062 --> 00:31:29,205
‫تا ۱۲ سال پیش توسط مادرت اداره می‌شد،

417
00:31:29,229 --> 00:31:31,604
‫تا اینکه پدرت وکالت‌نامه‌ش رو گرفت.

418
00:31:33,646 --> 00:31:35,955
‫اون کنترل تمام این املاک رو به دست گرفت.

419
00:31:35,979 --> 00:31:38,229
‫چون مادرم تو تیمارستان بستری شد.

420
00:31:42,562 --> 00:31:45,062
‫مجنون و دیوانه از غم و غصه اعلام شد.

421
00:31:48,021 --> 00:31:49,229
‫متاسفم، شرلوک.

422
00:31:54,812 --> 00:31:57,205
‫پدرم یا از موقعیت سوءاستفاده کرده.

423
00:31:57,229 --> 00:31:59,896
‫یا اتفاقی که اون روز افتاد یه تصادف نبوده.

424
00:32:35,937 --> 00:32:36,997
‫مادر؟

425
00:32:37,021 --> 00:32:38,021
‫بله؟

426
00:32:38,854 --> 00:32:40,229
‫باید باهات صحبت کنم

427
00:32:41,562 --> 00:32:42,604
‫درباره‌ی اون روز.

428
00:32:44,854 --> 00:32:48,663
‫شرلوک! بیا دیگه، شرلوک. بیا
‫بازی کن. بیا با من بازی کن.

429
00:32:48,687 --> 00:32:50,038
‫یه دقیقه دیگه.

430
00:32:50,062 --> 00:32:52,080
‫نه یه دقیقه دیگه. همین الان.

431
00:32:52,104 --> 00:32:53,330
‫بئاتریس!

432
00:32:53,354 --> 00:32:55,580
‫من این صحنه رو تو سرم مرور می‌کنم...

433
00:32:55,604 --> 00:32:59,187
‫- نگو یه دقیقه دیگه میام! همین الان باهام بازی کن!
‫- ...بارها و بارها و بارها.

434
00:33:00,312 --> 00:33:02,937
‫می‌دونی بیشتر از هر چیز دیگه‌ای
‫تو این دنیا به چی فکر می‌کنم؟

435
00:33:04,979 --> 00:33:07,271
‫به این فکر می‌کنم که اگه
‫باهاش بازی می‌کردم چی می‌شد.

436
00:33:09,354 --> 00:33:10,646
‫اگه هنوزم اینجا بود.

437
00:33:11,937 --> 00:33:13,997
‫شرلوک! بگیرش!

438
00:33:18,021 --> 00:33:21,604
‫شرلوک، من سال‌هاست
‫دارم خودم رو مجازات می‌کنم،

439
00:33:23,562 --> 00:33:26,187
‫با این فکر که شاید یه جوری کافی باشه،

440
00:33:26,979 --> 00:33:28,330
‫اما هیچ‌وقت کافی نیست.

441
00:33:29,521 --> 00:33:30,521
‫شرلوک،

442
00:33:31,771 --> 00:33:33,896
‫تقصیر تو نبود، عشق من.

443
00:33:41,354 --> 00:33:42,354
‫بعدش چه اتفاقی افتاد؟

444
00:33:42,854 --> 00:33:44,205
‫من حواسم نبود.

445
00:33:44,229 --> 00:33:45,854
‫رفت با پدرت حرف بزنه.

446
00:33:46,854 --> 00:33:49,955
‫بابایی، شرلوک باهام بازی نمی‌کنه.

447
00:33:49,979 --> 00:33:51,229
‫عیبی نداره، عشق من.

448
00:33:55,021 --> 00:33:56,205
‫داره چی میگه؟

449
00:34:04,937 --> 00:34:06,146
‫کجا داره میره؟

450
00:34:09,646 --> 00:34:11,955
‫پدر به بئاتریس چی گفت که باعث شد بره؟

451
00:34:11,979 --> 00:34:13,146
‫بهش چی گفت؟

452
00:34:15,479 --> 00:34:18,437
‫مادر. پدر به بئاتریس چی گفت؟

453
00:34:20,021 --> 00:34:23,604
‫نمی‌دونم، عزیزم. باید از خودش بپرسی.

454
00:34:33,021 --> 00:34:34,229
‫شاید حق با تو بود.

455
00:34:35,062 --> 00:34:36,604
‫شاید این یه تصادف نبوده.

456
00:34:37,812 --> 00:34:40,413
‫پدرم یه چیزی به بئاتریس
‫گفت که باعث شد بره تو جنگل،

457
00:34:40,437 --> 00:34:42,122
‫اما خودش تمام مدت کنار رودخونه موند.

458
00:34:42,146 --> 00:34:43,604
‫پس یه نفر دیگه هم درگیر بوده؟

459
00:34:44,479 --> 00:34:46,229
‫خب پس، شرلوک، کی جسد رو پیدا کرد؟

460
00:34:47,104 --> 00:34:48,146
‫سرایدار.

461
00:34:48,979 --> 00:34:50,830
‫- کجا زندگی می‌کنه؟
‫- تو روستا.

462
00:35:01,312 --> 00:35:02,562
‫کسی خونه هست؟

463
00:35:03,354 --> 00:35:05,146
‫شما تو ملک شخصی هستید!

464
00:35:05,937 --> 00:35:07,062
‫ببخشید مزاحمتون شدیم.

465
00:35:08,271 --> 00:35:09,937
‫دنبال نیتن بردفورد می‌گردیم.

466
00:35:11,229 --> 00:35:12,538
‫پدرم رو می‌گید.

467
00:35:12,562 --> 00:35:15,205
‫آره. می‌تونیم چند کلمه
‫باهاش حرف بزنیم، لطفاً؟

468
00:35:15,229 --> 00:35:16,271
‫خب، کار سختی پیش رو دارید.

469
00:35:16,771 --> 00:35:17,830
‫چطور مگه؟

470
00:35:17,854 --> 00:35:19,521
‫چون اول باید از زیر خاک درش بیارید.

471
00:35:20,604 --> 00:35:21,854
‫...ببخشید.

472
00:35:23,354 --> 00:35:24,854
‫اسم من شرلوک هولمزه.

473
00:35:26,271 --> 00:35:28,104
‫خب، چقدر بزرگ شدی!

474
00:35:29,812 --> 00:35:31,271
‫منو یادت نمیاد؟

475
00:35:33,146 --> 00:35:34,205
‫واقعاً عذر می‌خوام.

476
00:35:34,229 --> 00:35:36,854
‫من و خواهرت با هم بازی
‫جیرجیرک خوک کوچولو رو می‌کردیم.

477
00:35:38,521 --> 00:35:42,122
‫تو کشاورز می‌شدی، من و بی
‫(بئاتریس) هم می‌شدیم خوک‌های کوچولو.

478
00:35:42,146 --> 00:35:43,646
‫واقعاً یادت نمیاد؟

479
00:35:44,479 --> 00:35:46,455
‫- نه.
‫- خب، حق داری.

480
00:35:46,479 --> 00:35:48,146
‫حسابی سر به سرت می‌ذاشتیم.

481
00:35:48,729 --> 00:35:50,872
‫لباسای بی رو تنش می‌کردیم.

482
00:35:50,896 --> 00:35:52,955
‫- واقعاً؟
‫- آره.

483
00:35:52,979 --> 00:35:55,580
‫دارم چیزای زیادی درباره‌ت می‌فهمم، شرلوک.

484
00:35:55,604 --> 00:35:57,955
‫آره، پدرت برامون مهمونی چای می‌گرفت.

485
00:35:57,979 --> 00:36:01,580
‫خانم کرول برامون ماکارون
‫تازه درست می‌کرد...

486
00:36:01,604 --> 00:36:03,747
‫خانواده‌تون همیشه با ما خیلی خوب بودن.

487
00:36:03,771 --> 00:36:06,330
‫مطمئنم پدرت هم در عوض وفادار بود.

488
00:36:06,354 --> 00:36:09,247
‫اگه پدرت نبود، سر قضیه
‫اسب‌ها به خاک سیاه می‌نشست.

489
00:36:09,271 --> 00:36:10,705
‫چرا اینو می‌گی؟

490
00:36:10,729 --> 00:36:12,187
‫تمام بدهیش رو بخشید.

491
00:36:12,687 --> 00:36:13,771
‫همه‌ش رو.

492
00:36:15,604 --> 00:36:18,497
‫پدرت تمام بدهی پدرت رو صاف کرد؟

493
00:36:18,521 --> 00:36:21,872
‫همون روزی بود که غم از صورت مادرم پر کشید.

494
00:36:21,896 --> 00:36:23,038
‫این کی اتفاق افتاد؟

495
00:36:23,062 --> 00:36:27,229
‫همون سالی که شماها رفتید. چند ماه
‫بعد از اینکه خواهر بیچاره‌ت فوت کرد.

496
00:36:30,521 --> 00:36:32,580
‫پدرت سرایدار رو از زیر قرض درآورد.

497
00:36:32,604 --> 00:36:34,830
‫این مدرک نیست. من مدرک می‌خوام.

498
00:36:34,854 --> 00:36:36,497
‫این ثابت نمی‌کنه که تصادف نبوده.

499
00:36:36,521 --> 00:36:38,247
‫درک می‌کنم که این برات آسون نیست، شرلوک.

500
00:36:38,271 --> 00:36:40,747
‫رد شواهد رو بگیر، نذار احساسات کورت کنه.

501
00:36:40,771 --> 00:36:42,997
‫حرف خودته، جیمز. این قطعی نیست.

502
00:36:43,021 --> 00:36:44,021
‫خیلی خب.

503
00:36:45,521 --> 00:36:47,104
‫چی لازم داری، شرلوک؟

504
00:36:49,604 --> 00:36:50,872
‫چی قانعت می‌کنه؟

505
00:36:55,437 --> 00:36:57,538
‫متاسفم، دیگه کاری از
‫دستم برنمیاد، آقای هولمز.

506
00:36:57,562 --> 00:36:59,521
‫ممنون، دکتر.

507
00:37:03,854 --> 00:37:04,854
‫دکتر مالت‌بی.

508
00:37:05,479 --> 00:37:06,729
‫دکتر خانوادگیمون.

509
00:37:08,104 --> 00:37:09,288
‫اون حتماً جسد رو دیده.

510
00:37:10,396 --> 00:37:11,396
‫بیا.

511
00:37:14,104 --> 00:37:15,163
‫دکتر.

512
00:37:15,187 --> 00:37:16,646
‫شرلوک.

513
00:37:17,146 --> 00:37:19,604
‫- حال مادرت چطوره؟
‫- داره بهتر می‌شه.

514
00:37:20,104 --> 00:37:21,104
‫می‌تونم یه لحظه باهاتون حرف بزنم؟

515
00:37:23,771 --> 00:37:25,187
‫بله، خب، اون... اون یه...

516
00:37:26,646 --> 00:37:28,896
‫یه ماجرای وحشتناک بود.

517
00:37:29,729 --> 00:37:31,812
‫روی بدن خواهرم چیز خاصی دیدی؟

518
00:37:33,521 --> 00:37:35,163
‫ببخشید که اینو می‌پرسم، دکتر.

519
00:37:35,187 --> 00:37:39,479
‫اما آیا مدرکی پیدا کردید که نشون
‫بده ممکنه یه جنایتی اتفاق افتاده باشه؟

520
00:37:40,062 --> 00:37:41,872
‫که اتفاقی که افتاد یه تصادف نبوده؟

521
00:37:41,896 --> 00:37:43,271
‫درسته...

522
00:37:44,729 --> 00:37:46,455
‫متاسفم، نمی‌تونم بهت بگم.

523
00:37:46,479 --> 00:37:48,455
‫می‌فهمم که یادآوریش سخته.

524
00:37:48,479 --> 00:37:51,812
‫نه، این... دقیقاً این‌طور نیست.
‫نمی‌تونم بهت بگم چون من اونجا نبودم.

525
00:37:53,104 --> 00:37:54,538
‫هیچ‌وقت به خونه خبرم نکردن.

526
00:37:54,562 --> 00:37:56,080
‫شما دکتر خانوادگی ما بودید.

527
00:37:56,104 --> 00:37:58,372
‫خب، دقیقاً. من کاملاً آماده‌ی کمک بودم.

528
00:37:58,396 --> 00:38:01,146
‫اما... خب، هیچ‌وقت خبری نشد.

529
00:38:01,729 --> 00:38:05,812
‫فکر کنم یه دکتر از بیرون روستا خبر کردن.

530
00:38:06,354 --> 00:38:07,872
‫از آکسفورد، فکر کنم.

531
00:38:07,896 --> 00:38:08,955
‫یه ساعت فاصله؟

532
00:38:08,979 --> 00:38:11,146
‫آره، اون موقع برام عجیب بود.

533
00:38:12,896 --> 00:38:16,122
‫اما... خب، تصمیم با من... با من نبود.

534
00:38:34,271 --> 00:38:35,812
‫شرلوک، شرلوک!

535
00:38:36,312 --> 00:38:38,646
‫بیا، شرلوک. بیا باهام بازی کن.

536
00:38:53,604 --> 00:38:55,271
‫هنوزم صداش رو می‌شنوم.

537
00:38:57,687 --> 00:38:58,771
‫ازش لذت می‌بری؟

538
00:39:04,646 --> 00:39:06,288
‫از چی لذت ببرم، پسرم؟

539
00:39:06,312 --> 00:39:09,896
‫وقتی پروانه‌ها موقع مردن بال زدن

540
00:39:11,021 --> 00:39:12,271
‫رو متوقف می‌کنن، ازش لذت می‌بری؟

541
00:39:18,437 --> 00:39:20,187
‫فقط یه امر ضروریه.

542
00:40:01,604 --> 00:40:03,312
‫- بیدارت کردم؟
‫- نه.

543
00:40:04,271 --> 00:40:05,646
‫فقط داشتم مطالعه می‌کردم.

544
00:40:05,670 --> 00:40:09,270
‫[ شیطان در اوجِ احترام، در اوجِ شرارت است. ]

545
00:40:09,354 --> 00:40:12,062
‫باید یه چیزی ازت بپرسم.
‫می‌ترسم یه‌کمی ناراحت‌کننده باشه.

546
00:40:13,271 --> 00:40:14,271
‫بپرس.

547
00:40:23,812 --> 00:40:25,229
‫اون شب،
‫اون رو دیدی؟

548
00:40:25,771 --> 00:40:26,812
‫- بئاتریس رو؟
‫- آره.

549
00:40:28,812 --> 00:40:30,747
‫آره، البته که دیدم، عزیزم.

550
00:40:30,771 --> 00:40:32,271
‫نیتن اون رو از

551
00:40:33,604 --> 00:40:36,705
‫رودخونه آورد بالا.

552
00:40:36,729 --> 00:40:39,729
‫بی! بی! نه، نه، نه! لطفاً،

553
00:40:41,937 --> 00:40:44,455
‫بی! نه! نه! نه، نه، نه!

554
00:40:44,479 --> 00:40:45,646
‫دوباره.

555
00:40:46,396 --> 00:40:49,062
‫لطفاً، بی! نه! نه! نه، نه، نه!

556
00:40:49,687 --> 00:40:50,913
‫دوباره.

557
00:40:50,937 --> 00:40:54,038
‫نه!

558
00:40:54,062 --> 00:40:55,312
‫دوباره!

559
00:40:56,604 --> 00:40:59,104
‫نه! نه! نه، نه، نه!

560
00:41:08,104 --> 00:41:11,729
‫اون ازت حمایت نمی‌کرد. داشت
‫جلوت رو می‌گرفت که زیاد نزدیک نشی.

561
00:41:12,312 --> 00:41:14,771
‫عزیزم، حالت خوبه؟ داری از چی حرف می‌زنی؟

562
00:41:18,271 --> 00:41:19,771
‫بعد از اینکه آوردش

563
00:41:21,396 --> 00:41:22,455
‫تو، اون رو دیدی؟

564
00:41:22,479 --> 00:41:25,771
‫پـ... پدرت آوردش تو خونه، و...

565
00:41:26,312 --> 00:41:28,622
‫آره. من فقط... مـ... من دیدمش.

566
00:41:28,646 --> 00:41:32,163
‫دیدمش که روی تختش تو
‫اتاق خوابش دراز کشیده بود.

567
00:41:42,396 --> 00:41:43,396
‫نه.

568
00:41:43,979 --> 00:41:45,413
‫با یه ملافه پوشونده شده بود.

569
00:41:45,437 --> 00:41:46,497
‫شـ... شاید حق با توئه.

570
00:41:46,521 --> 00:41:50,062
‫قبل از اینکه ببرنش، قبل از اینکه تو تابوتش بذارنش،

571
00:41:50,896 --> 00:41:52,330
‫هیچ‌وقت جسدش رو دیدی؟

572
00:41:52,354 --> 00:41:54,580
‫چرا این سوالای وحشتناک رو ازم می‌پرسی؟

573
00:41:54,604 --> 00:41:56,955
‫خیلی متاسفم، مادر. باید
‫بدونم. جسدش رو دیدی؟

574
00:41:56,979 --> 00:41:59,872
‫مـ... من حال وحشتناکی داشتم،

575
00:41:59,896 --> 00:42:03,747
‫و پدرت یه چیزی بهم داده بود که بخوابم،

576
00:42:03,771 --> 00:42:06,372
‫پس مـ... م... یادم نمیاد.

577
00:42:07,687 --> 00:42:08,687
‫تق تق.

578
00:42:10,521 --> 00:42:11,997
‫شرلوک.

579
00:42:12,021 --> 00:42:13,896
‫مادرت روز طولانی‌ای داشته.

580
00:42:16,604 --> 00:42:18,229
‫نیاز به استراحت داره.

581
00:42:19,062 --> 00:42:21,146
‫وقت داروهاته، عشق من.

582
00:42:23,229 --> 00:42:24,479
‫من بهش می‌دم، پدر.

583
00:42:25,979 --> 00:42:27,538
‫خب، فکر کنم بهتره من...

584
00:42:27,562 --> 00:42:29,187
‫راستش خیلی دلم می‌خواد
‫خودم این کارو بکنم، پدر.

585
00:42:37,271 --> 00:42:39,229
‫خیلی خب.

586
00:42:46,937 --> 00:42:48,729
‫می‌دونم کی حضورم اضافه هست.

587
00:42:50,104 --> 00:42:52,937
‫مادرت رو بیدار نگه ندار که حرف بزنین.

588
00:43:03,229 --> 00:43:04,687
‫چیه، عزیزم؟

589
00:43:06,937 --> 00:43:08,812
‫هیچی. بی‌خیال.

590
00:43:32,229 --> 00:43:33,896
‫مطمئنی می‌خوای این کار رو بکنی؟

591
00:43:51,812 --> 00:43:53,580
‫ببخشید. بیدارت کردم؟

592
00:43:55,521 --> 00:43:57,080
‫فقط می‌خوام اینا رو جمع کنم.

593
00:43:57,104 --> 00:43:58,396
‫ممنون.

594
00:44:00,521 --> 00:44:02,038
‫داروهات رو خوردی؟

595
00:44:02,062 --> 00:44:05,622
‫فکر نکنم شرلوک بهم داده باشه.
‫یه جورایی خوابم برد، عزیزم.

596
00:44:09,104 --> 00:44:10,437
‫- سایلاس؟
‫- بله، عشق من؟

597
00:44:11,937 --> 00:44:13,604
‫بهش چی گفتی؟

598
00:44:14,437 --> 00:44:15,437
‫به کی؟

599
00:44:17,437 --> 00:44:18,437
‫بئاتریس.

600
00:44:19,396 --> 00:44:23,354
‫قبل از اینکه به سمت درخت‌ها
‫بدوه، آخرین حرفت چی بود؟

601
00:44:27,521 --> 00:44:30,872
‫بابایی، شرلوک باهام بازی نمی‌کنه.

602
00:44:30,896 --> 00:44:32,538
‫عیبی نداره، عشق من.

603
00:44:45,229 --> 00:44:46,854
‫راستش واقعاً یادم نمیاد.

604
00:44:49,812 --> 00:44:51,729
‫فکر کنم کلاً از ذهنم پاکش کردم.

605
00:44:59,354 --> 00:45:00,497
‫چرا؟

606
00:45:00,521 --> 00:45:02,229
‫شرلوک ازم پرسید.

607
00:45:06,812 --> 00:45:07,812
‫شرلوک.

608
00:45:20,729 --> 00:45:21,729
‫شرلوک!

609
00:45:31,562 --> 00:45:32,747
‫شرلوک!

610
00:46:26,604 --> 00:46:28,021
‫اون خواهرم نیست.

611
00:46:28,729 --> 00:46:30,913
‫اون‌ها فقط یه مشت استخونن، شرلوک.

612
00:46:30,937 --> 00:46:31,997
‫چطوری می‌تونی اینو بدونی؟

613
00:46:32,021 --> 00:46:33,312
‫خواهرم دستش شکسته بود.

614
00:46:34,021 --> 00:46:35,104
‫اون دست شکسته نیست.

615
00:46:37,521 --> 00:46:38,937
‫اون خواهرم نیست.

616
00:46:40,000 --> 00:47:00,000
« ارائه ای از سینمافریک مرجع بزرگ فیلم و سریال بدون سانسور »
[ CinemaFreak.Net ]

